کلید اجابت دعاها - صفحه 55 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن حاجی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    سلام به استاد گرانقدر و خانم شایسته عزیز امشب برای چندمین بار این فایل فوق‌العاده رو گوش دادم و چقدر بهش نیاز داشتم و از خداوند سپاسگزارم که منو به شنیدن این فایل سراسر نور و آگاهی هدایت کرد یه چیزی در وجودم میگه تنها و تنها گوش دادن و تفکرمستمر این فایل ما رو یه گام به جلو هدایت میکنهِ و سطح ارتعاش ما رو تغییر میده از شما استاد بزرگوار بی نهایت سپاسگزارم که‌این فایل تاثیر گزار دراختیار ما قرار دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1520 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و هفتم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت که امروز به عروسی دعوت بودیم عروسی اسما خانوم و طبق درخواست ستاره قطبیم خیلی سریع و راحت آماده شدم و از خداوند هدایت خواستم که خدایا خودت برنامه ریزی کن برام

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم حموم

    خدایا شکرت رفتیم خونه خواهرم و از اوتی خواهرم استفاده کردم و از پنکک و ریملش خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت تخم مرغ خوشمزه توخونه خواهرم خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه دومادمون مارو رسوند تالار و برگشتنی هم اومد دنبالمون و رسوند مارو خونمون

    خدایاذشکرت که عروسی خیلی خوش گذشت و عالی رقصیدم با اعتناد به نفسم و درصلح با خود و دیگزان

    خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و جای گرم و نرم و راحتم و پودر زعفرانهام و موجودی حسابم و لباسام و کمد لباسم و میز آرایشیم و پرده و تابلوهای قشنگ اتاقم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    کلید اجابت دعاها

    استاد میگه

    تو سوره مریم حضرت زکریا از خداوند درخواست میکنه که بهش یه فرزندی بده

    توی آیه قبلش که آیه 5 سوره مریم هست میگه که همسرم نازاست تو آیه 4 میگه من ضعیف و پیر شدم و خدایا از لطف و کرم خودت برام یه فرزند صالحی عطا کن

    خدا پاسخ میده تو آیه 7 که ای زکریا ما تو را به پسری که نامش یحیی است بشارت می‌دهیم

    زکریا یه درخواستی داره و یه سری باورایی داره که خودشم این درخواست رو باور نداره

    خداوند هم جوابش رو میده

    تو آیه 8 زکریا میگه ای رب من(نیومده بگه یا الله گفته ای رب من) چگونه برای من پسری خواهد بود درحالیکه همسر من نازاست و من پیرم

    ما از خداوند یه درخواستی داریم و یه سری باورهایی رو داریم که این درخواست نمیتونه اجابت بشه

    مشکل اصلی از خداوند نیست

    مشکل از طرف ماست

    در واقع وعده های خداوند حتمیه

    تمام وعده هایی که خداوند می‌دهد حتمی است(وعده فزونی وعده سلامتی وعده فتح وعده پیروزی)

    اما چی میشه که اون درخواست اتفاق نمیفته

    برمیگرده به اون تیکه ای که ما باور نمیکنیم یعنی ما شرایط فعلی رو میبینیم و میگیم نمیتونه و‌ نمیشه اتفاق بیفته

    مثلا در مورد مسائل مالی شرایط فعلی رو میبینیم و میگیم دلار انقدره و شرایط مملکت اینجوریه و من درآمد خاصی ندارم و خونواده ثروتمندی ندارم و ….

    یا مثلا در مورد ازدواج کلی ترمز و باور مخرب داریم

    خداوند هرگز زیر قولش نمیزنه

    مشکل از ماست

    خداوند منبع خیره سلامتیه فزونیه رحمته برکته ثروته و….

    داستان حضرت زکریا رو مثل داستان خودتون ببینید

    یه سری باورهای محدود کننده ای داریم درباره خودمون ، تواناییامون در مورد وضعیت مملکت و مکان زندگی و …. از اونورم میگیم خدایا به ما بده

    انقدر باورهای محدود کننده زیاد هستند که باور نمیکنیم با این شرایطمون خدا میتونه به ما بده

    حضرت زکریا یعنی میگه با این شرایط کنونی منطقی نیست که خدا بهم فرزند بده

    ما به راحتی تحت تاثیر شرایطی که توش قرار داریم قرار می‌گیریم ‌ باور نمیکنیم خدا میتونه بهمون نعمت بده

    ما یه سری درخواست ها داریم و شما باور میکنی می‌شود و امکان پذیره رسیدن به خواسته و به اون خواسته میرسی و این باعث‌ میشه که به از اون خواسته بزرگتر هم برسی چون باور میکنی که می‌شود رسید

    بزرگی و کوچکی خواسته از نگاه خداوند هیچ فرقی نمیکنه بحث بحث اینه که آیا ما باور میکنیم که امکان پذیره اجابت میشه یا نه

    حالا خداوند چطور منطقی میکنه درخواست زکریا رو براش

    خداوند می‌فرماید که این کار برای من خیلی آسان است من ربم (خداوند همه چی رو مدیریت و فرمانروایی میکنه تمام کیهان دست خداونده)

    خداوند هیچ محدودیتی در تواناییش نیست

    بعد میگه من تو رو خلق کردم درحالیکه قبلا هیچی نبودی (منی که تو رو از هیچ خلق کردم چرا فکر میکنی نمیتونم فرزندی هم برات خلق کنم)

    استاد میگه این تیکه ی منطقی کردن و امکان پذیر بودن و اجابت شدن درخواست ها و دعاهاتون رو میخوام تو ذهنتون جا بدم

    خداوند میگه بدون که داری از کی درخواست میکنی

    ما باید بدونیم جایگاه خداوند چیه و بدونیم که چه قدرتی داره برای درخواست اجابت

    [ما یک لحظه به خواستمون فکر میکنیم و مغزمون دلیل میاره که نمیشه رسید و همون لحظه خواستمون رو تو نطفه خفه میکنیم دفنش میکنیم ، ذهن ما خیلی تمرکز داره بر شرایط فعلی و نمیتونه باور کنه که شرایط فعلی رو خودش با افکارش به وجود آورده و اگه افکارش تغییر کنه شرایط کلا تغییر خواهد کرد]

    استاد میگه من یه سری درخواست ها داشتم که ذهنم قبول نمی‌کرد بعدش اومدم واسه خودم منطقی کردم که می‌شود رسید و به اندازه ای که باور کردم تونستم برسم و اجابت شد

    1. بتونم باور کنم و بپذیرم که خداوند چه قدرتی داره

    2.بتونم منطقی کنم برا خودم

    بعدش حضرت زکریا میگه یه نشانه ای به من بده که میتونه اتفاق بیفته

    خداوند میگه نشونش اینه که تو سه روز نمیتونی با کسی صحبت کنی در حالی که سالمی در حالیکه فکت زبون کار میکنه ولی نمی‌توانی صحبت کنی اینم نشونش

    یعنی خداوند قدرت رو میاد بهش نشون بده

    پس بیاییم یه بار دیگه بگیم خداوند بی نهایت رحمانه بی نهایت رحیمه بی نهایت رزاقه بی نهایت غفوره

    اگر ما ثروت نداریم روابط خوب و سلامتی نداریم مشکل از باورهای ماست مشکل از خداوند نیست

    خیلی از ما نمیتونیم به یه سری از خواسته هامون اصلا فکر کنیم

    وقتی فکر میکنیم ذهنمون 500 تا دلیل میاره که بهش فکر نکن

    بیاد بیار وقتی به خواستت فکر کردی و مغزت گفت نمیشه

    ما بیاییم یه ذره اون دلایل مغز رو بشکونیم و بگیم میگی نمیشه فلانی که شرایطش از من بدتر بود برا اون چرا شد

    و بگیم فلان موقع هم که همه میگفتن نمیتونی فلان مسئله رو حل کنی من تونستم حل کنم

    میتونیم قدرت خداوند رو باور کنیم

    وقتی ما باور کنیم که می‌شود رسید ، خواسته هامون به شکل خیلی طبیعی و بدیهی به ما داده خواهد شد

    آیا یه درصدشو باور داری که می‌شود به خواسته ها رسید؟

    اون یه درصد رو باور کن بعد بیشترش کن باورتو بعدش میرسی به خواسته هات از مسیر بسیار طبیعی و منطقی و بدیهی

    سوره آل عمران / 123

    خداوند در جنگ بدر به شما کمک کرد درحالیکه شما ضعیف و ناتوان بودید

    میگه اینو یادتون باشه که خداوند به شما کمک کرد

    به همین دلیل خیلی مهمه که به ذهنمون یادآوری کنیم که فلان‌جا خدا کمک کرد و رسیدم به فلان خواستم پس دوباره هم می‌شود خدا برام انجام بده می‌شود رسید

    در ادامه میگه که باشد که شکرگزار باشید

    به اندازه ای که ما بخاطر نعمت هایی که دریافت کردیم سپاسگزار باشیم در مدار دریافت نعمت های بیشتر قرار می‌گیریم

    سپاسگزاری یعنی به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم

    به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم یعنی امکان پذیر بودن دریافت نعمت های آینده است

    به یاد آوردن نعمت هایی که قبلا خدا به من داده پس تو آینده هم میده نعمت های بیشتر دیگه رو

    تو جنگ اُحُد تعداد مسلمانان بیشتر بود و تعداد کفار کمتر ولی ایمان مسلمانان کم بود مسلمانان شکست خوردند

    تو جنگ احزاب و خندق تعداد مسلمانان کمتر بود و تعداد کفار بیشتر بود ولی ایمان مسلمانان بیشتر بود مسلمانان پیروز شدند

    خدا با منطقی کردن میاد میگه که میشه پیروز بشید

    خدا میگه اونجایی که شما تعدادتون کمتر بود و من چند هزار فرشته (نیرو های غیبی) رو به کمک شما فرستادم که نمیدیدشون ولی پیروز شدید پس توی این جنگ جدید هم پیروز میشید

    اگر تقوا داشته باشید و سپاسگزار باشید

    چی میشه که سپاسگزاری دروازه ورود نعمت هاست؟

    به این دلیل که سپاسگزاری منطقی میکنه امکان پذیر بودن دریافت نعمت های دیگه رو

    به یاد آوردن نعمت هایی که قبلا دریافت کردیم به ذهنمون کمک میکنه که باور کنیم می‌شود نعمت‌های دیگه رو هم بدست بیاریم

    سپاسگزاری تمرکزمونو میاره به نعمت هایی که داریم به جای کمبود ها

    تمرکزت روی هر چی باشه فراوانی یا کمبود ، همونو دریافت میکنی

    با سپاسگزاری تمرکزت میره رو نعمت ها و فراوانی ها

    وقتی شما تو مدار مناسب قرار میگیرید همه تعجب می‌کنند که چجوریه این آدم همیشه خرشانسه و همه چی براش خوبه و آدمای فوق‌العاده توی زندگیشه و همه چی براش خوب پیش میره چجوریه که همیشه این آدم در زمان و مکان مناسب قرار داره و ایده های خوبی به ذهنش میرسه و‌….

    قانون جهان اینه

    جهان جهانِ ثروته نعمته فراوانیه

    خداوند هر لحظه داره بیش از نیاز مردم ثروت و فراوانی میده

    خداوند در مورد طلاق گفته اگه عده زنان تموم شد با خوبی و خوشی اونا رو نگه دارید و یا به نیکویی ازشون جدا بشید

    و در ادامه میگه و خداوند رزق می دهد از جایی که فکرشو نمیکنید

    هرکسی که بر خدا توکل کند خدا برای او کافیست

    این آیه رو خیلیاتون شنیدید آیه امیدوار کننده ایه(من یتق الله…)

    این آیه در مورد طلاقه

    اون خانومی که طلاق گرفتی خداوند از جایی که فکرشو نمیکنی بهت روزی میده و اگر بر خدا توکل کنی خدا برای تو کافیست

    در واقع داره امیدواری رو به اون خانومی میده که همسرش ازش جدا شده

    که فکر نکن الان کسی نیست نون بیاره تو خونت

    و دیگه بدبخت و بیچاره شدی دیگه نمیتونی فرد مناسبی پیدا کنی و دیگه نمیتونی هزینه هاتو پرداخت کنی

    داره اینجوری منطقی میکنه برای افرادی که طلاق گرفتند

    در ادامه میگه خداوند برای هر چیزی اندازه ای مقدر کرده

    حالا این در مورد بحث طلاقه ممکنه در مورد این باشه که از کار اخراج شدیم و بگیم بدبخت شدم بیچاره شدم من تا حالا یه حقوقی میگرفتم حالا از این به بعدش از کجا بیارم

    در حالیکه خدا میگه از جایی که فکرشو نمیکنی بهت نعمت میدم به این دلیل که قدرت دست خداست

    روم /50

    خداوند می‌گوید که بنگر به آثار رحمت خداوند که چگونه زمین را بعد از مرگش زنده می‌کند

    همان کسی که زمین را زنده می‌کند مرده ها رو هم زنده می‌کند و او بر هر چیزی قادر و تواناست

    نگاه اینه که چطوری مرده ها زنده میشه آخه

    ما می‌میریم خب تموم میشه میره

    در حالیکه خداوند میگه جهانِ بعد از مرگ وجود داره و شما زنده خواهید شد

    سوال اینه که چطور زنده میشیم ؟جواب اینه که همونجوری که طبیعت تو زمستون خشک میشه میمیره و در بهار زنده میشه همون طبیعت و درختی که مرده بود

    و خدا میاد منطقی میکنه

    و میاد میگه خداوند قادر بر همه چی هست

    امکان پذیره که به خواسته هامون برسیم

    تو سوره بقره میگه (اذا سالک عبادی انی) خیلی عالیه این آیه

    این آیه چه باور قدرتمندیه که باور کنیم خدا بهمون نزدیکه و دور نیست از ما و اجابت کننده درخواست هاست

    اگر اجابت نمیشه این قسمت دوم رو خوب انجام نمیدیم که میگه پس اجابت کنید شما هم مرا و به من ایمان بیاورید باشد که رشد کنید

    پس بخاطر اینکه ما باور و اجابت نمیکنیم خداوند رو به خواستمون نمیرسیم وگرنه خداوند اجابت میکنه درخواست های مارو

    وگرنه مامور پست اومده آورده بستتو تو در رو باز نکردی

    تو سوره فوق العاده ضحی میگه سوگند به روز و سوگند به شب هنگامی که تاریک می‌شود پرودگار تو هرگز تو را ترک نکرده و هرگز از دست تو ناراحت نیست

    این سوال توی ذهن همه ماست که نکنه خدا منو رها کرده بخاطر اشتباهی که میکنیم بخاطر احساس گناهی که داریم و میگیم خدا دیگه منو دوس نداره و آدم بدی هستم و خدا منو رها کرده و دیگه از درگاه خدا رانده شدم

    وقتی یه اشتباهی کردیم انقدر به ما گفتند که خدا دیگه دوست نداره تو رو دیگه رانده شدی از درگاهش

    تو این آیه قسم میخوره به روز و شب که خداوند تو رو هرگز ترک نکرده واز دست تو عصبانی نیست

    در ادامه میگه و آینده تو ، شرایط تو بهتر و درخشان تر از شرایط گذشتت خواهد بود

    اون موقعی که شرایط پیامبر سخت بوده خداوند گفته آینده تو بهتر از گذشتت خواهد بود

    ببین چقدر خوبه اینو باور کنیم که خدا میگه هرروز اوضاع بهتر خواهد بود

    به قول قرآن میگه خداوند وعده فزونی و نعمت و فراوانی به شما میده و شیطان به شما وعده فحشا و کمبود میده

    در ادامه میگه و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی

    چقدر من این آیه رو دوست دارم

    بحث بحثِ رضایت از نعمت های زندگیه

    ولی وقتی میاییم مقایسه میکنیم خودمون رو با دیگران ، نابود میکنیم رضایت رو

    وقتی شرایطت خوبه و میایی خودتو با دیگران مقایسه میکنی احساس بدبختی میکنی با اینکه شرایطت خوبه ها

    حالا برای اینکه این وعده رو منطقی و باور پذیر کنه منطقشو میاره

    میگه زمانیکه تو یتیم بودی ای پیامبر آیا ما به تو پناه ندادیم

    برمیگرده به دوران بچگی پیامبر و به یادش میاره و ذهنشو خلع سلاح میکنه

    در ادامه میگه زمانیکه فقیر بودی خداوند تو رو غنی و توانمند کرد

    همون جوری که گمراه بودی من هدایتت کردم

    در ادامه میگه به یاد بیار نعمت هایی که خداوند بهت داده تو با به یاد آوردن نعمت های خداوند ذهنتو خلع سلاح میکنی

    یعنی داره کلید باور کردن و دریافت وعده های الهی رو خداوند تو این چند تا آیه میگه

    حالا از این باورها توی تمام زمینه های زندگیمون استفاده کنیم و به یاد بیاریم که قبلا مریض بودیم درمان شدیم الان هم درمان میشیم و خدا فلان‌ جا کمکم کرد و اینجا هم کمکم میکنه روزی میرسونه وقتی افرادی بودند که درمان شدند مشکشون حل شد

    و به یاد بیارم که خدا کجاها در ها رو برامون باز کرده هدایتمون کرده کمکمون کرده

    هرچقدر که ما اینارو بیاد بیاریم ، باور میکنیم که امکان پذیر است که شرایط بهبود پیدا کنه

    به اندازه ای که باور میکنیم هدایت میشیم به ایده ها موقعیت ها افراد و شرایطی که اوضاع رو بهتر و بهتر میکنه

    کل داستان اینه که آیا باور می‌کنیم ؟

    وقتی صبح تا شب ورودی های نامناسبی به خودمون میدیم

    میریم چرندیات شبکه های اجتماعی رو گوش میکنیم

    وقتی صبح تا شب به ذهنمون خوراک میدیم که شرایط و اوضاع بدتر میشه و این اوضاع کشوره و دلاره و … داریم اینارو به خودمون میگیم کار رو واقعا داریم برا خودمون سختش میکنیم

    ما داریم گور خودمونو با دست خودمون میکنیم

    به همین دلیله که من سالهاست تو هیچکدوم از شبکه های اجتماعی نبودم

    به همین دلیله که من وقتمو یک ثانیه هم برای گوش دادن به حرفای منفی دیگران صرف نمیکنم

    و نمی‌ذارم بشنوم و ببینم چون ذهن یه نکته منفی رو میشنوه بزرگش میکنه تقویتش میکنه

    و نکته مثبتی رو میبینه میگه خالی بندیه دارن دروغ میگن

    خیلی مهمه که با چه کسانی نشست و برخاست میکنی

    چه فایلهایی رو میبینی

    چه چیزی رو مطالعه میکنی

    چه فیلمایی رو میبینی

    تو شبکه های اجتماعی چه چیزایی رو میبینی

    با چه افرادی صحبت میکنی

    چه فکرایی رو تو ذهنت پرورش میدی

    چون اگه حواست به کنترل ورودی ذهنت نباشه کار خیلی سخته برای تغییر باورها

    اگه بتونی ورودی های ذهنتو کنترل کنی اونوقت خیلی راحت میتونی باوراتو تغییر بدی

    لازمه که این فایل رو بارها و بارها گوش بدیم

    و تغییر بدیم باورامونو

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سیما آرنگ گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام

    بسیار لذت بردم

    خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرد به سمت این فایل بسیار زیبا و پرمحتوا،چقدر دوست دارم که به این صورت در مورد آیات قرآن و باور سازی های قوی که ایمان و توکلمان را بسیار قوی میکنه آماده کنید،بسیار سپاسگزارم، در پناه رب باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    سلام سلام

    خداروشکر میکنم که دارم روزهام رو با این فایل های استاد شروع میکنم و شب ها هم با دو سه قسمت از سریال زندگی در بهشت تموم میکنم و میخابم و چقدررر حسم عالیه

    احساس میکنم واقعا غرق در نعمتم

    امروز برای چندمین بار این فایل رو دارم میبینم

    و الان دقیقه ی 39 جرقه ای توی ذهنم زد که انگار خدا بهم چشمک زد و گفت مریم خیالت راحت باشه بکش عقب بزار من میدونم دارم چیکار میکنم

    این قسمت که استاد گفتن طبق آیه : از جایی که گمان نمیکنی بهت روزی میدم !

    چنددددد باررررر تا حالا اینو شنیدم

    اما الان دینگ دینگ توی ذهنم زنگ خورد که پس خدا خودش که ذهن مارو آفریده داره میگه من خ‌استه ی تو رو از جایی بهت میدم که حتی گمان هم نمیتونی بکنی از کجا !

    یعنی اصلا قرار نیست بدونیم از کجا میاد !

    این خیلی الان برام جا افتاد که خود خدا داره میگه تو هرچقدر فکر کنی به مغزت فشار بیاری بازم حتی حدس شم نمبتونی بزنی از کجا برات میارم !

    یهو به خودت میای میبینی خیلی نرم و از مسیری که اینقدر طبیعی و بدیهی بوده ، خواسته ات رو داری زندگی میکنی

    و اینجاست که خدا میگه باید شکر گذار باشی

    یعنی آقا به چشمت بیاد که از مسیری که فکرشم نمیکردی این خواسته ات انجام شد

    حالا چونکه خیلی طبیعی و نرم و ساده و راحت اومده نباید فکر کنیم که خودمون انجامش دادیم یا ناشکر باشیم بگیم ای بابا اینکه چیزی نبود من هنوز اون خواسته ی گنده هه رو نرسیدم !

    چرا اینجوری فکر می‌کنیم ؟ چونکه ما به تمام خواسته هامون از مسیری کاملا طبیعی میرسیم و برامون بولد نیست

    اما اون خواسته ی گنده ی توی ذهنمون فکر میکنیم باید یهویی بیاد و چون اگه یهویی بیاد به چشممون میاد که اووووف یه خواسته ی خفن و گنده م برآورده شد !

    رازش همینه

    مثلا من تا وقتی توی ایران بودم مهاجرت به انگلیس برام اوووووف گنده بود

    اما در عرض دوسال خدا آروم آروم برام از طریقی خیلی منطقی نرم نرم به خورد زندگیم داد این خواسته ی بزرگم رو

    که من الان دارم توش زندگی میکنم و این خواسته ی بزرگ اصلا گاهی به چشمم نمیاد و انگار نه انگار که روزی زندگی کردن و قدم زدن توی همین خیابون ها برام آرزو بود !

    رازش اینه

    آروم آروم طوری که برامون منطقی باشه خدا میاره توی زندگیمون

    مثلا فکر کنیم که یه کوه رو قراره بالا بریم خب

    اگه همین الان کوه رو بزارن جلومون بگن برو بالا خب احتمالا نمیریم و هزاااارتا بهانه داریم

    بااااید از یه تپه اول با شیب ملایم بریم

    وسطش وایستیم استراحت کنیم

    بعد چند تا پله به طورمون میخوره اون چندتا رو خوش خوش میریم بالا و یهو به خودمون میایم میبینیم نصف راه رو اومدیم و برامون منطقی میشه رسیدن به قله !

    وااااای خدای من شکرت

    خودت ذهن مارو خلق کردی و چقدر قشنگ خودت داری تریک هاش رو هم بهمون یاد میدی متشکککککررررررم

    پس در نتیجه

    ما قرار نیست بفهمیم از کجا به خواسته مون میرسیم

    اصلا قرار نیست بدونیم مسیر چیه

    مریم اینقدر نخاه کنترل رو به دستتت بگیری

    این وظیفه ی تو نیست

    خدا خودش داره میگه من حیث لا یحتسب

    یعنی هر چی زورم بزنی بازم حتی ذره ای نمیتونی حدس بزنی که از کجا قراره بیاد

    پس وا بده

    بدون که قدرتش رو داره

    از قبل از اینکه تو به سیب زمینی میگفتی دیب دمینی خدا کارش این بوده که ملت رو سوپرایز میکرده با خلاقیتش در برآورده کردن خواسته هاشون

    الان تویه فینگیلی بچه تازه 20-30 ساله اومدی توی همین دنیایی که خدا آوردتت و تا اینجا خودش رشدت داده

    حاااالا میای دماغت میکنی تو کار خدا میگی

    نهههههههه من بااااید بدونم ا کجا قراره برام رقم بخوره وگرنه باور نمیکنم !!! بشیییین بچه ماستتو بخور بزار خدا کارشو بکنه

    داره بهت نشون میده یه نمای کلی از اینکه تو چقدر پتانسیل داری اگه دست تو دستش بزاری و بگی من نمی‌دونم و نمیخامم بدونم فقط تو منو با عزت و افتخار و احترام به هدفم برسون تمااااااام شد و رفت !

    خدا هم با عشقققق میگه به به دمت گرم بشین عقب حالشو ببر

    فضولی نکن من از کجا قراره بهت بدم

    اما و اگر نیار

    بدون منی که قوانین رو وضع کردم خودم بلدم از مسیری گل و بلبل ببرمت که لذت ببری

    پس حرص الکی نخور

    الکی نگران بازی درنیار

    واااای خدای من شکرت

    مریم به چشت بیاد اون موقعی که آرزوت بود فقط یکبار بری استانبول ! حتی به پولش فکر میکردی میگفتی نه بابااااااا با این پول دو بار میشه رفت بابلسر و اومد خخخخ

    الان چقدررر برات طبیعی شده که داری توی لندن زندگی میکنی

    استانبول رو که سوراخ کردی اونکه هیچی

    چقدر شهر هااااای مختلف انگلیس رو رفتی

    فرانسه ی رویایی رفتی

    اسپانیا جزایر قناری رفتی وووو

    چقدر برات طبیعیه راجب سفر با کشتی کروز از سوث همپتون جنوب انگلیس بری سیسیل ایتالیا ووووو

    خب لامصب اینا از کجا اومده؟!

    مگه تو تا همین دوسال پیش هیییچ ایده ای داشتی که قراره این سفر ها رو بری و توی چنین موقعیتی باشی؟!

    پس الان هم مطمئن باش به راااااحتی خدا برات درآمد الانت رو بازهم سه برابر میکنه ( الان تارگتم 9000 پوند درماه پایدار بعد از تکس و سوای حقوق بیمارستان هست)

    چون خیلی طبیعی هست طبق قانون تصاعد که واقعا حس میکنم هم سریعتر و هم رااااحت تر داره برام میاد

    من راهش رو الان نمی‌دونم اما چه حااالی دارم میکنم با این بی خبری !

    احساس میکنم خدا میگه اگه من بهت بگم قراره از کجا بیاد بازم تو با این ذهن محدودت باور نمیکنی و هزارتا بهانه میاری پس همون ندونی بهتره

    ای قربون خدا برم که برای من هلو برو توی گلو تا الان همه کارهامو برام همینجوری پیش برده

    الانم مطمئنم که همین خداییکه منو تا اینجا آورده از مسیری کااملا طبیعی و بدیهی 9000تا رو به رااااحتی و به سرعت برام جزو روتینم و طبیعی میکنه

    به راحتی وعده ی سفر دبی لاکچری رو که بهم داده توی همین مارچ انجام میشه

    و من از سفر دبی برمیگردم و میگم خببببب حالا سفر بعدی کجا باشه ! به به

    به همین منوال جلو میره خدایا شکرت

    دقیقا به همین راحتی ای که از اسپانیا برگشتیم و چون کلی خوش گذشت من به سعید گفتم بیا دوماه بعدش بریم پاریس و خیلی طبیعی رفتیم و هییییچ مقاومتی نبود و رفتیم و خوش گذروندیم و اتفاقا دیشب داشتم عکس هاو فیلم هامونو میدیدم با خودم گفتم آفرین مریم چقدر بدون مقاومت این سفر ها رو جذب کردی ! پس بقیه رو هم همینطوری برو جلو

    واقعا به قول استاد از اینم راحت تر

    از اینم سریعتر و آسون تر

    میشه

    برای من میشه

    تاحالا شده پس از این به بعدم میشه

    عاااااقا لامصب کدوم شغل اداری رو دیدی که 7 هفته در سال مرخصی استحقاقی داشته باشه این خییییلیه

    من رسما الان توی این سه ماه اخیر هرررر ماه یه هفته رو مرخصی رد کردم نشستم توی خونه دارم روی خودم کار میکنم وحقوقشو میگیرم نوووووش جوووونم

    چقدرررر کارم راحت شده توی بیمارستان توی همون کار همون شغل اما چقدررر راحتیه بیشتر وقته آزاد بیشتر دارم

    خدایا شکرت

    خدایا از این آسون تر و راحت تر میخام

    منو آسون تر کن برای آسونی بیشتر

    خدایا شکرت

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2372 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من کجا باران کجا و راه بی پایان کجا

    آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا

    هر چه کویت دور تر دلتنگ تر مشتاق تر

    در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا

    به نام نامی عشق

    به نام نامی آنکه هستی را هست کرد و از خاکی بی جان منظومه ها سرود

    به نام آن زیبایی که دُرهایی را به چشمان بنده اش بخشید تا در هنگامه های دلتنگی راز دلش را فاش کنند

    به نام آنی که انگشتان را برای نگارشی شگرف به حرکت در می آورند و سطوری را در عالم ماده می آفرینند که چشمان را نوازش می دهند و دلها را به جوشش در می آورند

    این چه نیرویی است که این چنین بنده اش را دیوانه خود می کند تا جز برای او ننویسد

    و کلمه به کلمه ، حرف به حرف از دنیای نادیده ی احساس روایت می کند.

    هنوز به خود فایل نرسیدم که این دومین بار است که درونم می گوید بنویس، همین جا بنویس و توجه ات را از ناخواسته بردار و دل به او بسپار

    وقتی که می خواهی جهان بیرون را درست کنی و تلاش می کنی تا چیزی را که دیگری درک نمی کند به او بفهمانی به وضوح احساس عجز را لمس می کنی و اگر لطف حق شامل تو شود؛ زود برمی گردی و می گویی الهی العفو

    آه که چه کار سختی داشتند انبیاء در هدایت مردم و چه رسالت ثقیلی را به شایستگی به دوش کشیدند.

    گویی که باید بنویسم از جهالت ها و نافهمی هایم، از اصرارم بر نادانی و سفاهتی که از گذشته به دوش می کشم

    اینکه سحر شدم با ماده و احساسات مادی و افکار ماده اندود

    اینکه یادم رفت، که بودم و کجا بودم

    و زمانی که چشم گشودم کسانی را در غالب پدر و مادر دیدم، خدا را ندیدم و آنها را دیدم و مادر شیره ای از جان خود به من نوشاند که مرا سحر می کرد با ماده، آرام آرام با ماده خو گرفتم و سحر بیشتر در رگ و پی و سلولم ریشه می دواند.

    گویی همه چیز منحصر به همین جهان مادی بود و آنکه ماده را و مرا و پدر و مادرم و پدران و مادرانشان را آفرید از یاد بردم

    هنوز هم تلاش می کنم تا او را به یاد بیاورم و در لحظاتم ببینم، در فاصله بین دو فکر او را دریابم

    اعتراف می کنم که هنوز در بند مفاهیم می مانم و فراتر نمی روم

    سلام بر موسی و هارون که در این مسیر چه ایمانی را به ظهور رساندند و چه معجزه ها کردند تا انسانها را از این سحر بیدار کنند.

    واقعا این ماده اندوده شدن چه کرد با این بشر و با بنده

    آنقدر از اصل و منبع غافل شدیم که فریاد های وجودش را نه می بینیم و نه می شنویم

    یار بی پرده از در و دیوار

    در تجلی است یا اولی الابصار

    هر چقدر که به قیل و قال این دنیا توجه می کنی و سعی می کنی چیز بیرونی را درست کنی بیشتر دور می شوی و از تعادل و صلح درونت فاصله می گیری، چون حق و حقیقت را فراموش کردی و به جای تغییر نگاه و نگرش به تغییر ماده و شرایط اهتمام می ورزی.

    حال که خالق روح خودش یعنی تمام وجودش را در اختیار ما گذاشت و قدرت استفاده از این قدرت را هم به ما داد و چه ناسپاس و غافلیم در استفاده از آن

    بارالها تو را می خوانم که شایسته ای و از تو هدایت می طلبم تا به سوی تو بشتابم، یا بهتر بگویم که به سویت بگریزم از این ماده زدگی

    چه زیبا می گویی در قرآنت فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّی لَکُم مِّنۡهُ نَذِیرࣱ مُّبِینࣱ پس به سوى خدا بگریزید که من شما را بیم‌رسانى روشنگرم ذاریات50

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    حامد میرچناری گفته:
    مدت عضویت: 1537 روز

    سلام و عرض ادب و احترام

    حامد میرچناری هستم یکتاپرست

    ان اقول له کن فیکون

    خداوند میگوید موجود باش و میشود و اصلا مهم نیست پیر باشی و نازا

    همین که زکریا این درخواست رو میکنه نشون میده که به فضل و بخشش و وهاب بودن خداوند باور داره و نشون میده که دیدگاه ذکریا به خداوند این بوده که برای خدا غیر ممکنی وجود نداره و اگر ما الان تو زندذگیمون خواسته هامون برامون غیر ممکن به نظر میرسن دلیلش اینه که هنوز باور نکردیم که خداوند تسلیم افکار ما است

    ارررررره خداوند از قبل پاسخ داده و ما نمیتونیم درکش کنیم یعنی اینکه تمام خواسته ها های ما از قبل محقق شده هستند اما به شرط باور

    .یعنی تنها راه اجابت خواسته ها باور کردنه اینکه ما باور گنیم که محقق میشه و خداوندذی که وعده داده خلف وعده نمیکنه و اگر نرسیدنی هست از طرف ماست یعنی اگر ما موضوع رسیدن به خواسته ها رو به 2بخش تقسیم کنیم کنیم بخشی که طرف خداست از قبل انجام شده است و ما بخش سمت خودمون رو باید اصلاح کنیم و این بخش هم چیزی نیست بجز باور

    استاد عزیزم چقد قشنگ میگی بابا بخدااااااا قسم همه چیز باوره

    اوج عدالت خدا اینه که گفته من بخشنده هستم من وهاب هستم من سمیع و بصیرم و تمام این ویزگی های خودم رو به تو هم دادم حالا برو و هر زندگی که میخوای رو برای خودت خلق کن اما منه مشرک اومدم و چسبیدم به باورهای محدود کننده یعنی مث زکریا که پرسید از خدا که چرطور میخوای به من بچه بدی در حالی که پیرم و زنم هم نازاست ما هم سوال هامون رو شروع میکنیم در صورتیکه من فکر میکنم خدا وقتیکه این سوال رو ازش میپرسیم تو دلش داره بهم میخنده و میگه دیگههههه نپرس چطوری من خالق اسمانها و زمین هستم من کوه ها و دریاها رو تسلیم و مسخر تو کردم این خواسته ات که دیگه چیزی نیست تو درخواستت رو کردی حالا دیگه برو از زندگی لذت ببر و اینو بدون شرط اجابت اینه که باورهای محدود کننده رو نیاری وسط چون اگر مث یعقوب پیامبر باورهای محدود کننده ات رو اوردی وسط اونوقت دیگه من نمیتونم از قوانین خودم سر پیچی کنم و اجازه میدم باورهای محدود کننده ات کار خودشون رو بگکنن چون من قسم خوردم برای هیچکدوم از بنده هام هیچ دخالتی نکنم

    من هم باید اعتراف کنم که تا به امروز زندگیم هزاران بار گفتم که خدایا به تو ایمان دارم و میخوام تسلیم تو باشم و باور دارم که کارهام رو تو انجام میدی اما عملکردهام چیزه دیگه ای بوده و رفتم تو دام تبلیغات تو دام قدرت دادن به عوامل بیرونی

    خدایاعاجزانه ازت میخوام به دلم بندارزی چطور باورهای محدود کننده ام رو با فراوانی و امکان پذیر بودن جابه جا کنم و ازت خواهش میکنم خدای خوبی ها منو هدایت کنی به مسیر انها که به انها نعمت داده ای یا بهتره بگم به راه انانکه باور داشتند میشود اوضاع تغییر کند و تو میتونی تمام غیر ممکن های من را ممکن کنی

    خدای من هرروز به یادم بیار در اوج ناامیدی هام که به تو تکیه کردم و باور داشتم که میشود شرایط به نفع من شود به نفع من شد و بیادم بیار هر کجا به تو ایمان و باور نداشتم حتی اگر کارها را خوب جلو بردم نتیجه بد شد

    خدای خوبی ها میدونم که بزرگترین خواسته های من از دید خدایی تو به اندازه سر سوزنی هم نیست

    خدایا سعی میکنم که این وازه چطور رو از زندگیم حذف کنم چون این چطور همون سرطان هست که به جون ذهنم میوفته و در هر لحظه هم خودش رو گسترش میده و اصلا امید رو در دلم میکوشه

    خدای من من به ارزوهام قول رسیدن دادم و دیگه نباید از کلمه چطور استفاده کنم

    بنظرم اصلا این خودش شرک هست که از نیرویی که کل کیهان گوش به زنک فرمانش هستن بپرسیم چطور

    فرمانروای جهان مگر سوار بر جهان نیست

    مگر مالک کل جهان هستی نیست

    پس چرا من ازش میپرسم چطور

    اصلا از خدا پرسیدن چطور و از کجا خودش شرک و کفر هست اونم از خدایی که خالق و فرمانروای کل جهانیان است و منو از هیچ خلق کرده حالا نمیتونه مشتری ها رو بیاره

    چقد ر من ناچیز بودم که فگر میکردم خدا نمیتونه مشتری بشه به کسب و کارم

    نمیتونه ادم بشه به روابطم

    نمیتونه سلامتی بشه به جسم و جانم

    خدایا توبه منو بپذیر که قدرتت رو زیر سوال بردم و خدایا منو ببخش که مشرک شدم خدا جونم من به خودم ظلم کردم که نتونستم وهاب بودنت و قدرتت رو درک کنم و نتونستم برای ذهنم منطقی کنم که قدرت در اختیاره تویی هست که میگویی باش و موجود میشود و با یه بشکن کل هستی رو زیر و رو میکنی

    خدایا منو به ببخش که روی غیر تو حساب باز کردم مثلا رو رفیقی حساب کردم که خودش هفتش در گرو هشتش بود و خودش تو روزمرگی هاش مونده بود و صادقانه بگم من حتی روی یه ادم بی سر و پا حساب کردم و رو تو حساب نکردم و الان میفهمم چرایی نشدهای زندگیم رو الان میفهمم چرا زجر کشیدم

    …خدایا منو ببخش که فراموش کردم قدرت در دستان کیه و فراموش کردم کسی که منو از هیچ خلق کرده نمیتونه منو رستگار و خوشبخت کنه و رو غیر تو حساب کردم

    حالا میفهمم بین من و خواسته هام فقط باورهای محدود کننده خودمه نه صلاح و غیر صلاح من

    فقط کافیه باورهاش رو بسازم و بعد مثل سید عزیزم استاد گلم خیلی سریع به همون انازه ای که من منطقی کنم باورهام رو نتایج به زندگیم میان

    یادمون باشه فقط و فقط به اندازه ای که بتونیم این حرف ها رو باور کنیم نتایج به زندگیمون میان و باید بگم که سالهای سال من مانند یک طوطی این کلمات رو تکرار میکردم و هیچ نتیجه ای که به زندگیم نیومد هیچ تازه سخت تر هم بهم گذشت و هزاران هزار فاصله هست بین شنیدن و درک کردن و خدای خوبم قدرتی بهم بده تا درک کنم تمام این صحبت ها رو و بدونم مشکل از طرف سیستم و خداوند نیست و مشکل از باورهای محدود کننده خودمه و سمت تو هیچ مشکلی نیست و هر مانعی که بین من و خواسته هام هست فقط و فقط و فقط از طرف منه

    من شمشیر به دست به جنگ میرم با این ذهن چموش و تاوان موفقیتم جدا شدن از خانواده ام بوده و گذشتن از شهرم و نباید بازنده ی جنگ با این ذهن چموش باشم من باید مث هزاران بار دیگه که قدرت خداوند رو باور کردم و شد این بار هم باورسازی کنم که ریدن به خواسته هام امکانپذیره و در این مسیر میخوام تمام درها رو ببندم و میخوام به این اگاهی عمل کنم همونطور که همین الان هزاران کیلومتر از دیار و شهر خودم مهاجرت کردم و به بابلسر اومدم و به ایده ای که بهم گفته شد عمل کردم و دیگه نمیخوام دنبال راه های عجیب و غریب بااشم

    به یاد میارم زمانیکه در زندان بودم و ناامید شده بودم و ظاهر قضیه این بود که حالا حالاها ازاد نمیشم و منطق و قانون اجازه ازا دی به من نمیداد اما خدا کمک کرد و ازاد شدم و این یاداوری رو به خودم میکنم که همونطور که اونجا بی گناهی من اثبات شد و نزاشت ابروم بره دوباره هم نجاتم میده و دوباره درهای برکتش رو به رو من باز میکنه

    به یاد میارم تو سالی که تمام ایران تحت تاثیر اعتراضات مردمی بود من با گوش کردن به الهامات خداوند میلیاردها تومان سود کردم

    به یاد میارم زمانیکه فکر کردم من خیلی باهوش و خوشتیپ هستم و در محیط اینستاگرام نفر اول ایران میشم و هدایت های تو رو فراموش کردم و از مسیر خارج شدم و حتی یک نفر هم حاضر نشد به سمت من بیاد

    هر بار تو کنارم بودی من برنده بازی بودم و هر وقت رو خودم و عقلم حساب کردم با کمر زمین خوردم

    خدای خوبم سپاسگذارتم بابت چشم های قشنگی که بی منت بهم بخشیدی و میتونم جهان به این زیبایی رو ببینم

    خدای خهوبم ازت ممنونم بابت قلبم که در هر لحظه داره خون رو در بدنم پمپاز میکنه

    خدای خوبم ازت ممنونم که هکمیشه هوامو داشتی و در زمان مناسب در مکان مناسب هستم

    خدایا شکرت که ایقدر خرررر شانس هستم

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه دوستانم .

    الهی شکرت یک روز دیگه فرصت دادی بهم تا بتوانم در این سایت بهشتی خودت قوانین را مرور کنم .

    این فایل مثل تمام فایلهای استاد قشنگم فرکانسش بالاست استاد خیلی بالایی شما باید بدویم به هل هل افتادیم

    اقای توحیدی یکم آرامتر البته برای شما داره روان پیش میره برای ما که در این سطح از دانشگاه هستیم یکم

    درسهای بالاتر سنگین تره ولی فعلا داریم میشنویم یه کوچولو هم بهش توجه میکنیم چون علاقه زیادی داریم

    دو سه کلاسه میزنیم میایم جلو دیگه داره از تیز هوشان هم رد میشه وای خدای من وقتی قدرت خدایم میاد

    وسط دیگه کلاس چندی و چقدر درس پاس کردی میره کنار تمام معادلات عقلانی منطق ها را میزاره زیر پا

    که تمام همین مقررات منطق ها قوانین حاکم بر جامعه ما انسانها را کی گذاشته کی بوده خود ما ادما بودیم دیگه

    با ذهن منطقی یک سری مقررات و قوانین را حالا برای هر کشوری متفاوت هست را گذاشتیم برای نظم بیشتر

    تا از هرج و مرج جلوگیری بشه کلا کار ما انسانها بوده تمام این محدودیت های ذهنی که الان داریم و شده ترمز ماها

    که نمیتونیم به خواسته هایمان برسیم همش از خود ماها زده بیرون و برای همه ادمها شده ترمز منطق های پوچ

    خدا میاد در کتابش تمام این مقررات و ترمزهای ذهن را میزنه میترکونه میگه هر چی که من بخام میشه

    کی گفته در مثال ذکریا کی گفته که تو سن بالا نمیشه بچه دار بشی کی گفته زنت نازاست اینارو ما ادمها گفتیم

    باورش کردیم تو مغزمون کردن خدا مگه گفته ؟

    ببینید چقدر قوانین ما در این جهان که خدا افریده برای خودمون سد ساختیم و به خودمون زجر میدیم

    در صورتی که چنین چیزی نبوده و نیست همش پوچ واهی است خدا میاد با مثال پیامبران برای ما الگو سازی

    میکنه که موسی محمد نوح ابراهیم سلیمان ذکریا و…………

    برای ما منطقی کنه که اقا جان اینارو برات الگو قرار دادم در هر موضوعی بیا ببین بشکن سدهای باورهای محدود

    کننده ذهنتو ازاد شو و رها من قدرت مطلق کیهان هستم قادر مطلق منم چی میخای من بهت میدم به شرط تقوا

    هر جا میریم میرسیم به کنترل ذهن وای خدای من همه چی با کنترل ذهن انجام شدنی است باید ذهن را مانند

    مثالهایی که خدا میزنه خلع صلاحش کنیم خدا ذهن را خلق کرده خودش هم میدونه چه جوری خلع صلاحش کنه

    در واقع پادزهرش را بهمون میده میگه از نعمتهایی که به شما دادم یاد کنید کلا صحبت کردن خیلی به کنترل ذهن

    کمک میکنه کافی وقتی در روز بزارم برای حرف زدن با خودمون یکم که روش کار کنی میبینی که ذهنه میاد دنبال

    حرف زدنت را میگیره دیگه به نجواها گوش نمیده میاد سراغ صوت تو سخن گفتن تورو جنریت میکنه حالا

    هر چی بیشتر ادامش بدیم خیلی اثرش زیاده من امتحان کردم ما فراموشکاریم شیطان میخاد ما فراموش کنیم

    ولی اگاهانه باید برای رسیدن به سعادت در دنیا و اخرت که خدا وعده داده بتونیم آگاهانه زندگی کنیم و

    رفته رفته دیگه همه چی میفته دست خودمون میشیم ناضر بر افکارمون ما کنترل کننده میشیم نه ذهنه

    این روند زندگی را در تمام ابعادش تغییر میده به شرط اینکه تکرار بشه پسورد تمام موفقیت ما در قوانین

    فقط تکرار تکرار تکرار فقط همین زندگی میشه بهشت بعدش میتونی پادشاهی که خداوند بهمون داده اسمانها و

    و زمین مسخر ما کرده کلیدش را به دست میگیریم و میشیم خالق صد در صد زندگی خودمون .

    الهی شکرت

    استاد عزیزم بی نهایت دوستون دارم به خدای بزرگ میسپرمت.

    خدا نگهدارتون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    به نام پروردگارم

    به نام رب مهربانم

    سلام

    خوشحالم که بازهم میتوانم بنویسم

    خدایا چقد تومرادوست داری ومن بیخبرم

    استاد عزیزم چقد کلام شما دلنشین و درست است

    زمانی که می‌گین وابسته نباشین وابستگی بهتون ضربه میزنه

    من بارهاااا اینو تجربه کردم وتودامش افتادم استاد بارها وابسته شدم ومیشم وضربه میخورم وبرمیگردم به سمت خدا

    ولی یه فرقی روحس میکنم باقبل آشنایی باشما

    قبلا اگه از وابستگی ضربه میخوردم فقط گریه میکردم تو ذهنم گله میکردم ازاون آدمی که وابسته ش بودم و ولم کرد

    ولی الان وقتی وابسته میشم سریع میفهمم و سعی میکنم برگردم یعنی خداوند سریع متوجه م میکنه که زینب ببین. ببین این آدم کاری نمیتونه برات بکنه ببین قدرت فقط منم. ببین این آدم اگه قدرت‌ی داش زندگی خودشو حل میکرد. ببین فقط باید به‌من دل ببندی

    ومن سریع برمیگردم باخدا حرف میزنم حالم خوب میشه استاد

    احساس گناه ندارم میدونم خدامنو میبخشه میدونم عاشقمه

    من حسش میکنم باتماااام وجودم

    کم میذارم براش ولی خوشحالم وشکرگذارشم که یه درصد منو ازاون گمراهی نجات داد

    باور دارم قدرت فقط خداست

    باور دارم من لایق بهترینها هستم

    باور دارم زندگی زیباست وهرلحظه زیباتر میشه

    باور دارم چیز های خوب وااتفاقات خوب هرلحظه به راحتی داره وارد زندگی م میشه

    باوردارم سلامتی بینهایت هست هر لحظه بیشتر میشه

    واینکه استاد عزیزم

    میخوام تواین کامنت به خاطر ستا چیز ازخداتشکر کنم

    خدایا شکرت به خاطر نفسی که به راحتی میکشم

    شکرت به خاطر سقف بالای سرم

    شکرت به خاطر حضور تودرقلبم

    دوستون دارم استاد وخانوم شایسته جانم

    دوستون دارم بچه ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    سلام خدمت استاد و هم فرکانسی های عزیزی که کامنت رو میخونند

    چرا برایم باور کردن شدن خواسته هام سخت شده؟

    یکی از دلایل بزرگش احساس لیاقت است

    این ک باور ندارم زندگی من باید در بهترین حالت باشه و بهترین حالت طبیعی ترین حالتشه

    از اول چون نداشتم فک میکنم ک رسیدن بهش سخته و خدا برام نمیخاد

    در صورت خدا همواره ثابت کرده بهم و در قران گفته ک من بهت وعده مغفرت و آسایش رو میدم ب سمت من بیا

    تصور کنم فردی رو ک از همان ابتدا در یک خانواده ثروتمند ب دنیا اومده و از همون اول رویاهای من رو زندگی کرده و وقتی ازش بپرسی ک چ زندگی خوبی داری خوش ب حالت

    میگه ک باید اینطوری باشه

    اینجاس ک میفهمم خدا برا کسی تفاوت قائل نشده و اون صرفا داره جواب باورهاش رو میگیره

    اینجاس ک استاد اسم کتابش رو گذاشته رویاهایی ک رویا نیستند

    منم ک مشکل دارم اگر باور کنم ک می‌شود باعث می‌شود ک تجسم کنم و این میشه خلق زندگی

    این ک خر جیزی رو ک تجسم کنم بدون دخالت خدا میشه واقعیت زندگیم

    اینجاس ک استاد میگه قدرت خلق زندگیمون دست خودمونه و اینجاس ک میگه مسئولیت همه اتفاقات ب عهده خودمه

    چقدر خودم ب خودم ظلم کردم و انداختم تقصیر خدا ک تو خدایا داری منو عذاب میدی در صورتی داشتم نتیجه اعمال و افکار خودمو میگرفتم و این ها قانون بوده تازه خدا میگه کلی هم بدی هاتو پوشوندم

    اگر احساس خوب داشته باشم ب خاطر تجسمات خوبه و نتیجش بی برو برگرد ب زندگیم برمیگرده حتی خدا گفته ک ده برابرش میکنم برات

    و اینو هم باید یادم باشه ک اون ها از فضل خداست و از لطفشه و اعتبار اون احساس حوب هم ب خودش میرسه ک از لطف خودشه و باید شکرگزار اون هم باشم ک موفق شدم تجسم خوب داشته باشم

    قربون خدایی برم ک مشتاق تر از خودم برای زندگی خوبه ی ذره فرکانس خوب بفرستم ده برابرش میکنه تا زودتر ب آرزوهام برسم

    وقتی از خداوند درخواست میکنم یعنی دارم ب ناتوانی خودم اعتراف اما اگر باورش نکنم ک میتونه و میخاد تجسم نمی کنم و علتی وجود نداره برای ب وجود اومدنش

    اگر واقعا توانایی خداوند و خواست خداوند در رسیدن ب خواسته هام رو باور کنم واقعا احساسم عالی می‌شود و این احساس عالی باعث حلقش می‌شود ب قول استاد لاجرم وارد زندگیم میشه یعنی راه دیگه ای وجود نداره

    وقتی خداوند از روحی ک ملل خودش بوده در من دمیده پس من در ارزشمندترین حالت ممکن قرار دارم و این یعنی خداوند برای من بهترین هارو میخاد و من لایقم

    لایق بهترین ها

    نشونه هاش کاملا مشهوده بهترین و زیباترین ماشین ها آفریده شده انسان ها در زیباترین حالت ممکن آفریده شدن زیباترین خانه ها آفریده شده طبیعت ب زیباترین شکل ممکن آفریده شده

    خدا در عمل ثابت کرده ک برای ما بهترین هارو میخاد و اگر ما بندگی کنیم و خالصانه ازش بخایم برامون خدایی میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 1983 روز

    به نام خدا

    سلام عرض میکنم خدمت استاد و اعضای سایت

    کلید اجابت دعا من همیشه برای اجابت دعاهام هر کلیدی رو میدیدم امتحان میکردم و خبر نداشتم کلیدش یه چیزی تو ذهنمه که اسمش باوره به همین سادگی کافیه فقط در مورد خواسته هام باورهای خوبی داشته باشم همین مرسی خدا که همه چی رو آسون کردی از همون اول ولی ما ناآگاه بودیم همیشه به دنبال یه دعای قوی بودم که بعد خوندنش همه خواسته هام بدون معطلی اجابت بشه ولی حقیقت اینه همچین دعایی رو پیدا نکردم که به مرحله اجابت برسه شایدم بود ولی باورهای من هیچ قدرتی نداشتن در اون مورد . خدایا من بدون تو هیچی نیستم به نظر من جنس باور همون قدرت خدایی تو وجودمونه که اگه این قدرته باش مثل خدا به هر خواسته ای بگیم باشه می‌شود کن فیکون میشه پس فکر نکنیم باور یه قدرتی جدا از خداونده همه چیز در دنیا و آخرت تحت فرمان خداوند هستش اگه من دارم این کامنت رو مینویسم همش با قدرت خداوند هستش خدا اراده میکنه که انگشتهام رو صفحه گوشیم شروع به نوشتن کنن خدا اراده میکنه که چشام صفحه رو نگاه کنن خدا اراده میکنه که مغزم کار کنه و به انگشتام دستور نوشته ها رو بده خدا در همه چیزه خدا بر همه چیز احاطه کامل داره پس باورها تحت فرمان خداوند هستن ما وقتی به دنیا میایم چون هنوز ورودی ها وارد ذهنمون نشدن و ذهنمون پاکه باورهای نابی داریم مثلا بچه ها خیلی باورهای قویتری نسبت به باورهای بزرگترها دارن اگه از یه بچه بپرسیم در آینده دوس داری چه شغلی داشته باشی چون ذهنش مقاومت نداره اغلب بهترین شغل‌ها رو میگن ولی همین بچه وقتی که بزرگ میشه بهش میگی چه شغلی رو دوس داری داشته باشی به دلیل باورهای نامناسبش به دلیل محدودیت هایی که تو ذهنشه هیچ وقت نمیتونه خودشو اون بالاها ببینه البته کسایی که رو خودشون و باورهاشون کار میکنن از این مثال فرسنگ ها به دورن نمونش میشه استاد عباسمنش که رو باورهاش کار کرده و نتیجش هم همینه که داره با خواسته هاش زندگی میکنه خداروشکر بابت تموم الگوهای موفق مثل استاد

    من سالها به دنبال اجابت خواسته هام بودم شاید بیشتر از بقیه دعا کردم و گاهی ابلیس منو تو این راه ناامید می‌کرد از رحمت پروردگار که چرا با وجود این همه دعا تو هنوز به خواستت نرسیدی یا کلا اشتباه خوندی یا خدا میخاد با نرسیدن هات تورو اذیت کنه یا تو بنده خوبش نیستی وگرنه تو اگه خودت با بقیه مقایسه کنی میبینی که فلانی اصلا اهل دعا کردن نیس نگاش کن اون حتی واجبات رو به جا نمیاره ولی خیلی راحت خواسته هاش اجابت شده و میشه و من نمیدونستم که اون آدما تفاوتشون با من این بود که اونا به خواسته هاشون باور داشتن که میرسن و من همچین باورهای مناسبی نداشتم و ابلیس میگفت تو چی هی بشین و نقش ایوب پیامبر رو بازی کن که چی ببین خدا دوستت نداره که تورو لایق خواسته هات نمیدونه که بهت بده و….. این مکالمه ابلیس با من بود آره من بارها به خودم ظلم کردم ولی اون ظلم ها مال مواقعی بود که من اصلا نمیدونستم خدای واقعی با خدایی که به من شناسونده بودن یکی نیس آره من خدای واقعی رو نمی‌شناختم من سالها خدای فیک رو پرستش میکردم

    من هیچ از انتظاری از گذشته خودم نداشتم چون من حتی معبود واقعی رو نمیدونستم کیه تنها چیزی که به من یاد دادن از خدا این بود که برای اثبات راست یا دروغ بودن حرفا باید از اسم خدا استفاده کرد و باید برای اینکه بنده خوبی باشیم در مورد خدا هیچ سوالی نپرسیم مثل کور و کر و لال فقط کاری که همه میکنن ما هم تقلید کنیم باید بقیه عبادت میکنن ما هم اینکارو بکنیم ولی حق نداریم در مورد خداوند بپرسیم آره اینجور بود وقتی نمیدونستیم خداوند منبع تموم خوبی ها تو دنیاس نمیدونستیم جهانی که خداوند داره ادارش میکنه سیستمی عمل میکنه به فرکانس های ما جواب میده به احساس و توجه ما جواب میده فارغ از اینکه ما چه دین و مذهبی داریم اینارو نمیدونستیم پس باید اینجور بگیم که خداوند قبل از خلقت هر چیزی عدالتش پابرجا بوده اگه من الان به خواسته ام نرسیدم پس عدالت در مورد شخص من برقراره چون من باورهام جنسشون نرسیدن به خواسته ام هست و قشنگتر اینه وقتی هر لحظه ای که من باورهامو تغییر بدم نتیجه هم تغییر میکنه اگه باورهامو درست کنم به خواسته هام هر چی باشن میرسم عدالت خداوند خیییلی دقیق و با حساب و کتاب هستش به محض اینکه باورهام تغییر کنن حقیقت زندگی من هم تغییر میکنه خدایا من عاجز و ناتوانم که بخوام تورو اون طور که شایستت هست ستایش کنم فقط میتونم بگم خدایا من بدون تو اصلا وجود ندارم چون تو بودی و هستی من الان نفس میکشم نفس کشیدنم هم بخاطر اراده تو هستش پس این همه غرور و تکبر انسان واسه چیه .

    خدایا مارو به راهی هدایت کن که باورهایی از جنس رسیدن به خواسته هامون داشته باشیم باورهایی خالص ، قدرتمند که ما رو به آنچه میخوایم برسونن الهی آمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: