این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد چقدر خوب میشه تو سایت برنامه لایو داشته باشیم. نمیدونم این امکان برای سایت میشه یا نه ولی من درخواستم رو دادم و ان شاءالله در بهترین زمان امکانپذیر میشه .
استاد چقدر به نکات ارزشمندی اشاره کردید . همین که هیچ حرکتی نکنیم بعد انتظار داشته باشیم همه چی مثل معجزه برامون اتفاق بیفته.
استاد اگاهی های دوره ی 12 قدم باعث شده شور و شوقی دردرونم به وجود بیاد و برای رسیدن به خواسته ام پر از انگیزه بشم . اصلا استاد نه تنها این دوره تمام فایل های دانلودی شما این حس رو در من زیاد کرده . الان نزدیک 90 روز هست هر روز دارم تو سایت کامنت میزارم و دونه دونه فایل ها رو هر روز رو میبینم.
استاد با دیدن این فایل ها چقدر خودت رو هر روز بهتر میشناسی . قشنگ میفهمی داری یه جاهایی فرافکنی میکنی . یه جاهایی داری حسادت میکنی . با خودت روراستی، هیچ چیز پنهانی با خودت نداری . بازی ذهنت رو قشنگ میفهمی. اولش سخته پذیرفتنش اما گنج تو همین تاریکی های وجودمون هست مثل الماس که تو دل سیاهی کربن هست.
بعد از اون طرف ایمانی که هر روز با گوش دادن این فایل ها قویتر میشه . استاد من عاشق امید دادن به خودم شدم خیلی حالم رو خوب میکنه .
احساس خوب =اتفاقات خوب
تمام قوانین خداوند میخواد ما رو به این حال خوب برسونه . تو حال خوب باشیم تو مسیر درست قرار میگیریم . تو مسیر درست باشیم خود به خود ثروت به سمتمون میاد . الرزق رزقان
البته که کار سختیه اولش اما با تکرار تکرار تکرار ، این حس خوب نهادینه میشه .
خداوند را هزاران بار شکر که دوست های متعدد را میبینم که همه روز تمرینات خود را انجام میدن و کامنت های خوب می نویسند خدا را شکر چقدر به نکات خوب توجه کردین خداوند انشالله به تمام خواسته های تان برساند. خدایا شکرت بابت همچو دوست های متعدد
هر کجا هستی عزیز من در پناه الله مهربانم شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشی ️
سلام به مریم بانو و دوستان یا بهتره بگم خانواده عباس منشی عزیزم
این روزها یه باور عجیب ذهن من و مشغول کرده،
خداوند بیشتر از ما ما میخواد که ما ثروتمند بشیم
خدایی که جهان هستی رو اینقدر دقیق و حساب شده خلق کرده
خدایی که جهانی خلق کرده با قوانین ثابت برای منه انسان ،تا مثل خودش خلق کنم،آفریننده باشم
با سپاسگزاری،حال خوب،باورهای درست خلق کنم …
باید باورهای درست داشته باشم،باورهایی که جنسش از ایمانه نه ترس
باید عملگرا باشم،یعنی چی؟ خیلی فکر کردم به عملکرا بودن
دانسته هامو اجرا کنم
حرکت کنم
تلاش کنم ولی با توکل،با ایمان، با رهایی، با سپردن خودم به جریان هدایت
به نظر من عملکرابی یعنی کنترل ذهن
عملگرایی یعنی کنترل نجواهای ذهن
عملگرایی یعنی با ایمان ،رفتن تو دل ترس ها
حرکت میکنی،نتیجه های کوچک بهت اعتماد بنفس میده ،گام های بعدی چه راحتر برداشته میشه
در گذشته هر بار رفتم تو دل ترس ها،نتیجه ظرف منو بزرگتر کرد ولی همیشه یه جای کار می لنگید و اون این بود که باورهای درستی نداشتم
این روزها چقدر فرق کرده
اونجایی که استاد میگن اگه داری رو خودت کار میکنی ولی یه خبری بهت میرسه و می لرزونه تو رو،پس هنوز باید رو باورها کار کرد
باور وقتی شکل میگیره،بهت میگن دلار رفت بالا
به خودت میگی ،به نفع منه ،نمی لرزی بعد ایده هایی بهت الهام میشه و در راستای ایده ها ادم هایی سر راهت قرار میگیرن و در راستای ایده هات پیشنهادهایی میشنوی که میبینی چقدر جالب،این آدم چطور این حرف رو زد
هر چند واقعا عجیب نیست ،چون جهان سر تعظیم فرود میاره
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم
هر چه بیشتر فایل ها رو گوش میدم،بیشتر میشینه تو وجودم
سلام به مریم بانو و دوستان یا بهتره بگم خانواده عباس منشی عزیزم
این روزها یه باور عجیب ذهن من و مشغول کرده،
خداوند بیشتر از ما ما میخواد که ما ثروتمند بشیم
خدایی که جهان هستی رو اینقدر دقیق و حساب شده خلق کرده
خدایی که جهانی خلق کرده با قوانین ثابت برای منه انسان ،تا مثل خودش خلق کنم،آفریننده باشم
با سپاسگزاری،حال خوب،باورهای درست خلق کنم …
باید باورهای درست داشته باشم،باورهایی که جنسش از ایمانه نه ترس
باید عملگرا باشم،یعنی چی؟ خیلی فکر کردم به عملکرا بودن
دانسته هامو اجرا کنم
حرکت کنم
تلاش کنم ولی با توکل،با ایمان، با رهایی، با سپردن خودم به جریان هدایت
به نظر من عملکرابی یعنی کنترل ذهن
عملگرایی یعنی کنترل نجواهای ذهن
عملگرایی یعنی با ایمان ،رفتن تو دل ترس ها
حرکت میکنی،نتیجه های کوچک بهت اعتماد بنفس میده ،گام های بعدی چه راحتر برداشته میشه
در گذشته هر بار رفتم تو دل ترس ها،نتیجه ظرف منو بزرگتر کرد ولی همیشه یه جای کار می لنگید و اون این بود که باورهای درستی نداشتم
این روزها چقدر فرق کرده
اونجایی که استاد میگن اگه داری رو خودت کار میکنی ولی یه خبری بهت میرسه و می لرزونه تو رو،پس هنوز باید رو باورها کار کرد
باور وقتی شکل میگیره،بهت میگن دلار رفت بالا
به خودت میگی ،به نفع منه ،نمی لرزی بعد ایده هایی بهت الهام میشه و در راستای ایده ها ادم هایی سر راهت قرار میگیرن و در راستای ایده هات پیشنهادهایی میشنوی که میبینی چقدر جالب،این آدم چطور این حرف رو زد
هر چند واقعا عجیب نیست ،چون جهان سر تعظیم فرود میاره
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم
هر چه بیشتر فایل ها رو گوش میدم،بیشتر میشینه تو وجودم
دومین رد پای من از روز شمار تحول زندگی من از روز 90
بعد اینکه رد پای روز 90 رو تو این فایل گذاشتم و نوشتم یه دستی باز به سر و روی نقاشیم کشیدم
و نشستم نگاه کنم به نقاشیم
به خودم تکرار کردم 14 تا انسان
14 تا میوه قرآنی
و 19 تا حیوانات که فهمیدم تعداد حرف های بسم الله الرحمن الرحیم هست
یهویی به دلم افتاد همه رو باهم جمع کنم
19 +14+14
47
گفتم بذار ببینم 47 امین سوره قرآن چی هست
تو گوگل باز نوشتم واقعا به فکر رفتم دقیقا تو رد پام در مورد پیامبر نوشتم و فکر میکردم درمورد حرفای استاد و تو همین فایل استاد اشاره کرد به مراقبه حضرت محمد
و الان جمع سه تاش 47 سوره محمد
اینا همه برای من یه نشونست
که طیبه از این به بعد تو فقط تلاش کن تا مهارت های نقاشیت رو و باقی مهارت هایی که لازمه رو یاد بگیری
قدم هاتو برای ایده ها بردار هرچی بود عمل کن بهشون و حرکت کن
و پا در راه بذار و سعی کن هیچی نگی ، که خود خدا خوب بلده چجوری تو رو هدایت کنه و به اهدافت به خواسته هات برسی و از جایی که فکرشم نمیکردی بهت روزی میده عشق میده سلامتی میده آرامش و شادی میده
با تکرار و استمرار در باور های قدرتمند کننده و مناسب که بازم از خدا میخوام کمکم کنه انقدر اینجوری بهم نشونه بده که آرومم کنه تا تسلیمترش باشم و آروم باشم تا بذارم خودش همه کارامو به سادگی و طبیعی ترین حالت ممکنش انجام بده
این تابلوم داره درسایی بهم یاد میده که سعی کنم خوب یاد بگیرم که همه چی تکامله مثل این نقاشیم
مثل نشونه هایی که خدا بهم داد که الانم سوره محمد
که حتی پیامبر هم برای دریافت قرآن تکاملشو طی کرد
که خواست دوباره یادآور بشه بهم که تکامل داره این مسیری که قدم برداشتم
درسته یه وقتایی نادرست درک میکنم ولی اونم در مسیر تکاملمه تا رشد کنم و پیشرفت کنم نسبت به روز قبلم و من از خدا سپاسگزارم که این هدایت ها و درسا رو یادم میده خدایا شکرت بی نهایت ازت سپاسگزارم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت و سعادت در دنیا و آخرت میخوام
سلام به استاد عزیز و همه دوستان و خانوم شایسته خداقوتتت🫡
وقتی یکم از نظر فرکانسی به هم ریخته ای به دلیلی که برمیگرده به رابطه عاطفی و میای اینجا و با این فایل رو به رومیشی مث تولد دوبارس مث اینکه انگار یکی گوشتو گرفت برگردوند به مسیر
وقتی حرف از عزت نفس میشه از اعتماد به نفس میشه و از احساس لیاقت خواه ناخواه به این فکر کردم که باید یه چیزایی رو درست کنم باید تو این زمینه ها بهتر بشم
از روزمرگی فاصله بگیرم و تایم با کیفیت تری رو برای خودم و باورهام بذارم
یه دوره عالی و فشرده
از تجسم و درک اشتباهمون در این باره و عدم عملگرایی بگیر تا مهاجرت
به قول قدیمیا با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه با الکی تجسم کردن و قدم برنداشتن نتیجه ای هم نیست مگه در حد تجسم
پس به جای تجسم بی فایده و بی منطق بیام روی شجاعت اعتماد به نفس و مهارتام کار کنم
چقدر خوب برام روشن شد معنی و مفهموم مراقبه که به قول استاد فکر میکردم یه کار شاخیه
غافل از اینکه هنر در لحظه بودنه چیزی که خیلی راحت فراموشش میکنم و درگیر اینده و گذشته میشم و حال رو با این چیزا از بین میبرم
مورد بعدی تمرین تمرین و تمرین
وقتی میفهمی که قانون چیه همون رو اجرا کن چه در ایمان چه در توکل چه کنترل ذهن و …فقط با تمرین و عملگرایی بهتر میشی باید اجرا کنی تا دستت پر بشه هرچی درک کردی رو اجرا کن موارد بیشتر هم درک میکنی و اجرا میشه اما با تکامل
پایه و اساس یک چیز است اونم همین قوانین کیهانی و ساده که ما پیچیده میکنیم برا خودمون و مهاجرت بحث ترسناک که خیلیا به هر بهونه جرات ندارن بهش فکر کنن شرایط خانواده وابستگی کسب و کار و…مهاجرت پا به دل ترس گذاشتنه دنبال تجربه های جدید بودنه مهاجرت یاد میده که از محیط امن حارج بشی و استاندارهای بالا برای خودت بذاری
به جای تمرکز روی ثروت باید روی احساس لیاقت و عزت نفس و مسیر درست تمرکز کنم بعدش ثروت میاد ثروت نتیجه یه مسیر درسته
این نکاتو برای خودم گفتم تا در مرحله اول به خودم تلنگر بزنه و خودم اجرا کنم
ممنون از شما استاد عزیز و این سایت که همیشه بهم حال خوب داده
مثلا الان چهار روزه که دارم روی نکات مثبت خواهرام تمرکز می کنم و دارم می بینم که عمل کرد شون نبست به بقیه روزا هی بهتر و بهتر میشه اگه همین روش رو ادامه بدم مسیر ها به امید خدا یکی بعد دیگری برام باز میشه و روابط مون خوب میشه.
یا در بحث احساس لیاقت و ارزشمندی نسبت به چهره ، سن و اقتصاد خانواده گی اگه روی خودم کار کنم تمرکزم رو بزارم روی زیبایی های ظاهرم الگوهای پیدا کنم که خیلی شده دختر از خانواده ی بوده با اقتصاد متوسط و چهره معمولی ولی ازدواج موفقی رو داشته و این الگوها رو تکرار و تکرار و تکرار و تکرار کنم تا بشه باورم
راه جدیدی و یا چیز جدیدی نیست قانون ساده است و اونم تمرکز و تمرکز و تمرکز و تمرکز است و عمل
من استاد وقتی گفتید خیلی از افراد اهل عمل هستن اما به خاطر باور های محدود کننده شون تلاش و حرکت شون در مسیر خلاف جهت هدر میره مشتاق بودم ببینم آخر چی راه حلی را تو صیه می کنید بعد فایلوکه تا آخر گوش دادم به این نتیجه رسیدم که تنها راه حل قدم بر داشتن با همون امکانات اولیه و عمل به الهامات و دیگه مهارت کسب کردن توی یک روش
من استاد از لحاظ چهره ، سن و سطح اقتصاد خانواده احساس بی ارزشی می کنم و تا حالا هم خیلی تلاش کردم این مساله رو حل کنم و تا الان هم هر روشی رو که به نظرم سعی بوده عمل کردم اما نتیجه دلخواهم رو نگرفتم فایل های رایگان شما راجع به احساس لیاقت رو گوش دادم در حد ظرفیتم عمل کردم همین قسم فایل های را یگان دوره عزت نفس رو و خلاصه خیلی جستجو کردم در فایل های رایگان تون اما نتیجه دلخواهم رو نگرفتم اونم به خاطر باور های محدوده کننده ام که شما در این فایل یاد آوری کردید اما حالا در این زمینه باید چه کار کنم؟ بایدباز هم قدم بردارم چون خیلی از جواب ندادن ها و یا جواب بر عکس دادن ها هدایت های خداوند است برای به دست آوردن نتیجه دلخواه مون حالا همین روش رو باید ادامه بدم :
مهارت هامو ببرم بالا ( تمرکز روی زیبایی های ظاهرم . الگو پیدا کردن )
یک سری ها میرن باشگاه وبرنامه ورزشی وغذایی خودشون رو به سلیقه خودشون تغییر میدهند بعد آخر سر میگن نه این باشگاه بد بود به درد نمیخوره نتیجه نگرفتم.به شکلی که خودشون فهمیدن عمل میکنن. یک سری آدمها تلاش میکنن صبح تاشب اما درجهت برعکس خواسته هاشون درمسیر مقاومت وباورهای نامناسب ونتیجه نمیگیرن.
یک سری آدمها هم هیچ حرکتی نمیکنن وتمرکزشون این بود که از بیرون یه اتفاقی بیفته زندکی رویایی رو تجسم میکردن اما درعمل هیچ مهارتی نداشتن هیچ کاری نمیکردن اگر مهارتهایتان رو افزایش ندهیم بر ترسهامون غلبه نکنیم واحساس لیاقت را درخودمون ایجاد نکنیم که هیچ اتفاقی نمیفته.
روزانه باید هر روز تصمیم های درست بگیریم وعمل کنیم اگر درهر موردی هست مثلا رابطه عاطفی هست هر روز باید یه کاری براش انجام بدم تا بهبود پیدا بکنه.تمام پیامبران هم عمل کردن ویکجا ننشستند.
خدا مسیر رو میگه اینکه ما حرکت کنیم یا نه این مهمه.رو اعتمادبه نفست کارکن روشجاعتت کارکن در دل ترسهات برو نقاط قوت رو بهبود بده نقاط ضعف رو برطرف کن.
مراقبه کنترل ذهن هست درگیر گذشته وآینده نشو همه رو بریز دور.ذهن رو بزار روی لحظه الان وبگو امروز چه کاری انجام بدم خوبه.
روی خودتون سرمایه گذاری کنیدروشخصیتتون رو جسارتتون وقتی توانا بشید صدها برابر بهت سود میرسه.مقایسه باید بین خودمون وگذشته خودمون باشد.
کسی که اعتماد به نفس دارد راحت میتونه نه بگه
فقط یک فن رو یاد بگیر ودرست یاد بگیر ودرهمون مهارت کافی رو یاد بگیر. استاد اصل قانون را یاد گرفته تو همون هی بیشتر مهارت پیدامیکنه دیگه دنبال چیزای اضافه نیست.
وقتی یک مسیر درست رو میروی ونتیجه های خوب میگیری اگر ولش کنی دوباره به شرایط قبل برمیگردی مثل دوست استاد که وقتی درمسیر بوده حمله عصبی خوب شده وقتی از مسیر خارج شده دوباره بیماریش عود کرده.مثل اینکه غذا خورده سیر شده میگه دیگه نمیخورم چند روزی کافیه خوب دوباره گرسنه میشی
کشتی گیری که بایک سری فن ها وتمرینها قهرمان شده دوباره باید همونها رو هی ادامه بده وتو ش بهتر بشه .
اگر از چیزی ترس داری باید تو دلش بری آرام آرام اگر از صحبت درجمع میترسی واردش شو تمرین آگهی بازرگانی رو انجام بده اگر از تاریکی میترسی واردش شو برو جاهای تاریک تا ترست بریزه.
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و بانو شایسته عزبز
گام شانزدهم خانه تکانی ذهن
تا ما حرکتی نکنیم و اقدام عملی انجام ندیم، قدم بعدی به ما گفته نمی شود بنابراین پیشرفتی نداریم.
ما باید دنبال علاقمون بریم و توی اون کار مهارت کسب کنیم و متخصص بشیم. در این صورت موفق می شویم. ولی با نشستن و تجسم کردن و جمله ی تأکیدی بدون اقدام و کار کردن به هیچ جا نمیرسیم.
حرکت کردن مهم ترین گام موفقیت است نه فقط تجسم کردن و نشستن.
عمل گرایی در کنار باور سازی، حرکت و ایمان و اجرای ایدهها و الهامات و هدایت الهی.
بهترین سرمایه گذاری، بهبود داعمی روی شخصیت فردی و رفتار، و احساس لیاقت ، تقوی ، کنترل ذهن ، توحید ، تمرکز بر نکات مثبت ، تمرین و درک اصل قانون جهان هستی است.
بهترین مقایسه، مقایسه خودمون با گذشته خودمون هست. و دیدن بهبود در مسیر و پیشرفت خودمون هست. نه مقایسه خودمون با دیگران.
مهاجرت یعنی حرکت در دل ناشناخته ها ترس ها و حرکت و قدم برداشتن در مسیر خواسته هاست.
تجربه اتفاقات جدید و یاد گیری های جدید، خروج از ناحیه امن و استفاده از پتانسیل های تازه.
در کشورهای پیشرفته اکثریت مردم مهاجر هستند مثل آمریکا، کانادا و استرالیا
یک انتقادی که من همیشه برای استاد داشتم و هیچ وقت جواب نگرفتم و قانع نشدم اینکه استاد نقشه راه و مشخص نمیکنن
تو یه فایلی میگن توجه کنید کانون توجه و کنترل کنید به نکات مثبت توجه کنید که کل ماجرا اینه به خدا همینه اگه میخای باورهات عوض بشه کنترل کانون توجه کن
تو این فایل اشاره میکنن که باید بری مهارتت و افزایش بدی ( تضادی ندارم با این موضوع) ولی اینکه بچه ها یا خود من حداقل سرگیجه میگیریم اینه که آقا بالاخره کدومه ما باید توحیدی رفتار کنیم کنترل کانون توجه کنیم افزایش مهارت بدیم یا اگه همه باهم هست چرا آنقدر به نکات مثبت توجه داشتن تاکید میشه بیس فایل های استاد کنترل کانون توجه هست میدونید مشخص نیست ترتیب و اولویت تغییرات با چیه یا میگن باور همه چیزه میریم رو باور کار کنیم یهو تو یه فایلی میگن باید توحیدی عمل کنی باید تسلیم بشی خدا همه کار و میکنه الان تو این فایل کسی که اینجوری میگه رو نقض میکنه
فکر میکنم خیلی ها براشون این سوال باشه
لطفاً یه جوری اولویت بندی کنید بدونیم ما باید چه چیزایی و تغییر بدیم و بعد بریم مرحله بعد واقعا دیگه برای من خسته کننده است
قرار بود تو سه ماه من تغییرات و ببینم الان شد 6 سال ولی اون جور که باید تغییرات اتفاق نیفتاد
ایمان وباور و توجه به نکات مثبت و عمل گرایی باید در کنار هم باشند تا نتیجه ببیاد
استاد اول فایل گفتند خودشو ودوستاش ادمای الافی نبودند وبسیار تلاش می کردن که موفق باشند اما نتایج دلخواه ایجاد نمیشد
پس اومدن فهمیدن که باوراش مشکل داره وبا تلاش شبانه روزی باوراشو تغییر داد و همزمان عمل هم می کرد وبعد نتیجه ظاهر شد.
یعنی اگه اهل عمل کردنی و نتیجه نمیاد ،پس باورات مشکل داره،اگه عمل نمی کنی که دیگه هیچی
یعنی ایمان وباور و عمل صالح باید درکنار هم قرار بگیرد تا نتیجه بیاد
صحبت های استاد هیچ تناقضی ندارد ،اما شما صحبت هاشو اونطور که دوست دارین بشنوین ،تفسیر می کنید،احتمالا اگه عین من از ورود به دل ناشناخته ها می ترسین فقط به باور و توجه به نکات مثبت تمرکز می کنید ،اما این به تنهایی کافی نیست.
پس شد ایمان وباور و توجه به نکات مثبت و شکر گذاری درکنار هم وباهم ،نه هیچ کدام به تنهایی .
اما چون عمل کردن اصل ماجراس وسخته ،ما اونو میزاریم توی حاشیه و بعد طلب کار میشیم که چرا نتیجه نمیاد.
درسته من هم باهاتون موافقم من میدونم که باید توجه کنم به نکات مثبت و توحیدی عمل کنم ، خود بحث کانون توجه مفصل قابل توضیح هست که بهش نمی پردازم
منتها بعد از به کار گیری همه اونا در کنار هم باز نتیجه حاصل نشده
من وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم با اینکه هیچ شناختی از قوانین نداشتم نتایج خیلی خوبی گرفته بودم الان احساس میکنم مث یه فلج رو ویلچرم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم چرا که جایگاه اون مطالب و دقیق نمیدونم از این رو گفتم که استاد اینا رو نظم نمییدن و ما هم نمیدونیم حالا استاد هی میگن من نمیتونم لقمه آماده درست کنم براتون ولی این ماجرای نقشه راه مهمتر از خود قوانین هست مثال میزنم
من خواننده ام وقتی میخام دنبال حرفه خودم برم میبینم بابا جان من برای اینکه کار تولید کنم باید هزینه کنم و اون هزینه رو ندارم خب طبیعتاً باید برم دنبال یه کاری که پول داشته باشه استاد میاد میگه اقاااااااا وقتی به یه کاری علاقه داری و یه کار دیگه میکنی نتیجه نمیگیری( کشف قوانین جلسه 6 آپدیت نشده) خب طبیعتاً میگم آره درسته وقتی میام رو کار خودم پولی توش ندارع که خب بعد میگم خداوند هدایت میکنه تو بحث توحید من بسیار عالی رفتم جلو و نتایج خیلی خوب توحیدی حاصل. شد ولی اونا باز کمک نمیکنه من در کارم موفق بشم بعد میگم بابا نکنه من علاقه ام این نیست ، بعد میبینم 20 ساله بدون هیچ درآمدی میخونم چون عاشق خوندنم
بعد میام میگم من الان باید کنترل کانون توجه کنم توجه کنم به نکات مثبت و واقعا اینکارارو در اسکیل بالایی انجام میدم چون من کاملا میتونم از نگاه کردن به نور تیر برق ذوق زده بشم و حسم عوض بشه وقتی اینو ادامه میدم یهو میبینی هدایت شدم به عدم فراوانی با خودم میگم مگه این نبود که نکات مثبت و ببینی و توجه کنی میری سمت نعمت پس چرا من اومدم به فقر ؟؟!! میگم خب حتما اونجوری که باید نشده بعد میبینم یارو هیچ خبری از این مباحث ندارع هر روز پیشرفت هر روز داره میره جلو بابا من وقتی اینا رو نمیدونستم که خیلی خوب بودم بعد اینجوری هی دور خودم میچرخم میدونی چی میگم استاد هم که جوابگو نیست و نمیتونه بشینه همه رو جواب بده تمام سایت و حفظ شدم از بس فایل ها رو گوش کردم دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم
روانشناسی ثروت 1 و دارم عزت نفس و دارم کشف قوانین و دوره روابط به همراه دوره تضاد آنقدر اینا رو گوش کردم که حد ندارع اون که هیچ همه رو به کار گرفتم میگم من خودم احساس میکنم یه تکه از پازل نیست اون تکه گمشده نمیدونم چیه
هر چی کامنت میخونم هر چی فایل گوش میکنم هیچ تاثیری نداره
امیدوارم واقعا یه جور مشخص بشه چیکار باید انجام بدیم
یعنی اطلاعاتم بسیار زیاده اما عمل نمی کنم چون ترس دارم
یعنی اگه قانونو بلد باشیم وعمل نکنیم فایده ای نداره
و نتیجه ی عمل نکردن میشه ناامیدی و خسته شدن
اون تیکه ی گم شده ی پازل من وشما عمل کردنه
منم تو کار خودم به مهارت رسیدم
عای روی خودم کار کردم
اینقد نوشتم و اینقد فایل دیدم که دیگه ذهنم میگه بابا بسه برو تفریح کن ،اما عمل درکار نیست چون می ترسم
چون به خودم و توانایی هام ایمان ندارم.
استاد همیشه می گفتن من به هر ایده ای عمل می کردم
ولی من نه ،چون می ترسیدم
احتمالا ذهن شما دچار کمال گرایی شده وایده های کوچیک رو بیفایده میدونه
منم کارم شده دوره خریدن ودوره دیدن
قبلا که بااستاد آشنا نبودم ناخودآگاه لذت می بردم وعمل می کردم و نتیجه می گرفتم اما الان چون اشتباهی فک می کردم باید کل باورامو اول بسازم وبعد عمل کنم ،هیچ اقدامی نمی کردم
واین برمی گرده به درک اشتباه من از قانون
پس عمل کنید حتی با وجود ترس
واینم جز تکامل منه وبتازگی با خرید عزت نفس متوجه شدم وهدایت شدم که همین لحظه وقت اقدامه.
چون عالم بی عمل به درد نمی خوره ونتیجه نمی گیره وفقط گیج میشه
کمال گرایی روکنار بزارید و کوچک ترین نتایج خودتونوتحسین کنید
علت گذشته خوبتون ،عملکرد شماست
وحتما قانون رو نااگاهانه اجرا کردین.
الان که اگاه هستین اگه عمل کنید به الهامات حتما نتایج خیلی بزرگتری می گیرید
بله این مشکل رو دارم من کمال گرایی و دارم و پاشنه آشیل من هست ، اره اینم درسته که من سپاسگزاری کمتری دارم حتی من به یاد میارم زمان هایی رو که بی پول بودم و حالم چقدربد بود و حالا به هر دلیلی هم که یک پولی میرسید دستمون بازم حالمون خوب نبود با خودم میگفتم ببین داشتن و نداشتن در تو اثری نداره حتی این موضوع میتونه باعث بی انگیزگی هم بشه
منتها من ازت میخوام به یه چیزی توجه کنی اونم اینه دیدی بسیاری از افراد باورهای نامناسب و دارن ولی نتایج و دارن؟ من خیلی پرسیدم از افراد موفق که آقا دلیل موفقیتت چی بوده مثلا اومده گفته من زودتر اقدام کردم اگه زودتر اقدام نمیکردم نمیشد یا مثلا استاد رفته بودن پیش هاکوپیان که بپرسن دلیل موفقیت شون چی هست که ایشون هم گفته بودن زود بیدار شدن از خواب
خب ما هیچکدوم کامل نیستیم همه مون این باگ ها رو داریم ولی سوالی که برای من ایجاد میشه اینه چرا افرادی که نتایجی در زندگی شون دارن و من دنبال اون نتایج هستم و با اینکه آگاهی خیلی خوبی نسبت به قوانین دارم و اونا ندارن چرا اینطوریه چرا من نمیتونم چیزای ابتدایی زندگی مو درست کنم ؟اونا حتی نمیدونن باور چیه ممکنه بگید به صورت ناخودآگاه طرف بار اومده بله درسته منتها در هر صورت برای هیچ کدام جهان حالت ایزوله ندارع اونم باور مخرب داره پس چرا نتایج و داره ؟!
من خیلی سوال میپرسم از خودم و دوست دارم منطق داشته باشم هدف من از طرح سوال در این فایل دست یافتن به یک جواب و منطق بسیار قوی بود هر چند که من سالهاست دنبال این جواب ها میگردم ولی نمیشنوم ما قرار بود به اندازه ای که کار میکنیم نتایج و ببینیم نه اینکه از اونی هم که بودیم بدتر بشیم
ببین من ترسی از عملکرد ندارم من کلا آدمی هستم بسیار تلاشگر بزار بهتون اینجور مثال بزنم که من اکثر آلبوم های استاد شجریان و کار کردم و خوندم زمانیکه پیش استاد رفتم تعجب کرد از اینهمه پشت کار و تمرین و تلاش سورپرایز شد بنده خدا …
بگذریم من از کارم استعفا دادم این بزرگترین کاری بود که کردم چون کمپانیی که من کار میکردم ، دانشجویان دانشگاه شریف دنبال این بودن بیان اونجا همه چیز عالی بود ولی من به خاطر عشقم استعفا دادم کافیه رو موضوعی تمرکز کنم حتما حلش خواهم کرد این موضوع رو هم حل میکنم میدونم
منتها بحث اینکه چه چیزی مونده عمل نکنیم خودش ماجراست مثلا من در بحث دریافت الهامات درونی خیلی خوبم عالیم اصلا تماما هم وقتی از خداوند میپرسم بهم میگه چیکار کنم و عجیب جواب میده شاید بگی خب مسئله حله که اینم بپرس ، خب جوابش اینه میپرسیم منتها به جهت فرکانسی چون در اون سطح نیستیم دریافت نمی کنیم پس میمونه تکامل و رعایت کنیم من تماما متوجه آگاهی هوایی که گفته شده هستم عملکرد هم دارم به اندازه ظرفیتم منتها به همون اندازه که کار کردم نتیجه نیومده
در گذشته هم که نتایج عجیب غریبی گرفتم و هم مدیون دوره های عرفان حلقه هستم درسته که استاد اصلا موافق اینا نیست و خیلی ها اصلا نمیدونن چیه و حالا قصد دشمنی هم دارند ولی من ازش نتیجه هایی گرفتم که کمتر کسی گرفته اگاهیی هایی در اختیارم قرار گرفت فوق العاده منتها اون بیشتر در مباحث عوالم بالا کار کرد داشت و روی مسائل زمینی هم تا حد معقول تأثیر داشت یادمه حتی در عرض 6 ماه یا کمتر خواسته ماشین داشتن و در من ایجاد کردن با اینکه من اصلا علاقه ای به ماشین نداشتم و خیلی راحت پولش جور شد خیلی راحت رفتم و خریدم و …..
خیلی ها تعجب میکردن که چطور یک نفر از منفی 10 بیاد بشه مثبت 10 اونم در عرض 4 سال در یک شهر غریب که دو سال بود یک وعده غذا داشتم میدونی همه اینا رو گفتم بگم من چنین آدمی هستم با پشتکار بالا ، هوش خیلی خوب
اما در بحث محصولات استاد وقتی نتیجه نمیده چون از خودم مطمئنم میگم شاید یه چیزی این وسط کمه گفته نشده بعد میگم ممکنه مشکل من در روانشناسی ثروت3 حله بشه ولی خب پولش و ندارم اونم بخرم
در کل کار موفقیت در این سایت برای من بسیار سخت شده و خسته شدم هیچ کسی هم جوابگو نیست تا بخوای بگی هم میگن درست عمل نمیکنی و قانون تکامل و …
سرتون و در نیارم این مشکلی که من میگم مشکل خیلی هاست و امیدوارم راهکاری براش پیدا بشه
به نظرم این اصل هایی که شمامیگید کدوم مهمه مثل یه لباس میمونه مثلا جنس وکیفیت ش مهمه واصله چون بهترین مرواریددوزی هارم اگر روی لباس بی کیفیت که اصلا پارچش کیفیت نداره انجام بدی وقتت وهدردادی چون تواولین بارکه میپوشی پارچه ازبین میره ،مثل کنترل ذهن که اصله .
یامثلا رنگ پارچه که اگه خوب نباشه اصلا به چشم نمیاد یادریک بارشست وشو رنگش بره وعوض شه لباست خراب میشه مثل اصل احساس خوب اتفاقات خوب .
ودوخت یه لباس انصافا چه قدر مهمه که یه پارچه ای باشه طرف برداره به بدترین طرح بدوزه ویه پارچه خوشگل وخراب کنه اصلابه درنمیخوره یاوقت پوشیدنش لباسه درزهاش ازهم بازبشه به چه دردمیخوره ،مثل کانون توجه وتجسم چه قدر مهمه .
یاحتی این لباس حالاخوبه همه چیش اوکیه توبردار یه اتوی داغ بچسبون بهش ،اندازه ی اتوهم که بسوزه لباس سوخته رونمیتونی بپوشی پس اتوکردنش یا شستنش با وایتکس یا شوینده های مناسب چه قدرمیتونه برالباس مهم باشه ،پس این وبدون که وقتی استادمیگن تسلیم دربرابر پروردگار مهمه یعنی اصله یعنی مهمه چون ذهن های ماهاهیچ کدوم کامل نیست ،باید خودمون بسپاریم به خدا که هدایت مون کنه وهدایت فقط درزمان تسلیم ممکنه ،البته که همیشه هرلحطه هدایت هاش هست ولی مادرزمان تسلیم میفهمیم .
برای من هیچ وقت سوالی شبیه شماپیش نیومده که بگم چرااستاد یک بارمیگه کانون توجه مهمه یاچرایه بارمیگه احساس خوب مهمه یااستمرارمهمه یاتوکل یاایمان چون میدونم همه شون مهمه من که توانایی دارم همه شون ودرکنار هم انجام بدم ،پس چراانجام ندم؟ خداوند بیشترازمامشتاق تغییرماست ،پس مطمن باش شماکه میخواستی تویه سه ماه تغییرکنی باید زاویه ی دیدتو عوض کنی اگرواقعا وبه شکل درست ومتعهد بودی وباورکردی به حرف های استاد وعمل کردی مطمن باش تغییرات ومیبینی اولش شاید خیلی کوچیک باشه ولی وقتی توجه بهشون میکنی بزرگ تروبزرگ ترمیشن مثلا تو توی سه ماه کمترمریض شدی یاحوصلت بیشترشده یا اخلاقت بهترشده یاداری بیشترفکر میکنی،یاسرچیزای چرت وپرت که قبلامیرفتی دیگه نمیری ،آرامشت بیشترشده، ایناهمش تغییره اولش کوچیکه ولی باید بفهمی توجه کنی شکرگذاری کنی تابزرگ شن .شاید کسی ازیه فایل یه چیز دیگه برداشت کنه ومن یه چیزدیگه هرکس به اندازه ی درکش شاید یه نفر مثلاتوی یه سال خیلی نتیجه ی بزرگتری بگیره وشاید کس دیگه توی 6 سال همون نتیجه هاروبگیره این مربوط به خودشون میشه که چه طور درک میکنن وبرداشت میکنن .
مطمن باش این مسیرخیلی درسته ،ادامه بده ،دوست عزیزم .
درست میگین ، گیر من همینه من وقتی میرم دوره عزت نفس و گوش میکنم پاس داده میشم به کشف قوانین اونو میبینم شوت میشم سمت توحید ، توحید و درست میکنم ، کانون توجه و کنترل ذهن میاد وسط اینا رو درست میکنم یهو یه موشک میخوره وسط زندگیم بعد من خسته میشم مستأصل از اینکه دیگه چه کاری باید میکردم که نکردم حالا فک کن این وسط یه سری کج فهمی ها هم داشته باشی واقعا آدم سردرگم میشه من واقعا الان عاجز موندم مث یه آدمی که فلج رو ویلچره نه میتونم جلو برم نه میتونم عقب برگردم میخام برم یه کاری کنم پول بیاد تمرکزم از کار اصلی برداشته میشه میخام بیام تو حوزه خوانندگی خودم پولی توش نیست استاد هم که میگه سرمایه نمیخاد و با هر چی داری شروع کن میریم اونم انجام میدیم باز اتفاقی نمیفته یهو یاد قانون تکامل میفتیم میگیم اینه بعد مدتی میبینیم اونم نیست سن مون بالا میره میگن چرا فک میکنی سن مهمه با چه معیاری میگی موفق نمیشی چون سنم بالا رفته خلاصه که 4 دست و پا در یک باتلاقی گیر کردیم که واقعا جوابی پیدا نمیشه که آدم بتونه از اون حالت در بیاد
کنترل کردن کانون توجه و کارکردن روی باورها زمینه اصلی آموزشهاست.
حالا وقتی به صورت ذهنی این کارها رو انجام میدیم ، در نتیجش یه سری ایده میاد و ما باید اون ایده ها رو عملی کنیم تا نتایج فیزیکی ظاهر شن .
ضمن اینکه من اینو متوجه شدم که ما باید هدفمون از کارکردن روی خودمون رشد شخصیتمون باشه و بهبود ، بعد نتایج خودشون میان
من خودم برای نتایج خیلی تقلا میکردم ، الان که عمیق رو خودم کار می کنم متوجه شدم که این منتظر بودنه یه جور چسبیدنه که باعث میشه از مسیر دور بشی و فقط خستگی به تنت میمونه.
امیدوارم تونسته باشم خوب توضیح بدم … برای شما بهترین ها رو آرزو می کنم.
بله اینا رو متوجه هستم ببینید استاد کلا اولویت بندی ندارن ینی نمیان بگن بچه ها شما برای رسیدن به خواسته ها باید این موارد و داشته باشید این و این و ….که من تو این دوره ها سعی کردم اینا رو بگم فکر نکنید فقط با توجه کردن و کنترل کانون توجه بهش میرسیداااا فک نکنید توحید و فهمیدید و تمومه ماجرا نه اینا همش باید باشه
حالا شاید بگید خب همینم هست و تو خودت داری میگی !!!
بله منتها من فکر میکنم سایت به این بزرگی باید یه سری قدمها و اولویت های داشته باشه مثلا کلاس اول و بره بعد بره دو و سوم
اما اینجا یهو از دوره دبیرستان شروع میشه بعد میره دانشگاه بعد میاد میره تو کلاس دوم و تو نمیدونی ترم چندی چی فهمیدی چی و نگرفتی و …..میدونی چی میگم فکر میکنم بهتر بود از این آشفتگی به سمت نظم می رفتیم خیلی هامون مطمئن باش نتیجه های اصلی و نگرفتیم همش نتایج حاشیه و ریز و گاها مهم بوده منتها فکر میکنم همه ما بیشترین گیرمون رو اینه که نمیدونیم بالاخره چیکار باید کنیم
یادمه من تا باور فراوانی و کار کردم و متوجه شدم فراوانیه به طرز عجیبی خوشحال بودم ولی بعد چند روز هدایت شدم به کمبود شوکه شدم تا زمانی که فراوانی و نمیدونستم همه چیز گل و بلبل بود ولی وقتی فهمیدم همه چیز ریخت بهم البته این و من به فال نیک گرفتم
منتها هنوزم که هنوزه من نفهمیدم کی قراره اتفاقات بیفته مطمئن باشید به مطالبی که گفته شده تا 70-80 درصد عمل شده ولی خب نتیجه ای نداشته
نمیگم صفر بوده نه نامردیه ولی خب اون چیزی که دنبالشیم نبوده من الان برام جذابیتی ندارد بشینم تمرکز کنم رو نکات مثبت چون یهو میبینی میخورم به بی پولی حالا باید بیام باورهای ثروت و بررسی کنم نه میدونم چه باور مخربی دارم نه میدونم چطور عوض کنم و همینجوری میچرخم واسه خودم
در کل خیلی خوب میشد یک دیدگاه کلی یک چشم اندازی تعریف میشد تا آدم تکلیف خودش و بدونه چیکار کنه
نمی دونم دوره کشف قوانین رو دارید یا نه ، اما توی جلسه 8 اون دوره استاد در مورد چگونگی برنامه داشتن و چه جوری کارکردن روی خودمون توضیح میدن . می دونید استاد سرفصلهای اصلی رو میگن اما ما باید تشخیص بدیم که اولویت کارکردنمون چی باشه .
توصیه من توی این مرحله به شما اینه که ببینید اصلا چه چیزهایی باعث میشه حستون خوب نباشه ، یعنی توی این مرحله ریشه افکارتون رو پیدا کنید ، بعد براساس اون ریشه ها خودتون به مسیرتون جهت بدید ، مثلا اولویت اینه که روی باورهای ثروت ساز کار کنید یا حس ارزشمندی یا سلامتی یا توحیدی یا …
منظورم اینه که تمرکزتون توی این مرحله روی شناختن خودتون باشه ، من خودم دارم این مسیر رو میرم و توی این مرحله اصلا تازه دارم متوجه میشم که اتفاقات قبلی رو برای چی تجربه کردم و کمی هم تونستم تکامل رو درک کنم .
در واقع ما باید مراحل رشد رو طی کنیم و بعدش نتایج میان و فقط هم خودمون می تونیم بفهمیم که نقطه شروع و ترتیب مراحل برای ما چی هست.
مثلا من توی این خودشناسی ها کلا متوجه شدم که ته افکارم خیلی بدبینی دارم و روی از دست دادن خیلی متمرکز هستم ، خیلی هم تایید طلبی دارم و حالا بر اساس این موضوعات دارم تمرکزی فایل ها رو گوش میدم .
در کل تلاش کنید آروم باشید و تقلا نکنید و نگران نتایج نباشید ، فقط روی شناختن و تغییر دادن خودتون متمرکز بشید ، بعدش اصلا خودبه خود درست میشه ، من اینو بارها تجربه کردم و بهش ایمان دارم .
امیدوارم توضیحاتم مفید باشه واستون و خیلی زود نتایج فوق العاده وارد زندگیتون بشه .
ببینید من 6 سال هست هر شب با گفتگوها و فایل ها و کامنت خوندن ها شب و روز کردم میدونید بالغ بر 2000 تا کامنت خوندم شایدم بیشتر همه فایل ها رو کار کردم آوردم تو کار منتها اون چیزی که استاد میگه یه سری چیزاش یا درست نیست یا کمه چون 6 سال زمان کمی برای تحقیق و بررسی نیست و شکر خدا آنقدری آدم هوش داره که بتونه تشخیص بده اصل و فرع چیه من مطمئنم که به موضوعات اشراف کامل دارم شاید حضوری بشینیم صحبت کنیم من قابلیت اینو دارم رو موضوع ریز بشم و چیزایی بگم که خود استاد به خاطر مسائل کلی واردش نشدن و الحق کار درستی هست
همه اینا رو گفتم بهتون بگم شما هم مثل من و یا سایر دوستان که این کامنت و میخونن یه سری نتایج سطحی حاصل میکنن در کل به چیزایی میرسن که خوبه اوکیه ولی خواسته اصلی شون نیست چرا آنقدر مطمئنم چون در کامنت ها اشاره میشه یه مدت یه نتتایجی حاصل میشه طرف با ذوق و شوق میاد مینویسه بعداً دوباره فس میشه و ول میکنه
بله من دوره کشف قوانین و هر دو ورژن و خرید کردم که به نظرم دوره اول خیلی بهتر از دوره دومه با اینکه دوره دوم و خانم شایسته خیلی بیشتر توضیح دادن که در نوع خودش بی نظیره ولی میخام بگم تو همون بحث گاز و ترمز چقدر از افراد مث من گیر میکنن در کل بخوام بگم صادقانه بدون هیچ غرض ورزی بگم من نتیجه دلخواه نمیگیرم جلسه 6 کشف قوانین استاد گفت کارت و استعفا بده بیا سمت علاقت ، مهم نیست سرمایه نداری مهم نیست چقدر تو کارت سابقه داری بیا بیرون مهم باورته مهم ایمان به خداست خداوند خودش حل میکنه
با این حرف اومدیم استعفا دادیم نشستیم به خاک سیاه الان تو این فایل جدید اینا رو نمیگه میدونی اگه شما هم روزی دیدی نتیجه نمیگیری نه به خاطر اینکه درست عمل نمیکنی نه به خاطر اینه کل ماجرا این نیست حتی دقت کنی شما هی باید محصول بخری روانشناسی یک و تموم کردی دو رو بخر بعد سه رو بخر مطمئن باشید اون جواب اصلی و نداده و نخواهد داد این نظر منه به عنوان فردی که سالهاست دارم تو این حوزه کار میکنم
این سومین بارهست که می نویسم دوبار قبلی پاک شد البته هر بار بهتر از دفعه قبل میشه.
خدایا قلم و قلبم را در یک راستا قرار ده.
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست. خلاصه قسمتی از آگاهی های این فایل. چقدر قانون را درک کردم؟ در مسیر درست قرار دارم؟ یا گمراه هستم و همچی را آن طور که دوست دارم می شنوم. اصلا عمل کردن یعنی چی؟ تو مترو هستم تو اتوبوس فایل گوش کنم به جای این که بازی کنم. من که می دانم باید شخصیت سپاس گزار بسازم جوری که احساس بینیازی کنم مثل استاد. دوستانی چون آقای عطار روشن و لیلای عزیز و… پس باید زمان بزارم انرژی بزارم برای بیشتر دیدن و تایید کردن آنچه که دارم. برای گفت و گو با الله ازطرفی همین طور که روی افکارم کار میکنم باید روی مهارت هام هم کار کنم البته با رعایت قانون تکامل (انتظار بی جا از خودم نداشته باشم مثلا یه شبه نخواهم بشم پیکاسو)
وقتی روی باورهام کار میکنم یعنی فایل گوش می کنم در جهت اجرایی کردن این باورها یک سری الهامات گفته میشه که من باید بهش عمل کنم شاید در وهله اول بهش نگاه کنم عقلانی نباشه. ترس ناک باشه اما وقتی از رب العالمین کمک بخواهیم خودش در جهت اجرا کردن هم حمایتم می کند. یادم باشه خدا از باگ ها من خبر داره پس کاری که بهم میسپارد به اندازه توان من هست نه بیشتر نه کمتر و با انجام دادنش من رشد می کنم به این می گویند عمل کردن.
حالا من چقدر از این آگاهی ها رو که رب العالمین یادآوری کرد عمل می کنم؟ صادقانه بگم در قسمت اولش یعنی تمرکز بهتر و بیشتر روی نعمت ها و داشته ها نیاز به تمرین و تمرین و تمرین ….. دارم. هنوز ابتدای راه هستم و پاشنه آشیل من دقیقا همین نقطه هست چرا که متوجه شدم منم منم هام برای شخصیت سپاس گزار تو خالی. هرچند خیلی بهتر از قبل شدم. مورد دوم عمل به الهامات و حرکت کردن. این جور نبوده که اصلا هیچ کاری نکنم، چرا در حوزه های مختلفی چون طراحی به مدت یک ماه در حد خودآموز حسابداری برای پدر به صورت جدی دو سال کارآموزی تولید محتوا شش ماه و دوخت جامدادی چرمی یک ماه اما همگی بعد یه مدت رهاش کردم قشنگ تو در و دیوار بودم به خصوص وقتی که می فهمیدم دقیقا آن چیزی که می خواهم نیست. کلا همه چی را میزاشتم کنار فاصله بین هر کدام میشدم عالم بی عمل.
حالا چه جوریم ؟ رشته ادبیات نمایشی دقیقا اون چیزی که می خواهم نبست اما این بار دروغ چرا اولش مثل بقیه دلسرد شدم و خواستم کنار بزارمش ولی خداجونم مسیر بهتری پیش روم گذاشته فعلا دارم حرکت میکنم و از قبلی ها درس گرفتم اگر میخواهم به محیط بهتر شرایط مطلوب تر هدایت بشم باید روی شخصیت شکارچی نکات مثبت کار کنم راه دیگه ای ندارد. این خانه از بیان خراب است میکوبیم و از نو می سازیم انشالله.
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم
خدارو شکر می کنم که توی این مسیر هستیم و داریم ادامه میدیم ، واقعا این موضوع خیلی جای سپاسگزاری برای من داره. من قبلا خیلی فایل گوش می کردم و گاهی اوقات هم کامنت می خوندم اما از ابتدای این پروژه خانه تکانی به خودم تعهد دادم که کامنت بذارم و واقعا باعث شده درکم از آگاهی ها متفاوت بشه و عملگرا تر بشم . الان متوجه میشم که استاد چقدر تاکید دارن که کامنت بذاریم …
خب من بقیه فایل رو گوش کردم و حالا می خوام ادامه برداشتهام رو بنویسم :
– تعریف استاد از مراقبه رو خیلی دوست داشتم ، اینکه ذهنمون رو پاک کنیم و بیایم توی لحظه … هر بدی به ما شده و هر ظلمی و هر تجربه نادلخواهی رو دیگه بهش فک نکنیم و بیایم به حال توجه کنیم … سخته اما اگه بتونیم مطمئنم نتایج فوق العادس
البته من خودم یه مدت زیادی میرفتم کلاسهای این سبکی ، نمی خوام بگم بد بودن اما کار رو خیلی سخت می کردن و اصلا هدف آدم گم میشد ، یعنی اصلا درگیر آداب و رسوم اون میشدم و دیگه برام موثر نبود ، انگار یه سری وظیفه به وظایفم اضافه شده بود فقط و خودش شده بود یه مشغولیت ذهنی … خدا رو شکر به این مسیر ساده تر هدایت شدم و الان حتی در زمان کار کردن هم می تونم مراقبه کنم ، با لذت بردن ، با خلق کردن و با تجربه خودم …
– سرمایه گذاری روی خودمون کنیم ، روی مهارتهامون ، روی نقاط ضعف و نقاط قوتمون ، روی توانمندیهامون و این مسیر درست برای رسیدن به ثروته … می دونید استاد یه چیزی که تازگی ها دارم در آموزشهای شما متوجه میشم اینه که شما دارید رفتن و موندن توی مسیری رو به ما نشون میدید که اساسش بی نیاز شدنه … یعنی ما برای تجربه خوشبختی حقیقی و حتی رسیدن به خواسته هامون از آدمها ، از محیط زندگی ، از هوش و استعداد ، از زیبایی ظاهری و خیلی چیزای دیگه بی نیاز میشیم .
چقدر خوبه ! توی این دنیا که همه به فکر اینن که از چیزی عقب نیفتن و هم زندگیشون پر شده از تلاش فیزیکی برای پر کردن خلاهاشون یا حرصهاشون ، ما داریم این آموزش ها رو می بینیم … البته خودم هم هنوز توی اون دسته هستما ، نمی خوام بگم من دیگه آخرشم اما انگار دارم آگاه میشم که خدا منو توی چه بهشتی آورده ! در عین اینکه در ظاهر چیزی نیست ، می تونم آروم باشم و لذت ببرم و همه چیز به نگاه من ربط داره .
– وقتی مسیر درست رو فهمیدیم دیگه دنبال حاشیه نریم ، بخاطر همین استاد از جایی که زندگی رو درک کرده ، فقط متمرکز شده رو تمرین کردن و درک کردن مباحث زیر :
بحث توحید
بحث توکل
بحث تصمیم گیری
بحث شجاعت و رفتن تو دل ترسها و ایمان داشتن
بحث کنترل ذهن
یعنی استاد دیگه پراکندگی ذهنی و نشت فکری نداره که بگه برم کتاب دیگه ای بخونم شاید مطالب توی اونا باشه
پس من هم باید روی این مباحث متمرکز شم ، انشالله خدا کمکمون کنه که اگه خودمون بخوایم خدا هم مسیر رو باز می کنه
– مبحث آخر هم که بحث رفتن توی دل ترسهاست ، که راهی هست برای غلبه بر ترسها . در واقع از این طریق با یه سری چیزها روبرو میشیم و می فهمیم که توی اون شرایط هم راهکارها هست و اونقدر که تو ذهنمون بزرگه در واقعیت بزرگ و اذیت کننده نیست .
اما برای خودمن ترسهایی مثل اینکه اگه فلانی ازم ناراحت بشه ، یا اگه فلانی این فکر رو کنه یا … اینا ترسای سخت تر و بزرگتری هستن ، انگار باید بیشتر رو باورهام کار کنم تا بتونم توی دل این ترسها هم برم و قطعا باید روی باورهای توحیدی کار کنم …
خب خدارو شکر می کنم برای فرصت تامل رو آگاهی ها و کامنت گذاشتن … خدایا شکرت
از استادم و خانم شایسته هم سپاسگزارم و برای هممون بهترین ها رو می خوام .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربان
روز 90
الهی شکرت
استاد چقدر خوب میشه تو سایت برنامه لایو داشته باشیم. نمیدونم این امکان برای سایت میشه یا نه ولی من درخواستم رو دادم و ان شاءالله در بهترین زمان امکانپذیر میشه .
استاد چقدر به نکات ارزشمندی اشاره کردید . همین که هیچ حرکتی نکنیم بعد انتظار داشته باشیم همه چی مثل معجزه برامون اتفاق بیفته.
استاد اگاهی های دوره ی 12 قدم باعث شده شور و شوقی دردرونم به وجود بیاد و برای رسیدن به خواسته ام پر از انگیزه بشم . اصلا استاد نه تنها این دوره تمام فایل های دانلودی شما این حس رو در من زیاد کرده . الان نزدیک 90 روز هست هر روز دارم تو سایت کامنت میزارم و دونه دونه فایل ها رو هر روز رو میبینم.
استاد با دیدن این فایل ها چقدر خودت رو هر روز بهتر میشناسی . قشنگ میفهمی داری یه جاهایی فرافکنی میکنی . یه جاهایی داری حسادت میکنی . با خودت روراستی، هیچ چیز پنهانی با خودت نداری . بازی ذهنت رو قشنگ میفهمی. اولش سخته پذیرفتنش اما گنج تو همین تاریکی های وجودمون هست مثل الماس که تو دل سیاهی کربن هست.
بعد از اون طرف ایمانی که هر روز با گوش دادن این فایل ها قویتر میشه . استاد من عاشق امید دادن به خودم شدم خیلی حالم رو خوب میکنه .
احساس خوب =اتفاقات خوب
تمام قوانین خداوند میخواد ما رو به این حال خوب برسونه . تو حال خوب باشیم تو مسیر درست قرار میگیریم . تو مسیر درست باشیم خود به خود ثروت به سمتمون میاد . الرزق رزقان
البته که کار سختیه اولش اما با تکرار تکرار تکرار ، این حس خوب نهادینه میشه .
استاد عزیزم سپاسگزارم به خاطر این فایل ارزشمند
خدایا بی نهایت شکرت
سلام به ریحانه عزیزم
خداوند را هزاران بار شکر که دوست های متعدد را میبینم که همه روز تمرینات خود را انجام میدن و کامنت های خوب می نویسند خدا را شکر چقدر به نکات خوب توجه کردین خداوند انشالله به تمام خواسته های تان برساند. خدایا شکرت بابت همچو دوست های متعدد
هر کجا هستی عزیز من در پناه الله مهربانم شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشی ️
سلام به فرمانروای جهان هستی
خدای مهربون و بخشنده
خدای قادر و خالق
سلام به مریم بانو و دوستان یا بهتره بگم خانواده عباس منشی عزیزم
این روزها یه باور عجیب ذهن من و مشغول کرده،
خداوند بیشتر از ما ما میخواد که ما ثروتمند بشیم
خدایی که جهان هستی رو اینقدر دقیق و حساب شده خلق کرده
خدایی که جهانی خلق کرده با قوانین ثابت برای منه انسان ،تا مثل خودش خلق کنم،آفریننده باشم
با سپاسگزاری،حال خوب،باورهای درست خلق کنم …
باید باورهای درست داشته باشم،باورهایی که جنسش از ایمانه نه ترس
باید عملگرا باشم،یعنی چی؟ خیلی فکر کردم به عملکرا بودن
دانسته هامو اجرا کنم
حرکت کنم
تلاش کنم ولی با توکل،با ایمان، با رهایی، با سپردن خودم به جریان هدایت
به نظر من عملکرابی یعنی کنترل ذهن
عملگرایی یعنی کنترل نجواهای ذهن
عملگرایی یعنی با ایمان ،رفتن تو دل ترس ها
حرکت میکنی،نتیجه های کوچک بهت اعتماد بنفس میده ،گام های بعدی چه راحتر برداشته میشه
در گذشته هر بار رفتم تو دل ترس ها،نتیجه ظرف منو بزرگتر کرد ولی همیشه یه جای کار می لنگید و اون این بود که باورهای درستی نداشتم
این روزها چقدر فرق کرده
اونجایی که استاد میگن اگه داری رو خودت کار میکنی ولی یه خبری بهت میرسه و می لرزونه تو رو،پس هنوز باید رو باورها کار کرد
باور وقتی شکل میگیره،بهت میگن دلار رفت بالا
به خودت میگی ،به نفع منه ،نمی لرزی بعد ایده هایی بهت الهام میشه و در راستای ایده ها ادم هایی سر راهت قرار میگیرن و در راستای ایده هات پیشنهادهایی میشنوی که میبینی چقدر جالب،این آدم چطور این حرف رو زد
هر چند واقعا عجیب نیست ،چون جهان سر تعظیم فرود میاره
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم
هر چه بیشتر فایل ها رو گوش میدم،بیشتر میشینه تو وجودم
خدایا شکرت برای زیبایی جهان هستی
خدایا شکرت برای حال خوبم
خدایا شکرت
سلام سپاسگذارم
کامنت شما را دوست دارم عالی بود تشکر
سپاسگذارم
سپاسگذارم
سلام به فرمانروای جهان هستی
خدای مهربون و بخشنده
خدای قادر و خالق
سلام به مریم بانو و دوستان یا بهتره بگم خانواده عباس منشی عزیزم
این روزها یه باور عجیب ذهن من و مشغول کرده،
خداوند بیشتر از ما ما میخواد که ما ثروتمند بشیم
خدایی که جهان هستی رو اینقدر دقیق و حساب شده خلق کرده
خدایی که جهانی خلق کرده با قوانین ثابت برای منه انسان ،تا مثل خودش خلق کنم،آفریننده باشم
با سپاسگزاری،حال خوب،باورهای درست خلق کنم …
باید باورهای درست داشته باشم،باورهایی که جنسش از ایمانه نه ترس
باید عملگرا باشم،یعنی چی؟ خیلی فکر کردم به عملکرا بودن
دانسته هامو اجرا کنم
حرکت کنم
تلاش کنم ولی با توکل،با ایمان، با رهایی، با سپردن خودم به جریان هدایت
به نظر من عملکرابی یعنی کنترل ذهن
عملگرایی یعنی کنترل نجواهای ذهن
عملگرایی یعنی با ایمان ،رفتن تو دل ترس ها
حرکت میکنی،نتیجه های کوچک بهت اعتماد بنفس میده ،گام های بعدی چه راحتر برداشته میشه
در گذشته هر بار رفتم تو دل ترس ها،نتیجه ظرف منو بزرگتر کرد ولی همیشه یه جای کار می لنگید و اون این بود که باورهای درستی نداشتم
این روزها چقدر فرق کرده
اونجایی که استاد میگن اگه داری رو خودت کار میکنی ولی یه خبری بهت میرسه و می لرزونه تو رو،پس هنوز باید رو باورها کار کرد
باور وقتی شکل میگیره،بهت میگن دلار رفت بالا
به خودت میگی ،به نفع منه ،نمی لرزی بعد ایده هایی بهت الهام میشه و در راستای ایده ها ادم هایی سر راهت قرار میگیرن و در راستای ایده هات پیشنهادهایی میشنوی که میبینی چقدر جالب،این آدم چطور این حرف رو زد
هر چند واقعا عجیب نیست ،چون جهان سر تعظیم فرود میاره
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم
هر چه بیشتر فایل ها رو گوش میدم،بیشتر میشینه تو وجودم
خدایا شکرت برای زیبایی جهان هستی
خدایا شکرت برای حال خوبم
خدایا شکرت
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
دومین رد پای من از روز شمار تحول زندگی من از روز 90
بعد اینکه رد پای روز 90 رو تو این فایل گذاشتم و نوشتم یه دستی باز به سر و روی نقاشیم کشیدم
و نشستم نگاه کنم به نقاشیم
به خودم تکرار کردم 14 تا انسان
14 تا میوه قرآنی
و 19 تا حیوانات که فهمیدم تعداد حرف های بسم الله الرحمن الرحیم هست
یهویی به دلم افتاد همه رو باهم جمع کنم
19 +14+14
47
گفتم بذار ببینم 47 امین سوره قرآن چی هست
تو گوگل باز نوشتم واقعا به فکر رفتم دقیقا تو رد پام در مورد پیامبر نوشتم و فکر میکردم درمورد حرفای استاد و تو همین فایل استاد اشاره کرد به مراقبه حضرت محمد
و الان جمع سه تاش 47 سوره محمد
اینا همه برای من یه نشونست
که طیبه از این به بعد تو فقط تلاش کن تا مهارت های نقاشیت رو و باقی مهارت هایی که لازمه رو یاد بگیری
قدم هاتو برای ایده ها بردار هرچی بود عمل کن بهشون و حرکت کن
و پا در راه بذار و سعی کن هیچی نگی ، که خود خدا خوب بلده چجوری تو رو هدایت کنه و به اهدافت به خواسته هات برسی و از جایی که فکرشم نمیکردی بهت روزی میده عشق میده سلامتی میده آرامش و شادی میده
با تکرار و استمرار در باور های قدرتمند کننده و مناسب که بازم از خدا میخوام کمکم کنه انقدر اینجوری بهم نشونه بده که آرومم کنه تا تسلیمترش باشم و آروم باشم تا بذارم خودش همه کارامو به سادگی و طبیعی ترین حالت ممکنش انجام بده
این تابلوم داره درسایی بهم یاد میده که سعی کنم خوب یاد بگیرم که همه چی تکامله مثل این نقاشیم
مثل نشونه هایی که خدا بهم داد که الانم سوره محمد
که حتی پیامبر هم برای دریافت قرآن تکاملشو طی کرد
که خواست دوباره یادآور بشه بهم که تکامل داره این مسیری که قدم برداشتم
درسته یه وقتایی نادرست درک میکنم ولی اونم در مسیر تکاملمه تا رشد کنم و پیشرفت کنم نسبت به روز قبلم و من از خدا سپاسگزارم که این هدایت ها و درسا رو یادم میده خدایا شکرت بی نهایت ازت سپاسگزارم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت و سعادت در دنیا و آخرت میخوام
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و همه دوستان و خانوم شایسته خداقوتتت🫡
وقتی یکم از نظر فرکانسی به هم ریخته ای به دلیلی که برمیگرده به رابطه عاطفی و میای اینجا و با این فایل رو به رومیشی مث تولد دوبارس مث اینکه انگار یکی گوشتو گرفت برگردوند به مسیر
وقتی حرف از عزت نفس میشه از اعتماد به نفس میشه و از احساس لیاقت خواه ناخواه به این فکر کردم که باید یه چیزایی رو درست کنم باید تو این زمینه ها بهتر بشم
از روزمرگی فاصله بگیرم و تایم با کیفیت تری رو برای خودم و باورهام بذارم
یه دوره عالی و فشرده
از تجسم و درک اشتباهمون در این باره و عدم عملگرایی بگیر تا مهاجرت
به قول قدیمیا با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه با الکی تجسم کردن و قدم برنداشتن نتیجه ای هم نیست مگه در حد تجسم
پس به جای تجسم بی فایده و بی منطق بیام روی شجاعت اعتماد به نفس و مهارتام کار کنم
چقدر خوب برام روشن شد معنی و مفهموم مراقبه که به قول استاد فکر میکردم یه کار شاخیه
غافل از اینکه هنر در لحظه بودنه چیزی که خیلی راحت فراموشش میکنم و درگیر اینده و گذشته میشم و حال رو با این چیزا از بین میبرم
مورد بعدی تمرین تمرین و تمرین
وقتی میفهمی که قانون چیه همون رو اجرا کن چه در ایمان چه در توکل چه کنترل ذهن و …فقط با تمرین و عملگرایی بهتر میشی باید اجرا کنی تا دستت پر بشه هرچی درک کردی رو اجرا کن موارد بیشتر هم درک میکنی و اجرا میشه اما با تکامل
پایه و اساس یک چیز است اونم همین قوانین کیهانی و ساده که ما پیچیده میکنیم برا خودمون و مهاجرت بحث ترسناک که خیلیا به هر بهونه جرات ندارن بهش فکر کنن شرایط خانواده وابستگی کسب و کار و…مهاجرت پا به دل ترس گذاشتنه دنبال تجربه های جدید بودنه مهاجرت یاد میده که از محیط امن حارج بشی و استاندارهای بالا برای خودت بذاری
به جای تمرکز روی ثروت باید روی احساس لیاقت و عزت نفس و مسیر درست تمرکز کنم بعدش ثروت میاد ثروت نتیجه یه مسیر درسته
این نکاتو برای خودم گفتم تا در مرحله اول به خودم تلنگر بزنه و خودم اجرا کنم
ممنون از شما استاد عزیز و این سایت که همیشه بهم حال خوب داده
خداروشکر که اینجام و کنار شما عزیزان دل
در پناه حق شاد باشید و پرروزی و موفق 🫡️
سلام و سپاس استاد جان و خانم شایسته.
من باید یک روش رو یاد بگیرم و همون رو ادامه بدم
مثلا الان چهار روزه که دارم روی نکات مثبت خواهرام تمرکز می کنم و دارم می بینم که عمل کرد شون نبست به بقیه روزا هی بهتر و بهتر میشه اگه همین روش رو ادامه بدم مسیر ها به امید خدا یکی بعد دیگری برام باز میشه و روابط مون خوب میشه.
یا در بحث احساس لیاقت و ارزشمندی نسبت به چهره ، سن و اقتصاد خانواده گی اگه روی خودم کار کنم تمرکزم رو بزارم روی زیبایی های ظاهرم الگوهای پیدا کنم که خیلی شده دختر از خانواده ی بوده با اقتصاد متوسط و چهره معمولی ولی ازدواج موفقی رو داشته و این الگوها رو تکرار و تکرار و تکرار و تکرار کنم تا بشه باورم
راه جدیدی و یا چیز جدیدی نیست قانون ساده است و اونم تمرکز و تمرکز و تمرکز و تمرکز است و عمل
من استاد وقتی گفتید خیلی از افراد اهل عمل هستن اما به خاطر باور های محدود کننده شون تلاش و حرکت شون در مسیر خلاف جهت هدر میره مشتاق بودم ببینم آخر چی راه حلی را تو صیه می کنید بعد فایلوکه تا آخر گوش دادم به این نتیجه رسیدم که تنها راه حل قدم بر داشتن با همون امکانات اولیه و عمل به الهامات و دیگه مهارت کسب کردن توی یک روش
من استاد از لحاظ چهره ، سن و سطح اقتصاد خانواده احساس بی ارزشی می کنم و تا حالا هم خیلی تلاش کردم این مساله رو حل کنم و تا الان هم هر روشی رو که به نظرم سعی بوده عمل کردم اما نتیجه دلخواهم رو نگرفتم فایل های رایگان شما راجع به احساس لیاقت رو گوش دادم در حد ظرفیتم عمل کردم همین قسم فایل های را یگان دوره عزت نفس رو و خلاصه خیلی جستجو کردم در فایل های رایگان تون اما نتیجه دلخواهم رو نگرفتم اونم به خاطر باور های محدوده کننده ام که شما در این فایل یاد آوری کردید اما حالا در این زمینه باید چه کار کنم؟ بایدباز هم قدم بردارم چون خیلی از جواب ندادن ها و یا جواب بر عکس دادن ها هدایت های خداوند است برای به دست آوردن نتیجه دلخواه مون حالا همین روش رو باید ادامه بدم :
مهارت هامو ببرم بالا ( تمرکز روی زیبایی های ظاهرم . الگو پیدا کردن )
عمل بهالهاماتم
توکل و اعتماد به خدا
رعایت قانون تکامل
به نام خدای بخشنده ام.سلام به همگی.
نکات این فایل عالی
یک سری ها میرن باشگاه وبرنامه ورزشی وغذایی خودشون رو به سلیقه خودشون تغییر میدهند بعد آخر سر میگن نه این باشگاه بد بود به درد نمیخوره نتیجه نگرفتم.به شکلی که خودشون فهمیدن عمل میکنن. یک سری آدمها تلاش میکنن صبح تاشب اما درجهت برعکس خواسته هاشون درمسیر مقاومت وباورهای نامناسب ونتیجه نمیگیرن.
یک سری آدمها هم هیچ حرکتی نمیکنن وتمرکزشون این بود که از بیرون یه اتفاقی بیفته زندکی رویایی رو تجسم میکردن اما درعمل هیچ مهارتی نداشتن هیچ کاری نمیکردن اگر مهارتهایتان رو افزایش ندهیم بر ترسهامون غلبه نکنیم واحساس لیاقت را درخودمون ایجاد نکنیم که هیچ اتفاقی نمیفته.
روزانه باید هر روز تصمیم های درست بگیریم وعمل کنیم اگر درهر موردی هست مثلا رابطه عاطفی هست هر روز باید یه کاری براش انجام بدم تا بهبود پیدا بکنه.تمام پیامبران هم عمل کردن ویکجا ننشستند.
خدا مسیر رو میگه اینکه ما حرکت کنیم یا نه این مهمه.رو اعتمادبه نفست کارکن روشجاعتت کارکن در دل ترسهات برو نقاط قوت رو بهبود بده نقاط ضعف رو برطرف کن.
مراقبه کنترل ذهن هست درگیر گذشته وآینده نشو همه رو بریز دور.ذهن رو بزار روی لحظه الان وبگو امروز چه کاری انجام بدم خوبه.
روی خودتون سرمایه گذاری کنیدروشخصیتتون رو جسارتتون وقتی توانا بشید صدها برابر بهت سود میرسه.مقایسه باید بین خودمون وگذشته خودمون باشد.
کسی که اعتماد به نفس دارد راحت میتونه نه بگه
فقط یک فن رو یاد بگیر ودرست یاد بگیر ودرهمون مهارت کافی رو یاد بگیر. استاد اصل قانون را یاد گرفته تو همون هی بیشتر مهارت پیدامیکنه دیگه دنبال چیزای اضافه نیست.
وقتی یک مسیر درست رو میروی ونتیجه های خوب میگیری اگر ولش کنی دوباره به شرایط قبل برمیگردی مثل دوست استاد که وقتی درمسیر بوده حمله عصبی خوب شده وقتی از مسیر خارج شده دوباره بیماریش عود کرده.مثل اینکه غذا خورده سیر شده میگه دیگه نمیخورم چند روزی کافیه خوب دوباره گرسنه میشی
کشتی گیری که بایک سری فن ها وتمرینها قهرمان شده دوباره باید همونها رو هی ادامه بده وتو ش بهتر بشه .
اگر از چیزی ترس داری باید تو دلش بری آرام آرام اگر از صحبت درجمع میترسی واردش شو تمرین آگهی بازرگانی رو انجام بده اگر از تاریکی میترسی واردش شو برو جاهای تاریک تا ترست بریزه.
به نام خداوند بخشنده
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و بانو شایسته عزبز
گام شانزدهم خانه تکانی ذهن
تا ما حرکتی نکنیم و اقدام عملی انجام ندیم، قدم بعدی به ما گفته نمی شود بنابراین پیشرفتی نداریم.
ما باید دنبال علاقمون بریم و توی اون کار مهارت کسب کنیم و متخصص بشیم. در این صورت موفق می شویم. ولی با نشستن و تجسم کردن و جمله ی تأکیدی بدون اقدام و کار کردن به هیچ جا نمیرسیم.
حرکت کردن مهم ترین گام موفقیت است نه فقط تجسم کردن و نشستن.
عمل گرایی در کنار باور سازی، حرکت و ایمان و اجرای ایدهها و الهامات و هدایت الهی.
بهترین سرمایه گذاری، بهبود داعمی روی شخصیت فردی و رفتار، و احساس لیاقت ، تقوی ، کنترل ذهن ، توحید ، تمرکز بر نکات مثبت ، تمرین و درک اصل قانون جهان هستی است.
بهترین مقایسه، مقایسه خودمون با گذشته خودمون هست. و دیدن بهبود در مسیر و پیشرفت خودمون هست. نه مقایسه خودمون با دیگران.
مهاجرت یعنی حرکت در دل ناشناخته ها ترس ها و حرکت و قدم برداشتن در مسیر خواسته هاست.
تجربه اتفاقات جدید و یاد گیری های جدید، خروج از ناحیه امن و استفاده از پتانسیل های تازه.
در کشورهای پیشرفته اکثریت مردم مهاجر هستند مثل آمریکا، کانادا و استرالیا
در پناه الله
سلام خدمت همه دوستان
یک انتقادی که من همیشه برای استاد داشتم و هیچ وقت جواب نگرفتم و قانع نشدم اینکه استاد نقشه راه و مشخص نمیکنن
تو یه فایلی میگن توجه کنید کانون توجه و کنترل کنید به نکات مثبت توجه کنید که کل ماجرا اینه به خدا همینه اگه میخای باورهات عوض بشه کنترل کانون توجه کن
تو این فایل اشاره میکنن که باید بری مهارتت و افزایش بدی ( تضادی ندارم با این موضوع) ولی اینکه بچه ها یا خود من حداقل سرگیجه میگیریم اینه که آقا بالاخره کدومه ما باید توحیدی رفتار کنیم کنترل کانون توجه کنیم افزایش مهارت بدیم یا اگه همه باهم هست چرا آنقدر به نکات مثبت توجه داشتن تاکید میشه بیس فایل های استاد کنترل کانون توجه هست میدونید مشخص نیست ترتیب و اولویت تغییرات با چیه یا میگن باور همه چیزه میریم رو باور کار کنیم یهو تو یه فایلی میگن باید توحیدی عمل کنی باید تسلیم بشی خدا همه کار و میکنه الان تو این فایل کسی که اینجوری میگه رو نقض میکنه
فکر میکنم خیلی ها براشون این سوال باشه
لطفاً یه جوری اولویت بندی کنید بدونیم ما باید چه چیزایی و تغییر بدیم و بعد بریم مرحله بعد واقعا دیگه برای من خسته کننده است
قرار بود تو سه ماه من تغییرات و ببینم الان شد 6 سال ولی اون جور که باید تغییرات اتفاق نیفتاد
امیدوارم یه روزی این موضوع درست بشه
سلام دوست عزیز
ایمان وباور و توجه به نکات مثبت و عمل گرایی باید در کنار هم باشند تا نتیجه ببیاد
استاد اول فایل گفتند خودشو ودوستاش ادمای الافی نبودند وبسیار تلاش می کردن که موفق باشند اما نتایج دلخواه ایجاد نمیشد
پس اومدن فهمیدن که باوراش مشکل داره وبا تلاش شبانه روزی باوراشو تغییر داد و همزمان عمل هم می کرد وبعد نتیجه ظاهر شد.
یعنی اگه اهل عمل کردنی و نتیجه نمیاد ،پس باورات مشکل داره،اگه عمل نمی کنی که دیگه هیچی
یعنی ایمان وباور و عمل صالح باید درکنار هم قرار بگیرد تا نتیجه بیاد
صحبت های استاد هیچ تناقضی ندارد ،اما شما صحبت هاشو اونطور که دوست دارین بشنوین ،تفسیر می کنید،احتمالا اگه عین من از ورود به دل ناشناخته ها می ترسین فقط به باور و توجه به نکات مثبت تمرکز می کنید ،اما این به تنهایی کافی نیست.
پس شد ایمان وباور و توجه به نکات مثبت و شکر گذاری درکنار هم وباهم ،نه هیچ کدام به تنهایی .
اما چون عمل کردن اصل ماجراس وسخته ،ما اونو میزاریم توی حاشیه و بعد طلب کار میشیم که چرا نتیجه نمیاد.
موفق باشین
سلام فاطمه جان ممنون از پاسخ کامل و صحیح شما
درسته من هم باهاتون موافقم من میدونم که باید توجه کنم به نکات مثبت و توحیدی عمل کنم ، خود بحث کانون توجه مفصل قابل توضیح هست که بهش نمی پردازم
منتها بعد از به کار گیری همه اونا در کنار هم باز نتیجه حاصل نشده
من وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم با اینکه هیچ شناختی از قوانین نداشتم نتایج خیلی خوبی گرفته بودم الان احساس میکنم مث یه فلج رو ویلچرم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم چرا که جایگاه اون مطالب و دقیق نمیدونم از این رو گفتم که استاد اینا رو نظم نمییدن و ما هم نمیدونیم حالا استاد هی میگن من نمیتونم لقمه آماده درست کنم براتون ولی این ماجرای نقشه راه مهمتر از خود قوانین هست مثال میزنم
من خواننده ام وقتی میخام دنبال حرفه خودم برم میبینم بابا جان من برای اینکه کار تولید کنم باید هزینه کنم و اون هزینه رو ندارم خب طبیعتاً باید برم دنبال یه کاری که پول داشته باشه استاد میاد میگه اقاااااااا وقتی به یه کاری علاقه داری و یه کار دیگه میکنی نتیجه نمیگیری( کشف قوانین جلسه 6 آپدیت نشده) خب طبیعتاً میگم آره درسته وقتی میام رو کار خودم پولی توش ندارع که خب بعد میگم خداوند هدایت میکنه تو بحث توحید من بسیار عالی رفتم جلو و نتایج خیلی خوب توحیدی حاصل. شد ولی اونا باز کمک نمیکنه من در کارم موفق بشم بعد میگم بابا نکنه من علاقه ام این نیست ، بعد میبینم 20 ساله بدون هیچ درآمدی میخونم چون عاشق خوندنم
بعد میام میگم من الان باید کنترل کانون توجه کنم توجه کنم به نکات مثبت و واقعا اینکارارو در اسکیل بالایی انجام میدم چون من کاملا میتونم از نگاه کردن به نور تیر برق ذوق زده بشم و حسم عوض بشه وقتی اینو ادامه میدم یهو میبینی هدایت شدم به عدم فراوانی با خودم میگم مگه این نبود که نکات مثبت و ببینی و توجه کنی میری سمت نعمت پس چرا من اومدم به فقر ؟؟!! میگم خب حتما اونجوری که باید نشده بعد میبینم یارو هیچ خبری از این مباحث ندارع هر روز پیشرفت هر روز داره میره جلو بابا من وقتی اینا رو نمیدونستم که خیلی خوب بودم بعد اینجوری هی دور خودم میچرخم میدونی چی میگم استاد هم که جوابگو نیست و نمیتونه بشینه همه رو جواب بده تمام سایت و حفظ شدم از بس فایل ها رو گوش کردم دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم
روانشناسی ثروت 1 و دارم عزت نفس و دارم کشف قوانین و دوره روابط به همراه دوره تضاد آنقدر اینا رو گوش کردم که حد ندارع اون که هیچ همه رو به کار گرفتم میگم من خودم احساس میکنم یه تکه از پازل نیست اون تکه گمشده نمیدونم چیه
هر چی کامنت میخونم هر چی فایل گوش میکنم هیچ تاثیری نداره
امیدوارم واقعا یه جور مشخص بشه چیکار باید انجام بدیم
سلام دوست عزیزم
منم همین مشکل رو دارم
تمام فایل ها رو اونقدر گوش کردم که حفظم
یعنی اطلاعاتم بسیار زیاده اما عمل نمی کنم چون ترس دارم
یعنی اگه قانونو بلد باشیم وعمل نکنیم فایده ای نداره
و نتیجه ی عمل نکردن میشه ناامیدی و خسته شدن
اون تیکه ی گم شده ی پازل من وشما عمل کردنه
منم تو کار خودم به مهارت رسیدم
عای روی خودم کار کردم
اینقد نوشتم و اینقد فایل دیدم که دیگه ذهنم میگه بابا بسه برو تفریح کن ،اما عمل درکار نیست چون می ترسم
چون به خودم و توانایی هام ایمان ندارم.
استاد همیشه می گفتن من به هر ایده ای عمل می کردم
ولی من نه ،چون می ترسیدم
احتمالا ذهن شما دچار کمال گرایی شده وایده های کوچیک رو بیفایده میدونه
منم کارم شده دوره خریدن ودوره دیدن
قبلا که بااستاد آشنا نبودم ناخودآگاه لذت می بردم وعمل می کردم و نتیجه می گرفتم اما الان چون اشتباهی فک می کردم باید کل باورامو اول بسازم وبعد عمل کنم ،هیچ اقدامی نمی کردم
واین برمی گرده به درک اشتباه من از قانون
پس عمل کنید حتی با وجود ترس
واینم جز تکامل منه وبتازگی با خرید عزت نفس متوجه شدم وهدایت شدم که همین لحظه وقت اقدامه.
چون عالم بی عمل به درد نمی خوره ونتیجه نمی گیره وفقط گیج میشه
کمال گرایی روکنار بزارید و کوچک ترین نتایج خودتونوتحسین کنید
علت گذشته خوبتون ،عملکرد شماست
وحتما قانون رو نااگاهانه اجرا کردین.
الان که اگاه هستین اگه عمل کنید به الهامات حتما نتایج خیلی بزرگتری می گیرید
عزت نفس هم خیلی مهمه وروش بیشتر کار کنید
موفق باشید
سلام فاطمه جان امیدوارم حالت خوب باشه
بله این مشکل رو دارم من کمال گرایی و دارم و پاشنه آشیل من هست ، اره اینم درسته که من سپاسگزاری کمتری دارم حتی من به یاد میارم زمان هایی رو که بی پول بودم و حالم چقدربد بود و حالا به هر دلیلی هم که یک پولی میرسید دستمون بازم حالمون خوب نبود با خودم میگفتم ببین داشتن و نداشتن در تو اثری نداره حتی این موضوع میتونه باعث بی انگیزگی هم بشه
منتها من ازت میخوام به یه چیزی توجه کنی اونم اینه دیدی بسیاری از افراد باورهای نامناسب و دارن ولی نتایج و دارن؟ من خیلی پرسیدم از افراد موفق که آقا دلیل موفقیتت چی بوده مثلا اومده گفته من زودتر اقدام کردم اگه زودتر اقدام نمیکردم نمیشد یا مثلا استاد رفته بودن پیش هاکوپیان که بپرسن دلیل موفقیت شون چی هست که ایشون هم گفته بودن زود بیدار شدن از خواب
خب ما هیچکدوم کامل نیستیم همه مون این باگ ها رو داریم ولی سوالی که برای من ایجاد میشه اینه چرا افرادی که نتایجی در زندگی شون دارن و من دنبال اون نتایج هستم و با اینکه آگاهی خیلی خوبی نسبت به قوانین دارم و اونا ندارن چرا اینطوریه چرا من نمیتونم چیزای ابتدایی زندگی مو درست کنم ؟اونا حتی نمیدونن باور چیه ممکنه بگید به صورت ناخودآگاه طرف بار اومده بله درسته منتها در هر صورت برای هیچ کدام جهان حالت ایزوله ندارع اونم باور مخرب داره پس چرا نتایج و داره ؟!
من خیلی سوال میپرسم از خودم و دوست دارم منطق داشته باشم هدف من از طرح سوال در این فایل دست یافتن به یک جواب و منطق بسیار قوی بود هر چند که من سالهاست دنبال این جواب ها میگردم ولی نمیشنوم ما قرار بود به اندازه ای که کار میکنیم نتایج و ببینیم نه اینکه از اونی هم که بودیم بدتر بشیم
سرتون و درد آوردم به امید پیدا کردن جواب ها
ممنونم
سلام فاطمه جان
ببین من ترسی از عملکرد ندارم من کلا آدمی هستم بسیار تلاشگر بزار بهتون اینجور مثال بزنم که من اکثر آلبوم های استاد شجریان و کار کردم و خوندم زمانیکه پیش استاد رفتم تعجب کرد از اینهمه پشت کار و تمرین و تلاش سورپرایز شد بنده خدا …
بگذریم من از کارم استعفا دادم این بزرگترین کاری بود که کردم چون کمپانیی که من کار میکردم ، دانشجویان دانشگاه شریف دنبال این بودن بیان اونجا همه چیز عالی بود ولی من به خاطر عشقم استعفا دادم کافیه رو موضوعی تمرکز کنم حتما حلش خواهم کرد این موضوع رو هم حل میکنم میدونم
منتها بحث اینکه چه چیزی مونده عمل نکنیم خودش ماجراست مثلا من در بحث دریافت الهامات درونی خیلی خوبم عالیم اصلا تماما هم وقتی از خداوند میپرسم بهم میگه چیکار کنم و عجیب جواب میده شاید بگی خب مسئله حله که اینم بپرس ، خب جوابش اینه میپرسیم منتها به جهت فرکانسی چون در اون سطح نیستیم دریافت نمی کنیم پس میمونه تکامل و رعایت کنیم من تماما متوجه آگاهی هوایی که گفته شده هستم عملکرد هم دارم به اندازه ظرفیتم منتها به همون اندازه که کار کردم نتیجه نیومده
در گذشته هم که نتایج عجیب غریبی گرفتم و هم مدیون دوره های عرفان حلقه هستم درسته که استاد اصلا موافق اینا نیست و خیلی ها اصلا نمیدونن چیه و حالا قصد دشمنی هم دارند ولی من ازش نتیجه هایی گرفتم که کمتر کسی گرفته اگاهیی هایی در اختیارم قرار گرفت فوق العاده منتها اون بیشتر در مباحث عوالم بالا کار کرد داشت و روی مسائل زمینی هم تا حد معقول تأثیر داشت یادمه حتی در عرض 6 ماه یا کمتر خواسته ماشین داشتن و در من ایجاد کردن با اینکه من اصلا علاقه ای به ماشین نداشتم و خیلی راحت پولش جور شد خیلی راحت رفتم و خریدم و …..
خیلی ها تعجب میکردن که چطور یک نفر از منفی 10 بیاد بشه مثبت 10 اونم در عرض 4 سال در یک شهر غریب که دو سال بود یک وعده غذا داشتم میدونی همه اینا رو گفتم بگم من چنین آدمی هستم با پشتکار بالا ، هوش خیلی خوب
اما در بحث محصولات استاد وقتی نتیجه نمیده چون از خودم مطمئنم میگم شاید یه چیزی این وسط کمه گفته نشده بعد میگم ممکنه مشکل من در روانشناسی ثروت3 حله بشه ولی خب پولش و ندارم اونم بخرم
در کل کار موفقیت در این سایت برای من بسیار سخت شده و خسته شدم هیچ کسی هم جوابگو نیست تا بخوای بگی هم میگن درست عمل نمیکنی و قانون تکامل و …
سرتون و در نیارم این مشکلی که من میگم مشکل خیلی هاست و امیدوارم راهکاری براش پیدا بشه
سپاسگزارم
سلام دوست خوبم
با توجه به نتایجی که گرفتین ،بنظرم شما دست اوردهاتونو ارزشمند نمی دونین و فقط منتظر نتایج بزرگ هستین
احتمالا مشکل شما کمال گراییه
باید بخاطر کوچکترین داشته ها و دستاوردهاتون سپاسگزار باشید و به خواسته ها نچسبین
تا زمانی که فرکانس نداشتن ارسال می کنین ،به خواسته ها نمی رسین
شما تمرکزتون روی نداشته ها تون هست
واز خودتون راضی نیستید
بسیار سپاسگزار ی کنید
بسیار از خودتون تشکر وتحسین کنید
تا نتایج بزرگهم بیاد
وقتی نتایج نمیاد حتما یه ایرادی در شما هست
هدایت بخواید حتما جواب به شما داده میشه
سلام دوست عزیزم
به نظرم این اصل هایی که شمامیگید کدوم مهمه مثل یه لباس میمونه مثلا جنس وکیفیت ش مهمه واصله چون بهترین مرواریددوزی هارم اگر روی لباس بی کیفیت که اصلا پارچش کیفیت نداره انجام بدی وقتت وهدردادی چون تواولین بارکه میپوشی پارچه ازبین میره ،مثل کنترل ذهن که اصله .
یامثلا رنگ پارچه که اگه خوب نباشه اصلا به چشم نمیاد یادریک بارشست وشو رنگش بره وعوض شه لباست خراب میشه مثل اصل احساس خوب اتفاقات خوب .
ودوخت یه لباس انصافا چه قدر مهمه که یه پارچه ای باشه طرف برداره به بدترین طرح بدوزه ویه پارچه خوشگل وخراب کنه اصلابه درنمیخوره یاوقت پوشیدنش لباسه درزهاش ازهم بازبشه به چه دردمیخوره ،مثل کانون توجه وتجسم چه قدر مهمه .
یاحتی این لباس حالاخوبه همه چیش اوکیه توبردار یه اتوی داغ بچسبون بهش ،اندازه ی اتوهم که بسوزه لباس سوخته رونمیتونی بپوشی پس اتوکردنش یا شستنش با وایتکس یا شوینده های مناسب چه قدرمیتونه برالباس مهم باشه ،پس این وبدون که وقتی استادمیگن تسلیم دربرابر پروردگار مهمه یعنی اصله یعنی مهمه چون ذهن های ماهاهیچ کدوم کامل نیست ،باید خودمون بسپاریم به خدا که هدایت مون کنه وهدایت فقط درزمان تسلیم ممکنه ،البته که همیشه هرلحطه هدایت هاش هست ولی مادرزمان تسلیم میفهمیم .
برای من هیچ وقت سوالی شبیه شماپیش نیومده که بگم چرااستاد یک بارمیگه کانون توجه مهمه یاچرایه بارمیگه احساس خوب مهمه یااستمرارمهمه یاتوکل یاایمان چون میدونم همه شون مهمه من که توانایی دارم همه شون ودرکنار هم انجام بدم ،پس چراانجام ندم؟ خداوند بیشترازمامشتاق تغییرماست ،پس مطمن باش شماکه میخواستی تویه سه ماه تغییرکنی باید زاویه ی دیدتو عوض کنی اگرواقعا وبه شکل درست ومتعهد بودی وباورکردی به حرف های استاد وعمل کردی مطمن باش تغییرات ومیبینی اولش شاید خیلی کوچیک باشه ولی وقتی توجه بهشون میکنی بزرگ تروبزرگ ترمیشن مثلا تو توی سه ماه کمترمریض شدی یاحوصلت بیشترشده یا اخلاقت بهترشده یاداری بیشترفکر میکنی،یاسرچیزای چرت وپرت که قبلامیرفتی دیگه نمیری ،آرامشت بیشترشده، ایناهمش تغییره اولش کوچیکه ولی باید بفهمی توجه کنی شکرگذاری کنی تابزرگ شن .شاید کسی ازیه فایل یه چیز دیگه برداشت کنه ومن یه چیزدیگه هرکس به اندازه ی درکش شاید یه نفر مثلاتوی یه سال خیلی نتیجه ی بزرگتری بگیره وشاید کس دیگه توی 6 سال همون نتیجه هاروبگیره این مربوط به خودشون میشه که چه طور درک میکنن وبرداشت میکنن .
مطمن باش این مسیرخیلی درسته ،ادامه بده ،دوست عزیزم .
سلام زهرا جان مرسی از کامنتت و مثال قشنگت
درست میگین ، گیر من همینه من وقتی میرم دوره عزت نفس و گوش میکنم پاس داده میشم به کشف قوانین اونو میبینم شوت میشم سمت توحید ، توحید و درست میکنم ، کانون توجه و کنترل ذهن میاد وسط اینا رو درست میکنم یهو یه موشک میخوره وسط زندگیم بعد من خسته میشم مستأصل از اینکه دیگه چه کاری باید میکردم که نکردم حالا فک کن این وسط یه سری کج فهمی ها هم داشته باشی واقعا آدم سردرگم میشه من واقعا الان عاجز موندم مث یه آدمی که فلج رو ویلچره نه میتونم جلو برم نه میتونم عقب برگردم میخام برم یه کاری کنم پول بیاد تمرکزم از کار اصلی برداشته میشه میخام بیام تو حوزه خوانندگی خودم پولی توش نیست استاد هم که میگه سرمایه نمیخاد و با هر چی داری شروع کن میریم اونم انجام میدیم باز اتفاقی نمیفته یهو یاد قانون تکامل میفتیم میگیم اینه بعد مدتی میبینیم اونم نیست سن مون بالا میره میگن چرا فک میکنی سن مهمه با چه معیاری میگی موفق نمیشی چون سنم بالا رفته خلاصه که 4 دست و پا در یک باتلاقی گیر کردیم که واقعا جوابی پیدا نمیشه که آدم بتونه از اون حالت در بیاد
بازم ممنون
سلام دوست عزیز
ببینید تاکید استاد عمل کردن به الهامات هست.
کنترل کردن کانون توجه و کارکردن روی باورها زمینه اصلی آموزشهاست.
حالا وقتی به صورت ذهنی این کارها رو انجام میدیم ، در نتیجش یه سری ایده میاد و ما باید اون ایده ها رو عملی کنیم تا نتایج فیزیکی ظاهر شن .
ضمن اینکه من اینو متوجه شدم که ما باید هدفمون از کارکردن روی خودمون رشد شخصیتمون باشه و بهبود ، بعد نتایج خودشون میان
من خودم برای نتایج خیلی تقلا میکردم ، الان که عمیق رو خودم کار می کنم متوجه شدم که این منتظر بودنه یه جور چسبیدنه که باعث میشه از مسیر دور بشی و فقط خستگی به تنت میمونه.
امیدوارم تونسته باشم خوب توضیح بدم … برای شما بهترین ها رو آرزو می کنم.
سلام
خیلی ممنون سارا جان از توضیحاتی که دادید
بله اینا رو متوجه هستم ببینید استاد کلا اولویت بندی ندارن ینی نمیان بگن بچه ها شما برای رسیدن به خواسته ها باید این موارد و داشته باشید این و این و ….که من تو این دوره ها سعی کردم اینا رو بگم فکر نکنید فقط با توجه کردن و کنترل کانون توجه بهش میرسیداااا فک نکنید توحید و فهمیدید و تمومه ماجرا نه اینا همش باید باشه
حالا شاید بگید خب همینم هست و تو خودت داری میگی !!!
بله منتها من فکر میکنم سایت به این بزرگی باید یه سری قدمها و اولویت های داشته باشه مثلا کلاس اول و بره بعد بره دو و سوم
اما اینجا یهو از دوره دبیرستان شروع میشه بعد میره دانشگاه بعد میاد میره تو کلاس دوم و تو نمیدونی ترم چندی چی فهمیدی چی و نگرفتی و …..میدونی چی میگم فکر میکنم بهتر بود از این آشفتگی به سمت نظم می رفتیم خیلی هامون مطمئن باش نتیجه های اصلی و نگرفتیم همش نتایج حاشیه و ریز و گاها مهم بوده منتها فکر میکنم همه ما بیشترین گیرمون رو اینه که نمیدونیم بالاخره چیکار باید کنیم
یادمه من تا باور فراوانی و کار کردم و متوجه شدم فراوانیه به طرز عجیبی خوشحال بودم ولی بعد چند روز هدایت شدم به کمبود شوکه شدم تا زمانی که فراوانی و نمیدونستم همه چیز گل و بلبل بود ولی وقتی فهمیدم همه چیز ریخت بهم البته این و من به فال نیک گرفتم
منتها هنوزم که هنوزه من نفهمیدم کی قراره اتفاقات بیفته مطمئن باشید به مطالبی که گفته شده تا 70-80 درصد عمل شده ولی خب نتیجه ای نداشته
نمیگم صفر بوده نه نامردیه ولی خب اون چیزی که دنبالشیم نبوده من الان برام جذابیتی ندارد بشینم تمرکز کنم رو نکات مثبت چون یهو میبینی میخورم به بی پولی حالا باید بیام باورهای ثروت و بررسی کنم نه میدونم چه باور مخربی دارم نه میدونم چطور عوض کنم و همینجوری میچرخم واسه خودم
در کل خیلی خوب میشد یک دیدگاه کلی یک چشم اندازی تعریف میشد تا آدم تکلیف خودش و بدونه چیکار کنه
به هر حال ممنون
دوست عزیزم
نمی دونم دوره کشف قوانین رو دارید یا نه ، اما توی جلسه 8 اون دوره استاد در مورد چگونگی برنامه داشتن و چه جوری کارکردن روی خودمون توضیح میدن . می دونید استاد سرفصلهای اصلی رو میگن اما ما باید تشخیص بدیم که اولویت کارکردنمون چی باشه .
توصیه من توی این مرحله به شما اینه که ببینید اصلا چه چیزهایی باعث میشه حستون خوب نباشه ، یعنی توی این مرحله ریشه افکارتون رو پیدا کنید ، بعد براساس اون ریشه ها خودتون به مسیرتون جهت بدید ، مثلا اولویت اینه که روی باورهای ثروت ساز کار کنید یا حس ارزشمندی یا سلامتی یا توحیدی یا …
منظورم اینه که تمرکزتون توی این مرحله روی شناختن خودتون باشه ، من خودم دارم این مسیر رو میرم و توی این مرحله اصلا تازه دارم متوجه میشم که اتفاقات قبلی رو برای چی تجربه کردم و کمی هم تونستم تکامل رو درک کنم .
در واقع ما باید مراحل رشد رو طی کنیم و بعدش نتایج میان و فقط هم خودمون می تونیم بفهمیم که نقطه شروع و ترتیب مراحل برای ما چی هست.
مثلا من توی این خودشناسی ها کلا متوجه شدم که ته افکارم خیلی بدبینی دارم و روی از دست دادن خیلی متمرکز هستم ، خیلی هم تایید طلبی دارم و حالا بر اساس این موضوعات دارم تمرکزی فایل ها رو گوش میدم .
در کل تلاش کنید آروم باشید و تقلا نکنید و نگران نتایج نباشید ، فقط روی شناختن و تغییر دادن خودتون متمرکز بشید ، بعدش اصلا خودبه خود درست میشه ، من اینو بارها تجربه کردم و بهش ایمان دارم .
امیدوارم توضیحاتم مفید باشه واستون و خیلی زود نتایج فوق العاده وارد زندگیتون بشه .
سلام سارا جان ممنونم
ببینید من 6 سال هست هر شب با گفتگوها و فایل ها و کامنت خوندن ها شب و روز کردم میدونید بالغ بر 2000 تا کامنت خوندم شایدم بیشتر همه فایل ها رو کار کردم آوردم تو کار منتها اون چیزی که استاد میگه یه سری چیزاش یا درست نیست یا کمه چون 6 سال زمان کمی برای تحقیق و بررسی نیست و شکر خدا آنقدری آدم هوش داره که بتونه تشخیص بده اصل و فرع چیه من مطمئنم که به موضوعات اشراف کامل دارم شاید حضوری بشینیم صحبت کنیم من قابلیت اینو دارم رو موضوع ریز بشم و چیزایی بگم که خود استاد به خاطر مسائل کلی واردش نشدن و الحق کار درستی هست
همه اینا رو گفتم بهتون بگم شما هم مثل من و یا سایر دوستان که این کامنت و میخونن یه سری نتایج سطحی حاصل میکنن در کل به چیزایی میرسن که خوبه اوکیه ولی خواسته اصلی شون نیست چرا آنقدر مطمئنم چون در کامنت ها اشاره میشه یه مدت یه نتتایجی حاصل میشه طرف با ذوق و شوق میاد مینویسه بعداً دوباره فس میشه و ول میکنه
بله من دوره کشف قوانین و هر دو ورژن و خرید کردم که به نظرم دوره اول خیلی بهتر از دوره دومه با اینکه دوره دوم و خانم شایسته خیلی بیشتر توضیح دادن که در نوع خودش بی نظیره ولی میخام بگم تو همون بحث گاز و ترمز چقدر از افراد مث من گیر میکنن در کل بخوام بگم صادقانه بدون هیچ غرض ورزی بگم من نتیجه دلخواه نمیگیرم جلسه 6 کشف قوانین استاد گفت کارت و استعفا بده بیا سمت علاقت ، مهم نیست سرمایه نداری مهم نیست چقدر تو کارت سابقه داری بیا بیرون مهم باورته مهم ایمان به خداست خداوند خودش حل میکنه
با این حرف اومدیم استعفا دادیم نشستیم به خاک سیاه الان تو این فایل جدید اینا رو نمیگه میدونی اگه شما هم روزی دیدی نتیجه نمیگیری نه به خاطر اینکه درست عمل نمیکنی نه به خاطر اینه کل ماجرا این نیست حتی دقت کنی شما هی باید محصول بخری روانشناسی یک و تموم کردی دو رو بخر بعد سه رو بخر مطمئن باشید اون جواب اصلی و نداده و نخواهد داد این نظر منه به عنوان فردی که سالهاست دارم تو این حوزه کار میکنم
امیدوارم اشتباه کنم
بازم سپاس از شما
به نام خالق شگفتی ساز سلام.
این سومین بارهست که می نویسم دوبار قبلی پاک شد البته هر بار بهتر از دفعه قبل میشه.
خدایا قلم و قلبم را در یک راستا قرار ده.
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست. خلاصه قسمتی از آگاهی های این فایل. چقدر قانون را درک کردم؟ در مسیر درست قرار دارم؟ یا گمراه هستم و همچی را آن طور که دوست دارم می شنوم. اصلا عمل کردن یعنی چی؟ تو مترو هستم تو اتوبوس فایل گوش کنم به جای این که بازی کنم. من که می دانم باید شخصیت سپاس گزار بسازم جوری که احساس بینیازی کنم مثل استاد. دوستانی چون آقای عطار روشن و لیلای عزیز و… پس باید زمان بزارم انرژی بزارم برای بیشتر دیدن و تایید کردن آنچه که دارم. برای گفت و گو با الله ازطرفی همین طور که روی افکارم کار میکنم باید روی مهارت هام هم کار کنم البته با رعایت قانون تکامل (انتظار بی جا از خودم نداشته باشم مثلا یه شبه نخواهم بشم پیکاسو)
وقتی روی باورهام کار میکنم یعنی فایل گوش می کنم در جهت اجرایی کردن این باورها یک سری الهامات گفته میشه که من باید بهش عمل کنم شاید در وهله اول بهش نگاه کنم عقلانی نباشه. ترس ناک باشه اما وقتی از رب العالمین کمک بخواهیم خودش در جهت اجرا کردن هم حمایتم می کند. یادم باشه خدا از باگ ها من خبر داره پس کاری که بهم میسپارد به اندازه توان من هست نه بیشتر نه کمتر و با انجام دادنش من رشد می کنم به این می گویند عمل کردن.
حالا من چقدر از این آگاهی ها رو که رب العالمین یادآوری کرد عمل می کنم؟ صادقانه بگم در قسمت اولش یعنی تمرکز بهتر و بیشتر روی نعمت ها و داشته ها نیاز به تمرین و تمرین و تمرین ….. دارم. هنوز ابتدای راه هستم و پاشنه آشیل من دقیقا همین نقطه هست چرا که متوجه شدم منم منم هام برای شخصیت سپاس گزار تو خالی. هرچند خیلی بهتر از قبل شدم. مورد دوم عمل به الهامات و حرکت کردن. این جور نبوده که اصلا هیچ کاری نکنم، چرا در حوزه های مختلفی چون طراحی به مدت یک ماه در حد خودآموز حسابداری برای پدر به صورت جدی دو سال کارآموزی تولید محتوا شش ماه و دوخت جامدادی چرمی یک ماه اما همگی بعد یه مدت رهاش کردم قشنگ تو در و دیوار بودم به خصوص وقتی که می فهمیدم دقیقا آن چیزی که می خواهم نیست. کلا همه چی را میزاشتم کنار فاصله بین هر کدام میشدم عالم بی عمل.
حالا چه جوریم ؟ رشته ادبیات نمایشی دقیقا اون چیزی که می خواهم نبست اما این بار دروغ چرا اولش مثل بقیه دلسرد شدم و خواستم کنار بزارمش ولی خداجونم مسیر بهتری پیش روم گذاشته فعلا دارم حرکت میکنم و از قبلی ها درس گرفتم اگر میخواهم به محیط بهتر شرایط مطلوب تر هدایت بشم باید روی شخصیت شکارچی نکات مثبت کار کنم راه دیگه ای ندارد. این خانه از بیان خراب است میکوبیم و از نو می سازیم انشالله.
یا حق.
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم
خدارو شکر می کنم که توی این مسیر هستیم و داریم ادامه میدیم ، واقعا این موضوع خیلی جای سپاسگزاری برای من داره. من قبلا خیلی فایل گوش می کردم و گاهی اوقات هم کامنت می خوندم اما از ابتدای این پروژه خانه تکانی به خودم تعهد دادم که کامنت بذارم و واقعا باعث شده درکم از آگاهی ها متفاوت بشه و عملگرا تر بشم . الان متوجه میشم که استاد چقدر تاکید دارن که کامنت بذاریم …
خب من بقیه فایل رو گوش کردم و حالا می خوام ادامه برداشتهام رو بنویسم :
– تعریف استاد از مراقبه رو خیلی دوست داشتم ، اینکه ذهنمون رو پاک کنیم و بیایم توی لحظه … هر بدی به ما شده و هر ظلمی و هر تجربه نادلخواهی رو دیگه بهش فک نکنیم و بیایم به حال توجه کنیم … سخته اما اگه بتونیم مطمئنم نتایج فوق العادس
البته من خودم یه مدت زیادی میرفتم کلاسهای این سبکی ، نمی خوام بگم بد بودن اما کار رو خیلی سخت می کردن و اصلا هدف آدم گم میشد ، یعنی اصلا درگیر آداب و رسوم اون میشدم و دیگه برام موثر نبود ، انگار یه سری وظیفه به وظایفم اضافه شده بود فقط و خودش شده بود یه مشغولیت ذهنی … خدا رو شکر به این مسیر ساده تر هدایت شدم و الان حتی در زمان کار کردن هم می تونم مراقبه کنم ، با لذت بردن ، با خلق کردن و با تجربه خودم …
– سرمایه گذاری روی خودمون کنیم ، روی مهارتهامون ، روی نقاط ضعف و نقاط قوتمون ، روی توانمندیهامون و این مسیر درست برای رسیدن به ثروته … می دونید استاد یه چیزی که تازگی ها دارم در آموزشهای شما متوجه میشم اینه که شما دارید رفتن و موندن توی مسیری رو به ما نشون میدید که اساسش بی نیاز شدنه … یعنی ما برای تجربه خوشبختی حقیقی و حتی رسیدن به خواسته هامون از آدمها ، از محیط زندگی ، از هوش و استعداد ، از زیبایی ظاهری و خیلی چیزای دیگه بی نیاز میشیم .
چقدر خوبه ! توی این دنیا که همه به فکر اینن که از چیزی عقب نیفتن و هم زندگیشون پر شده از تلاش فیزیکی برای پر کردن خلاهاشون یا حرصهاشون ، ما داریم این آموزش ها رو می بینیم … البته خودم هم هنوز توی اون دسته هستما ، نمی خوام بگم من دیگه آخرشم اما انگار دارم آگاه میشم که خدا منو توی چه بهشتی آورده ! در عین اینکه در ظاهر چیزی نیست ، می تونم آروم باشم و لذت ببرم و همه چیز به نگاه من ربط داره .
– وقتی مسیر درست رو فهمیدیم دیگه دنبال حاشیه نریم ، بخاطر همین استاد از جایی که زندگی رو درک کرده ، فقط متمرکز شده رو تمرین کردن و درک کردن مباحث زیر :
بحث توحید
بحث توکل
بحث تصمیم گیری
بحث شجاعت و رفتن تو دل ترسها و ایمان داشتن
بحث کنترل ذهن
یعنی استاد دیگه پراکندگی ذهنی و نشت فکری نداره که بگه برم کتاب دیگه ای بخونم شاید مطالب توی اونا باشه
پس من هم باید روی این مباحث متمرکز شم ، انشالله خدا کمکمون کنه که اگه خودمون بخوایم خدا هم مسیر رو باز می کنه
– مبحث آخر هم که بحث رفتن توی دل ترسهاست ، که راهی هست برای غلبه بر ترسها . در واقع از این طریق با یه سری چیزها روبرو میشیم و می فهمیم که توی اون شرایط هم راهکارها هست و اونقدر که تو ذهنمون بزرگه در واقعیت بزرگ و اذیت کننده نیست .
اما برای خودمن ترسهایی مثل اینکه اگه فلانی ازم ناراحت بشه ، یا اگه فلانی این فکر رو کنه یا … اینا ترسای سخت تر و بزرگتری هستن ، انگار باید بیشتر رو باورهام کار کنم تا بتونم توی دل این ترسها هم برم و قطعا باید روی باورهای توحیدی کار کنم …
خب خدارو شکر می کنم برای فرصت تامل رو آگاهی ها و کامنت گذاشتن … خدایا شکرت
از استادم و خانم شایسته هم سپاسگزارم و برای هممون بهترین ها رو می خوام .