اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روز بخاطر مساله ای خیلی نوشخوار فکری دارم و مدام تو ذهنم پلی میشه حرفها و نجواهای ذهنی
و از خدای بزرگم چندین بار خاستم من رو رهایی ببخشه ازاین نجوا ها و ارامش بده بهم
ک امروز این فایل رو گوش دادم و تصمیم گرفتم کب اون موضوع ک درظاهر تند و زننده اس ب خیر ونیکی نگاه کنم که هر اتفاقی میافته حتما ب نفع من هست سخته اما باید تمرین کنم باخودم و بگم خدایا تو فقط برام نشون بده خیر وزیبایش رو ارامش بده ب ذهنم .
چقد خوبه که خدا وند مارو ب سمت استاد عباسمنش ومریم عزیز هدایت کرد خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم
سلام و درود دارم استاد عزیزم و سلام و درود به خانم شایسته عزیز
واقعا متشکرم که در گام چهاردهم هستم دوره خانه تکانی ذهن گام به گام
من متشکرم از خانم شایسته عزیز که زحمت کشیدند بابت این فایلها و این دوره قشنگ و سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت تمام فایلهایی که به صورت لایو و هدیه برای ما گذاشتن
برداشت من از همین فایل زیبا به نام کنترل ورودیهای ذهنی
خوب یکی از مترین و پرتکرارترین ابزارها و تمریناتی که ما باید در طول روز انجام بدیم و حواسمون باشه کنترل ورودیهای ذهنمونه
واقعاً این اثر و این عمل کار هر کسی نیست و هر کسی ایبند به عهدش نمیمونه
وقتی که من هر چقدر فکر کردم و و بررسی کردم خودم رو دیدم زمانی که خیلی متمرکز با زمان بیشتر که استادم فرمودند که فاصله زمانی زیادی هستش زمانی من به ثمر رسوندم افکارم رو که متمرکز بودم روی ورودیهای ذهنم باورهامو تکرار میکردم عبارتهای تاکیدیم رو تکرار میکردم
تکرار عبارت تاکیدی میکردم و متمرکز بودم روی یک عبارت
خوب نگه میداشتم و هی تکرار میکردم و تکرار
یک روز بهتر از دیروز باشه و حالم هی بهتر بمونه و از حالت بد و خنثی به حالت بهتر شدن بره
نتیجه چی بود نتیجه این بود که من حالم و احساسم خوب شد در وهله اول بدن جواب داد مثل همین الان
و کم کم و خیلی آرام آرام نشانهها میومدن اتفاقهای خوب میاومدن و من اون چیزهای خیلی کوچیک و پیش پا افتاده رو یه نشونه میدیدم مثل همین الان
چی باعث شد که اینها شاخکهای من تیز میشد این بود که من ورودی میدادم و خروجی میگرفتم و این ورودی و خروجیها رو میدیدم
از جایی به هم میخوره که درگیر روزمرگی روزانه میشیم و فراموش میکنیم که ما یه تمرینی داریم یه تعهدی داریم به خودمون که نباید مثل اکثریت عمل کنیم نباید مثل اکثر درگیر رسانهها بشیم
درگیر میشیم و اما چه کسی اینجا برنده است کسی که به عهدش پابرجا بمونه کسی که اون اراده آهنی و پولادین خودشو محکم کنه ولی خب طبیعیه هر کسی قوی و برنده است که اون ارادهاشو هم قوی میکنه توی ذهنش که اگه لحظهای از مسیر جدا شد سریعاً برگرده به مسیر
خوب چه نتیجهای میگیریم نتیجه میگیریم اینکه من علی وزیری وصال توی مسیر برای خودم یه سری ورودیهای خوب بسازم یه باورهای خوب بسازم
و این رو به خودم تمام حجت کنم که از رسانهها افراد منفی گفتگو چیزی که منو از مسیر جدا میکنه دوری کنم و خودمو پای این احساس خوب نگه دارم و فقطم همون لحظه در لحظه بودنه
نمیدونی که چقدر الان احساسم خوبه و حالم خیلی خوبه حالم خوب شده و بهتر شدم حتی سیستم جسمی سلامتی بدنم قویتر شده و حتی عضلانی بدنم هم داره بهتر کار میکنه حتی بهتر از قبل
دلیلش چیه دلیلش باز میرسیم به باورها حرف استاد اینه ما باید مراقب باورهامون باشیم و باورهای ما چیزی نیست جز ورودیهای ما
خودمون رو کنترل کنیم که ورودیهای منفی نباشه بلکه مثبت باشه احساس خوب باشه
زرنگ باشیم بیایم یک سری عبارتها و باورهایی رو تکرار کنیم به صورت روتین که مطابق با خواستههای ماست مطابق با تمرینات ارتقا تواناییهای ماست مثل
تو فوق العادهای علی
تو بینظیری چون خداوند در وجودت است
من همیشه خوش روزیم چون خداوند روزی رسان من است
از جمله عبارتهایی که هر کسی بنا به اون چیزی که داره تقویت میکنه پیش خودش تقویت میکنه و بازخوردشو میگیره من الان خیلی حالم خوبه و قلبم بازه این رو دارم احساس میکنم نه یک میلیارد تو حسابم اومده نه آسمون باز شده یه ماشین شاسی بلند اومده پایین
بلکه این احساس خوب از ورودی خوب بوده از تمرین و تکرار بوده از کنترل ذهن بوده و باز باید اینو من حواسم هر روز باشه
پس دوباره برگشتیم به یکی از مهمترین و اساسیترین و پرتکرار و استمرار ورزترین ابزار به نام کنترل ورودیهای ذهن که جیمران در مورد اون یک جمله خیلی قشنگ داره
[(هر روز بر درب دروازه ذهنت نگهبان بایست)] جیم ران
و واقعاً خیلی مهمه اگر ما این ورودیها رو کنترل نکنیم باید منتظر خروجیهاشونم باشیم
(این شد کنترل ورودیهای ذهن)
مطلب جالبتری که استاد در مورد رسانهها گفتند و سوالی که پرسیدن این بود که
سوال : چرا رسانهها همیشه در مورد منفیجات صحبت میکنند یا اخبارها در مورد اتفاقهای منفی صحبت میکنند؟
پاسخ: چون واکنش ذهن بشر به موارد منفی بیشتره و عامه پسندتره چون بشر دوست داره منفی بشنوه !!
نتیجهای که میگیریم خیلی جالبه اکثریت مردمی که توی آمریکا هستند بنا به دیدگاه اکثریتی که دارند وضعیت مشخصه و خاورمینانه و کشور های دیگه بنا به اکثریتی که تفکر میکنند اون نتایج و اتفاقها برای کشورشون اتفاق میافته
یاد یکی از داستانهای واقعی افتادم که در جزایر هاوایی یک قبیلهای بود که یکی از پزشکان روانشناسی با آن قبیله و آن مراسم پاکسازی آشنا شده بود و جالب بود که این دکتر برای کنجکاوی به اون مراسم پاکسازی رفته بود بهش گفته بودم که این مراسم پاکسازی هستش
اینجاست که وقتی دلیل رو پرسید که چرا این مراسم برگزار میشه تا جایی که یادم هستش و حضور ذهن دارم ه رئیس قبیله یا یکی از نمایندگان اون مراسم بهش گفته بودند که ما این مراسم رو برگزار میکنیم بنا به اینکه اگر اتفاقی در جزیره ما به بد میفته ک نفر بین ما بد فکر میکنه !!! و این باعث شده بود که هر کسی با هر دیدگاهی که هست بیاد در این مراسم شرکت بکنه باور اکثریت هستش
برای او [=انسان] تعقیب کنندگانی [=فرشتگان مأمور و مراقبی] از پیش رو و پشت سر [=همه اطراف] وجود دارند که او را از امر خدا [که برای هر عملی عکسالعملی فوری است، به لطف مهلت در مدّت عمر] حفظ میکنند،24 مسلماً خدا وضعیت هیچ قومی را تغییر نمیدهد [=شرایط بد یا خوبشان را عوض نمیکند] مگر آنچه را که به نفسشان مربوط میشود [=شخصیت و شیوه زندگی خود را] تغییر دهند،25 و هرگاه خداوند بر مردمانی [به سبب تبهکاریشان] بدی خواهد [تا آنها را به کیفر اعمالشان برساند]، بازگردانندهای بر آن [عذاب] وجود ندارد و در برابر خدا سرپرستی نخواهند داشت.26
سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد مگر آن قوم بر نفس خود تغییری کنند یعنی در درون خودشون یا شخصیت خودشون را دیدگاه خودشون رو تغییر بدن
اینجاست که مشخص کرده برای ما که چقدر زیبا و جالب که هر قومی هر اکثریتی بنا به اون نفسشون بنا به اون درونشون بنا به اون دیدگاه باورهاشون رن زندگی خودشونو خلق میکنن جمعیت جامعه خودشونو خلق میکنند
حالا تکلیف یه سوالی میاد که کلیف ما بین این قوم چیه وقتی ما خودمون روی ذهن خودمون کار کنیم وقتی ما کاری به اکثریت نداشته باشیم ما هم هدایت میشیم به جمعیتی که مثبت نگر هستند هدایت میشیم به جای بهتر و هی بهتر و هی بهتر
و اینجاست که مولانا میگه میگه تو یکی نهای تو هزاری تو آتش خود برافروز
سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا و اثرگذاری که به من یادآوری محکمی کرد رای کنترل ورودیهای ذهن برای قدردانی از اینکه به ذهنم هر چیزی رو نفرستم مراقب باشم و اتفاقاً زرنگ باشم و یک ورودیهای محکم و خوبی رو بفرستم و تکرار کنم
تمام وجود دوستتون دارم با عاشقانه به خدای بزرگ میسپارمتون
چقدر این فایل و فایل های قبلی به من کمک کرده. چقدر من چیز های جدید یاد گرفتم. از کنترول زهن گفتین واقعا خیلی سخت هست مخصوص موقع چالش ها واقعا برام سخت میشه ولی به یاد آوری حرف های شما خودم را آرام می کنم همه چیز درست میشه باید صبر داشته باشم زهنم رو به سمت مثبت ببرم .
همه چیز را جنبه مثبتش را بیبینم.
از وقتی که فایل های شما را گوش کردم خیلی پیشرفت کردم انگیزه وشور شوق دارم در زندگی. استاد من با این خیلی تغییر کرده بودم نمی دونستم. همیشه میگفتم من کاری نکرد ولی از وقتی که فایل های شما را گوش کردم دیدم
باور هایم مثبت شده. خودم را دوست دارم دیگه سرزنش نمی کنم از همه مهمتر که الان با شور شوق میام سایت عباس منش. چقدر با عشق ولذت فایل ها را گوش میدم. تلاش می کنم عمل کنم خدایا شکرت و سپاس گذارم خدای دوست داشتنی هدایت ام کردی به سمت استاد عزیزم.
اصل هست به میزانی ک باورش میکنم تلاش میکنم آگاهانه متعهد باشم باز انسان هستیم و جائز و الخطا..
چه خوب استاد توضیح دادند چقدر اون زمان همه میترسیدند.. یادمه ک همش آمارها رو مردم دنبال میکردند..
اما دیدگاه خوب: این باعث میشه ک جهان گسترش پیدا کنه..الان میبینیم ک دیگه خبری نیست..اما کسب کارها مستقیم رفت سمت آنلاین..و چه پول درآوردن راحت شد..تو خونه کار کن و بفروش به تمام کسانی ک تو این فضا آنلاین هستند..
چقدر بچه ها تو سن پایین کار آنلاین کردن و درآمد دارن..
کلی کسب کار جدید به وجود آمد
در مورد واکسن هم کلی واکسن تولید شد و کم کم ریشه کن شد..
دیدگاه در مورد مرگ:هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت نمیافته.. موقعش باشه هر جا باشی باید لبیک بگی
خدایا کمک کن طوری زندگی کنم ک لحضه آخر ازت زمان نخوام..بگم بریم ..من خوب زندگی کردم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردم
در پناه خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
استاد این فایل من رو به شدت یاد اتفاقات و شرایطم در دوران پاندمیک انداخت!
به طور نا خودآگاه من و همسرم در این دوران کنترل ورودی هارو داشتیم تمرین میکردیم و موفق شدیم خیلی اتفاقات رو رقم بزنیم ولی کاش آگاه بودیم و قدرتمند تر کنترل میکردیم ورودی های ذهنمون رو…
من یه دختر 21 ساله ای بودم که یک ترم مونده بود تا من از دوران کارشناسی فارغ التحصیل شوم …
یک سال و نیمبود که ازدواج کرده بودم و تصمیم داشتیم سال آینده با همسرم به منزل خودمون برویم…
دقیقا هیچ وقت یادمنمیرود که ترمآخر دانشگاهم از روز اول ترمبهمن که کلاس ها شروع شده بود انگار دست و دل من به اینکه بروم دانشگاه نمیرفت …
چون من هر ترم از قم با قطار ساعت 5صبح باید میرفتم تهران و عصر با آخرین قطار برمیگشتم…
اینکه چقدر توی دوران کارشناسیم برام لذت بخش بود رفت و آمدم ، معاشرت هایم ، اطرافیانم و تجربه هایم به کنار فقط اینرو بگم که ایندوران یعنی کارشناسی و تحصیلم از من یک زینب قوی و مستقل واقعی ساخت!
توی قطار چقدر مطالعه های مفیدی داشتم، چقدر موزیکای انرژی مثبت گوش میدادم، چقدر روی اهداف و رویاهایم کار میکردم و مینوشتم …
و شب که برمیگشتم تازه همسرم که این اواخر میومد چهارراه غفاری دنبالم با عشق پذیرا بودم و به پاگشاکنون و مهمانی میرفتیم….
خلاصه داشتم از پاندمیک میگفتم !
بهمن ماه که اعلام شد اولین مورد کرونا در قم دیده شده ، دقیقا ایستگاه قطار قم و تعطیلی ها از قم آغاز شد و دیگر شروع تقریبا 2 سال کرونا و شرایط خاصش…
تا اسفند ماه در شوک و مراقبت بودیم ولی از فروردین ماه که عید شد و با همسرم بودیم ، چقدر فایل های انگیزشی گوش میدادیم، چقدر با افراد موفق آشنا شدیم و بیوگرافی آن ها را دنبال میکردیم ، حتی تصمیم گرفتیم بدون اینکه عروسیمون رو عقب بندازیم همون سال به خونه خودموم بریم…
من حتی یک لیوان و قاشقم برای خانه ام پدر و مادرم کنار نگذاشته بودن و اعتقاد داشتن همون موقع برات میخریم و نگران هیچ چیز نباش ، پدرم همیشه مادرم رو با این آروممیکرد که “زن این بچه از روزی که خودش اومده روزیشم با خودش آورده ، همخودت ، همبچه هامالحمدالله روزیاشونو خدا داده ، نگران جهازشم نباش جوره جور ، خداروهم شکر میکرد بابت روزایی که گذشته ” ، اینو که پدرم میگفت، از یه انبار کاه آتیش گرفته همه ما تبدیل میشدیم به رود آرومی که داره هدایت میشه به سمت دریا … زیباتر ، آرام تر ، امن تر و عالی تر!
خلاصه عید نوروز و 13 روزش تموم شد و تصمیم ما برای عروسی مصمم تر ، کلاسای دانشگاهم که مجازی شده بود.
ماه رمضان شد و یه شب گوشی دستمبود و داخل اینستاگرامبودم، داشتمپیج مربیای ورزشی رو میدیدمکه توی دورانکرونا به راحتی کلاس مجازی داشتن و با تعطیلات هیچ وقفه ای براشون ایجاد نشده بود ، منم قرار بود بعد از کارشناسیم دوره های مربیگریم که تموم شد، مربیگریمرو آغاز کنم …
خلاصه همسرماون شب به شوخی به من گفت ” اگر راست میگی از اینستاگرامپول در بیار ! ” منم جدی گرفتم!
کلا تاثیر دوران کارشناسیم که هیچی رو دیگه سخت نمیدیدم برای خودم هنوز توی وجودم بود، رفتم توی فکر و از هفته آیندش نشستم به طراحی تمرین کردن و پلن برگزاری کلاسای مجازی رو چیدن ، خیلی جدی و مصمم…
از همون ماه رمضان بعد از افطار کلاسای آنلاین مجازیمرو به صورت رایگان شروع کردم ، همیه تمرینی برای خودم بود برای طراحی تمرینات و خلاقیتم هم واقعا از علاقم داشتم لذت میبردم و احساس میکردم قراره یه اتفاقای خوبی بیوفته و باید اینکارو انجامبدم ،
خلاصه کم کم
کلاسای دانشگاهم رو شرکت کردم …
جهازم رو با خانوادم در عرض 2 الی 3 ماهی که همه جا میگفتن جنس ناقصه و مغازه ها بستن خریداری کردیم …
منزلمون رو با کابینتایی که دوست داشتیم و کاغذ دیواری زیبا توی اون شرایط دیزاین کردیم، درب و پنجره هامونو رفتیم رنگکردیم…
و در آخر ….
یه عروسی خودمونی ولی با لباس عروس و باشکوه برگزار کردیم …
آخرین امتحانای ترمدانشگاهم رو دقیقا یادمه که توی خونه خودم به پایان رسوندم …
و بعد از کرونا با اعتماد به نفس قوی در بهترین باشگاه های شهر فعالیتم رو به عنوان یک مربی حرفه ای با حقوق خوب شروع کردم …
پیجی که در در دوران کرونا باز کردم و خدمات آنلاین داشتم رو به مراتب رشد دادم و فایلامرو ذخیره کردم تا الان تبدیل شده به یک منبع در آمد خوبی برام که کلی فکر و ایده دارم هر روز براش …
و کلی اتفاق عالی دیگه که به خاطرشون هزاران بار از خدا ممنونم…
خلاصه که دوران کرونا و کارشناسی ام برای من دوران پختگی و هدایت های عالی بود ، که اینروزا تازه دارم قدرشونو میدونم و امیدوارم من و تمام دوستانی که دغدغه آگاهی و پیشرفت در زندگیشون رو دارن به اهدافشون روز به روز با آگاهی و کنترل ذهنشون و توکل واقعی به خداوند نزدیک بشن و در آخر جشن پیروزی بگیرن…
استاد جونم سپاس برای این همه آگاهی که رایگان در اختیارمون میزاری،ایولا
همیشه سوالات خوب ما رو به جوابای خوب میرسونه
و چه سوال خوبی که بپرسیم چطور میشه که همیشه توی شرایط لذت بخش کنونی باشیم؟؟
و چقدر ساده به جواب میرسیم که فقط و فقط یک راه هست و اونم کنترل ذهن
نیاز نیست شرایط بیرون رو کنترل کنی، نیاز نیست ادمها رو کنترل کنی ،چون تو قدرتی نداری برای این کار و کار سخت و طاقت فرسایی هم هست اما یک کار رو خوب میتونی انجام بدی که موثرترین و کوتاه ترین مسیره و اون هم کنترل ذهنه
حواست باشه متعهدانه ورودی های ذهنت رو کنترل کنی و فقط ورودیهایی رو به ذهنت راه بدی که احساس قدرت امنیت آرامش و شادی بهت بده و
چیزهایی رو باور کنی که دوست داری تجربش کنی
اولش سخته تمرین میخواد استمرار میخواد اما در ادامه هر بار کار راحت تر میشه جهان به کمکت میاد
تا وقتی به اتفاقات بیرونی واکنش نشون میده از همون جنس اتفاقات رو باز هم تجربه میکنی
اتفاقات زندگی ما رو شکل نمیدن واکنش ما نسبت به اتفاقاته که اتفاقات بعدی رو رقم میزنه
من خالق شرایطم نه شرایط تعیین کننده زندگی من
یادم بمونه که به واسطه ی کنترل ورودی های ذهنه که اتفاقات شگفت انگیز رخ میده
بارها و بارها در زندگیم تجربش کردم ک پاداش کنترل ذهنم رو گرفتم و هر بار چرخ زندگیم روونتر شده
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی ️
سلام و درود به خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
کنترل ورودیها:
موثرین کاری که به من کمک کرد تا ذهن مو اول پاک کنم تا بتونم ورودی های دلخواه مو بهش بدم حذف رسانه ها و پاک کردن تمام سوشال مدیا ها از گوشیم بود، البته که در ابتدای کار کمی نگران بودم که خوب من اینطوری از هیچی خبردار نمیشم اگر قرار کاری بکنم و یا هر چیز دیگه ای چطوری خبر دار بشم؟ فرصت هامو از دست ندم؟ این نگرانی ها رو داشتم تا با این کلام استاد که واقعا وحی منزل برای من، آروم شدم و رها کردم و به مسیر ادامه دادم که فرمودند :
(شما نگران خبرها و وقایع نباشید،مطمین باشید اگر چیزی رو قرار باشه بشنوید یا از چیزی قرار باشه خبر دار بشید ،حتما به یه طریقی بهتون خواهد رسید نگرانش نباشید)
و من واقعا این و تجربه کردم که خیلی جادویی اتفاق میافته… یکی رد میشه یه چیزی میگی همون چیزی که شما دوست داشتی یا دنبالش بودی که بشنوی و هزاران طریق دیگه …
وقتی این کار رو کردم اول وارد مرحله خنثی سازی ذهن شدم و یه ذهن پاک برای خودم درست کردم که آماده تزریق ورودی های دلخواه ه… و وارد مرحله دوم شدم ، ورودی های دلخواه ه…
ورودی های دلخواهم که منبع اصلیش همین سایت بهشتیه و وویس هایی که با صدای خودم رکورد کردم .
به نظر من بهترین ورودی ها همون نتایجی هستن که دوست داریم داشته باشیم. بیایم همون هارو بصورت صوتی ،بصورت تصویری به ذهنمون بدیم تا ذهن مون فرکانس همونا رو بسازه و ارسال کنه و در نهایت نتایج.
که این پرسه لازمش استفاده از تکنیک هایی که استاد در فایل ها بهمون یاد داده است.
اگر به این جمله فکر کنیم که زندگی دنیوی چشم بر هم زدنی ست در برابر زندگی ابدی ، مرگ آسان تر و شیرین تر از چیزی میشه که فکر شو بکنیم و زندگی اون دنیا ادامه این دنیاست .
اون دوران پندمیک رو فرانوش کرده بودم که با دیدن این لایو دوباره یاداوری شد.اون دوران من تازه وارد بودم در سایت.زباد درک درستی نداشتم نسبت به زمان الانم.اما اما…
حالا که برگشتم و تفکر کردم متوجه شدم بسیار بسیار کم شایدم اصلا به اخبار و آمار و ارقام توجهی نداشتم.
چون کلا تلویزیون کم میدیدم یا حذف بود احتمالا.چیزی که یادمه اینه که تو محیط ایزوله ی خونه به دور از هیاهوی بیرون بودم.
همه ی دوست و آشنا و همسایه و… حداقل یکبار درگیر این بیماری شدن جز خانواده ما به لطف خدا.
به هر کسی میگفتم تعجب میکرد.قبول نمیکردن.میگفتن نه، شما گرفتین، اما خودتون خبر نداشتین
خلاصه که من چیزی جز خیابانهای خلوت، هوای سالم و تمیزی چیزی یادم نمیاد.
همینجا میخوام از دوستانی که تجربیات شون رو در کامنتها مینویسن سپاسگزاری کنم
چون خوندنشون خیلی به درک بهتر آگاهی ها کمک میکنه.
در مورد تکرار فرکانس ها قدرت گرفتنشون صحبت شد.نشستم فکر کردم که نمونه بولدش رو تو زندگیم پیدا کنم.
دیدم همین ادامه تحصیلم نمونه و مثال خیلی خوبیه.من دیپلم حسابداری داشتم.بعد ازدواج کردم و ادامه تحصیل ندادم.
بعد از چند سال احساس کردم خیلی دوست دارن درس بخونم.همسرم مخالفت میکرد.
از اونجایی که به یاد گرفتن زبان هم علاقه داشتم از بچگی، دخترم رو گذاشتم زبان.اما نیمه های راه چون علاقه نداشت رها کرد.
من شهریه ترمش رو کامل پرداخت کرده بودم.به معلمش گفتم اگر میشه من بجاش بیام کلاس.چون کلاس نوجوان بود فکر میکردم مخالفت کنه.
اما اون ذوق و شوق منو که دید قبول کرد.
من به مدت دو سال پیاپی ادامه دادم.
همسرم با کلاس رفتن و جایی رفتن تنها مخالف بود.اما وقتی استمرار و شوق منو میدید، زبانش بند آمد(خداوند دلها را نرم میکند)
بعد از دو سال یکروز به همسرم با قاطعیت و بدون فکر کردن به نتیجه درخواستم، گفتم : میبینی که،خیلی به درس خوندن علاقه دارم.میخوام ادامه تحصیل بدم.در کمال تعجب دیدم جواب مثبت داد.
نردی که کلا با اینجور مسائل مخالف بود، به راحتی اب خوردن گفت باشه.اقا انقدر خوشحال شدم که نگو.خیلی از خدا سپاسگزاری کردم و اعتبارش رو به رب العالمین دادم.
گفتم کجا برم و چی بخونم؟!
خودم کارگاه میوه خشک داشتم.گفتم چه بهتر که در مورد کارم ماهرتر بشم و اطلاعات کاملی بدست بیارم.هم کارمه هم علاقه ام.رشته مهندسی صنایع غذایی برداشتم.
اونم کجاااا؟ درست دانشگاهی که فقط 10 دقیقه با ماشین با خونه فاصله داره و من تا به حال بهش توجه نکرده بودم.
الان هن در حال ادامه تحصیل هستم
انقدر قشنگ و راحت هدایت شدم که اصلا چند سال قبل تو فکرم هم نمیگنجید این حد از آسانی و عزتمندی.
من با علاقه و عشق زبان خوندم.هر روز تمرین کردم.خودم رو در معرض اموزش و یادگیری قرار دادم.ذوق داشتم.تیر نهایی گرفتن اعتبار از غیر خدا( که برای من همسرم و بهانه های مختلف مثل بچه و خانه داری و دوری مسافت و…بود) و توکل و ایمان به رب العالمین بود و هست.
خدا رو سپاسگزارم برای هر لحظه از زندگیم انقدر اتفاقات زیبا و دلخواه در زندگیم زیاد شده که حیرانی و غافلگیری و لبخند و سپاسگزاری شده جزو اتفاقات هر روزه ام.
امروز موقع پیاده روی گفتم مثل خیلی از بچه های دیگه تست کنم.گفتم خدا یا از الان تا شب یه ثبت سفارش میخوام، یه سوپرایز خفن هم میخوام.
از دفتر کلاس رباتیک زنگ زدن که بیا نوبت پسرت شده برای کلاسها.
یک مشتری تماس گرفت و سفارش ثبت کرد.
اسمان با اینکه خورشید بود و در حال غروب، ناگهان چنان بارانی بارید که چند ثانیه اولش انقدر غافلگیر شدم که نتونستم برم جای مسقف و خیس شدم.
فقط حرفی که استاد همیشه تو فایلها یاداوری و تکرار میکنن:
نگه داشتن آگاهانه حال خوب = اتفاقات خوب
همونطور که استاد در یکی از لایوهای قبل گفتن، بهتره که ذهن خلاق داشته باشیم تا ذهن واکنشگرا.
خلاقیت کنترل ذهن یا همون تقوا میخواد که ابتدای کار بسیار سخته یعنی همون جهاد اکبره به گفته ی دوستان.اما به شرط استمرار و توکل به خدا آسان تر میشود.و آسان میشویم برای آسانی،زیبایی و سعاوتمندی.
از زمانی که برای خواندن کامنت بنده گذاشتید صمیمانه سپاسگزارم
برای همه مون بهبود و پیشرفت در مسیر خواسته هامون از خداوند مهربان درخواست میکنم.
اولا این بگم به لطف خدای مهربون خدارشکر داره بارون شدید و قشنگی میباره ان شاالله آسمون زندگیتون و وجودتون هر نفس بارون خیر برکت و سلامتی و ثروت باشه
خدایا سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این فایل پر از آگاهی که واقعا نشونه از خداوند بود برام هم در مورد سلامتی و هم اهمیت کنترل ذهن از اینجا شروع کنم من با مامان بابام که سنشون بالاست زندگی میکنم این بندگان خدا یه سریالی نگاه میکنن که کلا محیط بیمارستان و بیماریه و روز به روز حالشون بدتر میشه الان که به خودم اومدم میبینم بابا مامانم و بابام هی میگن اینجا درد دارم اونجا درد دارم مال نگاه کردن و توجه کردن به این سریاله جالبش اینجاست منم پیگیر خریدن دارو بردن دکتر پماد مالوندن بودم خودمم کمر درد شدید گرفتم چون توجه ام داده بودم به درد اونا خداشکر چند هفته پیش به خودم اومدم و دارم کم کم بر میگردم به مسیر و ورودی هامو کنترل میکنم الان با شنیدن این فایل زیبا مهر تاییدی شد که بابا همه چی ذهنه و کنترل ورودی های ذهن از وقتی دارم ورودی هامو کنترل میکنم خدارشکر نشونه ها پیدا شدن با اتفاقات زیبا با ورود ثروت و حالم داره خوبتر میشه خدابینهایت سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که تنها قدرت جهان هستی خودتی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که توی تک تک سلولای وجودمی همراهمی و حمایت و هدایتگرمی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که قدرت خلق زندگیمون به خودمون دادی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که طبیعیه ما در سلامت و شاد باشیم و ثروت هر نفس وارد زندگیمون بشه سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا هدایتم کن به راه راست راه آنها که بهشون نعمت و پاداش دادی نه آنهای که بهشون غضب کردی
سلام ب استاد عزیزم .
خداروسپاسگزارم برای این اگاهی ها
چند روز بخاطر مساله ای خیلی نوشخوار فکری دارم و مدام تو ذهنم پلی میشه حرفها و نجواهای ذهنی
و از خدای بزرگم چندین بار خاستم من رو رهایی ببخشه ازاین نجوا ها و ارامش بده بهم
ک امروز این فایل رو گوش دادم و تصمیم گرفتم کب اون موضوع ک درظاهر تند و زننده اس ب خیر ونیکی نگاه کنم که هر اتفاقی میافته حتما ب نفع من هست سخته اما باید تمرین کنم باخودم و بگم خدایا تو فقط برام نشون بده خیر وزیبایش رو ارامش بده ب ذهنم .
چقد خوبه که خدا وند مارو ب سمت استاد عباسمنش ومریم عزیز هدایت کرد خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم
به نام خداوند یگانه
سلام و درود دارم استاد عزیزم و سلام و درود به خانم شایسته عزیز
واقعا متشکرم که در گام چهاردهم هستم دوره خانه تکانی ذهن گام به گام
من متشکرم از خانم شایسته عزیز که زحمت کشیدند بابت این فایلها و این دوره قشنگ و سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت تمام فایلهایی که به صورت لایو و هدیه برای ما گذاشتن
برداشت من از همین فایل زیبا به نام کنترل ورودیهای ذهنی
خوب یکی از مترین و پرتکرارترین ابزارها و تمریناتی که ما باید در طول روز انجام بدیم و حواسمون باشه کنترل ورودیهای ذهنمونه
واقعاً این اثر و این عمل کار هر کسی نیست و هر کسی ایبند به عهدش نمیمونه
وقتی که من هر چقدر فکر کردم و و بررسی کردم خودم رو دیدم زمانی که خیلی متمرکز با زمان بیشتر که استادم فرمودند که فاصله زمانی زیادی هستش زمانی من به ثمر رسوندم افکارم رو که متمرکز بودم روی ورودیهای ذهنم باورهامو تکرار میکردم عبارتهای تاکیدیم رو تکرار میکردم
تکرار عبارت تاکیدی میکردم و متمرکز بودم روی یک عبارت
خوب نگه میداشتم و هی تکرار میکردم و تکرار
یک روز بهتر از دیروز باشه و حالم هی بهتر بمونه و از حالت بد و خنثی به حالت بهتر شدن بره
نتیجه چی بود نتیجه این بود که من حالم و احساسم خوب شد در وهله اول بدن جواب داد مثل همین الان
و کم کم و خیلی آرام آرام نشانهها میومدن اتفاقهای خوب میاومدن و من اون چیزهای خیلی کوچیک و پیش پا افتاده رو یه نشونه میدیدم مثل همین الان
چی باعث شد که اینها شاخکهای من تیز میشد این بود که من ورودی میدادم و خروجی میگرفتم و این ورودی و خروجیها رو میدیدم
از جایی به هم میخوره که درگیر روزمرگی روزانه میشیم و فراموش میکنیم که ما یه تمرینی داریم یه تعهدی داریم به خودمون که نباید مثل اکثریت عمل کنیم نباید مثل اکثر درگیر رسانهها بشیم
درگیر میشیم و اما چه کسی اینجا برنده است کسی که به عهدش پابرجا بمونه کسی که اون اراده آهنی و پولادین خودشو محکم کنه ولی خب طبیعیه هر کسی قوی و برنده است که اون ارادهاشو هم قوی میکنه توی ذهنش که اگه لحظهای از مسیر جدا شد سریعاً برگرده به مسیر
خوب چه نتیجهای میگیریم نتیجه میگیریم اینکه من علی وزیری وصال توی مسیر برای خودم یه سری ورودیهای خوب بسازم یه باورهای خوب بسازم
و این رو به خودم تمام حجت کنم که از رسانهها افراد منفی گفتگو چیزی که منو از مسیر جدا میکنه دوری کنم و خودمو پای این احساس خوب نگه دارم و فقطم همون لحظه در لحظه بودنه
نمیدونی که چقدر الان احساسم خوبه و حالم خیلی خوبه حالم خوب شده و بهتر شدم حتی سیستم جسمی سلامتی بدنم قویتر شده و حتی عضلانی بدنم هم داره بهتر کار میکنه حتی بهتر از قبل
دلیلش چیه دلیلش باز میرسیم به باورها حرف استاد اینه ما باید مراقب باورهامون باشیم و باورهای ما چیزی نیست جز ورودیهای ما
خودمون رو کنترل کنیم که ورودیهای منفی نباشه بلکه مثبت باشه احساس خوب باشه
زرنگ باشیم بیایم یک سری عبارتها و باورهایی رو تکرار کنیم به صورت روتین که مطابق با خواستههای ماست مطابق با تمرینات ارتقا تواناییهای ماست مثل
تو فوق العادهای علی
تو بینظیری چون خداوند در وجودت است
من همیشه خوش روزیم چون خداوند روزی رسان من است
از جمله عبارتهایی که هر کسی بنا به اون چیزی که داره تقویت میکنه پیش خودش تقویت میکنه و بازخوردشو میگیره من الان خیلی حالم خوبه و قلبم بازه این رو دارم احساس میکنم نه یک میلیارد تو حسابم اومده نه آسمون باز شده یه ماشین شاسی بلند اومده پایین
بلکه این احساس خوب از ورودی خوب بوده از تمرین و تکرار بوده از کنترل ذهن بوده و باز باید اینو من حواسم هر روز باشه
پس دوباره برگشتیم به یکی از مهمترین و اساسیترین و پرتکرار و استمرار ورزترین ابزار به نام کنترل ورودیهای ذهن که جیمران در مورد اون یک جمله خیلی قشنگ داره
[(هر روز بر درب دروازه ذهنت نگهبان بایست)] جیم ران
و واقعاً خیلی مهمه اگر ما این ورودیها رو کنترل نکنیم باید منتظر خروجیهاشونم باشیم
(این شد کنترل ورودیهای ذهن)
مطلب جالبتری که استاد در مورد رسانهها گفتند و سوالی که پرسیدن این بود که
سوال : چرا رسانهها همیشه در مورد منفیجات صحبت میکنند یا اخبارها در مورد اتفاقهای منفی صحبت میکنند؟
پاسخ: چون واکنش ذهن بشر به موارد منفی بیشتره و عامه پسندتره چون بشر دوست داره منفی بشنوه !!
نتیجهای که میگیریم خیلی جالبه اکثریت مردمی که توی آمریکا هستند بنا به دیدگاه اکثریتی که دارند وضعیت مشخصه و خاورمینانه و کشور های دیگه بنا به اکثریتی که تفکر میکنند اون نتایج و اتفاقها برای کشورشون اتفاق میافته
یاد یکی از داستانهای واقعی افتادم که در جزایر هاوایی یک قبیلهای بود که یکی از پزشکان روانشناسی با آن قبیله و آن مراسم پاکسازی آشنا شده بود و جالب بود که این دکتر برای کنجکاوی به اون مراسم پاکسازی رفته بود بهش گفته بودم که این مراسم پاکسازی هستش
اینجاست که وقتی دلیل رو پرسید که چرا این مراسم برگزار میشه تا جایی که یادم هستش و حضور ذهن دارم ه رئیس قبیله یا یکی از نمایندگان اون مراسم بهش گفته بودند که ما این مراسم رو برگزار میکنیم بنا به اینکه اگر اتفاقی در جزیره ما به بد میفته ک نفر بین ما بد فکر میکنه !!! و این باعث شده بود که هر کسی با هر دیدگاهی که هست بیاد در این مراسم شرکت بکنه باور اکثریت هستش
همین داستانی که گفتم بنا به باورهای ماست
در سوره رعد شماره 11 فرموده است:
رعد:11
لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُـوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ
برای او [=انسان] تعقیب کنندگانی [=فرشتگان مأمور و مراقبی] از پیش رو و پشت سر [=همه اطراف] وجود دارند که او را از امر خدا [که برای هر عملی عکسالعملی فوری است، به لطف مهلت در مدّت عمر] حفظ میکنند،24 مسلماً خدا وضعیت هیچ قومی را تغییر نمیدهد [=شرایط بد یا خوبشان را عوض نمیکند] مگر آنچه را که به نفسشان مربوط میشود [=شخصیت و شیوه زندگی خود را] تغییر دهند،25 و هرگاه خداوند بر مردمانی [به سبب تبهکاریشان] بدی خواهد [تا آنها را به کیفر اعمالشان برساند]، بازگردانندهای بر آن [عذاب] وجود ندارد و در برابر خدا سرپرستی نخواهند داشت.26
سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد مگر آن قوم بر نفس خود تغییری کنند یعنی در درون خودشون یا شخصیت خودشون را دیدگاه خودشون رو تغییر بدن
اینجاست که مشخص کرده برای ما که چقدر زیبا و جالب که هر قومی هر اکثریتی بنا به اون نفسشون بنا به اون درونشون بنا به اون دیدگاه باورهاشون رن زندگی خودشونو خلق میکنن جمعیت جامعه خودشونو خلق میکنند
حالا تکلیف یه سوالی میاد که کلیف ما بین این قوم چیه وقتی ما خودمون روی ذهن خودمون کار کنیم وقتی ما کاری به اکثریت نداشته باشیم ما هم هدایت میشیم به جمعیتی که مثبت نگر هستند هدایت میشیم به جای بهتر و هی بهتر و هی بهتر
و اینجاست که مولانا میگه میگه تو یکی نهای تو هزاری تو آتش خود برافروز
سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا و اثرگذاری که به من یادآوری محکمی کرد رای کنترل ورودیهای ذهن برای قدردانی از اینکه به ذهنم هر چیزی رو نفرستم مراقب باشم و اتفاقاً زرنگ باشم و یک ورودیهای محکم و خوبی رو بفرستم و تکرار کنم
تمام وجود دوستتون دارم با عاشقانه به خدای بزرگ میسپارمتون
در دنیا و آخرت ثروتمند و سعادتمند باشید
علی وزیری وصال
گام چهاردهم
21 مهر 1403
سلام استاد عزیزم وخانم شایسته دوست داشتنی من
چقدر این فایل و فایل های قبلی به من کمک کرده. چقدر من چیز های جدید یاد گرفتم. از کنترول زهن گفتین واقعا خیلی سخت هست مخصوص موقع چالش ها واقعا برام سخت میشه ولی به یاد آوری حرف های شما خودم را آرام می کنم همه چیز درست میشه باید صبر داشته باشم زهنم رو به سمت مثبت ببرم .
همه چیز را جنبه مثبتش را بیبینم.
از وقتی که فایل های شما را گوش کردم خیلی پیشرفت کردم انگیزه وشور شوق دارم در زندگی. استاد من با این خیلی تغییر کرده بودم نمی دونستم. همیشه میگفتم من کاری نکرد ولی از وقتی که فایل های شما را گوش کردم دیدم
باور هایم مثبت شده. خودم را دوست دارم دیگه سرزنش نمی کنم از همه مهمتر که الان با شور شوق میام سایت عباس منش. چقدر با عشق ولذت فایل ها را گوش میدم. تلاش می کنم عمل کنم خدایا شکرت و سپاس گذارم خدای دوست داشتنی هدایت ام کردی به سمت استاد عزیزم.
سلام وقتتون بخیر
سپاس استاد عزیزم
سپاس از خدا مهربان ک منو تو این مسیر هدایت کرد
کنترل ذهن.کنترل ورودی ها..احساس خوب
اصل هست به میزانی ک باورش میکنم تلاش میکنم آگاهانه متعهد باشم باز انسان هستیم و جائز و الخطا..
چه خوب استاد توضیح دادند چقدر اون زمان همه میترسیدند.. یادمه ک همش آمارها رو مردم دنبال میکردند..
اما دیدگاه خوب: این باعث میشه ک جهان گسترش پیدا کنه..الان میبینیم ک دیگه خبری نیست..اما کسب کارها مستقیم رفت سمت آنلاین..و چه پول درآوردن راحت شد..تو خونه کار کن و بفروش به تمام کسانی ک تو این فضا آنلاین هستند..
چقدر بچه ها تو سن پایین کار آنلاین کردن و درآمد دارن..
کلی کسب کار جدید به وجود آمد
در مورد واکسن هم کلی واکسن تولید شد و کم کم ریشه کن شد..
دیدگاه در مورد مرگ:هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت نمیافته.. موقعش باشه هر جا باشی باید لبیک بگی
خدایا کمک کن طوری زندگی کنم ک لحضه آخر ازت زمان نخوام..بگم بریم ..من خوب زندگی کردم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردم
در پناه خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
سلام به استاد عزیزو مریمجانم
خداقوت
استاد این فایل من رو به شدت یاد اتفاقات و شرایطم در دوران پاندمیک انداخت!
به طور نا خودآگاه من و همسرم در این دوران کنترل ورودی هارو داشتیم تمرین میکردیم و موفق شدیم خیلی اتفاقات رو رقم بزنیم ولی کاش آگاه بودیم و قدرتمند تر کنترل میکردیم ورودی های ذهنمون رو…
من یه دختر 21 ساله ای بودم که یک ترم مونده بود تا من از دوران کارشناسی فارغ التحصیل شوم …
یک سال و نیمبود که ازدواج کرده بودم و تصمیم داشتیم سال آینده با همسرم به منزل خودمون برویم…
دقیقا هیچ وقت یادمنمیرود که ترمآخر دانشگاهم از روز اول ترمبهمن که کلاس ها شروع شده بود انگار دست و دل من به اینکه بروم دانشگاه نمیرفت …
چون من هر ترم از قم با قطار ساعت 5صبح باید میرفتم تهران و عصر با آخرین قطار برمیگشتم…
اینکه چقدر توی دوران کارشناسیم برام لذت بخش بود رفت و آمدم ، معاشرت هایم ، اطرافیانم و تجربه هایم به کنار فقط اینرو بگم که ایندوران یعنی کارشناسی و تحصیلم از من یک زینب قوی و مستقل واقعی ساخت!
توی قطار چقدر مطالعه های مفیدی داشتم، چقدر موزیکای انرژی مثبت گوش میدادم، چقدر روی اهداف و رویاهایم کار میکردم و مینوشتم …
و شب که برمیگشتم تازه همسرم که این اواخر میومد چهارراه غفاری دنبالم با عشق پذیرا بودم و به پاگشاکنون و مهمانی میرفتیم….
خلاصه داشتم از پاندمیک میگفتم !
بهمن ماه که اعلام شد اولین مورد کرونا در قم دیده شده ، دقیقا ایستگاه قطار قم و تعطیلی ها از قم آغاز شد و دیگر شروع تقریبا 2 سال کرونا و شرایط خاصش…
تا اسفند ماه در شوک و مراقبت بودیم ولی از فروردین ماه که عید شد و با همسرم بودیم ، چقدر فایل های انگیزشی گوش میدادیم، چقدر با افراد موفق آشنا شدیم و بیوگرافی آن ها را دنبال میکردیم ، حتی تصمیم گرفتیم بدون اینکه عروسیمون رو عقب بندازیم همون سال به خونه خودموم بریم…
من حتی یک لیوان و قاشقم برای خانه ام پدر و مادرم کنار نگذاشته بودن و اعتقاد داشتن همون موقع برات میخریم و نگران هیچ چیز نباش ، پدرم همیشه مادرم رو با این آروممیکرد که “زن این بچه از روزی که خودش اومده روزیشم با خودش آورده ، همخودت ، همبچه هامالحمدالله روزیاشونو خدا داده ، نگران جهازشم نباش جوره جور ، خداروهم شکر میکرد بابت روزایی که گذشته ” ، اینو که پدرم میگفت، از یه انبار کاه آتیش گرفته همه ما تبدیل میشدیم به رود آرومی که داره هدایت میشه به سمت دریا … زیباتر ، آرام تر ، امن تر و عالی تر!
خلاصه عید نوروز و 13 روزش تموم شد و تصمیم ما برای عروسی مصمم تر ، کلاسای دانشگاهم که مجازی شده بود.
ماه رمضان شد و یه شب گوشی دستمبود و داخل اینستاگرامبودم، داشتمپیج مربیای ورزشی رو میدیدمکه توی دورانکرونا به راحتی کلاس مجازی داشتن و با تعطیلات هیچ وقفه ای براشون ایجاد نشده بود ، منم قرار بود بعد از کارشناسیم دوره های مربیگریم که تموم شد، مربیگریمرو آغاز کنم …
خلاصه همسرماون شب به شوخی به من گفت ” اگر راست میگی از اینستاگرامپول در بیار ! ” منم جدی گرفتم!
کلا تاثیر دوران کارشناسیم که هیچی رو دیگه سخت نمیدیدم برای خودم هنوز توی وجودم بود، رفتم توی فکر و از هفته آیندش نشستم به طراحی تمرین کردن و پلن برگزاری کلاسای مجازی رو چیدن ، خیلی جدی و مصمم…
از همون ماه رمضان بعد از افطار کلاسای آنلاین مجازیمرو به صورت رایگان شروع کردم ، همیه تمرینی برای خودم بود برای طراحی تمرینات و خلاقیتم هم واقعا از علاقم داشتم لذت میبردم و احساس میکردم قراره یه اتفاقای خوبی بیوفته و باید اینکارو انجامبدم ،
خلاصه کم کم
کلاسای دانشگاهم رو شرکت کردم …
جهازم رو با خانوادم در عرض 2 الی 3 ماهی که همه جا میگفتن جنس ناقصه و مغازه ها بستن خریداری کردیم …
منزلمون رو با کابینتایی که دوست داشتیم و کاغذ دیواری زیبا توی اون شرایط دیزاین کردیم، درب و پنجره هامونو رفتیم رنگکردیم…
و در آخر ….
یه عروسی خودمونی ولی با لباس عروس و باشکوه برگزار کردیم …
آخرین امتحانای ترمدانشگاهم رو دقیقا یادمه که توی خونه خودم به پایان رسوندم …
و بعد از کرونا با اعتماد به نفس قوی در بهترین باشگاه های شهر فعالیتم رو به عنوان یک مربی حرفه ای با حقوق خوب شروع کردم …
پیجی که در در دوران کرونا باز کردم و خدمات آنلاین داشتم رو به مراتب رشد دادم و فایلامرو ذخیره کردم تا الان تبدیل شده به یک منبع در آمد خوبی برام که کلی فکر و ایده دارم هر روز براش …
و کلی اتفاق عالی دیگه که به خاطرشون هزاران بار از خدا ممنونم…
خلاصه که دوران کرونا و کارشناسی ام برای من دوران پختگی و هدایت های عالی بود ، که اینروزا تازه دارم قدرشونو میدونم و امیدوارم من و تمام دوستانی که دغدغه آگاهی و پیشرفت در زندگیشون رو دارن به اهدافشون روز به روز با آگاهی و کنترل ذهنشون و توکل واقعی به خداوند نزدیک بشن و در آخر جشن پیروزی بگیرن…
خدایاااااااااا با یه حال درجه یک شکرت :)))))
سلام و درود
استاد جونم سپاس برای این همه آگاهی که رایگان در اختیارمون میزاری،ایولا
همیشه سوالات خوب ما رو به جوابای خوب میرسونه
و چه سوال خوبی که بپرسیم چطور میشه که همیشه توی شرایط لذت بخش کنونی باشیم؟؟
و چقدر ساده به جواب میرسیم که فقط و فقط یک راه هست و اونم کنترل ذهن
نیاز نیست شرایط بیرون رو کنترل کنی، نیاز نیست ادمها رو کنترل کنی ،چون تو قدرتی نداری برای این کار و کار سخت و طاقت فرسایی هم هست اما یک کار رو خوب میتونی انجام بدی که موثرترین و کوتاه ترین مسیره و اون هم کنترل ذهنه
حواست باشه متعهدانه ورودی های ذهنت رو کنترل کنی و فقط ورودیهایی رو به ذهنت راه بدی که احساس قدرت امنیت آرامش و شادی بهت بده و
چیزهایی رو باور کنی که دوست داری تجربش کنی
اولش سخته تمرین میخواد استمرار میخواد اما در ادامه هر بار کار راحت تر میشه جهان به کمکت میاد
تا وقتی به اتفاقات بیرونی واکنش نشون میده از همون جنس اتفاقات رو باز هم تجربه میکنی
اتفاقات زندگی ما رو شکل نمیدن واکنش ما نسبت به اتفاقاته که اتفاقات بعدی رو رقم میزنه
من خالق شرایطم نه شرایط تعیین کننده زندگی من
یادم بمونه که به واسطه ی کنترل ورودی های ذهنه که اتفاقات شگفت انگیز رخ میده
بارها و بارها در زندگیم تجربش کردم ک پاداش کنترل ذهنم رو گرفتم و هر بار چرخ زندگیم روونتر شده
خدایا شکرت برای این مسیر آگاهی بخش
استاد جونم عاشقتم
مریم جونم عاشقتم
بنام رب رزاق و هدایت گر من
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی ️
سلام و درود به خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
کنترل ورودیها:
موثرین کاری که به من کمک کرد تا ذهن مو اول پاک کنم تا بتونم ورودی های دلخواه مو بهش بدم حذف رسانه ها و پاک کردن تمام سوشال مدیا ها از گوشیم بود، البته که در ابتدای کار کمی نگران بودم که خوب من اینطوری از هیچی خبردار نمیشم اگر قرار کاری بکنم و یا هر چیز دیگه ای چطوری خبر دار بشم؟ فرصت هامو از دست ندم؟ این نگرانی ها رو داشتم تا با این کلام استاد که واقعا وحی منزل برای من، آروم شدم و رها کردم و به مسیر ادامه دادم که فرمودند :
(شما نگران خبرها و وقایع نباشید،مطمین باشید اگر چیزی رو قرار باشه بشنوید یا از چیزی قرار باشه خبر دار بشید ،حتما به یه طریقی بهتون خواهد رسید نگرانش نباشید)
و من واقعا این و تجربه کردم که خیلی جادویی اتفاق میافته… یکی رد میشه یه چیزی میگی همون چیزی که شما دوست داشتی یا دنبالش بودی که بشنوی و هزاران طریق دیگه …
وقتی این کار رو کردم اول وارد مرحله خنثی سازی ذهن شدم و یه ذهن پاک برای خودم درست کردم که آماده تزریق ورودی های دلخواه ه… و وارد مرحله دوم شدم ، ورودی های دلخواه ه…
ورودی های دلخواهم که منبع اصلیش همین سایت بهشتیه و وویس هایی که با صدای خودم رکورد کردم .
به نظر من بهترین ورودی ها همون نتایجی هستن که دوست داریم داشته باشیم. بیایم همون هارو بصورت صوتی ،بصورت تصویری به ذهنمون بدیم تا ذهن مون فرکانس همونا رو بسازه و ارسال کنه و در نهایت نتایج.
که این پرسه لازمش استفاده از تکنیک هایی که استاد در فایل ها بهمون یاد داده است.
اگر به این جمله فکر کنیم که زندگی دنیوی چشم بر هم زدنی ست در برابر زندگی ابدی ، مرگ آسان تر و شیرین تر از چیزی میشه که فکر شو بکنیم و زندگی اون دنیا ادامه این دنیاست .
در پناه رب رزاق و هدایت گر
بسم الله الرحمن الرحیم
خانه تکانی ذهن
قدم چهاردهم
سلام به استادشیرین سخن و دوستان و همراهان همراه
اون دوران پندمیک رو فرانوش کرده بودم که با دیدن این لایو دوباره یاداوری شد.اون دوران من تازه وارد بودم در سایت.زباد درک درستی نداشتم نسبت به زمان الانم.اما اما…
حالا که برگشتم و تفکر کردم متوجه شدم بسیار بسیار کم شایدم اصلا به اخبار و آمار و ارقام توجهی نداشتم.
چون کلا تلویزیون کم میدیدم یا حذف بود احتمالا.چیزی که یادمه اینه که تو محیط ایزوله ی خونه به دور از هیاهوی بیرون بودم.
همه ی دوست و آشنا و همسایه و… حداقل یکبار درگیر این بیماری شدن جز خانواده ما به لطف خدا.
به هر کسی میگفتم تعجب میکرد.قبول نمیکردن.میگفتن نه، شما گرفتین، اما خودتون خبر نداشتین
خلاصه که من چیزی جز خیابانهای خلوت، هوای سالم و تمیزی چیزی یادم نمیاد.
همینجا میخوام از دوستانی که تجربیات شون رو در کامنتها مینویسن سپاسگزاری کنم
چون خوندنشون خیلی به درک بهتر آگاهی ها کمک میکنه.
در مورد تکرار فرکانس ها قدرت گرفتنشون صحبت شد.نشستم فکر کردم که نمونه بولدش رو تو زندگیم پیدا کنم.
دیدم همین ادامه تحصیلم نمونه و مثال خیلی خوبیه.من دیپلم حسابداری داشتم.بعد ازدواج کردم و ادامه تحصیل ندادم.
بعد از چند سال احساس کردم خیلی دوست دارن درس بخونم.همسرم مخالفت میکرد.
از اونجایی که به یاد گرفتن زبان هم علاقه داشتم از بچگی، دخترم رو گذاشتم زبان.اما نیمه های راه چون علاقه نداشت رها کرد.
من شهریه ترمش رو کامل پرداخت کرده بودم.به معلمش گفتم اگر میشه من بجاش بیام کلاس.چون کلاس نوجوان بود فکر میکردم مخالفت کنه.
اما اون ذوق و شوق منو که دید قبول کرد.
من به مدت دو سال پیاپی ادامه دادم.
همسرم با کلاس رفتن و جایی رفتن تنها مخالف بود.اما وقتی استمرار و شوق منو میدید، زبانش بند آمد(خداوند دلها را نرم میکند)
بعد از دو سال یکروز به همسرم با قاطعیت و بدون فکر کردن به نتیجه درخواستم، گفتم : میبینی که،خیلی به درس خوندن علاقه دارم.میخوام ادامه تحصیل بدم.در کمال تعجب دیدم جواب مثبت داد.
نردی که کلا با اینجور مسائل مخالف بود، به راحتی اب خوردن گفت باشه.اقا انقدر خوشحال شدم که نگو.خیلی از خدا سپاسگزاری کردم و اعتبارش رو به رب العالمین دادم.
گفتم کجا برم و چی بخونم؟!
خودم کارگاه میوه خشک داشتم.گفتم چه بهتر که در مورد کارم ماهرتر بشم و اطلاعات کاملی بدست بیارم.هم کارمه هم علاقه ام.رشته مهندسی صنایع غذایی برداشتم.
اونم کجاااا؟ درست دانشگاهی که فقط 10 دقیقه با ماشین با خونه فاصله داره و من تا به حال بهش توجه نکرده بودم.
الان هن در حال ادامه تحصیل هستم
انقدر قشنگ و راحت هدایت شدم که اصلا چند سال قبل تو فکرم هم نمیگنجید این حد از آسانی و عزتمندی.
من با علاقه و عشق زبان خوندم.هر روز تمرین کردم.خودم رو در معرض اموزش و یادگیری قرار دادم.ذوق داشتم.تیر نهایی گرفتن اعتبار از غیر خدا( که برای من همسرم و بهانه های مختلف مثل بچه و خانه داری و دوری مسافت و…بود) و توکل و ایمان به رب العالمین بود و هست.
خدا رو سپاسگزارم برای هر لحظه از زندگیم انقدر اتفاقات زیبا و دلخواه در زندگیم زیاد شده که حیرانی و غافلگیری و لبخند و سپاسگزاری شده جزو اتفاقات هر روزه ام.
امروز موقع پیاده روی گفتم مثل خیلی از بچه های دیگه تست کنم.گفتم خدا یا از الان تا شب یه ثبت سفارش میخوام، یه سوپرایز خفن هم میخوام.
از دفتر کلاس رباتیک زنگ زدن که بیا نوبت پسرت شده برای کلاسها.
یک مشتری تماس گرفت و سفارش ثبت کرد.
اسمان با اینکه خورشید بود و در حال غروب، ناگهان چنان بارانی بارید که چند ثانیه اولش انقدر غافلگیر شدم که نتونستم برم جای مسقف و خیس شدم.
فقط حرفی که استاد همیشه تو فایلها یاداوری و تکرار میکنن:
نگه داشتن آگاهانه حال خوب = اتفاقات خوب
همونطور که استاد در یکی از لایوهای قبل گفتن، بهتره که ذهن خلاق داشته باشیم تا ذهن واکنشگرا.
خلاقیت کنترل ذهن یا همون تقوا میخواد که ابتدای کار بسیار سخته یعنی همون جهاد اکبره به گفته ی دوستان.اما به شرط استمرار و توکل به خدا آسان تر میشود.و آسان میشویم برای آسانی،زیبایی و سعاوتمندی.
از زمانی که برای خواندن کامنت بنده گذاشتید صمیمانه سپاسگزارم
برای همه مون بهبود و پیشرفت در مسیر خواسته هامون از خداوند مهربان درخواست میکنم.
خوشبخت و سعادتمند باشین
الهام لطیف
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
و سلام به تمامی همفرکانسی های محترم
اولا این بگم به لطف خدای مهربون خدارشکر داره بارون شدید و قشنگی میباره ان شاالله آسمون زندگیتون و وجودتون هر نفس بارون خیر برکت و سلامتی و ثروت باشه
خدایا سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این فایل پر از آگاهی که واقعا نشونه از خداوند بود برام هم در مورد سلامتی و هم اهمیت کنترل ذهن از اینجا شروع کنم من با مامان بابام که سنشون بالاست زندگی میکنم این بندگان خدا یه سریالی نگاه میکنن که کلا محیط بیمارستان و بیماریه و روز به روز حالشون بدتر میشه الان که به خودم اومدم میبینم بابا مامانم و بابام هی میگن اینجا درد دارم اونجا درد دارم مال نگاه کردن و توجه کردن به این سریاله جالبش اینجاست منم پیگیر خریدن دارو بردن دکتر پماد مالوندن بودم خودمم کمر درد شدید گرفتم چون توجه ام داده بودم به درد اونا خداشکر چند هفته پیش به خودم اومدم و دارم کم کم بر میگردم به مسیر و ورودی هامو کنترل میکنم الان با شنیدن این فایل زیبا مهر تاییدی شد که بابا همه چی ذهنه و کنترل ورودی های ذهن از وقتی دارم ورودی هامو کنترل میکنم خدارشکر نشونه ها پیدا شدن با اتفاقات زیبا با ورود ثروت و حالم داره خوبتر میشه خدابینهایت سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که تنها قدرت جهان هستی خودتی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که توی تک تک سلولای وجودمی همراهمی و حمایت و هدایتگرمی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که قدرت خلق زندگیمون به خودمون دادی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که طبیعیه ما در سلامت و شاد باشیم و ثروت هر نفس وارد زندگیمون بشه سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا هدایتم کن به راه راست راه آنها که بهشون نعمت و پاداش دادی نه آنهای که بهشون غضب کردی
و
( خدا دیر نمیکنه )
پر پناه پر عشق و پر برکت و امن خداوند مهربان
بنام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز و همه دوستانم
خداراهزاران بار سپاسگزارم ک من رو هدایت کرد به این فایل فوق العاده
وسطاش احساس میکردم استاد داره مستقیم جواب سوال های منو میده انگار داره بامن صحبت میکنه
خدایاشکرت
خیلی اروم تر وشادترشدم بااین فایل بی نظیرتون️