live | سودمندترین سرمایه گذاری - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | سودمندترین سرمایه گذاری
    207MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | سودمندترین سرمایه گذاری
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

926 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    به نام الله یکتای مهربان و کسب اجازه برای نوشتن برای فایل امروز

    پروژه “خانه تکانی ذهن”

    “گام دوم”

    خدایا شکرت که این آگاهی ها رو شنیدم و امیدوارم که بتونم ازشون در زندگی ام بیشتر استفاده کنم…داشتم فکر میکردم آگاهی ها و سرفصل هایی که به طور خلاصه فقط در همین یک لایو گفته شده رو اگه در زندگی ام هر روز مرور کنم و برنامه روزانه و عملکردم رو براساس این آگاهی ها تنظیم کنم برای خوشبختی و سعادت دنیا و آخرتم کافیه و حتی بیش از کافی

    راست میگفتید خانم شایسته که این فایلها گنج هستند…

    آخه مگه میشه در یک گفتگوی 18 دقیقه ای اینهمه آگاهی باشه…من میتونم از هر کدومش ساعتها نکته دربیارم و بنویسم و تمرین بسازم یا مثال بزنم که چطور این آگاهی توی زندگی ام نتیجه داده….

    اما از بین همه اون توضیحات ارزشمندی که داده شد برای من اون توضیح در مورد وابستگی در روابط از همه ارزشمندتر بود…من به هیچ رابطه ای وابسته نبودم…یعنی اصلا نسبت به روابط زندگی ام ناسپاس هم بودم…و شاید هستم هنوزم…من به شغل ام و داشتن اون جایگاه حرفه ای خاصی که مدنظرم بوده وابسته بودم…زندگی من از جایی که هدفی توی کارم گذاشتم متوقف شد تا اینکه به این خواسته برسم…شادی هام گذرا بودن و همیشه دوست داشتم وقتی باشه تا دوباره برگردم سرکارم…تلاش ها و تقلاهای بیهوده هم میکردم…برخی تلاش ها تاثیرگذار بوده اما برخی بی ثمر…فشارهای الکی که به خودم آوردم…و هیچ وقت یاد نگرفتم که از بودن در لحظه لذت ببرم…و اگه هدایت خداوند نبوده من در گمراهی و ضلالت از بین میرفتم….استاد من هرگز نفهمیدم این که شما توی قدم دوم میگفتید که وسط شلوغی کار تصمیم گرفتید که برید مسافرت اصلا معنی اش چیه…چطور میشه آدم کلی کار داشته باشه و بتونه ذهنش رو جوری مدیریت کنه که بتونه از مسافرت هم لذت ببره…یا اینکه بتونه از بودن در اون لحظه بدون اینکه به کارهایی که قراره انجام بشه فکر کنه و بتونه از خندیدن با خونواده لذت ببره…یعنی بودم توی اون فضا اما بخشی از من نبوده….و این لذت های زیادی از زندگی منو گرفته

    میخوام که جهادی اکبر کنم برای تغییر این ویژگی خودم….وابسته به هیچ دستاوردی نباشم تا از زندگی ام لذت ببرم….بیشتر در لحظه باشم….برنامه روزانه لذت بردن از زندگی داشته باشم…حتی وقتی تنهام و کسی نیست…حتی اگه به سادگی رفتن تا پارک محل باشه…یا پختن غذای مورد علاقه ام…بیشتر از دعوت ها استقبال کنم…و لذت از زندگی ام رو به نتیجه هام گره نزنم…من با از دست دادن سالهایی از زندگی ام که اصلا یادم نمیاد دقیقا چیکار کردم توشون واقعا به این نقطه رسیدم و خیلی بابت این درک و این هدایت از خدای عزیزم ممنونم

    آگاهی هایی که این چند سال از شما در دوره ها یا فایلهای سریالها یاد گرفتم تازه چند وقته احساس میکنم در وجودم ریشه پیدا کردم و به یک جمع بندی در ذهنم رسیدم…که هر روز برام اصلاح مسیر میکنه…و ذهنم رو خاموش تر کرده…

    آگاهی که در مورد اصل و قانون احساس خوب=اتفاقات خوب رو اینهمه در همه فایلها گفتید و اینجا هم باز بهش اشاره کردید که اصل ایجاد ارتعاش مثبت و خوبه….حتی خوب هم نه….بلکه بهتر از قبل…چون گاهی شدت تضاد ممکنه اونقدر زیاد باشه که فرد نتونه تا مدتها خوب باشه…ولی همیشه میگید که اون تلاش آگاهانه برای ارتقای مدارمون از هر جایی که هستیم به سمت بالاتر باعث میشه تا جهان و خداوند ارتعاش افزایش ما رو درک کنه و ما رو کمک کنه در این بهبود دادن…من بارها این رو دیدم…وقتی واقعا تلاش کردم شرایط رو بهتر کرده آدمهای نامناسب رو حذف کرده…و موقعیت تنهایی ایجاد کرده…یا کلا هر شرایطی که لازم بوده برای بهتر کردن احساسم….حتی اگه شده یه کامنتی توسط دوستی در سایت برام نوشته بشه

    حقیقتا احساس خوب=اتفاقات خوب تمام اون رازی هست که باید بدونیم برای خوشبختی در دنیا و آخرت

    من یاد گرفتم و وظیفه میدونم که هر لحظه کاری رو انجام بدم که اون لحظه بهم حس خوبی میده…چون طبق قرآن باور دارم روزی من در آسمانهاست

    اگه از کار کردنم لذت میبرم انجامش میدم اما اگه مطالعه برای کارم بهم احساس عجله و تقلا میده باید ازش دست بکشم و شروع کنم به کاری و ذهنم رو جوری جهت دهی کنم تا هدف اصلی کار رو به یاد بیاره تا اون احساس عجله رو ازم بگیره

    تجربه ای که برام بسیار کمک کننده بوده سفری بود که به قشم داشتم…من آرزو داشتم جنوب ایران رو ببینم…و این سفر رو با عشق برنامه ریختیم…اونجا هم بسیار خوش گذشت اما من وقتی برگشتم دوباره حسم بد شد…چرا؟ چون بعد از سفر این حس بهم دست داد که من وقتم تلف شده….آیا این سفر بهم کمک کرده بود تا حسم خوب بشه؟ در لحظه اما در کل خیر

    چرا؟

    دنبال دلیل اش گشتم و آگاه شدم که احساس خوب من اصلا به هیچ عامل بیرونی نباید وابسته باشه…احساس خوب فقط از توانایی جهت دهی کردن افکارم ایجاد میشه که نتیجه اش احساسات خوب مثل آرامش، رضایت درونی، اتصال به خداوند به عنوان منبع تمام خوبی ها، شادی درونی، سپاسگزاری از بودنم در لحظه ایجاد میشه

    هیچ وقت سفر، پول، روابط زیاد، زندگی در بهترین مناطق جهان، موقعیت کاری عالی نیستند که بهم احساس خوب میدن…چون همه خدشه پذیرن و بعد از مدتی از داشتن شون برام تکراری میشن بلکه جهت دهی مدام ذهنم به سمت احساس خوب و شکرگزاری و افکار امیدبخش هستن که بهم احساس خوب میدن

    پس روی توانایی کنترل و مدیریت ذهنمون و جهت دهی کردن افکارمون در هر لحظه ب سمت افکار بهتر سرمایه گذاری کنیم

    این بهترین سرمایه گذاری زندگی ماست که برامون همه چیز میاره…

    مثال کاربردی:

    من برای دو تا موقعیت شغلی بسیار مشتاق بودم و کلی پیگیری کردم نشد…دیگه رهاشون کردم…خیلی حس ام بد شد..گفتم یه مدت نمیخوام روی هیچ دوره ای کار کنم…شروع کردم فقط به مطالعه نظرات سایت…یادمه صبح ها چند ساعت فقط نظرات رو میخوندم و با آگاهی های نوشته های دوستان واقعا احساسم دگرگون شد…باورهام دوباره مثبت شد…دستاوردهای اونها امید به قلبم آورد و زندگی باز برام رنگی و زیبا شد…به جایی رسیدم که دوباره با یاد خدا احساس آرامش و شوق بهم دست میداد…بعد از یک هفته یا 10 روز خودشون با من تماس گرفتن که تو از کی میتونی بیای سرکار…چه روزایی برات مقدوره…تازه یکی شون بهم پیشنهاد داد که براشون خارج از کشور کار کنم؟؟؟!!!!! گره ای که با هیچ کار فیزیکی و تقلای دنیایی باز نمیشه به خودم میگم با یاد خدا و اتصال به او و سپردن همه چیز به او* به راحتی آب خوردن باز میشه…ما لازم نیست کاری کنیم…این جادویی هست که فقط ایمان به الله ایجاد میکنه…

    استاد در قدم دوم جمله میگید همیشه احساسم رو دگرگون و الهی میکنه…وقتی به الله سوگند یاد میکردید که توی بندعباس با اینکه هیچ دستاوردی نداشتید اما احساس خوب شما و امید توی قلبتون اگه بیشتر از الان نباشه کمتر نبوده…و من کاملا درک میکنم که چی میگفتید…و همیشه با شنیدن اون تکه از کلام شما واقعا حالم خوب میشه و به شاگردی شما افتخار میکنم…آدمهای انگشت شماری در جهان هستند که این که شما گفتید رو بتونن درک کنن…

    خدایا شکرت در کلاس امروز هم حاضر خوردم :)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهری مردمی گفته:
      مدت عضویت: 2334 روز

      سلام سعیده جان

      من امروزصبح هدایت شدم به کامنت شما

      ممنون که به زبان ساده دوباره قانون روبرام مرورکردین

      برای داشتن احساس خوب بایدبگم من عیدامسال برای اولین بارباهمسروپسرم بعدازچندسال زندگی مشترک رفتیم به مسافرت شمال،البته من وپسرم قبلارفته بودیم

      دائم احساسم درحال نوسان بود

      ازقبل رفتن که یکسری ماجراهاپیش اومدتارسیدیم به شمال،همه اش غصه ی این روخوردم که مباداپولمون توی سفرکم بیادشرک داشتم فکرمیکنم همه ی کارهاروخودم بایدانجام بدم ومیتونم رهانمیکنم بدم دست کاردانش،سوئیت چجورپیدابشه که خداروشکرهمه چی خوب بودوماشین مون هم همراهی کرد،امامن بیشترتوخودم بودم وهی میگفتم خسته ام،الان هرموقع همسرم یادش میادمیگه توچکاربودی چی شده بوده که حالت اینجوربود

      من آموزگارمدرسه غیردولتی هستم وامسال دیگه نخواستم بااون مدیرکارکنم ومدرسه نرفتم

      ومیخوام باتدریس خصوصی وکلاس های چرتکه امرارمعاش کنم خداروزی رسون هست

      واینکه ازاول مهرماه که من تقریباوقت آزادبیشتری دارم خانم شایسته ی مهربان این دوره روشروع کرد،خیلی ذوق وشوق دارم برای ادامه دادن دوره میخوام ببینم نتایجم رو،هرچندنشانه های خیلی کوچک رودارم میبینم واحساسم خوب هست،وهروقت که ذهنم سرکشی میکنه میگم خداهست روزی من دردست اونه ،حالاهرچی من بالاوپایین بپرم ،یک وقتایی بایدرهاکردبهتردرست میشه مطمئنم خدابرام راههاروبازمیکنه ان شاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    ژینا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    «بسم الله الرحمن الرحیم»

    خانه تکانی ذهن / گام دوم

    خدا جونم ازت ممنونم بخاطر یه فرصت دیگه و یه گام دیگه

    استاد جان اونجایی که گفتین کار رو از همونجایی که هستی شروع کن و تکاملتو طی کن ، خیلی به دل و جانم نشست چون من اخیرا همچین تجربه ای داشتم

    راستش من هنوز کسب و کاری رو شروع نکردم و درآمدی ندارم ولی توی مهم ترین هدف امسالم که رسیدن به سلامتی و تناسب اندام و لایف استایل مناسب بود ، من به خوبی این درس ها رو درک کردم و دارم اجراش میکنم

    داستان از اونجایی شروع شد که من خواستم برای تیک زدن این هدفم ، برم سراغ خرید قانون سلامتی

    در حالی که من اصلاااا از لحاظ مداری واسه این دوره ی ارزشمند آماده نبودم و کلی درس بود که باید قبل از خرید این دوره توی مسیر یاد میگرفتم و همین الانشم در حال پاس کردن این درسا هستم

    هر بار به شکلای مختلف خدا بهم میگفت که از لحاظ تکاملی و مداری آماده ی خرید این دوره نیستی و بااااید تکاملت رو طی کنی

    ولی من نمیخواستم این موضوع رو قبول کنم و دقیقا شبیه اون کارآفرینی بودم که میخواد با سرمایه اولیه کلان و قرض و قسط و وام کسب و کارش رو شروع کنه

    اما در ها از اونجایی باز شد که من قانون تکامل و مدار ها رو پذیرفتم و قبول کردم که آقااااا

    من / الان / آماده / نیستم

    از لحظه ای که این موضوع رو قبول کردم ، به سمت یه دوره فوق العاده و متناسب با مدارم هدایت شدم که اتفاقا توش از تکنیک فستینگ هم که بیس قانون سلامتی هست استفاده میشه ، اما خیلی تکاملی و در حد مدار من

    الان یک ماه هست که دارم از این دوره استفاده میکنم و کلی تو این یک ماه درس یاد گرفتم و اصل بهبود های کوچک اما مستمر رو دارم در عمل اجرا میکنم و هر روز کاملا واضح میبینم که داره مدارم بالاتر میره و تکاملم در نهایت آرامش طی میشه و اصلا نگران هیچی نیستم و دارم با خونسردی توی مسیر هدفم حرکت میکنم

    استاد من الان شدم اون کارآفرینی که با کمترین سرمایه ممکن کسب و کارش رو شروع کرده و بدون تبلیغات داره پیش میره و هر روز تو مسیر بیزنسش داره یه درس جدید یاد میگیره

    استاد خیلی تکامل‌ قشنگه ، طی کردن مدار ها در نهایت آرامش خیلی قشنگه و من این لذت‌‌‌ رو با هیچ عجله ای عوض نمیکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      عباس حیدری گفته:
      مدت عضویت: 1669 روز

      سلام به دختر زیبا سایت

      راستش نمیدونی چقدر کامنتت کمکم کرد

      امیدوارم بازم یادم نره

      چقدر ازین درک نکردن قانون تکامل ضربه خوردم

      سوالی داشتم از خدا

      چرا اینقدر حالم بالا پایین داره ؟

      معلومه از بس عجله میکنم

      اصلا انگار نه انگار قانون تکاملی وجود داره

      و همین باعث میشه ذهنم صبح تا شب درگیر باشه

      تو خواب هم کابوس ببینم فقط

      فقط واسه اینکه درک نمیکنم باید صبر کنم

      باید صبر کنم

      همه چیز این جهان تکامله

      بعد من میخام بدو بدو یه همه خواسته هام یک جا برسم:)

      نمیشه دیگه

      فقط اذیت میشم ضربه میخورم

      ممنونم ازت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ژینا صالحی گفته:
        مدت عضویت: 1021 روز

        (بسم الله الرحمن الرحیم)

        سلام بهتون آقای حیدری عزیز

        سپاسگزارم بابت پاسخی که به کامنتم نوشتید و باعث شدید خودمم یه بار دیگه این درس های ارزشمند رو‌ مرور کنم

        واقعا تکامل و درک کردنش بی نظیره و باعث‌ میشه نه تنها به تمام خواسته هامون برسیم ، بلکه از یه مسیر خیلی لذت بخش و هموار برسیم و همیشه در لحظه باشیم‌ ، نترسیم و نگران هیچ چیز نباشیم

        کسی که تکامل رو‌ به خوبی رعایت میکنه ، دقیقا و دقیقا مصداق این آیه میشه :

        أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

        آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          محسن فصاحت گفته:
          مدت عضویت: 1149 روز

          درود خداوند بر خانوم دکتر بنده صالح و توحیدی

          سرکار صالحی عزیز

          کامنت پاسخ شما به جناب عبادی دوست خونگرم و داداش گلم توجه من را به شما جلب کرد پیشنهاد می کنم در کنار درستون لوازم پزشکی خرید و فروش کنید حتی اگر فقط یک کالا را در نظر بگیرید مثلا انواع دستکش لاتکس ونیل نیتریل و فریزری و تخصص کسب کنید سایزها و یا ایرانی خارجی کیفیت و قیمت انواع برند و …

          حتی میتونین بعدا پزشکی مکانیک بخونین و دستگاهی را اختراع کنید منظورم اینه در کنار رشته خودتون وسایل مرتبط و یا کم کم کالای پزشکی

          انبار …. من می توانم تا فردا صبح ایده بدم برای شروع و استارت بیزینس حتی این دستکش را فست فود ها و رستوران و…..می خرند

          مثلا دستمال کاغذی به طور عمده یا کیلویی تمام بیمارستان ها مغازه ها اداره جات…..خریدارند از یک کارتن شروع کنید مثلا دستمال جیبی دانشجوها هم می‌خرند میتونین با فروشگاه دانشگاه هماهنگ کنید یا شرکت تعاونی ها و ….

          باز اگر مایل بودید یا سوالی داشتید بفرمایید

          موفق باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            ژینا صالحی گفته:
            مدت عضویت: 1021 روز

            سلام بهتون آقای فصاحت عزیز

            سپاسگزارم بابت وقتی که گذاشتید و برای بنده ایده های فوق العادتون رو‌ نوشتید

            حقیقتا من هنوز ترم 3 هستم و یه مقدار واسه این حرف زوده ولی من به عشق کمک به درمان و سلامت آدم ها وارد این رشته شدم و ترجیحم اینه که تمام تمرکزم رو بر روی همین موضوع بذارم و وارد بحث خرید و فروش و ساخت وسایل پزشکی نشم

            و این موضوعات رو به متخصصین خودش بسپارم

            همونطور که استاد همیشه تاکید دارن ، موضوعی که عاشقش هستین رو‌ پیدا کنین و تو همون بهتر و بهتر بشین ، دیگه از این شاخه به اون شاخه نپرین و یک راه رو طبق اصل خارپشتی هر بار با کیفیت ترش کنین

            بازم سپاسگزارم ازتون

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              محسن فصاحت گفته:
              مدت عضویت: 1149 روز

              درود و سپاس بی حد خداوندی که جهان را به عنوان یک مدیر و مربی به خوبی هدایت می‌کند و درود بر ژینای عزیز

              در گفتگو استاد عباس منش با دوستان قسمت 60 تا 65 خانم آزاده طیبی عزیز به خوبی مفهوم پیشنهاد من را بیان کردند ایشان بدون اینکه نیازی داشته باشند از همان دوران دبیرستان مولد بودند استاد گرانقدر ما هم می فرمایند در هر حالتی باید ورودی داشته باشید یک بار با عده ای از نخبگان جلسه ای داشتم و آنها طرحی داشتند و به دنبال سرمایه گذار بودند و من در اولین برخورد جلسه را ترک کردم چون آنها خود را از ما بهتران می دانستند و نحوه برخوردشان جوری بود که طلبکارانه برخورد می کردند و به نحوی اصلا فنون مذاکره را نمی دانستند و از بالا به پایین نگاه می کردند و اصول اولیه بیزینس را نمی شناختند و نمی توانستند خود سرمایه بدست بیاورند و از توانایی خودشان پول بسازند موضوع این است که در همان کاری که علاقه دارید و یا حتی فعلا علاقه ای ندارید شروع کنید کلی چیز یاد می گیرید و ضمنا هدایت می شوید به کار بهتر و اینکه مولد هستید و ارزش خلق می کنید.افرادی را میشناسم در سن 12 سالگی دهه 90 بسیار توانمند هستند و به خوبی پول می سازند به هر حال مایلم این را به عنوان یک پیام و نشانه و پیشنهاد بدانید و مقاومت‌های ذهنی را کنار بگذارید و شروع کنید موفق باشید.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مهیار اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 770 روز

    به نام خداوند یکتا و قدرتمند

    از مهیار اسکندرصفت به استاد عباسمنش سلام و عرض ادب و احترام

    من از 15 تا 18 سالگی کاشی کاری و بنایی کار میکردم

    نما کاری هم میزدیم ، سیمان کاری و ارماتور هم میزدیم ، واویلا چیا یادم اومددد،

    از 7 صبح تا 13 سرکار . از 13 تا 14 ناهار بودیم

    از 14 تا 20 سرکار بودمممم ، خب بچه بودم اون موقع ها ، اما الان قوانین درک میکنم ، من ساعت 20 که میرسیدم خونه ، قبلش به مادرم زنگ میزدم شاممو بیار ایوون من بخورم برم باشکاه بدنسازی ،

    ساعت 21/30 میرسیدم باشگاه و 23 تموم بودم و میومدم خونه ، برای سه سالللللل زندگی من این بودددد، کار ارماتور و نما و کاشیکاری رو به زور پدرم میرفتم میگفت سند یاد بگیری برای خودتتتتت

    خدایا ای کاش میدونستم که اون موقع ها باهام حرف میزنی ، من با چه شوری وزنه میزدممم چه بدنی ساخته بودم ، بعد اون همه حمالی در طول روز ، یجوری وزنه میزدم انگار بدنم نیتروژن باز کرده، مثل انم کار میکردم ، نگو این رشته علاقه منه ، و من غافلم ازش ، رفتم خدمت سربازی ، اونجا یه باشگاه داشت ورنه ها کم ، دستگاه ها زنگ زده بودن ، من باز بعد تایم ناهاری و استراحتم میرفتم باشگاه، اون روزم که پست نداشتم هرکی دنبالم بود میومد باشگاه دنبالم ، باز الهام الهی و اقا مهیار انگار نه امگار ، خب نمیدوتستم بخدا نمیدونستم باید باشگاه ادامه بدم (الان دوسالی هست متوجه شدم) اقا بعد دوستل خدت اومدم خونه ، پدرم باز منو فرستاد کاشیکاری ، ای بابا ، باز برای دوسال همون اش و همون کاسه الگوی تکراری روزای تکراری ، اما باز بعد کاشیکاری میرفتم باشگاهم ، اصلا عجیب باشگاه منو میکشوند سمت خودت ، از سن 15 تا 22 هنوز نفهمیده بودم که علاقم بدنسازیه ، از 22 سالگی تا 27 رفتم تهران مثلا پولدار بشممم ، کافی شاپ کار میکردم ، ای خدایاااا باز دلم میگفت برو باشگاههههه، هنوززززز منه خنگ نفهمیده بودماااا خدا میگه پسر خوب برو باشگاه من همه چیو بهت میدم تو فقط برو نزد علاقت

    دیدم یه کافی شاپ علاقه ندارم ، دو سالم رفتم فست بود باز کردم ،، اما باز لای استراحتم باشگاه میرفتمممم باشگاه میرفتممممم ، خدایا ببین منو خنگی از منه

    والله بخدا

    فست فود ورشکست شدممم ، ماشین داشتم فروختم

    کمی پول قرض کردم ، خلاصه باشگاه بدنسازی زدمممم

    الان دوساله که باشگاه بدنسازی زدمممم ٫ پول ندارم عشق میکنم ، پول دارم کیف میکنم ، قرص دارم میدم

    سخته ، انجامش میدم ، همه جوره پای کارم هستمممممممم ، همه جوره دارم حال میکنم ، میونید چرا ،؟ چون علاقمو توی 29 سالگیم پیدا کردم ، البته غفلت از من بوده نه قانون، امیدوارم هواستون یاشه به صدای خداوند هروز باهام صحبت میکنه ، ما باید بیدارباشیم ، اقا بیدار بشید بیدار شید بیدار شید

    بخدا قانون وجود داره ، دارم میبینم تو مسیر علایقم همه چی به نفع منه ، باورهام واقعا اشکال داره ، چون از پدرم رسیده که باید سخت کارکنم ، منم هدایت شدم یک ماه پیش دوره دستبابی عملی رویارو خریدم

    خیلی وضعم خوب شده خیلی روحیم عالیه ،

    اعتبارش برای خداست هاااا مهیار

    خدایا شکرت

    این متن برای خودم نوشتم

    خسته نباشید همگی

    موفق باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 723 روز

    سلام وقت همگی بخیر روزتون عالی

    روز دوم از خانه تکانی ذهن گام گام

    با امید به الله شروع میکنم به نوشتن برای درک بیشتر برای مهاجرت به مداره بالاتر برای احساس بهتر برای ارسال فرکانس بهتر

    1 99درصد کار آفرینان ثروتمند و موفق پایدار خودساخته هستند و از صفر و کوچک کارشون رو شروع کردن و سرمایه ای که برای شروع کارشون میخاستن رو از اون شوق علاقه ای داشتن برای کارشون از توی ذهنشون ساختن (یعنی چون شوق و ذوق داشتن برای شروع کارشون و دنبال بهونه نمیگشتن ،خداوند ایده هایی بهشون اعلام کرده که با شرایط کنونیشون قابل اجرا بوده)

    2-این که ما نمیخاییم تکاملمون رو طی کنیم و میخایم با کلی سرمایه اولیه از همون اول یک کسب و کاره معروف و موفق و بزرگ بسازیم و مشهور بشیم به 2 تا علت برمیگرده 1عجله برای موفقییت بدون یاد گرفتن درسهامون(همش فکر میکنیم من میدونم و اون هایی که برای شروع کارشون وام و قرض گرفتن با تمام وجودشون گواهی میدن که ما هیچی نمیدونستیم کاش این کارو نکرده بودیم و از صفر شروع کرده بودیم)[آدم ها چشمشون به میوه هاست ریشه هارو نمیبینن]

    2حرف مردم(ایقدر خود نمایی و مقایسه توی وجدمون هست که فقط میخایم یه کسب و کاره بزرگ رو راه اندازی کنیم تا فقط بقیه رو کور کنیم و بهمون به به چه چه بگن ،حتی اگه سود و فروش نداشته باشیم .بعضی از مواقع هم بخاطر این که نظره مردم برامون مهمه و میترسیم از مسخره شدن که بگن این کسب و کاری که میگی راه انداختیه ؟تو که هیچ ابزار کاری نداری؟میخای توخونه کارتو انجام بدی؟خودت تنهایی؟با این امکانت کم؟ ( اره که این ریشش برمیگرده به عدم عزت نفس و خودباوری )

    3 آیا شکر گذاری رو فقط باید بنویسم ؟خیر

    شکر گذاری رو خیلی ازما اشتباه فهمیدیم

    این که با خدا راز و نیاز میکنی و حالت خوبه یعنی شگزاری

    وقتی به خودت به خانومت به بچت نگاه میکنی از این وجود زیبا لذت میبری یعنی شکر گزاری

    وقتی سواره ماشینت میشی و با حس خوب ازش استفاده میکنی و تصویر سازی یه ماشین بهتر رو میکنی یعنی شکر گزاری

    وقتی از زمانت لذت میبری و به بطالت نمیگزرونیش یعنی شکر گزار زمانت و عمری که خدا بهت داده هستی

    وقتی داری زبانی از خداوند یا کسه دیگه سپاسگزاری میکنی و احساست بهتر میشه یعنی شکر گزاری

    وقتی توجه ات به زیبایی هاست یعنی داری شکر گزاری خالق اون زیبایی هارو میکنی

    به همین سادگی ،شکر گزاری ساده است اما آسون نیست زیرا احساس عدم لیقات در درون ما باعث میشه تا نتونیم عمیقا شکر گزاری کنیم ،غرور هم همینطور،احساس گناه هم همینطور و همینطور بد بینی و منفی نگری

    4 وابستگی در روابط یعنی چی؟

    وابستگی در روابط یعنی( عدم صلح دورنی)باخودمون یعنی من نمیخام و نمیتونم از بودن باخودم و خدای خودم لذت ببرم یعنی این که لذت بردن رو وابسته به عوامل بیرونی میدونیم

    حال این وابستگی و این عوامل بیرونی میتونه هرچی باشه!مثل یک ماشین خاص یا خونه ی خاص یایک مقدار ثروت که بگی من تا این ها نباشه نمیتونم لذت ببرم یا یک فرد خاص که بگی من تا اون نباشه بهم خوش نمیگذره

    در صورتی که تا نتونی از زندگیت به همین شکلی که هست لذت ببری اینا نمیاد

    و ریشه تمام این ها برمیگرده عدم ارزشمندی و عزت نفس

    اگر ما خودمون رو دوست داشته باشیم و کافی بدونیم و خدا رو به عنوان یاور وهمراه همیشگی باور کنیم میدونیم که خداوند برای ما کافیست و نیاز به هیچ عامل بیرونی برای لذن بردن نداریم واین باور بزگترین لذت برای انسان مومنه باعث احساس رضایت میشه و این رضایت از خداوند همه چیز رو واردزندگیمون میکنه

    5 شراکت

    یادمون باشه که هیچ وقت شریک نگیریم هرکسی رو که توی کسب وکارمون نیاز داشته باشیم رو خداوند برامون میاره

    مثال خانم شایسته که اومده توی زندگی استاد ،بعد از این که استاد درس هاشو توی شراکت گرفت خداوند خانم شایسته رو برای استاد فرستاد

    کسی که اگر استاد کل عمرش هم میگشت فردی به لایقی ایشون برای این جایگاه پیدا نمیکرد

    چقدر ایشون فروتنانه،ماهرانه و جانانه داره توضیحات فایل هارو مدیریت میکنه و مینویسه

    (یه جایی از استاد شنیدم که قبل از راه اندازی عقل کل خانم شایشته برای جواب دادن به کامت هاو ایمیل ها بعضاساعت5 صبح به رخت خواب میرفتن)از ته قبل میگم آفرین به این پشت کار و علاقه و استعداد که بدون هیچ چشم داشت و منتی این کارها رو میکنن

    نوش جونتون هرچقدر که از اون زندگی و بودن کنار اون استاد بزرگ لذت میبرین لایقشین

    اره این میشه که خداوند دست هاشو به شایستگی برای کمک به ما میفرسته

    وقتی شریک میگیریم یعنی به توانایی هایی که خداوند در درونمون گذاشته شک داریم و میگیم اون توانایی هاناقصه و این یعنی که خداوند ناقصه و ناقص آفریده و این یعنی شرک مطلق

    یادمون باشه وقتی که خداوند کسی رو میفرسته تا بهمون کمک کنه از سر دلسوزی تاکید میکنم از سره دلسوزی نیایم شریکش کنیم که شریک یعنی شرک

    6تبلیغات

    وقتی که یه کاری باکیفییت باشه خودش باعث جذب مشتری و تبلیغ میشه البته که باتکامل و صبر و ایمان این کار انجام میشه

    عشق و علاقه به کارو خلاقییت و باورهای درست در مورد کارمون باعثپیشه خداوند و جهان به صورت خودکار بدون هیچ کاره اضافه ای مشتری ها به سمت کسب کارمون هدایت بشن

    (توسعی کن تو کاره خودت بهترین باشی “بقیش باخدا)

    مثال واضح و زنده ننه خاور ،متومید توی گوگل درموردش سرچ کنید

    میگه روزانه 1000تا غذا سرو میکنه 40تا کارکن داره

    روی تپه توی یه روستای کوهستانی

    تازه روش طبخ غذا هاهم سنتیه

    8 نحوه ی اتصال به خدارو توضیح بدین

    یکی از مهم ترین باور هایی که باعث میشه ما حس کنیم به خداوند متصل نیستیم باور احساس عدم لیاقته ،بخاطر شنیده هامون و کار های ناشیستی که شاید انجام دادیم و این باور در درون ماشکل گرفته که من گنه کار ومن نالایق لیاقت دریافت الهامات خداوند و نزدیکی به اون رو ندارم

    ولی در واقع خداوند همیشه به ما وصله و یا برعکس

    کافیه باور مون رو درمورد خداوند و نزدیکی که هممون به یک اندازه به اون داریم رو عوض کنیم

    که البته این هم تکاملیه

    8اگر از توان مندی هامون صحبت کنیم مغروریم؟

    خیر انسانی که عزت نفس داره میتونه توان مندی هاشو بگه و خودشو عرضه کنه،میتونه نتایجشو بگه و اون ها افتخار کنه ،تواضع به این معنی نیست که از خودمون تعریف نکنیم ،باید به دست آوردهامون افتخار کنیم و یادمون باشه اعتبارش به خداوند میرسه نه خودمون ،این یعنی عزت نفس ودر کنارش تواضع

    9چرا رشد توی همه ی کسب و کاره هامثل هم نیست

    به یک دلیل ساده باورهامون

    10 قرآن رو نمیشه ترجمه کرد به دلیل این که هر کلمه ی عربی چندین خط معنی داره و قرآن رو باید درک کرد

    11مهم ترین کار برای ماندن در احساس خوب و سطح انرژی بالاچیست

    تکرار کردن باور های مناسب

    سپاسگزاری کردن

    تمرکز آگاهانه بر روی نکات مثبت

    12بهترین سرمایه گزاری برای ساختن ثروت چیست؟

    سرمایه گزاری روی علاقه،استعدادو تواناییهای خودمونه

    هرکدام از ما استعداد،توانایی و علایقی داریم که اگر بریم دنبالشون خیلی بیشتر از نیازمون رو برامون برآورده میکنه

    وقتی توی یه کاری علاقه داشته باشی خیلی زودمیتونی توشمهارت پیدا کنی و این علاقه باعث خلاقیتت میشه و ترکیب خلاقییت ،مهارت و باورهای درست غوغا میکنه

    به همین دلیل تمام ثروتمندهای پایدار از مسیر علایقشون ثروتمند شدن

    به لطف خدا این کامنت زیبا نوشته شد

    و تونستم روز دوم هم این کامنت زیبا رو بنویسم

    ممنونم که تا آخره این کامنت رو خوندین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مهدیه یونسی گفته:
    مدت عضویت: 770 روز

    به نام یگانه معبود

    درود به استاد عزیز و تمامی دوستانم در این سایت پر از آرامش

    امروز گام دوم رو طبق تعهدم دیدم و گوش دادم و نکته برداری کردم و چقدر به من کمک کرد

    من 6 ساله آنلاین شاپ دارم ولی همیشه منتظر مشتری هستم که همون لحظه که محصول رو میذارم داخل کانال بیاد و خرید کنه یا همیشه کانال رو چک میکردم تا ببینم مشتری دیده محصول رو یا پیام داده برای خرید که الان متوجه شدم چه اشتباه بزرگی داشتم و اینکه مدتی بود یه حس خوبی بهم میگفت تعدادی لباس برای خرید حضوری بیارم و بار اول خیلی خوب فروختم ولی توو ذهنم نجواها میومد ک با این سود کم آخه چی میخوای بخری باید یه سرمایه ی درشت داشته باشی که سفارش های بیشتری بیاری و این منو نا امید می‌کرد

    و یا اینکه چند بار میخواستم همین شغلم رو کنار بذارم با اینکه هم تواناییش رو دارم هم دوسش دارم ولی الان فهمیدم باید کیفیت کارم رو بالا ببرم و روی خودم بیشتر سرمایه گذاری کنم

    و حتی الان ک این فایل رو دیدم فهمیدم. باید از حالت واسطه بودن ک شبیه همون شریک بودنه خارج بشم و اینقدر رشد کنم که بتونم چندتا کارمند داشته باشم و سایت برای شغلم داشته باشم نه اینکه منتظر این تولیدی و اون تولیدی بمونم.

    شاید باورتون نشه چند بار ب خودم گفتم خوبه با فلان دوستم شریک بشم ک حداقل از طریق فامیلای اون فروش بیشتری داشته باشم و این همون باور اشتباهه

    چندباری گفتم باید تبلیغات انجام بدم تا بیشتر دیده بشم ولی من باید فقط و فقط روی باورهام کار کنم و ایمانم رو تقویت کنم

    استاد این فایل کاملا برای من بود برای منی که 6 ساله فقط دارم درجا میزنم منی که با کیفیت ترین و زیباترین لباس ها رو میذارم ولی مشتری ثابت و عالی ندارم.

    پروژه ی خانه تکانی ذهن مثل بقیه ی محصولات و دوره هاتون برکتش رو زودتر فرستاد و من چند روزه که میبینم با همون تبلیغات دهان به دهان مشتریا برام مشتری جذب میکنن! و این الله است که کار مرا درست می‌کند.

    از خدای بزرگ برای هدایتم به این سایت و این پروژه بسیار بسیار سپاسگزارم

    استاد واقعا ازتون سپاسگزارم با اینکه این فایل زمان کمی داشت ولی کلی مطالب مفید و ارزشمند داخلش نهفته بود که همه رو با عشق گوش دادم.

    مریم جان دوست داشتنی از شما هم بخاطر تمام تلاش هاتون سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نفیسه فهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    درود استاد. درود مریم عزیزم

    درود دوستان عزیزم

    یه فایل جامع برا خونه تکونی ذهنم که بهم یاداور شد که:

    برا شروع دنبال یه سرمایه هنگفت نباشم. دنبال تکاملی پیش رفتن باشم. پله پله. یکم به دست بیارم و کم کم بیشترش کنم

    بهترین سرمایه گزاری. سرمایه گزاری روی خودم و علایقم هست. از این طریق ثروت جاری میشه به زندگیم

    چه اشکال داره که از خودم تعریف کنم. اتفاقا عااالیه و نشون دهنده عزت نفسه. مثل تمرین آگهی بازرگانی اتفاقا باااااید بتونم از خودم تعریف کنم

    خداوند همیشه به ما وصله. ماییم که باید احساس لیاقت داشته باشیم تو دریافت. بله خدا به منم الهام میکنه. منو هم هدایت میکنه. من لایق دریافت هستم

    ما باید روی کیفیت کار کنیم خدا برامون تبایغ میکنه. اصلا نیازی به تبلیغات نیست.

    یه فایل عااالی با آگاهی های عااالی

    سپاس بابت خلاقیت مریم جان در مرور آگاهی ها و خانه تکانی ذهن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2334 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    اگر شما به کاری علاقه داری ولی سرمایه‌اش رو نداری، وارد بشی و قدم‌های کوچک برداری و بزاری تکاملت طی بشه و نخوای یه شبه برسی به موفقیت، همه چیز خودبخود درست میشه. ولی مشکل اینجاست که تا افراد یکی رو میبینند که موفق شده، همون لحظه میخوان که اونام بشن اون آدمه، فارغ از اینکه طرف چه مسیری رو اومده یا اصلا چه بیزنسی داره.

    اصل شکرگذاری احساس شادی و حال خوبه. حالا میخوای بنویس، بگو یا در لحظه احساسش کن. فرکانس سپاسگذاری در لحظه ارسال میشه و قلبی هست.

    وابستگی یعنی که شما لنگ یه عامل بیرونی باشی تا احساس خوب پیدا کنی. ( عامل بیرونی مثل آدمی کسی، یه دستگاه یا وسیله، مواد و…)

    احساس خوب شما باید از درون شما باشه، بدون هیچ وابستگی به بیرون.

    اگر میخواید تو کسب و کارتون موفق باشید، 1 به هیچ عنوان شریک نگیرید! چون اقتدار و قدرت شما نصف میشه و آدمی که 100 درصد بیزنس رو دست میگیره، باور داره آدم‌های مناسب به وقتش وارد زندگی و بیزنس من میشن.

    2 هیچوقت تبلیغات نکنید! تبلیغات اولا انتها نداره و ماه بعد شما باید قوی‌تر تبلیغ کنی و اینجوری کل درآمد شما رو تبلیغات بلعیده، بعدشم اگر شما به کیفیت کارت ایمان داری، دیگه نمیخواد جار بزنی دیگه.

    شما کارت رو صادقانه، عاشقانه و درست انجام بده…عاشق کارت باش…باورهای درست‌تری هم بساز، خداوند آدم‌ها رو، مشتری‌هارو هدایت میکنه به سمت تو.

    خداوند همیشه به ما وصله، ولی این باورهای نامناسب ماست که اتصال‌مون رو قطع میکنه. یه سری باورهای مذهبی که ما داریم و احساس میکنیم گناه‌کاریم و بی‌ارزش و خداوند رفیق یه سری افراد خاصه…اینان که مانع وصل بودن ما به خرد کیهان میشه.

    آدمی که عزن نفس بالایی داره، از خودش تعریف میکنه، مهارتاشو میگه، توانمندی‌هاشو میتونه بگه و موفقیت مال این آدمه. کسی هم که نمیتونه و خجالت میکشه، ترس داره…اون آدم به جایی نمیرسه.

    احساس خوب رو چطور بدست بیاریم؟

    * تکرار باورهای مناسب

    * صحبت با خودت

    * توجه به زیبایی‌های جهانت

    * سپاسگذاری

    و تکرار این 4 اصل حال شما رو خوب نگه میداره.

    بهترین سرمایه‌گذاری شما، سرمایه‌گذاری روی توانمندی‌هات و علایقت هست. کاری که مهارت داری توش و عاشقش هستی رو برو خوب یادش بگیر و تمام افراد ثروتمند هم به همین شکل کار کردن و ثروت ساختن‌…چون وقتی شما عاشق کارت هستی و لذت میبری، ثروت هم دنبال شماست.

    در پایان سپاسگذارم از مریم جان بابت پروژه این یکماه…

    من هفته قبل یه پروژه خودم برداشتم و این بود تو این هفته روزی 5 تا درخواست آگهی بازرگانی رو برم اجرا کنم و از شنبه این هفته شروع کردم و آخریش باورتون بشه یا نشه 1 ساعت پیش تموم شد و نمیدونستم که استاد راجع به آگهی هم صحبت میکنی و گل از گلم شکفت دیگه…

    همین آخری البته مونده بود و از کلاس اومدم خونه ولی قبل ورود به خونه گفتم انجامش بده و بعد برو خونه…همون سر کوچه دور زدم و رفتم پارک محله تا انجامش بدم و برای 3 تا خانم محترم انجام شد.

    متن آگهی رو هم میزارم دوستان ایده بگیرند..

    چه تجربه‌ای بود استاد…کلی مقاومت ذهنی شکسته شد…کلی چرت و پرت گویی ذهن…کلی پیش‌داوری‌ها شکست و چقدر خودم رو بیشتر دوست دارم…

    خیلی‌ها خندیدن، خیلی‌ها تحسین کردن، بعضی‌ها تشکر، بعضی‌ها سوال و کنجکاوی، خیلی‌ها آرزوی موفقیت، خیلی‌ها تعریف و ایول…از شاگردای استادم برخود داشتم اتفاقا…تقاضا ازدواجم داشتم حتی….البته فقط جهت شوخی دیگه..

    ممنونم از کامنت بچه‌های عزیز مثل ناعمه عزیز و رسول جان که ایده آگهی بازرگانی خودم از کامنت آگهی اونا اومد و گفتم شاید کامنت خودم باور بقیه رو بهتر کنه و ایده بگیرند…

    حتما پیشنهاد میکنم چون نمیدونید ذهنتون چقددددر چرت و پرت الکی میگه..

    مصطفی خدابخشی هستم. متولد 1370

    قد بلندی دارم با چشمای خیلی خوشگل و مشکی

    دندان های سالم و سفیدی دارم.

    جسم سالم و عالی دارم

    اهل سفرم و دوست دارم مناطق زیبای این جهان رو ببینم.آدم فان و شادی هستم.

    مربی زبان انگلیسی هستم و کارم رو خیلی دوست دارم.

    تو کارهای فنی فوق العاده‌ام و همه جوره آچار بدستم.

    آشپزی و خیاطی هم بلدم.

    گیاه‌ها و حیونامم دوست دارم.

    مهربونم و بقیه رو راحت میبخشم.

    کنجکاوم و دوست دارم نحوه کار کردن سیستم‌ها رو بفهمم.

    و در حال حاضر دانشجو روانشناسی موفقیتم.

    تو کارهام تلاشم اینه از خداوند هدایت بخواهم.

    در زندگی سعی میکنم اتفاقات خوب رو بخاطر بسپارم و از اتفاقاتی که برایم جالب نیستند چشم پوشی کنم. تلاشم اینه از داشته‌هام لذت ببرم.

    خیلی مچکرم که همراهی کردین.

    البته مهارت‌های اینجانب به لطف الله مهربان خیلی بیشتره ولی گفتم همینقدر که نوشتم کفایت میکنه.

    دوستون دارم و به قول نگار جفت‌تون رو هم از راه دور بقل میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    نرگس گفته:
    مدت عضویت: 1753 روز

    سلام به دوستای عزیزم

    باتوکل خدای مهربون گام دوم رو شروع می‌کنیم

    ((سودمندترین سرمایه گذاری))

    در یک جمعه سرد پاییزی…..

    سوالی که اینجا هستش بدون سرمایه چه کاری رو میشه شروع کرد؟

    خیلیا فکر می‌کنند که یه آدمایی که به یک جاهایی رسیدن حتماً یک سرمایه اولیه داشتن ولی در حالی که اینطوری نیست و 90 درصد آدم‌های موفق اگه به جایی هم رسیدن از صفر شروع کردن و اون روند تکاملی که براشون به وجود اومده ذره ذره پیشرفت‌ها رو براشون به وجود آورده و اینطوری نباشه که همه پول‌هایی که می‌خوای در بیاری رو خرج تبلیغاتت کنی چون بهترین تبلیغ رو خدا برات انجام میده و اگه تو کار با کیفیتی رو انجام بدی مطمئن باش که خدا از بی‌نهایت دستش افراد را برای تو می‌رسونه که بیزینست رونق بگیره

    بهترین سرمایه‌گذاری چیه؟؟

    بهترین کاری که می‌تونی انجام بدی اینه که روی خودت سرمایه‌گذاری کنی فقط کافیه که علاقمونو پیدا کنیم و بریم دنبال توانایی‌هامون و اگه این کارو انجام بدیم ثروت‌های خیلی زیادی رو به دست میاریم

    خلاصه و جمع بندی:

    1 باید قدم به قدم درس‌هامونو بگیریم و پیش بریم

    2 باید از همون جایی ‌که هستی شروع کنی و نیاز به سرمایه اولیه نیست

    3 بهترین سرمایه گذاری رو روی خودت میتونی انجام بدی

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    فاطمه :) گفته:
    مدت عضویت: 2903 روز

    سلاااااام به استاد عزییییییزم و خانم شایسته نازنیییییینم

    من خیلی شما رو دوست دارم و خیلی خوش حالم که شما هرروز در زندگی من حضور دارید.

    نمی دونم چطور ازتون تشکر کنم بخاطر این فایل زیبا و این متن فوق العاده.

    یکی از بزرگ ترین خواسته های من پیدا کردن کار مورد علاقم بود. مثل یه پازل درونی بود که طی سال ها تیکه هایی ازش رو پیدا کردم و کاملش کردم. حل کردن این معمای درونی برام واقعا لذت بخش بود چون تک تک تیکه های پازلش رو هدایتی میفهمیدم در واقع هدایت میشدم به انجام یسری کارها که بعد متوجه میشدم که عه😍من از این بخش کار چقدر خوشم میاد. خوش حال میشدم بارها و بارها تمام تجربیاتی که یه حس خاصی بهشون داشتم رو تو ذهنم مرور میکردم و حالمو خوب میکرد

    (قبول دارم که میشه همه کارها رو دوست داشت اما بعضی از کارا یه حس دیگه ای دارن یجور دیگه ای تو قلبت میشینن و یه ارتباط عمیقی باهاشون داری) چون چنین خواسته ای داشتم از طریق الهامات قلبم سال گذشته به تهران هدایت شدم اونجا سراغ تمام کارهایی که فکر میکردم دوسشون دارم رفتم و خیلی هاشون برای همیشه برام تموم شدن. ولی ماحصل این سفر و این تجربه های متفاوت کاری شناخت خودم و علائقم بود. که مسیر منو تا حدی مشخص کرد. امسال در اون مسیر کارهایی رو انجام دادم. تجربیات مختلفی داشتم ( البته با هدف رسیدن به درآمد اون کارها رو شروع کردم) اما این تجربه ها هم باعث شد که بیشتر علاقه من واضح بشه.

    تیکه آخر پازل “کار مورد علاقه من” زمانی پیدا شد که من به این کلید “توانایی خلق ثروت از علائقت” هدایت شدم و متن این فایل رو بارها و بارها خوندم چند روزی بود که فقط میومدم همینو می خوندم و انگار قرار بود ازش یه چیزی بفهمم نمی تونستم ازش بگذرم یه روز صبح که بیدار شدم این متن رو نوشتم و بعدش هم به طور کاملا هدایتی به پروفایل آقای مدیر فنی هدایت شدم قبلش اصلا پروفایلی با این نام رو ندیده بودم و در بخش اولین خاطرشون که گفتن چطور هدایت شدن به انجام کار مورد علاقشون دیگه نمی دونستم باید چیکار کنم نمی دونستم چطور از خدا و از شما عزیزانی که این آگاهی ها منتشر کردین و به من کمک کردین تشکر کنم.

    در واقع ترکیب این فایل و متن فوق العاده فایل خانم شایسته عزیز+ خاطره آقای مدیر فنی عزیز باعث شد که در درونم اتفاقاتی بیفته که

    شب اون روز یه پروژه خیلی کوچولو نیم ساعته برام جور شد که اینم یه هدایتی بود که باعث شد که بعدش به طور کاملا واضح متوجه بشم که دقیقا به چی علاقه دارم♥️

    خیلی خوش حالم خیلی زیاد. خیلی خوبه که مسیرت واضح باشه و بدونی که تمرکزت رو کجا باید بذاری. این نعمت خیلی بزرگی هست و من شکرگزار خدا هستم که منو هدایت کرد تا با تجربیات مختلف و آگاهی های این سایت من هم ازین نعمت بهره مند بشم.

    بی نهایت ازتون ممنونم و از خدا براتون حال خوب و نعمت های فراوانی لایقش هستید رو می خوام♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فرید فریدمهر گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    درود فراوان بر همه ی اعضای محترم و با ایمان و استاد ارجمند آقای عباسمنـش

    فقط میتونم بگم با ایمانی که از شنیدن و دیدن فایلهای گوناگون استاد وارد روح زندگـیم شده، فقط و فقط احساس خوبه که اینروزها سرشارم کرده

    من یک تازه واردم اما استاد بقدری گرم و صمیمی و کامل توضیح میدن که با احساس خوبم اینروزها از صبح که لابلای گوسفندهای دامداری مون مشغول کار هستم، همزمان با گوش دادن به فایلهای صوتی استاد، یا در حال سوت زدنم یا دارم فلان موسیقی و فلان ترانه رو زمزمـه میکنم یا دارم حرف میزنم و میخندم

    اینکه اگر به مرحله ایی از ایمان و خوش بینی و خود باوری و اعتماد به نفس برسم که هر مسئله ایی نتونه منو بترسونه و به اون موضوع از دریچه ی مثبت اندیشی نگـاه کنم، برکتی از سمت انرژی برتر یا همون خداست که هرچی بیشتر میریم جلو بیشتر درکش میکنم

    هدف + برنامه ریزی + عملکـــرد

    سه فاکتور اساسی برای رسیدن به نتایج دلخواه منه

    و من برای دستیابـی به نتایج دلخواهم تنها کارهایـی که باید انجام بدم اینه که هدف انتخاب کنم، برای رسیدن بهش برنامه ریزی کنم و نهایتا با ابزار قدرتمندی که از صحبتهای استاد عزیز بدست میارم به موقع و بدون توجه به نکات منفی برم جلو و بدون توجه به منفی های موجود از موهبت مثبت شناسی بهره مند بشم و نتایج رو رقم بزنم.

    استاد عزیز دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: