live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سودابه گفته:
    مدت عضویت: 1971 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده عباس منشی

    از اکانت خواهرم تماما برنامه های شما رو دنبال میکنم

    بسیار لذت میبرم از صحت صحبت های شما در زندگی خودم

    تجسم کردن رو از شما یاد گرفتم

    بعضی وقتها با خودم فکر میکنم تا حالا شده بود در مورد اتفاقات خوب اصلا فکر کنم ، یعنی با اراده خودم؟

    با تمرینات زیاد ، به جایی رسیدم که کافیه در مورد شخص یا چیزی یا حتی اتفاقی فکر کنم.

    افراد بسیاری رو که حتی سالها خبری ازشون نداشتم ، فقط با چند لحظه فکر کردن در موردشون ، یا خاطراتشون ، روی صفحه گوشیم در حال زنگ زدن به من می بینم . یا اقوامی که سالها خبری نداشتم ، ناگهان نیم ساعت بعد در حال قدم زدن در خیابان میبینمشون.

    قبل از اینکه با استاد آشنا بشم ، نزدیک به 15 سال مشغول کاری که درآمد چندانی هم نداشت سرگرم بودم ، فقط با تجسم به شغل مورد علاقه ام به اون کار هدایت شدم ، و الان همون کار رو دو سالی هست که انجام میدم و شکر خدا درامد اون کار خیلی خیلی بهتر از کار قبلیم هست.

    میخوام بگم قدرت تجسمی که استاد در موردشون صحبت میکنن فوق العاده درست و واقعیه…

    همه چیز درست دست خود انسانه ، همه چیز رو من خلق میکنم

    استاد دوستتون دارم. ممنون از شما و مریم خانم شایسته عزیز که به اگاهی های سالهای قبل هم هدایت شدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1680 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی عزیز

    روز 141

    رفتم کلاس زبان ثبت نام کردم به صورت خصوصی

    ده جلسه،6 تومن

    چندماه پیش به خودم زمان داده بودم ک شروع کنم به خوندن،وقتی به حدی رسیدم ک احساس کنم امادگی دارم،برم موسسه ثبت نام کنم

    چند روز پیش از خودم پرسیدم ندا مگه رو باور فراوانی کار نمیکنی؟مگه نمیگی ترمزه بزرگتو میشناسی؟ خب چه رفتارایی از تو تغییر کرده؟؟

    دیدم خیلی جاها دارم تحسین میکنم

    خیلی جاها نتایج مالیه بقیرو تایید میکنم

    ولی هنوززززر خیلی جاها یواش سرمو میندازم پایین و از موقعیتی ک باید از باور فراوانی استفاده کنم،در میرم تا روبرو نشم تا زحمت نکشم برم توی دل ترس از باور کمبود و نشون دادنه ایمانم

    از خودم پرسیدم واقعا زمان دادی به خودت ک خودت به تنهایی زبان بخونی تا اماده بشی،یا بخاطر یه ترم بالاتر افتادن و هزینه ی الکی برای یه ترم ندادن،تصمیم گرفتی ؟؟

    اره من بخاطره اینک ی ترم الکی پول ندم،داشتم به زور خودمو مجاب میکردم زبان بخونم

    در عین حال که میدونستم من با موسسه رفتن و داشتن استاد ،بهتر پیش روی میروم

    و این ایده ی قابل اجرا که برای پروسسه ی مهاجرت،بهم الهام شده بود رو به تعویق یا نامرتب انجام میدادم

    همون لحظه دست خودمو گرفتمو بردم موسسه ،ثبت نام کردم

    گفتم حالا هم به زبانت کمک کردی،هم باعث شدی یه موسسه ،یک استاد و کلی دسته دیگ خداوند در جهان با همین اقدامت،توسعه پیدا کنن

    با همین یک قدم از سمت تو

    بیشتر ک عمیق شدم ،گفتم چطور از جهان توقع ثروت و فراوانی داری،وقتی خودت برای یک کلاس،دو دوتا چهارتا میکنی ک بری؟؟

    چطور توقع داری خدا برات شاگرد خصوصی بفرسته وقتی خودت نمیتونی خصوصی بری؟؟

    رفتارتو عوض کن دختر

    جهان رفتارشو باهات عوض میکنه

    پول کلاس توی حسابم بود ولی نمیخواستم برم ثبت نام که چرا؟ چون حیف پولم نیس ک ی ترم پول بدم وقتی خودم میتونم بخونم؟دختر تو اگه بخون بودی تا اللن باید تموم شده بود

    چون طبق باورهای مزخرف قبلم،پولتو نگه دار شاید جای دیگ بازم باشه

    ووایی از خودم حرصم میگیره یاد رفتارای متناقض با باورهایی ک میدونم چقدر کارسازه برام،میفتم

    مورده بعدی ک این روزها برام اتفاق افتاده،چندماه قبل من از خدا این خواسترو داشتم که کمکم کنه متمرکز شم روی خودم

    بتونم بهتر تمرکزم رو بزارم روی خودم

    و در مقابل ،یه شاگردی دارم ک کم کم شد یکی از دوستای خوبم

    این به موجب محبتا و لطفای بی حسابش بود

    از تک تکه کارا و رفتاراش خیرو برکت و لطفه خدا ،برای من جاری بو‌د

    ولی تایم زیادی به بطالت میگذشت

    از بیکاری،بین کلاسام میرفتیم کافه و‌رستوران و خرید لباسو …

    یه جوری ک این رفتارام توی‌وجودم منو کلافه میکرد..

    مسائلی هم پیش میومد و من ورودیایی از مسائل خوبوبد دوستم داشتم

    در واقع میل قلبیم این بود که همه تمرکزم روی خودم باشه حتی نخوام مسائل نه‌تنها این دوسته خوبمو،بلکه حتی پارتنرمو بشنوم

    احساس میکردم احتیاج دارم برم توی وجوده خودمو با خودم زندگی کنم ببینم این دختر،کجای باوراشه

    تا تقریبا این دو سه هفته ی اخیر..

    رفتار دوستم به‌طرز عجیبی عوض شد

    نمیدونم دلیلش چیه!اولش فک میکردم من باعثه ناراحتیشم

    تا جایی ک میشد تلاش کردم خودمو زیر سوال نبرم

    ولی در عین حال،سه بار تلاش کردم که حالشو بپرسم

    واون خیلی با مقاومت زیاد،هیچی نگفتو میگفت خوبم

    در صورتی ک من سنگینیو از وجودش حس میکردم

    ندای قبل ،نه تنها احساس مسئولیت برای حال این بزرگوار میکرد بلکه با زور و تقلا دنبال دلیل این رفتارا و زدن برچسب به خودش بودو خودشو مقصر میدونست

    در ضمن ،برای جبران همه لطفا و کادوهای این دوست هم که شده،برای تایید گرفتن از این دوست ک بعدا نگه ندا چقد بی معرفته حتی حالمو نپرسیده،چه کارها ک نمیکرد..

    ندای امروز،یاد گرفته که در حد اعتدال زندگی کنه

    من سه بار تلاش کردم حال دوسته مهربونتر از مهربونمو بپرسم

    اما خودش دوس نداره حرف بزنه

    من اصله خودمو زیر سوال نمیبرم و برای تایید گرفتن از کسی ،خودمو اون خدای درونمواون ارزشه وجودیمو زیر پای کسی نمیذارم،به ظاهر خودخواهیه و غروره ولی نه،من تلاشمو بدون اذیت کردنه خودم کردم

    من نمیتونم ادمهارو مجبور به کاری کنم

    و به‌خودم یاداوری میکنم که ندا تو تعهد دادی به خودت،که راجب این اگاهی ها با کسی حرف نزنی پس دنبال این راه نباش ک بخوای دلیل ناراحتیه دوستتو بدونی تا بتونی کمکش کنی

    حتی اگه ازتوام ناراحته،باید اونقدر بزرگو قوی باشه ک راجبش بعد از سه بار تلاشه تو حرف بزنه واگع نمیزنه و همچنان داره سنگینو عجیب رفتار میکنه،مشکله تو نیس و چه خوب ک اصلا تو با ادمهایی مراوده داشته باشی ک حرف زدن و شجاعت در حرف زدن و حل کردنه مسائل داشته باشن تا اینک بخوان مدلشونو عوض کنن

    میرسم به این حرف استاد،که ادمها در مدارهای مختلفن

    اگه هم مدار باشین،کنارهمین

    اگه نه،خیلی راحت جدا میشین

    من قضاوتی ندارم ک کدوممون بالاتر یا پایین رفتیم ولی رهام نسبت به این دوستی

    هنوزم میاد سر کلاسا و تمرین داریم

    ولی دیگ اون وقت گذرونیا رو نداریم

    و میبینم چقد به خواسته ای ک قبلا داشتم نزدیک تر شدم

    بیشتر وقتمو تنها هستم

    پیاده رویها بیشتر روی‌فایلا متمرکز میشم تا اینک بخوام حرف بزنم

    دیگ گوش شنوا نیسم برای مسایل بقیه

    و برای اینک این ذهن نخواد تلاش کنه و منو زیر سوال ببره که حتما تو مقصری یا ایرادی در تو هست یا نگرانم کنه برای این حال دوستم ک چش شده ،فقط هروز رفتارها و کارهای خوبه دوستمو مرور میکنم و شکر میکنم

    تمرکز میکنم روی ویژگیهای خوبش و بیاد میارم ک کجاها،خدا از طریق این فرشته،بهم لطف کرده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    سلن بانو گفته:
    مدت عضویت: 510 روز

    سلام خدمت استاد محترم و خانم شایسته عزیزم و همه کسانیکه کامنت منو میخونن…

    توی کامنت قبلی من گفتم که چطوری تونستم با تجسم کردن به 3 از تا اهدافم برسم… بعد از اون من خییییییییلی حس خوبی داشتم… خوشحال از اینکه خدای من داره اتفاق میفته!! اونچیزی که من بهش فکر کردم الان جزوی از واقعیته….

    و من خوشحال و شادان از اینکه تونستم به واسطه ی ذهنم خلق کنم چیزی رو…

    با خودم گفتم حالا که خدا منو خالق زندگیم قرار داده، حالا که من میتونم خلق کنم چیزی رو که میخوام، چرا بیشتر نخوام؟!!!!!

    به سرعت 3 تا از خواسته هام جلوی چشمم اومدد…

    اما یه لحظه به خودم گفتم ببین تو اصلااا پوولی نداری که بخوای حتی یکیشم عملی کنی…. اما یه حسی در درونم گفت بخواه، بیشتر بخواه…..

    وقتی این حس درونیم بهم گفت که بیشتر بخواه خدا بهت میده،،،،، یه خواسته دیگمم اومد جلو چشمم و حالا من 4 تا خواسته داشتم…. و مدام این خواسته هارو تجسم میکردم در ذهنم که بهشون رسیدم و حالا دارم ذوق میکنم از اینکه تونستم خلق شون کنم در زندگیم…. و مدام میگفتم خدایااااا ممنون که هدایتم کردی….

    اولین خواسته ام که دائم توی ذهنم تصورش میکردم خرید یک طلای یک گرمی بود….خودمو تصور میکردم که اینو خریدمش و خوشحال و شادان دارم میرم خونه…. و اصلا هم در حین تجسمم به این فکر نمیمردم که اخه سلن از کجاااااااااا!!!؟! طلا که الان گرمی 5 میلیونه!!!

    خواسته دومم تهیه پول و گرفتن نوبت واسه لیزر صورتم بود(چیزی که من در این 28 سالگی که از خدا عمر گرفتم، ارزوم بود که جای زخمی که از بچگی روی صورتم مونده خوب بشه و من این جای زخمو که ظاهر بدی هم داشت همیشه تحمل میکردم و بسیاااار در اعتماد به نفسم اثر گذاشته بود،، اما حالا شجاعت اونو پیدا کرده بودم که بهش فکر کنم… به بهبود صورتم فکر کنم!!!! )

    و حالا من دائما صورتم رو تصور میکردم که دیگه این جای زخم روش نیست که صاف صاف شده… خداااااای من چه حس خوبی بهم میده حتی فکر کردن بهش….. هزینه اولین جلسه لیزرم 2 میلیون و 200 هست.

    خواسته سومم این بود که بتونم 3 تومن جور کنم و توی کاری که مدنظرم بود عضو بشم…. کاری که پیشرفت زیادی داره….

    خواسته چهارمم این بود که بتونم دوره ای که واسه کسب و کارم لازمه رو بخرم و استارت کارم رو بزنم…. هزینه این دوره 3 میلیون و 500

    یه حساب سر انگشتی که کردم دیدم حدودا 14 میلیون نیازه واسه محقق شدن این چند تا هدف….

    ولی من کاری به این چیزا نداشتم من فقط تجسم میکردم برای تک تک شون تجسم کردم و بابت رخ دادنشون از خدا تشکر کردممم…..

    خدااااای من فقط دو سه روز گذشت…. و بعد از این دو سه روز پول و نعمت و فراوانی بود که به سمتم میومد… 5 میلیون شوهرم واسه روز زن بهم داد، مبلغی رو از کارت مادرم استفاده کردم مبلغی از طرف خواهرم…… و جور شددددددددددددددد

    بدون اینکه من تلاش خاصی کرده باشممممم

    من فقط تجسم کردم و از خداوند هدایت خواستم و شکرگزاری کردم….. اما حس میکنم مدارم بالاتر رفته چون شکرگزاری خیییلی راحت شده برااام خیییلی….

    امروز من به بازار رفتم یک گرم طلایی که تصور کرده بودمو به بهترین قیمت خریدم، نوبت لیزر صورتمو زدم واسه پنج شنبه یا نهایتا جمعه….

    اون دوره واسه کسب و کارمو خریدم….

    با پرداخت 3 میلیون در اون کاری که میخواستم هم عضو شدم…

    خدااااااااااااای من،،،،، من همه اینارو یه روزی ارزو داشتم ولی فکر نمیکردم که بهشون برسم… من در این 28 سال اینهارو نداشتم چون نخواستم که داشته باشم چون امیدی به محقق شدنشون نداشتم امااااااا خلق شددددد برای من با دو سه روز تمرین و تجسم خلق شدددددددد

    الان و در این لحظه من خوشحال ترینممم…. خداااای من قانون جواب میده…. حس و حالم که خوب نگهش داشتم، داره جواب میده….. درخواست کردم هدایت رو از خداوند و خداوند داره بهم پاسخ میده …. حس و حالم وصف ناپذیره…. من الان چیزایی رو دارم که قبلا فک نمیکردم داشته باشمشون…. و این ایمان منو هزار برابر میکنه….

    خدایااااااشکرت….

    استاد ممنون که این اموزش هارو به ما میدین…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1835 روز

    سلاممممممممممممم به استاد عزیزم

    خدایا شکرت خدایا شکرت، سپاسگزارم برای این صحبتهای قشنگ و پر از آگاهی.

    استاد عزیزم دوست داشتم بگم همه حرف های شما درسته.

    واقعا ناجی همه ما هستید.

    دوستت تون دارم و مریم جان عزیزم را.

    در زمان مناسب شما و خانواده بزرگ عباس منش را از نتایج خودم مطلع میکنم.

    در پناه خداوند شاد و سلامت و موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    سلام استاد عزیزم.

    خداروشکر میکنم با شما استاد عزیزم در این‌مسیر همراه هستم.

    استاد موضوعی که میخواستم بگم اینه که چقدر عالی خداوند مرا هدایت کرد به سمت این فایل.

    چند وقتی بود درگیر یک کاری بودم و به نشانه ها باز توجه نکردم.

    فکر کردم اگر بایستم و مسائل را حل کنم، اینجوری پاداش میگیرم.

    اما به اصلی ترین قانون، یعنی قانون تکامل دقت نکردم و بهایش را پرداخت کردم.

    دوست داشتم امروز از نتایج عالی مالی ام با شما صحبت کنم. ولی خداروشکر یک تجربه عالی بدست آوردم.

    چند روز پیش داشتم یکی از فایل‌های دانلودی را گوش میدادم و خداروشکر میکردم که ببین چه انسان با شخصیتی.

    اصلا آدمی نیست که کم کار بذاره حتی توی فایلهای دانلودی.

    استاد چقدر عالیِ این قدرت تجسم.

    خداروشکر میکنم.

    استاد من خودم دوتا مورد مثال دارم که خوب تونستم تجسم کنم و خوب نتیجه گرفتم.

    1. همسرم.

    2. سلامتی و سایز های فعلی ام که به لطف قانون سلامتی به این نتایج رسیدم.

    استاد من خدایی خیلی خوب میتونم تجسم کنم.

    اما متاسفانه معمولا توی جای مناسب از اون استفاده نمیکنم.

    این استفاده نکردنم، به ضررم تمام شده.

    ولی استاد من به جرات میتونم بگم، با استفاده از دوره های شماست که تونستم نوی مدت زمان خیلی کمتری ذهنم را کنترل کنم.

    من مسئولیت اشتباهم را پذیرفتم و البته اینبار یکم به خودم سخت گرفتم ولی خیلی سریع به خودم گفتم اشکالی نداره توی کارهای بعدی:

    1. تکامل خودم را در نظر میگیرم. (یعنی میبینم قبلا چنین کارهایی انجام داده ام یا نه؟!)

    2. هر کاری که دیدم طرف گفت من خیییییلییییی عجله دارم را؛ نکنم! این دقیقا مصداق همون موضوعی هست که شما میگفتید اگر طرف گفت الان اگر بخری فرصت عالی ای هست و بعد دیگه نیست و نمیشه…

    خداروشکر که چقدر میتونه زندگی عالی بشه.

    و خداروشکر که فرصت ها هرروز بیشتر و بیشتر میشه.

    بینهایت سپاسگزارم که این فایل عالی را در این زمان مناسب بر روی سایت قرار دادید. آنهم بعد از 5 سال!

    عاشقتونم.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    علی ثالثی گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    به نام خداوند رزاق بغیر حساب

    سلام بر استاد عزیزم و همراه همیشگی استاد،مریم خانم بزرگوار و همه همراهان گرانقدر مسیر رسیدن به خواسته ها

    ممنونم بابت گذاشتن فایل و انتشارش در این زمان

    منم مثل بسیاری از دوستان موقعی این فایل بهم رسید که نیازش داشتم و یه مدتی با ذهنم در کلنجار بودم و با فکر کردن و تجسم اتفاقاتی نادلخواه که به واسطه مدیریت یه نفر که در یک مجموعه هست میتونه برام رقم بخوره درگیر بودم و خب اتفاقاتی از اون جنس هم به تبعش وارد زندگیم شد و خب دارم از این قانون استفاده میکنم و خداروشکر چقدر اوضاعم بهتر شده و کنترلم روی شرایط زندگیم بیشتر شده

    تجسم خلاق راه ورود خواسته ها یا ناخواسته ها به زندگیمونه

    یکی از راه هایی که ایمان مون رو به این قانون الهی بیشتر میکنه اینه که ببینیم کجاها که معمولا زیادم هستن ناخودآگاه با استفاده از این قانون ناخواسته هامونو وارد زندگیمون کردیم و چقدر قشنگ با توجه به ناخواسته ها(فکر،صحبت کردن،دیدن موضوعات مرتبط با اون و …) اونا رو تجربه کردیم

    یعنی وقتی تجسم خلاق در مورد ناخواسته ها اینقدر خوب جواب میده پس واسه خلق خواسته هامون هم باید به این دقیقی و خوبی جواب بده که البته از این مورد هم باز تو زندگیمون زیاده که چقدر تونستیم ناخودآگاه لحظات خوب رو واسه خودمون خلق کنیم

    ولی چونکه 95 درصد مردم جامعه به مراتب خیلی خیلی بیشتر،ناخودآگاه تجسم رو در جهت خلق ناخواسته ها استفاده کردند و به هم دیگه گفتند و هم دیگه رو تایید کردند و شبیه خودشون رو زیاد دیدن(اونم باز به واسطه قانون فرکانس) که باورشون قوی شده و نمیتونند بپذیرند یا سخت میپذیرند که میشه واسه خلق خواسته ها مونم ازش استفاده کنیم و اینقدر کم بوده که اون مقدار کمم میگن شانسی بوده

    به شخصه خداروشکر میکنم و چقدر خوبه که از روزی که وارد این جمع صمیمی شدم و رو خودم کار میکنم ایمانم به خلق خواسته هام و استفاده از تجسم خلاق داره بیشتر میشه

    نمونه هاشو تو زندگی خودم میبینم که چه خواسته هایی رو تجسم کردم و به شکلی معجزه وار وارد زندگیم شده و هم چنین نمونه هایی بسیاری که از عزیزان حاضر در سایت میخونم و از سایر افراد موفق میبینم که هر روز داره باورم به تجسم خلاق و خلق خواسته هام بیشتر میشه

    خداروشاکرم که در زمان مناسب هدایت شدم به آگاهی های مناسب این فایل

    خداروشکر که میتونم از نعمت و قدرت تجسم خلاق در جهت خلق آسان خواسته هام استفاده کنم

    خداروشکر که در این جمع صمیمی و زیبا هستم و هر روز در حال رشد و پیشرفت هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    مجيد فلاح گفته:
    مدت عضویت: 3226 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد و خانم شایسته و همه دوستان

    من سهیلا هستم

    استاد شما عالی هستید و عالی این آگاهی ها رو در اختیار ما میزارید من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم

    استاد من خودم با استفاده از این فایل ها و قدم ها و عزت نفس به یه نتایجی رسیدم که تمام صحیت های و فایل ها رو تایید میکنه

    من بگم از یه خونه هفتاد و پنج متری الان توی یه خونه صد و پنجاه متری زندگی میکنم وضعیت مالیمون فوق العاده و حتی غیر از درآمد و مخارج خودمون و پس انداز داریم به هفت خانواده دیگه هم کمک میکنیم خدایا شکرت

    خدایا شکرت برای فراوانی و ثروت برای راحتی و آسانی ها برای آرامش و خوش بختی و حال خوب و روابط عالی و سلامتی و استاد عباس منش عزیز و سایت خوبش خدایا ازت سپاسگزارم

    من کمی از دستاوردها زندگیم گفتم تا ردپای باشه و بگم استاد صادقانه و عالی آگاهی هاش رایگان در اختیار ما میزاره دیگه واقعا ماچی میخواهیم

    خدایا من سپاسگزارم برای هدایتت به اینجا به این استاد عالی و این فراوانی از آگاهی خدایا نمیدونم چگونه میتونم و باچه زبانی ازت تشکر کنم باتمام وجودم سپاسگزارم و از استاد عباس منش ممنونم امیدوارم سعاذت دنیا و آخرت نصیب شما بشه و بهترین ها رو برای شما آرزو دارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    حسین کیهانی منش گفته:
    مدت عضویت: 1204 روز

    سلام

    این فایل از اون فایل های هست که به قلب من نشست و قشنگ برام واضح شد که باور چیه اصلا و یکی دیگه خیلی خوب متوجه شدم باید خیلی خیلی هواسم باشه دارم در هر لحظه به چی فکر می کنم من از اون لحظه ای که با قانون آشنا شدم حدود 2سالی میشه تازه فهمیدم باید چطور به کار ببندم خیلی از این مسیر لذت می برم چون انتهای نداره این لذت بخشش کرده ممنون از آقای عباس منش عززیزز که این سایت اقیانوسی علم رو در اختیار ما قرار داده وایعا زمانی که وارد این سایت میشم ساعت ها میگذره متوجه نمیشم انقدر اینجا کلام های قرار گرفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    حمید حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2117 روز

    یارب العالمین

    سلام به همگی

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیزکه این فایلای بینظیرو زحمت میکشن.

    نکات عالی این فایل طلایی

    قدرت تجسم که واقعا بینظیره

    قدم اول درتمام آموزه های استاد اینکه بپذیریم خودمون با افکار وباورهامون داریم اتفاقات زندگیمون رو رقم میزنیم و هیچ عامل بیرونی هیچ قدرتی نداره.

    بقول استاد عزیز در قدم دوم وقانون آفرینش که میگن تلاش ذهنی بمراتب اثرگذاریش بالاتر از کار فیزیکی هست که نسبت تلاش ذهنی 99درصد هست وتلاش فیزیکی 1 درصد، وقتی صحبت از تجسم و تلاش ذهنی میشه مهم باورها و کانون توجه هست، چون ذهن ما همواره داره باتوجه کردن یا به گذشته یا به مسائل روزمره اون فرکانسای خودش رو میفرسته، مهم اون خوداگاهی هست که ببینیم اون تو چی‌ میگذره و بتونیم با این سوال که من چی میخوام، چون ذهن دائم روی ناخواسته ها و نگرانی وترس و غم تمرکز میکنه یا به تضادهایکه بهش برخورد کرده تمرکز میکنه و این سوال که خواسته من چیه؟ چه اتفاقاتی اگر بیفته واقعا لذت بیشتر وشادی بیشتری بمن میده واین جنس سوالات باعث میشه اصلا ذهن رو رهبری کنه بسمت اونچیزایکه میخواد، جالبه هر سری دامنه فرکانس وشدتش بالاتر میره جهان سریع از طریق نشانه ها پاداشش رو میده که همین مسیریکه داری میری درسته همین رو ادامه بده تا به پاداشهای بزرگتری برسی.

    اولین ترمزیکه کاملا تو مسیررشد پیش میاد اینکه افراد شرایط فعلی رو ابدی میدونند و همین باعث میشکه تومسیر رشد دلسرد بشن ویجورایی ناامید بشن از ادامه مسیر ولی با این منطق که زندگی الان من بخاطر فرکانسای قبلی و ورودیهای قبلیم بوده، از الان که روی خودم کار کنم جهان سریع واکنش نشون میده، بقول قرآن هروقت که توبه کنید خداوندتوبه پذیر هست، این یعنی بمحض اینکه فرکانس رو تعیبر بدیم جهان سریع به فرکانسای قدرتمند ما پاسخ میده.

    نکته بعدی، فقر بدبختی میاره از خداوند دورمون میکنه، توفقر هیچ نکته مثبتی نیست، کسیکه فقیره نه نمازش نماز، نه خداوندرو میتونه باور کنه نه میتونه درست شکرگزار، داشته هاش باشه، وباخداوند سرجنگ داره ولی وقتی ثروتمند میشیم چقدر استرس مالیمون کمتر میشه چقدر به قدرتهایکه خداوند داده باور میکنیم چقدر حال وهوای معنوی پیدا میکنیم چقدر به هرکجا که بخوایم سفر میکنیم وچقدر راحت هرچیزی رو که بخوایم برای خودمون بدون حساب2تا2 4تا میخریم.تنها راه رسیدن بخداوند ثروتمندشدن هست.پس من هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خداوند محبوبتر میشوم ثروتمندان انسانهای شریف و باباورهای معنوی وتوحیدی هستند نمونه اش استاد عزیز.

    نکته طلایی بعدی اینکه وقتی افراد به یه ناخواسته میخورن حالا هر ناخواسته، اکثر افراد معمول جامعه میان روی اون ناخواسته تمرکز میکنند ولی افرادیکه قانون رو بلدن ومیدونند که افکارشون اتفاقات رو رقم میزنه میان روی اون چیزایکه میخوان اون خواسته هایکه احساسشون رو بهتر میکنه تمرکز میکنند و چون تمرکزشون روی زیبایهاست، جهانم لاجرم زیبایهای بیشتری بهشون میده و اون ناخواسته وتضادیکه بهشون خوردن یا بطرز معجزه اسایی بهتر میشه یا باعث رشدشون میشه توجهت خواسته هاشون.

    نکته طلایی بعدی وقتی روی باورهامون کار میکنیم افرادیکه قبلا تو مدار ما بودن از زندگیمون بیرون میرن ویمدت شاید تنها باشیم و اتفاقا این عالیه که بتونیم روی باورهامون کار کنیم و جهان افراد جدید با مدار فعلیمون رو وارد زندگیمون میکنه،‌جالبش اینجاست وقتی مدارمون عوض شه با افراد مناسب برخورد میکنیم نیاز به تقلای فیزیکی نیست، بقول استاد خودبخود همه چیز درست میشه نه با زجر وتقلا وزور زدن وناراحتی.

    الهی صدهزارمرتبه شکرت بابت این همه آگاهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    مصطفی نیکوروان گفته:
    مدت عضویت: 3297 روز

    سلام استاد عزیز

    این لایو عالی خیلی آشنا بود بعد که با همسرم دیدیمش متوجه شدیم اون موقع مستقیم از اینستا این لایو رو دیدیم و خیلی لذت بردیم اتفاقاً منتظر بودیم روی سایت بذارید حتی فکر کردیم لابد ذخیره نشده که نیومده روی سایت ولی خدا رو شکر ممنونیم که تصمیم گرفتید این آگاهی های ناب رو به اشتراک بذارید

    در مورد استفاده از قدرت تجسم مثبت و آگاهانه یادم میاد که ماشین و خونه و مهاجرت و شغل و فرزند و خلاصه نیازهای مالی و روابط و هر خواسته ای رو که بهش رسیدم اول راجع بهش تصویر ذهنی قبلی داشتم و راجع بهش قبل از رسیدن حرف زدم و اتفاقا در مورد خواسته های که قبل از رسیدن بهشون حس خوبی داشتم راحت تر بهشون رسیدم

    یادم به جمله ی شما استاد عزیز افتاد که گفتید:

    ما با حس خوب به خواسته هامون می‌رسیم نه اینکه با رسیدن به خواسته هامون به حس خوب برسیم

    راجع به تجسم غیر آگاهانه ذهن الان یه تجربه‌ای داشتم انگیزه‌ای شد بیام رد پایی از خودم به جا بزارم امروز برای پیگیری کار اداری عجله ای تند تند به چند جا رفتم چون فردا هم تعطیل بود و فرصت کم بود و باید زود برمی‌گشتم برای پیگیری‌هاش تا قبل از تعطیلی هی با عجله و مترو و پیاده و دویدن رفتم آخرین لحظه متوجه شدم که مدارکمو جا گذاشتم

    اون موقع که متوجه شدم مدارکم نیست یک لحظه شوکه شدم داشتم توی کیفم هی می گشتم اما نبود وقتی مطمئن شدم که نیست دیگه رهاش کردم اون لحظه توی مترو بودم توی دلم از خدا خواستم بهم بگه قضیه چیه ؟! به محض اینکه سرم رو آوردم بالا تابلوی روبروم توی مترو یک جمله نوشته بود تا دیدم خندم گرفت فهمیدم قضیه چیه خخخخ نوشته بود : (سریع می رسی ولی به ته خط) خلاصه فهمیدم این پیام خدا بود به من که عجله نکن و عجله و هول زدن باعث خطا میشه دیگه آروم شدم حتی قدم هام رو هم آهسته و با آرامش برداشتم

    و تصمیم گرفتم دوباره برگردم مدارک و کاغذهام رو اونجاهایی که رفتم پیدا کنم

    اما در این حین که داشتم با مترو برمی گشتم ذهنم سناریوی گم شدن و کلی داستان و ماجرای پیدا نکردن و این چیزها رو داشت تجسم می‌کرد متوجه شدم که همه این سناریو بافی ناخواسته ناشی از منفی بافی غیر آگاهانه ذهنم هست سریع مچشو گرفتم و دستش رو خوندم و به جای تجسم منفی و تصویرسازی منفی که به بدترین نحو ممکن ذهنم داشت داستان نرسیدن به مدارکم رو رقم می‌زد اومدم با تصویرسازی مثبت و تجسم اینکه به راحتی مدارکمو پیدا می‌کنم و خیلی راحت و زود کارم انجام می‌شه موضوع رو آگاهانه به نحو دلخواهم تجسم کردم و خدا را شکر به همون نحوی که تجسم مثبت کردم مدارکمو پیدا کردم و کارم انجام شد حتی آخرین جایی که باید مدارک رو می‌بردم به صورت اتفاقی با مسئولی که باید کارم رو انجام میداد توی آسانسور باهم سوار شدیم(همزمانی) قضیه رفت و برگشت و گم شدن و پیدا شدن رو بهش گفتم کلی خندید و اتفاقاً باهام صمیمی و دلش نرم شد و کارم رو سریع راه انداخت

    درسی که امروز هم گرفتم این بود که گاهی اوقات ما حتی حواسمون به ذهنمون نیست که انرژیش داره در جهت ناخواسته‌هامون صرف میشه ولی اشکالی نداره مادامی که داریم وی ذهنمون کار می‌کنیم همین که آگاه بشیم ذهن داره چیکار می‌کنه می‌تونیم اتفاقات خوب رو خودمون خلق کنیم و افسار ذهنمون رو در دست بگیریم…

    استاد بازم ممنونم از آگاهی های نابی که همواره منتشر می کنید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: