اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
او خدایی است که معبودی جز او نیست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است! (22) او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی ستم نمیکند، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکستناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرارمیدهند! (23) او خداوندی است خالق، آفرینندهای بیسابقه، و صورتگری (بینظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند؛ و او عزیز و حکیم است! (24)
خدایا هر موفقیتی که دارم از آن توست و تو به من دادی.
خدایا هر توانایی که دارم از آن توست و تو به من دادی .
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری
می جویم.
خدایا هدایتم کن تا فقط وابسته تو باشم.
خدایا هدایتم کن تا فقط محتاج تو باشم.
خدایا هدایتم کن تا فقط روی تو حساب کنم.
سلام
سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان سایت.
هرموفقیت و پیشرفت و هر رشدی نتیجه یکسری اعمال و رفتار درست به طور مستمر هست.
اوایل تابستان بود که هدایت شدم به یک هدف 30 روزه برای خودسازی شخصیتم.
درکامنتهای قبلی اشاره کردم که مدتهاست من دارم روی رشد شخصیتم کار میکنم و طبق الهامات و نشانه هایی که از خدا دریافت کردم باید روی این زمینه خیلی کار کنم.
من یکسری برگه های A4 برداشتم و لیستی از کارهای و عادت های درستی که باید در خودم ایجاد میگردم نوشتم .
هر روز از اول صبح طبق این لیست شروع میکردم به انجام یکسری اعمال درست و یکسری رفتارهای درست و هر شب جلوی هر کدام یک تیک میزدم.
خلاصه اینکه من تونستم متعهدانه این 30 روز را خیلی عالی پیش برم .
یعنی من 30 روز داشتم با تعهد بالا کارهایی که باید در شخصیتم ایجاد میکردم ، انجام میدادم.
بعد از این مدت اتفاقی که افتاد این بود که یکسری عادتهای مناسب در من داشت تبدیل به عادت میشد و از همه مهمتر اینکه ،
من به وضوح احساس کردم که چقدر رشد کردم، اصلا آدم قبلی نبودم و احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری دارم.
خیلی حال خوبی دارم . واقعا آدم وقتی از نظر فرکانسی تغییر میکنه از درون کاملا احساس میکنه.
این تجربه باعث شد که دیگه من همیشه برای خودم Deadline طراحی کنم . حتی اگه زمان بندی کوتاهی داشته باشه . مثلا برای یک هفته ولی باید باشه .
این زمانبندی های کوتاه ولی ادامه دار و نتیجه بخش بعد از مدتی نتایج عالی برای آدم میاره .
الان من شاید به ظاهر نتیجه بزرگ نداشته باشم ولی ایمان دارم با این هدفهای کوتاه و مستمر من دارم ریشه های درون ام را رشد میدم وقویتر میکنم تاتبدیل به یک درخت تنومند و استوار و راست قامت و پر محصولی
خدایا هزاران بار شکر که من رو هدایت کردی به بهترین آگاهی ها
وقتی دارم روی خودم کار میکنم خداوند. بهترین لحظات رو برامون میفرسته تا استفاده کنیم وقتی درکی از آن نعمت نداری و احساس خود ارزشی نصبت به آن نعمت نداری یواش یواش آن نعمت ازت گرفته میشود
وقتی انسانها بازنشسته میشوند دیگه میگن ما باز نشست شدیم دیگه کار نمیکنیم کلی درد و مرض سراغشون میاد چون دیگه از نعمت کارهایی که میتونن انجام بدهند صرف نظر میکنند و خودشون رو از نعمت های سلامتی محروم میکنند و درست همه این باورها که باز نشستی باید کار نکنی همان علف های هرز است
وقتی استاد از این پروژه عظیم صحبت میکند و انجام داده است
با این که کلی زحمت کشیده ولی کلی درس گرفته کلی سلامتی بدست آورده .همین که با جمع آوری علف های هرز قانون یکسان بودن منفی ها را بدست آورده و دوره های بهتری تونستن با این درس بزرگ علف های هرز بدست آورن
و قانون بر طرف کردن منفی های ذهن و همون علف های هرز ذهنی را با همین روش کار کردن روی باور تا بشه جایگزین نکته های منفی بشی
و این نیاز داره به برنامه ریزی یعنی کلی به نتیجه نگاه کنی ذهن مقاومت داره پس تکامل را طی میکنیم و ذره ذره این باورها را در ذهن میکاریم و به همان صورت یواش یواش نتیجه ها هم بزرگ میشه و میشه درس گرفت که آقا باید تکامل طی بشه اولش شاید برای تغییر باورها سخت باشه بعد وقتی مداوم و پایدار باشه ذهن بیشتر و راحتتر میتونه تغییر را قبول کنه و به همین صورت پیشرفت را دریافت کنیم خدایا شکر.
هدف های بزرگ با قدم های کوچک و متوالی شروع میشوند من از شما یاد گرفتم بجای کمال طلبی در جهت بهبود مستمر وتدریجی حرکت کنم
اگرکاری در ابتدا که میخواهی شروع کنی کل پروژه رو در نظر بگیری خیلی سخت میشه باید تیکه تیکه وکم کم درست بشه
من با کار کردن روی خودم خونه ای رو که سالها بوددست پدرم بود و هزینه اش رو داده بودم ،خریداری کرده بودم ولی بهم داده نمیشد خدا رو شکر من با کنترل ذهن وباور الخیر فی ماوقع این اتفاق رو خیر میدیدم سال پیش که با عشقم پیش پدرم رفته بودیم خودش سند خونه رو بهم دادوگفت برو درستش کن من وعشقم از خوشحالی تو پوستمون نمی گنجیدیم وما پاداش این مسیر رو گرفتیم
من این خونه رو در حالی تحویل گرفتم که برق قطع شده بود کنتور آب شکسته لوله های آب ترکیده و به خاطر اینکه کسی داخل خونه نبوده سقفش آویزون وقتی خونه رو دیدیم اصلا دپرس شدیم تا یک هفته نمیدونستم چکار کنیم اصلا کجاش رو درست کنیم داشت گریه ام میگرفت خدا رو شکر خودم رو کنترل کردم و شروع کردم نکات مثبتش رو بشمرم وحالم بهتر شد گفتم این خونه خیلی مهندسی سازه بزرگه جای خوبی داره ویلایی هست جلوش دیوارساحلی داره که رودخانه خیلی زیبایی از جلوش رد میشه محیطش سرسبزه هوای پاک وخوبی داره
اول کابل گرفتم وبرقش رو وصل کردم روشنایی خانه وصل شد که دیدم لامپ ندارم چندتا لامپ ومهتابی خریدم قفل درب گرفتم محافظ پنجره گذاشتم شن و ماسه آوردم وبنا گیرم نیومد خودم بناشدم یکی از پنجره ها رو برداشتم وبجاش دیوار گذاشتم وهمون پنجره رو اون طرف خونه نصب کردم و دوباره هم یک قسمت دیوار ریخته بود خودم چیدم
گل کار دیواری بودکه به ارتفاع دو متر وعرض 3 مترگذاشتم خیلی صاف طوری که پدرم دید گفت کدوم بنا رو آوردی من وعشقم خندیدیم گفتم خودم بنا هستم چقدر توی این پروژه من تجربه کسب کردم و بزرگتر شدم ابزار خریدم دور پنجره رو متر گرفتم وبه اندازه آهن گرفتم ومحافظ جوش دادم ضد زنگ زدیم و دوباره رنگ کرم در سه مرحله زدیم و با عشقم نصب کردیم وآخر کار که میدیدیم چقدر لذت میبردیم که خودمون کار ها رو انجام میدهیم واون اعتماد به نفسی که بدست آمد باعث شد تمام در ها رو ضد زنگ بزنیم ورنگ بزنیم دوباره من دوتا درب دیگه جوش دادم وسیمان کاری کردم
پرده های خونه رو خودمون اندازه گرفتیم عشقم دوخت و نصب کردم وآنقدر این پروسه لذت بخش بود که ما فکر میکردیم طرح میریختیم وعمل میکردیم ونتیجه کار رو که میدیدیم اون موفقیت بسیار ارزشمند بود برامون وهر دفعه خودمون رو تحسین میکردیم واقعا من انسان فوق العاده ای هستم من بینظیرم از پس هر وسیله ای برمیایم من یک نابغه ام خدایا شکرت
بهبود تکاملی ومستمر همچنان ادامه داره کلی لوازم بردیم از یخچال وگاز وفرش و.. که شد ویلای تفریحی، ویلای تنهایی من وعشقم البته داخل خونه هنوز کار داره وکم کم بهبود داده میشه
سپاسگزارم استاد از وقتی که مستمر فایل ها رو گوش میدم باورهای جدید هی مرور میشه وزندگیم تکاملی در حال رشده بعضی وقتا کمتر خیلی وقتها هم بیشتر عاشقتم استاد عزیزم ای بنده توحیدی خدا
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم در این پروژه هدایتی
وقتی میخوای یک درخت تنومند از هر چیزی داشته باشی، میدونی که باید بری یا نهالش رو بکاری یا بذرش رو اگر خاکت به قدری حاصلخیز و آماده باشه میدونی نهال کاشتن برات بهترین گزینه ست اما وقتی میدونی خاکت اونقدرا داخلش درخت های خوب کاشته نشده و ازش استفاده مفید نکردی و بهش رسیدگی نکردی خب میدونی که باید انرژی و زمان بیشتر و حتی مضاعف بگذاری و اصلا یه پروژه بزاری تا درخت های موریانه خورده، علف هرز ها و.. رو از جا در بیاری و کل زمین رو صاف کنی و از بذر کاشتن شروع کنی؛ در هر صورت چه نهال رو بکاری چه بذر رو خیلی ازش مراقبت میکنی، اینکه کم و زیاد نشه براش همه چیز به اندازه باشه، خیلی لطیف باهاش برخورد میکنی و ‘توقعی هم ازش نداری’ که خب یه هفته انرژی و زمان گذاشتم پس زود باید به ثمر بشینه نه! میدونی که هنوز نهاله هنوز بذره => نیاز داره روش کار بشه؛ => هنوز نیاز داره بهش سخت نگیری؛ => توی طوفان و سرما بهش امید داشته باشی تا مقاوم بشه؛ => بازم ازش مراقبت کنی تا ریشه هاش محکم بشه و مسیرش رو از دل خاک به سمت آب و مواد معدنی باز کنه تا بتونه روی پای خودش بایسته؛ => بدونی که هنوز زمان نیاز داره و قدم به قدم نهالت رشد میکنه و شروع میکنه به میوه دادن؛ => نیاز داره که حتی وقتی می بینی بعضی از نهال هات دارن رشد میکنند، زود متوقع نشی و بخوای تماام نهال هات رو به یک شکل ببینی و بگی پس چرا بقیه شون رشد نداشتن؟! => بدونی که هر نهال شرایطش فرق میکنه یکی زود تر رشد میکنی و به ثمر میشینه یکی دیر تر => نیاز داره که خودت هم اونقدر قوی باشی که به انتخابی که کردی برای کاشتن نهال شک نکنی، سرزنش نکنی و به بقیه شون هم امید داشته باشی؛ => خودت رو با افراد دیگه مقایسه نکنی و به خودت یادآوری کنی که به اندازه حاصلخیز و آماده بودن خاکت داری نتیجه میگیری؛ => به اندازه رسیدگی خودت برای باز کردن جا برای رشد نهال و نه علف های هرز کنارش.. همون زمان که نهال رو میکاری، بعد از یه مدت کنارش علف های هرز مخصوص اون نهال هم یکم یکم شروع میکنند رشد کردن خیلیی جالبه ها هر نهالی یسری علف های هرز مخصوص خودش رو داره! شاید اون نوع علف هرز که کنار یه نهال میبینی رو هیچوقت کنار نهال دیگه نبینی یا بعضی علف هرز ها رو کنار بیشتر نهال هایی که کاشتی میبینی که اتفاقا شرایط رو ایجاد کرده برای رشد یسری دیگه از علف های هرز دیگه،، خدای مننن میبینیی؟ چقدر این شباهت به جاست؟
مثل باورهای محدودکننده ای که توی زمینه های مختلف هر باور قدرتمندکننده ای رو بخوای بسازی و روش کار کنی یسری نجواها و باورهای محدود هم در اون حوزه کنارش هست؛ یسری باورهای محدود ریشهای هستند هر زمینهای از زندگیت رو نگاه کنی یه ردی ازش میبینی که راه باز کرده برای بقیه باورهای محدود بعضی هاشون هم اونقدر قوی نیستن و مختص به یک بُعد هستند که اگر هرس بشن و روشون کار بشه، کار ذهن رو راحت تر میکنه تا باورهای قدرتمند و خوب بیشتر رشد کنند و از تمام فضای ذهن استفاده کنند برای گسترش پیدا کردن چون نمیشه که توی یه خاک هم علف هرز باشه هم درخت یا نهال! بالاخره یکی شون بیشتر از منابع استفاده میکنند و دیگری رو کنار میزنند، ریشه دیگری خشک میشه یا حتی اون علف هرز میاد ریشهاش رو میزنه به ساقه نهال و از اون شروع میکنه تغذیه کردن تا ضعیفش کنه و از پا درش بیاره،، اینجاست که متوجه میشی اون علف هرزه قرار نیست با یه بار هرس کردنش برای همیشه از بین بره! میدونی بازم رشد میکنه بازم باید تا قوی نشده هرسش کنی و به نهالت رسیدگی بیشتر کنی تا وقتی درخت بشه و ثمر بده حتی اونموقع هم که نهالت به درخت تبدیل شد و هم از ثمرش استفاده کردی نباید خیالت راحت باشه چون میدونی این علف هرز ها هستن! آره نسبت به درختی که ساختی و ریشهاش چند کیلومتر رفته زیر خاک اونقدر قوی نیستن اما میدونی هم که نمیتونی بزاری به رشد شون ادامه بدن و باید هی کار کنی روشون اما نه به اندازه قبل! چون الان درخت تنومندی رشد دادی با ریشه های قوی و عملا نیاز نیست اونقدر زمان و انرژی که قبلا صرف میکردی رو الان هم صرف کنی اما تا آخرش میدونی که هرچقدر هم درختت تنومند، با ثمر و سایه خوب باشه ولی بازم در معرض رشد علف های هرز هست و کار تو هم هرس کردن و این یک روند مستمر و همیشگی هست..
من وقتی توضیحات این جلسه رو خوندم خیلی تجربه های مشابه داشتم اگر بخوام یکی از اونها رو بگم:
یکی از دوستان پدرم توی دانشگاه آمریکا و ایتالیا درس میدن و داشتم باهاشون صحبت میکردم گویا بابام بهشون گفته بود که زبانم خوبه و مسلطم که ایشون از وسطای گفتگو یهو شروع کردن انگلیسی حرف زدن و من انقدرر ذوق کردم و جواب شون رو میدادم که متوجه نشدم چقدر صحبت مون طول کشید ولی ایشون یه موضوعی رو میگفت و من ادامه می دادم.. بعد از مکالمه ای که داشتیم مامانم داشت برام روند زبان یاد گرفتنم رو توضیح میداد که همین زبانی که الان انقدر عاشقشم و هر روز بخش روتین زندگیمه بهتر کردنش، ترم های اول یه بار انقدر برام سخت شده بود که بعد از کلاس با گریه رسیدم خونه و به مامانم میگفتم ‘نمیتونم از پسش بر بیام و من یاد نمیگیرم!’ و بعد مامانم بهم هدف هام و اون تصویر آخر رو نشون میداد که اصلا چرا من خواسته یاد گرفتن زبان و کلاس زبان رفتن رو از 9سالگی شروع کردم! بعد از اون مامانم گفت وقتی هدف هایی که همیشه میگفتی با یاد گرفتن زبان می خوام بهشون برسم رو برات یادآوری کردم بلند شدی رفتی تکالیفت رو نوشتی؛ و دیگه کل 7سالی که زبانم رو تمام کردم دیگه یادم نمیاد یکبار هم نه گله کرده باشم و نه اعتراض از سخت بودن روند.. من وقتی این داستان رو شنیدم خب یکم طول کشید تا یادم اومد همچین تجربهای داشتم چون تنها چیزی که از روند زبان خوندن توی ذهنم هست، فقط پیشرفت هام بوده و روان و آسون بودن همه چیز
میخوام بگم درک داشتن روند و استقامت داشتن در عمل چقدر کمک کنندست تا خودمون رو اذیت نکنیم و فشار ذهنی الکی روی خودمون نزاریم،، توی همین روند زبان من قششنگ به یاد آوردم چه اتفاقاتی برام افتاده و هر چالش و مسئله رو چطور سعی کردم هندل کنم و واقعا همین قدم برداشتن ها و ادامه دادن ها و پشتکار داشتن و نا امید نشدن از اون ویژنی که داری، نتایج بعدی رو رقم میزنه حالا هرچقدر هم میخواد اول کار احساس کنی کم میاری ولی وقتی استارت کار رو میزنی و یکی یکی قدم ها رو بر میداری و این تکاملِ طی میشه هربار که یه لول بالاتر میری احساس میکنی که چقدرر توانمند هستم چقدرر این روند رو دوست دارم و دارم ازش لذت می برم.. اصلا وقتی داخل روندی و قدم ها رو طی میکنی خودت نوآور میشی و دوست داری خلاقیت و سبک خودت رو پیدا کنی، مثلا داخل همین روند موضوع هندرایتینگ خب داخل هیچ کلاسی به ما یاد ندادن اما خودم گفتم بیام از این ترم سعی کنم یکم قشنگتر بنویسم و به حروف شکل های مختلف میدادم و واقعا عالی میشد یه مدت بعد آخر فیلمای انگلیسی میدیدم اسم عوامل رو با یه هندرایتینگ قشنگتر مینویسه رفتم خودم یاد گرفتم و روش کار کردم؛ یه ترم دیگه اومدم گفتم میخوام فقط تمرکزم رو بزارم روی لهجه امریکن و ته توی داستان رو در آوردم؛ یه ترم دیگه گفتم لهجه امریکنم خیلی خوبه میخوام کلا لهجهام رو عوض کنم یه لهجه پر چالش تر روش کار کنم که عاشقش باشم و نیم ساعت قبل از شروع جلسه اول ترم جدیدم لهجه ام رو تغییر دادم به بریتیش و کلیی حرکت و پیشرفت دیگه یعنی همهه چیز تکاملی جلو رفت قدم قدم توی مسیر باتوجه به شرایطم ایده می اومد و انجامش دادم و درونم همینطور بنیه اعتماد به نفس محکم تر ساخته میشد اینکه “من می تونم” “از پسش بر میام” و هی ایده های جدید بعدی و قدم های بعدی اشتیاق برای ادامه دادنم رو بیشتر میکرد اما ابدا هیچکدوم از این قدم ها و بهبودهایی که ایجاد شد و برداشته شد از اول مسیر برام مشخص نبود که! فکر کنم حتی اگر بر میگشتیم به اون روزی که مامانم میگفت خیلی ناراحت بودم بهم میگفتن بابا هنوز کلی تجربه دیگه هست میخوای بری هندرایتینگ کرسیو و کاپرلیت یاد بگیری، لهجه های جدید یاد بگیری و عوض کنی و مدرکت رو با 90.6 بالاترین استیج یعنی outstanding تموم کنی و.. میگفتم من این ترم رو بگذرونم بیگ شات زدم بقیش که دیگه هیچی!!
اما الان که به این مسیر نگاه میکنم میبینم چه اتفاقی داخلش افتاده و چطور درونم رو رشد داده و راه رو برای کلیی توانایی دیگه برام باز کرده و باور “امکان پذیری و توانمندی” کارهای دیگه رو بهم داده فقط سود بوده و سود که از برکاتش هرچقدر بگم کم گفتم و البته که هنوزم ادامه داره و هر روز من دارم روش کار میکنم و باید همین روند رو به حوزه های مختلف تعمیم بدم؛ خیلی مثال دیگه برام یادآوری شد اما دوست داشتم این روند قشنگی که داشتم رو با شما به اشتراک بزارم و به عنوان تمرین این جلسه بنویسم، خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
یکی اینکه موفقعیت دیگران رو تحسین نمیکردم فقط خیلی ساده میگفتم خداروشکر،الان میگم اگه اون تونسته منم میتونم منم لایق این نعمت ها هستم،
دوم اینکه تازه دارم درک میکنم کنترل ذهن تجسم گفتگوهای ذهنی گانون توجه ورودی های مناسب ،جایگاه خودتو بشناس که کجا قدم میزاری در شان تو هست یا نه،اینکه چی میخوام و الان کجام،یا اینکه کمالگرا نباشم،همه اینها از خانه تکانی ذهن امد بیرون
الان پامو از در خونه میزارم بیرون میگم خداوندا هدایتم کن که توجهم به خواسته هام باش تا طبق قانون از جنس همون وارد زندگیم بشه،دیگه موفقعیت برام دست یافتنی شده،
در این فایل که حول مهورش درس تکامل هست،میدونم هممون دوست داریم یک شبه به همه حا برسیم اما نشدنی هست،حتی وقتی ازم سوال میکنن الان اگر 5میلیارد بهت میدادن چکار میکردی میگم من این پول رو نمیخوام،دوست دارم خودم بسازم و از ساختنش لذت ببرم و رشد خودمو ببینم،دلم میخواد مرتبا خداوند هدایتم کنه چی بگم چکار کنم دست به چه عملی بزنم،یه جورای قبل از هر کاری که انجام بدم میگم اول ببینم خدا با من چه صحبتی میکنه بعد انجامش میدم
خدایاشکرت تو این مسیرم
و هر روز ظهر مهم ترین کارم رو انجام دادن گام ها هست و میخوام تا اخرش برم ببینم مثل شما حانه تکانی میشم
سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته ی عزیز و تمام دوستان فوق العاده ی سایت بهشتی
رد پایی از گام نهم :
وجود باور های محدود کننده در ذهن که مثل علف هرز ریشه زده اند و گسترش یافتن و با یافتن انها فکر میکنم اون هارو از بین بردیم ولی مثل پیچک به باور های دیگر ما چسبیده اند وانها روهم درگیر کردند .
پس برای ازبین بردنشون نیاز به تلاش مستمر و تکاملی هست .کار یک شب نیست .باید کمکم شناسایی کنیم و تغییر دهیم و باورهای سازنده جایگزین کنیم نتیجه بگیرم و انگیزه بگیرم برای ادامه .
چقد این حرف استاد الهام بخش بود برای من که کارهای به ظاهر سخت رو به قسمت های کوچک تقسیم کن ،قدم بردار چالش هایش رو حل کن و اماده شو برای قدم بعد و اینطور چقدر احساس قدرت میکنی از انجام کاری که میترسیدی انجام بدی.چه حس خوبی .
واقعا سپاسگذارم از خانم شایسته ی عزیز بابت این پروژه ی فوق العاده چقدر فایل ها با ترتیب زیبایی چیده شده اند .چقدر تاثیر گذارند.چقدر سرفصل هایی که اول فایل مینویسند فوق العاده است چ جملات نابی که هر کدوم مثل یک باور تقویت کننده است .سپاسگذارم .
دوست داشتم این رو هم بگم که وقتی فایل جدید استاد که کامنت لیلای عزیز رو خوندن و مثل بمب انرژیه واسه من و تا الان پنج بار گوش دادم، رو دیدم متوجه شدم که استاد در مقایسه با این فایل های لایو گذشته چقدر درون ارام تری دارمد،آرامش بیشتر ،که به وضوح دیده میشه ،احساس خوب فوق العاده که به ما هم منتقل میشه و چقدر حس من خوب میشد از دیدن این ارامش.
خدایا شکرت این است نتیجه ی ایمان و توکل و استمرار در این مسیر .
من با این که چند ساله عضو سایت هستم ولی هبچ وقت در عمل ب اگاهی ها استمرار نداشتم و مثل یویو نتایج بالا و پایین میشد و فکر میکردم که خرید دوره و گوش دادن به فایل ها قراره کاری انجام بده ،قراره باور سازی کنه و به خاطر همین باور های غلط ب نتیجه نمیرسیدم .و عجولانه عمل میکردم ،فکر میکردم سریع فایل هارو گوش بدم به اخر برسه تا من هم ب نتبجه برسم ،اما نه همه چیز به من بستگی داره ب احساس من به عمل ب اگاهی ها به تقویت ایمان . دوباره دوره ی دوازده قدم رو در کنار این پروژه شروع کردم اما اینبار با آرامش بدون عجله ،سعی در عمل به آگاهی ها ،فکر و تامل به سخنان استاد که اصلا بعضی حرف هارو انگار بار اوله میشنوم.و چقدر حسم این بار خوبه چقدر از همین شرایط الانم خوشحالم و لذت میبرم و چقدر زیباتر دارم تلاش میکنم برای محقق کردن خواسته هام.با خودم عهد بستم تا دوسال دیگه به بیشتر برنامه هام برسم و بیام اینجا کامنت بزارم و از نتایجم حرف بزنم .
قبلا فکر میکردم خب من فایلای استاد رو گوش میدم و اتفاقات دلخواهم مثل معجزه و خیلی زود رخ میدن ولی دیدم نه معجزه همین حال خوب در مسیر رسیدن به خواسته هاست،آرام و بدون عجله.باید از مسیر لذت ببرم و تمام تمرکزم روی رسیدن به نوک قله نباشه.
بسیار سپاسگذارم بابت مطالب الهی و زیباتون .بابت این سایت فوق العاده که حال خیلی هارو خوب کرده.
: وقتی در مسیر قرار میگیری و قدم اول رو برمیداری ،بقیه کارها راحت میشه ،موفقیت تصاعدی رشد میکنه
: از طبیعت خیلی درسها میشه گرفت که باید ازش استفاده کنیم
این صحبتها همون چیزیه که نیاز به شنیدنش داشتمو تا حالا کسی بهم نگفته بود ولی شما مثل برادر بزرگم هستید یه راهنمای عالی و استادی دانا که با سخاوتمندی کامل این سخنان ارزشمند رو بهم گفتید تا با عمل بهشون پیشرفت کنم ،سعادت دنیا و آخرتم عمل به آگاهیاییه که شما در اختیارمون میذارید اما گاهی از مسیر خارج میشم و روی تعهدم محکم نیستم ،مشکل قانون نیست اگه دیر نتیجه میگیرم مشکل منم که هنوز توی مسیر ثابت نیستم.
خانم شایسته عزیزم سپاسگزارتونم که این پروژه رو آماده کردید و روی سایت گذاشتید ، برای من مثل معجزه س و خیلی متناسب با شرایط فعلیمه ، شنیدن فایلها هرروز سوپرایزم میکنه خدایاشکرت
استاد عزیز تشکر که هر روز صبح حرفهای شما غذا روح من شده تشکر از همه دوستان که کامنت میمانن چقدر این کامنت ها درس داره برای من از هر کمنت که میخانم نوت برداری میکنم تعمق میکنم چقدر نقات ضعف خودم را از طرق کمنت ها اصلاح میکنم تشکر فراوان ازین خانواده آموزنده و صمیمی عباس منش.
جلسه نهم خانه تکانی ذهن.
نکته اول:استاد عزیزم وقتی گفتین کار را قطعه قطعه کنین و تکامل خودت را طی کنین یک روزه نمیشه کار را انجام داد خیلی خوشم آمد چون این عادت را خودم هم دارم حالا که شما گفتین یکی از قانون جهان است چقدر خوش شدم که منم درین فرکانس بودم چون تا کار را قطعه قطعه نکنم لذت نمیبرم دوست دارم هم کار کنم و هم لذت ببرم چقدر شما همیشه به الهامات تان گوش میکنین که فقط قدم را وردارین قدم های بعدی گفته میشه چقدر این حرف شما قشنگه چون اکثر ما که شروع نمیکنیم بحث کمالگرایی است چون قدم اول را از ساده ترین و با امکانات که در اختیار داریم شروع نمیکنیم خیلی برایم درس داشت
نکته دوم: گفتین هم ورزش میکنین هم پاکسازی علف هایی هرز استاد جان منم وقتی میرم سر کار مورد علاقه ام از طرف صبح 6 بجه میرم دوست دارم پیاده برم چون میخایم ورزش هم شوه ،طلوع افتاب راهم بیبینم. اوایل نیم ساعت راه را میرفتم تا به وظیفه ام میرسیدم اما حالا تایم را محدود کدم البته تکامل ام طی کردم 28,25,24,20و حالا در 18 دقیقه میرسم به وظیفه ام خدا را شکر.
نکته سوم: گفتی همیشه آدم های موفق کار مورد علاقه اش انجام دادن نه برای پول بلکه علایق شأن بوده این چقدر برایم درس داشت چون فکر میکردم روزی برسه که ثروتمند شوم دکه کار نکنم خدا را شکر که ای فایل آموزنده را در زمان مناسب اش دیدم
نکته چهارم: علف های هرز مثل باور های منفی همیشه است تمامی ندارد فقط باید کنترل کنیم و همیشه آگاهانه توجه ما به حس خوب ما باشه.
هُوَ اللَّـهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ (22) هُوَ اللَّـهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحانَ اللَّـهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ (23) هُوَ اللَّـهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (24)
او خدایی است که معبودی جز او نیست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است! (22) او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی ستم نمیکند، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکستناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرارمیدهند! (23) او خداوندی است خالق، آفرینندهای بیسابقه، و صورتگری (بینظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند؛ و او عزیز و حکیم است! (24)
حشر [22-24]
سلام خدمت استاد عزیزم،استاد شایسته عزیز،دوستان ارزشمندم
استاد توی 12 قدم هم در مورد علفهای هرز و پیچیدگی ریشه کن کردن اونها صحبت کردند.
چند نکته استاد رو من شنیدم،
باورهای محدود کننده رو پیدا کنیم
شروع کنیم وارد محدوده ترس بشیم (تکاملی)
موضوعی رو انتخاب کنیم و وارد همه نشیم
اون موضوع رو درست کنیم ،به ثبات برسونیم و بعد موضوع بعدی رو شروع کنیم.
از ابزارهای درونی استفاده کنیم
هر روز بخودمون بگیم که تونستیم درست کنیم،تونستیم فلان مسئله رو حل کنیم،تونستیم …
کلا استاد به مسئله حل کن شدن اعتقاد دارن و تو همه دوره ها این رو توضیح میدن که با ابزارهای درونی و راههای متافیزیکی میتونیم به همه چی برسیم.
البته که نجوای شیطان در ابتدای کار بلنده و هر چی ایمان ما بیشتر میشه صدای نجوا هم کمتر و کمتر میشه.
شیطان وعده فقر و فحشا میدهد و خدا وعده فزونی و آمرزش و فضل میدهد.
این کلید احساس خوب هم همه جا همراهمونه .هر دری با این کلید باز میشه.
به نظر من اگه در زمینه ای حالمون ناخوب میشه سریع شکرگزاری کنیم و تکجه کنیم به داشته ها وبه یاد بیاریم که چی بودیم و کجا قراره بریم.
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً
و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است!»
إسراء – 81
سپاسگزار استادی هستم که در هر شرایطی فایل میگیره و هر موضوعی رو تطبیق میده با قانون و آموزش میده.
سپاسگزار استاد شایسته عزیزم هستم که شایسته احترام بسیار هستند و این مجموعه(خانه تکانی ذهنی) رو برنامه ریزی کردن
سپاسگزار دوستان کامنت نویس و تاثیر گزارم هستم
بنام خدای بخشنده و مهربان
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست و تو به من دادی
خدایا هر موفقیتی که دارم از آن توست و تو به من دادی.
خدایا هر توانایی که دارم از آن توست و تو به من دادی .
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری
می جویم.
خدایا هدایتم کن تا فقط وابسته تو باشم.
خدایا هدایتم کن تا فقط محتاج تو باشم.
خدایا هدایتم کن تا فقط روی تو حساب کنم.
سلام
سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان سایت.
هرموفقیت و پیشرفت و هر رشدی نتیجه یکسری اعمال و رفتار درست به طور مستمر هست.
اوایل تابستان بود که هدایت شدم به یک هدف 30 روزه برای خودسازی شخصیتم.
درکامنتهای قبلی اشاره کردم که مدتهاست من دارم روی رشد شخصیتم کار میکنم و طبق الهامات و نشانه هایی که از خدا دریافت کردم باید روی این زمینه خیلی کار کنم.
من یکسری برگه های A4 برداشتم و لیستی از کارهای و عادت های درستی که باید در خودم ایجاد میگردم نوشتم .
هر روز از اول صبح طبق این لیست شروع میکردم به انجام یکسری اعمال درست و یکسری رفتارهای درست و هر شب جلوی هر کدام یک تیک میزدم.
خلاصه اینکه من تونستم متعهدانه این 30 روز را خیلی عالی پیش برم .
یعنی من 30 روز داشتم با تعهد بالا کارهایی که باید در شخصیتم ایجاد میکردم ، انجام میدادم.
بعد از این مدت اتفاقی که افتاد این بود که یکسری عادتهای مناسب در من داشت تبدیل به عادت میشد و از همه مهمتر اینکه ،
من به وضوح احساس کردم که چقدر رشد کردم، اصلا آدم قبلی نبودم و احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری دارم.
خیلی حال خوبی دارم . واقعا آدم وقتی از نظر فرکانسی تغییر میکنه از درون کاملا احساس میکنه.
این تجربه باعث شد که دیگه من همیشه برای خودم Deadline طراحی کنم . حتی اگه زمان بندی کوتاهی داشته باشه . مثلا برای یک هفته ولی باید باشه .
این زمانبندی های کوتاه ولی ادامه دار و نتیجه بخش بعد از مدتی نتایج عالی برای آدم میاره .
الان من شاید به ظاهر نتیجه بزرگ نداشته باشم ولی ایمان دارم با این هدفهای کوتاه و مستمر من دارم ریشه های درون ام را رشد میدم وقویتر میکنم تاتبدیل به یک درخت تنومند و استوار و راست قامت و پر محصولی
بشم که هیچ طوفانی نمیتونه تکونش بده.
خدابا مرا هدایت کن به راه راست
راه کسانی که به آنها نعمت داده ای .
در پناه الله یکتا
سلام
خدایا هزاران بار شکر که من رو هدایت کردی به بهترین آگاهی ها
وقتی دارم روی خودم کار میکنم خداوند. بهترین لحظات رو برامون میفرسته تا استفاده کنیم وقتی درکی از آن نعمت نداری و احساس خود ارزشی نصبت به آن نعمت نداری یواش یواش آن نعمت ازت گرفته میشود
وقتی انسانها بازنشسته میشوند دیگه میگن ما باز نشست شدیم دیگه کار نمیکنیم کلی درد و مرض سراغشون میاد چون دیگه از نعمت کارهایی که میتونن انجام بدهند صرف نظر میکنند و خودشون رو از نعمت های سلامتی محروم میکنند و درست همه این باورها که باز نشستی باید کار نکنی همان علف های هرز است
وقتی استاد از این پروژه عظیم صحبت میکند و انجام داده است
با این که کلی زحمت کشیده ولی کلی درس گرفته کلی سلامتی بدست آورده .همین که با جمع آوری علف های هرز قانون یکسان بودن منفی ها را بدست آورده و دوره های بهتری تونستن با این درس بزرگ علف های هرز بدست آورن
و قانون بر طرف کردن منفی های ذهن و همون علف های هرز ذهنی را با همین روش کار کردن روی باور تا بشه جایگزین نکته های منفی بشی
و این نیاز داره به برنامه ریزی یعنی کلی به نتیجه نگاه کنی ذهن مقاومت داره پس تکامل را طی میکنیم و ذره ذره این باورها را در ذهن میکاریم و به همان صورت یواش یواش نتیجه ها هم بزرگ میشه و میشه درس گرفت که آقا باید تکامل طی بشه اولش شاید برای تغییر باورها سخت باشه بعد وقتی مداوم و پایدار باشه ذهن بیشتر و راحتتر میتونه تغییر را قبول کنه و به همین صورت پیشرفت را دریافت کنیم خدایا شکر.
بنام الله باری تعالی
سلام به استادان عزیزم وهمه دوستان
گام نهم از خانه تکانی ذهن
هدف های بزرگ با قدم های کوچک و متوالی شروع میشوند من از شما یاد گرفتم بجای کمال طلبی در جهت بهبود مستمر وتدریجی حرکت کنم
اگرکاری در ابتدا که میخواهی شروع کنی کل پروژه رو در نظر بگیری خیلی سخت میشه باید تیکه تیکه وکم کم درست بشه
من با کار کردن روی خودم خونه ای رو که سالها بوددست پدرم بود و هزینه اش رو داده بودم ،خریداری کرده بودم ولی بهم داده نمیشد خدا رو شکر من با کنترل ذهن وباور الخیر فی ماوقع این اتفاق رو خیر میدیدم سال پیش که با عشقم پیش پدرم رفته بودیم خودش سند خونه رو بهم دادوگفت برو درستش کن من وعشقم از خوشحالی تو پوستمون نمی گنجیدیم وما پاداش این مسیر رو گرفتیم
من این خونه رو در حالی تحویل گرفتم که برق قطع شده بود کنتور آب شکسته لوله های آب ترکیده و به خاطر اینکه کسی داخل خونه نبوده سقفش آویزون وقتی خونه رو دیدیم اصلا دپرس شدیم تا یک هفته نمیدونستم چکار کنیم اصلا کجاش رو درست کنیم داشت گریه ام میگرفت خدا رو شکر خودم رو کنترل کردم و شروع کردم نکات مثبتش رو بشمرم وحالم بهتر شد گفتم این خونه خیلی مهندسی سازه بزرگه جای خوبی داره ویلایی هست جلوش دیوارساحلی داره که رودخانه خیلی زیبایی از جلوش رد میشه محیطش سرسبزه هوای پاک وخوبی داره
اول کابل گرفتم وبرقش رو وصل کردم روشنایی خانه وصل شد که دیدم لامپ ندارم چندتا لامپ ومهتابی خریدم قفل درب گرفتم محافظ پنجره گذاشتم شن و ماسه آوردم وبنا گیرم نیومد خودم بناشدم یکی از پنجره ها رو برداشتم وبجاش دیوار گذاشتم وهمون پنجره رو اون طرف خونه نصب کردم و دوباره هم یک قسمت دیوار ریخته بود خودم چیدم
گل کار دیواری بودکه به ارتفاع دو متر وعرض 3 مترگذاشتم خیلی صاف طوری که پدرم دید گفت کدوم بنا رو آوردی من وعشقم خندیدیم گفتم خودم بنا هستم چقدر توی این پروژه من تجربه کسب کردم و بزرگتر شدم ابزار خریدم دور پنجره رو متر گرفتم وبه اندازه آهن گرفتم ومحافظ جوش دادم ضد زنگ زدیم و دوباره رنگ کرم در سه مرحله زدیم و با عشقم نصب کردیم وآخر کار که میدیدیم چقدر لذت میبردیم که خودمون کار ها رو انجام میدهیم واون اعتماد به نفسی که بدست آمد باعث شد تمام در ها رو ضد زنگ بزنیم ورنگ بزنیم دوباره من دوتا درب دیگه جوش دادم وسیمان کاری کردم
پرده های خونه رو خودمون اندازه گرفتیم عشقم دوخت و نصب کردم وآنقدر این پروسه لذت بخش بود که ما فکر میکردیم طرح میریختیم وعمل میکردیم ونتیجه کار رو که میدیدیم اون موفقیت بسیار ارزشمند بود برامون وهر دفعه خودمون رو تحسین میکردیم واقعا من انسان فوق العاده ای هستم من بینظیرم از پس هر وسیله ای برمیایم من یک نابغه ام خدایا شکرت
بهبود تکاملی ومستمر همچنان ادامه داره کلی لوازم بردیم از یخچال وگاز وفرش و.. که شد ویلای تفریحی، ویلای تنهایی من وعشقم البته داخل خونه هنوز کار داره وکم کم بهبود داده میشه
سپاسگزارم استاد از وقتی که مستمر فایل ها رو گوش میدم باورهای جدید هی مرور میشه وزندگیم تکاملی در حال رشده بعضی وقتا کمتر خیلی وقتها هم بیشتر عاشقتم استاد عزیزم ای بنده توحیدی خدا
به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی
گام نهم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم در این پروژه هدایتی
وقتی میخوای یک درخت تنومند از هر چیزی داشته باشی، میدونی که باید بری یا نهالش رو بکاری یا بذرش رو اگر خاکت به قدری حاصلخیز و آماده باشه میدونی نهال کاشتن برات بهترین گزینه ست اما وقتی میدونی خاکت اونقدرا داخلش درخت های خوب کاشته نشده و ازش استفاده مفید نکردی و بهش رسیدگی نکردی خب میدونی که باید انرژی و زمان بیشتر و حتی مضاعف بگذاری و اصلا یه پروژه بزاری تا درخت های موریانه خورده، علف هرز ها و.. رو از جا در بیاری و کل زمین رو صاف کنی و از بذر کاشتن شروع کنی؛ در هر صورت چه نهال رو بکاری چه بذر رو خیلی ازش مراقبت میکنی، اینکه کم و زیاد نشه براش همه چیز به اندازه باشه، خیلی لطیف باهاش برخورد میکنی و ‘توقعی هم ازش نداری’ که خب یه هفته انرژی و زمان گذاشتم پس زود باید به ثمر بشینه نه! میدونی که هنوز نهاله هنوز بذره => نیاز داره روش کار بشه؛ => هنوز نیاز داره بهش سخت نگیری؛ => توی طوفان و سرما بهش امید داشته باشی تا مقاوم بشه؛ => بازم ازش مراقبت کنی تا ریشه هاش محکم بشه و مسیرش رو از دل خاک به سمت آب و مواد معدنی باز کنه تا بتونه روی پای خودش بایسته؛ => بدونی که هنوز زمان نیاز داره و قدم به قدم نهالت رشد میکنه و شروع میکنه به میوه دادن؛ => نیاز داره که حتی وقتی می بینی بعضی از نهال هات دارن رشد میکنند، زود متوقع نشی و بخوای تماام نهال هات رو به یک شکل ببینی و بگی پس چرا بقیه شون رشد نداشتن؟! => بدونی که هر نهال شرایطش فرق میکنه یکی زود تر رشد میکنی و به ثمر میشینه یکی دیر تر => نیاز داره که خودت هم اونقدر قوی باشی که به انتخابی که کردی برای کاشتن نهال شک نکنی، سرزنش نکنی و به بقیه شون هم امید داشته باشی؛ => خودت رو با افراد دیگه مقایسه نکنی و به خودت یادآوری کنی که به اندازه حاصلخیز و آماده بودن خاکت داری نتیجه میگیری؛ => به اندازه رسیدگی خودت برای باز کردن جا برای رشد نهال و نه علف های هرز کنارش.. همون زمان که نهال رو میکاری، بعد از یه مدت کنارش علف های هرز مخصوص اون نهال هم یکم یکم شروع میکنند رشد کردن خیلیی جالبه ها هر نهالی یسری علف های هرز مخصوص خودش رو داره! شاید اون نوع علف هرز که کنار یه نهال میبینی رو هیچوقت کنار نهال دیگه نبینی یا بعضی علف هرز ها رو کنار بیشتر نهال هایی که کاشتی میبینی که اتفاقا شرایط رو ایجاد کرده برای رشد یسری دیگه از علف های هرز دیگه،، خدای مننن میبینیی؟ چقدر این شباهت به جاست؟
مثل باورهای محدودکننده ای که توی زمینه های مختلف هر باور قدرتمندکننده ای رو بخوای بسازی و روش کار کنی یسری نجواها و باورهای محدود هم در اون حوزه کنارش هست؛ یسری باورهای محدود ریشهای هستند هر زمینهای از زندگیت رو نگاه کنی یه ردی ازش میبینی که راه باز کرده برای بقیه باورهای محدود بعضی هاشون هم اونقدر قوی نیستن و مختص به یک بُعد هستند که اگر هرس بشن و روشون کار بشه، کار ذهن رو راحت تر میکنه تا باورهای قدرتمند و خوب بیشتر رشد کنند و از تمام فضای ذهن استفاده کنند برای گسترش پیدا کردن چون نمیشه که توی یه خاک هم علف هرز باشه هم درخت یا نهال! بالاخره یکی شون بیشتر از منابع استفاده میکنند و دیگری رو کنار میزنند، ریشه دیگری خشک میشه یا حتی اون علف هرز میاد ریشهاش رو میزنه به ساقه نهال و از اون شروع میکنه تغذیه کردن تا ضعیفش کنه و از پا درش بیاره،، اینجاست که متوجه میشی اون علف هرزه قرار نیست با یه بار هرس کردنش برای همیشه از بین بره! میدونی بازم رشد میکنه بازم باید تا قوی نشده هرسش کنی و به نهالت رسیدگی بیشتر کنی تا وقتی درخت بشه و ثمر بده حتی اونموقع هم که نهالت به درخت تبدیل شد و هم از ثمرش استفاده کردی نباید خیالت راحت باشه چون میدونی این علف هرز ها هستن! آره نسبت به درختی که ساختی و ریشهاش چند کیلومتر رفته زیر خاک اونقدر قوی نیستن اما میدونی هم که نمیتونی بزاری به رشد شون ادامه بدن و باید هی کار کنی روشون اما نه به اندازه قبل! چون الان درخت تنومندی رشد دادی با ریشه های قوی و عملا نیاز نیست اونقدر زمان و انرژی که قبلا صرف میکردی رو الان هم صرف کنی اما تا آخرش میدونی که هرچقدر هم درختت تنومند، با ثمر و سایه خوب باشه ولی بازم در معرض رشد علف های هرز هست و کار تو هم هرس کردن و این یک روند مستمر و همیشگی هست..
من وقتی توضیحات این جلسه رو خوندم خیلی تجربه های مشابه داشتم اگر بخوام یکی از اونها رو بگم:
یکی از دوستان پدرم توی دانشگاه آمریکا و ایتالیا درس میدن و داشتم باهاشون صحبت میکردم گویا بابام بهشون گفته بود که زبانم خوبه و مسلطم که ایشون از وسطای گفتگو یهو شروع کردن انگلیسی حرف زدن و من انقدرر ذوق کردم و جواب شون رو میدادم که متوجه نشدم چقدر صحبت مون طول کشید ولی ایشون یه موضوعی رو میگفت و من ادامه می دادم.. بعد از مکالمه ای که داشتیم مامانم داشت برام روند زبان یاد گرفتنم رو توضیح میداد که همین زبانی که الان انقدر عاشقشم و هر روز بخش روتین زندگیمه بهتر کردنش، ترم های اول یه بار انقدر برام سخت شده بود که بعد از کلاس با گریه رسیدم خونه و به مامانم میگفتم ‘نمیتونم از پسش بر بیام و من یاد نمیگیرم!’ و بعد مامانم بهم هدف هام و اون تصویر آخر رو نشون میداد که اصلا چرا من خواسته یاد گرفتن زبان و کلاس زبان رفتن رو از 9سالگی شروع کردم! بعد از اون مامانم گفت وقتی هدف هایی که همیشه میگفتی با یاد گرفتن زبان می خوام بهشون برسم رو برات یادآوری کردم بلند شدی رفتی تکالیفت رو نوشتی؛ و دیگه کل 7سالی که زبانم رو تمام کردم دیگه یادم نمیاد یکبار هم نه گله کرده باشم و نه اعتراض از سخت بودن روند.. من وقتی این داستان رو شنیدم خب یکم طول کشید تا یادم اومد همچین تجربهای داشتم چون تنها چیزی که از روند زبان خوندن توی ذهنم هست، فقط پیشرفت هام بوده و روان و آسون بودن همه چیز
میخوام بگم درک داشتن روند و استقامت داشتن در عمل چقدر کمک کنندست تا خودمون رو اذیت نکنیم و فشار ذهنی الکی روی خودمون نزاریم،، توی همین روند زبان من قششنگ به یاد آوردم چه اتفاقاتی برام افتاده و هر چالش و مسئله رو چطور سعی کردم هندل کنم و واقعا همین قدم برداشتن ها و ادامه دادن ها و پشتکار داشتن و نا امید نشدن از اون ویژنی که داری، نتایج بعدی رو رقم میزنه حالا هرچقدر هم میخواد اول کار احساس کنی کم میاری ولی وقتی استارت کار رو میزنی و یکی یکی قدم ها رو بر میداری و این تکاملِ طی میشه هربار که یه لول بالاتر میری احساس میکنی که چقدرر توانمند هستم چقدرر این روند رو دوست دارم و دارم ازش لذت می برم.. اصلا وقتی داخل روندی و قدم ها رو طی میکنی خودت نوآور میشی و دوست داری خلاقیت و سبک خودت رو پیدا کنی، مثلا داخل همین روند موضوع هندرایتینگ خب داخل هیچ کلاسی به ما یاد ندادن اما خودم گفتم بیام از این ترم سعی کنم یکم قشنگتر بنویسم و به حروف شکل های مختلف میدادم و واقعا عالی میشد یه مدت بعد آخر فیلمای انگلیسی میدیدم اسم عوامل رو با یه هندرایتینگ قشنگتر مینویسه رفتم خودم یاد گرفتم و روش کار کردم؛ یه ترم دیگه اومدم گفتم میخوام فقط تمرکزم رو بزارم روی لهجه امریکن و ته توی داستان رو در آوردم؛ یه ترم دیگه گفتم لهجه امریکنم خیلی خوبه میخوام کلا لهجهام رو عوض کنم یه لهجه پر چالش تر روش کار کنم که عاشقش باشم و نیم ساعت قبل از شروع جلسه اول ترم جدیدم لهجه ام رو تغییر دادم به بریتیش و کلیی حرکت و پیشرفت دیگه یعنی همهه چیز تکاملی جلو رفت قدم قدم توی مسیر باتوجه به شرایطم ایده می اومد و انجامش دادم و درونم همینطور بنیه اعتماد به نفس محکم تر ساخته میشد اینکه “من می تونم” “از پسش بر میام” و هی ایده های جدید بعدی و قدم های بعدی اشتیاق برای ادامه دادنم رو بیشتر میکرد اما ابدا هیچکدوم از این قدم ها و بهبودهایی که ایجاد شد و برداشته شد از اول مسیر برام مشخص نبود که! فکر کنم حتی اگر بر میگشتیم به اون روزی که مامانم میگفت خیلی ناراحت بودم بهم میگفتن بابا هنوز کلی تجربه دیگه هست میخوای بری هندرایتینگ کرسیو و کاپرلیت یاد بگیری، لهجه های جدید یاد بگیری و عوض کنی و مدرکت رو با 90.6 بالاترین استیج یعنی outstanding تموم کنی و.. میگفتم من این ترم رو بگذرونم بیگ شات زدم بقیش که دیگه هیچی!!
اما الان که به این مسیر نگاه میکنم میبینم چه اتفاقی داخلش افتاده و چطور درونم رو رشد داده و راه رو برای کلیی توانایی دیگه برام باز کرده و باور “امکان پذیری و توانمندی” کارهای دیگه رو بهم داده فقط سود بوده و سود که از برکاتش هرچقدر بگم کم گفتم و البته که هنوزم ادامه داره و هر روز من دارم روش کار میکنم و باید همین روند رو به حوزه های مختلف تعمیم بدم؛ خیلی مثال دیگه برام یادآوری شد اما دوست داشتم این روند قشنگی که داشتم رو با شما به اشتراک بزارم و به عنوان تمرین این جلسه بنویسم، خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا این گام رو هم با تعهد بردارم^^
به نام خداوند جهان آفرین
خدایا صدها هزار بار شکر که قوانین ثابت هستند و میتوانیم آن را جای جای زندگی ببینیم
سلام استاد و مریم جان
علف های هرز
افکار منفی
تکرار اتفاقات ناخواسته
توجه به آنچه نمی خواهیم
همگی باعث میشود تا زندگی سخت و در هم بشود
و ید طولانی میخواهد تا دانه دانه پیدا کنیم و خسته نشویم
وقتی تعهد میدهیم و کار میکنیم رو افکار کمی مسیر باز میشود
اما بخواهیم مسیر چند ساله ذهن را باز کنیم باید جلو برویم و جلو تر
و گاهی چنان لذت بخش میشود که از شدت شادی اشک می ریزیم خدایا شکرت بابت آگاهی های این فایل که روزی مان کردی
باید یاد بگیریم از طبیعت
از کودکان و
از اتفاقات تا بتوانیم خالق بهتری باشیم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام به استادم و مریم جان
خانم شایسته ممنون بابت دسته بندی خانه تکانی
من تا الان دوتا مقاومت های ذهنیم رو پیدا کردم
یکی اینکه موفقعیت دیگران رو تحسین نمیکردم فقط خیلی ساده میگفتم خداروشکر،الان میگم اگه اون تونسته منم میتونم منم لایق این نعمت ها هستم،
دوم اینکه تازه دارم درک میکنم کنترل ذهن تجسم گفتگوهای ذهنی گانون توجه ورودی های مناسب ،جایگاه خودتو بشناس که کجا قدم میزاری در شان تو هست یا نه،اینکه چی میخوام و الان کجام،یا اینکه کمالگرا نباشم،همه اینها از خانه تکانی ذهن امد بیرون
الان پامو از در خونه میزارم بیرون میگم خداوندا هدایتم کن که توجهم به خواسته هام باش تا طبق قانون از جنس همون وارد زندگیم بشه،دیگه موفقعیت برام دست یافتنی شده،
در این فایل که حول مهورش درس تکامل هست،میدونم هممون دوست داریم یک شبه به همه حا برسیم اما نشدنی هست،حتی وقتی ازم سوال میکنن الان اگر 5میلیارد بهت میدادن چکار میکردی میگم من این پول رو نمیخوام،دوست دارم خودم بسازم و از ساختنش لذت ببرم و رشد خودمو ببینم،دلم میخواد مرتبا خداوند هدایتم کنه چی بگم چکار کنم دست به چه عملی بزنم،یه جورای قبل از هر کاری که انجام بدم میگم اول ببینم خدا با من چه صحبتی میکنه بعد انجامش میدم
خدایاشکرت تو این مسیرم
و هر روز ظهر مهم ترین کارم رو انجام دادن گام ها هست و میخوام تا اخرش برم ببینم مثل شما حانه تکانی میشم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته ی عزیز و تمام دوستان فوق العاده ی سایت بهشتی
رد پایی از گام نهم :
وجود باور های محدود کننده در ذهن که مثل علف هرز ریشه زده اند و گسترش یافتن و با یافتن انها فکر میکنم اون هارو از بین بردیم ولی مثل پیچک به باور های دیگر ما چسبیده اند وانها روهم درگیر کردند .
پس برای ازبین بردنشون نیاز به تلاش مستمر و تکاملی هست .کار یک شب نیست .باید کمکم شناسایی کنیم و تغییر دهیم و باورهای سازنده جایگزین کنیم نتیجه بگیرم و انگیزه بگیرم برای ادامه .
چقد این حرف استاد الهام بخش بود برای من که کارهای به ظاهر سخت رو به قسمت های کوچک تقسیم کن ،قدم بردار چالش هایش رو حل کن و اماده شو برای قدم بعد و اینطور چقدر احساس قدرت میکنی از انجام کاری که میترسیدی انجام بدی.چه حس خوبی .
واقعا سپاسگذارم از خانم شایسته ی عزیز بابت این پروژه ی فوق العاده چقدر فایل ها با ترتیب زیبایی چیده شده اند .چقدر تاثیر گذارند.چقدر سرفصل هایی که اول فایل مینویسند فوق العاده است چ جملات نابی که هر کدوم مثل یک باور تقویت کننده است .سپاسگذارم .
دوست داشتم این رو هم بگم که وقتی فایل جدید استاد که کامنت لیلای عزیز رو خوندن و مثل بمب انرژیه واسه من و تا الان پنج بار گوش دادم، رو دیدم متوجه شدم که استاد در مقایسه با این فایل های لایو گذشته چقدر درون ارام تری دارمد،آرامش بیشتر ،که به وضوح دیده میشه ،احساس خوب فوق العاده که به ما هم منتقل میشه و چقدر حس من خوب میشد از دیدن این ارامش.
خدایا شکرت این است نتیجه ی ایمان و توکل و استمرار در این مسیر .
من با این که چند ساله عضو سایت هستم ولی هبچ وقت در عمل ب اگاهی ها استمرار نداشتم و مثل یویو نتایج بالا و پایین میشد و فکر میکردم که خرید دوره و گوش دادن به فایل ها قراره کاری انجام بده ،قراره باور سازی کنه و به خاطر همین باور های غلط ب نتیجه نمیرسیدم .و عجولانه عمل میکردم ،فکر میکردم سریع فایل هارو گوش بدم به اخر برسه تا من هم ب نتبجه برسم ،اما نه همه چیز به من بستگی داره ب احساس من به عمل ب اگاهی ها به تقویت ایمان . دوباره دوره ی دوازده قدم رو در کنار این پروژه شروع کردم اما اینبار با آرامش بدون عجله ،سعی در عمل به آگاهی ها ،فکر و تامل به سخنان استاد که اصلا بعضی حرف هارو انگار بار اوله میشنوم.و چقدر حسم این بار خوبه چقدر از همین شرایط الانم خوشحالم و لذت میبرم و چقدر زیباتر دارم تلاش میکنم برای محقق کردن خواسته هام.با خودم عهد بستم تا دوسال دیگه به بیشتر برنامه هام برسم و بیام اینجا کامنت بزارم و از نتایجم حرف بزنم .
قبلا فکر میکردم خب من فایلای استاد رو گوش میدم و اتفاقات دلخواهم مثل معجزه و خیلی زود رخ میدن ولی دیدم نه معجزه همین حال خوب در مسیر رسیدن به خواسته هاست،آرام و بدون عجله.باید از مسیر لذت ببرم و تمام تمرکزم روی رسیدن به نوک قله نباشه.
بسیار سپاسگذارم بابت مطالب الهی و زیباتون .بابت این سایت فوق العاده که حال خیلی هارو خوب کرده.
شما جزو شکرگذاری های هر روز من هستید.
سپاسگذارم
به امید موفقیت و حال خوب همیشگی برای همه عزیزان.
به نام رب هدایتگرم
روز نهم پروژه:
: وقتی کاری شروع میکنی، کارت رو قطعه قطعه تقسیم کن مرحله به مرحله پیش برو
: در مسیر خیلی چیزها یاد میگیری که بزرگت میکنه
: موفقیت،موفقیت میاره وقتی به موفقیتی میرسی احساس قدرت میکنی، اعتماد بنفست بالا میره باعث میشه کارهای بعدی رو بهتر انجام بدی
: اگر قدم ها را یکی یکی بردارید خیلی چیزها در هنگام قدم برداشتن بهتون گفته میشه
الانِ خودت رو با کسی که ده پونزده سال یک مسیری رو رفته مقایسه نکن اونهم قبلا مثل الانِ تو بوده با اشتیاق ادامه داده و به اینجا رسیده
: یکجا بودن و کاری نکردن خوشبختی نیست جهنمه ،آدم دوست داره مولد باشه ،خلق کنه چون باعث رشدش میشه
: باید اجازه بدهی نتایجت پایدار بشه بعدا درموردش صحبت کنی
: وقتی در مسیر قرار میگیری و قدم اول رو برمیداری ،بقیه کارها راحت میشه ،موفقیت تصاعدی رشد میکنه
: از طبیعت خیلی درسها میشه گرفت که باید ازش استفاده کنیم
این صحبتها همون چیزیه که نیاز به شنیدنش داشتمو تا حالا کسی بهم نگفته بود ولی شما مثل برادر بزرگم هستید یه راهنمای عالی و استادی دانا که با سخاوتمندی کامل این سخنان ارزشمند رو بهم گفتید تا با عمل بهشون پیشرفت کنم ،سعادت دنیا و آخرتم عمل به آگاهیاییه که شما در اختیارمون میذارید اما گاهی از مسیر خارج میشم و روی تعهدم محکم نیستم ،مشکل قانون نیست اگه دیر نتیجه میگیرم مشکل منم که هنوز توی مسیر ثابت نیستم.
خانم شایسته عزیزم سپاسگزارتونم که این پروژه رو آماده کردید و روی سایت گذاشتید ، برای من مثل معجزه س و خیلی متناسب با شرایط فعلیمه ، شنیدن فایلها هرروز سوپرایزم میکنه خدایاشکرت
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.
سلام به همه همفرکانس هایم
استاد عزیز تشکر که هر روز صبح حرفهای شما غذا روح من شده تشکر از همه دوستان که کامنت میمانن چقدر این کامنت ها درس داره برای من از هر کمنت که میخانم نوت برداری میکنم تعمق میکنم چقدر نقات ضعف خودم را از طرق کمنت ها اصلاح میکنم تشکر فراوان ازین خانواده آموزنده و صمیمی عباس منش.
جلسه نهم خانه تکانی ذهن.
نکته اول:استاد عزیزم وقتی گفتین کار را قطعه قطعه کنین و تکامل خودت را طی کنین یک روزه نمیشه کار را انجام داد خیلی خوشم آمد چون این عادت را خودم هم دارم حالا که شما گفتین یکی از قانون جهان است چقدر خوش شدم که منم درین فرکانس بودم چون تا کار را قطعه قطعه نکنم لذت نمیبرم دوست دارم هم کار کنم و هم لذت ببرم چقدر شما همیشه به الهامات تان گوش میکنین که فقط قدم را وردارین قدم های بعدی گفته میشه چقدر این حرف شما قشنگه چون اکثر ما که شروع نمیکنیم بحث کمالگرایی است چون قدم اول را از ساده ترین و با امکانات که در اختیار داریم شروع نمیکنیم خیلی برایم درس داشت
نکته دوم: گفتین هم ورزش میکنین هم پاکسازی علف هایی هرز استاد جان منم وقتی میرم سر کار مورد علاقه ام از طرف صبح 6 بجه میرم دوست دارم پیاده برم چون میخایم ورزش هم شوه ،طلوع افتاب راهم بیبینم. اوایل نیم ساعت راه را میرفتم تا به وظیفه ام میرسیدم اما حالا تایم را محدود کدم البته تکامل ام طی کردم 28,25,24,20و حالا در 18 دقیقه میرسم به وظیفه ام خدا را شکر.
نکته سوم: گفتی همیشه آدم های موفق کار مورد علاقه اش انجام دادن نه برای پول بلکه علایق شأن بوده این چقدر برایم درس داشت چون فکر میکردم روزی برسه که ثروتمند شوم دکه کار نکنم خدا را شکر که ای فایل آموزنده را در زمان مناسب اش دیدم
نکته چهارم: علف های هرز مثل باور های منفی همیشه است تمامی ندارد فقط باید کنترل کنیم و همیشه آگاهانه توجه ما به حس خوب ما باشه.
تشکر استاد عزیزم.