درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1 - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    722MB
    55 دقیقه
  • فایل صوتی درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    107MB
    55 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

717 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    روف رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1180 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم عباس منش گرامی و خانم شایسته مهربان و دوستان عزیزم در این مسیر پر از خیر و برکت

    این فایل نشانه امروز من است

    این فایل چقدر آموزنده است و پر از نکته های بسیار عالی است

    این جمله شما استاد عزیزم چقدر حالم را بهتر می سازد امروز

    کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی

    با شنیدن این جمله فقط تحسین تون کردم

    چقدر خوب دارید قانون را درک کرده و در زندگی تان عملی می سازید

    و این عملی ساختن قانون در زندگی این چنین نتایج فوق العاده عالی را بوجود آورده است

    چقدر خوب دارید آگاهانه زندگی می کنید و از بودن در کنار همدیگر لذت می برید

    و تجریبات خوب و فوق العاده عالی را دارید

    وقتی استاد می گفتید که نگاه کنید در زندگی تان که چی چیز های و چی بازی های ساده دارید در زندگی تان که حال تان را خوب سازد و از بازی کردن لذت ببرید و در کنار همدیگر شادمان باشید

    وقتی این صحبت ها و مثال های ارزشمند را می شنیدم بیشتر به زندگی خودم نگاه می کنم که من چگونه رفتار می کنم

    من چقدر دنبال بازی های ساده تری در زندگیم هستم که حالم را خوب سازد و برایم درس داشته باشد

    و این آموزش ها مرا به نکته مهمی رساند که من غافل بودم

    من هیچ وقت در زندگیم تلاش نکردم که یک همچین چیز های را داشته باشیم که بتواند تغیراتی بهتری را در زندگی مان بوجود آورد

    به یاد دارم در زمان کودکی وقتی که در دهات زندگی می کردیم از طرف شب تو خونه یکسری بازی ها را داشتیم و جالب اینکه این بازی ها چقدر احساس صمیمیت محبت و باهم بودن ایجاد می کرد

    چقدر خوب می توانستیم لحظاتی را بیشتر در کنار هم باشیم و خوشحال باشیم

    هر چقدر که بزرگتر شدیم این چنین شادی ها و خوشحالی ها را کمتر کردیم

    دیگر آن ذوق و شوق را نداشتیم

    دیگر این گونه بازی ها ما را خوشحال نمی کرد

    دیگر از بودن در کنار اعضای فامیل لذت نمی بردیم

    دیگر بودن یا نبودن مان خلی فرق نداشت

    حتی به یاد دارم موقع که من در شهر بودم برای تحصیلات و بعد از مدت های که می رفتم خونه برای دیدن فامل هم آن ذوق و شوق و خوشحالی را نداشتیم

    شب زود تر شام می خوردیم و در اتاق دیگری مصروف می شدیم

    همه چیز را به نحوی برای خودمان سخت می کردیم

    من وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم من در زندگی مشترک مان هم هیچ چیزی را برای اینکه بتواند لحظه‌ای ما را خوشحال سازد دنبالش نبودیم

    فقط دوست داشتیم زمانیکه بیکار هسیم تلویزیون نگاه کنیم

    حتی بعضی موقع هم دیگر را می گویم که ساکت باش من فیلم نگاه کنم

    اینکه زمانی را اختصاص دهیم با شریک زندگی مان روی یک موضوع دو کلام حرف بزنیم

    همین جور کار ها باعث می شود از حرف همدیگر سریع ناراحت شویم و توانایی شیندن حرف طرف مقابل مان را نداشته باشیم

    و با یک حرف خلی معمولی از همدیگر دلگیر شویم و ناراحتی ها و کینه گرفتن ها شروع می شود

    حالا که نگاه می کنم من هیچ وقت چنین چیزی در ذهنم نداشتم که یک لحظه فضای خنده و شادی را در زندگی مان بوجود آوریم

    از هم دیگر دلگیر می شویم ولی اگر کسی را یافتیم دنبال درد و دل کردن می شویم

    در زمان آن مریضی فراگیر دیدیم چقدر زندگی ها پر تشنج شده بود

    چون قبل از آن همه به نحوی بیرون بودند و از طرف شب چند ساعتی پیش هم بودند

    اما با آن شرایط وقتی توی خونه بودیم زندگی برای خلی ها سخت و شکننده شده بود

    حالا تازه دارم با شنیدن این آگاهی ها متوجه می شوم که چقدر از زندگی مان و عمر مان به بطالت سپری شد

    بازهم جای شکر دارد می توانیم با عمل کردن به این آگاهی ها زندگی مان را زیباتر و جذاب تر سازیم

    حد اقل از این به بعدش را خوب زندگی کنیم

    در زمان حال زندگی کنیم

    حسرت گذشته را نخورم و نگران آینده نباشم

    همین لحظه را در یابم و از همین لحظاتی عمرم لذت ببرم آینده خودش می آید

    استاد عزیزم درک این فایل زمان بیشتر می خواهد و باید چندین بار گوش دهم تا بهتر درک کنم

    و جالب اینکه با شروع پروژه مهاجرت به مدار بالاتر درک ام از فایل ها خلی خوب شده است

    چون حالا به نحوی کنترل ذهن بهتری دارم

    و این کنترل ذهن چی نعمتی بزرگی بوده من بی خبر بودم البته جدی نمی گرفتم

    وقتی با شروع این پروژه این موضوع کنترل ذهن را جدی گرفتم در های از خیر و خوشی را در زندگیم برایم گشوده است

    خلی حالم خوب است و شاکر خداوند بزرگ هستم

    از شما استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان ممنون و متشکرم بابت این همه آموزش های بیسار عالی و تاثیرگذار

    از دوستان عزیزم ممنونم که با کامنت های زیبای تان این احساس خوب را بیشتر می سازید

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جویم

    خدایا صد هزار بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فرهاد مصلی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان

    استاد جان شما همیشه در تمامی دوره ها تون چهار عمل اصلی ریاضی مثال زدید

    جمع ، منهی ، تقسیم و ضرب

    در بازی پینگ پنگ چهار جز اصلی دارد فورهند ، بکهند، سرویس و دریافت

    مثال فورهند پوش ، فورهند هل ، فورهند لوپ، فورهند فلیپ حرکت فورهند است مانند اصل ریاضی شامل جبر ، مشتق و غیره واسه بکهند همه تکنیکها را داره وقتی شخص هر کدام از مهارتها یاد می گیره و در عمل اجرا می کنه اعتماد به نفس و عزت نفس بالا می رود و این بصورت تکاملی با تمرین و تکرار و تمرکز اتفاق می افتد

    بازی پینگ پنگ جز ورزشها است باید در لحظه زندگی کنی و در کمتر از صدم ثانیه پیچ حریف تشخیص بدهی و مغز دستور بدهد زاویه راکت به چه صورت باشد و جواب بدی و توپ را رد کنی

    در مورد مثالی که در بازی با اختلاف جلو بودم و باختم و بالعکس من خودم این تجربه را داشتم و برای هر مساله راه حل است واسه این موضوع راه حل وجود داره. وقتی من ده بر یک جلو هستم دو سه امتیاز از دست می دادم در مسابقات در ضریب شش حوله بر می داشتم تایم می گیرم یا بند کفش باز شده یک کاری می کردم تا دوباره تمرکز بدست بیاورم و همین وقفه تمرکز حریفم بهم می زدم نود و نه در صد مواقع امتیاز بعدی می گرفتم

    در مورد احساس ترحم و دلسوزی در بازی یک الگو خیلی عالی در زندگی من علی دایی است در زمان بازیگری فرق نمی کرد جلو تیم مالدیو باشه یا تیم چلسی یا میلان با قدرت ظاهر میشد به مالدیو نه تا گل بزند به چلسی میلان یک یا دو گل بزند در تمام بازیها محکم بازی می کرد و دلیل اصلی تمرکز بالا احساس لیاقت و در لحظه بودن در مسابقات فوتبال است نتیجه این نوع تفکر ثروت بالا ، مرد سال آسیا و در حال حاضر دومین گل زن تاریخ جهان بعد از کریس رونالدو است

    ما به چگونگی آن شخص به هدف رسیده نباید کاری داشته باشیم اگر کسی انجام داده ما هم می توانیم انجام بدهیم و این باید باور پذیر بشه آن خواسته برای من محقق میشود به راه حل مساله هدایت میشوم برای اینکه همه ما از یک سیستم عصبی یکسان برخوردار هستیم

    و در مورد قربانی شدن عدم لیاقت می رساند اکثریت جامعه و من هم قبل از با شما آشنابشوم اینجوری فکر می کردم یک چیزی اتفاق افتاد دری به تخته خورده طرف گوسفندانش فروخته حالا ماشین فلان سوار است یا رابطه عالی داره شانسی است که ریشه در حسادت و ارتعاش پایین و باور محدود کننده دارد

    به جایی بیایم احساس قربانی شدن در خودمان ایجاد کنید در آموزشها به ما یاد دادید

    تحسین کنیم و ذهنمان را کنترل کنیم و به خودمان تکرار کنیم اگر آن رسیده من هم می رسم. با چه ابزاری با منطق و شور اشتیاق به وسیله اهرم رنج و لذت در خودمان ایجاد کنیم

    به آن خواسته برسیم و از آن لذت ببریم

    استاد جان از شما و مریم جان سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2444 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    با سلام به استاد و خانوم شایسته عزیزم

    خداوند رو بارها شکر میکنم که بستری هدایت شدم که میتونم هم به آگاهی های بیشتری هدایت بشم هم راجب آگاهی هایی که خودم به دست آوردم با هزاران دوستی که در این مسیر هستند به اشتراک بزارم

    خب بریم سراغ سوالات این فایل بسیار زیبا

    احساس عدم لیاقت و از دست دادن نعمت ها

    خود من چون که برای کارم زحمت زیادی کشیدم و وقت زیادی براش تلاش کردم و آموزه های استادم بی تاثیر نبوده برای اون چیزهایی که به دست میارم احساس عدم لیاقت نمیکنم برعکس از خداوند میخوام که کارمو راحت تر از چیزی که الان هست الان مثلا سه ساعت در روز کار میکنم حتی ساده تر از این بشه و درآمده بیشتر بشه البته یکبار به یک سقفی در ذهنم برخورد کردم سقف درآمدی اما خیلی زود از خداوند خواستم که این سقف رو در ذهن من بشکنه و هدایتم کنه به آگاهی هایی و مثال هایی که اینکارو برام بکنند و خیلی زود مثال هایی رو دیدم که اون سقف ذهنی من تار و مار شد البته اینم بگم این احساس لایق بودن چیز های خوب که الان دارم نتیجه ی کار کردن بر روی دوره ی عزت نفسه و الان این حسو دارم اما باید بتونم در هر شرایطی این حس رو در خودم نگه دارم

    احساس قربانی شدن

    من قبل و حتی گاهی همین الان وقتی کارمو خیلی خوب انجام میدم و اما نتیجه اون چیزی نیست که انتظارشو داشتم یه حس خفیفی هست که اه گندش بزنن حقم این نبود اما حالا که فکر میکنم دقیقا یادم میاد اون حسی که بعد از این فکر داشتم اصلا حس خوبی نبود و میشد کاملا حس بد رو درک کرد و دقیقا بعدش شرایط به گونه ای پیش میرفت که من تمرکزمو از دست میدادم و اوضاع بدتر و بدتر میشد

    اگر بخوام از آخرین مثالی که یادم میاد بگم در محیطی که قبلا کار میکردم کار من بصورت درصدی بود من ماه اول خیلی خوب کار کردم و قشنگ رکورد درآمدی اون بخش از اون محیط رو شکستم ولی وقتی به تسویه حساب رسیدیم یک سری شرط و شروط برام گذاشت که از قبل بهم نگفته بود و من احساس خیلی بدی داشتم که ببین این همه زحمت کشیدی پولی که خودت ساختی رو بهت نمیدن ولی نتونستم ذهنمو کنترل کنم و در همون احساس بد موندم و نتیجه ای که به وجود اومد من همون کارهایی که ماه اول انجام دادم و نتیجه ی خوبی حاصل شد و حتی بیشترش رو انجام میدادم ولی درآمدم کم تر و کم تر میشد تا اینکه به صفر رسید و الان که استاد راجب این موضوع صحبت کرد فهمیدم که این از کجا نشات میگرفت و سعی میکنم در ادامه زندگیم حواسم بهش باشه تا این موضوعات دیگه نتونن به من ضربه بزنن

    و اینکه از بازی هایی که میکنیم و لذت میبریم و قوانین رو ازشون در میارم خب من عاشق بازی pes هستم و زیاد با دوستانم بازی میکنم و تمامی قوانین که استاد راجب بازی پینگ پنگ گفتن اونجا هم صادقه نتیجه میگیرم که قوانین خداوند بدون تغییره و همه جا این قوانین یکیه

    خداوندا بارها سپاس گذارم که من رو به این آگاهی های زیبا و کمک کننده هدایت میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1570 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستای بینظیرم

    من دقیقا این تجربه رو موقع بسکتبال بازی کردن داشتم

    من از کلاس سوم یعنی نه سالگی بسکتبال رو شروع کردم و تا کلاس 10 ام یعنی حدودا 16 سالگی بازی میکردم و بعد دیگه گذاشتم کنار و الان در سن حدودن 21 سالگی شروع کردم میرم با بقیه بچه ها بازی میکن (به صورت حرفه ای نه )

    یه مورد خیلیییی جالبی که بود این بود مه من به مراتب بهتر از سال هایی که حرفه ای بازی میکردم بازی میکنم یعنی با اینکه من 5 سال هیچ تمرینی نکردم ولی به مراتب بهتر بازی میکنم

    بعد که نشستم خودم و افکارم و رفتار هام رو آنالیز کردم دیدم من اصلا اون مهدی نیستم که وقتی توپو خراب میکرد یا یه موقعیت ساده رو گل نمیکرد به خودش صد تا فش میداد نه من الان اگه یه جا یه اشتباهی بکنم میگم فدای سرت اشکالی نداره و میرم که در ادامه بهتر عمل کنم و اون موقع هست که به طرز جادویی همه چیز برام پیش میره ، حرکت هایی میزنم که خداشاهده اصن خودم متعجب میشم و کل بچه ها وایمیستن دست میزنن و اصن یه ادم دیگه ای شدم تاکید میکنم من هیچ تمرینی در مورد بسکتبال توی این چند ساله نداشتم ولی روی خودم ذهنم تمرین زیادی کردم و نتیجه اینی شده که الان هست و من توی بستکبال هم عالی شدم

    اینجاست که بهتر میفهمم تفاوت مایکل جردن ها ، لبرون جیمز ها و بهترین بازیکن هارو با بقیه بازی کن های عادی

    مثلا یه صحنه ای بود که لبرون جیمز یه توپ خیلی ساده زیر سبد رو درحالی که امتیاز خیلیییییی حساسی بود از دست داد و این یعنی تا حدود 5 ثانیه دیگه تیمش میباخت ولی میشد واضح دید که خودش رو سریع بخشید اونم توی اون موقعیتی که تیمت عقبه و تو اون امتیازی که میتونست تیمت رو برنده کنه و خیلی ساده هم بود گرفتنش از دست دادی

    ولی اون خودش رو بخشید سریع و بعدش تویه شرایط خیلییییی سخت یه پرتاب 3 امتیازی کرد که میتونم بگم این خدا بود که تو‌پ رو توی سبد برد یعنی واقعا اون حرکت از خفن ترین حرکات تاریخ بسکتبال هست

    و نتیجه رو توی 5 ثانیه عوض کرد

    چی میتونه اون قدرت رو به ادم بده که اون پرتاب سخت رو گل کنه

    ایا روزی 10000000 تا شوت زدن

    یا کنترل ذهن

    جواب کنترل ذهن هست چون خیلییی از بازیکن ها هستن که روزی 1000000 تا شوت میزنن ولی تعداد کمی میتونن در شرایط سخت و زیر فشار و توی بازی اون رو گل کنن

    در واقع تمام بازیکن هایی که توی NBA هستن خارق العاده هستن و بینظیرن و بخاطر همین انتخاب شدن ولی اسطوره ها اونایی شدن که تونستن اون بازی عالی و اون مهارت و استعداد بینظیر رو توی بازی پیاده کنن و چه کسی میتونه اونو توی بازی اجرا کنه کسی که به ذهنش مسلط هست

    من دقیقا خودم دیدم که زمان هایی که حالم خوب هست و میتونم ذهنم رو کنترل کنم یه توپایی گل میشه یه پاس هایی میدم یه حرکت هایی میزنم که خودمم میگم واقعا من چطوری اون حرکت رو انجام دادم اون حرکت در سطح NBA بود

    ولی روزایی که نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم یه توپ ساده رو هم نمیتونم گل کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1503 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    درس هایی از بازی:

    *سعی کنیم از لحظه به لحظه ی زندگی خود تحت هر شرایطی لذت ببریم

    *هدف اصلی انجام هر کاری را لذت بردن نه برد و باخت قرار دهیم

    *قوانین را حین انجام هر کاری رعایت کنیم

    *خود و دیگران را در هر شرایطی تحسین کنیم

    *بازی کردن به ما کمک می کند رابطه ی عمیق تری با طرف مقابل برقرار و ایجاد کنیم

    *هر مهارتی قابل یادگیری است . فارغ از استعداد اگر برای تحقق اهدافمان عشق و انگیزه استمرار و تعهد قدم برداشتن و حرکت کردن داشته باشیم

    *یادگیری هر مهارتی اعتماد به نفس ما را برای تحقق سایر اهداف افزایش می دهد

    *در مسیر رشد و یادگیری با خود مهربان باشیم از خود توقع و انتظار بیش از حد نداشته باشیم بهبودهای کوچک اما مداوم و پیوسته را ببینیم تا سرخورده و نا امید نشویم

    *بازی کردن ذهن ما را برای حل مسائل خلاق تر خواهد کرد

    *می توانیم متوجه شویم هر فرکانسی چه پاسخ و نتیجه ای را در بر دارد و تاثیر ذهن بر نتایج را در همان لحظه متوجه شویم

    *کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت باعث می شود نتایج در لحظه به نفع ما تغییر کند

    *تمرکز بر نکات منفی و عدم کنترل ذهن باعث می شود نتایج در لحظه به ضرر ما تغییر کند

    *اگر بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم می توانیم زندگی خود را کنترل کنیم

    *اگر تمرکز خود را بر شکست هایمان قرار دهیم باعث می شود شکست های بیشتری را تجربه کنیم

    *اگر کنترل ذهن نداشته باشیم نمی توانیم از توانایی های خود بهره برداری کنیم

    *هنگام تحقق هر هدف تنها به قدم و حرکت بعدی فکر کنیم و تمرکز خود را از نتایج برداریم اینگونه می توانیم برنده ی بازی باشیم

    *به ظاهر نامناسب شرایط نگاه نکنیم سعی کنیم همواره بهترین خود را ارایه داده احساس خوب داشته باشیم و ذهن خود را کنترل کنیم تا نتایج به نفع ما تغییر کند

    *عجله کردن باعث می شود تمرکز ما از بین رفته و نتایج به ضرر ما حتی اگر امتیاز بسیار بیشتری داشته باشیم تمام شود

    *زمانی که انجام کاری به آسانی پیش می رود و ما احساس لیاقت و ارزشمندی نداشته باشیم اوضاع را برای خود سخت کرده و نعمت ها را از دست می دهیم

    *همواره انتظار داشته باشیم نتایج به نفع ما تمام شود

    *احساس عدم لیاقت در مورد هر هدف باعث می شود نتایج نامناسب و ناجالبی را تجربه کنیم

    *نسبت دادن عدم موفقیت به عوامل بیرونی باعث احساس قربانی شدن و گرفتن نتایج نامناسب می شود

    *احساس قربانی شدن در نهایت به احساس افسردگی ختم شده و باعث بازنده شدن و از دست دادن نتایج مثبت می شود در این لحظات باید بتوانیم ذهن خود را به خوبی کنترل کنیم

    *از قدرت کنترل ذهن در هر شرایطی به نفع خود استفاده کنیم

    *شور و شوق انگیزه داشتن و لذت بردن در هر لحظه از انجام کار مورد نظر فارغ از نتیجه ی آن باعث گرفتن نتایج عالی می شود

    *زمانی که احساس خوب داریم همه ی شرایط به نفع ما تمام می شود و آسان می شویم برای آسانی ها

    *در زمان حال نه گذشته و آینده زندگی کنیم اینگونه نه ترسی بر ماست و نه غمی: مومنان کسانی هستند که در لحظه زندگی می کنند

    * زمانی که در زمان حال زندگی می کنیم لاجرم اتفاقات خوب را تجربه می کنیم

    *از موضوعات ساده لذت ببریم تا احساس خوب و خوشبختی واقعی را تجربه کنیم

    *برای لذت بردن نیاز به گرفتن نتایج بزرگ نیست در هر لحظه می توانیم از زندگی خود لذت ببریم

    *تنها زمانی نعمت های بزرگ به ما داده می شود که بتوانیم از لحظه به لحظه ی زندگی خود لذت ببریم و سپاسگزار نعمت های خداوند باشیم

    *لذت بردن به جای حسرت حسادت احساس قربانی شدن گله و شکایت نتایج متفاوتی را برای ما رقم می زند

    *اگر سپاسگزار باشیم خداوند ظرف وجودی ما را برای دریافت نعمت های بیشتر بزرگتر می کند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 883 روز

    به نام خداوند جان افرین

    سلام به همه عزیزان

    حقا که شما دو عزیز، استاد هستید که این نکات رو از دل بازی پینگ پنگ دراوردین و این نشان از تسلط شما به قوانین و تطابق دادن همه زندگی با انهاست

    خداروشکر من زندگیم پر از ارامشه اما گاهی که ذهنم بهم ریخته فورا میبینم اتفاقات کوچک شروع به افتادن میکنه و همونجا سعی میکنم که از افتادن اتفاقات بعد با کنترل خودم جلوگیری کنم و به واقع احساس بد خیلی منو میترسونه چون کانسی کوئنس بد به دنبال داره . در وقع شده که مثلا کاری میپیچه یا با ارور در نصب ویندوز یا برنامه ای مواجه میشم سعی میکنم فعلا دست از کار بکشم و بعدا تلاش کنم که حالم خوب بشه. چون اون عمل در احساس بد نتایج بدتر و اشتباهات بیشتر و ناراحتی بیشتر به وجود می اورد

    و شده که در اتفاقی ذهنم رو خوب تونستم کنترل کنم و بلافاصله جهان به من جایزه داده و به خودم میگم جایزه خداونده

    و هی با خودم مرور میکنم

    مورد اول: رابطه بین احساس عدم لیاقت و از دست دادن نعمت ها:

    من نوجوانی خیلی چیزها رو ساده بدست میاوردم خیلی و همه چی داشتم اما میگفتم بقیه ندارن و دلسوزی میکردم که ندارن یا چرا من اینقدر کارام راحته و همون احساس عدم لیاقت که داشتم به خدا که از اون به بعد با اون تفکرات مسیرم سخت شد و از چاله به چاه میوفتادم و ازم گرفته شد.

    ماشین و موتور داشتم و اصلا قدرش رو نمیدونستم و ازش خسته شده بودم و به راحتی از دستش دادم و الان که بی وسیله هستم میفهمم چقدر ناسپاس و بی لیاقتی کردم.

    مورد دوم:احساس قربانی شدن

    با دوستام که مینشستم از دولت و سیاست مینالیدم و میگفتم که ما بدبختیم که تو این کشوریم . یا اون که اون رابطه رو داره و من که نمیتونم . یا اینکه کار نیست و من بیکارم و همه اینا منو به افسردگی بیشتر و ناامیدی سوق میداد.

    یا میگفتم خوشبحال طرف اینقدر وضعش خوبه که پسرش عشق و حال میکنه ولی ما که هیچی و روز به روز با این افکار بی پول تر میشدم

    در واقع تا قبل شنایی با استاد و دوره عزت نفس و احساس لیاقت نمیدونستم چه تاثییر مخربی داره و الان سعی میکنم بیشتر به نعمت های خودم و حال خوبم توجه کنم و همینطور با یاد اوری تکامل و نتایج الانم بیشتر انگیزه بگیرم که روی بهبود خودم کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    فاطمه دبیری گفته:
    مدت عضویت: 1669 روز

    بنام الله یکتاوهدایتگر

    سلام به استادخوشتیپ ومریم خوشتیپ وخوش لباس

    خداروهزاران مرتبه شکرت که این همه زیبایی رودارم میبینم استادومریم عزیزم چقدرخوش اندام وزیباشدین هزارماشاالله چقدرمریم جون اون شومیزوشلوارصورتی کنارساحل سفیدبهت میادچقدراستادبااون شلوارسورمه ای وتیشرت باخطوط آبی کناردریای آبی وزلال زیباشده اون عینک رنگی رنگی استادخدایاشکرت چقدرزیباست

    اون دریای زیباآبهای زلال وشفاف مردمی درصلح

    وآرامشی که درعین شلوغ بودن اونجاهستش واین عکس بدگراندفایل نگاه زیبای استادبه آسمون دیدن نمایش جت ها

    مریم جون معلومه استادم باهوشه خیلی

    استادخداروشاکرم که ازقبل شروع سال جدیدازفایلی که ازشمادیدم وکامنت یکی ازبچه هاکه درایام تعطیلات عیدنوروزروی خودت کارکنی شروع کردم به رفتن به پارکی زیبادرنزدیکی خونمون که اینم هدایت شدم استاد(سال قبل توی یه فایل گفتین برین دل طبیعت واونجاباخودتون خلوت کنین بنویسین ومن اون زمان توی یه روستانزدیک شهربودم ازحالت روستاخارج شده بودوحالت شهری هم نداشت جایی نبودبرم توی طبیعت بنابراین هم توی حیاط خونمون زیریه درخت کوچولوویه باغچه جمع وجورنوشتم خواسته هاوآرزوهام روهرروزتعطیلات عید1401)والان درایام تعطیلات 1402هدایت شدیم به مهاجرت توی شهردرنزدیک خونمون پارک بزرگ (حجاب مشهد)واونجابه قول آقای عطارروشن زیریه درخت که خلوتگاه اسمش گذاشتم هرروزنشستم وباخداصحبت کردم وازطبیعت ازکارگرهاکه هرروزداشتن چمن هامیزدن هرروزعلف های هرض دروکردن ازتک تک جایی که بودم درس گرفتم که هرروزبایدروی باورهامون کارکنیم علف های هرضش بزنیم وتوهمون روزهاهدایت شدم به فایلهای روزشمارزندگی من که توی فایلی استادگفتین درختان میوه نیازبه سم پاشی دارن ودرختان که میوه ندارن نه که توی پرادایس سیفی جات کاشته بودین ودوستتون گفته چقدرخوبه نتیجه هامثل این سیفی جات زودبدست بیادوشماگفتین نتایج اگربخوادمثل سیفی جات باشه زودم زمانش تموم میشه یه مدت کوتاهه امانتایج بلندمدت مثل نهال درخت میوه که میکاری زمان بیشترشایدببره امازمانی که به میوه برسه سمش بزنی علفهای هرضش بزنی نتایج پایداره لذت داره پای اون درخت بشینی ومیوه هاش بچینی بخوری استادمعجزات خداوندوحال خوب واحساس خوب زیادی بدست آوردم وهنوزم هرروزمیرم توی پارک پیاده روی میکنم وزیریه درخت زیبای شمشادمیشینم وباخدای خودم صحبت میکنم ولذت میبرم ازسکوت وآرامش بعضی روزهامیگم حالاامروزنمیرم کاردارم امانزدیک غروب که میشه (چون همیشه صبح زودمیرم )هوایی میشم یه حسی بهم میگه پاشوبرم لذت ببرومن استادعاشق دریاوزیبایی هاش هستم وازخداوندخواستم هدایتم کنه والان هرروزی که شماازفایلهای کناردریامیزارین تجسم میکنم این دریای زیبارو درخواست هام ازخداوندوگذاشتن این فایلهای زیبای شماهمزمان شده خدایاشکرگزارتم

    که استادم الگوی من ازحتی بازی کردن خودش هم درس میگیره وکنترلش کنه همه چی زیبامیشه استادواقعاکه همه چی ذهنه کارماهمین کنترل ذهنه خداروشاکرم بابت استادخوبم هدایتم به این سایت بینظیروالهی که ذهنمون کنترل کردیم وخداوندماروهدایت کردبه این سایت بینظیر

    استادگوش کردن قدم هفتم وهشتم ونهم دوره دوازده قدم همزمان شده بافایلهای روزشمارتحول زندگی من واین فایلهای زیبایی که شمااین روزامیزارین که همزمانیهازیباشده من روی خودم کارمیکنم ومیام انشاالله ازنتایج ومعجزات الهی براتون کامنت میزارم که البته وقتی ساعتهامیشینم لابلای چمنهابه دیدن گلهای ریززردرنگ که اندازه یه عدس میشه قدرت رشدوزیبایی ازخودشون دارن لذت میبرم این خودش ینی تغییرکردم ونتیجه گرفتم وذهنم دارم زیبابین میکنم خدایاشکرت که هرلحظه ماروهدایت میکنی به سمت زیبایی ها

    پروردگارارب من دلهای مارومثل این دریاوسیع ومهربون کن تاهمه درکنارمون ازوجودمون لذت ببرن و والگوی هزاران هزارانسان دیگرباشیم

    درپناه ربالعالمین شادوسربلندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    لیلای افسانه ای گفته:
    مدت عضویت: 1120 روز

    سلام خدمت تمام جانان

    بارها خواستم کامنت بزارم نتونستم از وقتی این فایلو دیدم دستام از هیجان لرزیده ،چقدر آگاهی !چقدر پیام !از کدوم بگم ،کدومو کمرنگ کنم ،دیروز کارهای بانکی به چه زیبایی انجام شدن ،مشتری و دوست قدیمیم زنگ زدن ومن مبهوت موندم ،هیجانمو چطور کنترل کنم وکامنت معنادار بنویسم ،سالها احساس قربانی شدن داشتم یه مرتبه چراغها روشن شدن ومنو ازاین تاریکی کشید بیرون ،به خدا حقیقته،واقعا صدای استاد دراین فایل در مغز استخوانم میره ومریم بانوچه کارداری میکنی نمیدونم،انگارقلبمو وذهنمو دارین باهم تصفیه میکنید ،چندین بار گوش کردم ،حرفهاتونو نوشتم اما کمه باید بلعیداین آگاهیهارو،خداروشکر برهیجانو ضربان شدید قلبم غلبه کردم وتونستم کمی وفقط کمی بنویسم اما آنچه احساس پروازم بود نشد

    به اون زیبایی وروشنی که استاد ومریم جان بیان میکنند نبود،اما قدمی بود در حد توان استخوانهای رنجور سالهای گذشته که تازه داره جون میگیره

    هزاران درود و سپاس به همه کسانی که میبینند و میخوانندو هستند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    بهارعزیز گفته:
    مدت عضویت: 2080 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استادعزیزم وخانم شایسته مهربان وهمه دوستان عزیزم

    خداروهزاران هزاربارشکر میکنم که واقعا شکرنعمت برنعمتم افزود.یکی ازکارهایی که اغلب روزهاانجام میدم تمرین سپاسگزاری هستش تمرینی که من صبح دیروزانجام دادم گردمعجزه آسای سپاسگزاری درموردافرادی بودکه ازاونهاخدمت دریافت میکنیم مثل شرکت‌های هوایی و….یکی ازاون ده نفری که واجب دونستم ازش تشکرکنم شمابودیداینجوری نوشتم؛دقیقاهمون جمله-استادجانم ازشمابی نهایت سپاسگزارم چون دست مهربان خداوندهستی تاهروقت ازمسیرخارج می شوم می آیی وکمکم می کنی وباعث حال خوبم می شوی سپاسگزارم استادجانم وگردمعجزه آساروازبالای سرم به سمت آمریکا فرستادم وپروردگارجان به واسطه سپاسگزاری برمن افزودوبعدظهربرامون این فایل بی نظیر روداخل سایت گذاشتیدبرخودم واجب دونستم که بیام ازتون تشکروقددرانی کنم چقدربهش نیازداشتم خودم نمیدونستم بادست خودم دارم هی اون اتفاقات که خودم رودرش قربانی میدونستم ادامه دارمیکردم وچقدرریزبایدبشیم تابه درکش برسیم فقط خداروهزاران هزاربارشکر میکنم که تومسیرهستم که میتونم هرروز بیشتربیاموزم ودرعمل ازآموخته هام استفاده کنم وخودم روهرجوری میشه به احساس خوب برسونم توهرشرایطی تااتفاقات خوب رخ بدن وادامه داربشن .خیلی خیلی سپاسگزارم ازتون وخداروشکرمیکنم برای وجودارزشمندتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 1073 روز

    به نام خدا

    ردپای18

    سلام استاد و خانم شایسته

    از وقتی که تصمیم گرفتم روزم رو با کامنتی در سایت به پایان برسونم ،زندگی من رنگ دیگه گرفت ،رنگ توجه به زیبایی ،فراوانی ،شکرگزاری، احساس خوب

    چقدر با این کلمات غریبه بودم

    وقتی به زندگیم نگاه میکنم شاید نجواهای بیاد برای مقایسه خودم با افراد دیگه

    قبلا این نجواها روز من خراب می‌کرد

    اما الان این نجوا ها که به سراغم میاد ،یاد مسیری که طی کردم میوفتم !یاد چیزایی که یاد گرفتم تا بزرگ بشم

    استاد عزیز اگه من این شرایط نمیگذروندم الان اینجا نبودم که حالم خوب باشه فارغ از هر چیزی ،قلبم آروم باشه،پشتم به خدا گرم باشه

    من ادامه میدم تا فاصله فرکانسی خودم رو طی کنم ،قربانی کنم ،تکامل طی کنم،علایقم پیدا کنم ،و رویام زندگی کنم

    ممنون که بهم یاد دادید به جای افسوس و قربانی بودن بفهمم علت شرایط گذشتم چی بوده و حالا باید چیارو عوض کنم

    درباره تاثیر فایل ها همین بگم که مدام هدایت میشم به طبیعت ،کلی هدیه دریافت میکنم،کلی انباکسینگ دارم ،دوست قدیمیم بهم پیام داد ،حتی چندین وسیله ای که دوست داشتم به راحتی خریدم ،از تاثیر ابزار هم بگم که این چند وقت همش دست به آچار بودمممم

    احتمالا بخاطر تحسین مریم جان به عنوان یک بانو در کار فنی بود که خودم هم وارد این داستان شدم

    خیلی اتفاقات خوب کوچیک و بزرگ زیاده ،بابتشون خداروشکر میکنم و از شما سپاسگزارم

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: