اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ما باید در اول سال هدف گذاری کنیم، هدف های کوچک. باید تکامل خودمون رو طی کنیم. یک دفعه چند هدف بزرگ رو در نظر نگیریم
ما باید باور داشته باشیم که به خواستمون میرسیم
زندگی ما میتونه تغییر کنه ، وقتی نگاه ما به قوانین تغییر میکنه
وقتی که قانون جهان رو درک کنیم و نگاهمون به قوانین تغییر کرده باشه و بدونیم که خودمون خالق زندگی مون هستیم ، میتونیم شرایط رو به نفع خودمون تغییر بدیم
الان که فهمیدیم جهان به هر آنچه توجه کنیم وارد زندگیمون میکنه، پس باید هدف هامون رو مشخص کنیم و اون رو بنویسیم و به چیزهایی توجه کنیم که ما رو به هدفمون میرسونه. یا کار هایی انجام بدیم که ما رو به هدفمون نزدیکتر کنه. من چند وقت پیش میخواستم اکثر لوازم برقی خونمو به روز کنم و از اول بخرم. با وجود اینکه هنوزم جوابگو هستند. به طرز معجزه آسایی توی این یک ماه چند تا رو خریدم با چه قیمت خوبی هم خریدم. واقعا خوشحال هستم که دارم به هدف هام میرسم این یعنی من خالق زندگیم هستم. استاد باورتون نمیشه حالا دیگه همسرم بد جور پیگر شده و همش توی سایت های مختلف لوازم خونگی میگرده تا جارو برقی و سرخ کن و آبمیوه گیری رو واسم تا آخر ماه بگیره
هدف بعدیم مهاجرت از شهرمون به یه شهر دیگه هست جایی باشه خوش آب و هوا و دورم خلوت باشه تا روی باورهای کار کنم.
برای رسیدن به اهداف شور و شوق نیازه. ایمان ، تعهد و شور و شوق نیازه.
عادت های روزانه قدرتمند کننده، اهداف به ظاهر بزرگ رو محقق میکنه
سپاس گزاری یعنی توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی. به هر آنچه که الان در زندگی مون داریم
وقتی روی آگاهی های خودمون، روی تواناییهای خودمون سرمایه گذاری میکنیم و تو حوزه کاری خودمون متخصص بشیم صد برابر پولی که قرار بود تو بورس بزاریم یا بدیم بانک واسه سود ، پول میسازیم
وقتی که تغییر میکنیم ثروت ، سلامتی و خوشبختی میاد تو زندگی مون
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همهٔ دوستانم در این خانه تکانی ذهن
گام چهارم رو امروز به مدد و لطف خداوند برداشتم و ان شاء الله تا پایان این خانه تکانی مصمم و ثابت قدم ادامه میدم.
برداشتها و نکات مهم این فایل از نظر من :
هر لحظه شور و شوق داشته باشیم برای تغییر و تحول در زندگی و هر لحظه برامون سال نو و لحظه نو باشه.
هر بار روی شخصیتمون کار کنیم نقاط قوتمون رو بهتر کنیم و نقاط ضعفمون رو کم کنیم، ظرفمون رو بزرگ کنیم و بعد اهدافی رو برای هر سال انتخاب کنیم و با تبعیت از قوانین (ساختن باورهای همجهت) اونها رو خلق کنیم. با استفاده از قوانین به راحتی میتونیم هر آنچه که میخواییم رو خلق کنیم.
قوانین چی میگن ؟ افکار و باورهامون و کانون توجهمون داره زندگیمون رو خلق میکنه. به هر چیزی توجه کنیم از اصل و اساس همون موضوع وارد زندگیمون میشه.
اگر بتونیم کنترل ذهنمون رو در دست بگیریم میتونیم کنترل زندگیمون رو به دست بگیریم. کنترل ذهن= کنترل زندگی
اگر اهمیت کنترل ذهن رو درک کنیم خیلی بهتر میتونیم انجامش بدیم. کار راحتتر میشه.
خیلی مهمه که ورودیهامونو کنترل کنیم.
خیلی مهمه که به خواستههامون توجه کنیم.
لیستی از اهدافمون بسازیم. هر روز بخونیمش و اونها رو به قدم های کوچک روزانه تقسیم کنیم و هر ایدهای به ذهنمون میرسه برای اونها انجام بدیم. روتین ما، فعالیتهای روزانه ما اهداف ما رو ایجاد میکنه.
عادتهای جدید روزانه بسازیم برای رسیدن به اهداف هر سالمون.
با این باور اهدافمون رو بنویسیم که تحقق این اهداف امکان پذیره و خداوند حتماً این هدفها رو اجابت میکنه پس با جزئیات بنویسیم و باور کنیم که میشود.
باور کنیم که اهدافمون امکانپذیر هست و اتفاق میافته.
یک عدهای که اصلا نمینویسن
یک عده ای مینویسن ولی نه پیگیری میکنن و نه تلاشی برای اهدافشون میکنن و نه باور دارن که اتفاق میافته.
همین افراد برای کارهای بیهوده، برای یه زندگی بخور و نمیر دارن صبح تا شب میدوئن.
چون پر شدیم از روزمرگی و اطرافمون پر از افرادی هست که اونها هم برده باورهای محدود کننده خودشون هستن (گاری باورهای قدیمی با چرخهای زنگ زده و با پای برهنه سال 20 متر هم جلو نمیرن)
یک عده دیگه ای سوت زنان در جاده جنگلی زیبا دارن به راحتی در مسیر زندگیشونو پیش میرن.
وقتی هدفی رو تعیین میکنیم کارهایی انجام بدیم، باورهایی بسازیم،به مسائلی توجه کنیم که ما رو به هدفمون می رسونه.
وقتی درک کنیم که باورها و کانون توجه ما داره زندگی ما رو خلق میکنه به صورت خیلی جدی هدفهامونو انتخاب میکنیم و بهشون توجه میکنیم و برای انرژی فکری و وقتمون ارزش قائل باشیم.
اهدافمون باید واقع بینانه و منطقی باشه تا برای ذهنمون باورپذیر باشه.
وقتی زندگی ما تغییر میکنه که ما تغییر کرده باشیم و ما با یک بشکن تغییر نمیکنیم. چطور تغییری؟ تغییر مداوم، بهبود های مستمر، قدمهای متوالی در مسیر درست.
هر بار کمی از نقطه امن بیرون بیایم و بعد که باورهامون قویتر شد اهداف بزرگتر انتخاب کنیم.
راهکارش فقط تکرار و تمرینه هیو میانبری وجود نداره.
وقتی خیلی توی در و دیوار بودیم نمیتونیم یک مرتبه همه چیزو طیق قانون تغییر بدیم . تغییر ایمان میخواد، تعهد میخواد، شور و شوق ساختن زندگی خوب و رسیدن به اهداف میخواد.
رسیدن به خواسته ها نیاز به کار فیزیکی نداره کار ذهنی زیاد میخواد که اتفاقاً بیشتر از کار فیزیکی قدرت و انگیزه و توان و شور و شوق میخواد.
باید بتونی فکرتو کنترل کنی که اینکار نیاز به تمرین و ممارست و تلاش همیگش داره.
مهم اینکه با باور به اینکه به اهدافمون میرسیم اونها رو بنویسیم. مهم نیست که با چه فرمتی بنویسیم.
برای یک عدهای شرایط همیشه بده و همیشه هم بدتر میشه! برای افرادی که همیشه ناسپاس هستن همیشه ایراد میگیرن همیشه غر میزنن همیشه ناراضی هستن همیشه اوضاع بده! ناسپاسی باعث میشه اوضاع برای یک عدهای هر سال بدتر بشه. ناسپاسی باعث گمراهی میشه.
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت ناسپاسی هست. ناسپاس باشی ازت گرفته میشود.
نگاه سپاسگزارانه به جایی هدایت میکنه شما رو که نعمتهای بیشتری هست، چیزهای بیشتری برای سپاسگزاری هست.
برای رسیدن به خواسته ها یک استمرار و تداوم در مسیر درست نیازه.
این نگاه سپاسگزارانه رو باید ایجاد کنیم. با مقایسه زندگیمون با قبل متوجه میشیم چه نعمتهایی در زندگی داشتیم و داریم.
برای هر بار نفس کشیدنمون سپاسگزاری کنیم تا دنیامون گلستان بشه.
طبق قرآن ناسپاسی همون گمراهی و راه شیطانه.
سپاسگزاری باعث دریافت هدایتهای خداوند میشه. اینقدر سپاسگزاری رو تمرین کنیم که جزء ویژگیهامون بشه. تا هدایت بشیم به زیبایی های بیشتر.
اگر میخوایید سال بعدتون از امسال بهتر باشه اگر میخوایید فرداتون از امروزتون خیلی بهتر باشه تمام تمرکزتون رو بذارید روی زیباییها و سپاسگزاری کردن به خاطر زیباییها تا این زیباییها هر بار بیشتر و بیشتر بشه. این یه مسیره.
سپاسگزاری به احساس خوبه نه به لفظ. ادا درآوردن نیست بلکه از درون باید احساسمون خوب بشه.
سپاسگزاری کردن یعنی توجه کردن به چیزهایی که به شما احساس بهتری میده. و این جنس تمرکز هدایت میکنه ما رو به چیزهای بیشتری که احساس بهتر بیشتری به ما میده و اینقدر این چیزها در زندگیمون گسترش پیدا میکنه که برای پیدا کردن بدیها باید کلی فکر کنیم!
سپاسگزاری ما رو وارد مدارهایی میکنه که با نعمتهای بیشتری برخورد میکنیم و با ادامه این روند وارد مدارهایی با بینهایت نعمت میشیم چون نعمتها نامحدوده.
علاقه اون چیزیه که الان بهش کشش داریم و دوست داریم تجربهاش کنیم.
ایرانیا زورکی کار میکنن چون کار کردن رو ظلم میدونن! آرزو میکنن هیچ کاری نکنن! دنبال تعطیلات هستن که کار نکنن! ولی آمریکایی ها کار رو دوست دارن. افراد مسن هم بعد از بازنشستگی داوطلبانه کار میکنن و هیچ حقوقی هم نمیگیرن.
وقتی علاقهمندی خودمونو پیدا کنیم و کار کنیم زنده میشیم. زندگی به واسطه حرکت کردن اتفاق میافته.
وارد کاری بشیم که بهش کشش داریم و در تکامل علاقمون شکل میگیره و واضح میشه. این احساس خوب و شور و شوق ما رو هدایت میکنه. لازم نیست که کل مسیر رو ببینیم و قدمهای بعدی رو بدونیم. کافیه که قدمهای اول رو برداریم.
مثل یادگیری اعداد و چهار عمل اصلی ریاضی و بعد انتگرال یاد گرفتن. تا وقتی چهار عمل اصلی رو نتونیم انجام بدیم هیچ وقت به یادگیری انتگرال نمیرسیم. باید مسیر رو از پله اول طی کنیم تا به ایدهها و کارهای مدارهای بالاتر هدایت بشیم.
دقیقا همین موضوع در یادگیری زبان هم هست. طرف فوق لیسانس فلان دانشگاه معروف کشور رو داره وقتی از الفبا و سادهترین کلمات شروع به یادگیری میکنه کلی شاکی میشه که من میخوام ایمیل کاری بنویسم! مکالمه بازرگانی و تجاریم فول بشه برم فلان جا قرارداد ببندم بعد بشینم اینارو یاد بگیرم؟! به چه دردم میخوره اینا؟! به قول قدیمیتر ها غوره نشده میخواییم مویز بشیم!
بذاریم تکاملمون طی بشه. آهسته و پیوسته قدم برداریم تا به مدارهایی هدایت بشیم که ایدهها و راهکارهای تکامل یافتهتری در اون مدارها هست و علاقمون واضحتر و کاملتر به ما گفته میشه. (خب استاد این سر من در این مورد به سنگ خورد و با شروع دوره احساس لیاقت اینقدر شهامت پیدا کردم تا وارد مسیر مورد علاقهام بشم)
برای حجاب دوتا آیه داریم در قرآن که هیچ ربطی به روسری و چادر ندارن هیچ عذابی هم برای نیومده. به نظرم باید یکم باید جستجوگر باشیم و خودمون به دنبال جواب سوالاتمون بریم. (الآنم که فایلهای ارزشمند حجاب در قرآن رو داریم و در این مورد هم خداوند به واسطه استاد هدایتمون کرد خدایا شکرت)
این مبحث حجاب و کج فهمی ها در این مورد منو یاد مطالب جلسه تکمیلی ششم دوره احساس لیاقت انداخته که یک باوری داریم و میخواهیم مطالب رو طوری تفسیر کنیم که باور ما تایید بشه (نه اینکه باورمون رو عوض کنیم) و وقتی این تایید رو از قرآن بگیریم که دیگه بالاترین تایید رو گرفتیم !!! و اینطوری متعصب میشیم.
به جای اینکه به دنبال بورس و سهام و سود بانکی باشیم به دنبال این باشیم که خودمون مولد باشیم. این نگاه فقرآفرینه.
چرا روی خودمون حساب نمیکنیم؟ چرا فکر نمیکنیم که خودمون میتونیم مولد باشیم؟ چرا فکر نمیکنیم که خودمون میتونیم کاری کنیم؟ این باور نمیذاره حرکت کنیم؛ این باور که من که عرضه ندارم کاری کنم.
ما باید تغییر کنیم تا پول وارد زندگیمون بشه. نمیتونیم مثل قبل فکر کنیم و انتظار داشته باشیم شرایط مالیمون تغییر کنه.
کسی که نمیتونه مولد باشه هیچوقت هیچی بهش نمیرسه. (واقعا همینطوره. اتفاقاً چک و لگدها رو هم خوردم و تازه یاد گرفتم برم دنبال علاقم و مهارت کسب کنم تا خودم بتونم مولد باشم. واقعاً هیچکس، هیچ موسسهای، هیچ شخصی، هیچ سهام و سود بانکی و… نمیتونه برای آدم کاری انجام بده. و این فقط ما هستیم که میتونیم روی خودمون و علاقه و توانمندیهامون کار کنیم تا خودمون مولد باشیم. ماندگار ترین سرمایهگذاری روی خودمون و توانمندیها و علاقمون هست. سودمندترین سرمایه گذاری همینه)
مهمترین سرمایهگذاری روی خودمونه. چون با سرمایهگذاری روی خودمون هزار برابر بیشتر میتونیم پول بسازیم. روی آگاهیها و تواناییها و مهارتهامون سرمایهگذاری کنیم. در زمینه کاری خودمون متخصص بشیم صدها برابر از سود بانکی و سهام بورس پول میسازیم.
وقتی تغییر بدیم خودمون رو ثروت و سلامتی و خوشبختی توی زندگیمون میاد.
هزاران مرتبه سپاسگزار خداوندم که امروز در مدار دریافت این آگاهیها بودم و خیلی از این حرفها مال من بود و نیاز داشتم که بشنوم و دوباره تأمل کنم در موردشون. و چه صحبتهای عمیقی و چه نکات طلایی رو استاد گفتن. چقدر همین فایل نکته و تمرین داره. مخصوصا بحث مولد بودن و بحث سپاسگزاری که اینقدر اساسی و مهم هستن که واقعا باید برنامه بذارم برای تقویت و مهارت پیدا کردن در این موارد.
خانم شایسته عزیز خدا قوت
در پناه تنها فرمانروای قدرتمند جهان، خدای همیشه حی و حاضر باشیم.
بنام خداوند بخشاینده مهربان و با کسب اجازه برای نوشتن در مورد این جلسه
“خانه تکانی ذهن”
“گام چهارم: باور به «امکان پذیری»”
قبل از هر چیزی به ذهن نجواگرم که بهم میگه چرا برای نوشتن وقت تلف میکنی…تو که خلاصه نویسی کردی…. نکات نوشته شده خودت رو مرور کردی…و نوشتن مجدد وقت تلف کردن و کاری بیهوده هست…
من این نجواها رو خیلی برای نوشتن دارم…اما متوجه میشم وقتی مینویسم اتفاقی که در ذهنم می افته این هست که مجدد سعی میکنم فکر کنم به اون آگاهی هایی که شنیدم….شنیدن دوباره اون آگاهی ها باعث میشه کارکرد هر کدوم از باورهای شنیده شده توی زندگی ام برام مرور بشه…این یعنی همون باور به امکانپذیری که عنوان این جلسه نامگذاری شده…
مثلا وقتی استاد میان و قانون کلی و اصل این جهان رو توضیح میدن
کنترل ذهن= کنترل زندگی
به هرچیزی توجه میکنم از جنس همون رو در زندگی ام بیشتر تجربه میکنم
من خالق تمام شرایط زندگی ام هستم
>>>>اتفاقی که توی ذهنم می افته این هست که احساسی از امید و شوق و ذوق در قلبم ایجاد میشه که بهم اشتیاق بیشتری میده که به خواسته هام توجه کنم….و این باعث میشه حداقل در چند ساعت آینده با قدرت و دقت بیشتری به جزییاتی که در محیطم هست در زندگی ام هست و دوستشون دارم توجه کنم…مثلا همین الان این امکان رو داشتم که در کلاس شرکت کنم…چقدر عالیه که تونستم تا امروز که روز نهم از تعهد هست هر روز بیش از 2 ساعت برای این آگاهی های وقت بگذارم…چقدر فرکانس های خوبی دارم به جهان ارسال میکنم…همین چند روزه احساس آرامش ام احساس اطمینان قلبی ام ایمانم و توکل ام به الله اونقدر بیشتر شده انگاری من برگی هستم که روی آب رودی شناوره که به آهستگی میره و اطمینان داره به جاهای زیباتری داره منتقل میشه و فقط با دقت به مناظر اطرافش نگاه میکنه و لذت میبره…چه خوبه پرنده ای با صدای بسیار زیبایی روی درخت پشت خونه میخونه و احساس بهشت رو بهم میده…خاله اومده خونه من و داره برام غذای مورد علاقه ام رو میپزه و من از بوی خوبش دارم مست میشم…سلامتم و همه عزیزانم در سلامتی هستند…و هزاران نعمت دیگه که قابل شمارش نیست برام مرور میشه
حالا وقتی مینویسم این آگاهی ها با قدرت بیشتری توی ذهنم تثبیت میشن…وقتی نظر مینویسم بازم بهش توجه بیشتری میکنم…
کار دیگه ای که نوشته های من میکنه این هست که درک من رو در این برهه از زندگی ام ثبت میکنه…تمام اون کاغذ ها و نوشته امکان حذف شدن دارند اما نوشته های من در این سایت ابدی میشن…
دیدگاهم و مثالهایی که به ذهنم میرسه رو به اشتراک میگذارم با هم دوره ای هام…و از اونها هم استفاده میکنم…همین چند روزه من چندین نظر از دوستانم دریافت کردم که باز نکات نوشته شده توسط اونها باعث شده من باز به درک بهتری برسم…اینجوری ما به هم کمک میکنیم که به درک بهتر از قوانین جهان برسیم
حتی من اطمینان دارم که استاد عباسمنش هم با خوندن نظرات ما بهتر میشه…ذهنش جهت دهی میشه به مسیرهای بهتر…بازخورد نظرات ما بهش کمک میکنه تا دیدگاهش وسیع تر بشه و بتونه مدارش رو هر زمان ارتقا بده و بیشتر به اصل و اساس هدایت بشه و از فرعیات دور بشه…و حتی نیازهای ما بعنوان مخاطب رو بهتر درک کنه تا باز هم محصولات با کیفیت تری تولید کنه…نمود عینی اش دوره های استاد هستن که همواره در حال بهتر شدن و با کیفیت تر شدن هستند و تمرکز روی اصل همیشه بیشتر میشه
پس همه اش میشه سود و سود و سود
دوست عزیزی میپرسه که واقعا علاقه اش رو پیدا نکرده…خوب علاقه ناگهانی و یکدفعه شکل نمیگیره….استاد همیشه تاکید میکنه شما به مسیر نه یک شغل خاص…به مسیری که بهش کشش دارید وارد بشید به هر شکلی…حتما آهسته آهسته و قدم به قدم به کسب و کار خودتون هدایت میشید…و من هم در زندگی ام همین مسیر رو رفتم و ان شالله که حالا واقعا اون علاقه واقعی ام رو پیدا کردم درش هر روز بهتر میشم…از زمانی که گذاشتم و علاقه هام رو تجربه کردم اصلا ناراضی نیستم و اصلا اونا رو وقت تلف کردن نمیدونم…با حل کلی مسئله و ارتباط با هزاران آدم و کار کردن با کلی آدم من اونقدر رشد کردم که اصلا قابل مقایسه با اون کودکی که از دانشگاه خارج شد نیستم…من توی دانشگاه هم مدام در حال تجربه کردن بودم…دیدگاه کلی جامعه اینه که شما به سرعت علاقه رو پیدا کنید و این عجله که من خودم هم داشتم و هنوزم دارم ولی سعی میکنم کنترل اش کنم…این میشه که مثلا از فامیل نزدیکم افرادی هستند که به همین شکل به سرعت رفتن توی کاری متخصص شدند…مدارک لازم رو گرفتند و درس خوندن و مدارک عالی گرفتند رفتند توی بازار کار و موفقیت های مالی عالی بدست آوردند اما چون اون کار شاید اون علاقه واقعی نبوده الان در دهه 40 نزدیک 50 افسرده و دلمرده هستند و مدام غر میزنن که همین بود…واقعا اینهمه دویدیم که به اینجا برسیم….واقعا زندگی همینه…دچار روزمرگی هستند و دیگه تمام آمالشون فرزندانشون هستند….وقتی اونها رو میبینم به خودم میگم تو واقعا به مسیر درستی هدایت شدی توی این مسیر بمون…این مسیر به ما همه چیز میده…مهمتر از همه چیز رضایت و آرامش قلبی
بهترین شیوه رضایت از زندگی این هست که به کاری که بهش کشش داری بپردازی…و توی همون کار اون جنبه هایی که برات باز علاقه بیشتری ایجاد میکنه و احساس میکنی توش بهتری و میتونی بهتر توانایی هات رو نشون بدی و توی اون زمینه بهبودهای گسترده تری ایجاد کنی رو واردش بشی…واقعا ما میتونیم شکل کسب و کارمون رو کاملا با علاقه هامون یکی کنیم…نگاه به الگوهای کسب و کار در اطرافم و فراوانی و تنوع کسب و کار بهم میگه به جای هر گونه عجله فقط بیام به تمرکز روی مسیر خودم بمونم…این مسیری هست که من توش خوبم و از انجامش لذت میبرم…حتی بهش فکر میکنم حالم خوب میشه…هرچیزی در موردش میشنوم بهم احساس خوب میده…حالا من این وسط رفتم برای یادگیری نرم افزارها و مهارتهایی وقت گذاشتم که فکر میکردم دوستشون دارم یا حداقل اسامی دهن پرکنی توی کارم داشتند اما راضی ام نکردند و رهاشون کردند…چون به نظر وقتم تلف میشه کاری کنم که دوستش ندارم…کاری که بهش علاقه ندارم با کیفیت انجامش نمیدم…انگار دارم به زور انجامش میدم…پس نتیجه خوبی هم ایجاد نمیکنه نه برای من نه برای کسی که داره از خدمات من استفاده میکنه
پس وقتی من دارم در مسیر علاقه ام کار میکنم دارم کیف میکنم….شکرگزارم چون دارم لذت میبرم…دارم از توانایی هایی که خدا بهم داده به بهترین شکل برای حل مسائل و گسترش در جهان استفاده میکنم که باز نوعی سپاسگزاری عملی هست…اگه من به کسی هدیه ای میدم وقتی میبینم اون فرد هدیه رو داره استفاده میکنه و ازش لذت میبره حس بسیار خوبی پیدا میکنم…و حتی تشویق میشم که به اون فرد شکرگزار داشته های بیشتری رو بدم…گوشم به زنگه تا بگه چه نیازی داره چه علاقه ای داره چه چیزی خوشحالش میکنه تا من باز بهش بیشتر بدم….خدای من هم بهم یه علاقه و عشقی رو هدیه داده و بهم توانایی هایی داده که برای اون مسیر علاقه لازم هستند…وقتی من اونها رو میشناسم با ذوق و شوق پیگیری اش میکنم پس خداوند هدایتم میکنه برای تجربه بیشتر اون ذوق و شوق…به شکل تحسین شدن توسط آدمها و موفقیت…دوباره باز من بیشتر تشویق میشم به ادامه دادن…و باز بهتر میشم و باز اعتبار بیشتر در کارم بدست میارم…وقتی توانایی هام رو میبینم و براشون ارزش قایل هستم و پرورش شون میدم به نظرم این بهترین شکل شکرگزاری از خالق ام هست…
یکی از بهترین راه ها برای تقویت باورها در مورد چگونگی شکل گیری کسب و کارها و موفقیتهای شغلی برای من در همین سایت فایل الگوهای موفق خانواده صمیمی عباسمنش و سلسله فایلهای گفتگو با دوستان و نتایج دوستان بخصوص فایلهای آقای رضا عطارروشن و خانم آزاده طیبی و آقای هادی ترابی هستند
هر روز به خدا میگم:
خدایا شکرت نه این علاقه در وجودم از منه و نه این توانایی ها…
خدایا هرآنچه دارم و هر آنچه هستم از آن شما و از فضل شماست…تا من از مسیر تجربه کردن اون علاقه ها لذت ببرم رشد کنم و رشد بدم این جهان رو
خدایا منو به مسیر مستقیمی هدایت کن که بتونم بیشتر توانایی هام رو بشناسم…توانا کن منو تا اونها رو پرورش بدم…با اونها رشد کنم…امکان پذیری خواسته هام رو بیشتر باور کنم
خدایا منو از خودت و زندگی ام هر روز راضی تر کن
خدایا هزاران بار شکرت برای علاقه و ذوق و شوق که بهترین احساسه :)))
از استاد عزیزم ممنونم که در این فایلهای لایو به صورت رایگان همه آگاهی های محصولات رو به رایگان توضیح دادند
از خانم شایسته برای تشویق ما به شرکت در این دوره عالی ممنونم
امیدوارم با ادامه دادنم و کسب نتایج بزرگتر باعث شادی و رضابت خدای عزیزم و استادان خوبم بشم
خدایا شکر که امروز هم توی این کلاس حاضر خوردم :)))
من در تایید صحبت های استاد میخوام بگم بله خیلی از ما در مورد اهدافمون نمی نویسیم. یه سری از افراد که اهدافشون رومی نویسند هیچ قدمی برای اهدافشون بر نمی دارند ، و اون یه سری که قدم بر می دارند اقداماتشون همیشگی نیست ،روتین نیست ، یه بار قدم بر میدارن و اگه اون نتیجه دلخواه نگرفتن ادامه نمیدن چون نمیدونن رسیدن به خواسته هاشون مداومت میخواد .
یه مثالی ما خانوما در زمینه پاکسازی پوست میدونیم که اگه میخوای پوست خوب داشته باشی ،پوستی که روند پیریش به تعویق بیفته و سالم باشه بر حسب نیاز پوستت باید یه روتین پوستی داشته باشی که همیشه استفادشکنی، حالا اگه یه روز مرطوبکننده و آبرسان و ضد آفتاب نزنی مسیر رسیدن به یه پوست خوب برات طولانی ترمیشه
حالا در مورد رسیدن به اهدافمون مداومت و تکرار همیشگی و همیشگی قدمهای درست و انجام ندادن همیشگی کارهای اشتباه اصله.
من واقعا یه لحظه جا خوردم از حرف استاد وقتی گفت در مورد اهدافتون بنویسید و با کوچیکترین جزییات شرح بدید که چی میخواین ، آخه منی که چندین ساله مثلا دارم روی خودم کار میکنم هیچوقت اینکارونکردمکه بیام یه هدف برای خودم مشخص کنم و با جزییات کامل شرحش بدم .
(چیزی که در من کمه عمله)
الان برنامه رومیزارم رونوشتن اهدافم و میدونم برای رسیدن به اون هدف بزرگه اولین قدمم خوندن یه جزوه آموزشی ست که چندین ماهه جلوی چشممه ولی از خوندنش طفره میرم.
در زمینه سپاسگزاری هم همینطوره ، هممون میدونیم و حس کردیم که سپاسگزاری چه سطح ارتعاش بالایی داره و در همون لحظه چه موهبتهایی از مسیر شکرگزاریمیتونه نصیبمون بشه ولی همیشه از انجام دادنش سر باز می زنیم یا اینکه مکتوب نمی کنیم به بهانه اینکه من زبونیم .
البته زبونی بودن خیلی خوبه ولی مکتوب کردن خیلی خیلی بهتره
در مورد مسئله حجاب که در این فایل دوستان پرسیدن و استاد جواب دادن اگه از خودم بگم، از اول مقاومتی نداشتم با اینکه تو یه خانواده متعصب به ظاهر مذهبی بودم
از یه سنی به بعد نمی تونستم حجاب رو به عنوان تکلیف و دستور اسلامی و قرآنی بپذیرم و همیشه میدونستم یه جای کار ایراد داره و وقتی به نتیجه رسیدم خودم تشخیص دادم وتصمیم گرفتمحجاب داشته باشم یا نه و عنوان کردم این یه مسله کاملا شخصیه و هر کی با بی حجابی من مشکل داره میتونه کلا با من قطع رابطهکنه. چون من به این نتیجه رسیدم خیلی از ماها حجاب رو قبول نداریم وبه عنوان پوشش دوست نداریم ولی از سر اجبار و ترس از یه سری افراد مثل پدر ومادر و برادر و همسر وهمچنین بخاطر حرف مردم که بقیه چی میگن، حالا با خودشون چی فکر میکنن ،این پوشش اجباری رو پذیرفتیم.
من حرف مردم رو توی زندگیم به صفر رسوندم و ترس از یه سری از افراد رو،چون فهمیدم شرکه کنارگذاشتم و خودم انتخاب کردم و وقتی با اعتماد بنفس اینکارو انجام دادم نه تنها کسی مقاومت نکرد بلکه به انتخاب من احترامگذاشتن.
قانون جهان هستی.قانون میگه افکار ما اتفاقات و زندگی مارو داره خلق میکنه.و ما به هر چیزی ک توجه کنیم از همون جنس بیشترو بیشتر وارد زندگیمون میشه.
کنترل ذهن=کنترل زندگی.
ماباید لستی از اهداف داشته باشیم ک باید بنویسیمشون و اهداف باید تکاملی باشه و قول استاد توی جلسه ی دوم قدم اول میگن نمیشه الان مثلا من یه دوچرخه ام زیر پام نیست بعد هدفم یه ماشین آخرین سیستم باشه.
از نظر خداوند کائنات فرقی نمیکنه ک تو چقدر خواستت بزرگ باشه اما برای من فرق میکنه و اگر تکامل طی نکرده باشم برام باور پذیر نیست و تو ذهنم اون خواسته نمیشینه و ذهنم پس میزنه.پس نتیجه میگیریم چیزی ک از نظر من تو ذهنم بشینه و باور پذیر باشه بهم داده میشه.
بعد از خورد کردن هدف باید براش برنامخ ریزی کرد و هر روز یک قدم براش برداشت(ب صورت دیلی و روتین باید باشه)و باید ب یک عادت تبدیل بشه و تین عادتهای ماست و زندگی ماره جهت میده.وموفقیت مجموعه ای از کارهای روزانهی ماست و ن یک بار انجام کاری.ب صورت مستمر و دائمی باید کائنات ازت استرار ببینه.
و کارهای روتین ماست ک داره نتایج رو رقم میزنه و ن یک بار.و این موضوع هم توی وجه منفی هیمست و هم توی وجه مثبته.همون طور یک بار یه کار مثبت رو انجام بدی نتیجه ی مثبت نمیگیری،کار اشتباه و منفیم یک انجام بدی نتیجه ی بدی نمیگیری و هی باید تکرار بشه تا نتیجه خوب یا نا جالبی رو بگیری.
یک عادته ک نتایج ک کارها رو انجام میده.
و باید طوری بنویسی ک با باور و ایمان امکان پذیری باشه و طوری باشه ک انگار خده داره بهت میگه باشه بگو چیو میخوای.بگو دقیقا چیو میخوای با جزئیات بگو تا بفهمم چی میخوای تا بهت بدم.
و باید ب هدفمون توجه کنیم و کارهایی رو انجام بدیم ک ما رو ب هدفمون نزدیک کنه و سراغ اصل بریم ن حاشیه.
اصل چی میگه؟میگه برای زمان خودت،انرژی فکری خودت،و برای تمرکز فکری خودت ارزش قائل باش.
و این تله ی ذهنه ک میخواد یهویی ب همه ی خواسته هات برسه و چون ذهن میدونه ک نمیتونه میگه خب بی خیال میشه و منم از نقطهی امنم خارجش نمیشم ک ب سختی بیوفتم.برای رسیدن ب اهداف باید تغییر کرد و هیچکس با یه بشکن تغییر نکرده پس ما هم این مدلی تغییر نمیکنیم و باید براش زمان بزاریم.و باید تعهد داشته باشیم براش.و هیچ میونبری وجود نداره اگه نمیخوای تغییر کنی پس نمیتونیم ب خواسته هات برسی.و فقط راهکارش تکرار و تمرین و یک اشتیاق و انکیزه میخواد.
چقدر لذت بردم از این فایل عالی وبی نظیر به نظرم باید این فایل رو 1000بار گوش بدم بلکه تا آخر عمر چون فکر کنم هرچی گوش بدم بازم کمه
تمام نکاتی که تو این فایل گفته شد بینظیر واصل هست
اما اون قسمت توضیح تمرکز بر زیبایی ها وسپاسگزاری واسه من یه چیز دیگه ای هست وواقعا سپاسگزاری هم بارو های ما رو عوض میکنه وهم باعث کنترل ذهن ما میشا وهم باعث میشه به قول استاد بمب بمب بمب نعمت وثروت وارد زندگیمون بشه واین اصله اصل داستانه واگر توجه کنیم اکثر مردم به قول قرآن کفور هستن وشیطان هم قسم خورده که انسان روبه ناسپاسی میکشونه البته مشرکان خواستم بگم که واقعا استاد من سپاسگزاری واقعی
واین که سپاسگزاری چی هست وباید چطور باشه از شما یاد گرفتم وهمیشه اذتون ممنونم وبه خاطر وجود شما هروز از خداوند سپاسگزارم واقعا اینو از صمیم قلبم میگم ازتون سپاسگزارم
خدایا شکرت
استاد ممنونم اذتون به خاطر تک تک فایل های بی نظیرتون سپاسگزارم
قانون بلا تغییر خداوند میگه افکارشما وباورهای شما زندگی شما رو خلق میکنه
و به هرآنچه توجه میکنید از جنس همون بیشتر وبیشتر وارد زندگی میشه
کنترل ورودیهای ذهن خیلی مهمه وخیلی سخته ولی اگه اهمیتش رو درک کنیم راحتر میشه به چیزهایی که می خواهیم توجه کنیم
با درست کردن عادت های جدید نتایج رقم میخوره
یک تداوم یک عملکرد ادامه دار میتونه نتایج رقم بزنه ی شبه اتفاق نمیفته تکرار ؛ تمرین ؛ تمرکز وشور وشوق برای زندگی بهتر که راههارو بازمیکنه
ناسپاسی باعث گمراه شدن میشه هرنفس کشیدن سپاسگزاری باشه دنیا گلستان میشه قدر نعمتهارو بدونیم
سپاسگزاری ینی توجه از چیزهایی که به شما احساس خوب میده به لفظ هم نیست قانونه که عمل میکنه وقتی من توجه میکنم به زیبایی ها که احساس بهتری به من میده مدارم عوض میشه ونعمت های بیشتری میاد ومحدودیتی هم نداره
به امید اینکه هر روز بتونیم بهتر به قانون عمل کنیم وقانونمند بشیم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوستانی که کامنت من رو میخونند
گام چهارم خانه تکانی ذهن ،گام به گام
بسیار بسیار فایل زیبایی بود و نکات ارزشمندی رو داشت
واقعا درسته که کنترل ذهن برابر است با کنترل زندگی
وقتی بتونی ذهنت رو کنترل کنی و همراه نشی با نجواهای ذهنی ،آرامش داری و با این آرامش میتونی بهترین زندگی رو داشته باشی؛چون آرامش با خودش احساس و حال خوب میاره
با این صحبت های شما استاد عزیزم دوباره مهم بودن اهداف روزانه و تیک زدن اونها برام بلد شد و دوباره برام یاد آوری شد باید اهداف بزرگم رو تبدیل کنم به اهداف کوچک روزانه و به صورت مستمر و پیوسته انجامشون بدم و متعهد باشم نسبت بهشون
کارهای روتینی که هر روز چه به صورت ناآگاهانه و چه به صورت آگاهانه انجام میدیم باعث اتفاقات بزرگ در زندگیمون میشن .مثل :
هر روز شکرگزاری کردن ،هر روز یه قسمت از سریال دیدن ، هر روز فکر کردن به اون چیزی که نمیخواییم ، هر روز فکر کردن به نجواهای ذهنی
استاد عزیزم من سپاسگزاری کردن رو از شما یاد گرفتم بعد هدایت شدم به کتاب شکرگزاری راندابرن و بعد دوباره برگشتم و عمیق تر آگاهی های فایل های شما رو درک کردم و اونجا بود که خیلی زیبا تر از خداوندم تشکر کردم
از شما مچکرم استاد عزیزم ،
شما و مریم جون و دوستانی که کامنت میزارن روی فایل ها و من از آگاهی های اونها استفاده میکنم یکی از نعمت هایی هستین که من هر روز به خاطر وجودتان از خداوند بزرگم سپاسگزارم
خدایا شکرت
من هر زمان که به خاطر یک زیبایی در یک روز از خداوند شکر گزاری کردم در روزهای آینده یا لحظه های بعدش اون زیبایی رو بیشتر دیدم
من هم فکر میکردم که علاقه باید یه چیز عجیب و غریب باشه ولی با عمیق تر شدن در این آگاهی ها متوجه شدم علاقه اون چیزیه که قلبت دوستش داره
استاد جان تکامل خیلی جاها خودش رو به من نشون داده، در همه چیز ما باید تکاملمون رو طی کنیم و قدم به قدم پیش بریم
من فقط یک ذره از این آگاهی هارو دارم عمل میکنم و در زندگیم احساس خوبی دارم و هنوز خیلی خیلی جا دارم برای رشد کردن
ما حتی تا آخر عمر هم تلاش کنیم که هر روز از روز قبل بهتر باشیم باز هم میتونیم بهتر از امروزمون باشیم و این هدف واقعا احساس خوب و انگیزه برای حرکت کردن میده
استاد عزیزم من با وارد شدن به آگاهی های شما ،متوجه شدم که وام و قرض گرفتن کار اشتباهیه و باید تلاش کنیم که قرض هم ندیم ولی این موضوع رو که گرفتن سود بانکی یا امید داشتن به بورس و بقیه موارد ،یه باور فقرآلوده و یه نوع شرک حساب میشه،در این فایل درک کردم
ما باید بتونیم خودمون مولد باشیم
خدایا شکرت که یه در آگاهی دیگه به روم باز شد
استاد عزیزم شما بهترینید مریم عزیزم شما بی نظیر هستین و بهترین الگو برای من
مریم جانم مچکرم که پروژه خانه تکانی ذهن رو استارت زدین
به نام خدا
خانه تکانی ذهن، گام چهارم
ما باید در اول سال هدف گذاری کنیم، هدف های کوچک. باید تکامل خودمون رو طی کنیم. یک دفعه چند هدف بزرگ رو در نظر نگیریم
ما باید باور داشته باشیم که به خواستمون میرسیم
زندگی ما میتونه تغییر کنه ، وقتی نگاه ما به قوانین تغییر میکنه
وقتی که قانون جهان رو درک کنیم و نگاهمون به قوانین تغییر کرده باشه و بدونیم که خودمون خالق زندگی مون هستیم ، میتونیم شرایط رو به نفع خودمون تغییر بدیم
الان که فهمیدیم جهان به هر آنچه توجه کنیم وارد زندگیمون میکنه، پس باید هدف هامون رو مشخص کنیم و اون رو بنویسیم و به چیزهایی توجه کنیم که ما رو به هدفمون میرسونه. یا کار هایی انجام بدیم که ما رو به هدفمون نزدیکتر کنه. من چند وقت پیش میخواستم اکثر لوازم برقی خونمو به روز کنم و از اول بخرم. با وجود اینکه هنوزم جوابگو هستند. به طرز معجزه آسایی توی این یک ماه چند تا رو خریدم با چه قیمت خوبی هم خریدم. واقعا خوشحال هستم که دارم به هدف هام میرسم این یعنی من خالق زندگیم هستم. استاد باورتون نمیشه حالا دیگه همسرم بد جور پیگر شده و همش توی سایت های مختلف لوازم خونگی میگرده تا جارو برقی و سرخ کن و آبمیوه گیری رو واسم تا آخر ماه بگیره
هدف بعدیم مهاجرت از شهرمون به یه شهر دیگه هست جایی باشه خوش آب و هوا و دورم خلوت باشه تا روی باورهای کار کنم.
برای رسیدن به اهداف شور و شوق نیازه. ایمان ، تعهد و شور و شوق نیازه.
عادت های روزانه قدرتمند کننده، اهداف به ظاهر بزرگ رو محقق میکنه
سپاس گزاری یعنی توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی. به هر آنچه که الان در زندگی مون داریم
وقتی روی آگاهی های خودمون، روی تواناییهای خودمون سرمایه گذاری میکنیم و تو حوزه کاری خودمون متخصص بشیم صد برابر پولی که قرار بود تو بورس بزاریم یا بدیم بانک واسه سود ، پول میسازیم
وقتی که تغییر میکنیم ثروت ، سلامتی و خوشبختی میاد تو زندگی مون
تغییر بنیادین یعنی من خودم مولد باشم
در پناه الله
به نام خدای هدایتگر
سلام
هر وقت میدیم استاد میگن من اجازه میدم خدا هدایتم کنه تا فایل ضبط کتم اصلا درک نمیکردم یعنی چی
دو روز یود کامنت نوشتنم نمیاومد ولی همش میگفتم تو تعهد دادی هر جلسه کامنت بنویسی
ولی حس میکردم اونطور که باید نیستم
رها کردم و گفتم فقط فایل ها رو فعلا میبینم
این گام رو چند بار گوش کردم و طبق دستور العمل مریم جان جمله های تاثیر گزارش رو نوشتم و مروز میکنم
تا اینکه الان اومدم و شروع به خوندن کامنت ها کردم
یهو یاد یه جمله استاد افتادم و یه صدای گفت باید در رابطه با این بنویسی
اونجا که استاد گفتن من اگه الان بخام نکته منفی تو زندگیم پیدا کنم خیلی باید بگردم چون همش فقط خوبی و زیبایی
گفتن بدهی داشتم ولی میگفتم خدا رو شکر خوبه
شاید بدهی بودولی یه عالمه نکته مثبت بود که تمرکزم رو گداشتم رو اونا
من الان در شرایط مالی مناسبی نیستم
همین یه نکته کل تمرکز منو برده رو ناخواسته
کل انرژی منو میگیره
نا سپاسی میاد سراغم
وقتی این جمله استاد رو شنیدم
با خودم گفتم یعنی تو زندگی من نکته مثبتی نیست که تمرکزم آنقدر رو منفی ؟
هست چرا پس من به اونا توجه نکنم
چون هنوز اونجور که باید قانون توجه رو درک نکردم
اگر درک کنم اگر اهمیتش رو بدونم مگه به این سادگی میگذرم
مگه به این سادگی اجازه میدم توجه ام هر جایی بره
درک قانون که بهم میتونه کمک کنه
فرصت زندگی چیزی نیست که من با توجه به یه نکته منفی بخام از دستش بدم
اگر میخوام شرایط بهتری رو تجربه کنم راهش اینه توجه کنم به چیزیکه بهم حس خوب میده
و این یعنی همون سپاسگزاری
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همهٔ دوستانم در این خانه تکانی ذهن
گام چهارم رو امروز به مدد و لطف خداوند برداشتم و ان شاء الله تا پایان این خانه تکانی مصمم و ثابت قدم ادامه میدم.
برداشتها و نکات مهم این فایل از نظر من :
هر لحظه شور و شوق داشته باشیم برای تغییر و تحول در زندگی و هر لحظه برامون سال نو و لحظه نو باشه.
هر بار روی شخصیتمون کار کنیم نقاط قوتمون رو بهتر کنیم و نقاط ضعفمون رو کم کنیم، ظرفمون رو بزرگ کنیم و بعد اهدافی رو برای هر سال انتخاب کنیم و با تبعیت از قوانین (ساختن باورهای همجهت) اونها رو خلق کنیم. با استفاده از قوانین به راحتی میتونیم هر آنچه که میخواییم رو خلق کنیم.
قوانین چی میگن ؟ افکار و باورهامون و کانون توجهمون داره زندگیمون رو خلق میکنه. به هر چیزی توجه کنیم از اصل و اساس همون موضوع وارد زندگیمون میشه.
اگر بتونیم کنترل ذهنمون رو در دست بگیریم میتونیم کنترل زندگیمون رو به دست بگیریم. کنترل ذهن= کنترل زندگی
اگر اهمیت کنترل ذهن رو درک کنیم خیلی بهتر میتونیم انجامش بدیم. کار راحتتر میشه.
خیلی مهمه که ورودیهامونو کنترل کنیم.
خیلی مهمه که به خواستههامون توجه کنیم.
لیستی از اهدافمون بسازیم. هر روز بخونیمش و اونها رو به قدم های کوچک روزانه تقسیم کنیم و هر ایدهای به ذهنمون میرسه برای اونها انجام بدیم. روتین ما، فعالیتهای روزانه ما اهداف ما رو ایجاد میکنه.
عادتهای جدید روزانه بسازیم برای رسیدن به اهداف هر سالمون.
با این باور اهدافمون رو بنویسیم که تحقق این اهداف امکان پذیره و خداوند حتماً این هدفها رو اجابت میکنه پس با جزئیات بنویسیم و باور کنیم که میشود.
باور کنیم که اهدافمون امکانپذیر هست و اتفاق میافته.
یک عدهای که اصلا نمینویسن
یک عده ای مینویسن ولی نه پیگیری میکنن و نه تلاشی برای اهدافشون میکنن و نه باور دارن که اتفاق میافته.
همین افراد برای کارهای بیهوده، برای یه زندگی بخور و نمیر دارن صبح تا شب میدوئن.
چون پر شدیم از روزمرگی و اطرافمون پر از افرادی هست که اونها هم برده باورهای محدود کننده خودشون هستن (گاری باورهای قدیمی با چرخهای زنگ زده و با پای برهنه سال 20 متر هم جلو نمیرن)
یک عده دیگه ای سوت زنان در جاده جنگلی زیبا دارن به راحتی در مسیر زندگیشونو پیش میرن.
وقتی هدفی رو تعیین میکنیم کارهایی انجام بدیم، باورهایی بسازیم،به مسائلی توجه کنیم که ما رو به هدفمون می رسونه.
وقتی درک کنیم که باورها و کانون توجه ما داره زندگی ما رو خلق میکنه به صورت خیلی جدی هدفهامونو انتخاب میکنیم و بهشون توجه میکنیم و برای انرژی فکری و وقتمون ارزش قائل باشیم.
اهدافمون باید واقع بینانه و منطقی باشه تا برای ذهنمون باورپذیر باشه.
وقتی زندگی ما تغییر میکنه که ما تغییر کرده باشیم و ما با یک بشکن تغییر نمیکنیم. چطور تغییری؟ تغییر مداوم، بهبود های مستمر، قدمهای متوالی در مسیر درست.
هر بار کمی از نقطه امن بیرون بیایم و بعد که باورهامون قویتر شد اهداف بزرگتر انتخاب کنیم.
راهکارش فقط تکرار و تمرینه هیو میانبری وجود نداره.
وقتی خیلی توی در و دیوار بودیم نمیتونیم یک مرتبه همه چیزو طیق قانون تغییر بدیم . تغییر ایمان میخواد، تعهد میخواد، شور و شوق ساختن زندگی خوب و رسیدن به اهداف میخواد.
رسیدن به خواسته ها نیاز به کار فیزیکی نداره کار ذهنی زیاد میخواد که اتفاقاً بیشتر از کار فیزیکی قدرت و انگیزه و توان و شور و شوق میخواد.
باید بتونی فکرتو کنترل کنی که اینکار نیاز به تمرین و ممارست و تلاش همیگش داره.
مهم اینکه با باور به اینکه به اهدافمون میرسیم اونها رو بنویسیم. مهم نیست که با چه فرمتی بنویسیم.
برای یک عدهای شرایط همیشه بده و همیشه هم بدتر میشه! برای افرادی که همیشه ناسپاس هستن همیشه ایراد میگیرن همیشه غر میزنن همیشه ناراضی هستن همیشه اوضاع بده! ناسپاسی باعث میشه اوضاع برای یک عدهای هر سال بدتر بشه. ناسپاسی باعث گمراهی میشه.
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت ناسپاسی هست. ناسپاس باشی ازت گرفته میشود.
نگاه سپاسگزارانه به جایی هدایت میکنه شما رو که نعمتهای بیشتری هست، چیزهای بیشتری برای سپاسگزاری هست.
برای رسیدن به خواسته ها یک استمرار و تداوم در مسیر درست نیازه.
این نگاه سپاسگزارانه رو باید ایجاد کنیم. با مقایسه زندگیمون با قبل متوجه میشیم چه نعمتهایی در زندگی داشتیم و داریم.
برای هر بار نفس کشیدنمون سپاسگزاری کنیم تا دنیامون گلستان بشه.
طبق قرآن ناسپاسی همون گمراهی و راه شیطانه.
سپاسگزاری باعث دریافت هدایتهای خداوند میشه. اینقدر سپاسگزاری رو تمرین کنیم که جزء ویژگیهامون بشه. تا هدایت بشیم به زیبایی های بیشتر.
اگر میخوایید سال بعدتون از امسال بهتر باشه اگر میخوایید فرداتون از امروزتون خیلی بهتر باشه تمام تمرکزتون رو بذارید روی زیباییها و سپاسگزاری کردن به خاطر زیباییها تا این زیباییها هر بار بیشتر و بیشتر بشه. این یه مسیره.
سپاسگزاری به احساس خوبه نه به لفظ. ادا درآوردن نیست بلکه از درون باید احساسمون خوب بشه.
سپاسگزاری کردن یعنی توجه کردن به چیزهایی که به شما احساس بهتری میده. و این جنس تمرکز هدایت میکنه ما رو به چیزهای بیشتری که احساس بهتر بیشتری به ما میده و اینقدر این چیزها در زندگیمون گسترش پیدا میکنه که برای پیدا کردن بدیها باید کلی فکر کنیم!
سپاسگزاری ما رو وارد مدارهایی میکنه که با نعمتهای بیشتری برخورد میکنیم و با ادامه این روند وارد مدارهایی با بینهایت نعمت میشیم چون نعمتها نامحدوده.
علاقه اون چیزیه که الان بهش کشش داریم و دوست داریم تجربهاش کنیم.
ایرانیا زورکی کار میکنن چون کار کردن رو ظلم میدونن! آرزو میکنن هیچ کاری نکنن! دنبال تعطیلات هستن که کار نکنن! ولی آمریکایی ها کار رو دوست دارن. افراد مسن هم بعد از بازنشستگی داوطلبانه کار میکنن و هیچ حقوقی هم نمیگیرن.
وقتی علاقهمندی خودمونو پیدا کنیم و کار کنیم زنده میشیم. زندگی به واسطه حرکت کردن اتفاق میافته.
وارد کاری بشیم که بهش کشش داریم و در تکامل علاقمون شکل میگیره و واضح میشه. این احساس خوب و شور و شوق ما رو هدایت میکنه. لازم نیست که کل مسیر رو ببینیم و قدمهای بعدی رو بدونیم. کافیه که قدمهای اول رو برداریم.
مثل یادگیری اعداد و چهار عمل اصلی ریاضی و بعد انتگرال یاد گرفتن. تا وقتی چهار عمل اصلی رو نتونیم انجام بدیم هیچ وقت به یادگیری انتگرال نمیرسیم. باید مسیر رو از پله اول طی کنیم تا به ایدهها و کارهای مدارهای بالاتر هدایت بشیم.
دقیقا همین موضوع در یادگیری زبان هم هست. طرف فوق لیسانس فلان دانشگاه معروف کشور رو داره وقتی از الفبا و سادهترین کلمات شروع به یادگیری میکنه کلی شاکی میشه که من میخوام ایمیل کاری بنویسم! مکالمه بازرگانی و تجاریم فول بشه برم فلان جا قرارداد ببندم بعد بشینم اینارو یاد بگیرم؟! به چه دردم میخوره اینا؟! به قول قدیمیتر ها غوره نشده میخواییم مویز بشیم!
بذاریم تکاملمون طی بشه. آهسته و پیوسته قدم برداریم تا به مدارهایی هدایت بشیم که ایدهها و راهکارهای تکامل یافتهتری در اون مدارها هست و علاقمون واضحتر و کاملتر به ما گفته میشه. (خب استاد این سر من در این مورد به سنگ خورد و با شروع دوره احساس لیاقت اینقدر شهامت پیدا کردم تا وارد مسیر مورد علاقهام بشم)
برای حجاب دوتا آیه داریم در قرآن که هیچ ربطی به روسری و چادر ندارن هیچ عذابی هم برای نیومده. به نظرم باید یکم باید جستجوگر باشیم و خودمون به دنبال جواب سوالاتمون بریم. (الآنم که فایلهای ارزشمند حجاب در قرآن رو داریم و در این مورد هم خداوند به واسطه استاد هدایتمون کرد خدایا شکرت)
این مبحث حجاب و کج فهمی ها در این مورد منو یاد مطالب جلسه تکمیلی ششم دوره احساس لیاقت انداخته که یک باوری داریم و میخواهیم مطالب رو طوری تفسیر کنیم که باور ما تایید بشه (نه اینکه باورمون رو عوض کنیم) و وقتی این تایید رو از قرآن بگیریم که دیگه بالاترین تایید رو گرفتیم !!! و اینطوری متعصب میشیم.
به جای اینکه به دنبال بورس و سهام و سود بانکی باشیم به دنبال این باشیم که خودمون مولد باشیم. این نگاه فقرآفرینه.
چرا روی خودمون حساب نمیکنیم؟ چرا فکر نمیکنیم که خودمون میتونیم مولد باشیم؟ چرا فکر نمیکنیم که خودمون میتونیم کاری کنیم؟ این باور نمیذاره حرکت کنیم؛ این باور که من که عرضه ندارم کاری کنم.
ما باید تغییر کنیم تا پول وارد زندگیمون بشه. نمیتونیم مثل قبل فکر کنیم و انتظار داشته باشیم شرایط مالیمون تغییر کنه.
کسی که نمیتونه مولد باشه هیچوقت هیچی بهش نمیرسه. (واقعا همینطوره. اتفاقاً چک و لگدها رو هم خوردم و تازه یاد گرفتم برم دنبال علاقم و مهارت کسب کنم تا خودم بتونم مولد باشم. واقعاً هیچکس، هیچ موسسهای، هیچ شخصی، هیچ سهام و سود بانکی و… نمیتونه برای آدم کاری انجام بده. و این فقط ما هستیم که میتونیم روی خودمون و علاقه و توانمندیهامون کار کنیم تا خودمون مولد باشیم. ماندگار ترین سرمایهگذاری روی خودمون و توانمندیها و علاقمون هست. سودمندترین سرمایه گذاری همینه)
مهمترین سرمایهگذاری روی خودمونه. چون با سرمایهگذاری روی خودمون هزار برابر بیشتر میتونیم پول بسازیم. روی آگاهیها و تواناییها و مهارتهامون سرمایهگذاری کنیم. در زمینه کاری خودمون متخصص بشیم صدها برابر از سود بانکی و سهام بورس پول میسازیم.
وقتی تغییر بدیم خودمون رو ثروت و سلامتی و خوشبختی توی زندگیمون میاد.
هزاران مرتبه سپاسگزار خداوندم که امروز در مدار دریافت این آگاهیها بودم و خیلی از این حرفها مال من بود و نیاز داشتم که بشنوم و دوباره تأمل کنم در موردشون. و چه صحبتهای عمیقی و چه نکات طلایی رو استاد گفتن. چقدر همین فایل نکته و تمرین داره. مخصوصا بحث مولد بودن و بحث سپاسگزاری که اینقدر اساسی و مهم هستن که واقعا باید برنامه بذارم برای تقویت و مهارت پیدا کردن در این موارد.
خانم شایسته عزیز خدا قوت
در پناه تنها فرمانروای قدرتمند جهان، خدای همیشه حی و حاضر باشیم.
بنام خداوند بخشاینده مهربان و با کسب اجازه برای نوشتن در مورد این جلسه
“خانه تکانی ذهن”
“گام چهارم: باور به «امکان پذیری»”
قبل از هر چیزی به ذهن نجواگرم که بهم میگه چرا برای نوشتن وقت تلف میکنی…تو که خلاصه نویسی کردی…. نکات نوشته شده خودت رو مرور کردی…و نوشتن مجدد وقت تلف کردن و کاری بیهوده هست…
من این نجواها رو خیلی برای نوشتن دارم…اما متوجه میشم وقتی مینویسم اتفاقی که در ذهنم می افته این هست که مجدد سعی میکنم فکر کنم به اون آگاهی هایی که شنیدم….شنیدن دوباره اون آگاهی ها باعث میشه کارکرد هر کدوم از باورهای شنیده شده توی زندگی ام برام مرور بشه…این یعنی همون باور به امکانپذیری که عنوان این جلسه نامگذاری شده…
مثلا وقتی استاد میان و قانون کلی و اصل این جهان رو توضیح میدن
کنترل ذهن= کنترل زندگی
به هرچیزی توجه میکنم از جنس همون رو در زندگی ام بیشتر تجربه میکنم
من خالق تمام شرایط زندگی ام هستم
>>>>اتفاقی که توی ذهنم می افته این هست که احساسی از امید و شوق و ذوق در قلبم ایجاد میشه که بهم اشتیاق بیشتری میده که به خواسته هام توجه کنم….و این باعث میشه حداقل در چند ساعت آینده با قدرت و دقت بیشتری به جزییاتی که در محیطم هست در زندگی ام هست و دوستشون دارم توجه کنم…مثلا همین الان این امکان رو داشتم که در کلاس شرکت کنم…چقدر عالیه که تونستم تا امروز که روز نهم از تعهد هست هر روز بیش از 2 ساعت برای این آگاهی های وقت بگذارم…چقدر فرکانس های خوبی دارم به جهان ارسال میکنم…همین چند روزه احساس آرامش ام احساس اطمینان قلبی ام ایمانم و توکل ام به الله اونقدر بیشتر شده انگاری من برگی هستم که روی آب رودی شناوره که به آهستگی میره و اطمینان داره به جاهای زیباتری داره منتقل میشه و فقط با دقت به مناظر اطرافش نگاه میکنه و لذت میبره…چه خوبه پرنده ای با صدای بسیار زیبایی روی درخت پشت خونه میخونه و احساس بهشت رو بهم میده…خاله اومده خونه من و داره برام غذای مورد علاقه ام رو میپزه و من از بوی خوبش دارم مست میشم…سلامتم و همه عزیزانم در سلامتی هستند…و هزاران نعمت دیگه که قابل شمارش نیست برام مرور میشه
حالا وقتی مینویسم این آگاهی ها با قدرت بیشتری توی ذهنم تثبیت میشن…وقتی نظر مینویسم بازم بهش توجه بیشتری میکنم…
کار دیگه ای که نوشته های من میکنه این هست که درک من رو در این برهه از زندگی ام ثبت میکنه…تمام اون کاغذ ها و نوشته امکان حذف شدن دارند اما نوشته های من در این سایت ابدی میشن…
دیدگاهم و مثالهایی که به ذهنم میرسه رو به اشتراک میگذارم با هم دوره ای هام…و از اونها هم استفاده میکنم…همین چند روزه من چندین نظر از دوستانم دریافت کردم که باز نکات نوشته شده توسط اونها باعث شده من باز به درک بهتری برسم…اینجوری ما به هم کمک میکنیم که به درک بهتر از قوانین جهان برسیم
حتی من اطمینان دارم که استاد عباسمنش هم با خوندن نظرات ما بهتر میشه…ذهنش جهت دهی میشه به مسیرهای بهتر…بازخورد نظرات ما بهش کمک میکنه تا دیدگاهش وسیع تر بشه و بتونه مدارش رو هر زمان ارتقا بده و بیشتر به اصل و اساس هدایت بشه و از فرعیات دور بشه…و حتی نیازهای ما بعنوان مخاطب رو بهتر درک کنه تا باز هم محصولات با کیفیت تری تولید کنه…نمود عینی اش دوره های استاد هستن که همواره در حال بهتر شدن و با کیفیت تر شدن هستند و تمرکز روی اصل همیشه بیشتر میشه
پس همه اش میشه سود و سود و سود
دوست عزیزی میپرسه که واقعا علاقه اش رو پیدا نکرده…خوب علاقه ناگهانی و یکدفعه شکل نمیگیره….استاد همیشه تاکید میکنه شما به مسیر نه یک شغل خاص…به مسیری که بهش کشش دارید وارد بشید به هر شکلی…حتما آهسته آهسته و قدم به قدم به کسب و کار خودتون هدایت میشید…و من هم در زندگی ام همین مسیر رو رفتم و ان شالله که حالا واقعا اون علاقه واقعی ام رو پیدا کردم درش هر روز بهتر میشم…از زمانی که گذاشتم و علاقه هام رو تجربه کردم اصلا ناراضی نیستم و اصلا اونا رو وقت تلف کردن نمیدونم…با حل کلی مسئله و ارتباط با هزاران آدم و کار کردن با کلی آدم من اونقدر رشد کردم که اصلا قابل مقایسه با اون کودکی که از دانشگاه خارج شد نیستم…من توی دانشگاه هم مدام در حال تجربه کردن بودم…دیدگاه کلی جامعه اینه که شما به سرعت علاقه رو پیدا کنید و این عجله که من خودم هم داشتم و هنوزم دارم ولی سعی میکنم کنترل اش کنم…این میشه که مثلا از فامیل نزدیکم افرادی هستند که به همین شکل به سرعت رفتن توی کاری متخصص شدند…مدارک لازم رو گرفتند و درس خوندن و مدارک عالی گرفتند رفتند توی بازار کار و موفقیت های مالی عالی بدست آوردند اما چون اون کار شاید اون علاقه واقعی نبوده الان در دهه 40 نزدیک 50 افسرده و دلمرده هستند و مدام غر میزنن که همین بود…واقعا اینهمه دویدیم که به اینجا برسیم….واقعا زندگی همینه…دچار روزمرگی هستند و دیگه تمام آمالشون فرزندانشون هستند….وقتی اونها رو میبینم به خودم میگم تو واقعا به مسیر درستی هدایت شدی توی این مسیر بمون…این مسیر به ما همه چیز میده…مهمتر از همه چیز رضایت و آرامش قلبی
بهترین شیوه رضایت از زندگی این هست که به کاری که بهش کشش داری بپردازی…و توی همون کار اون جنبه هایی که برات باز علاقه بیشتری ایجاد میکنه و احساس میکنی توش بهتری و میتونی بهتر توانایی هات رو نشون بدی و توی اون زمینه بهبودهای گسترده تری ایجاد کنی رو واردش بشی…واقعا ما میتونیم شکل کسب و کارمون رو کاملا با علاقه هامون یکی کنیم…نگاه به الگوهای کسب و کار در اطرافم و فراوانی و تنوع کسب و کار بهم میگه به جای هر گونه عجله فقط بیام به تمرکز روی مسیر خودم بمونم…این مسیری هست که من توش خوبم و از انجامش لذت میبرم…حتی بهش فکر میکنم حالم خوب میشه…هرچیزی در موردش میشنوم بهم احساس خوب میده…حالا من این وسط رفتم برای یادگیری نرم افزارها و مهارتهایی وقت گذاشتم که فکر میکردم دوستشون دارم یا حداقل اسامی دهن پرکنی توی کارم داشتند اما راضی ام نکردند و رهاشون کردند…چون به نظر وقتم تلف میشه کاری کنم که دوستش ندارم…کاری که بهش علاقه ندارم با کیفیت انجامش نمیدم…انگار دارم به زور انجامش میدم…پس نتیجه خوبی هم ایجاد نمیکنه نه برای من نه برای کسی که داره از خدمات من استفاده میکنه
پس وقتی من دارم در مسیر علاقه ام کار میکنم دارم کیف میکنم….شکرگزارم چون دارم لذت میبرم…دارم از توانایی هایی که خدا بهم داده به بهترین شکل برای حل مسائل و گسترش در جهان استفاده میکنم که باز نوعی سپاسگزاری عملی هست…اگه من به کسی هدیه ای میدم وقتی میبینم اون فرد هدیه رو داره استفاده میکنه و ازش لذت میبره حس بسیار خوبی پیدا میکنم…و حتی تشویق میشم که به اون فرد شکرگزار داشته های بیشتری رو بدم…گوشم به زنگه تا بگه چه نیازی داره چه علاقه ای داره چه چیزی خوشحالش میکنه تا من باز بهش بیشتر بدم….خدای من هم بهم یه علاقه و عشقی رو هدیه داده و بهم توانایی هایی داده که برای اون مسیر علاقه لازم هستند…وقتی من اونها رو میشناسم با ذوق و شوق پیگیری اش میکنم پس خداوند هدایتم میکنه برای تجربه بیشتر اون ذوق و شوق…به شکل تحسین شدن توسط آدمها و موفقیت…دوباره باز من بیشتر تشویق میشم به ادامه دادن…و باز بهتر میشم و باز اعتبار بیشتر در کارم بدست میارم…وقتی توانایی هام رو میبینم و براشون ارزش قایل هستم و پرورش شون میدم به نظرم این بهترین شکل شکرگزاری از خالق ام هست…
یکی از بهترین راه ها برای تقویت باورها در مورد چگونگی شکل گیری کسب و کارها و موفقیتهای شغلی برای من در همین سایت فایل الگوهای موفق خانواده صمیمی عباسمنش و سلسله فایلهای گفتگو با دوستان و نتایج دوستان بخصوص فایلهای آقای رضا عطارروشن و خانم آزاده طیبی و آقای هادی ترابی هستند
هر روز به خدا میگم:
خدایا شکرت نه این علاقه در وجودم از منه و نه این توانایی ها…
خدایا هرآنچه دارم و هر آنچه هستم از آن شما و از فضل شماست…تا من از مسیر تجربه کردن اون علاقه ها لذت ببرم رشد کنم و رشد بدم این جهان رو
خدایا منو به مسیر مستقیمی هدایت کن که بتونم بیشتر توانایی هام رو بشناسم…توانا کن منو تا اونها رو پرورش بدم…با اونها رشد کنم…امکان پذیری خواسته هام رو بیشتر باور کنم
خدایا منو از خودت و زندگی ام هر روز راضی تر کن
خدایا هزاران بار شکرت برای علاقه و ذوق و شوق که بهترین احساسه :)))
از استاد عزیزم ممنونم که در این فایلهای لایو به صورت رایگان همه آگاهی های محصولات رو به رایگان توضیح دادند
از خانم شایسته برای تشویق ما به شرکت در این دوره عالی ممنونم
امیدوارم با ادامه دادنم و کسب نتایج بزرگتر باعث شادی و رضابت خدای عزیزم و استادان خوبم بشم
خدایا شکر که امروز هم توی این کلاس حاضر خوردم :)))
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادان عزیزم
من در تایید صحبت های استاد میخوام بگم بله خیلی از ما در مورد اهدافمون نمی نویسیم. یه سری از افراد که اهدافشون رومی نویسند هیچ قدمی برای اهدافشون بر نمی دارند ، و اون یه سری که قدم بر می دارند اقداماتشون همیشگی نیست ،روتین نیست ، یه بار قدم بر میدارن و اگه اون نتیجه دلخواه نگرفتن ادامه نمیدن چون نمیدونن رسیدن به خواسته هاشون مداومت میخواد .
یه مثالی ما خانوما در زمینه پاکسازی پوست میدونیم که اگه میخوای پوست خوب داشته باشی ،پوستی که روند پیریش به تعویق بیفته و سالم باشه بر حسب نیاز پوستت باید یه روتین پوستی داشته باشی که همیشه استفادشکنی، حالا اگه یه روز مرطوبکننده و آبرسان و ضد آفتاب نزنی مسیر رسیدن به یه پوست خوب برات طولانی ترمیشه
حالا در مورد رسیدن به اهدافمون مداومت و تکرار همیشگی و همیشگی قدمهای درست و انجام ندادن همیشگی کارهای اشتباه اصله.
من واقعا یه لحظه جا خوردم از حرف استاد وقتی گفت در مورد اهدافتون بنویسید و با کوچیکترین جزییات شرح بدید که چی میخواین ، آخه منی که چندین ساله مثلا دارم روی خودم کار میکنم هیچوقت اینکارونکردمکه بیام یه هدف برای خودم مشخص کنم و با جزییات کامل شرحش بدم .
(چیزی که در من کمه عمله)
الان برنامه رومیزارم رونوشتن اهدافم و میدونم برای رسیدن به اون هدف بزرگه اولین قدمم خوندن یه جزوه آموزشی ست که چندین ماهه جلوی چشممه ولی از خوندنش طفره میرم.
در زمینه سپاسگزاری هم همینطوره ، هممون میدونیم و حس کردیم که سپاسگزاری چه سطح ارتعاش بالایی داره و در همون لحظه چه موهبتهایی از مسیر شکرگزاریمیتونه نصیبمون بشه ولی همیشه از انجام دادنش سر باز می زنیم یا اینکه مکتوب نمی کنیم به بهانه اینکه من زبونیم .
البته زبونی بودن خیلی خوبه ولی مکتوب کردن خیلی خیلی بهتره
در مورد مسئله حجاب که در این فایل دوستان پرسیدن و استاد جواب دادن اگه از خودم بگم، از اول مقاومتی نداشتم با اینکه تو یه خانواده متعصب به ظاهر مذهبی بودم
از یه سنی به بعد نمی تونستم حجاب رو به عنوان تکلیف و دستور اسلامی و قرآنی بپذیرم و همیشه میدونستم یه جای کار ایراد داره و وقتی به نتیجه رسیدم خودم تشخیص دادم وتصمیم گرفتمحجاب داشته باشم یا نه و عنوان کردم این یه مسله کاملا شخصیه و هر کی با بی حجابی من مشکل داره میتونه کلا با من قطع رابطهکنه. چون من به این نتیجه رسیدم خیلی از ماها حجاب رو قبول نداریم وبه عنوان پوشش دوست نداریم ولی از سر اجبار و ترس از یه سری افراد مثل پدر ومادر و برادر و همسر وهمچنین بخاطر حرف مردم که بقیه چی میگن، حالا با خودشون چی فکر میکنن ،این پوشش اجباری رو پذیرفتیم.
من حرف مردم رو توی زندگیم به صفر رسوندم و ترس از یه سری از افراد رو،چون فهمیدم شرکه کنارگذاشتم و خودم انتخاب کردم و وقتی با اعتماد بنفس اینکارو انجام دادم نه تنها کسی مقاومت نکرد بلکه به انتخاب من احترامگذاشتن.
خدایا شکرت.
قانون جهان هستی.قانون میگه افکار ما اتفاقات و زندگی مارو داره خلق میکنه.و ما به هر چیزی ک توجه کنیم از همون جنس بیشترو بیشتر وارد زندگیمون میشه.
کنترل ذهن=کنترل زندگی.
ماباید لستی از اهداف داشته باشیم ک باید بنویسیمشون و اهداف باید تکاملی باشه و قول استاد توی جلسه ی دوم قدم اول میگن نمیشه الان مثلا من یه دوچرخه ام زیر پام نیست بعد هدفم یه ماشین آخرین سیستم باشه.
از نظر خداوند کائنات فرقی نمیکنه ک تو چقدر خواستت بزرگ باشه اما برای من فرق میکنه و اگر تکامل طی نکرده باشم برام باور پذیر نیست و تو ذهنم اون خواسته نمیشینه و ذهنم پس میزنه.پس نتیجه میگیریم چیزی ک از نظر من تو ذهنم بشینه و باور پذیر باشه بهم داده میشه.
بعد از خورد کردن هدف باید براش برنامخ ریزی کرد و هر روز یک قدم براش برداشت(ب صورت دیلی و روتین باید باشه)و باید ب یک عادت تبدیل بشه و تین عادتهای ماست و زندگی ماره جهت میده.وموفقیت مجموعه ای از کارهای روزانهی ماست و ن یک بار انجام کاری.ب صورت مستمر و دائمی باید کائنات ازت استرار ببینه.
و کارهای روتین ماست ک داره نتایج رو رقم میزنه و ن یک بار.و این موضوع هم توی وجه منفی هیمست و هم توی وجه مثبته.همون طور یک بار یه کار مثبت رو انجام بدی نتیجه ی مثبت نمیگیری،کار اشتباه و منفیم یک انجام بدی نتیجه ی بدی نمیگیری و هی باید تکرار بشه تا نتیجه خوب یا نا جالبی رو بگیری.
یک عادته ک نتایج ک کارها رو انجام میده.
و باید طوری بنویسی ک با باور و ایمان امکان پذیری باشه و طوری باشه ک انگار خده داره بهت میگه باشه بگو چیو میخوای.بگو دقیقا چیو میخوای با جزئیات بگو تا بفهمم چی میخوای تا بهت بدم.
و باید ب هدفمون توجه کنیم و کارهایی رو انجام بدیم ک ما رو ب هدفمون نزدیک کنه و سراغ اصل بریم ن حاشیه.
اصل چی میگه؟میگه برای زمان خودت،انرژی فکری خودت،و برای تمرکز فکری خودت ارزش قائل باش.
و این تله ی ذهنه ک میخواد یهویی ب همه ی خواسته هات برسه و چون ذهن میدونه ک نمیتونه میگه خب بی خیال میشه و منم از نقطهی امنم خارجش نمیشم ک ب سختی بیوفتم.برای رسیدن ب اهداف باید تغییر کرد و هیچکس با یه بشکن تغییر نکرده پس ما هم این مدلی تغییر نمیکنیم و باید براش زمان بزاریم.و باید تعهد داشته باشیم براش.و هیچ میونبری وجود نداره اگه نمیخوای تغییر کنی پس نمیتونیم ب خواسته هات برسی.و فقط راهکارش تکرار و تمرین و یک اشتیاق و انکیزه میخواد.
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز
چقدر لذت بردم از این فایل عالی وبی نظیر به نظرم باید این فایل رو 1000بار گوش بدم بلکه تا آخر عمر چون فکر کنم هرچی گوش بدم بازم کمه
تمام نکاتی که تو این فایل گفته شد بینظیر واصل هست
اما اون قسمت توضیح تمرکز بر زیبایی ها وسپاسگزاری واسه من یه چیز دیگه ای هست وواقعا سپاسگزاری هم بارو های ما رو عوض میکنه وهم باعث کنترل ذهن ما میشا وهم باعث میشه به قول استاد بمب بمب بمب نعمت وثروت وارد زندگیمون بشه واین اصله اصل داستانه واگر توجه کنیم اکثر مردم به قول قرآن کفور هستن وشیطان هم قسم خورده که انسان روبه ناسپاسی میکشونه البته مشرکان خواستم بگم که واقعا استاد من سپاسگزاری واقعی
واین که سپاسگزاری چی هست وباید چطور باشه از شما یاد گرفتم وهمیشه اذتون ممنونم وبه خاطر وجود شما هروز از خداوند سپاسگزارم واقعا اینو از صمیم قلبم میگم ازتون سپاسگزارم
خدایا شکرت
استاد ممنونم اذتون به خاطر تک تک فایل های بی نظیرتون سپاسگزارم
خدایا شکرت
بنام خدای مهربان
وسلام به دو استاد مهربان وهمگی دوستان
قانون بلا تغییر خداوند میگه افکارشما وباورهای شما زندگی شما رو خلق میکنه
و به هرآنچه توجه میکنید از جنس همون بیشتر وبیشتر وارد زندگی میشه
کنترل ورودیهای ذهن خیلی مهمه وخیلی سخته ولی اگه اهمیتش رو درک کنیم راحتر میشه به چیزهایی که می خواهیم توجه کنیم
با درست کردن عادت های جدید نتایج رقم میخوره
یک تداوم یک عملکرد ادامه دار میتونه نتایج رقم بزنه ی شبه اتفاق نمیفته تکرار ؛ تمرین ؛ تمرکز وشور وشوق برای زندگی بهتر که راههارو بازمیکنه
ناسپاسی باعث گمراه شدن میشه هرنفس کشیدن سپاسگزاری باشه دنیا گلستان میشه قدر نعمتهارو بدونیم
سپاسگزاری ینی توجه از چیزهایی که به شما احساس خوب میده به لفظ هم نیست قانونه که عمل میکنه وقتی من توجه میکنم به زیبایی ها که احساس بهتری به من میده مدارم عوض میشه ونعمت های بیشتری میاد ومحدودیتی هم نداره
به امید اینکه هر روز بتونیم بهتر به قانون عمل کنیم وقانونمند بشیم
سلام از گام چهارم
استاد عزیزم سلام
بقول خودتون من عاشقتونم
مریم بانوی زیبا و مهربون سلام حقا که شما عزیز دلید
خدایا شکرت
هربار ازت درخواستی کردم هدایتم کردی
خودش هدایت کرد بیام سمت این خانه تکانی
خودش پلن ریخت که صبحها ساعت 4:30بیدار بشم
خودش به تایمم برکت داد تا ساعت 6:30با تمرکز پای کارکردن روی خودم باشم
خودش آگاهی ها را یه جان ودلم می نشونه
خودش بهم تعهد میده
ومن روی کله پوکم حساب باز نمیکنم
واین قدرتمند ترین حس دنیا برای منه
استاد مثل همیشه عالی هستین
هدف
بنظرم قشنگ ترین هدف رشد هرروزه
تغییر هرروز
بنظرم همه اهداف خودشون میان وقتی ما تسلیم میشیمو اجازه میدیم خدا گام برداره
ومن در اغوشش باشم
یه مدته از هرچی حرف میزنید تهش به تسلیم میرسید
وناب ترین وخالص ترین حس در دنیاست
اول اینکه تا گفتین هدف
من استپ کردم رفتم نوشتم
دوم اینکه وقتی تسلیم بودن را تمرین میکنم در مقابل حرفای شما هم مقاومتم کم میشه
و میگم مریم بدو هرکار میگن باید بکنی
بعد وقتی شروع میکنم با تمرکز روی خودم کار کردن ی درهای آگاهی جدیدی به روم باز میشه
انگار اجازه پیدا میکنم یه کارایی رو بکنم
ویکی از اون قشنگ ترین کارها تسلیم شدنه
یعنی وقتی خدا بهم اجازه میده از صمیم قلبم تسلیمش بشم وبهش بسپارم میفهمم تو بغلشم
و این قشنگ ترین حس دنیاست
درست پارسال همچین وقتی رفتم سر یه کاری که فکر میکردم قراره تو بخش علاقمباشم اما اشتباهی یه بخش دیگه بودم
که البته من فکر میکردم اشتباهیه
بعد از یکی دو هفته جنگ با خودم
یهو به خودماومد وخدا اجازه داد تسلیمش بشم و بگم اگر تو اینو خواستی حتما این بهترین جایگاه برای من بوده
خدا شاهده به پونزده روز نرسید که اتفاقای فوق عجیب افتاد و من جابجا شدم به بخشی که عاشقش بودم و اونجا شکفتم
امسال دقیقا هموناتفاق توی یه حای دیکه داره برام میافته
یعنی رفتم سر یه کاری که علاقمهاما مقاومت دارم
خدای احد وواحدم امروز بعد از برداشتن گام چهارم اجازه داد تسلیم بشم وبگم من نمیدانم وقتی تو داری برنامه زندگیمو میچینی حتمابهترینه برام
وخدا میداند نتیجه این تسلیم چقدر شگفت آور و حیرت انگیز خواهد بود
امروز روز چهارم این گامه واینهمه قلبم پر از آگاهی شده
و ایمان دارم یه جایزه و یه اتفاق ویژه در انتظار منه و وقتی برسم به روزای اخر بهش دست پیدا میکنم
و خدایا تو کم از این کاراها برامنکردی
هربار یه عزم جزم دادی که شروع کنم و ادامه بدم یه جایزه خیلی بزرگ برام اماده کرده بودی
الانم همینه
به امید خودت
و با سپردن نفس به نفس های زندگیم به خودت قدم برمیدارم و تو هم مثل همیشه با هر قدم من هزاران قدم برام بر میداری
خیلی ممنونم استاد عزیزم
خدا به عمر شما برکت بده تا بمونید برامون
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوستانی که کامنت من رو میخونند
گام چهارم خانه تکانی ذهن ،گام به گام
بسیار بسیار فایل زیبایی بود و نکات ارزشمندی رو داشت
واقعا درسته که کنترل ذهن برابر است با کنترل زندگی
وقتی بتونی ذهنت رو کنترل کنی و همراه نشی با نجواهای ذهنی ،آرامش داری و با این آرامش میتونی بهترین زندگی رو داشته باشی؛چون آرامش با خودش احساس و حال خوب میاره
با این صحبت های شما استاد عزیزم دوباره مهم بودن اهداف روزانه و تیک زدن اونها برام بلد شد و دوباره برام یاد آوری شد باید اهداف بزرگم رو تبدیل کنم به اهداف کوچک روزانه و به صورت مستمر و پیوسته انجامشون بدم و متعهد باشم نسبت بهشون
کارهای روتینی که هر روز چه به صورت ناآگاهانه و چه به صورت آگاهانه انجام میدیم باعث اتفاقات بزرگ در زندگیمون میشن .مثل :
هر روز شکرگزاری کردن ،هر روز یه قسمت از سریال دیدن ، هر روز فکر کردن به اون چیزی که نمیخواییم ، هر روز فکر کردن به نجواهای ذهنی
استاد عزیزم من سپاسگزاری کردن رو از شما یاد گرفتم بعد هدایت شدم به کتاب شکرگزاری راندابرن و بعد دوباره برگشتم و عمیق تر آگاهی های فایل های شما رو درک کردم و اونجا بود که خیلی زیبا تر از خداوندم تشکر کردم
از شما مچکرم استاد عزیزم ،
شما و مریم جون و دوستانی که کامنت میزارن روی فایل ها و من از آگاهی های اونها استفاده میکنم یکی از نعمت هایی هستین که من هر روز به خاطر وجودتان از خداوند بزرگم سپاسگزارم
خدایا شکرت
من هر زمان که به خاطر یک زیبایی در یک روز از خداوند شکر گزاری کردم در روزهای آینده یا لحظه های بعدش اون زیبایی رو بیشتر دیدم
من هم فکر میکردم که علاقه باید یه چیز عجیب و غریب باشه ولی با عمیق تر شدن در این آگاهی ها متوجه شدم علاقه اون چیزیه که قلبت دوستش داره
استاد جان تکامل خیلی جاها خودش رو به من نشون داده، در همه چیز ما باید تکاملمون رو طی کنیم و قدم به قدم پیش بریم
من فقط یک ذره از این آگاهی هارو دارم عمل میکنم و در زندگیم احساس خوبی دارم و هنوز خیلی خیلی جا دارم برای رشد کردن
ما حتی تا آخر عمر هم تلاش کنیم که هر روز از روز قبل بهتر باشیم باز هم میتونیم بهتر از امروزمون باشیم و این هدف واقعا احساس خوب و انگیزه برای حرکت کردن میده
استاد عزیزم من با وارد شدن به آگاهی های شما ،متوجه شدم که وام و قرض گرفتن کار اشتباهیه و باید تلاش کنیم که قرض هم ندیم ولی این موضوع رو که گرفتن سود بانکی یا امید داشتن به بورس و بقیه موارد ،یه باور فقرآلوده و یه نوع شرک حساب میشه،در این فایل درک کردم
ما باید بتونیم خودمون مولد باشیم
خدایا شکرت که یه در آگاهی دیگه به روم باز شد
استاد عزیزم شما بهترینید مریم عزیزم شما بی نظیر هستین و بهترین الگو برای من
مریم جانم مچکرم که پروژه خانه تکانی ذهن رو استارت زدین
عاشقتونم
در پناه خداوند شاد و سلامت باشید
پریسا