live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهربان مهربانی گفته:
    مدت عضویت: 265 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    جمله ای که واقعا تاثیرگذار بود این بود که اگر به عوامل بیرونی واکنش بدیم واکنش ذهنه یعنی آنقدر باید روی خودمون کار کنیم که عوامل بیرون روی ما تاثیر نگزارند و این واقعا جهادی بزرگ است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    پوریا دارایی گفته:
    مدت عضویت: 3003 روز

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز خدا را شکر می‌کنم که به این فایل هدایت شدم و این مطلب رو امروز صبح گوش دادم کاملاً با حرف استاد موافقم راجع به کنترل ورودی‌های ذهن و باورهای مناسب داشتن نسبت به سیستم ایمنی بدن و یا حالت کلی سلامتی البته باورسازی در هر موردی و در هر موضوعی بسیار عالیه و می‌تونه اثرات بسیار شگفت‌انگیزی توی زندگی ما داشته باشه راجع به مسئله سلامتی بخوام بهتون بگم اینه که من حدود 5 یا 6 سال پیش بود که در مورد سلامتی باورهای زیادی نوشتم و کار کردم روی خودم الان که 6 سال از اون قضیه می‌گذره من تا به حال حتی یک آمپول هم نزدم بوده بعضی وقت‌ها قرص سردرد استفاده می‌کردم اما اینکه من مریضی عجیب و غریبی بگیرم یا مریض بشم یا بیمار بشم هرگز هرگز در طول این 6 سال من اینو بگم که ما یک خانواده 4 نفره هستیم بارها بوده که از این چهار نفر سه نفر مریض بودند من تنها بین اون‌ها بودم اون وقت مریضی که آنفولانزا بود حرف‌های عجیب و غریبی در مورد این بیماری زده می‌شد که یه سری چیزهایی که ساخته ذهن خود اون افراد بود اما من بیمار نمی‌شدم کوچک‌ترین احساس بیماری هم پیدا نمی‌کردم خاطرم هست در دوران کرونا من سرباز بودم و مسئولیت من دژبان ارشد بود من مجبور می‌شدم هر روز شاید بیشتر از 90 نفر یا 100 نفر رو بازرسی بدنی بکنم لمس بکنم و در فاصله خیلی نزدیک به اون‌ها باشم تمام اون مدت 2 سال حتی واکسن هم نزدم حتی یک بار هم مریض نشدم نه تنها کرونا حتی یه سرماخوردگی ساده هم من دچارش نشدم من فکر می‌کنم از این قضیه باید در موارد خیلی زیادی توی زندگیمان استفاده بکنیم که بتونیم با باورسازی با کنترل ورودی‌های ذهن به اون چیزی که می‌خوایم توی زندگیمون برسیم نسبت به ورودی‌های ذهن خیلی حساس بودم یعنی حالا که یادم میاد اگر کسی از خونواده من کنار من از بیماری‌های مختلف صحبت می‌کرد جلوشو می‌گرفتم می‌گفتم لطفاً از بیماری ها با من صحبت نکن یا اینکه بحث رو منحرف می‌کردم به یه چیز بهتر و باید بگم که به قول شاعر

    اگر داشتی پیش چشمت شیشه کبود

    لاجرم عالم کبودت می‌نمود

    من از این قضیه استفاده کردم و خواستم راجع بهش این رو به شما بگم و همینطور اثبات باشه برای خودم که بیشتر و بهتر این مسیر رو ادامه بدم و همینطور یک رد پایی باشه از خودم چرا که من قانون رو فهمیدم تا حدودی و می‌خوام روی تمام موضوعات زندگیم ازش استفاده کنم

    امیدوارم که شاد و موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    عصمت دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1479 روز

    سلام به استاد دوست داشتنی ام استاد عباس منش مهربونم خدا قوت بهتون میگم به خاطر فایل های بی نظیرتون

    خدیا شکرت خداوند دوباره امروزو بهم توفیق نوشتن داد و کمکم کرد این کامنتو از درون قلبم بنویسم خدایاشکرت

    کنترل ذهن

    کنترل ذهن کار هرکسی نیس چون اگرهمه ی مردم می تونستن الان همه در خوشبختی بودند و کنترل ذهن کار راحتی هم نیس ولی اگر هرچقدر تلاش کنی که بتونی هردفعه این مهارت برات راحت تر میشه و نتایج بهتری وارد زندگی میشود

    استاد به تازگی درون جمعی وارد شدم که یکی از آدم های اون جمع حرف ناخوشایندی به من زد که یکم ته دلم لرزید اطرافیان فکر کردند من ناراحت شدم اما من نذاشتم در احساس بد بمونم وقتی برگشتم خونه به خوبی تونستم خوبی های که اون انسان در حقم کرده بوده روی بارها بارها در ذهنم مرور کنم و از اون احساس بد بیام بیرون و حسم نسبت به اون بهتربهترشد و اینو پذیرفتم ک اگر چنین برخوردی از طرف مقابلت میبینی شاید ایرادی درونت هست بگرد و ایراد رو درخود پیدا کن

    و خوشحال بودم ک تونستم کنترل ذهن کنم و دراین کار موفق شدم احساس خوبی در من شکل گرفت از توانستن

    و من یاد گرفتم باید جوری ذهن خودمو تربیت کنم که نسبت به اتفاقات واکنش گرا نباشه که اگر کسی چیزی گفت سریع بهم بریزه بلکه باید ذهن خلاق داشته باشه

    و قانون اینه که اگر من واکنش نشون بدم اتفاق های بدتری از همون جنس وارد زندگی من می‌شود پس من باید افسار ذهنمو دستم بگیرم و از زاویه ای به اون اتفاق نگاه کنم که به من احساس بهتری بدهد

    کاری که من کردم در مورد اون اتفاق که تونستم ذهنمو کنترل کنم این بود که اومدم دونه دونه خوبی های اون طرفو یاد آوری کردم

    مثلا گفتم این همون آدم بود که تورو چندتا مسیر از جایی به جایی برد با ماشینش مدت زمان طولانی طول کشید و اون چیزی نگفت

    اون همون آدمی بود بهت فلان جا تعارف کرد بشینی سرسفره غذا بخوری

    اون فلان جا بهت احترام گذاشت انقد اینارو گفتم تا نتیجه گرفتم

    درمورد ورودی های ذهن

    من وقتی سنم پایین تر بود تلویزیون خیلی علاقه داشتم و مینشستم فیلم هارو دونه به دونه نگاه میکردم و از قانون اطلاعی نداشتم که چجوری دارم بدبختی رو به زندگی خودم دعوت میکنم ولی از موقعی که متوجه شدم کلا فیلم نمیبینم اخبارو اینستارم دنبال نمیکنم و آهنگ های که متن منفی داره رو گوش نمیکنم و باهرکی هم ارتباط ندارم و تاحدودی تونستم مراقب ورودی های ذهنم باشم چون قانونش اینه که اگر به ذهنم ورودی منفی بدم خروجی منفی دریافت میکنم

    سوالی که استاد کردند چرا رسانه ها درمورد افکار منفی یااون لیوان خالی صحبت می‌کنند؟

    چون اکثریت مردم منفی هستند و طرفدار رسانه هاهستند

    و اون هاهم به مشتری هاشون خوراک میدن

    رسانه ها اون چیزی رو میگن که مشتری داشته باشه

    ازهرجنس ورودی که وارد ذهنمون کنیم ازهمون جنس خروجی میده

    وقتی بیام صبح تاشب به اخبار گوش کنم وبه چیزهای منفی توجه کنم معلومه نتیجه ای جز بدبختی و مشکلات نداره

    پس باید اونارو حذف کنم و تمرکز کنم روی اون چیزی که میخام روی زیبایی ها روی قشنگی ها روی انسان های مهربان روی عشق و محبت و….

    وقتی یک غذایی که میخورم چقد مراقبم که اون غذا خراب نباشه یا فاسد نباشه

    اگراون غذای خرابو بخورم همون جا دلم درد میگیره

    خوراک ذهنم همینجوریه اگر من روی نازیبایی های ونکات منفی توجه کنم

    بیشترو زیاد تر مشکلات سر من امیاره بااین تفاوت که خوراک جسم اگ خراب باشه همون لحظه میفهمم نتیجه رو ولی خوراک ذهن یک زمانی باید طی بشه تااون اتفاق ها بیوفته

    یعنی فاصله زمانی از زمانی که فرکانس میفرستی تا زمانی که تقویت میشن و نتایج پدیدارمیشود

    باورها خیلی باید تکرار بشن درون ذهنمون تا نتیجه به وجودبیاد

    یه فکرمنفی رو بارها بارها باید تکرار و تکرار کنی تا بلا سرت بیاد

    اما فکر مثبتو از همون اول نشونه شو میبینی

    درمورد بیماری

    استاد چقد خوب گفتید که اون زمان که سمینار داشتین همه رو بغل میکردین و اصلا نگران نبودید که آیا مریض بشوید یانه

    ووقتی باور داشته باشی سیستم ایمنی بدن قوی باشه از پس همه چیز برمی آید اون باور کار خودشو درست انجام میده

    استاد من قبل از اینکه با شما آشنا بشم همش معده درد میشدم و همش باید میرفتم دکتر اما وقتی اینو فهمیدم من باقدرت ذهنم میتونم روی جسمم تسلط داشته باشم و این باورو تکرار کردم تونستم خودمو درمان کنم الان دیگه خیلی وقته که خدارشکر بیمار نشدم و سالم سالمم

    تمام فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو دانلود کردم و گوششون دادم و چقد آرامش بخش بودو چقد چیزهای خوبی یاد گرفتم

    با قدرت تلقین یک قرصه بی اثر اون فرد به درمان میرسه و حالش خوب میشه

    درواقع اون قرصه کاری نکرده اون حرفایی که گفتند این قرص خوبه و حالتو خوب میکنه روی اون نفر تاثیر گذاشته

    و نسبت به مرگ نگران نباشم هرانسانی یک موقعی میمیره و حالت طبیعیش هستش

    نیام خودمو اذیت کنم که مثلا فلان مریضی اومده برم یک جایی دور که دست هیچکس بهم نرسه هرجای دنیاهم باشی هرزمان که موقعش باشه می‌میری و راه گریزی نیستش

    خدارشکر میکنم برای ای آگاهی های زیبا که هرلحظه ظرف وجودم داره بزرگتر میشه

    خدارشکر امروز روزمو با حس مثبت گذروندم

    خدارشکر به خاطر هرلحظه حسم و حالم رو به بهبوده خدارشکر

    خداجونم عاشفتم

    گام چهاردهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سید کمال نبوی گفته:
    مدت عضویت: 2046 روز

    سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته وهمه دوستان

    می‌خوام در مورد موضوعی صحبت کنم که باعث هدایت من به فایل و تنظیم دوباره مسیربرای من شدمهرماه امسال یکسری مسائل کاری بدلایلی برام پیش اومد که ذهنم رو شدیداً درگیر کرده و هنوز هم ادامه داره ،اوایل با آگاهی هوایی که توی این سایت یاد گرفتم تقریباً ذهنم رو کنترل میکردم اما چون زمانش بیشتر شد و خبری از بهبود بعد از گذشت دوماه از اون مسئله نبود کم کم کنترل ذهن برام کارسختی شد و به جایی رسیدکه شروع به سرزنش خودم واینکه اگر این کار انجام میدادم یااون کار انجام میدادم بهتر بودوبدتر ازهمه شروع به مقایسه خودم با دیگران کردم کار به جایی رسید که آرامشی که قبلاً داشتم کامل ازبین رفت وبا شدت گرفتن فرکانس منفی سر و کله بیماریهای عجیب و غریب پیدا شد ومن کاملاً درک میکردم که از کجا آب میخوره اما چون افکار منفی رو ادامه دادم وطبق قانون افکاربد،اتفاقات بد هرروز حالم بدتر میشد و هیچ راهی برای بهبودش پیدا نمی کردم تا اینکه دوروز پیش وقتی تنها بودم با صدا بلند به خدا گفتم ،خدایا من کم آوردم توکمکم کن من تسلیمم توهدایتم کن تااز این حال بد دربیام واز اون جایی که خداوند همیشه به درخواست‌های ما پاسخ میدهد بهم گفت که وارد سایت بشم واز قسمت دانلودها گزینه کنترل ذهن رو انتخاب کنم وقتی کلیک کردم و صفحه بازشد دوباره پرسیدم خدایا کدام فایل روگوش کنم جواب دوباره فایل کنترل ذهن بود وقتی وارد صفحه شدم و شروع کردم به خواندن متن فایل که درمورد عزت نفس و دقیقاًوصف حال من بود آرامشی وجودم روگرفت که همون لحظه بلند گفتم خدایا شکرت به خاطر این حال خوب وهدایتی که شدم و دوباره شروع کردم به کار کردن دوره عزت نفس وهرلحظه داره حالم بهتر میشه وکاملاً برام جا افتاد که قوانین خداوند دقیق و بدون تغییر عمل میکنن .نکته مثبتی که این مسئله کاری برای من داشت این بودکه من قدرتی برای تغییر عوامل بیرونی ندارم وباید توجه ام رو از روی اون بردارم وبزارم خداوند برام انجامش بده و اینکه اگر میخوام نتیجه بگیرم بایدبه این آگاهی ها ایمان داشته باشم و بهشون عمل کنم وگرنه به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این کامنت رو نوشتم که هم باور خودم قوی تر بشه وهم ردپایی برای دوستانی که توی این مسیر هستند باشه واین آگاهی‌ها رو جدی بگیریم و بهشون عمل کنیم برای شما استاد گرامی و خانم شایسته عزیز وهمه دوستان آرزوی سلامتی و خوشبختی و موفقیت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    اندیشه زرین گفته:
    مدت عضویت: 2372 روز

    درود بر همه دوستان.صحبت های استاد عباس منش عالی بود.ب نظر من هم وقتی ما در شرایطی هستیم که همواره موشک هایی از خواسته ها و ارزوهای ما دارند ب جهان ارسال میشن باید باورهامون رو هم راستا و هم فرکانس با خواسته هامون باشه و تمرکزمون رو احساسمون باشه و توجه کنیم ب اینکه در اون لحظه به جای شرایط فعلی باید رو شرایطی که ترجیج میدهیم تمرکز کنیم.

    توجه خالق اگاهی، اگاهی خالق ارامش، ارامش خالق ارزش، ارزش خالق ثروت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2401 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان همراه

    استاد چه قدر جالب که بهمون یاد دادید که مرگ یک واقعیت گریز ناپذیر است و به درستی بپذیریمش این را هم بهمون یاد دادین که مدل مرگمون را میتونیم جزو انتخاب هامون بذاریم خیلی جالب بود برام این احساسی که بعد از شنیدن حرف هاتون بهم دست داد

    وای خدای بزرگ ما چه قدر خالق و منتخب زندگی خودمون هستیم و فقط کافیه این مورد را بپذیریم و درک کنیم تا زندگی را بفهمیم تا بتونیم لذت ببریم از تولد تا مرگ انتخاب خودمون است البته که من کامل درک نکردم و همه موضوعات را نپذیرفتم ولی به لطف خدا و هدایت های الهی در این هم مسیری کم کم دارم یاد می گیرم و چیز هایی را میپذیرم و قطعا در موارد بسیاری مقاومت دارم و حتی جاهایی هست که داغونم و الانم به خاطر آرامشی که موقع اومدن و وقت گذاشتن در این سایت دارم این موضوع را پذیرفتم ممکن بود جایی دیگه اگر بیان می‌شد مقاومت داشتم

    آرامش اینجا خودش گوش دل را برای پذیرفتن آماده میکنه

    خداراشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    شیوا شعاری گفته:
    مدت عضویت: 2863 روز

    سلام و درود فراوان استاد عزیزم . خیلی وقت بود میخواستم تشکر ویژه و خاص ازشما و تیم زحمتکش شما داشته باشم خانم شایسته عزیز و سرکار خانم فرهادی سپاسگزارم از آپدیت دوره فوق العاده عزت نفس و خوشحالم از خبر اپدیت جدید ثروت ۱ و بیصبرانه منتظر این اپدیت هستم . استاد سپاسگزارم از خدای خودم و زحمات شما و این مسیر زیبا که باشما هستم و اینکه بابت هر موضوعی که در ایران اتفاق می افتد و شما دید بهتری از این موضوع به ظاهر منفی را به ما منتقل میکنید صمیمانه سپاسگزارم …دوستتون دارم و از خداوند منان برای شما سلامتی ، شادی ، عزت ، ثروت ، عشق ، امنیت ، ازادی ، رفاه ، اسایش ، ارامش بیشتر را خواستارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فروزان گفته:
    مدت عضویت: 2305 روز

    سلام استاد عزیز من حدود دو ماه فقط فایلهای رایگانتون گوش میدادم و الان کشف قوانین زندگی خریدم و حدود دوهفته میشه که دارم تمرینات این محصول انجام میدم …امروز دلم واسه فایلهای رایگانتون تنگ شده بود امدم این فایل دانلود کنم و کلی انرژی بگیرم…یه جورایی معتاد فایلهاتون و صحبتهاتون شدم…از صبح یه هدفون میزنم و شروع میکنم به انجام دادن کارهای خونه و آشپزی و همزمان به حرفهاتون گوش میدم …دیگه نه تلویزیون میبینم نه مثل قبل اخبار سیاسی دنبال میکنم ….هیچ ورودی به غیر از حرفهای شما ندارم

    شاد و سلامت باشین😀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: