live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 131 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    به نام خدای هدایتگر

    ردپای من از روز هفتاد و چهارم سفرنامه

    قبل از اینکه این کامنت رو بنویسم، فهمیدم اون رشته ای که من میخوام با این رشته ای که الان دارم توش درس میخونم مطابقت نداره. و ناامیدترینم. و پر استرس ترینم. همین الانم که دارم مینویسم اضطراب دارم اما به خودم گفتم که باید ذهنتو کنترل کنی. الان دارم با پوست و استخونم میفهمم وقتی استاد میگه کنترل ذهن سخته یعنی چی. هرچقدر میام ذهنم رو آروم کنم دوباره از یه جای دیگه یه چیز دیگه میگه. داشتم به خودم میگفتم : ایمان به غیب یعنی چی!؟ یعنی چطور باید به خدا وصل شد!؟ وقتی آدم حالش خوب نیست و استرس تو کل وجودش در جریانه، چجوری باید با خدا ارتباط برقرار کنه که حالش خوب بشه؟! و به خودم گفتم حدیث فقط خودت رو با چیزهای مثبت سرگرم کن تا اون حس منفی از بین بره. این فایل رو گوش دادم. یه جاهاییش انقدر آروم میشدم که خودمم متعجب میشدم. یه جاهایی حواسم پرت میشد و یه جاهایی حالم بد میشد. اما الان که تموم شده دوباره استرس گرفتم. میخوام فایل های روزشمار رو پشت سر هم ببینم. میخوام خدا رو باور کنم. میخوام احساسمو خوب کنم تا بتونم به بهترین نحو هدایت بشم. چون میدونم که با حال بد هیچ اتفاقی نمیفته. احساس بد به هیچ دردی نمیخوره. میخوام خوب باشم. میخوام تو بغل خدا باشم. میخوام ذهنم رو به این باور برسونم که هرآنچه از جانب خداوند برسد خیر است. هر آنچه از جانب خداوند برسد خیر است. هر آنچه از جانب خداوند برسد خیر است. من میخوام حالمو خوب کنم تا آمادگی دریافت بهترین هدایت رو داشته باشم. خدا منو هدایت میکنه. خدا راه رو به من نشون میده. خدا از من بیشتر به من آگاهه. خدا از من بیشتر میدونه که من چی میخوام. همه چیز خیره حتی اگر من فکر کنم به نفعم نیست. خدای من خدای همه چیزه. خدای من خدای همه‌ی حال خوبیاست. خدای من خدای همه‌ی قشنگی هاست. خدای من خدای همه‌ی رسیدن هاست. خدای من خدای بزرگ هدایته. خدای من خدای آگاهیه. خدای من خدای اعتماده؛ خدای حال خوبه. میخوام باور کنم. همه چیز باوره. همه چیز باوره. باوره باوره باوره. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا عاشقتم خدایا نیازمند هدایتتم خدایا من محتاجتم خدایا تو بزرگی تو کریمی تو دانایی دوست دارم خدای خوب من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سهیلا نوروزیان گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    درود و تشکر بابت آموزهاتون استاد عزیزم

    استاد با کلیات صحبت هاتون کاملا موافقم اما در مورد بلایا یک سوال داشتم طبق فرموده خودتون گفتید در امریکا بچه از 18 سالگی روی پای خودشه درست اما اگر همون بچه خدای نکرده به درد یا مریضی دچار بشه بازهم پدر ومادر وظیفه ایی نداره؟ ویا نیاز به حمایت نداره ؟ نبایدداز پدر و مادر متوقع باشه؟ یا اگر پدر و مادر نداشته باشه ،نباید از دولت متوقع باشه؟

    چطور وبه چه شکل مسئولیت شرایطش را بپذیره و چکاری میتونه انجام بده .؟

    در مورد بلایا هم یک اتفاق که ناگهانیکه مردم اون منطقه واقعا نیاز به حمایت و کمک های ویژه ایی دارند .

    شاید واقعا نمیدونم من متوجه نیستم.

    ولی ممکنه تحقیق کنیدو بگید وظایف یک دولت در مقابل ملت در شرایط بسیار سخت چیه؟

    حتی اگر فردی سیاسی نباشید یک فرد اجتماعی که هستید حالا چه در امریکا ویا درهر جای دنیا

    نمیدونم درست میگم یا خیر ولی بلاخره در شرایط سخت خصوصا لحضات وروزها و حتی هفته ها تا کمک های مردمی برای پشتیبانی و حمایت از مصیبت زدگان ، نباید دولت وسیله راحتی مردم را فراهم کنه .؟ همون موقع که نمیتونن برن سراغ بیمه . یا باید خودشون را مداوا کنن یا خانواده و اقوامشون اگر جسدی مونده باشه به خاک بسپارند . تازه بعد از گذشت هفته ها یک انسان به تنهایی چطور میتونه یک زندگی را دوباره بسازه؟کسی که به همراه خانواده بی خانمان شده باشه و یک کارمند ساده هست ، کار شدنی هست . ؟ چطور مسئولیت واقعه ایی که طبیعی هست را بپذیره .

    من به همراه خانواده در جنگ تحمیلی آواره شدیم با اینکه پدرم شرکت نفتی بود و مادرم مدیر مدرسه دیگه نتونستیم مثل قبل زندگی کنیم . خونه و ملکمون با خاک یکسان شد میدونید چند سال زحمات پدر و مادرم به هدر رفت ؟ مادر بزرگم از غصه دق کرد .یک آدمی باسن 70 سال با یک حقوق بازنشستگی که خونه ش با تمام لوازمش به زیر آوار رفت .چکار میتونست انجام بده ؟ 8 سال دربه در بود. دراین شرایط نباید دولت و مسئولین کمک کنند .یا اسیران و جانبازانی که میشناسم همسرش به خاطر مخارج زندگی محتاج کمک هست . نباید دولت کمک کنه .

    طبق گفته های شما نظر من صد در صد اشتباه هست . شاید هم من بد متوجه شده باشم .

    یا زمانیکه یک دختر 13 ساله را به زور به ازدواج در می آورند چطور میتونه مسئولیت واقعیتی که براش رخ داده را بپذیره . و خیلی از اتفاقات دیگه ای که اختیارش بدست افراد نیست .

    شما درمورد 15 سالگی و شرایطی که داشتید ، صحبت گردید .و اینکه گفتید میتونستید بگید مقصر پدرتون بوده ولی مسئولیتش را خودتون پذیرفتید . سن 15 سالگی سن بلوغ و حساسی هست و یک پسر بچه نیازهایی داره .نمیدونم چقدر فشار به شما تحمیل شد که اقدام به فرار کردید ولی در مورد مسئولیت پذیریتون در اون شرایط و طرز فکرتون و منطقی که در موردش پذیرفتید که باعث شد مسئولیت پذیر بشید .

    لطفا در این مورد هم راهنمایی بفرماییدو بیشتر صحبت کنید .من این فایل را 3 بار گوش دادم .در مدت 3 روز ، بازهم گوش میدم ولی هر 3 بار این سوالات برام پیش میومد .

    با تشکر از توجهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    بنام رب یکتای بی همتا

    قدم 1

    خداوند یک سیستم است که تنها به فرکانس ها و باور های ما پاسخ میدهند،خداوند مثه انسان ها نیست که احساس داشته باشه ،و تنها یک انرژی که با باور های ما شکل میده،،،،،،،هرطور که خدارو باور کنی همون طوری وارد زندگی ما میشه.

    من مسئول زندگی خودم هستم

    من خالق زندگی خودم هستم

    هروقت این به ذهنم اومد که کسی بیرون از من مقصره یا عامل هست ،مسیر اشتباهه.

    هر اتفاقی میوفته بخاطره باور های ماست .

    اگه مشرک نباشیم و تماما خدارو در زندگیمون داشته باشیم و روی اون حساب کنیم ،،،،در مسیر زیبایی ها ثروت و سلامتی قرار میگیریم

    اما کافیه روی کسی و چیزی بیرون از خودت حساب کنی اون موقع است که همون عوامل بیرونی تورو زمین میزنند.

    اگه داریم مثه بقیه فکر میکنیم و عمل میکنیم مثه همون هاام نتیجه میگیریم.

    کافیه درون خودمو آروم کنم اونوقت تلاطم های بیرون از من هم آروم میشه و همه چیز خوده منه و بیرون از من خبری نیست

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ملیکا گفته:
    مدت عضویت: 2600 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    آزمودم عقل دوراندیش را

    بعد از این دیوانه سازم خویش را

    امروز به چشم دیدم که چقدر ذهن میتونه سریع نجوا کنه، اگه بهش اگاه نباشم و سریع جلوشو نگیرم، تا کجاها که من و نمیبره!

    امروز به لطف خدا وقتی شروع کردم دوباره فایلای استاد رو گوش کردم، بعد از یکی دو ساعت با سیلی از رفتارای خوب خانوادم رو به رو شدم و هدیه ای دریافت کردم.

    رفتار خیلی خوب فامیلمون که رفتم مغازش.

    صمیمیت خیلی خوبم با دوست عزیزم.

    مهربونی دوستام.

    بعد چندساعت دوباره ذهنم درگیر نجوا شد. کِی؟ وقتی دیدم یکی از دوستام به مهمونی دعوت شده و من تاحالا دعوت نشدم. خبببب! سر این چیزا چه حسی دارم؟

    حس میکنم دوستداشتنی نیستم. حس میکنم جدا افتاده ام و بقیه دوستم ندارن. حس میکنم کافی نیستم و مشکلی در من هست. و سریع راه حل میاد که برو با فلانی دوست شو برو فلان جا رفیق پیدا کن تا دعوت شی تا تو هم به خودت و بقیه نشون بدی محبوب و دعوت شده و اررزشمندی!

    عه؟!

    نه بابا؟!

    مچتو گرفتم نجوای ذهن!

    حواسم هست بهت!

    این موقعیت که پیش اومد همون لحظه بهش اگاه شدم اما نرفتم با خودم حلش کنم و باعث شد تا چنددد ساعت ذهنم حرفای منفی برای گفتن داشته باشه!

    ولی الان برگشتمو میدونم وقتی همچین حسایی میاد، یعنی من از اصلن از طبیعتم از وجود بی کران و یگانه ام جدا شدم و خودم رو جدا میبینم. دچا توهم منیت شدم. و یادم رفته از خدا هستم و خاااالقققققم

    من خالقم

    من خلق میکنم

    هرچیزی که بخوام برای من هست

    دنیا دنیای فراوانیه

    من لایق بهترینام

    کافیه ایمان داشته باشم و خداگونه باشم

    گدایی نکنم از این و اون، به قلبم وصل بشم. به منبع. من فرزند پادشاهم! فقط یه وقتایی اینو یادم میره..

    من همه چیز و میسپرم به خودش

    هرچی بره بهترش میاد

    من کار خودمو خوب انجام میدم، بنده خوبی هستم، اونم کار خودشو خوب انجام میده، فقط اگه باورش کنم.

    خداوند به شکل گمان من با من رفتار میکنه

    اثر مشاهده گر هم اینو تایید کرده.. حسین ارای عزیز هم درموردش میگه…

    یادت بیار.. تو فرزند پادشاهی.. گدایی نکن

    من فرزند پادشاهم، من رها و ازادم در دستان تو، امید همه ی ما به همت تو ساقی، تو که گره گشایی خود ذات وفایی

    رها میکنم وو قلبم را باز میکنم برای حس و تجربه ای که شایسته اش هستم و لیاقتش را دارم

    الهی شکرت

    چون خیلی وقته دور شدم، همین متن رو با کلی شک و تردید نوشتم. یه عالمه برا خودش نجوا میکنه.

    اما ادامه میدم، چون رفتم دورامو زدم دیدم هیچ جا خبری نیست.

    به قول استاد: “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است

    اولش سخته، تا بیفتم رو دور یه عالمه این نجوا میکنه. هی میگه تو که بلد بودی چرا دور شدی حالا چرا برگشتی نباید دور میشدی شاید نباید برگردی…

    و خیلی خیلی منفی شده..

    اما میسپرم دست تو خودمو خداجون

    و یه قولی اینجا میدم

    اینکه هرچی هم بشه، به خودم متعهدم. تمرکز لیزریم رو خودمه. دیسیپلینم رو زیادتر میکنم. جایی یا کسی حس بدی بهم بده، رو خودم کار میکنم و اگه لازم بود فاصله میگیرم. من کلا یک بار زنده ام، باید طوری زندگی کنم که برای من حس خوبی داره و حتی اگه همه مسخرم کنن، من از مستی برای تو ای خدا، دست نمیکشم. حتی اگه تنهای تنها بمونم، بخاطر نیاز و گدایی نمیرم سراغ ادما.. ادما میان و میرن. کل شیئ هالک الا وجهه. اگه روی اونا حساب کنم با مخ میخورم زمین. باید خودمو پیدا کنم جیزی که برای من درسته نه چیزی که بقیه میگن. تو هرگز نمیتوانی بنایی بر موج قرار دهی زیرا که موج از زیر هر باری شانه خالی میکند…چون دیدم به جز تو به جز این راه به جز تمرکز به اصل خودم هیچی نمیتونه حس خوب واقعی بهم بده.چون مدت زیادی ول کردم ودیدم سیر نزولی رو.. دیدم همه چی رندوم شد..دیدم همون گلا دیگه رنگ قبل و برام نداشتن…

    میگن مستی دروغه به انگشت ملامت… باید مستا رو حد زد به شلاق ندامت…

    سر ساقی من سلامت باشه.. بقیه چیه… همگی گذران تنها یک نفر برام میمونه..

    خداجون.. دوباره اومدم.. میبینی رفتم دورامو زدم بهتر از تو پیدا نکردم..

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    شکر برای روز اول.. شکر برای قلبم که بازه و اماده ی دریافت 3>

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    قاسم بذرگر حقیقی گفته:
    مدت عضویت: 292 روز

    سلام به جناب استاد عمل این شعار من حرفی که ازدل بلندمیشه به دل هم میشینه من تودنیایکی راهنمام باوردارم وحرفاش به دلم میشینه یکی هم حرفهای استادعمل جناب آقای عباس منش عزیزمن2سالی میشه که بااقای عباس منش آشنا هستم و8ماهی هست که به صورت جدی وهرروزروزی چند ساعت فایلهای استادتوایتاگوش میکنم وصفحهاپرکردم وسعی کردم عمل کنم و نتایجی از لحاظ معنوی روابط سلامتی وارامش گرفتم خیلی دوس داشتم عضو سایت بشم امابلدنبودم وامروزعضوشدم دوستدارم بااستادحرف بزنم و شرایط زندگیموباهاشون درمیان بگذارم امابلدنیستم لطفاراهنمایم کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سجاد بحرینی گفته:
      مدت عضویت: 2252 روز

      سلام قاسم عزیز

      به جمع توحیدی خانواده عباسمنش خوش آمدی

      شما تمرکز صددرصد رو بذار رو خودت

      همین مسیر رو ادامه بده

      فایل های استاد رو یک به یک هم گوش بده هم ببین و هم نکته برداری کن به اندازه ای که درک میکنی

      شما بیا از نتایج زندگیت با ما حرف بزن و بهمون انگیزه بده

      اینجوری استاد عباسمنش خیلی خیلی خوشحال ترند

      البته که همه ی ما دوست داریم استاد رو از نزدیک ببینیم و باهاش صحبت کنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    بمب انگیزه گفته:
    مدت عضویت: 298 روز

    به نام خدای مهربان

    تمام افراد دارن نتیجه افکار خودشون رو میبینن

    نگاه اکثر ما به خدا اشتباهه خداوند یک سیستم و یک انرژی هست ک پاسخ فرکانس های مارو میده

    تمام تضاد ها مثل زلزله سیل و غیره باعث شده جهان یک گام روبه جلو حرکت کند بهتره ما نگاهمون رو تغییر بدیم اخیر ما فی وقع کنیم

    ما مسئول زندگیمون هستیم نه هیچکس دیگه و اگر غیر از این فکر کنیم شرک ورزیدیم به خداوند

    این نگاه ک یک نفر دیگه زندگیمون تغییر بده بریزیم دور

    مسئولیت 100 در صد زندگی خودتون رو باید بپذیرید در تمام شرایط یه عده هستن ک دارن ثروت میسازن و هی موفق تر میشوند

    اینکه منتظر باشیم یه کسی قراره بیاد مسئله منو حل کنه این شرکه و هیچ منجی وجود نداره و دروغ و جهالت بشر است همهچی از کنترل فکر درست میشود باید اجازه بدیم افکار جدیدمون قدرت بگیره و عمل کنیم به باور هامون تا جواب بگیریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فاطیما و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    سلام به استاد و مریم عزیز

    خدایا شکرت بابت این هم زمانی و این فایل که چقدر به موقع گوشش دادم

    منو همسرم چند وقتی هست از این مسیر دور شدیم و فرکانسمون اومده پایین تا حدی که هر فایل و هر دوره ای که میخواستیم گوش بدیم اصلا نمیشد ، اصلا نمیفهمیدیم و خیلی بی میل شده بودیم و قشنگ حس میکردیم هر روز فرکانسمون داره میاد پایین تر

    تا اینکه پریروز که روز تولد من بود ، من تصمیم گرفتم جلوی این مسیرو بگیرم و از همین جا ندارم مومنتوم منفی ادامه پیدا کنه

    بعد از دو هفته اومدم توی سایت گفتم خدا بگو از کجا شروع کنم که دوباره بتونم برگردم به مسیر

    یادم اومد سه سال پیش که برای اولین بار با استاد آشنا شدم وقتی وارد سایت شده بودم خیلی گیج شدم چون یه عالمه فایل بود که نمیدونستم از کجا شروع کنم بعد دقیقا اون روز بالای سایت دیدم همچین عنوانی هست « از کجا شروع کنم»

    اون موقع فایل های مصاحبه با استاد بود که کامل گوش دادم

    دیروز هم که اومدم تو سایت و از خدا خواستم که بهم بگه باد همون روز افتادم و با خودم گفتم باشه من اصلا فکر می‌کنم که اصلا هیچی نمی‌دونم و فنجونمو خالی می‌کنم ‌ و فک می‌کنم روز اولیه که اومدم تو سایت و وارد این بخش شدم که « از کجا شروع کنم » و دیدم مریم جان عزیز چه قدم های رو چیده برامون خیلییییی حسم خوب شد و بلافاصله برای همسرم گفتم ماجرا رو به شدت استقبال کرد و دیگه دوستایی تصمیم گرفتیم این تعهد 4 ماهه رو بدیم و این مسیر رو شروع کنیم و امروز روز اول و گام اول

    و چقدررررررر حرف های این فایل مناسب شرایطمون بود

    واقعا خدایاشکرت یعنی همین که درخواست میکنی که هدایت بشی خدا به قشنگ ترین حالت ممکن هدایت می‌کنه

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مریم رمضانی گفته:
      مدت عضویت: 1018 روز

      سلام به شما دوست عزیزم

      من هم حالا به بهونه های مختلف

      از سایت و شما دور شدم و اما خدا

      رو شکر که به دوماه نکشید و دوباره

      هدایت شدم و امروز اولین روز هست

      که دوباره خانه تکانی ذهنم رو شروع

      کنم و مرسی بابت کامنت

      محسن رمضانی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    پارسال حدودا همین موقع ها بود که خداوند منو هدایت کرد به پروژه خانه تکانی ذهن و آرام آرام ذهنم و زندگیم تغییر کرد

    من متصل شدم به خداوند و این اتصال عمیق همه چیز رو جوره دیگه ایی رقم زد.

    الان که دارم این کامنت رو میزارم مدتی ست که ذهنم بهم ریخته و از خداوند خواستم هدایتم کنه و بعد از یکسال دوباره به این پروژه هدایت شدم و قطعا مسیرم درسته.

    چون خداوند هرسال قبل از تولدم منو سوپرایز میکنه , از قبل منو آماده میکنه و بهم قشتگ ترین و بزرگ ترین هدیه تولدم رو میده.

    هدیه ایی که نمیشه توصیفش کرد فقط میشه احساسش کرد و لذت برد و شکرگزاربود.

    الهی شکرت

    منتظر هدیه قشنگ امسالم هستم معبودممممم.

    رد پای من از گام اول 4 مهرماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سحر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 363 روز

    سلام ودرود بر استاد

    چقدر زیبا بود چقدر . در صورتیکه من توحیدهای عملی رو کامل کامل گوش داده بودم ولی انگار این صحبت های شما رو بار اول بود میشنیدم .

    منم در مسیر مهاجرت هستم اما همسرم دل نمیکنه و همش منتظر بودم اون عوض بشه ، اون زبان بخونه ، و غیره

    حالا فهمیدم من خودم باید عوض بشم تغییر کنم با وجودیکه شما در قدم ششم کامل رهایی از وابستگی رو توضیح میدید البته که برای منی که سال ها وابسته خانواده هستم حتی در حد دو تا دوست دارم اولش انگاری سخت بود برام پذیرفتنش اما الان بهتر و بهتر دارم درک میکنم . میفهمم و چقدر این آگاهی ها تمامی نداره . واقعا هر کس به اندازه آگاهیش و ظرفش برداشت میکنه ‌ .

    منم الان همش نشستم میگم خب چطوری خدا همش مانع ها رو میبینم و یادم میره چطور و چگونه با خداست من فقط باید باورش کنم خودش ، قدرتش در صورتیکعپه من ویزای چهار روزه خلق کردم ، سلامتی کامل رحمم رو خلق کردم .

    چند روز پیش داخل سایت توم داشتم کامنتی رو میخوندم که عزیزی فرموده بودن که با وجودیکه 4 سال با شما آشنا شدن اما یکسال دچار افسردگی شدید میشن و بعد میفهمن گه باید تغییر کنن . فهمیدم واقعا همیشه و همیشه باید در جال یادگیری بود

    مح آسانی رو با تنبلی هنوز درک درستی نرسیدم همش نشستم که همه چیز آسان بیاد و من تلاشی نکنم در حد هدایت ها تازه هدایت ها رو هم سلکت میکردم خب این خوبه اون سخته . ممنونم از شما و خداوند بابت این آگاهی ها و دانش و عشق ش به ما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 512 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و سپاسگزار خداوندم که منو لایق شنیدن این اگاهی های ناب کرده و هدایتم کرده به مسیر درست که قوانین شو بفهمم و استفاده کنم از این قوانین و زندگی مو تغییر بدم که همه قدرت جهان خداوند است و اگر من فقط به خداوند توکل کنم شرک نکنم مسولیت زندگی مو خودم بپذیرم امید داشته باشم و در هر شرایطی فقط از خدا کمک بخام و توکل کنم بخدا که زندگیم هر روز بهتر از دیروز خواهد شد اگر خودم تغییر کنم رفتارم و ذهنم تغییر کنه .استاد عزیزم این چیزارو از فایل اول که گوش دادم درک کردم وسعی میکنم عمل کنم و ذهن مو تلاش میکنم کنترل کنم و به مثبت ها توجه کنم و از خداوند بابت نعمت هایی که وارد زندگیم میکنه سپاسگزار باشم و

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز که صداتون برام ارامش میده همیشه بدرخشید در پناه خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: