درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1 - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    722MB
    55 دقیقه
  • فایل صوتی درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    107MB
    55 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

717 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1391 روز

    سلام عرض میکنم‌ خدمت استاد مهربانم و خانم شایسته عزیز

    فقط میتونم بگم این فایل هم مثل بقیه فایلهاتون عالی و تاثیر گذار بود به خصوص برای من …چند روزه که باخودم درگیرم و منتظر هدایت پروردگارم هستم…و دائم خودم اذیت میکنم و فکرمو درگیر

    ولی با این فایل زیبا و آگاهی دهنده سعی میکنم ذهنمو آروم کنم‌ و از لحظات زندگیم لذت ببرم ایمان دارم که همه چیز به بهترین شکل در زمان مناسب اتفاق خواهد افتاد

    استاد ممنونتونم به خاطر همه ی آگاهی های خوب و عالی که به ما میدید تا طعم زیبا زندکی کردن رو بتونیم بچشیم.

    خدای مهربونم شکرت به خاطر حضور استاد خوب و مهربانم آقای سید حسین عباس منش

    در پناه خدای مهربان موفق و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1570 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم..

    هدایت الهی…..از طرف خداوند بر قلب تسلیم شده من…که مواظب باشم!….

    سوره کهف.آیه 27 تا 31.

    وَاتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتَابِ رَبِّکَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا

    و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.

    وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاهِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا

    با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می خوانند در حالی که همواره خشنودی او را می طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده ایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.

    وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا

    و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره ها را بریان می کند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا

    مسلماً کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده اند، تباه نمی کنیم.

    أُولَٰئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ ۚ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا

    برای آنان بهشت های جاودانی است که از زیرِ درختانِ [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تخت ها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته می شوند، و جامه هایی سبز از دیبای نازک و سِتبر می پوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.

    ……………………………………………………

    سلامی دوباره به نشانه الهیم..نشانه ایی که مدام داره بهم یادآوری میکنه که نرگس تو مسیر درستی..یادت باشه که نیفتی تو دام ذهن..

    کنترل ذهن..کنترل زندگی…

    اینروزا هر اتفاقی که میفته یکم ظاهرش ناجالبه…میگم حتما خیری از جانب پروردگار خدایا من تسلیم توام…

    و همین تعقییر نگرش خیلی ..خیلی بهم کمک کرده که بتونم توی مسیر درست قوی تر عمل کنم..

    این فایل از نشانها….تمام موًوعاتی که استاد شایسته عزیز و استاد عباسمنش عزیز تحلیل میکردن…منو به عمق زیادی از قانون احساس خوب و اتفاق خوب…..وادار نمود…

    تا یادم باشه و یادم بمونه در لحظه از این قانون استفاده کنم..

    یادمه اوایلی که وارد مسیر بیزنسیم شده بودم..هدایتهایی که میومد حالا یه اتفاق میفتاد که من درسها رو یاد بگیرییم..ذهنم فورا وارد عجله میشد..کار به جایی ختم میشد که من گریه میکردم..

    میگفتم نرگس…تو هنوز شخصیتت درست شکل نگرفته چرا گریه میکنی!،؟خیلی حساب باز کردی روی این مسیر…و وقتیکه خودمو جمع جور میکردم ندای بعدی میومد که کاملا بزارش کنار برو سراغ مرحله بعد…

    همین دیشب اومدم یکاری رو در جهت اهداف بیزنسیم انجام بدم…همون لحظه میخایتم بیفتم توی دام عجله…

    و سعی کردم اون لحظه کارمو بزارم کنار…دقیقا پاشنه من…توی همین نقطعه هست..که میفتم توی دام عجله ..و دام عجله احساس بد رو برام پیش؟میاره.

    عجله باعث میشه کارم خیلی اونچیزی که میخام نشه یسری دوباره کاری برام بوجود بیاد..

    و میخام سعی کنم آرامتر باشم..ذهنمو بیشتر کنترل کنم. و یعی کنم با آرامش بیشتر از قدرت هدایت برای پیشبرد کارهام استفاده کنم..

    و این موضوعیه که بسیار پاشنه دارم…عجله و زود انجام دادن کار…و در کنارش دوباره کاری و افتادن توی دام ذهن…

    ولی سعی کردم اینجا!ذهنمو کنترل کنم.حالمو خوب بگیرم بگم!!!این درس بزرگیه برای من تا عجله نکنم دوباره کاری بوجود بیاد..

    چون کار دوباره کاری…من سالها بخاطر این نگرش چقدر بخودم و انرژیم و حتی پولهام ضرر رسوندم..

    و میخام بازم روی این موضوع کار کنم…

    چون واقعا انسان عجولیم…بسیار شدید…

    الان خیلی خیلی خیلی بهتر شدم..ولی میدونم باید هنوز بهتر بشم…

    نکته بعد…..همین روز گذشته یه صحنه بچگی که یفردی از دیدن تلوزیون فلان کارتون دهه شصت..و فلان غذا و فلان زندگیها داشتن لذت میبردن..ایشون نوشته بود یاد کودکیامون که بی جهت شاد بودییم..

    چیزیکه خیلیا من میبینم مخصوصا توی زندگی زناشوییشون میگن کاش؟برمیگشتیم به زندگی مجردی!….

    همیشه همین موضوع برام سوال بود؟؟؟

    چه دلیلی داره…

    یفردی که میبینم زندگیش خیلی بهتر از خونه مدریش هست بازم شاکیه…

    استادم دقیقا همینه…

    همون استفاده نکردن از قوانینه….

    که همه ماها فکر میکنیم ا..اون ازدواج ..اون زندگی..من بهش؟میرسم خیلی خوشحال میشم..

    و وقتیکه شخصیتی درست نمیشه وارد اون بر فرض کاخم بشی…

    اون شخصیت از اون کاخم ایراد میگیره…

    چون همه چیز لذت بردن از داشتهاته..وقتی وارد یه مکان بهتر میشی…هم قدردان زندگی قبلت بودی…..در آینده قدردان بیشتر زندگی حالت میشی…

    چون قانون جهان لذت بردن در زمان حال هست..

    و شور شوق…..شور شوق..چیزیه که ما همیشه باید داشته باشیم…..

    هر روز که از خواب بلند میشم و نور آفتاب رو میبینم..میگم خدایا شکرت که بعد از یه خواب راحت بلند میشم و طللوعتو میبینم..

    خدایا شکرت بابت قلبم که میتونه اکسیژن رسانی کنه …

    و من توی مدتی که یه اتفاقی برامون پیش اومد..و خداوند منو وارد یه تمرین بزرگ کرد..اونجا فهمیدم….اونجا بهم رسوند..نرگس نگاه به اطرافت بینداز..

    افراد بخاطر یه نفس چه زجرها مبکشن..

    من فقط تعمق و گریه میکردم..

    افرادی که شبانه روز در حال دویدن کِش در رفته تنبانشون بودن…

    اونجاها فهمیدم که چقدر خوشبختم…استادم اونجا خیلی سپاسگزار اموزشاتون شدم..

    اگه من نرگس اون شرایط زندگی رو ادامه میدادم منم به همچنین شرایطی رسیده بودم…

    یه روز صبح زود طللوع خورشید رو با یه صحنه جسد یه فرد نوجوان دیدم..

    بخودم گفتم..نرگس اگه با این شرایط؟میمردی..الان چقدر از زندگیت راضی بودی؟

    خیلی اونجا سپاسگزار شدم…و همون روز چه درهایی برویم باز شد..که اون اتفاق بظاهر ناجالب برای افراد نزدیکم..هنوز که هنوز …چه وخامتهای براشون پیش اومد..

    ولی برای من با اون کنترل ذهنها چه شرایطهایی بوجود اومد…

    و من خوشبختی و اتفاقات خوب و استقامتها رو از درون اون ….اتفاقات بدست آوردم…

    واقعا …زندگی در هر لحظه روشو بهمون نشون میده…

    در صورتیکه بتونیم..از تمام لحظاتش بنفع خودمون بازی رو ببرییم…

    استادم!منم میخام امروز سعی کنم بیشتر در لحظه باشم و از داشتهایم سپاسگزار باشم..و بدونم طبق قانون الهی….اگه بتونم پیروی کنم چه درهایی برویم باز میشه..

    و یعی کردم زمان خاستهامو رها کنم با این باور..که خداوند بهترین همزمانیها رو ایجاد میکنه…

    خداوند میدونه چه زمانی چی برام خوبه…

    خداوند منو دوستداره..و کلا کارش هدایت و حمایت منه

    و همین باورها رو مدام دارم تکرار میکنم..که نرگس زندگی در حال هست…زندگی در همین نزدیکیه قدر تمام لحظاتتو بدون..

    مواظب پاشنه ات عجله باش..که اگه بهش بها بدی زود برمیگرده..

    اینروزا خیلی صبورتر شدم..

    خیلی آرامتر…خیلی بهتر میتونم ذهنمو در مقابل یه اتفاقی کنترل کنم..

    ولی….

    درسی که باید خوب بیاموزیم..اینه…که بیستر در زمان حال باشم…

    شکر خدا خاطرات خوب از گذشته دارم..حتی تضادهاش…

    ویکم توی ایتده نجوا دارم..که اونم سعی کنم بعد از این فایل به یاری الله بسپارم بخودش…و امروز رو بچسبم…

    و موضوع دیگه….

    که باید خیلی مواظبش؟باشم…توی زندگیم خیلی شواهدش هستم..که وقتی اینقدر زندگی خودم و روزهام اینقدر اتفاقات خوب برام پیش میاد. از زندگیم دارم لذت میبرم..

    وقتی اطرافیانمو میبینم که دارن سختی میکشن..ذهنم یجوری منو به یه سمتی میکشه..

    که نرگس بهش؟کمک کن…دقیقا روز گذشته همین موضوع وارد ذهن شد..درد و رنج یکی از شخص نزدیکم…

    دقیقا همین افکار باعث شد منم یجورایی حال ظاهریم بد بشه…و این یاداوری درد عضلانی در بدنم یاداور خداوند بود که بهم بگه!!!نرگس…بفکر خودت باش…کاری نداشته باش که تو در مسیر درستی ..بزار بهش کمک کنم..

    و هر بار ذهنم میگفت….گفتم نرگس!!اشتباه نکنیا..که بیفتی توی دام شیطان..و خودت ضربه بخوری..

    اون خدایی که توی درون اونه…

    اون خدا بهش؟کمک میکنه طبق باورای خودش..اینقدر با ذهنم صحبت کردم دیگه رفتم پیاده روی…

    .واقعا ..

    هر چقدر درونمو میشکافم..بیشتر میدونم باید روی خودم و ذهنم کار کنم…

    و سعی کنم…زندگی روان خودم و حال خوبم و لذت بردنمو نخام مثل حرفهای استاد شایسته کم بگیرم..که خودمم مثل اون شخص بشم.‌‌..

    و این باور رو بخودم بقبولونم…که ما روح هایی جدا هستیم..درسته که اون خواهر یا بردار یا همسر یا پدر و مادر و فلان هست…ولی من باید فقط روی خودم و افکار خودم کار کنم و کاری بهیچکسی نداشته باشم..

    بقول مثال قدیمیا!میگن هر کسی رو توی قبر خودش؟میخوابونن!!!

    یعنی هر کسی اعمال خودشو میبینه….و ما نمیتونیم و قدرت ندارییم به کسی کمک کنیم..تا زمانیکه خودش؟خودشو نمیتونه خوشبخت کنه..

    اینم یه پاشنه سردسته اول منه..مخصوصا ایتروزا که من در این حوالی هستم…

    خیلی خیلی دارم خودمو کنترل مبکنم.و میدونم باید این کنترل همیشگی باشه!

    …در نهایت

    خداوند را شاکرم که در مسیر کنترل ذهن و کنترل زندگی هستم… و لطف خودش همه تصمیمات به تعویق افتاده.مو سعی میکنم انجام بدم..

    و قدم به قدم پیش ببرم کارمو…

    و هر لحظه از خداوند هدایت بخام برای آسانیها.

    الحمدالله رب العالمین….

    خدایا یاریمان کن که همیشه بتونم توی مسیر تو پایدار بمانم.و بتونم جوانب زندگیمو هر سری بهتر و بهتر کنم!!!الهی امین..

    الهی شکرت بابت یه روز زیبا و یه صلات جانانه…که بقول آیه کهف..سرمو کنم توی خورجین خودم و باورهای خودم…و سعی کنم هر لحظه بهترین خودم باشم….

    انشالله!!!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    آرزو دادفر گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    سلام خانم شایسته عزیز واستاد خوش اندام وخوشتیپ

    خانم شایسته چه لباس خوشگلی پوشیدین واییییییییییی

    من کلی کیف کردم

    خوشم میاد برای خودم هم بخرم رنگ وطرحش زیباست

    بهتون هم میاد

    بافضای زیبایی که هستین زیباتر هم شده

    چه آسمون خوش رنگی

    دریای زیبا

    من چند وقته به همسرم پیشنهاد دادم بریم

    کنار دریای بابلسر چادر بزنیم

    شب بمونیم

    آتیش درست کنیم دورهمی کیف کنیم

    همین الان حس خوشگذرونی ش داره میاد تو وجودم

    متشکرم از حس زیبایی که در من ایجاد کردید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    حاج عباس گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عباسمنش و استاد شایسته

    و سلام به همه دوستان

    گاهی کامنت دوستان رو که میخونم یاد دانشجویان سال اول پزشکی می افتم

    دانشجویان سال اول پزشکی ، وقتی تازه با بیماری‌ها و علایم ان‌ اشنا میشوند

    هر علامتی در بدنشون حس میکنند اون رو ربط میدن به بیماری و خودشون رو معدن امراض میبینند

    مثال: اگه احیانا شصت پاش درد بگیره. میگه نکنه از سیاتیکم باشه ؟؟؟؟!!!

    یه سردرد خفیف میگیره میگه نکنه میگرن دارم ؟؟؟!!!!

    از گرسنگی ضعف میکنه و معده‌ش درد میکنه حس زخم معده میگیره!!!!

    از این دست مثال‌ها زیاده

    الان هم استاد این فایل رو اماده کرد…

    همه دوستان دچار عدم لیاقت و قربانی شدن به خود گرفتن

    ما تازه واردها که با قانون آشنا نیستیم بازی شروع نشده ، سه هیچ عقبیم

    کانه هیچ اراده‌ای و لیاقتی نداریم

    دوستان با سابقه و به قانون آشنا هم به شدت در تشخیص جایگاه فعلی خودشون و ربط دادن اتفاقات و هم زمانی‌ها دچار اشتباه میشوند و ماست رو با قیمه قاطی میکنند

    در حالیکه باید بدونیم فرکانس‌ها ضعف و قوت دارند یا به اصطلاح کوتاه و بلند هستند. گاهی موقت هستند

    موقت مثلا در سفر؛ وقتی با یکی مثل خودمون همسفر میشویم در مدت کوتاهی هم فرکانسیم

    دلیل نمیشود هر رابطه‌ای به جدایی ختم شد و یا به هر مشکلی برخوردیم احساس عدم لیاقت و قربانی شدن به خود بگیریم

    مثال: دختر پادشاه در ستاره قطبی خود مینویسد دوست دارم امروز وقتی با خدمه ها برای تفریح و گردش به طبعیت میروم یک اتفاق خوب و جالب را تجربه کنم !!!

    جالب اینجاست که در طبعیت با یک چوپان خوش ذوق و نوازنده نی برخورد میکند و چند ساعتی با چوپان به گفتگو می نشیند و هردو از این اتفاق خوب مسرور میشوند

    و بعد از ان دختر پادشاه قصد بازگشت میکند !!!

    آیا چوپان باید احساس عدم لیاقت و قربانی شدن بکند ؟؟؟

    البته که نه این دو برای مدت کوتاهی هم فرکانس شدن آن هم به خاطر درخواست دختر پادشاه در ستاره قطبی

    دختر پادشاه و چوپان در مدار طبعیت گردی و تفریح هستند ولی در مدار ثروت نیستند

    در مدار روابط نیستند ووو

    پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مژگان ز گفته:
    مدت عضویت: 1567 روز

    بانام ویاد الله یکتا

    خدایا شکرت برای اینهمه نعمت وزیبایی

    بازهم یه روز زیباوآگاهیهای عالی از طرف بندگان خوب خدا،استاد عباس منش ومریم عزیز.

    چقدر از شنیدن ودیدن این قسمت لذت بردم،حس وحال مثبت گرفتم ومطالب جدید وخوبی رو یاد گرفتم،خداروشکر.

    این مناظر خوشرنگ وعالی روح آدم رو مینوازه و انرژی مثبت وحال خوبی رو ایجاد میکنه،چشمهام رو که میبندم،خودم رو دراونجا کنار دریای زیباوپاک با آب وهوای اونجا تجسم میکنم چقدر رنگ وطراوت وزیبایی وفراوانی وحال خوب،انگار که مریم عزیز واستاد رو از نزدیک میبینم ،از اینهمه حال خوب،نعمت وفراوانی،رها بودن وخوشحالی وزیبایی لذت میبرم،یه مکان امن،شادوبدون استرس،اینهمه حرف شیرین وخوب،خداروشکر.

    مطالب جالب وعالی وروح نوازی دراینجا مطرح شد واستفاده بردیم،چقدر خوبه که دراین سایت میتونیم اینهمه اطلاعات وحال خوب رو داشته باشیم،توی زندگی ماشینی وگاهاً درهم برهم امروزی چقدر حالمون خوب شد ،خداروشکر .

    اینکه یه شخص خودش رو قربانی بدونه وخودش رو گول بزنه که اشکال از من نیست ،من هیچکاری برای تغییر حالم وزندگیم نمیتونم انجام بدم،درست مثل اینکه یه تی شرت ولباس تنمون بکنیم که روش نوشته من یک قربانی هستم،بپذیریم ونخایم کاری برای بهتر شدن وعوض شدن زندگی که ازش راضی نیستیم انجام بدیم،خودمون حال بد رو بپذیریم،دیگران هم نگاه کنند ودلسوزی کنندبرامون،چه شرایط وزندگی بدومنفی ومصیبت باری.

    این فایل یه تلنگر برام بود که میشود طبق قانون زیبا، بهترین زندگی رو درهمین زمان داشته باشم.

    جملاتی که دراینجا گفته شد خودِخودِ خوشبختی وسعادت وراه درست بود.

    باید صبح که ازخواب بیدارمیشیم بعد یه لبخند ازته دل وخداروشکر کردن برای سلامت وخواب راحت شب گذشته،با خودمون بگیم همین امروز رو خوب وعالی زندگی کنم ،امروز حال من وحال دلم خوب وعالی باشه،دیروز که گذشت ودرگذشت،فردا هم که هنوز نیومده وحتماً اگه خدا ومن بخوایم عالی میشه(که میخایم)

    درحال حاضر یه روز زیبا ویه برگ نانوشته وسفید درمقابلم هست که باید امروز رو بنویسم،نقاشیش کنم ورنگش کنم،لذت ببرم ولذت ببرم،همین.

    خدایا شکر که این فایل زیبا وحرفهای زیبا رو شنیدم وبازهم به من یادآوری شد که:

    آسوده وراحت،با آرامش ودلی مطمئن،با آگاهی ودید شاد وخوب به دنیا وخودم نگاه کنم،ذهنم رو درمسیر درست کنترل کنم،احساس لیاقت وشایستگی داشته باشم،روی عزت نفسم بیشتر کارکنم،احساس قربانی شدن واجبار نداشته باشم،ازبازی وورزش درس بگیرم ولذت واستفاده ببرم،از روابطم بادیگران شاد باشم وبهره ببرم .

    خداروشکر که میتونم بهرچیز که دوست دارم فکر کنم،تجسم کنم وهدفگذاری کنم،میتونم بهر چیز که میخام برسم وآرام وشاد وسلامت باشم،خداروهزاران بارشکر.

    از الله یکتا برای استاد،مریم جان،دوستان دست اندر کار سایت وهمه دوستان که همراه هستیم،موفقیت وسرافرازی خواهانم.خداروشکر سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    آیدا رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام عزیزانم وقتتون بخیر امیدوارم حال دلتون عالی باشه که بزرگترین نعمت حال خوبه

    به قسمت توپ های جادویی خانم شایسته عزیز که رسیدم دیگه طاقت نیاوردم و اومدم شروع کردم به نوشتن…دلم خواست بگم که چقد این بانو جذاب و دلنشین هستش چقدر زیبا پراز شور شوق صحبت میکنه و درعین حال صحبت های ایشون خیلی زیاد گیرا هستش واقعا از ته دلم ایشون رو ستایش میکنم…و شما استاد عزیز حدودا ده دقیقه از این فایل گذشته بود که باخودم گفتم اخه یه ادم چجوری میتونه از هرمسئله کوچیک روتینی یه موضوع جذاب مرتبط با کارش پیدا کنه و بیاد راجبش صحبت کنه و انقدر تاثیر گزار هم باشه صحبت هاش…این فایل واقعا توانمندی شمارو نشون داد از خلق نتایج از کوچیکترین فرصت‌ها…فرصت هایی که شاید ما تو زندگی خودمون نبینیم و جدی‌شون نگیریم…چونکه بنظر ما کوچیکن،کم‌اهمیتن…شما از هرفرصتی برای ارتقا کارتون و البته ارتقا دانش بچه های سایت استفاده میکنین قلبا و باتمام وجود از شما استاد عزیزم تشکر میکنم…الحق که شما بینظیرید و یک الگو عالی هستین برای من و دیگران…

    شادو موفق پیروز باشید ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سید عادل موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز

    خواستم تشکر بکنم بابت نکات فوق العاده ای که در این فایل اشاره کردین مخصوصا نکاتی که در انتهای فایل درباره زنگی در لحظه بهتر بگم لذت بردن از زمان حال واقعا ممنونم از شما

    استاد یک خواهش داشتم که درباره همین موضوع لذت بردن از زمان حال فایل های بیشتری آماده کنید تو قسمت دانلود ها یک دسته جدیدی اختصاص بدین به همین موضوع که ما بیشتر این موضوع رو روش کاربکنیم و بیشتر به خودمون یادآوری بکنیم.

    حتی اگر براتون امکان داره دوره ای آماده کنید براساس لذت بردن از زمان حال که ما مثل دوره های فوق العاده دیگه ای که تو سایت برامون گذاشتین ما بهاش رو بپردازیم و استفاده کنیم

    البته شما در دوره جهان بینی توحیدی یک جلسه درباره قانونی که اگر از شرایطی که داری لذت ببری طبق قانون هدایت میشوی به شرایط بهتر توضیح دادین و سپاسگذارم از شما

    باز اگر امکانش هست بصورت جامع تری دوره ای بر این اساس آماده کنید که خیلی عالی تر خواهد شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مریم السادات هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    به نام خداوند هدایتگرم که در همین نزدیکی ایست

    سلام به استاد گل تحسین کنندم و مریم عزیز

    دیروز از طریق یوتیوپ هدایت شدم به این فایل فوق العاده و مهر تاییدی بود بر اتفاقاتی که تا آن لحظه برای خودم خلق کردم…خدا سربع مچ منو گرفت و نشاند روی صندلی و گفت این فابل دو ببین بعد باهم حرف میزنیم

    به خدادکه دیوانه شدم از این فابل

    من دیروز همینکه وارد محل کارم شدم نمیدونم چرا قاطی بودم!!

    خلاصه به اصطلاح خودمون پرم یکی از همکارانم رو گرفت بعد دیدم یه پیام برام اومده که اونم منو عصبانی کرد خلاصه همینطوری داشتم میرفتم جلو بعد با همکارام جدی حرف زدم یعنی عصبانی شدم و یه جواب تند و تیز بهش دادم و حالشو به قول خودم جا آوردم

    همون موقع دیدم خدایا یه فایل اومد یوتیوپ سریع دفترم و برداشتم و رفتم برای خودم در گوشه ایی انگار میدونستم دارم چیکار میکنم به خودم اومدم و رفتم..خدای من پروردگارم داری بهم میگی دلیل همه اتفاقاتی که امروز از سر گذروندم و تمام اتفاقاتی که این مدت داشتم…داری چی بهم میگی عشقمممم من عاشقتممم عزیزمهربونم..یاور همیشه در صحنه من ای کسی که گفتی از رگ گردن نزدیکترم و اجابت میکنم اجابت در خواست کننده رو..خدایا شکرت…با اینکه بارها شنیده بودم قوانین جهان رو توسط استاد عزیز و مریم جانم اما انگار اولین بار بود اینارو میشنیدم…خدایا پس بگو چرا…پس بگو چرا اون موقع که آسون شدم برای آسونیا شک کردم و گفتم مگه میشه و دیدم همه چیز خاموش شد نعمتها تمام شد..من روزهایی در آمدی که توی اماه میتونستم بسازم رو توی نیم ساعت ساختم یا نصف اون مبلغ رو بارها توی 1 ساعت یا مشتری پشت مشتری و اینکه افتادم به حساب کتاب کردن و استرس و اینکه نکنه نشه یا مگه میشه اینقدر راحت باورم نمیشد و دیدم با چشمای خودم دیدم و تجربه کردم که تمام شد نعمات راحت ….الان میفهمم چرا به خدا که نمیدونستم تازه من که ادعام میشد قوانینو بلدم دیگه….

    یعنی من نمیدونم به چه زبونی از شما تشکر کنم عزیزانم

    تحسین خودم حتیییی با کوچکترین کاری که میکنم ..به قول مریم گلی با کوچکترین ری اکشن خودشو تحسین میکرد خببب من چرا نکنم..فقط برای 1 روز حالتو خوب نگهدار و احساستو خوب کن و خوب بمون و لذت ببر

    با خودم قرار گذاشتم از چندین ایستگاه قبل از محل کارم پیاده بیام تا محل کارم و لذت ببرم از قدم زدن و دیدن زیبایی ها و تحسین کردن آنها.من در محله ایی کار میکنم پراز درختان زیبا و سبز هوای عالی و تمیز..درختان میوه در مسیرم.حتی جلوی درب محل کارم یه ایوان بزرگ هست که اطرافش باز درختان بزرگ زیبا و 2تا درخت توت یکی سفید ویکی قرمز ترش..من میام توی ایوان از صدای پرنده ها لذت میبرم چای مینوشم.کافی مینوشم و غرق در این زیبایی و صدای پرندگان میشم.خدایا شکرت که لایق این فضا هستم جایی که خودم دوس داشتم تجربه کنم

    اینکه حس قربانی بودن تنها تورا قربانی تر میکنه و فرو میبره در احساس قربانی بودن و خشم و نگرانی و کینه پس نکن گلم نکن این کارو با خودت..فقط برای امروز در لحظه باش و کارهایی رو انجام بده که لذت میبری ازش

    اینکه تصمیم گرفتم از عجله دست بردارم از همین دیروز که این فابل رو دیدم .من جوری راه میرم که انگار کسی دنبالم کرده همیشه عجله داشتم و خودم متوجه نبودم و عادت شده بود برام.از دیروز تصمیم گرفتم و امروز اجرایی کردم و اینکه عجله رو از غذا خوردنمم برداشتم ..اونجا هم خیلی عجله میکردم امروز انجامش دادم.و تمرینم این بود که فقط برای امروز عجله نکن و آرام باش

    خلاصه جونم بگه که کلی احساسم عالی تر شده از دیروز..به خدا همان دیروز که این فایل رو گوش میدادم یهو دیدم پیامی عاشقانه و پراز احترام از همسرم آمد..البته بین ما همیشه احترام و عشق هست اما دیروز یه جوری بود که بیشتر لذت بردم.خلاصه مشتری بود که تماس میگرفت و پیام میداد برای دریافت خدمات من..خلاصه استاد جانم همیشه میگن از همون لحظه که شروع میکنی اتفاقات و تغیرات شروع میشه ابنم از نشانه هاش که بارها شاهدش بودم و هستم

    مریم جانم خیلی دوست دارم ازت ممنونم که اینقدر به نکات کلیدی اشاره کردی..منم تاحالا پینگ پنگ بازی نکردم اما خوشم اومده که امتحانش کنم.از اجرای این لذت بعدا براتون مینویسم که بعد از انجامش چی شد

    خدایا هزاران هزار بار ازت سپاسگزارم که باز دستمو گرفتی و هدایتم کردی به سرعت که بیشتر خارج نشم از مسیر.عاشقتم و عاشق این هم زمانیهاتم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1982 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    درود بر شما استاد عباسمنش عزیز️

    شما عشق منی

    استاد جان این فایل پر از نکات مثبت بود، جدا از اینکه تصاویر فوق العاده ای داشت مطالبی هم که روی این فایل صحبت شد بی نظیر بود و میشد برای هر مطلبی که تو این فایل عنوان شد ساعت ها صحبت کرد و مثال های فراوانی آورد

    من سعی میکنم به نکاتی که تو این فایل اشاره شد تا جایی که ممکنه و خاطرم هست خلاصه وار بگم

    در مورد تحسین کردن دیگران باید بگم که مریم بانو از شما به عنوان یک الگوی مناسب اشاره کردن و گفتن که چقدر عالی حمایت میکنید و تحسین میکنید حتی کوچکترین بهبودها رو به طرف مقابلتون میگید و باعث میشید که طرف مقابل حالا هرکسی که میخواد باشه در خودش احساس اعتماد به نفس و احساس لیاقت کنه و بهبود ببخشه، من در جایی شنیدم که میگفتن اگه میخوای به بچه ای چیزی بدی بهش اعتماد به نفس بده نه پول و ثروت بعد ببین اون شخص چطور رشد میکنه و برعکس اگه میخوای اون بچه در خودش احساس ناامیدی کنه هرچقدر میخوای بهش پول بده ولی اعتماد به نفسشو بگیر بعد ببین اون بچه چطور نابود میشه ، این قضیه در رابطه عاطفی به شدت مهمه و من الان بهش رسیدم دارم درک میکنم که چقدر تحسین کردن طرف مقابلمون تو رابطه میتونه حیات بخش باشه، من فکر میکنم بخصوص برای خانم ها که دوست دارن تحت حمایت باشن و مردی از نظرشون جذابه که بهشون پر‌ و بال بده

    موضوع بدی هم بازی بودن در رابطه ست، این خیلی عالیه که با شخصی که در رابطه عاطفی هستیم هم بازی هم باشیم یعنی اون ویژگی فعال بودن و انجام دادن تفریحات‌ حرکتی ورزشی رو با کسی به اشتراک بذاریم که تو رابطه هستیم و این به نظرم باعث استحکام و بهبود اون رابطه میشه

    موضوع بعدی استمرار در حرکته که خیلی مهمه برای هر فرد اینکه بتونیم حرکت کنیم فارغ از اینکه در چه شرایطی هستیم فارغ از اینکه اصلا تو اون کار یا فعالیت استعداد داریم یا نه یا قبلا انجامش دادیم یا نه ، فقط باید جسارت خودمونو نشون بدیم ایمانمونو نشون بدیم و حرکت کنیم و استمرار در حرکت باعث میشه از یک شخصی که چیزی بلد نبوده به کسی تبدیل بشیم که کاملا حرفه ای شده و این قضیه هیچ ربطی به استعداد نداره ، تمرین و ممارست باعث میشه تو هر کاری حرفه ای بشیم

    موضوع بعدی با خودمون مهربون باشیم و توقع بی جا از خودمون نداشته باشیم، اگه تو یه کاری از فردی یا افرادی ضعیف تر هستیم اول به خودمون بگیم که من نمیدونم اون فرد یا افراد تو چه مداری هستن و چه مسیری رو طی کردن و نباید خودمو با اونها مقایسه کنم دوم از خودمون توقع نداشته باشیم که یه شبه به سطح اون افراد حرفه ای برسیم یا انتظار داشته باشیم که بدون تمرین یه دفعه از صفر به صد برسیم بلکه کوچکترین پیشرفت هامونو ببینیم خودمونو تحسین کنیم تمرین کنیم و هربار که یکم بهتر شدیم از خودمون تعریف کنیم و سعی کنیم هربار یه ذره بهتر باشیم نه بیشتر فقط یه ذره همین یه ذره ها از ما فردی در سطح حرفه ای میسازه

    موضوع بعدی موفقیت دیگرانو انکار نکنیم، اگه دیدیم کسی به موفقیتی رسیده تحسینش کنیم و براش آرزوی موفقیت کنیم چون اولین فایده ای که برای ما داره اینه که آرزوی موفقیت برای دیگران اول اثرش به خودمون برمیگرده ، انکار موفقیت دیگران باعث میشه خودمون هم نتایج خوبی نگیریم، حس حسادت همه ما داریم ولی اگه بتونیم کنترلش کنیم میتونیم دیگرانو تحسین کنیم و برای خودمون هم از جنس همون اتفاق میفته چون تمرکزمون رو اتفاقات مثبته

    موضوع بعدی کنترل ذهنه، که توضیحات عالی تو این فایل دادید، هر چقدر ما در گذشته بمونیم و به خاطر اتفاقات گذشته ناراحت باشیم ، نتونیم تمرکز کنیم و ذهنمونو کنترل کنیم ، از جنس همون اتفاقات وارد زندگیمون میشه تا جایی که خودمون برگردیم بگیم دیگه بسه ، من نمیخوام بهش فکر کنم، البته که خیلی ها زیر چک و لگد جهان حاضرن له بشن ولی باورهاشونو تفکرشونو تغییر ندن و فکر کنن یه عاملی از بیرون باید بیاد زندگی‌شونو تغییر بده، در صورتی که اگه بتونیم در لحظه زندگی کنیم در هر شرایطی هستیم حالمونو خوب نگه داریم به جنبه های مثبت زندگی مون و اتفاقات زندگیمون توجه کنیم اون موقع ست که نتایج تغییر میکنه؛ اگه احساس بدی داشته باشیم به خاطر اتفاقات بدی که برامون افتاده ، اتفاقات بعدی هم بد خواهند بود و این قانون خداونده، کسی پاداش هارو دریافت میکنه که بتونه تو شرایط بد حالشو خوب نگه داره البته که این قضیه تکامل میخواد خوندن زندگی افراد معروف چه تو عصر حاضر چه تو قرآن پیدا کردن الگوی مناسب و تمرین کردن رو خودمون؛ سعی کنیم امیدوار باشیم و برای بهتر شدن تلاش کنیم از حرکت دست نکشیم کسی رو مقصر ندونیم و از خدا بخوایم که کمکمون کنه، و اگه اشتباهی کردیم ازش درس بگیریم تکرارش نکنیم و نگاه نکنیم به ظاهر شرایط اینکه داره بد پیش میره فقط سعی کنیم تو لحظه باشیم و از همون لحظه لذت ببریم چون اگه کنترل ذهنو و تمرکزمون رو از دست بدیم اون موق شرایط بدتر میشه

    موضوع بعدی احساس لیاقته، اونجا که شرایط داره خیلی راحت و آسون برامون اتفاق میفته باتوجه به باور های مخربی که داریم فکر میکنیم الان چرا باید انقدر اتفاقات راحت واسم بیفته و ذهن میزنه همه چیزو خراب میکنه چون قبلا شنیده یا دیده که باید با زجر و‌سختی به خواسته هامون برسیم اگه یه چیزی راحته یا ارزونه حتما مشکلی داره، یا تو فیلما نشون دادن که طرف با کلی زجر و سختی به جایی رسیده و ذهنمون تو شرایطی که خوب داریم پول در میاریم یا رابطه خوبی داریم یا چند وقتی هست بدون مشکل جسمی داریم زندگی میکنیم میزنه همه چیزو خراب میکنه و این برمیگرده به احساس عدم لیاقت، باید خودمونو لایق بهترین ها بدونیم خودم قبلا‌یا همین الان هم احساس لیاقت کمی داشتم ولی الان بهتر شدم بازم نیاز داره کار کنم، الان به خودم میگم من لایق اینم که غذای خوب بخورم لباس شیک و برند بپوشم از یه فروشگاه بهتر خرید کنم تو خیابون های بالا شهر قدم بزنم، مثلا بیشتر وقت ها که میخوام به ماشینم بنزین بزنم میرم‌پمپ بنزین بالا شهر ، یا وقتی میخوام ماشینمو تمیز کنم سعی میکنم ببرمش کارواش و اونم کارواش های بالاشهر، یا برای خرید برم فروشگاه های زنجیره ای بزرگ که این قابلیت رو داره خودم کالاهایی که خریدمو بارکد بزنم و پرداخت کنم چون حس لیاقت بهم میده که من مهم هستم و احساس اعتماد به نفس بیشتری بهم میده، یا مثلا یه موقع هایی که ذهنم نجوا میکنه که با کسی بحث‌کنم به خودم میگم که من ارزشمندم و لایق این نیستم که با کسی بحث‌کنم،

    موضوع بعدی احساس قربانی بودنه، این مورد جدیدا برام پیش اومده که من تو شرکت داشتم خوب کار میکردم که براساس یه اتفاقی یه مزیتی چند ماه ازم گرفته شد و من به خودم میگفتم نباید این اتفاق واسم میفتاد حق من خورده شده و این نجواها بود که من باید حقمو بگیرم ولی وقتی دیدم دارم زور میزنم و میخوام بجنگم با این موضوع کار داره بدتر و سخت تر پیش میره برام نه تنها نتیجه ای نمیگیرم بلکه دارم احساس خودمو بد و بدتر میکنم، به خودم گفتم ببین عزیزم این اتفاق افتاده حالا هرطوری بوده ، حتما خیری توش هست و تو خبرنداری شاید اتفاق بدتری قرار بوده بیفته و خدا جلوشو گرفته ، آرامشتو حفظ کن به جنبه های مثبت کارت فکر کن و اجازه بده خداوند همه چیزو درست میکنه ، تو درس این قضیه رو بگیر و حرکت کن، همه چیز به موقع درست میشه

    موضوع بعدی شور و شوق هستش وقتی که ما شور و شوق داریم برای انجام کاری ، جهان هم شور و شوق نشون میده به ما، ولی وقتی بی حرکتیم و شور و شوقی نداریم جهان هم چیزی برای ارائه به ما نداره، پس سعی کنیم با اشتیاق کارهامونو انجام بدیم و بعدش ببینیم که جهان چقدر عالی کارشو انجام میده

    استاد جان صحبت ها طولانی بود ولی من سعی کردم که خلاصه کنم و مطالب مهمو اشاره کنم ، از خدای مهربون سپاسگزارم بابت این همه آگاهی که به ما میده

    استادجان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    زهرا محمودآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    سلام میخوام در مورد یک پاشنه آشیل باهاتون صحبت کنم

    احساس قربانی بودن نمیدونم چرا این همیشه توی ذهنم بود که تو حتما باید مریض باشی یا یه چیزیت شده باشه تا بقیه بهت توجه کنن یا همیشه باید توی حال بد یا وضعیت نامطلوبی باشی تا مورد توجه قرار بگیری و این مورد توی روابطم بشدت کیفیت روابط منو آورده بود پایین

    تا اینکه من دیدم این باگ توی ذهنیت و شخصیت من باعث شده که من روابط خوبی رو تجربه نکنم یا مثلا رابطه ی خوبی دارم بخاطر همین مورد خراب بشه چرا چون حس قربانی بودن از احساس کمبود از عدم اعتماد به نفس میاد همه اینها حس بده و طبق قانون احساس بد = اتفاقات بد

    هربار بدتر میشد و من نه تنها توجهی نمیگرفتم و بدتر هم میشد و روابطم بهم میخورد

    من این باور رو تا حد زیادی روش کار کردم و به جایی رسیدم که مثلا دوستام یه دفعه میان و میگن زهرا دوستت دارم

    و خودشون هم میگن الان خواستم بهت بگم

    بهم کلی محبت و ابراز علاقه میشه در صورتی که من مشغول کارهامم یا اصلا حواسم نیست

    از طرف خانواده توجه مثبت زیادی دارم به طوری که وقتی من توی اتاقمم بدون اینکه من درخواست بدم برام چای یا میوه پوست میکنن و میارن

    اینها همه از نتایج اصلاح این باوره

    اینکه چجوری اصلاحش کردم روی اعتماد به نفس و خود دوستی کار کردم و فهمیدم لازم نیست برای دوست داشته شدن کاری انجام بدم یا مریض بشم یا برام اتفاقی بیفته

    من همینجوری دوست داشتنی هستم

    مثلا یکی از عکس های خودم رو برداشتم و روش نوشتم خدایا شکرت برای آفرینش من دوست داشتنی و این عکسم رو روی بکگراند گوشیم و مدت زیادی گذاشتم پروفایلم انقدر تکرار کردم که باورم شد و ذهنم که در مورد دوست داشتنی بودنم ارور منفی میداد باهام راه اومد که ببین تو دوست داشتنی هستی همینجوری دوست داشتنی هستی و الان جوری شده که بهم میگن زهرای دوست داشتنی عزیز و با القاب زیبا منو صدا میزنند که خیلی خوبه

    یکی دیگه از کارهایی که کردم برای پذیرش خودم

    این جمله هارو مدت زیادی برای خودم تکرار میکردم مینوشتم جلوی آینه با خودم میگفتم

    جمله ها این بودن :

    من هر روز از هر نظر بهتر و بهتر میشوم من عاشق خودم هستم و به خودم افتخار میکنم خدایا شکرت برای آفرینش من دوست داشتنی

    و جمله دوم این بود من خودم را همینطور که هستم میپذیرم و عاشقانه دوست دارم

    من عاشق جمله اولم و هر بار تکرارش میکنم حتی همین الان که با خودم گفتم و نوشتم حس خوبی بهم داد و لبخند رو روی لبم آورد خدایا شکرت

    اما در مورد حس لیاقت این خیلی خیلی پاشنه آشیل منه و من شروع کردم و دارم روی این مورد هم کار میکنم و مطمینم میتونم به اندازه همون حس قربانی بودن روی این باور هم کار کنم و به نفه خودم تغییرش بدم از بین کامنتها گشتم و کلی باور مثبت در مورد حس لیاقت در مورد موضوعات مختلف مثل ثروت ، روابط ، سلامتی و شغلی نوشتم و همه رو با صدای خودم ضبط کردم و الان یه ویس لیاقت دارم که هر روز گوش میدم و تصمیمم اینه به مدت یکسال هر روز گوشش بدم و تکرارش کنم

    یه تجربه جالب در مورد احساس لیاقت بگم بهتون من با یکی از دوستانم در این مورد صحبت میکردم و سوالم این بود که من خودم رو کمتر از دیگران می‌دیدم و احساس کمبود در مقابلشون داشتم

    و توی حرفهامون به یه نتیجه خیلی خوب رسیدم اینجا براتون میذارم مطمئنم که به شماهم خیلی کمک میکنه و حس خوبی میده و باورهای خوبی هم درش هست

    من گفتم ببین زهرا خدا روح خودشو به اون اشخاص داده به توهم داده

    فرض کن اون الماسه و تو هم الماسی

    آیا میتونی بگی کدوم الماس بهتره یا با ارزش تره؟

    نههههه چون ذات هر دوتون الماسه

    ممکنه یه الماس بره انگشتر بشه ممکنه یه الماس بشه دستبند پابند یا تابلوی زینتی روی دیوار

    آیا میتونی بگی کدوم ارزشمند تر یا بهتره ؟

    نهههه چون ذاتا الماسن

    و اصل ما روح ماست ذات ماست که الماسه

    پس تو ارزشمندی اونها هم ارزشمندن تو لایقی اونها هم لایقن تو لایق احترامی اونها هم لایق احترامن

    تو محترمی اونها هم محترمن

    اصلا دیگه جایی برای مقایسه نمیمونه

    حتی وقتی با یه نفر چالشی دارم میگم ببین زهرا تو ارزشمندی اون هم ارزشمنده

    و همینجا ذهنم ساکت میشه نه مقایسه میمونه نه عصبانیت و حس بد

    نمیگم خیلی حرفه ایی شدم توی این مورد ولی تا به همینجا خیلی خوب پیش رفتم و به خودم افتخار میکنم و خودم رو تحسین میکنم

    من توی دانشگاه هم یه چالش این چنین داشتم با همین گفتگوی ذهنی با خودم اون شخص خودش اومد و سلام کرد و مسئله تموم شد

    بدون اینکه من کوچکترین کاری انجام بدم به همین راحتی

    واقعا خداروشکر

    و سعی میکنم یه عالمه روی احساس لیاقتم کار کنم که این چالشی که مریم جون گفت رو هم به راحتی حل کنم و احساس لیاقتم سر به فلک بشه

    چون این چیزیه که باید باشه طبیعیش اینه که ما احساس لیاقت کنیم

    چون ما اقیانوسِ ارزشیم

    دوستت دارم استاد ارزشمندم و مریم جان شایسته عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      پریسا گفته:
      مدت عضویت: 2361 روز

      سلام به روی ماهت زهرای دوست داشتنی

      خیلی کامنتت زیبا و دلنشین بود و واقعا لذت بردم از خوندنش

      اون قسمتی که در مورد باارزش بودن انسانها و مانند الماس بودنشون گفتی واقعا عالی بود و خیلی و مثال خیلی خوبی بود واقعا بهم کمک کرد و ازاین به بعد همیشه ازش استفاده میکنم

      ممنونم ازت زهرای دوست داشتنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        زهرا محمودآبادی گفته:
        مدت عضویت: 1212 روز

        سلام به پریسای عزیزم پری سای زیبا

        سپاسگزارم که نظرت رو برام کامنت کردی و خداروشکر که براتون مفید بوده عزیزم

        سپاسگزارم از گفتن عبارت زهرای دوست داشتنی جان دلم

        براتون بهترین های خدا از نعمت ثروت احساس لیاقت و هرآنچه خدا میگه اگه درخت ها قلم بشن و دریاها مرکب نمیتونن بنویسن از همه اونها براتون آرزو دارم جان دلم

        سپاسگزارم از کامنتت و دوستت دارم عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        گزارش نقض قوانین سایت