این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای من منو هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی
سلام به استاد عزیزم و مریم جون و دوستای هم فرکانسیم
به شدت دلم خاست کامنت بزارم چون هر بار راجب فایلی که میام کامنت میزارم باورای منو قوی تر میکنه راجب باورایی که با دیدن یا شنیدن اون فایل در من شکل میگیره من حتما راجب اون فایل هم با همسرم که هم مسیره با من حرف میزنم کلام میگم هم میام کامنت میزارم تا به خودم یادآور شه و باورام با تکرار قوی شه واقعا منم این حرفای استاد و تجربه های استاد رود تو زندگیم وقتی انجامشون دادم نتیجه گرفتم و حتی وقتایی که شرایطی به ظاهر نا جالب تو زندگیمون پیش میومد سریع به خودم میگفتم اها سحر داستان اینه که اول خودت نه همسرت نه فرزندت هیچکس و هیچ چیزی تاثیر نداشته فرکانس و باورای تو این مساله رو به وجود آورده حالا با ابزارایی که تو این پنج سال یاد گرفتی و هر بار بهت نتیجه داد اینو حلش کن و هر بار با قدرت بیشتر و ایمان بیشتر حرکت میکنم واسه حلشون چون دیدم ک این ابزارا که همون سپاس گزاری با احساس خوب تجسم با احساس خوب عبارات تاکیدی با احساس خوب و ایمان به اینکه نتیجه میدهد و من فقط باید رو خودم و فرکانسیم کار کنم و بزارم تو زمان درستش خدا و سیستم برام حلش کنن من سمته خودمو درست انجام بدم درسته که واگویه هست ترس هست غم هست ولی من به قول استاد یکم احساس بهتر دوباره فکرهای بهتر میاد دوباره باز یکم احساس بهتر و فکرهای بهتر تا کم کم ازون احساس بد و ترس بیای بیرون ولی موندگار نیس شرایط بد و ناخواسته مسائل گاهی وقتا با خودم فک میکنم میان تا به قول استاد ببینن تو چی میخای ولی تو با تکنیکایی که یاد گرفتی میتونی اونارو حلشون کنی
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
بنازم زمانبندی خدا رو، بنازم همزمانی خدا رو. خدایا، این همه سال این فایل رو نگهداشتی نگهداشتی نگهداشتی تا توی همچین موقعی منتشرش کنی؟ توی این موقعی که من انقدر بهش نیاز داشتم؟ وقتی سردرگم بودم که بدونم دلیل اتفاق بدی که برام افتاده چیه؟ واقعا سپاسگزارتم خدا جونم. و همینطور از استاد و خانم شایسته که به الهام خدا گوش کردن و این فایل رو فارغ از کیفیتش منتشر کردن.
این فایل از طرفی برای من همزمان شد با فایل جلسه 23 دوره روانشناسی ثروت1 که اون هم موضوعش شرک بود. و من این 2 فایل رو باهم پیش بردم. و باهم کامنتهاشون رو میخوندم. تا امروز که تمامی کامنتهاشون تموم شد.
من باید اعتراف کنم که مشکل خیلی بزرگی در مبحث تجسم دارم و ذهنم خیلی نمیتونه باورش کنه و بین تجسم و توهم فرقی نمیذاره. یادمه توی یکی از جلسات دوره عزت نفس هم درمورد این موضوع صحبت شد ولی من اون موقع هم نتیجهای نگرفتم. بخاطر همین هم هست که خودم رو ملزم کردم که کل کامنتهای دوستان رو بخونم تا برام باورپذیرتر بشه. چقدر هم کامنتها و نتایج ناب بودن واقعا.
و چون دیدم استاد میگن که اولش سخته پس دارم با امیدواری تجسماتم رو ادامه میدم. قدمهای عملیای که باید بردارم رو برداشتم. و توی اون پروژه خانهتکانی ذهن هم هستم و تا اونجا که میتونم دارم ذهنم رو کنترل میکنم و تجسماتم رو نوشتم و با خدام راجعبه تجسماتم حرف میزنم.
و اینکه طبق گفته استاد دور من هم خلوت شده و مثلا یه وقفهای در خلال تمرینات تئاترمون پیش اومده و مشغلههام تقریبا به صفر رسیده تا بتونم روی خودم کار کنم.
مواردی که با تجسماتم برام پیش اومده:
1. ویولون زدنم. همیشه دوست داشتم و خدا از طریق یکی از فامیلهامون که ویولون میزد منو تشویق کرد به این کار، و خود خدا هم پولش رو اوکی کرد.
2. گوشیای که الآن دارم.
3. بازیگر شدنم.
4. وارد این سایت شدنم. همیشه دوست داشتم یک استاد راهنما و یک سری دوست داشته باشم تا از خدا و قرآن و اینجور مسائل با هم حرف بزنیم.
5. دوره عزت نفس رو من با تجسمم خریدم. 5روز تخفیف داشتم. پولم نمیرسید. اومدم تمام کامنت فایل معرفی دوره رو خوندم و گذاشتم توی سبد خرید. پدرم مبلغی رو بهم بدهکار بود. خواهرم بهش زنگ زد که ازش شماره کارت بگیره که بدهکاریش رو به بابام بریزه. بابام گفت من به مهدی بدهکارم، بریز برای مهدی. و من تونستم دوره رو بخرم.
من قطعا از نتایج تجسماتم در این مدت خواهم نوشت.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان گل
بچه ها یه نکته ای استاد در مورد آر وی یا همون اتوبوس مسافرتی شون گفتن که دوست داشتم باهاتون به اشتراک بزارم.
وقتی تازه با استاد آشنا شدم و دنبالشون میکردم دقیقا زمانی بود که استاد سفر به دور آمریکاشون رو شروع کرده بودن و اواسط دوره دوازده قدم بود
منم خیلی دوست داشتم که یه همچین ماشین مسافرتی تو زندگیم داشته باشم و هرجایی که دلم میخواد برم و همیشه تجسم میکردم و سفرنامه رو دنبال میکردم.
از اونجایی که هم سفرنامه و هم سریال زندگی در بهشت رو بطور کامل دنبال کردم و دیدم الان آرزوهام خیلی بهتر شده و خودمم راحتتر شدم
حالا اصل مطلب چیه ؟؟؟
سفر به دور آمریکا از نظر من 3 بخش هست
اول اینکه استاد با آر وی میره سفر
دوم با ماشین سواری میره و هتل میگیره
سوم اینکه با فورد دوست داشتنی میره
حالا چون من استاد رو دنبال میکردم و آرزو داشتم یه آروی داشته باشم راستش رو بخواید الان دیگه آرزوم نیست انگار با استاد تجربه اش کردم و من اون مدل هتل گرفتن رو خیلی بیشتر دوست دارم و دلم میخواد اون رو تجربه کنم
و واقعا واقعا ازت ممنونم استاد که چقدر کار مارو جلو انداختی و راحتمون کردی و الان نیازی نیست که برم آر وی بخرم و تجربه اش کنم دمت گرم
من عاشق اینم که برم با ماشینم هرجایی که دلم خواست بهترین هتل رو بگیرم و هر چقدر دلم خواست بمونم ، حتی در مورد سریال زندگی در بهشت هم همین طور مثلا من همیشه دوست داشتم چندین ماشین و مثل پورشه آبی و لندکروز سفید و هایلوکس قرمز و یک بنز مشکی داشته باشم ولی وقتی سریال زنگی در بهشت رو دنبال کردم انگار داشتن همه اینها رو تجربه کردم و با مزایا و معایب آرزوهام آشنا شدم و الان فقط دلم اون لندکروز سفید رو میخواد بعضی وقتها ما خیلی چیزای زیادی دلمون میخواد داشته باشیم ولی وقتی زندگی استاد رو میبینیم دیگه راه واسمون واضح تر میشه اصل چیه و فرع چیه
بخدا که سفرنامه ها خودش میتونست یه دوره باشه و به دید یک فایل رایگان بهش نگاه نکنید چون توی همین سفرنامه ها میتونید اجرای قوانین رو توی زندگی استاد ببینید
یه مثال واستون بزنم توی سریال زندگی در بهشت استاد داشت اون حفاظهای چوبی درو خونه رو با چکش بزرگش ازجا میکند که یهو میفته توی آب من انقدر اونجا جوش خوردم با اینکه من چیزی از دست نمیدادم ولی استاد خیلی راحت گفت اشکالی نداره فعلا با یه چکش دیگه کار میکنیم تا به یه راهی هدایت بشیم و بیاریمش بالا که بعد هم با اون آهنربای فوق قوی آوردیمش بالا
مثال خیلی دارم که واقعا میگم هر روز داره بیشتر واسم واضح میشه چی رو میخوام
مثلا دوست داشتم چندین خونه داشته باشم که اینم با دیدن زندگی استاد الان کامل میدونم چی رو میخوام و خودم الان تجسمم روی خواسته هام داره میشه لیزری
مثل مرغ و خروس داشتن که استاد چه تکاملی رو طی کرد و به اینجایی رسید که الان جامع و کامل شده
آره چقدر چیزای خوبی از این سفرنامه ها آدم یاد میگیره
خدایا شکرت
استاد دمت گرم خانم شایسته دمت گرم که زحمت این فایلها روی دوش شماست
ألیس الله بکاف عبده : آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟؟
بله ک هست صد در صد ک هست ، وقتی خدا میشه دوستت ، رفیقت ، پدرت ، مادرت ، خواهرت ،برادرت و همه زندگیت اصلا مگه چشمت جز خدارو میبینه؟ مگه صدای کسی دیگه رو میشنوی؟
خدایا نمیدونم چطوری ازت ممنون باشم چطور ازت سپاسگزار باشم ک لایق ذات مقدس تو باشه خدای مهربون من
استاد جانم هزاراااان بار ممنون شما هستم بابت این سایت آسمونی ک کلمه ب کلمه سخن الله مهربونه
استاد شایسته چطوری ازتون تشکر کنم بابت این دل دریایی شما ، بابت محبت و لطف شما هزاران مرتبه سپاسگزارتونم و از کیلومترها فاصله شما رو در آغوش میگیرم
خداروشکر بابت قدرت تجسم ک تو ذهنمون زندگیمونو میسازیم مثل ماکت معماری و بعدش میایم در دنیای مادی مثل همون و گاها بهترشو میسازیم
مثل من ک سال 98 یک دختر ساده با حقوق پایین تو شهرستان مرزی و کوچیک زندگی میکردم و با تجسم( قانونو نمیدونستم) زندگی در شهر بزرگ با حقوق بالارو ترسیم کردم
یا وقتی گوشیم خراب شد تجسم کردم و گوشیمو عوض کردم
استاد من الان قدم دومم ،البته تا قدم نهم خریدم ولی تا قدم دوم پیش رفتم اینقدر ک این جلسات پر محتواست و برای من ک هنوز یک ساله دارم روی خودم کار میکنم چقدر آموزندس و البته کمی سنگین،
استاد وقتی خودمو مقایسه میکنم میبینم وای خدا چقدر تغییرات تو این یک سال ، اینقدر ذوق دارم خودمو تو قدم دوازده ببینم ک کجام چون مطمئنم خودمم باورم نمیشه ، استاد تازه من یک صدم درصد قوانینو باور دارم فکر کنید اینقدر نتیجه گرفتم حالا ببینید قدم دوازدهم چقدر عوض بشم
( شغلمو عوض کردم، مسافرت رفتم بعد 4 سال، بدهیامو صاف کردم ، گوشیمو عوض کردم، ایرپاد گرفتم و…کلی جاهای دیدنی و زیبا دیدم ، تمرکز بر زیباییهارو یاد گرفتم و این حال خوب و توکل و…)
استاد خیلی لذت داره از بدنه جامعه جدا بشی عجب حسیه ، وقتی تنهایی تازه زندگیت شروع میشه ، وقتی با خدا حرف میزنی و اصلا متوجه تنهایی نمیشی
ولی واقعا استاد همه چی تکامله حتی حرفای شمارو بعد ها ما تازه متوجه میشیم و این واقعا تحسین بر انگیزه
حتی تجسم من اول زور میزدم بعد فهمیدم همین گفتگوی ذهنیم ینی تجسم
استاد ممنونم بابت زحمت هاتون ، بابت اینکه با سخاوت این اصول رو ب ما یادآوری میکنید ، ممنون از خانم شایسته عزیز و مهربونم ، ممنون از هم کلاسی های گلم ک با کامنت های نابشون ب جا افتادن بیشتر قوانین در ذهنمون کمک میکنن ، ممنون از خودم ک دنبال اصل بودم و خدا هدایتم کرد، ممنون از گوشیم از اینترنت از تکنولوژی
خدااااااجون هزاراااان مرتبه عاشقتم و ممنونتم رفیق جینگ من ️
به نام خالق هستی همان خالقی که از روح خودش در من دمیده تا من هم خالق زندگی خودم باشم
سلام استاد عشق
سلام دوستان
تو سن 18سالگی خواستم این بود که یه خونه 3خواب یه ماشین ویه کار شرکتی که اموراتم با درامدش اصلاح بشه داشته باشم زود ازدواج کردم چون میتونستم از عهده متاهلی بر بیام و میخاستم دوتا فرزند یکی پسر و دیگری دختر که فرزند اولم پسر و در سن 40سالگیم باهام رفیق باشه تا بتونم بیشتر کمکش کنم الان پسرم 14ساله ومن 36ساله هستم اون خانه و ماشین چند ساله دارم
چند سالی عشق مدرک دانشگاهی و تحصیلات بالا داشتم ودر موردش صحبت میکردم، 2 سال هست که مدرک لیسانس با وجود کار و خانواده و فرزند بدست اوردم
بعد چند سال کار شرکتی خسته شده بودم وهمیشه به این فکر بودم که کسب و کاری داشته باشم و الان یه کاسب موفق هستم
دوستان اینها تماما قبل از اشنایی من با استاد بود از زمانی که با خانواده عباسمنش اشنا شدم بهتر بیشتر و سریعتر رشد کردم تمام زندگیم وام و بدهی بود امروز هیچ قسط و بدهی ندارم
از فایلهای رایگان استفاده میکردم که رفیقهای چند سالم ازم دور شدند یه مشکلی پیش امد اصلا باور نکردنی یک سالی هست که پدرم رو ندیدم به جد میگم واقعا منفی گراس ایشون بعد پدر خانم ومادر خانم به طور کل رابطه ندارم دعوا نکردم توهین نکردم سر یه مسئله پوچ این رابطه قطع شد اینها جزع عزیزانم هستند از حالشون با خبرم ولی ارتباطی ندارم
استاد عزیز واقعا برام صحبتهای شما تجربه شده من قانون فرکانس با تمام وجود حس میکنم هر چغدر دارم رشد میکنم افراد نزدیک به من هم تغییر میکنند
دوره عزت نفس و ثروت یک رو تهیه کردم نتایج عجیب و عالی شکل گرفت البته هنوز من کامل و دقیق تمرینات انجام ندادم و درحال تکرار هستم این شده نتیجه
امروز که دارم این رد پا رو به جا میگذارم نسبت به قبل تنهاتر هستم اما خیلی خوشحالتر وراضی تر از قبل با خودم بیشتر لذت میبرم و دوست دارم بیشتر خلوت کنم زمان زیادی تو سایت عباسمنش باشم
حال دلم خوبه کمتر ناراحتم و بیشتر خوشحال در مورد مباحث روز مره بحثی با هیچ کس ندارم واین زمانهارو برای فکر کردن به قوانین و ارزوهام میزارم میدونید هر جا که ازم بخواند صحبت میکنم والا سکوت بهترین راه میبینم برای فکر کردن
درود بر استاد عزیزم و سپاس که باز هم دستی از طرف خداوند شدید و آگاهی که لازم بود رو در زمان مناسب وارد زندگی من و خیلی دیگر از دوستان کردید
تجسم یکی از چیزهایی بود که خیلی کم توی زندگیم استفاده میکردم حتی با اینکه راجبش میدونستم چون که زیاد باورش نکرده بودم
یادم میاد اولین بار وقتی به خاطر باورها و اعمال خودم کسب و کارم خراب شد و خواستم برم سر یک کار جدید اومدم از خداوند درخواستم رو کردم و دراز کشیدم تجسم کردم و عصر که رفتم آرایشگاه بعد تو راه برگشتن میخواستم کارت به کارت کنم دقیقا مغازه ای رو پیدا کردم که کاری رو داشت با شرایطی که من میخواستم!!!اصلا مونده بودم داستان چیه آخه به فاصله چند ساعت؟؟؟یا بارها تجسم میکردم یک بحثی راجب موضوعی رو دارم و این بحثه بارها اتفاق میوفتاد یا فلان مشکل ایجاد میشه و میشد،اگر از عجله کردن به دور باشیم و خواسته رو رها کنیم و بهش نچسبیم و فقط با تمام وجود تجسم کنیم و به الهامات عمل کنیم نتایج فوق العاده ای میگیریم(دقت کنید در تمام چیزهایی که گفتم عمل کردن وجود داره و شما فقط یک جا نمیخوابید که کاری نکنید اگر هدایت اومد باید عمل کنید و لیاقتتون رو به خداوند و خودتون نشون بدید) این اون برداشت و نتیجه ای بود که من از تجربیات و آگاهی هایی که شما از طرف خداوند به ما دادید برداشت کردم
سلام و درود به استاد عزیزم و مریم بانوی دوست داشتنی
سلام به دوستان توحیدی عزیزم
مریمم بسیار از شما سپاسگزارم ک سخاوتمندانه این کلیپ رو برای ما قرار دادید من همون اولین روز ک گذاشتید دیدم ولی نرسیدم کامنت بذارم .
من دیدم و توی شوک بودم
امروزم چندبار این ویس رو گوش دادم
خدایا من توی دوره 12قدم به خودم گفته بودم باید توی تجسم عالی بشم تا ادامه دوره ها رو بخرم
باید همه جلسات رو عملی کار کنم بشه جزیی از زندگیم تا برم سراغ ادامه راه
توی همین تحقیق و جستجو ها بودم ک چطور تجسم کنم
آیا مسیرم درسته یا ن و… ک شما این کلیپ رو قرار دادید و این یک حجت بود برای من
این کلیپ کاملا برای من مشخص کرد ک اصل تجسم چیه
خدایا کجای دنیا چنین فضایی هست
هر کامنتی ک میخونم عطر و بوی خدا رو داره
خدایا با همه وجودم احساست میکنم
دوستان ناب دوستان فوق العاده ای ک هنوزمتحیر از اتفاقات شون هستم
سعیده جان شهریاری و ابراهیم عزیز و…
مگر میشود کامنت های این کلیپ رو نخوند
باید چندین بار بخونی بری بیای مجدد بخونی بتونی درکشون کنی
یعنی عاشقتونم
عاشق خدایی ک چنین عادله و چنین زیبا خدایی میکنه
عاشق استادی هستم ک فرکانسش اینقدر بالاست و اینقدر به خداوند نزدیک شدن ک سایتشون شده یک فضای توحیدی پر از معجزات الهی
عاشق دوستانی هستم ک اینقدر به خدا نزدیک شدن ک روحشون از جسمشون بزرگتر شده روحشون اونقدر متعالی شده ک دارن همزمانی ها رو رقم میزنن
و جسم فقط اطاعت میکنه این یعنی مسیر درست
این یعنی پیدا کردن رسالتشون
وقتی ک به خدا نزدیک بشی و باهاش یکی بشی و از زندگیت لذت ببری
استاد وقتی یه مسافرت طولانی با ماشین میریم و خسته میشیم میایم روی تخت میخوابیم ی حسی داره بدن آرومه داره استراحت میکنه ولی روح میخواد از جسم جدا بشه توی سر صدای هوهویی میپیچه
توی اون لحظه هستم درکم از اتفاقات همینقدره
روزها سپاسگزارم از خداوند اونقدر ک زیبایی میبینم
و شبها میگم خدایا نمیشه نخوابم و تا صبح با هم صحبت کنیم میشه هر شب دعای کمیل بخونم و بگم الهی و ربی من لی غیرک
خدایا هنوز صدای استاد توی گوشمه ک میگفتن ببین حضرت یونس رو ماهی خوردش ولی ناامید نشد رفت توی دل ماهی ولی نشست به عبادت
و ذکر حضرت یونس :«لا اله الا انت سبحانک آنی کنت من الظالمین»
خدا جونم میگم من کجا برم ک همه جا تویی
به کی بگم ک همه کس تویی
چی بگم ک همه رو تو میدانی .
چند روزه ک هدایت میشم یه صحبتهای آقای الهی قمشه ای و شعر های مولانا سعدی و حافظ و…
خدایا این وضعیت رو خیلی دوست دارم این شیدایی رو دوست دارم
داشتم به این فکر میکردم ک قبل از شروع این دوره من یه آدم دیگ بودم و حالا چقدر همه چیز در عرض یکماه در زندگیم تغییر کرد به لطف خدا
تقریبا یکماه پیش ک دوره شروع شد با اولین گام اینو درک کردم ک باید مسئولیت 100 درصد زندگیم رو بپذیرم چیزی ک من خیلی از استاد شنیدم اما درک نمیکردم
این سوالو پرسیدم از خودم ک من باید چیکار کنم ک این اصل رو توی زندگیم پیاده کنم؟
به زندگیم نگا کردم من برای 100،200 هزارتومن باید زنگ بزنم به بابام از اون پول بگیرم باید منتظر باشم ک اون پول دستش بیاد و به من ی مبلغی پول بده و باید همش با استرس و وابسته به یه نفر دیگ زندگی کنم
گفتم میخوام ک دیگ اینطوری نباشم و تغییرش بدم
اما واقعا نمیدونستم چطوری
یه کاری رو داییم قبلا برای رستورانش بهم پیشنهاد کرده بود اما ب خاطر باورهای اشتباه رد کردم
حالا توی گام اول با تمام وجودم میخواستم این اصل رو توی زندگیم پیاده کنم با مامانم صحبت کردم گفتم میخوام توی خونه اون کارو انجام بدم گف نمیشه من حوصله اون کارو ندارم و نمیخوام توهم انجامش بدی و شدیدا مخالفت کرد
سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم و از خدا کمک بخوام
دوسه روز بعد خواهرم بهم پیشنهاد داد ک بیا بریم اتاق زیرزمین خونه مادر بزرگ انجام بدیم، اول ذهنم مقاومت کرد و هیچ ایده ای برای انجام کار نداشتم ولی چون داشتم دوره رو کار میکردم گفتم درها باز میشه و خدا هدایت میکنه
هیچ پولی نداشتم هیچی
یه دستگاه دیجیتال قبلا توی دیوار آگهی کرده بودم و همون اوایل ک میخواستم کارو شروع کنم یه خریدار خوب براش پیدا شد، چیزی ک خیلی وقت بود گذاشته بودم ولی دقیقا اون زمانی ک ب پول احتیاج داشتم به راحتی به فروش رسید
یه مبلغی درحد 600، 700 تومن دستم اومد با همون مبلغ شروع کردم و همون روز عصرش با خواهرم رفتیم خرید
روز اولی ک شروع کردم میترسیدم، کلی استرس داشتم اما هر قدمی ک برمیداشتم احساس میکردم قبلش خدا اونجا بوده و برام همه چیزو مهیا کرده
توی اون زیرزمین سینک آماده، آب، ظروف برای کارم، یه اتاق گرم راحت و … هست و انگار خدا به طرز معجزه آسایی همه چیز برای این کار از قبل آماده کرده بود
اونجا مدت ها خالی بود و هیچ استفاده ای نمیشد یه حالتی شبیه انباری داره اما خدا من رو هدایت کرد تا بتونم ازش استفاده کنم بدون اینکه بخوام اجاره ایی بابتش پرداخت کنم با عشق اون اتاق رو به منو خواهرم برای کار، دادن ک همش لطف خداست
یه سری چالش ها توی کار بود ک هربار از دهن یه نفر راه حل اون چالش ها گفته میشد و خدا از طریق اون افراد آگاهم میکرد و راهشو بهم میگفت
از یه کار توخونگی راحت ک سه بار در هفته انجام میشه و صبح تا ظهر هم هست سودی به من رسید ک قابل باور برام نبود
اول کار من به ماهی یک میلیون هم راضی بودم ولی امروز که دقیقا یکماه از شروع کارم میگذره، 15 میلیون از این کار منو خواهرم سود کردیم
منی ک تا قبل از این 100 تومن هم از خودم پول نداشتم و کل پولی ک مال خودم بود اون یارانه ای بود ک هرماه واریز میشد
با اولین حقوقم ،1300 پول کلاس سازم رو پرداخت کردم و این بزرگترین معجزه زندگیم بود و کلی احساسم رو بهتر کرد از اینکه برای پرداختش از هیچکس پول نگرفتم
رفته رفته پولی ک از خونه گرفته بودم رو هم پرداخت کردم و بدهکاریم به خونه هم صفر شد
کم کم اون وسایل مورد نیازم رو خریدم، نمیدونم چطوری از حس پشت این کار بگم ک وقتی میری خرید میکنی میتونی راحت بدون استرس خرید کنی و افتخار کنی ب اینکه پول خودته بدون اینکه بخوای ب کسی جواب پس بدی
حتی من دوهفته پیش ی مبلغی به مامانم برای تمدید خونه پول قرض دادم
و یه معجزه دیگ هم دیروز برام رخ داد
4 سال بود ک پیانو خواهرم خراب شده بود و یه مبلغی برای تعمیرش میخواست ک جور نمیشد انجامش بدیم
هردو ما کلاس ساز میریم و برای تمرین پیانو، خواهرم مجبور بود بره آموزشگاه و از قبل وقت بگیره
گفتم هدف میذاریم ک اول پیانو رو تعمیر کنیم، به خواهرمم گفتم فعلا هیچ خریدی نکنیم اول باید این کار انجام بشه
از خدا خواستم که کمکمون کنه و پولشو برسونه
تابستون خواهرم زنگ زد به یه نفر ک بیاد وتعمیرش کنه گف 7 میلیون میگیرم پسرم رو میفرستم تعمیر کنه
دوباره ک چند روز پیش زنگ زدیم گف اون قیمت برای تابستون بود الان باید قیمت بگیرم چون با قیمت دلار نوسان پیدا میکنه
به یه جای دیگ زنگ زدم گف 14 میلیون :/
من فقط 6 میلیون براش جمع کرده بودم
توی گوگل سرچ کردیم ک ببینیم ی مورد بهتر و ارزون تر پیدا میکنیم
اولین موردی ک اومد رو زنگ زدیم یه پسره بود ک گف نمایندگی تعویض این قطعات رو من دارم و میام تعمیرش میکنم و با دستمزد حساب کرد سرجمع شد 5200
خیلی مورد خوبی بود اما باید مطمعن میشدیم ک قطعات اصل میاره
شماره کارت فرستاد و از روی اسمش فهمیدیم ک این آقا پسر همون آقایی هست ک تابستون بهش زنگ زدیم گف 7 تومن هزینش میشه و پسرم میاد تعمیر میکنه، پدرش قیمت رو خیلی بالاتر گفته بود اما خدا مارو به سمت ایشون که خیلی منصف تر بود هدایت کرد
و جالب اینکه گف فقط همین یه سری توی انبار مونده بود و بعد از این دیگ برامون نمیاد اگ هم بیاد قیمتش خیلی بالارفته
این معجزه ای بود ک دیروز اتفاق افتاد خدا مارو هدایت کرد ب یه نفر ک همون کارو با قیمت خیلی پایین تر انجام داد و کاری ک 4 سال عقب افتاده بود خدا پولشو رسوند و انجام شد
من و خواهرم تقریبا از شروع کار، خرجکردمون رو از خونه جدا کردیم و این هم گام خیلی بزرگی توی زندگیم بود
توی این مدت صحبت های استاد درمورد قانون تکامل خیلی بهم کمک کرد ک صبر کنم، تقلا نزنم و همون نتایج کوچیک رو ببینم
من این کارو با این باور شروع کردم که هرکاری پتانسیل یکسانی برای ثروتمند شدن داره و مهم نیست ک این یه کاریه ک از نظر بقیه لول پایین هست، مهم اینکه خدا روزی و برکتی توی این کار برای من قرار داده ک از حد تصوراتم هم بالاتره
پاییز سال1402 بود که به لطف تمرکزی کار کردن روی فایلهای دانلودی، وضعیت مالی ام رو به بهبود بود و احساس میکردم که یواش یواش میتونم وارد یکی از دوره های استاد عزیز بشوم،
خودم براساس بررسی و بازخوردهایی که دوستان تو سایت گذاشته بودن و تاکیدات استاد، دوره عزت نفس رو مد نظر قرار داده بودم چون خیلی از فواید و اثرات مثبت این دوره گفته شده بود،
ولی یه نکته ای هم که بود این مطلب بود که استاد بیان می کردند که برای اینکه متوجه بشوید که چه دوره ای مناسب شخص خودمونه، از خدا هدایت بخواهید و به نشانه ها توجه بکنید، منم اواخر آبان 1402 از خدا هدایت خواستم، یه روز ظهر که از اداره اومدم بیرون و نشستم داخل ماشینم تا برم خونه، توی دلم دوازده قدم تداعی شد، بعد یه حسی بهم گفت ناصر الان برو سایت و نشانه امروز من رو بزن، منم با عجل رفتم تو سایت و زدم نشانه امروز من
همون لحظه با خودم عهد کردم که هر دوره ای بشه ، همون رو تهیه میکنم
یه فایل بالا اومد و زدم به صورت صوتی پلی کرد
استاد سلام و علیک کرد و درباره دوره 12قدم صحبت کردند
یعنی اون لحظه شوکه شدم که خدا چطوری منو داره هدایت میکنه
مو به تنم سیخ شد، از شدت خوشحالی میخواستم فریاد بزنم و اون لحظه طعم خوش هدایت رو باز چشیدم.
بعدش رفتم تو سایت تا ببینم هزینه دوره چقدره
قیمت دوره رو که دیدم خیلی تعجب کردم، چون 12 قدم به صورت قدم به قدم تو سایت بود و هر قدم مجزا بود و قیمت هر قدم کاملا برای من قابل پرداخت بود و اون لحظه با خودم فکر کردم که چرا تا حالا من متوجه این موضوع نشده بودم، اون لحظه یاد صحبت استاد افتادم که همیشه بیان میکردن که برای درک هر آگاهی باید در مدارش قرار بگیریم و من چون تکاملم رو طی نکرده بودم اصلا قیمت دوره 12 قدم رو هم نمیدیدم.
خلاصه تا سر ماه چند روزی وقت داشتم و رفتم سراغ فایلهای معرفی دوره 12 قدم، طی چند روز همه فایلها به جز آخری رو گوش کردم و اوایل آذرماه بود که بهم الهام شد که آخری رو نمیخاد گوش بدی ، برو دوره رو بخر,
منم همون شب قدم 1 رو خریدم و صبح ساعت 4 بیدار شدم و فایل جلسه یک رو گوش کردم و نوشتم
مطالب فایل خیلی برام تازگی داشت و جذاب بود و از اون روز زندگی من وارد فصل جدیدی شد
از اون موقع تلاش کردم طبق آموزشهای استاد جلو برم و نتایج عالی در حوزه های مختلف گرفتم،
مهمترین موفقیت من وارد شدن خدا به زندگیم بود، خدایی که قبلا فقط اسمش تو زندگیم بود، ازش میترسیدم، ارتباط خاصی باهاش نداشتم و اصلا درکش نمیکردم
ولی به لطف این دوره عالی حالا با خدا دوست شدم، ازش کمک و هدایت میخام، بهش میگم عاشقتم دوست دارم
دیگه ازش نمی ترسم و باهاش روز به روز صمیمی تر میشم.
از دیگر اثرات دوره این بوده آرامشی دائمی و لذت بخش رو تجربه میکنم.
اثر و نتیجه بعدی اینکه اطرافم خیلی خلوت شده و تقریبا کسی خونمون نمیاد و مهمونی هم خیلی کم میریم و تو اداره هم تو اتاقم تنهام و حجم کارهام هم خیلی کم شده و این برام یه فرصت عالی هست که بیشتر روی خودم کار کنم
اثر دیگه ای که تو زندگیم به وجود اومده، رها شدنم از عزیزانم هست و دیگه وابستگی ام خیلی کم شده و ترسی هم نسبت به آینده ندارم
الان قدم 6 هستم و البته طی این چند ماه شده که انرژی ام افت کرده، خسته شدم ولی با خودم مدارا کردم، ول نکردم و صبوری کردم و باز به مسیر برگشتم.
از اطراف هم بهم فشار میارن که چرا اینقدر بیخیال شدی، اینهمه بی خیالی رو از کجا میاری و زندگیمون داره فلان میشه و از این حرفها
ولی من به هیچ قیمتی این روشِ زندگی رو رها نمیکنم
چون آرامشی بهم داده که کل عمرم رو در حسرتش گذروندم و حالا دارم با عمق وجودم درکش میکنم،
از آگاهی های ناب دوره بخام بگم اینه که خیلی خالص و متعالی هستند و اگه کسی این آگاهی ها رو حتی فقط بتونه قبول بکنه و درک بکنه، خیلی برکت و نعمت به زندگیش وارد میشه که مهمترینش
احساس آرامش درونیه
آرامشی که هدف و غایت همه انسانهاست و تمام تلاشهای انسانی در هر زمینه ای در نهایت برای رسیدن به آرامشه و نه چیز دیگه ای.
اگه بخام در مورد نتایج و ویژگیهای دوره بگم فکر کنم یه کتاب بتونم بنویسم.
در پایان از استاد عزیزم و خانم شایسته و تیمشون هم از صمیم قلب قدردانی میکنم که با این دوره های عالی و الهی طعم خوش زندگی رو به ما میچشونن و برایشان برکت و نعمت بی نهایت آرزو میکنم.
به نام خداوند هدایت گر
خدای من منو هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت دادی
سلام به استاد عزیزم و مریم جون و دوستای هم فرکانسیم
به شدت دلم خاست کامنت بزارم چون هر بار راجب فایلی که میام کامنت میزارم باورای منو قوی تر میکنه راجب باورایی که با دیدن یا شنیدن اون فایل در من شکل میگیره من حتما راجب اون فایل هم با همسرم که هم مسیره با من حرف میزنم کلام میگم هم میام کامنت میزارم تا به خودم یادآور شه و باورام با تکرار قوی شه واقعا منم این حرفای استاد و تجربه های استاد رود تو زندگیم وقتی انجامشون دادم نتیجه گرفتم و حتی وقتایی که شرایطی به ظاهر نا جالب تو زندگیمون پیش میومد سریع به خودم میگفتم اها سحر داستان اینه که اول خودت نه همسرت نه فرزندت هیچکس و هیچ چیزی تاثیر نداشته فرکانس و باورای تو این مساله رو به وجود آورده حالا با ابزارایی که تو این پنج سال یاد گرفتی و هر بار بهت نتیجه داد اینو حلش کن و هر بار با قدرت بیشتر و ایمان بیشتر حرکت میکنم واسه حلشون چون دیدم ک این ابزارا که همون سپاس گزاری با احساس خوب تجسم با احساس خوب عبارات تاکیدی با احساس خوب و ایمان به اینکه نتیجه میدهد و من فقط باید رو خودم و فرکانسیم کار کنم و بزارم تو زمان درستش خدا و سیستم برام حلش کنن من سمته خودمو درست انجام بدم درسته که واگویه هست ترس هست غم هست ولی من به قول استاد یکم احساس بهتر دوباره فکرهای بهتر میاد دوباره باز یکم احساس بهتر و فکرهای بهتر تا کم کم ازون احساس بد و ترس بیای بیرون ولی موندگار نیس شرایط بد و ناخواسته مسائل گاهی وقتا با خودم فک میکنم میان تا به قول استاد ببینن تو چی میخای ولی تو با تکنیکایی که یاد گرفتی میتونی اونارو حلشون کنی
در پناه الله یکتا شاد باشین
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم
بنازم زمانبندی خدا رو، بنازم همزمانی خدا رو. خدایا، این همه سال این فایل رو نگهداشتی نگهداشتی نگهداشتی تا توی همچین موقعی منتشرش کنی؟ توی این موقعی که من انقدر بهش نیاز داشتم؟ وقتی سردرگم بودم که بدونم دلیل اتفاق بدی که برام افتاده چیه؟ واقعا سپاسگزارتم خدا جونم. و همینطور از استاد و خانم شایسته که به الهام خدا گوش کردن و این فایل رو فارغ از کیفیتش منتشر کردن.
این فایل از طرفی برای من همزمان شد با فایل جلسه 23 دوره روانشناسی ثروت1 که اون هم موضوعش شرک بود. و من این 2 فایل رو باهم پیش بردم. و باهم کامنتهاشون رو میخوندم. تا امروز که تمامی کامنتهاشون تموم شد.
من باید اعتراف کنم که مشکل خیلی بزرگی در مبحث تجسم دارم و ذهنم خیلی نمیتونه باورش کنه و بین تجسم و توهم فرقی نمیذاره. یادمه توی یکی از جلسات دوره عزت نفس هم درمورد این موضوع صحبت شد ولی من اون موقع هم نتیجهای نگرفتم. بخاطر همین هم هست که خودم رو ملزم کردم که کل کامنتهای دوستان رو بخونم تا برام باورپذیرتر بشه. چقدر هم کامنتها و نتایج ناب بودن واقعا.
و چون دیدم استاد میگن که اولش سخته پس دارم با امیدواری تجسماتم رو ادامه میدم. قدمهای عملیای که باید بردارم رو برداشتم. و توی اون پروژه خانهتکانی ذهن هم هستم و تا اونجا که میتونم دارم ذهنم رو کنترل میکنم و تجسماتم رو نوشتم و با خدام راجعبه تجسماتم حرف میزنم.
و اینکه طبق گفته استاد دور من هم خلوت شده و مثلا یه وقفهای در خلال تمرینات تئاترمون پیش اومده و مشغلههام تقریبا به صفر رسیده تا بتونم روی خودم کار کنم.
مواردی که با تجسماتم برام پیش اومده:
1. ویولون زدنم. همیشه دوست داشتم و خدا از طریق یکی از فامیلهامون که ویولون میزد منو تشویق کرد به این کار، و خود خدا هم پولش رو اوکی کرد.
2. گوشیای که الآن دارم.
3. بازیگر شدنم.
4. وارد این سایت شدنم. همیشه دوست داشتم یک استاد راهنما و یک سری دوست داشته باشم تا از خدا و قرآن و اینجور مسائل با هم حرف بزنیم.
5. دوره عزت نفس رو من با تجسمم خریدم. 5روز تخفیف داشتم. پولم نمیرسید. اومدم تمام کامنت فایل معرفی دوره رو خوندم و گذاشتم توی سبد خرید. پدرم مبلغی رو بهم بدهکار بود. خواهرم بهش زنگ زد که ازش شماره کارت بگیره که بدهکاریش رو به بابام بریزه. بابام گفت من به مهدی بدهکارم، بریز برای مهدی. و من تونستم دوره رو بخرم.
من قطعا از نتایج تجسماتم در این مدت خواهم نوشت.
انشاءالله همیشه همهمون به فضل خدا شاد و موفق و خوشبخت باشیم.
خدایا صدهزار مرتبه شکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان گل
بچه ها یه نکته ای استاد در مورد آر وی یا همون اتوبوس مسافرتی شون گفتن که دوست داشتم باهاتون به اشتراک بزارم.
وقتی تازه با استاد آشنا شدم و دنبالشون میکردم دقیقا زمانی بود که استاد سفر به دور آمریکاشون رو شروع کرده بودن و اواسط دوره دوازده قدم بود
منم خیلی دوست داشتم که یه همچین ماشین مسافرتی تو زندگیم داشته باشم و هرجایی که دلم میخواد برم و همیشه تجسم میکردم و سفرنامه رو دنبال میکردم.
از اونجایی که هم سفرنامه و هم سریال زندگی در بهشت رو بطور کامل دنبال کردم و دیدم الان آرزوهام خیلی بهتر شده و خودمم راحتتر شدم
حالا اصل مطلب چیه ؟؟؟
سفر به دور آمریکا از نظر من 3 بخش هست
اول اینکه استاد با آر وی میره سفر
دوم با ماشین سواری میره و هتل میگیره
سوم اینکه با فورد دوست داشتنی میره
حالا چون من استاد رو دنبال میکردم و آرزو داشتم یه آروی داشته باشم راستش رو بخواید الان دیگه آرزوم نیست انگار با استاد تجربه اش کردم و من اون مدل هتل گرفتن رو خیلی بیشتر دوست دارم و دلم میخواد اون رو تجربه کنم
و واقعا واقعا ازت ممنونم استاد که چقدر کار مارو جلو انداختی و راحتمون کردی و الان نیازی نیست که برم آر وی بخرم و تجربه اش کنم دمت گرم
من عاشق اینم که برم با ماشینم هرجایی که دلم خواست بهترین هتل رو بگیرم و هر چقدر دلم خواست بمونم ، حتی در مورد سریال زندگی در بهشت هم همین طور مثلا من همیشه دوست داشتم چندین ماشین و مثل پورشه آبی و لندکروز سفید و هایلوکس قرمز و یک بنز مشکی داشته باشم ولی وقتی سریال زنگی در بهشت رو دنبال کردم انگار داشتن همه اینها رو تجربه کردم و با مزایا و معایب آرزوهام آشنا شدم و الان فقط دلم اون لندکروز سفید رو میخواد بعضی وقتها ما خیلی چیزای زیادی دلمون میخواد داشته باشیم ولی وقتی زندگی استاد رو میبینیم دیگه راه واسمون واضح تر میشه اصل چیه و فرع چیه
بخدا که سفرنامه ها خودش میتونست یه دوره باشه و به دید یک فایل رایگان بهش نگاه نکنید چون توی همین سفرنامه ها میتونید اجرای قوانین رو توی زندگی استاد ببینید
یه مثال واستون بزنم توی سریال زندگی در بهشت استاد داشت اون حفاظهای چوبی درو خونه رو با چکش بزرگش ازجا میکند که یهو میفته توی آب من انقدر اونجا جوش خوردم با اینکه من چیزی از دست نمیدادم ولی استاد خیلی راحت گفت اشکالی نداره فعلا با یه چکش دیگه کار میکنیم تا به یه راهی هدایت بشیم و بیاریمش بالا که بعد هم با اون آهنربای فوق قوی آوردیمش بالا
مثال خیلی دارم که واقعا میگم هر روز داره بیشتر واسم واضح میشه چی رو میخوام
مثلا دوست داشتم چندین خونه داشته باشم که اینم با دیدن زندگی استاد الان کامل میدونم چی رو میخوام و خودم الان تجسمم روی خواسته هام داره میشه لیزری
مثل مرغ و خروس داشتن که استاد چه تکاملی رو طی کرد و به اینجایی رسید که الان جامع و کامل شده
آره چقدر چیزای خوبی از این سفرنامه ها آدم یاد میگیره
خدایا شکرت
استاد دمت گرم خانم شایسته دمت گرم که زحمت این فایلها روی دوش شماست
ازتون ممنونم بابت همه چی
سلامی پر مهر به دو استاد گرانقدرم،
و سلام به دوستان خوب هم خانواده ام.
چند روزه به یه تضاد برخورده بودم،.هی به خدا میگفتم خدایا خودت راه حلش رو بهم بگو.
من نمیدونم.
خودت حلش کن واسم.
تا اینکه این فایل ارزشمند و با کیفیییییییت رو دیدم.
متوجه شدم که بلللللللللله.
منم همییییشه در حال تجسم کردن هستم.
اما چه تجسمی؟؟؟
خدای من.
دیدم بیششششتر تجسمات من منفی هستن.و علت این تضادم هم همین تجسم اتفاقات منفی بود.
تا حالا اگاهانه ننشسته بودم چیزهایی رو که میخوام تجسم کنم.
گفتم خب بذار شروع کنم چیزایی رو که میخوام تجسم کنم.
ذهن چموش همون اولای تجسم،منو از تجسمم پرت میکرد بیرون!!!
ولی حالم خیلی بهتر شد.و مطمئنم با تمرین کردن،بهتر و بهتر میشم.
فهمیدم که علت تضادم چی بوده:تجسم اتفاقات ناگوار.خدایا شکرت،تجسم کردن اتفاقات خوب و تجسم رسیدن به خواسته ها چقدرررر لذت بخشه استاد.
من تازه 10 روزه قدم اول رو خریدم.
به امید الله مهربان حتما قدم های بعدی هم میخرم.
تا الان که 10 روزه وارد قدم اول شدم هر روز داره اتفاقای نابی میفته.
پسر عزیزم که هر وقت از سرکار برمیگشتم خونه تا سلامش نمیکردم سلام نمیکرد،و به زور جواب میداد،الان تا وارد خونه میشم میگه:سلاااام مادر گلم.
و دیشب هم بدون درخواست من،برای اولین بار
اومد و کمکم ظرف شست.
با وجود اینکه بار اولش بود،خیلی عالی این کار رو انجام داد.
پسرم تازه 11 سالشه.
بعد شستن طرف ها هم کف اشپزخونه رو طی کشید.
خدایا من این رفتارا رو غیر از عشق تو به خودم نمیبینم.
یا اینکه دیروز صبح،پسر 5 ساله ام اومد بالای سرم،بوسم کرد،با صدای نازک و ملایم و بچه گانه اش بهم گفت مادر از خواب بیدار شو.
هوا بهشتیه،گل بهشتیت هم اینجاست(منظورش از گل بهشتی،خودشه).
تا چندین بار اینکار رو تکرار کرد تا من بیدار شدم..
خدایا این همه عشق،خودت هستی که از زبان کودکم جاری میشی.
این حرفهای عاشقانه رو خودت بر زبانش جاری میکنی.
خدایا ازت ممنونم که هر روز این هممممممه بهم عشق میدی و سیرابم میکنی.
برای همه شما دوستان عزیز هم اتفاقات ناب ارزومندم.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند باشید
سلام به سعیده جان.
سلام به شیرازِ جان و اونهمه قشنگی و طراوت.
خدا دو تا گل بهشتیت رو برات حفظ کنه و در پناه خودش باشن همیشه.
همینطور خودت و سایر عزیزانت رو.
چقدر لذت بخشه شنیدن این توصیف های قشنگ از زبونِ بچه ها با اون خلوصِ قشنگشون.
تا الان 4 صفحه از 5 صفحه کامنت هات برای فایل های دانلودی رو خوندم و لذت بردم.
ترکیبی از پذیرش، دوست داشتن خود، توجه به زیبایی ها و نکات مثبت، سپاس گزاری، تلاش و پشتکار، بهبودگرایی، صلح درونی و … تو کامنت هات میخونم و کیف میکنم.
تلنگرهای جالبی خوردم با نکاتی که تو کامنت هات مینویسی.
اینکه قبلا چطوری بودم، الان چطوری شدم.
از کجا به کجا رسیدم.
اطرافیانم قبلا چطوری بودن، الان چطوری شدن.
توجه کنم به دونه دونه ی بهبودهای خودم و اطرافیانم.
به عبارتی کامنت هات یه کتابه برای من.
که تو هر بخشش کلی چیز قشنگ میخونم و بهم یاداوری میشه.
نعمت های مادی ام، محبت های ادم ها بهم، بهبودهام و …
تو یکی از کامنت هات در مورد سایت نوشته بودی: عبادتگاه توحیدی
خیلی خوشم اومد، توصیف قشنگ و کاملا درستیه.
————————————-
خب همین الان، خوندنِ 88 کامنتت تو فایل های دانلودی رو کامل کردم.
عالی بود، آفرین.
تکاملت کاملا مشهوده تو کامنت هات.
سعیده جان خیلی خوشحالم از اشنایی باهات و خوندن کامنت هات.
با عشق خوندمشون و پیگیری شون کردم تا به اینجا.
مرحله ی بعدی میرم سراغ کامنت هات تو دوره ها و سایر بخش های سایت.
شاد و موفق و سلامت و ثروتمند باشی همیشه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام بر سمانه جانم.مامان حافظ کوچولوی قند و عسلم.
من خییییلی توجه میکنم به اینکه از کجا به کجا رسیدم.
زندگی من هییییچ ربطی به سعیده گذشته نداره.
بهبود ها رو خییییلی با ارزش میدونم.
به قول استاد توی جلسه اول قدم اول،همون مسیری که تا الان منو به این خواسته ها رسوند،همون مسیر منو به خواسته های بعدیم هم میرسونه.
امروز صبح بچه ها رفتن مدرسه و منو همسرم هم رفتیم سرکار.
و منم ناهار نپخته بودم و صبح به همسرم گفتم ناهار چکار کنیم؟
گفت اشکال نداره ظهر تخم مرغ میخوریم!
خلاصه همسرم ظهر زودتر از من اومده بود خونه.
شاید 20 دقیقه زودتر.
چایی دم کرده بود!!!
خدااای من!
وقتی اومدم خونه دیدم امیرعلی توی اشپزخونست و داره همبرگر سرخ میکنه.
همسرم هم اومد توی همبرها تخم مرغ ریخت و یه غذای جدید درست کرد و خوردن.
اینها اصلا قبلا نبود.
یادمه یه زمانی من ارزو داشتم که چایی که همسرم دمکرده رو بخورم!!!
یادمه سال 97 یکی از دوستام گفت همسرش چایی دم میکنه و غذا درست میکنه.
اصلا اون موقع برای من قابل باور نبود که همسر من اینکارا رو بکنه.
هرچند که ارزوم بود.
اینو به همسرم هم گفتم.
اما الان مدتیه(از زمان اشنایی با استاد و قوانین جهان) همسرم بدون درخواست من اینکارا رو میکنه.
فک کن خسته از سرکار بیاد و بره چایی با هل دم کنه!
فک کن از من توقع ناهار اماده نداشته باشه و راضی باشه به خوردن تخم مرغ و همبر.
البته توی این مورد میدونم باید خودمو یکم اصلاح کنم و سعی کنم شبها غذای فردا رو اماده کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
ألیس الله بکاف عبده : آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟؟
بله ک هست صد در صد ک هست ، وقتی خدا میشه دوستت ، رفیقت ، پدرت ، مادرت ، خواهرت ،برادرت و همه زندگیت اصلا مگه چشمت جز خدارو میبینه؟ مگه صدای کسی دیگه رو میشنوی؟
خدایا نمیدونم چطوری ازت ممنون باشم چطور ازت سپاسگزار باشم ک لایق ذات مقدس تو باشه خدای مهربون من
استاد جانم هزاراااان بار ممنون شما هستم بابت این سایت آسمونی ک کلمه ب کلمه سخن الله مهربونه
استاد شایسته چطوری ازتون تشکر کنم بابت این دل دریایی شما ، بابت محبت و لطف شما هزاران مرتبه سپاسگزارتونم و از کیلومترها فاصله شما رو در آغوش میگیرم
خداروشکر بابت قدرت تجسم ک تو ذهنمون زندگیمونو میسازیم مثل ماکت معماری و بعدش میایم در دنیای مادی مثل همون و گاها بهترشو میسازیم
مثل من ک سال 98 یک دختر ساده با حقوق پایین تو شهرستان مرزی و کوچیک زندگی میکردم و با تجسم( قانونو نمیدونستم) زندگی در شهر بزرگ با حقوق بالارو ترسیم کردم
یا وقتی گوشیم خراب شد تجسم کردم و گوشیمو عوض کردم
استاد من الان قدم دومم ،البته تا قدم نهم خریدم ولی تا قدم دوم پیش رفتم اینقدر ک این جلسات پر محتواست و برای من ک هنوز یک ساله دارم روی خودم کار میکنم چقدر آموزندس و البته کمی سنگین،
استاد وقتی خودمو مقایسه میکنم میبینم وای خدا چقدر تغییرات تو این یک سال ، اینقدر ذوق دارم خودمو تو قدم دوازده ببینم ک کجام چون مطمئنم خودمم باورم نمیشه ، استاد تازه من یک صدم درصد قوانینو باور دارم فکر کنید اینقدر نتیجه گرفتم حالا ببینید قدم دوازدهم چقدر عوض بشم
( شغلمو عوض کردم، مسافرت رفتم بعد 4 سال، بدهیامو صاف کردم ، گوشیمو عوض کردم، ایرپاد گرفتم و…کلی جاهای دیدنی و زیبا دیدم ، تمرکز بر زیباییهارو یاد گرفتم و این حال خوب و توکل و…)
استاد خیلی لذت داره از بدنه جامعه جدا بشی عجب حسیه ، وقتی تنهایی تازه زندگیت شروع میشه ، وقتی با خدا حرف میزنی و اصلا متوجه تنهایی نمیشی
ولی واقعا استاد همه چی تکامله حتی حرفای شمارو بعد ها ما تازه متوجه میشیم و این واقعا تحسین بر انگیزه
حتی تجسم من اول زور میزدم بعد فهمیدم همین گفتگوی ذهنیم ینی تجسم
استاد ممنونم بابت زحمت هاتون ، بابت اینکه با سخاوت این اصول رو ب ما یادآوری میکنید ، ممنون از خانم شایسته عزیز و مهربونم ، ممنون از هم کلاسی های گلم ک با کامنت های نابشون ب جا افتادن بیشتر قوانین در ذهنمون کمک میکنن ، ممنون از خودم ک دنبال اصل بودم و خدا هدایتم کرد، ممنون از گوشیم از اینترنت از تکنولوژی
خدااااااجون هزاراااان مرتبه عاشقتم و ممنونتم رفیق جینگ من ️
به نام خالق هستی همان خالقی که از روح خودش در من دمیده تا من هم خالق زندگی خودم باشم
سلام استاد عشق
سلام دوستان
تو سن 18سالگی خواستم این بود که یه خونه 3خواب یه ماشین ویه کار شرکتی که اموراتم با درامدش اصلاح بشه داشته باشم زود ازدواج کردم چون میتونستم از عهده متاهلی بر بیام و میخاستم دوتا فرزند یکی پسر و دیگری دختر که فرزند اولم پسر و در سن 40سالگیم باهام رفیق باشه تا بتونم بیشتر کمکش کنم الان پسرم 14ساله ومن 36ساله هستم اون خانه و ماشین چند ساله دارم
چند سالی عشق مدرک دانشگاهی و تحصیلات بالا داشتم ودر موردش صحبت میکردم، 2 سال هست که مدرک لیسانس با وجود کار و خانواده و فرزند بدست اوردم
بعد چند سال کار شرکتی خسته شده بودم وهمیشه به این فکر بودم که کسب و کاری داشته باشم و الان یه کاسب موفق هستم
دوستان اینها تماما قبل از اشنایی من با استاد بود از زمانی که با خانواده عباسمنش اشنا شدم بهتر بیشتر و سریعتر رشد کردم تمام زندگیم وام و بدهی بود امروز هیچ قسط و بدهی ندارم
از فایلهای رایگان استفاده میکردم که رفیقهای چند سالم ازم دور شدند یه مشکلی پیش امد اصلا باور نکردنی یک سالی هست که پدرم رو ندیدم به جد میگم واقعا منفی گراس ایشون بعد پدر خانم ومادر خانم به طور کل رابطه ندارم دعوا نکردم توهین نکردم سر یه مسئله پوچ این رابطه قطع شد اینها جزع عزیزانم هستند از حالشون با خبرم ولی ارتباطی ندارم
استاد عزیز واقعا برام صحبتهای شما تجربه شده من قانون فرکانس با تمام وجود حس میکنم هر چغدر دارم رشد میکنم افراد نزدیک به من هم تغییر میکنند
دوره عزت نفس و ثروت یک رو تهیه کردم نتایج عجیب و عالی شکل گرفت البته هنوز من کامل و دقیق تمرینات انجام ندادم و درحال تکرار هستم این شده نتیجه
امروز که دارم این رد پا رو به جا میگذارم نسبت به قبل تنهاتر هستم اما خیلی خوشحالتر وراضی تر از قبل با خودم بیشتر لذت میبرم و دوست دارم بیشتر خلوت کنم زمان زیادی تو سایت عباسمنش باشم
حال دلم خوبه کمتر ناراحتم و بیشتر خوشحال در مورد مباحث روز مره بحثی با هیچ کس ندارم واین زمانهارو برای فکر کردن به قوانین و ارزوهام میزارم میدونید هر جا که ازم بخواند صحبت میکنم والا سکوت بهترین راه میبینم برای فکر کردن
و کنترل ورودی ها
عاشقتونم
زیبایی و زیبا زندگی کردن حق شماست
خدا حافظتون باشه
به نام خدای مهربان
درود بر استاد عزیزم و سپاس که باز هم دستی از طرف خداوند شدید و آگاهی که لازم بود رو در زمان مناسب وارد زندگی من و خیلی دیگر از دوستان کردید
تجسم یکی از چیزهایی بود که خیلی کم توی زندگیم استفاده میکردم حتی با اینکه راجبش میدونستم چون که زیاد باورش نکرده بودم
یادم میاد اولین بار وقتی به خاطر باورها و اعمال خودم کسب و کارم خراب شد و خواستم برم سر یک کار جدید اومدم از خداوند درخواستم رو کردم و دراز کشیدم تجسم کردم و عصر که رفتم آرایشگاه بعد تو راه برگشتن میخواستم کارت به کارت کنم دقیقا مغازه ای رو پیدا کردم که کاری رو داشت با شرایطی که من میخواستم!!!اصلا مونده بودم داستان چیه آخه به فاصله چند ساعت؟؟؟یا بارها تجسم میکردم یک بحثی راجب موضوعی رو دارم و این بحثه بارها اتفاق میوفتاد یا فلان مشکل ایجاد میشه و میشد،اگر از عجله کردن به دور باشیم و خواسته رو رها کنیم و بهش نچسبیم و فقط با تمام وجود تجسم کنیم و به الهامات عمل کنیم نتایج فوق العاده ای میگیریم(دقت کنید در تمام چیزهایی که گفتم عمل کردن وجود داره و شما فقط یک جا نمیخوابید که کاری نکنید اگر هدایت اومد باید عمل کنید و لیاقتتون رو به خداوند و خودتون نشون بدید) این اون برداشت و نتیجه ای بود که من از تجربیات و آگاهی هایی که شما از طرف خداوند به ما دادید برداشت کردم
به نام الله مهربان
سلام و درود به استاد عزیزم و مریم بانوی دوست داشتنی
سلام به دوستان توحیدی عزیزم
مریمم بسیار از شما سپاسگزارم ک سخاوتمندانه این کلیپ رو برای ما قرار دادید من همون اولین روز ک گذاشتید دیدم ولی نرسیدم کامنت بذارم .
من دیدم و توی شوک بودم
امروزم چندبار این ویس رو گوش دادم
خدایا من توی دوره 12قدم به خودم گفته بودم باید توی تجسم عالی بشم تا ادامه دوره ها رو بخرم
باید همه جلسات رو عملی کار کنم بشه جزیی از زندگیم تا برم سراغ ادامه راه
توی همین تحقیق و جستجو ها بودم ک چطور تجسم کنم
آیا مسیرم درسته یا ن و… ک شما این کلیپ رو قرار دادید و این یک حجت بود برای من
این کلیپ کاملا برای من مشخص کرد ک اصل تجسم چیه
خدایا کجای دنیا چنین فضایی هست
هر کامنتی ک میخونم عطر و بوی خدا رو داره
خدایا با همه وجودم احساست میکنم
دوستان ناب دوستان فوق العاده ای ک هنوزمتحیر از اتفاقات شون هستم
سعیده جان شهریاری و ابراهیم عزیز و…
مگر میشود کامنت های این کلیپ رو نخوند
باید چندین بار بخونی بری بیای مجدد بخونی بتونی درکشون کنی
یعنی عاشقتونم
عاشق خدایی ک چنین عادله و چنین زیبا خدایی میکنه
عاشق استادی هستم ک فرکانسش اینقدر بالاست و اینقدر به خداوند نزدیک شدن ک سایتشون شده یک فضای توحیدی پر از معجزات الهی
عاشق دوستانی هستم ک اینقدر به خدا نزدیک شدن ک روحشون از جسمشون بزرگتر شده روحشون اونقدر متعالی شده ک دارن همزمانی ها رو رقم میزنن
و جسم فقط اطاعت میکنه این یعنی مسیر درست
این یعنی پیدا کردن رسالتشون
وقتی ک به خدا نزدیک بشی و باهاش یکی بشی و از زندگیت لذت ببری
استاد وقتی یه مسافرت طولانی با ماشین میریم و خسته میشیم میایم روی تخت میخوابیم ی حسی داره بدن آرومه داره استراحت میکنه ولی روح میخواد از جسم جدا بشه توی سر صدای هوهویی میپیچه
توی اون لحظه هستم درکم از اتفاقات همینقدره
روزها سپاسگزارم از خداوند اونقدر ک زیبایی میبینم
و شبها میگم خدایا نمیشه نخوابم و تا صبح با هم صحبت کنیم میشه هر شب دعای کمیل بخونم و بگم الهی و ربی من لی غیرک
خدایا هنوز صدای استاد توی گوشمه ک میگفتن ببین حضرت یونس رو ماهی خوردش ولی ناامید نشد رفت توی دل ماهی ولی نشست به عبادت
و ذکر حضرت یونس :«لا اله الا انت سبحانک آنی کنت من الظالمین»
خدا جونم میگم من کجا برم ک همه جا تویی
به کی بگم ک همه کس تویی
چی بگم ک همه رو تو میدانی .
چند روزه ک هدایت میشم یه صحبتهای آقای الهی قمشه ای و شعر های مولانا سعدی و حافظ و…
خدایا این وضعیت رو خیلی دوست دارم این شیدایی رو دوست دارم
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
در پناه الله مهربان باشید.
سلام به همگی به استاد عزیزممم و به خانم شایسته گل
داشتم به این فکر میکردم ک قبل از شروع این دوره من یه آدم دیگ بودم و حالا چقدر همه چیز در عرض یکماه در زندگیم تغییر کرد به لطف خدا
تقریبا یکماه پیش ک دوره شروع شد با اولین گام اینو درک کردم ک باید مسئولیت 100 درصد زندگیم رو بپذیرم چیزی ک من خیلی از استاد شنیدم اما درک نمیکردم
این سوالو پرسیدم از خودم ک من باید چیکار کنم ک این اصل رو توی زندگیم پیاده کنم؟
به زندگیم نگا کردم من برای 100،200 هزارتومن باید زنگ بزنم به بابام از اون پول بگیرم باید منتظر باشم ک اون پول دستش بیاد و به من ی مبلغی پول بده و باید همش با استرس و وابسته به یه نفر دیگ زندگی کنم
گفتم میخوام ک دیگ اینطوری نباشم و تغییرش بدم
اما واقعا نمیدونستم چطوری
یه کاری رو داییم قبلا برای رستورانش بهم پیشنهاد کرده بود اما ب خاطر باورهای اشتباه رد کردم
حالا توی گام اول با تمام وجودم میخواستم این اصل رو توی زندگیم پیاده کنم با مامانم صحبت کردم گفتم میخوام توی خونه اون کارو انجام بدم گف نمیشه من حوصله اون کارو ندارم و نمیخوام توهم انجامش بدی و شدیدا مخالفت کرد
سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم و از خدا کمک بخوام
دوسه روز بعد خواهرم بهم پیشنهاد داد ک بیا بریم اتاق زیرزمین خونه مادر بزرگ انجام بدیم، اول ذهنم مقاومت کرد و هیچ ایده ای برای انجام کار نداشتم ولی چون داشتم دوره رو کار میکردم گفتم درها باز میشه و خدا هدایت میکنه
هیچ پولی نداشتم هیچی
یه دستگاه دیجیتال قبلا توی دیوار آگهی کرده بودم و همون اوایل ک میخواستم کارو شروع کنم یه خریدار خوب براش پیدا شد، چیزی ک خیلی وقت بود گذاشته بودم ولی دقیقا اون زمانی ک ب پول احتیاج داشتم به راحتی به فروش رسید
یه مبلغی درحد 600، 700 تومن دستم اومد با همون مبلغ شروع کردم و همون روز عصرش با خواهرم رفتیم خرید
روز اولی ک شروع کردم میترسیدم، کلی استرس داشتم اما هر قدمی ک برمیداشتم احساس میکردم قبلش خدا اونجا بوده و برام همه چیزو مهیا کرده
توی اون زیرزمین سینک آماده، آب، ظروف برای کارم، یه اتاق گرم راحت و … هست و انگار خدا به طرز معجزه آسایی همه چیز برای این کار از قبل آماده کرده بود
اونجا مدت ها خالی بود و هیچ استفاده ای نمیشد یه حالتی شبیه انباری داره اما خدا من رو هدایت کرد تا بتونم ازش استفاده کنم بدون اینکه بخوام اجاره ایی بابتش پرداخت کنم با عشق اون اتاق رو به منو خواهرم برای کار، دادن ک همش لطف خداست
یه سری چالش ها توی کار بود ک هربار از دهن یه نفر راه حل اون چالش ها گفته میشد و خدا از طریق اون افراد آگاهم میکرد و راهشو بهم میگفت
از یه کار توخونگی راحت ک سه بار در هفته انجام میشه و صبح تا ظهر هم هست سودی به من رسید ک قابل باور برام نبود
اول کار من به ماهی یک میلیون هم راضی بودم ولی امروز که دقیقا یکماه از شروع کارم میگذره، 15 میلیون از این کار منو خواهرم سود کردیم
منی ک تا قبل از این 100 تومن هم از خودم پول نداشتم و کل پولی ک مال خودم بود اون یارانه ای بود ک هرماه واریز میشد
با اولین حقوقم ،1300 پول کلاس سازم رو پرداخت کردم و این بزرگترین معجزه زندگیم بود و کلی احساسم رو بهتر کرد از اینکه برای پرداختش از هیچکس پول نگرفتم
رفته رفته پولی ک از خونه گرفته بودم رو هم پرداخت کردم و بدهکاریم به خونه هم صفر شد
کم کم اون وسایل مورد نیازم رو خریدم، نمیدونم چطوری از حس پشت این کار بگم ک وقتی میری خرید میکنی میتونی راحت بدون استرس خرید کنی و افتخار کنی ب اینکه پول خودته بدون اینکه بخوای ب کسی جواب پس بدی
حتی من دوهفته پیش ی مبلغی به مامانم برای تمدید خونه پول قرض دادم
و یه معجزه دیگ هم دیروز برام رخ داد
4 سال بود ک پیانو خواهرم خراب شده بود و یه مبلغی برای تعمیرش میخواست ک جور نمیشد انجامش بدیم
هردو ما کلاس ساز میریم و برای تمرین پیانو، خواهرم مجبور بود بره آموزشگاه و از قبل وقت بگیره
گفتم هدف میذاریم ک اول پیانو رو تعمیر کنیم، به خواهرمم گفتم فعلا هیچ خریدی نکنیم اول باید این کار انجام بشه
از خدا خواستم که کمکمون کنه و پولشو برسونه
تابستون خواهرم زنگ زد به یه نفر ک بیاد وتعمیرش کنه گف 7 میلیون میگیرم پسرم رو میفرستم تعمیر کنه
دوباره ک چند روز پیش زنگ زدیم گف اون قیمت برای تابستون بود الان باید قیمت بگیرم چون با قیمت دلار نوسان پیدا میکنه
به یه جای دیگ زنگ زدم گف 14 میلیون :/
من فقط 6 میلیون براش جمع کرده بودم
توی گوگل سرچ کردیم ک ببینیم ی مورد بهتر و ارزون تر پیدا میکنیم
اولین موردی ک اومد رو زنگ زدیم یه پسره بود ک گف نمایندگی تعویض این قطعات رو من دارم و میام تعمیرش میکنم و با دستمزد حساب کرد سرجمع شد 5200
خیلی مورد خوبی بود اما باید مطمعن میشدیم ک قطعات اصل میاره
شماره کارت فرستاد و از روی اسمش فهمیدیم ک این آقا پسر همون آقایی هست ک تابستون بهش زنگ زدیم گف 7 تومن هزینش میشه و پسرم میاد تعمیر میکنه، پدرش قیمت رو خیلی بالاتر گفته بود اما خدا مارو به سمت ایشون که خیلی منصف تر بود هدایت کرد
و جالب اینکه گف فقط همین یه سری توی انبار مونده بود و بعد از این دیگ برامون نمیاد اگ هم بیاد قیمتش خیلی بالارفته
این معجزه ای بود ک دیروز اتفاق افتاد خدا مارو هدایت کرد ب یه نفر ک همون کارو با قیمت خیلی پایین تر انجام داد و کاری ک 4 سال عقب افتاده بود خدا پولشو رسوند و انجام شد
من و خواهرم تقریبا از شروع کار، خرجکردمون رو از خونه جدا کردیم و این هم گام خیلی بزرگی توی زندگیم بود
توی این مدت صحبت های استاد درمورد قانون تکامل خیلی بهم کمک کرد ک صبر کنم، تقلا نزنم و همون نتایج کوچیک رو ببینم
من این کارو با این باور شروع کردم که هرکاری پتانسیل یکسانی برای ثروتمند شدن داره و مهم نیست ک این یه کاریه ک از نظر بقیه لول پایین هست، مهم اینکه خدا روزی و برکتی توی این کار برای من قرار داده ک از حد تصوراتم هم بالاتره
خدارو با تمام وجودم شکر میکنم
و از استاد عزیزم هم بی نهایت ممنون و سپاس گزارم
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته مهربان
سلام دوستان گلم
پاییز سال1402 بود که به لطف تمرکزی کار کردن روی فایلهای دانلودی، وضعیت مالی ام رو به بهبود بود و احساس میکردم که یواش یواش میتونم وارد یکی از دوره های استاد عزیز بشوم،
خودم براساس بررسی و بازخوردهایی که دوستان تو سایت گذاشته بودن و تاکیدات استاد، دوره عزت نفس رو مد نظر قرار داده بودم چون خیلی از فواید و اثرات مثبت این دوره گفته شده بود،
ولی یه نکته ای هم که بود این مطلب بود که استاد بیان می کردند که برای اینکه متوجه بشوید که چه دوره ای مناسب شخص خودمونه، از خدا هدایت بخواهید و به نشانه ها توجه بکنید، منم اواخر آبان 1402 از خدا هدایت خواستم، یه روز ظهر که از اداره اومدم بیرون و نشستم داخل ماشینم تا برم خونه، توی دلم دوازده قدم تداعی شد، بعد یه حسی بهم گفت ناصر الان برو سایت و نشانه امروز من رو بزن، منم با عجل رفتم تو سایت و زدم نشانه امروز من
همون لحظه با خودم عهد کردم که هر دوره ای بشه ، همون رو تهیه میکنم
یه فایل بالا اومد و زدم به صورت صوتی پلی کرد
استاد سلام و علیک کرد و درباره دوره 12قدم صحبت کردند
یعنی اون لحظه شوکه شدم که خدا چطوری منو داره هدایت میکنه
مو به تنم سیخ شد، از شدت خوشحالی میخواستم فریاد بزنم و اون لحظه طعم خوش هدایت رو باز چشیدم.
بعدش رفتم تو سایت تا ببینم هزینه دوره چقدره
قیمت دوره رو که دیدم خیلی تعجب کردم، چون 12 قدم به صورت قدم به قدم تو سایت بود و هر قدم مجزا بود و قیمت هر قدم کاملا برای من قابل پرداخت بود و اون لحظه با خودم فکر کردم که چرا تا حالا من متوجه این موضوع نشده بودم، اون لحظه یاد صحبت استاد افتادم که همیشه بیان میکردن که برای درک هر آگاهی باید در مدارش قرار بگیریم و من چون تکاملم رو طی نکرده بودم اصلا قیمت دوره 12 قدم رو هم نمیدیدم.
خلاصه تا سر ماه چند روزی وقت داشتم و رفتم سراغ فایلهای معرفی دوره 12 قدم، طی چند روز همه فایلها به جز آخری رو گوش کردم و اوایل آذرماه بود که بهم الهام شد که آخری رو نمیخاد گوش بدی ، برو دوره رو بخر,
منم همون شب قدم 1 رو خریدم و صبح ساعت 4 بیدار شدم و فایل جلسه یک رو گوش کردم و نوشتم
مطالب فایل خیلی برام تازگی داشت و جذاب بود و از اون روز زندگی من وارد فصل جدیدی شد
از اون موقع تلاش کردم طبق آموزشهای استاد جلو برم و نتایج عالی در حوزه های مختلف گرفتم،
مهمترین موفقیت من وارد شدن خدا به زندگیم بود، خدایی که قبلا فقط اسمش تو زندگیم بود، ازش میترسیدم، ارتباط خاصی باهاش نداشتم و اصلا درکش نمیکردم
ولی به لطف این دوره عالی حالا با خدا دوست شدم، ازش کمک و هدایت میخام، بهش میگم عاشقتم دوست دارم
دیگه ازش نمی ترسم و باهاش روز به روز صمیمی تر میشم.
از دیگر اثرات دوره این بوده آرامشی دائمی و لذت بخش رو تجربه میکنم.
اثر و نتیجه بعدی اینکه اطرافم خیلی خلوت شده و تقریبا کسی خونمون نمیاد و مهمونی هم خیلی کم میریم و تو اداره هم تو اتاقم تنهام و حجم کارهام هم خیلی کم شده و این برام یه فرصت عالی هست که بیشتر روی خودم کار کنم
اثر دیگه ای که تو زندگیم به وجود اومده، رها شدنم از عزیزانم هست و دیگه وابستگی ام خیلی کم شده و ترسی هم نسبت به آینده ندارم
الان قدم 6 هستم و البته طی این چند ماه شده که انرژی ام افت کرده، خسته شدم ولی با خودم مدارا کردم، ول نکردم و صبوری کردم و باز به مسیر برگشتم.
از اطراف هم بهم فشار میارن که چرا اینقدر بیخیال شدی، اینهمه بی خیالی رو از کجا میاری و زندگیمون داره فلان میشه و از این حرفها
ولی من به هیچ قیمتی این روشِ زندگی رو رها نمیکنم
چون آرامشی بهم داده که کل عمرم رو در حسرتش گذروندم و حالا دارم با عمق وجودم درکش میکنم،
از آگاهی های ناب دوره بخام بگم اینه که خیلی خالص و متعالی هستند و اگه کسی این آگاهی ها رو حتی فقط بتونه قبول بکنه و درک بکنه، خیلی برکت و نعمت به زندگیش وارد میشه که مهمترینش
احساس آرامش درونیه
آرامشی که هدف و غایت همه انسانهاست و تمام تلاشهای انسانی در هر زمینه ای در نهایت برای رسیدن به آرامشه و نه چیز دیگه ای.
اگه بخام در مورد نتایج و ویژگیهای دوره بگم فکر کنم یه کتاب بتونم بنویسم.
در پایان از استاد عزیزم و خانم شایسته و تیمشون هم از صمیم قلب قدردانی میکنم که با این دوره های عالی و الهی طعم خوش زندگی رو به ما میچشونن و برایشان برکت و نعمت بی نهایت آرزو میکنم.
در پناه رب العالمین شاد و خوشبخت باشید.