live | عمل به الهامات قلبی - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1229 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خرم خمرنیا گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    سلام و خداقوت به دوستان عزیز

    روز ششم از “پروژه گام به گام تا خانه تکانی ذهن ” هم رسید و من خیلی خوشحالم که برای اولین بار توی سایت پیگیر و متعهدم به انجام کار صحیح … خدایا ممنونتم که توفیقشو میدی

    عمل به الهامات قلبی …

    حقیقتش درک واضح و درستی از الهامات قلبی ندارم و همینجا از خدا می خوام منو توی مسیرش قرار بده و آشنا بشم با این شیوه از نگرش و توفیق عمل به الهاماتمو پیدا کنم … پیشاپیش از نیروی هدایتگرم بابت این اتفاق تشکر می کنم

    وقتی خداوند تعهد منو نسبت به خواسته هام ببینه که در راستای اهدافم حرکت می کنم درها باز میشه و پاسخ ها میاد.

    دلیل نتایج پایدار اینه که برای خودم ارزش قائل باشم و هر روز روی خودم کار کنم به خصوص وقتی شرایط در همه ابعادش خوب و عالی باشه .

    یه اصل مهم اینه که در مورد هر باور مثبتی که بخوام به ذهنم بدم باید براش منطق بیارم در غیر اینصورت ذهنم پس میزنه و من در پروسه باورسازی شکست خوردم … منطق آوردن یعنی الگو قرار دادن افرادی که به هدفی که من میخوام بهش برسم قبل از من رسیدن

    مثال خودمو میزنم:

    الان با توجه به بیزینسی که دارم (فارکس) خیلی ذهنم با استاپ خوردن و ضرر کردن مقاومت داره در صورتی که بزرگان بازارم ضرر می کنن و این اجتناب ناپذیره … مقداری ضرر جزوی از این بازاره … جریان بده بستونه …. من باید بپذیرم که من باید هر از گاهی یه مقدار کم به بازار ضرر بدم ولی در ازاش سود بیشتری بگیرم اینجوری برایند معاملاتم توی سود میره و نباید توقع سود همیشگی از بازار رو داشته باشم

    باید درک کنم فاکتوری که مهمه مجموع معاملات ماهیانه منه که مشخص می کنه روندم مثبته یا منفی

    یه روزی برمی گردم و اینجا می خونم که از روزی که این پروژه رو استارت کردم هر روز دارم سودهای کوچیک می گیرم و از طمع فاصله گرفتم . طبق برنامه پروژه دارم عمل می کنم ” بهبودهای کم ولی مستمر ” به عبارتی توی بیزینسم ” سودهای کم ولی مستمر”

    خدایا مچکرم که همراهمی تا انتهای این پروژه و بعدشم قطعا این روند بر وجودم نشسته و جزئی از شخصیتم شده

    سپاسگزارم از استاد عزیز و خانم شایسته بایت این شرایط … واقعا ممنون

    همه عزیزان رو به خدا می سپارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    لیلی جرکانی گفته:
    مدت عضویت: 864 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته

    خدایا شکرت که در مسیر رشد و آگاهی هستم

    من هر روز فایلها رو گوش میدم و دوره ها رو میبینم

    من به خودم قول دادم متعهدانه تر کار کنم نه به قول استاد مثل فیلم دیدن

    قدم7 از دوره 12 قدم هستم استپ کردم و دوباره از قدم 1 شروع کردم که بتونم متعهدانه تر روی خودم کار کنم

    امیدوارم بتونم روی ترسام پا بزارم که به قول استاد واهی هستن و وجود ندارن و رشد کنم

    قبلآ کاغذ برچسب دار گرفته بودم و جملات کلیدی 12 قدم مینوشتم ولی چون در دید بود و نمیخواستم کسی بحث کنه باهام برش داشتم

    الان هر فایل میبینم باید نکاتشو بنویسم وروی خودم کار کنم و دلایل منطقی بیارم برای ذهنم

    خدایا کمکم کن

    درپناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 949 روز

    بنام خداوند هدایتگر

    بنام خداوندی که جهان را به این زیبایی خلق کرده تنوع فصول ایجاد کرده و زیبایی های پاییزش منو سرمست و دیوانه کرده

    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته بینظیر

    من خوشبخترینم که هم زمان با این دو استاد درین جهان زندگی میکنم

    این روز ها مجذوب آبی آسمان و ابر های سفید پنبه ای و هوای دلنشین پاییز شده ام اینقدر به این زیبایی توجه کردم تا اینکه امشب رفتم مغازه خرید کنم یه آقا ک اونجا بود توصیف این آب و هوا رو کرد و گفتم ببین اینقد توجه کردی ب این زیبایی که داری از زبان دیگران هم میشنوی و این یک نشانه است.

    وقتی خداوند تعهد مارا می بیند درها را برای ما باز میکند یعنی از ما حرکت از خداوند برکت.

    همیشه توی ذهنم این بود که باید یک مدت طولانی بگذرد تا من به خواسته ام برسم و تکامل در ذهن من مدت زمان تعریف شده بود تا اینکه استاد جان گفتن یکی از شاگردان شان 17 روز تعطیلی کلا روی خودش کار کرده و نتیجه دلخواه را رقم زده یکم مقاومتم کمتر شد ب اینکه تکامل برمیگرده ب این ک چقد روی خودم کار میکنم نه اینکه فقط موضوع گذشتن زمان باشه.

    در تضاد ها است که جهان سرند میکند. غربالگری انجام میشه و فاصله طبقاتی ایجاد میشودـ

    ایده های الهامی باید انجام شود.

    از تجربه خودم بگم من با استفاده از آگاهانه از قانون شغلی را جذب کردم ک در هفته دو یا سه روز و بعضی وقتا 4 روز سرکار میرفتم فاصله خونه تا محل کارم فقط 2 دقیقه بود و روزای هم ک سرکار میرفتم در 90 درصد مواقع کاری انجام نمیدادم و فقط حضور داشتم و حقوقش هم در حدی بود که نیاز های زندگیم برآورده میشد و تایم آزاد زیادی داشتم دوستم میگفت هیچ وقت ازین کار بیرون نشو.

    تا اینکه نشونه ها اومد ک استعفا بده و برو جایی ک از توانایی هات بتونی استفاده کنی و من بدون مقاومت پذیرفتم و بیرون شدم ازکارم

    رفتم کار جدید و فعلا هم درآمد دارم و هم دارم حرفه خیاطی را یاد میگرم و تازه متوجه شدم که من چه توانایی های فوق العاده ای دارم و استعداد بینظیری درین حرفه دارم واقعا لذت میبرم و احساسم خوبه اینا نتایجی است که در ظاهر من میبینم و خدا میدونه در آینده چقدر میتونم پیشرفت کنم و خدارا شکر ساعات زیادی از روز هنذفری توی گوشم است و فایل های استاد جان گوش میدم. در کار قبلی ک بودم ادم های ک همکارانم بودن آدم های خیلی جالبی نبودن و از آنجایی که من روی دوره روابط کار میکردم خداوند منو برد جایی که آدم هاش فوق العاده هستن محیطش سرشار از احترام و آرامش است و جالبه ک غیبت کردن خط قرمز این محیط است و من هر روز این نتایج را بخودم یادآوری میکنم

    نکته مهم: الهامات همیشه بما میگه یه کاری انجام بدی نمیگه بشین تو خونه و منتظر باش خودش انجام بشه

    خدایا ممنونم بابت همه چی

    خدایا حضورت را سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مریم درویشی گفته:
      مدت عضویت: 3141 روز

      سلام به شما دوست عزیز در سایت استاد عباسمنش

      خیلی جالبه من با اینکه این فایل گوش دادم دوبار و البته توی کامنتهای قبلیم هم یادآوری کردم ولی توجهم جلب نشده بود تا اینکه داشتم کامنت شما میخوندم، منظورم این بخش از کامنتتون هست که نوشتین تکامل وابسته به مدت زمان میدونستید

      من دقیقه های قبل که در حال مرور یه سری هدفام بودم دیدم ذهنم میگه ولی دیگه نمیرسی دیگه فرصت نیست تایمش داره میره، تایمش تا فلان تاریخ..

      با خوندن کامنت شما یهو یادم افتاد که ذهنم درگیر این موضوع

      خیلی خوشحال شدم

      برای شما آرزوی موفقیت میکنم در کار جدیدتون

      انشالله خبرهای خوبی از شما توی مسیر علاقتون بشنویم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2207 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    «روز ششم پروژه»

    خدایا شکرت که ششمین روز پروژه رو به خوبی گذروندم فایل رو چندین بار گوش دادم و هدایت شدم به نوشتن کامنت،

    خدایاشکرت باورهای قدرتمندی در این فایل بود و بهش هدایت شدم .

    اگه مثل بقیه فکر کنی، مثل بقیه نتیجه میگیری

    راهکار حل مسائل،تغییر بنیادین شخصیت است

    ترس دلیل اصلی مشکلات بشر است

    توجهم به این سه موضوع بیشتر جلب شد و حس میکنم روی این موارد باید بیشتر کار کنم و این موضوع اتفاقی نبوده قطعا درخاستی دادم یا سوالی داشتم که خداوند با بولد کردن این موارد جوابمو داره میده^_^الهی شکرت.

    – امروز تو کارم دوسه تا چالش پیش اومد و چندین بار تلاش کردم حلشون کنم اما انجام نشدن ، کم کم حسم داشت عوض میشد اما به موقع یاد صحبتهای استاد تو این فایل افتادم که مثل اکثریت جامعه نباید فکر نکنم به دید مثبت برم تو چالشی که پیش اومده، خب سریع نگاهمو تغییر دادم خداروشکر از پسشون براومدم خب کل روز درگیرش بودم برنامه ریزیم عقب افتاد اما عالی بود و کلی چیز یاد گرفتم و یک پله در کارم پیشرفت کردم و این هم مرحله ای بود که هربار انجامش رو تعویق مینداختم بالاخره باید میرفتم تو بطنش .الهی شکرت

    _نکته دیگه ای که برام بولد شد ،اینکه دوباره فایلها و‌محصولاتی که دارمو شروع کنم به نوشتن و تفکر، و ازین فرصتی که دارم به خوبی استفاده کنم، چون خداوند فرصتی بهم داده که زمانم آزاده جایی هستم که سکوت زیادی داره و میتونم خیلی خوب فایلها گوش کنم و فرکانسمو روی موج الله نگه دارم، انشاالله به زودی شروع میکنم.

    -استاد عزیزم مثل همیشه عالی بود.

    این فایل مربوط به زمان پندمیکه اما الان که گوش کردم چیزهایی درک کردم که مربوط به شرایط فعلیمه .

    در پناه االله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فرحناز ثانی گفته:
    مدت عضویت: 1256 روز

    به نام خدای وهاب و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    همین الان به قلبم الهام شد بیام و این کامنت رو بنویسم برای اولین بار به سرعت قبول کردم

    چیزی دیروز به قلبم الهام شد که مثل زمان دانشگاهم

    که کتاب و دفتر از دستم نمی افتاد و مهمونی هارو کنسل میکردم تا درسمو بخونم و چون متعهد بودم تو درس هام موفق بودم بشینم و دفترمو بردارم و تمام نکاتی که نوشتم از این دوره ی عالی رو بخونم جوری ک انگار بعداتمام قراره امتحان بدم پس باید عالی بخونم و هی دور کنم تا گام 20پاک نویس کرده بودم توی دفتر زیبام و الباقی رو رها کرده بودم و از دیشب شروع کردم گام های باقی مونده رو نوشتم تو دفترم و ازگام اول عین درس شروع کردم به خوندن

    الان گام شش رو شروع کردم به خوندن یک جمله ای رو استاد گفته بودن و من نوشته بودم

    و اون روز خوشم اومد از جمله اما امروز درک کردم که یعنی چی و میخکوب شدم و درجا به قلبم افتاد بیام این کامنت رو بنویسم جمله ی استاد( خداوند کاری میکنه که از لحاظ مالی و کاری وقت و آرامش داشته باشی تا بتونی روی خودت کار کنی)

    دوروز قبل از شروع پروژه خانه تکانی ذهن تو اتاقم نشستم و با قلبی پر از غم و کاملا سردرگم با اشکایی ک میریخت گفتم خدایا کمکم کن جز تو هیچکسی رو ندارم اگ تو دستم رو نگیری من نابود میشم من میخوام تغییر کنم من میخوام جور دیگ ای زندگی کنم خدایا چیکار کنم نمیدونم هیچی نمیدونم کمک کن بهم

    دوروز گذشت و تو اینستا مطلع شدم پروژه ی خانه تکانی ذهن دوروزه که استارت خورده

    سریع اومدم تو سایت و ویس مریم جانم رو دانلود کردم و نشستم گوش دادم رسید به قسمتی ک گفتن

    این اصلا اتفاقی نیست بودنت توی این دوره پاسخ خداوند به توئه به دلیل درخواستی که تو این روزها داشتی نوبت توئه که به پاسخ خداوند لبیک بگی

    اینجا استپ کردم و طبق معمول اشکام سرازیر شد گفتم خدایا راست میگ من دوروز پیش ازت کمک خواستم حالا این پروژه پس حتما هدایت توئه

    شروع کردم از گام اول اومدم جلو

    میخوام بگم استارت از اینجا خورد

    استارت من استارت قدم برداشتنام عمل کردنام

    از این پروژه بود وسطای این دوره ی بی نظیر کارم رو استارت زدم قدم برداشتم با همون پولی ک داشتم

    کارمو با 900 هزارتومان شروع کردم چند جین جوراب خریدم آنلاین شاپمو راه انداختم دستاورد اول شروع کار برای یک خانم 34 ساله که همیشه برای دیگران کار کرده بود و حالا برای خودش کار زد

    دستاورد دوم فروش چنان خداوند برام میفروشه که لذت میبرم و چند جین جوراب من تبدیل به کلی جوراب و لباس زیر شد و درآمدی مناسب من همه ی درآمدم رو دوباره تبدیل به جنس میکردم دوماه بعد کارم به همسرم گفتم نظرته پول جمع کنم یک دوره از استاد رو بخریم گفت اره خوبه نصفشو من بهت میدم

    و من از خدا هدایت خواستم برای خرید دوره

    و هربار میرفتم تو اینستا پستایی از آدمایی برام می اومد بالا که درباره چکاب فرکانسی حرف میزدن من فهمیدم که خدا داره میگ دوازده قدم رو بخر

    بازم صبر کردم تا مطمئن بشم ک همسرم یهو گفت خیلی دوست دارم بدونم تمرین ستاره قطبی ک بچه ها تو سایت ازش حرف میزنن چیه

    گفتم ای وای این تمرینم مربوط به دوازده قدمه باید همینو بخرم پولامو جمع کردم و قدم اول رو خریدم

    و الان قدم پنجم دوازده قدم هستم

    حتی یه بار تو رویای صادقه بهم گفته شد دوازده قدم رو ادامه بدی که تغییرت تو همینه

    میدونید چرا امشب اون جمله رو درک کردم

    چون دارم میبینم از یک درخواست کمک کردن خدا چیکار کرده برام

    و من الان هرماه راحت بدون کمک همسرم دارم پول قدم بعدی رو میدم و میخرم تا بتونم رو خودم کار کنم آزادی مالی آزادی زمانی آزادی مکانی

    اره وقتی متعهد باشی ک میخوای تغییر کنی خدا بهت همه چی میده چون خدا عاشق اینه که کمک کنه بهمون منی که تو کل 34 سال عمرم هزارتومان نساخته بودم الان 8 ماهه از کارم گذشته

    50 میلیون فروش کردم و الان سی میلیون جنس دارم

    چون خدا گسترش داد کارمو از 7 جین جوراب رسیدم به جوراب و لباس زیر و تیشرت و لباسهای خانگی

    چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بماند

    اونایی که فکر میکنن حتما باید دوره ای رو بخرن تا بتونن تغییر کنن اشتباه نکنیم از هرجا که هستیم کافیه بخوایم و شروع کنیم قدم اول قدن اول ازهرجایی که هستیم فقط قدم اول رو برداریم

    من از سریال زندگی در بهشت شروع کردم و الان دوازده قدم رو دارم میرم جلو

    پروژه خانه تکانی ذهن ناب ترین دوره ای هست که هدیه داده شد به ما به ماهایی که درخواست کردیم و خداوند پاسخ داد

    استاد به جرعت میگم به هیچ عنوان هیچکسی نمیتونه مثل شما اینقدر زیبا خدا و قوانین رو واضح بیان کنه

    دوستون دارم و شمارو خواهم دید

    مریم جونم خیلی بی نظیری بهترین الگو برای تمام زنان

    از خدای یکتا از فرمانروای کل کیهان برای همه ی عزیزان ثروت میخوام عشق میخوام آرامش میخوام دوستی های زیبا و صلح و زیبایی بهشت رو تجربه کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 478 روز

    درود

    روز هفتاد و دوم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد عزیز

    یک جمله از خلاصه این فایل خیلی برام تکان دهنده بود که ایمان و نگرانی در کنار هم قرار نمیگیرند . من جدیدا خودم بهم ثابت شده بود که ایمانم هنوز صد در صد نیست که نگرانی سراغم میاد . ایمان اطمینان قلبی میاره

    گاهی یه صدایی از درونم برای یک موضوعی بهم اطمینان صد در صد میده اما بعضی روزا باورش میکنم و بعضی روزها دلایلی ذهنم میاره که نمیتونم بهش اعتماد کنم و باورش کنم

    نمی‌دونید اون صدای درونی وقتی بهم میگه بهت قول میدم که اینجوری نمیشه یا میشه ، چقدر قند تو دلم آب میشه اما این ذهن خیلی چموشه ، مدام بالا پایین می‌کنه

    خب شاید یکی از دلایلش اینه که من نیاز دارم به تکامل و زمان بیشتر

    در رابطه با اتفاقات خاص مثل قرنطینه یا مثلاً به قول یکی از دوستان شکستن پا ، یا مثلاً درگیر یک بیماری طولانی شدن ، زمانی هست برای کار کردن و تغییرات

    جهان مدام در حال تغییره و هیچ کس نمیتونه ثابت بمونه و باید تغییر کنه یا درجهت عکس یا در جهت موافق

    خب از زمانی که من بواسطه یک عود بیماری که فکر میکردم نهایتا دوسه ماه طول بکشه خونه نشین شدم، تا الان یکسال و هشت ماه میگذره، تو این خونه نشین شدن بود که من هدایت شدم به این سایت ، افسردگی تمام وجودمو گرفته بود ، اوایل فایلها رو برای اینکه حال دلم خوب بشه گوش میکردم ، و واقعا یکی دوماهه خیلی حالم دگرگون شد ، و گذری می یومدم داخل سایت برای تسکین روحم

    اما بعد ها کم کم روی دیدن فایلهای تمرکز بر نکات مثبت و گامها متعهد شدم اما نه هر روز

    و حالا هم که روی فایلهای تحول روزشمار هستم حدود سه ماه روزانه و با نوشتن تمام فایلها، متعهد شدم برای تغییرات ، اینکه چقدر خوب کار میکنم رو نمی‌دونم اما خودم متوجه هستم که روی ورودی ها هنوز متعهد نیستم ، احساسم با ترس بالا پایین میشه و موقع ترس باورهامو تکرار میکنم و کمی حالم بهتر میشه و دلیل ترس ها هم اینکه انگار بجای جلو رفتن نتایج کمی به عقب می‌ره ، یک روز یه حرفی تو دلم اومد که ، ذهنت داره مقاومت می‌کنه ادامه بده تا امید نشو ، به قول استاد بعضی باورهای خیلی ریشه های عمیقی انگار دارند مخصوصا باورهای سلامتی ، و نیاز هست که خیلی کار بشه و طبق گفته ی شما استاد ، به همین نسبتی که وقت بزاریم و کار بکنیم و متعهد باشیم نتیجه خواهیم گرفت . اما میگم من قلبم میگه که تو روی ورودیهات حواستو باید بیشتر جمع کنی، دیشب که توی عقل کل میگشتم با مواردی که دوستان نوشته بودن متوجه شدن تو همین بحث سلامتی من یک نتایج ریز گرفتم اما بازگشت داشته مثلا در یک مورد قبل از عید با اینکه باورهاشو تازه ساخته بودم نتیجه گرفتم بودم اما سیزده چهارده روز از تعطیلات شروع سال جدید رو کلا تکرار باورها رو کنار گذاشتم و دقیقا از هفته ی بعدش دوباره برگشتم به همون روال قبل ،

    دوستان گفته بودند که اگر نتایج کوچک هم میگیرید رو برای خودتون تکرار کنید تا باور سازی بشه

    و حالا که متعهد تر دارم جلو میرم باید اول باور کنم که جهان پاسخ میده باید ایمان داشته باشم ، الان که دارم متعهدانه میرم جلو یک مورد جدید پیش اومده که انگار ذهن میخواد به این تعهد هم مقاومت کنه ولی می‌خوام باور کنم که خداوند هدایتم می‌کنه به سمت نتایجی حتی کوچک .

    اما این مدت خونه نشین شدن من در زمینه طراحی و نقاشی خیلی واسم رشد داشت ، من کلی مطالب رو فراموش کرده بودم اما تو این یکسال و اندی خودم رو تو بعضی مطالب بروز کردم و وقت بیشتر گذاشتم . خیلی ها تحسینم کردن که با این شرایط خیلی خوبه که داری طراحی می‌کنی ، ولی تو این زمینه واقعا به این جمله که جهان وقتی متعهد بودنت رو میبینه ، درها رو باز میکنه ، رسیدم

    وقتی تصمیم گرفتم با توجه به هدایت‌های که شده بودم یک کانال آموزشی رایگان راه بندازم ، چون از قبل دراز کشیده هم طراحی کرده بودم اطمینان داشتم میتونم این کار رو انجام بدم اما خب نیاز داشتم به یک پایه موبایلی که بتونه کنارم باشه و فیلم بگیره و از اونجایی که شنیده بودم باید با حداقل ها شروع کنم، از همسرم نخواستم واسم پایه موبایل بگیره ، و یک ایده از طرف دخترم اومد که میتونم که میز کوچک کنارم بزارم و گوشی رو روش بزارم و فیلم بگیرم و اولین فیلم آموزشی که گرفتم کلی خوشحال شدم ، بعد برای فیلم های بعدی بهم الهام شد که مثلاً میتونم یک صندلی کنار تختم بزارم یک میز کوچولو روی اون و گوشی رو در مکان بالاتری قرار بدم تا صفحه ی اموزشیم بازتر بشه و گاهی نشسته و گاهی دراز کشیده فیلم بگیرم ، وقتی ویدئو های آالان رو با ابتدای کانال مقایسه میکنم خیلی کیفیتش بالاتر رفته ، اما با همین گوشی و با همین امکانات ، حتی تو بحث آموزش هم اوایل آموزش و طرح رو کپی انجام میدم اما الان طرح مستقل شده و فقط آموزش کپی هست ،

    و این نشون میده که بعد ها می‌تونه آموزش هم مستقل بشه و همه چیز بشه در انحصار خودم

    اینا همین جمله رو تایید می‌کنه که جهان وقتی تعهدت رو میبینه درها رو باز می‌کنه الهامات رو میفرسته و فقط کافیه که الهامات رو گوش کنیم و عمل کنیم ، شاید اگر تو این سایت نبودم و همچنین تصمیمی برای آموزش می‌گرفتم خیلی زود سرد میشدم چون درآمدی واسم نداشت

    اما الان با وجود نداشتن درآمد ، وقتی دارم نتایج ریز رو میبینم مثلا یک یکی اومدن فالوورها یا مثلاً جدیدا دونفر شون از بیست نفر دارن فایلهامو لایک می‌کنند ، یعنی ممکنه همینها کم کم تمریناتشون رو واسم ارسال کنند یا مثلاً هفته ی پیش یکیشون تو پی وی اومد و منو استاد خطاب کرد و درخواست سیو فایل رو کرد ، واقعا اینها نتایج هستند اگر تو این تو این سایت نبودم متوجه قانون نبودم و نتایج رو شاید اصلا متوجه نمیشدم اما جدیدا یک آیمانی نسبت به این کانال اومده تو وجودم که این کانال واست درآمد زا میشه ، فقط نیاز هست باور کنم و متعهدانه کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مهدیه یونسی گفته:
    مدت عضویت: 769 روز

    به نام یگانه معبودم

    درود و مهر به استاد شایسته ی مهربان و استاد عباسمنش عزیز

    گام ششم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن رو هم به لطف الله مهربان با عشق دیدم، با عشق شنیدم و با تمام وجود درک کردم

    چقدر این فایل مثل فایلهای دیگه تاثیرگذار بود.

    خدایا شکرت برای هدایت شدنم به این فایل زیبا

    استاد وقتی از کنترل ذهن در شرایط نادلخواه صحبت کردید یاد خودم افتادم که قبل از آشنایی شما و این سایت پر از آرامش که هنوز نه خدا رو می‌شناختم نه آگاه بودم جریان بیماری که درموردش صحبت کردید همه رو ترسونده بود و اکثر فامیل مادری من این بیماری رو گرفتن و اونایی حالشون خیلی بد شد که آدمای خیلی خیلی ترسویی بودن و خیلی دیر خوب شدن و وقتی مادر من این بیماری رو گرفتن هیچکس حتی خواهر و پدر و برادرم از ترس نتونستن ازشون پرستاری کنن و من با یه ایمان قلبی قوی یکماه کامل از مادرم پرستاری میکردم و حتی نزدیکشون می‌نشستم و همیشه دلم قرص بود که هیچ اتفاقی واسم نمیفته و به مادرم هم روحیه دادم و خداروشکر خیلی زود سلامتیشون رو بدست آوردن و من هم سالم تر از قبل….

    و یا

    در مورد شرایط اخیر کشورمون سعی کردم اصلا اخبار و رسانه ها رو دنبال نکنم و همیشه از آدمایی ک حرف این شرایط و اتفاقات نادلخواه رو میزدن فاصله میگرفتم و خداروشکر خیلی آرامش داشتم نسبت به بقیه…

    و فقط به موهبت های این اتفاقات فکر کردم…

    استاد شما گفتید ایمان، توکل، تعهد و باور درسته که نتایج درست رو رقم میزنه و من از روزی که به خودم و خدای خودم تعهد دادم پروژه خانه تکانی رو انجام بدم اتفاقات عالی پشت سر هم واسم رخ میده چون همین پروژه هم خودش از الهامات الهی بود زمانی که توی سایت بلاتکلیف میچرخیدم و نمیدونستم از کجا شروع کنم و مدام کسی بهم میگفت از خانه تکانی ذهن و کتابهای استاد شروع کن و وقتی اومدم تا استارت کار رو بزنم البته بعد از خواندن کتاب‌های شما و آشنایی با خداوند دستم خورد روی خوش آمدگویی سایت و هدایت شدم به خانه تکانی ذهن و مطمئن شدم و به این الهام عمل کردم و نمی‌دونید چقدر زندگی من قشنگ شده و نتایج بی‌نظیری گرفتم به لطف الله و صحبت های زیبای شما

    استاد من و همسرم با پیروی بی چون و چرا از الهامات الهی به مکان و زمان مناسب تر هدایت شدیم و به یک. شهر بزرگ و عالی مهاجرت کردیم

    و با شرایط و اتفاقات عالی و مناسب همنشین شدیم.

    استاد عزیزم از خداوند برای شما و عزیز دلتون مریم جان که عزیز دل ما هم هستند سلامتی و سعادت آرزومندم.

    مانا باشید به لطف یزدان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    گام ششم- پروژه خانه تکانی ذهن

    سلام و درود

    چن باری تو کامنتا خوندم، از استاد هم شنیدم که فلانی تو یه برهه ای خودشو بسته به فایلا، ورودی هاشو کنترل کرده و بعدش معجزاتی رخ داده که…

    تو این فایل هم داستان اون دوستی تکرار شد که کل تعطیلات عید انرژیشو گذاشته رو اگاهی ها و بعدش درهای باورنکردنی واسش باز شده و تاکید شد وقتی جهان تعهدت ببینه اتفاقات و شرایط تغییر میکنه…

    پیشنهاد موکد شد از هر فرصتی استفاده بشه واسه فایل گوش کردن/اصلاح و بهبود باورا، عمل به ایده ها و الهامات.

    اینا رو که میتایپیدم ذهنم میگفت مهدی آقا توکه هیچ ورودی بجز سایت به خورد ذهنت نمیدی، تو که صدتو گذاشتی تو این بازی،، پس چرا شرایطت تغییر نمیکنه؟

    چرا…

    خب

    پرسش بالا به اشکال مختلف بارها تو ذهنم مطرح شده – از خدا میخام کمکم کنه تا نشتی فرکانسی که عامل این مسئله هستو برطرف کنم.

    اوکی،

    موضوع اول به خودم یاداوری کنم؛ جریان هدایت و مسیر تحقق خواسته تدریجی رخ میده، اینجوری نیست که یه هو با یه حرکت از فرش به عرش برسی، میلیارد میلیارد پول بسازی و…

    خیلی از ایده ها و کارایی که انجام می دی شاید به ظاهر نتیجه نده یا اونی که فکرشو میکردی منتهی نشه اما ماحصل این مسیر تورو میرسونه به چیزی که واست مناسبه، میرسونه به فراتر از ایده ال ت. پس فارغ از نتیجه به الهاماتت عمل کن. چون داری رو خودت کار میکنی، وصلی به جریان هدایت الهی. هیچ اتفاقی خارج از برنامه و فضل خدا نیست.

    حتی اگه اوضاع به ظاهر خوب نیست به خودت مسلط باش، همه چی طبق برنامه فضل خدا پیش میره. فقط نگران نباش، کما کان به چیزی که میخای باشه فکر کن و واسش تلاش کن، مهم نیست الان چی میبینی و یا تلاشات جواب نمیده.

    موضوع دوم اینکه »

    گویا ذهنم خودشو طلب کار میبینه. انتظاراتش محقق نشده – با اینکه اتفاقات خوب فراااووونه و خدا خیلی هوامو داره اما در چاله چه فایده، اونی که میخای نشده. گیرم انداخته و به این ترتیب چن وقتیه تو روزمرگی ها داره میدووونتم به امید روزی که اون خواسته محقق بشه.

    خب

    حالا چجوری این مسئله رو حل کنم؟

    + بادیدن نشونه و یا اتفاقات خوب کوچک.

    – نمیتونم سختمه. هیچ نشونه ای نیست.

    این روزامونم هیچ شباهتی به روزای خوب نداره (مومنتوم منفی ازونی که فکرش کنی قوی تر شده. نمیتونم متوقفش کنم.)

    + میتونی. باید بتونی. اگه وا بدی جوری دهنت آسفالت میشه که صدبار ارزوی همین الکی دوویدنا رو کنی.

    – واقعا سخته. چجوری وقتی هر تلاشی میکنم جواب نمیگیرم به ذهنم بقبولونم جهان وقتی تعهدم ببینه در ها رو باز میکنه؟ دیگه تعهد چیه و چجوریه که نشونش بدم؟ من که هررر ایده و الهامی شده انجام دادم. هر وری رفتم جور نشده. دیگه باید چکار میکردم که نکردم؟

    + عامو سختش نکن. بیخیال.

    بیا یه پله پایین تر. میتونی فاز اون زمانا که کرونا اومده بود و کسب و کارت تعطیل و بلاتکلیف بودی رو برداری؟ مثه همون موقعا فقط بگو میخام خوش بگذرونم و فایل گوش کنم. اصلا بیخیال نتیجه. حالت خوب کن. ایده ای، باری به پستت خورد انجام بده، نخورد هم تقلا نکن. فقط پیش برو.

    – چی بگم والا. اگه تو بگی انجام میدم اما لجم میگیره استاد عباسمنش اینجوری باغ سرخ/ سبز ، وعده و داستانای قشنگ تعریف میکنه از دیگران اما در واقعیت زندگیم هیچ کدومش رخ نداده.

    + بیخیال مهدی اقا. خودت با دیگران مقایسه نکن. شما همون فاز ایام کرونا رو بردار. همونجوری پیش برو. میدونیم که بعد اون رفتارا اتفاقات عجیب رخ داد واسمون. الانم دقیقا آذر ماه، اول زمستون ومثه اون زمانا که کرونا اوج گفته بوده.

    بیخیال مهدی. قراره بمیریم. بیا خوش باشیم فقط. بیخیال. مثه الکی خوشا، اصلا مثه مُسکن فایل گوش کن بعد ازین.

    قبولت دارم. میدونم تلاشات کردی.

    بعدازین مثه اون کشاورزه فقط چای بخور و منتظر رشد دونه ها و سبز شدن زمینت باش. اصلا زمینو هم نگا نکن، فقط چای بخور و بیخیال.

    چی بگم والا. چشم. انجامش میدم.

    .

    (اینایی که تایپیدم گفت وگو درونیم بود که برای منسجم شدن به عنوان تمرین و تعهد و ردپام برای این گام از پروژه خانه تکانی قرارش دادم)

    سپاسگزارم

    تمام.

    2067

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ونوس گفته:
    مدت عضویت: 2545 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیزم

    واقعااااااآاا ازشنیدن مطالب لایو شگفت زده شدم نمیتونم بگم چه احساسی دارم چقدرررر قلبم بامطالب گفته شده درفایل موافق بود

    من از بچگی همیشه یادم می آید پدربه همراه عموهایم داستانهای خریدملاک هایی رابیان میکردن که در لحظه آخر منصرف شدن . من جمله ملک بزرگی در منطقه یاغچیان تبریز که ۱۵سال پیش ارزش چندانی نداشت وتادم امضاهم رفتن ودرلحظه اخرمنصرف شدن والان آن ملک میلیاردهاقیمت دارد زمان کودکی میگفتم کاش ب گذشته برمیگشتیم ومیخریدیم بزرگترهم ک شدم باز فکر میکردم فرصتهافقط درگذشته بوده مگریک کارگر چقدر درآمد دارد که میلیاردها تومان جمع کند تا بتواند در منطقه مثلایاغچیان یک ملک داشته باشد همیشه حرف از فرصتی بود ک بعضی افراد دران زمان استفاده کردند و ازانجاملک خریدن وغیره

    اماااااا ازسال۹۶که بااین آموزه ها آشنا شدم دیگر متوجه شدم چرا پدر من بااینکه انقدرهاپول داشت ک بتواند در۲۰سال پیش در بهترین جای تبریز خانه بگیرد نگرفته این الهام از طرف خداوند بهش می‌شده برو سمت مثلاا یاغچیان بگیر اما می‌ترسیده ترس نزاشته و این گوش دادن ب ندای ترس وضعیت کنونی راپیش آورده ندای الهیی می‌گفته جنس داره گرون میشه بخررر اما ترجیح میده بزاره بانک سرمایش

    اما میخواهم چن نمونه از اینکه ب ندای الهیی ام گوش دادم بگم براتون

    بچه که بودم یادم هست درس صدامیکر ن معلمابیاپای تخته من همیشه بلدبودم نبودم دستم بلندمیکردم میگفتم میرم پای تخته قلبم بمدمیگه چی بگو

    سال دوم راهنمایی ک بودم معلمون گف یه انشاراجب باران بنویسین اون روزم باران می‌بارید من چشمانم بستم حرفهای قلبم آوردم رو کاغذ اون انشا اونقدرصداکرد تو مدرسه پخش شد بین معلمامدیرسایردانش اموزا اونقدری ک همه ب من گفتن توحتمانویسنده میشیذاون انشامنوتو مدرسه معروف کرد

    سال۹۶من لیسانس ریاضی از دانشگاه تبریز گرفتم بااینکه تمام واحدهام پاس کرده بودم و فقط کارهای اداری مانده بود و۸۰هزارتومن بدهی ب دانشگاه قلبم گف مدرکت نگیر ب دردت نمیخوره نگرفتم‌و نخوردهم

    سال۹۴بانت ورک آشناشدن همه گفتن نرو قلبم گف برو رفتم و درسته درآمد کسب نکردم اما بااستاداشناشدم

    سال ۹۷رفتم مغازه دوستم تاکاریادبکیرم بااینکه پدرم گفت نرو برو دنبالدرس مدرک قلبم گف برو رفتم و الان یکی از شاخ های کارخودمم

    همون سال۹۷خواستم ازدوستم جدابشم مغازه جدابزنم خانوادم گفتن تازه جات محکم شده بمون قلبم گف جداشو نتیجش شد رشد ۸برابری درآمدم

    وخیلیییی چیزای دیگ و من الان تصمیم گرفتم فرمون فقططططط بدم ب قلبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    حبیب الله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4239 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی

    خدایا سپاسگزارم ازت به خاطر هفتاد و دومین روز شمار تحول زندگی مون. سپاسگزارم ازتون استاد عزیز به خاطر این لایو عالی و تأثیر گذار. این فایل برام پر از باور تقویت کننده بود، پر از فراوانی بود، پر از استفاده از فرصت هایی بود که از دل تضادها نشئت گرفته شدن. پر از استفاده درست از ابزارها و تکنولوژی های مدرن که عاشق شونم و این طور میتونند به انسان کمک کنند و این جور هیولا وار باعث پیشرفت بشن.

    خدا رو شکر من تو این مسئله پندمیک چون از استاد یاد گرفته بودم که همیشه سعی کنم تمرکزمو روی نکات مثبت بزارم، سعی کردم از همون اول به اخبار و رسانه ها توجه نکنم و خودمو کلا دور کردم از اخبار و آدم های منفی. و گاها هم اگه حرفی میشنیدم در این مورد سعی میکردم که اعراض کنم و در موردش با کسی بحث و جدل نکنم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر هم تو این جریان سلامتی کامل رو همیشه داشتم و دارم و دلیلش هم این بوده که سعی کردم ذهنمو بمباران کنم با فایل های استاد و دیدن چیزهایی که بهم احساس خوبی میده.

    خوب اتفاقات بزرگی تو این تقریبا دو سالی که از این جریان میگذره تو جهان رخ داده و بسیاری از کسب و کارها کلا شکل شون تغییر کرده. خیلی از بیزنس ها رفتن به سمت آنلاین شدن، اهمیت فروشگاه های اینترنتی چند برابر شد و خیلی از کسب و کارها که قبل از این جریانات با اینترنت و خرید و فروش اینترنتی مشکل داشتن، الآن همونا سایت دارن و بیشتر کسب و کارشون رو بردن سمت آنلاین و فروش اینترنتی. حوزه آموزش به کلی تغییر رویه داده و بسیاری از مؤسسات کلا رفتن سمت آموزش آنلاین و خود افرادی که هم میخوان از آموزش ها استفاده کنند بیشتر تمایل دارن که از طریق آنلاین آموزش ها رو دنبال کنند، به دلیل اینکه خیلی از محدودیت هایی که رفتن سر کلاس به صورت حضوری داره رو آموزش آنلاین دیگه نداره و طرف میتونه آموزش رو چندین و چند بار ببینه و گوش بده. خیلی از فرایندها و کاغذبازی های اداری حذف شد و جای خودش رو داده به سیستم های دیجیتال و آنلاین و غیر حضوری. چه قدر رفت و آمدهای بی مورد کمتر شده و خیلی از فعالیت ها رو میشه از تو خونه هندل کرد و به صورت دورکاری انجام داد. نمونش شغل خود من که بعد از پندمیک تقریبا تمام نیروهای شرکت به جز یه تعداد خیلی اندک همه دارن تو خونه های خودشون فعالیت کاریشون رو انجام میدن و هر کدوم هم تو یه شهری هستن و تازه بعد از این جریانات فهمیدن که اصلا نیازی نیست که تو شرکت حتما حضور داشته باشن، و اتفاقا چه قدر بهتره که همه نیروها دورکاری کنند و از لحاظ هزینه ها و خیلی چیزهای دیگه هم به نفع شرکت هستش.

    جهان همیشه و هر لحظه در حال تغییر و پیشرفته. جهان منتظر کسی نمیمونه و این ما هستیم که باید با تغییرات همگام بشیم و تغییر کنیم و گرنه زیر چرخ دنده های جهان هستی له میشیم. و اون کسایی از همه موفق ترند که قبل از اینکه تغییرات عظیم شروع بشه و به سراغ شون بیاد خودشون به دنبال تغییرات میرن و اونا کسانی هستند که بهشون میگن پیشرو. پیشرو یعنی کسی که قبل از اینکه جهان بهش فشار بیاره خودش به استقبال تغییرات میره و هر روز حرکت های جدید و ایده های جدید رو امتحان میکنه. ما هم اگه میخوایم جزو این دسته باشیم، باید همیشه سعی کنیم که هرگز تو دایره راحتی مون نمونیم و تغییر رو فراموش نکنیم و گول شرایط به ظاهر ایده آل رو نخوریم.

    خدا رو شکر که تو این مسیر زیبا هستیم.

    در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

    خدا رو شکر که برگی دیگه از سفرنامم رو نوشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: