این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بهترین فنی که باید یاد بگیریم و تکرار کنیم همون تقوی است.
حالا تقوی چیه ؟
تقوی همون کنترل ذهن است .
حالا کنترل ذهن چیه ؟
کانون توجه ما است. ورودی ذهن است .
و این فن تاثیرگذارترین فن در زندگی است.
و استاد در عمل این فن را سال ها است تمرین میکنند و نتایج استاد هم به عنوان الگو نشان دهنده نتیجه این فن است.
و در قرآن هم مرتب این فن را اشاره میکند .
در قرآن ایمان و تقوا با هم میاد.
پس ابتدا باید توحید را قبول کنیم و فقط و فقط خدا را فرمانروای عالم بپذیریم و بعد از آن کنترل ذهن کنیم.
مواظب ورودیمون باشیم به چه چیزی داریم توجه میکنیم ؟
به چه آت و آشغالهایی توجه میکنیم و وارد ذهنمون میکنیم .
به چه کسانی بها میدیم ؟ چقدر شرک داریم ؟
چقدر آدم ها و دولت ها و روسا را خدای خودمون میدونیم.
به نظر من بت پرستی فقط در دوران جاهلیت نبوده بلکه الان خیلی خیلی بدتر ادامه پیدا کرده فقط شکل ظاهر بت پرستی فرق کرده.
در دوران جاهلیت بت ها مثلا سنگ ها بودند و ستاره ها و ماه و خورشید و گاو و …. خداها بودند .
امروزه خداها تبدیل به آدم های زندگیمون شده.
مدرن شدیم و خداهامون هم مدرن شده.
آیا قدرت را به آدم های اطرافمون میدیم قدرت را به رئیسمون میدیم قدرت را به رهبران جامعه میدیم قدرت را به کی میدیم؟
این همون خدای ما است
این همون شرک ما است
پس وقتی میترسیم و قدرت را به دیگران میدیم یعنی شرک داریم و ایمان نداریم .
و بی خودی مثلا نماز میخونیم بی دلیل و بی توجه سوره حمد را میخونیم.
بی توجه ایاک نعبد و ایاک نستعین را میگوییم.
بی توجه مراقبه میکنیم .
پس:
نتیجه نمیگیریم.
دلیل؟
ایمان و تقوی نیست
به قول کامنت یکی از دوستان که در جایی نوشته بود که ما به سفارش اینترنتیمون ایمان داریم اما به خدا فرمانروای عالمیان ایمان نداریم.
خوب وقتی به خدا به عنوان فرمانروای کائنات ایمان نداریم توقع چه چیزی را داریم.
حالا از صبح تا شب بشینیم و مراقبه کنیم چه فایده؟
از صبح تا شب نماز بخونیم و روزه بگیریم و قرآن بخونیم چه فایده؟
ما اصل قانون را زیر پا میزاریم و توقع داریم نتیجه بگیریم.
ما به قول استاد میخواهیم بریم شمال و هدف شمال است اما وقتی سال های سال به سمت جنوب یا شرق و … حرکت کنیم خوب معلومه به شمال نمیرسیم. حالا هی بگیم آقا من دارم حرکت میکنم چرا نمیرسم.
بله حرکت میکنی اما به سمت اشتباه.
پایه و رکن ما اشتباه بوده .
ما باید ابتدا پایه را درست کنیم .
پایه” توحید” است. ابتدا باید توحید را درست کنیم . وقتی ما مثلا از مدیرمون میخواهیم خدا هم میگه برو از مدیرت بگیر.
خدا میگه مگه از من خواستی؟ تو از همه درخواست کردی الا من
پس برو از همونا دریافت کن.
در یکی از فایل های استاد اشاره میکنه که ما دنبال خورده نون ها از دست این و اون هستیم.
تا وقتی که اینجوری هستیم همون خورده نون نصیبمون میشه.
اما وقتی دنبال خود نون از خدای عالمیان از رب العالمین هستیم حالا راه را درست رفتیم . حالا اولین درس زندگی که ایمان به خدا است را رفتیم .
حالا وقت حرکت است . حرکت به سمت هدف.
حالا باید مواظب ورودی باشیم و کنترل ذهن کنیم .
و نتایج از وقتی شروع میشه که ایمان و تقوی باهم باشه .
کانون توجهمون به غیر خدا برداشته بشه و حالا وقتی ته دلت قرص باشه وقتی ایمان داشته باشی هر کاری بکنی جواب میگیری.
دیگه بقیه اش بر میگرده به اینکه به چه چیزی توجه میکنیم.
حالا دیگه هر چیزی را که توجه میکنیم از جنس همون نصیبمون میشه.
و وقتی ایمان به خدا داریم ناخودآگاه هر توجهی که منجر به ترس بشه از ما میگذره.
چون ایمان به قدرت بزرگ داریم.
مثل بچه ها .
ایمانشون اینقدر قویه هیچ وقت نمیگن آیا میشه؟ مثلا میگن : مامان ناهار چی داریم. ؟ نوع غذا را میپرسن. نمیگن آیا اصلا ناهار داریم.
ایمان دارن که همه چیز هست .
ما هم باید به خدا اینجوری ایمان داشته باشیم و فقط نوع درخواستمون فرق کنه.
بچه نمیگه چه جوری به من شیر میرسه .
فقط گریه میکنه که شیر میخواد چون ابزار سخن بچه گریه است. با گریه گفتگو میکنه و درخواستش را میگه.
حالا ما هم با به دل شاد از خدا بخواهیم . چجوریش را بسپریم به خودش.
همونجوری که ما را به دنیا آورده همونجوری که فصل ها تکرار میشن . همونجوری که باران میباره و هزاران همونجوری ها.
ایمان را از بچه ها یاد بگیریم .
و اگر بچه ها از همون بچگی یاد بگیرن که به چیزهای خوب توجه کنند اگه توی خانواده ها ایمان ها قوی بشه و توی مدارس ایمان ها قوی بشه . بچه ها در بستری عالی رشد میکنند و حتما ایلان ماسک هایی به وجود می آیند که ایمان دارند که میشه.
پس ما فقط باید یک قانون را تکرار کنیم و اونم ایمان همراه با کنترل ذهن است.
حالا برای هرکسی مدلش فرق میکنه . یه کسی با مراقبه میتونه کنترل ذهن کنه یه کسی با خوندن شعر مولانا یه کسی قرآن میخونه یه کسی ساز میزنه یه کسی نماز میخونه یه کسی نقاشی میکشه .
مهم اون لحظاتی است که به اون خدا وصل میشیم به اون اصل خود وجودیمون وصل میشیم.
و اگه وصل بشیم دیگه همه چیز تمومه.
دیگه نه ترسی وجود داره و نه غمی.
دیگه لعلک ترضی میشیم .
خدایا شکرت برای نوشتن این جملات که خودم هم نفهمیدم و فقط تایپ کردم. انگار هر آنچه آموخته بودم نوشته شد برای خودم . برای اینکه یه روزی برگردم و ببینم و بخونم .
به خودم هر روز بگم تو قانون را فهمیدی دیگه یاد گرفتی فقط باید عمل کنی.
هر روز عمل کنی .
هر لحظه عمل کنی
هر روز یک کمی بهتر شو یه کمی ببیشتر به آنچه درک کردی عمل کن.
هر روز به خودت یادآوری کن که کنترل ذهن چیه؟
هر روز بگو :
کنترل ذهن یعنی راستگویی و صداقت
کنترل ذهن یعنی تحسین دیگران و دیدن خوبی های دیگران
کنترل ذهن یعنی عاشق خودت باش و خودت را با خودت مقایسه کن
کنترل ذهن یعنی هر روز ورژن بهتری از خودت را به دنیا نشان بده
کنترل ذهن یعنی هر روز بهترین خودت باش در حد توانایی هایی که داری
کنترل ذهن یعنی لبخند بزن شاد باش و بخاطر تک تک نعمت هایی که اکنون داری سپاسگزار باش.
و حتما و حتما طبق قانون بی تغییر جهان هستی زندگی را زندگی میکنی فقط در همین لحظه.
و قدر معجزه زندگی را در همین لحظه میدانی.
خدایا شکرت بخاطر زندگیم بخاطر این نوشته در همین لحظه
به خودم میگم مستان جان دقت کن استاد میفرمایند دائمی
نه اینکه دو روز کار کنی روی خودت و نتیجه اش رو هم ببینی و فکر کنی نتایج پایدار میمونن
نه عزیزم تا وقتی روی خودت کار کنی روی خودت و مهارتهات سرمایه گذاری کنی میتونی انتظار نتیجه داشته باشی . تو حرکت کن صد درصد برکت شامل حالت میشه . چون باور داری به خدایی که میشنوه و جواب میده . چون باور داری کار خوب نتیجه خوب میاره . موفقیت موفقیت میاره.
من عاشق اینجام.برام مثل طبیعت رفتنه. بین فایلهای مختلف قدم برمیدارم و زندگی رو لمس میکنم. حقیقت زندگی و خودم رو
وقتی صحبت از مهاجرت میشه، قلب من نه تنها باز تر میشه
سراسر وجودم پر از آرامش و آماده و تشنه حرکت کردن میشه
انگار که روحم با این کلمه غریبه نباشه و بخشی از وجودش باشه! بخش اعظمی که سراسر با هیجان و اشتیاق پر شده برای تجربه و ماجراجویی کردن..
چیزی که من دوست دارم این جلسه دربارش بنویسم
وقتی درباره مهاجرت و این مفهوم فکر کردم، متوجه رد پر رنگی از این مفهوم در زندگیم شدم! اول با خودم گفتم من که هنوز تجربه مهاجرت کردن رو نداشتم البته فعلا (به معنای تغییر مکان و جغرافیا) اما وقتی عمیق تر به این موضوع نگاه کردم متوجه شدم که دختررر اصلا مهاجرت و مفهومش در این کلمه و معنای ظاهری که خودت رو بهش محدود کردی نمی گنجه
این تجربه شیرینی بوده که از بدو تولد با من و ما بوده!! آره فقط باید زاویه دید رو عوض کرد فقط باید ساده تر به موضوع نگاه کرد و ردش رو در تجربیات قبلی پیدا کرد فقط باید کمی تعقل کرد.. آره این قشنگه که با شنیدن کلمه مهاجرت اولین چیزی که به ذهن من و خیلی از ما ها میرسه اینه که بریم یه کشور دیگه شایدم یه شهر دیگه.. ولی چقدر قشنگ تر و بهتره که بیام این مفهوم رو به یک مفهوم قابل لمس و قابل دسترس تبدیلش کنم، چیزی که همیشه در تجربیاتم ردش ملموس بوده و تجربش کردم و در یک کلمه و معنا خلاصه و محدودش نکنم مثلا
اگر می بینم امروز نسبت به دیروزم علم و آگاهی بیشتری دارم، می تونم از این آگاهی ها در عمل استفاده کنم و قدم برمیدارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز نسبت به دیروزم مشتاق تر هستم برای تجربه کردن و قرار گرفتن در جریان زندگی و شنیدن هدایت خداوند من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز از دیروز ایمانم قوی تر شده، قدم هام محکم شده و تصمیم هام قاطع تره من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز آرام تر هستم، جهان اطرافم رو پر از زیبایی و فرصت و نعمت می بینم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز سعی می کنم بیشتر سپاسگزار باشم، زیبایی های بیشتری رو در افراد و اطرافم ببینم و نکات مثبت شون رو تحسین کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز یک قدم در جهت سپاسگزاری از بدنم و سلامتیش بر میدارم و با عشق و لذت ورزش می کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم کمی امیدوار ترم، کمی با جسارت بیشتری قدم بر می دارم و ادامه میدم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز نسبت به دیروز از مسائلم کمتر می ترسم و با شجاعت بیشتری پیش قدم میشم برای حل کردن اونها و مشتاقم خودم رو به چالش بکشم و اصلا تشویق می کنم خودم رو برای روبرو شدن با ترس هام من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم نسبت به قبل مشتاق ترم برای به چالش کشیدن خودم و توانمندی هام، برای به چالش کشیدن پتانسیل هام و بالفعل کردن اونها من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز با اعتماد به نفس بیشتری از توانمندی ها و دستاورد هام صحبت می کنم یا تون صدا و فیزیک بدن استوار تری دارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز با ایمان بیشتری روی مهارت ها و نقاط قوت و پروژه هام کار می کنم و ایده های خلاقانه تری برای اجرا کردن شون دارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز توی مسیر قرار دارم، روی خودم و ساخت شخصیتم کار می کنم و ورودی های ذهنم رو کنترل می کنم و سعی می کنم از زاویه دید زیبا تری پیرامونم رو ببینم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز خودم رو بیشتر لایق عشق خداوند و بنده هاش و تجربه نعمت ها و زیبایی ها می دونم و آماده هستم برای تجربه این جنس از اتفاقات من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز به همه چیز و همه کس با عشق و تحسین و شگفتی نگاه می کنم و منتظرم که با بهترین و با کیفیت ترین افراد و تجربیات احاطه بشم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز فرصت این رو دارم که با انسان های دوستداشتنی و فوقالعادهای ملاقات کنم و اونها رو بشناسم، تحسین کنم و رد پاهاشون رو دنبال کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز می تونم از بازی کردن با بردار کوچیک ترم، از دیدن خنده های عزیزانم لذت ببرم و شکارچی ماهر تری شدم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز می تونم آهنگ های فوقالعاده و زیبا گوش بدم و رها و بدون هیچ فکری خودم رو به دست این سمفونی های زیبا بسپارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر امروز می تونم با نگاه کردن به آبی آسمون زیبا، یا ابر های مخملی و طلوع و غروب خورشید، یا شنیدن آواز شب و جشن شادی امواج دریا، یا سوسو زدن ستاره ها و ماه زیبا دوباره به اصل خودم متصل بشم و صلوه کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز درحال تجربه چیزهایی هستم که قبلا در زندگیم نبوده من در مسیر هجرت هستم!
و صدها اگر می بینم های دیگه که مثال ها داریم از این هجرت کردن ها.. وقتی از این زاویه به پروسه مهاجرت نگاه می کنم می بینم که از بدو تولد ما درحال مهاجرت بودیم!! هنوز هم هستیم و تا آخرین روز زندگی این پروسه ادامه داره حتی لحظه ای که بخوایم از این جهان زیبا بریم باز هم درحال مهاجرت هستیم..
من عاشق این کانسپت هستم،، اینکه انقدر این مفهوم جدای ناپذیر، عمیق و یکی هست با ذات ما..ذات انسانی که مدام درحال حرکت و مهاجرت به مدار های بالاتر هست لازم نیست خودمون رو محدود کنیم به تغییر جغرافیا بلکه ردّش رو در همین مهاجرت های به ظاهر جزئی زندگی ببینیم تا این باور ایجاد یا حتی قوی تر بشه که مهاجرت یک مفهوم جدای ناپذیر و همیشگی با ماست،، همینقدر قابل دسترس همینقدر ملموس
با یادآوری مهاجرت هایی که از نظر شخصیتی داشتیم تا به شخصیت فعلی برسیم یا حتی مهاجرت هایی که محله به محله از یک شهر داشتیم، اون همه قدم هایی که برای شناخت محله جدید وفق دادن خودمون باهاش و پیدا کردن دوست های عالی برداشتیم، برای شناخت کوچه خیابون های اطراف، یاد گرفتن مسیر ها و دسترسی به امکانات یا حتی مهاجرت هایی که از یک شغل به شغل دیگه داشتیم، اون همه مهارت های جدیدی که باید از اول پرورش بدیم حرکت کنیم تجربه کسب کنیم مهارت ها رو افزایش بدیم ایده بدیم مسئله حل کنیم روند رو طی کنیم کسب و کار رو گسترش بدیم و.. یا حتی مهاجرت هایی که از شهر به شهر دیگه یا حتی از استان به استان دیگه و از کشور به کشور دیگه داشتیم.. همه این ها شواهدی هستند از اینکه اولا ما چقدر مهاجران حرفهای هستیم که تا اینجا پیشروی داشتیم و دوم مهاجرت های بعدی در هر ابعادی که بخواد باشه همونقدر قابل دسترس و باور پذیره برای ما که قبلیا بودن!
و این زیبایی پیدا کردن منطق ها و دیدن ردّ ظریف تجربه های مشابه و ریشه اونهاست؛ نقطه مشترک همه این تجربیات راکد و ثابت نموندن هست،، حرکت کردن و قدم برداشتن برای تغییر هست برای یادگیری هست برای بهتر کردن و لذت بیشتر بردن از موقعیت هست،، تغییر موقعیت از وضعیت قبلی به وضعیتی کمی بهتر از قبل هست؛
وقتی از این دیدگاه به موضوع مهاجرت نگاه کردم، دیدم چقدر نسبت به قبل برای ذهنم امکان پذیر تر و قابل باور تر شده این مفهومی که از لحظه تولدم درحال تجربش هستم و دلم قرص تره که قطعا و بدون شک در اِسکِیل های بزرگتر هم این مفهوم رو در زمانش تجربه میکنم،،
از طرفی متوجه اون کنجکاوی مقدسی شدم که از اصلی ترین دلایل پوش کردن خودم به سمت تجربه این جنس از هجرت بوده تا جایی که از فضای امنم خارج بشم و از صفر در جهان دیگه ای از اول شروع کنم برای خلق کردن
استاد حالا متوجه میشم که چرا اصرار دارید این کنجکاوی مقدس رو پرورش بدیم چون جسارتی رو در ما ایجاد میکنه برای حرکت و قرار گرفتن بیشتر در این مسیر و تجربه کردن زیبایی ها و فراوانی های بیشتر؛
این تکه از متن خانم شایسته عزیز هم در این جلسه واقعا بی نظیر و برای من هدایت بود که با خودم دربارش مفصل صحبت کردم ودوست دارم دوباره یادآوری کنم که
“” موضوع این نیست که چه خواستههایی داری، بلکه موضوع این است که چه ظرفی برای آن خواستهها آماده کردهای.
نکته اعجاز آفرین ماجرا اینجاست که: وقتی ظرف وجود شما آنقدر بزرگتر می شود که مکان فعلی زندگی شما، توانایی ارائه نعمت هایی هم سنگ با ظرف شما را ندارد، جهان حتی شما را از لحاظ فیزیکی به مکان های بهتر، هدایت می کند. مکان هایی که توانایی ارائه نعمت های متناسب با ظرف وجود شما را دارند””
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
این فایل خیلی برای من آگاهی داشت ،اینکه فقط بشینم و تجسم کنم و هیچ عملی نداشته باشم هیچ گونه تغییری در زندگی من حاصل نمیشه من باید به دانسته هام عمل کنم و وارد ترس هام بشم و به خدا توکل کنم
و اینکه مهارتهای جدیدی یاد بگیرم خودم رو به چالش بکشم و توانایی هام رو با تمرین و تکرار بالا ببرم روی اعتماد بنفسم و احساس لیاقتم خیلی کار کنم که پاشنه آشیل من هستش
و در لحظه زندگی کردن و از لحظه لذت بردن رو خیلی خیلی باید تمرین کنم با اینکه نسبت به گذشته خوب شدم و واقعاً خیلی سعی میکنم به گذشته و آینده فکر نکنم ولی هنوز خیلی جا دارم که به اون مرحله ای که آرزویش رو دارم برسم
«… مَنْ آمَنَ … وَ عَمِلَ صالِحاً … وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[5]
کسانى که … ایمان آوردند، و … کارى شایسته انجام دهند… و نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مىشوند. »
وقتی که با وجود ترس حرکت کنی و بری تو دل ترسات..وایمان وباورت قویتر میشه ونه میترسی ونگرانی..
با حرکت کردن تو دل ترسات بعدش که بر میگردیم نگاه میکنی.میگی همین بود چقدر من ترسهای واهی داشتم.
من چندین وچن بار رفتم تو دل ترسام وقویتر شدم و همین آخری که منو وعشقم با وجود ترسامون رفتم رستوران فست فودی وسنتی زدیم.البته با رعایت تکامل مون شروع کردیم ..اولایلی اصلا بلد نبودیم اما کمکم یاد گرفتیم اعتماد به نفس مون بالا رفت و هرروز داریم روی بهبود گرایی کار میکنیم.
چیکار کنیم راحتر و خوشمزه تر درست کنیم.
خدایا شکرت
اگه منو عشقم میخواستیم با ذهن منطقی خودمون .. هیچوقت حرکت نمیکردیم.
اما با توجه به الهاماتون حرکت کردیم وآرام آرام داریم رشد میکنیم.
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار
خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های دوره دوازده قدم هستم
برای رسیدن به اهدافم باید همیشه در این مسیر الهی پایدار باشم و همیشه روی خودم کار کنم وتوانائی ها ونکات مثبت خودم تمرکز کنم با ساختن باورهای مناسب وایمان به خداوند حرکت کنم و خودم را در مسیر درست قرار بدهم با جهت دادن تمرکز روی نکات مثبت وزیبایی
خداوند همیشه من را در جهت و مسیر خودم هدایت میکند با قدم برداشتن اولین قدم قدم های بعدی به من گفته میشود
خدا را شکر که من هم با دوره دوازده خیلی به درک بیشتری رسیدم والان با عمل کردن به قانون سلامتی واقعا یه ادم دیگه ای شدم از نظر تغذیه و
انرژی که دریافت کردم
با آگاهی های دوره دوازده قدم من کلا تلویزیون و اخبار را زندگیم حذف شده
افراد نامناسب خود به خود حذف شده کلا کلی ترس های که در وجودم بوده از بین رفته
الان هم دوباره شروع کردم به درک و مفاهیم قرآنی
خدا را شکر با درک آگاهی های احساس لیاقت گواهی رانندگی خودم را گرفتم این یکی از ترس های غالب من بود
والان هرروز دارم روی باورهای فراوانی و ثروت کار میکنم و باورهای مناسب به ذهنم می دهم
والان دارم هر روز سعی می کنم که در لحظه زندگی کنم دیگه نگران گذشته و آینده نباشم
مهمترین سرمایه گذاری باید روی خودم باشه هرروز بهتر از دیروز زندگی خودم را خلق کنم با تمرین ستاره قطبی
خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های قرآنی دوره دوازده قدم هستم و کلی نگاه من به خداوند و قوانینش عوض شد انشالله که بتونم به این آگاهی ها عمل کنم
اصل و اساس دیدن اسلام مهاجرت بوده از زمانی که پیامبر اسلام هجرت کردن از مکه به مدینه برای پیشرفت اسلام من هم با کندن از اون نگاه قدیمی و گذشتگان هجرت کردم و هرروز دارم با احساس لیاقت به درک این آگاهی میرسم که من هم لایق دریافت بهترین نعمت وثروت وزیبایی ها هستم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
سلام استاد سال جدید مبارک و پر برکت باشه برا تون من کاملا حرفاتونو قبول دارم من تا اخر امسال سر این شغلم میمونم و قدم اول و دوم شمارو خریدم
اینو فهمیدم که دونستن برام لذت بخشه ولی بدون عمل هیچ تاثیری تو زندگیم نداره پس دارم رو احساس لیاقتم و اعتماد به نفس و سلامتیم کار میکنم ایشالله در حد توان بتونم به گفته هاتون عمل کنم اونوقت میام از معجزه ها میگم الان هم کلی اتفاق خوب افتاده ولی هدف من اشتغالزایی و استقلال مالی هست که به لطف خدا و تلاش خودم به زودی با خبر های خوب برمیگردم
مریم جان شماهم خسته نباشید و در کنار استاد سالی پر از شادی و ثروت وسلامتی داشته باشین
سلام و صد تا سلام برهمه شجاعان و فعالان سایت استاد عزیز و بهتر از جانم
خیلی لذت بردم ممنونم
من از بچه های دوازده قدم هستم به لطف الله قدم سوم هستم این فایل باعث شد ایمان من بالاتر بره و بهتر به تمرینات بچسبم من که تا الان خیلی ترس هام کمتر شده و شجاعت خودم را در خیلی از کارها نشون دادم
چند روزی بود که درگیر یه سری مسایل و باورهای مخرب خودم بودم و این فایل حجت را برمن تموم کرد
همه ی فایل های شما استاد عزیزم عالی و خوبه و اگر ما به اونها عمل کنیم بهشتی می شویم
اگر کسی دچار کج فهمی قانون جذب به این صورت شود که یک جا بنشیند و تجسم کند و بگوید خدا برای من از آسمان معجزه ای میفرستد دچار قانون توهم شده است.
قانون جذب یعنی از درون احساس لیاقت کردن
باورهای درست ساختن
در پی علاقه خود حرکت کردن
مهارت کسب کردن در زمینه کار مورد علاقه
قدم برداشتن
ایده ها رو عملی کردن
موفق شدن و نتایج عالی گرفتن.
اگر قانون را درست درک کنیم و در راستای آگاهی هایی که می آموزیم روی اعتماد به نفس و عزت نفس مان کار کنیم و در پی علایق مان مهارت کسب کنیم و در دل ترس هایمان وارد شویم جهان هستی نیز وقتی شور و اشتیاق ما و اقدام عملی ما را ببیند قدم بعدی را به ما میگوید و درها برای ما باز میشود.
اما با یک جا نشستن هیچ چیز تغییر نمیکند. باید روی علایق مان و توانایی هایمان سرمایه گذاری کنیم. قدم برداریم و حتما نتیجه میگیریم.
به نام رب العالمین
گام شانزدهم
سلام بر استاد عزیز و تک تک دوستان عزیزم
بهترین فنی که باید یاد بگیریم و تکرار کنیم همون تقوی است.
حالا تقوی چیه ؟
تقوی همون کنترل ذهن است .
حالا کنترل ذهن چیه ؟
کانون توجه ما است. ورودی ذهن است .
و این فن تاثیرگذارترین فن در زندگی است.
و استاد در عمل این فن را سال ها است تمرین میکنند و نتایج استاد هم به عنوان الگو نشان دهنده نتیجه این فن است.
و در قرآن هم مرتب این فن را اشاره میکند .
در قرآن ایمان و تقوا با هم میاد.
پس ابتدا باید توحید را قبول کنیم و فقط و فقط خدا را فرمانروای عالم بپذیریم و بعد از آن کنترل ذهن کنیم.
مواظب ورودیمون باشیم به چه چیزی داریم توجه میکنیم ؟
به چه آت و آشغالهایی توجه میکنیم و وارد ذهنمون میکنیم .
به چه کسانی بها میدیم ؟ چقدر شرک داریم ؟
چقدر آدم ها و دولت ها و روسا را خدای خودمون میدونیم.
به نظر من بت پرستی فقط در دوران جاهلیت نبوده بلکه الان خیلی خیلی بدتر ادامه پیدا کرده فقط شکل ظاهر بت پرستی فرق کرده.
در دوران جاهلیت بت ها مثلا سنگ ها بودند و ستاره ها و ماه و خورشید و گاو و …. خداها بودند .
امروزه خداها تبدیل به آدم های زندگیمون شده.
مدرن شدیم و خداهامون هم مدرن شده.
آیا قدرت را به آدم های اطرافمون میدیم قدرت را به رئیسمون میدیم قدرت را به رهبران جامعه میدیم قدرت را به کی میدیم؟
این همون خدای ما است
این همون شرک ما است
پس وقتی میترسیم و قدرت را به دیگران میدیم یعنی شرک داریم و ایمان نداریم .
و بی خودی مثلا نماز میخونیم بی دلیل و بی توجه سوره حمد را میخونیم.
بی توجه ایاک نعبد و ایاک نستعین را میگوییم.
بی توجه مراقبه میکنیم .
پس:
نتیجه نمیگیریم.
دلیل؟
ایمان و تقوی نیست
به قول کامنت یکی از دوستان که در جایی نوشته بود که ما به سفارش اینترنتیمون ایمان داریم اما به خدا فرمانروای عالمیان ایمان نداریم.
خوب وقتی به خدا به عنوان فرمانروای کائنات ایمان نداریم توقع چه چیزی را داریم.
حالا از صبح تا شب بشینیم و مراقبه کنیم چه فایده؟
از صبح تا شب نماز بخونیم و روزه بگیریم و قرآن بخونیم چه فایده؟
ما اصل قانون را زیر پا میزاریم و توقع داریم نتیجه بگیریم.
ما به قول استاد میخواهیم بریم شمال و هدف شمال است اما وقتی سال های سال به سمت جنوب یا شرق و … حرکت کنیم خوب معلومه به شمال نمیرسیم. حالا هی بگیم آقا من دارم حرکت میکنم چرا نمیرسم.
بله حرکت میکنی اما به سمت اشتباه.
پایه و رکن ما اشتباه بوده .
ما باید ابتدا پایه را درست کنیم .
پایه” توحید” است. ابتدا باید توحید را درست کنیم . وقتی ما مثلا از مدیرمون میخواهیم خدا هم میگه برو از مدیرت بگیر.
خدا میگه مگه از من خواستی؟ تو از همه درخواست کردی الا من
پس برو از همونا دریافت کن.
در یکی از فایل های استاد اشاره میکنه که ما دنبال خورده نون ها از دست این و اون هستیم.
تا وقتی که اینجوری هستیم همون خورده نون نصیبمون میشه.
اما وقتی دنبال خود نون از خدای عالمیان از رب العالمین هستیم حالا راه را درست رفتیم . حالا اولین درس زندگی که ایمان به خدا است را رفتیم .
حالا وقت حرکت است . حرکت به سمت هدف.
حالا باید مواظب ورودی باشیم و کنترل ذهن کنیم .
و نتایج از وقتی شروع میشه که ایمان و تقوی باهم باشه .
کانون توجهمون به غیر خدا برداشته بشه و حالا وقتی ته دلت قرص باشه وقتی ایمان داشته باشی هر کاری بکنی جواب میگیری.
دیگه بقیه اش بر میگرده به اینکه به چه چیزی توجه میکنیم.
حالا دیگه هر چیزی را که توجه میکنیم از جنس همون نصیبمون میشه.
و وقتی ایمان به خدا داریم ناخودآگاه هر توجهی که منجر به ترس بشه از ما میگذره.
چون ایمان به قدرت بزرگ داریم.
مثل بچه ها .
ایمانشون اینقدر قویه هیچ وقت نمیگن آیا میشه؟ مثلا میگن : مامان ناهار چی داریم. ؟ نوع غذا را میپرسن. نمیگن آیا اصلا ناهار داریم.
ایمان دارن که همه چیز هست .
ما هم باید به خدا اینجوری ایمان داشته باشیم و فقط نوع درخواستمون فرق کنه.
بچه نمیگه چه جوری به من شیر میرسه .
فقط گریه میکنه که شیر میخواد چون ابزار سخن بچه گریه است. با گریه گفتگو میکنه و درخواستش را میگه.
حالا ما هم با به دل شاد از خدا بخواهیم . چجوریش را بسپریم به خودش.
همونجوری که ما را به دنیا آورده همونجوری که فصل ها تکرار میشن . همونجوری که باران میباره و هزاران همونجوری ها.
ایمان را از بچه ها یاد بگیریم .
و اگر بچه ها از همون بچگی یاد بگیرن که به چیزهای خوب توجه کنند اگه توی خانواده ها ایمان ها قوی بشه و توی مدارس ایمان ها قوی بشه . بچه ها در بستری عالی رشد میکنند و حتما ایلان ماسک هایی به وجود می آیند که ایمان دارند که میشه.
پس ما فقط باید یک قانون را تکرار کنیم و اونم ایمان همراه با کنترل ذهن است.
حالا برای هرکسی مدلش فرق میکنه . یه کسی با مراقبه میتونه کنترل ذهن کنه یه کسی با خوندن شعر مولانا یه کسی قرآن میخونه یه کسی ساز میزنه یه کسی نماز میخونه یه کسی نقاشی میکشه .
مهم اون لحظاتی است که به اون خدا وصل میشیم به اون اصل خود وجودیمون وصل میشیم.
و اگه وصل بشیم دیگه همه چیز تمومه.
دیگه نه ترسی وجود داره و نه غمی.
دیگه لعلک ترضی میشیم .
خدایا شکرت برای نوشتن این جملات که خودم هم نفهمیدم و فقط تایپ کردم. انگار هر آنچه آموخته بودم نوشته شد برای خودم . برای اینکه یه روزی برگردم و ببینم و بخونم .
به خودم هر روز بگم تو قانون را فهمیدی دیگه یاد گرفتی فقط باید عمل کنی.
هر روز عمل کنی .
هر لحظه عمل کنی
هر روز یک کمی بهتر شو یه کمی ببیشتر به آنچه درک کردی عمل کن.
هر روز به خودت یادآوری کن که کنترل ذهن چیه؟
هر روز بگو :
کنترل ذهن یعنی راستگویی و صداقت
کنترل ذهن یعنی تحسین دیگران و دیدن خوبی های دیگران
کنترل ذهن یعنی عاشق خودت باش و خودت را با خودت مقایسه کن
کنترل ذهن یعنی هر روز ورژن بهتری از خودت را به دنیا نشان بده
کنترل ذهن یعنی هر روز بهترین خودت باش در حد توانایی هایی که داری
کنترل ذهن یعنی لبخند بزن شاد باش و بخاطر تک تک نعمت هایی که اکنون داری سپاسگزار باش.
و حتما و حتما طبق قانون بی تغییر جهان هستی زندگی را زندگی میکنی فقط در همین لحظه.
و قدر معجزه زندگی را در همین لحظه میدانی.
خدایا شکرت بخاطر زندگیم بخاطر این نوشته در همین لحظه
دوستتون دارم سپاسگزارم
به نام رب العالمین
سلام به همه دوستان خدا
بهبود عملکرد یک روند دائمی است
به خودم میگم مستان جان دقت کن استاد میفرمایند دائمی
نه اینکه دو روز کار کنی روی خودت و نتیجه اش رو هم ببینی و فکر کنی نتایج پایدار میمونن
نه عزیزم تا وقتی روی خودت کار کنی روی خودت و مهارتهات سرمایه گذاری کنی میتونی انتظار نتیجه داشته باشی . تو حرکت کن صد درصد برکت شامل حالت میشه . چون باور داری به خدایی که میشنوه و جواب میده . چون باور داری کار خوب نتیجه خوب میاره . موفقیت موفقیت میاره.
من عاشق اینجام.برام مثل طبیعت رفتنه. بین فایلهای مختلف قدم برمیدارم و زندگی رو لمس میکنم. حقیقت زندگی و خودم رو
خداجونم شکرت.
استاد عزیزم و مریم جان سپاسگزارم
دوستان متعهدم دمتون گرم…
به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی
گام پانزدهم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”
سلام به دوستان عزیزم در این پروژه هدایتی
وقتی صحبت از مهاجرت میشه، قلب من نه تنها باز تر میشه
سراسر وجودم پر از آرامش و آماده و تشنه حرکت کردن میشه
انگار که روحم با این کلمه غریبه نباشه و بخشی از وجودش باشه! بخش اعظمی که سراسر با هیجان و اشتیاق پر شده برای تجربه و ماجراجویی کردن..
چیزی که من دوست دارم این جلسه دربارش بنویسم
وقتی درباره مهاجرت و این مفهوم فکر کردم، متوجه رد پر رنگی از این مفهوم در زندگیم شدم! اول با خودم گفتم من که هنوز تجربه مهاجرت کردن رو نداشتم البته فعلا (به معنای تغییر مکان و جغرافیا) اما وقتی عمیق تر به این موضوع نگاه کردم متوجه شدم که دختررر اصلا مهاجرت و مفهومش در این کلمه و معنای ظاهری که خودت رو بهش محدود کردی نمی گنجه
این تجربه شیرینی بوده که از بدو تولد با من و ما بوده!! آره فقط باید زاویه دید رو عوض کرد فقط باید ساده تر به موضوع نگاه کرد و ردش رو در تجربیات قبلی پیدا کرد فقط باید کمی تعقل کرد.. آره این قشنگه که با شنیدن کلمه مهاجرت اولین چیزی که به ذهن من و خیلی از ما ها میرسه اینه که بریم یه کشور دیگه شایدم یه شهر دیگه.. ولی چقدر قشنگ تر و بهتره که بیام این مفهوم رو به یک مفهوم قابل لمس و قابل دسترس تبدیلش کنم، چیزی که همیشه در تجربیاتم ردش ملموس بوده و تجربش کردم و در یک کلمه و معنا خلاصه و محدودش نکنم مثلا
اگر می بینم امروز نسبت به دیروزم علم و آگاهی بیشتری دارم، می تونم از این آگاهی ها در عمل استفاده کنم و قدم برمیدارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز نسبت به دیروزم مشتاق تر هستم برای تجربه کردن و قرار گرفتن در جریان زندگی و شنیدن هدایت خداوند من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز از دیروز ایمانم قوی تر شده، قدم هام محکم شده و تصمیم هام قاطع تره من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز آرام تر هستم، جهان اطرافم رو پر از زیبایی و فرصت و نعمت می بینم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز سعی می کنم بیشتر سپاسگزار باشم، زیبایی های بیشتری رو در افراد و اطرافم ببینم و نکات مثبت شون رو تحسین کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز یک قدم در جهت سپاسگزاری از بدنم و سلامتیش بر میدارم و با عشق و لذت ورزش می کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم کمی امیدوار ترم، کمی با جسارت بیشتری قدم بر می دارم و ادامه میدم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز نسبت به دیروز از مسائلم کمتر می ترسم و با شجاعت بیشتری پیش قدم میشم برای حل کردن اونها و مشتاقم خودم رو به چالش بکشم و اصلا تشویق می کنم خودم رو برای روبرو شدن با ترس هام من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم نسبت به قبل مشتاق ترم برای به چالش کشیدن خودم و توانمندی هام، برای به چالش کشیدن پتانسیل هام و بالفعل کردن اونها من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز با اعتماد به نفس بیشتری از توانمندی ها و دستاورد هام صحبت می کنم یا تون صدا و فیزیک بدن استوار تری دارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز با ایمان بیشتری روی مهارت ها و نقاط قوت و پروژه هام کار می کنم و ایده های خلاقانه تری برای اجرا کردن شون دارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز توی مسیر قرار دارم، روی خودم و ساخت شخصیتم کار می کنم و ورودی های ذهنم رو کنترل می کنم و سعی می کنم از زاویه دید زیبا تری پیرامونم رو ببینم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز خودم رو بیشتر لایق عشق خداوند و بنده هاش و تجربه نعمت ها و زیبایی ها می دونم و آماده هستم برای تجربه این جنس از اتفاقات من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز به همه چیز و همه کس با عشق و تحسین و شگفتی نگاه می کنم و منتظرم که با بهترین و با کیفیت ترین افراد و تجربیات احاطه بشم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز فرصت این رو دارم که با انسان های دوستداشتنی و فوقالعادهای ملاقات کنم و اونها رو بشناسم، تحسین کنم و رد پاهاشون رو دنبال کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز می تونم از بازی کردن با بردار کوچیک ترم، از دیدن خنده های عزیزانم لذت ببرم و شکارچی ماهر تری شدم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز می تونم آهنگ های فوقالعاده و زیبا گوش بدم و رها و بدون هیچ فکری خودم رو به دست این سمفونی های زیبا بسپارم من در مسیر هجرت هستم!
اگر امروز می تونم با نگاه کردن به آبی آسمون زیبا، یا ابر های مخملی و طلوع و غروب خورشید، یا شنیدن آواز شب و جشن شادی امواج دریا، یا سوسو زدن ستاره ها و ماه زیبا دوباره به اصل خودم متصل بشم و صلوه کنم من در مسیر هجرت هستم!
اگر می بینم امروز درحال تجربه چیزهایی هستم که قبلا در زندگیم نبوده من در مسیر هجرت هستم!
و صدها اگر می بینم های دیگه که مثال ها داریم از این هجرت کردن ها.. وقتی از این زاویه به پروسه مهاجرت نگاه می کنم می بینم که از بدو تولد ما درحال مهاجرت بودیم!! هنوز هم هستیم و تا آخرین روز زندگی این پروسه ادامه داره حتی لحظه ای که بخوایم از این جهان زیبا بریم باز هم درحال مهاجرت هستیم..
من عاشق این کانسپت هستم،، اینکه انقدر این مفهوم جدای ناپذیر، عمیق و یکی هست با ذات ما..ذات انسانی که مدام درحال حرکت و مهاجرت به مدار های بالاتر هست لازم نیست خودمون رو محدود کنیم به تغییر جغرافیا بلکه ردّش رو در همین مهاجرت های به ظاهر جزئی زندگی ببینیم تا این باور ایجاد یا حتی قوی تر بشه که مهاجرت یک مفهوم جدای ناپذیر و همیشگی با ماست،، همینقدر قابل دسترس همینقدر ملموس
با یادآوری مهاجرت هایی که از نظر شخصیتی داشتیم تا به شخصیت فعلی برسیم یا حتی مهاجرت هایی که محله به محله از یک شهر داشتیم، اون همه قدم هایی که برای شناخت محله جدید وفق دادن خودمون باهاش و پیدا کردن دوست های عالی برداشتیم، برای شناخت کوچه خیابون های اطراف، یاد گرفتن مسیر ها و دسترسی به امکانات یا حتی مهاجرت هایی که از یک شغل به شغل دیگه داشتیم، اون همه مهارت های جدیدی که باید از اول پرورش بدیم حرکت کنیم تجربه کسب کنیم مهارت ها رو افزایش بدیم ایده بدیم مسئله حل کنیم روند رو طی کنیم کسب و کار رو گسترش بدیم و.. یا حتی مهاجرت هایی که از شهر به شهر دیگه یا حتی از استان به استان دیگه و از کشور به کشور دیگه داشتیم.. همه این ها شواهدی هستند از اینکه اولا ما چقدر مهاجران حرفهای هستیم که تا اینجا پیشروی داشتیم و دوم مهاجرت های بعدی در هر ابعادی که بخواد باشه همونقدر قابل دسترس و باور پذیره برای ما که قبلیا بودن!
و این زیبایی پیدا کردن منطق ها و دیدن ردّ ظریف تجربه های مشابه و ریشه اونهاست؛ نقطه مشترک همه این تجربیات راکد و ثابت نموندن هست،، حرکت کردن و قدم برداشتن برای تغییر هست برای یادگیری هست برای بهتر کردن و لذت بیشتر بردن از موقعیت هست،، تغییر موقعیت از وضعیت قبلی به وضعیتی کمی بهتر از قبل هست؛
وقتی از این دیدگاه به موضوع مهاجرت نگاه کردم، دیدم چقدر نسبت به قبل برای ذهنم امکان پذیر تر و قابل باور تر شده این مفهومی که از لحظه تولدم درحال تجربش هستم و دلم قرص تره که قطعا و بدون شک در اِسکِیل های بزرگتر هم این مفهوم رو در زمانش تجربه میکنم،،
از طرفی متوجه اون کنجکاوی مقدسی شدم که از اصلی ترین دلایل پوش کردن خودم به سمت تجربه این جنس از هجرت بوده تا جایی که از فضای امنم خارج بشم و از صفر در جهان دیگه ای از اول شروع کنم برای خلق کردن
استاد حالا متوجه میشم که چرا اصرار دارید این کنجکاوی مقدس رو پرورش بدیم چون جسارتی رو در ما ایجاد میکنه برای حرکت و قرار گرفتن بیشتر در این مسیر و تجربه کردن زیبایی ها و فراوانی های بیشتر؛
این تکه از متن خانم شایسته عزیز هم در این جلسه واقعا بی نظیر و برای من هدایت بود که با خودم دربارش مفصل صحبت کردم ودوست دارم دوباره یادآوری کنم که
“” موضوع این نیست که چه خواستههایی داری، بلکه موضوع این است که چه ظرفی برای آن خواستهها آماده کردهای.
نکته اعجاز آفرین ماجرا اینجاست که: وقتی ظرف وجود شما آنقدر بزرگتر می شود که مکان فعلی زندگی شما، توانایی ارائه نعمت هایی هم سنگ با ظرف شما را ندارد، جهان حتی شما را از لحاظ فیزیکی به مکان های بهتر، هدایت می کند. مکان هایی که توانایی ارائه نعمت های متناسب با ظرف وجود شما را دارند””
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
زینب اسماعیلی بزرگوار
بینهایت سپاسگذارم که وقت گذاشتید و نوشتید
سپاسگذارم که الهام قلبتون رو در قالب کلمات جاری کردید تا بر آگاهی های ما افزوده شود
سپاسگذارم که آگاهم کردی از معنی و مفهوم مهاجرت
با خواندن دیدگاه مقدس شما به تفکر فرو رفتم
تفکری که برابر با هفتاد سال عبادت است
تفکر به اینکه آیا به اندازه کافی به آگاهی هایم عمل میکنم تا مطمئن شوم که در مسیر هجرت هستم
چقدر زیبا چشمانم را باز کردی که ما از لحظه تولد تا کنون در حال تجربه هجرت در ابعاد مختلف آن هستیم
سپاسگذارم که نوشتید
بازم برامون از درک و آگاهی های فراوانتون بنویسید
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
روز 90 ام
این فایل خیلی برای من آگاهی داشت ،اینکه فقط بشینم و تجسم کنم و هیچ عملی نداشته باشم هیچ گونه تغییری در زندگی من حاصل نمیشه من باید به دانسته هام عمل کنم و وارد ترس هام بشم و به خدا توکل کنم
و اینکه مهارتهای جدیدی یاد بگیرم خودم رو به چالش بکشم و توانایی هام رو با تمرین و تکرار بالا ببرم روی اعتماد بنفسم و احساس لیاقتم خیلی کار کنم که پاشنه آشیل من هستش
و در لحظه زندگی کردن و از لحظه لذت بردن رو خیلی خیلی باید تمرین کنم با اینکه نسبت به گذشته خوب شدم و واقعاً خیلی سعی میکنم به گذشته و آینده فکر نکنم ولی هنوز خیلی جا دارم که به اون مرحله ای که آرزویش رو دارم برسم
خداوند همه ی مارو به راه راست هدایت کند
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم
(ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست.)
«… مَنْ آمَنَ … وَ عَمِلَ صالِحاً … وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛[5]
کسانى که … ایمان آوردند، و … کارى شایسته انجام دهند… و نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مىشوند. »
وقتی که با وجود ترس حرکت کنی و بری تو دل ترسات..وایمان وباورت قویتر میشه ونه میترسی ونگرانی..
با حرکت کردن تو دل ترسات بعدش که بر میگردیم نگاه میکنی.میگی همین بود چقدر من ترسهای واهی داشتم.
من چندین وچن بار رفتم تو دل ترسام وقویتر شدم و همین آخری که منو وعشقم با وجود ترسامون رفتم رستوران فست فودی وسنتی زدیم.البته با رعایت تکامل مون شروع کردیم ..اولایلی اصلا بلد نبودیم اما کمکم یاد گرفتیم اعتماد به نفس مون بالا رفت و هرروز داریم روی بهبود گرایی کار میکنیم.
چیکار کنیم راحتر و خوشمزه تر درست کنیم.
خدایا شکرت
اگه منو عشقم میخواستیم با ذهن منطقی خودمون .. هیچوقت حرکت نمیکردیم.
اما با توجه به الهاماتون حرکت کردیم وآرام آرام داریم رشد میکنیم.
خدایا شکرت
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار
خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های دوره دوازده قدم هستم
برای رسیدن به اهدافم باید همیشه در این مسیر الهی پایدار باشم و همیشه روی خودم کار کنم وتوانائی ها ونکات مثبت خودم تمرکز کنم با ساختن باورهای مناسب وایمان به خداوند حرکت کنم و خودم را در مسیر درست قرار بدهم با جهت دادن تمرکز روی نکات مثبت وزیبایی
خداوند همیشه من را در جهت و مسیر خودم هدایت میکند با قدم برداشتن اولین قدم قدم های بعدی به من گفته میشود
خدا را شکر که من هم با دوره دوازده خیلی به درک بیشتری رسیدم والان با عمل کردن به قانون سلامتی واقعا یه ادم دیگه ای شدم از نظر تغذیه و
انرژی که دریافت کردم
با آگاهی های دوره دوازده قدم من کلا تلویزیون و اخبار را زندگیم حذف شده
افراد نامناسب خود به خود حذف شده کلا کلی ترس های که در وجودم بوده از بین رفته
الان هم دوباره شروع کردم به درک و مفاهیم قرآنی
خدا را شکر با درک آگاهی های احساس لیاقت گواهی رانندگی خودم را گرفتم این یکی از ترس های غالب من بود
والان هرروز دارم روی باورهای فراوانی و ثروت کار میکنم و باورهای مناسب به ذهنم می دهم
والان دارم هر روز سعی می کنم که در لحظه زندگی کنم دیگه نگران گذشته و آینده نباشم
مهمترین سرمایه گذاری باید روی خودم باشه هرروز بهتر از دیروز زندگی خودم را خلق کنم با تمرین ستاره قطبی
خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های قرآنی دوره دوازده قدم هستم و کلی نگاه من به خداوند و قوانینش عوض شد انشالله که بتونم به این آگاهی ها عمل کنم
اصل و اساس دیدن اسلام مهاجرت بوده از زمانی که پیامبر اسلام هجرت کردن از مکه به مدینه برای پیشرفت اسلام من هم با کندن از اون نگاه قدیمی و گذشتگان هجرت کردم و هرروز دارم با احساس لیاقت به درک این آگاهی میرسم که من هم لایق دریافت بهترین نعمت وثروت وزیبایی ها هستم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
بسم الله الرحمن الرحیم سلام
الهی به امید خودت
گام 16
سلام خدمت عزیزان و هم گام های مهربان
من تو این مدتی که با استاد هستم یه روز با استاد بودم و یه روز یه تکنیک دیگه میرفتم
یه روز تو اینستا با یکی آشنا میشدم نمیکردم
دوباره نا امید از همه جا
یه مدت میومدم سراغ سایت و دنبال یک نتایج بزرگ بودم اونم بدون اقدام
تا اینکه تصمیم این شد که تعهدی رو سایت کار کنم و از وقتی که تمرکزم گذاشتم رو سایت هر روز و هر روز نتایج های متفاوت میبینم
اونجا که استاد میگن بعضی ها هیچ کار نمیکنند رو مهارت خودشون کار نمیکنند
ولی نشستن تجسم میکنند تا صاحب ثروت بشن
من تو این چند سال همینطور بودم و روی باور پول کار میکردم اما نه برای خودم
فقط رو درآمد شوهرم که بره بالاتر و منم در رفاه و زیر سایه ی ایشون باشم
خیلی هم خوب جواب میداد
از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم اصلا به همسرم نگم پول و رو باور ثروت هم کار نکنم
تا خودم درامد داشته باشم و از پولی که خودم میسازم برای خودم هزینه کنم
الله اکبر چقدر قانون جواب میده همون تایم کلا درآمد شوهرم افت کرد و ما حتی تو کمترین چیزها هم لنگ میزدیم
و از روزی که روی سایت کار میکنم و باز روی باور ثروت کار میکنم اما این بار برای اینکه خودم درآمد داشته باشم
خودم پول بسازم و خودم برای خودم ثروت داشته باشم
باز درآمد شوهرمم رفته بالاتر
اصلا همه چی به هم مربوط میشه
و تمرکزی کار کردن در یک زمینه دقیقا همین طور راحت جواب میده
حال و احساسم چقدر خوبه از زمانی که فقط به زیبایی ها توجه میکنم
شکر گزارتر شدهام
و از ناخواسته ها دست کشیدم و تمرکز گذاشتم رو خواسته هام
و چقدر همه چی فوقالعاده هست
همین دورو بر خودم افرادی هستند که 24ساعت ناله میکنند از وضعیتشون و حال بدشون و اوضاع بد زندگیشون
اما بنده به لطف الله و آموزه های استادم کسب این آگاهی های ارزشمند
هر روز جوانتر ،شادابتر،سرزنده تر و آرام تر از موج دریا دارم زندگی میکنم
هر جا هم نگرانی بیاد سریع میرم تو بغل خدا میبینم من هر سالم خدارو شکر بهتر از سال قبلم بوده
و میخوام تمرکزی روی مهارتم هم کار کنم که در کارم موفق و حرفه ای بشم
هر ثانیه خوشحال و شکر گزارم که خداوند مرا در هر ثانیه حمایت و پشتیبانی میکند
او بهترین و بزرگترین حامی و مشاور زندگیم هست
دوست دارم خدا
دوست دارم استاد جان
دوست دارم مریم جانم
که این آگاهی ها را برای ما آماده میکنید و انقدر وقت میزارید
خدایا شکرت بابت هر ثانیه از عمرم که در مسیر درست استفاده میشود.
خدایا برای همه ی عزیزان این سایت عشق،ارامش،سلامتی و ثروت عظیم هدیه کن.
سلام استاد سال جدید مبارک و پر برکت باشه برا تون من کاملا حرفاتونو قبول دارم من تا اخر امسال سر این شغلم میمونم و قدم اول و دوم شمارو خریدم
اینو فهمیدم که دونستن برام لذت بخشه ولی بدون عمل هیچ تاثیری تو زندگیم نداره پس دارم رو احساس لیاقتم و اعتماد به نفس و سلامتیم کار میکنم ایشالله در حد توان بتونم به گفته هاتون عمل کنم اونوقت میام از معجزه ها میگم الان هم کلی اتفاق خوب افتاده ولی هدف من اشتغالزایی و استقلال مالی هست که به لطف خدا و تلاش خودم به زودی با خبر های خوب برمیگردم
مریم جان شماهم خسته نباشید و در کنار استاد سالی پر از شادی و ثروت وسلامتی داشته باشین
به نام خالق زیبایی ها و خالق خنده ها و شادی ها
سلام و صد تا سلام برهمه شجاعان و فعالان سایت استاد عزیز و بهتر از جانم
خیلی لذت بردم ممنونم
من از بچه های دوازده قدم هستم به لطف الله قدم سوم هستم این فایل باعث شد ایمان من بالاتر بره و بهتر به تمرینات بچسبم من که تا الان خیلی ترس هام کمتر شده و شجاعت خودم را در خیلی از کارها نشون دادم
چند روزی بود که درگیر یه سری مسایل و باورهای مخرب خودم بودم و این فایل حجت را برمن تموم کرد
همه ی فایل های شما استاد عزیزم عالی و خوبه و اگر ما به اونها عمل کنیم بهشتی می شویم
استاد عزیزنم سپاسگزارم
خدایا شکرت بابت همه چیز
به نام یکتا خالق زیبایی ها.
خدایا ممنونم بابت 90مین روز از سفرنامه ام.
اگر کسی دچار کج فهمی قانون جذب به این صورت شود که یک جا بنشیند و تجسم کند و بگوید خدا برای من از آسمان معجزه ای میفرستد دچار قانون توهم شده است.
قانون جذب یعنی از درون احساس لیاقت کردن
باورهای درست ساختن
در پی علاقه خود حرکت کردن
مهارت کسب کردن در زمینه کار مورد علاقه
قدم برداشتن
ایده ها رو عملی کردن
موفق شدن و نتایج عالی گرفتن.
اگر قانون را درست درک کنیم و در راستای آگاهی هایی که می آموزیم روی اعتماد به نفس و عزت نفس مان کار کنیم و در پی علایق مان مهارت کسب کنیم و در دل ترس هایمان وارد شویم جهان هستی نیز وقتی شور و اشتیاق ما و اقدام عملی ما را ببیند قدم بعدی را به ما میگوید و درها برای ما باز میشود.
اما با یک جا نشستن هیچ چیز تغییر نمیکند. باید روی علایق مان و توانایی هایمان سرمایه گذاری کنیم. قدم برداریم و حتما نتیجه میگیریم.