درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    111MB
    29 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    28MB
    29 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

279 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1311 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان

    هرموقع که حالم خوبه وذهنم درگیرنیست وبه چیزایی فکرمیکنم که احساس خوبی بهم میده انگارتمام دنیامال منه وبه خداوندوصلم….

    البته من دربیشترزمانهاحالم خوب بوده ازقبل فقط باورهای محدودکننده باعث میشدهدفهای بزرگ نداشته باشم.باوری مثل اینکه وقتی من درخواست کنم وخداونده نمیده پس چرابخوام.من گناهکارم وخدانمیده،کسی مومنه که قانعه وهرچی کمترداشته باشی کمتراون دنیا سوال وجواب میشی و احساس کمبودهمه چیز مثل پول آب و….واحساس اینکه من کارم ارزشمندنیست که بتونم ازش پول دربیارم وهزاران باوردیگه.

    ولی ازوقتی خواستم آگاهتربشم ودنبال ثروتمندشدن ودرک فرکانس وانرژی بودم وحرکت کردم وزمان گذاشتم ودوره خریدم وجهان تعهدوخواستن واضح منودیداونم کمکم کردواستادعزیزروسرراهم قرارداد.

    ومن ازاون موقع دراین مسیرم وبایدهمیشگی باشه این آگاهترشدن.

    وهربارکه هرکلمه رودرک کردم همه چیز روون شدبرام.وازوقتی فهمیدم بودن دراخساس خوب همه چیزه ،توی ذهنم اهرم رنج ولذتی شکل گرفت که وقتی فکری میادکه احساسم روبدکنه انگار ذهنم ازاون فرارمیکنه وفکرمیکنه داره شکنجه میشه و یکی میشه به سرعت باروحم وحالم رو به هرنحوی شده خوب میکنه بافایل بایک کاربی ربط یایک فکربی ربط به اون فکربد.

    وقتی حالم بده یعنی درجهت جریان رودخانه نیستم ….

    چرابایدنمازهرروز وسه مرتبه خونده بشه چون بایدتوجه به خداباشه ووقتی توجه به سمت اون باشه حال خوبه ووصلم بهش.

    بایادخدادلهاآرام میگیرد.

    پس بایدهمیشه این مسیرادامه داشته باشه…

    درپناه حق سعادتمندوسلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2297 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد بزرگوار.

    من وقتی با این مباحث آشنایی پیدا کردم تا جایی که امکانش بود باورهای نادرست را شناسایی کردم اول‌ به این فکر کردم که منطق این باور چیه

    که من قبولش کردم و به بودنشون شک کردم و دارم آگاهانه رو باورهای

    جدیدی که خودم ساختم کار می‌کنم و به اندازه‌ای که نادرستی اونا بهم ثابت شده به همون اندازه هم تو ذهنم تو فضای بیشتری به باورهای جدیدم دادم.

    من به خاطر این که ورودی هام را کنترلشون بکنم

    از چیزایی که برام ناجالب هستند ازشون اعراض کردم چون می‌دونم که اگر به اونا توجه کنم‌

    داده های قبلی هم دوباره تقویت می‌شوند و هم یه سری باورهای جدید نادرست تو ذهنم ایجاد

    میشه و اومدم تمرکزم را روی اصل گذاشتم و دارم رو دوره ثروت کار می‌کنم.

    در مورد کسب و کارم اینقدر باورهای نادرست گفته شده که که فقط فکر کنم 5٪درصدش باور مناسب

    در موردش شنیدم اونم چندین سال پیش عموم اومده بود خونمون و داشتیم صحبت می‌کردیم که

    من با همون احساسات کودکانه ازش پرسیدم که چرا دام نگه داشتن و پرورش دادن دام برامون نمیاد؟

    عموم فقط یه جمله طلایی گفتند که اتفاقا این کسب‌ و کار یکی از پر برکت ترین کسب‌ کارهاست

    کی گفته که میاد یا نمیاد، چون من به خاطر

    داده هایی که از قبل داشتم بیشتر به این اشاره شده بود که یه سری شغل ها و کارها اومدن و نیومدن داره بدون اینکه دلیلی براشون داشته باشیم شاید خیلی ها هم با این باور آشنایی داشته باشند که اومدن و نیومدن داره، البته نه اون موقع،

    حالا هم خیلی ها به این باورها اعتقاد دارند، من فقط چندین سال با این باور به حالت تعلیق بودم اما از وقتی که با این سایت و قوانین آشنا شدم

    دیگه شروع کردم که رو باورهای جدید که خودم ساختم را ،روشون کار کردن و با بسته روانشناسی ثروت دارم باورهای جدیدم را تقویت می‌کنم.

    در مورد باور خداوند می‌تونم بگم خیلی خیلی بهتر شدم چون من خداوند را از دید یک انسان بهش نگاه میکردم و احساساتم بر اساس همون نگاه تغییر می‌کرد.

    من بعد اینکه با قوانین آشنا شدم اومدم به تمام اون چیزایی که تو ذهنم ساخته بودم شک کردم و اومدم آگاهانه فیلتر هایی را تو ذهنم نصب کردم که هر حرفی را دیگه نمیشنوه و اگر هم یه اتفاقی می‌افته که یه صحبتی میشه تا یه منطق قوی نداشته باشه به هیچ عنوان قبولش و همون لحظه ردش میکنه کاری که تو بسته روانشناسی

    دارم کار می‌کنم. استاد عزیزم مرسی.

    در پناه حق پیروز و سربلند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    سلام دوستان هم مسیر

    چقدر جالب هستند این آگاهی ها

    با اینکه سالهاست دارم اینها رو میشنوم حالا به اشکال دیگه

    ولی این مدلی دیگه انگار یک جورایی اتمام حجت است

    که آقا برای ذهن هیچ فرقی نمیکنه که تو چی بهش میدی به شکل باور و جهان همون ها رو به شکل اتفاقات وارد تجربه زندگیت میکنه

    از اون جایی که خدا تو قران گفته برماست هدایت شما. یعنی برای خودش یک تعهد و وظیفه رو درقبال انسانها برای راهنمایی شون تعیین کرده.

    ولی من یک خط درمیان میخوام ازش استفاده کنم.

    به جای زندگی به این روش

    یا در مورد وهاب بودن و رزاق بودن

    یا اینکه خداوند بیشتر از من میخواهد که من ثروتمند شوم

    با ثروتمند تر شدنم جهان گسترش پیدا میکنه.

    خدایا شکرت که امشب اومدم و این کامنت رو نوشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مهستی خیرابادی گفته:
    مدت عضویت: 1962 روز

    به نام الله

    سلام به استاد عزیز و تمامی دوستان که کامنت های فوق‌العاده ای رو میزان وباعث میشه که شوروی شوق در ما ایجاد بشه که مسیر رو ادامه

    بدیم

    ازهمه سپاسگزارم و خوشحالم که همچنان در این مسیر هستم و دارم ادامه میدم وامیدوارتر میشم

    که مسیر درستی رو انتخاب کردم خدارو صدهزار مرتبه شکر

    استاد جان خواهر منم هفته پیش از تهران اومده بودن شهرستان وگفت می‌خوام که از فلافلی فلانی

    باید بخرم هیچ کسی مثل این فلافلی فلافل درست نمیکنه عالیه من که اهل فلافل نیستم خلاصه همسرم با همسرش رفتن وآوردن وبا چه به وچه چه میخورد وکیف میکرد من نگاهی به فلافل کردم

    ویژه چیزایی متوجه شدم ولی شک داشتم حرفی نزدم پسرم از بیرون اومد وشروع کرد به خوردن

    سریع متوجه شد و دیگه نخورد گفت اینکه فلافل فلانی نیست بعد خواهرم متوجه شد وکلی خندیدیم

    گفتم شد بستنی بهروز با بستنی آفریقا وهمگی زدن زیر خنده اینم تجربه ما وباورهایی که تو رهنمون ایجاد میشه

    خدارو شکر میکنم که استاد رو دارم وهر روز دارم کلی آگاهی دریافت میکنم

    یکی از درخواست‌های من این روزا تهیه دوره هم جهت با جریان خداوند هست و ایمان دارم که خداوند کمک می‌کنه به راحتی و به آسانی و در زمان مناسبش تهیه میکنم

    باتشکر فراوان

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان

    من خداروشکر تقریبا یک سال و نیم که با استاد و سایت آشنا شدم و دوره های عزت نفس، احساس لیاقت، عشق و مودت و چگونه فکر خدا رو بخوانیم رو تهیه کردم و تقریبا هرروز رو دورهام کار میکنم و فایل های دانلودی رو هم میبینم و میشنوم و یاد میگیرم و تو این مدت تعقیرات و اتفاقات زیبایی واسم رقم خورده ، اولین تعقیر امیدداشتنمه بهبود افکار و باورهامه تعقیر مثبت تو شخصیتم بهبود اعتماد بنفسم ، کنترل ذهن بهتر و آرامش بیشر ، باز شدن قلبم و دریافت الهامات و هدایت های خداوند ، الهاماتی که اوایل که شروع به دریافتشون میکردم شک و تردید داشتم که این الهامات خداوند ؟ هدایت خداوند ؟ یا نه ساخته و پرداخته ذهن خودمه و مسیریه که خودم انتخاب کردم ؟ اما با ادامه دادن کار رو افکار و باورهام میدیدم با نشانه ها با شرایط و اتفاقات با همزمانیا که الهامات خداونده و خداروشکر چند وقتی که الهامات رو به نسبت قبل سریع تر و واضح تر متوجه میشم حتی دلیل اینم خدا بهم گفت : چون وقتی یه سری از الهماتم و هدایت هام بهت مسجل شد در صورتی که ذهن منطقیت مقاومت داشت و ته دلت خدا خدا میکردی که ای کاش همچین چیزی هدایت خدا نباشه … ولی تسلیم بودی و گفتی چشم خدا برام خیر مطلق خدا برام عزت و سربلندی میخواد خدا برام آسونی میخواد خدا میدونه از چه راهی و چگونه برام بهتره و به خواسته هام میرسم ، جوری که هم رشد کرده باشم و آماده باشم و دریافت کنم و داشته باشم ، این دلیل سریعتر و واضح تر دریافت کردن الهاماتمه ، سرسپردگی که استاد تو خیلی از فایل هاشون مثل فایل های توحیدی آموزش میدن . و اتفاقات زیبایی که برام افتاده که الان فقط میخواستم از یه اتفاق زیبا و جالب که همین دو روز پیش برام افتاد بگم ، اینکه من تو این روزا قصد یه سری خرید داشتم برای خودم و چیزایی که میخواستم رو عکسشو دانلود کردم و از اونجایی که تعدادشون زیاد نبود تو ذهنم لیست کرده بودم و از خدا هدایت خواستم که چیزایی که میخوام رو با کیفیت خوب با قیمت خوب با فروشنده خوب تو زمان خوب برام اکی کنه و تو این بین یه عینک آفتابی هم میخواستم که بین عینک اصلی و کپی مونده بودم به دلیل قیمت بالای عینک های اصلی و چون خریدهای دیگه هم داشتم … و از خدا هدایت خواستم که بهم بگو کدوم الان واسم بهتره اصلی یا کپی ، و خداوند بهم فهموند که چشم هایی که بهم داده ارزشمنده و باید قدرشو بدونم و ازشون مراقبت کنم و عینک اصلی دارای فناوری uv400 بگیرم ، و خیلی زود خداوند منو متوجه یه عینک اصلی از یه برند جدید کرد که قیمتش هم از برندهای قدیمی و معروف مناسب تر بود و شروع کردم به سرچ کردن اون مدل تو سایت های مختلف شهر تهران چون تو روزهای تعطیل اول سال بود ، یه سایت زده بود ارسال بعد تعطیلات یه سایت زده بود موجود نیست یه سایت قیمت رو خیلی بالاتر از سایت های دیگه گذاشته بود یه سایت که تا مرز خرید پیش رفتم پیام داد درگاه پرداخت به مشکل خورده شماره کارت میدم واریز کن که من شک کردم و به خدا گفتم خدایا چه کنم اگه هدایت خودته که خودت جور کن واسم و بعد این آخری هدایت شدم به یه سایتی که هم قیمتش مناسب بود هم زده بود ارسال رایگان بعد دیدم آدرسش شهر قم ولی قلبم گفت خودشه ، زنگ زدم به شمارش و سریع هم جواب دادن و گفتم این مدل همین قیمتی که تو سایتتون زدین با ارسال رایگان؟ گفت بله ، گفتم من تهرانم کی به دستم میرسه ؟ گفت پنجم ارسال میکنیم ششم یا هفتم میرسه دستتون، گفتم باشه الان تو سایت واریز کنم تمومه و سفارشم ثبت میشه ؟ گفت بله واریز کردم و وقتی با فروشنده داشتم صحبت میکردم مطمئنتر شدم که این فروشگاه هدایت خداونده ، و اما نکته جالبش همون عینکی که سفارش داده بودم به دستم رسید در حالی که یه هدیه هم برام فرستاده بودن یه ماشین اصلاح از همون برند که مدلشو تو هر سایتی زدم قیمتش دو برابر عینکی بود که خریدم ، و چقدر خوشحال شدم و خداروشکر کردم بابت هدایتهاش بابت باز کردن قلبم چقدر ذوق کردم بابت قوانین خداوند که دقیق داره کار میکنه بابت بهبود افکار و باورهام بابت دوره احساس لیاقت که برای بار سوم دارم روش کار میکنم بابت باورهای توحیدی که داره تو جونم میشینه و دارم نتایجش رو میبینم .

    و استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم ازتون بابت آموزش های نابتون مخصوصا باورهای توحیدی که من خیلی خیلی بهش نیاز داشتم و دارم و تو هیچ جا نمونش پیدا نمیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1144 روز

    سلام و درود براستادعزیزم و مریم جانم

    وسلام بر تمام دوستان عزیزم در سایت بهشتی.

    صبح توستاره قطبیم نوشتم خدایا امروزم رو زیبا کن خدایا چشمم رو بر روی زیبایی ها بینا کن.

    گوش هام رو برای شنیدن حرفهای زیبا شنواتر کن.

    خدایا این سفر رو تو برام زیباترش کن.

    چی بگم از پلن و برنامه ی خدا.

    از صبح با حال خوب ،فرکانس بالا ،قلبی پراز ارامش و حس خوب. هر لحظه فقط زیبایی و زیبایی رو می میبینم.

    زبانم از گفتن این همه زیبایی ناتوانه.

    سفری که خدا برام چیده مگه غیر از این میشه.

    فقط با دیدن این همه زیبایی میگم خدایا شکر ،خدایا سپاس که بهم چشم بینا دادی که ببینم .

    خدایا شکر که پاهای سالم دادی که بر روی زمینت راه برم.

    خدایا سپاس که قلبی سالم دادی که احساس کنم این همه نور و عشق تورا.

    هرکجا نگاه کردم فقط تو بودی .

    فقط عظمت و بزرگی تو بود.

    فقط عشق توبود .

    خدایا سپاس بخاطر این همه نعمت و حال خوب.

    خدایا سپاس بابت استاد عزیزم که چشمان مرا برای دیدن این زیبایی ها باز کرد.

    خدایا سپاس برای وجود استادم که راه زندگی رو بهم نشان داد.

    دوستتون دارم استادعزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    اکرم گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    سلام استاد جان عید شما مبارک باشه دوست دارم کامنت منم بخوانید البته ببخشید من خیلی تایپ بلد نیستم نوشتن برام سخته میخوام بگم واقعا تمام کلمات شمارو من تجربه کردم و الان صددرصد ایمان دارم که همه چیز مربوط به ذهن انسانهاست مثلا چند روز پیش تن ماهی خریدم برای نهار وقتی سر سفره نشستیم پسرم گفت این تن ماهی مزه خوبی نداره شاید هم فاسد شده و مرتب به همسر و دخترش میگفت نخورید این غذاطعم بدی داره خلاصه تاوقتی سفره پهن بود غر می زد من نگاهی به تن ماهی کردم گفتم این ماهی خیلی گرونه بالاترین قیمت داره همه تن ماهی 85 تومن هستند اما این 115 تومنه مزه ماهی دودی میده ی دفعه اومد جلو تمام ماهی رو بااشتهای زیاد خورد و بازهم میگفت میخوام بارها پیش اومده که چیزی خریدم و دوست نداشتن اما وقتی گفتم قیمتش خیلی بالاست یا از خارج اومده همه میخواستن اونو ببرن برا خودشون الان میفهمم که ذهن چقدر قوی عمل میکنه استاد دوره هم جهت با جریان خداوند بسیار بسیار خوب عملکرد ذهن را توضیح میده واقعا سپاسگزارم دارم مومنتوم افکار مثبت و منفی را یاد میگیرم و چقدر روی روابط من با دیگران تاثیر داره البته هنوز خیلی باید تمرین کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    انسیه زمانی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1029 روز

    سلام استاد عزیزم

    استاد دیشب رفته بودیم به یک مجلس تقریبا مجلس تمام شده بود که بچه یکی از دوستان زد زیر گریه و به صورت کاملا غیر طبیعی گریه میکرد به صورتی که همه سعی می کردند بچه رو ساکت کنند یکی میگفت چهار قل بخون یکی چشم و نظر بچه رو می‌گرفت یکی اسپند دود می‌کرد

    صحبت شداز چشم نظر همه در آن جمع به چشم زخم معتقد بودند من گفتم بچه درد داشت برای همین گریه میکرد جالب بود که همه با تجربه های جمع حرف من را تایید میکردند اما در نهایت می‌گفتند نه چشم خورده

    اینجا بود که یک چیز جدید برای من روشن شد

    اولا اعتقاد کلا منطق را تحت تاثیر خودش می‌گیرد

    دوما اینکه من چقدر از این فضا دور شده بود چون اصلا فکر نمی‌کردم بچه چشم خورده

    وقتی برگشتیم خانه اتفاقی برای من افتاد اول چیزی که به ذهن من آمد ابن بود چشم نیست الخیر فی ما وقع استاد فهمیدم وقتی با اصل همراه می‌شوی خیلی از اعتقادات و باورهای مخرب‌ تو خود به خود از بین می رود بدون اینکه تو بخواهی تلاش خاصی بکنی

    استاد داشتم به این فکر میکردم که واقعا وقتی باوری درست نباشد تورا از نعمت‌ها دور می‌کند

    چیزهایی را از تو سلب می‌کند که تو حتی متوجه نبودشان نمی شوی اعتقاد به چشم ونظر چقدر مارااز روابط با دیگران محروم می‌کند چقدر نعمت سادی و آرامش خیال رااز ما می گیرد اما ما متوجه ازبین رفتن این نعمات نمی‌ شویم چون اصلا تجربه نکردیم وفکر نمی‌کنیم چنین نعماتی هم باشد واین می‌شود مصداق این آیه که خداوند می‌فرماید اعراض از یاد خدا موجب تنگی معیشت می‌شود

    موجب نبود نعمت ومتوجه نشدن اینکه نعمت نیست خیلی جالبه که انسان‌ها می توانند بدون نعمت زندگی کنند و فکر کنند که همه چیز عالیه خوبه ما راضی هستیم

    خدایا شکرت که من راهدایت کردی به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه کسانی که برآنها غضب کردی یعنی نعمتت را از آنها گرفته ای ونه گمراهان یعنی کسانی که نمی‌دانند چه میخواهند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زهرا بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1394 روز

    درودعشق خدمت استادنازنینم ومریم جان پرازمهروهمه ی دوستانم. منم یه تجربه دارم که دوست داشتم به اشتراکت بذارم. چندسال پیش یکی ازآشناهامون که بنده خداعصاداشت ویکی ازپاههاش کوتاه بودومجبوربودکه ازعصااستفاده کنه فیبروم داشت ومجبورشدکه عمل کنه وچون بعدازعمل بایدراه می رفت که آمبولی نکنه کمکش می کردم که بلندبشه وباعصاراه بره بهم می گفت شکمم خیلی بخیه خورده می گفتم نه بابایه ذره بیشترنیست. اولشم که ازبیمارستان آوردمش مجبورشدم به دروغ بهش بگم یه ذره ست بعدشم هروقت می پرسیدهمین وبهش می گفتم. تااینکه خوب شدویهوجابخیه شودیدوچون زیرشکمش بودمی ترسیدکامل نگاهش کنه. ولی اخرسروقتی دیدش گفت واییی انقدرشکمم برش خورده بودوبخیه شده وتوبه من نگفته بودی تازنده ام این دروغتوفراموش نمی کنمولی اگرواقعیتوبهم می گفتی ازترس نمی تونستم راه برم وبااینکارم کمکش کردم واون هم کاراشومی کردوخداروشکرزودم خوب شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سعیده فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    به نام خداوند جان و خرد ،خداوند مقتدرم

    سلام استاد نازنین سپاسگزارم که قانون جهان را برای ما توضیح می دهید که تجربه های فوق العاده ای در تمام ابعاد زندگیمان داشته باشیم باشد تا این اتفاقات یک معجزهٔ بزرگ را برای همهٔ ما رقم بزند

    آنچه که قلبهایمان با آن به آرامش می‌رسد .سلام به بانو شایسته جان ودوستان رشد یافته وآگاهم .

    در مورد این پیش فرض ها خیلی مطلب هست برای گفتن… مثلاً پلاک ماشین ها در عید خیلی معیار است که این ماشین صاحبش مهمان است اینجا در حالیکه بسیاری از پلاکها در طول سال در سطح شهر دیده می شوند و حتی اگر دیده شوند باز طرف فکر می‌کند از جایی دیگر آمده پلاک ماشین خواهرم تهران زده شده و در عید هر کجا می ایستادیم در شهر خودمان مردم فکر می‌کردند ما تهرانی هستیم رفته بودیم شب گردی که هوس بستنی معروف آنجا به سرمان زد که برویم وقتی رفتیم مردمی که در اطراف با ماشین هایشان ایستاده بودند فکر می‌کردند ما تهرانی هستیم وبه ما خوش آمد گفتن حتی من به شوخی با لهجهٔ محلی صحبت کردم که باورشان شود ما اصل همین خاکیم و اتفاقاً کلی خندیدیم .

    در طول سال هم همینطوره ،یک بار رفتیم بیرون ومن دوست داشتم انار بخرم صاحب مغازه فکر کرد من تهرانی هستم گفتم نه بابا من بچه همین آب ‌خاکم گفت پس پلاک ماشینتون چیز دیگه ای میگه گفتمش باور نکن دادا…

    خواستم تأکید کنم که نگاه ما به جهان نباید از روی شنیده ها و دیده هایمان باشد

    اولین درسی که من از این توت فرنگی 19$دلاری گرفتم این بود که قبل هر حرفی و پذیرشی در مورد موضوع فکر کنم و براحتی هر چیزی را نپذیرم و مرتب به خودم بگویم به هر چیزی از دید قانون الهی نگاه کنم و مراقب پیش فرضهایم باشم چون دیدگاه و عملکرد من را تعیین می‌کند .ممکن است فراموش کنیم قاعدهٔ قوانین هستی را ولی وقتی بیشتر روی خودمان کار کنیم نتایج بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می شوند

    در قرآن به نظرم مسئلهٔ بت پرستی ‌خدایان

    متعدد از همین پیش فرضها نشأت می‌گیرد که از آنها میپرسند خدای شما کیست ؟می گویند خدای ما همان کسی است که پدران و گذشتگان ما می پرستیدند همان مجسمه ها وسنگها همان تندیس ها وبرایش سجده می‌کردند و درمان می خواستند وپول ‌و مقام و ثروت …

    شاد وثروتمندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: