اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل فوق العاده زیبا و ارزشمند بودش، با اینکه دوره احساس لیاقت رو به لطف خدا تهیه کردم این فایل یه چیز دیگه ای بود برام ، الان تو شرایط جدایی ام و چقدر به موقع به این فایل ارزشمند هدایت شدم ، آخیییش خیالم راحت شد .
سلام خدمت استاد و هم فرکانسی های عزیزی که کامنت رو میخونند
ب نظرم ب طور کلی انسان ها دو دسته هستند
آنهایی ک چهار تا موفقیت بدست می آورند و تا آخر عمر سرخوش از این موفقیت ها پیش میروند و هیچ موقع هدف از زندگی و بی ارزشی این دنیا در مقابل دنیای بعد و از همه مهم تر خدا و بندگی رو نمی فهمند و دائم در توهم این ب سر میبرند ک خودشون موفقیت هارو کسب کردند و تا آخر عمر با گذروندن ب شدت سخت سختی ها با توهم این ک زندگی همینه پیش می روند
و اصن جایگاه خودشون و خدا رو درک نمی کنند
اما دست دوم کسانی هستند ک ب فانی بودن این دنیا و هدف نبودنش فکر میکنند و دائم سعی میکنن خدارو بشناسند و از خدا سوال میکنند ک خدایا من اینجا چیکار میکنم و تو کی هستی و من باید چیکار کنم و بندگی تو چ جوریه و اصن من چرا باید بندگی کنم تو رو و اصن تو چیکاره ای و من چیکارم و …
همیشه از خدا سوال میپرسیدم خدایا من چ جوری باید بندگی تو رو بکنم و مشتاقم ب بندگی تو
خدا رفتارش با این دو دسته کاملا متفاوته
رفتارش با دسته اول اینه ک جوری ب خواسته هاشون میرسونه ک اونا فکر کنن ک خودشون رسیدن و تا آخر عمرشون در غفلت بگذرونن و سرخوش از جهار تا موفقیت کوچیک و یا حتی بزرگ
اما دسته دوم ک درخواست کردن از خدا ک من 0 جوری بتونم بنده خالص تو بشم همون جایگاهی ک شیطون نمیتونه فریبشون بده
انسان های دسته اول ب خاطر غروری ک دارن شیطون ب هر طرفی ک بخاد بکشونه راحت میکشونه
اما دسته دوم نه
وقتی ک یک مدتی خدا از قصد ب موفقیتی نمی رسوندشون تا بفهمن ک اعتبار تمام موفقیت ها ب خدا میرسه تا بفهمن ک بدون خدا هیچی نیستن تا بفهمن زمان هایی ک در زندگی تغییری کردن ب سمت مثبت زمان هایی بوده ک همه تلاشی کردن و زور زدند و نشده و ی جا برگشتن ب عجز خودشون پی بردن و خالصانه از خدا خواستن ک ی کاری بکنه و ی جورایی مثل حضرت موسی فقیر شدن ب خیری ک از خدا بهشون برسه
معمولا آدم ها سرخوش میشن از اولین موفقیت ها و باز دوباره فکر میکنن ک خودشون ب موفقیت رسیدند و باز پیش میرن و میش میرن
تا دوباره ب ی جایی برسن ک ناتوانن و فقیر ب خیری ک از جانب خدا بهشون برسه
اینجور موقع ها تازه جایگاه خودشون و خدا رو درک میکنند
اینجاس ک از پرستش هوای نفس فارغ میشن و میفهمن اعتبار تمام موفقیت ها ب خدا میرسه و تمام ستایش ها مخصوص اوست ن مخصوص خودش
خدا چ زیبا میگه ک قبل از مرگ برای خدا رکوع کنید
در حالت رکوع انسان آگاهانه سرش رو یا همون مغزی ک اعتبار موفقیت هارو بهش میداده و میپرستیدتش تا جای ممکن در برابر رب میاره پایین و ب خدا میگه هیچ جیز شریک تو نیس اعتبار موفقیت ها ب تو میرسه و پرستنده ای غیر از تو وجود نداره ببخش منو ک جاهلانه مغزمو میپرستیدم
سبحان الله
اینجاس ک ب ناتوانی و ب نادانی و بلد نبودن خودش پی میبره و میفهمه ک فقیره ب خیری ک از جانب خدا بهش برسه و دست از تلاش های زجرآور و دعاهای بی فایده برمیداره و تسلیم میشه و ب خدا میگه من تسلیمم من بلد نیستم ب خودم ظلم کردم با عدم شناخت جایگاه تو و ناتوانی خودم
اینجاس ک تسلیم میشه و دیگه میفهمه غم از گذشته و ترس از آینده و تفکر برای چاره جویی هیچ فایده ای نداره
میفهمه ک نمیتونه جیزی رو کنترل کنه و اینجاس ک اگر بتونه رها کنه و تسلیم بشه خدا هدایتش میکنه
استاد در فایل های قبلی هم گفتن ک وقتی ک تسلیم شدی خدا هدایتت میکنه
خدا با هر کسی اینطوری رفتار نمی کنه فقط با کسانی ک درخواست دادن ک میخان بندگی کنن
بعد میگه حالا فهمیدی کل جهان در سیطره منه ؟حالا فهمیدی ک اگر آدم ها دوست دارن فقط ب خاطر منه؟اگر من نخام همه ازت متنفر میشن
اگر من نخام حتی ی لقمه نون هم بهت نمیرسه
حالا فهمیدی ک هیچی نیستی و همه جیز منم؟
انسان زمانی دچار ترس و غم میشه ک فکر میکنه کاری از دستش برمیاد و فکر میکنه کاره ای هس در این دنیا و حرص میزنه تا ی کاری انجام بده
اما انسانی ک تسلیمه و پی برده ب ناتوانیش رها میکنه غم و ترس رو چون فهمیده ک هیچ کاری از دستش برنمیاد و ب خدا میگه من ناتوانم از تغییر شرایط و باید خیری از جانب تو بهم برسه
اینجاس ک شاعر میگه
هر لحظه ک تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک ترم از شیر
هر لحظه ک می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج پی رنج اید و زنجیر پی زنجیر
استاد در یکی از دوره ها خیلی زیبا و کاربردی مادر موسی رو مثال میزنه
میگه ک از طرف خدا دستور اومد بچه بزار تو رود و نترس و غمگین باش
این نترس و غمگین نباش دستور بوده
استاد میگه تصور کنین ک اگر مادر موسی رها نمی کرد و میترسید و غمگین میشد یقینا هیچ موقع بچش رو نمی دید
استاد میگف خدا خارج از قوانینش عمل نمیکنه حتی در مورد پیغمبرهاش
استاد میگف چون تسلیم شد و غم و ترس نداشت باز دوباره بچش رو دید و بهش شیرداد
هیچ کاری از دستم برنمیاد و هیچ کاری
ب شدت فقیرم ب خیری ک از جانب او بهم نازل بشه
گفتم یاز ب خودم میگم ک زمانی دجار غم و ترس میشم ک فکر میکنم کاری از دستم برمیاد
ب قول استاد زمانی که تسلیم میشم خدا کارهارو انجام میده و هدایت میکنه
تمام ستایش ها مخصوص توست
بیخود نیس ک استاد میگه صبح ک از خواب بیدار میشم میگم اباک نعبد و ایاک نستعین
تنها کاری ک میتونیم ب کمک خودش انجام بدیم همین بندگیه
هر وقت ک ترسیدم و یا نگران شدم باید بفهمم ک دارم اشتباه میرم و تو این مسیر هیچ وقت هیچی ب صورت ریشه ای حل نمیشه و تو این مسیر خر روز غم و ترس بیشتر میشه یک مورد تبدیل میشه ب دو تا
بندگی یعنی رهایی از ترس و غم
خدا ب بندگی من نیازی نداره منم ک نیازمندم ب بندگیش
براش فرقی نداره ک من کدوم راه رو برم
اگر بندگی کنم یادم باشه ک ناتوانم اونم خدایی میکنه
وای ک جقدر وقتی فرمون رو دست میگیره زندگی از هر جهتی رویایی میشه
تو این مسیر خدا گناه هارو میبخشه ب جز شرک ب خودش رو
اگر فکر کنم خودم ب موفقیت ها رسیدم دچار غرور میشم.و فکر میکنم خودم تونستم ب خودم خیر برسونم و خدا هم میگ باشه اگر فکر میکنی خودت بودی باشه برو بقیش رو هم خودت بدست بیار
و تمام موفقیت ها نابود میشه و ممکنه دردش رو تا سال ها حس کنم
و این ب خاطر شرکی هس ک خدا نمیبخشه
در واقع مغزم رو شریک کردم با خدا و اعتبار موفقیت هارو ب مغز خودم دادم
اینجاس ک حضرت یونس اعتراف کرد ب یگانگی خدا و خدا نجاتش داد
لا اله الا انت سبحانک
خدایا من یا شرک بر تو ب خودم ظلم کردم و فکر کردم خودم ب موفقیت رسیدم در حالی ک باید تو رو میپرستیدم و از تو هدایت میخاستم و روی مغزم حساب نمی کردم
خدایا پرستش و ستایشت رو هم از خودت میخام من ناتوانم از خودت میخام ک تا آخر عمر منو در مسیر بندگی خودت نگه داری و نگذاری هیچ وقت مغرور بشم
خدایا من فقیرم ب همه اون خیرهایی رو ک برام کنار گذاشتی
من ناتوانم و تسلیمم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغصوب علیهم و لا الضالین
به نام خدای که قدرت برتر و رب العالمین است و من هر آنچه دارم از آن اوست
استاد عزیزم ، دوستانم در سایت عباس منش سلام
امروز یا بهتره بگم امشب ، شب دوم ، مرداد ماه ، سال 1404 عمیقا احساس میکنم یک شب خاص بود ، فکر کنم به 4 تا 5 از فایل های استاد هدایت شدم از طریق نشونه های مختلف که پاسخ کلی سوال تو ذهنم بود و تموم این فایل ها باعث شدن ، یک احساس آرامش عمیق در من شکل بگیره
من از یک چاله که با ذهن خودم تدایی کردم خارج بشم و به مسیر صراط المستقیم هدایت بشم و مسیر برام روشن بشه.
تو قسمت 97 از سریال زندگی در بهشت که نشانه امروز من در سایت بود ، خانم شایسته یک سوال حسابی از استاد پرسیدن که استاد هم با استقبال حسابی شروع به پاسخ دادن این سوال کرد که شگفت انگیز بود برای من ، انگار منو از وسط امواج اقیانوس بیرون کشیدو به سمت ساحل هدایت کرد
برام یک معنی شد ، برای انگیزه و اشتیاق رسیدن به هدف
یک معنی شد برای لذت بردن از لحظاتی که توش هستیم
یک معنی شد از بی نهایت اهمیت و مهم بودن قدرت حق انتخاب که حیرت انگیز بود.
خدای من برای این نشانه زیبا که دو بار منو بهش هدایت کردی بی نهایت از تو سپاسگزارم
مثل همیشه یک کلید واژه در تموم فایل ها به صورت یکسان جاری بود ، اون هم داشتن احساس خوب و زندگی در لحظه وقدر دان نعماتی که داریم بود.
خدای من شکرت بابت این آگاهی که در این زمان زیبا به سمت من جاری کردی برای اینکه آشکارم کنی نسبت به خودم و اطرافم به موقع و به جا بود. خدایا شکرت
استاد عزیزم بابت بودن شما به عنوان ندای الهی در زندگیم بی نهایت ازتون سپاسگزارم
من آشکارا در این فایل فهمیدم کت تن کیه.
همگی در پناه یگانه خالق جهان هستی شاد و خرسند باشید.
ممنونم از این فایل زیبا خیلی لذت بردم واقعا ثانیه به ثانیش برام آموزنده بود
استاد من وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم واقعا یه جاهایی ناشکری کردم و خدا رو دست کم گرفتم و واقعا خیلی ناراحتم باید روی باور هام کار کنم البته که خدای مهربون خیلی جاها دست مارو میگیره اما ما نمی بینیم
مثلا یکیش این بودهمین دوماه پیش صاحب خونمون یه مبلغ خیلی بالایی از ما پول پیش خواست منم خونمونو خیلی دوست داشتم
منو همسرم واقعا نمی دونستیم از کجا و چجوری این مبلغ رو جور کنیم منم همش به خودم میگفتم مگه میشه آخه از کجا میخواد بیاد این همه پول ولی اون ته دلم میگفتم به خدا بسپار خودش درست میکنه اولاش خیلی نگران بودم احساسمم خیلی بد بود می اومدم تو سایت و فایل های شما رو گوش میدادم و شما می گفتید که باید احساستون خوب باشه تا نعمت های خداوندرو دریافت کنید منم تمام تلاشمو می کردم تا احساسم خوب باشه کامنت های بچه ها رو میخوندم وکلا خیلی بیخیالش شدم هرروز شکر گذاری میکردم وبه خدای مهربون اعتماد کردم احساسمم خوب نگهداشت تا اینکه
یه روز که همسرم اومد گفتن یکی ازآشناها باصاحب خونه صحبتهای کردن راضی شده تا بامبلغ خیلی پایین ترباهاش قرداد ببندیم
خیلی خوشحال شدم و از خدای بزرگ و متعال تشکر کردم
شاید این یک مورد از عجابت های دعاهام بود خیلی جاها خدا دست مارو میگیره اما ما نمی فهمیم و نمیبینیم وفقط باید از خدا هدایت بخوایم و باور داشته باشیم که خدا در همه حال دست مارو میگیره وبه هدایت پروردگار بزرگ ایمان داشته باشیم
استاد عزیزم چون از شما یاد گرفتم که سپاسگزار باشم و اینقدر این سپاسگزاری مهمه که شما فایلها براش گذاشتین وظیفه خودم دونستم که از شما سپاسگزاری کنم بابت هدیه ای که در سایت گذاشتین
استاد دو روز قبل موقع نماز خوندن یک احساس شادی و شعفی در درونم به یکباره به وجود آمد مثل همون موقعی که فایلی جدیدی میگزارید فهمیدم خبری در راه است
اومدم و سایت رو بررسی کردم اما فایلی جدیدی نبود اما میدونستم که حتما خبری در راه است و دیروز که دیدم فایل جدید گذاشتین خنده ای بر لبانم نقش بست از اینکه مدارم چقدر با شما یکیست که فهمیدم شما در چه حالی هستین و چه میخواهید انجام دهید
بسیار خوشحالم و خدارو سپاسگزار که خداوندرو دارم و سریع پاسخ سوالاتم را میدهد و هزاران هزار روش
خدایا شکرت
و باز هم میگم این کامنت فقط به رسم سپاسگزاری من بود از شما بسیار بسیار سپاسگزارم
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای
اول از همه میخواستم بگم چه رنگ لباستون قشنگه و بهتون میاد
و همیشه اینو با خودم تکرار میکنم و میگم خدایا شکرت که استاد را به زندگیم کشوندی و زندگیم را دگرگون کردی خدایا ممنونم
خدایا شکرت
که دارم با قانونهات زندگی میکنم و زندگیم را شیرین کردی ممنون
خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایی که به ما دادی
خدایا من باید فقط بندگی تورا کنم و تنها از تو کمک بخوام و تنها به تو تکیه کنم و بگم یه رب کنارمه یه ربی که همیشه حواسش به منه و من هم باید توجه ام بکنم به اون و اون زود جواب منو میده و همچین میچینه که من دهنم یه متر باز میمونه
خدایا خدای مهربونم من کافیه تورا شکر بگویم و از تو درخواست کنم و یاور داشته باشم که تو همیشه کنارمی و این باور را هر روز به خودم بگم اون از هر کسی به من نزدیکه من عاشق این آیه ام و استاد هر وقت اینو با خودم زمزمه میکنم فقط اشکهام میاد و چقد احساس میکنم که چقد من به این آیه حس خوب و عالی دارم
استاد عاشق فایلهای قرآنی تونم
و چندین بار شده چندین روز من هی گوش میدم و با این فایلها اسم میریزم
من در حال گوش دادن و عمل کردن به دوره ی روانشناسی ثروت 1 هستم چقدر دوستش دارم و چقدر خوشحالم که دارم روی خودم کار میکنم و چقدر واقعا جای کار داره برام
ولی بازم خداراشکر خیلی چیزهارا فهمیدم اینکه من قبلا فک میکردم باید از یه شغلی که توش هستم پول بسازم
تا بعدش( که نمیدونستم چقدر زمان میبره ) برم سراغ کاری که دوست دارم انجام بدم که فهمیدم هم هیچ وقت این امکان پذیر نیست که از شغلی که دوست نداری ثروت بسازی .
و وقتی این دوره را گوش دادم واقعا کارهای عملی را انجام دادم یکی از این کارها وارد شدن به ترسهام بود که سعی کردم پله پله انجام بدم و اولین کاری که کردم کوتاه کردن موهام بود چیزی که همیشه وقت گیر و اذیت کننده بود و فک میکردم باشن و درستشون کنم و باهاشون کنار بیام که به هزار و یک دلیل این کارا انجام نمیدادم
وعلاوه بر اون سعی کردم چیزهایی که جلوی ثروتمند شدنم را میگیرین همینطوری قیچی کنم همه ی این چیزایی که تا الان به خودم چسبوندم هم خودم ،هم محیطم، هم اطرافیانم ،هم جامعه ، با اینکه توی یک محیط کوچیک بودم رفتم برای کاری که دوست داشتم پرسیدم وثبت نام کردم و اونجا هم سعی میکنم اشکالاتم را هی برطرف کنم و پله پله خودم را ارتقا بدم من چون به بازیگری علاقه دارم
ودندونام هم یکم مشکل داره خودم متوجه میشم که این مشکل باعث میشه که من نخام خودم را مطرح کنم به جاهای بالاتر میدونم، باید پله پله باشه ولی این مشکل انگار اجازه نمیده که من بخام بیشتر روی خودم کار کنم و دیده بشم از درون
و هر جور که فکر میکنم انگار نمیتونم برای این مشکلم راه حل درست کنم یعنی میدونم باید دندونام را درستشون کنم ولی اینکه هزینش را چطوری باید به دست بیارم را نمیدونم واین مشکل چند وقت هست که ذهن من را درگیر کرده
تا اینجای داستان بر میگرده به ثروت 1
تا گفتم باید دندوناما درست کنم این زمزمه های ذهن من بود که از کجا بیارم ؟!چطوری این همه پول میشه درست کرد؟! چیکار باید بکنم؟! از کی بخام ؟چطور وام بگیرم !(حتی با اینکه با وام گرفتن هم مخالف بودم ) چقدر بهش فکر میکردم و هیچ چیزی به ذهنم نمیومد وگیج و سردرگم بودم چقدر استرس واضطراب داشتم چقدر نگران بودم آخه باید چیکار کنم و این چطور بودنه خیلی اذیتم کردم تا اینکه این فایل معجزه آسا بهم کمک کرد اینکه آروم شدم واون همه استرس واضطراب که اصن باعث (دندون دردم شد) ولی الان یه آرامشی دارم که درسته من این خواسته را دارم ولی باورهای که باعث بشه این خواسته محقق بشه را نداشتم ولی الان یاد گرفتم که به قول راهنمایی عملی دستیابی به رویاها به خواستم نچسبیدم و رهاش کردم و به قول این فایل عزیز ودوست داشتنی دارم سپاسگزاری میکنم به خاطر داشته هام و میدونم خدا از جایی که فکرشم نمیکنم بهم روزی میده
مثل بارون که الان داره میباره و من دارم لذتش را میبرم
بنام خدای هدایتگرم
سلام ب استاد عزیزم
سلام ب پیامبر خدا
سلام ب تاثیرگذارترین فرد زندگیم
و سلام ب مریم جان ِ شایسته ی مهربان ک الحق شایسته هستی
سلام ب دوستان هم فرکانسیم
استاد عزیزم نمیدونم اخیرا تو چه عالمی هستی
کجا داری سِیر میکنی ک اینقدر فایل هات الهیه
این ده دوازده تا فایل اخیر چرا اینجوریه؟؟؟
انگار از یه عالم دیگه اومده
انگار خدا یه جور دیگه جاریه تو کلامتون،تو قلبتون ک اینجوری تاثیر میذارین رو قلب ما
یعنی تک تک حرفاتون تا عمق وجودم میره
چقققدر حال معنوی داره این فایل ها و الحق ک عین تشنه ها،روحم همشو سر میکشه
الهی نور بباره ب زندگیت استاد
بخداااا این فایل ها از همون مرحله ی گذر کردنی ک تو سوره لیل توضیح دادین میاد ک این فایل هارو هدیه دادین و بها نداره
هر چند ک اصلا رو این حرف ها نمیشد بها گذاشت؟چند صد میلیون میذاشتین ک ارزش این دُر و گوهر ها حفظ میشد؟؟؟؟
انگار شما هم گذر کردین
انگار دیگه روحتون پره
بخاطر همینه ک آسون شدین برای آسونی ها
حال معنویتون رو دوست دارم،عاشقانه دوست دارم
اگه بدانید چقققققدر سرم شلوغه
با بچه کوچیک،با خونه زندگی و درسو …ولی با چه مشغله ای تایم آزاد کردم ک بیام حداقل این کامنت رو بگذارم
کمترین کاری ک در جواب این همه محبت شما از دستم بر میاد
الهی خیر ببینید
همه فایل و دوره هارو سعی میکنم بنویسم توی دفترام با وجودی ک خیلی ازم وقت میبره اما با عشق انجام میدم
همزمان قدم پنج هستم و دارم عشق بازی میکنم
هم زمان روابط جلسه شش هستم
خودارزشمندی رو تموم کردم دور دوم،جلسه دو هستم
یعنی از هر طرف ذهنم رو بستم ب آموزه هاتون
با وجوووود کارای خونه و خودم
اقدر سر خودمو شلوغ کردم ک باید از خوابم بزنم تا برسم ب این همه عشق بازی
ولی نتیجه این همه کار کردن اینه ک حس میکنم رو ابرا هستم
الهی الهی خیر ببینید استاد
فقط کامنت گذاشتم ک بگم ممنونم ازتون
ممنونم
ممنونم
ممنونم
ممنونم
قلبم با این فایل های اخیر خیلی قلبی قلبیه
دوستت دارم استاد الهی من
به نام خداوند بخشنده و مهربان
درود استاد عزیزم و خانم شایسته جان
این فایل فوق العاده زیبا و ارزشمند بودش، با اینکه دوره احساس لیاقت رو به لطف خدا تهیه کردم این فایل یه چیز دیگه ای بود برام ، الان تو شرایط جدایی ام و چقدر به موقع به این فایل ارزشمند هدایت شدم ، آخیییش خیالم راحت شد .
از این فایل سیر نمیشم خیلیییی کلیدی هستش محشره
استادعزیزم ازتون سپاسگزارم
سلام خدمت استاد و هم فرکانسی های عزیزی که کامنت رو میخونند
ب نظرم ب طور کلی انسان ها دو دسته هستند
آنهایی ک چهار تا موفقیت بدست می آورند و تا آخر عمر سرخوش از این موفقیت ها پیش میروند و هیچ موقع هدف از زندگی و بی ارزشی این دنیا در مقابل دنیای بعد و از همه مهم تر خدا و بندگی رو نمی فهمند و دائم در توهم این ب سر میبرند ک خودشون موفقیت هارو کسب کردند و تا آخر عمر با گذروندن ب شدت سخت سختی ها با توهم این ک زندگی همینه پیش می روند
و اصن جایگاه خودشون و خدا رو درک نمی کنند
اما دست دوم کسانی هستند ک ب فانی بودن این دنیا و هدف نبودنش فکر میکنند و دائم سعی میکنن خدارو بشناسند و از خدا سوال میکنند ک خدایا من اینجا چیکار میکنم و تو کی هستی و من باید چیکار کنم و بندگی تو چ جوریه و اصن من چرا باید بندگی کنم تو رو و اصن تو چیکاره ای و من چیکارم و …
همیشه از خدا سوال میپرسیدم خدایا من چ جوری باید بندگی تو رو بکنم و مشتاقم ب بندگی تو
خدا رفتارش با این دو دسته کاملا متفاوته
رفتارش با دسته اول اینه ک جوری ب خواسته هاشون میرسونه ک اونا فکر کنن ک خودشون رسیدن و تا آخر عمرشون در غفلت بگذرونن و سرخوش از جهار تا موفقیت کوچیک و یا حتی بزرگ
اما دسته دوم ک درخواست کردن از خدا ک من 0 جوری بتونم بنده خالص تو بشم همون جایگاهی ک شیطون نمیتونه فریبشون بده
انسان های دسته اول ب خاطر غروری ک دارن شیطون ب هر طرفی ک بخاد بکشونه راحت میکشونه
اما دسته دوم نه
وقتی ک یک مدتی خدا از قصد ب موفقیتی نمی رسوندشون تا بفهمن ک اعتبار تمام موفقیت ها ب خدا میرسه تا بفهمن ک بدون خدا هیچی نیستن تا بفهمن زمان هایی ک در زندگی تغییری کردن ب سمت مثبت زمان هایی بوده ک همه تلاشی کردن و زور زدند و نشده و ی جا برگشتن ب عجز خودشون پی بردن و خالصانه از خدا خواستن ک ی کاری بکنه و ی جورایی مثل حضرت موسی فقیر شدن ب خیری ک از خدا بهشون برسه
معمولا آدم ها سرخوش میشن از اولین موفقیت ها و باز دوباره فکر میکنن ک خودشون ب موفقیت رسیدند و باز پیش میرن و میش میرن
تا دوباره ب ی جایی برسن ک ناتوانن و فقیر ب خیری ک از جانب خدا بهشون برسه
اینجور موقع ها تازه جایگاه خودشون و خدا رو درک میکنند
اینجاس ک از پرستش هوای نفس فارغ میشن و میفهمن اعتبار تمام موفقیت ها ب خدا میرسه و تمام ستایش ها مخصوص اوست ن مخصوص خودش
خدا چ زیبا میگه ک قبل از مرگ برای خدا رکوع کنید
در حالت رکوع انسان آگاهانه سرش رو یا همون مغزی ک اعتبار موفقیت هارو بهش میداده و میپرستیدتش تا جای ممکن در برابر رب میاره پایین و ب خدا میگه هیچ جیز شریک تو نیس اعتبار موفقیت ها ب تو میرسه و پرستنده ای غیر از تو وجود نداره ببخش منو ک جاهلانه مغزمو میپرستیدم
سبحان الله
اینجاس ک ب ناتوانی و ب نادانی و بلد نبودن خودش پی میبره و میفهمه ک فقیره ب خیری ک از جانب خدا بهش برسه و دست از تلاش های زجرآور و دعاهای بی فایده برمیداره و تسلیم میشه و ب خدا میگه من تسلیمم من بلد نیستم ب خودم ظلم کردم با عدم شناخت جایگاه تو و ناتوانی خودم
اینجاس ک تسلیم میشه و دیگه میفهمه غم از گذشته و ترس از آینده و تفکر برای چاره جویی هیچ فایده ای نداره
میفهمه ک نمیتونه جیزی رو کنترل کنه و اینجاس ک اگر بتونه رها کنه و تسلیم بشه خدا هدایتش میکنه
استاد در فایل های قبلی هم گفتن ک وقتی ک تسلیم شدی خدا هدایتت میکنه
خدا با هر کسی اینطوری رفتار نمی کنه فقط با کسانی ک درخواست دادن ک میخان بندگی کنن
بعد میگه حالا فهمیدی کل جهان در سیطره منه ؟حالا فهمیدی ک اگر آدم ها دوست دارن فقط ب خاطر منه؟اگر من نخام همه ازت متنفر میشن
اگر من نخام حتی ی لقمه نون هم بهت نمیرسه
حالا فهمیدی ک هیچی نیستی و همه جیز منم؟
انسان زمانی دچار ترس و غم میشه ک فکر میکنه کاری از دستش برمیاد و فکر میکنه کاره ای هس در این دنیا و حرص میزنه تا ی کاری انجام بده
اما انسانی ک تسلیمه و پی برده ب ناتوانیش رها میکنه غم و ترس رو چون فهمیده ک هیچ کاری از دستش برنمیاد و ب خدا میگه من ناتوانم از تغییر شرایط و باید خیری از جانب تو بهم برسه
اینجاس ک شاعر میگه
هر لحظه ک تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک ترم از شیر
هر لحظه ک می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج پی رنج اید و زنجیر پی زنجیر
استاد در یکی از دوره ها خیلی زیبا و کاربردی مادر موسی رو مثال میزنه
میگه ک از طرف خدا دستور اومد بچه بزار تو رود و نترس و غمگین باش
این نترس و غمگین نباش دستور بوده
استاد میگه تصور کنین ک اگر مادر موسی رها نمی کرد و میترسید و غمگین میشد یقینا هیچ موقع بچش رو نمی دید
استاد میگف خدا خارج از قوانینش عمل نمیکنه حتی در مورد پیغمبرهاش
استاد میگف چون تسلیم شد و غم و ترس نداشت باز دوباره بچش رو دید و بهش شیرداد
هیچ کاری از دستم برنمیاد و هیچ کاری
ب شدت فقیرم ب خیری ک از جانب او بهم نازل بشه
گفتم یاز ب خودم میگم ک زمانی دجار غم و ترس میشم ک فکر میکنم کاری از دستم برمیاد
ب قول استاد زمانی که تسلیم میشم خدا کارهارو انجام میده و هدایت میکنه
تمام ستایش ها مخصوص توست
بیخود نیس ک استاد میگه صبح ک از خواب بیدار میشم میگم اباک نعبد و ایاک نستعین
تنها کاری ک میتونیم ب کمک خودش انجام بدیم همین بندگیه
هر وقت ک ترسیدم و یا نگران شدم باید بفهمم ک دارم اشتباه میرم و تو این مسیر هیچ وقت هیچی ب صورت ریشه ای حل نمیشه و تو این مسیر خر روز غم و ترس بیشتر میشه یک مورد تبدیل میشه ب دو تا
بندگی یعنی رهایی از ترس و غم
خدا ب بندگی من نیازی نداره منم ک نیازمندم ب بندگیش
براش فرقی نداره ک من کدوم راه رو برم
اگر بندگی کنم یادم باشه ک ناتوانم اونم خدایی میکنه
وای ک جقدر وقتی فرمون رو دست میگیره زندگی از هر جهتی رویایی میشه
تو این مسیر خدا گناه هارو میبخشه ب جز شرک ب خودش رو
اگر فکر کنم خودم ب موفقیت ها رسیدم دچار غرور میشم.و فکر میکنم خودم تونستم ب خودم خیر برسونم و خدا هم میگ باشه اگر فکر میکنی خودت بودی باشه برو بقیش رو هم خودت بدست بیار
و تمام موفقیت ها نابود میشه و ممکنه دردش رو تا سال ها حس کنم
و این ب خاطر شرکی هس ک خدا نمیبخشه
در واقع مغزم رو شریک کردم با خدا و اعتبار موفقیت هارو ب مغز خودم دادم
اینجاس ک حضرت یونس اعتراف کرد ب یگانگی خدا و خدا نجاتش داد
لا اله الا انت سبحانک
خدایا من یا شرک بر تو ب خودم ظلم کردم و فکر کردم خودم ب موفقیت رسیدم در حالی ک باید تو رو میپرستیدم و از تو هدایت میخاستم و روی مغزم حساب نمی کردم
خدایا پرستش و ستایشت رو هم از خودت میخام من ناتوانم از خودت میخام ک تا آخر عمر منو در مسیر بندگی خودت نگه داری و نگذاری هیچ وقت مغرور بشم
خدایا من فقیرم ب همه اون خیرهایی رو ک برام کنار گذاشتی
من ناتوانم و تسلیمم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغصوب علیهم و لا الضالین
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدای که قدرت برتر و رب العالمین است و من هر آنچه دارم از آن اوست
استاد عزیزم ، دوستانم در سایت عباس منش سلام
امروز یا بهتره بگم امشب ، شب دوم ، مرداد ماه ، سال 1404 عمیقا احساس میکنم یک شب خاص بود ، فکر کنم به 4 تا 5 از فایل های استاد هدایت شدم از طریق نشونه های مختلف که پاسخ کلی سوال تو ذهنم بود و تموم این فایل ها باعث شدن ، یک احساس آرامش عمیق در من شکل بگیره
من از یک چاله که با ذهن خودم تدایی کردم خارج بشم و به مسیر صراط المستقیم هدایت بشم و مسیر برام روشن بشه.
تو قسمت 97 از سریال زندگی در بهشت که نشانه امروز من در سایت بود ، خانم شایسته یک سوال حسابی از استاد پرسیدن که استاد هم با استقبال حسابی شروع به پاسخ دادن این سوال کرد که شگفت انگیز بود برای من ، انگار منو از وسط امواج اقیانوس بیرون کشیدو به سمت ساحل هدایت کرد
برام یک معنی شد ، برای انگیزه و اشتیاق رسیدن به هدف
یک معنی شد برای لذت بردن از لحظاتی که توش هستیم
یک معنی شد از بی نهایت اهمیت و مهم بودن قدرت حق انتخاب که حیرت انگیز بود.
خدای من برای این نشانه زیبا که دو بار منو بهش هدایت کردی بی نهایت از تو سپاسگزارم
مثل همیشه یک کلید واژه در تموم فایل ها به صورت یکسان جاری بود ، اون هم داشتن احساس خوب و زندگی در لحظه وقدر دان نعماتی که داریم بود.
خدای من شکرت بابت این آگاهی که در این زمان زیبا به سمت من جاری کردی برای اینکه آشکارم کنی نسبت به خودم و اطرافم به موقع و به جا بود. خدایا شکرت
استاد عزیزم بابت بودن شما به عنوان ندای الهی در زندگیم بی نهایت ازتون سپاسگزارم
من آشکارا در این فایل فهمیدم کت تن کیه.
همگی در پناه یگانه خالق جهان هستی شاد و خرسند باشید.
سلام حضور استاد عزیزم مریم بانو و دوستان همیشه همواره امیدورام هرجا هستین شاد سلامت تن درست باشین چقدر این فایل آگاهی دهند بود برام خدارو شکر میکنم
که کمکم میکنه کم کم برگردم به مسیر درست
استاد ممنونم که در این مسیر شدین دستی از دستان خداوند
ممنونم که کمک میکنید که ما متوجه باشین همه چیز کم کم باید پیش بره
با منطق و اصل و پایه به ما و هدایت شدن ما کمک میکنید که در مسیر آگاهی و رشد قرار بگیریم
چقدر این آگاهی ها عمیق هستن چقدر جا داره که بار ها و بارها روشون دقیق بشیم تکرار بشن در موردشون تعمق کنیم زمان بزاریم براشون
فرصت بدیم که بشینه در سر زمین وجودمون استاد دوستون دارم سالم سلامت باشین
هر جای این جهان زیبا که هستین
دوستان ممنونم که وقت میزارین
موفق باشین
به نام خدای مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیز
ممنونم از این فایل زیبا خیلی لذت بردم واقعا ثانیه به ثانیش برام آموزنده بود
استاد من وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم واقعا یه جاهایی ناشکری کردم و خدا رو دست کم گرفتم و واقعا خیلی ناراحتم باید روی باور هام کار کنم البته که خدای مهربون خیلی جاها دست مارو میگیره اما ما نمی بینیم
مثلا یکیش این بودهمین دوماه پیش صاحب خونمون یه مبلغ خیلی بالایی از ما پول پیش خواست منم خونمونو خیلی دوست داشتم
منو همسرم واقعا نمی دونستیم از کجا و چجوری این مبلغ رو جور کنیم منم همش به خودم میگفتم مگه میشه آخه از کجا میخواد بیاد این همه پول ولی اون ته دلم میگفتم به خدا بسپار خودش درست میکنه اولاش خیلی نگران بودم احساسمم خیلی بد بود می اومدم تو سایت و فایل های شما رو گوش میدادم و شما می گفتید که باید احساستون خوب باشه تا نعمت های خداوندرو دریافت کنید منم تمام تلاشمو می کردم تا احساسم خوب باشه کامنت های بچه ها رو میخوندم وکلا خیلی بیخیالش شدم هرروز شکر گذاری میکردم وبه خدای مهربون اعتماد کردم احساسمم خوب نگهداشت تا اینکه
یه روز که همسرم اومد گفتن یکی ازآشناها باصاحب خونه صحبتهای کردن راضی شده تا بامبلغ خیلی پایین ترباهاش قرداد ببندیم
خیلی خوشحال شدم و از خدای بزرگ و متعال تشکر کردم
شاید این یک مورد از عجابت های دعاهام بود خیلی جاها خدا دست مارو میگیره اما ما نمی فهمیم و نمیبینیم وفقط باید از خدا هدایت بخوایم و باور داشته باشیم که خدا در همه حال دست مارو میگیره وبه هدایت پروردگار بزرگ ایمان داشته باشیم
به نام خدای مهربانیها
سلام به همه عزیزانم
به رسم سپاسگزاری
استاد عزیزم چون از شما یاد گرفتم که سپاسگزار باشم و اینقدر این سپاسگزاری مهمه که شما فایلها براش گذاشتین وظیفه خودم دونستم که از شما سپاسگزاری کنم بابت هدیه ای که در سایت گذاشتین
استاد دو روز قبل موقع نماز خوندن یک احساس شادی و شعفی در درونم به یکباره به وجود آمد مثل همون موقعی که فایلی جدیدی میگزارید فهمیدم خبری در راه است
اومدم و سایت رو بررسی کردم اما فایلی جدیدی نبود اما میدونستم که حتما خبری در راه است و دیروز که دیدم فایل جدید گذاشتین خنده ای بر لبانم نقش بست از اینکه مدارم چقدر با شما یکیست که فهمیدم شما در چه حالی هستین و چه میخواهید انجام دهید
بسیار خوشحالم و خدارو سپاسگزار که خداوندرو دارم و سریع پاسخ سوالاتم را میدهد و هزاران هزار روش
خدایا شکرت
و باز هم میگم این کامنت فقط به رسم سپاسگزاری من بود از شما بسیار بسیار سپاسگزارم
خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای
الهی آمین
آمین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
به نام خداوند بخشنده مهربانم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
اول از همه میخواستم بگم چه رنگ لباستون قشنگه و بهتون میاد
و همیشه اینو با خودم تکرار میکنم و میگم خدایا شکرت که استاد را به زندگیم کشوندی و زندگیم را دگرگون کردی خدایا ممنونم
خدایا شکرت
که دارم با قانونهات زندگی میکنم و زندگیم را شیرین کردی ممنون
خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایی که به ما دادی
خدایا من باید فقط بندگی تورا کنم و تنها از تو کمک بخوام و تنها به تو تکیه کنم و بگم یه رب کنارمه یه ربی که همیشه حواسش به منه و من هم باید توجه ام بکنم به اون و اون زود جواب منو میده و همچین میچینه که من دهنم یه متر باز میمونه
خدایا خدای مهربونم من کافیه تورا شکر بگویم و از تو درخواست کنم و یاور داشته باشم که تو همیشه کنارمی و این باور را هر روز به خودم بگم اون از هر کسی به من نزدیکه من عاشق این آیه ام و استاد هر وقت اینو با خودم زمزمه میکنم فقط اشکهام میاد و چقد احساس میکنم که چقد من به این آیه حس خوب و عالی دارم
استاد عاشق فایلهای قرآنی تونم
و چندین بار شده چندین روز من هی گوش میدم و با این فایلها اسم میریزم
خدایا بابت همه چیز از تو سپاسگزارم
چقد حال دلم خوبه خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد از شما و خانم شایسته عزیز م متشکرم
خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام به استاد عزیز و مریم جان شایسته
من در حال گوش دادن و عمل کردن به دوره ی روانشناسی ثروت 1 هستم چقدر دوستش دارم و چقدر خوشحالم که دارم روی خودم کار میکنم و چقدر واقعا جای کار داره برام
ولی بازم خداراشکر خیلی چیزهارا فهمیدم اینکه من قبلا فک میکردم باید از یه شغلی که توش هستم پول بسازم
تا بعدش( که نمیدونستم چقدر زمان میبره ) برم سراغ کاری که دوست دارم انجام بدم که فهمیدم هم هیچ وقت این امکان پذیر نیست که از شغلی که دوست نداری ثروت بسازی .
و وقتی این دوره را گوش دادم واقعا کارهای عملی را انجام دادم یکی از این کارها وارد شدن به ترسهام بود که سعی کردم پله پله انجام بدم و اولین کاری که کردم کوتاه کردن موهام بود چیزی که همیشه وقت گیر و اذیت کننده بود و فک میکردم باشن و درستشون کنم و باهاشون کنار بیام که به هزار و یک دلیل این کارا انجام نمیدادم
وعلاوه بر اون سعی کردم چیزهایی که جلوی ثروتمند شدنم را میگیرین همینطوری قیچی کنم همه ی این چیزایی که تا الان به خودم چسبوندم هم خودم ،هم محیطم، هم اطرافیانم ،هم جامعه ، با اینکه توی یک محیط کوچیک بودم رفتم برای کاری که دوست داشتم پرسیدم وثبت نام کردم و اونجا هم سعی میکنم اشکالاتم را هی برطرف کنم و پله پله خودم را ارتقا بدم من چون به بازیگری علاقه دارم
ودندونام هم یکم مشکل داره خودم متوجه میشم که این مشکل باعث میشه که من نخام خودم را مطرح کنم به جاهای بالاتر میدونم، باید پله پله باشه ولی این مشکل انگار اجازه نمیده که من بخام بیشتر روی خودم کار کنم و دیده بشم از درون
و هر جور که فکر میکنم انگار نمیتونم برای این مشکلم راه حل درست کنم یعنی میدونم باید دندونام را درستشون کنم ولی اینکه هزینش را چطوری باید به دست بیارم را نمیدونم واین مشکل چند وقت هست که ذهن من را درگیر کرده
تا اینجای داستان بر میگرده به ثروت 1
تا گفتم باید دندوناما درست کنم این زمزمه های ذهن من بود که از کجا بیارم ؟!چطوری این همه پول میشه درست کرد؟! چیکار باید بکنم؟! از کی بخام ؟چطور وام بگیرم !(حتی با اینکه با وام گرفتن هم مخالف بودم ) چقدر بهش فکر میکردم و هیچ چیزی به ذهنم نمیومد وگیج و سردرگم بودم چقدر استرس واضطراب داشتم چقدر نگران بودم آخه باید چیکار کنم و این چطور بودنه خیلی اذیتم کردم تا اینکه این فایل معجزه آسا بهم کمک کرد اینکه آروم شدم واون همه استرس واضطراب که اصن باعث (دندون دردم شد) ولی الان یه آرامشی دارم که درسته من این خواسته را دارم ولی باورهای که باعث بشه این خواسته محقق بشه را نداشتم ولی الان یاد گرفتم که به قول راهنمایی عملی دستیابی به رویاها به خواستم نچسبیدم و رهاش کردم و به قول این فایل عزیز ودوست داشتنی دارم سپاسگزاری میکنم به خاطر داشته هام و میدونم خدا از جایی که فکرشم نمیکنم بهم روزی میده
مثل بارون که الان داره میباره و من دارم لذتش را میبرم
به امید رب وهاب
به پرودگار مهربانم
سلام به استاد عزیز و مریم جان
و سلام دیگر به دوستانم
الله اکبر ک هر وقت من توی موضوعی گیر میکنم استاد یک فایل میزاره ک من جوابم میگیرم
امروز صبح ساعت 7صبح وقتی داشتم میرفتم بیرون یک حسی بهم گفت برو توی سایت استاد
و دیدم شما فایل جدید گذاشتین
مسیر رفت و آمد من یک ساعت بودش و من توی ماشین داشتم گوش میدادم
وقتی استاد گفتن زکریا به خدا گفت و خدا اجابت کرد عمیق بهش فکر کردم
دیدم واقعا همیشه برای منم همین بوده من خواستم و اجابت شد
از صبح هی با خودم گفتم سمیرا این یک نشونه محکم بود ک تو مسیرت داری درست میری
فرکانس رادیو رو روی موج خواستن بزار .
وقتی به چیز هایی ک میخواستم و بهش رسیدم فکر میکنم میبینم چقدر توی بعضی از موارد توی مسیر درستی هستم
چند وقت پیش یک کتونی میخواستم
اول درخواستش دادم
بعد با یک سایت آشنا شدم و سفارش دادم
پولش به طور خیلی جالبی به دستم رسید
نزدیک 2هفته بود هی میرفتم توی سایتش و نگاه میکردم
و در آخر برام پولش رسید و خریدم
یا وقتی دلم میخواست شغل مورد علاقم داشته باشم آدم ها بهم پیشنهاد دادن
از صبح تصمیم گرفتم متعهدانه درخواست هامو بیان کنم و بهشون برسم
چون صبح یک الگو کاملا واضح شنیدم
زکریا کسی ک پیر بود و زنش نازا
و پروردگار بهش فرزندی عطا کرد
عقل میگه نمیشه
اما دل میگه وقتی بخوای میشه
چون تو به خدا گفتی و خدا اجابت میکنه
استاد من سپاسگزار شما هستم برای این فایل های جذاب
و در آخر از خدای خودم سپاسگزارم ک منو هدایت کرد به سمت سایت عباس منش
درپناه الله یکتا باشید