اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ـ ادم باید یکارو قطعه قطعه کنه تا ذهنش مقاومت نکنه و اون کاروسخت نبینه . وقتی مرحله اول رو انجام میدی قدم های بعدی اسون تر و راحت تر میشه چون تو اماده تر شدی.
ـ موفقیت تساعدی هست اولش اهسته است وبعد ک ادامه میدی و تعهد داری، سریعتر میشه . موفقیت، موفقیت میاره. وقتی یکارو انجام میدی اون حس توانمندی، اعتماد بنفس کمک میکنه قدم های بعدو راحت تر برداری.
مسیر رسیدن ب خواسته ها از قبل مشخص نیست و وقتی ک قدم اول رو برداری، قدم بعدی بهت گفته میشه.
ـ باورهای محدودکننده مثل علف های هرز بهم متصل میشن.
باید همیشه رو خودمون کار کنیم چون این باورهای محدود مثل علف هرز رشد میکنن.
ـ خوشبختی این نیست ک بیفتی یه گوشه و کاری نکنی، بایدمولد باشی و حرکت کنی تا حس زنده بودن و خوشبختی رو تجربه کنی.
آنچه من از این گام میفهمم این است که کنترل ذهن، مستلزم اخراج فکرهای زائد و باورهای محدودکننده از ذهنم است؛ یعنی پاکسازی ذهن، خود قسمتی از کنترل ذهن است. تا وقتی کاری انجام نشده و به پایان نرسیده، ذهنم آن را سخت و پیچیده و حتی ناشدنی ارزیابی میکند. تصور سختی یا انجام نشدن کار یا موانع احتمالی یا یقینی موجود در مسیر انجام آن کار، باورهای منفی و علفهای هرزی است که باید زدوده شود.
چاره کار، در برداشتن گامهای کوچک است. بجای این که کل کار و بزرگی و دشواری و موانع کار را ببینم، بهتر است کار را کوچکسازی و مرحلهبندی کنم و با انتخاب ابزار مناسب، یعنی همان چیزهایی که در حال حاضر در اختیار دارم، فقط همان یک قدم پیش رویم را با دقت بردارم. هر گام به جلو و انجام و اجرای هر قسمت کوچک، نه تنها من را در کل مسیر به جلو میبرد، بلکه توانمندی من را در برداشتن گام و گامهای بعدی بیشتر و ایمانم را محکمتر میکند. وقتی کار انجام میشود و به پایان میرسد، احساس موفقیت و توانایی و اعتماد به نفس ایجاد میشود که خود بهترین کمک برای برداشتن گام و گامهای بعدی است. یعنی موفقیت، همانند گلوله برفی، رشد تصاعدی دارد.
باورهای محدودکننده و افکار منفی، مانند ترس، ناامیدی، اضطراب، عدم لیاقت و غیره به هم پیوستهاند و باید از بین بروند تا توانایی من افزایش یابد. برداشتن این موانع، نیازمند باور قلبی، ایمان قوی و تلاش مستمر است تا تواناییهایم مجال ظهور بیابد. این رویداد به طور همزمان در ذهن و دنیای بیرون من رخ میدهد. با برداشتن هر گام کوچک و دیدن نتایج، ترسم کمتر و باور من به خودم و تواناییهایم بیشتر و به طور همزمان، دستاوردهای من در دنیای بیرون زیادتر و بهتر میشود.
اگر روی خودم کار نکنم، ذهنم همانند یک جنگل بدون جنگلبان، آشفته و درهم خواهم شد و امکان دیدن مسیر و زیباییها را به علت انبوه درختان و در هم پیچیدگی علفهای هرز از دست خواهم داد. تعهد به پاکسازی ذهن، امری دائمی است و پویایی ذهن و اصل حرکت و توفف نکردن و متوقف نماندن، یک اصل بنیادین در پیشرفت معنوی و مادی و موفقیت است و پایان ندارد. از خدای یکتا میخواهم که من را در این مسیر هدایت کند.
منم امروز تصمیم گرفتم کمی کار عقب مونده دارم انجام بدم حیاطمون نیاز به تمیزی و مرتب کردن داره و من می خوام امروز انجامش بدم
دقیقا حق با شماست کم کم تکه تکه باید جلو بریم وقتی کار تمام میشه لذت فراوانی داره ولی اگه اولش همه نقشه را بکشی می ترسی و قدمی بر نمی داری اما اگه قدم قدم جلو بری همه کارها به درست پیش میره و حسابی هم لذت بخش هست
باورها هم مثل علف های هرز مثل بی نظمی ها به هم پیوسته است مهم قدم به قدم جلو رفتن هست نباید بترسی باید قدم برداری و شجاع باشی و خسته نشی
خانم شایسته ی عزیز شما شاگرد اول مکتب استاد هستید. این روزها که در پروژه ی خانه تکانی ذهن هستم و متن های مربوط به هر فایل را می خوانم مدام تحسین تان میکنم و لذت می برم از فرکانسی که دریافت میکنم. الهی روز به روز همگی مان در مسیر بهبود بیشتر باشیم.قبلا متن های شما را با صدای خودم ضبط میکردم و می شنیدم. بیش از یکسال است که دیگر این کار را انجام نداده ام و چقدر حیف واقعا.این متن ها گنج هستند.قدردان تان هستم همواره.من دوره ی شیوه ی حل مسائل را سال 97 خریدم. توی یک بحران بودم. فکر میکردم اگر مسائل مالی ام حل شوند دیگر همه چیز حل میشود. سال 1400 متوجه شدم مسئله ی اصلی من عزت نفسه. تا این قسمت بهبود پیدا نکنه من پیشرفتی نخواهم داشت. اول با فایل دانلودی آگاهی های دوره ی عزت نفس شروع کردم. خیلی خیلی انگیزه بخش بود و واقعا شخصیت منو رشد داد.بعد کم کم پول هامو جمع کردم و دوره را خریدم. اما هرگز نتوانستم تا آخر انجامش بدهم یا به نحو احسن تمرین ها را اجرا کنم. به اندازه ای که انجام دادم نتیجه گرفتم. بی نهایت سپاسگزارم. من عاشق این گنج های معنوی هستم و میدانم چه ارزشی دارند. دوستِتان دارم.
خدارو شکر میکنم که میتونم تو مسیر باشم،خدارو شکر که با این مسیر سبز و قوانین الهی آشنا شدم
من امروز گام نه از خانه تکانی ذهن رو با تمام مقاومتی که ذهنم داشت برداشتم و دارم مسیرم رو با گام های کوچیک پیش میرم
خدارو شکر خیلی دیدگلهم تغییر کرده بیشتر دارم درک میکنم که من مسئول زندگیم هستم و باید خودم تنها رو خودمذکار کنم
استاد همیشه از شرایط ناراضی بودم ولی الان دارم به این نتیجه میرسم که تنها راه خل برای زندگیم خودم هستم
آره ذهنم پر از علف های هرزه ولی باید گام به گام اونا رو از بین ببرم و مسیر رو هموار کنم
همیشه تو لحظه به لحظه ی زندگیم خودم رو با اطرافیانم مقایسه کردم و همیشه ناامید سرشکسته بودم نمیدونستم این از پایین بودن عزت نفسم هست نمیدونستم ظاهر آدما رو نباید با خودمذمقایسه کنم الان میفهمم که من به اندازه ی احساس لیاقت خودم از هر نعمتی دریافت میکنم من به اندازه ی بودن در مسیرم رشد میکنم و خدا همواره هدایت گرم هست
راستی گفتم خدا خیلی خدارو نمیشناختم خدا برام یه نور ی بود تو ذهنم که قوی هست و پر زور آره راست میگم همیشه ازش ناراضی بودم چرا منو نمیبینه دلیل بدبختی هام رو خدا میدونستم آره الان نمیدونم چرا اینارو اینجا مینویسم ولی دستم فقط داره مینویسه انگار توانایی نوشتن دست من نیست فقط پیش میرم ،،آره الان خدارو یه کم درک میکنم استاد میگم یه کم دقیقأ دارم لمس میکنم قانون تکامل رو چون با هر گامم تو این مسیر هدا رو بهتر حس میکنم دیگه خدا فقط یه نور نیست الان خدا ذو تو وجودم یه ذره حس میکنم لحظه هایی که خال و احساسم خوبه بهتر حسش میکنم
آره مسیر تکامل را دارم لمس میکنم
این از لطف خدا و راهنمایی شما استادم هست
هدایا شکرت برای وجود استاد عزیزم و این محفل با ارزش
وایی خداجونی برای دونه دونه استاد های طلایی زندگیم شکرت به خصوص استاد توحیدم
که با اموزشش همه چیزارو به دست میاری
شکرت برای جاری کردن این اگاهی ها به قلبم خدای رزاقم
شکرت رابطه ام باهات اروم اروم بهتر بهتر میشه
راستش یه اتفاقی افتاد منو وسوسه کرد بیام روی نشونم بزنم وچه پاسخ درستی دادید ممنون
استادم جدیدن در حال اموزش ابرنگ
منعاشق ابرنگ بودم ولی جور نشد برم تو اون وجور شد بیام طراحی کار کنم اول
الان که استادم داره ابرنگ یاد میگیره وسوسه شدم از کارم اموزشم بیام بیرون از سبکم وبرم توی ابرنگ
ولی
استاد راس میگه
باید ایده های که تورو یزره بهتر میکنن انجام بدی ینی همینو ادمه بده برسونش به یه جا بعد برو ابرنگ
مثلا فک کنم تکاملم باید رعایت میکردم روز اول نمیشه با رنگ کار کرد
روز اول نمیشه تابلو خفن کشید
راستش احساس میکنم زهنم میتونی شرطی کار کنه
مثلا با قدم کوچیک شروع کنه وتکرارش کنه واروم اروم بیشترش کنه
مثلا من برای عادت پیاده رویم مدها سعی میکردم یه ربع پیاده برم بعد ولش میکردم اروم اروم تثبیت کردم شد نیم ساعت شده یه ساعت یا بیشتر میخام بگم حتما همینم اولش انقد سخت الان راحت شده مثل هر کار دیگه ای
راستش گاهی ناراحت میشم از دسته زهنم پر باور محدود کنندس
دوست دارم مثل استاد پر انرژی پر از لیاقت عشقو اراده باشم ولی همه ی اینا تکامل میخاد وهیچ کس یه شبه نتونسته تغییر کنه
@@با قدم های کوچیک تونسته@@
یا مثلا خودمو مقایسه کنم با استاد حتی هم سن هام یاهر کسی دیگه ونتیجه های پر رنگه بقیه باعث بی ارزشی نتایج من میشه با اینکه طبق تکامل ما نتایجامون بهبود ها همشو با ارزش واروم اروم زیادتر میشن
یا مثلا خودمو با بقیه مقایسه میکنه ونتایج خفن بقیه حتی لیاقته منم خورد میکنه با اینکه طبق قانون تکامله ام پیش میرم ربطی به بقیه نداره
وامید وارم
این شعله امید وتلاش وبهبودهای کوچولو همیشه روشن باشه توی زندگیم ومن همواره در حال رد کردن قدم بهبود پشت بهبود به اسونی وعشق باشم با لذتتتتتت:))))
به به به به خداروشکر بابت این همه زیبایی و قشنگی از دیدن تصاویر من کیف میکنم و به وجد میام دیگه وقتی تو فضا باشی چی میشه
باورهای محدود کننده ما دقیقا مثل علف های هرز که سالیان سال دارن تو وجود ما ریشه میدوانن و کم کم همه جارو میگرن
اونقدر ریشه دار میشن که به هم وصل میشن و یه باور اشتباه قویتر رو خلق میکنن
درست مثل درختایی که به هم وصل میشن با علف های هرز
وقتی که تصمیممیگیریم به درست کردن و مرتب کردن ذهن و ایجاد باورهای مثبت هر بار با هر تلاش بهتر میشه هرروز بهتر میشه با هر بار جایگزیت کردن باورهای درست به حای باورهای اشتباه نتایج میاد مثال زیباتر شدن جاده که با هر بار کندن علف و درختای هرز قشنگتر میشه
با هربار بهتر شدن ذهن هم نتایج بهتر میشه
اون علف ها و باورها یه شبه درست ندن که با یه تلاش از بین برن
باید اروم اروم قدم قدم بهترشون کنیم با رعایت قانون تکامل هی بهتر میشیم و با تصاعد سرعت رشد بالا نیره
ولی باید تعهد و پشتکار داشته باشیم و ادامه بدیم خدا هر بار مارو هدایت میکنه و ابزار مناسب رو بهمون میده فقط باید ادامه بدیم و اروم اروم بربم جلو با نشون دادن مقصد نهایی به ذهن ذهن ما جا نیزنه و اصلا حرکتی نمیکنه ولی با قدمای کوجیک هربار انرژی بیشتری ازاد میکنه و بهتر ادامه میده
ممنونم استاد عزیز بابت این فایل زیبا و این قوانینی که به ما اموزش میدین
هر روز به قول سما طبیعت و جهان داره به ما اموزش میدده و راه رو نشون میده
رشد به معنای واقعی یعنی برداشتن قدم های کوچک اما مستمر .
میخام استفاده کنم از کامنت دوست عزیزمان آقا یزدان نظری که به طور کاملا مشهود بت کمال گرایی در مورد کامنت ننوشتنم در من بیدار کرد .
هر وقت میآمدم کامنت بنویسم با توجه به نتایج عالی که گرفتم .
ذهن نجوا کرم من شروع میکرد به حرافی،چی میخوای بنویسی ،هنوز برا نوشتنت زوده، بزار یه وقت دیگه و خلاصه کلی از اینجور حرفا منم که کمال گرامیگفتم باشه اوکی شما درست میگی .
امروز کامنت آقا یزدان که میخوندم جرقه ای در من زد و چنان از درون شعله ورم کرد که دودمان کمال و کمال گرایی را بر باد داد .
دل به دریا زدم و سکان ذهنم دادم به دست انرژی کیهان الله هدایت گر ،او گفت منم تایپ کردم .
امیدوارم که در این مسیر ثابت قدم بمونم .
و از نتایجی بنویسم تا که اول رد پایی باشد برای خودم و بعد هم شاید تلنگری شود برای دوستی که در این مدار قرار گرفته .شاد ،سالم ،ثروتمند باشید .ارادتمند شما .سیاوش
طبق فرمایشات شما و درک بنده از این فایل (یعنی تشبیه جنگل و شاخهای هرز به باورهای منفی در ذهن )این هست که باید از یک جای کار کار رو شروع کنیم با وجود این جنگل وحشی
و این مثال پاکسازی جنگل داره این رو برای من واضح و روشن میکنه و برداشت من این هست از این موضوع که با وجود یک جنگل غیر قابل نفوذ پر از شاخه ها و پیچک ها که میتونه داخل ذهن ما باشه
حتی با وجود این مسعله ما میتونیم حرکت کنیم چرا چون میشه که حلش کرد
و باید بریم و یک گوشه کار رو بگیرم و شروع به پاکسازی کنیم
نه اینکه بترسیم از این جنگل!
که بخاطرش فریز بشیم و فکر کنیم راه نفوذ نداره!
این که بدونیم با وجود این جنگل هم میشه کاری کرد خود این مسعله کمک میکنه به ادم که کاری بکنه براش !
نه اینکه فقط بشینیم و نگهاهش کنیم بترسیم ازش!
حالا شما با این پاکسازی جنگل و مثالی که در موردش زدین ولی این مثال میتونه توی زندگی ما بکار بیاد مثلا منی که بیکار هستم باید از یجایی شروع کنم به اموزش یک مهارتی و این شروع کردن تهش میخوره به اینکه میتونم کسب و کار خودم رو راه بندازم میتونم ثروت خلق کنم میتونم به خاستهای مادیم برسم و میوه و ثمره اون حرکتم رو ببینم اون اقدام که میکنم رو بیینم
و اینکه برداشتی که داشتم این هست که چالش هایی توی مسیر هم هست که اونم بخاطر اینکه خب یک فرد ماهر توی کار با یک فرد مبتدی تفاوت دارن ولی اون فرد ماهر هم از اونجایی کارو شروع کرده که یک فرد مبتدی میخاد الان شروع کنه
پس این چالشهای مسیر بمعنای غیر قابل نفوذ بودن مسیر نیست
باورها و اون علفای هرز هستن که گمراه کنندن.
و این بمعنی نشدن یا ناتوانی ما در انجام اون کار نیست فقط بخاطر نگاه و طرز فکر غلط در موردش هست
یک فردی میتونه با این اگاهی که شما گفتین توی فایل در مورد پاکسازی این جنگل شروع به پاکسازی بکنه
یک شخصی هم با نگاه به اون جنگل زیر بار نجواهای ذهنش له بشه و بگه نه نمیشه راهی برای نفوذ نیست
پس با نگاه به این شاخها و این جنگل در اول کار نباید نا امید شد و دونست که باید با وجود این جنگل اقدامی کرد و فقط باید شروع کرد و ادامه داد
انقدر بد فهمیدیم و فهموندن بهمون این مسعله اموزش دیدن و شروع و ایجاد تغییر رو حداقل برای من اینجوری هست که هر شروعی انگار برای من مثل مرگ میمونه چون (چون بجای توجه به راه حل به مشکل زوم میکنه ذهنم و فکر میکنم دیگه هیچ راه حلی نداره مسعله ام اینشکلی ذهنم بسته میشه و میوفتم تو تله ذهن) پشتش کلی باور مخرب نشسته و انگار یک صدای تو ذهنمون میگه نمیشه! سخته!
انقدر باور کردیم این صدارو و انقدر حرکتی نزدیم که شده باورمون که واقعا سخته و انقدر این سخت بودنه زجر اور شده توی ذهنمون که غید همچی رو میخایم بزنیم انگار
حتی اون کارای که انجام دادیم توی گذشته رو هم فکر میکنیم شانسی بوده و همش میخایم برگردیم از اون جا با اگاهی الانمون ادامه بدیم در حالی که دسترسی ما به الان هستش
و این نگرش از کجا میاد از مقایسه از خود سرزنشی از دست کم گرفتن خودمون و از نا اگاهی از قانون تکامل
از توانایی که خداوند در نهاد ما قرار داده که بتونیم یاد بگیریم هر چیزی رو در هر زمانی که اگر بخایم بتونیم حل کنیم مساعل رو
فکر کن بدونی میشه بدونی اگر حرکت کنی میتونی!؟ چرا چون این قانونشه این راهو روش این جهانه که مارو هدایت کنه اسان کنه تا مساعل مون رو حل کنیم رشد کنیم بهتر بشیم
استاد این فایل نشانه امروز من بود و این اگاهیی و این جنگل توی تصویر دقیقا داره بامن صحبت میکنه خداوند داره یا من صحبت میکنه نشانه و اگاهی میده داره کمکم میکنه که حرکت کنم قدم بردارم و از این جنگل نترسم با وجود این جنگل حرکت کنم
استاد عزیزم این جنگل این فایل فقط یک چیز بمن گفت اینکه با وجود این افکار منفی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی
کاری به شلوغی این جنگل نداشته باش فقط شروع کن به پاکسازیش
شما نشونم دادین که میشه توی این جنگل رفت !!چون من الان داخلشم پس فرار ازش بی معنیه !
اره این اون الهام و درک من بود وقتی دیدم این فایل رو
خدایا شکرت که راهنمایی و هدایتم میکنی از طریق بهترین بنده ات
بنام رب قادر
گام نهم
ـ ادم باید یکارو قطعه قطعه کنه تا ذهنش مقاومت نکنه و اون کاروسخت نبینه . وقتی مرحله اول رو انجام میدی قدم های بعدی اسون تر و راحت تر میشه چون تو اماده تر شدی.
ـ موفقیت تساعدی هست اولش اهسته است وبعد ک ادامه میدی و تعهد داری، سریعتر میشه . موفقیت، موفقیت میاره. وقتی یکارو انجام میدی اون حس توانمندی، اعتماد بنفس کمک میکنه قدم های بعدو راحت تر برداری.
مسیر رسیدن ب خواسته ها از قبل مشخص نیست و وقتی ک قدم اول رو برداری، قدم بعدی بهت گفته میشه.
ـ باورهای محدودکننده مثل علف های هرز بهم متصل میشن.
باید همیشه رو خودمون کار کنیم چون این باورهای محدود مثل علف هرز رشد میکنن.
ـ خوشبختی این نیست ک بیفتی یه گوشه و کاری نکنی، بایدمولد باشی و حرکت کنی تا حس زنده بودن و خوشبختی رو تجربه کنی.
خدایاسپاسگزارم
با سلام و احترام
آنچه من از این گام میفهمم این است که کنترل ذهن، مستلزم اخراج فکرهای زائد و باورهای محدودکننده از ذهنم است؛ یعنی پاکسازی ذهن، خود قسمتی از کنترل ذهن است. تا وقتی کاری انجام نشده و به پایان نرسیده، ذهنم آن را سخت و پیچیده و حتی ناشدنی ارزیابی میکند. تصور سختی یا انجام نشدن کار یا موانع احتمالی یا یقینی موجود در مسیر انجام آن کار، باورهای منفی و علفهای هرزی است که باید زدوده شود.
چاره کار، در برداشتن گامهای کوچک است. بجای این که کل کار و بزرگی و دشواری و موانع کار را ببینم، بهتر است کار را کوچکسازی و مرحلهبندی کنم و با انتخاب ابزار مناسب، یعنی همان چیزهایی که در حال حاضر در اختیار دارم، فقط همان یک قدم پیش رویم را با دقت بردارم. هر گام به جلو و انجام و اجرای هر قسمت کوچک، نه تنها من را در کل مسیر به جلو میبرد، بلکه توانمندی من را در برداشتن گام و گامهای بعدی بیشتر و ایمانم را محکمتر میکند. وقتی کار انجام میشود و به پایان میرسد، احساس موفقیت و توانایی و اعتماد به نفس ایجاد میشود که خود بهترین کمک برای برداشتن گام و گامهای بعدی است. یعنی موفقیت، همانند گلوله برفی، رشد تصاعدی دارد.
باورهای محدودکننده و افکار منفی، مانند ترس، ناامیدی، اضطراب، عدم لیاقت و غیره به هم پیوستهاند و باید از بین بروند تا توانایی من افزایش یابد. برداشتن این موانع، نیازمند باور قلبی، ایمان قوی و تلاش مستمر است تا تواناییهایم مجال ظهور بیابد. این رویداد به طور همزمان در ذهن و دنیای بیرون من رخ میدهد. با برداشتن هر گام کوچک و دیدن نتایج، ترسم کمتر و باور من به خودم و تواناییهایم بیشتر و به طور همزمان، دستاوردهای من در دنیای بیرون زیادتر و بهتر میشود.
اگر روی خودم کار نکنم، ذهنم همانند یک جنگل بدون جنگلبان، آشفته و درهم خواهم شد و امکان دیدن مسیر و زیباییها را به علت انبوه درختان و در هم پیچیدگی علفهای هرز از دست خواهم داد. تعهد به پاکسازی ذهن، امری دائمی است و پویایی ذهن و اصل حرکت و توفف نکردن و متوقف نماندن، یک اصل بنیادین در پیشرفت معنوی و مادی و موفقیت است و پایان ندارد. از خدای یکتا میخواهم که من را در این مسیر هدایت کند.
با سپاس
سلام خدمت همه مخصوصا استاد عزیز
منم امروز تصمیم گرفتم کمی کار عقب مونده دارم انجام بدم حیاطمون نیاز به تمیزی و مرتب کردن داره و من می خوام امروز انجامش بدم
دقیقا حق با شماست کم کم تکه تکه باید جلو بریم وقتی کار تمام میشه لذت فراوانی داره ولی اگه اولش همه نقشه را بکشی می ترسی و قدمی بر نمی داری اما اگه قدم قدم جلو بری همه کارها به درست پیش میره و حسابی هم لذت بخش هست
باورها هم مثل علف های هرز مثل بی نظمی ها به هم پیوسته است مهم قدم به قدم جلو رفتن هست نباید بترسی باید قدم برداری و شجاع باشی و خسته نشی
برای همه بهترینها را آرزو دارم
درود و دو صد درود
خانم شایسته ی عزیز شما شاگرد اول مکتب استاد هستید. این روزها که در پروژه ی خانه تکانی ذهن هستم و متن های مربوط به هر فایل را می خوانم مدام تحسین تان میکنم و لذت می برم از فرکانسی که دریافت میکنم. الهی روز به روز همگی مان در مسیر بهبود بیشتر باشیم.قبلا متن های شما را با صدای خودم ضبط میکردم و می شنیدم. بیش از یکسال است که دیگر این کار را انجام نداده ام و چقدر حیف واقعا.این متن ها گنج هستند.قدردان تان هستم همواره.من دوره ی شیوه ی حل مسائل را سال 97 خریدم. توی یک بحران بودم. فکر میکردم اگر مسائل مالی ام حل شوند دیگر همه چیز حل میشود. سال 1400 متوجه شدم مسئله ی اصلی من عزت نفسه. تا این قسمت بهبود پیدا نکنه من پیشرفتی نخواهم داشت. اول با فایل دانلودی آگاهی های دوره ی عزت نفس شروع کردم. خیلی خیلی انگیزه بخش بود و واقعا شخصیت منو رشد داد.بعد کم کم پول هامو جمع کردم و دوره را خریدم. اما هرگز نتوانستم تا آخر انجامش بدهم یا به نحو احسن تمرین ها را اجرا کنم. به اندازه ای که انجام دادم نتیجه گرفتم. بی نهایت سپاسگزارم. من عاشق این گنج های معنوی هستم و میدانم چه ارزشی دارند. دوستِتان دارم.
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد و همه دوستان عزیزم
گام به گام
قدم هشتم از پروژه خانه تکانی ذهن
نکته مهم که اگه توی همه اهدافمون ازش استفاده کنیم قطعا نتیجه میگیریم
باید قطعه قطعه کنیم
باید هدف بزرگ رو به قدم های کوچیک تبدیل کنیم تا موفقیت بزرگی به دست بیاریم
مثل همین پروژه خانه تکانی ذهن
گام به گام میریم جلو و قدم به قدم ذهنمون رو کنترل میکنیم و تمیز میکنیم
موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه
یک جمله کلیدی از استاد عزیز
مقایسه رو هم باید توی این روند بزاریم کنار
مقایسه بدترین و بزرگ ترین ضربه رو به ما میزنه
خدایا شکرت به خاطر زیبایی ها
بنام الله یکتا
سلام استاد و مریم جان عزیزم،،
خدارو شکر میکنم که میتونم تو مسیر باشم،خدارو شکر که با این مسیر سبز و قوانین الهی آشنا شدم
من امروز گام نه از خانه تکانی ذهن رو با تمام مقاومتی که ذهنم داشت برداشتم و دارم مسیرم رو با گام های کوچیک پیش میرم
خدارو شکر خیلی دیدگلهم تغییر کرده بیشتر دارم درک میکنم که من مسئول زندگیم هستم و باید خودم تنها رو خودمذکار کنم
استاد همیشه از شرایط ناراضی بودم ولی الان دارم به این نتیجه میرسم که تنها راه خل برای زندگیم خودم هستم
آره ذهنم پر از علف های هرزه ولی باید گام به گام اونا رو از بین ببرم و مسیر رو هموار کنم
همیشه تو لحظه به لحظه ی زندگیم خودم رو با اطرافیانم مقایسه کردم و همیشه ناامید سرشکسته بودم نمیدونستم این از پایین بودن عزت نفسم هست نمیدونستم ظاهر آدما رو نباید با خودمذمقایسه کنم الان میفهمم که من به اندازه ی احساس لیاقت خودم از هر نعمتی دریافت میکنم من به اندازه ی بودن در مسیرم رشد میکنم و خدا همواره هدایت گرم هست
راستی گفتم خدا خیلی خدارو نمیشناختم خدا برام یه نور ی بود تو ذهنم که قوی هست و پر زور آره راست میگم همیشه ازش ناراضی بودم چرا منو نمیبینه دلیل بدبختی هام رو خدا میدونستم آره الان نمیدونم چرا اینارو اینجا مینویسم ولی دستم فقط داره مینویسه انگار توانایی نوشتن دست من نیست فقط پیش میرم ،،آره الان خدارو یه کم درک میکنم استاد میگم یه کم دقیقأ دارم لمس میکنم قانون تکامل رو چون با هر گامم تو این مسیر هدا رو بهتر حس میکنم دیگه خدا فقط یه نور نیست الان خدا ذو تو وجودم یه ذره حس میکنم لحظه هایی که خال و احساسم خوبه بهتر حسش میکنم
آره مسیر تکامل را دارم لمس میکنم
این از لطف خدا و راهنمایی شما استادم هست
هدایا شکرت برای وجود استاد عزیزم و این محفل با ارزش
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام استاد قشنگم استاد روح بخشم
وایی خداجونی برای دونه دونه استاد های طلایی زندگیم شکرت به خصوص استاد توحیدم
که با اموزشش همه چیزارو به دست میاری
شکرت برای جاری کردن این اگاهی ها به قلبم خدای رزاقم
شکرت رابطه ام باهات اروم اروم بهتر بهتر میشه
راستش یه اتفاقی افتاد منو وسوسه کرد بیام روی نشونم بزنم وچه پاسخ درستی دادید ممنون
استادم جدیدن در حال اموزش ابرنگ
منعاشق ابرنگ بودم ولی جور نشد برم تو اون وجور شد بیام طراحی کار کنم اول
الان که استادم داره ابرنگ یاد میگیره وسوسه شدم از کارم اموزشم بیام بیرون از سبکم وبرم توی ابرنگ
ولی
استاد راس میگه
باید ایده های که تورو یزره بهتر میکنن انجام بدی ینی همینو ادمه بده برسونش به یه جا بعد برو ابرنگ
مثلا فک کنم تکاملم باید رعایت میکردم روز اول نمیشه با رنگ کار کرد
روز اول نمیشه تابلو خفن کشید
راستش احساس میکنم زهنم میتونی شرطی کار کنه
مثلا با قدم کوچیک شروع کنه وتکرارش کنه واروم اروم بیشترش کنه
مثلا من برای عادت پیاده رویم مدها سعی میکردم یه ربع پیاده برم بعد ولش میکردم اروم اروم تثبیت کردم شد نیم ساعت شده یه ساعت یا بیشتر میخام بگم حتما همینم اولش انقد سخت الان راحت شده مثل هر کار دیگه ای
راستش گاهی ناراحت میشم از دسته زهنم پر باور محدود کنندس
دوست دارم مثل استاد پر انرژی پر از لیاقت عشقو اراده باشم ولی همه ی اینا تکامل میخاد وهیچ کس یه شبه نتونسته تغییر کنه
@@با قدم های کوچیک تونسته@@
یا مثلا خودمو مقایسه کنم با استاد حتی هم سن هام یاهر کسی دیگه ونتیجه های پر رنگه بقیه باعث بی ارزشی نتایج من میشه با اینکه طبق تکامل ما نتایجامون بهبود ها همشو با ارزش واروم اروم زیادتر میشن
یا مثلا خودمو با بقیه مقایسه میکنه ونتایج خفن بقیه حتی لیاقته منم خورد میکنه با اینکه طبق قانون تکامله ام پیش میرم ربطی به بقیه نداره
وامید وارم
این شعله امید وتلاش وبهبودهای کوچولو همیشه روشن باشه توی زندگیم ومن همواره در حال رد کردن قدم بهبود پشت بهبود به اسونی وعشق باشم با لذتتتتتت:))))
به نام خدا
سلام استاد خدا قوت
به به به به خداروشکر بابت این همه زیبایی و قشنگی از دیدن تصاویر من کیف میکنم و به وجد میام دیگه وقتی تو فضا باشی چی میشه
باورهای محدود کننده ما دقیقا مثل علف های هرز که سالیان سال دارن تو وجود ما ریشه میدوانن و کم کم همه جارو میگرن
اونقدر ریشه دار میشن که به هم وصل میشن و یه باور اشتباه قویتر رو خلق میکنن
درست مثل درختایی که به هم وصل میشن با علف های هرز
وقتی که تصمیممیگیریم به درست کردن و مرتب کردن ذهن و ایجاد باورهای مثبت هر بار با هر تلاش بهتر میشه هرروز بهتر میشه با هر بار جایگزیت کردن باورهای درست به حای باورهای اشتباه نتایج میاد مثال زیباتر شدن جاده که با هر بار کندن علف و درختای هرز قشنگتر میشه
با هربار بهتر شدن ذهن هم نتایج بهتر میشه
اون علف ها و باورها یه شبه درست ندن که با یه تلاش از بین برن
باید اروم اروم قدم قدم بهترشون کنیم با رعایت قانون تکامل هی بهتر میشیم و با تصاعد سرعت رشد بالا نیره
ولی باید تعهد و پشتکار داشته باشیم و ادامه بدیم خدا هر بار مارو هدایت میکنه و ابزار مناسب رو بهمون میده فقط باید ادامه بدیم و اروم اروم بربم جلو با نشون دادن مقصد نهایی به ذهن ذهن ما جا نیزنه و اصلا حرکتی نمیکنه ولی با قدمای کوجیک هربار انرژی بیشتری ازاد میکنه و بهتر ادامه میده
ممنونم استاد عزیز بابت این فایل زیبا و این قوانینی که به ما اموزش میدین
هر روز به قول سما طبیعت و جهان داره به ما اموزش میدده و راه رو نشون میده
در پناه خدا شاد سالم و موفق باشین
بنام خداوند رزاق و فرکانسی ام
درود بر استاد عباس منش دوست داشتنی
درود بر خانم شایسته نازنین
درود بر هم فرکانسی های عزیز
خانه تکانی ذهن گام 9
رشد یک مسیر تکاملی است .
رشد به معنای واقعی یعنی برداشتن قدم های کوچک اما مستمر .
میخام استفاده کنم از کامنت دوست عزیزمان آقا یزدان نظری که به طور کاملا مشهود بت کمال گرایی در مورد کامنت ننوشتنم در من بیدار کرد .
هر وقت میآمدم کامنت بنویسم با توجه به نتایج عالی که گرفتم .
ذهن نجوا کرم من شروع میکرد به حرافی،چی میخوای بنویسی ،هنوز برا نوشتنت زوده، بزار یه وقت دیگه و خلاصه کلی از اینجور حرفا منم که کمال گرامیگفتم باشه اوکی شما درست میگی .
امروز کامنت آقا یزدان که میخوندم جرقه ای در من زد و چنان از درون شعله ورم کرد که دودمان کمال و کمال گرایی را بر باد داد .
منم که عاشق استاد .و نصیحت هاش،که بابا بنویسید ،بنویسید .بنویسید …..
دل به دریا زدم و سکان ذهنم دادم به دست انرژی کیهان الله هدایت گر ،او گفت منم تایپ کردم .
امیدوارم که در این مسیر ثابت قدم بمونم .
و از نتایجی بنویسم تا که اول رد پایی باشد برای خودم و بعد هم شاید تلنگری شود برای دوستی که در این مدار قرار گرفته .شاد ،سالم ،ثروتمند باشید .ارادتمند شما .سیاوش
سلام استاد جان
طبق فرمایشات شما و درک بنده از این فایل (یعنی تشبیه جنگل و شاخهای هرز به باورهای منفی در ذهن )این هست که باید از یک جای کار کار رو شروع کنیم با وجود این جنگل وحشی
و این مثال پاکسازی جنگل داره این رو برای من واضح و روشن میکنه و برداشت من این هست از این موضوع که با وجود یک جنگل غیر قابل نفوذ پر از شاخه ها و پیچک ها که میتونه داخل ذهن ما باشه
حتی با وجود این مسعله ما میتونیم حرکت کنیم چرا چون میشه که حلش کرد
و باید بریم و یک گوشه کار رو بگیرم و شروع به پاکسازی کنیم
نه اینکه بترسیم از این جنگل!
که بخاطرش فریز بشیم و فکر کنیم راه نفوذ نداره!
این که بدونیم با وجود این جنگل هم میشه کاری کرد خود این مسعله کمک میکنه به ادم که کاری بکنه براش !
نه اینکه فقط بشینیم و نگهاهش کنیم بترسیم ازش!
حالا شما با این پاکسازی جنگل و مثالی که در موردش زدین ولی این مثال میتونه توی زندگی ما بکار بیاد مثلا منی که بیکار هستم باید از یجایی شروع کنم به اموزش یک مهارتی و این شروع کردن تهش میخوره به اینکه میتونم کسب و کار خودم رو راه بندازم میتونم ثروت خلق کنم میتونم به خاستهای مادیم برسم و میوه و ثمره اون حرکتم رو ببینم اون اقدام که میکنم رو بیینم
و اینکه برداشتی که داشتم این هست که چالش هایی توی مسیر هم هست که اونم بخاطر اینکه خب یک فرد ماهر توی کار با یک فرد مبتدی تفاوت دارن ولی اون فرد ماهر هم از اونجایی کارو شروع کرده که یک فرد مبتدی میخاد الان شروع کنه
پس این چالشهای مسیر بمعنای غیر قابل نفوذ بودن مسیر نیست
باورها و اون علفای هرز هستن که گمراه کنندن.
و این بمعنی نشدن یا ناتوانی ما در انجام اون کار نیست فقط بخاطر نگاه و طرز فکر غلط در موردش هست
یک فردی میتونه با این اگاهی که شما گفتین توی فایل در مورد پاکسازی این جنگل شروع به پاکسازی بکنه
یک شخصی هم با نگاه به اون جنگل زیر بار نجواهای ذهنش له بشه و بگه نه نمیشه راهی برای نفوذ نیست
پس با نگاه به این شاخها و این جنگل در اول کار نباید نا امید شد و دونست که باید با وجود این جنگل اقدامی کرد و فقط باید شروع کرد و ادامه داد
انقدر بد فهمیدیم و فهموندن بهمون این مسعله اموزش دیدن و شروع و ایجاد تغییر رو حداقل برای من اینجوری هست که هر شروعی انگار برای من مثل مرگ میمونه چون (چون بجای توجه به راه حل به مشکل زوم میکنه ذهنم و فکر میکنم دیگه هیچ راه حلی نداره مسعله ام اینشکلی ذهنم بسته میشه و میوفتم تو تله ذهن) پشتش کلی باور مخرب نشسته و انگار یک صدای تو ذهنمون میگه نمیشه! سخته!
انقدر باور کردیم این صدارو و انقدر حرکتی نزدیم که شده باورمون که واقعا سخته و انقدر این سخت بودنه زجر اور شده توی ذهنمون که غید همچی رو میخایم بزنیم انگار
حتی اون کارای که انجام دادیم توی گذشته رو هم فکر میکنیم شانسی بوده و همش میخایم برگردیم از اون جا با اگاهی الانمون ادامه بدیم در حالی که دسترسی ما به الان هستش
و این نگرش از کجا میاد از مقایسه از خود سرزنشی از دست کم گرفتن خودمون و از نا اگاهی از قانون تکامل
از توانایی که خداوند در نهاد ما قرار داده که بتونیم یاد بگیریم هر چیزی رو در هر زمانی که اگر بخایم بتونیم حل کنیم مساعل رو
فکر کن بدونی میشه بدونی اگر حرکت کنی میتونی!؟ چرا چون این قانونشه این راهو روش این جهانه که مارو هدایت کنه اسان کنه تا مساعل مون رو حل کنیم رشد کنیم بهتر بشیم
استاد این فایل نشانه امروز من بود و این اگاهیی و این جنگل توی تصویر دقیقا داره بامن صحبت میکنه خداوند داره یا من صحبت میکنه نشانه و اگاهی میده داره کمکم میکنه که حرکت کنم قدم بردارم و از این جنگل نترسم با وجود این جنگل حرکت کنم
استاد عزیزم این جنگل این فایل فقط یک چیز بمن گفت اینکه با وجود این افکار منفی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی
کاری به شلوغی این جنگل نداشته باش فقط شروع کن به پاکسازیش
شما نشونم دادین که میشه توی این جنگل رفت !!چون من الان داخلشم پس فرار ازش بی معنیه !
اره این اون الهام و درک من بود وقتی دیدم این فایل رو
خدایا شکرت که راهنمایی و هدایتم میکنی از طریق بهترین بنده ات