اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هر وقت خواستی از آدمها ایراد بگیری، از خودت بپرس: “آیا تاکنون اشتباه کرده ام؟”، اگر جواب منفی بود، آنوقت به خودت حق قضاوت بده؛
این جمله به شدت تلنگری بود وقتی بهش فکر کردم خیلی آروم شدم ،یکی از ضعفهای من همینه که از بقیه انتقاد میکنم قبلا فکر میکردم اصلا منتقد نیستم ولی با شناختی که از خودم پیداکردم این ضعف رو دیدم ، اکثرا سعی میکنم کنترلش کنم اما اگه حواسم نباشه متوجه میشم ذهنم داره انتقاد میکنه ، از چیزهایی کوچیک گرفته تا مسائل بزرگ!
فهمیدم این ضعف از کمالگرایی ام میاد خودمو بی عیب و نقص میدونم و تمام ایرادات رو به بقیه نسبت میدم مسئولیت رو نمیپذیرم و میگم بقیه اینجوری و اونجوری هستن!
وقتی این متن رو خوندم استپ کردم به اعمال و رفتار چندماهه ام فکر کردم ، متوجه شدم از قانون دور شدم چون یادم رفته بود خودم خالق زندگیمم و هر چیزی تجربه میکنم حاصل فرکانسهای خودمه….
از همون نقطه ای که بودم جلوی فکرم رو گرفتم و نذاشتم افکار انتقادیم ادامه پیدا کنه ،واقعا خیلی خوبه خوب آروم شدم و گفتگوهای ذهنم کمترشدن
.
این قوانین در عین سادگی خیلیم فرّار هستن اگه هنوز توی شخصیتمون ثتبیت نشدن حواسمون خیلی باید باشه که آگاهانه کنترل کنیم چون به محض اینکه بیخیالشون شیم به نقطه اول برمیگردیم
من بارها شده از مسیر برگشتم چون حواسم نبوده ناآگاهانه توجه به نکات منفی کردم و متوجه نشدم چطوری آهسته آهسته از راه اصلی دارم خارج شدم و احساسم بد شده، انقد این اتفاق آهسته و طبیعی رخ میده که متوجه نمیشیم ،
خداروشکر دوباره برگشتم و شروعم با این پروژه عالی همزمان شده
خانم شایسته عزیزم ممنونم که انقدر عالی فایلها رو ترتیب بندی کردید همشون بهم مرتبط هستن
از 15 مهر شروع کردم و تا 15 آبان این پروژه برای من ادامه خواهد داشت و میدونم نتایج شگفت انگیزی برام رخ میده،️
با دیدن این فایل به سبک خودم و راهی که با جدیت درحال ادامه اش هستم، افتخار کردم.
من در این مدت نه تنها درمورد این چنین مسائل صحبت نمیکنم، و نمینویسم، بلکه توی جمع هم کسی داره صحبت میکنه سعی میکنم حرفو عوض کنم، یا محل رو ترک کنم، یا هندزفری میزارم و به فایلهای شما گوش میدم.
از این ماجرا بدون اینکه آگاهاهه مشتاق باشم، فقط تیتر خبر رو متوجه شدم، که اونم قطعا به دلیل فرکانسهای خودمه.
از دوستان عباس منشی متعجب شدم که درموردش میان کامنت میزارن و از شما میخوان درمورد چیزی بگید. اصلا نوشتن درموردش یعنی داریم بهش توجه میکنیم. و با این متعجب شدن از دوستان، به کنترل کردن کانون توجه خودم بالیدم و متوجه شدم موفق ترم. و درک بهتری از قانون پیدا کردم و مطمئنم زودتر به جاهای خوب و اتفاقای خوب و خرید دوره ۱۲ قدم هدایت میشم، که یکی از خواسته های مهم منه.
کلا درمورد فوت و شهادت یا مردن افراد، من این دیدگاه به ذهنم میرسه و سعی میکنم با تکرار حسم رو خوب نگه دارم:
هر کسی رسالتی داشته در این جهان و رسالتش وقتی تموم میشه، از این دنیای فانی میره به دنیای ابدی. و در خدا حل میشه، مثل قطره ای که قاطی اقیانوس میشه.
یک دنیا آرزوهای خوب برای شما و خودم و دوستای عزیزم دارم.????
سلام به استاد عزیزم خانوم شایسته ی و دوستان ارزشمندم…
اگر مثل بقیه مردم فکر میکنیم مثل بقیه مردم عمل میکنیم مثل همونا زندگی میکنیم،و مثل همونا نتیجه میگیریم،
چون همه ناراحتن همه شکایت میکنن همه ناله میکنن همه مریضن پس منم باید مثل بقیه باشم چون همه این جوری هستن،خب مسلما نتیجه هم مشخصه که چجوری میشه!بدونیم و درک کنیم این قضیه رو که آیا با ناراحتی تقلا کردن بحث کردن شکایت کردن صحبت کردن جو عمومی رو متشنج کردن آیا واقعا معجزه رخ میدهد؟!! اتفاق شگفت انگیزی می اُفتد،مشکلات حل میشود!!!!
با دلسوزی کردن درد دل کردن،درد دل شنیدن ناله کردن آیا معجزه رُخ میده خداوند حس دلسوزی و ترحم میکنه؟
ایا وکیل مدافع کسی شویم حس انسانیت بهمون دست بده
حس دلسوزی ایا واقعا معجزه رُخ میدهد اتفاق شگفت انگیزی رُخ میدهد؟!!!یاخداوند طبق قوانین بدون تغییرش جهان رو اداره میکنه؟!!!
اگر این موضوع که خودمان هستیم فرکانس های خودمان هست درک بشه با تمام وجود خیلی خیلی میشه آرام تر و بدون قضاوت و ناله کردن و حس دلسوزی کردن زندگی کرد.
این افکار و کانون توجه ما هست که داره زندگی مارو رقم میزنه پس باید جور دیگه ای فکر کرد و توجه کرد و عمل کرد،
مثل بقیه فکر نکنیم فکر و ذهنمون رو کنترل کنیم،افکار رو به سمتی ببریم که احساس بهتر بده احساس قدرت بده،
اگر قراره هر اتفاقی می اُفته و راجب اون صحبت کنیم خب مشخصه کانون توجه ما به چه سمتی سوق داده میشه!!!
این همه صحبت کردن شعار دادن حس دلسوزی انسان دوستانه قضاوت کردن و احساس های کاذب و آنی آیا باعث معجزه شده؟آیا اتفاق شگفت انگیزی رُخ داده زندگی به بهشت تبدیل شده؟!!!!
کلیت جامعه منتظرن یک اتفاق بیفته و راجبش صحبت کنند قضاوت کنند،و یک نوع روشن فکری میپندارن و در واقع فکر میکنن سطح سواد و روشن فکری و سطح انسان بودنشون رو نشون میده!!! لذت میبرن حس دلسوزی و انسان دوستانه بهشون دست میده.
آدما به صورت ناخودآگاه منتظرن یک اتفاقی پیش بیاد و حرف رد و بدل کنند،
انگار یک جریان میاد و همه اون رو میبره، همه خودشون رو سپردن به اون جریان و جریان رهبری کنه و ببره!!!!
اگاهانه تلاش کنیم افکارمون رو کنترل کنیم،
اگاهانه تلاش کنیم کانون توجه رو رهبری کنیم،
راجب چیزهایی که دوست داریم صحبت کنیم توجه کنیم صحبت کنیم،
نه اینکه یک جریان بیاد و مارو رهبری کنه و طبق جریان زندگی کنیم…
ما هر کداممان جریان زندگی خودمان را خلق میکنیم،
ما تصمیم بگیریم که زندگیمون رو دیگران برای ما بسازند یا خودمان بساریم؟!!
کاری که ما باید انجام دهیم کنترل کانون توجه مان است.
وقتی فضای فکری جمع به یک سمتی باشه اون اتفاق می اُفته،
هرکدام از ما خیلی زیاد توی زندگی اشتباه کردم،
پس نباید قضاوت کنیم پیش داوری کنیم،
هرکسی که میخواد قضاوت کنه و جنجال به پا کنه اول به خودش بگه من خودم مگه این همه اشتباه نکردم توی زندگی مگه این همه گناه نکردم،
و بدونیم که قاضی خداوند هست اول و اخر خداوند هست اونه که میبینه آگاهه و مالک این جهانه.
در همه ی مواقع میشه جوری فکر کرد که واقعا آدم ذهنش رو کنترل کنه.
هرکسی هرجایی توی هر موفقیتی که هست یعنی اینکه تونسته ذهنش رو کنترل کنه این قاعده ی بازی هست،
به دلیل کنترل ذهن است که نتایج رو میشه خلق کرد.
با هرمنطقی اگر به چیزی توجه میکنید که نمی خواهید توی زندگیت اتفاق بیوفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگی خودت میکنی،اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای وجود داره چون این قانون جهانهههه!!!
با هرمنطقی دست رو توی آتیش کنیم میسوزه،اصلا هیچ دلیل منطقی وجود نداره به هرحال میسوزه.
مملکت و سختی هارو دوست ندارید توجه رو بزارید روی زیبایی های بیشتر به همون سمت هدایت بشید،
با مقاومت کردن و شعار دادن هیچ چیز درست نمیشود.
توی فضای مقاومت کردن و درگیر شدن و بحث کردن و جدل کردن در حال دعوت کردن اون موضوع به زندگی هستیم چون توجه میکنیم.
شرایط جالب نیست خوب نیست باید اگاهانه توجه کنیم به زیبایی ها و شرایط جالب و بعد هدایت میشویم،جهان بدون شک این کار را انجام میدهد این کار خداوند است.
اشتباهات تضادها باعث رشد انسان میشوند،تمام پیشرفتهای بشر به دلیل اشتباهات بوده است.
وقتی مثل بقیه فکر نکنیم مسیر ما از بقیه جدا میشود نتایج شرایط روابط سلامتی ثروت همه چیز تغییر میکند
خدایا شکرت، شکرت که من توی این مسیرم و هر روز میخوام بیشترو بیشتر ذهنم پر بشه از این آگاهی ها و باورهای قشنگ
سلام استاد عزیزم استادی که خالق باورهای قشنگی و ایمانمون رو به خدا هر روز بیشتر میکنید با صحبت های قشنگتون…
استاد چقدر قشنگ و چقدر هدایت زیبایی،امروز صبحم رو با این لایو و با شنیدن این صحبتها شروع کردم، خداروشکر خدارو صد هزار مرتبه شکر، دقیقا چیزی که نیاز بود و به قول شما همیشه در شرایط حساس کنونی هستیم :) البته که من حتی تلویزیونم نگا نمیکنم چه برسه به اخبار اما آخرش از یه جاهایی یه خبرای ریزی میشنوم و میبینم اووو خداروشکر اصلا در جریانش نبودم، این هدایت خداست و این معجزه گوش دادن به فایلهای شما و همراه بودن با شما و هدایت شدن به جاهای بهتر به خبرای قشنگ تر و زیباتر
میگم الان باز یکم مردم در مورد یه چیزایی صحبت میکنن که من خیلی متوجهشون نمیشم چون خبر دنبال نمیکنم و با همین توجه نکردن که کاملا هم خواسته ی خودمه هدایت میشم به حال خوبتر و جای بهتر
همین دیشب با خواهرم نمایشگاه قهوه و تجهیزات کافی شاپ اصفهان بودیم، چون ماشین نداریم اولش خواستیم صبر کنیم با کسی بریم و خب نشد و دیدیم این کار فایده نداره و خودمون رفتیم و انقدر که راحت خدا با اتوبوس و تاکسی هدایتمون کرد و چقدر خداروشکر لذت بردیم، از دیدن این همه فراوانی از تکنولوژی های جدید از آدم ها و خرید کردنشون از دیزاین های زیبایی که هر غرفه ای سعی کرده بود منحصر به فرد باشه، از قهوه ها و دستگاه های خفن از تولیدات محصولات جدید و ذوقی که داشتن واسمون توضیحشون بدن، خیلی خیلی لذت بردیم، عکس گرفتیم قهوه خوردیم بامردم و غرفه دارا ارتباط گرفتیم، فراوانی هارو دیدیم، با هم توی مسیر کلی حرفای خوب زدیم و یک روزو شب لذت بخش رو برای خودمون ساختیم و خلق کردیم
به همین سادگی با فاصله گرفتن از اخبار و آگاهی هایی که هیچ سودی واسمون نداره، البته که خیلی هم ساده نیست اما وقتی واقعا بخوایم خدا خودش به زیبایی هدایتمون میکنه، به حال خوب به جای خوب به آدم های خوبو خوش اخلاق
وای یه نکته جالبش من داشتم میگفتم خدایا یکیو توی مسیر قرار بده ما باهاش راحتتر برگردیم خونه یه آشنا، وقتی تاکسی گرفتیم تا یه جایی بیارتمون، راننده از آشناهای عموهام بود و خیلی رانندگی خوبو داشت با اخلاق عالی و باز هم خدارو صد هزار مرتبه شکر که تماما حواسش بهمون هست و به زیباترین ترین ترین حالت هدایتمون میکنه،
خداروشکر خداروشکر
ممنونم استاد بابت این فایل، ممنونم خانم شایسته عزیز بابت این نظم و ترتیب دوباره این فایل ها که پر از نکته های ناب هست
به نام خدایی که رب العالمین= فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر عزیزترین استاد زندگیم و مریم خانم پرتلاش
روز 56 =ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
خدایا شکرت اول از همه برای یک روز قشنگبهاری که فرصت بودن بهم دادی تا زندگی و نعمتها و برکت های تو رو تجربه کنم
خدایاشکرت امروز لحظه ی باشکوه طلوع خورشید رو دیدم
خدایا شکرت امروز هم بعد بیداری و در حین انجام تمرین ستاره قطبی نغمه ی قشنگ همون پرنده که هر روز میادرو درخت کنارپنجره میخونه رو شنیدم بازم
خدایا شکرت هوا عالیه امروز، آسمان آبی و تمیز ،نسیم بهاری دل انگیز میاد ،برگای تازه دراومده سبز کم رنگ درختا یه طروات خاصی دادن به محله و شهرمون
خدایا شکرت امروز از طرف مادرم یه گردنبند طلای قشنگ به عنوان کادوی عروسی برای دختر خواهرم خریدم
نکات مهم فایل
اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنی و کانون توجه شما
مثل آنها عمل کند همان شرایطی را تجربه میکنی که اکثریت جامعه تجربه میکنند.
به جای واکنش به اتفاقات نادلخواه کانون توجه خود را معطوف به آنچه کن که می خواهی.
کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند.
در مورد اتفاقات ناجالب و ناخواسته ها اصلا و ابدا حرف نزن نه با تودت نه با کسی نه حتی با خدا.
هر کسی در زندگی اش به موفقیتی رسیده در هر زمینه ای روی ذهن خودش کار کرده است.
با هر دلیل و منطق قوی به چیزی توجه کنی که دوست نداری در زندگی ات باشد همان را تجربه خواهی کرد.
آگاهانه به شرایط ناجالب توجه نکن.
آگاهانه به چیزی توجه کن که به تو احساس بهتری بدهد.
هر طور که میتوانی تمرکزت را روی زیبایی ها ونکات مثبت زندگی ات بگذار.
مهم نیست الان در چه شرایطی هستی اگر روی خودت کار کنی باورها و افکار محدود را تغییر بدهی فرکانست را عوض کنی جهان بیرون را برای تو تغییر میدهد شرایط زندگی ات ،محل سکونتت را .
جهان با کلمات تو کاری نداردو فقط به افکار تو پاسخ میدهد.
اگر قصد ضربه زدن به کسی یا انتقام گرفتن از کسی را داری اول از همه به خودت ضربه میزنی.
به نام خدای مهربانی که دنیا رو بر پایه ی نظم ، عشق ، آگاهی و راستی آفرید
سلام به استاد مهربان و دوستان عزیز
چندروزیه تصمیم گرفتم پروژه ی خانه تکانی ذهن رو شروع کنم و وقت بذارم واسه آگاهی هاش.. اما چیزی که جالب بود وقتی این فایل رو گوش دادم خنده ام گرفت به خودم، دقیقا من چند سال پیش مخاطب این فایل بودم …سالی که این اتفاق پیش اومد من دانشجو بودم و خدا می دونه چقدر تلاش می کردم حرف می زدم و استوری و پست میذاشتم و چون رشته ام حقوق بود اینو رسالتم می دونستم که از دنیا و آدما دفاع کنم،،، من اونموقع قانون رو نمی دونستم و نمی فهمیدم علتش چی بود که از در و دیوار واسم می بارید روابطم با همسر و بچه هام به شدت پرتنش شده بود و می دیدم که همسرم با صبوری فقط نادیده میگیره که اوضاع بدتر نشه…دوستان به دردنخوری که در مسائل سیاسی از من دوآتیشه تر بودن کنارم بودن…تا این که سال بعد آخرین و محکم ترین ضربه رو خوردم: در اوج ناباوری خانواده ام در یه قضیه ای زیر پای منو خالی کردن و به خاطر فشار زیاد عصبی که روی من بود افسردگی گرفتم و به کلی افسار کنترل زندگیم از دستم خارج شد در این گیر و دار کرونا هم گرفتم و خودم رو تنها توی اتاق قرنطینه کردم… همش کارم گریه بود یه روز صبح گوشی دستم بود و رفتم اینستا تو اکسپلور یه پست از استاد دیدم که می گفت خدا همیشه با منه در قلب منه و هرروز و هرروز و هرلحظه داره منو هدایت می کنه به آنچه که من میخوام… الانم باز گریه ام گرفت، اونموقع هم زدم زیر گریه و بلند بلند گریه کردم.. گفتم خدایا منم هدایت کن خیلی دلشکسته ام و خسته ام از این وضعیت…غروب گوشی رو دوباره دست گرفتم و یه پست دیگه اومد از دکتر قمشه ای که گفت هروقت حس کردی تنهایی و هیچ کس رو نداری ، سوره ی ضحی رو بخون که خدا واسه پیامبر قسم می خوره به روز و شب که هیچ وقت تو رو رها نکرده …من خیلی با قرآن مانوسم و یه آرامش خاصی همیشه ازش می گیرم… اینو هم یه نشونه ی دیگه دونستم و گفتم خدایا من فقط تو رو دارم بهت توکل می کنم این دوتا پست الکی نبود کمکم کن خودمو پیدا کنم و برم به راه درست… تو اینستا استاد رو دنبال کردم و شروع کردم به تغییر دادن خودم، قرصای افسردگی رو کنار گذاشتم و با تغذیه ی خوب تونستم دوره ی درمان کرونا رو زودتر طی کنم و حال روحیم هم با گوش دادن به حرفای استاد و هدایت خداوند و تلاش خودم بهتر شد شماره ام رو عوض کردم به دوستام گفتم میخوام یه مدت تنها باشم… تو اوج کرونا که همه ی باشگاه ها تعطیل بود کنار خونمون یه باشگاه بود که من هیچوقت ندیده بودمش ، خیلی اتفاقی دیدمش و رفتم اونجا و از مربی پرسیدم شما تعطیل نمی کنید گفت نه خیلی خلوتیم حدود 3،4 نفر هستن که تا غروب میان، گفتم منم میخوام بیام و خدا می دونه تایمی که من می رفتم کسی نبود ورزش رو شروع کردم،، هرروزصبح و آخرشب سپاسگزاری می کردم و تو دفترم می نوشتم در اوج ناباوری بعد چندماه برای اولین بار ، زمان جدیدی اعلام شد واسه تمدید ثبت نام ارشد و من چون به خاطر بیماری جا مونده بودم ثبت نام کردم به بزرگی خداوند امتحان ارشد به خاطر اوج گرفتن بیماری موکول شد به بهار سال بعد من تونستم درس بخونم و معجزه وار قبول شدم اونم تهران ،، همون سال وکالت آزمون دادم و قبول شدم و معجزه پشت معجزه، چندماه قبل از دفاع پایان نامه ام آزمون دکتری قبول شدم و نمی دونید چقدر خدای خوبم واسم شاهکار کرد نه از دوستای رابین هودم خبری بود نه از دلخوری و بحث با بچه هام ، نه بیماری و روابط فوق العاده ای که با همسر و اطرافیانم دارم واسه همه تعجب آوره هرجا میرم درها به فضل خداوند برام باز میشه،،، پارسال تصمیم گرفتم بیام تو سایت و ثبت نام کنم و دوتا از بهترین محصولات رو هم خریدم دوره ی 12 قدم و عزت نفس و همه چیز فوق العاده تر شده تو زندگیم باورهای اشتباهی که داشتم رو تغییر دادم و توحیدم با فایل های قرآنی 12 قدم قوی تر شد، وقتی استاد در یکی از جلسات قرآنی درمورد سوره ی ضحی صحبت کرد من فقط اشک ریختم و سپاسگزاری کردم و گفتم خدایا شکرت منو رها نکردی و هدایتم کردی که خودم رو که به تو وصلم پیدا کنم ،، الانم از درو دیوار واسم می باره ولی برعکس اون سالها فقط ثروت ، عشق ، سلامتی و هرچی بگم کم گفتم..دوست داشتم تجربه ام رو با دوستان به اشتراک بذارم و بگم واقعا همه چیز خودمونیم و فرکانس هامون… تا وقتی کانون توجه مون رو کنترل نکنیم تا وقتی مسئولیت صفر و صد زندگیمون رو نپذیریم هیچی تغییر نمی کنه
خدای مهربانم هزاران مرتبه شکرت که تحت حمایت و عشق توام..
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که گوشهام فقط آگاهی های ناب رو میشنوه
خدای بزرگم هزاران مرتبه شکرت که از طریق هزاران دستت زندگی و امورم رو مدیریت می کنی
سلام استاد عزیزم و مریم جان و همه ی دوستان گرامی و آگاهم
روز پنجاه و ششم از سفری برای تحول من و بزرگ شدن ظرفم وطی مسیر تکاملم با عشققق و رسیدن به خواسته هام
خدارو شکر میکنم ، که فرکانسم نسبت به میلیونها ایرانی و میلیاردها نفر از مردم جهان متفاوت هست و در مداری هستم ، که میتونم در این لحظات در سایت و عضوی از خانواده ی صمیمی عباس منش باشم و بنویسم و بخونم و رشد کنم.
سابق بر این ،من هم اکثر اوقات همرنگ جماعت میشدم و به زمین و زمان بد میگفتم و از همه انتظار داشتم که زندگی منو بسازن و شرایط رو تغییر بدن، غیر از خودم…
و چه حال بدی روتجربه میکردم ، وقتی میخواستم بقیه برام کاری کنن، هم کلام بدم باعث حال بدم بود ، هم احساس استیصال و ناتوانی در رسیدن به خواسته هام و تباه شدن و جزئ نسل سوخته بودن خفه ام میکرد. خدایا نمیدونم چطور ازت تشکر کنم فقط برای همین یک موضوع که میدونم زندگیمو خودم میسازم و اگر از آسمون بلا و سنگ بریزه ، میدونم وقتی فرکانسم درست باشه ، از همون بلا به من نفع میرسه و هر کس هم که آسیبی ببینه طبق قرآن نتیجه ی عمل خودشو میگیره .
و خدا وند در چندین جای قرآن که پیامبر غصه ی انسانهای کافر و گمراه رو میخوردن با قلب مهربونشون، با اینکه وظیفه ی پیامبر هدایت انسانها بوده ، به ایشون میفرماید:
تو مسئول کسی نیستی و فقط وظیفه ی روشنگری داری ، یا اینکه : لا تخف و لاتحزن ، چون فرکانس اندوه و غم بده و همون رو بیشتر میکنه.
یا اینکه میفرماید : که این افراد هدایت نمیشن و تو هم نمیتونی اونا رو هدایت کنی.
یعنی اینکه هیچچچچ کسسسس با هیچ جایگاه ومداری تاثیری چه مثبت و چه منفی در زندگی کسی نداره.
پس این همه تقلا و زور زدن برای چیه ؟
وقتی من فقط میتونم زندگی خودمو بسازم ، چرا برای مسائل دیگران که من تاثیری در حل اونا ندارم ،بیام فرکانس نا خواسته بدم و زندگی خودم هم تباه کنم؟
ببخشیدا ، ولی مگه دیوونه امممم؟
البته همون موقع ها هم من در مورد خبرهای ناهنجار جامعه ، خیلی غرقش نمیشدم و گاهی حتی بعضی از افراد که دیگه خیلی در شکایت از این و اون شورشو در میاوردن ، بهشون میگفتم: عزیزم تو خودت یه بچه داری نتونستی درست تربیتش کنی ، یه خانواده ی سه نفره رو نتونستی درست اداره کنی ، بعد چطور از فلانی اینقدر ایراد میگیرید که میخواد یک کشور هفتاد میلیون نفری رو اداره کنه؟
و همیشه هم دوست داشتم با بقیه فرق داشته باشم و بتونم از لحاظ آگاهی و روحی رشد کنم.
و به لطف خدای مهربان در این مسیر قرار گرفتم و تا حد راضی کننده ای در کنترل گفتگوهای ذهنم و ورودی هام موفق هستم و خیلی اوقات نجواهای شیطان رو ناخودآگاه کنترل و خاموش میکنم و خودمو تحسین میکنم و مفتخرم که شاگرد استاد عباس منش عزیز هستم.
راستی این چند تا فایلی که پشت سرهم درباره ی توحید عملی بود ،باعث شد من عهد ببندم که خیلی بیشتر حواسم باشه که نه در ذهنم و نه در عمل به کسی غیر از خدا قدرت ندم و ازش حساب نبرم. که به لطف خدا تو این دو روز دوتا کار بزرگ کردم.که احساس میکنم خداوند با دیدن تعهدم برای رشد من این چالشها رو سر راهم گذاشته.
دیروز موردی پیش اومد که اگر قبلاً بود من از روی ترس که طرف مقابل ناراحت نشه و قهر نکنه و فضای سنگینی ایجاد نشه ، دچار شرک میشدم و کاری رو خلاف میلم انجام میدادم ، که دیروز تا دیدم دارم به اون شخص قدرت میدم ، انجام ندادم و البته کلی کلنجار رفتم با ذهنم تا بهش غلبه کردم و بعد هم همه چیز خوب پیش رفت.
امروز هم موضوعی پیش آمد که شخصی منو تهدید کرد که اگر فلان کار رو نکنی ، ما فلان بلا رو سرت میاریم ، منم با توجه به توحید خیلی قاطع جوابشو دادم و گفتم من کار خودمو میکنم و بعدش هدایت شدم به اینکه به شخصی به عنوان دست خدا مراجعه کنم و فقط قدرت رو از آن خدا بدونم که این چالش رو مدیریت کنم. و با اون شخص هم که حرف زدم گفتم فلان شخص تهدید کرده ، ولی من چون میدونم کارم درسته همون کار رو انجام میدم و برام مهم نیست. و کاملا رها کردم و گفتم خدا قدرت خلق خواسته هام رو به من داده ، من فقط حالمو خوب میکنم و تنها قدرت رو رب العالمین میدونم وبعد به من پیام دادن که درست شده .
هرچند که من کار درست رو طبق توحید انجام میدادم ، ولی به چشم خودم دیدم وقتی قدرت رو فقط به خدا بدی و از کسی نه حساب ببری ونه روش حساب کنی و به آرامش درون برسی همه چیز از بیرون خودش درست میشه.
ومن حالا خوب میدونم که تنها قدرت زندگی من خدای یکتاست ،ومن با فرکانسهایی که ارسال میکنم ، زندگیمو میسازم.
پس با ذره ذره ی وجودم تمرکز میکنم که هر لحظه کانون توجهم رو کنترل کنم و آگاهانه به سمت زیباییها و خواسته هام ببرم .
خدای مهربانم برای کنترل گفتگوها و ورودیها ی ذهنم و ارسال فرکانس درست و ساختن باورهای هم جهت با خواسته هام ومهمتر از همه موحد بودن ، از تو یاری میخوام که حقیقتا من به کوچکترین خیری که از تو بهم برسه فقیرم.
خدا جونم عاشقتم و سپاسگزارت
استاد جان بینهایت عاشقتم و شکر گزار نعمت وجود پر برکت و پر مهرت
در این فایل استاد صحبت از اتفاقات ناخوشایند در ان زمان گفتند و واقعا درست گفتند که این ” لحظه حساس کنونی ” همیشه وجود داره و الان هم در یکی از اون لحظه ها هستیم .که دوباره همه جا شلوغه و …..
خدا را شکر اصلا وارد هیچ صفحه مجازی نمیشم و از اخبار به دورم و فقط ای کاش این همسر جان هم از اخبار بدور می ایستاد . چون اهل این فضا ها و بحث فرکانسی نیست ازش خواهش کردم که خودش تنهایی گوش کنه ، و تمام تلاشم را می کنم از اخبار به دور باشم .
چون قبلا گفتم باسمه اشیلم وابستگی زیاد به خانواده أست و چون از خانواده هستم شاید این قطع بودن نت فرصت خوبی باشه که روی خودم کار کنم و تلاش کنم برای بر طرف کردن این مشکل و تمام تمرکز را بگذارم روی خواسته و قانون ثابت خداوند و از هر چه ناخواسته أست دوری کنم .
به امید الله مهربان که روز به روز در درک و عمل به قوانین بهتر باشیم و همواره در راستای قانون ثابت و بدون تغییر خداوند حرکت کنیم .
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم و همه دوستان سایت
روز پنجاه و ششم از روزشمار من
از اینکه مدت هاس دیگه اخبار گوش نمیدم واقعا خوشحالم
وقتی ام که رو نکات مثبت ماجرا تمرکز میکنم جریان طوری پیش میره که اصلا هیچ خبری بدی به گوشم نرسه یا تو محیطی باشم، با کسانی باشم که فقط از خوبی ها و زیبایی ها میگن
و همیشه باید ذهنمو کنترل کنم تا بتونم که خوب پیش برم
استاد وقتی که میگید که قضاوت نکنیم و خودمونو بجای اون افراد بذاریم ببینیم ممکن بود ماهم همین اشتباه رو بکنیم یاد روزهایی میفتم که راجبه همه چی میخواستم که دیگران مقصر بدونم تا هم عذاب وجدانم کمتر بشه هم اینکه احساس گناه نکنم که کم کم از شما یاد گرفتم بدترین احساس ها همین حس گناه و عذاب وجدان هست
یاد گرفتم که بجای داشتن احساس بد، از اون جریان درس بگیرم بخودم بگم اگه فکرای مخرب داشته باشی، اگه حس و حال خوب نداشته باشی، حتما اتفاقات خوبی هم نمیفته چون همیشه احساس خوبه که اتفاقات خوب رقم میزنه
اینکه وقتی شما میگید اگه داریم خلاف جهت اکثریت مردم پیش میریم باید به خودمون افتخار کنیم که مثل بقیه فکر نمیکنیم،قضاوت نمیکنیم… به شخصه تونستم با همین گفته و نگاه شما منم تو خیلی از جاها خودمو تحسین کنم و انگیزه بگیرم که بازم باید به همین شکل ادامه داد
با اینکه یروزهایی میشه که افکاری میاد که اذیت کنندس ولی تمام سعیمو میکنم که بقول خودتون هی کم کم کنترلش کنم،حسمو بهتر کنم تا نگم که شرایط بیرونی داره همه چیو پیش میبره
و هی این تلنگر به خودم بزنم که با ناراحتی،با احساس بد، با سناریوهای منفی هیچی درست نمیشه و فقط باعث آزار خودتو بقیه میشی!!
و میخوام تو اینجا که همه چی پر از حس و حال خوبه، همه مثبت و مشتاق یادگیری هستند باشم تا اجازه هیچ ورودی منفی رو بخودم ندم
«به نام رب هدایتگرم»
«روز هشتم پروژه»
هر وقت خواستی از آدمها ایراد بگیری، از خودت بپرس: “آیا تاکنون اشتباه کرده ام؟”، اگر جواب منفی بود، آنوقت به خودت حق قضاوت بده؛
این جمله به شدت تلنگری بود وقتی بهش فکر کردم خیلی آروم شدم ،یکی از ضعفهای من همینه که از بقیه انتقاد میکنم قبلا فکر میکردم اصلا منتقد نیستم ولی با شناختی که از خودم پیداکردم این ضعف رو دیدم ، اکثرا سعی میکنم کنترلش کنم اما اگه حواسم نباشه متوجه میشم ذهنم داره انتقاد میکنه ، از چیزهایی کوچیک گرفته تا مسائل بزرگ!
فهمیدم این ضعف از کمالگرایی ام میاد خودمو بی عیب و نقص میدونم و تمام ایرادات رو به بقیه نسبت میدم مسئولیت رو نمیپذیرم و میگم بقیه اینجوری و اونجوری هستن!
وقتی این متن رو خوندم استپ کردم به اعمال و رفتار چندماهه ام فکر کردم ، متوجه شدم از قانون دور شدم چون یادم رفته بود خودم خالق زندگیمم و هر چیزی تجربه میکنم حاصل فرکانسهای خودمه….
از همون نقطه ای که بودم جلوی فکرم رو گرفتم و نذاشتم افکار انتقادیم ادامه پیدا کنه ،واقعا خیلی خوبه خوب آروم شدم و گفتگوهای ذهنم کمترشدن
.
این قوانین در عین سادگی خیلیم فرّار هستن اگه هنوز توی شخصیتمون ثتبیت نشدن حواسمون خیلی باید باشه که آگاهانه کنترل کنیم چون به محض اینکه بیخیالشون شیم به نقطه اول برمیگردیم
من بارها شده از مسیر برگشتم چون حواسم نبوده ناآگاهانه توجه به نکات منفی کردم و متوجه نشدم چطوری آهسته آهسته از راه اصلی دارم خارج شدم و احساسم بد شده، انقد این اتفاق آهسته و طبیعی رخ میده که متوجه نمیشیم ،
خداروشکر دوباره برگشتم و شروعم با این پروژه عالی همزمان شده
خانم شایسته عزیزم ممنونم که انقدر عالی فایلها رو ترتیب بندی کردید همشون بهم مرتبط هستن
از 15 مهر شروع کردم و تا 15 آبان این پروژه برای من ادامه خواهد داشت و میدونم نتایج شگفت انگیزی برام رخ میده،️
انشاالله در پناه الله یکتا شاد و سعادتمند باشیم
بنام خدا
سلام استاد عزیزم و دوستان گلم
استاد عاشقتم که هربار که به هر موضوعی نیاز داشتم دقیقا هدایت شدم سمت جوابم از طرف خدا
یک لحظه چنان بایک ناخواسته رفتم تو بحر قضیه که اصلأ حس کردم وسط جهنمم ازشدت ناراحتی گریه کردم اول غرزدم گله کردم که چراچرا؟؟
اصلأ نمیخواستم نمیتونستم ذهنمو کنترل کنم والان اینجا استاد دقیقا داره منو میگه اصلأ اشکم خشک شد
ما جریان خلق میکنیم درسته کاملآ درسته من با اتفاقی که قبلاً افتاده دارم خودمو از لحظه حال منع میکنم
کانون توجه کنترل کردن مهمترین کار که الان باید انجام بدم ارامش ندارم الان وذهنم داره عالم وادمو مقصر میدونه
خدارو شکر که داره ذهنم اروم میشه
کنترل ذهن درشرایط حساس کنونی چقد سخته اگه گوش به این حرفها نده
وچقدر ارام بخش صحبتهای استاد که تونسته ذهنشو کنترل کنه
من باید برم درونم تا دلیل ناراحتی مو پیدا کنم وبا مقصر دونستن ادمهایی که توی زندگیم مانع ایجاد کردن حالم خوب نمیشه
من قدرت از اونا میگیرم ومیدم به خودم تا بتونم قوی ظاهر بشم من اصلأ از این شرایط حتی یک لحظه شم خوشم نمیاد واین اگاهی وتغییر باورامه
چون اگه قبلا بود زنگ میزدم به کسی وتعریف میکردم براش که چه اتفاقی برام افتاده وذهنم از کاه کوه میساخت
من توی دوره pmsهستم طبیعیه یکم حالم عوض بشه وهورمونام کمی بهم بریزه ولی به ناراحتی بها نمیدم به ذهنم که منتظره من بیام پایین تا شروع کنه سناریو بسازه
استاد عزیزم ممنونم ازت
تمرکزمو از تمام اتفاقات گذشته برمیدارم روی این لحظه وشکرگذاری برای چیزهای خوبی که دارم وزیر بار این حس بد گم شده بود
حس خوب=اتفاق خوب
من منتظر اتفاقات خوبم پس باید حسمو خوب کنم و بالاترین فرکانس ونزدیک ترین فرکانس به خداوند شکرگذاریه
خدایا شکرت که من حالم خوبه
شکر که گاهی با تخلیه انرژی منفی دوباره به ارامش میرسم
خدایا شکرت که همه چیز خوبه ومن درسلامتی هستم
خدایا شکرت که هستی وهوامو داری
سلام استاد عزیز
با دیدن این فایل به سبک خودم و راهی که با جدیت درحال ادامه اش هستم، افتخار کردم.
من در این مدت نه تنها درمورد این چنین مسائل صحبت نمیکنم، و نمینویسم، بلکه توی جمع هم کسی داره صحبت میکنه سعی میکنم حرفو عوض کنم، یا محل رو ترک کنم، یا هندزفری میزارم و به فایلهای شما گوش میدم.
از این ماجرا بدون اینکه آگاهاهه مشتاق باشم، فقط تیتر خبر رو متوجه شدم، که اونم قطعا به دلیل فرکانسهای خودمه.
از دوستان عباس منشی متعجب شدم که درموردش میان کامنت میزارن و از شما میخوان درمورد چیزی بگید. اصلا نوشتن درموردش یعنی داریم بهش توجه میکنیم. و با این متعجب شدن از دوستان، به کنترل کردن کانون توجه خودم بالیدم و متوجه شدم موفق ترم. و درک بهتری از قانون پیدا کردم و مطمئنم زودتر به جاهای خوب و اتفاقای خوب و خرید دوره ۱۲ قدم هدایت میشم، که یکی از خواسته های مهم منه.
کلا درمورد فوت و شهادت یا مردن افراد، من این دیدگاه به ذهنم میرسه و سعی میکنم با تکرار حسم رو خوب نگه دارم:
هر کسی رسالتی داشته در این جهان و رسالتش وقتی تموم میشه، از این دنیای فانی میره به دنیای ابدی. و در خدا حل میشه، مثل قطره ای که قاطی اقیانوس میشه.
یک دنیا آرزوهای خوب برای شما و خودم و دوستای عزیزم دارم.????
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند هدایتگرم
۵۶ مین روز از این مسیر الهی و زیبا…
الهی به امید تو.
سلام به استاد عزیزم خانوم شایسته ی و دوستان ارزشمندم…
اگر مثل بقیه مردم فکر میکنیم مثل بقیه مردم عمل میکنیم مثل همونا زندگی میکنیم،و مثل همونا نتیجه میگیریم،
چون همه ناراحتن همه شکایت میکنن همه ناله میکنن همه مریضن پس منم باید مثل بقیه باشم چون همه این جوری هستن،خب مسلما نتیجه هم مشخصه که چجوری میشه!بدونیم و درک کنیم این قضیه رو که آیا با ناراحتی تقلا کردن بحث کردن شکایت کردن صحبت کردن جو عمومی رو متشنج کردن آیا واقعا معجزه رخ میدهد؟!! اتفاق شگفت انگیزی می اُفتد،مشکلات حل میشود!!!!
با دلسوزی کردن درد دل کردن،درد دل شنیدن ناله کردن آیا معجزه رُخ میده خداوند حس دلسوزی و ترحم میکنه؟
ایا وکیل مدافع کسی شویم حس انسانیت بهمون دست بده
حس دلسوزی ایا واقعا معجزه رُخ میدهد اتفاق شگفت انگیزی رُخ میدهد؟!!!یاخداوند طبق قوانین بدون تغییرش جهان رو اداره میکنه؟!!!
اگر این موضوع که خودمان هستیم فرکانس های خودمان هست درک بشه با تمام وجود خیلی خیلی میشه آرام تر و بدون قضاوت و ناله کردن و حس دلسوزی کردن زندگی کرد.
این افکار و کانون توجه ما هست که داره زندگی مارو رقم میزنه پس باید جور دیگه ای فکر کرد و توجه کرد و عمل کرد،
مثل بقیه فکر نکنیم فکر و ذهنمون رو کنترل کنیم،افکار رو به سمتی ببریم که احساس بهتر بده احساس قدرت بده،
اگر قراره هر اتفاقی می اُفته و راجب اون صحبت کنیم خب مشخصه کانون توجه ما به چه سمتی سوق داده میشه!!!
این همه صحبت کردن شعار دادن حس دلسوزی انسان دوستانه قضاوت کردن و احساس های کاذب و آنی آیا باعث معجزه شده؟آیا اتفاق شگفت انگیزی رُخ داده زندگی به بهشت تبدیل شده؟!!!!
کلیت جامعه منتظرن یک اتفاق بیفته و راجبش صحبت کنند قضاوت کنند،و یک نوع روشن فکری میپندارن و در واقع فکر میکنن سطح سواد و روشن فکری و سطح انسان بودنشون رو نشون میده!!! لذت میبرن حس دلسوزی و انسان دوستانه بهشون دست میده.
آدما به صورت ناخودآگاه منتظرن یک اتفاقی پیش بیاد و حرف رد و بدل کنند،
انگار یک جریان میاد و همه اون رو میبره، همه خودشون رو سپردن به اون جریان و جریان رهبری کنه و ببره!!!!
اگاهانه تلاش کنیم افکارمون رو کنترل کنیم،
اگاهانه تلاش کنیم کانون توجه رو رهبری کنیم،
راجب چیزهایی که دوست داریم صحبت کنیم توجه کنیم صحبت کنیم،
نه اینکه یک جریان بیاد و مارو رهبری کنه و طبق جریان زندگی کنیم…
ما هر کداممان جریان زندگی خودمان را خلق میکنیم،
ما تصمیم بگیریم که زندگیمون رو دیگران برای ما بسازند یا خودمان بساریم؟!!
کاری که ما باید انجام دهیم کنترل کانون توجه مان است.
وقتی فضای فکری جمع به یک سمتی باشه اون اتفاق می اُفته،
هرکدام از ما خیلی زیاد توی زندگی اشتباه کردم،
پس نباید قضاوت کنیم پیش داوری کنیم،
هرکسی که میخواد قضاوت کنه و جنجال به پا کنه اول به خودش بگه من خودم مگه این همه اشتباه نکردم توی زندگی مگه این همه گناه نکردم،
و بدونیم که قاضی خداوند هست اول و اخر خداوند هست اونه که میبینه آگاهه و مالک این جهانه.
در همه ی مواقع میشه جوری فکر کرد که واقعا آدم ذهنش رو کنترل کنه.
هرکسی هرجایی توی هر موفقیتی که هست یعنی اینکه تونسته ذهنش رو کنترل کنه این قاعده ی بازی هست،
به دلیل کنترل ذهن است که نتایج رو میشه خلق کرد.
با هرمنطقی اگر به چیزی توجه میکنید که نمی خواهید توی زندگیت اتفاق بیوفته داری با دست خودت همون شرایط رو وارد زندگی خودت میکنی،اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای وجود داره چون این قانون جهانهههه!!!
با هرمنطقی دست رو توی آتیش کنیم میسوزه،اصلا هیچ دلیل منطقی وجود نداره به هرحال میسوزه.
مملکت و سختی هارو دوست ندارید توجه رو بزارید روی زیبایی های بیشتر به همون سمت هدایت بشید،
با مقاومت کردن و شعار دادن هیچ چیز درست نمیشود.
توی فضای مقاومت کردن و درگیر شدن و بحث کردن و جدل کردن در حال دعوت کردن اون موضوع به زندگی هستیم چون توجه میکنیم.
شرایط جالب نیست خوب نیست باید اگاهانه توجه کنیم به زیبایی ها و شرایط جالب و بعد هدایت میشویم،جهان بدون شک این کار را انجام میدهد این کار خداوند است.
اشتباهات تضادها باعث رشد انسان میشوند،تمام پیشرفتهای بشر به دلیل اشتباهات بوده است.
وقتی مثل بقیه فکر نکنیم مسیر ما از بقیه جدا میشود نتایج شرایط روابط سلامتی ثروت همه چیز تغییر میکند
چرا؟ چون خودِما تغییر کردیم مثل بقیه فکر نکردیم…
مثل بقیه عمل نکردیم مثل بقیه واکنش گرا نبودیم…
کنترل ذهن کردیم تحسین کردیم سپاسگذار بودیم…
به نام خدای زیبایی آفرین
خدایا شکرت، شکرت که من توی این مسیرم و هر روز میخوام بیشترو بیشتر ذهنم پر بشه از این آگاهی ها و باورهای قشنگ
سلام استاد عزیزم استادی که خالق باورهای قشنگی و ایمانمون رو به خدا هر روز بیشتر میکنید با صحبت های قشنگتون…
استاد چقدر قشنگ و چقدر هدایت زیبایی،امروز صبحم رو با این لایو و با شنیدن این صحبتها شروع کردم، خداروشکر خدارو صد هزار مرتبه شکر، دقیقا چیزی که نیاز بود و به قول شما همیشه در شرایط حساس کنونی هستیم :) البته که من حتی تلویزیونم نگا نمیکنم چه برسه به اخبار اما آخرش از یه جاهایی یه خبرای ریزی میشنوم و میبینم اووو خداروشکر اصلا در جریانش نبودم، این هدایت خداست و این معجزه گوش دادن به فایلهای شما و همراه بودن با شما و هدایت شدن به جاهای بهتر به خبرای قشنگ تر و زیباتر
میگم الان باز یکم مردم در مورد یه چیزایی صحبت میکنن که من خیلی متوجهشون نمیشم چون خبر دنبال نمیکنم و با همین توجه نکردن که کاملا هم خواسته ی خودمه هدایت میشم به حال خوبتر و جای بهتر
همین دیشب با خواهرم نمایشگاه قهوه و تجهیزات کافی شاپ اصفهان بودیم، چون ماشین نداریم اولش خواستیم صبر کنیم با کسی بریم و خب نشد و دیدیم این کار فایده نداره و خودمون رفتیم و انقدر که راحت خدا با اتوبوس و تاکسی هدایتمون کرد و چقدر خداروشکر لذت بردیم، از دیدن این همه فراوانی از تکنولوژی های جدید از آدم ها و خرید کردنشون از دیزاین های زیبایی که هر غرفه ای سعی کرده بود منحصر به فرد باشه، از قهوه ها و دستگاه های خفن از تولیدات محصولات جدید و ذوقی که داشتن واسمون توضیحشون بدن، خیلی خیلی لذت بردیم، عکس گرفتیم قهوه خوردیم بامردم و غرفه دارا ارتباط گرفتیم، فراوانی هارو دیدیم، با هم توی مسیر کلی حرفای خوب زدیم و یک روزو شب لذت بخش رو برای خودمون ساختیم و خلق کردیم
به همین سادگی با فاصله گرفتن از اخبار و آگاهی هایی که هیچ سودی واسمون نداره، البته که خیلی هم ساده نیست اما وقتی واقعا بخوایم خدا خودش به زیبایی هدایتمون میکنه، به حال خوب به جای خوب به آدم های خوبو خوش اخلاق
وای یه نکته جالبش من داشتم میگفتم خدایا یکیو توی مسیر قرار بده ما باهاش راحتتر برگردیم خونه یه آشنا، وقتی تاکسی گرفتیم تا یه جایی بیارتمون، راننده از آشناهای عموهام بود و خیلی رانندگی خوبو داشت با اخلاق عالی و باز هم خدارو صد هزار مرتبه شکر که تماما حواسش بهمون هست و به زیباترین ترین ترین حالت هدایتمون میکنه،
خداروشکر خداروشکر
ممنونم استاد بابت این فایل، ممنونم خانم شایسته عزیز بابت این نظم و ترتیب دوباره این فایل ها که پر از نکته های ناب هست
خداروشکر میکنم
در پناه خدا سالم و شاد باشید
به نام خدایی که رب العالمین= فرمانروای کل عالم وجود است
سلام بر عزیزترین استاد زندگیم و مریم خانم پرتلاش
روز 56 =ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
خدایا شکرت اول از همه برای یک روز قشنگبهاری که فرصت بودن بهم دادی تا زندگی و نعمتها و برکت های تو رو تجربه کنم
خدایاشکرت امروز لحظه ی باشکوه طلوع خورشید رو دیدم
خدایا شکرت امروز هم بعد بیداری و در حین انجام تمرین ستاره قطبی نغمه ی قشنگ همون پرنده که هر روز میادرو درخت کنارپنجره میخونه رو شنیدم بازم
خدایا شکرت هوا عالیه امروز، آسمان آبی و تمیز ،نسیم بهاری دل انگیز میاد ،برگای تازه دراومده سبز کم رنگ درختا یه طروات خاصی دادن به محله و شهرمون
خدایا شکرت امروز از طرف مادرم یه گردنبند طلای قشنگ به عنوان کادوی عروسی برای دختر خواهرم خریدم
نکات مهم فایل
اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنی و کانون توجه شما
مثل آنها عمل کند همان شرایطی را تجربه میکنی که اکثریت جامعه تجربه میکنند.
به جای واکنش به اتفاقات نادلخواه کانون توجه خود را معطوف به آنچه کن که می خواهی.
کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند.
در مورد اتفاقات ناجالب و ناخواسته ها اصلا و ابدا حرف نزن نه با تودت نه با کسی نه حتی با خدا.
هر کسی در زندگی اش به موفقیتی رسیده در هر زمینه ای روی ذهن خودش کار کرده است.
با هر دلیل و منطق قوی به چیزی توجه کنی که دوست نداری در زندگی ات باشد همان را تجربه خواهی کرد.
آگاهانه به شرایط ناجالب توجه نکن.
آگاهانه به چیزی توجه کن که به تو احساس بهتری بدهد.
هر طور که میتوانی تمرکزت را روی زیبایی ها ونکات مثبت زندگی ات بگذار.
مهم نیست الان در چه شرایطی هستی اگر روی خودت کار کنی باورها و افکار محدود را تغییر بدهی فرکانست را عوض کنی جهان بیرون را برای تو تغییر میدهد شرایط زندگی ات ،محل سکونتت را .
جهان با کلمات تو کاری نداردو فقط به افکار تو پاسخ میدهد.
اگر قصد ضربه زدن به کسی یا انتقام گرفتن از کسی را داری اول از همه به خودت ضربه میزنی.
به نام خدای مهربانی که دنیا رو بر پایه ی نظم ، عشق ، آگاهی و راستی آفرید
سلام به استاد مهربان و دوستان عزیز
چندروزیه تصمیم گرفتم پروژه ی خانه تکانی ذهن رو شروع کنم و وقت بذارم واسه آگاهی هاش.. اما چیزی که جالب بود وقتی این فایل رو گوش دادم خنده ام گرفت به خودم، دقیقا من چند سال پیش مخاطب این فایل بودم …سالی که این اتفاق پیش اومد من دانشجو بودم و خدا می دونه چقدر تلاش می کردم حرف می زدم و استوری و پست میذاشتم و چون رشته ام حقوق بود اینو رسالتم می دونستم که از دنیا و آدما دفاع کنم،،، من اونموقع قانون رو نمی دونستم و نمی فهمیدم علتش چی بود که از در و دیوار واسم می بارید روابطم با همسر و بچه هام به شدت پرتنش شده بود و می دیدم که همسرم با صبوری فقط نادیده میگیره که اوضاع بدتر نشه…دوستان به دردنخوری که در مسائل سیاسی از من دوآتیشه تر بودن کنارم بودن…تا این که سال بعد آخرین و محکم ترین ضربه رو خوردم: در اوج ناباوری خانواده ام در یه قضیه ای زیر پای منو خالی کردن و به خاطر فشار زیاد عصبی که روی من بود افسردگی گرفتم و به کلی افسار کنترل زندگیم از دستم خارج شد در این گیر و دار کرونا هم گرفتم و خودم رو تنها توی اتاق قرنطینه کردم… همش کارم گریه بود یه روز صبح گوشی دستم بود و رفتم اینستا تو اکسپلور یه پست از استاد دیدم که می گفت خدا همیشه با منه در قلب منه و هرروز و هرروز و هرلحظه داره منو هدایت می کنه به آنچه که من میخوام… الانم باز گریه ام گرفت، اونموقع هم زدم زیر گریه و بلند بلند گریه کردم.. گفتم خدایا منم هدایت کن خیلی دلشکسته ام و خسته ام از این وضعیت…غروب گوشی رو دوباره دست گرفتم و یه پست دیگه اومد از دکتر قمشه ای که گفت هروقت حس کردی تنهایی و هیچ کس رو نداری ، سوره ی ضحی رو بخون که خدا واسه پیامبر قسم می خوره به روز و شب که هیچ وقت تو رو رها نکرده …من خیلی با قرآن مانوسم و یه آرامش خاصی همیشه ازش می گیرم… اینو هم یه نشونه ی دیگه دونستم و گفتم خدایا من فقط تو رو دارم بهت توکل می کنم این دوتا پست الکی نبود کمکم کن خودمو پیدا کنم و برم به راه درست… تو اینستا استاد رو دنبال کردم و شروع کردم به تغییر دادن خودم، قرصای افسردگی رو کنار گذاشتم و با تغذیه ی خوب تونستم دوره ی درمان کرونا رو زودتر طی کنم و حال روحیم هم با گوش دادن به حرفای استاد و هدایت خداوند و تلاش خودم بهتر شد شماره ام رو عوض کردم به دوستام گفتم میخوام یه مدت تنها باشم… تو اوج کرونا که همه ی باشگاه ها تعطیل بود کنار خونمون یه باشگاه بود که من هیچوقت ندیده بودمش ، خیلی اتفاقی دیدمش و رفتم اونجا و از مربی پرسیدم شما تعطیل نمی کنید گفت نه خیلی خلوتیم حدود 3،4 نفر هستن که تا غروب میان، گفتم منم میخوام بیام و خدا می دونه تایمی که من می رفتم کسی نبود ورزش رو شروع کردم،، هرروزصبح و آخرشب سپاسگزاری می کردم و تو دفترم می نوشتم در اوج ناباوری بعد چندماه برای اولین بار ، زمان جدیدی اعلام شد واسه تمدید ثبت نام ارشد و من چون به خاطر بیماری جا مونده بودم ثبت نام کردم به بزرگی خداوند امتحان ارشد به خاطر اوج گرفتن بیماری موکول شد به بهار سال بعد من تونستم درس بخونم و معجزه وار قبول شدم اونم تهران ،، همون سال وکالت آزمون دادم و قبول شدم و معجزه پشت معجزه، چندماه قبل از دفاع پایان نامه ام آزمون دکتری قبول شدم و نمی دونید چقدر خدای خوبم واسم شاهکار کرد نه از دوستای رابین هودم خبری بود نه از دلخوری و بحث با بچه هام ، نه بیماری و روابط فوق العاده ای که با همسر و اطرافیانم دارم واسه همه تعجب آوره هرجا میرم درها به فضل خداوند برام باز میشه،،، پارسال تصمیم گرفتم بیام تو سایت و ثبت نام کنم و دوتا از بهترین محصولات رو هم خریدم دوره ی 12 قدم و عزت نفس و همه چیز فوق العاده تر شده تو زندگیم باورهای اشتباهی که داشتم رو تغییر دادم و توحیدم با فایل های قرآنی 12 قدم قوی تر شد، وقتی استاد در یکی از جلسات قرآنی درمورد سوره ی ضحی صحبت کرد من فقط اشک ریختم و سپاسگزاری کردم و گفتم خدایا شکرت منو رها نکردی و هدایتم کردی که خودم رو که به تو وصلم پیدا کنم ،، الانم از درو دیوار واسم می باره ولی برعکس اون سالها فقط ثروت ، عشق ، سلامتی و هرچی بگم کم گفتم..دوست داشتم تجربه ام رو با دوستان به اشتراک بذارم و بگم واقعا همه چیز خودمونیم و فرکانس هامون… تا وقتی کانون توجه مون رو کنترل نکنیم تا وقتی مسئولیت صفر و صد زندگیمون رو نپذیریم هیچی تغییر نمی کنه
خدای مهربانم هزاران مرتبه شکرت که تحت حمایت و عشق توام..
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که گوشهام فقط آگاهی های ناب رو میشنوه
خدای بزرگم هزاران مرتبه شکرت که از طریق هزاران دستت زندگی و امورم رو مدیریت می کنی
در پناه خداوند شاد و سلامت و آگاه و ثروتمند باشید
به نام الله یکتا
سلام استاد عزیزم و مریم جان و همه ی دوستان گرامی و آگاهم
روز پنجاه و ششم از سفری برای تحول من و بزرگ شدن ظرفم وطی مسیر تکاملم با عشققق و رسیدن به خواسته هام
خدارو شکر میکنم ، که فرکانسم نسبت به میلیونها ایرانی و میلیاردها نفر از مردم جهان متفاوت هست و در مداری هستم ، که میتونم در این لحظات در سایت و عضوی از خانواده ی صمیمی عباس منش باشم و بنویسم و بخونم و رشد کنم.
سابق بر این ،من هم اکثر اوقات همرنگ جماعت میشدم و به زمین و زمان بد میگفتم و از همه انتظار داشتم که زندگی منو بسازن و شرایط رو تغییر بدن، غیر از خودم…
و چه حال بدی روتجربه میکردم ، وقتی میخواستم بقیه برام کاری کنن، هم کلام بدم باعث حال بدم بود ، هم احساس استیصال و ناتوانی در رسیدن به خواسته هام و تباه شدن و جزئ نسل سوخته بودن خفه ام میکرد. خدایا نمیدونم چطور ازت تشکر کنم فقط برای همین یک موضوع که میدونم زندگیمو خودم میسازم و اگر از آسمون بلا و سنگ بریزه ، میدونم وقتی فرکانسم درست باشه ، از همون بلا به من نفع میرسه و هر کس هم که آسیبی ببینه طبق قرآن نتیجه ی عمل خودشو میگیره .
و خدا وند در چندین جای قرآن که پیامبر غصه ی انسانهای کافر و گمراه رو میخوردن با قلب مهربونشون، با اینکه وظیفه ی پیامبر هدایت انسانها بوده ، به ایشون میفرماید:
تو مسئول کسی نیستی و فقط وظیفه ی روشنگری داری ، یا اینکه : لا تخف و لاتحزن ، چون فرکانس اندوه و غم بده و همون رو بیشتر میکنه.
یا اینکه میفرماید : که این افراد هدایت نمیشن و تو هم نمیتونی اونا رو هدایت کنی.
یعنی اینکه هیچچچچ کسسسس با هیچ جایگاه ومداری تاثیری چه مثبت و چه منفی در زندگی کسی نداره.
پس این همه تقلا و زور زدن برای چیه ؟
وقتی من فقط میتونم زندگی خودمو بسازم ، چرا برای مسائل دیگران که من تاثیری در حل اونا ندارم ،بیام فرکانس نا خواسته بدم و زندگی خودم هم تباه کنم؟
ببخشیدا ، ولی مگه دیوونه امممم؟
البته همون موقع ها هم من در مورد خبرهای ناهنجار جامعه ، خیلی غرقش نمیشدم و گاهی حتی بعضی از افراد که دیگه خیلی در شکایت از این و اون شورشو در میاوردن ، بهشون میگفتم: عزیزم تو خودت یه بچه داری نتونستی درست تربیتش کنی ، یه خانواده ی سه نفره رو نتونستی درست اداره کنی ، بعد چطور از فلانی اینقدر ایراد میگیرید که میخواد یک کشور هفتاد میلیون نفری رو اداره کنه؟
و همیشه هم دوست داشتم با بقیه فرق داشته باشم و بتونم از لحاظ آگاهی و روحی رشد کنم.
و به لطف خدای مهربان در این مسیر قرار گرفتم و تا حد راضی کننده ای در کنترل گفتگوهای ذهنم و ورودی هام موفق هستم و خیلی اوقات نجواهای شیطان رو ناخودآگاه کنترل و خاموش میکنم و خودمو تحسین میکنم و مفتخرم که شاگرد استاد عباس منش عزیز هستم.
راستی این چند تا فایلی که پشت سرهم درباره ی توحید عملی بود ،باعث شد من عهد ببندم که خیلی بیشتر حواسم باشه که نه در ذهنم و نه در عمل به کسی غیر از خدا قدرت ندم و ازش حساب نبرم. که به لطف خدا تو این دو روز دوتا کار بزرگ کردم.که احساس میکنم خداوند با دیدن تعهدم برای رشد من این چالشها رو سر راهم گذاشته.
دیروز موردی پیش اومد که اگر قبلاً بود من از روی ترس که طرف مقابل ناراحت نشه و قهر نکنه و فضای سنگینی ایجاد نشه ، دچار شرک میشدم و کاری رو خلاف میلم انجام میدادم ، که دیروز تا دیدم دارم به اون شخص قدرت میدم ، انجام ندادم و البته کلی کلنجار رفتم با ذهنم تا بهش غلبه کردم و بعد هم همه چیز خوب پیش رفت.
امروز هم موضوعی پیش آمد که شخصی منو تهدید کرد که اگر فلان کار رو نکنی ، ما فلان بلا رو سرت میاریم ، منم با توجه به توحید خیلی قاطع جوابشو دادم و گفتم من کار خودمو میکنم و بعدش هدایت شدم به اینکه به شخصی به عنوان دست خدا مراجعه کنم و فقط قدرت رو از آن خدا بدونم که این چالش رو مدیریت کنم. و با اون شخص هم که حرف زدم گفتم فلان شخص تهدید کرده ، ولی من چون میدونم کارم درسته همون کار رو انجام میدم و برام مهم نیست. و کاملا رها کردم و گفتم خدا قدرت خلق خواسته هام رو به من داده ، من فقط حالمو خوب میکنم و تنها قدرت رو رب العالمین میدونم وبعد به من پیام دادن که درست شده .
هرچند که من کار درست رو طبق توحید انجام میدادم ، ولی به چشم خودم دیدم وقتی قدرت رو فقط به خدا بدی و از کسی نه حساب ببری ونه روش حساب کنی و به آرامش درون برسی همه چیز از بیرون خودش درست میشه.
ومن حالا خوب میدونم که تنها قدرت زندگی من خدای یکتاست ،ومن با فرکانسهایی که ارسال میکنم ، زندگیمو میسازم.
پس با ذره ذره ی وجودم تمرکز میکنم که هر لحظه کانون توجهم رو کنترل کنم و آگاهانه به سمت زیباییها و خواسته هام ببرم .
خدای مهربانم برای کنترل گفتگوها و ورودیها ی ذهنم و ارسال فرکانس درست و ساختن باورهای هم جهت با خواسته هام ومهمتر از همه موحد بودن ، از تو یاری میخوام که حقیقتا من به کوچکترین خیری که از تو بهم برسه فقیرم.
خدا جونم عاشقتم و سپاسگزارت
استاد جان بینهایت عاشقتم و شکر گزار نعمت وجود پر برکت و پر مهرت
خیلی ممنون از مریم بانو و دوستان عزیزم
در پناه خدا پاینده باشید
سلام بر استاد عزیز و مریم بانو و همه دوستان
روز ۵۶ سفرنامه ،
در این فایل استاد صحبت از اتفاقات ناخوشایند در ان زمان گفتند و واقعا درست گفتند که این ” لحظه حساس کنونی ” همیشه وجود داره و الان هم در یکی از اون لحظه ها هستیم .که دوباره همه جا شلوغه و …..
خدا را شکر اصلا وارد هیچ صفحه مجازی نمیشم و از اخبار به دورم و فقط ای کاش این همسر جان هم از اخبار بدور می ایستاد . چون اهل این فضا ها و بحث فرکانسی نیست ازش خواهش کردم که خودش تنهایی گوش کنه ، و تمام تلاشم را می کنم از اخبار به دور باشم .
چون قبلا گفتم باسمه اشیلم وابستگی زیاد به خانواده أست و چون از خانواده هستم شاید این قطع بودن نت فرصت خوبی باشه که روی خودم کار کنم و تلاش کنم برای بر طرف کردن این مشکل و تمام تمرکز را بگذارم روی خواسته و قانون ثابت خداوند و از هر چه ناخواسته أست دوری کنم .
به امید الله مهربان که روز به روز در درک و عمل به قوانین بهتر باشیم و همواره در راستای قانون ثابت و بدون تغییر خداوند حرکت کنیم .
شاد و سلامت و ثروتمند باشید
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم و همه دوستان سایت
روز پنجاه و ششم از روزشمار من
از اینکه مدت هاس دیگه اخبار گوش نمیدم واقعا خوشحالم
وقتی ام که رو نکات مثبت ماجرا تمرکز میکنم جریان طوری پیش میره که اصلا هیچ خبری بدی به گوشم نرسه یا تو محیطی باشم، با کسانی باشم که فقط از خوبی ها و زیبایی ها میگن
و همیشه باید ذهنمو کنترل کنم تا بتونم که خوب پیش برم
استاد وقتی که میگید که قضاوت نکنیم و خودمونو بجای اون افراد بذاریم ببینیم ممکن بود ماهم همین اشتباه رو بکنیم یاد روزهایی میفتم که راجبه همه چی میخواستم که دیگران مقصر بدونم تا هم عذاب وجدانم کمتر بشه هم اینکه احساس گناه نکنم که کم کم از شما یاد گرفتم بدترین احساس ها همین حس گناه و عذاب وجدان هست
یاد گرفتم که بجای داشتن احساس بد، از اون جریان درس بگیرم بخودم بگم اگه فکرای مخرب داشته باشی، اگه حس و حال خوب نداشته باشی، حتما اتفاقات خوبی هم نمیفته چون همیشه احساس خوبه که اتفاقات خوب رقم میزنه
اینکه وقتی شما میگید اگه داریم خلاف جهت اکثریت مردم پیش میریم باید به خودمون افتخار کنیم که مثل بقیه فکر نمیکنیم،قضاوت نمیکنیم… به شخصه تونستم با همین گفته و نگاه شما منم تو خیلی از جاها خودمو تحسین کنم و انگیزه بگیرم که بازم باید به همین شکل ادامه داد
با اینکه یروزهایی میشه که افکاری میاد که اذیت کنندس ولی تمام سعیمو میکنم که بقول خودتون هی کم کم کنترلش کنم،حسمو بهتر کنم تا نگم که شرایط بیرونی داره همه چیو پیش میبره
و هی این تلنگر به خودم بزنم که با ناراحتی،با احساس بد، با سناریوهای منفی هیچی درست نمیشه و فقط باعث آزار خودتو بقیه میشی!!
و میخوام تو اینجا که همه چی پر از حس و حال خوبه، همه مثبت و مشتاق یادگیری هستند باشم تا اجازه هیچ ورودی منفی رو بخودم ندم
سپاسگزارم بخاطر همه حرف ها و حس های قشنگتون
️