live | باور به «امکان پذیری» - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | باور به «امکان پذیری»
    201MB
    40 دقیقه
  • فایل صوتی live | باور به «امکان پذیری»
    39MB
    40 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1321 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1172 روز

    بنام خداوند مهربانم

    108مین روز سفر نامه من

    سلام به استاد عزیزم به مریم جان عزیز و دوستان عزیز

    خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت هر لحظه هدایت هایش خدایا شکرت خدایا شکرت

    یکی از مهمترین عامل موفقیت افراد کنترل ذهن است ما نمونه آنرا در ورزش داریم افراد که ذهن خود را کنترل میکند و تا لحظه آخر ادامه میدهد پیروز می شود برعکس افراد که در همان اول بازی روحیه خود را از دست می دهد و بازی را می بازد

    امروز وختی در مغازه بودم یکی خییلی با من چنه میزد من با پدرم کار میکنم تا هنوز مستقل نشدم انشالله در آینده نزدیک مستقل می شوم و کار هم از خودم می باشد خدایا شکرت خوب برگردیم به داستان امروز یکی در مغازه آمد خیییلی چنه میزد خب آنقدر چنه زد که حوصله من سر رفت و نزدیک بود با فریاد بزنم بالایش همان دقیقه در ذهن ام آمد که تو باید کنترل کنی ذهن ات را و من یک نفس عمیق کشیدم و گفتم نه اینقدر که شما میگین برای من هم تمام نمیشه بعد آن چندین جنس که نیاز داشت را از مغازه ما خرید خدایا شکرت

    کافی بود که حرف بد میزدم و فریاد میزدم و خدا می‌دانست که چقدر تاثیر بد می‌گذاشت روی من و آن فرد

    خدای مهربانم سپاسگزارم بابت این که در هر لحظه به فکر کنی و مرا بسوی خودت فرا میخوانی خدایا شکرت

    رد پای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    ارغوان گفته:
    مدت عضویت: 1064 روز

    شکر ایزد را که دیدم روی تو …

    نازنین بزرگوار من ادعایی برای مولانا بودن ندارم ولی تو راشمسی میدانم برای همه

    در همه فایلهای شما من نزدیکی به خدا و بعد خودم رو حس میکنم و این زیباترین و بزرگترین دستاورد از همه فایلها و بودن شماست دوستی با خداوند و چه چیز می‌تونه زیباتر و بهتر از این باشه و این هر چه قویتر میشه دستاوردهای بعدی هم میاد شکر و سپاس از این بودن ناب و زیبا من از خدا و خودم دور بودم والان هر لحظه دارم نزدیک و نزدیکتر میشم به خدا و خودم بهتر و بیشتر میشناسم نشانها و هدایت‌های زیبا از هر چیز به وضوح در زندگی من نمایان شده و تکامل به روی رشد و پیشرفت رو لمس و درک میکنم می‌دونم تک تک عزیزان همراه حرفهای من و میفهمن و درک میکنم چون همه از یک جنسیم

    هر لحظه از زندگیتو رو که تعریف میکنید انگار زندگی من بوده با همان جنجال‌های خانوادگی در یه جمع مذهبی تعصبی استادودقیقاخودمو میبینمو جالبه که باورهای داره پیدا میشه که کجا اشتباه و کجا درست بوده و من فکر میکردم اشتباست و…لحظه ای نوشتم فقط برای این که گارد داشتم برای نوشتن و این باور که نوشتن برای من سخت است به آسانی تبدیل شود بودنهای نابتان گوارای لحظهایمان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سینا گفته:
      مدت عضویت: 1547 روز

      به نام خداوند مهربان

      سلااام به دوست خوبم

      پاسخی که به دیدگاهم نوشتی و درمورد مقاومتت در نوشتن گفتی رو خوندم و اینکه بعدش گفتی در لایو استاد کامنت گذاشتم، اومدم و این کامنت ازت رو خوندم..

      ارغوان عزیزم خیلی خوبه که تونستی به مقاومتت در نوشتن غلبه کنی و بنویسی،

      خودمم یادم میاد اولین کامنتی که میخواستم بزارم روی سایت خیلی کمالگرایی نجوا میداد و میگفت که یا بینقص و بدون اشکال بنویس یا هم که اصلا ننویس،،

      این یکی از مقاومت هایی هست که ذهن برای نوشتن معمولا میاره و مارو باز میداره از نوشتن

      اما وقتی با منطق های قوی میایم این. مقاومت هارو برمیداریم بازی عوض میشه.

      یعنی به خودت بگی:

      قرار نیست بی نقص بنویسم، همه بچه های سایت که الان اینقدر کامنت های فوق العاده مینویسن کامنت های اولشون دارای اشکالاتی و بعضا درک های نادرستی از قانون بوده امااا اگر همون هارو نمیومدن بنویسن ظرفشون برای طی کردن مدار های آگاهی بالاتر اماده نمیشده

      از طرفی اون کامنت ها یک ردپای خیلی خوشگلی هست که نشون میده چه تغییر و تحول عظیمی طی مدت زمانی که اون کامنت رو منتشر کردن تا الان در زندگیشون ایجاد شده

      قرار نیست اولش خیلی خوب بنویسی (هرچند که ارغوان جان شما واقعا قشنگ مینویسی ها!) مهم اینه با هربار نوشتن و تجربه کسب کردن بهتر بشی

      مثل استاد که توی سی تا کلاس دانشگاه سخنرانی کردند،(نمیدونم داستانش رو از استاد شنیدی یا نه اما برات میگم)

      خب اولین کنفرانس استاد توی اولین کلاس، حسابی پاهای استاد میلرزیده و استرس شدید داشته طوری که حس میکرده میخواسته بیفته اما انجام داده، با جهت دهی به گفتگو های ذهنیش به خودش گفته میرم و بهتر و بهتر میشم و علی رغم استرسی که داشته کلاس های بعدی رو هم میرفته در میزده برای سخنرانی و هر دفعه بهتر و بهتر میشده به طوری که توی کلاسای آخر دیگه استاد با خیال راحت 2 ساعت خیلی مسلط و قشنگ کلاس رو به دست میکرفته و با همه خیلی قشنگ ارتباط میگرفته و توی کلاس 30 ام دیگه ذره ایی از اون استرس اولین کلاس در استاد وجود نداشته.

      مهم اینه هرروز بهبود داشته باشیم بجای اینکه بگیم نه حتما باید بدون نقص انجامش بدیم

      و این باور رو داشته باشیم که با بهبود هرروزه واقعا پیشرفت چشمگیری در هر زمینه ایی میتونیم ایجاد کنیم و اینم یاد اوری کنیم.

      نمیدونم چطوری شد که این موضوع مقاومت درمورد کامنت گذاشتن و اینا منتهی شد به اینجا خخ ولی خب اون انرژی کل، اون نیروی هدایتگر، هدایت کرد کامنت رو به اینجا،، شاید باید این حرفا به خودم یادآوری میشد، شایدم این حرفا چیزی بود که نیاز داشتی بشنوی

      نمیدونم!..

      تجربه لذت بخشیه صحبت کردن با بچه های سایت یک انرژی خوبی به ادم میده که میدونه داره با کسایی صحبت میکنه که هم فکر و هم نظر باهاش هستند توی این مباحث

      دوباره میگم: بازم بنویس دوست خوبم…

      خداوند یار و نگهدار هممون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        ارغوان گفته:
        مدت عضویت: 1064 روز

        درود بی پایان دوست ارزشمند

        قوت قلب بود کامنتت و ممنون که گفتی خوب می‌نویسم ذوق کودکانه ای داشتم، عمیق و خالص .

        ممنون که وقت میذاری می‌خونی و برام می‌نویسی .پس اینو بهت بگم که حتی نوشتن باحس و لمس قلم و ورق رو هم شروع کردم من نوشتن و خیلی دوست دارم.آره دقیقا منم بی نقص بودن و کمالگرایی رو دارم و دارم مدیریتش میکنم .این که بچها کامنتاشون پر از آگاهی با نوشتاری عالی و صمیمانه است ادمو قلقلک میده به بیشتر خواندن و نوشتن و نظرتو در مورد تکامل و بهتر شدن صدرصد قبول دارم اتفاقا اینو به دخترم که نقاشی میکشید و میکند از دفتر برگهاشو گفتم بذار باشه تا ببینی که چه تغییری کرده نقاشیات و بهتر شدنشو ببین .

        حس قشنگی رو منتقل کردی سپاس از همراهیت تشویقت و تعریفت و حتما تلاش میکنم بیشتر بنویسم حس نقطه آبی داشتن با پیامت زیباتر شد .️

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    طاهره نورانی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2733 روز

    سلام بر استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته و تمامی دوستانم در این سایت آگاهی دهنده و لذت بخش

    چقدر لایو شماره ی هشت رو دوست دارم الان که سال 1402 است و این لایو برای سال 1398 است و یادمه اونموقع هم این لایو رو خیلی دوست داشتم ولی درک الانم با اونموقع زمین تا آسمون فرق داره، هر چه بیشتر تو این سایت بودم بیشتر خودم رو شناختم، بیشتر خواسته هام برام مشخص شدند و بیشتر خودم رو لایق داشتنشون دونستم. هرچند که دنیایی فاصله است بین من و احساس لیاقت، بین من و خواسته هایم ولی خیلی راه ها باز شدند و متوجه ی خیلی از ضعف های شخصیتی ام شدم که دارم روشون کار می‌کنم تا با قوی تر شدن شخصیتم نعمت ها و خواسته های بیشتری رو وارد زندگیم کنم.

    و اما استاد خوبم چقدر تحسین می کنم شما رو چقدر شما بزرگ و باشکوه هستید چقدر واژه ها کوچکند در توصیف شما، شمایی که چندین سال پیش این شیوه ی زندگی و این نوع رابطه توحیدی رو بدون توجه به نظر دیگران برای خودتون برگزیدید و دارید زندگیش میکنید. خدارو هزاران بار شکر برای وجود معلم و استادی چون شما

    استاد هر جا که حرف از آزادی میشه من قلبم پر میکشه به سمتش هیچ چیز مثل حس آزادی نمیتونه من رو شاد و پر انرژی کنه، آزادی آزادی در پوشش، آزادی در داشتن زندگی دلخواه،آزادی در انتخاب، آزادی در بیان نظر، آزادی در رابطه و ازادی در همه چیز یادم چند سال پیش تو یه فایلی یا شایدم متنی خانم شایسته گفته بودند که اولویت اول شما ازادیه و من الان تشنه ی این ازادی

    ازادی حق مسلم همه ی انسان هاست و هر کی آزاد نیست یه جای کار خودش میلنگه نه هیچ کس دیگه، چقدر خوبه که مشکل از خودمونه نه کس دیگه حداقل وقتی باور می‌کنیم اگه چیزی رو نداریم مشکل از خودمونه، اونوقت با خودمون طرفیم خودمون رو باید تغییر بدیم نه کس دیگه رو

    من رابطه ی آزاد شما رو تحسین می‌کنم من در رابطه ام با همسرم خواستار یک سری آزادی‌های به جا هستم به بعضی از آن ها رسیدم و آن جاهایی به ازادی که می خواستم رسیدم که مشرک نبودم که خودم درستی خواسته ام رو ( ازادی که میخواستم) باور داشتم و باج ندادم و کوتاه نیامدم من توی رابطه آدم ترسویی هستم از بحث کردن از اینکه نکنه دعوا بشه نکنه تندی بشه میترسم من از بیان خواسته ام میترسم من از اینکه یکی مخالفم باشه یکی باهام حال نکنه یکی دوستم نداشته باشه یکی ازم بدش بیاد میترسم و هیچ وقت فکر نمیکردم من این ترس رو داشته باشم. علاوه بر ترس من متوجه شدم که در احساس لیاقت هم مشکل دارم یعنی اینکه من خودم رو لایق ازادی که میخواهم نمیدونم باور نمیکنم که خیلی راحت بتونم کاری که دوست دارم رو انجام بدم بدون اینکه باجی به همسرم بدم بدون اینکه دعوایی بشه بدون اینکه اخم و تخم و کنایه دریافت کنم یک عمر همسرم رو مقصر میدونستم حالا فهمیدم همسرم کسی نیست جز نمود باورهای شرک امیز و عدم لیاقت من، من از خدا این چند روزه خواسته بودم کمکم کنه قوی باشم خودم برای خودم کافی باشم خواسته بودم من رو انسان قویتر و مستقلتر کنه و صبح امروز متوجه ضعف های شخصیتیم شدم و خدا بهم گفت گفت بابا تو مشرکی تو چشمت به دهن همسرت برای ازادی تو افسردگی گرفتی از اینکه همسرت بهت گفت حق نداری کار مورد علاقت رو انجام بدی تو قدرت رو دادی دست آن تو توی ذهنت دنبال راه حلی برای قانع کردن اون میگردی تو توی ذهنت تو فکر اینی یه کارایی کنی یه ادا اصولی در بیاری اون دلش برحم بیاد بیاد دو دستی کار مورد علاقت رو بهت تقدیم کنه بگه باشه برو انجامش بده تو مشرکی تو وابسته ای تو ترسویی تو احساس بی لیاقتی میکنی تو باید این ضعف ها رو پاک کنی قدرت تویی قدرت خداست که بهت ازادی داده تو از ازادی که خدا بهت تو ساخت زندگی دلخواهت داده استفاده کن. استاد از صبح که ضعف هام برام واضح شد از صبح که فهمیدم من مشرکم و ترسو و درک کردم که مشکل منم نه همسرم و اون فقط نمود شرک و ترس منه خیلی خوشحال شدم انگار باگ هام رو پیدا کردم انگار راحت شدم انگار یه باری از روی دوشم و یه غمی از قلبم برداشته شد. حالا طرف حسابم خودمم و به امید خدا روش کار می‌کنم تصمیم دارم به لطف خدا دوره های احساس لیاقت و عشق و مودت در روابط رو بخرم و روشون کار کنم، من میخواهم که تا لحظه ای که زنده ام آزاد شاد و سالم و ثروتمند زندگی کنم ان شاالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    روز 108 ، فصل چهارم ، روز شمار تحول زندگی من:

    به نام خدای فراوانی ها

    ممنونم استاد گرانقدرم بابت این لایو مفید و عالی

    امروز روز 108 از این سفر زیبا در مسیر آگاهی ها برای من هست و خیلی خوشحالم که این روز مصادف شده با سومین روز کاری من در شرکت لوازم الکتریکی و تونستم فایل رو امروز دوبار گوش بدم یه بار سر کار و تو سرویس یه بار هم تو خونه

    نکات مهم این فایل برای من: این سه کلمه بود

    اعراض :

    توجه نکردن به ناخواسته ها ( انتقادات ،افکار منفی ، بحث و…)

    کنترل ذهن:

    یکی از پایه اعتماد به نفس اینه که راهی یا کاری که میدونی درسته فارغ از اینکه دیگران چه نظری دارند انجامش بدی.

    آزادی :

    در رابطه و باهم بودن

    زیبایی هایی که امروز باهاش مواجهه شدم:

    پر انرژی از خواب بیدار شدم (5:30)

    تونستم به موقع آماده بشم

    خواهرم شب قبل بهم ساندویچ آماده داده بود

    طلوع آفتاب رو بعد از مدتها دیدم

    به موقع به سرویس رفت رسیدم

    همه ی همکارا با عشق ،محبت و احترام باهام برخورد میکنن و هر چی بلدن رو بهم یادم میدن

    بنظرم محیط کارخونه امن ، تمیز و پره از آدمهای

    فوق العاده ست

    امروز تونستم تو خط تولید یه قطعه ای رو یاد بگیرم

    و مونتاژ کنم و اعتماد به نفسم تقویت شد .

    فراوانی ساخت یک وسیله برقی و ثروت رو دیدم

    موقع استراحت این فایل استاد رو تونستم گوش بدم

    یه سیب خوشمزه خوردم

    بچه ها هر روز چایی رو به موقع دم میکنن و چایی داریم

    برای برگشت هم سرویس اومد

    بعدش هم کلاس مدیتیشن و حرکات اصلاحی مو برگزار کردم هنرجوهام بهم علاقه ی زیادی دارند

    امیدوارم سانسهام شلوغ بشه و حسابی پول ،احترام ،عشق و موفقیت دریافت کنم.

    تونستم آشپزی کنم و لقمه های فردا رو آماده کنم

    یکی از ساختمون های محله مون یه نقاشی طبیعت روی نماش کار کردن به تازگی که ظاهر زیبایی به محله و خیابان داده .

    با همکار جدید مربی ژیمناستیک آشنا شدم که با خونگرمی باهام برخورد کرد

    یه خانم همکار جدید تو شرکت هم بهم گفت چقدر شبیه سوفیا لورن هستی !!!!

    منشی باشگاه هم گفت من شمارو خیلی دوست دارم

    خدایا سپاسگزارم برای امروز زیبا که بهم هدیه اش دادی…

    که از تمام جهان هستی عشق دریافت میکنم.

    از ناخواسته ها هم اعراض کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      رقیه محمودی گفته:
      مدت عضویت: 918 روز

      سلام به مریم خانم زیبا رو و زیبا خو

      چقدر کامنت شما رو دوست داشتم که اینقدر دقیق به اتفاقات مثبت روزت نگاه کردی و دقت کردی و ثبت کردی و با ما به اشتراک گذاشتی

      وقتی جزییات رو می خوندم ، منم توجه کردم که این اتفاقات نثبت چند تاش امروز برای من هم افتاده بود ولی انگار برام عادی شده بود.

      سپاسگزاری کردم از جهان هستی بابت همه ی اتفاقات خوبی که روز بعد از روز برام میوفته و منم از شکر گزاریش غافل بودم.

      ممنونم از شما

      دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1775 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان خوبم

    روزشمارتحول زندگی من قسمت108

    وَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفىٰ بِاللَّهِ وَکیلًا

    و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خداوندحافظ و مدافع باشد!

    کنترل ذهن مهمترین بخش زندگی ماست وخیلی بایدروی خودمون کارکنیم

    ماهیچ وقت نمیتونیم همه روراضی نگه داریم وباعث میشه انرژی ماازماگرفته بشه واحساس بهمون دست بده وهمش دنبال توجه وموردتاییددیگران باشیم واین کاریعنی کمبودعزت نفس ودرصلح نبودن باخودمون

    بایدبه سبک شخصی خودمون زندگی کنیم ودنباله رودیگران نباشیم وبتوتیم راحت ((نه))وبه هیچ کس باج ندیم

    تنهاخدابرای ماکافیه وحرکت کنیم ووابسطه به هیچ کس نباشیم وعشق بدون وابستگی داشته باشیم

    اعراض کنیم وتوجه نکنیم به اخبارفضای مجازی ونازیبایی هاوبااعراض کردن وتوجه به نکات مثبت وزیباییی هابه احساس خوب برسیم

    تنبلی یعنی بی انگیزگی یعنی دوست ندادی بری صبح سرکاروشغلی که دوستش نداری وبرعکس اگرعاشق شغلت باشی باروحیه عالی وپشتگارواعتمادبه نفس عالی میری سرکارت ومهارت کسب میکنی هرروزدراون کاروبه ثروت میرسی وتحصیلات عامل اصلی ثروتمندشدن نیست اون تخصص ومهارت وعشق به اون شغل باعث ثروت زیادمیشه

    بیاییم اصل خارپشتی روبه یاداوریم ودنبال روش های دیگه نباشیم چون احساس خوب=اتفاقات خوبه واین یک اصل مهم درموفقیته

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1329 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر حقیقت که نشانه اش احساس خوب من است

    یه جمله ای هست که میگه ،حقیقت یا واقعیت اون چیزیه که باورش می‌کنی و ما تصمیم گرفتیم حقیقتی رو باور کنیم که خداوند به عنوان حقیقت تعریف کرده در قرآن ،مسیر سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت در گرو کنترل ذهن

    خب خوده من قبلاً بارها عید که میشد چندتا مثلا تصمیم می‌گرفتم و هدف میزاشتم ،زمانی که اصن شناختی به قوانین و کارکرد جهان و شناختی از خودم نداشتم ، من یک آدم بددهنی بودم و این ویژگی قشنگ داشتم و خندم میگیره ، میخواست سال تحویل بشه ،میگفتم من از شروع سال جدید دیگه فش نمیدم ،اوتم خیلی تند و آتشی ها ،ولی خب انقد دیگه این جزو کمبود این بددهنی که روزای اول و دوم رو مثلا با تمرکز فراوان حواسم بود که فش ندم و دیگه انقد این جزو شخصیت من بود که اصن تو اولین برخورد تو جمع رفیقا ،میفهمیدن و اصن دلشون انگار تنگ میشد من فش نمیدم و هی تحریک و تحریک و مقاومت ازمن و آخرش عوض اون دو روزم با اون فشای آبدار درمیاوردم و اصن انگار راحت میشدم و بعدش میگفتم خب دیگه امسالم نشد ،سال بعد انشالله ، ههههههه

    یعنی دقیقا طرز فکرم اینطور بود ها ، یا مثلا دوست عزیزی تو یه کامنتی می‌خوندم که نوشته بود من اوایل آشنایی چون کمالگرا هم بودم به شدت ، اول صبح که شروع میشد اگر مثلا یه دوسه ساعت بعد بخاطر چیزی حسم بد میشد ،دیگه میگفتم خب دیگه امروز که دیگه تموم شد و ورودی هامو ول میکردم و میگفتم از فردا صب . و اینها همه و همه از عدم شناخت کارکرد جهان و عدم شناخت از خودمونه ،عدم شناخت از کارکرد ذهن و قانون

    یه مثال دیگه ، یه پسره هس که خیلی به من احترام می‌زاره و یه دوسه بار برخورد داشتم بیرون باهاش ،توی باشگاهم آشنا شدیم ، و این آدم هر بار که دیدمش ،میگه رضا باشگاه چه خبر و ماشاالله بدنت عالی شده و از این حرفا و مثلا بهش گفتم بار اول ، گفتم که فلانی کسی که میاد باشگاه باید کلا لایف استایلشو سبک زندگیشو عوض کنه ،باشگاه با مشروب و سیگار و پارتی و مهمونی و اینا نمی‌خونه ، و بعد هر بار این بنده خدا داره تصمیم میگیره و می‌گفت ببین آقا رضا به خدا از شنبه دیگه همه چی و میزارم کنار و استارت باشگاه و ببین میام یا نه ، بعده مثلا یه ماه میاد باشگاه و از دور منو میبینه خندش میگیره و منم به روم نمیارم ،

    اینها همش بخاطر عدم شناخت همون روندیه که استاد ازش حرف میزنه ، خب من سیگاری بودم و به دوره ای که اصن مواد و اینا بودم ،ولی تا جایی که یادم میاد ،یک روندی طی شد تا من از این همه چیز پاک بشم اونم با تعهد وحشتناک و لطف خداوند ،نه که بگم از فردا تعطیل ،نه بابا من چندین سال یک عادت اشتباه رو پرورش دادم و ذهنم رو شرطی کردم به یه چیز اشتباه ،اونوخ بیام تو یه روز بخوام تغییر بدم ؟؟؟

    به اون پسره ام گفتم ،گفتم ببین داداش من ،انقد قول الکی به خودت نده و اینا باعث میشه که نتونی به اون تصمیمات عمل کنی و میای هزار جور خودت رو تخریب میکنی و سرزنش می‌کنی و میندازی گردن اینکه آره من بی عرضه ام و ارادشو ندارم و اینا ، واقعا هم بنده خدا فیلم بازی نمیکنه ،میخواد ،ولی خب ….

    نه جهان هستی بر پایه یه سری قوانین داره پیش می‌ره و ذهن من یک دفعه نمی‌تواند تغییر کند ، ذهن من آرام آرام با عوض کردن ورودی ها ،با اون انگیزه برای تغییر و شوروشوق عوض میشه و این یک چیز مستمر باید باشه ،این کنترل ذهن ،چون جهان داره هر لحظه به فرکانس من پاسخ میده ، این نیست که من بشینم هدف بنویسم و سه روز بعد یادم بره ،نه قانون سرش کلاه نمیره ،جهان داره با توجه من کار می‌کنه ،من هدایت میشم توسط خداوند به سمت کانون توجهم ،به سمت باوری که دارم

    جهانی که دارم توش زندگی میکنم ،از اولین تضادها خواسته های منو می‌شناسه و جهان خواسته های منو از فرکانس ها میگیره ،پس این داستان که چجوری بنویسم و اول شخص بنویسم و دوم شخص و اینا فرعن نه اصل ، اصل اینه که من چه تصویری از خودم دارم

    و تصویر برنده و خالق خواسته ها یا تصویر بازنده و قربانی شرایط ؟؟؟

    چون تصویری که هر لحظه از خودم دارم ،غالب ترین فرکانسیه که داره به جهان ارسال میشه و یادم باشه که این ارسالی ها داره به دنیای من شکل میده ،جهان فقط داره به این باورها و این تصاویر ذهنی واکنش نشون میده ،

    اصل ایمان من به این قوانینه ، ایمان به اینکه اگر من فرکانس خواسته ارسال کنم ،امکان نداره تحت هیچ شرایطی من شرایط ناخواسته تجربه کنم و اگر هم یک اتفاق به ظاهر نامناسب پیش اومد ،این دقیقا همون هدایت و کلید حل معماست

    اصل ایمان به اینه که خداوند فقط داره پاسخ میده و همون چیزی رو برای من میخواد که من می‌خوام برای خودم

    اصل درک این آگاهیه که خداوند به اندازه‌ای که من خودم رو لایق می‌دونم ،منو‌لایق دریافت نعمت ها می‌دونه

    اصل تمرکز بر نکات مثبت هر لحظس

    اصل سپاس گزاری بابت نعمت هاییه که جهان در هر لحظه در اختیارم قرار داده

    اصل جهت دهی آگاهانه در هر لحظه به کانون توجه که به احساس بهتر منجر میشود

    و از همه مهم تر

    اصل فقط و فقط تکرار و استمرار در تکرار افکار مناسب و باورهای مناسبه ،تکرار سپاس گزاری و توجه به نکات مثبت و تکرار همین مسیر و هر بار نتایج بزرگ تر خواهد شد و نعمت ها بیشتر و هیچ محدودیتی برای این مسیر و نعمت ها متصور نیست

    و اصل و تنها رمز و رازی که در کیهان جادو می‌کنه ،فقط و فقط یه کلمس «تکرار»

    تکرار مسیر درست

    حرکت در مسیر درست ،در مسیر علایق و سرمایه گذاری روی خود ،روی توانایی ها و مهارت ها و بهبود کیفیت فکر کردن و نتیجه‌ی طبیعی سرمایه گذاری روی خود میشه ثروت و سلامتی و روابط خوب و همه‌ی چیزای خوب

    چقدر جمله زیبایی گف استاد ، اینکه ناسپاسی باعث گمراهی میشه ،

    تفاوت هست بین فرد سپاس گزار و ناسپاس

    تفاوت هست بین منی که الان دارم آگاهانه روی بهبود باورهام کار میکنم و کامنت مینویسم و شمایی که داری می‌خونی با اون کسی که تو اکسپلور اینستاگرام تو هر دقیقه داره یه پرونده تو ذهنش باز می‌کنه و سطح تمرکزشو نابود می‌کنه

    تفاوت هست بین شخصی که هم باهوشه و هم زرنگ مثل ما که داریم از کسی که قبلاً این مسیر رو رفته آموزش میبینیم و بهای محصول میپردازیم و پول میدیم تا آزمون و خطا نکنیم

    با اونی که آموزش دیدن و پول دادن به دوره آموزشی رو سوسول بازی می‌دونه و می‌ره تا آزمون و تجربه کنه و نمیدونه که بهایی که داره میده برای رسیدن به اهدافش عمرشه

    تفاوت هست بین این دو گروه

    افرادی که انقد باهوشن که تسلیم خداوندن

    باهوش از نظر من یعنی کسی که تسلیم خداونده و این تعریف من از باهوش بودنه

    (یاد اون جمله کتاب رویاها افتادم که میگف تعریف خودتون رو از همه چیز داشته باشید )

    و افرادی که مسیر آزمون و خطارو پیش میگیرن و توی خیال خودشون همه چی دونن و کلی آزمون و خطا و آخرشم ….

    خدارو صد هزار مرتبه شکر

    یاد گرفتیم که هم جهت با قوانین حرکت کنیم و از اولین ایده برای هدفی که داریم شروع کنیم و قدم های بعدی گفته خواهد شد

    یاد گرفتیم که هیچ رمز و رازی در کار نیست و اصل کنترل ذهن به شکلیه که هر لحظه به ما احساس بهتری بده

    یاد گرفتیم که تنها رمز کار تکرار و استمرار در مسیر درسته ،استمرار درتکرار باورهای درست در کنترل ورودی هاس

    یاد گرفتیم که سراغ اصل باشیم همیشه نه حاشیه

    یاد گرفتیم که سودمندترین سرمایه گذاری ،سرمایه گذاری روی خودمون و علایق و مهارت های خودمونه

    یاد گرفتیم که مولد باشیم و این یک باور محدود کنندس و فقر آمیزه که فک کنیم یکی دیگه باید با پول ما کار کنه و به ما سود بده

    الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت آرامشی که هرروز داره بیشتر و بیشتر میشه

    بابت احساس خوبی که داره بیشتر و بیشتر میشه

    بابت بالا رفتن مدار و توجه به زیبایی های بیشتر و دیدن نعمت های بیشتر

    سپاس گزاریم خدای مهربان

    تنها تورا میپرستیم و تنها از تویاری میجوییم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مهسا درستکار گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    سلام عرض میکنم به استاد گرانقدرم و مریم جانم

    اتفاقی برای من افتاد که دوست داشتم برای شما تعریف کنم

    من چند روزی هست که خودم رو موظف کردم به خوندن کامنت ها و نوشتن کامنت زیر هر فایلی که در سایت از اون استفاده میکنم

    چون میخوام با تکرار این آگاهی ها باورسازی رو در زندگی خودم پررنگ تر کنم

    امروز وقتی فایل رو دیدم و چکیده رو داخل دفترم یادداشت کردم ، ابتدا چند تا کامنت خوندم

    انصافا بچه های سایت فوق العاده مینویسن

    قلبم باز میشه موقع خوندن کامنت هاشون

    و وقتی چند تا کامنت خوندم با خودم گفتم ببین چه زیبا نوشتن

    من که داخل دفترم یادداشت کردم

    لازم نیست کامنت بذارم

    برم نشانه امروزم رو ببینم بعد از این لایو و برای اون کامنت بذارم

    در واقع داشتم با گول زدن خودم ، کامنت گذاشتن رو به تعویق مینداختم

    وقتی که زدم روی گزینه هدایت به نشانه امروزم

    باورتون نمیشه ، همین صفحه باز شد

    اولش فکر کردم باگ سایته

    خارج شدم و مجدد وارد شدم

    اما باز هم همین صفحه نشانه امروزم بود

    و واقعا یک لحظه از شدت تعجب نمیدونستم چیکار کنم

    جدا چقدر دقیق همه چیز کار میکنه

    چه نظمی وجود داره

    و ما انسان ها احساس می‌کنیم سر قانون میتونیم کلاه بگذاریم

    و واقعا آدم سپاسگزار خدایی میشه که این جهان رو به‌ این‌ دقت و نظم آفریده

    چی میخوایم دیگه واقعا

    خدایا شکرت

    ممنونم مریم جانم

    کامنت امروزم درسته متفاوت تر شد

    ولی دوست داشتم این درسی که خودم از این اتفاق گرفتم رو با دوستانم به اشتراک بذارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حسام حاج خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 1779 روز

    به نام خداوند بخشنده

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته بهترین وهمه دوستان فوق العاده

    گام چهارم باور به امکان پذیری

    اول از همه برای خودم چند هدف می‌نویسم وجوری می‌نویسم که قرار خلق بشه

    بعد روتین روزانه ام را جوری برنامه ریزی میکنم که هر روز به هدفم یک گام نزدیکتر بشم

    وقتی من با افکار وتوجه وباورهام خلق میکنم پس اهدافم را به لطف خداوند خود خلق میکنم

    بزرگترین عامل از دست دادن ناسپاسی است ومن این را بارها در زندگی ام دیده ام

    سپاسگزارم از تمامی دستان خداوند برای این آگاهی‌ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مینا کاشی گفته:
    مدت عضویت: 1561 روز

    به نام رب العالمین

    گام چهارم از خانه تکانی

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    دریافت امروز من :

    مغز ما روزانه هزاران هزار پیام دریافت میکنه و کارهایی که باید انجام بده اینقدر زیاده که اگه ما بهش نگیم چیکار بکن ابتدا کارهایی که در اون برنامه ریزی شده را انجام میده.

    پس اهدافمون را مینویسیم و بعد آنرا به اهداف کوچک تر تقسیم میکنیم تا برای مغز آسان به نظر برسه و هر روز هم نگاهی به آن می اندازیم تا مغز یادش نره چه کارهایی باید انجام بده.

    نکته مهم همین” هر روز ” است

    من تازه امروز این مطلب را درک کردم که چرا اینقدر تاکید میشه به نگاه چند دقیقه ای هر روز به اهداف.

    و متوجه شدم چرا اینقدر سالها هدف گذاشتم اما فقط یک جایی ثبت کردم و فکر کردم خوب در ذهنم و مغزم ضبط شد .

    و متاسفانه دچار روزمرگی شدم و آخر سال گفتم ای بابا پس چرا ما به هیچی نمیرسیم.

    چرا نمیرسم ؟

    در این فایل کاملا واضحه . آیا برای حتی یک هدفم هر روز متعهد هستم آیا شور و شوق دارم آیا اصلا نگاهش میکنم تا قدمی براش بردارم.

    فقط نوشتن که کافی نیست.

    وقتی مغز ما روزانه با اینهمه اطلاعات مواجه میشه و اینهمه پردازش انجام میده . وظایف مهم حفاظت از ما را بر عهده داره مسلم است که اگه من یادآوری نکنم که چی میخوام اون ناخودآگاه کارهای روزمره را انجام میده.

    مغز دوست داره ما را در نقطه امن حفاظت کنه و همیشه ما را از تغییرات میترساند. و کافیه یک چیز بزرگی ازش بخواهی بلافاصله شروع میکنه به ترسوندمون. اگه نشه چی اگه اینجور بشه آبروت میره و هزاران اگر دیگه و ….

    چرا ؟

    چون دوست داره برای حفاظت از ما در نقطه امن بمونه .

    پس برای تغییرات باید حرکات کوچکی انجام بدیم تا مغز یاد بگیره و ما را نترسونه. بگیم خوب دیدی این شد میرم مرحله بعد.

    و چون تکرار شده به نظرم مغز دیگه حوصله برگشتن به قبل را نداره و این تغییر جدید را میپذیره .

    حالا دوباره یک تغییر جدید کوچک دیگه برای رسیدن به هدفمون.

    و ضمنا باید هر روز بهش هدفمون را یادآوری کنیم.

    تا در شلوغی اطلاعات هدف ما گم نشه.

    تازه دارم متوجه میشم وقتی استاد در مورد ستاره قطبی میگویند و چرا تاکید میکنند هر صبح و هر شب بنویسیم .

    تا مغزمون اون چیز هایی که ما میخواهیم را برنامه ریزی کنه .

    یعنی به همین راحتیه .

    هدف خیلی بزرگ هم نزاریم برای مدت کوتاه . چون مغز محاله بپذیره . و همش ترس بیشتر را وارد میکنه.

    ولی وقتی مثلا امروز ده دقیقه برای نوشتن میزاریم برای فردا 15 دقیقه وقت بزاریم و همینطور هفتگی زیادش کنیم.

    بازم مثل ورزش کردنه . بدن انسان و مغز انسان نمیتونه یکدفعه بپذیره یک ساعت ورزش سخت را انجام بدیم وقتی تا حالا یک نرمش ساده هم‌نکردیم.

    باید از نرمش های سبک شروع بشه یواش یواش و با تکرار ، مغز ما ، تغییر را میپذیره.

    و این قانون تکامل که خیلی خیلی مهمه . و استاد در این فایل مثال نردبان را زدند که مگه میشه وقتی داریم میریم بالا ، یکدفعه از پله دهم شروع کنیم. نمیشه . باید پله پله بالا بریم.

    باید کلاس اول را بگذرونیم اعداد را بشناسیم حساب را بفهمیم تا مطالب بعدی ریاضی را درک کنیم.

    نتیجه گیری از این فایل برای من:

    آیا به هدفت علاقمندی؟

    آیا به هدفت تعهد و اشتیاق داری.؟

    اگه فقط علاقه داری پس مغز پس از مدت کوتاهی با بهانه و دلایل مختلف اون را رد میکنه.

    اما وقتی تعهد میدی و شور و اشتیاق داری و هر روز هم بهش توجه میکنی و شور و اشتیاقت را بیشتر میکنی . لاجرم مغز مجبور به پذیرش تغییر میشه .

    چون این دستور را هر روز براش مخابره میکنی .

    پس مهمترین قسمت هدف گذاری پایند به هدف بودن است. پس هر روز به هدفم نگاه کنم و بگویم امروز میتونم برای رسیدن بهش چیکار کنم . پس یک قدم خیلی کوچک هم نتیجه میده.

    چون مغز تغییر کوچک را میپذیره و این تغییرات کوچک نتایج بزرگ را رقم میزنه.

    انگار یک بازیه .

    بازی با مغزمون.

    دستور به مغزمون برای خلق آنچه میخواهیم.

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها

    سپاسگزارم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    n گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    درود به استاد عزیزم،

    درود به خانم شایسته گرامی که واسطه‌ی خیرِ دسترسی راحت تر ما به آگاهی‌های استاد و استفاده از اونها میشن، یک دنیا سپاسگزارم از وجود هردوتون،

    و سلام و سپاس از همه همراهانی که این صحبت‌ها رو میخونند.

    استاد من خیلی چیزها از شما یادگرفتم و همیشه بابتش سپاسگزارم ازتون، استاد صدای شما و صحبت‌های شما برای من درست به قدری آرامش و حس خوب رو به همراه داره که صوت قرآن داره.

    همه روزهایی که احساس بدی سراغم اومده با صحبت‌های شما آرام گرفتم، و نجواهای ذهنم رو خاموش کردم، شما برای من توی خیلی از روزها و خیلی از شرایط، حکم یک تراپیست حاذق رو داشتید، شما برای من توی خیلی از روزها و خیلی از شرایط زبان خداوند بودید، خیلی وقتها گیر کردم تو زندگیم گفتم خدایا ، خودت، خودت بگو چیکارکنم، و همونموقع یک فایل از شما پخش کردم و حرف‌هایی از شما شنیدم که انگار خود خدا داشت جواب سوالم و مسأله‌ای که ازش خواسته بودم رو میداد،

    و من شگفت زده میشدم،

    میخواستم یه جوری به یه طریقی بیام پیداتون کنم بگم استاااااد من کی براتون مسائلمو تعریف کرده بودم که شما اینقدر دقیق جواب منو میدونستید ..

    و از شوق به گریه می‌افتم، از جنس حرفاتون، از جنس پاسخ‌هایی که خداوند بهم میده،

    و قلبم به سجده در میاد.. که خدا اینقدر نزدیکه بهم، هرلحظمو کنارمه ، میدونه ، جواب میده بامن حرف میزنه.

    الان که این‌ها رو مینویسم هم همین حس و حال رو دوباره دارم تجربه میکنم، با اینکه سوالی نپرسیدم ولی حتی صحبت کردن درمورد این حس ناب بازم باعث میشه بخوام لذتشو تجربه کنم.. اون خضوع قلبی که میدونم یک بزرگی هست که از من و دنیام و تفکراتم و مسائل و مشکلاتم خیلی بزرگتره، میدونم خدا هست میدونم کنارمه و اون لحظه‌ای که حضورش رو لمس میکنم.

    امیددارم که به زودی آمادگی این رو پیدا کنم که سعادت استفاده از آگاهی‌های دوره‌هاتون رو دریافت کنم‌.

    سپاس بیکرانِ من و احساسِ خوبِ من از همین راه دور تقدیم شما باشه استاد..

    صحبتی که امروز درمورد این فایل دارم هم خدمت دوستان یادداشت میکنم.

    با یه بخشی از صحبت‌های استاد توی این فایل، یاد این شعره افتادم که میگفت، سال سال این چند سال

    امسال پارسال پیارسال

    هر سال میگیم دریغ از پارسال،

    چقدر دقیق..

    زندگی بعضی‌ها واقعا همینه، این بعضی‌ها گاهی شامل خود من هم شده دیگه،

    هرچی بیشتر اگاهی‌های قران رو با زندگی واقعی که داریم یا زندگی خیلی از اطرافیانمون تطبیق بدیم بیشتر منطق صحبت‌های قران رو متوجه میشیم،

    خداوند در قران بارها دعوت به سپاسگزاری کرده و بارها از کفران نعمت هشدار داده و بارهای بار عذاب‌های کافران رو بهشون گوشزد کرده مثل

    وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

    یا

    إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ،

    یا حتی

    وَکَانَ الْإِنْسَانُ کَفُورًا ..

    وقتی ما یک ناخواسته یا تضادی در زندگیمون پدیدار میشه قطعاً در همون لحظه و همزمان با اون ناخواسته، هزاران نعمتی که خداوند بهمون عطاکرده تا به اونروز هم در زندگیمون هست، ولی خیلی وقتها ما اون هزاران نعمت رو نادیده میگیریم و همون یک ناخواسته یا حتی اصلا چند ناخواسته شما بگو ده تا ناخواسته باهم ، به همونا توجه میکنیم درصورتی که هرجور بخوایم حساب کنیم بازهم نعمت‌هامون از شمارش خارجه و اون ناخواسته‌ها خیلی ناچیزن در مقابل همه لطفی که خداوند در سال‌های زندگیمون به ما داشته، یعنی یک ترازو رو اگه تصور کنیم که در یک کفه‌ی اون نعمت‌های زندگیمون و در کفه‌ی مقابلش تضادهای اونلحظه از زندگیمون باشه، به وضوح روشنه که کفه‌ی داشته‌هامون با اختلاف زیادی ثقیل‌تره.

    حالا دوراه پیش روی ماست امروز،

    یکی اینکه ناخواسته ها رو بولد کنیم و شکایت کنیم و گله کنیم و غر بزنیم (و نعمت‌ها رو نادیده بگیریم) که درنتیجه درحال ناسپاسی کردن هستیم، پس طبیعیتاً همین نعمتهای امروزمون هم یکی یکی از دستمون میره یا اینکه ناخواسته‌های بیشتر یکی یکی به زندگیمون میاد،

    و سرانجام کارمون مشخصه دیگه هرروز قراره با نعمت‌‌های کمتر و تضادهای بیشتر نسبت به دیروز مواجه بشیم، هرروز بگیم دریغ از دیروز، هر روز بگیم دیروز بهتر بود.

    یکی هم اینکه بگیم اقا خداوند اینهمه به ما نعمت داده، حالا اگر ناخواسته‌ای هم هست به کمک خودش حلش میکنیم اون‌که بخشنده است اونکه رحمتش بی‌منتهاست، اونکه هدایتش همیشه همراهمونه،

    دیگه ته ته ته‌ش اینه که عزیزی از دست رفته، سرمایه‌ای از دست رفته، که دراونصورت هم بقول استاد، مال خودش بوده اصلاااا.. خداوند میگه « المُلکُ لِلّهِ » اصلا تو مالک چیزی نیستی انسان، هیچکس مالک چیزی نیست، ملک و دارایی از آن خداست، مال خودشه.

    خودش صلاح دیده یه روزی بده اون نعمت حضور اون شخص رو خودش هم صلاح دیده امروز ببره ما که به حکمت خدا شک نداریم ما که از علم خدا بی اذن خدا اطلاع نمیتونیم داشته باشیم که، خودش میدونه حتما خیره..

    یا همون مثلا سرمایه مال ما که نبوده، مال خداوند بوده، حتما دروجود ما یک باور نادرست یا یک احساس مالکیت به چیزی که مال ما نیست وجودداشته (که این هم به نوعی ناسپاسی هست دیگه) .

    پس وقتی ما اینجوری هرناخواسته‌ای که حتی به زعم عقل ناچیز ما خیلی مسأله بزرگی هم باشه رو، با منطق قلبمون ایگنور میکنیم، و اون آتش درونی حاصل از ناخواسته رو در ذهن خودمون آگاهانه خاموش میکنیم، و آگاهانه بجای شکوه کردن و غر زدن‌های بیجا ، توجه میکنیم به نعمتهای اونلحظه از زندگیمون، و سپاسگزاری میکنیم از خداوند، و کانکشن خودمونو با خداوند بواسطه همین سپاسگزاری وصل نگه می‌داریم،

    طبیعتاً فردا باید نعمت‌های بیشتر و ناخواسته‌های کمتر داشته باشیم، و اینجوری هر روز بهتر از دیروز میشه، و هر سال بهتر از پارسال.

    و در اخر هم به خودم هم به دوستان یاداوری میکنم، که حرف زدن درمورد همه چیز یا نوشتن و خوندنش خیلی راحته ولی درنهایت چیزی که باعث پدیدارشدن نتایج میشه عمل کردن به چیزیه که میدونیم درسته،

    و تمرین و تکرارشون در عمل هست که در وهله اول شخصیت ما رو و در مرحله بعد زندگی مارو تغییر میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: