اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و همگی دوستان در این سایت بی نظیر
خداروشکر میکنم و تشکر میکنم ازهمگی شما و مریم عزیزم
این فایل هم عالی بود
من خیلی ازش درس ها گرفتم و خیلی چیزا رو یادم انداخت مثل زمانی که من بچه بودم و از تاریکی میترسیدم وشب ها بیرون نمیرفتم ولی گاهی که واقعا بخاطر کار خیلی مهمی که باید انجام میشد
باید از خونه بیرون میزدم پیش فرض های ذهنم انقدر اون کار برای من و ذهنم من بزرگو مهم میکرد که من رو قانع کنه که با وجود ترسم زیادم باید برم اون کارو انجام بدم حالا یا امدن مهمانی به منزل بود یا بردن خبری مهم به جایی
و این قدر این پیش فرض در ذهنم بزرگ میشد که بر ترسم که پیش فرض بزرگ تر و قدیمی تر بود غلب میکردم
میرفتم اون کارو انجام میدادم و برمیگشتم
جالب این بود که اگر یه شب دیگه میخواستم همیجوری از خونه بزنم بیرون نمیتونستم و اون ترس میومد سراغم و من زورم بهش نمیرسید
واقعا جالب بود برام
که ذهن چطور برای وادار کردن من برای کار مهم که اون لحظه پیش اومد منو قانع کرد که بر ترس چند ساله خودم غلب کنم
اما شب بعدش برای رفتن تا داخل حیات جرعت نکنم
جالب که چطور ذهن میتونه در لحظه پیش فرضجدید رو جایی گذین کنه
یا گاهی برام پیش میومد که کاری رو که نمیکردم بخاطر نظر بیقه یا نداشتن جرعتش
و وقتی یه شرایطی پیش میومد که انجامش میدادم بعد که بخودم میومدم به خودم میگفتم اگر شرایط عادی بود عمراً من این حرکت رو میزدم و هم زمان اون پیش فرضم که نباید انجام میدادم در ذهنم میومد
اما دیگه خیلی ترس ناک نبود چون بخاطر اون شرایط موجودو نا خواسته ازش عبور کرده بودم
من این جوری برداشت کردم از این فایل 3قسمتی
که میشه بااهرم رنج لذت پیش فرض های محکم ذهن رو شکست و به نفع خودمون ازش استفاده کنیم
مثلا برای من یکی از قوی ترین پیش فرض های ذهنم ظاهر ساز در اطراف م بود و دیگه برام سخت شده بود از بس که سعی در ظاهر سازی در رفتار و گفتار داشتم
اما کم کم وبدونه اینکه اگاهانه بخوام تعقییرش بدم بهش غلب کردم
الان بادیدن این فایل ها متوجه شدم ای دل غافل من با اجرای تکنیک اهرم رنج لذت این کار کردم و تعققیرش داده بودم اما متوجه نشدم
با اگاهی هایی این فایل میخوام به اصلاح کردن بهونه هایی ذهنیم برم که دیگه پوست از سر من کنندن
بخاطر این که هر کاری میخوام انجام بدم بخاطر پیش فرض های اشتباه ذهنم یه بهونه ای میزاره سر راه من که باید به کاملترین شکل ممکن انجامش بدیم
من الان متوجه شدم دلیل موفق نبودن در کسب کارم همین پیش فرض های اشتباه ذهنم بود
هرچی برای انجام کارم میخریدم ذهنم بهونه بعدی رو سر راهم قرار میداد خوب حالا باید پول جم کنی فلان چیزو بخری، فلان دسگاه رو میخریدم ، دوباره میگفت نه باید این دستگاه جنسش خوب نیست توباید اون جنسشو میخریدی، که در اصل با همون میسد کلی کاری حرفه ای انجام داد اما ذهن من من رو با این پیش فرض ها 4 سال بازی داد
الان که من بخودم اومدم میبینم 4 سال خرج کردم بدونه وردی مالی در حد متوسط یعنی ربع اون همه پول و انرژی ،وقتم ، استرس و اضطرابی که کشیدمم برنگشت بهم
دلیلش پیش فرض های اشتباه من در حاشیه رفتن من بود که من رو دور خودم چرخوند،
درست در همین شغل من خیلی ها با نصف امکانات کاری من پول ها ساختن پیشرفت ها کردن
من تازه متوجه شدم که من اگر بجای گم شدن در حاشیه های این پیش فرض های اشتباه روی باور هام کار میکردم
الان کجا بودم در جایگاه کاریم
هرچند دیر ولی جایی شکر داره که من بلاخره متوجه شدم
سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی و دوستان خوش فرکانس:)
من در باب این پیش فرضها یادم اومد که بگم سال پیش من بدلیل استرس و وزن بالام و زیاد خوردن نمک و شیرینی فشارخونم بالا رفت و چون خونهٔ مامانم دستگاه فشار دارن و مامانم هم فشار خون بالا دارن اونجا فشار منو گرفتن و 16 روی 9 بود که برای من خیلی بالا بود و سردرد و قرمزی صورت داشتم که نشان از فشارخون بالا میداد خلاصه مامانم سریع برام ی حبه سیر آورد و به خورد من داد و یکی از قرصای فشار خودشو برام اورد و به زور گفت بخور تا فشارت بیاد پایین و همونجا خواهر بزرگتر از خودم که اتفاقا اونم فشار خون داره به من گفت ببین دیگه سن تو از 45 گذشته باید قرص فشارو شروع کنی و توی پیش فرضش این بود که ما هممون به مامان رفتیم و فشار خون داریم پس باید تو هم مثل ما خوردن قرص فشارو شروع کنی ببین فشارت بالاس، من انگار ی چیزی درونم گفت این درست نیست طبیعی نیست که منم فشار بالا داشته باشم بقول خواهرم ما از مامان ارث بردیم فشار بالا رو، خلاصه اینکه من گفتم من درستش میکنم من دوس ندارم مثل شما قرص بخورم و مرتب درگیر باشم که اینو نخورم فشارم میره بالا اینو بخورم بیاد پایین:)
بعد هدایت شدم به دختر عمه م که قانون سلامت رو از شما خریده بود و من با چند تا سئوال ازش و راهنمایی که کرد من عمل کردم به گفته های ایشون و تونستم به راااااحتی 17 کیلو وزن کم کنم و فشار خونم هم درمان شد و به خواهرم و مامانم گفتم دیدین ارثی نیست همه چی دست خود آدمه؟ دیدین من تونستم خودمو درمان کنم؟
من رعایت نمیکردم و هر چی میرسید میخوردم بعد فشار خون بالام رو ارثی مامان بدونم:(
وحالا که دارم رعایت میکنم شیرینیجات و ایناهارو نمیخورم فشارم همیشه عالیه نرمال آدمای معمولی 12روی 8
خداروشکر میکنم که قبول نکردم که دیگه سنم رفته بالا و باید انواع و اقسام فشارو قند و چربی خون بگیرم و الحمدلله به لطف راهنماییهای استاد عزیزم همیشه سلامتم و روز به روز جوان تر و شاداب تر و جذاب تر هم میشم
من در باب این موضوع دقیقا 3-4 روز پیش همین رو تجربه کردم که به لطف خدای مهربان و با پیش فرض و احساساتی که از حرف ها و فایل های استاد عزیز داشتم تا حدودی اون اتفاق رو باور نداشتم
موضوع از این قرار هست که من دقیقا یک روز هست که از سفر خود از شیراز بر میگردم
در شیراز مجموعه فروشگاه شیراز مال طبقه همکف یک فروشگاه لباس نایک وجود داره
من تا این فروشگاه رو دیدم سریع به دوستم خبر دادم که بریم این فروشگاه رو ببینیم و چون عجله داشتیم به خانه برگردیم فرصت نشد در راه برگشت دوستم به من گفت که این فروشگاه جنس اصلی نایک رو داره و با قیمت بالا و حتی خوب و کیفیت اصلی محصولات رو به فروش میزاره
من پس از شنیدن این خبر خیلی خوش حال شب رو تا صبح چشم رو هم نزاشتم و منتظر بودم فردا برم برای خرید لباس و کفش و …
با اینکه میدونستم که محصولات اصلی نایک گیر نمیاد و اگر بیاد هم با توجه به قیمت دلار به فروش میرسد اما داشتم مسیر نادرست رو میرفتم
فردا به اون فروشگاه رفتیم و استاد حتی یک لباس حتی یک کفش از اون کیفیت که واقعا باید تصور داشت نبود و کلی برند دیگ لباس ها اونجا موجود بود اما چون فروشگاه نایک بود من فکر میکردم که دیگ داخل چه خبر هست
فردا این ماجرا من با فایل درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری آشنا شدم و به محض شنیدن این فایل اشک در چشمان من حلقه زد که واقعا هر چیزی که در ذهن ما عالی و خاص به تجسم در میاد دیگر هیچ چیزی تا تجربه اون اتفاق نمیتواند مارو به شک یا فکر کردن مجدد و یا هر چیز دیگر وادار کند
این اتفاق برای من تجربه شد که هر چیزی رو باور نکنم و با فکر و مخصوصا احساسات درست یعنی احساسی که از منبع سر چشمه دارد پیش بروم
استاد چقدر حرف و کلام شما اشناست چقدر تجربه این همه مسائل را ما داشتیممم .
خداراااااا کرور کرورشکرررر .
در اینجااااا میخواهم یک مثال به مثل همین توت فرنگی های بزنم .
خیلیییییییی شباهت باهم دیگر دارند .
مادر من که مدت شش هفت سال میشود مریضی شکر دارد . با به وجود آمدن این مریضی برای مادرمن سوزش پا پیدا شد و داکتر ها هم روایت کردند که همیشش دوا بخوری تا زمانیکه زنده هستی . اما نه اینکه توخوب شوی برای همیشه و مادر من هم بر همین عقیده هرماه میرفت و دوا های قوی قوی میخورد ….و همچناننن اینقدر فشار و شکرر بلند نداشت در حدود 160 الی 200 میبود همیشه . اما سوزش پاهایش کمی اذیت کننده بود . البته به شدت پاهای مادر من نازک و درد پذیر شده بودددد و حتی راه رفته نمیتوانست.
خوب من هم چندین بار برایش گفتم بیا در سایت و دوره قانون سلامتی را پیش ببر .گفت نخیررر مرض من حل شدنی نیست تا دم مرگ همرایم است . و پس منهم ساکت شدم گفتم نخیررر ! حالا زمانی نیست که بخواییی مادرت را هدایت کنی به سمت دیگر ….
چند روز گذشته یک از دوستان ما یک آب را تحویل ما کردند که برای همه مرض هااا شفا بخش بود !!!
روایت کردند این یک بوتل آب است که دم میکند یک عزیز خدا ، بعد بنوشش و چای و دوا حتیییی یک قرض دگه استفاده نکن !
خوب مادر من هم شکاک دو دل بود و خلاصه خورد آب را و از چای استفاده نکرد
استااااددد باورتان میشود که این شب ،شب پنجم است مادر من دوا استفاده نمیکنه و پاهایش خیلیییی ارامممم شده حتی بهتر و سرحال تر از همه وقت ها به نظرم میرسه ..
مگرنه آب یکاب است و بوتل آب هم از یک کمپنی اما چی میشود که این ذهن ما جذبیت مقاومت داشتن را بیشتر میکند .
میشه لطف کنید بگید که دوران بارداریتون چطور بود چون من اینطور برداشت کردم که خیلی راحت بوده، ممنون میشم باورهاتون در مورد بارداری و زایمان راحت رو بنویسید چون اکثر خانم های جامعه باورهای خیلی بدی دارن که اصلا آدم میترسه سمت این قضیه بره
کامنتتون برام جالب بود ممنون میشم من رو هم راهنمایی کنید و باورهای خوبتون رو برام بنویسید.
داشتم با فامیلم باهم افطار میکردیم و یکباره مبحث توت فرنگی 19 $ یادم اومد، از آگاهی ها اصلا درمورد شون با هیچکی صحبت نمیکنم ولی چون داشتنش ربطی به این نداره که آگاهی ها برو بگم،گفتم گفتن این داستان خیلی جالبه بزار بگم اعضای فامیل چی میگن و ری اکشن شون چیه، وقتی داستان رو گفتم بابام گفت درسته منو یاد یه داستانی انداختی
گفت من در یک کتابی یک داستان واقعیت، مشابه به این داستان تو خوندم و داستانش این بود که یک فردی یه جرمی مرتکب شده بود و اینو بازداشت کردن و انداختنش زندان و حکم اعدامش اومد اون هم اعدام با آب جوش که میشوندنش رو صندلی و آب با دما 100 درجه روش میندازن تا بمیره و شکل اعدامش رو اینجوری بهش گفته بودن وقتی اون فرد رو آوردن و شوندنش رو صندلی و از بالا آب رو انداختن آبی بود با دما 37 درجه نه 100 درجه و وقتی آب رو انداختن اون فرد چون فک میکرد آب با دمای 100 درجه هست هنگام انداختن درست پوست بدنش میسوخت و داد فریادش بالا میشد و واقعا اون فرد پوست بدنش جدا میشد از شدت چی از شدت باور به اینکه این آب با دمای 100 درجه هست، یعنی این کار باور شوخی نداره باوجود اینکه حقیقت نداره و اصالتش اونجوری نیست ولی تو باور کنی میتونه بسوزاند
وقتی این داستان رو از بابام شنیدم خیلی خیلی زیاد بزام جالب بود و خیلی هم ترسیدم از خطر باور های اشتباه و مسیر دور کن مسیر سخت کن و آسیب زننده و بیشتر به درستی پیشفرض ها ذهنیت ها که در زندگی مون تاثیر دارن پی بردم و بعد از خوندن کامنت های دوستان گفتم بنویسم که خیلی داستان جالبی هست و خیلی هم ایمان مان را تقویت میکنه.
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
قسم سوم از توت فرنگی 19دلاری
خدایا شکرت برای قدرت باور به نفع خود و مثبت اندیشی و خالق خوب برای اتفاقات خوب
با احساس خوب اتفاقات خوب درراه است
خدایا شکرت که هدایتم کردی برای صلا تی دوباره . خدای مهربانم خدای وهابم شکرت که هدایتم کردی برای نوشتن و کنترل ذهن
خدا یا شکرررررررررت که هم جهت با جریان خداوند هستم
خدایا شکرت که فقط یک نیروی خیر حاکم بر جهان است آنهم نیروی خداوند است که همواره شادی و آرامش و آسایش و لذت و سلامتی و ثروت و فراوانی و رحمت و برکت و معنویت و خوشبختی و رستگاری و سعادت و روابط عالی و بینظییییر ترین اتفاقات خوب است.فقط و فقط خداوند همه کاره است و قدرت در دستان خداوند است . و هیچ عامل بیرونی وجود ندارد.
قدرت دادن به هر عامل بیرونی یعنی شرک
و خداوند تمام گناهان را میبخشد جز شرک بخودش را
ما با هر اشتباه و کار خطا که مرتکب میشویم
باید از اون اشتباه و خطا درس بگیریم که برای
رشد و پیشرفت من آمده و با کنترل ذهن و تقوا ی الهی داشتن و تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها و شکر گذار بودن برای تمام نعمتها و ثروتهاو فراوانی ها و داشته های مان ذهن را کنترل و افسارش را در دست بگیریم با این عمل صالح درجهت جریان خداوند حرکت کنیم
و چقدر زیبا خداوند برایم همزمانی ایجاد میکند
بر اساس اتفاقات همان روزم
و امروز که در تضادی در روابط عاطفی بودم با همسرم
و خودم را در یک لحظه خوار و ذلیل کرده بودم و تمام قدرت را به همسرم دادم و ترس تمام وجودم را گرفته بود و از اون طرف هم داشتم با خودم حرف های بهتری میزدم که خداوند
قدرت تمام کیهان را در دست دارد
هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
اصلا این تضاد برای رشد من باید اتفاق میافتاده
تا بلکه من آدم بشم
دست از شرک و بیایمانی بردارم و
با این اتفاق ناجالب سر عقل بیام و با درک قانون تکا مل ذره ذره خداوند را در وجودم پیدا کنم
و از شرک ورزیدن اجتناب کنم
چون هم من و هم همسرم پاره ای از وجود پاک خداوند هستیم و
این ذهن ماست که داره به اتفاقات بد دامن میزند
وگرنه خداوند که همواره خیر مطلق است
و من هنوز درکم به اون سطح نرسیده که مشرک میشوم بر اساس گفته ها و شنیده ها و دیده هایی که از جامعه دریافت کرده ام و شدن باور قدرتمندی در وجودم که همسر خوب کمه
هر چی همسرت میگه فقط باید بگی چشم
وگرنه از گرسنگی میمیری
اگه برگردی کنار خانوادت کلی محدودیت برات دوباره ایجاد میشه
با همین شرایط سختت کنار بیای بهتره
یک مرد کافر بهتر از صدتا برادر مومن هست برات
اگه اینو از دست بدی دیگه گیرت نمیاد همچین شخصی
اگه یه شب باهاش هم خواب نباشی بینتون اختلافات شدیدی بوجود میاد (پاشنه آشیل اصلی من همینه )
بخاطر این باور محدود هر روز دارم ازش ضربه میخورم
همیشه فکر میکنم که اگه همسرم یک شب با من هم خواب نباشه به هر دلیلی که حتی مریض باشم
خوابم بیاد
اصلا حوصله نداشته باشم
یک شب بخوام برا خودم باشم
باید فردای اون روز من زندگیم جهنم بشه
و چنان قدرتی این باور در من ایجاد کرده
که در تمام جنبه های زندگی دارم بوضوح رشدم را میبینم
و در جنبه روابط عاطفی این ترس با من هست و همیشه نگرانم بابتش
و حتی چنان ترمزی هست که جدیدا خیلی کم پیش میاد که تنهایی جایی برم و شب نباشم
مثلاً همین تعطیلات که سه شب خونه مادرم اونم با اسرار همسرم موندم و برگشتیم
باز هم ما سر مسئله روابط به مسئله برخوردیم
که باور من اینه که همسرم اصلا تحمل عدم روابط جنسی را ندارد و اگه به هر دلیلی روابط پیش نیاد ایشون قهر میکنه و عصبانی میشود
و با تمام وجودم پذیرفتم که من خالق این اتفاق هستم و هر لحظه تسلیمم در مقابل خداوند و ایمان دارم که جواب حل این مسئله هم مثله بقیه مسائل به من گفته میشود
چون یک الگوی عالی دارم همگون استاد عزیزم و مریم نازنینم
که ماها از هم دور هستند و در روابط عالی و بینظییییر و در صلح با خود هستند و
هر روز دارم فایل های بینظییییر زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا را میبینم و بهتر عمل میکنم به روابط پاک و زیبا و عالی عزیزانم
و توجه به زیبایی ها و نکات مثبت خودم و همسرم
ایشون واقعا کلی نکته مثبت دیگر دارد
ولی ذهن چموش من اینقدر دوست داره که فقط تمایلش به سمت منفی ها باشه
که هر بار باید بزور بکشونمش به سمت دیدن زیبایی ها و آباد کردن زمین
وقتی فکر کنم قدم دهم بود کت در مورد حذف علفهای هرز گفتین
که باید زمین را با دادن آب و نور و کود مناسب تقویت کنیم
همش این جملات رو در ذهنم مرور میکنم که الهام نباید بخاطر یک نازیبایی زمین رو شخم بزنی
باید بتونی از دل نازیبایی ،زیبایی ها را ببینی
باید زمینت رو آباد کنی
چون تمام اتفاقات بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودت داره ایجاد میشود
و من استاد عزیزم با تمام وجودم اینو پذیرفتم
و کار ذهن همش انکار این حقیقته
که نه تو داری قربانی شرایط میشی
تو مقصر نیستی
تو اصلا به نکات منفی توجه نکردی
تو نیستی که باید تغییر کنی
اونی که باید تغییر کنه همسرته
در صورتی که من بوضوح به این درک رسیدم که اگر من تغییر کنم جهان من هم تغییر میکند به سمت آنچه که من دوست دارم با تغییر ات توحید ام تجربه کنم
به سمت تغییرات دربهبود شخصیتم
به سمت مثبت اندیشی
به سمت توجه به زیبایی های بیشتر و نکات مثبت بیشتر
به سمت توجه به داشته هام و نعمتهای بیشمار خداوند زندگی ام
به سمت توحید و یکتاپرستی
به سمت ایمان و توکل و اعتماد به خدا
به سمت لایق شدن برای دریافت بهترینهای جهان خداوند
به سمت الخیر و فی ما وقع
هر چقدر بیشتر در این مسیر استمرار و مداومت داشته باشم به درک بهتر ی از اتفاقات به نفع من هستند پیش میروم و خداوند به این طرز تفکر و اعتماد و توکل من بر خودش پاداشها میدهد
همانطور که امروز هدایتم کرد به سوره نحل
و دقیق با من حرف زد با کلام نافذش بهم داره میفهمونه که هیچ قدرتی در جهان نیست جز قدرت رب العالمین که بالای تمام قدرتهاست
آیا به چیزهایى که خدا آفریده است ننگریسته اند که [چگونه] سایه هایشان از راست و [از جوانب] چپ مى گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاک مى سایند (48)
و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و آیین پایدار [نیز] از آن اوست پس آیا از غیر خدا پروا دارید (52)
و بقیه آیات که فقط داره توحید و یکتاپرستی
با ما حرف میزند اون چیزی بود که امروز باید چشم مرا بیناتر میکرد گوش مرا شنواتر و قلب مرا آرام تر شاید امروز در مدار درک یه ذره بهتر بودم که
خداوند ابن صفحه از کتاب مقدس را برایم باز کرد
که قدرت کل کیهان فقط خداست
تو با هر ترسی که داری در درونت فقط بخودت ظلم میکنی الهام خانم
کلی ترس در وجودت هست
بریز بیرون تمام ترسهای واهی و پوچی که هیچ سودی به حالت جز رنج و بلا و ظلم بخود را ندارد
چرا میترسی ؟
از اینکه این آدم بره تو بدبخت میشی؟ شرک
از اینکه تنها نون آور تو ست که از گرسنگی نمیری اونه؟شرک
اگه باهاش در بیوفتی حالتو میگیره ؟شرک
اگه از هم جدا بشین تکلیف بچه ها چی میشه ؟شرک
اگه برگردم خونه پدری ام بقیه فکر می کنن خوشی زده زیر دلت؟
شرک
اگه نخوادت دیگه بهتر از ابن آدم نیست؟شرک
اگه از ش جدا بشم که خانواده خودم هم طردم میکنند؟شرک
عذاب وجدان برای بچهها
ترس از آینده
غم گذشته
احساس گناه و قربانی شدن در شرایط
چون مشروب میخوره اصلا ابرو نداره
اگه اقدام به هر کاری کند حتما انجامش میدهد در جهت منفی
و
و
و کلی دیگه مزخرفات ذهنی که تماما زنجیرها به پاهایم بسته و تمام وجودم پر شده از ترسهای بیمورد که فقط زایده ذهن من هستد
خدایا شکرت کمکم کن من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و هر لحظه هم جهت با جریان خداوند حرکت کنم و مومنتوم مثبتم را حفظ کن
استاد من نزدیک به 14ساله که درزندگی مشترکم دارم با این ترس زندگی میکنم چون همون اوایل شروع زندگی مشترک وقتی مادر همسرم خواست منو راهنمایی کنه و این باور را در ذهن من کاشت که اینا مردمانی هستند که فقط باید باهاشون رابطه جنسی داشته باشی وگرنه هر روز بحثو دعوا هست و زندگی ات را تلخ میکنندو تمام شواهد و گفته و شنیده ها هم داشت بیشتر برام باور پذیر میکرد که آره درسته ببین بقیه اطرافیان هم سر این موضوع فقط مسئله دارند و در تضاد با هم هستند
و الان که من با این سایت الهی آشنا شدم و دارم با قوانین جهان آشناتر میشوم که تمام اتفاقات بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
سعی میکنم تکاملم را طی کنم
و از وابستگی هام کمتر کنم و هر چند وقت یکبار هم از همدیگر دور باشیم و حتی رختخواب مون هم جدا میکنم ایشون پیش بچهها میخوابه و من تنها تو اتاقم میخوابم و من اینا رو موفقیت برای خودم میدونم چون از اون حدت و شدت وابستگی های هر دو طرفمون داره کمتر میشود ولی باز هم ذهن نجوا گر من به این موضوع قدرت میدهد و هر چند ماه یکبار این چرخه تکرار میشود . و روابطم به مدت کوتاهتری نسبت به قبل به تنش و تضاد بر میخوره و واقعا این جنس از نجواها آزار دهنده است و از شما
استاد عزیزم درخواست دارم که در این زمینه توضیحات و آموزش های عالیتون را برامون بیشتر کنین
استاد همین الآنم که دارم تمام گفتگوی های ذهنم را در ابن کامنت مینویسم باز هم مقاومت داره و یه جور ترس در وجودم هست و نمیدانم از باور محدود م داره آبشخور میشه
بر اساس تجربه های قبلیه که داره میترسونه
که الان همسرت مست میکنه و میاد خونه و همه چی را بهم میریزه ؟؟!!
خدایا شکرت استاد اینا رو که همین الان نوشتم بلطف خداوند کلی آرامش در وجودم ایجاد شد و یک نفس عمیق کشیدم
خدایا شکرت
من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت میخواهم یک رابطه سالم و شاد را تجربه کنم بدور از وابستگی و عدم آزادی و رهایی
میخواهم آزادی عمل داشته باشم
واقعاً هر چیزی که زنجیره وار منو گرفته داره آزادی منو هم میگیره
و این خلاف قوانین خداوند است
خداوند تمام کیهان را آزاد خلق کرده
چون قدرت فقط خداست
و تمام کیهان مخلوقات خداوند هستند
و هیچ عامل بیرونی وجود ندارد
ومن فقط مسئول شخص خودم هستم
من در تغییر خودم توانمند هستم و در تغییر دیگران عاجزم و ناتوان
اگر من تغییر مثبت کنم اگر دیدگاهم را به اتفاقات از زاویه بهتری جهت دهی کنم
همه چی به نفع من میشود
من ایمان دارم که همین اتفاق نازیبای الان زندگی ام داره منو به سمت خواسته هام هدایت میکند
هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
استاد چند روز پیش که خونه مادرم بودیم ماهی درست کردیم و برادر زاده ام گفت که من ماهی نمیخورم و من بهش گفتم ببین من داخل این ماهی یه مواد عالی ریختم و سبزیجات خوشمزه ریختم توش که با بدن همه ساز گارباشه
ایشون تاکید داشت که هر وقت ماهی میخوره حالش بد میشه و تا غرب باید معدش تخلیه بشه
ولی همین که من بهش گفتم اصلا این سبک درست کردن من متفاوت است و هیچ اتفاقی نمی افته و به من اعتماد کن
ایشون نشست با پسرم سیر خورد و رفت سراغ بازی و برنامه های خودش
و غروب بهش گفتم دیدی خیلی هم بهت خوش گذشت و ماهی نتوست حالت رو بد کنه
خودشم باور نمیکرد و میگفت عمه اینبار شانسی بوده
گفتم نه عزیزم اینا همش زایده ذهن ماست که اگه یه بار یه اتفاقی افتاده بارهای بعد هم فکرمیکنیم باید همون اتفاق قبلی رخ بده و
بعد خودم کلی خوشحال شدم که تونستم با کلامم و اعتمادی که دیگران بهم دارند خوب تر عمل کنم و باور پذیر تر بشه که تمام اتفاقات بر اساس پیش فرض های ذهن خودم هست
چیزهای که دیدم و شنیدم هست و هیچ وقت نیومدم بشینم فکر کنم که آیا این چیزی که دارم از جامعه دریافت میکنم به نفع منه یا به ضرر من
و متاسفانه همیشه ذهن ما خواستار منفی های بیشتر بوده ودنبال نکات منفی میگرده
و من باید این سبک فکری و رفتاری ام را تغییر بدهم تا تمام اتفاقات تمام باورها و افکار و فرکانس ها را در جهت بهتر شدن شخصیتم سوق بدهم
من باید رفتار و عملکرد هایم را در جهت بهبود خودم و عادات جدید را زندگی کردن سوق بدهم
هر چیزی که به پیشرفتم کمک میکند را بپذیرم و بشه جزیی از عادات روزانه ام در تمام جنبه ها
و هر آنچه که داره به من ضربه میزنه و هیچ بهبودی در پیشرفتم ندارد را از عادات روزانه ام ترک کنم .
باید آگاهانه سعی کنم در جهت بهبود شخصیتم تمرکز لیزر فوکس بزارم
خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
من پاره ای از وجود پاک خداوند هستم
من ارزشمندم بی قید و شرط
ارزشمندی من وصل به بودن یا نبودن انسانها و موقعیت ها و شرایط و اندام و هیکل و زیبایی من نیست
من همین که هستم ارزشمندم بی نظیر م فوقالعاده عالی هستم
و هر روز بهترین روز من هست
و همان ابتدای روز با گفتگوی مثبت ذهنی
ذهنم را باید تربیت کنم به سمت تجربه های بهتر و زندگی زیباتر و روانتر
من باید باورهای پشت هر رفتارم را پیدا کنم
من لایق داشتن یک رابطه سالم و شاد و رویایی در آزادی کامل هستم
من لایق دریافت الهامات و نعمتهای الهی هستم
من لایق تجربه بهترین های جهان هستم
جهان سرشار از زیبای ها ی بینهایت و بینظییییر است که من لایقم که هدایت شوم به زیبای های بیشتر
استاد یه تجربه دیگه از کودکی یادم اومد
همیشه پدرم و برادرهای بزرگترم منو با برادر کوچکترم که دوسال از خودم بزرگتر هست
تشویق به کشتی گرفتن میکردند و همیشه من پیروز میدان میشدم . مورد تشویق پدر و برادر هام قرار میگرفتم و به برادر کوچکم همیشه میگفتند که الهام ازت کوچکتره ولی زورت رو داره
و من اینو باور کرده بودم که من خیلی قوی هستم و چون از پدرم (روحش شاد)
تاثیر زیادی میگرفتم و همیشه باورش داشتم
و خیلی خودم را وابسته تشویق و تحسین عزیزانم میکردم یه جورایی نیاز به تایید گرفتن در وجودم ریشه کرده و الان خیلی بهتر شدم تو این زمینه
استاد یه چیز دیگه
من هر وقت خواستم با همین ترفندهایی که دوستان عزیزم تو کامنتهاشون نوشتند
همیشه پس ذهنم مقاومت داشتم که نه
من نباید به دروغ به کسی چیزی بگم
وگرنه دیگه عادت میکنم به دروغ گفتن
حالا ممکنه اگه من یه پیش فرض مثبت به دیگران میدادم خیلی از مسائل حل میشد
و هنوزم ذهنم نیلی وقتها مقاومت میکنه که نه
باید واقع بین باشی
نباید با خودت دروغ بگی
حالا از اون طرف هم یه سری چیزها و افراد و موقعیت ها ی بهتر هم وجود داره
ولی ذهن چموش من میخواد فقط نکات منفی رو به ذهنم نشون بده که بدتر زوم کنم روی الگوهای منفی
و از الان به تمرین با استمرار بیشتری به ذهنم باید بدهم تا در تشویق کردن خودم و دیگران مسمم تر باشم
اگر نتونستم مثبت بین باشم
لا اقل منفی بین هم نباشم
و همان سکوت که زبان خداوند است را پیش ببرم
اگه نتونستم با مثبت بین باشم لااقل سکوت بهترین سلاحم باشه
گفتم خیلی هم عالی اتفاقا چون من مدتی هست که ندیدمت حس میکنم خیلی اندامت جمع و جور تر شده
و ایشون هم خیلی حس خوبی گرفت و شب هم با اینکه روزه بود پروتئین و سالاد نوش جان کرد و احترام و ارزش بیشتری هم برام قائل بود و خیلی صمیمی تر با هم بودیم .
چون فرکانس ها داشت کارشو میکرد و ایشون هم فرکانس مثبت منو دریافت کرده بود .
خدایا شکرت
یکی دیگه اینکه به چشم زخم قبلا اعتقاد داشتم و وقتی روی خودم کار کردم دیدم الان اصلا این اعتقاد رو ندارم و فقط قدرت را بخدا میدهم
و وقتی عزیزی یه وسیله ای میگیره یا بچه رو لباس خوب میپوشه و کسی ببینه حتما با صدقه میدن یا چیزی باید قربانی کنند
و دیشب هم که همسرم ماشینی که جدید گرفته رفتیم دایی هاش عیدی
زن دایش همش میگفت اگه میدونستیم یه قربانی جلو ماشینتون میکردیم
الان میرم براش اسپند دود میکنم
منم تشکر کردم و گفتم تو دلم که من اصلا اعتقاد ی به این چیزا ندارم
انسان لایق داشتن نعمتهای زیبای خداوند را دارد
اینا زیبایی های خداوند هستند
خداوند این نعمتها را مسخر ما کرده تا لذت ببریم
قرار نیست چیزی قربانی چیزی دیگر شود .
و بلطف خداوند پرونده این خرافات در ذهنم بسته شده
و باید همانطور که که کلی از پرونده های محدود کننده در ذهنم بسته شدن
روی پرونده های آدم آزادی مالی و زمانی و مکانی هم بیشتر کار کنم
چون من لایق داشتن آزادی مالی و زمانی و مکانی هستم .
و با ایمان و توکل و استمرار باید قدمهای محکمتر و تکاملی در راستای خواسته ام بردارم و در جهت جریان خداوند هم مدار شوم
چون خداوند قدم به قدم هدایت مرا بر خودش واجب کرده است
من لایق دریافت هدایتهای خداوند هستم
همانطور که به زنبور عسل وحی کرده
هر لحظه در قلبم داره با من حرف میزند و الهامات را در مسیر درست الهی میگوید
من باید در مدار دریافت الهامات الهی باشم
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
من به هر خیری از تو بهم برسد سخت محتاجم
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت برای آموزشها وحی منزل گونه استاد عباس منش عزیزم
خدایا شکرت که من لایق هدایت به سایت بینظییییر و عالی بودم
خدا یا شکرررررررررت که خودت هر روز بدون هیچ گونه هزینه تبلیغی داری مشتری هامو در جاهای مختلف به سمتم هدایت میکنی
انسانهای هنر دوست و ثروتمند تا کارهای هنری ام را کت زیبایی خداوند این است را میبینند عاشق شان میشوند و بهم سفارش میدهند.
خداوند هم مشتری ام میشود هم تبلیغاتم هم ثروت بیحساب در زندگی ام میشود
خدایا شکرت من بخدای خودم اعتماد دارم.
استادم بینهایت سپاسگزارم همواره در نور افکن الهی باشین عاشقتونم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک امروز هم فرصت دوباره زندگی رو بهم بخشیدی و کمکم میکنی تا هر لحظه مست و تسلیم خودت باشم الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
وقتی مثال های دوستانم رو میخونم و میشنوم برای خودمم تجربه های گذشتم تداعی میشه ک در گذر زمان فراموش شدن و هیچ وقت نیومدم بهشون فک کنم تا ازشون درس بگیرم استادم ازتون میلیون ها بار سپاسگزارم ک انقدر حرفه ای و هوشمندانه از دل یه مصاحبه و چالش ب ظاهر ساده و شاید از نظر خیلیا در حد فان مطالبی تا این حد گوهربار و ارزشمند برامون بیرون میکشین و ذهنمون رو وادار میکنین ب تامل و تفکر عاشقتونم از خدا میخام کمکم کنه منم بتونم تا این حد متمرکز و حواس جمع باشم تو زندگی شخصی خودم
مثالی ک برای خودم پیش اومده بود و نگاه من بهش با دیگران متفاوت بود ،زمان عقدمون که کاملا یهویی و معجزه وار و در عین ناباوری رخ داد برامون ما کلا همه چی و سپردیم بخدا و شاهد معجزات بی پایانش بودیم زمان بله برون ک اردیبهشت ماه شد با هم صحبت کردیم ک عقدمون 3،3،3 تاریخ رند باشه ک یهویی شد 30،3،3 درست روز سالگرد آشناییمون ک اونم واقعا انگار خدا تاریخش و بهمون گفت و انجام شد و ب خوبی و خوشی و فوقالعاده عالی سپری شد و از زمان عقدمون تا ب همین الان میتونم صدهاااا معجزه رو تو زندگیم بیام توضیح بدم ک چ همزمانی ها ک برامون اتفاق نیفتاد و خدارو هزاران بار شکر ک داره روز ب روز هم عالی و عالی تر میشه چون باورمون بر اینه ک رابطه عاطفی قشنگی داریم ک خدا خودش داره هدایتش میکنه و تمام برنامه ریزی هاش و میکنه چند وقت پیش خونه دوستم مهمون بودیم ک یهو بحث قمر در عقرب و این حرفها شد و از اونجایی ک من تو این بحثا شرکت نمیکنم تاریخ ازدواجشون و نگاه میکردن تو گوگل ک ببینن تو اون تایم بوده یا نبوده و اینا یکیشون برگشت گفت توام بگو تاریخ عقدتو ببینیم چ زمانی بوده گفتم فلان تاریخ یهو دیدم سرخ شد سفید شد کلا حالش عوض شد بخاطر اینک مثلا من نفهمم ب من نگفت گویا زمان عقدمون تو اون تایم بوده و یجورایی حالت استرس و ترس ب خودش گرفت با کمال خونسردی گفتم معنی قمر در عقرب چیه گفت دقیق نمیدونم ولی میگن خوب نیس تو اون تاریخا عقد بشه یا کار مهمی انجام بشه گفتم کی گفته گفت نمیدونم ک منم شنیدم گفتم ببین منم نمیدونم چ اتفاقی میفته یا نمیفته برام مهم نیس اگر ی روزی خدای نکرده یجوری بشه تقصیر قمر نبوده مدار و فرکانس خودم همه چی و رقم میزنه انگار ک گنگ باشه براش حرفام برگشت گف آخه فلانی رفته یجایی ک ببینه چرا زندگیش خوب نیس و راضی نیس بهش گفتن ک بر اونم اینجوری شده و باید جدا بشه گفتم این حرفا ینی چی کار نکردن شوهرش یا دوس نداشتن همدیگشون یا حس خوب نداشتنشون چ ربطی ب این خرافات داره اونا بشینن با هم مسائلشون و حل کنن و درست کنن دگ نیازی نیس ک برن دنبال این کارا دیدم خیلی مقاومت میکنه و این موضوع تبدیل ب باور قدرتمندی شده تو وجودش بیخیالش شدم و دگ ادامه ندادم
تو راه برگشت ب خونه مدام تو ذهنم تکرار میکردم همه چی در زمان و مکان خودش برای من اتفاق میفته اینم خاست خدا بود و من هرلحظه تسلیم خدا هستم و اومدم ی باور جدید برای خودم ساختم اون تایم قمر و عقرب و این حرفا ک اکثرا همه اعتقادشون بر این موضوعه انجام ی کار یا خیلی عالی میشه یا بقول اینا یجور دگ میشه برای من عااااالی و عالی تر میشه و دگ بهش فک نکردم و توجه و تمرکزم و بیشتر و بیشتر گذاشتم روی زندگی و اهدافم و خدارووووووو هزاران بار شکر ک هرروز درهای جدیدتری برام باز میکنه الهی صدهزار مرتبه شکرت
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای بی نظیرم عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
سلام به استاد عزیزم و همگی دوستان در این سایت بی نظیر
خداروشکر میکنم و تشکر میکنم ازهمگی شما و مریم عزیزم
این فایل هم عالی بود
من خیلی ازش درس ها گرفتم و خیلی چیزا رو یادم انداخت مثل زمانی که من بچه بودم و از تاریکی میترسیدم وشب ها بیرون نمیرفتم ولی گاهی که واقعا بخاطر کار خیلی مهمی که باید انجام میشد
باید از خونه بیرون میزدم پیش فرض های ذهنم انقدر اون کار برای من و ذهنم من بزرگو مهم میکرد که من رو قانع کنه که با وجود ترسم زیادم باید برم اون کارو انجام بدم حالا یا امدن مهمانی به منزل بود یا بردن خبری مهم به جایی
و این قدر این پیش فرض در ذهنم بزرگ میشد که بر ترسم که پیش فرض بزرگ تر و قدیمی تر بود غلب میکردم
میرفتم اون کارو انجام میدادم و برمیگشتم
جالب این بود که اگر یه شب دیگه میخواستم همیجوری از خونه بزنم بیرون نمیتونستم و اون ترس میومد سراغم و من زورم بهش نمیرسید
واقعا جالب بود برام
که ذهن چطور برای وادار کردن من برای کار مهم که اون لحظه پیش اومد منو قانع کرد که بر ترس چند ساله خودم غلب کنم
اما شب بعدش برای رفتن تا داخل حیات جرعت نکنم
جالب که چطور ذهن میتونه در لحظه پیش فرضجدید رو جایی گذین کنه
یا گاهی برام پیش میومد که کاری رو که نمیکردم بخاطر نظر بیقه یا نداشتن جرعتش
و وقتی یه شرایطی پیش میومد که انجامش میدادم بعد که بخودم میومدم به خودم میگفتم اگر شرایط عادی بود عمراً من این حرکت رو میزدم و هم زمان اون پیش فرضم که نباید انجام میدادم در ذهنم میومد
اما دیگه خیلی ترس ناک نبود چون بخاطر اون شرایط موجودو نا خواسته ازش عبور کرده بودم
من این جوری برداشت کردم از این فایل 3قسمتی
که میشه بااهرم رنج لذت پیش فرض های محکم ذهن رو شکست و به نفع خودمون ازش استفاده کنیم
مثلا برای من یکی از قوی ترین پیش فرض های ذهنم ظاهر ساز در اطراف م بود و دیگه برام سخت شده بود از بس که سعی در ظاهر سازی در رفتار و گفتار داشتم
اما کم کم وبدونه اینکه اگاهانه بخوام تعقییرش بدم بهش غلب کردم
الان بادیدن این فایل ها متوجه شدم ای دل غافل من با اجرای تکنیک اهرم رنج لذت این کار کردم و تعققیرش داده بودم اما متوجه نشدم
با اگاهی هایی این فایل میخوام به اصلاح کردن بهونه هایی ذهنیم برم که دیگه پوست از سر من کنندن
بخاطر این که هر کاری میخوام انجام بدم بخاطر پیش فرض های اشتباه ذهنم یه بهونه ای میزاره سر راه من که باید به کاملترین شکل ممکن انجامش بدیم
من الان متوجه شدم دلیل موفق نبودن در کسب کارم همین پیش فرض های اشتباه ذهنم بود
هرچی برای انجام کارم میخریدم ذهنم بهونه بعدی رو سر راهم قرار میداد خوب حالا باید پول جم کنی فلان چیزو بخری، فلان دسگاه رو میخریدم ، دوباره میگفت نه باید این دستگاه جنسش خوب نیست توباید اون جنسشو میخریدی، که در اصل با همون میسد کلی کاری حرفه ای انجام داد اما ذهن من من رو با این پیش فرض ها 4 سال بازی داد
الان که من بخودم اومدم میبینم 4 سال خرج کردم بدونه وردی مالی در حد متوسط یعنی ربع اون همه پول و انرژی ،وقتم ، استرس و اضطرابی که کشیدمم برنگشت بهم
دلیلش پیش فرض های اشتباه من در حاشیه رفتن من بود که من رو دور خودم چرخوند،
درست در همین شغل من خیلی ها با نصف امکانات کاری من پول ها ساختن پیشرفت ها کردن
من تازه متوجه شدم که من اگر بجای گم شدن در حاشیه های این پیش فرض های اشتباه روی باور هام کار میکردم
الان کجا بودم در جایگاه کاریم
هرچند دیر ولی جایی شکر داره که من بلاخره متوجه شدم
خدارو شکر خدارو شکر
استادو مریم عزیز
ازتون بینهایت ممنونم دوستون دارم باعشق
سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانوم شایسته گرامی و دوستان خوش فرکانس:)
من در باب این پیش فرضها یادم اومد که بگم سال پیش من بدلیل استرس و وزن بالام و زیاد خوردن نمک و شیرینی فشارخونم بالا رفت و چون خونهٔ مامانم دستگاه فشار دارن و مامانم هم فشار خون بالا دارن اونجا فشار منو گرفتن و 16 روی 9 بود که برای من خیلی بالا بود و سردرد و قرمزی صورت داشتم که نشان از فشارخون بالا میداد خلاصه مامانم سریع برام ی حبه سیر آورد و به خورد من داد و یکی از قرصای فشار خودشو برام اورد و به زور گفت بخور تا فشارت بیاد پایین و همونجا خواهر بزرگتر از خودم که اتفاقا اونم فشار خون داره به من گفت ببین دیگه سن تو از 45 گذشته باید قرص فشارو شروع کنی و توی پیش فرضش این بود که ما هممون به مامان رفتیم و فشار خون داریم پس باید تو هم مثل ما خوردن قرص فشارو شروع کنی ببین فشارت بالاس، من انگار ی چیزی درونم گفت این درست نیست طبیعی نیست که منم فشار بالا داشته باشم بقول خواهرم ما از مامان ارث بردیم فشار بالا رو، خلاصه اینکه من گفتم من درستش میکنم من دوس ندارم مثل شما قرص بخورم و مرتب درگیر باشم که اینو نخورم فشارم میره بالا اینو بخورم بیاد پایین:)
بعد هدایت شدم به دختر عمه م که قانون سلامت رو از شما خریده بود و من با چند تا سئوال ازش و راهنمایی که کرد من عمل کردم به گفته های ایشون و تونستم به راااااحتی 17 کیلو وزن کم کنم و فشار خونم هم درمان شد و به خواهرم و مامانم گفتم دیدین ارثی نیست همه چی دست خود آدمه؟ دیدین من تونستم خودمو درمان کنم؟
من رعایت نمیکردم و هر چی میرسید میخوردم بعد فشار خون بالام رو ارثی مامان بدونم:(
وحالا که دارم رعایت میکنم شیرینیجات و ایناهارو نمیخورم فشارم همیشه عالیه نرمال آدمای معمولی 12روی 8
خداروشکر میکنم که قبول نکردم که دیگه سنم رفته بالا و باید انواع و اقسام فشارو قند و چربی خون بگیرم و الحمدلله به لطف راهنماییهای استاد عزیزم همیشه سلامتم و روز به روز جوان تر و شاداب تر و جذاب تر هم میشم
خدایا شکرت شکرت شکرت:))
سلام به استاد عزیزم و دوستانم
من در باب این موضوع دقیقا 3-4 روز پیش همین رو تجربه کردم که به لطف خدای مهربان و با پیش فرض و احساساتی که از حرف ها و فایل های استاد عزیز داشتم تا حدودی اون اتفاق رو باور نداشتم
موضوع از این قرار هست که من دقیقا یک روز هست که از سفر خود از شیراز بر میگردم
در شیراز مجموعه فروشگاه شیراز مال طبقه همکف یک فروشگاه لباس نایک وجود داره
من تا این فروشگاه رو دیدم سریع به دوستم خبر دادم که بریم این فروشگاه رو ببینیم و چون عجله داشتیم به خانه برگردیم فرصت نشد در راه برگشت دوستم به من گفت که این فروشگاه جنس اصلی نایک رو داره و با قیمت بالا و حتی خوب و کیفیت اصلی محصولات رو به فروش میزاره
من پس از شنیدن این خبر خیلی خوش حال شب رو تا صبح چشم رو هم نزاشتم و منتظر بودم فردا برم برای خرید لباس و کفش و …
با اینکه میدونستم که محصولات اصلی نایک گیر نمیاد و اگر بیاد هم با توجه به قیمت دلار به فروش میرسد اما داشتم مسیر نادرست رو میرفتم
فردا به اون فروشگاه رفتیم و استاد حتی یک لباس حتی یک کفش از اون کیفیت که واقعا باید تصور داشت نبود و کلی برند دیگ لباس ها اونجا موجود بود اما چون فروشگاه نایک بود من فکر میکردم که دیگ داخل چه خبر هست
فردا این ماجرا من با فایل درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری آشنا شدم و به محض شنیدن این فایل اشک در چشمان من حلقه زد که واقعا هر چیزی که در ذهن ما عالی و خاص به تجسم در میاد دیگر هیچ چیزی تا تجربه اون اتفاق نمیتواند مارو به شک یا فکر کردن مجدد و یا هر چیز دیگر وادار کند
این اتفاق برای من تجربه شد که هر چیزی رو باور نکنم و با فکر و مخصوصا احساسات درست یعنی احساسی که از منبع سر چشمه دارد پیش بروم
بسم الله الرحمن الرحیم !
سلام خدمت حضور نیک شما استاد نهایت عزیز .
استاد چقدر حرف و کلام شما اشناست چقدر تجربه این همه مسائل را ما داشتیممم .
خداراااااا کرور کرورشکرررر .
در اینجااااا میخواهم یک مثال به مثل همین توت فرنگی های بزنم .
خیلیییییییی شباهت باهم دیگر دارند .
مادر من که مدت شش هفت سال میشود مریضی شکر دارد . با به وجود آمدن این مریضی برای مادرمن سوزش پا پیدا شد و داکتر ها هم روایت کردند که همیشش دوا بخوری تا زمانیکه زنده هستی . اما نه اینکه توخوب شوی برای همیشه و مادر من هم بر همین عقیده هرماه میرفت و دوا های قوی قوی میخورد ….و همچناننن اینقدر فشار و شکرر بلند نداشت در حدود 160 الی 200 میبود همیشه . اما سوزش پاهایش کمی اذیت کننده بود . البته به شدت پاهای مادر من نازک و درد پذیر شده بودددد و حتی راه رفته نمیتوانست.
خوب من هم چندین بار برایش گفتم بیا در سایت و دوره قانون سلامتی را پیش ببر .گفت نخیررر مرض من حل شدنی نیست تا دم مرگ همرایم است . و پس منهم ساکت شدم گفتم نخیررر ! حالا زمانی نیست که بخواییی مادرت را هدایت کنی به سمت دیگر ….
چند روز گذشته یک از دوستان ما یک آب را تحویل ما کردند که برای همه مرض هااا شفا بخش بود !!!
روایت کردند این یک بوتل آب است که دم میکند یک عزیز خدا ، بعد بنوشش و چای و دوا حتیییی یک قرض دگه استفاده نکن !
خوب مادر من هم شکاک دو دل بود و خلاصه خورد آب را و از چای استفاده نکرد
استااااددد باورتان میشود که این شب ،شب پنجم است مادر من دوا استفاده نمیکنه و پاهایش خیلیییی ارامممم شده حتی بهتر و سرحال تر از همه وقت ها به نظرم میرسه ..
مگرنه آب یکاب است و بوتل آب هم از یک کمپنی اما چی میشود که این ذهن ما جذبیت مقاومت داشتن را بیشتر میکند .
خدایاااااشکررررررت بابت شفایابی مادررررممم …
سلام منم یه تجربه ایی دارم من14سال بچه نداشتم یعنی خودمون نمیخواستم وفشارهای اطرافیان که بچه بیارید تاجایی رسید که میگفتن دعا بگیریااینکه حتما مشکل دارید وپیگیر باشید ومن درجوابشون فقط میخندیدم وتوی ذهنم وتوی خلوتم وهرلحظه میگفتم وقتی خودم تصمیم بگیرم دراولین اقدامم باردار میشم وهمینم شد والان که 12ابان 1404هست دخترم 3ماهشه وحالا بماند که همونی که میخواستم همون جنسیت همون قیافه ودوران بارداری نوع زایمان وهزینه هاو……همونی شد که خواسته بودم
سلام دوست عزیزم
امیدوارم که حالتون خوب باشه
میشه لطف کنید بگید که دوران بارداریتون چطور بود چون من اینطور برداشت کردم که خیلی راحت بوده، ممنون میشم باورهاتون در مورد بارداری و زایمان راحت رو بنویسید چون اکثر خانم های جامعه باورهای خیلی بدی دارن که اصلا آدم میترسه سمت این قضیه بره
کامنتتون برام جالب بود ممنون میشم من رو هم راهنمایی کنید و باورهای خوبتون رو برام بنویسید.
سلام علیکم
داشتم با فامیلم باهم افطار میکردیم و یکباره مبحث توت فرنگی 19 $ یادم اومد، از آگاهی ها اصلا درمورد شون با هیچکی صحبت نمیکنم ولی چون داشتنش ربطی به این نداره که آگاهی ها برو بگم،گفتم گفتن این داستان خیلی جالبه بزار بگم اعضای فامیل چی میگن و ری اکشن شون چیه، وقتی داستان رو گفتم بابام گفت درسته منو یاد یه داستانی انداختی
گفت من در یک کتابی یک داستان واقعیت، مشابه به این داستان تو خوندم و داستانش این بود که یک فردی یه جرمی مرتکب شده بود و اینو بازداشت کردن و انداختنش زندان و حکم اعدامش اومد اون هم اعدام با آب جوش که میشوندنش رو صندلی و آب با دما 100 درجه روش میندازن تا بمیره و شکل اعدامش رو اینجوری بهش گفته بودن وقتی اون فرد رو آوردن و شوندنش رو صندلی و از بالا آب رو انداختن آبی بود با دما 37 درجه نه 100 درجه و وقتی آب رو انداختن اون فرد چون فک میکرد آب با دمای 100 درجه هست هنگام انداختن درست پوست بدنش میسوخت و داد فریادش بالا میشد و واقعا اون فرد پوست بدنش جدا میشد از شدت چی از شدت باور به اینکه این آب با دمای 100 درجه هست، یعنی این کار باور شوخی نداره باوجود اینکه حقیقت نداره و اصالتش اونجوری نیست ولی تو باور کنی میتونه بسوزاند
وقتی این داستان رو از بابام شنیدم خیلی خیلی زیاد بزام جالب بود و خیلی هم ترسیدم از خطر باور های اشتباه و مسیر دور کن مسیر سخت کن و آسیب زننده و بیشتر به درستی پیشفرض ها ذهنیت ها که در زندگی مون تاثیر دارن پی بردم و بعد از خوندن کامنت های دوستان گفتم بنویسم که خیلی داستان جالبی هست و خیلی هم ایمان مان را تقویت میکنه.
خدا یادمون نره…
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
قسم سوم از توت فرنگی 19دلاری
خدایا شکرت برای قدرت باور به نفع خود و مثبت اندیشی و خالق خوب برای اتفاقات خوب
با احساس خوب اتفاقات خوب درراه است
خدایا شکرت که هدایتم کردی برای صلا تی دوباره . خدای مهربانم خدای وهابم شکرت که هدایتم کردی برای نوشتن و کنترل ذهن
خدا یا شکرررررررررت که هم جهت با جریان خداوند هستم
خدایا شکرت که فقط یک نیروی خیر حاکم بر جهان است آنهم نیروی خداوند است که همواره شادی و آرامش و آسایش و لذت و سلامتی و ثروت و فراوانی و رحمت و برکت و معنویت و خوشبختی و رستگاری و سعادت و روابط عالی و بینظییییر ترین اتفاقات خوب است.فقط و فقط خداوند همه کاره است و قدرت در دستان خداوند است . و هیچ عامل بیرونی وجود ندارد.
قدرت دادن به هر عامل بیرونی یعنی شرک
و خداوند تمام گناهان را میبخشد جز شرک بخودش را
ما با هر اشتباه و کار خطا که مرتکب میشویم
باید از اون اشتباه و خطا درس بگیریم که برای
رشد و پیشرفت من آمده و با کنترل ذهن و تقوا ی الهی داشتن و تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها و شکر گذار بودن برای تمام نعمتها و ثروتهاو فراوانی ها و داشته های مان ذهن را کنترل و افسارش را در دست بگیریم با این عمل صالح درجهت جریان خداوند حرکت کنیم
و چقدر زیبا خداوند برایم همزمانی ایجاد میکند
بر اساس اتفاقات همان روزم
و امروز که در تضادی در روابط عاطفی بودم با همسرم
و خودم را در یک لحظه خوار و ذلیل کرده بودم و تمام قدرت را به همسرم دادم و ترس تمام وجودم را گرفته بود و از اون طرف هم داشتم با خودم حرف های بهتری میزدم که خداوند
قدرت تمام کیهان را در دست دارد
هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
اصلا این تضاد برای رشد من باید اتفاق میافتاده
تا بلکه من آدم بشم
دست از شرک و بیایمانی بردارم و
با این اتفاق ناجالب سر عقل بیام و با درک قانون تکا مل ذره ذره خداوند را در وجودم پیدا کنم
و از شرک ورزیدن اجتناب کنم
چون هم من و هم همسرم پاره ای از وجود پاک خداوند هستیم و
این ذهن ماست که داره به اتفاقات بد دامن میزند
وگرنه خداوند که همواره خیر مطلق است
و من هنوز درکم به اون سطح نرسیده که مشرک میشوم بر اساس گفته ها و شنیده ها و دیده هایی که از جامعه دریافت کرده ام و شدن باور قدرتمندی در وجودم که همسر خوب کمه
هر چی همسرت میگه فقط باید بگی چشم
وگرنه از گرسنگی میمیری
اگه برگردی کنار خانوادت کلی محدودیت برات دوباره ایجاد میشه
با همین شرایط سختت کنار بیای بهتره
یک مرد کافر بهتر از صدتا برادر مومن هست برات
اگه اینو از دست بدی دیگه گیرت نمیاد همچین شخصی
اگه یه شب باهاش هم خواب نباشی بینتون اختلافات شدیدی بوجود میاد (پاشنه آشیل اصلی من همینه )
بخاطر این باور محدود هر روز دارم ازش ضربه میخورم
همیشه فکر میکنم که اگه همسرم یک شب با من هم خواب نباشه به هر دلیلی که حتی مریض باشم
خوابم بیاد
اصلا حوصله نداشته باشم
یک شب بخوام برا خودم باشم
باید فردای اون روز من زندگیم جهنم بشه
و چنان قدرتی این باور در من ایجاد کرده
که در تمام جنبه های زندگی دارم بوضوح رشدم را میبینم
و در جنبه روابط عاطفی این ترس با من هست و همیشه نگرانم بابتش
و حتی چنان ترمزی هست که جدیدا خیلی کم پیش میاد که تنهایی جایی برم و شب نباشم
مثلاً همین تعطیلات که سه شب خونه مادرم اونم با اسرار همسرم موندم و برگشتیم
باز هم ما سر مسئله روابط به مسئله برخوردیم
که باور من اینه که همسرم اصلا تحمل عدم روابط جنسی را ندارد و اگه به هر دلیلی روابط پیش نیاد ایشون قهر میکنه و عصبانی میشود
و با تمام وجودم پذیرفتم که من خالق این اتفاق هستم و هر لحظه تسلیمم در مقابل خداوند و ایمان دارم که جواب حل این مسئله هم مثله بقیه مسائل به من گفته میشود
چون یک الگوی عالی دارم همگون استاد عزیزم و مریم نازنینم
که ماها از هم دور هستند و در روابط عالی و بینظییییر و در صلح با خود هستند و
هر روز دارم فایل های بینظییییر زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا را میبینم و بهتر عمل میکنم به روابط پاک و زیبا و عالی عزیزانم
و توجه به زیبایی ها و نکات مثبت خودم و همسرم
ایشون واقعا کلی نکته مثبت دیگر دارد
ولی ذهن چموش من اینقدر دوست داره که فقط تمایلش به سمت منفی ها باشه
که هر بار باید بزور بکشونمش به سمت دیدن زیبایی ها و آباد کردن زمین
وقتی فکر کنم قدم دهم بود کت در مورد حذف علفهای هرز گفتین
که باید زمین را با دادن آب و نور و کود مناسب تقویت کنیم
همش این جملات رو در ذهنم مرور میکنم که الهام نباید بخاطر یک نازیبایی زمین رو شخم بزنی
باید بتونی از دل نازیبایی ،زیبایی ها را ببینی
باید زمینت رو آباد کنی
چون تمام اتفاقات بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودت داره ایجاد میشود
و من استاد عزیزم با تمام وجودم اینو پذیرفتم
و کار ذهن همش انکار این حقیقته
که نه تو داری قربانی شرایط میشی
تو مقصر نیستی
تو اصلا به نکات منفی توجه نکردی
تو نیستی که باید تغییر کنی
اونی که باید تغییر کنه همسرته
در صورتی که من بوضوح به این درک رسیدم که اگر من تغییر کنم جهان من هم تغییر میکند به سمت آنچه که من دوست دارم با تغییر ات توحید ام تجربه کنم
به سمت تغییرات دربهبود شخصیتم
به سمت مثبت اندیشی
به سمت توجه به زیبایی های بیشتر و نکات مثبت بیشتر
به سمت توجه به داشته هام و نعمتهای بیشمار خداوند زندگی ام
به سمت توحید و یکتاپرستی
به سمت ایمان و توکل و اعتماد به خدا
به سمت لایق شدن برای دریافت بهترینهای جهان خداوند
به سمت الخیر و فی ما وقع
هر چقدر بیشتر در این مسیر استمرار و مداومت داشته باشم به درک بهتر ی از اتفاقات به نفع من هستند پیش میروم و خداوند به این طرز تفکر و اعتماد و توکل من بر خودش پاداشها میدهد
همانطور که امروز هدایتم کرد به سوره نحل
و دقیق با من حرف زد با کلام نافذش بهم داره میفهمونه که هیچ قدرتی در جهان نیست جز قدرت رب العالمین که بالای تمام قدرتهاست
أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ یَتَفَیَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ﴿48﴾
آیا به چیزهایى که خدا آفریده است ننگریسته اند که [چگونه] سایه هایشان از راست و [از جوانب] چپ مى گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاک مى سایند (48)
وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ دَابَّهٍ وَالْمَلَائِکَهُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ ﴿49﴾
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مى کنند و تکبر نمى ورزند (49)
یَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿50﴾
از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست مى ترسند و آنچه را مامورند انجام مى دهند (50)
وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ ﴿51﴾
و خدا فرمود دو معبود براى خود مگیرید جز این نیست که او خدایى یگانه است پس تنها از من بترسید (51)
وَلَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّینُ وَاصِبًا أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ ﴿52﴾
و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و آیین پایدار [نیز] از آن اوست پس آیا از غیر خدا پروا دارید (52)
و بقیه آیات که فقط داره توحید و یکتاپرستی
با ما حرف میزند اون چیزی بود که امروز باید چشم مرا بیناتر میکرد گوش مرا شنواتر و قلب مرا آرام تر شاید امروز در مدار درک یه ذره بهتر بودم که
خداوند ابن صفحه از کتاب مقدس را برایم باز کرد
که قدرت کل کیهان فقط خداست
تو با هر ترسی که داری در درونت فقط بخودت ظلم میکنی الهام خانم
کلی ترس در وجودت هست
بریز بیرون تمام ترسهای واهی و پوچی که هیچ سودی به حالت جز رنج و بلا و ظلم بخود را ندارد
چرا میترسی ؟
از اینکه این آدم بره تو بدبخت میشی؟ شرک
از اینکه تنها نون آور تو ست که از گرسنگی نمیری اونه؟شرک
اگه باهاش در بیوفتی حالتو میگیره ؟شرک
اگه از هم جدا بشین تکلیف بچه ها چی میشه ؟شرک
اگه برگردم خونه پدری ام بقیه فکر می کنن خوشی زده زیر دلت؟
شرک
اگه نخوادت دیگه بهتر از ابن آدم نیست؟شرک
اگه از ش جدا بشم که خانواده خودم هم طردم میکنند؟شرک
عذاب وجدان برای بچهها
ترس از آینده
غم گذشته
احساس گناه و قربانی شدن در شرایط
چون مشروب میخوره اصلا ابرو نداره
اگه اقدام به هر کاری کند حتما انجامش میدهد در جهت منفی
و
و
و کلی دیگه مزخرفات ذهنی که تماما زنجیرها به پاهایم بسته و تمام وجودم پر شده از ترسهای بیمورد که فقط زایده ذهن من هستد
خدایا شکرت کمکم کن من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و هر لحظه هم جهت با جریان خداوند حرکت کنم و مومنتوم مثبتم را حفظ کن
استاد من نزدیک به 14ساله که درزندگی مشترکم دارم با این ترس زندگی میکنم چون همون اوایل شروع زندگی مشترک وقتی مادر همسرم خواست منو راهنمایی کنه و این باور را در ذهن من کاشت که اینا مردمانی هستند که فقط باید باهاشون رابطه جنسی داشته باشی وگرنه هر روز بحثو دعوا هست و زندگی ات را تلخ میکنندو تمام شواهد و گفته و شنیده ها هم داشت بیشتر برام باور پذیر میکرد که آره درسته ببین بقیه اطرافیان هم سر این موضوع فقط مسئله دارند و در تضاد با هم هستند
و الان که من با این سایت الهی آشنا شدم و دارم با قوانین جهان آشناتر میشوم که تمام اتفاقات بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
سعی میکنم تکاملم را طی کنم
و از وابستگی هام کمتر کنم و هر چند وقت یکبار هم از همدیگر دور باشیم و حتی رختخواب مون هم جدا میکنم ایشون پیش بچهها میخوابه و من تنها تو اتاقم میخوابم و من اینا رو موفقیت برای خودم میدونم چون از اون حدت و شدت وابستگی های هر دو طرفمون داره کمتر میشود ولی باز هم ذهن نجوا گر من به این موضوع قدرت میدهد و هر چند ماه یکبار این چرخه تکرار میشود . و روابطم به مدت کوتاهتری نسبت به قبل به تنش و تضاد بر میخوره و واقعا این جنس از نجواها آزار دهنده است و از شما
استاد عزیزم درخواست دارم که در این زمینه توضیحات و آموزش های عالیتون را برامون بیشتر کنین
استاد همین الآنم که دارم تمام گفتگوی های ذهنم را در ابن کامنت مینویسم باز هم مقاومت داره و یه جور ترس در وجودم هست و نمیدانم از باور محدود م داره آبشخور میشه
بر اساس تجربه های قبلیه که داره میترسونه
که الان همسرت مست میکنه و میاد خونه و همه چی را بهم میریزه ؟؟!!
الان بیاد خونه بهت بی احترامی جلو بچه ها میکنه ؟؟!
و اینا داره هنوز تو ذهن منفی بافم زمزمه میشود ..
خدایا شکرت استاد اینا رو که همین الان نوشتم بلطف خداوند کلی آرامش در وجودم ایجاد شد و یک نفس عمیق کشیدم
خدایا شکرت
من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت میخواهم یک رابطه سالم و شاد را تجربه کنم بدور از وابستگی و عدم آزادی و رهایی
میخواهم آزادی عمل داشته باشم
واقعاً هر چیزی که زنجیره وار منو گرفته داره آزادی منو هم میگیره
و این خلاف قوانین خداوند است
خداوند تمام کیهان را آزاد خلق کرده
چون قدرت فقط خداست
و تمام کیهان مخلوقات خداوند هستند
و هیچ عامل بیرونی وجود ندارد
ومن فقط مسئول شخص خودم هستم
من در تغییر خودم توانمند هستم و در تغییر دیگران عاجزم و ناتوان
اگر من تغییر مثبت کنم اگر دیدگاهم را به اتفاقات از زاویه بهتری جهت دهی کنم
همه چی به نفع من میشود
من ایمان دارم که همین اتفاق نازیبای الان زندگی ام داره منو به سمت خواسته هام هدایت میکند
هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است
استاد چند روز پیش که خونه مادرم بودیم ماهی درست کردیم و برادر زاده ام گفت که من ماهی نمیخورم و من بهش گفتم ببین من داخل این ماهی یه مواد عالی ریختم و سبزیجات خوشمزه ریختم توش که با بدن همه ساز گارباشه
ایشون تاکید داشت که هر وقت ماهی میخوره حالش بد میشه و تا غرب باید معدش تخلیه بشه
ولی همین که من بهش گفتم اصلا این سبک درست کردن من متفاوت است و هیچ اتفاقی نمی افته و به من اعتماد کن
ایشون نشست با پسرم سیر خورد و رفت سراغ بازی و برنامه های خودش
و غروب بهش گفتم دیدی خیلی هم بهت خوش گذشت و ماهی نتوست حالت رو بد کنه
خودشم باور نمیکرد و میگفت عمه اینبار شانسی بوده
گفتم نه عزیزم اینا همش زایده ذهن ماست که اگه یه بار یه اتفاقی افتاده بارهای بعد هم فکرمیکنیم باید همون اتفاق قبلی رخ بده و
بعد خودم کلی خوشحال شدم که تونستم با کلامم و اعتمادی که دیگران بهم دارند خوب تر عمل کنم و باور پذیر تر بشه که تمام اتفاقات بر اساس پیش فرض های ذهن خودم هست
چیزهای که دیدم و شنیدم هست و هیچ وقت نیومدم بشینم فکر کنم که آیا این چیزی که دارم از جامعه دریافت میکنم به نفع منه یا به ضرر من
و متاسفانه همیشه ذهن ما خواستار منفی های بیشتر بوده ودنبال نکات منفی میگرده
و من باید این سبک فکری و رفتاری ام را تغییر بدهم تا تمام اتفاقات تمام باورها و افکار و فرکانس ها را در جهت بهتر شدن شخصیتم سوق بدهم
من باید رفتار و عملکرد هایم را در جهت بهبود خودم و عادات جدید را زندگی کردن سوق بدهم
هر چیزی که به پیشرفتم کمک میکند را بپذیرم و بشه جزیی از عادات روزانه ام در تمام جنبه ها
و هر آنچه که داره به من ضربه میزنه و هیچ بهبودی در پیشرفتم ندارد را از عادات روزانه ام ترک کنم .
باید آگاهانه سعی کنم در جهت بهبود شخصیتم تمرکز لیزر فوکس بزارم
خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
من پاره ای از وجود پاک خداوند هستم
من ارزشمندم بی قید و شرط
ارزشمندی من وصل به بودن یا نبودن انسانها و موقعیت ها و شرایط و اندام و هیکل و زیبایی من نیست
من همین که هستم ارزشمندم بی نظیر م فوقالعاده عالی هستم
و هر روز بهترین روز من هست
و همان ابتدای روز با گفتگوی مثبت ذهنی
ذهنم را باید تربیت کنم به سمت تجربه های بهتر و زندگی زیباتر و روانتر
من باید باورهای پشت هر رفتارم را پیدا کنم
من لایق داشتن یک رابطه سالم و شاد و رویایی در آزادی کامل هستم
من لایق دریافت الهامات و نعمتهای الهی هستم
من لایق تجربه بهترین های جهان هستم
جهان سرشار از زیبای ها ی بینهایت و بینظییییر است که من لایقم که هدایت شوم به زیبای های بیشتر
استاد یه تجربه دیگه از کودکی یادم اومد
همیشه پدرم و برادرهای بزرگترم منو با برادر کوچکترم که دوسال از خودم بزرگتر هست
تشویق به کشتی گرفتن میکردند و همیشه من پیروز میدان میشدم . مورد تشویق پدر و برادر هام قرار میگرفتم و به برادر کوچکم همیشه میگفتند که الهام ازت کوچکتره ولی زورت رو داره
و من اینو باور کرده بودم که من خیلی قوی هستم و چون از پدرم (روحش شاد)
تاثیر زیادی میگرفتم و همیشه باورش داشتم
و خیلی خودم را وابسته تشویق و تحسین عزیزانم میکردم یه جورایی نیاز به تایید گرفتن در وجودم ریشه کرده و الان خیلی بهتر شدم تو این زمینه
استاد یه چیز دیگه
من هر وقت خواستم با همین ترفندهایی که دوستان عزیزم تو کامنتهاشون نوشتند
همیشه پس ذهنم مقاومت داشتم که نه
من نباید به دروغ به کسی چیزی بگم
وگرنه دیگه عادت میکنم به دروغ گفتن
حالا ممکنه اگه من یه پیش فرض مثبت به دیگران میدادم خیلی از مسائل حل میشد
و هنوزم ذهنم نیلی وقتها مقاومت میکنه که نه
باید واقع بین باشی
نباید با خودت دروغ بگی
حالا از اون طرف هم یه سری چیزها و افراد و موقعیت ها ی بهتر هم وجود داره
ولی ذهن چموش من میخواد فقط نکات منفی رو به ذهنم نشون بده که بدتر زوم کنم روی الگوهای منفی
و از الان به تمرین با استمرار بیشتری به ذهنم باید بدهم تا در تشویق کردن خودم و دیگران مسمم تر باشم
اگر نتونستم مثبت بین باشم
لا اقل منفی بین هم نباشم
و همان سکوت که زبان خداوند است را پیش ببرم
اگه نتونستم با مثبت بین باشم لااقل سکوت بهترین سلاحم باشه
مثلاً دیروز وقتی زن برادرم گفت برنج نمیخورم بخاطر وزن بالایی کن داره
گفتم خیلی هم عالی اتفاقا چون من مدتی هست که ندیدمت حس میکنم خیلی اندامت جمع و جور تر شده
و ایشون هم خیلی حس خوبی گرفت و شب هم با اینکه روزه بود پروتئین و سالاد نوش جان کرد و احترام و ارزش بیشتری هم برام قائل بود و خیلی صمیمی تر با هم بودیم .
چون فرکانس ها داشت کارشو میکرد و ایشون هم فرکانس مثبت منو دریافت کرده بود .
خدایا شکرت
یکی دیگه اینکه به چشم زخم قبلا اعتقاد داشتم و وقتی روی خودم کار کردم دیدم الان اصلا این اعتقاد رو ندارم و فقط قدرت را بخدا میدهم
و وقتی عزیزی یه وسیله ای میگیره یا بچه رو لباس خوب میپوشه و کسی ببینه حتما با صدقه میدن یا چیزی باید قربانی کنند
و دیشب هم که همسرم ماشینی که جدید گرفته رفتیم دایی هاش عیدی
زن دایش همش میگفت اگه میدونستیم یه قربانی جلو ماشینتون میکردیم
الان میرم براش اسپند دود میکنم
منم تشکر کردم و گفتم تو دلم که من اصلا اعتقاد ی به این چیزا ندارم
انسان لایق داشتن نعمتهای زیبای خداوند را دارد
اینا زیبایی های خداوند هستند
خداوند این نعمتها را مسخر ما کرده تا لذت ببریم
قرار نیست چیزی قربانی چیزی دیگر شود .
و بلطف خداوند پرونده این خرافات در ذهنم بسته شده
و باید همانطور که که کلی از پرونده های محدود کننده در ذهنم بسته شدن
روی پرونده های آدم آزادی مالی و زمانی و مکانی هم بیشتر کار کنم
چون من لایق داشتن آزادی مالی و زمانی و مکانی هستم .
و با ایمان و توکل و استمرار باید قدمهای محکمتر و تکاملی در راستای خواسته ام بردارم و در جهت جریان خداوند هم مدار شوم
چون خداوند قدم به قدم هدایت مرا بر خودش واجب کرده است
من لایق دریافت هدایتهای خداوند هستم
همانطور که به زنبور عسل وحی کرده
هر لحظه در قلبم داره با من حرف میزند و الهامات را در مسیر درست الهی میگوید
من باید در مدار دریافت الهامات الهی باشم
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
من به هر خیری از تو بهم برسد سخت محتاجم
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت برای آموزشها وحی منزل گونه استاد عباس منش عزیزم
خدایا شکرت که من لایق هدایت به سایت بینظییییر و عالی بودم
خدا یا شکرررررررررت که خودت هر روز بدون هیچ گونه هزینه تبلیغی داری مشتری هامو در جاهای مختلف به سمتم هدایت میکنی
انسانهای هنر دوست و ثروتمند تا کارهای هنری ام را کت زیبایی خداوند این است را میبینند عاشق شان میشوند و بهم سفارش میدهند.
خداوند هم مشتری ام میشود هم تبلیغاتم هم ثروت بیحساب در زندگی ام میشود
خدایا شکرت من بخدای خودم اعتماد دارم.
استادم بینهایت سپاسگزارم همواره در نور افکن الهی باشین عاشقتونم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
بسمالله الرحمن الرحیم
دیشب فیلم ویل هانتینگ نابغه رو دیدم
انگار قدم پنجم رو در عمل داشتم میدیدم
جایی ک ویل معادله روحل کرد
بعداستاد دانشگاه فهمید ک این پسر هوش ریاضی داره شروع کرد ب نجات دادن این بچه
و چقد جالبه آخرش پسره کاری کرد ک خودش دوست داشت و بدترین شکل جواب استادش رو داد
چیزی ک خلاف قانون باشه
من نمیتونم نجات دهنده وهدایت کننده ی فرزندم همسرم خانوادم دوستم وهرکس باشم
اگه قدم پنجم رو خریدید پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینید
خداروشکر برای تمامی این آگاهیهای ناب
برای همگی آرزوی شادی ولذت دارم
به نام خدای مهربون و قشنگم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک امروز هم فرصت دوباره زندگی رو بهم بخشیدی و کمکم میکنی تا هر لحظه مست و تسلیم خودت باشم الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
وقتی مثال های دوستانم رو میخونم و میشنوم برای خودمم تجربه های گذشتم تداعی میشه ک در گذر زمان فراموش شدن و هیچ وقت نیومدم بهشون فک کنم تا ازشون درس بگیرم استادم ازتون میلیون ها بار سپاسگزارم ک انقدر حرفه ای و هوشمندانه از دل یه مصاحبه و چالش ب ظاهر ساده و شاید از نظر خیلیا در حد فان مطالبی تا این حد گوهربار و ارزشمند برامون بیرون میکشین و ذهنمون رو وادار میکنین ب تامل و تفکر عاشقتونم از خدا میخام کمکم کنه منم بتونم تا این حد متمرکز و حواس جمع باشم تو زندگی شخصی خودم
مثالی ک برای خودم پیش اومده بود و نگاه من بهش با دیگران متفاوت بود ،زمان عقدمون که کاملا یهویی و معجزه وار و در عین ناباوری رخ داد برامون ما کلا همه چی و سپردیم بخدا و شاهد معجزات بی پایانش بودیم زمان بله برون ک اردیبهشت ماه شد با هم صحبت کردیم ک عقدمون 3،3،3 تاریخ رند باشه ک یهویی شد 30،3،3 درست روز سالگرد آشناییمون ک اونم واقعا انگار خدا تاریخش و بهمون گفت و انجام شد و ب خوبی و خوشی و فوقالعاده عالی سپری شد و از زمان عقدمون تا ب همین الان میتونم صدهاااا معجزه رو تو زندگیم بیام توضیح بدم ک چ همزمانی ها ک برامون اتفاق نیفتاد و خدارو هزاران بار شکر ک داره روز ب روز هم عالی و عالی تر میشه چون باورمون بر اینه ک رابطه عاطفی قشنگی داریم ک خدا خودش داره هدایتش میکنه و تمام برنامه ریزی هاش و میکنه چند وقت پیش خونه دوستم مهمون بودیم ک یهو بحث قمر در عقرب و این حرفها شد و از اونجایی ک من تو این بحثا شرکت نمیکنم تاریخ ازدواجشون و نگاه میکردن تو گوگل ک ببینن تو اون تایم بوده یا نبوده و اینا یکیشون برگشت گفت توام بگو تاریخ عقدتو ببینیم چ زمانی بوده گفتم فلان تاریخ یهو دیدم سرخ شد سفید شد کلا حالش عوض شد بخاطر اینک مثلا من نفهمم ب من نگفت گویا زمان عقدمون تو اون تایم بوده و یجورایی حالت استرس و ترس ب خودش گرفت با کمال خونسردی گفتم معنی قمر در عقرب چیه گفت دقیق نمیدونم ولی میگن خوب نیس تو اون تاریخا عقد بشه یا کار مهمی انجام بشه گفتم کی گفته گفت نمیدونم ک منم شنیدم گفتم ببین منم نمیدونم چ اتفاقی میفته یا نمیفته برام مهم نیس اگر ی روزی خدای نکرده یجوری بشه تقصیر قمر نبوده مدار و فرکانس خودم همه چی و رقم میزنه انگار ک گنگ باشه براش حرفام برگشت گف آخه فلانی رفته یجایی ک ببینه چرا زندگیش خوب نیس و راضی نیس بهش گفتن ک بر اونم اینجوری شده و باید جدا بشه گفتم این حرفا ینی چی کار نکردن شوهرش یا دوس نداشتن همدیگشون یا حس خوب نداشتنشون چ ربطی ب این خرافات داره اونا بشینن با هم مسائلشون و حل کنن و درست کنن دگ نیازی نیس ک برن دنبال این کارا دیدم خیلی مقاومت میکنه و این موضوع تبدیل ب باور قدرتمندی شده تو وجودش بیخیالش شدم و دگ ادامه ندادم
تو راه برگشت ب خونه مدام تو ذهنم تکرار میکردم همه چی در زمان و مکان خودش برای من اتفاق میفته اینم خاست خدا بود و من هرلحظه تسلیم خدا هستم و اومدم ی باور جدید برای خودم ساختم اون تایم قمر و عقرب و این حرفا ک اکثرا همه اعتقادشون بر این موضوعه انجام ی کار یا خیلی عالی میشه یا بقول اینا یجور دگ میشه برای من عااااالی و عالی تر میشه و دگ بهش فک نکردم و توجه و تمرکزم و بیشتر و بیشتر گذاشتم روی زندگی و اهدافم و خدارووووووو هزاران بار شکر ک هرروز درهای جدیدتری برام باز میکنه الهی صدهزار مرتبه شکرت
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای بی نظیرم عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز
فایل های توت فرنگی 19 دلاری خیلی عالی بود
و خیلی جای فکر کردن داشت
من بعد از گوش دادن این فایل ها مشکلم رو پیدا
کردم
مراحل درمانم کند پیش میرفت و متوجه شدم که
من باور به راحت پیش رفتن این راه ندارم
واین باور جوری در من جا گرفته که خیلی در موردش
مقاومت دارم
واقعا از استاد تشکر میکنم همیشه فایل ها عالی رو
سایت میذارن و شکر گذار خداوندم که به موقع این
فایل رو دیدم خدایا شکرت