درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    111MB
    29 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    28MB
    29 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

279 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 505 روز

    سلام به استادعزیزم

    وهمه عزیزان

    ماشالله اینقدر اطلاعات واگاهی ریختی توسایت بقول شما دیگه وقت نمیکنم اموزش دیگه ببینم وتمرکزم فقط میره روی آموزشهای فایلهای جدیدشما و فایلهای شما رومیببنم -متوجه عمق مطالب شدم بالاخره .

    مخصوصا فایل تهمت وغیبت رو نگاه کردم چندبار -ناگفته نمونه اونموقع اصلا نفهمیدم چی شد قضیه ؟!

    ولی چندبارکه نگاه کردم تازه دوزاریه کجم افتاد :)))

    اونقسمت که گفتی سنارتورها باحالت مستی اومدن توی جلسه !!وصحبتهایی رو کردن- متوجه شدم چیشده داستان – تازه فهمیدم عمق مطلبو:)))

    استاد ببین شاگردت بعداز 6سال اموزش هنوز صفرکیلومتره !!!

    آقااااااا پناه برخدا آخه چرامست شدن چرا اخه؟!!!

    البته آدمای عاشق هرکاری میکنن دیگه !!تعجبی نداره که :))))

    بخدا استاد ازداستان زندگیهامون چند فصل سریال عاشقانه پربازدید وپرفروش ساخته میشه !!

    باورکن خدانشسته و کارگردانی فیلم عاشقانه میکنه به وسیله زندگی ماها !!

    چقدر قشنگ وزیبا پیش میره منکه این چند روز به این فایلها فکرکردم دیدم چقدرزیبا وقشنگ خدا یک فیلم عاشقانه به نمایش ملت درآورده که باورش کنن و به خودش وقدرتش ایمان بیارن :)))من خودم ازاین روند خیلی لذت میبرم وخیلی زیبا و حرفه ای داره پیش میره وقتی کارگردان خداباشه دستیارکارگردان شماباشی استاد- سریال زندگیمون اینقدر زیبا وپرفروش میشه دیگه :)))واقعا افتخارمیکنم به آموزشهای شما وعملکردمون و بیشتر عاشق خدا شدم .

    استاد جان هروقت بهت الهام شد هرچقدر خواستی فایل درست کن وبهترین دستیار کارگردان برای خداباش .منکه خیلی لذت میبرم ازاین آموزشها وفقط آرامش و آگاهی وشادی ازش دریافت میکنم :)))

    الان که متوجه شدم بیشترازاین آموزشها لذت میبرم وباتمرکز بالا آموزش میبینم .

    آقااااا فکرکنم سایتهای حرفه ای دیگه هم دارن این روند زندگی ما روآموزش میدن در سمینارهای خیلی حرفه ای :)))

    نشانه هاش خیلی واضحه وشفافه !!!

    به این سمینارها ازطریق اینیستا هدایت شدم ودیدم اووووووکی اینا چقدر ازآموزشهای شما الگو گرفتن واحساس کردم دارن نقد وبرررسی میکنن وپولسازی میکنن وملت رو دارن آگاه میکنن ازقدرت بینهایت خداوند .

    اولش به نیت آموزش توجهمو جلب کرد- بعد نشانه ها واضح شده پناه برخدا آموزشها خیلی تمرکزش به ماهست!!!هرچی که هست خیره و خدا با دستانش داره این فیلم عاشقانه روپخش میکنه که ایمان ملت قوی بشه .

    باورکنن که میشود وهمه ملت شاد باشیم وشاد زندگی کنیم به امیدخدا .آقااااااا

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    لیلی محمودی گفته:
    مدت عضویت: 3905 روز

    درود بر استاد بزرگوار

    سپاسگزارم برای این فایلهای زیبا وپند آموز

    می خواستم ی تجربه ای از تمرکز ذهن رو بیان کنم ک برایم اخیرا اتفاق افتاد حدود دوهفته پیش ک تو اینستا داشتم زبان می خوندم با استاد احمدیان

    یک دفعه یک کلیپ دیدم که یک نهنگ روی بدنش ی موجودات ریز به مقدار زیاد چسبیده بود ک یک گروهی اومدن اونها رو از روی بدنش تمیز کردن و روز بعد باز چند مدل ازاینها دیدم وحالم بد شد حس خوبی به این ویدئو ها نداشتم وروز بعد ویدئویی که روی بدن ی پسر بچه از همین مدل زده بود یک ویدئوی دیگه ک روی دستش زده بود چند روز بود ک تصویر اینها تو ذهنم بود وچندش آور بود برام ونمی تونستم از فکرشون بیام بیرون وحالم رو هم بد‌می کرد دیگه نگاه نکردم اما همش جلوی چشمم بود اون تصاویر

    وذهنم رو درگیر کرده بود وکلافه سده بودم تا اینکه دیروز دیدم روی بدن خودم هم ی سری خالهای قرمز زده روی دستام پاهام و…

    متوجه شدم به خاطر تمرکزم روی اونا باعث شد روی بدن خودم هم ایجاد بشه

    گفتم خدایا این ذهن‌چ می کنه

    تصمیم گرفتم دیگه بهشون فکر نکنم و تمرکز برسلامتی بدنم بتوانم اونها رو از بین ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    عاطفه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1038 روز

    به نام خدای نور

    امروز دفتر اهداف یک سال پیشم رو داشتم چک میکردم که دیدم به خیلی از خواسته هایی که اونموقع آرزوم بودن رسیدم اونم به راحتی و همه ی کارهارو خدا انجام داده برام.

    ولی گاهی باز این نجوا و تقلا میاد بازاین عجله کردن و اینکه خودم میخوام انگار همه چیو هندل کنم و… ولی این درست نیست چون تا من میخوام دست بکاربشم حسم بد میشه اما وقتی با تمام وجودم میسپارم به خداوند خدا خیلی خوب بلده خداییش رو کنه و من فقط باید بندگیم رو کنم و واقعا باز میخوام دست از تقلا کردن بردارم و بذارم خداوند که شریک کاری منه خدایی که بانکدار منه و هروقت هرچی رو میخوام وارد زندگیم میکنه خداوند به من وعده ی فزونی داده میخوام اون خدایی که هرگززز زیر قولش نمیزنه کارهارو برام انجام بده خدا وعده فراوانی داده وعده داده انقدر به من نعمت و ثروت بده که من نتونم بشمارم خداوند کاری میکنه که فراوانی نعمت و ثروت رو زندگی کنم.

    نورمن کار فردارم به خودت میسپارم که خودت برام به بهترین شکل حلش کنی و هدایتم کنی و بازم مثل همیشه مشتریم با لبخند رضایت از پیشم بره و جمله مثل همیشه عالیه رو بگه نورمن ازت میخوام رو دور مثبت زندگیم در سرسبزی و رهایی و زیبایی قدم بزنم و تویی که بهم وعده دادی که از بینهایت طریق ازجاهایی که به ذهنم نمیرسه برام مشتری و نعمت و ثروت بیاری و وعده های توحقن من به وعده هات باور دارم خودت به بهترین شکل هدایتم کن.

    “اتفاق های زندگی ما چیزی جز افکار و ارتعاشات و فرکانس هایی نیست که ما میفرستیم .”

    نشونمم این بود چشم به افکارم توجه میکنم و زیباترین سناریو رو میسازم.

    خدایا هدایتم کن توی حرفه موردعلاقم پیشرفت کنم و حرفه ای تربشم.

    خدایاشکرت زیااد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1919 روز

    به نام خدای مهربون و حمایتگرم

    این فایلهای توت فرنگی هارو تو راه اصفهان ک داشتیم میرفتیم گوش میکردیم بعدش کلی باهمسرم بحث میکردیم برای خودمون مثال می‌آوردیم و ذهنمون و در جهت مثبت جهت دهی میکردیم الان ک برگشتم ب ارامش اتاقم دوباره از نو گوش کردم تا کامنتش و بذارم آخرش ک میخاست تموم بشه و میخاستم شروع ب نوشتن کنم کامنت سمیه عزیز توجهمو جلب کرد تو کامنتای قبلم شاید اشاره داشتم ب چند سال قبلم ک رابطم چطور بود با خدا الانم دلم خاست دوباره برای خودم یادداشت کنم ک چطور شد وقتی نگاه و باورمو ب خدای یکتا و بی همتام عوض کردم کل زندگی من زیر و رو شد دگرگون شد و هرروز و هرلحظه داره مسیرهای قشنگ تری و طی میکنه قبل آشناییم با این بهشت آدمی ب شدت منزوی و بی اعتماد ب نفس بودم ک یه ترس خیلی خیلی بزرگ نسبت بخدا داشتم ک هرلحظه مواظب بودم خطایی ازم سر نزنه ک مبادا نرم تو جهنم کلا زندگی دنیارو ول کرده بودم و چسبیده بودم ب یه سری باورهای غلطی ک جامعه و خانوادم بهم داده بودن ( در واقع شرک خفی تو وجودم ) تقریبا میتونم بگم بعد از انجام هرکاری عذاب وجدان بود ک یقه مو می‌گرفت و تا منو زمین نمیزد آروم نمی‌گرفت و ب طبع حس بد پشت حس بد و تجربیات تلخ و تلخ تر

    چادری ک از روی اجبار سرم کردم ،نمازی ک نه از روی بندگی و خالصی بلکه از روی ترس ک مبادا جایگاهم تو اون دنیا جهنم نباشه،روزه ای ک تماما از روی ریا و جلب توجه بود ،زدن خودم ب مظلومیت که پیش خدا عزیز باشم و اون شاهده ک چقد دارم زجر میکشم ی روزی بلاخره پاداش این عذاب و زجرامو میده و هزاران مثال دگ هیچ کدوم برای من رهایی و آرامش نداشت برعکس روح و جسمم و هرروز بیشتر تو تنگنا قرار می‌داد ولی تو همون قعر چاه ازش هدایت خاستم یجوری از دل تاریکی بیرونم کشید و توسط استادم خودش و بهم شناسوند ک واقعا واقعا هیچ ربطی به گذشته خودم ندارم فقط باورش کردم نگاهمو بهش عوض کردم ک دنیامو رنگارنگ و زیباتر کرد الان دگ فقط اراده میکنم و برای یه چیزی ب راحتی برام میچینه و بیشتر و بیشتر غرق خودش میکنه هرچی اون خدا سنگدل و ظالم و بی عدالت بود خدای الانم وهابه ،رزاقه،بخشنده و مهربونه،رفیقه ک هیچ وقت پشتشو خالی نمیکنه استادم ازتون میلیون هاااااااا بار سپاسگزارم ک منو با خدایی آشنایی کردین که همه چیه حی و حاضر و ناظر و هر لحظه باهامه و هدایتم میکنه الهی صدهزار مرتبه شکرت

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    استادم بی نهایت عاشقتونممممم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربونم بی همتای من یکتای من عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    فاطمه وطنی گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    به نام حضرت عشق

    خدایی که در وجود ماست و ما او رو حس میکنم

    سلام به استاد عشق

    سلام مریم جان

    سلام به خانواده خودم ،که حس عجیبی دارم وقتی اینجام

    خدا را هزاران مرتبه شکر که در این مسیر زیبا هستم ودر کنار دوستان گلم با کامنت های زیبا

    واقعا دلم تنگ شده بود

    خیلی وقته کامنت ننوشتم ،الان تنها شدم با خودم داشتم عشق میکردم و فایل گوش میدادم که یک لحظه فکری اومد که گفت کامنت بنویس …..

    چقدر استاد در مورد ذهن و تحلیل بچه ها قشنگ صحبت کرد .

    چقدر تفاوت نگرش مهمه،باور قدرت مند کننده یا باور محدود کننده ؟!

    به قول استاد همه چی باورهاست که میسازه .

    فقط ما باید باورمون تغییر بدیم .

    نسبت به خدا ،ثروت وشغل و…..

    خدایا کمکم کن بتونم مثل دوستان نتایج عالی رقم بزنم .

    با این که به آرامش قلبی رسیدم ولی اون قدر دوست دارم ثروتمند بشم به راحتی مثل استاد که مدام تکرار کنم وباورش کنم .

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    نورا افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان

    سلام براستادعزیزم وبانوشایسته ودوستان هم مدارم

    امیدوارمسال نوبرهمه شماعزیزان سالی پرازبرکت ونعمت وسلامتی وفراوانی باشد

    خداجونم من هرچه دارم ازآن توست ومن هرچه دارم توبه من دادی

    وامادرموردباورهای ذهنی یادمه بارداربودم وخونه فامیل همسرسابقم شام دعوت شدیم سفره ای پرازانواع غذاها وبرنج هاگذاشتن منم هویج پلو روانتخاب کردم وبرای خودم کشیدم وداشتم بامیل ولذت نوش جان می کردم درهمین بین یکی ازمهمان هاازمیزبان تشکرکردبابت زحمتی که برای پخت وآماده سازی اینهمه غذاهای خوشمزه بخصوص پلوپوست پرتقال کشید باورتون نمیشه من باشنیدن اینکه این هویج پلونیست بلکه پلوپرتقال هست بلافاصله مزه پوست پرتقال اومدتودهنم حتی نتونستم لقمه ی داخل دهنم روقورت بدم مزه دهنم خلال پوست پرتقالی شدحالم داشت بهم می خوردتمام تلاشم روکردم تامانع دل بهم خوردگی ام بشم وپلودیگه ای کشیدم ونوش جان کردم .

    هویج پلو باپلو پوست پرتقال چون شبیه هم بودندذهنم باورکردکه هویج پلوهست وبهیچ وجه طعم پوست پرتقال به دهنم نیومدوطعم خلال هویج به دهنم اومده بوداماوقتی متوجه شدم بلافاصله مزه پوست پرتقال اومدتودهنم وحالم بدشد

    زندگی زیباست ای زیباپسند

    زنده اندیشان به زیبایی رسند

    *

    رسدآدمی به جایی که بجز خدانبیند

    بنگرکه تاچه حد است مکان آدمیت

    *

    خداوند برنامه ریز زندگی من است خدا نیرویی که قدرت بی نهایت وبخشندگی بی حساب است خداونداز رگ گردن به من نزدیک تراست خداوند به تمامیت مسیرزندگی من آگاهی دارد او همه چیز را میداند وبرای همه چیز راهکاردرنظرگرفته است وهمواره مرا هدایت می کند به شرط توحید درعمل و توکل در عمل به این ترتیب آسان می شوم برآسانی ها وهمواره دربهترین زمان ودربهترین مکان هستم وهم مدار با رخ دادهای زندگی ام قرارمی گیرم

    خدایاتو بساز تو بسازی خیلی قشنگ تره .

    حَسْبِیَ اللَّهُ ۖ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ

    خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می کنند.

    حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیم

    خدا مرا بس است هیچ معبودى جز او نیست بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است

    هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِیمُ

    اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، دانای نهان و آشکار است، او رحمان و رحیم است.

    هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ

    اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی بخش، چیره و مسلط، شکست ناپذیر، جبران کننده، شایسته بزرگی و عظمت است. خدا از آنچه شریک او قرار می دهند، منزّه است.

    هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

    اوست خدا، آفریننده، نوساز، صورتگر، همه نام های نیکو ویژه اوست. آنچه در آسمان ها و زمین است همواره برای او تسبیح می گویند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

    إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِینَ

    (به یاد آرید) هنگامی که استغاثه و زاری به پروردگار خود می‌کردید، پس دعای شما را اجابت کرد که من سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما می‌فرستم.

    وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ

    و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است،

    وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ

    و خدا هر که را خواهد روزی بی‌حد و حساب بخشد.

    (البته هرکس درمشیت وقوانین خدا باشد خداوند روزی بی حد وحساب بخشد)

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

    و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.

    دوستان هم مدارم من هرروز چندبارمتن بالا وتمامی این آیات بالا روتکرار می کنم با عشق وحضورقلبم وبرای خودم باورسازی ذهنی می کنم من درتمام زندگی گذشته وحال ام باآیات باورسازی می کنم وهربارهم به خواسته وهدفم به راحتی وآسانی رسیدم وجالبه که بعدهدف وخواسته دیگری روهدف گذاری می کنم خداوندمنو درمسیرآیات جدید دیگری قرارمیدهد تابرای رسیدن واجابت کردن هدفم باورسازی جدیددیگه ای بسازم

    خدایا صدها هزار بار شکرت

    بخاطرآسانی ها وراحتی ها وآرامش ها عشق ها ومهربانی هاونعمت ها وبرکت های زندگی قشنگم .

    خدایاتوبساز توبسازی قشنگ تره عشقم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مینا گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    بنام خدای که تورا آفرید

    همین الان میخواستم بنویسم ولی چیزی نداشتم توی کمتر از چند ثانیه هدایت شدم به یک ویدیویی مرتبط با همین موضوع و تصمیم گرفتم بیام کامنت بذارم

    یک برندی بوده کفش می‌فروخته هیچکس حاضر نبوده حتی با قیمت پایین از 20 تا 30 دلار بالاتر برای خرید این کفش‌ها بده تیم بازاریابی این برند تصمیم گرفت که هم مغازه رو تغییر بده و هم کفش هارو با دکور خیلی مجلل توی مغازه جدید بزاره و نام برند رو هم تغییر داد قیمت این کفش‌ها شد 700تا 800دلار و از روابطی که داشته استفاده کرده از بازیگران و مدلها برای تبلیغ کفش استفاده کرد هم بازیگرا و هم مردم حاضر شدن برای همون کفشی که 30 دلار هم ارزش نداشت نزدیک 800 دلار هزینه کنند وقتی ازشون پرسیدن چرا از این برند می‌خرید گفتن که خیلی لاکچریه کیفیت بالایی داره درحالی که همون برندی بود که هیچ طرفداری نداشت

    در این مورد خپ خیلی‌ها به راحتی پیش فرض هاشون رو قبول میکنن در این مورد انتظار بالایی داریم چون پول زیادی پرداخت کردیم چون بازیگرا تبلیغیش کردن اینجوری باور میکنیم که قطعا محصول فوق العاده عالیه حتی اگه در واقعیت به این شکل نباشه ولی این باورها تجربه مارو رقم میزنه

    استاد تشکر میکنم بابت وجود پر برکتتون

    ایشالله که همیشه در سلامتی و ثروتمندی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    امیرحسین آقابابازاده گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز

    خیلی درگیر حاشیه نمیشم فقط از داستان جالبی ک امروز واسم اتفاق افتاد میگم

    من خب دانشجو هستم و خوابگاه زندگی میکنم و تو خوابگاه هم انواع و اقسام آدم ها رو تقریبا میشه دید ترم جدید ک شروع شد چند تا فرد جدید وارد خوابگاه شدن و یه اتاق نزدیک اتاق ما گرفتن در ابتدا خب من فکر میکردم اینا خودشون رو میگیرن و سلام نمیکنن و اخلاقشون بده واسه همین طبق قانون بازخوردی ک میگرفتم دقیقا همینطور بود و سلام نمیکردن حتی وقتی چشم تو چشم میشدیم و احوالپرسی نمیکردییم بعد از فایل استاد تصمیم گرفتم واقعا اینجوری نباشم و نسبت به افراد نگاه مثبت داشته باشم و ویژگی مثبتشون رو ببینم این دوستای ما باشگاه هم میومدن منم خب باشگاه چند ساله میرم دیگ هی تو باشگاه وارد ک میشدم سلامشون میکردم یا موقعی میدیدمشون سلام و احوالپرسی تا اینکه شکل گرفت و یکی از اون افراد واقعا هروقت میدید منو سلام با لبخند و احترام و کلی احوالپرسی ولی یکی دیگشون نه فقط سر تکون میداد ولی باز سعی میکردم روی ویژگی مثبتش تمرکز کنم امروز از بیمارستان برگشتم خوابگاه و داشتم دستم رو میشستم ب طرز عجیبی داشتم به همین فرد فکر میکردم و تلاش کردم ک روی ویژگی مثبتشون تمرکز کنم خیلی عجیب بود واقعاً تو ذهنم انگار میخواست قانون ثابت شه و من هی با خودم گفتم ک اره ایول باشگاه میاد بدنش خوبه تلاش میکنه صبح زود بیدار میشه و …تا اینکه یهو اومد داخل و سلام کرد و احترام ک میشه بگی مشکل بدن من چیه من چیکار باید بکنم چند وقت باید تمرین کنم تا هیکلم خوب شه و سوالای متفاوت من داخل ذهنم داشتم فکر میکردمااا نه ک بگم بلند بلند حرف میزدم و اینکه در حد شاید سی ثانیه موقع دست شستنم بهش فکر کردم دیگ خلاصه منم کلی باهاش حرف زدم انگیزه و انرژی بهش دادم ک خیلی تغییر کردی آفرین بهتر شدی ادامه بده رژیمت رعایت کن و …. خلاصه خیلی اهل حرف زدن و کامنت گذاشتن نیستن ولی استاد رو دنبال میکنم اینم یهو خواستم تو اتفاقات خوبم داخل نوت گوشیم بنویسم گفتم اینجا بذارم بعد کپیش کنم اونجا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 984 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز نهم از تعهد 40 روزه من

    هدایت شدم ب این فایل نشانه امروزم بود

    بارها نجوا اومده ک تلاش‌های تو بی فایده هست ب هر چیزی خاستی رسیدی درست میگی فاطمه خانوم اما موفقیت مالی ب این راحتیا نیس

    بارها شیطان میات حال منو بد کنه چون دارم رو بحث مالی کار میکنم

    الان دارم بااشک مینویسم دم در حال خونمون نشستم و باد خنکی ب صورتم میخوره و احساس عجیبی دارم صدای اذان هم میات

    استاد این روزها همش جذبهای مالی توی تمام زندگیم دارم

    تخفیفها شامل همه زندگیم شده

    از غذا از لباس از دکتر از وسایل منزل از تفریح

    اصلا بدون اینکه تخفیف بخام هرجا میرم طرف خود بخود میگه شما اینقد بده

    بعد میفهمم این خودش کمتر بهم گفته

    دیروز و امروز داشتیم خانه را رنگ میکردیم برق کشی و نصب تلویزیون ب دیوار

    حداقل 10 میلیون باید هزینه میکردیم

    نمیدونید چقد قشنگ شده

    باهزینه 2 میلیون کی باورش میشه تمام این نعمتها وارد زندگیم شد

    اون بنده خداها با هزار اصرار و التماس 400 تومان دستمزد گرفتن که اصلا من موندم و 1600 هزینه وسایلش شد

    اگه این ثروت نیس پس چیه

    خدا از بی،نهایت طریق ثروت داره میاره تو زندگیم

    وقتی همه پول میدن ومن دخترم تو مدرسه ای هست ک میرم پول بدم میگن لازم نیس چون مدیر مدرسه عوض شده

    اصلا ازین اتفاقات کف میکنم

    دخترم میات میگه دوستم ناهار آورده تو مدرسه منو دعوت کرد به ناهار و باهاش خوردم

    گفتم خدایا شکرت فرزندمو حتی تو مدرسه رزق بهش دادی جالبه دخترم اومد گفت خدا رزق برام فرستاد و از زبان خدا با من صحبت کرد

    همینجوری مینویسم و اشکام میات همش

    خدایا منو ببخش اگه کم سپاسگذار هستم

    هرجا رفتم رزقم را دادی

    واقعا قرار نیس شیطان بیکار بشینه و هیچی نگه

    بااینهمه نتایج بزرگ و کوچک بازهم چرت پرت میگه و تمامی نداره

    اما خب با دیدن نشانه ها میشه آدم آرومتر باشه و همچنین امیدوار

    این فایل دوباره بهم گف خدا ب وعده اش عمل می‌کند نقطه سرخط..

    هرگز خلف وعده نمی‌کند پس نترس و نگران نباش

    وعده ی فقر شیطان را قبول نکن

    اینا همش چرت هستش

    باور نکن این چیزایی ک میگه

    تو مسیرت درسته

    طی این چندروزه چندین و چند نشانه اومد ک فقط ادامه بده

    ب هرانچه ک دلت میخات از لحاظ مالی درامدهای چندبرابری میرسی

    خیلی نشانه دیدم ک فقط ادامه بده و توکل کن ب خدا و همچنان امیدوار باش …

    هرچی بقیه میگن باور نکن طبق پیش فرضهای قبلی حرفهای گذشتگانت فکر نکن عمل هم نکن

    استقامت داشته باش …

    نشانه ها میات ک مطمعنت کنه مسیر درسته

    تو تازه داری رو باورای مالیت کار میکنی نیاز ب زمان داره

    یک دانه رو تازه کاشتی فعلا باید ابیاریش کنی تا سبز بشه

    خدایا من ب هرخیری از سمتت بهم برسه فقیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیر قره قاشلو گفته:
    مدت عضویت: 636 روز

    سلام

    سلامی گرم به تمام دوستان خطه کشور از آذربایجان تا سیستان

    و البته استاد و خانم شایسته و همه دوستان مقیم این جهان گیتی

    کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    حکم جهاد بر شما مقرّر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.

    می‌خوام یک مثال صریح بزنم از تأثیر پلاسیبو

    آقا همون شده که توی حموم هستیم و شامپو وارد چشممون بشه بعد بیاید ببینید وقتی حساس می‌شید: وای شامپو رفت توی چشمم

    مطمئنا چشمتون میسوزه حتما میسوزه

    ولی اگه اصلا به روی خودتون میارید اصلا هیچ سوزشی رو احساس نمیکنید بگید نه بابا آب بود

    باور کنید نمیسوزه من یک 5 سالی هست شامپو نرفته توی چشمان(البته که رفته ولی من با این پیش فرض اینکه آب بود و هیچی نمیشه احساسش نکردم )

    حتی وقتی مسواک میزنید و خمیر دندون تنده

    من دیشب مسواک میزدم و با خودم گفتم چقدر تنده مسواک یکدفعه در آن واحد چنان سوزشی زیر دندونم بعد فهمیدم داستان رو و گفتم آقا این مسواک هیچ مزه ای نداره و واقعا تندیش تموم شد من رفتم بشورم دهنمو دیدم نه تند نیست.

    واقعا وقتی با پیش فرض اینکه مثلا هوا چقدر بده جایی میریم ذهن ما و خود ما ناخودآگاه به اون باد سردی که میزنه اون خاکی که از زمین بلند میشه توجه میکنیم.

    و وقتی به خودمون میگیم آقا صابون رفت توی چشمم و یا مسواک چقدر تمدن در واقع بدن ما فقط اون سوزش رو حس می‌کنه و ما فقط اون قسمت سوزش رو احساس میکنیم و این یک مثال صریح و واضح از این اثر هستش.

    برای همین من هیچ وقت روی حرف بقیه با کسی وارد رابطه نمیشم، قبلا وقتی می‌خواستم با یکی ارتباط بر قرار کنم و کسی دیگه پشت تون گفته بود مثلا آدم قُدیه (همون مغرور) من خیلی کارم سخت میشد و گاهی اصلا ارتباط برقرار نمی‌کردم و یکی از دوستان بود که هیچ جوره با وجود اینکه خود طرف خواهان برقراری ارتباط با من بود چون تقریبا هر کسی رو که باهاش دوست بود رفیقای من بودن و چون من تقریباً با 80 درصد مدرسه سلام علیک داشتم همه رفیق‌اش و همکلاسی هایش رو میشناختم و خودم گفتم این منو تحویل نمیگیره و آدم نامناسبیه و یکی از دوستان دیگه بهم میگفتن دعوایی و دو سه بار درگیر شده با غریبه ها و با فلان معلم دعوا کرده و من با خودم گفتم آقا اصلا اینا این حرف رو میزنن، من که با هرکسی ارتباط خوب برقرار میکنم مشکلی نخواهم داشت رفتیم و صحبت کردیم و بعد اومدیم بیرون و گفتم خدایا چقدر آدم ساده ای بود واقعا ‌آدم ساده ای بود یکی از داستان های درگیری رو پرسیدم گفتم داستان چیه گفت و اصلا درگیری فیزیکی در کار نبود و یک سؤ تفاهم بود و خیلی صریح توضیح داد و دیدم اصلا حرفایی که پشتش میگفتم درست نبود و حتی تعریف هایی که کرده بودن رو من ندیدم.

    استاد تشکر میکنم از شما اشک توی چشمام جمع شد وقتی راجب نگاه خودمون نسبت به خدا صحبت کردید که دقیقاً من این تجربه رو توی زندگی داشتم و همیشه خدا رو کسی می‌دیدم که مثل افسر رانندگی منتظر اشتباه ماست و دارم رو باور هام کار میکنم که من چقدر لایق هستم برای رفاقت به خدا و چقدر خدا می‌تونه با ورود به بدن باعث سلامتی بشه و من یکساله که سرما نخوردم (البته دوستان در نظر داشته باشید 17 سالمه⁦(

    امیدوارم بهترین ها نصیبتون بشه️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: