این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به به از این شروع فوق العاده که از اساس شروع کرده به پاکسازی و تغییر ذهن
قبول کردن مسئولیت تغییر زندگیمون اساس تغییر و خلق زندگی دلخواهمون هست
چقدر از صحبت های استاد از این راحت صحبت کردنشون لذت بردم چقدر به دلم نشست و چقدر ذهنم رو بازتر کرد الهی شکرت
من میتونم خیلی خوب درک کنم این صحبت رو که اگر باورها و افکار من تغییر کنه زندگی بیرونی من خود به خود تغییر میکنه
من بنابر باورهای محدود کننده م با همسری ازدواج کردم که دقیقا دیدگاهش عین خانواده خودم سختگیرانه و تعصبی بود و خیلی جالبه که اصلا خانواده و اطرافیانشون اینطوری نبودن اصلا انگار ایشون تو خانواده من با دیدگاه های اونها بزرگ شده بود که البته قبل از تغییر دیدگاهم این رو ربط میدادم به شانس، بعدا که به لطف خدا با کارکرد جهان آشنا شدم دیدم که ازدواج با همسرم ساخته باورها و کانون توجه خودم بود…
خلاصه که من چقدر جنگیدم مقاومت کردم و اشک ها ریختم برای تغییر همسرم چون فکر میکردم همسرم مسئول تغییر زندگی منه و اگر ایشون افکارش عوض بشه من به آزادی میرسم و زندگی دلخواهم رو تجربه میکنم
نتیجه اشک ها و کمک خواستن از خدا این بود که کم کم خیلی نامحسوس هدایت شدم به افراد و آموزه های مربوط به توسعه فردی و زن قوی و مستقل و اینطور مسائل…
بدون اینکه آگاهانه کاری کنم فقط این موضوعات و پیج هارو دنبال میکردم و فایل هارو گوش میدادم و کم کم توجهم به تغییراتی تو زندگیم جلب شد که نه بابا من دارم قدم قدم همینطوری تکاملی به اونچه که میخوام میرسم
این درک رو بعدا بهش رسیدم که من با دنبال کردن آموزش های توسعه فردی ناخوداگاه داشتم دیدگاه و باورهام یه تکونی میخوردن و بدون اینکه کاری بکنم اخلاق و رفتار همسرم تغییر میکرد و کاملا طی شدن تکامل رو حس میکردم
منی که اجازه نداشتم از در خونه بیرون برم کم کم یه کوچه، یه خیابون و حتی یه محله اونورتر رفتم
همسری که میگفت زن رانندگی نمیکنه و محاله اجازه بدم پشت فرمون بشینی تبدیل شد به آدمی که خودش میبره تمرین رانندگی
و من الان به آزادی مطلوبی رسیدم که دیگه خبری از اجازه گرفتن و امر و نهی شنیدن نیست…
این هارو با مثال تعریف کردم که هم برای خودم یادآوری باشه از لطف و محبت و هدایت خداوند و روند تغییر زندگیم طوری که اطرافیانم هم باورشون نمیشه همسر من اخلاق و رفتارش در رابطه با من زیر و رو شده و هم شاید به یک نفر هم شده کمک کنه تا بهتر باورکنین که کاملا درسته ما با افکارو دیدگاه ها و باورهامون زندگیمون رو میسازیم و حتی آدمای اطرافمون هم به نفع ما تغییر میکنن یا کنار میرن
آره من دارم تکاملی یاد میگیرم که هرآنچه که بخوام رو خودم میتونم خلق کنم دارم درک میکنم که خداوند به من یک امتیاز بزرگ داده اونم قدرت خلق زندگیم هست
دارم یاد میگیرم که نباید این تجربه کوتاه زندگی زمینی رو به راحتی از دست بدم و ازش لذت نبرم
من به کره زمین فرستاده شدم که از تجربه زندگی مادی نهایت استفاده رو بکنم و اونطوری که میخوام جهان اطرافم رو خلق کنم
چقدر لذت بخشه متفاوت از اکثریت جامعه فکر کردن و متفاوت عمل کردن و متفاوت نتیجه گرفتن
واقعیتش من مدتی بود از خود خدا گونه ام دور شده بودم که یه مشکلی بر خوردم کلی براش تلاش کردم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم هر روز حالم بد تر میشد به این نتیجه رسیدم چقدر ناتوان هستم،از خدا خواستم هدایتم کنه که به این فایل استاد عباس منش رسیدم چندین بار گوش دادم شاید باورتون نشه ولی این فایل برای من بود که باید حسم خوب کنم باید توکل کنم به بالا ترین قدرت کیهان رب،اون دستا مهربونم برام فرستاد من هم درسش گرفتم
نمی دونم چرا ولی درونم بهم گفت که این داستان به اشتراک بزارم لطفا تا آخر بخونید
داستان
گویند که در دو طرف درب ورودی کاخ سلطان محمود غزنوی، دو مستمند نشسته بودند. یکی چاپلوس بود و هرکس که رد می شد، از وزیر و وکیل و سلطان با چرب زبانی چیزی کاسب می شد؛ اما دیگری ساکت بود. گاهی گدای چاپلوی به او می گفت: “مگر تو احتیاج نداری، پس چرا از این زبانی که خدا بهت داده استفاده نمی کنی بیچاره!” گدای دیگر همیشه جواب می داد که کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه! یک روز کسی به سلطان گفت: “قربان قضیه این دو تا گدای دم درب ورودی را می دانید؟” گفت: “نه، اتفاقاً می خواهم بدانم چرا یکی ساکته و دیگری پرحرف؟”
سلطان به سلامت باشند، گدایی که ساکت است، گاهی کلامی بر لب می راند که بهتر است از جلوی در او را رد کنید. سلطان پرسید: چه می گوید؟ پاسخ شنید که وقتی به او می گویند، چرا جلوی سلطان و وزیر احترام نمی کنی تا صله ای بگیری؟ او می گوید که کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه! سلطان محمود که عصبانی شده بود، گفت: حالا به او خواهم گفت که دنیا دست چه کسی است! سلطان فرمان داد که یک مرغ شکم پر برای شام حاضر کنند. مرغ را آوردند و سلطان یک الماس خیلی ارزشمند داخل شکم مرغ گذاشت و گفت: “ببرید برای گدایی که به ما احترام می کند تا رفیقش بفهمد همه کاره چه کسی است.”
مرغ را برای گدای چاپلوس بردند، ولی از قضا آن شب وزیر هم یک بوقلمون برایش فرستاده بود و او سیر بود. به دوستش گفت: امروز چقدر کار کردی؟ پاسخ شنید: 3 سکه. گفت: “بیا این مرغ با اینکه خیلی بیشتر می ارزه، ولی 3 سکه رو بده و مال تو”. گدای دیگر پاسخ داد که نمی خواهم! گفت: “دو سکه بده.” جواب داد که نمی دهم. گفت: “یک سکه.” گفت: “نه، این مرغ روی دستت باد کرده و باید دور بیندازیش حالا می خواهی سر من کلاه بذاری؟”
گفت: “بیا مجانی برش دار که اینجا بماند بو می گیرد!” برداشت و لقمه اول را که خورد الماس را دید. گذاشت جیبش و گفت: “رفیق، شاید از فردا من رو ندیدی، ولی یادت باشد؛ کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خره کیه”! فرداش سلطان دید، این گدا هست و دیگری نیست. گفت: بیاریدش داخل و از او پرسید که رفیقت کجاست؟ گفت: “دیروز همچین حرفی زد و امروز هم نیامد.” سلطان با عصبانیت گفت: “تو چرا دوباره گدایی می کنی، مگه من به تو صله ندادم؟” گفت:” بله سلطان ولی چون بوقلمون وزیر را خورده بودم، دادمش به رفیقم.” سلطان ابتدا ناراحت شد ولی بعد لبخندی زد و گفت: این جمله که من می گویم تو هم تکرار کن وگرنه میدهم شلاقت بزنند. بگو: “کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه!”
سلام به دوستان عزیزم ، استاد عباس منش و خانم شایسته ی مهربان
بریم که جلسه اول رو داشته باش
از خداوند بی نهایت سپاس گزارم که به این آگاهی ها هدایت شدم و این دانش بر جان و زندگی ام روان گشت.
همه ی آدم ها مثل هم فکر نمی کنند و لازم هم نیست که چنین باشند ؛ هرکس نتیجه ی افکار خودش رو میگیره و زیبایی دنیا به دلیل همین تفاوت هاست .
پس نه لازمه کسی منو تغییر بده و همچنین لازمه من کسی رو تغییر بدم.
جهان در مدیرت عالی و بی نقص خداوند جلو می ره و هرکس که بخواد هدایت میشه اون هم به بهترین مسیرهای خداوند و نعمت و ثروت وارد زندگیش می شه.
ذهن ما در مسائل ناخواسته به سمتی میره که انگار خداوند از روی خصومت شخصی و میل باطنی خواسته که فلان اتفاق بد بیوفته و همیشه از خداوند گله داریم و همه ی تقصیر را گردن خداوند می اندازیم .
چون اون مدیره دیگه از اون بالا حواسش هست پس اگه اینطوریه چرا منو ول کرده ؟
او فقط مدیره و به چیزی که بهش میدی پاسخ می ده ، حتی پاسخی بهتر از چیزی که فرستادی چون قوانینی که برجهان حاکم کرده به سمتی پیش میره که به خوبی ها پاداش بیشتری تعلق بگیره.
“هرکس نیکی آورد ، پس برایش ده برابر مثل آن است و هرکس بدی آورد پس جز همانند آن کیفر نمی بیند و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.” (انعام-60)
ستمی در کار نیست فقط کار بد تو به عنوان خواسته به خودت پاسخ داده شده است .
” ازمکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو”
هر مسئله ی ناخواسته سیل ، زلزله ، فقر ، تحریم و … در نتیجه باعث شده جهان و افراد خواسته هایی داشته باشند که نیاز های آن ها در زمینه های نامبرده مرتفع بشه . خواسته های پس از برخورد به تضاد به جهان ارسال میشه و مدیریت محترم کیهان پاسخ میده و رشد صورت میگیره چه در بعد فردی چه در بعد کیهانی ؛ جهان و افراد در سطح بهتری قرار میگیرند و این تضاد پس از یک دیدگاه صحیح از یک عامل از بین برنده به یک خیر و برکت و عامل رشد و حرکت تبدیل می شود .
این ها زمانی رخ می دهد که مسائل را حل شدنی ببینی و بدانی خواسته هایت توسط قدرت یکتا و بزرگی اجابت می شود که کارش حتمی و بی نقص است .
آن هم به شرط ایمان ، توکل و تسلیم بودن در برابر خداوند.
اینکه بدانی او از درونت و خواسته هایت بسیار بهتر از تو و هرکس دیگری آگاهی دارد و بسیار بسیار بهتر از تو نیز میتواند زندگی را در همه ی ابعاد مدیریت کند .
به نوعی تو “روی دوش خداوند” می نشینی و کیف می کنی و اجازه می دهی خداوند این پدر مهربان در زندگی ات خدایی کند.
مسئولیت زندگی ات به عهده بگیر .
نه پدر، نه دولت ، نه جامعه و … و نه هیچکس مسئول زندگی تو نیست .
تویی که بی چون و چرا نقشه ی زندگی را طرح میکنی .
به عنوان مسئول زندگی خودت تسلیم حق باش.
تسلیم نیرویی که این جهان را آفریده ، شکل داده ، اندازه داده و هدایت می کند .
“به یقین هدایت کردن بر عهده ی ماست ” (لیل 12)
یکی از وظایف خداوند در قبال همه ی موجودات هدایت است. این واژه اینقدر برای ذهن من گم است که هرچقدر میگردم چیزی نمی یابم زیرا چیزی نبوده که در سالهای گذشته ی دور زندگی ام به عنوان یک اصل مهم زندگی در هیچ جایی به ان اشاره شده باشد.
ولی وقتی با قلبم آن را حس میکنم سراسر گواه و شاهد بر صدق این قانون الهی است .
برای اینکه قدرت زندگی ات را به دست بگیری باید در ذهنت قدرت را از دیگران بگیری و قدرت را به خدایی بدهی که تنها مدیر و تنها قدرت خیر همه ی جهان هاست .
که قوانین جهان را جوری نهاده که من با توجه به افکارم و کانون توجه ام می توانم بی چون و چرا و بی هیچ شرطی شرایط زندگی ام را رقم بزنم .
به من قدرتی داده که می توانم زندگی ام را بسازم و این قدرت خلق زندگی من فقط در دسترس من می باشد ولاغیر .مگر اینکه من خودم نا آگاهانه و اشتباهی این قدرت را به دیگران داده باشم.
آن وقت چه بدانم و ندانم بنده ی دیگران و ترس از رفتار خوب و بد آن ها هستم و هرچه بیشتر از معبود اصلی و اصل خودم دور می شوم.
گاهی یک اتفاق یکسان برای یک جامعه می افتد مثلا افزایش قیمت دلار ، ولی نتایج یکسان نیست برای همه؛ یکسری از این افزایش قیمت صاحب نعمت می شوند و یکسری هر روز فشار بیشتری را متحمل می شوند .
در ظاهر ستمی روا شده ولی از دید قانون الهی یکسری این ستم را نپذیرفتن ، زیرا قدرت خلق جریان زندگیشان را منوط به هیچ اتفاق بیرونی نکرده اند و باور دارند همیشه در هر زمان می توانند ثروت بسازند و خداوند نیز در پاسخ به زندگی آن ها ثروت بیشتری وارد می کند.
یکسری هم پذیرفتن که مورد ظلم قرار گرفته اند و قدرت خلق جریان زندگیشان را به شرایط متحمله از جامعه گره زده اند . در صورتی که ستم اصلی که اتفاق افتاده ، ظلمی بوده که با دادن قدرت به غیر خدا به خود کرده اند و نا آگاه هستند .
زیرا تسلیم این جریان نبوده که با قدرتی طرف هستند که در زیر خاک ، در آسمانها و در اعماق دست نایافتنی دریاها به موجودات روزی می دهد. این خداوند وجودش سراسر فراوانی است و نعمت هایش بی شمار و بیش از اندازه ی همه ی موجودات هستی می باشد .
“و اگر آنان تورات ، انجیل و آنچه از سوی پروردگارشان بر آن ها نازل شده برپا می داشتند ؛ از آسمانها و زمین روزی می خوردند. جعی از آن ها معتدل و میانه رو هستند ، ولی بیشترشان اعمالشان بد است.” (مائده-66)
آیات کتاب های آسمانی مگر جز هدایت خداوند است؟
مگر پایه ی همه تعالیمشان “توحید و تسلیم به حق” نیست ؟؟
باور عدم فراوانی و دهندگی خداوند یکی از باورهای مخربی است که از ابتدای خلقت در داستان آدم و حوا ، هابیل و قابیل به چشم میخورد و خداوند با بیان این قصه ها خواستار آگاه شدن ما از این ترمز و باور مخرب است.
“بگو تنها به فضل و رحمت خداوند شاد شوند…”(یونس-58)
درک من از معنی فضل ، فراوانی و از رحمت دهندگی بی چون و چرای خداوند است.
وقتی قدرت را به خدا می دهی و افکارت خداگونه تر می شود ، توحیدی تری می شوی و … از همان جایی که هستی شرایط طبق قانون خداوند آرام آرام و با توجه به تغییر تو برایت تغییر میکند.
لباس کمی بهتر ، موبایل کمی بهتر، درآمد کمی بیشتر و … .
جوری آرام و ملو جلو می رود که شاید در کوتاه مدت متوجه نشی ، اما در دراز مدت شباهتی به ادم قبل نخواهی داشت .
نیاز به کار بزرگی نیست ، فقط باید تسلیم خداوند باشی و ازین تسلیم به احساس خوب دائمی برسی و در آن بمانی .
در سوره ی حمد یا فاتحه که کلید گشایش قران است آمده که مسیر مستقیم که هرکس در آن در آید نعمت داده می شود ، مسیر کسانی است و کسانی به آن هدایت می شوند که تنها خدا را می پرستند و تنها از او یاری می جویند .
اینکه خداوند در قرآن گفته همه ی گناهان جز شرک را می بخشم ، داره به تو یاد می ده که ت قدرت خلق زندگیت رو از طرف من داری حالا میری قدرت رو میدی به یکی دیگه ، با من شریکش قرار می دی و با این کارت خداوند رو در وجود کم قدرت می کنی خب پس خودت باید بدونی که دیگه چقدر این کار بده که خدای مهربان میگه نابخشودنیه .
همه آدم که نتایج بهتر ار نُرم جامعه میگیرند په بدونن چه ندونن با هر دینی قدرت خلق زندگی رو در وجودشون به خدا دادند و اگر هم چنین نباشه در وهله ی اول به دیگران باج ندادن و بنده ی دیگری نبودن .
در هر حال آدمی که قدرت را به خداوند میده از همانجایی که هست درهای زندگی به روش باز می شن .
اگر هم نیاز باشه ادم بره جایی برای نعمت بیشتر یا کاری کنه هدایت الهی اون رو هدایت میکنه.
احساس لیاقت در خواسته ها نیز یکی از عواملی است که تمایز می دهد چیزی را بخواهیم یا نخواهیم .
وقت خودمان را حتی لایق درخواست کردن نمی بینیم چه انتظاری داریم که خداوند برایمان کاری کند.
او مدیر هست ولی تو درخواستی نداری ، چرا ؟ چون احساس لیاقت نمی کنی که فلان آزادی ها رو داشته باشی .
پس وقتی چیزی را به جهان ندادی چه پاسخی را انتظار می کشی؟
بپذیر که چه خوب و چه بد خودت این زندگی را ساختی و وقتی این رو بپذیری ، قدرت خلق زندگی رو به دست خودت گرفتی .
و این احساس ناتوانی را باید همراه داشته باشی که بی هدایت خدا و استفاده از آگاهی او نمی توانی با عقل خودت زندگی خوبی را تجربه کنی.
احساس عجز در برابر قدرت یکتای جهانیان بزرگترین دستاورد هر انسان است و پایه های خداگونه شدن بر این ستون بنا می شود.
اینکه قدرت او را باور داری ، اینکه او باتو صحبت می کند ، اینکه او تورا جلو می برد ، اینکه او عالم ترین است ، اینکه او به همه ی شرایط در لحظه آگاه است و بی نهایت باور های قدرتمند کننده درباره خداوند ، مدیر و فرمانروای جهان ها که هرچه تسلیم وی باشی و با این باورها با نیرویی که اصل وجود توست یکی شوی و هم سو باشی و بگذاری برایت خدایی کند.
کدام مدیری در کره ی زمین است که بیشترین و سخت ترین وظایف را داشته باشد ؟؟؟
هر مدیری که دیده اییم فقط و فقط از پرسنل درخواست دارد و کار می خواهد و پرسنل جوابگوی مدیر هستند .
چند بار می تونی از مدیرت در خواست حقوق کنی ؟ هر روز می تونی؟
تو با مدیری طرفی که تو ازش کار میخوای ، تو بهش میگی برات چیکار کنه و اونم چیزی جز تسلیم جریان الهی بودن از تو نمیخواد .
فقط میخواد تو این رود زیبا روی اب رها باشی و سوت بزنی و خودش ببرتت دریا .
بهونه های زندگی رو بذار کنار ، تو مسئولی پس زندگیت رو اونجوری که میخوای خلق کن ؛ از هرجهت نه فقط مالی ، از جهت روابط ، سلامتی ، آزادی مالی ، زمانی و مکانی و … .
بهونه ها عوامل بیرونی هستند که قدرت رو از تو میگیرند .
توحید رو در زندگیت به راه بیانداز.
توحید یعنی گرفتن قدرت از همه کس و همه چیز و دادن بی چون و چرا و غیر قابل مذاکره ی اون به خداوند اون هم در هر لحظه
اگه بین دوتا شرکت برای کار مردد باشی کدوم رو انتخاب می کنی ؟
من همیشه آدم هارو مقصر اتفاقات زندگی خودم میدونستم
همیشه دولت و مردم و خونوادم مقصر میدونستم
یادمه وقتی ازدواج کردم پدرم گفتن ک همسرم فرد مناسبی برای من هستن
و منم بخاطر باور های شرک آلودم قبول کردم
چون پدر خدا میدونستم و میگفتم اون همه چیز بهتر میدونه
اما هر بار ک یک بحثی میکردم با همسرم سریع پدرم مقصر میدونستم
با این ک پدرم فقط بهم پیشنهاد داد ولی چون من نمیخواستم قبول کنم مسئولیت زندگی من با خودم هستش هرچی پدرم میگفت قبول میکردم ک اگه یک جایی یک موضوع پیش میومد خودم قربانی و پدرم رو مقصر زندگیم میدونستم
ولی فهمیدم صد در صد مسئول زندگی خودم هستم و افکارم کنترل کردم
انگار خییلی بهتر میتونستم کنترل کنم رفتارم و کارهامو چون خودم مسئول میدونستم نه دیگران
.
.
.
یادمه وقتی بچه بودم میگفتن زمانی ک ظلم تمام سطح زمین رو بگیره امام زمان میاد
و من منتظر منجی بودم ک نجات بده مارو و مارو در کشتی خودش سوار کنه
این باور خیلی باور مخربی بود برای من
و باز شروع کردم باور هامو بهبود دادن
و باز گفتم من مسئول زندگی خودمم و نیازی به منجی ندارم برای زندگی بهتر
.
.
.
من 2تا بچه کوچیک دارم به فاصله 1سال
هیچ وقت بچه هامو ترمز خودم ندیدم
با 2تا بچه کلی مسافرت رفتم
مهمونی رفتم
اما اطرافیانم میگفتن بزار بزرگ بشن بعدش
ولی من احتیاج داشتم به تفریح و زمان برای خودم گذاشتن
و احساس گناهی ک بهم میدادن رو یاد گرفته بودم کنترل کنم و بگم سمیرا این حق طبیعی تو هستش و احساس گناه نداشته باش
.
.
.
استاد تمام حرف های شما کاملا درست هستش
و خدارو سپاسگزارم برای این خانه تکانی ذهن ک تونستم فایل هاشو گوش بدم
سلام خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته عزیزم، و همه عزیزانی که اینجا حضور دارن.
خواستم از این فایل شروع کنم به کامنت گذاشتن، برای اینکه یادم بمونه قانون چیه؛ و برای غلبه بر کمالگرایی.
من فایل های استاد رو در حالت های مختلفی گوش دادم تا بفهمم کدوم حالت برام مناسب تره،
– در حال کار
– در حال آشپزی
– در حال استراحت
– در حال پیاده روی
-و در حالت نشسته با تمرکز کامل
از دو تا روش آخر، بیشترین نتیجه رو گرفتم.
یه تایمی رو در برنامه روزانه ام اختصاص دادم به فایل های خانه تکانی ذهن،
رفتم تو قسمتی از خونه که بیشتر از همه دوسش دارم ، با تمرکز کامل نشستم گوش دادم،
ثانیه به ثانیه ویدیو رو متوقف میکردم و مینوشتم درباره هر آنچه که دریافت کردم، بعضی قسمت های فایل رو برمیگشتم عقب و بار ها و بارها میزدم تکرار بشه ؛ مثلا دقیقه 32:20 همین فایل به شدت تاثیر گذار بود.
به یادم آورد که سوره حمد چی گفته :
– ” تنها تو را میپرسیتم و تنها از تو یاری میجوییم ”
یادم آورد که چند وقته چقد سر مسائل مختلف شرک ورزیدم ، یه زمانی واسه اجاره خونه،واسه اجاره مغازه، امیدم به هرجایی غیر از خدا بود ، و به شدت هم خسته و ناامید شدم!
یه زمانی برای مشتری ، یه زمانی برای پذیرفته شدن در اجتماع و… چقدر شرک ورزیدم،
جالب اینجاست :
هر زمان که به آموزش های استاد متعهدانه گوش دادم و تمرین کردم،
در طول روز قانون رو به خودم یادآوری کردم،
تلاش کردم از صبح که چشمامو باز میکنم زیبایی هارو ببینم،
تضاد ها رو به عنوان یک موهبت دیدم که خواسته ام رو واضح میکنن و جای پای منو در مسیر هدفم محکم تر میکنن و منو ارتقا میدن؛
زندگی بسیار دلنشین شده و پر انرژی با ایمان ادامه دادم.
و هر زمان که از مسیر منحرف شدم حرف های استاد بهم تلنگر زد که حواست باشه داری ناخواسته ها رو خلق میکنی،
حواست باشه اینجا داری شرک میورزی و اوضاع خوب پیش نخواهد رفت؛
به محض بیدار شدنم با این آگاهی ها، دوباره به مسیر لذت بخش زندگی برگشتم؛
داستان همینه که مهم ترین موضوع تــوحـیـــد هست،
من هر وقت بنده خوبی نبودم و طبق الگو های رفتاری قدیمی شرک ورزیدم،
زمین و زمان ناامیدم کرد،
فقط و فقط برای اینکه بهم بفهمونه قدرت از آن الله هست…
فقط برای اینکه یادم بیاد تمام قدرت در دست الله هست که فرمانروای تمام جهانه و اگر از اون انتظار داشته باشم، اگه از اون کمک بخوام از اون درخواست کنم،
ایمان داشته باشم که داره به من گوش میده و تمام حواسش به منه
قطعا راه حل ها رو بهم الهام میکنه، قطعا آرامش بی حد و مرزی نصیب قلبم میشه.
– توحید عملی یعنی:
– من مسئول تمام اتفاقات و شرایط زندگیم در هر لحظه هستم.
– هیچکس بیرون از من مقصر یا مسئول نیست، حالا بخواد پدر مادر باشه، همسایه و دولت باشه یا حتی خدا باشه. من قدرت خلق کردن دارم و تمام شرایط رو خودم خلق کردم، حالا اگه بعضی از جنبه های زندگیم رو دوست ندارم، بهتر نیست به جای گله و شکایت، شرایط جدیدی رو خلق کنم؟؟؟ من یک خالق هستم که قراره از عمرم درست استفاده کنم.
– اگه مثل بقیه “فکر” و “عمل” کنی، قطعا مثل بقیه نتیجه میگیری. پس بیا مثل اونی که زندگی و شرایط دلخواه تورو داره فکر کن و عمل کن. مثل عباسمنش.
– همه چیز خداست، همه چیز توحید و توکل به خداست. قبل از انجام کاری، نیت خودت از انجام اون کار رو بسنج. ببین برا دل خودته و بهت الهام شده، یا برای تایید و تشویق از طرف مردم داری انجامش میدی؟
– از دیگران کمک نخواه ، توقع نداشته باش و منتظر کمک یا دلسوزی یا تاییدشون نباش! تمام توجهت رو بده به پروردگارت، ازش درخواست کن، باهاش صحبت کن.
به یاد بیار خدایی هست که فرمانروای تمام جهانه، تمام قدرت در دست اونه ، با اینکار آرامش رو به خودت هدیه میدی تا زمزمه دل مشغولی ها محو بشه، و به راحت ترین حالت ممکن صدای هدایت های الله خیلی واضح به گوشِت برسه.
– اگه تو بنده خوبی باشی و فقط بنده خدا باشی، همه کار برات میکنه. جوری که هیچکس باورش نشه از نعمات بی حسابی که بهت داده.
-با رعایت قانون تکامل، باور های توحیدی قدرتمند میشن. پس ادامه بده. هرروز که چشماتو باز میکنی به خودت یادآوری کن اگه امروز بیدار شدی به این معناست که قراره خداوند هدایتت کنه به شرطی که تو بخوای و بتونی هدایت رو دریافت کنی، هدایت در مسیر کسانی که به آنها نعمت داده شده…
– قراره هرروز به تمام این آگاهی ها عمل کنی. یعنی اگر امروز تو شرایطی هستی که با باور های قبلیت خلقش کردی، اگه اتفاقی میفته که زیبا نیست، صد درصد مسئولش خودتی. حواست باشه گول نخوری بگی نه دیگه این موضوع تقصیر فلانیه اون داره اون رفتارو میکنه.
نه، مسئول تمام اتفاقات خود تو هستی ، و حواست باشه.
-هیچ نجات دهنده ای در کار نیست.
چون من یک خالق هستم و فقط خودم میتونم با هدایت های پروردگارم زندگیم رو خلق کنم.
– خداوند یک سیستم و یک انرژی هست که به فرکانس های من پاسخ میده. اگه تو مدار خوبی باشی صد درصد تو شرایط خوبی خواهی بود. فارغ از اینکه اون بیرون چخبره.
– من یک خالق هستم به شرطی که بهونه نیارم!
-توی هر مکانی که هستی ،با اون مکان در صلح باش و بهترین عملکرد خودت رو ارائه بده و به زیبایی ها توجه کن. در این صورت تو هدایت میشی به مکان های بهتر.
استاد عزیزم سپاسگزارم که یکتا پرستی روبه من آموختین.
به لطف خداوند و خانم شایسته عزیزم که این دوره رایگان رو استارت زدن، منم دوباره کار کردن روی خودم رو شروع کردم و میخوام هر روز طبق برنامه روی قدم ها کار کنم.
استاد تو این فایل هم گفتن که باور های جدید با تکرار شکل میگیرن ، پس ما هم هرروز قوانین رو یاد میگیریم و تکرار خواهیم کرد.
چقدر ردپایی که گذاشتی تاثیر گذار و روان بود ، هر خطی رو که میخوندم با خودم گفتم چقدر با آرامش و صبوری این رد پا و این آگاهی رو به جای گذاشته ، خوشحالم که تو این مسیر در کنار همراهانی هستم که هم فرکانس با خودم هستن و دنبال یک هدف هستیم
برای تو دوست عزیز آرزومند رسیدن به هدف اصلیت و اون آرامشی هستم که هممون دنبالش هستیم
خیلی خوشحالم همراه شما و آموزه های زیبا و آموزنده همراه با شما در این مسیر همگام و هم مسیر هستم
خدا رو شاهد می گیرم آنقدر در زندگی تغییر کردم و تبدیل به خود برتری دیگری میخواستم شدم که اصلا ربطی با گذشته خودم ندارم
و امیدوارم انسانهای بیشتری را وارد این مسیر زیبا و پر نور شوند و زندکی خود را با عشق به خداوند نورانی کننداند
در این مسیر مثل یک پسر بچه ای خردسال هستم
که مدام یا گم میشود یا خوابش می گیرد یا از مسیر گاهی بیرون می رود هستم
ولی دوباره به مسیر برمیگردد و ادامه میدهد تا به امیدهای که در دل و درون خود کاشته است آب و نور دهد تااینکه رشد کند و سبز شود و نتیجه دهد
بله استاد عزیز همانطور که گفتید هیچ کس در این دنیا به جز خود ما مسئول زندگی ما نیست و هیچ کس و هیچ شیعی نمی تواند بر ما تاثیر بگذارد فقط فقط مگر خود ما هستیم که مسئول باورها و اعتقادات و رفتارهای خودمان هستیم چیزی که خودمان توسط خود ما خلق میشود و نتیجه می دهد هست
نه برادر نه خواهر نه مادر نه پدر نه دوست
فقط خود ما
پس نتیجه میگیریم که فقط بر روی آگاهی ما کار شود و روی ذهن ما کار شود آموزش بدهیم و نتیجه فوق العاده ش را در زندگیمان ببینم و هروز هر لحظه شکرگزار خدا باشیم
چیزی که مرا به شوق می کشد و اشک را در چشمان م جاری میکند. و تمام تنم را به آتش می کشد اینست که این من بودم اختیار زندگی را دست داشتم و چه بی نا آگاهانه جلو می رفتم
را میسوزاند
و از شدت شوق و عشق اینکه من چه قدرتی دارم جه توانایی دارم چه چیزی را خود من میتوانم خلق کنم را به وجد می آورد و می سوزاند و دوباره از نو می سازد
خدایا شکرت
خدایا سپاسگزارم
خدایا بی نهایت شکرت
که مرا به مسیر هدایت کردی تا بتوانم راحت زیبا با آرامش بیشتری به خواسته هام فکر کنم بخواهم و داشته باشم برسم
سلام های گرمم خود را حضور استاد نهایت عزیزممم و خااانم مریمم عزیز میکنممم ….
روز اول من است که فایل خانه تکانی را شروع کردممم…خاستممم چنددسطرر بنویسممم.
هرجاااتصمیممم خلق زندگیم را برخودم گرفتمم و بیشتر اوقات اتفاقات را به نفع خود اتمام کردممم.
بررسی بیشتر به موضوع توحید آگاهی پیدا کردممم.
خداوندممم را همیشششششش بالااای سربدانم.
خلق زندگیممم را به فرکانس که به جهااان میدهمم دیدممم و همیششش شاااهد خواسته های خوددد بودممم .
شاید خواستهها گاااهی طولانی باشد که ما بدستش بیاریمممم امااا خیلی عظیم است این نیرو برتررر که باااامااااست .
آهسته آهسته دست کشیدممم…ازپدر،مادر،خواهر،برادر وووو ….
گفتمممم خداااایاااااا خودت یاری اممم کن !
کم کمم حس خوشبختی راا در درونمممم احساس کردمممم.
من..خیلیی کوشش میکنمم توحیدی ترباشممم یعنییی هرقدم ام را بناممم یاد خداااا خود آغازگرررباشمممم….
گاهی حس امنیت راااا در سجده هایممم پیدا میکنمممم….
من..درین سال های اخیر از مشکلااااات که رخ میدهد در کشور اصلآ توجه نمیکنمممم
از خبرها،اخبار هاا،محفلهاااا،محیط دست جمعی،فضا های منفی وغیره جلوگیری میکنمممم …درستس برای خود میگممم اگرکاااری برای من است انجام میدهممم ،اما من که مسئول کشور مردم خود نیستمممم !
بااار الهاااا !!!
هزارررر بااار شکرررت که مرا خداااوندممم درین مسیررررر توحیدے قرار داده است…!
همتا نوری…! این رد پااا را گذاشتانده تا بدانه روند تکاملی را بهتر ووبهترررر درک کند !
سلام به شما دوست عزیز به شما تبریک میگم بخاطر پا گذاشتن به این سایت توحیدی
وچقدر لذت بردم از کامنت زیباتون و اینقدر هم زیبا و توحیدی نوشتین من یادمه روزهای اول تو سایت اصلا نمیتونستم کامنت بنویسم چون اصلا نمیدونستم چی بنویسم ولی شما با این که تازه وارد این سایت شدین چقدر خوب نوشتین و چقدر قابل تحسین هستین و به شما تبریک میگم بخاطر این عزت نفستون انشالا نتایجتون هم همینجوری محکم و قوی شکل بگیره و به راحتی به راحتی
باعرض سلام خدمت استاد گرامی وخانم شایسته عزیز و دوست داشتنی و تمامی دوستان،نشانه گام اول:من قبل هرچی میخوام اینجا به صورت کتبی تعهد بدم که هر روز یه گام پیش برم و یه رد پا بذارم چون یکی از ایرادهای من اینه که همه چیزو نصفه ول میکنم و میخوام این ایراد رو برطرف کنم،و اما کامنت این گام:من در این فایل یکی از پاشنه های آشیل خودمو پیدا کردم اونم شرکه البته که شرک در وجود همه هست ولی من شدت مشرک بودن خودمو درک نکرده بودم تازه دارم کم کم متوجه میشم که چقدر خودمو نمیشناختم و با خودم غریبه بودم،من فکر میکردم آدم با ایمانی هستم وحتی خیلی وقتها خودم از نظر ایمان بهتر از خیلی ها میدیدم الان متوجه شدم که کاملا در اشتباه بودم من برای خدا شریک های زیادی قرار داده بودم از محیط گرفته تا خانواده تا همسر تا رییس تا هزاران مورد دیگه ولی به صورت زبانی و ظاهری میگفتم همه چی دست خداست،البته یکتا پرستی برای من در این مداری که الان هستم سخته و باید کم کم تکاملمو طی کنم و گام به گام درجه شرک کم کنم و پیشرفت کنم،و خودمو خالق همه چی بدونم خالق صد در صد باید جسور بشم شجاع بشم باید جلو برم،نباید منتظر باشم کسی دستمو بگیره و منو به سمت جلو بکشه،امیدوارم هر روز بهتر از دیروز در این مسیر پیشرفت کنم
گام اول از خانه تکانی ذهن
به به از این شروع فوق العاده که از اساس شروع کرده به پاکسازی و تغییر ذهن
قبول کردن مسئولیت تغییر زندگیمون اساس تغییر و خلق زندگی دلخواهمون هست
چقدر از صحبت های استاد از این راحت صحبت کردنشون لذت بردم چقدر به دلم نشست و چقدر ذهنم رو بازتر کرد الهی شکرت
من میتونم خیلی خوب درک کنم این صحبت رو که اگر باورها و افکار من تغییر کنه زندگی بیرونی من خود به خود تغییر میکنه
من بنابر باورهای محدود کننده م با همسری ازدواج کردم که دقیقا دیدگاهش عین خانواده خودم سختگیرانه و تعصبی بود و خیلی جالبه که اصلا خانواده و اطرافیانشون اینطوری نبودن اصلا انگار ایشون تو خانواده من با دیدگاه های اونها بزرگ شده بود که البته قبل از تغییر دیدگاهم این رو ربط میدادم به شانس، بعدا که به لطف خدا با کارکرد جهان آشنا شدم دیدم که ازدواج با همسرم ساخته باورها و کانون توجه خودم بود…
خلاصه که من چقدر جنگیدم مقاومت کردم و اشک ها ریختم برای تغییر همسرم چون فکر میکردم همسرم مسئول تغییر زندگی منه و اگر ایشون افکارش عوض بشه من به آزادی میرسم و زندگی دلخواهم رو تجربه میکنم
نتیجه اشک ها و کمک خواستن از خدا این بود که کم کم خیلی نامحسوس هدایت شدم به افراد و آموزه های مربوط به توسعه فردی و زن قوی و مستقل و اینطور مسائل…
بدون اینکه آگاهانه کاری کنم فقط این موضوعات و پیج هارو دنبال میکردم و فایل هارو گوش میدادم و کم کم توجهم به تغییراتی تو زندگیم جلب شد که نه بابا من دارم قدم قدم همینطوری تکاملی به اونچه که میخوام میرسم
این درک رو بعدا بهش رسیدم که من با دنبال کردن آموزش های توسعه فردی ناخوداگاه داشتم دیدگاه و باورهام یه تکونی میخوردن و بدون اینکه کاری بکنم اخلاق و رفتار همسرم تغییر میکرد و کاملا طی شدن تکامل رو حس میکردم
منی که اجازه نداشتم از در خونه بیرون برم کم کم یه کوچه، یه خیابون و حتی یه محله اونورتر رفتم
همسری که میگفت زن رانندگی نمیکنه و محاله اجازه بدم پشت فرمون بشینی تبدیل شد به آدمی که خودش میبره تمرین رانندگی
و من الان به آزادی مطلوبی رسیدم که دیگه خبری از اجازه گرفتن و امر و نهی شنیدن نیست…
این هارو با مثال تعریف کردم که هم برای خودم یادآوری باشه از لطف و محبت و هدایت خداوند و روند تغییر زندگیم طوری که اطرافیانم هم باورشون نمیشه همسر من اخلاق و رفتارش در رابطه با من زیر و رو شده و هم شاید به یک نفر هم شده کمک کنه تا بهتر باورکنین که کاملا درسته ما با افکارو دیدگاه ها و باورهامون زندگیمون رو میسازیم و حتی آدمای اطرافمون هم به نفع ما تغییر میکنن یا کنار میرن
آره من دارم تکاملی یاد میگیرم که هرآنچه که بخوام رو خودم میتونم خلق کنم دارم درک میکنم که خداوند به من یک امتیاز بزرگ داده اونم قدرت خلق زندگیم هست
دارم یاد میگیرم که نباید این تجربه کوتاه زندگی زمینی رو به راحتی از دست بدم و ازش لذت نبرم
من به کره زمین فرستاده شدم که از تجربه زندگی مادی نهایت استفاده رو بکنم و اونطوری که میخوام جهان اطرافم رو خلق کنم
چقدر لذت بخشه متفاوت از اکثریت جامعه فکر کردن و متفاوت عمل کردن و متفاوت نتیجه گرفتن
من عاشق این تفاوتم…
درود بر شما استاد عزیزم و دوستان جان
واقعیتش من مدتی بود از خود خدا گونه ام دور شده بودم که یه مشکلی بر خوردم کلی براش تلاش کردم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیدم هر روز حالم بد تر میشد به این نتیجه رسیدم چقدر ناتوان هستم،از خدا خواستم هدایتم کنه که به این فایل استاد عباس منش رسیدم چندین بار گوش دادم شاید باورتون نشه ولی این فایل برای من بود که باید حسم خوب کنم باید توکل کنم به بالا ترین قدرت کیهان رب،اون دستا مهربونم برام فرستاد من هم درسش گرفتم
نمی دونم چرا ولی درونم بهم گفت که این داستان به اشتراک بزارم لطفا تا آخر بخونید
داستان
گویند که در دو طرف درب ورودی کاخ سلطان محمود غزنوی، دو مستمند نشسته بودند. یکی چاپلوس بود و هرکس که رد می شد، از وزیر و وکیل و سلطان با چرب زبانی چیزی کاسب می شد؛ اما دیگری ساکت بود. گاهی گدای چاپلوی به او می گفت: “مگر تو احتیاج نداری، پس چرا از این زبانی که خدا بهت داده استفاده نمی کنی بیچاره!” گدای دیگر همیشه جواب می داد که کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه! یک روز کسی به سلطان گفت: “قربان قضیه این دو تا گدای دم درب ورودی را می دانید؟” گفت: “نه، اتفاقاً می خواهم بدانم چرا یکی ساکته و دیگری پرحرف؟”
سلطان به سلامت باشند، گدایی که ساکت است، گاهی کلامی بر لب می راند که بهتر است از جلوی در او را رد کنید. سلطان پرسید: چه می گوید؟ پاسخ شنید که وقتی به او می گویند، چرا جلوی سلطان و وزیر احترام نمی کنی تا صله ای بگیری؟ او می گوید که کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه! سلطان محمود که عصبانی شده بود، گفت: حالا به او خواهم گفت که دنیا دست چه کسی است! سلطان فرمان داد که یک مرغ شکم پر برای شام حاضر کنند. مرغ را آوردند و سلطان یک الماس خیلی ارزشمند داخل شکم مرغ گذاشت و گفت: “ببرید برای گدایی که به ما احترام می کند تا رفیقش بفهمد همه کاره چه کسی است.”
مرغ را برای گدای چاپلوس بردند، ولی از قضا آن شب وزیر هم یک بوقلمون برایش فرستاده بود و او سیر بود. به دوستش گفت: امروز چقدر کار کردی؟ پاسخ شنید: 3 سکه. گفت: “بیا این مرغ با اینکه خیلی بیشتر می ارزه، ولی 3 سکه رو بده و مال تو”. گدای دیگر پاسخ داد که نمی خواهم! گفت: “دو سکه بده.” جواب داد که نمی دهم. گفت: “یک سکه.” گفت: “نه، این مرغ روی دستت باد کرده و باید دور بیندازیش حالا می خواهی سر من کلاه بذاری؟”
گفت: “بیا مجانی برش دار که اینجا بماند بو می گیرد!” برداشت و لقمه اول را که خورد الماس را دید. گذاشت جیبش و گفت: “رفیق، شاید از فردا من رو ندیدی، ولی یادت باشد؛ کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خره کیه”! فرداش سلطان دید، این گدا هست و دیگری نیست. گفت: بیاریدش داخل و از او پرسید که رفیقت کجاست؟ گفت: “دیروز همچین حرفی زد و امروز هم نیامد.” سلطان با عصبانیت گفت: “تو چرا دوباره گدایی می کنی، مگه من به تو صله ندادم؟” گفت:” بله سلطان ولی چون بوقلمون وزیر را خورده بودم، دادمش به رفیقم.” سلطان ابتدا ناراحت شد ولی بعد لبخندی زد و گفت: این جمله که من می گویم تو هم تکرار کن وگرنه میدهم شلاقت بزنند. بگو: “کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خره کیه!”
به نام خداوند مهربان
سلام به دوستان عزیزم ، استاد عباس منش و خانم شایسته ی مهربان
بریم که جلسه اول رو داشته باش
از خداوند بی نهایت سپاس گزارم که به این آگاهی ها هدایت شدم و این دانش بر جان و زندگی ام روان گشت.
همه ی آدم ها مثل هم فکر نمی کنند و لازم هم نیست که چنین باشند ؛ هرکس نتیجه ی افکار خودش رو میگیره و زیبایی دنیا به دلیل همین تفاوت هاست .
پس نه لازمه کسی منو تغییر بده و همچنین لازمه من کسی رو تغییر بدم.
جهان در مدیرت عالی و بی نقص خداوند جلو می ره و هرکس که بخواد هدایت میشه اون هم به بهترین مسیرهای خداوند و نعمت و ثروت وارد زندگیش می شه.
ذهن ما در مسائل ناخواسته به سمتی میره که انگار خداوند از روی خصومت شخصی و میل باطنی خواسته که فلان اتفاق بد بیوفته و همیشه از خداوند گله داریم و همه ی تقصیر را گردن خداوند می اندازیم .
چون اون مدیره دیگه از اون بالا حواسش هست پس اگه اینطوریه چرا منو ول کرده ؟
او فقط مدیره و به چیزی که بهش میدی پاسخ می ده ، حتی پاسخی بهتر از چیزی که فرستادی چون قوانینی که برجهان حاکم کرده به سمتی پیش میره که به خوبی ها پاداش بیشتری تعلق بگیره.
“هرکس نیکی آورد ، پس برایش ده برابر مثل آن است و هرکس بدی آورد پس جز همانند آن کیفر نمی بیند و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند.” (انعام-60)
ستمی در کار نیست فقط کار بد تو به عنوان خواسته به خودت پاسخ داده شده است .
” ازمکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو”
هر مسئله ی ناخواسته سیل ، زلزله ، فقر ، تحریم و … در نتیجه باعث شده جهان و افراد خواسته هایی داشته باشند که نیاز های آن ها در زمینه های نامبرده مرتفع بشه . خواسته های پس از برخورد به تضاد به جهان ارسال میشه و مدیریت محترم کیهان پاسخ میده و رشد صورت میگیره چه در بعد فردی چه در بعد کیهانی ؛ جهان و افراد در سطح بهتری قرار میگیرند و این تضاد پس از یک دیدگاه صحیح از یک عامل از بین برنده به یک خیر و برکت و عامل رشد و حرکت تبدیل می شود .
این ها زمانی رخ می دهد که مسائل را حل شدنی ببینی و بدانی خواسته هایت توسط قدرت یکتا و بزرگی اجابت می شود که کارش حتمی و بی نقص است .
آن هم به شرط ایمان ، توکل و تسلیم بودن در برابر خداوند.
اینکه بدانی او از درونت و خواسته هایت بسیار بهتر از تو و هرکس دیگری آگاهی دارد و بسیار بسیار بهتر از تو نیز میتواند زندگی را در همه ی ابعاد مدیریت کند .
به نوعی تو “روی دوش خداوند” می نشینی و کیف می کنی و اجازه می دهی خداوند این پدر مهربان در زندگی ات خدایی کند.
مسئولیت زندگی ات به عهده بگیر .
نه پدر، نه دولت ، نه جامعه و … و نه هیچکس مسئول زندگی تو نیست .
تویی که بی چون و چرا نقشه ی زندگی را طرح میکنی .
به عنوان مسئول زندگی خودت تسلیم حق باش.
تسلیم نیرویی که این جهان را آفریده ، شکل داده ، اندازه داده و هدایت می کند .
“به یقین هدایت کردن بر عهده ی ماست ” (لیل 12)
یکی از وظایف خداوند در قبال همه ی موجودات هدایت است. این واژه اینقدر برای ذهن من گم است که هرچقدر میگردم چیزی نمی یابم زیرا چیزی نبوده که در سالهای گذشته ی دور زندگی ام به عنوان یک اصل مهم زندگی در هیچ جایی به ان اشاره شده باشد.
ولی وقتی با قلبم آن را حس میکنم سراسر گواه و شاهد بر صدق این قانون الهی است .
برای اینکه قدرت زندگی ات را به دست بگیری باید در ذهنت قدرت را از دیگران بگیری و قدرت را به خدایی بدهی که تنها مدیر و تنها قدرت خیر همه ی جهان هاست .
که قوانین جهان را جوری نهاده که من با توجه به افکارم و کانون توجه ام می توانم بی چون و چرا و بی هیچ شرطی شرایط زندگی ام را رقم بزنم .
به من قدرتی داده که می توانم زندگی ام را بسازم و این قدرت خلق زندگی من فقط در دسترس من می باشد ولاغیر .مگر اینکه من خودم نا آگاهانه و اشتباهی این قدرت را به دیگران داده باشم.
آن وقت چه بدانم و ندانم بنده ی دیگران و ترس از رفتار خوب و بد آن ها هستم و هرچه بیشتر از معبود اصلی و اصل خودم دور می شوم.
گاهی یک اتفاق یکسان برای یک جامعه می افتد مثلا افزایش قیمت دلار ، ولی نتایج یکسان نیست برای همه؛ یکسری از این افزایش قیمت صاحب نعمت می شوند و یکسری هر روز فشار بیشتری را متحمل می شوند .
در ظاهر ستمی روا شده ولی از دید قانون الهی یکسری این ستم را نپذیرفتن ، زیرا قدرت خلق جریان زندگیشان را منوط به هیچ اتفاق بیرونی نکرده اند و باور دارند همیشه در هر زمان می توانند ثروت بسازند و خداوند نیز در پاسخ به زندگی آن ها ثروت بیشتری وارد می کند.
یکسری هم پذیرفتن که مورد ظلم قرار گرفته اند و قدرت خلق جریان زندگیشان را به شرایط متحمله از جامعه گره زده اند . در صورتی که ستم اصلی که اتفاق افتاده ، ظلمی بوده که با دادن قدرت به غیر خدا به خود کرده اند و نا آگاه هستند .
زیرا تسلیم این جریان نبوده که با قدرتی طرف هستند که در زیر خاک ، در آسمانها و در اعماق دست نایافتنی دریاها به موجودات روزی می دهد. این خداوند وجودش سراسر فراوانی است و نعمت هایش بی شمار و بیش از اندازه ی همه ی موجودات هستی می باشد .
“و اگر آنان تورات ، انجیل و آنچه از سوی پروردگارشان بر آن ها نازل شده برپا می داشتند ؛ از آسمانها و زمین روزی می خوردند. جعی از آن ها معتدل و میانه رو هستند ، ولی بیشترشان اعمالشان بد است.” (مائده-66)
آیات کتاب های آسمانی مگر جز هدایت خداوند است؟
مگر پایه ی همه تعالیمشان “توحید و تسلیم به حق” نیست ؟؟
باور عدم فراوانی و دهندگی خداوند یکی از باورهای مخربی است که از ابتدای خلقت در داستان آدم و حوا ، هابیل و قابیل به چشم میخورد و خداوند با بیان این قصه ها خواستار آگاه شدن ما از این ترمز و باور مخرب است.
“بگو تنها به فضل و رحمت خداوند شاد شوند…”(یونس-58)
درک من از معنی فضل ، فراوانی و از رحمت دهندگی بی چون و چرای خداوند است.
وقتی قدرت را به خدا می دهی و افکارت خداگونه تر می شود ، توحیدی تری می شوی و … از همان جایی که هستی شرایط طبق قانون خداوند آرام آرام و با توجه به تغییر تو برایت تغییر میکند.
لباس کمی بهتر ، موبایل کمی بهتر، درآمد کمی بیشتر و … .
جوری آرام و ملو جلو می رود که شاید در کوتاه مدت متوجه نشی ، اما در دراز مدت شباهتی به ادم قبل نخواهی داشت .
نیاز به کار بزرگی نیست ، فقط باید تسلیم خداوند باشی و ازین تسلیم به احساس خوب دائمی برسی و در آن بمانی .
در سوره ی حمد یا فاتحه که کلید گشایش قران است آمده که مسیر مستقیم که هرکس در آن در آید نعمت داده می شود ، مسیر کسانی است و کسانی به آن هدایت می شوند که تنها خدا را می پرستند و تنها از او یاری می جویند .
اینکه خداوند در قرآن گفته همه ی گناهان جز شرک را می بخشم ، داره به تو یاد می ده که ت قدرت خلق زندگیت رو از طرف من داری حالا میری قدرت رو میدی به یکی دیگه ، با من شریکش قرار می دی و با این کارت خداوند رو در وجود کم قدرت می کنی خب پس خودت باید بدونی که دیگه چقدر این کار بده که خدای مهربان میگه نابخشودنیه .
همه آدم که نتایج بهتر ار نُرم جامعه میگیرند په بدونن چه ندونن با هر دینی قدرت خلق زندگی رو در وجودشون به خدا دادند و اگر هم چنین نباشه در وهله ی اول به دیگران باج ندادن و بنده ی دیگری نبودن .
در هر حال آدمی که قدرت را به خداوند میده از همانجایی که هست درهای زندگی به روش باز می شن .
اگر هم نیاز باشه ادم بره جایی برای نعمت بیشتر یا کاری کنه هدایت الهی اون رو هدایت میکنه.
احساس لیاقت در خواسته ها نیز یکی از عواملی است که تمایز می دهد چیزی را بخواهیم یا نخواهیم .
وقت خودمان را حتی لایق درخواست کردن نمی بینیم چه انتظاری داریم که خداوند برایمان کاری کند.
او مدیر هست ولی تو درخواستی نداری ، چرا ؟ چون احساس لیاقت نمی کنی که فلان آزادی ها رو داشته باشی .
پس وقتی چیزی را به جهان ندادی چه پاسخی را انتظار می کشی؟
بپذیر که چه خوب و چه بد خودت این زندگی را ساختی و وقتی این رو بپذیری ، قدرت خلق زندگی رو به دست خودت گرفتی .
و این احساس ناتوانی را باید همراه داشته باشی که بی هدایت خدا و استفاده از آگاهی او نمی توانی با عقل خودت زندگی خوبی را تجربه کنی.
احساس عجز در برابر قدرت یکتای جهانیان بزرگترین دستاورد هر انسان است و پایه های خداگونه شدن بر این ستون بنا می شود.
اینکه قدرت او را باور داری ، اینکه او باتو صحبت می کند ، اینکه او تورا جلو می برد ، اینکه او عالم ترین است ، اینکه او به همه ی شرایط در لحظه آگاه است و بی نهایت باور های قدرتمند کننده درباره خداوند ، مدیر و فرمانروای جهان ها که هرچه تسلیم وی باشی و با این باورها با نیرویی که اصل وجود توست یکی شوی و هم سو باشی و بگذاری برایت خدایی کند.
کدام مدیری در کره ی زمین است که بیشترین و سخت ترین وظایف را داشته باشد ؟؟؟
هر مدیری که دیده اییم فقط و فقط از پرسنل درخواست دارد و کار می خواهد و پرسنل جوابگوی مدیر هستند .
چند بار می تونی از مدیرت در خواست حقوق کنی ؟ هر روز می تونی؟
تو با مدیری طرفی که تو ازش کار میخوای ، تو بهش میگی برات چیکار کنه و اونم چیزی جز تسلیم جریان الهی بودن از تو نمیخواد .
فقط میخواد تو این رود زیبا روی اب رها باشی و سوت بزنی و خودش ببرتت دریا .
بهونه های زندگی رو بذار کنار ، تو مسئولی پس زندگیت رو اونجوری که میخوای خلق کن ؛ از هرجهت نه فقط مالی ، از جهت روابط ، سلامتی ، آزادی مالی ، زمانی و مکانی و … .
بهونه ها عوامل بیرونی هستند که قدرت رو از تو میگیرند .
توحید رو در زندگیت به راه بیانداز.
توحید یعنی گرفتن قدرت از همه کس و همه چیز و دادن بی چون و چرا و غیر قابل مذاکره ی اون به خداوند اون هم در هر لحظه
اگه بین دوتا شرکت برای کار مردد باشی کدوم رو انتخاب می کنی ؟
قطعا اونی که معتبر تره ، پول بیشتری میسازه ، بزرگتره .
پس چرا برای کل زندگیت خدارو انتخاب نمی کنی که بنده ی اون باشی .چرا،چرا؟؟
از خودت بپرس چرا سخته ؟
چرا خدا اونقدر که باید در زندگیت قدرت نداره ، چرا ، چرا؟
در صورتی که عقلانی ترین کار وقتی می دونی چنین نیرویی هست و چه کارا که برات می کنه ، اینه که تماما تسلیمش باشی و بندگیش رو کنی.
ازین تسلیم به حال خوب برس، راضی باش، سپاس گزار باش و به چیز دیگری بیرون از خودت و خدا توجه نکن .
بدون اون آگاهه از هر ترس و نگرانیت و رفعش میکنه پس فکر نکن نمی دونه ؛ می دونه و برات خدایی می کنه .فقط اعتماد کن.
مسیر خودت رو برو ، حرف دیگران رو جدی نگیر ، راه راست بهت هر لحظه گفته می شه .
باور کن فقط خداوند این قدرت رو داره که تورو به مسیر ثروت، لذت ، سلامتی ، آزادی مالی ، آزادی مکانی ، آزادی زمانی و … هدایت کنه.
خودت رو درست کن ، خدا بیرون رو درست میکنه .دست هاش رو می فرسته تا کمکت کنن.
همونطوری که خودت بارها دست خداوند بوده ایی.
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
من همیشه آدم هارو مقصر اتفاقات زندگی خودم میدونستم
همیشه دولت و مردم و خونوادم مقصر میدونستم
یادمه وقتی ازدواج کردم پدرم گفتن ک همسرم فرد مناسبی برای من هستن
و منم بخاطر باور های شرک آلودم قبول کردم
چون پدر خدا میدونستم و میگفتم اون همه چیز بهتر میدونه
اما هر بار ک یک بحثی میکردم با همسرم سریع پدرم مقصر میدونستم
با این ک پدرم فقط بهم پیشنهاد داد ولی چون من نمیخواستم قبول کنم مسئولیت زندگی من با خودم هستش هرچی پدرم میگفت قبول میکردم ک اگه یک جایی یک موضوع پیش میومد خودم قربانی و پدرم رو مقصر زندگیم میدونستم
ولی فهمیدم صد در صد مسئول زندگی خودم هستم و افکارم کنترل کردم
انگار خییلی بهتر میتونستم کنترل کنم رفتارم و کارهامو چون خودم مسئول میدونستم نه دیگران
.
.
.
یادمه وقتی بچه بودم میگفتن زمانی ک ظلم تمام سطح زمین رو بگیره امام زمان میاد
و من منتظر منجی بودم ک نجات بده مارو و مارو در کشتی خودش سوار کنه
این باور خیلی باور مخربی بود برای من
و باز شروع کردم باور هامو بهبود دادن
و باز گفتم من مسئول زندگی خودمم و نیازی به منجی ندارم برای زندگی بهتر
.
.
.
من 2تا بچه کوچیک دارم به فاصله 1سال
هیچ وقت بچه هامو ترمز خودم ندیدم
با 2تا بچه کلی مسافرت رفتم
مهمونی رفتم
اما اطرافیانم میگفتن بزار بزرگ بشن بعدش
ولی من احتیاج داشتم به تفریح و زمان برای خودم گذاشتن
و احساس گناهی ک بهم میدادن رو یاد گرفته بودم کنترل کنم و بگم سمیرا این حق طبیعی تو هستش و احساس گناه نداشته باش
.
.
.
استاد تمام حرف های شما کاملا درست هستش
و خدارو سپاسگزارم برای این خانه تکانی ذهن ک تونستم فایل هاشو گوش بدم
و روی رفتار ها و کارهایم بهبودگرایانه عمل کنم
درپناه الله باشید سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته عزیزم، و همه عزیزانی که اینجا حضور دارن.
خواستم از این فایل شروع کنم به کامنت گذاشتن، برای اینکه یادم بمونه قانون چیه؛ و برای غلبه بر کمالگرایی.
من فایل های استاد رو در حالت های مختلفی گوش دادم تا بفهمم کدوم حالت برام مناسب تره،
– در حال کار
– در حال آشپزی
– در حال استراحت
– در حال پیاده روی
-و در حالت نشسته با تمرکز کامل
از دو تا روش آخر، بیشترین نتیجه رو گرفتم.
یه تایمی رو در برنامه روزانه ام اختصاص دادم به فایل های خانه تکانی ذهن،
رفتم تو قسمتی از خونه که بیشتر از همه دوسش دارم ، با تمرکز کامل نشستم گوش دادم،
ثانیه به ثانیه ویدیو رو متوقف میکردم و مینوشتم درباره هر آنچه که دریافت کردم، بعضی قسمت های فایل رو برمیگشتم عقب و بار ها و بارها میزدم تکرار بشه ؛ مثلا دقیقه 32:20 همین فایل به شدت تاثیر گذار بود.
به یادم آورد که سوره حمد چی گفته :
– ” تنها تو را میپرسیتم و تنها از تو یاری میجوییم ”
یادم آورد که چند وقته چقد سر مسائل مختلف شرک ورزیدم ، یه زمانی واسه اجاره خونه،واسه اجاره مغازه، امیدم به هرجایی غیر از خدا بود ، و به شدت هم خسته و ناامید شدم!
یه زمانی برای مشتری ، یه زمانی برای پذیرفته شدن در اجتماع و… چقدر شرک ورزیدم،
جالب اینجاست :
هر زمان که به آموزش های استاد متعهدانه گوش دادم و تمرین کردم،
در طول روز قانون رو به خودم یادآوری کردم،
تلاش کردم از صبح که چشمامو باز میکنم زیبایی هارو ببینم،
تضاد ها رو به عنوان یک موهبت دیدم که خواسته ام رو واضح میکنن و جای پای منو در مسیر هدفم محکم تر میکنن و منو ارتقا میدن؛
زندگی بسیار دلنشین شده و پر انرژی با ایمان ادامه دادم.
و هر زمان که از مسیر منحرف شدم حرف های استاد بهم تلنگر زد که حواست باشه داری ناخواسته ها رو خلق میکنی،
حواست باشه اینجا داری شرک میورزی و اوضاع خوب پیش نخواهد رفت؛
به محض بیدار شدنم با این آگاهی ها، دوباره به مسیر لذت بخش زندگی برگشتم؛
داستان همینه که مهم ترین موضوع تــوحـیـــد هست،
من هر وقت بنده خوبی نبودم و طبق الگو های رفتاری قدیمی شرک ورزیدم،
زمین و زمان ناامیدم کرد،
فقط و فقط برای اینکه بهم بفهمونه قدرت از آن الله هست…
فقط برای اینکه یادم بیاد تمام قدرت در دست الله هست که فرمانروای تمام جهانه و اگر از اون انتظار داشته باشم، اگه از اون کمک بخوام از اون درخواست کنم،
ایمان داشته باشم که داره به من گوش میده و تمام حواسش به منه
قطعا راه حل ها رو بهم الهام میکنه، قطعا آرامش بی حد و مرزی نصیب قلبم میشه.
– توحید عملی یعنی:
– من مسئول تمام اتفاقات و شرایط زندگیم در هر لحظه هستم.
– هیچکس بیرون از من مقصر یا مسئول نیست، حالا بخواد پدر مادر باشه، همسایه و دولت باشه یا حتی خدا باشه. من قدرت خلق کردن دارم و تمام شرایط رو خودم خلق کردم، حالا اگه بعضی از جنبه های زندگیم رو دوست ندارم، بهتر نیست به جای گله و شکایت، شرایط جدیدی رو خلق کنم؟؟؟ من یک خالق هستم که قراره از عمرم درست استفاده کنم.
– اگه مثل بقیه “فکر” و “عمل” کنی، قطعا مثل بقیه نتیجه میگیری. پس بیا مثل اونی که زندگی و شرایط دلخواه تورو داره فکر کن و عمل کن. مثل عباسمنش.
– همه چیز خداست، همه چیز توحید و توکل به خداست. قبل از انجام کاری، نیت خودت از انجام اون کار رو بسنج. ببین برا دل خودته و بهت الهام شده، یا برای تایید و تشویق از طرف مردم داری انجامش میدی؟
– از دیگران کمک نخواه ، توقع نداشته باش و منتظر کمک یا دلسوزی یا تاییدشون نباش! تمام توجهت رو بده به پروردگارت، ازش درخواست کن، باهاش صحبت کن.
به یاد بیار خدایی هست که فرمانروای تمام جهانه، تمام قدرت در دست اونه ، با اینکار آرامش رو به خودت هدیه میدی تا زمزمه دل مشغولی ها محو بشه، و به راحت ترین حالت ممکن صدای هدایت های الله خیلی واضح به گوشِت برسه.
– اگه تو بنده خوبی باشی و فقط بنده خدا باشی، همه کار برات میکنه. جوری که هیچکس باورش نشه از نعمات بی حسابی که بهت داده.
-با رعایت قانون تکامل، باور های توحیدی قدرتمند میشن. پس ادامه بده. هرروز که چشماتو باز میکنی به خودت یادآوری کن اگه امروز بیدار شدی به این معناست که قراره خداوند هدایتت کنه به شرطی که تو بخوای و بتونی هدایت رو دریافت کنی، هدایت در مسیر کسانی که به آنها نعمت داده شده…
– قراره هرروز به تمام این آگاهی ها عمل کنی. یعنی اگر امروز تو شرایطی هستی که با باور های قبلیت خلقش کردی، اگه اتفاقی میفته که زیبا نیست، صد درصد مسئولش خودتی. حواست باشه گول نخوری بگی نه دیگه این موضوع تقصیر فلانیه اون داره اون رفتارو میکنه.
نه، مسئول تمام اتفاقات خود تو هستی ، و حواست باشه.
-هیچ نجات دهنده ای در کار نیست.
چون من یک خالق هستم و فقط خودم میتونم با هدایت های پروردگارم زندگیم رو خلق کنم.
– خداوند یک سیستم و یک انرژی هست که به فرکانس های من پاسخ میده. اگه تو مدار خوبی باشی صد درصد تو شرایط خوبی خواهی بود. فارغ از اینکه اون بیرون چخبره.
– من یک خالق هستم به شرطی که بهونه نیارم!
-توی هر مکانی که هستی ،با اون مکان در صلح باش و بهترین عملکرد خودت رو ارائه بده و به زیبایی ها توجه کن. در این صورت تو هدایت میشی به مکان های بهتر.
استاد عزیزم سپاسگزارم که یکتا پرستی روبه من آموختین.
به لطف خداوند و خانم شایسته عزیزم که این دوره رایگان رو استارت زدن، منم دوباره کار کردن روی خودم رو شروع کردم و میخوام هر روز طبق برنامه روی قدم ها کار کنم.
استاد تو این فایل هم گفتن که باور های جدید با تکرار شکل میگیرن ، پس ما هم هرروز قوانین رو یاد میگیریم و تکرار خواهیم کرد.
سلام دوست من
چقدر ردپایی که گذاشتی تاثیر گذار و روان بود ، هر خطی رو که میخوندم با خودم گفتم چقدر با آرامش و صبوری این رد پا و این آگاهی رو به جای گذاشته ، خوشحالم که تو این مسیر در کنار همراهانی هستم که هم فرکانس با خودم هستن و دنبال یک هدف هستیم
برای تو دوست عزیز آرزومند رسیدن به هدف اصلیت و اون آرامشی هستم که هممون دنبالش هستیم
به نام خداوند منان و مهربان
سلام استاد عباسمنش عزیز و گرانقدر
با آرزوی عاقبت بخیری و شادی بیشتر در زندگی شما …
خیلی خوشحالم همراه شما و آموزه های زیبا و آموزنده همراه با شما در این مسیر همگام و هم مسیر هستم
خدا رو شاهد می گیرم آنقدر در زندگی تغییر کردم و تبدیل به خود برتری دیگری میخواستم شدم که اصلا ربطی با گذشته خودم ندارم
و امیدوارم انسانهای بیشتری را وارد این مسیر زیبا و پر نور شوند و زندکی خود را با عشق به خداوند نورانی کننداند
در این مسیر مثل یک پسر بچه ای خردسال هستم
که مدام یا گم میشود یا خوابش می گیرد یا از مسیر گاهی بیرون می رود هستم
ولی دوباره به مسیر برمیگردد و ادامه میدهد تا به امیدهای که در دل و درون خود کاشته است آب و نور دهد تااینکه رشد کند و سبز شود و نتیجه دهد
بله استاد عزیز همانطور که گفتید هیچ کس در این دنیا به جز خود ما مسئول زندگی ما نیست و هیچ کس و هیچ شیعی نمی تواند بر ما تاثیر بگذارد فقط فقط مگر خود ما هستیم که مسئول باورها و اعتقادات و رفتارهای خودمان هستیم چیزی که خودمان توسط خود ما خلق میشود و نتیجه می دهد هست
نه برادر نه خواهر نه مادر نه پدر نه دوست
فقط خود ما
پس نتیجه میگیریم که فقط بر روی آگاهی ما کار شود و روی ذهن ما کار شود آموزش بدهیم و نتیجه فوق العاده ش را در زندگیمان ببینم و هروز هر لحظه شکرگزار خدا باشیم
چیزی که مرا به شوق می کشد و اشک را در چشمان م جاری میکند. و تمام تنم را به آتش می کشد اینست که این من بودم اختیار زندگی را دست داشتم و چه بی نا آگاهانه جلو می رفتم
را میسوزاند
و از شدت شوق و عشق اینکه من چه قدرتی دارم جه توانایی دارم چه چیزی را خود من میتوانم خلق کنم را به وجد می آورد و می سوزاند و دوباره از نو می سازد
خدایا شکرت
خدایا سپاسگزارم
خدایا بی نهایت شکرت
که مرا به مسیر هدایت کردی تا بتوانم راحت زیبا با آرامش بیشتری به خواسته هام فکر کنم بخواهم و داشته باشم برسم
بدرود استاد عزیز و همسر خوش قلب شان
بنااااممم خداوند مهررباااان و بخشاااینده !!!
سلام های گرمم خود را حضور استاد نهایت عزیزممم و خااانم مریمم عزیز میکنممم ….
روز اول من است که فایل خانه تکانی را شروع کردممم…خاستممم چنددسطرر بنویسممم.
هرجاااتصمیممم خلق زندگیم را برخودم گرفتمم و بیشتر اوقات اتفاقات را به نفع خود اتمام کردممم.
بررسی بیشتر به موضوع توحید آگاهی پیدا کردممم.
خداوندممم را همیشششششش بالااای سربدانم.
خلق زندگیممم را به فرکانس که به جهااان میدهمم دیدممم و همیششش شاااهد خواسته های خوددد بودممم .
شاید خواستهها گاااهی طولانی باشد که ما بدستش بیاریمممم امااا خیلی عظیم است این نیرو برتررر که باااامااااست .
آهسته آهسته دست کشیدممم…ازپدر،مادر،خواهر،برادر وووو ….
گفتمممم خداااایاااااا خودت یاری اممم کن !
کم کمم حس خوشبختی راا در درونمممم احساس کردمممم.
من..خیلیی کوشش میکنمم توحیدی ترباشممم یعنییی هرقدم ام را بناممم یاد خداااا خود آغازگرررباشمممم….
گاهی حس امنیت راااا در سجده هایممم پیدا میکنمممم….
من..درین سال های اخیر از مشکلااااات که رخ میدهد در کشور اصلآ توجه نمیکنمممم
از خبرها،اخبار هاا،محفلهاااا،محیط دست جمعی،فضا های منفی وغیره جلوگیری میکنمممم …درستس برای خود میگممم اگرکاااری برای من است انجام میدهممم ،اما من که مسئول کشور مردم خود نیستمممم !
بااار الهاااا !!!
هزارررر بااار شکرررت که مرا خداااوندممم درین مسیررررر توحیدے قرار داده است…!
همتا نوری…! این رد پااا را گذاشتانده تا بدانه روند تکاملی را بهتر ووبهترررر درک کند !
سلام به شما دوست عزیز به شما تبریک میگم بخاطر پا گذاشتن به این سایت توحیدی
وچقدر لذت بردم از کامنت زیباتون و اینقدر هم زیبا و توحیدی نوشتین من یادمه روزهای اول تو سایت اصلا نمیتونستم کامنت بنویسم چون اصلا نمیدونستم چی بنویسم ولی شما با این که تازه وارد این سایت شدین چقدر خوب نوشتین و چقدر قابل تحسین هستین و به شما تبریک میگم بخاطر این عزت نفستون انشالا نتایجتون هم همینجوری محکم و قوی شکل بگیره و به راحتی به راحتی
الهی به امید تو
ردپای روز اول
چی شد که اومدم اینجا و شروع کردم نمیدونم اما حتما در مدار شنیدن این آگاهی ها بودم…..
پرورگار عزیزم من هیچ نمیدانم تو میدانی
بگو تا بنویسم…..
انتظارتو از بقیه به صفر برسون
همون روز هایی که به غیر تو احساب کردم و از بقیه به جای تو خواستم همون نقطه ،نقطه سقوط من بود.
همون روزهایی که روی تو حساب کردم نقطه عطف زندگی من بود…..
تویی که صاحب اختیاری و هر لحظه زندگی منو بهم قدرت خلقشو دادی،،،،چطور منه بنده روی غیر تو به راحتی حساب میکنم و میشم مشرک…..
مرسی استاد از این فایل عالیتون….
وقتی از خدا حرف میشه
وقتی از توحید میگید…..
توی چهرتون جه خوب میشه فهمید که رابطه عمیقی با خداوند داری:)
من خالق زندگی خودم هستم ……
اگه ما در مدار خوبی باشیم حتی اگه زمین و آسمونم یکی بشن همه چی به نفع ما میشه…..
و برعکس اگر در مدار درستی نباشیم ،هر اتفاقی به ضرر ما تموم میشه……
روز ها میگذره تا درک کنم و به تکامل برسم که قدرت برتر من تویی،،،،،،
تویی پناه من و تویی همون کسی که هر لحظه زندگی منو زیبا میکنه…..
اصل =توحید عملی
اصل=توکل به الله
اصل=قدرت به دست اوست
اصل =من نمیدونم ،،،بلدنیستم ،،،،نمیدونم کسب و کار خوب چطوره،من نمیدونم رابطه عالی از چه راهی به دست میاد،،،،،اما خوب میدونم تو بلدی تو عقل کلی:)
ورودی ها افکارو شکل میده و افکار باور هارو و در نهایت باور ها نتایج زندگی منو میسازه:)
به چی در طول روز گوش میدی
به چی توجه میکنی
آیا مثه بقیه داری عمل میکنی؟؟؟؟
اگه جوابت مثبته به خودم میگم اول ،،،،پس پس مثه هموناام نتیجه میگیری:)
چه قشنگ از تضاد ها گفتید استاد:
تضاد یعنی اینکه بدونم خواسته هام چیه
تضاد یعنی پل رسیدن به هدف و پیشرفت
تضاد یعنی چراغ راه تا بهتر خواسته هامو ببینم:)))))
حساب کردن روی بقیه=شرک
حساب کردن روی تو، جان جهان=توحید
و چه زیباست توحید با عمل همراه باشه
که اگه نباشه دیگع توکل و توحید نیست:)
خدایااااا منو در این مسیر ثابت قدم بدار:)
شکر که هدایتم کردی به اینجا.
باعرض سلام خدمت استاد گرامی وخانم شایسته عزیز و دوست داشتنی و تمامی دوستان،نشانه گام اول:من قبل هرچی میخوام اینجا به صورت کتبی تعهد بدم که هر روز یه گام پیش برم و یه رد پا بذارم چون یکی از ایرادهای من اینه که همه چیزو نصفه ول میکنم و میخوام این ایراد رو برطرف کنم،و اما کامنت این گام:من در این فایل یکی از پاشنه های آشیل خودمو پیدا کردم اونم شرکه البته که شرک در وجود همه هست ولی من شدت مشرک بودن خودمو درک نکرده بودم تازه دارم کم کم متوجه میشم که چقدر خودمو نمیشناختم و با خودم غریبه بودم،من فکر میکردم آدم با ایمانی هستم وحتی خیلی وقتها خودم از نظر ایمان بهتر از خیلی ها میدیدم الان متوجه شدم که کاملا در اشتباه بودم من برای خدا شریک های زیادی قرار داده بودم از محیط گرفته تا خانواده تا همسر تا رییس تا هزاران مورد دیگه ولی به صورت زبانی و ظاهری میگفتم همه چی دست خداست،البته یکتا پرستی برای من در این مداری که الان هستم سخته و باید کم کم تکاملمو طی کنم و گام به گام درجه شرک کم کنم و پیشرفت کنم،و خودمو خالق همه چی بدونم خالق صد در صد باید جسور بشم شجاع بشم باید جلو برم،نباید منتظر باشم کسی دستمو بگیره و منو به سمت جلو بکشه،امیدوارم هر روز بهتر از دیروز در این مسیر پیشرفت کنم
به نام خداوندی که بی دلیل میبخشه
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم خانم عزیز
این چند وقت خودم رو بسیار درگیر شما و صدا و افکار شما کردم
از فایل های زندگی در بهشت گرفته تا این پروژه خانه تکانی ذهن
از روزی که با شما دارم پیش میرم زندگی یک روی دیگه ای رو بهم نشون داده و حضور خداوند رو در زندگی خودم احساس میکنم
زمانی یک فکری توی ذهنم میاد کاملا متوجه میشم که این فکر از سمت خداوند است یا شیطان چون فکری از سمت خداوند بیاد توش یه آرامشی هست یه اطمینان خاطری هست
شک ندارم به زودی زود نتایج بزرگتری هم میگیرم و با جرات میام و بیانش میکنم
خدارو شکر که همواره در حال راهنمایی ما هست و همواره دوست داره ما عالی زندگی کنیم و زندگی فوق العاده ای داشته باشیم
تمام سعیم بر این هست که هیچ توقعی از کسی نداشته باشم و تمام ایمانم به خداوند باشه