اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی مسیری که در تمام روز های زندگیم برای رسیدن به یک هدف رو نگاه میکنم؛ میبینم به هرچیزی که میخواستم برسم یا به سختی بوده یا اصلا نشده…
فکر میکردم این حقیقت دنیاست که برای رسیدن به خواسته ای باید سختی زیادی بکشی آزمون خطا بدی گمراه بشی بیوفتی به چاله و وقتی بیرون اومدی بیوفتی تو چاه تا به یک هدف توی زندگی برسی…
مسیری که سگه توی انیمیشن میرفت هم یک روند بود. یک تکامل ؛ از پیچ و خم هایی گذر میکرد اما زیبا ! از سختی هایی گذر میکرد اما آرام از دشت ها و چمن زار ها نه چاله چاه !
درسته انسان به هر روشی به سمت هدفی بره به اون هدف میرسه اما چه رسیدنی؟ اینکه با آموزهای استاد و ایمان حرکت کنی و به یک خواسته برسی یا بدون دونستن اینا و با کلی نگرانی فکری؟
یادمه فایلی از استاد گوش میدادم که درمورد این موضوع مثالی میزدن:
شخصی هست که چیزی از قوانین نمیدونه و به دنبال آدرسی میگرده ؛ از چندین نفر میپرسه چند پیچ و خم رو رد میکنه یک بار هم اشتباه میکنه تا اون آدرس رو پیدا میکنه به اون مقصد میرسه اما شخصی که از قوانین آگاه و با ایمان حرکت میکنه خدا به مکان درست در زمان درست و پیش آدم درستی هدایتش میکنه و وقتی میپرسه جناب این آدرس کجاست؟ اون فرد بلده و خیلی راحت آدرس دقیق براش میگه و این شخص با آرامش به اون مقصد میرسه…
امروز که دارم این متن رو مینویسم چندین روزه که مثل اون سگ به دنیا نگاه میکنم و زندگیم رو از قبل این چند وقت به خدا سپردم و دیگ همه چیو رها کردم به زیبایی های مسیر توجه میکنم.
من شغلم رو که کنافکاری بود با تمامی ابزار کاریم کنار گذاشتم و همش رو فروختم کلا این شغل رو رها کردم که هنوز هیچکس باورش نمیشه ؛ به سمت باریستایی هدایت شدم ؛ این بخش رو خلاصه تر میگم : بعد هدایت به باریستایی حاشیه های زیادی دیدم به طوری که نزدیک بود به کل از این شغل هم زده بشم اما چندی بعد متوجه شدم مشکل از کار من نیست مشکل خوده من و دیدگاه من به مسیر زندگیه ؛ خیلی مغرور بودم که هنوزم هستم ؛ دارم روش کار میکنم و صبر نداشتم.
وقتی این موضوع فهمیدم حالت روحی و مسیر زندگیم به طور معجزه آسایی شروع به تغییر کرد و من دنبال مکان جدیدی برای کار بودم.
هدایت شدم به یک کافه که فقط به طور اختصاصی روی سرو کردن قهوه کار میکنه و پنج تا مدرک توی این حوزه داره و مسلط به دم آوری و شناخت قهوه است. حقوقی که بهم پیشنهاد شد بسیار ناچیز بود اما میدونید امروز چیو فهمیدم ؟ اینکه تمامی چیزای که دارم ازش یاد میگیرم اگه میخواستم هزینه کنم باید نزدیک به 30 ملیون هزینه میکردم ؛ موضوع اصلی من این مبلغ نیست ؛ قبل از هدایت شدن به اینجا و فهمیدن اینکه من چقد مغرور بودم بعد از فهمیدن این موضوع کلی اتفاق های خوب برام افتاد من هرجایی پا میزاشتم پر از تنش و حاشیه بود که باعث میشد من زود درگیری ایجاد کنم از اونجا برم ؛ الان توی جایی که کار میکنم بسیار آرام و خلوته که در راستایی هدفم یعنی باریستای حرفه ای شدنه ؛ روز ها فقط تئوری باهام کار میکنه نکات این کار رو برام با عشق توضیح میده چیزای بهم یاد میده که تاحالا تو زندگیم نشنیدم و این یک نعمت بزرگه؛ افرادی که توی این حرفن میدونن من کجای زندگیم برای این هدف ایستادم و چقدر این مکان برای روند حرفه ای شدنم خوبه و یه جورایی یک کلاس دم آوری و شناخت قهوه ؛ همینطور آسیاب کردن اونه که خیلی از باریستا های ما یا اونایی که وارد این کار میشن یک درجه آسیابی از قبل تنظیم جلوشونه که از قبل براشون آماده شده و فقط آیتم هاشون رو با اون میزنن اصل کار که مهم ترین بخشه ؛ صاحب کار انجام میده و مهم تر از این شناخت دونه قهوه ای که باهاش دارن کار میکنند که خیلی ها اصلا کاری به این موضوع ندارن اما من یک هدف دارم تبدیل شدن یه یک باریستای حرفه ای! نه فقط یک باریستا .
هنوزم خودم توی شوکم که خدا چه جوری چه مسیر قشنگی برام آماده کرده که من توی محل کارم بیشتر دارم تئوری آموزش میبینم آدم های بسیار موفق میبینم؛ کسانی که کافه دارن با کلی تجربه میان توی کافه ما قهوه شون رو میل میکنند ؛ چون کار همکار من قهوه تخصصیه نه قهوه اقتصادی ؛ همکارم میگفت ناراحت هیچی نباش خودم دم آوری فول فول بهت یاد میدم و یکی از دوستام آرت (همون شکل های زیبا روی شیر قهوه یا همونه لاته میزنن مثل قلبه یا غو)) بلده و توی کافی شاپ های اسمی اصفهان کار کرده توی کافه های کیش سابقه کار داره که بهش میگم بهت آرت زنی یادت بده و همینجوری موندم و از خوشحالی کاری که خدا داره برام میکنه بغض کردم ؛ روزی یک تا دوتا قهوه رایگان میخورم کلی حرف میزنیم و دایره ارتباطاتم بسیار زیاد شده با آدم های حرفه ای که همشون دستانی شدن از طرف خداوند برای رسیدن من به هدفم ؛ فقط یک باریستا یا کسی که توی این حوزه فعالیت داره یا حتی اطلاعات ؛میفهمه خدا برای من چیکار کرده و یک مسیره خیلی قشنگ و آروم رو برام هموار کرده مسیری که اگه هدایت خدا و دست قشنگش روی زمین استاد عباس منش نبود توی زندگیم الان باید با کلی هزینه و کار کردن توی چند جای مختلف در یک روند بسیار طولانی میفهمیدم و طولانی بودنش به خاطره تکاملش نیست به خاطره اینکه که تو هم داری کار میکنی یه وقت میبینی اصلا کاری که میکنی هیچ ربطی به هدفت نداره دوستانی که رفتن برای کارآموزی میدونن تو به عنوان یک کمک باریستا یا یک کمک آشپز استخدام میشی و توی یک بخش دیگه ازت کار میکشن حتی اگه درخواست کنی حقوق پایین میخوام کارم میکنم اما یادم بدین ولی کلا کارای دیگ میکنی که همین روند یادگیری طولانی تر میکنه حالا اگه همکارت جوری باشه که اصلا کار بهت یاد بده .
خیلی ها میگن ببین یاد بگیر خب میبینی یادم میگیری اما دلیل کاری که میکنی بهت نمیگن ! یه مثال سادش اینه تو میبینی موقعه زدن موهیتو(( یک نوشیدنی سرده)) گیاه نعناع قبل انداختن توی لیوان دو بار توی کف دست به حالت دست زدن بین دست میکوبن خب تو این یاد میگیری اما دلیلش رو نمیدونی! و اصل هر کاری اینکه بدونی این کار برای چیه ! یا مثلا بهت میگن این دکمه بزنی انقد بهت قهوه میده برای زدن یک دوپیو اما بهت نمیگن چه جوری دستگاه آسیاب رو تنظیم کنی تا بتونی عصاره بهتری بگیری ! و مثال های اینچنینی .
فقط میتونم الله یکتا فرمانروای کل جهانیان رو شکر گذار باشم که توی مسیری برای هدفم قرار گرفتم که نسیب کسانی میشه که با ایمان خودشون رو تسلیم امرش کردن ؛ قبل اینکه به اینجا هدایت بشم با طمع هایی روبرو شدم پیشنهاد کاری تا 13 نیم تا 15 به من میشد اما دلم میگفت برو سمت همین کافه ول کن چیزایی که بلدی تو نمیخوای باریستای معمولی باشی تو میخوای یک باریستا حرفه ای بشی که دلیل هرکاری که میکنه میدونه و وقتی دونه قهوه دستش میگیره بشناسه یا عصاره ای که میگیره بچشه نه فقط یک شات قهوه بده دست مشتری بدون اینکه بدونه حتی خواستگاه اون قهوه کجا بود و اصلا طعم اسیدیته اون قهوه چقد بود؛ رفتم جایی که ماه اول به من 3 ملیون و ماه دوم 5 ملیون بهم میدن اما چیزایی که یاد میگیرم وقت تمرینی که دارم بسیار زیاده وقت برای کار کردن روی خودم بسیار زیاده فضا آرام و خلوته تمامی مشتری ها انسان هایین که حرفه ای توی این کارن و حتی کافه دارن اما میان پیشه ما قهوه میخورن و کلی حس خوب و اتفاقات خوب دیگه که داره میوفته و بیشترم میشه خدارو سپاسگذارم که در مسیری هستم که به آنها نعمت داده نه کسانی که به آنها خشم گرفته ! این متن رو با پر بار ترین سوره قرآن تموم میکنم که تک به تک این آیه به نقل قول از استاد عباسمنش یک راز از قوانین هستیه ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشندهی مهربان.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
ستایش برای خداست، پروردگار جهانیان.
الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
بخشندهی مهربان.
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ
مالکِ روزِ پاداش و حساب.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
ما را به راه راست هدایت کن.
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ
راهِ کسانی که به آنان نعمت دادی.
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
نه راهِ کسانی که بر آنان خشم گرفته شده، و نه گمراهان.
امان از غرور که وقتی آدم یکم به خودش مغرور میشه چقدر خراب میشه همه چیز مثل خودم یروزی بود که چقدر توی کسب و کارم داشتم بزرگ میشدم درآمدم بالمیرفت مغرور شدم ، الان دارم یروزایی رو تجربه میکنم که پرم از حس خاموش ، وقتی که یکم با صحبتای استاد پیش رفتم فکر کردم میتونم دنیا رو تغییر بدم که بعدش دیذم با مغز خوردم زمین ، الان دوباره باید تعهد بدم دوباره باید شروع کنم دوباره و دوباره باید شروع کنم و زیباتر باشم زیبابین تر باشم مخصوصا مطابق صحبت استاد باید این توی وجودم نهادینه بشه که غر نزنم و به همین شرایطی که در لحظه دارم قانع و راضی و شاکر باشم ، خدای من بابت تمامی نعمت های در لحظت سپاسگذارم
سه بار امروز پشت هم این فایل رو دیدم و شنیدم و هربار بیشتر به فکر فرورفتم.
استاد باهوش من راستش تمااام مطالبی که فرمودین حق و حقیقته و درموردمن اتفاق افتاده.
غرور و کبر باعث شد که من یک شبه از مدیریت یک کسب و کاری که خودم ترسیمش کرده بودم و بهش رسیده بودم برکنار بشم.
حس خوب و به دنبالش اتفاقات خوب هم تکمیل کننده ی اون پروسه ی برکناری بود که باز هم خودم خلقش کردم.
دیدن جنبه های مثبت هر قضیه ای رو از قبل بلد بودم ولی گاها فقط شعار میدادم اما با شنیدن حرفهاتون در این فایل ارزشمند محکم و محکم تر شدم و با تمرکزم روی سایت و تعاملم با اعضای سایت این انرژی صدچندان شده البته هنوز هم گاهی اوقات ذهن وارد عمل میشه اما خیلی زود با اسلحه ی سایت شما باهاش می جنگم و کانون توجهمو کلا عوض میکنم.
استاد عزیزم فیلمی که فرمودید رو قطعا پیگیری می کنم و تماشا می کنم اما انقدر شما و مریم جون قشنگ توضیخ دادید که میشه از توش فهمید که این فایل مصداق زندگی اکثر افراد جامعه ی کنونی ماست.ایران و خارج هم نداره
بحث بحث باوره بحث ایمانه
بحث احساس خوب مساوی با اتفاقات خوبه
بحث توحیده و شرک نورزیدن و مقابله با ترس که کلام شیطانه.
بحث قدردانی و سپاسگزاریه
بحث رفتن تو دل ترسهاست.
به قول خودتون
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس
او خود راه بگویدت که چون باید کرد.
عاشقتونم و سپاسگزارم که هستید.هزاران بار خدا روشکر.
سلامو عرض ادب به استاد ارزش مندم وخانم شایسته بی نظیر و دوستان عزیزم خدا رو اول سپاس می گم که یک بار دیگر فرصت دیدن فایل های فق العاده استاد عزیز رو بهم داد خدایا شکرت
استاد من فقط می تونم بگم متشکرم درمقابل فایل های عالی که انقدر پر بار هستن که باشنیدن و دیدنشون تمام سلول های بدنم انرژی درونشون انگار یک اچار کشی می شه و یک جون دوباره می گیره استاد از خدا کمک می خوام بتونم عمل کنم به این اگاهی های ناب استاد فقط فقط فقط می تونم بگم سپاس گذارم فق عالی هستین من هم سعی می کنم با تمرکز روی قوانین مثل شما عمل کنم و خوب زندگی کنم و کمک کنم دنیا جای بهتری برای زندگی باشه
سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته وهمه دوستان هم فرکانس من
بینهایت سپاسگزارم استاد از این فایل عالی وفوق العاده امروز فایل مرا به سوی نشانه ام هدایت کن
واسه من اومد بالا ومن برای بار سوم دیدمش
واقعا عالی
واقعا سپاسگزارم از خانم شایسته واون تیکه از فایل
که اینقدر عالی درمورد توحیدهدایت یکتا پرستی
صحبت کردن واستاد عزیز صحبت های خانم شایسته رو تکمیل کردن واقعا استاد تحسینتون میکنم بابت این فایل های عالی نگاه توحیدری که دارید شما به خداوند وبه ما یاد میدید
این نکته ای که گفتید وخداوند خیلی تو قرآن تکرار کرده که به قول استاد تکرار در قرآن خیلی مهمه
وخداوند بارها وبارها میگه که(بندگان من تا یه بلا آسیبی گرفتاری مشقت سختی یا هر مشکلی براشون پیش میاد خوابیده نشسته همه جوره التماس دعا زاری به درگاه خداوند دارند وتا اون هارو از گرفتاری ومشکلاتشون نجات میدهیم
سرکش میشن وخداوند رو فراموش میکنن ) واقعا استاد عزیزم تحسینتون میکنم بابت نگاه عالی به خداوند زندگی قرآنی که دارید ودلیل این همه نتایج عالی در زندگی شما همین رفتار ونگاه به خداوند هست
بی نهایت به خاطر این فایل عالی ازتون سپاسگزارم استاد جان وخانم شایسته
خدارو صدهزار بار شکر که امروز هم فرصت زندگی کردن و خدا بهم داد و تونستم برای بار دوم این فایل و تماشا بکنم
اول از همه استاد نازنینم از شما یک دنیا سپاسگزارم که این فایل رو در اون زمان تهیه کردید و روی سایت قرار دادید تا بتونم از درسایی که این انیمیشن دوست داشتنی داشت در زندگیمون استفاده و اجرا کنیم
اولین باری که من این فایل و دیدم بر میگرده به حدود 1 و نیم سال پیش اگر اشتباه نکنم! و اون موقع خیلی قوانین و نمیشناختم و درک به اون صورتی که الان دارم و نداشتم! ( البته فکر کنم اگر سال بعد دوباره همین فایل و ببینم بازم میخوام کامنت بذارم و بنویسم ایندفعه واقعا ظرفم نسبت به پارسال بزرگتر شده و چیزایی رو متوجه شدم که دفعه پیش متوجه نشده بودم!! )
خلاصه اون سال که این فایل و میبینم بلافاصله بعدش میام و با خانواده کارتون گربه چکمه پوش و میبینیم و خلاصه از اون سال به اینور من انقدر این کارتون و دوست داشتم که تا به الان 3 بار دیدمِش!!
آخرین بار هم حدود کمتر از یک ماه پیش بود که دوباره با خواهرم دیدیمش و کلی از درسایی که داشت باهمدیگه صحبت کردیم!
امروز این فایل، فایل هدایتی بود و من این فایل و تو لپتاپ دارمش! اما زورم اومد تا برم لپتاپ و روشن کنم و ببینمش! با خودم گفتم این فایل با ارزش تر از این حرفاست پس اصلا مهم نیست که چقدر نت پاش خرج بشه!!
و بصورت آنلاین با خواهرم گوشش دادیم!
واقعا چیزایی رو داشتم میشنیدم که انگار اولین بار بود! اصلا یادم نبود حتی محتوا فایل چی بود!
وقتی استاد در رابطه با فروتنی و خاشع بودن و کِرِدیت کارها رو به خدا دادن صحبت کردند یک لحظه یاد حرفام، رفتارام و نشون دادن فروتنیم افتادم!!
اتفاقا دیشب بود یا پریشب قبل خواب داشتم با شکوفه درباره همین قضیه خاشع بودن در برابر خداوند صحبت میکردیم!
خدا شاهده بهش گفتم که ببین شاید ظاهر قضیه این باشه که نه من ساعت ها نشستم و کلمه و گرامر یاد گرفتم و جمله ساختم و الان این زبان و بلدم؛ یا نه من دو ساعت تو یوتیوب گشتم و بافت با قلاب و یاد گرفتم؛ من تلاش کردم و این بدن و ساختم و فلان و اینا…. اما وقتی میای بِیس و ریشه قضیه رو نگاه میکنی میبینی که آقا من برای داشتن این مغز سالم که میتونه خوب تصمیم بگیره، که میتونه یه زبان دیگر و یاد بگیره، که میتونه بافتنی با قلاب و یاد بگیره، یا برای داشتن دست و چشم سالم که ببینن و انجام بدن، برای اینکه دستمون پوست داره تا اگر من مدادی رو تو دستم گرفتم گوشت تنم از درد نسوزه! پسمن کاری رو انجام ندادم ! بلکه هرچیزی که دارم ازآن خداست!، حالا میخواد موفقیت باشه، هیکل خوب باشه،یه نمره خوب باشه! هرچیزی
هر آنچه که دارم ازآن توست
من برای داشتنشون هیچ تلاشی، واقعا هیچ تلاشی نکردم و تو به رایگان به من بخشیدیش! و به ذهنم انداختی که ازش به درستی استفاده کنم!!
اتفاقا چند وقت پیشا خالم خونمون بود و داشتن با مامانم صحبت میکردن! نمیدونم حرف به کجا رسید یهو مامان برگشت به شکو گفت که آره بابا تو تلاش کردی و یه هیکل خوب ساختی و…
خداشاهده شکوفه گفتم نه بابا من کارینکردم که! همش کار خداس! اون بهم بخشیده!
بعد مامان تعجب کرد گفت وا! شکوفه! تو بخاطرش زمان گذاشتی !! خوب ورزش کردی و درد عضله کشیدی و فلان و اینا
اما شکو قلبش میگفت نه!! و من اونجا که سکوت شکوفه و قیافش و دیدم فهمیدم که قانون و خیلی خیلی خوب درک کرده و به هیچ عنوان بحث نکرد با مامان!!
بهاره یادت باشه تو هرچیزی که داری ازآن خداست!
خواهرت یه الگو مناسب برای تو توی این قضیَس
خداروشکر میکنم که خدا من و در زمانی هدایت کرد تا این فایل و ببینم که نتیجه دستم بود!
بازم من برای داشتن این آگاهی ها تلاشی نکردم!
من فقط یه خواسته داشتم و خدا من و بصورت تکاملی هدایت کرد و بالاخره به سایت استاد رسیدم!!
یه مبحث دیگه که استاد صحبت کردند و درباره ترس بود:
من به تازگی یک ترمز و در خودم اونم بصورت هدایتی و به لطف الله پیدا کردم
اونم قضیه ترس هستش و باید تو خودم درست کنم این قضیه رو!!! از دیروز دارم به فایلایی هدایت میشم که موضوعشون درباره ترس و مقابله باهاش صحبت میشه هدایت میشم!
این یه نقطه ضعفه که حدود 3 الی 4 روزه که پیداش کردم و وقتی فهمیدم یه ترمز به چه بزرگی اونم به اسم ترس دارم فهمیدم که چقدر جای کار کردن و تمرین کردن دارم!!
آخ که چقدر نیاز به تلاش و کمک الله مهربونم دارم تا بتونم این مبحث و این ترمز و تو خودم درست کنم!! از خدا میخوام که کمکم کنه تا حلش کنم!
چون واقعا نمیدونم چجوری!!
خدایا شکرت که هر لحظه درحال هدایت کردن من و رشد دادت من هستی
ازت یک دنیا ممنونم
از استادن نازنین و جذابمم بسیار بسیار متشکرم که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک گذاشت!!
خداشاهده انقدر این کارتون و دوست دارم که با شکوفه تصمیم گرفتیم دوباره ببینیمش و ازش لذت ببریم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و همگی دوستان
هر سری که فایل جدیدی از شما میبینم و میشنوم انگار تازه اولین باره صحبت های شما رو می شنوم، با اینکه سیر فکری شما یک سیر فکریه و اونم توحیده، اما هر بار از یک روزنه و از یک زاویه موضوع رو جوری باز می کنید که انگار تازه اولین باره صحبت های شما رو می شنوم و حقیقتا زیباترین دیدگاه رو نسبت به اون موضوع بیان می کنید، خدا رو بابت وجود شما و هدایت من به سایت شما رو عمیقا سپاسگذارم؛
برمی گردم به برداشت خودم از صحبت های قبلی شما که تغییر در آدمها چند دسته است، عده ای تا آخر عمر که تغییر نمی کنند، عده ای با رنج و عذاب،عده ای با کمی سختی و عده ای هم با آسانی و بدون هیچ رنجی فقط با پذیرش و دنبال کردن هدایت های الهی و استفاده الگوهای مناسب؛
من سالیان قبل در وضعیتی نامناسب از هر لحاظی بودم، به پیشنهاد دوستان و گوش دادن به چند فایل شما، تلنگری در من ایجاد شد، اما واقعیتش اوایل دیدگاههای شما رو فقط یک قرص خواب و یک نوع هدایت به سوی نئشگی خوشبینی میدانستم، بعد از هدایتم به سایت شما و پیگیری بیشتر فایل های شما تازه به عمق ماجرا پی بردم و الان هر لحظه خدا رو بابت این هدایت سپاسگذارم؛
قطعا مسئله ای که شما با برداشت از این انیمیشن فرمودید در زندگی همه ما به گونه های مختلفی رخ داده، هر آنجایی که دیدگاه ما نسبت به مسایل توحیدی تر بوده، خوشبین تر بوده ایم، مثبت اندیش تر بودیم، با مسایل نجنگیده ایم، قضاوت نکرده ایم و کبر و خودبرتر بینی نداشته ایم ، زندگی ما هم زیباتر و راحت تر پیش رفته است؛
من به شخصه از موقعی که دست از جنگیدن با سیاست دولت ها، قضاوت دیگران، فلسفه بافی های الکی و بدبینانه، منفی بافی،تکبر و مهم تر از همه دست از شرک برداشته ام، زندگی ام روز به روز عالیتر می شود؛
تا چند سال پیش تمام فکر و ذکرم پرداخت اقساطم، پاس کردن چک های برگشتی ام، طی کردن ادارات اطلاعاتی و امنیتی به خاطر طرز فکرم،جنگیدن با عزیزانم که اصلا عزیز بودنشان را درک نمی کردم و بسیاری مسایل نامناسب دیگر بود، اما چند سالی ست به خاطر لطف پروردگارم و هدایتم به سمت شما و وجود پربرکت شما بسیار لذت بخش و شیرین شده است؛
من با تکیه بر بزرگترین اصل زندگی یعنی توحید، با مثبت اندیشی و خوشبینی، با در صلح بودن با خودم و اطرافیانم، با تمرکز بر نعمت ها و زیبایی های اطرافم، با تمرکز بر اصل و دوری از فرعیات و دوباره و چندباره می گویم با توحید و توحید و توحید ، سالیان ساله از زندگی فقط خوشی و لذت میبیتم؛
اوایل تغییر برای من همراه با رنج و عذاب بود، اما الان بسیار آسانتر و الهی تر عادت های مخربم رو تغییر میدم،الان تغییر برای من بسیار راحتتر است.
حقیقتا زندگی ما به دیدگاه خودمون بستگی داره،خدا رو سپاسگذارم که من رو با آموزشهای شما آشنا کرد و از خدای بزرگ میخواهم همواره عمر با برکت به شما عنایت بفرماید.
این فایل رو دقیقا موقعی دیدم که تو راه 6 صبح ، وقت سرکار اومدن داشتم با خودم دعوا میکردم !
تو ماشین !
استاد دقیق نمیدونم یعنی چی !
اما من آدم بسیار ساده خوش قلب و مهربون هستم که اونجوری که شما از سگ داستان میگفتین و موضوع بحثم با خودم دقیقا همین بود !
داستان از اونجایی هست که من بسیار فرد خوشبینی هستم و هیچ ، عملا هیچ تصور بدی درباره کسی ندارم و بسیار به اصطلاح روشنفکر !!
و واقعا خوش قلب !
محل کارم ، مجموعه ای هست با پرسنل زیاد !
تا دلتون بخواد و حدس بزنین ! حرف پشت سر همه هست یعنی اگه یک نفر پیدا کردین ! که حرف پشتش نبود هرچی شما بگین درست !!
من این وسط چطور بودم ؟!
ساده !! خوش قلب !! مهربون!! خوش خنده !! شیطون !!
اما همه بد اینجا رو میگفتن !!
با آدمها ارتباط میگرفتم !!
کم کم مورد سو استفاده قرار گرفتم !!
برا قدرت آدمها ارزشی قائل نبودم و میگفتم مردمو ولشون کن !
تاییدتو از خدا بگیر خودش کافیه !
یکبار در اندیشه بد کسی نبودم !
هیچکس با پرسنل و همکار مرد رابطه همکاری و خوش رویی من رو نداشت !!
کم کم حسادتها و سادگی خودم که درد دل میکردم دوست میشدم و تعریف میکردم ، کار دستم داد !!
کم کم اومدن اسممو بد کنن!
کم کم ریز ریز و درشت درشت خندیدنم! خوشرو بودنم که از ویژگی های مثبتم بود ، خوش رفتاریم و هیچی تو دلم نبودن ! شد بلای جونم !!
همسرم که رابطه خوب منو میدید و همه چیزو براش تعریف میکردم ! ترک کردم و جدا شدم بخاطر قضاوت ها !!
تو محیط کار کم کم اسمم سر زبون افتاده و خندم محو شد و همه گفتن چهره عبوس و اخمو به خودت بگیر و هیچکس رو تحویل نگیر !! عین خودشون باش و همرنگ جماعت شو !!
الان خونه باباتی! اگر کارت رو از دست بدی دیگه کم کم … برو تاااا بدترین سناریو ها!
عزت نفسم آسیب دید !
گفتن شوهرت از خونه بیرونت کرده و از سرکارم بیرونت میکنن!!
دنیای من ، فکر من ، و تایید گرفتن من از اینا نبود !
اگه یک روز نمیدیدمشون صداشون میکردم و احوالشون میپرسیدم و نکات مثبت من دقیقا برعکس، شد بزرگترین نکته ضعفم چرا که اینا تصور بد داشتن از خوشرویی و گرم و صمیمی بودن !!
پرسنل مرد رو با اسم کوچیک صدا نکن !!
روز بروز از گوشه و کنار بهم زنگ زدن و هی شواهد بیشتر شد ! هی ترس من بیشتر شد !!
من همیشه با خنده میومدم سرکار و چنان انرژی داشتم ، که همه کیف میکردن منو میدیدن! اما دخترا حسادت میکردن!! و مدام زیراب زنی !
شاید به خودم مغرور شدم !
من تو دلم میگفتم خدایا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
اما الان ساکت و گوشه گیرم و تو محل کارم باید تبدیل بشم به یه خانوم موجه که تو ادارات ایران مد نظر هست و مورد تایید !!
حقوقم کمه خیلی کم اما کارمو دوست دارم
و گفتن اگه الان بری ! هیچ !!
به مشکل برمیخوری !
و از خدا هدایت میخوام ….
شاید ایمان ندارم !!
اما دیگه اینجا و این کار ، با وجود اینکه خود خدا برام جورش کرد با روحیات من سازگار نیست !!
سر کوچکترین مسائل ، همه جا دوربین هست و همه فضول !!
من واقعا نکات مثبتش رو میدیدم
اما وقتی تو فایل الگوهای تکرار شونده قسمت ترس ، نوشتم ترسم رو
گفتم که بزرگترین ترسم ، روابطم هست و دلیلش هم گفتم !
روحم زندگی دیگه ای و آزادانه فریااااااد میزد و باورام ، فکر میکنم صد در صد ترمز بود که به اینجا هدایت شدم !!
جاییکه واقعا کوچکترین خنده و شوخی و خوشی ، منع میشی و سرزنش …!!
از خدا هدایت میخوام و بس…
اوایل فایل تا از شخصیت سگ قصه گفتین !! یاد خودم افتادم !
اومدن تو این سایت استفاده از محتوی این سایت برای من به منزله استفاده از روشن ترین راهه
نقطه ضعفایی از منو گرفته که فک میکردم تا ابد با منه
و الان اینقدر به درمان نقطه ضعفام امیدوارم و مطمئنم که به طلوع خورشید البته اگر زنده باشم
خدایا سپاس و سپاس و سپاس
بخاطر تمام نعمت های که داری
همین چند لحظه پیش یه الهامی به من شد که منو کشوند بیام کامنت بذارم
چند روزه قبل از اینکه قدم پنجم دوره دوازده قدم رو بخرم حالمو یجوریه نمیدونم چجوری اما یجوریم یمقدارش از حس کمال گراییم میاد که خیلی روش کار کردم اما خب قاعدتا هنوز تووجودم هست
دیشب مادرم بهم گفت نمازتو بخون اگه میخای کارت رونق داشته باشه
منم تو دلم حسرت خوردم با خدم گفتم اره باید نمازم شروع کنم
امروز یه مسئله ای شد که یخورده ناامید شدم و احساس کردم باز دارم بخدم گاری میبندم
کارام از رونق افتاده
با خدم گفتم نماز شروع کنم
بهم الهام شد بابا نماز که خدت میدونی ینی چی ینی به من وصل شی با من حرف بزنی نه اون روش خاص
بعد دوباره یه نشونه دیدم راجع اینکه اروم باش
همه چیز به مرور اتفاق میفته
تو الان شروع کن به خوب شدن قبل فراموش میشه
خدایاشکرت خدایاشکرت بخاطر این هدایت ها
حالم خیلی خوبه میخام جلسه چهارم قدم پنجم رو نگاه کنم
و یه هدایت دیگه از خدام رو که دیروز بهم گفته شد بگم
مادرم به من گفت من رو تا جایی برسون
و من داشتم فایل میدیدم اومدم شکایت کنم که بابا این چه وضعشه دارم فایل میبینم
نمیذارن ادم پیشرفت کنه
که ندا امد خاموش باش
قرار به فقط دیدن فایل و پر کردن برگه باشه فایده ای نداره تو باید بتونی در زندگیت اجرا کنی همونایی که میدونی رو
و این شد که با دل خوش فایل رو گذاشتم و اتفاقا یه روز خیلی خوب رو ساختم
خدایاشکرت بخاطر این هدایت هات
این انیمیشن رو هم مجاب شدم برم دانلود کنم و نگاه کنم انقدر زیبا توضیح دادن استاد.
وقتی مسیری که در تمام روز های زندگیم برای رسیدن به یک هدف رو نگاه میکنم؛ میبینم به هرچیزی که میخواستم برسم یا به سختی بوده یا اصلا نشده…
فکر میکردم این حقیقت دنیاست که برای رسیدن به خواسته ای باید سختی زیادی بکشی آزمون خطا بدی گمراه بشی بیوفتی به چاله و وقتی بیرون اومدی بیوفتی تو چاه تا به یک هدف توی زندگی برسی…
مسیری که سگه توی انیمیشن میرفت هم یک روند بود. یک تکامل ؛ از پیچ و خم هایی گذر میکرد اما زیبا ! از سختی هایی گذر میکرد اما آرام از دشت ها و چمن زار ها نه چاله چاه !
درسته انسان به هر روشی به سمت هدفی بره به اون هدف میرسه اما چه رسیدنی؟ اینکه با آموزهای استاد و ایمان حرکت کنی و به یک خواسته برسی یا بدون دونستن اینا و با کلی نگرانی فکری؟
یادمه فایلی از استاد گوش میدادم که درمورد این موضوع مثالی میزدن:
شخصی هست که چیزی از قوانین نمیدونه و به دنبال آدرسی میگرده ؛ از چندین نفر میپرسه چند پیچ و خم رو رد میکنه یک بار هم اشتباه میکنه تا اون آدرس رو پیدا میکنه به اون مقصد میرسه اما شخصی که از قوانین آگاه و با ایمان حرکت میکنه خدا به مکان درست در زمان درست و پیش آدم درستی هدایتش میکنه و وقتی میپرسه جناب این آدرس کجاست؟ اون فرد بلده و خیلی راحت آدرس دقیق براش میگه و این شخص با آرامش به اون مقصد میرسه…
امروز که دارم این متن رو مینویسم چندین روزه که مثل اون سگ به دنیا نگاه میکنم و زندگیم رو از قبل این چند وقت به خدا سپردم و دیگ همه چیو رها کردم به زیبایی های مسیر توجه میکنم.
من شغلم رو که کنافکاری بود با تمامی ابزار کاریم کنار گذاشتم و همش رو فروختم کلا این شغل رو رها کردم که هنوز هیچکس باورش نمیشه ؛ به سمت باریستایی هدایت شدم ؛ این بخش رو خلاصه تر میگم : بعد هدایت به باریستایی حاشیه های زیادی دیدم به طوری که نزدیک بود به کل از این شغل هم زده بشم اما چندی بعد متوجه شدم مشکل از کار من نیست مشکل خوده من و دیدگاه من به مسیر زندگیه ؛ خیلی مغرور بودم که هنوزم هستم ؛ دارم روش کار میکنم و صبر نداشتم.
وقتی این موضوع فهمیدم حالت روحی و مسیر زندگیم به طور معجزه آسایی شروع به تغییر کرد و من دنبال مکان جدیدی برای کار بودم.
هدایت شدم به یک کافه که فقط به طور اختصاصی روی سرو کردن قهوه کار میکنه و پنج تا مدرک توی این حوزه داره و مسلط به دم آوری و شناخت قهوه است. حقوقی که بهم پیشنهاد شد بسیار ناچیز بود اما میدونید امروز چیو فهمیدم ؟ اینکه تمامی چیزای که دارم ازش یاد میگیرم اگه میخواستم هزینه کنم باید نزدیک به 30 ملیون هزینه میکردم ؛ موضوع اصلی من این مبلغ نیست ؛ قبل از هدایت شدن به اینجا و فهمیدن اینکه من چقد مغرور بودم بعد از فهمیدن این موضوع کلی اتفاق های خوب برام افتاد من هرجایی پا میزاشتم پر از تنش و حاشیه بود که باعث میشد من زود درگیری ایجاد کنم از اونجا برم ؛ الان توی جایی که کار میکنم بسیار آرام و خلوته که در راستایی هدفم یعنی باریستای حرفه ای شدنه ؛ روز ها فقط تئوری باهام کار میکنه نکات این کار رو برام با عشق توضیح میده چیزای بهم یاد میده که تاحالا تو زندگیم نشنیدم و این یک نعمت بزرگه؛ افرادی که توی این حرفن میدونن من کجای زندگیم برای این هدف ایستادم و چقدر این مکان برای روند حرفه ای شدنم خوبه و یه جورایی یک کلاس دم آوری و شناخت قهوه ؛ همینطور آسیاب کردن اونه که خیلی از باریستا های ما یا اونایی که وارد این کار میشن یک درجه آسیابی از قبل تنظیم جلوشونه که از قبل براشون آماده شده و فقط آیتم هاشون رو با اون میزنن اصل کار که مهم ترین بخشه ؛ صاحب کار انجام میده و مهم تر از این شناخت دونه قهوه ای که باهاش دارن کار میکنند که خیلی ها اصلا کاری به این موضوع ندارن اما من یک هدف دارم تبدیل شدن یه یک باریستای حرفه ای! نه فقط یک باریستا .
هنوزم خودم توی شوکم که خدا چه جوری چه مسیر قشنگی برام آماده کرده که من توی محل کارم بیشتر دارم تئوری آموزش میبینم آدم های بسیار موفق میبینم؛ کسانی که کافه دارن با کلی تجربه میان توی کافه ما قهوه شون رو میل میکنند ؛ چون کار همکار من قهوه تخصصیه نه قهوه اقتصادی ؛ همکارم میگفت ناراحت هیچی نباش خودم دم آوری فول فول بهت یاد میدم و یکی از دوستام آرت (همون شکل های زیبا روی شیر قهوه یا همونه لاته میزنن مثل قلبه یا غو)) بلده و توی کافی شاپ های اسمی اصفهان کار کرده توی کافه های کیش سابقه کار داره که بهش میگم بهت آرت زنی یادت بده و همینجوری موندم و از خوشحالی کاری که خدا داره برام میکنه بغض کردم ؛ روزی یک تا دوتا قهوه رایگان میخورم کلی حرف میزنیم و دایره ارتباطاتم بسیار زیاد شده با آدم های حرفه ای که همشون دستانی شدن از طرف خداوند برای رسیدن من به هدفم ؛ فقط یک باریستا یا کسی که توی این حوزه فعالیت داره یا حتی اطلاعات ؛میفهمه خدا برای من چیکار کرده و یک مسیره خیلی قشنگ و آروم رو برام هموار کرده مسیری که اگه هدایت خدا و دست قشنگش روی زمین استاد عباس منش نبود توی زندگیم الان باید با کلی هزینه و کار کردن توی چند جای مختلف در یک روند بسیار طولانی میفهمیدم و طولانی بودنش به خاطره تکاملش نیست به خاطره اینکه که تو هم داری کار میکنی یه وقت میبینی اصلا کاری که میکنی هیچ ربطی به هدفت نداره دوستانی که رفتن برای کارآموزی میدونن تو به عنوان یک کمک باریستا یا یک کمک آشپز استخدام میشی و توی یک بخش دیگه ازت کار میکشن حتی اگه درخواست کنی حقوق پایین میخوام کارم میکنم اما یادم بدین ولی کلا کارای دیگ میکنی که همین روند یادگیری طولانی تر میکنه حالا اگه همکارت جوری باشه که اصلا کار بهت یاد بده .
خیلی ها میگن ببین یاد بگیر خب میبینی یادم میگیری اما دلیل کاری که میکنی بهت نمیگن ! یه مثال سادش اینه تو میبینی موقعه زدن موهیتو(( یک نوشیدنی سرده)) گیاه نعناع قبل انداختن توی لیوان دو بار توی کف دست به حالت دست زدن بین دست میکوبن خب تو این یاد میگیری اما دلیلش رو نمیدونی! و اصل هر کاری اینکه بدونی این کار برای چیه ! یا مثلا بهت میگن این دکمه بزنی انقد بهت قهوه میده برای زدن یک دوپیو اما بهت نمیگن چه جوری دستگاه آسیاب رو تنظیم کنی تا بتونی عصاره بهتری بگیری ! و مثال های اینچنینی .
فقط میتونم الله یکتا فرمانروای کل جهانیان رو شکر گذار باشم که توی مسیری برای هدفم قرار گرفتم که نسیب کسانی میشه که با ایمان خودشون رو تسلیم امرش کردن ؛ قبل اینکه به اینجا هدایت بشم با طمع هایی روبرو شدم پیشنهاد کاری تا 13 نیم تا 15 به من میشد اما دلم میگفت برو سمت همین کافه ول کن چیزایی که بلدی تو نمیخوای باریستای معمولی باشی تو میخوای یک باریستا حرفه ای بشی که دلیل هرکاری که میکنه میدونه و وقتی دونه قهوه دستش میگیره بشناسه یا عصاره ای که میگیره بچشه نه فقط یک شات قهوه بده دست مشتری بدون اینکه بدونه حتی خواستگاه اون قهوه کجا بود و اصلا طعم اسیدیته اون قهوه چقد بود؛ رفتم جایی که ماه اول به من 3 ملیون و ماه دوم 5 ملیون بهم میدن اما چیزایی که یاد میگیرم وقت تمرینی که دارم بسیار زیاده وقت برای کار کردن روی خودم بسیار زیاده فضا آرام و خلوته تمامی مشتری ها انسان هایین که حرفه ای توی این کارن و حتی کافه دارن اما میان پیشه ما قهوه میخورن و کلی حس خوب و اتفاقات خوب دیگه که داره میوفته و بیشترم میشه خدارو سپاسگذارم که در مسیری هستم که به آنها نعمت داده نه کسانی که به آنها خشم گرفته ! این متن رو با پر بار ترین سوره قرآن تموم میکنم که تک به تک این آیه به نقل قول از استاد عباسمنش یک راز از قوانین هستیه ….
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشندهی مهربان.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
ستایش برای خداست، پروردگار جهانیان.
الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
بخشندهی مهربان.
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ
مالکِ روزِ پاداش و حساب.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
ما را به راه راست هدایت کن.
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ
راهِ کسانی که به آنان نعمت دادی.
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
نه راهِ کسانی که بر آنان خشم گرفته شده، و نه گمراهان.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم و مریم جون زیبا
امان از غرور که وقتی آدم یکم به خودش مغرور میشه چقدر خراب میشه همه چیز مثل خودم یروزی بود که چقدر توی کسب و کارم داشتم بزرگ میشدم درآمدم بالمیرفت مغرور شدم ، الان دارم یروزایی رو تجربه میکنم که پرم از حس خاموش ، وقتی که یکم با صحبتای استاد پیش رفتم فکر کردم میتونم دنیا رو تغییر بدم که بعدش دیذم با مغز خوردم زمین ، الان دوباره باید تعهد بدم دوباره باید شروع کنم دوباره و دوباره باید شروع کنم و زیباتر باشم زیبابین تر باشم مخصوصا مطابق صحبت استاد باید این توی وجودم نهادینه بشه که غر نزنم و به همین شرایطی که در لحظه دارم قانع و راضی و شاکر باشم ، خدای من بابت تمامی نعمت های در لحظت سپاسگذارم
سلام استاد جان و مریم عزیزم.
سه بار امروز پشت هم این فایل رو دیدم و شنیدم و هربار بیشتر به فکر فرورفتم.
استاد باهوش من راستش تمااام مطالبی که فرمودین حق و حقیقته و درموردمن اتفاق افتاده.
غرور و کبر باعث شد که من یک شبه از مدیریت یک کسب و کاری که خودم ترسیمش کرده بودم و بهش رسیده بودم برکنار بشم.
حس خوب و به دنبالش اتفاقات خوب هم تکمیل کننده ی اون پروسه ی برکناری بود که باز هم خودم خلقش کردم.
دیدن جنبه های مثبت هر قضیه ای رو از قبل بلد بودم ولی گاها فقط شعار میدادم اما با شنیدن حرفهاتون در این فایل ارزشمند محکم و محکم تر شدم و با تمرکزم روی سایت و تعاملم با اعضای سایت این انرژی صدچندان شده البته هنوز هم گاهی اوقات ذهن وارد عمل میشه اما خیلی زود با اسلحه ی سایت شما باهاش می جنگم و کانون توجهمو کلا عوض میکنم.
استاد عزیزم فیلمی که فرمودید رو قطعا پیگیری می کنم و تماشا می کنم اما انقدر شما و مریم جون قشنگ توضیخ دادید که میشه از توش فهمید که این فایل مصداق زندگی اکثر افراد جامعه ی کنونی ماست.ایران و خارج هم نداره
بحث بحث باوره بحث ایمانه
بحث احساس خوب مساوی با اتفاقات خوبه
بحث توحیده و شرک نورزیدن و مقابله با ترس که کلام شیطانه.
بحث قدردانی و سپاسگزاریه
بحث رفتن تو دل ترسهاست.
به قول خودتون
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس
او خود راه بگویدت که چون باید کرد.
عاشقتونم و سپاسگزارم که هستید.هزاران بار خدا روشکر.
به نام پروردگارم الله
سلامو عرض ادب به استاد ارزش مندم وخانم شایسته بی نظیر و دوستان عزیزم خدا رو اول سپاس می گم که یک بار دیگر فرصت دیدن فایل های فق العاده استاد عزیز رو بهم داد خدایا شکرت
استاد من فقط می تونم بگم متشکرم درمقابل فایل های عالی که انقدر پر بار هستن که باشنیدن و دیدنشون تمام سلول های بدنم انرژی درونشون انگار یک اچار کشی می شه و یک جون دوباره می گیره استاد از خدا کمک می خوام بتونم عمل کنم به این اگاهی های ناب استاد فقط فقط فقط می تونم بگم سپاس گذارم فق عالی هستین من هم سعی می کنم با تمرکز روی قوانین مثل شما عمل کنم و خوب زندگی کنم و کمک کنم دنیا جای بهتری برای زندگی باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته وهمه دوستان هم فرکانس من
بینهایت سپاسگزارم استاد از این فایل عالی وفوق العاده امروز فایل مرا به سوی نشانه ام هدایت کن
واسه من اومد بالا ومن برای بار سوم دیدمش
واقعا عالی
واقعا سپاسگزارم از خانم شایسته واون تیکه از فایل
که اینقدر عالی درمورد توحیدهدایت یکتا پرستی
صحبت کردن واستاد عزیز صحبت های خانم شایسته رو تکمیل کردن واقعا استاد تحسینتون میکنم بابت این فایل های عالی نگاه توحیدری که دارید شما به خداوند وبه ما یاد میدید
این نکته ای که گفتید وخداوند خیلی تو قرآن تکرار کرده که به قول استاد تکرار در قرآن خیلی مهمه
وخداوند بارها وبارها میگه که(بندگان من تا یه بلا آسیبی گرفتاری مشقت سختی یا هر مشکلی براشون پیش میاد خوابیده نشسته همه جوره التماس دعا زاری به درگاه خداوند دارند وتا اون هارو از گرفتاری ومشکلاتشون نجات میدهیم
سرکش میشن وخداوند رو فراموش میکنن ) واقعا استاد عزیزم تحسینتون میکنم بابت نگاه عالی به خداوند زندگی قرآنی که دارید ودلیل این همه نتایج عالی در زندگی شما همین رفتار ونگاه به خداوند هست
بی نهایت به خاطر این فایل عالی ازتون سپاسگزارم استاد جان وخانم شایسته
بنام خالق جهان هستی
سلام ب استاد گرامی و مریم بانو
نشونه امروز من چقدر عالی و فوقالعاده بود فایلی پراز درس پر از نکته هزاران بار هم ببینی کم است
خدایییییی من ترس چه کلمه ای کلی فهموم پیشت این کلمه هست.
ترس بزرگ ترین بی ایمانی هست
این ک تو ترسیدی این ک خداوند را باور نداری
این که تمام قدرت را از خدایت گرفتی به بقیه دادی
خود من ب شخصه یک زمانی ترس کل وجودم رو گرفته بود این ک خدارو باور نداشتم این ک همه قدرت را دادم ب بنده های خداوند
و من توی این مدت پر از استرس و نگرانی و مشکلات داشتم این که بی ایمان بودم
خدایااااا من چقدر من بنده مشرکی بودم چقدر من زندگی رو برای خودم سخت کرده بودم یک شخص کاملا بی ایمان
چه روزهای رو برای خودم با دستان خودم با باور های خودم ساخت بود
اما من فهمیدم که ترس بیهوده هست این ک فهمیدم هیچ کس ب غیر از خداوندم هیچ قدرتی ندارد
این ک خداوند هست ک از تمام وجودش میخواد من زندگی عالی و پر از خوشبختی و آرامش داشته باشم
این ک تا یک ترسی میاد توی وجودم زود ب مغزم هشدار میدم ک داری از مسیر الهیت خارج میشی زود باش جلو ترست بایست و نزار تو را در مشت خودش بگیره
خدایا من تو فوقالعاده ای تو بینظیری هرآنچه ک دارم از توست
توی که ب من جان دادی توی ک ب من روح دادی توی ک بهم قدرت دادی تا زندگیم را خلق کنم
توی ک هر چ نعمت و زیبایی دارم از توست
خدایا هزاران بار سپاس گذار توام برای آنچه که بهم دادی تا استفاده کنم و لذت ببرم
در پناه الله🩵
بسم الله الرحمن الرحیم
خدارو صدهزار بار شکر که امروز هم فرصت زندگی کردن و خدا بهم داد و تونستم برای بار دوم این فایل و تماشا بکنم
اول از همه استاد نازنینم از شما یک دنیا سپاسگزارم که این فایل رو در اون زمان تهیه کردید و روی سایت قرار دادید تا بتونم از درسایی که این انیمیشن دوست داشتنی داشت در زندگیمون استفاده و اجرا کنیم
اولین باری که من این فایل و دیدم بر میگرده به حدود 1 و نیم سال پیش اگر اشتباه نکنم! و اون موقع خیلی قوانین و نمیشناختم و درک به اون صورتی که الان دارم و نداشتم! ( البته فکر کنم اگر سال بعد دوباره همین فایل و ببینم بازم میخوام کامنت بذارم و بنویسم ایندفعه واقعا ظرفم نسبت به پارسال بزرگتر شده و چیزایی رو متوجه شدم که دفعه پیش متوجه نشده بودم!! )
خلاصه اون سال که این فایل و میبینم بلافاصله بعدش میام و با خانواده کارتون گربه چکمه پوش و میبینیم و خلاصه از اون سال به اینور من انقدر این کارتون و دوست داشتم که تا به الان 3 بار دیدمِش!!
آخرین بار هم حدود کمتر از یک ماه پیش بود که دوباره با خواهرم دیدیمش و کلی از درسایی که داشت باهمدیگه صحبت کردیم!
امروز این فایل، فایل هدایتی بود و من این فایل و تو لپتاپ دارمش! اما زورم اومد تا برم لپتاپ و روشن کنم و ببینمش! با خودم گفتم این فایل با ارزش تر از این حرفاست پس اصلا مهم نیست که چقدر نت پاش خرج بشه!!
و بصورت آنلاین با خواهرم گوشش دادیم!
واقعا چیزایی رو داشتم میشنیدم که انگار اولین بار بود! اصلا یادم نبود حتی محتوا فایل چی بود!
وقتی استاد در رابطه با فروتنی و خاشع بودن و کِرِدیت کارها رو به خدا دادن صحبت کردند یک لحظه یاد حرفام، رفتارام و نشون دادن فروتنیم افتادم!!
اتفاقا دیشب بود یا پریشب قبل خواب داشتم با شکوفه درباره همین قضیه خاشع بودن در برابر خداوند صحبت میکردیم!
خدا شاهده بهش گفتم که ببین شاید ظاهر قضیه این باشه که نه من ساعت ها نشستم و کلمه و گرامر یاد گرفتم و جمله ساختم و الان این زبان و بلدم؛ یا نه من دو ساعت تو یوتیوب گشتم و بافت با قلاب و یاد گرفتم؛ من تلاش کردم و این بدن و ساختم و فلان و اینا…. اما وقتی میای بِیس و ریشه قضیه رو نگاه میکنی میبینی که آقا من برای داشتن این مغز سالم که میتونه خوب تصمیم بگیره، که میتونه یه زبان دیگر و یاد بگیره، که میتونه بافتنی با قلاب و یاد بگیره، یا برای داشتن دست و چشم سالم که ببینن و انجام بدن، برای اینکه دستمون پوست داره تا اگر من مدادی رو تو دستم گرفتم گوشت تنم از درد نسوزه! پسمن کاری رو انجام ندادم ! بلکه هرچیزی که دارم ازآن خداست!، حالا میخواد موفقیت باشه، هیکل خوب باشه،یه نمره خوب باشه! هرچیزی
هر آنچه که دارم ازآن توست
من برای داشتنشون هیچ تلاشی، واقعا هیچ تلاشی نکردم و تو به رایگان به من بخشیدیش! و به ذهنم انداختی که ازش به درستی استفاده کنم!!
اتفاقا چند وقت پیشا خالم خونمون بود و داشتن با مامانم صحبت میکردن! نمیدونم حرف به کجا رسید یهو مامان برگشت به شکو گفت که آره بابا تو تلاش کردی و یه هیکل خوب ساختی و…
خداشاهده شکوفه گفتم نه بابا من کارینکردم که! همش کار خداس! اون بهم بخشیده!
بعد مامان تعجب کرد گفت وا! شکوفه! تو بخاطرش زمان گذاشتی !! خوب ورزش کردی و درد عضله کشیدی و فلان و اینا
اما شکو قلبش میگفت نه!! و من اونجا که سکوت شکوفه و قیافش و دیدم فهمیدم که قانون و خیلی خیلی خوب درک کرده و به هیچ عنوان بحث نکرد با مامان!!
بهاره یادت باشه تو هرچیزی که داری ازآن خداست!
خواهرت یه الگو مناسب برای تو توی این قضیَس
خداروشکر میکنم که خدا من و در زمانی هدایت کرد تا این فایل و ببینم که نتیجه دستم بود!
بازم من برای داشتن این آگاهی ها تلاشی نکردم!
من فقط یه خواسته داشتم و خدا من و بصورت تکاملی هدایت کرد و بالاخره به سایت استاد رسیدم!!
یه مبحث دیگه که استاد صحبت کردند و درباره ترس بود:
من به تازگی یک ترمز و در خودم اونم بصورت هدایتی و به لطف الله پیدا کردم
اونم قضیه ترس هستش و باید تو خودم درست کنم این قضیه رو!!! از دیروز دارم به فایلایی هدایت میشم که موضوعشون درباره ترس و مقابله باهاش صحبت میشه هدایت میشم!
این یه نقطه ضعفه که حدود 3 الی 4 روزه که پیداش کردم و وقتی فهمیدم یه ترمز به چه بزرگی اونم به اسم ترس دارم فهمیدم که چقدر جای کار کردن و تمرین کردن دارم!!
آخ که چقدر نیاز به تلاش و کمک الله مهربونم دارم تا بتونم این مبحث و این ترمز و تو خودم درست کنم!! از خدا میخوام که کمکم کنه تا حلش کنم!
چون واقعا نمیدونم چجوری!!
خدایا شکرت که هر لحظه درحال هدایت کردن من و رشد دادت من هستی
ازت یک دنیا ممنونم
از استادن نازنین و جذابمم بسیار بسیار متشکرم که این آگاهی ها رو با ما به اشتراک گذاشت!!
خداشاهده انقدر این کارتون و دوست دارم که با شکوفه تصمیم گرفتیم دوباره ببینیمش و ازش لذت ببریم
خدای نازنینم دوستت دارم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و همگی دوستان
هر سری که فایل جدیدی از شما میبینم و میشنوم انگار تازه اولین باره صحبت های شما رو می شنوم، با اینکه سیر فکری شما یک سیر فکریه و اونم توحیده، اما هر بار از یک روزنه و از یک زاویه موضوع رو جوری باز می کنید که انگار تازه اولین باره صحبت های شما رو می شنوم و حقیقتا زیباترین دیدگاه رو نسبت به اون موضوع بیان می کنید، خدا رو بابت وجود شما و هدایت من به سایت شما رو عمیقا سپاسگذارم؛
برمی گردم به برداشت خودم از صحبت های قبلی شما که تغییر در آدمها چند دسته است، عده ای تا آخر عمر که تغییر نمی کنند، عده ای با رنج و عذاب،عده ای با کمی سختی و عده ای هم با آسانی و بدون هیچ رنجی فقط با پذیرش و دنبال کردن هدایت های الهی و استفاده الگوهای مناسب؛
من سالیان قبل در وضعیتی نامناسب از هر لحاظی بودم، به پیشنهاد دوستان و گوش دادن به چند فایل شما، تلنگری در من ایجاد شد، اما واقعیتش اوایل دیدگاههای شما رو فقط یک قرص خواب و یک نوع هدایت به سوی نئشگی خوشبینی میدانستم، بعد از هدایتم به سایت شما و پیگیری بیشتر فایل های شما تازه به عمق ماجرا پی بردم و الان هر لحظه خدا رو بابت این هدایت سپاسگذارم؛
قطعا مسئله ای که شما با برداشت از این انیمیشن فرمودید در زندگی همه ما به گونه های مختلفی رخ داده، هر آنجایی که دیدگاه ما نسبت به مسایل توحیدی تر بوده، خوشبین تر بوده ایم، مثبت اندیش تر بودیم، با مسایل نجنگیده ایم، قضاوت نکرده ایم و کبر و خودبرتر بینی نداشته ایم ، زندگی ما هم زیباتر و راحت تر پیش رفته است؛
من به شخصه از موقعی که دست از جنگیدن با سیاست دولت ها، قضاوت دیگران، فلسفه بافی های الکی و بدبینانه، منفی بافی،تکبر و مهم تر از همه دست از شرک برداشته ام، زندگی ام روز به روز عالیتر می شود؛
تا چند سال پیش تمام فکر و ذکرم پرداخت اقساطم، پاس کردن چک های برگشتی ام، طی کردن ادارات اطلاعاتی و امنیتی به خاطر طرز فکرم،جنگیدن با عزیزانم که اصلا عزیز بودنشان را درک نمی کردم و بسیاری مسایل نامناسب دیگر بود، اما چند سالی ست به خاطر لطف پروردگارم و هدایتم به سمت شما و وجود پربرکت شما بسیار لذت بخش و شیرین شده است؛
من با تکیه بر بزرگترین اصل زندگی یعنی توحید، با مثبت اندیشی و خوشبینی، با در صلح بودن با خودم و اطرافیانم، با تمرکز بر نعمت ها و زیبایی های اطرافم، با تمرکز بر اصل و دوری از فرعیات و دوباره و چندباره می گویم با توحید و توحید و توحید ، سالیان ساله از زندگی فقط خوشی و لذت میبیتم؛
اوایل تغییر برای من همراه با رنج و عذاب بود، اما الان بسیار آسانتر و الهی تر عادت های مخربم رو تغییر میدم،الان تغییر برای من بسیار راحتتر است.
حقیقتا زندگی ما به دیدگاه خودمون بستگی داره،خدا رو سپاسگذارم که من رو با آموزشهای شما آشنا کرد و از خدای بزرگ میخواهم همواره عمر با برکت به شما عنایت بفرماید.
سلام استاد
این فایل رو دقیقا موقعی دیدم که تو راه 6 صبح ، وقت سرکار اومدن داشتم با خودم دعوا میکردم !
تو ماشین !
استاد دقیق نمیدونم یعنی چی !
اما من آدم بسیار ساده خوش قلب و مهربون هستم که اونجوری که شما از سگ داستان میگفتین و موضوع بحثم با خودم دقیقا همین بود !
داستان از اونجایی هست که من بسیار فرد خوشبینی هستم و هیچ ، عملا هیچ تصور بدی درباره کسی ندارم و بسیار به اصطلاح روشنفکر !!
و واقعا خوش قلب !
محل کارم ، مجموعه ای هست با پرسنل زیاد !
تا دلتون بخواد و حدس بزنین ! حرف پشت سر همه هست یعنی اگه یک نفر پیدا کردین ! که حرف پشتش نبود هرچی شما بگین درست !!
من این وسط چطور بودم ؟!
ساده !! خوش قلب !! مهربون!! خوش خنده !! شیطون !!
اما همه بد اینجا رو میگفتن !!
با آدمها ارتباط میگرفتم !!
کم کم مورد سو استفاده قرار گرفتم !!
برا قدرت آدمها ارزشی قائل نبودم و میگفتم مردمو ولشون کن !
تاییدتو از خدا بگیر خودش کافیه !
یکبار در اندیشه بد کسی نبودم !
هیچکس با پرسنل و همکار مرد رابطه همکاری و خوش رویی من رو نداشت !!
کم کم حسادتها و سادگی خودم که درد دل میکردم دوست میشدم و تعریف میکردم ، کار دستم داد !!
کم کم اومدن اسممو بد کنن!
کم کم ریز ریز و درشت درشت خندیدنم! خوشرو بودنم که از ویژگی های مثبتم بود ، خوش رفتاریم و هیچی تو دلم نبودن ! شد بلای جونم !!
همسرم که رابطه خوب منو میدید و همه چیزو براش تعریف میکردم ! ترک کردم و جدا شدم بخاطر قضاوت ها !!
تو محیط کار کم کم اسمم سر زبون افتاده و خندم محو شد و همه گفتن چهره عبوس و اخمو به خودت بگیر و هیچکس رو تحویل نگیر !! عین خودشون باش و همرنگ جماعت شو !!
الان خونه باباتی! اگر کارت رو از دست بدی دیگه کم کم … برو تاااا بدترین سناریو ها!
عزت نفسم آسیب دید !
گفتن شوهرت از خونه بیرونت کرده و از سرکارم بیرونت میکنن!!
دنیای من ، فکر من ، و تایید گرفتن من از اینا نبود !
اگه یک روز نمیدیدمشون صداشون میکردم و احوالشون میپرسیدم و نکات مثبت من دقیقا برعکس، شد بزرگترین نکته ضعفم چرا که اینا تصور بد داشتن از خوشرویی و گرم و صمیمی بودن !!
پرسنل مرد رو با اسم کوچیک صدا نکن !!
روز بروز از گوشه و کنار بهم زنگ زدن و هی شواهد بیشتر شد ! هی ترس من بیشتر شد !!
من همیشه با خنده میومدم سرکار و چنان انرژی داشتم ، که همه کیف میکردن منو میدیدن! اما دخترا حسادت میکردن!! و مدام زیراب زنی !
شاید به خودم مغرور شدم !
من تو دلم میگفتم خدایا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
اما الان ساکت و گوشه گیرم و تو محل کارم باید تبدیل بشم به یه خانوم موجه که تو ادارات ایران مد نظر هست و مورد تایید !!
حقوقم کمه خیلی کم اما کارمو دوست دارم
و گفتن اگه الان بری ! هیچ !!
به مشکل برمیخوری !
و از خدا هدایت میخوام ….
شاید ایمان ندارم !!
اما دیگه اینجا و این کار ، با وجود اینکه خود خدا برام جورش کرد با روحیات من سازگار نیست !!
سر کوچکترین مسائل ، همه جا دوربین هست و همه فضول !!
من واقعا نکات مثبتش رو میدیدم
اما وقتی تو فایل الگوهای تکرار شونده قسمت ترس ، نوشتم ترسم رو
گفتم که بزرگترین ترسم ، روابطم هست و دلیلش هم گفتم !
روحم زندگی دیگه ای و آزادانه فریااااااد میزد و باورام ، فکر میکنم صد در صد ترمز بود که به اینجا هدایت شدم !!
جاییکه واقعا کوچکترین خنده و شوخی و خوشی ، منع میشی و سرزنش …!!
از خدا هدایت میخوام و بس…
اوایل فایل تا از شخصیت سگ قصه گفتین !! یاد خودم افتادم !
بسم الله رب العالمین
سلام
سلام به توحیدی ترین گروهی که میشناسم
اومدن تو این سایت استفاده از محتوی این سایت برای من به منزله استفاده از روشن ترین راهه
نقطه ضعفایی از منو گرفته که فک میکردم تا ابد با منه
و الان اینقدر به درمان نقطه ضعفام امیدوارم و مطمئنم که به طلوع خورشید البته اگر زنده باشم
خدایا سپاس و سپاس و سپاس
بخاطر تمام نعمت های که داری
همین چند لحظه پیش یه الهامی به من شد که منو کشوند بیام کامنت بذارم
چند روزه قبل از اینکه قدم پنجم دوره دوازده قدم رو بخرم حالمو یجوریه نمیدونم چجوری اما یجوریم یمقدارش از حس کمال گراییم میاد که خیلی روش کار کردم اما خب قاعدتا هنوز تووجودم هست
دیشب مادرم بهم گفت نمازتو بخون اگه میخای کارت رونق داشته باشه
منم تو دلم حسرت خوردم با خدم گفتم اره باید نمازم شروع کنم
امروز یه مسئله ای شد که یخورده ناامید شدم و احساس کردم باز دارم بخدم گاری میبندم
کارام از رونق افتاده
با خدم گفتم نماز شروع کنم
بهم الهام شد بابا نماز که خدت میدونی ینی چی ینی به من وصل شی با من حرف بزنی نه اون روش خاص
بعد دوباره یه نشونه دیدم راجع اینکه اروم باش
همه چیز به مرور اتفاق میفته
تو الان شروع کن به خوب شدن قبل فراموش میشه
خدایاشکرت خدایاشکرت بخاطر این هدایت ها
حالم خیلی خوبه میخام جلسه چهارم قدم پنجم رو نگاه کنم
و یه هدایت دیگه از خدام رو که دیروز بهم گفته شد بگم
مادرم به من گفت من رو تا جایی برسون
و من داشتم فایل میدیدم اومدم شکایت کنم که بابا این چه وضعشه دارم فایل میبینم
نمیذارن ادم پیشرفت کنه
که ندا امد خاموش باش
قرار به فقط دیدن فایل و پر کردن برگه باشه فایده ای نداره تو باید بتونی در زندگیت اجرا کنی همونایی که میدونی رو
و این شد که با دل خوش فایل رو گذاشتم و اتفاقا یه روز خیلی خوب رو ساختم
خدایاشکرت بخاطر این هدایت هات
این انیمیشن رو هم مجاب شدم برم دانلود کنم و نگاه کنم انقدر زیبا توضیح دادن استاد.