live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 14

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روزهفتادم،روزشمارتوانایی تشخیص اصل از فرع..

    به قول شما استادعزیزم خداوند هر لحظه در حال پاسخ دادن به سوالات وخواسته های ماست.

    دیشب سه تا سوال از خداوند کردم و خیلی واضح وشفاف و روشن جواب منو داد، یعنی سه تا موضوع بود که شاید به نظر ساده میومد راهکارش ولی خب من میدونم که بدون قدرت و راهنمایی وهدایت ولطف خداوند حتی نفس کشیدن هم برام غیرممکن میشه چه برسه به چیزهای دیگه…

    ولی خب ما به صورت روتین واز روی تجربه وعادات خیلی از اموراتمون رو هر روز مثل همیشه انجام میدیم وپیش میریم، اما گاهی شرایط طوری پیش میره که انگار دیگه حس میکنی کاری از دستت برنمیاد، یه جورایی عقلت قد نمیده و باید حتما هدایت بخوای…

    اینم بگم که اگه هرکسی تمام لحظات عمرش به یاد خدا باشه خدا هم به یادش هست، هرکسی هرجا وهرساعتی وتوهرشرایطی از خداوند سوالی داشته باشه خداوند پاسخ میده واگر کسی هر لحظه با نام ویاد خدا کارهاشو انجام بده کارها به صورت روتین و عادی وعالی پیش میره، اما گاهی ذهن منطقی میاد ومیگه خودت بلدی که خودت انجامش بده، نه اینکه بخوای اگاهانه اینطور خودمحوری کنی واز یاد خدا غافل بشی نه، بلکه از روی عادات گذشته هنوز گاهی وقت ها خودت خودسرانه میای و روی عقل و منطق وذهن و قدرت خودت حساب میکنی و میری جلو اما یه جایی میبینی دیگه جواب نمیده بهت عقل و منطقت ونیاز داری که از قدرتی بزرگتر وبرتر کمک بگیری…

    قربونش برم هم که همیشه حی وحاضر وآماده هست برای پاسخویی و هدایت ما…

    سوال اول در مورد خواهرام بود، از وقتی من وارد سایت شدم تا الان که نزدیک به سه سال هست که می تونم بگم توی مسیر سیدحسین عباسمنش هستم وسعی کردم که زندگیم رو به شیوه ای که شما بهم آموزش دادید بسازم خب اتفاقات جالب و عالی زیادی توی زندگیم افتاده از تغییر شخصیتم، از ورودیهای مالی زندگیم، از شروع کسب وکار مورد علاقه ام وادامه دادنش، از سلامتی وشادی و صلح درونی که اکثر وقتها دارم، از ارامش درونی و لبخندی که همیشه روی لبم هست از موفقییت های اجتماعی و چاپ سه تا کتابم توی یکسال اخیر که اتفاق افتاده و…..

    این تغییرات برای این به چشم میاد و بزرگ هست که خب خانوادم ونزدیکانم، قبل منم دیدن دیگه، یعنی یه تایم 3تا4 سالیکه از ازدواج دومم که من توی زندگیم براثر اختلافات با همسرم و اون شرایط بد و نابسامان و جدایی و بعدش طلاق، چطور تمام داشته های مالی و سلامتی وروابط خانوادگی وروابط اجتماعی ، کار و هوییت فردیم رو حتی براثر اون اتفاقات ناخوشایند از دست داده بودم وچطور برگشته بودم به زیر صفر در تمام جنبه های زندگیم…

    واونا شاهد بودند که چطور منیکه تا پای خودکشی هم میخواستم برم، حالا نه تنهابرگشته بودم به حالت عادی وقبل ازدواجم بلکه چندین وچند درجه هم از هر نظر عالیتر شده بودم واینهمه تغییر مثبت باعث شده بود هر بار بپرسند چطوری؟؟؟؟

    خب من تا ازدواج کردم با شما اشنا شدم از طریق یکی از دوستانم اما هر کاری میکردم که با شما ادامه بدم همسرم مخالفت میکرد، وچون مدام توی خونه بود منو محدود کرده بود که نرم سراغ گوشی ، وهمش میگفت چه دلیلی داره آدم بره شارژ بخره پول بریزه تو جیب دیگران بعد بشینه به حرفهای یکی دیگه گوش کنه که داره از شکم سیری یه چیزهایی به مردم میگه و پول میگیره..!!!!

    حالا هی من میومدم ثابت کنم آقاااااا داری اشتباه میکنی، این آدم( سیدحسین عباسمنش) مثل شما با پول باباش به اینجا نرسیده، یه آدم توحیدی هست که از طریق پاکی وصداقت وتوکل وایمانش به کلی موفقییت رسیده حالا اومده باعشق داره راهشو به دیگران نشون میده، تازه منکه دوره ای نخریدم همه ی فایلهایی که می بینم رایگان هست…

    بیا بشینیم ببینیم ایشون چی میگه شاید زندگیمون درست شد…

    از من اصرار واز ایشون انکار……..

    تا اینکه جهان خیلی شیک ومجلسی ایشون رو یه تایم طولانی چندین ماهه ازم دور کرد، واین بهترین فرصتی بود برام که بیام روی خودم کار کنم، و البته که جهان کبوتر با کبوتر باز با باز رو خوب رعایت میکنه وبعد تغییرات من، ایشون اصلا دیگه تو فرکانس من نبود که برگرده و بعد حدودا 7و8 ماه ما خیلی شیک ومجلسی وبدون اینکه من کار خاصی انجام بدم برای همیشه جدا شدیم…

    اینهارو گفتم که بگم اوضاع من چطور بود از اول که اومدم تواین مسیر، تا الان که واقعا شکر خدا خیلی ها هم خانواده واطرافیان ودوست وآشنا، هم توی روم وهم پشت سرم گفتند مینا چقد قوی هست، چطوری تونسته سرپاشه وبدون هیچ باز این شرایط وزندگی و کار و…..برای خودش بسازه!!!

    من؟؟ منه مینا؟؟ من بدون قدرت وخواست ولطف خداوند چی هستم اصلا؟ ذره ای ناچیز در این جهان پهناور، که اگه لطف وخواست خداوند نباشه نمی تونم پلک بزنم نمی تونم نفس بکشم….

    منکه کار خاصی نکردم، من قدرتش رو نداشتم، فقط به خداوند گفتم من تسلیمم، من دیگه نمی تونم روی خودم وروی کسی جز خودت حساب باز کنم پس کمکم کن تا در پناه امنت وتحت مراقبت ومحافظت خودت بتونم سرپابشم و زندگیم رو دوباره بسازم..

    وخدارو صدهزار مرتبه شکر،که تسلیم شدنم وعاجز شدنم در برابر عظمتش، باعث شد که فقط وفقط برخودش تکیه کنم تا توسط هدایت وحمایتش قدرت بگیرم و دوباره توانا بشم تا بتونم زندگیمو بسازم انجور که درست هست نه انجور که فک میکردم درست هست….

    خواهرام هر بار میگفتن چندفایل بفرست ببینیم تو چی میبینی از استادت چی یاد گرفتی به ماهم یاد بده ومن هربار میگفتم برید عضو سایت بشید و مشخصا اونها اینکارو نمیکردن …

    وباز دوباره و دوباره هربار من موفقییت چشمگیری نسیبم میشد به لطف خدا و هربار میگفتم خدارو صدهزارمرتبه شکر که خدا منو برد تو مسیر عباسمنش، باز میومدن میگفتن چندتا فایل بفرست ما ببینیم ماهم به خواسته هامون برسیم…

    منم هربار میگفتم برید توی سایت عضو بشید، منم 12 قدم رو براتون جلسه به جلسه میفرستم تو تلگرام گوش کنید رو خودتون کار کنید…

    تا اینکه از هفته قبل 2تا از خواهرام تمایل شدیدی داشتند که قدمهارو کار کنندمنم هر روز یه جلسه از قدم اول رو براشون میفرستادم ودوسه بار گفتم برید عضو سایت بشید، تا گوش دادن به جلسات 12 قدم همراه فایلهای دانلود و خوندن کامنت ها کمکتون کنه درک بهتری از اونچه که از استاد میشنوید پیدا کنید ولی خب هربار میگفتن مگه تو سایت چی هست، همین قدمها خوبه دیگه مهمترین چیزهارو استاد دارن میگن!!!

    دیشب به خدا گفتم،خدایا یه راهی جلو پام بذار من بتونم سایت رو به خواهرام معرفی کنم که متوجه بشن محتویات سایت عباسمنش چی داره ، طوریکه نخوام توضیح اضافی بدم یا هربار بهشون بگم وارد سایت بشید همراه کار کرد قدمها…

    تااینکه صبح اومدم سراغ سایت وطبق معمول اومدم جلسه بعدی توانایی تشخیص اصل از فرع رو ببینم که شکرخدا شما استاد قشنگ وعزیزم، خیلی مختصر والبته مفید توی،چند دقیقه اول این فایل، سایت ومحتویاتش رو به خوبی معرفی کردید منم فایل رو دانلود کردم و اون چند دقیقه معرفی سایت رو فرستادم برای خواهرام، حالا دیگه خودشون میدونند یا وارد سایت میشن و این مسیر رو ادامه میدن یا نه….

    خب خداوند جواب سوال اولم رو اینجوری داد خیلی واضح وروشن وخیلی هم ازش سپاسگزارم….

    سوال دومم این بود که پیشونی وسرم ، سرما زده بهش وحالت گرفتی داره سینوسهام، ونمیخوام که دارو بخورم ، از یه طریقی راحت و بدون دارو هدایتم کن سر دردم وگرفتی بینی و سینوس هام درمان بشه، صبح تا بیدار شدم چای درست کنم چشمم افتاد به بخار آب، وبهم گفت که خودت رو بخور بده، یه دفعه گفتم آره یافتم بخور با برگ اکالیپتوس، رفتم دیدم از سال قبل یه مقدار تو کشو مونده ورفتم انداختم تو قابلمه و آب که جوشید خودم رو بخور دادم وکلی حالم بهتر شد و حالا تا شب چندبار دیگه انجام میدمش، اینطوری شد که جواب سوال دومم رو هم براحتی بهم گفت خدای مهربونم…

    وسوال سومم این بود که برای یبوستم چیکار کنم؟ چون چندتا ازگیل خورده بودم که یه میوه هست توشمال کشور، که شکم و روده ها رو سفت میکنه، منم درگیرش شده بودم دو روز، همینطور که داشتم کارامو تو آشپزخونه انجام میدادم چشمم افتاد به میوه نارگیلی که چند روز قبل خریده بودم !!!

    بهم گفت برو نارگیلو بردارهم اب داخلش رو بخور هم مقداری از خودش رو، ومنم اینکارو کردم و بعد یکی دوساعت مشکل یبوستم برطرف شد.خدارو شکر

    میدونید چیه، ما توگذشته فکر میکردیم زندگی خیلی پیچیده هست ، ومسائل ومشکلات خیلی بزرگ و حل نشدنی….

    ولی از وقتی با اموزه های شما آشنا شدم فهمیدم اون مسائل ومشکلاتی که هر روز هی بزرگتر وبزرگتر میشدن دقیقا مثل یه توپ کوچیک برفی که از قله حرکت میکنه کوچیکه اما هرچقد به سمت پایین کوه میادبرف بیشتری بهش اضافه میشه وتبدیل به بهمن بزرگ و ویرانگری میشه….

    که اگه وقتی که اون مشکلات کوچیک بودن، در حد همین موضوع اینکه چطور سایت رو کامل وجامع معرفی کنم به خواهرام وخیالم راحت بشه ونخوام هر بار خودم کلی انرژی و وقت بذارم که مجابشون کنم وارد سایت بشن!!!!

    یا همین مشکل التهاب سینوس ها وسردردم که بعد دوش گرفتن اگه فورا سشوار نکشم وبا موی خیس برم از خونه بیرون برام پیش میاد، که برام پیش اومده بود که دیشب خیلی سختم بود که بتونم توسایت باشم وبه گوشی نگاه کنم مدت طولانی چون سرم وپیشونیم درد میکرد…

    یا همین مشکل یبوستم که باعث شده بود احساس سنگینی و درد پهلو وشکم داشته باشم وتمرکزم از روی کارم برداشته بشه…

    خب همین هاست دیگه، که در طول شبانه روز یکی یکی کنار هم قرار میگیره و سیستم عصبی و جسمی وروحی آدم رو میریزه بهم و باعث میشه آدم نتونه تمرکز کنه و کارهاش رو درست انجام بده ،یا عصبی بشه و همش حس بد ومنفی داشته باشه…

    خب تو گذشته اینجوری بود که من کلا داشتم یه تایمی عادت میکردم به درد کشیدن، به اینکه همش مریض باشم، کارهام گره بخوره توهم، تمرکزم رو در روز چندبار از دست بدم یا هر بار مشکل وگره ای توی روابط خصوصی و خانوادگی واجتماعیم وتو ارتباط با آدمها برام پیش بیاد…

    دیگه عادی شده بود برام، چون اکثر اطرافیانم هم به همین شکل داشتند زندگی میکردند…

    اما وقتی از آموزشهای شما استفاده کردم دیدم که نه بابا، درد کشیدن مداوم، مشکل داشتن مداوم، گره افتادن تو کارها همیشه وهمه جا، مریض شدن تندتند و چندبار در ماه وسال، بحث و دعوا تو روابط، قهر و اشتی های همیشگی و طولانی، بی پولی و از دست رفتن مال وپول به هر بهانه و هر شکلی….اصلا اصلا اصلا درست نیست، طبیعی نیست بلکه بسیار هم غیر طبیعی هست…

    زندگی طبیعی اینه که بیشتر اوقات شبانه روز، در هفته وماه وسال، حال دلت حال روحت حال جسمت خوب باشه، شادی درونی داشته باشی، سلامت باشی و دردی در کار نباشه، پول ورزق و روزی راحت وارد زندگیت بشه، به راحتی با دیگران روابط حسنه وخوب برقرار کنی، و روابطتت برپایه عشق ومودت باشه، بنای رابطه ات از روی عشق باشه نه توقع وانتظار و واینکه الگو باشی خودت درست باشی تا اینکه بخوای دیگران رو به زور درست کنی و ادعا کنی که خودت همه چیز دانی، بلکه هر روز به خودت بگی من هیچی نمیدونم وبلدش نیستم واز پسش برنمیام تا اینکه تو ای مهربان خدای من کمکم کنی هدایتم کنی تا لحظه به لحظه با نام ویادت اموراتم رو انجام بدم…

    بله اینه راه و روش درست زندگی وبندگی کردن، که من هر روز دااااارم سعی میکنمممممم که درست انجامش بدم واین سعی کردن هم بدون لطف ورحمت خداوند حتما بی نتیجه خواهد بود….

    استادجانم ایمانی از جنس ایمانتون رو هر روز آرزو دارم واز خداوند درخواست میکنم…

    اینکه توی این مسیر زیبا ودلچسب باشم و هر لحظه درست زندگی وبندگی کنم ان شالله…

    دوستتون دارم زیااااد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      رها گفته:
      مدت عضویت: 1201 روز

      سلام مینای زیبا و عزیزم

      مبارکت باشه این تغییراتت

      این تحولاتت

      مبارکت باشه فصل جدید زندگیت

      خداروشکر که تو مسیر خوداگاهی و توحیدی هستی

      خوشحال شدم برات

      بابت کتابات تبریک میگم عزیزم

      باهمین فرمون بر و جلو که تو شایسته و لایق بهترینهایی خداروشکر عزیزم

      .

      کامنتت رو دوست داشتم چقد به دلم نشست به خصوص پاسخهایی که از خداوند در این فایل دریافت کردی

      خداروشکر

      این قسمت رو هم برای خودم کپی کردم

      “” اینم بگم که اگه هرکسی تمام لحظات عمرش به یاد خدا باشه خدا هم به یادش هست، هرکسی هرجا وهرساعتی وتوهرشرایطی از خداوند سوالی داشته باشه خداوند پاسخ میده واگر کسی هر لحظه با نام ویاد خدا کارهاشو انجام بده کارها به صورت روتین و عادی وعالی پیش میره، اما گاهی ذهن منطقی میاد ومیگه خودت بلدی که خودت انجامش بده، نه اینکه بخوای اگاهانه اینطور خودمحوری کنی واز یاد خدا غافل بشی نه، بلکه از روی عادات گذشته هنوز گاهی وقت ها خودت خودسرانه میای و روی عقل و منطق وذهن و قدرت خودت حساب میکنی و میری جلو اما یه جایی میبینی دیگه جواب نمیده بهت عقل و منطقت ونیاز داری که از قدرتی بزرگتر وبرتر کمک بگیری…””

      احساس خوبی گرفتم

      ممنون عزیزم

      که پیام اور من شدی این لحظه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    م گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیزو عزیزدلشون مریم جان

    نشونه هدایت امروزم بود

    در مورد شغلم یه تغییر بوجود اوردم که خیلی ساده بود ولی قبلا به ذهنم نرسیده بود و وقتی این فایل رو گوش دادم که استاد میگن شما لازم نیست برای هدف خاصی دنبال کار خاصی باشید بلکه وقتی روی خودتون کار میکنید شما هدایت میشید به سمت انجام کاری که شمارو به اون هدف نزدیک میکنه بدون اینکه تقلای زیادی داشته باشید و مثالی که زدن در مورد پیدا کردن دوست و ادمهای مناسب در زندگیمون هست که لازم نیست ما تو شبکه های اجتماعی یا هرجایی دیگه ای در به در دنبالش باشیم ،وقتی خودمون روی خودمون کار کنیم و بشیم اون ادم مناسب ،لاجرم افراد مناسب وارد زندگی و ارتباط با ما میشن.

    و اون جمله که در مورد ایلان ماسک گفتن ،کلی خیال منو راحت کرد ،که اقاجان اگر اون ادم باور نداره خودشو پس چجوری این همه اقدام و عمل انجام میده ،

    درست مثل خودم که وقتی دارم روی خودم کار میکنم و حسم خوبه و هرچیزی که بهم الهام میشه رو انجام میدم پس لاجرم به هدفم میرسم پس شکی نمیمونه البته که ذهن کار خودشو میکنه و مدام بهت تلنگر میزنه ((که اگه این کارم کردی بازم نشد چی ؟؟؟؟)) و تو باید تو دهنش بزنی و بگی من نمیدونم کدوم عمل و الهام جواب میده فقط اینو میدونم که طبق قوانین بی برو برگرد خداوند وقتی دارم روی خودم کار میکنم تمومه ، دیگه تمومه ، اینکه چجوری میخواد بشه و از کدوم راه ، من نمیدونم ، هر چیزی که بهم الهام میشه رو انجام میدم ( حتی اگه اون کار خاص جواب نده ولی عوضش میدونم که اون کار در جهت بالا بردن ظرف وجودیمه و دارم تکاملمو طی میکنم ) و بالاخره انقدر به الهامات عمل میکنم که یدفه مثل توپ میترکه و من به خواستم میرسم

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2142 روز

    سلام خدمت همه دوستای گلم و استاد عزیزدلم.

    استاد جان من 21 سالمه و بشدت دارم زور میزنم. منطقم چیه؟ میگم من میخوام تا قبل سی سالگی یه دختر موفق از لحاظ مالی و شغلی باشم. میخوام پول داشته باشم بتونم خونه بخرم، ماشین بخرم و نیاز مالی نداشته باشم…. نمیگم ثروتمند ثروتمند بشم ولی تا حد زیادی آزادی مالی داشته باشم و بر اساس همین فکر از همین الان که ترم 3 دانشگاه هستم دارم همزمان هم کار میکنم هم درس میخونم. اینکه همزمان کار کنم و دوس دارم چون وقتم بیهوده تلف نمیشه اما مشکل اینجاس که ترمز دارم و دارم زور میزنم. زور میزنم که هر روز برم سر کار، با اینکه کارم برام لذت بخشه اما چون پیشفرض ذهنیم اینه که بدووو عقب موندییی عجله کنننن، حس خوبی ندارم و انگار با مجبوری دارم کار میکنم، حتی گاهی خودم و عین بیچاره ها و قربانی ها میبینم، میگم بقیه وقت آزاد دارن حسابی درس میخونن و بیرون میرن، ولی واقعیت اینه وقتی بیکارم میگم کااش برم سر کار. من بیکاری نمیخوام…. این ضد و نقیضی که دارم بخاطر همین پیشفرض ذهنیمه که میگه بدوووو عجله کنننننن.

    نظر خودم اینه که نباید برای هدفم زمان تعیین کنم. باید هدفمو مشخص کنم و بعد قدم هامو مشخص کنم و هر روز به سمت هدفم حرکت کنم و یادم بااااشه که آقا جااااان مهم ترین اصل احساس خوب هستااا. یادت باشه این قدم هایی که برمیداری همراه با حس خوب باید باشه وگرنه بیشتر داری پسرفت میکنی و از هدفت دور میشی… با این روش همینکه هر روز دارم به سمت هدفم میرم خودش باعث میشه به راحتی و حتی سریعتر به اون هدف مشخص برسم.

    استاااد من فقط عاااشق اون لحظم که با خنده گفتید

    من راجب هر چی دلم بخواد صحبت میکنمم. آقااااا ماشالاااا الحق که برازنده استادی هستید ماشالا به این عزت نفس ماشالا… من دیدم افرادی رو که مثلا مذهبی هستن اما میترسن از اعتقاداشون بگن چون بقیه دوست ندارن. اما شما چی؟!!!

    واقعا عاشقتونم. این یعنی عزت نفس این یعنی قدررررت که آقااا من خودمو تغییر نمیدم به خاطر تو. من خودمو تغییر نمیدم که تو خوشت بیاد من جوری هستم که خودم دوست دارم…. میخوای مشتری باش میخوای نباش روزی من و که تو نمیدی من که مختاج تو نیستم که خودمو تغییر بدم جوری که تو دوست داری باشم تا تو محصولات من و بخری… خدای من روزی من و میده و من به اون وصلم و من به خودم وصلم و از خداوند روزی میطلب. خدا هر آنکه در مدار من باشه رو خودش به طرز جادویی برام میاره.

    در تضاد این باور شما مثالی میخوام بزنم و اونم اینستا گرام هیت.. استاد یه مسئله بزرگ که توی آموزش های اینستاگرام هست همینه… میگه تولید محتوا کن جوریکه مخاطب جذب بشه، پروفایلت فلان رنگ و داشته باشه تا مخاطب جذب بشه،، استوری هات و زمانی بذار که مخاطبا بیشتر بیدارن و همشش شده مخاطب مخاطب مردم مردم مردم.

    اینه تفاوت شما آقای عباسمنش… اینه تفاوت شما با عموم که میگید تووحید اصل منه. مردم کین؟؟ من هر آنچه خودم باش احساس خوبی دارم و انجام میدم و بعد خداوند افراد مناسب و به سمتم میاره.

    من یه مدت رفتم سمت پیج زدن و تولید محتوا. ولی به خاطر جو اونجا و اینکه همش باید تو استرس باشی که چند نفر لایک کردن چند نفر خوششون اومده و حالا چه محتوایی تولید کنی مردم خوششون بیاد، اکر فالوورام بالا نرفت چی؟ و… اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنم و از بن حذف کردم پیجو…(عباسمنشی بودن خودمو ثابت کردم :)

    چطور آرامش دائمی داشته باشیم؟

    دوستمون جه سوال خوبی پرسیدن. سوالی که همیشه میپرسم از خودم و با اینکه جوابشو میدونم که نمیشه دائما در آرامش بود باید لحظه ای با تغییر نگاه و باور ها اون و ایجادش کرد، اما ذهنم باز لجبازی میکنه و چقدر خوب شد که الان از زبون شما شنیدم استاد.. گاهی فک میکنم شما خودتون دیگه اصلا احساس بد و فرکانس نامناسب ندارید و مثل یک الهه همیشه در احساس خوب هستید و این فکر من و خیلی ضعیف میکرد و انگار برچسب ناتواتی به من میزد…. درصورتیکه که شما هم مثل ما انسان هستید، تلااش میکنید که حالتون همیشه خوب بلشه تلاش میکنید باور میسازید.. و تلاش میکنید که هر لحظه آرامش داشته باشید.

    و مورد آخر خیلی برام جذاب بود:

    گفتید دوره هایی رو که برگزار میکنید باید جوری باشن که شما مطمئن باشی تاثیری که تو زندگی فرد میذاره 100 برابر بیشتر پولیه که میپردازه…

    چقدر باحااال.. این فکری هیت که خیلی میتونه توی کارمون موفقیت ایجاد کنه

    من کارم این جوری هست که عصر ها بعد دانشگاه 3 ساعت میرم سر کار و استاد این طوری بود که این سه ساعت و خسته بودم خودم با افکارم خسته ترم میکردم خودم و کارمو با علاقه و درست و درمون انجام نمیدادم و تنها چیزی که برام مهم بود پولی بود که به ازای اون 3 ساعت قرار بود بگیرم و بسیار سطحی فکر میکردم که آقا من بیام این سه ساعت صابکارم من و ببینه دیگه اوکیه بعدشم پول و میزنم به جیب و…

    الان خیییلی عمیق تر شدمم خیلی با عشق بیشتر و حال خوب بیشتر کار میکنم. کار میکنم برای رشد خودم نه پول.. و این باور هم از امروز باید لا به لای باور هام جا بگیره و در عمل خودشو نشون بده….

    استاد جانم عاااشقتووونم. نمیدونم فایلای شما چه جادویی داره که کافیه با بد ترین حال ممکن بیای تو سایت و نهایتا دو روز مرتب رو خودت کار کنی و بعد ببینی که چطور حالت دگرگون میشه…. چون شما از قانون حرف میزنید و وقتی ما فایلا رو گوش میکنید انگار تازه در مسیر درست و مسیر قانون قرار میگیریم و اونوقت همه چیز سر جای خودشه…

    ممنونم که هستید استاد عزیزم.( خیلی دوست دارم به درجه ای برسم مثل شما که همه عاشقم باشن همه بشدت بهم ارزش بذارن و روابط عالی با همه داشته باشم)

    سپاسگزارم از وجود دوستای عزیزم و کامنتای خوبشون.

    شاد باشیپ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سمیرا گفته:
      مدت عضویت: 886 روز

      سلام دوست جوان و تلاشگر من

      تحسینت میکنم که با این سن کم دنبال پیشرفت هستی و توی زندگیت هدف داری و براشون تلاش میکنی

      من 34 سالمه و این مسیر شمارو با کلی آزمون و خطا گذروندم

      اگر اجازه بدی یه نکته ای رو میخوام بهت یاداوری کنم

      برای عجله کردن و دوویدن که عقب نیفتی تنها یه چیزی کمکت میکنه که با آرامش حرکت کنی و اون به نظر من اینه که مقایسه نکنی !!!

      مقایسه کردن آدم رو از پا در میاره

      خودتو با هیچکس مقایسه نکن جز گذشته خودت

      همین که با دیروزت مقایسه کنی و تفاوت ها و تغییرات رو ببینی (هر چند کوچیک) بهت حس خوبی میده و باانگیزه بیشتر و باارامش بیشتر ادامه میدی و راحت تر قانون تکامل رو طی میکنی

      فاطمه عزیزم خداوند جواب تمامی تلاش ها و توکل هارو میده پس بهش اعتماد داشته باش و با لبخند منتظر نتایج بمون

      خدا یارت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فاطمه گندمکار گفته:
        مدت عضویت: 2142 روز

        سلام عزیزدلم.

        سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتی و کامنتم و خوندی و بعد هم از تجربیات بی نظیرت در اختیارم گذاشتی.

        آره واقعا یکی از ترمز ها هم مقایسه بود، یادمه خودمو با داداشم که 34 سالشه و موفقه مقایسه میکردم:/

        سپاسگزارم از شما.

        خبر خوب اینه که هدایت شدم به کار دیگری که خیلی بیشتر بهش علاقه مندم و کنترل ذهن و رشد و پیشرفت در این کار بسیار برام ساده تر هست.

        خداروشکر واقعا

        دیگه زور نمیزنم برای رشد و پیشرفت. یعنی از بعد این کامنت تا الان که دو ماهی گذشته اثری از اون زور زدنه نیستـ

        اما مورد دیگه ای که هنوز هست اینه که ورد زبونم شده همش میگم وقت ندارم وقت ندارم و واقعا در عمل هم باعث شده که وقت نداشته باشم.

        باید بشینم حسابی روی باور فراوانی زمان کار کنم.

        ممنونم از کامنت شما که باعث شد من نگاهی به. کامنت خودم هم بندازم و خیلی مسائل برام یاد اوری بشه.

        عاشقتم عزیزم.

        موفق باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1448 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    سایت استاد یکی از کامل ترین مرجعی است که می توان براحتی از آن کمک گرفت برای بهتر شدن و حال خوب داشتن

    هر چه بیشتر در این فایل وقت گذاشت بی شک بهترین نتایج را خواهی گرفت

    هر چه بخواهم در این سایت وجود دارد

    هر چه در این سایت وقت بگذاری باز کم است چون آنقدر محتوا و آنقدر آگاهی ناب در این سایت وجود دارد که مگفتنی است

    من خودم از همین فایل های دانلودی و رایگان شروع کردم و برای من خیلی اثر بخش و خیلی مثمر ثمر بوده است

    هر روز و هر روز باید این فایل ها را گوش داد

    هر روز و هر روز باید به این فایل ها عمل کرد

    هر چه بیشتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم بی شک من موفقترین خواهم بود و بی شک من در این راه و این مسیر موفق تر خواهم بود

    آرامش سهم من خواهد بود

    یک نکته که استاد در این مورد گفتند این بود که همیشه به اصل بپردازم

    وقتی که من در مسیر درست باشم خداوند من را به مسیر درست هدایت می کند و دیگر از فرعیات دوری خواهم کرد

    وقتی که من در مسیر درست باشم خود به خود به مسیر درست هدایت می شوم

    نکته

    باید و باید روی اصل تمرکز کنم

    این مهمترین نکته ای بود که من امروز از این فایل یاد گرفتم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1591 روز

    به نام هدایت الله

    سلام و درود به استاد خانوم شایسته وتمامی دوستان سایت الهی

    خدایا شکرت استاد آن چیزی را درک کرده که برای ما به اشتراک گذاشته و می‌شود از فایل های او رفتار نگاه کردار و زندگی که در فایل ها هر روز روی سایت می‌بینم آن را درک و آشنا می‌شویم

    استاد من امروز سعی کردم بیخودی وقتم را برای کسی نگذارم و هر روز این مباحث‌ها که دارم کار می‌کنم به آگاهی‌های بیشتری می‌رسم این هم از وقتی که با سایت آشنا شدم کم کم به این نتیجه رسیدم و خدا را بابت آن شکر می‌کنم اما با مطالعه قرآن می‌شود قوانین را درک کرد چه حرف قشنگی زدی استاد چیزی که من عاشقانه دوست دارم

    کارکرد 12 قدم که مباحث قرآنی درش بسیار زیاد است و آموزش‌های زیادی که داره چیزی که از دوستان شنیدن بود می‌توانم دریافت کنم وقتی در مسیر درست هستیم هدایت می‌شویم به راه‌های درست و خود به خود آن را انجام می‌دهیم

    قانون این است که دنبال شخص کسی و یا پول نباید بدویم وقتی در مسیر درست باشیم و قوانین را خوب درک کرده باشیم لاجرم پول آدم‌ها شرایط به ما می‌رسند من از وقتی که اصل را درک کردم مشکلاتم کمتر شده و دیگه سراغ حاشیه نمی‌روم این چیزی است که قانون جهان هستی برای من نشان و ثابت کرده استاد بزرگوار از شما سپاسگزارم بابت اطلاعات و آگاهی‌های خوبتون

    همتون را به خدای بزرگ می‌سپارم در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان وخانواده دوست داشتنیم

    چیزی کا از این فایل یاد گرفتم

    مهم اصله اصل توحید فرعیات رو رها کنید دنبال جزییات نریم

    کسی که تو زندگیش خدارو داره وتوکل داره از خدا هدایت می خواد و نه فقط حرفش رو بزنه واقعا توزندگی عمل کنه خدا همه چیز رو براش درست می کنه هدایتش می کنه لازم نیست دنبال جزییات بری فنگ شویی چیه وقتی خدارو در تمام لحظات زندگیت وارد کردی همه قدرت رو بهش دادی وگفتی کافیه باورهام رو درست کنم تا خدا هدایتم کنه همه این جزییات خود به خود درست می شه ادم درست می یاد تو زندگیت جای درست زندگی می کنی پول دنبالت می دوه

    خدایا کمکم کن به انچه از استاد می شنوم که می دونم حق ودرست هست که اگر نبود الان استاد در چنین خوشبختی نبود عمل کنم نه فقط بنویسم وحرف بزنم (ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته)این روزها خیلی از خدا می خوام کمکم کنه کمتر حرف بزنم چون کلا ادم پرحرفی هستم وهمین باعث می شه تو جمع حرفهایی رو بزنم که من رو از مسیر خارج کنه این نقطه ضعفم هست که مدتی هست روش کار می کنم ودارم با توکل به خدا بهتر می شم خدارو شکر

    خدایا شکرت که به این مسیر هدایتم شدم

    استاد از شما صمیمانه سپاسگزارم که این اگاهی ها رو به ما می دید عاشقتونم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سارا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 984 روز

    به نام خدای حکیم و مهربان

    اول تشکر کنم از استاد عزیزم که من پیامبر ابلاغی صداشون میکنم استاد عباس منش و همسر عزیزشون

    نمیدونم از کجا شروع کنم من از سال 98 با آقایی آشنا شدم و حدود یکسال بعد رفتیم تو رابطه 6ماه اول همه چی عالی بود هرچند که مادر ایشون دائم از روابط قبلی عشقم صحبت می‌کرد از یه خانم دکتر که اونا میخواستن باهم ازدواج کنن و به دلائلی نشد هر وقت که حرف ایشون میشد من حالم بد میشد احساس بی ارزشی میکردم با وجود اینکه عشقم منو خیلی دوست داشت و به من عشق میداد ولی حرفای مادرش تو ذهن من نشست و بعد از 6ماه یه خانم دکتری پیداشد وسط رابطمون البته یادم رفت بگم که عشق من به لحاظ مالی شرایط متوسطی داشتن وایشون شغلی نداشت یعنی شکست‌های قبلی که در شغل داشت باعث شده بود اون مدت داخل خونه باشه ما هردو ازدواج قبلی داشتیم من به‌پسر دارم و اون یه دختر من از عشقم 10سال بزرگترم ولی به شکر خداوند هم لحاظ چهره هم جسمی حتی از عشقم هم سنم کمتر دیده میشه زمانی که عشقم احتیاج به پول داشت برای کلیپش از این خانم دکتر که عاشق عشق من شده بود و شب و روز رو گوشیش بود پول قرض کرو زمانی که من دیگه پولی نداشتم هرچقدر پس انداز داشتم طلا داشتم هرچی داشتم داده بودم بهش و دیگه چیزی نبود که بدم و اون بخاطر اینکه آبروش نره قرض کرد واین باعث شد که اون خانم باعشق من صحبت کنه و بگه که با اون ازدواج کنه و عشق من هم کم کم پذیرفت و به من گفت ما آینده ای باهم نداریم 2 سال پیش حال من خیلی بد بود به زمین و زمان چنگ میزدم تا اینکه بهم گفت کمکش کنم تا از شر این دختر نجات پیدا کنه من خونه خیلی خوبی داشتم تصمیم گرفتیم خونه منو بفروشیم قرض این دختر و بدیم با بقیش کار کنه خونه رو فروختیم و یه خونه اجاره ای گرفتم و عشقم اینبار شروع کرد به ساخت فیلم وباز کم آورد و باز از این دختر که لحظه ای بی خیال عشق من نمیشد پول قرض کرد وهیچ قت این فیلم درست نشد و تمام پولها رفت عشق من در منطقه عالی تهران هم خونه اجاره کرد و هم دفتر فیلم سازی و همه پولها به باد رفت بعد از دوسال که داخل تهرانه هرچی پول داشت رفت و حالا اون دختر باز بهش پیشنهاد داد که با من ازدواج کن و عشق من باز منو ترک کرد حالا من نه خونه ای دارم نه عشقی من دوره های زیادی برداشتم تا اینکه تصمیم گرفتم وارد سایت استاد عزیزم استاد عباس منش بشم و دوره روابط عشق ومودت رو گرفتم دوستان من شرایط روحی خیلی بدی رو پشت سر گذاشتم این داستان که من هرچه که داشتم از دست دادم رو حتی خانواده من نمیدونن بدون پول بدون یاور با پسری باهوش و درسخون شروع کردم به ادامه زندگی و به اینکه چطور موضوع خونمو پولامو به خانوادم بگم چون مطمئنم که مامانم سکته میکنه چون بشدت ضعیفه به لحاظ روحی سعی کردم خودمو جمع کنم و با صحبت‌های استاد زندگیمو دوباره بسازم امروز جلسه 4دوره عشق رو گوش دادم من همدوره رو 7بار گوش دادم مطمئن بودم که حالم خوبه و آرامش دارم ولی امروز باز هم با عشقم اتفاقی حرف زدم و اون دوباره منو شکست من به خدا گفتم خدایا من که از تو یاری خواستم که دوباره بلند شم چرا دوباره ضعیفم تا این نشونه رو دیدم خداروشکر که جوابمو گرفتم من از خودم توقعم زیاد بود من باید تکامل و طی کنم و کم کم از این داستان رها بشم و بشم یه انسان توحیدی با باورهای عالی و حال خوب من دوهفته ست که فایلها و گوش میدم با انرژی سر کارم میرم به لطف خدا مشتریها بیشتر شدن و خیلی همه چیز بهتر از قبل شده من شب و روز دائم ویسهای استاد و گوش میدم و مطمئنم ایمان دارم که یه روز میام اینجا و به همتون میگم که من الان آمریکا هستم پیشه استاد عزیزم و به هرچه که میخواستم رسیدم به بهشت رسیدم واز همین حالا خدارو شکر میکنم خدایا شکرت به هرچه که میخوام رسیدم براتون بهترینهارو از رب العالمین آرزو دارم در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کانی کورد گفته:
    مدت عضویت: 2777 روز

    سلام …

    خوشحالم کە در جمع خانوادە صمیمی عباس منش هستم.

    زندگیتون بخیر و عشق …

    از این فایل استاد چند مورد رو میخوام تجربه خودمو بگم..

    یکی در مورد شبکەهای اجتماعی،..برای داشتنشون و پیگیریشون هزار دلیل جور میشه،،اما اگە خوب دقت کنیم میبینیم کە ساعتها در اون فضا میچرخیم و کمتر از دە درصد برای اون هدفی کە براش اومدیم وقت گذاشتیم و همش بە چرخشهای بیخودی در پیجهای این و اون گذشته…من نزدیک بە یکسال پیش تصمیم گرفتم اینستارو حذف کنم و از فضای مجازی فاصله گرفتم، و ناباورانە ،راەهایی برام روشن شد کە قبلا فکرشم نمیکردم اینجوری بە هدفم نزدیک بشم،با آدمهایی خارج از فضای مجازی آشنا شدم کە برای اهدافم بهترین استادها شدند،وقتمو بە جای دیدن زندگی شخصیهایی کە با چشم خودم از نزدیک تضاد واقعیت و مجازیشونو میدیدم،با برنامەریزی درست برای رسیدن بە هدفم پر کردم،

    آرامش واقعی رو پیدا کردم و احساسهای خوبمو از درون خودم شناختم و بهشون رسیدم،

    بە این باور قلبی رسیدم کە باید در هر مسیری صبور بود و تکامل رو طی کرد و با ایمان قلبی و باورهای درست در این لحظه زندگی کرد…

    استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین،شما پیامبران این زمانە هستید برای من و هر لحظه خدارو بابت آشنایی با شما شکر میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    آرش گفته:
    مدت عضویت: 1611 روز

    به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان و هدایتگر وهاب.

    سلام به استاد عزیزم و همه‌ی دوستان گلم.

    این فایل نشانه‌ی امروز من بود و بصورت یک فیلم 10 ثانیه‌ای تمام اتفاقات گذشته و نشانه ها جلو چشمم اومد ک من مسیر تکامل رو طی نکردم و به شدت عجله داشتم برای رسیدن به خواسته هام و بالا بردن آگاهی‌ام که میگم براتون. من از زمانی ک با سایت و استاد آشنا شدم خیلی راحت تمام این مسائل رو پذیرفتم ینی یه جورایی آماده دریافت بودم اما از تکامل چیزی نمیدونستم و فکر میکردم خیلی از مباحث رو چون قبول دارم باید برم چند پله بالاتر و شروع کردم به خرید محصولات حتی یادمه دوره ثروت2 چون برای مدتی ک بروز رسانی میشد تخفیف داشت سریع رفتم خریدم ک همین کارم از باور کم بود و محدود بودن ثروت و عجله و وو بود.

    کمی با دوره ها شروع کردم مسیرو اما نتایج در حد دوره ها نبود و نتیجه‌ی مطلوبی نمیگرفتم. نتایج همون نتایج قبل بود اما من به خیال خودم با این دوره ها فکر میکردم باید هر جوری هست نتیجه بیاد و نه از تکامل چیزی میدونستم و درک میکردم و نه از اینکه باید روی خودت کار کنی باید باور ها رو قوی و قوی تر کنی باید روی خودت کار کنی روی غذای روحت باید مدام در حال تمرین باشی تا باورهای مخرب گذشته از بین برن. خلاصه خیلی نتایج خوبی نداشتم تا اینکه یکم در گیر نشانه ها و سوال پرسیدن از خدا شدم ک چرا نتیجه نمیگیرم. هی یه سر به سایت میزدم چنتا کامنت میخوندم میگفتم چرا همه نتیجه میگیرن من با اینکه رو دوره ها دارم کار میکنم اما حس عالی‌ای ک دوستان تو سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت دارن رو من ندارم اون حس اون کامنتا اون دیدن زیبایی ها وووو اینا چرا برای من نیست که یهو خدا دستمو گرفت و منو برد به صفحه‌ی اول سایت مکان خوش‌آمد گویی استاد. نشستم با دقت فراوان خوندم و انگار ی بمب درون من منفجر شد یهو از چند خط جوری انگیزه و باور و تغییر در خودم احساس کردم ک از دوره ها این احساس رو نداشتم. و الان مدتی هست از اول تمام فایلهای رایگان رو دانلود کردم و دارم دونه به دونه میبینم و گوش میدم و تمرین انجام میدم و الان مفهوم تکامل رو دارم کم کم درک میکنم و اصلا عجله‌ای ندارم چون میدونم باید تکامل طی بشه. و از اون روز نشانه‌های روزانه ام و فایلهایی ک گوش میدم به قدری عالی و هدایتی هست ک تکامل رو دارم میبینم درون خودم و مشتاقانه منتظر نتایج عالی‌ام هستم و میگم براتون حتما. یه نکته هم از تکامل بگم استاد، من به شدت به فوتبال علاقه دارم جوری که هفته‌ای 5جلسه با دوستان و اطرافیان میرفتیم سالن تا اینکه این بیماری همه‌گیری اومد و سالن ها برای مدتی تعطیل بود بعد از گذشت چن ماه سالن‌های فوتسال کم کم بازشدن بعد 6ماه ما جلسه‌ی اول رفتیم سالن و بدون گرم کردن و تمرین یهو رفتم تو سالن ضربه‌ی اول به توپ زانوم پیچ خورد در صورتی ک قبلا به هیچ عنوان تمرین و گرم کردن انجام نمیدادم ولی بدنم اماده‌ی اماده بود اما این گرم نکردن منو برای مدت طولانی دور از فوتبال کرد و الان ک به قبل فکر میکنم بازم به تکامل میرسم.

    ممنونم از شما استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به نام خدا

    سلام و صلوات به روح پاک همتون.

    نشانه ها با من به ساده ترین شکل ممکن حرف میزنند

    امروز هشتم تیر 1402

    اولین نکته ای که بین صحبتها توجه ام رو جلب کرد:

    من برای آدمی که خیلی براش مهم نیست تغییر کند ثانیه ای وقت نمیگذارم.

    فقط خدا میدونه که چندین ساعت از عمرمون رو صرف تغییر افراد مختلف زندگیمون کردیم .

    قبلا که جسته و گریخته با مباحث جذب آشنا شده بودم در رابطه فوق العاده عاشقانه ای بودم که تمام فکر و ذکرم این بود که طرف مقابلمو با جذب آشنا شدم تا موفق بشه تا پول بیشتری بسازه تا مشکلاتشو حل کنه تا آرامشس بیشتر بشه حدود یکسال این رابطه رو به هردومون جهنم کرده بودم ،بخاطر من که ناراحت نشم میگفت باشه پیگیری میکنم ولی آماده تغییر نبود علاقه ای نداشت با مباحث موفقیت آشنا بشه

    انقدر خودمو درگیر مسائلش کردم که خودمو یادم رفته بود زمانی به خودم اومدم که تو ویرانه های این رابطه در حال افسوس خوردن بودم

    رابطه ای که عاشقانه شروع شده بود و هماهنگ بودیم بعد از مدتی از هم پاشید چون توجه من روی آشنا کردن اون فرد با جذب بود فکر میکردم من درستم این آدم اشتباهه!

    هر خصوصیت مثبتی که داشت نمیدیدم فقط میگفتم باید جذب بدونه باید مثل من فکر کنه.

    البته خودمم بسیار کج فهمی داشتم و هیچی از قانون نمیدونستم جوگیر شده بودم.

    بعد از بهم خوردن رابطه،پی به اشتباهم بردم و دیگه تو روابطم به فرد مقابل کاری ندارم افکار هرکسی مال خودشه زندگیش مال خودشه نتایجشم برای خودشه و به زندگی من هیچ ربطی نداره

    خداروشکر توی این قضیه کم و‌بیش تغییر کردم و درک میکنم نباید برای کسی دلسوزی کنم.

    نکته بعدی کج فهمی هایی بود که گفتید یک جمله از صحبتهای مثلا یکساعتی از فردی رو‌کات میکنن و میگند ایشون اعتقادش اینه!

    مثل آیات قرآنه استاد که میگید هیچوقت به تک آیات اکتفا نکنید،قبل و بعدش رو بخونید درک کنید در مورد چیه و بعد نتیجه گیری کنید.

    اینها حاشیه است استاد خیلی واضحه مثلا تو شبکه های مجازی کل صحبتهای طرف رو سانسور میکنند فقط یک جمله رو پخش میکنند و قضاوتها در مورد اون شخص شروع میشه!

    در مورد پرسیدن سوالهای چرت و‌پرت گفتید! وای استاد چقدر حرصم درمیاد وقتی ساده ترین مسائل رو بعضیا هنوز توش گیر هستند با خودم میگم چطوره که من از کسی نپرسیدم ولی توی فلان مسئله پیشرفت کردم ولی فلانی تو خط اول گیر کرده؟

    شاید من برای سوال پرسیدن ضعف داشته باشم اما استاد یسری سوالهای حاشیه ای و ساده رو واقععا روم نمیشه بپرسم !!

    چه قشنگ از اصل و فرع صحبت کردید، این قسمت مختص خودمه

    وقتی در مسیر درست باشید به کارهای درست ،آدمهای درست،ایده های درست هدایت میسید.

    لازم نیست نگران باشید لازم نیست حرص و جوش بخورید لازم نیست دنبال آدم درست بگردی لازم نیست دنبال شغل و پول بگردی وقتی تو مسیر درست باشی هدایت میشی به تمام چیزی که اون لحظه نیاز داری!

    وای خدا چقدر آروم شدم !

    استاد من میخام برم ی شهر دیگه برای اهدافم که خداوند ایدشو بهم داده ولی درگیر حاشیه شده بودم

    این حواشی نمیذاره حرکت کنم.

    درگیر اینکه با چی برم؟ قطار؟ چندستاره باشه ؟ ساعت چند برسم اونجا؟ شب تو راه باشم یا روز؟

    با خودم چقدر وسیله بردارم؟ چقدر پول بردارم؟ و ……..

    کلی ازاین حواشی که هیچکدومش مهم نیست ،بار قبلی که مهاجرت کردم به ساده ترین شکل ممکن طی یک هفته مدارکمو آماده کردمو رفتم و خدا میدونه چقدر همه چیز به بهترین شکل پیش رفت

    ولی الان درگیر حواشی بیخودی شدم که فقط مانع حرکتم میشه

    خدایا شکرت چه هدایت قشنگی شدم

    من امروز رها میکنم و به خدا میسپارم

    خدایا خودت این ایده رو بهم دادی و من هربار که به هدایتم عمل کردم رویاییی ترین تجربیاتو داشتم

    پس ایندفعه میخام خودمو بسپارم به خودت

    هرچی گفتی انجام میدم

    عقل من نمیتونه هدایت رو درک کنه من با قلبم حرکت میکنم.

    الهی به امید تو

    استادجانم چقدر من خوشبختم که شما رو دارم.

    خیلی خیلی دلم روشنه برای مهاجرت و ایده ای که دارم.

    همیشه جمله شما تو ذهنمه که گفتید خدا با شجاعان است

    مهاجرت شجاعت میخواد و من از عهده ش برمیام

    من باید ایمانم رو به خدا نشون بدم.

    من بهم برمیخوره اگه شجاع نباشم

    بهم برمیخوره اگه ایده خداوند رو اجرا نکنم

    من اگه حرکت نکنم از خودم خجالت میکشم.

    من عزمم جزمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت