اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز ،خانم شایسته و همه ی دوستان عزیزم در این سایت
وقتی چند دقیقه اول این فایل رو دیدم و همچنین توضیحاتتون رو خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
اینکه چه موضوع جالبی رو توی این انیمشن دارن نشون میدن به مخاطبینشون که مخصوصا بچه ها هستن و چقدر خوب دارن روشون کار میکنن.
این شد که فایل رو استپ کردم و رفتم دیدم فیلم رو و واقعا از لحاظ محتوایی خوب بود.
تقریبا همه چیز هایی شما توی فایل گفته بودین رو ته انیمشن حتی با جمله بندی های خودتون به خودم میگفتم و یه چیز جالبی هم که پیدا کردم که به نظرم میتونه مفید باشه و خواستم بگم:
زمانی که وارد جنگل عجیب شدن ، و نقشه براساس شخصیت هرکدوم راهی رو براشون نشون میداد ،درسته که راه برای گربه ها سخت بود در هر حالت و یه سری تضاد ها داشت ولی ولی ولی
جالب تر از اون اینکه این تضاد حتی برای سگ خوش بین و خوش حال و هماهنگ هم وجود داشت
درسته که راه برای اون پر از زیبایی بود بر اساس شخصیتش ولی باز هم تضادهایی در مسیر داشت
گل های بنفش سر راهشون که باهاشون مواجه شدن .
هر کدومشون به یه طریقی شروع کردن به مقابله با تضاد و اون چیزی که سر راهشون قرار گرفته
گربه ها شروع کردن به درگیر شدن با گل ها و قطع کردنشون و جنگیدن باهاشون و نکته جالب اینه که نه تنها گل ها کمتر نشدن بلکه وقتی یه سرشون قطع میشد دوبرابر درجا رشد میکردن و بیشتر مانع میشدن. وقتی این رو دیدم یاد تضاد ها افتادم اینکه اگه بجنگی ، اگه درگیر شی ،داستانت بیشتر میشه
باید درسو بگیری لذت ببری و رها کنی ، باید مسئله و حل کنی و جلو بری و سپاسگزار باشی
دقیقا همون کاری که سگ کرد دیگه…
درگیر نشد ، نجنگید ، بلکه با حال خوب رو به رو شد بو کرد و دید که همون گل ها چه طور راه رو براش باز کردن تا به اسونی جلو بره
و همزمانی جالب این فایل و همین نکته که گفتم با راه اندازی بیزینسم زمانی که به یه سری مسائل برخورد کردم خیلی برام کمک کننده بود و باعث شد زاویه دیدم رو عوض کنم و خیلی خیلی سریع ،راه حل به لطف رب دانا و حکیم و مهربانم بهم گفته شد و تصمیم گرفتم این کامنت رو بزارم.
برای هممون بهترین هارو از رب قدرتمند و دانا و هدایتگر و مهربانم درخواست دارم.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بنام الله یکتا . تنها شادی بخش دلها . سلام به استاد زیبایم که نور الهی در چهره زیبایش موج میزنه و سلام به بانوی گل خانم شایسته عزیز. عاشقتونم استاد نمیدونم چجوری شروع کنم وقتی که بحث توحید رو در آخرای فایل بازکردید من باز اشک درچشام جمع شد از شادی. و خیلی کمک کرد تا بذر توحید رو در وجودم با تمام قدرت بکارم. نمیدونم چرا هروقت بحث از توحید میشه بی اختیار اشک میریزم و خدا درقلبم ازخوشبختی و سعادتی که ازش با تمام قلبم ازش درخواست کردم عاشقونه حرف میزنه و یقین میده و احسااااااس عشق خوشبختی سعادت شاااادی وصف ناپذیررر در من ایجاد میشه و عاشقانه سجده میکنم و سپاسگذاری میکنم با تمام قلب و روحم و چقدر احساسش میکنم. الهی شکرت. استاد میخواستم در مورد سگها که گفتید داستانی رو تعریف کنم و دیگ بحث توحید اومد و قلبم باز شد و این کامنتارو نوشتم باعشق. استاد 3 سال پیش من ساعت 2 بامداد رفتم بیرون و تو اون منطقه سگهای خیابوونی این ساعتها میان بیرون بعد ازینکه همه میرن خونه و تک و تنها خودم بودم و از سمتی که من رد میشدم دست کم 40 تا سگ گشنه بود که همشون پارس میکردن و از گرسنگی میخواستن همدیگه رو بخورن. ومن با ایمانی که داشتم بدون یه ذره ترس وقتی درست از وسط اونها رد میشدم صداشون اروم و وحشتناک بود و اصلا بهم نگاه هم نکردن و سالها قبل تر ازون اتفاق من و 2 تا از دوستان دبیرستانیم میرفتیم از یک جاده خلوت و خاکی صبح ساعت 7 و دیرمون شده بود به درخواست من بادوستان از جاده پشت دبیرستان و خاکی رفتیم که زود برسیم و داشتیم میرفتیم هوا هم بارونی و زیبا بود آذر ماه بود فک کنم سال 92 و اون سمت یک کارخونه بود که 5 تا سگ وحشی داشت دوتاشم سیاه بود و هرموقع کسی رو میدیدن که داره ازونجا رد میشه وحشتناک حمله میکردن و من یکی دوبار قبلا با دوستان دیگه ازونجا گذر کرده بودم و هیچ اتفاقی هم نیوفتاده بود و تو جاده خاکی نزدیک اون کارخونه که میشدیم این دوستام بار اولشون بود وقضیه رو نمیدونستن که ایجا سگه و حمله هم میکنن وگرنه از اولش بامن به این جاده نمیومدن و یهو اون سگهااا باز حمله کردن به سمت ما که من به دوستام گفتم نترسین همینجا بمونین و اونام داشتن میومدن وحشیانه و نزدیک که شدن تقریبا 1.5 متر دوستام فرار کردن و منی که وسط بودم سگا تو فاصله 1.5 متری از حمله به من تغییر جهت دادن به سمت دوستانم که فرار کردن و یکیشون سر خورد چون گلی بود بارونم باریده بود و نقش برزمین شد و سگ بهش نزدیک شد و بعد برگشتن جاشون برگشتم دیدم اون یکی دوستمم یجوری فرار کرده این سمت که از دید داره دور میشه و من رفتم دنبالش گفتم چررا فرار کردین که اومد سمتتون و خلاصه که این دوستمون که خورد زمین پشیمون شد از تزس و فرارش و دید که این ترس پوچ و خالی بود و سگه باهاش کاری نداشت بعدازینکه خورد زمین ووایساد چون اگر همینطوری به فرار ادامه میداد بازم دنبالش بود سگا . و من از ایمان و باوری که داشتم عشق کردم ولی اونموقع به این حد از قوانین وفرکانس و بوی ترس آگاه نبودم و الان فهمیدم که چرا اونموقع سگها اصلا به من حمله نکردن. استاد تجربه خوبی بود و کلی ازین فایل لذت بردم واقعا خاطره خوبی بود . استاد من تو زندگیم به این باورم که بهترین باور ( ️و ایمان اینه که از ته دل واقعا ایمان داشته باشی که خدا همیشه پیشته️) وقتی این باور رو درخودم واقعی ایجاد کردم ترس در وجود من بصورت باور نکردنی خشکید والانم ذره هایی که مونده بود اونام دارن به لطف الله میخشکن. خدارو صد هزازمرتبه شکر استاد منو ول کنی از توحید حرف میزنم هزاران بار و خسته نمیشم و این کامنت زیبایی که نوشتم لحظه تایپش الان اصلا احساس خستگی ندارم میتونم صدبار دوباره برگردم بنویسم بدون حتی یکبار کپی پیست و انگشتانم رو با عشق رو کیبورد تایپ میکنم عاشقانه و این انرژی خدا هس که میتونم بدون خستگی و خوردن آب و غذا صد بار این کلمات کهکشانی رو تایپ کنم. استاد با عشق این کامنت رو نوشتم و یقین دارم دوستانی که با حوصله این متن رو بخونن خییلی تاثیر داره که باورهای قدرتمند توحیدی رو در وجودشون ایجاد کنند . عاشقتوووونم یه روز توی آمریکا از نزدیک میبینمتون و همینطور در بهشت زیباتون و کلی برات حرف دارم. .و لحظه دیدار عاشقانه در آغوش بکشم تورو️ بارالها سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
من خودم از اونا که حتی از سگای پا کوتاه هم میترسم. البته الان خییلی بهتر شدم خیلی بهتر.
من از حیوونا میترسیدم اما با تقویت ایمان و شجاعتم گربه و سگ و گوسفند و لمس کردم. البته سگ فقط یکبار.
با این فامیل استاد دوباره این به فکرم افتاد که برم سمت ترسم و با سگ ها رفیق بشم.
دوستاتی مثل شما هم میشن الگو که باورپذیری این عمل و برام بیشتر میکنن.
سپاسگزارم از کامنت زیباتون و خداروشکر میکنم برای وجود همنوعایی مثل شما که ایقد عاشقانه به خودش نزدیکه. اینقدر عاشقانه به خداوند عشق میورزه و شور و اشتیاق و امید و در بقیه هم زنده میکنه.
اتفاقا من ی داستان باهمین سگا دارم تو کل دوره ی زندگیم که تعریف کردنش خالی از لطف نیست؛
من اولین خاطره ای که از سگ یادم هست یک سگ سفید زیباست که حدودا تو دوره دبستان اواخرش باهاش مواجه شدم
داستان ازین قرار بود که من میخواستم برم خونه ی دوستم و باهاش تمرین ریاضی انجام بدم
و از قضا خونه ی این دوست عزیز وسط باغا بود ینی ی عالمه خونه باغ
و از قضا من هم تنها میخواستم برم
و البته این خیلی عجیب بود که من همیشه تنها به خونه دوستام میرفتم از بچگی و اصلا ازین جریانات وجود نداشت که مامانم بببره بابام بیاره و ازین داستانا و من همینجوری که داشتم میرفتم و واسه خودم خوش بودم
یهو یه سگ دیدم که داره از روبرو میاد
و تنها چیزی که تو ذهنم بود این بود که الان باید چیکار کنم ! فکر اینجاشو نکرده بودم !
و نمیدونم چطور شد که این تو ذهنم اومد که نباید تکون بخوری و نباید فرار کنی و من ی جا وایسادم و فقط دعا میکردم که این سگ به من کاری نداشته باشه ( که در اصل داشتم یک فرکانس مثبت به جهان میفرستادم)
و اینجوری شد که اون سگ همینجوری اومد نزدیک تر و من واساده بودم و حتی شاید ی ذره داشتم میلرزیدم
ولی همینجوری تو دلم داشتم از خدا کمک میخواستم و از بیرونم سعی میکردم تکن نخورم و همش حواسم به حرکت سگه بود
و سگه …
همیجور میومد نزدیک تر
انقد اومد جلو که یک یا دوسانت باهام فاصل داشت و منو بو کرد
و من …
بازم امیدواربودم که نجات پیدا کنم
ولی شدیدا داغون بودم و در حال لرزیدن
ولی سعی میکردم خودم و حفظ کنم و یجورایی فقط تمومه فکرم این بود که بره خدا کنه بره
و تموممممم تمرکزم روی این قضیه بود
و شدیدا امیدوار بودم
در حالی که شدیدا همه چی علیه م بود:)
و کارم تموم بود؛)
و این سگ منو بو کرد چند ثانیه طولانی
که برام چند ساعت گذشت؛)
و یواش یواش ازم دور شد
نمیدونم شاید این ی امتحان بود
امتحانی که برام باور ساخت
امتحانی که باعث شد با پاس کردنش من شاید جزو تنها کسایی ام تو بیشتر ادمایی که میشناسم که با حیوونا حتی از نوع وحشیش رابطه خوبی دارم
و میدونم که همه چی باوره و فقط نباید بترسی و باید به ترست غالب شی کاری که من کردم تو اون لحظه
غلبه به ترسم
ترس بزرگ
تو بچگی
اونم تنها!
و الان شرایط جوریه که من تو شهری زندگی میکنم که پر از سگه و خانوما اصولا تنها بیرون نمیرن مخصوصا تو طبیعت و پیاده روی و واسشون خیلی ترس بزرگیه
در صورتی که من شبا پیاده رویمو میرم و همه یکی از بزرگترین سوالاشون از من اینه که از سگا نمیترسی؟؟؟
و این سوال واسم خنده داره چون من روابط سالم و خوشی با هار ترین سگا تونستم برقرار کنم
ی وقتایی بوده که یه اکیپ سگ و در حالی که میخواستن یکیو تیکه پاره کنن
دیدم و فقط با توکل به خدا اون سگا صدای سوسوشون درومده
و اینا برای من باورای بزرگی ساخته درین مورد
برخورد با این حیوون زیبا همیشه برای من درس بزرگی داشته
و این چند نکته رو خواستم باهاتون درمیون بزارم….
خدایا شکرت بخاطر این درسا
و این که همین قدم ها از کودکی منو به اینجا رسونده که بتونم قدمایی بردارم که بقیو فکر انجامشم نتوننن تو کلشون بیارن چه برسه که بخوان انجامش بدن!!
همین باورها یی که من از کودکی درحال ساختش بودم باعث این تفاوته
اینم بگم که من مامانم همیشه منو تنها میفرستاد این اونور و اون
اونموقعها و حتی بعد اون من همیشه ازین تفاوتی که با بققیه داشتم یکمم ناراحت بودم
و میگفتم چرا انقد من شخصیتم قویه و بقیه عجیب بهم نگاه میکنن
نکنه ایراد از منه چرا من مثل اون خانومایی که میشناسم و دورو اطرافم هستن رفتار نمیکنم و دورو وریا انقد با من فرق دارن در صورتی که الان فهمیدم چه در گرانبهایی و همیشه با خودم حمل کردم از همون کودکی اینکه میشود و به جنسیت ربطی نداره
و حتی یادمه تواناییام از پسرای فامیلمونم بیشتر بود
و الان روزیه که
روزیه که به تواناییام افتخار میکنم ….
روزی که تازه دارم به مهارتایی که کسب کردم افتخار میکنم و اون تواناییا شدن بیس همه ی قدمای بعدی که میخوام بردارم و چقد به کمکم اومدن و چقد خوشحالم بخاطر تموم اون قدمایی که برداشتم که همه ی اینا همه ی اینا همه ی اینا از لطف پروردگاه مهربونم بوده من هیچ کاره بودم و مک فقط یه انجام دهنده بودم به کارایی که اون میگفته انجام بدم و اون احساسای بدم بخاطر ندوستن قوانین جهان بوده و الان خیلی خوشحالم ….
خدایا شکرت بخاطر این همه هدایت و نعمت :)
دمت گرم .
شکرت که خودت قدمامو مدیریت کردی همیشه و همه جا و منو بدون اینکه بدونم کی داره کارارو انجام میده هدایت کردی
امیدوارم بتونم شکر گزار نعمتات باشم
ازت میخوام کمک کنی شکر گزارت باشم و بتونم تو راحت قدم بردارم دوباره و دوباره
این فایل و دانلود کرده بودم اما ندیدم تا زمانی که انیمیشن و ببینم چون من عاشق انیمیشن هستم و تقریبا اکثر انیمیشن های معروف و دیدم اخرین انیمیشن معروفی که چنتا جایزه هم گرفت اگه اشتباه نکنم روح soul بود که اونم کلی درس های اموزنده و عالی داشت بعد اون چنتا دیگه هم دیدم اسماشونو یادم نیست کلن خیلی لذت میبرم از رسانه ای که بچه ها رو از همون اول با دیدگاه فوق العاده و تربیت زیبا رشد میده افرین فک کنم اونقدری که بزرگسالا انیمیشن میبینن خود بچه ها نمیبینن
امروز این انیمیشن زیبا رو دیدم و چقدر لذت بردم چقدر از قسمت قبلیش قشنگتر بود و اموزنده تر
استاد دقیقا تمام نکاتی که گفتین من هم تایید کردم هم الان هم اون موقع که داشتم میدیدم اما اصلا به این نکته توجه نکردم که زمانهایی که گربه جوناشو از دست داد همش غرور زیادی داشت و چه زیبا گفتین که در برابر خداوند متواضع ترینین چقدر باز من یاد گرفتم ازتون واقعا چرا متواضع نباشیم و همش اینو به خودمون یاداوری نکنیم که فراموش نکنیم انسانم و انسان فراموشکاره اینو مدام برای خودم مثال بزنم نماد گربه چکمه پوش غرور همیشه یادم بمونه که غرورش داشت به کشتنش میداد و ترسشم باعث افسردگیش شد و چقدر زود باهاش کنار اومد تا زمانی که اون دختر و خرس ها دست خدا شدن که تو اون حالت نمونه و اون سگ و اون اتفاقات درس هایی که باید میفهمید و بهش فهموندن و اونم درسهاش و گرفت فهمید غرور و ترس باعث نابودیش میشن غرور که ظاهرش براش خوب بود و متوجه ش نشده بود
نکته دیگه ای که میخوام بهش اشاره کنم اون سگ کوچولوئه بود با اینکه ظاهر چرکولکی داشت اما قلبش و فرکانسش اینقدر ناب بود که به دلت مینشست و در واقع از یه جایی به بعد همه دنبالش بودن و سگی که خانوادش میخواستن بکشنش الان هم دوست پیدا کرده بود هم یجورایی خانواده و هم موضوع مهم همه شده بود و برای بدست اوردنش بقیه تلاش میکردن
یه قسمت دیگه هم گربه دختر گفت اینقدر که همه بهم بی اعتمادی کردن ارزوم این بود با کسی باشم که بتونم بهش اعتماد کنم کانون توجه هم یجورایی قانونش و بیان کرد اینجا ظاهر گربه چکمه پوش ادم مشتی با مرام و قابل اعتمادی بود اما جهان ب گربه دختر این درس و داد که توجه ت رو هرچیزی باشه اونو جذب میکنی حتی این گربه چکمه پوش یجورایی هردو برای هم درس داشتن اون غرورش براش به تصویر کشید و ازش گفت و گربه پسر هم کانون توجه ش و از طریق جهان نشون دختر داد
حتی من یه جاهایی فکر میکردم خرس ها به دختره خیانت کنن در صورتی که برعکس بود و قصد دختره جدایی ازونا بود واقعا لحظه به لحظه ش پر نکات و درسهایی بود که همش و تو قانون شما بهمون یاد دادین
موی بدنم راست شد وقتی فرشته مرگ گفت بوی ترس میاد دقیقا فکر میکنم همه مون این تجربه رو داشتیم که شاید ترس فلجمون کرده اینقدر که نه تونستیم تصمیم بگیریم نه از جامون تکون بخوریم و…
بقیه نکات فوق العاده هم که شما و مریم جان به زیبایی بیان کردین
خدایا شکرت که هرلحظه با دیدن فیلم سریال روزمرگی تضاد و.. قوانینتو بهمون یاداور میشی ممنونم استاد بابت بیانشون و مریم جان عزیزم که برامون فیلم تهیه کردن خدایا شکرت
سلام استاد،.واقعا چه فایل مهمی که چمدماهی فراموش کردمش، دقیقا روز و ساعتی که برای مهاجرت به آمریکا داشتم میرفتماین آگاهی پنتشر شد، اما اون موقع یه مقدار گوش دادم اما بعدش به فراموشی رفت. الان که فکر میکنم انگار قبل مهاجرت به من اخطار داده شده بود که آقا!! یادت باشه که خدای تو این نعمت و نعمت های دیگه ای که داری و خواهی داشت رو داده! پس خدارو بنده باش! خدا دستیار تو نیست! خدا خالق توه، رب تو و تو همیهش فروتنیتو نیازه حفظ کنی!
خب حرف راستی بود اما خب اون زمان شاید درک کاملی نداشتم! اتفاقا همون روز تو هواپیما وقت زیاد داشتم برای همین انیمیشنو دیدم و این کمک کرد که اینجا درک بهتری برسم، اتفاقا الان که بعد چندماه رو عزت نفس، اعتماد به نفس و توانایی حل مسئلم کارکردم و کمیم توحید انگرا تازه سوادم به اندازه ای شد که درک کنم این حرف هارو، خب متوجه شدم از یک باگی که انتظار نداشتم باشه ولی مثل اینکه ریز رشد کرده و خب خوشبختانه قبلا هم تجرهب روبرویی باهاش داشتم و میدونم که سعیمو کنم کنترل میشه، اونمغروره بخصوص درمقابل خدا، و جقدر اتفاقا متوجه شدم که چه الگوهای رفتاری رو میتونم تغییر بدم تا دچار تضادهای ی که تو این چندماهه شدمنشم، تضادهایی که یکم شبیه گربه چکمه پوش بود.
و چقدرجالب که امروز به محض اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی رو پیش بردممتوجه شدم که مسئله ای که نیاز به حل شدن داره چیه.
خیلی سپاسگذارم از این تحلیل فیلم که هم تفریح شد و هم یادگیری.
من برای دومین بار بود که انیمیشن گربه چکمه پوش رو تصمیم گرفتم ببینم
انگاری کل مطالب آموزههای شما توی این انیمه به تصویر کشیدن
یه سری نکات رو من از این انیمه برای خودم یادداشت کردم که با شما به اشتراک میذارم :
اون جایی که گربه چکمه پوش میترسه از اینکه آخرین جونشم از دست بده و تصمیم میگیره دیگه نجنگه من این درس رو گرفتم
انسان تا زمانی که هدفمند زندگی میکنه و خودش رو بزرگتر از خواستههاش میدونه ، احساس شعف داره و میتونه پر شور زیست کنه
امید تا زمانی که در قلب انسان زنده است زندگی براش در جریانه
زمانی که انسان میترسه وقتی میگه نمیتونم وقتی میگه نمیشه وقتی میگه سخته وقتی میگه خدا برای من نمیخواد وقتی ترس هاش بزرگتر از توانایی هاش میشن اون موقعس که زندگی متوقف میشه
ناامیدی و بیهدف زندگی کردن خود مرگه
اون جایی که نقشه رو باز میکنن تا به سمت ستاره حرکت کنن چقدر قشنگ نشون دادن که برای هر کس یه مسیر جداگانه تعریف شده
توی زندگی هم همینه
اتفاقات زندگی به طور خودکار خنثی هستن چون جهان و خداوند قضاوت تعبیر و تفسیر نمیکنه
این ما هستیم که هر شرایط ، آدم و هر چیزی رو به خوب یا بد تفسیر میکنیم
جهان طبق نگاه ما همون شرایط رو به سمت ما هدایت میکنه
اون جایی که به گلها میرسن اون سگ که مثبت اندیش بود با بو کردن گلها مسیر براش باز شد ولی گربه چکمه پوش میخواست با جنگیدن با گلها راه رو برای خودش باز کنه اما اوضاع بدتر میشد
توی این تیکه من یاد تضادهای زندگی افتادم
ما همیشه از تضادها و چالشهای زندگیمون به اسم شکست و مانع یاد کردیم ما همیشه اگه به چالشی برخوردیم خواستیم باهاش بجنگیم
یکی از درس هایی که شما به ما آموختید اعراض از ناخواستهها بوده
به ما گفتید اگه به چالشی خوردید که احساستونو بد کرده اولین کار اینه که توجه تون رو بذارید روی چیزی که دوسش دارید و حواستونو از ناخواسته پرت کنید تا به احساس خوب یا احساس بهتر برسیم
من همیشه وقتی به تضادی میخوردم اولین کاری که میکردم دوس داشتم اول این تضاد رو حل کنم تا به احساس بهتر برسم به جای پذیرش مقاومت میکردم اتفاقی که میفتاد اون تضاد حل که نمیشد هیچ اوضاع بدتر و بدتر میشد
الان سعی میکنم اگه به ناخواسته برخوردم حواسمو پرت موضوعی کنم که برام خوشاینده یا حداقل به اون ناخواسته توجه نمیکنم
اتفاقی که میوفته اینه اون چالش و تضاد به طور خودجوش درست میشه
مثلا من ماشین لباسشویی خونم خراب شد و من پول درست کردنشو نداشتم ولی سعی کردم حداقل احساسم رو بد نکنم و اصلا بهش توجه نکردم گفتم راهش رو پیدا میکنم و درست میشه
اتفاقی که افتاد پدر و مادرم اومدن مشهد و خودشون با پول خودشون درستش کردن
من فقط از خداوند درخواست کردم که یه راهی برام باز کنه و اون دستاش رو آورد
اون تیکه آخرش که نشون میده وقتی به ستاره آرزوها میرسن همهشون به این نتیجه میرسن که اونا هر چیزی که آرزشو داشتن توی همون لحظه دارن
ما توی زندگیمون منتظریم به خواستههامون برسیم بعد از زندگیمون لذت ببریم
در حالی که ما همون نعماتی که چن سال قبل برامون آرزو بوده رو همین الان داریم ولی باز خوشحال نیستیم
انسان با رسیدن به خواستهها به خوشحالی نمیرسه
انسان با سپاسگزار بودن به خوشحالی میرسه
وقتی انسان سپاسگزاره هم خوشحاله و قدر نعماتش رو میدونه و هم ظرفش برای دریافت خواستههای بعدیش بزرگتر میشه و سریعتر به خواستههاش میرسه
کوسه از ماهی سوال کرد آرزوت چیه ؟
ماهی گفت : من به دنبال اقیانوسم
کوسه گفت : تو همین الان توی اقیانوسی !
ماهی گفت : اقیانوس ! اینکه فقط آبه من اقیانوس رو میخوام
وضعیت خیلی هامون همینه ما کلی نعمت داریم متوجهش نیستیم میگیم نه من تا فلان نعمت رو نداشته باشم خوشحال نیستم
بعد وقتی یه نعمتی که از قبل داشتیم رو ازمون میگیرن متوجه اهمیت اون نعمت میشیم اون موقعس که درک میکنیم چقدر نعمت دور و برمون هست
من همیشه برای رسیدن به زندگی ، زندگی را کشتهام
ما برای رسیدن به خواستههامون دنبال تکنیک و رمز و راز های عحیبیم اما هیچ رازی وجود نداره
لذت بردن از داشتهها ما رو به خواستههای بعدی میرسونه
از خداوند متعال در خواست میکنم که منو فردی سپاسگزار تربیت کنه
فردی که میتونه از تک تک نفسهاش لذت ببره و قدرشونو میدونه
احساس سپاسگزاری یه نعمت از خود اون نعمت با ارزشتر و بهتره
خدا رو سپاسگزارم که اجازه بار دیگه اینجا حضور داشته باشم و نظرم رو با شما عزیزان به اشتراک بذارم
سلام بر همه ای دوستان سایت استاد عباسمنش و خسته نباشید و
تشکر از استاد عباسمنش و خانم شایسته به خاطر این فایل هدیه ای سرشار از آگاهی…
واقعاً توضیحات استاد عباسمنش درباره ای این انیمیشن دربی از آگاهی بیشتر را بر من گشوده است،آگاهی نسبت به درک بهتر قانون خداوند.
خیلی از استاد عباسمنش معذرت میخواهم،امیدوارم که بی ادبی من را ببخشید ولی آن زمانی که آن گربه ها به نقشه ای آرزو نگاه کردند و مسیرهای وحشتناک را دیدند و آن زمان که آن سگ به آن نقشه نگاه کرد و مسیر سرتاسر زیبایی دید خیلی شباهت دارد به خاطرات زندگی استاد عباسمنش.
وقتی که استاد عباسمنش با آن دیدگاه منفی و باورهای اشتباهی که داشتند به بندر عباس مهاجرت کردند و خیلی در ابتدا سختی کشیدند شباهت دارد به مسیری که آن گربه ها از نقشه ستاره آرزو دیدند و وقتی که استاد عباسمنش روی باورهای خود کار کردند و مثبت اندیش شدن و به آسانی و زیبایی به امریکا مهاجرت کردند شباهت دارد به آن مسیری که آن سگ هنگام تماشای نقشه ای ستاره آرزو در این انیمیشن دیده بود.
یعنی هم مسیر سخت گربه ها و هم مسیر زیبای آن سگ در این انیمیشن هنگام نگاه کردن به نقشه ای ستاره آرزو را میتوانیم شبیه آن را در زندگی استاد عباسمنش ببینیم.
وقتی که در زندگی ذهنیت مثبت و تمرکز بر زیبایی ها داشته باشیم مانند استاد عباسمنش به آسانی هدایت میشویم به مکان های بهتر و زیباتر،و این موضوع با یک بار تمرکز کردن بر زیبایی ها اتفاق نمیافتد و زمانی اتفاقات خوب شروع به رخ دادن میکند که مثبت اندیشی تبدیل به شخصیت ما شود و در هر شرایطی سعی کنیم که زیبایی ها را ببینیم و منتظر روزهای خوب و اتفاقات خوب باشیم.
در هر شرایطی انسان میتواند بر زیبایی ها تمرکز کند و همیشه کلی ویژگی خوب در اطراف ما هست که ما اصلاً به آنها توجه نمیکنیم و کافی است که دیدگاه منفی را از زندگی کنار بگذاریم وحتی شکر گذار شکوفه ها و برگهای تازه روییده بهاری بر درختان پشت پنجره اطاق خودمان باشیم و از آواز پرندگان لذت ببریم.
سلام درود خدا بر استاد عزیز و همسر مهربونشون،من چند روز دیگه امتحان وکالت دارم و خیلی استرس داشتم از خدا خواستم هدایتم کنه که چیکار کنم و به این صفحه هدایت شدم،من قبلا این فایل گوش کردم و فیلم دیدم.باور کنید دارم اشک شوق میریزم،خداوند همیشه چطور تو لحظات حساس کمک میکنه،داره میگه رضا آروم باش،همه چیز دست منه،تقلا نکن ،حرص نزن،الکی با استرس درس نخون،از من بخواه تا من درستش کنم،چطور؟تو چیکار داری به قول استاد مگه پات زخم میشه بهش فکر میکنی که چطور درست میشه.
بیخیال باش تو فقط بخواه،آزمون چیه،کل دنیا رو بهت میدم.
نمیدونید چقدر حالم خوبه،خدایا تو چقدر خوبی،نشستم رو دوشش و فرمون دادم دست خودش،
خدایا من هر وقت با عقل خودم جلو رفتم باختم،هر وقت با تو جلو رفتم بردم،الانم خودم بهت میسپارم.خودت درستش کن.دمت گرم.
دوستان ان شاالله همیشه سالم سلامت پر روزی باشید.ممنون از استاد عزیزم.
استاد من نمیدونم این فایل اون زمانی که روی سایت آپلود شد چندبار گوش کردم
ولی اینو میدونم امروز که این فایل توی قسمت پیشنهادهای من بود البته برای پیشنهادهای دیروز من بود ولی چون تمرکزم روی فایل نشانه ام بود با فایل پروژه دوره احساس لیاقت این و دیروز وقت نکردم گوش کنم
امروز که بعد از مدت ها این فایل و گوش کردم اول اینو بگم به جرعت میتنوم بگم من انگار تا حالا این فایل و نشنیدم ، انگاری اولین بار دارم گوشش میدم
استاد من چقدر اشک ریختم زمانی که داشتم به این فایل گوش میدادم
حالا چرا؟؟!!!!
چون طبق این مدت کار کردن روی خودم و تغییراتی که کردم وقتی داشتم به این فایل گوش میدادم تمام روزهای زندگی من روزهایی که تغییر نمیخواستم بدم خودمو روزهایی که طبق همون فرمایش شما که گفتین توی بعضی از فایل ها که بعضی ها هستن میخوان مدل خودشون رفتار کنن جهان خودش و با اینها هماهنگ کنه
البته من از این منظر به موضوع تغییر نگاه نمیکردما که من مدل خودمو میخوام داشته باشم جهان باید خودش و با من هماهنگ کنه
من چون به خودم آگاه نبودم
به ایراد های شخصیتیم آگاه نبودم تغییر نمیکردم
ولی الان که مدتیه یکسری از جنبه های شخصیتی مو بهبود دادم البته هنوز خیلی جا داره بهبود پیدا کنه فقط یکمقدار از اون وضعیت درب داغون فاصله گرفتم
وقتی به این فایل داشتم گوش میدادم یاد خودم توی روزهایی که نمیخواستم تغییر کنم افتادم چقدر اشک ریختم که خدایا شکرت که الان بعد از گذشت چند وقت من تازه درک میکنم تا حدودی مفهوم این فایل و
استاد عباس منش عزیزم خیلییییی زیاااااااد عاشقتونم خیلییییی زیاااااااد
از صمیم قلبم از اعماق وجودم از خدا میخوام به زندگی قشنگتون هم در این دنیا هم در آخرت بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
استاد شایسته عزیز و سخاوتمند از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
بابت تک تک مثال های ارزشمندتون توی سایت با اشاره کردن به نکات مهم و ارزشمند آموزش های استاد عباس منش عزیزم توی فایل ها که فقط خود خدا میدونه چه نوری به زندگی ما جاری میکنین
از خدا میخوام به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد مدیر فنی خفن و توحیدی بهترین سایت موفقیت دنیا از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
از خدا میخوام به پاس تمام زحمات ارزشمندتون توی سایت به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
خانم فرهادی عزیز و مهربان از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
از خدا میخوام به پاس تمام زحمات ارزشمندتون توی سایت به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
خانواده ی عزیزم از شماها هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک کامنت های ارزشمندتون که درس های زیادی برای من داره
منطق های ارزشمندی که برای ذهن من داره بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد برای زندگی قشنگ شماها هم ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان آرزو میکنم
خدای عزیزم
عشق ثانیه ثانیه های زندگیم تا روزی که نفس میکشم بینهایت زیاااااااد عاشقتم و سپاسگزار و قدردان تمام نعمت های ارزشمندت هستم
سلام به استاد عزیز ،خانم شایسته و همه ی دوستان عزیزم در این سایت
وقتی چند دقیقه اول این فایل رو دیدم و همچنین توضیحاتتون رو خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
اینکه چه موضوع جالبی رو توی این انیمشن دارن نشون میدن به مخاطبینشون که مخصوصا بچه ها هستن و چقدر خوب دارن روشون کار میکنن.
این شد که فایل رو استپ کردم و رفتم دیدم فیلم رو و واقعا از لحاظ محتوایی خوب بود.
تقریبا همه چیز هایی شما توی فایل گفته بودین رو ته انیمشن حتی با جمله بندی های خودتون به خودم میگفتم و یه چیز جالبی هم که پیدا کردم که به نظرم میتونه مفید باشه و خواستم بگم:
زمانی که وارد جنگل عجیب شدن ، و نقشه براساس شخصیت هرکدوم راهی رو براشون نشون میداد ،درسته که راه برای گربه ها سخت بود در هر حالت و یه سری تضاد ها داشت ولی ولی ولی
جالب تر از اون اینکه این تضاد حتی برای سگ خوش بین و خوش حال و هماهنگ هم وجود داشت
درسته که راه برای اون پر از زیبایی بود بر اساس شخصیتش ولی باز هم تضادهایی در مسیر داشت
گل های بنفش سر راهشون که باهاشون مواجه شدن .
هر کدومشون به یه طریقی شروع کردن به مقابله با تضاد و اون چیزی که سر راهشون قرار گرفته
گربه ها شروع کردن به درگیر شدن با گل ها و قطع کردنشون و جنگیدن باهاشون و نکته جالب اینه که نه تنها گل ها کمتر نشدن بلکه وقتی یه سرشون قطع میشد دوبرابر درجا رشد میکردن و بیشتر مانع میشدن. وقتی این رو دیدم یاد تضاد ها افتادم اینکه اگه بجنگی ، اگه درگیر شی ،داستانت بیشتر میشه
باید درسو بگیری لذت ببری و رها کنی ، باید مسئله و حل کنی و جلو بری و سپاسگزار باشی
دقیقا همون کاری که سگ کرد دیگه…
درگیر نشد ، نجنگید ، بلکه با حال خوب رو به رو شد بو کرد و دید که همون گل ها چه طور راه رو براش باز کردن تا به اسونی جلو بره
و همزمانی جالب این فایل و همین نکته که گفتم با راه اندازی بیزینسم زمانی که به یه سری مسائل برخورد کردم خیلی برام کمک کننده بود و باعث شد زاویه دیدم رو عوض کنم و خیلی خیلی سریع ،راه حل به لطف رب دانا و حکیم و مهربانم بهم گفته شد و تصمیم گرفتم این کامنت رو بزارم.
برای هممون بهترین هارو از رب قدرتمند و دانا و هدایتگر و مهربانم درخواست دارم.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بنام الله یکتا . تنها شادی بخش دلها . سلام به استاد زیبایم که نور الهی در چهره زیبایش موج میزنه و سلام به بانوی گل خانم شایسته عزیز. عاشقتونم استاد نمیدونم چجوری شروع کنم وقتی که بحث توحید رو در آخرای فایل بازکردید من باز اشک درچشام جمع شد از شادی. و خیلی کمک کرد تا بذر توحید رو در وجودم با تمام قدرت بکارم. نمیدونم چرا هروقت بحث از توحید میشه بی اختیار اشک میریزم و خدا درقلبم ازخوشبختی و سعادتی که ازش با تمام قلبم ازش درخواست کردم عاشقونه حرف میزنه و یقین میده و احسااااااس عشق خوشبختی سعادت شاااادی وصف ناپذیررر در من ایجاد میشه و عاشقانه سجده میکنم و سپاسگذاری میکنم با تمام قلب و روحم و چقدر احساسش میکنم. الهی شکرت. استاد میخواستم در مورد سگها که گفتید داستانی رو تعریف کنم و دیگ بحث توحید اومد و قلبم باز شد و این کامنتارو نوشتم باعشق. استاد 3 سال پیش من ساعت 2 بامداد رفتم بیرون و تو اون منطقه سگهای خیابوونی این ساعتها میان بیرون بعد ازینکه همه میرن خونه و تک و تنها خودم بودم و از سمتی که من رد میشدم دست کم 40 تا سگ گشنه بود که همشون پارس میکردن و از گرسنگی میخواستن همدیگه رو بخورن. ومن با ایمانی که داشتم بدون یه ذره ترس وقتی درست از وسط اونها رد میشدم صداشون اروم و وحشتناک بود و اصلا بهم نگاه هم نکردن و سالها قبل تر ازون اتفاق من و 2 تا از دوستان دبیرستانیم میرفتیم از یک جاده خلوت و خاکی صبح ساعت 7 و دیرمون شده بود به درخواست من بادوستان از جاده پشت دبیرستان و خاکی رفتیم که زود برسیم و داشتیم میرفتیم هوا هم بارونی و زیبا بود آذر ماه بود فک کنم سال 92 و اون سمت یک کارخونه بود که 5 تا سگ وحشی داشت دوتاشم سیاه بود و هرموقع کسی رو میدیدن که داره ازونجا رد میشه وحشتناک حمله میکردن و من یکی دوبار قبلا با دوستان دیگه ازونجا گذر کرده بودم و هیچ اتفاقی هم نیوفتاده بود و تو جاده خاکی نزدیک اون کارخونه که میشدیم این دوستام بار اولشون بود وقضیه رو نمیدونستن که ایجا سگه و حمله هم میکنن وگرنه از اولش بامن به این جاده نمیومدن و یهو اون سگهااا باز حمله کردن به سمت ما که من به دوستام گفتم نترسین همینجا بمونین و اونام داشتن میومدن وحشیانه و نزدیک که شدن تقریبا 1.5 متر دوستام فرار کردن و منی که وسط بودم سگا تو فاصله 1.5 متری از حمله به من تغییر جهت دادن به سمت دوستانم که فرار کردن و یکیشون سر خورد چون گلی بود بارونم باریده بود و نقش برزمین شد و سگ بهش نزدیک شد و بعد برگشتن جاشون برگشتم دیدم اون یکی دوستمم یجوری فرار کرده این سمت که از دید داره دور میشه و من رفتم دنبالش گفتم چررا فرار کردین که اومد سمتتون و خلاصه که این دوستمون که خورد زمین پشیمون شد از تزس و فرارش و دید که این ترس پوچ و خالی بود و سگه باهاش کاری نداشت بعدازینکه خورد زمین ووایساد چون اگر همینطوری به فرار ادامه میداد بازم دنبالش بود سگا . و من از ایمان و باوری که داشتم عشق کردم ولی اونموقع به این حد از قوانین وفرکانس و بوی ترس آگاه نبودم و الان فهمیدم که چرا اونموقع سگها اصلا به من حمله نکردن. استاد تجربه خوبی بود و کلی ازین فایل لذت بردم واقعا خاطره خوبی بود . استاد من تو زندگیم به این باورم که بهترین باور ( ️و ایمان اینه که از ته دل واقعا ایمان داشته باشی که خدا همیشه پیشته️) وقتی این باور رو درخودم واقعی ایجاد کردم ترس در وجود من بصورت باور نکردنی خشکید والانم ذره هایی که مونده بود اونام دارن به لطف الله میخشکن. خدارو صد هزازمرتبه شکر استاد منو ول کنی از توحید حرف میزنم هزاران بار و خسته نمیشم و این کامنت زیبایی که نوشتم لحظه تایپش الان اصلا احساس خستگی ندارم میتونم صدبار دوباره برگردم بنویسم بدون حتی یکبار کپی پیست و انگشتانم رو با عشق رو کیبورد تایپ میکنم عاشقانه و این انرژی خدا هس که میتونم بدون خستگی و خوردن آب و غذا صد بار این کلمات کهکشانی رو تایپ کنم. استاد با عشق این کامنت رو نوشتم و یقین دارم دوستانی که با حوصله این متن رو بخونن خییلی تاثیر داره که باورهای قدرتمند توحیدی رو در وجودشون ایجاد کنند . عاشقتوووونم یه روز توی آمریکا از نزدیک میبینمتون و همینطور در بهشت زیباتون و کلی برات حرف دارم. .و لحظه دیدار عاشقانه در آغوش بکشم تورو️ بارالها سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
سلام دوست عزیزم.
افرین به شما و شجاعتتون بابااا
واقعا نترسیدن از سگ یه شجاعت بسیار قابل تحسینه.
من خودم از اونا که حتی از سگای پا کوتاه هم میترسم. البته الان خییلی بهتر شدم خیلی بهتر.
من از حیوونا میترسیدم اما با تقویت ایمان و شجاعتم گربه و سگ و گوسفند و لمس کردم. البته سگ فقط یکبار.
با این فامیل استاد دوباره این به فکرم افتاد که برم سمت ترسم و با سگ ها رفیق بشم.
دوستاتی مثل شما هم میشن الگو که باورپذیری این عمل و برام بیشتر میکنن.
سپاسگزارم از کامنت زیباتون و خداروشکر میکنم برای وجود همنوعایی مثل شما که ایقد عاشقانه به خودش نزدیکه. اینقدر عاشقانه به خداوند عشق میورزه و شور و اشتیاق و امید و در بقیه هم زنده میکنه.
عاشقتونم شاد باشید
اتفاقا من ی داستان باهمین سگا دارم تو کل دوره ی زندگیم که تعریف کردنش خالی از لطف نیست؛
من اولین خاطره ای که از سگ یادم هست یک سگ سفید زیباست که حدودا تو دوره دبستان اواخرش باهاش مواجه شدم
داستان ازین قرار بود که من میخواستم برم خونه ی دوستم و باهاش تمرین ریاضی انجام بدم
و از قضا خونه ی این دوست عزیز وسط باغا بود ینی ی عالمه خونه باغ
و از قضا من هم تنها میخواستم برم
و البته این خیلی عجیب بود که من همیشه تنها به خونه دوستام میرفتم از بچگی و اصلا ازین جریانات وجود نداشت که مامانم بببره بابام بیاره و ازین داستانا و من همینجوری که داشتم میرفتم و واسه خودم خوش بودم
یهو یه سگ دیدم که داره از روبرو میاد
و تنها چیزی که تو ذهنم بود این بود که الان باید چیکار کنم ! فکر اینجاشو نکرده بودم !
و نمیدونم چطور شد که این تو ذهنم اومد که نباید تکون بخوری و نباید فرار کنی و من ی جا وایسادم و فقط دعا میکردم که این سگ به من کاری نداشته باشه ( که در اصل داشتم یک فرکانس مثبت به جهان میفرستادم)
و اینجوری شد که اون سگ همینجوری اومد نزدیک تر و من واساده بودم و حتی شاید ی ذره داشتم میلرزیدم
ولی همینجوری تو دلم داشتم از خدا کمک میخواستم و از بیرونم سعی میکردم تکن نخورم و همش حواسم به حرکت سگه بود
و سگه …
همیجور میومد نزدیک تر
انقد اومد جلو که یک یا دوسانت باهام فاصل داشت و منو بو کرد
و من …
بازم امیدواربودم که نجات پیدا کنم
ولی شدیدا داغون بودم و در حال لرزیدن
ولی سعی میکردم خودم و حفظ کنم و یجورایی فقط تمومه فکرم این بود که بره خدا کنه بره
و تموممممم تمرکزم روی این قضیه بود
و شدیدا امیدوار بودم
در حالی که شدیدا همه چی علیه م بود:)
و کارم تموم بود؛)
و این سگ منو بو کرد چند ثانیه طولانی
که برام چند ساعت گذشت؛)
و یواش یواش ازم دور شد
نمیدونم شاید این ی امتحان بود
امتحانی که برام باور ساخت
امتحانی که باعث شد با پاس کردنش من شاید جزو تنها کسایی ام تو بیشتر ادمایی که میشناسم که با حیوونا حتی از نوع وحشیش رابطه خوبی دارم
و میدونم که همه چی باوره و فقط نباید بترسی و باید به ترست غالب شی کاری که من کردم تو اون لحظه
غلبه به ترسم
ترس بزرگ
تو بچگی
اونم تنها!
و الان شرایط جوریه که من تو شهری زندگی میکنم که پر از سگه و خانوما اصولا تنها بیرون نمیرن مخصوصا تو طبیعت و پیاده روی و واسشون خیلی ترس بزرگیه
در صورتی که من شبا پیاده رویمو میرم و همه یکی از بزرگترین سوالاشون از من اینه که از سگا نمیترسی؟؟؟
و این سوال واسم خنده داره چون من روابط سالم و خوشی با هار ترین سگا تونستم برقرار کنم
ی وقتایی بوده که یه اکیپ سگ و در حالی که میخواستن یکیو تیکه پاره کنن
دیدم و فقط با توکل به خدا اون سگا صدای سوسوشون درومده
و اینا برای من باورای بزرگی ساخته درین مورد
برخورد با این حیوون زیبا همیشه برای من درس بزرگی داشته
و این چند نکته رو خواستم باهاتون درمیون بزارم….
خدایا شکرت بخاطر این درسا
و این که همین قدم ها از کودکی منو به اینجا رسونده که بتونم قدمایی بردارم که بقیو فکر انجامشم نتوننن تو کلشون بیارن چه برسه که بخوان انجامش بدن!!
همین باورها یی که من از کودکی درحال ساختش بودم باعث این تفاوته
اینم بگم که من مامانم همیشه منو تنها میفرستاد این اونور و اون
اونموقعها و حتی بعد اون من همیشه ازین تفاوتی که با بققیه داشتم یکمم ناراحت بودم
و میگفتم چرا انقد من شخصیتم قویه و بقیه عجیب بهم نگاه میکنن
نکنه ایراد از منه چرا من مثل اون خانومایی که میشناسم و دورو اطرافم هستن رفتار نمیکنم و دورو وریا انقد با من فرق دارن در صورتی که الان فهمیدم چه در گرانبهایی و همیشه با خودم حمل کردم از همون کودکی اینکه میشود و به جنسیت ربطی نداره
و حتی یادمه تواناییام از پسرای فامیلمونم بیشتر بود
و الان روزیه که
روزیه که به تواناییام افتخار میکنم ….
روزی که تازه دارم به مهارتایی که کسب کردم افتخار میکنم و اون تواناییا شدن بیس همه ی قدمای بعدی که میخوام بردارم و چقد به کمکم اومدن و چقد خوشحالم بخاطر تموم اون قدمایی که برداشتم که همه ی اینا همه ی اینا همه ی اینا از لطف پروردگاه مهربونم بوده من هیچ کاره بودم و مک فقط یه انجام دهنده بودم به کارایی که اون میگفته انجام بدم و اون احساسای بدم بخاطر ندوستن قوانین جهان بوده و الان خیلی خوشحالم ….
خدایا شکرت بخاطر این همه هدایت و نعمت :)
دمت گرم .
شکرت که خودت قدمامو مدیریت کردی همیشه و همه جا و منو بدون اینکه بدونم کی داره کارارو انجام میده هدایت کردی
امیدوارم بتونم شکر گزار نعمتات باشم
ازت میخوام کمک کنی شکر گزارت باشم و بتونم تو راحت قدم بردارم دوباره و دوباره
دوستت دارم خدای من
شکرگزارتم…
خدا نگهدارتون دوستای عزیزم ؛)
سلام بر همه عزیزان
این فایل و دانلود کرده بودم اما ندیدم تا زمانی که انیمیشن و ببینم چون من عاشق انیمیشن هستم و تقریبا اکثر انیمیشن های معروف و دیدم اخرین انیمیشن معروفی که چنتا جایزه هم گرفت اگه اشتباه نکنم روح soul بود که اونم کلی درس های اموزنده و عالی داشت بعد اون چنتا دیگه هم دیدم اسماشونو یادم نیست کلن خیلی لذت میبرم از رسانه ای که بچه ها رو از همون اول با دیدگاه فوق العاده و تربیت زیبا رشد میده افرین فک کنم اونقدری که بزرگسالا انیمیشن میبینن خود بچه ها نمیبینن
امروز این انیمیشن زیبا رو دیدم و چقدر لذت بردم چقدر از قسمت قبلیش قشنگتر بود و اموزنده تر
استاد دقیقا تمام نکاتی که گفتین من هم تایید کردم هم الان هم اون موقع که داشتم میدیدم اما اصلا به این نکته توجه نکردم که زمانهایی که گربه جوناشو از دست داد همش غرور زیادی داشت و چه زیبا گفتین که در برابر خداوند متواضع ترینین چقدر باز من یاد گرفتم ازتون واقعا چرا متواضع نباشیم و همش اینو به خودمون یاداوری نکنیم که فراموش نکنیم انسانم و انسان فراموشکاره اینو مدام برای خودم مثال بزنم نماد گربه چکمه پوش غرور همیشه یادم بمونه که غرورش داشت به کشتنش میداد و ترسشم باعث افسردگیش شد و چقدر زود باهاش کنار اومد تا زمانی که اون دختر و خرس ها دست خدا شدن که تو اون حالت نمونه و اون سگ و اون اتفاقات درس هایی که باید میفهمید و بهش فهموندن و اونم درسهاش و گرفت فهمید غرور و ترس باعث نابودیش میشن غرور که ظاهرش براش خوب بود و متوجه ش نشده بود
نکته دیگه ای که میخوام بهش اشاره کنم اون سگ کوچولوئه بود با اینکه ظاهر چرکولکی داشت اما قلبش و فرکانسش اینقدر ناب بود که به دلت مینشست و در واقع از یه جایی به بعد همه دنبالش بودن و سگی که خانوادش میخواستن بکشنش الان هم دوست پیدا کرده بود هم یجورایی خانواده و هم موضوع مهم همه شده بود و برای بدست اوردنش بقیه تلاش میکردن
یه قسمت دیگه هم گربه دختر گفت اینقدر که همه بهم بی اعتمادی کردن ارزوم این بود با کسی باشم که بتونم بهش اعتماد کنم کانون توجه هم یجورایی قانونش و بیان کرد اینجا ظاهر گربه چکمه پوش ادم مشتی با مرام و قابل اعتمادی بود اما جهان ب گربه دختر این درس و داد که توجه ت رو هرچیزی باشه اونو جذب میکنی حتی این گربه چکمه پوش یجورایی هردو برای هم درس داشتن اون غرورش براش به تصویر کشید و ازش گفت و گربه پسر هم کانون توجه ش و از طریق جهان نشون دختر داد
حتی من یه جاهایی فکر میکردم خرس ها به دختره خیانت کنن در صورتی که برعکس بود و قصد دختره جدایی ازونا بود واقعا لحظه به لحظه ش پر نکات و درسهایی بود که همش و تو قانون شما بهمون یاد دادین
موی بدنم راست شد وقتی فرشته مرگ گفت بوی ترس میاد دقیقا فکر میکنم همه مون این تجربه رو داشتیم که شاید ترس فلجمون کرده اینقدر که نه تونستیم تصمیم بگیریم نه از جامون تکون بخوریم و…
بقیه نکات فوق العاده هم که شما و مریم جان به زیبایی بیان کردین
خدایا شکرت که هرلحظه با دیدن فیلم سریال روزمرگی تضاد و.. قوانینتو بهمون یاداور میشی ممنونم استاد بابت بیانشون و مریم جان عزیزم که برامون فیلم تهیه کردن خدایا شکرت
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد،.واقعا چه فایل مهمی که چمدماهی فراموش کردمش، دقیقا روز و ساعتی که برای مهاجرت به آمریکا داشتم میرفتماین آگاهی پنتشر شد، اما اون موقع یه مقدار گوش دادم اما بعدش به فراموشی رفت. الان که فکر میکنم انگار قبل مهاجرت به من اخطار داده شده بود که آقا!! یادت باشه که خدای تو این نعمت و نعمت های دیگه ای که داری و خواهی داشت رو داده! پس خدارو بنده باش! خدا دستیار تو نیست! خدا خالق توه، رب تو و تو همیهش فروتنیتو نیازه حفظ کنی!
خب حرف راستی بود اما خب اون زمان شاید درک کاملی نداشتم! اتفاقا همون روز تو هواپیما وقت زیاد داشتم برای همین انیمیشنو دیدم و این کمک کرد که اینجا درک بهتری برسم، اتفاقا الان که بعد چندماه رو عزت نفس، اعتماد به نفس و توانایی حل مسئلم کارکردم و کمیم توحید انگرا تازه سوادم به اندازه ای شد که درک کنم این حرف هارو، خب متوجه شدم از یک باگی که انتظار نداشتم باشه ولی مثل اینکه ریز رشد کرده و خب خوشبختانه قبلا هم تجرهب روبرویی باهاش داشتم و میدونم که سعیمو کنم کنترل میشه، اونمغروره بخصوص درمقابل خدا، و جقدر اتفاقا متوجه شدم که چه الگوهای رفتاری رو میتونم تغییر بدم تا دچار تضادهای ی که تو این چندماهه شدمنشم، تضادهایی که یکم شبیه گربه چکمه پوش بود.
و چقدرجالب که امروز به محض اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی رو پیش بردممتوجه شدم که مسئله ای که نیاز به حل شدن داره چیه.
خیلی سپاسگذارم از این تحلیل فیلم که هم تفریح شد و هم یادگیری.
سلام به شما استاد عزیز و مریم عزیز
چقدر لذت بردم از کاری که شما دو بزرگوار دارید انجام میدید
و غبطه خوردم به رابطه بین استاد و خانم شایسته
که اوج یک رابطه عاطفی می تونه این شکلی باشه
که یک انیمیشن ببینید و اینهمه نکات مثبت و جذاب و درس های اموزنده و درس زندگی از داخلش استخراج کنید
به هر دو شما عزیزان افتخار میکنم
ایشالله رابطه تون روز به روز شیرین تر از قبل باشه
ممنونم به خاطر معرفی این کارتون جذاب
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
سلامی گرم خدمت همه دوستان
من برای دومین بار بود که انیمیشن گربه چکمه پوش رو تصمیم گرفتم ببینم
انگاری کل مطالب آموزههای شما توی این انیمه به تصویر کشیدن
یه سری نکات رو من از این انیمه برای خودم یادداشت کردم که با شما به اشتراک میذارم :
اون جایی که گربه چکمه پوش میترسه از اینکه آخرین جونشم از دست بده و تصمیم میگیره دیگه نجنگه من این درس رو گرفتم
انسان تا زمانی که هدفمند زندگی میکنه و خودش رو بزرگتر از خواستههاش میدونه ، احساس شعف داره و میتونه پر شور زیست کنه
امید تا زمانی که در قلب انسان زنده است زندگی براش در جریانه
زمانی که انسان میترسه وقتی میگه نمیتونم وقتی میگه نمیشه وقتی میگه سخته وقتی میگه خدا برای من نمیخواد وقتی ترس هاش بزرگتر از توانایی هاش میشن اون موقعس که زندگی متوقف میشه
ناامیدی و بیهدف زندگی کردن خود مرگه
اون جایی که نقشه رو باز میکنن تا به سمت ستاره حرکت کنن چقدر قشنگ نشون دادن که برای هر کس یه مسیر جداگانه تعریف شده
توی زندگی هم همینه
اتفاقات زندگی به طور خودکار خنثی هستن چون جهان و خداوند قضاوت تعبیر و تفسیر نمیکنه
این ما هستیم که هر شرایط ، آدم و هر چیزی رو به خوب یا بد تفسیر میکنیم
جهان طبق نگاه ما همون شرایط رو به سمت ما هدایت میکنه
اون جایی که به گلها میرسن اون سگ که مثبت اندیش بود با بو کردن گلها مسیر براش باز شد ولی گربه چکمه پوش میخواست با جنگیدن با گلها راه رو برای خودش باز کنه اما اوضاع بدتر میشد
توی این تیکه من یاد تضادهای زندگی افتادم
ما همیشه از تضادها و چالشهای زندگیمون به اسم شکست و مانع یاد کردیم ما همیشه اگه به چالشی برخوردیم خواستیم باهاش بجنگیم
یکی از درس هایی که شما به ما آموختید اعراض از ناخواستهها بوده
به ما گفتید اگه به چالشی خوردید که احساستونو بد کرده اولین کار اینه که توجه تون رو بذارید روی چیزی که دوسش دارید و حواستونو از ناخواسته پرت کنید تا به احساس خوب یا احساس بهتر برسیم
من همیشه وقتی به تضادی میخوردم اولین کاری که میکردم دوس داشتم اول این تضاد رو حل کنم تا به احساس بهتر برسم به جای پذیرش مقاومت میکردم اتفاقی که میفتاد اون تضاد حل که نمیشد هیچ اوضاع بدتر و بدتر میشد
الان سعی میکنم اگه به ناخواسته برخوردم حواسمو پرت موضوعی کنم که برام خوشاینده یا حداقل به اون ناخواسته توجه نمیکنم
اتفاقی که میوفته اینه اون چالش و تضاد به طور خودجوش درست میشه
مثلا من ماشین لباسشویی خونم خراب شد و من پول درست کردنشو نداشتم ولی سعی کردم حداقل احساسم رو بد نکنم و اصلا بهش توجه نکردم گفتم راهش رو پیدا میکنم و درست میشه
اتفاقی که افتاد پدر و مادرم اومدن مشهد و خودشون با پول خودشون درستش کردن
من فقط از خداوند درخواست کردم که یه راهی برام باز کنه و اون دستاش رو آورد
اون تیکه آخرش که نشون میده وقتی به ستاره آرزوها میرسن همهشون به این نتیجه میرسن که اونا هر چیزی که آرزشو داشتن توی همون لحظه دارن
ما توی زندگیمون منتظریم به خواستههامون برسیم بعد از زندگیمون لذت ببریم
در حالی که ما همون نعماتی که چن سال قبل برامون آرزو بوده رو همین الان داریم ولی باز خوشحال نیستیم
انسان با رسیدن به خواستهها به خوشحالی نمیرسه
انسان با سپاسگزار بودن به خوشحالی میرسه
وقتی انسان سپاسگزاره هم خوشحاله و قدر نعماتش رو میدونه و هم ظرفش برای دریافت خواستههای بعدیش بزرگتر میشه و سریعتر به خواستههاش میرسه
کوسه از ماهی سوال کرد آرزوت چیه ؟
ماهی گفت : من به دنبال اقیانوسم
کوسه گفت : تو همین الان توی اقیانوسی !
ماهی گفت : اقیانوس ! اینکه فقط آبه من اقیانوس رو میخوام
وضعیت خیلی هامون همینه ما کلی نعمت داریم متوجهش نیستیم میگیم نه من تا فلان نعمت رو نداشته باشم خوشحال نیستم
بعد وقتی یه نعمتی که از قبل داشتیم رو ازمون میگیرن متوجه اهمیت اون نعمت میشیم اون موقعس که درک میکنیم چقدر نعمت دور و برمون هست
من همیشه برای رسیدن به زندگی ، زندگی را کشتهام
ما برای رسیدن به خواستههامون دنبال تکنیک و رمز و راز های عحیبیم اما هیچ رازی وجود نداره
لذت بردن از داشتهها ما رو به خواستههای بعدی میرسونه
از خداوند متعال در خواست میکنم که منو فردی سپاسگزار تربیت کنه
فردی که میتونه از تک تک نفسهاش لذت ببره و قدرشونو میدونه
احساس سپاسگزاری یه نعمت از خود اون نعمت با ارزشتر و بهتره
خدا رو سپاسگزارم که اجازه بار دیگه اینجا حضور داشته باشم و نظرم رو با شما عزیزان به اشتراک بذارم
هر کجا هستید شاد و موفق باشید
خدانگهدارتون
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه ای دوستان سایت استاد عباسمنش و خسته نباشید و
تشکر از استاد عباسمنش و خانم شایسته به خاطر این فایل هدیه ای سرشار از آگاهی…
واقعاً توضیحات استاد عباسمنش درباره ای این انیمیشن دربی از آگاهی بیشتر را بر من گشوده است،آگاهی نسبت به درک بهتر قانون خداوند.
خیلی از استاد عباسمنش معذرت میخواهم،امیدوارم که بی ادبی من را ببخشید ولی آن زمانی که آن گربه ها به نقشه ای آرزو نگاه کردند و مسیرهای وحشتناک را دیدند و آن زمان که آن سگ به آن نقشه نگاه کرد و مسیر سرتاسر زیبایی دید خیلی شباهت دارد به خاطرات زندگی استاد عباسمنش.
وقتی که استاد عباسمنش با آن دیدگاه منفی و باورهای اشتباهی که داشتند به بندر عباس مهاجرت کردند و خیلی در ابتدا سختی کشیدند شباهت دارد به مسیری که آن گربه ها از نقشه ستاره آرزو دیدند و وقتی که استاد عباسمنش روی باورهای خود کار کردند و مثبت اندیش شدن و به آسانی و زیبایی به امریکا مهاجرت کردند شباهت دارد به آن مسیری که آن سگ هنگام تماشای نقشه ای ستاره آرزو در این انیمیشن دیده بود.
یعنی هم مسیر سخت گربه ها و هم مسیر زیبای آن سگ در این انیمیشن هنگام نگاه کردن به نقشه ای ستاره آرزو را میتوانیم شبیه آن را در زندگی استاد عباسمنش ببینیم.
وقتی که در زندگی ذهنیت مثبت و تمرکز بر زیبایی ها داشته باشیم مانند استاد عباسمنش به آسانی هدایت میشویم به مکان های بهتر و زیباتر،و این موضوع با یک بار تمرکز کردن بر زیبایی ها اتفاق نمیافتد و زمانی اتفاقات خوب شروع به رخ دادن میکند که مثبت اندیشی تبدیل به شخصیت ما شود و در هر شرایطی سعی کنیم که زیبایی ها را ببینیم و منتظر روزهای خوب و اتفاقات خوب باشیم.
در هر شرایطی انسان میتواند بر زیبایی ها تمرکز کند و همیشه کلی ویژگی خوب در اطراف ما هست که ما اصلاً به آنها توجه نمیکنیم و کافی است که دیدگاه منفی را از زندگی کنار بگذاریم وحتی شکر گذار شکوفه ها و برگهای تازه روییده بهاری بر درختان پشت پنجره اطاق خودمان باشیم و از آواز پرندگان لذت ببریم.
شاد باشید و ثروتمند
خدانگهدار.
به نام خدای بخشایندن بی منت
سلام درود خدا بر استاد عزیز و همسر مهربونشون،من چند روز دیگه امتحان وکالت دارم و خیلی استرس داشتم از خدا خواستم هدایتم کنه که چیکار کنم و به این صفحه هدایت شدم،من قبلا این فایل گوش کردم و فیلم دیدم.باور کنید دارم اشک شوق میریزم،خداوند همیشه چطور تو لحظات حساس کمک میکنه،داره میگه رضا آروم باش،همه چیز دست منه،تقلا نکن ،حرص نزن،الکی با استرس درس نخون،از من بخواه تا من درستش کنم،چطور؟تو چیکار داری به قول استاد مگه پات زخم میشه بهش فکر میکنی که چطور درست میشه.
بیخیال باش تو فقط بخواه،آزمون چیه،کل دنیا رو بهت میدم.
نمیدونید چقدر حالم خوبه،خدایا تو چقدر خوبی،نشستم رو دوشش و فرمون دادم دست خودش،
خدایا من هر وقت با عقل خودم جلو رفتم باختم،هر وقت با تو جلو رفتم بردم،الانم خودم بهت میسپارم.خودت درستش کن.دمت گرم.
دوستان ان شاالله همیشه سالم سلامت پر روزی باشید.ممنون از استاد عزیزم.
سلام به دوست عزیزم
امیدوارم حالت خوب باشه و آزمونت هم نمى دونم دادى یا ندادى ولى عالى انجام شده باشه
منم چند روز دیگه آزمون لیسانس یه پزشکى دارم و امروز واسه اولین بار بعد اینکه کارت ورود به جلسه ام رو دیدم استرس گرفتم
داشتم درس مى خوندم دیدم نمی تونم با این حس تمرکز کنم
گفتم خدا با من صحبت میکنه بیام تو سایت ببینم چى میگه
که این فایل اومد
فایل رو باز نکردم اول ، اومدم کامنت بخونم دستم بیاد دیدم اولین کامنت ، مال شماست دوست تو شرایط من و حس و حال من
و چقد حضور خدا رو کنار خودم بیشتر و بیشتر حس کردم
موفق و شاد باشى همیشه
سلام استاد عباس منش عزیزم عاشقتم تا ابد
سلام استاد شایسته عزیز و سخاوتمند و مهربان
سلام آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم
سلام خانم فرهادی عزیز و مهربان
سلام خانواده ی عزیزم عاشقتونم
استاد من نمیدونم این فایل اون زمانی که روی سایت آپلود شد چندبار گوش کردم
ولی اینو میدونم امروز که این فایل توی قسمت پیشنهادهای من بود البته برای پیشنهادهای دیروز من بود ولی چون تمرکزم روی فایل نشانه ام بود با فایل پروژه دوره احساس لیاقت این و دیروز وقت نکردم گوش کنم
امروز که بعد از مدت ها این فایل و گوش کردم اول اینو بگم به جرعت میتنوم بگم من انگار تا حالا این فایل و نشنیدم ، انگاری اولین بار دارم گوشش میدم
استاد من چقدر اشک ریختم زمانی که داشتم به این فایل گوش میدادم
حالا چرا؟؟!!!!
چون طبق این مدت کار کردن روی خودم و تغییراتی که کردم وقتی داشتم به این فایل گوش میدادم تمام روزهای زندگی من روزهایی که تغییر نمیخواستم بدم خودمو روزهایی که طبق همون فرمایش شما که گفتین توی بعضی از فایل ها که بعضی ها هستن میخوان مدل خودشون رفتار کنن جهان خودش و با اینها هماهنگ کنه
البته من از این منظر به موضوع تغییر نگاه نمیکردما که من مدل خودمو میخوام داشته باشم جهان باید خودش و با من هماهنگ کنه
من چون به خودم آگاه نبودم
به ایراد های شخصیتیم آگاه نبودم تغییر نمیکردم
ولی الان که مدتیه یکسری از جنبه های شخصیتی مو بهبود دادم البته هنوز خیلی جا داره بهبود پیدا کنه فقط یکمقدار از اون وضعیت درب داغون فاصله گرفتم
وقتی به این فایل داشتم گوش میدادم یاد خودم توی روزهایی که نمیخواستم تغییر کنم افتادم چقدر اشک ریختم که خدایا شکرت که الان بعد از گذشت چند وقت من تازه درک میکنم تا حدودی مفهوم این فایل و
استاد عباس منش عزیزم خیلییییی زیاااااااد عاشقتونم خیلییییی زیاااااااد
از صمیم قلبم از اعماق وجودم از خدا میخوام به زندگی قشنگتون هم در این دنیا هم در آخرت بینهایت زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
استاد شایسته عزیز و سخاوتمند از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
بابت تک تک مثال های ارزشمندتون توی سایت با اشاره کردن به نکات مهم و ارزشمند آموزش های استاد عباس منش عزیزم توی فایل ها که فقط خود خدا میدونه چه نوری به زندگی ما جاری میکنین
از خدا میخوام به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد مدیر فنی خفن و توحیدی بهترین سایت موفقیت دنیا از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
از خدا میخوام به پاس تمام زحمات ارزشمندتون توی سایت به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
خانم فرهادی عزیز و مهربان از شما هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
از خدا میخوام به پاس تمام زحمات ارزشمندتون توی سایت به زندگی قشنگ شما هم بینهایت زیاااااااد زیاااااااد ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان تقدیم کنه
خانواده ی عزیزم از شماها هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک کامنت های ارزشمندتون که درس های زیادی برای من داره
منطق های ارزشمندی که برای ذهن من داره بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم
از صمیم قلبم از اعماق وجودم بینهایت زیاااااااد برای زندگی قشنگ شماها هم ثروت ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، عشق و توحید فراوانِ فراوانِ فراوان آرزو میکنم
خدای عزیزم
عشق ثانیه ثانیه های زندگیم تا روزی که نفس میکشم بینهایت زیاااااااد عاشقتم و سپاسگزار و قدردان تمام نعمت های ارزشمندت هستم
خدایا عاشقتم که عاشقمی