اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باور های محدود کننده و علف های هرز مثل هم هستن و اونقدر باورهای محدود ما به هم متصل هستن که تا یک باور رو درست میکنی یکی دیگه هست تا اونم درست کنی و همینجوری ادامه پیدا میکنه تا نتیجه بزرگه به وجود میاد
ادم یک کاری رو که شروع میکنه اولاش خیلی براش سخته اما به مرور زمان کم کم که نتایج میان دلش گرم میشه که مسیر مسیر درسته و ادامه میده تا به اون اتفاق بزرگه برسه ما باید از دایره محدودیت هامون بیاییم یک ذره بالاتر و چقدر اعتماد به نفسمون بیشتر میشه بعد قدم های بعدی رو محکم تر برمیداریم و به این شکل انسان پیشرفت میکنه وقدم های بعدی رو محکم تر برمیداره بعد به خودت میگی دیدی تونستم و نتیجه رو که میبینه چقدر حالش خوب میشه و نتیجش همون پشتکار ادامه دادن ناامید نشدن و پاکسازی کردن ذهن میشه نتیجه های عالی که باعث لذت بردن خودت میشه
وقتی ادم کاری هم بخواد شروع کنه واین هم قانون داره که
نباید کل پروژه رو باهم شروع کنه یعنی باید قطعه قطعه کنه اون پروژه رو مثلاً اگه استاد میخواست همون روز اول فکر کنه که کل محوطه رو تا اخر و یک روزه تمام کنه که چون ذهن براش رنج اوره همونجا میگفت اوه ولکن بابا ولی استاد از کم شروع کردند به پاکسازی و هرروز مدت زمان و مکان اون محوطه رو نیم فوت و هرروز هی بیشترش میکردند تا جایی که هم ذهن وهم بدن هردو اماده بودند و فشار به هیچ چیزی هم نمیومد واین تکامله
و همینجوریه که انسان تساعدی رشد میکنه و موفقیت با گام بلند رشد نمیکنه موفقیت با گام های کوچک رشد میکنه اولش اهسته هست بعد که ادامه میدی متعهد میشی و قدم هارو برمیداری و هی حرکت میکنی و سرعت رشدت بیشترو بیشترو بیشتر میشه
مقایسه
کسانی هستن که الان فردی که20ساله به موفقیت رسیده رو میبینن و مداوم خودشون رو با اون فرد مقایسه میکنه و مدام میگه ببین طرف این و داره ثروت داره اینقدر شهرت و توانایی داره بعد میگه من که نمیتونم مثل این فرد بشم و احساس بی ارزشی میکنه ولی اون فرد نمیاد گذشته فردی که به موفقیت رسیده رو نگاه کنه ببین از چی شروع کرده و اونم روزی مثل تو بوده واز صفر شروع کرده اما قدم هارو برداشته اشتیاق داشته ایمان و باور داشته که میتونه و خودش رو با خودش مقایسه میکرده نه کسی دیگه
خوشبختی به معنی این نیست جایی بشینی و هیچ کاری نکنی نه به خدا نیست خوشبختی یعنی حرکت کردن و از دل حرکت کردنت نتیجه ها میان کسی که این فکر رو میکنه هنوز به این موفقیته نرسیده حرکت کردن و مولد بودن ادم رو زنده نگه میداره و پیشرفت میکنه ادم
ادم زمانی از موضوعی صحبت میکنه که نتایج اون به صورت پایدار در زندگی اش جاری باشه
درود بر استاد عزیز و خانم شایسته و خانواده بزرگ عباس منش
این فایل من بیاد چگونگی کوهنوردی و لذت موفقیت رسید به هدفی داشتم انداخت
روزی که شروع کردم به کوه نوردی کم ترین شیب سربالای ها هم برام بسیار سخت بود یادم اولین باری که پای دامنه کوه ایستادم و هدف قله توچال بود من چندین هفته مداوم حرکت کردم به سمت قله هفته اول تا پلنگچال هفته دوم بالاتر از پلنگ چال و چند هفته رفتم برگشتن تا اینکه توانستم با استمرار بر کارم و هدفم به قله توچال برسم در این میان در هر جلسه افکار منفی منو یک لحضه هم رها نکرد و البته من هم ذهنم رها نکردم و با امید و موفقیت هفته قبل که پیشروی خوبی داشتم ذهنم تشویق به رسید به ارتفاع بیشتر از هفته قبل میکردم
مورد دوم که شما فرمودین اگر در قدمهای اول شروع هر مسیر آدم بخواد آخر مسیر رو ببینه قطعا خیلی دور و خسته کننده به نظر میادش و من از دیگران که تجربه بیشتری داشتند آموخته بودم که فقط باید دو الهی سه متر جلوتر از پام رو ببینم هدم قله هست ولی نگاهم باید جلوی بام باشه و هدفهای برگ با قدمهای کوچک و استمرار در تکرار و تلاش به قله توچال بعد از هشت ساعت در جلسه هفتم رسیدم و با همین تکنیک به قله زیبای دماوند هم قدم گذاشتم و به لطف خدا که با شما استاد عزیز آشنا شدم این نگرش در تمام ابعاد زندگی من بکار گرفته شد و به موفقیت های خیلی خوبی در زندگی رسیده ام
خدارو هزار آن با شکر گذار هستم که من رو با شما استاد بزرگ و مهربان آشنا کرد
سلام به استااد عزیزم خانم شایسته دوستداشتنی و دوستان هم فرکانسیم
گام نهم از آگاهی های ناب دوره خانه تکانی ذهن
باور های محدود کننده مانند همین علف های هرز اند و بیهوده اند که در ذهن ما قرار دارند و زمان و نیرو کار دارند که پاک شوند . منم بعضا که کار های گذشته خودم را انجام میدهم بخودم میگم میبینی هنوز راه داری که باید بری و پاکسازی کنی ذهنت را .
انجام کار های به ظاهر مشکل باعث میشود که اعتماد به نفس پیدا کنیم ، به توانایی های خود ببالیم و مطمئن شویم در حقیقت برای ما احساس قدرت میدهد و باعث میشود که به خود افتخار کنیم .
در اول کار ها مشکل به نظر میرسد اما وقتیکه در دل کار میریم میبینیم که ما از عهده اش میبرایم و هیچ کاری نیست که نتوانیم انجامش بدهیم اما وقتیکه انجامش میدهیم، میفهمیم که توانایی ما بیشتر ازینهاست و نتیجه اش چقدر لذتبخش است اینکه بگویی مت توانستم .
در واقعیتش زمانیکه حرکت میکنیم در مسیر راه ها گفته میشود، همه چیز گفته میشود مثل اینکه استاد حرکت کرد و بعدا دستکش و وسایل کندن کاری نیاز پیدا کردند که تمامش مربوط قانون تکامل میشود.
درختها شبیه باور های منفی و نادرست یکی به دیگر وصل میشود و کندن شان کاری ساده نیست .
اهداف که ما برای خود ما تعیین کردیم باید به قسمتهای جداگانه تقسیم اش کنیم نه اینکه در اول کار بیحد بالای خودما فشار بیاریم قدم به قدم به شکل تکاملی ، و بعدا قدم های بعدی گفته میشود و خود شخص هم در مسیر قوی میشود .
پس از قضیه تکامل میدانیم که مقایسه کردن درست نیست به یک دلیل ساده چون حال بد به همراه دارد .
بعضی کار ها را آدم ذاتا دوست دارد و ربطی به پول ندارد مثل اینکه مه فکر میکنم که در آینده پولدار شوم هم پیاده روی خواهد کردم چون حس خوبی به من میدهد ، چون لذت میبرم و ربطی به پول ندارد .
از طبیعت خیلی قوانین خداوند را میآموزیم که باید عملی کنیم و شاید این هم یکی از اشکالی باشد که خداوند از آن طریق میخواهد که قوانین خویش را بیان کند .
خدایا شکرت بابت اینهمه زیبایی های که پارادایس دارد
مینویسم تا ردپایی باشه از این روزهایی که خدا برام فرستاده تا ایمانم رو بهش بیشتر و بیشتر کنم
توی هر کاری تکامل طی نشه محکوم به شکسته، چون قانون موفقیت قانون مدارهاست، تو باید مدار به مدار، پله به پله، قدم به قدم، اندک اندک در مسیر موفقیت جلو بری، چون وقتی قدم اول رو برمیداری تازه در جریان قدم اول قدمهای بعدی بهت الهام میشه.ولی وقتی بدون طی تکامل یهو از مدار یک بپری به مدار صد چون هنوز از نظر درونی و نظام باورها اندازه ی بلندیِ مدار صدم رشد نکردی محکوم میشی به سقوط، و اره خیلی دررد داره این سقوط
اگه دارم روزهای سختی رو میگذرونم باید در طی این مسیر تا اتمام این سختی ها ( که البته هر بار به یه شکل دیگه ای ما با چالشها برخورد خواهیم کرد) از الان به مسیر پر فراز و نشیب که باید طی بشه نباید نگاه کنم بلکه فقط کارهایی که لازمه در طی هفته جاری یا ماه جاری صورت بگیره روش تمرکز میکنم، از الان استرس ماه بعد رو نمیگیرم، چون اگر قدم اول اگر قدم ماه اول رو بتونم بردارم قدم های بعدی رو راحتتر میتونم طی کنم پس من فعلا تمرکزم رو میزارم روی چالشهای ماه اول.
نسبت به ماه قبل ترسم کمتر شده، نگرانیم کمتر شده، و این ب معنی اینه که قدرت خدارو کمی بیشتر از قبل باور کردم. نسبت به ماه قبل کمتر پدرم رو مقصر میدونم و کمی بیشتر بهش حق میدم و این یعنی من هرماه بهتر از ماه قبل دارم پیش میرم
ادامه میدم با صبر و امید به نتایج خوب چرا که به گفته ی استاد عزیزم اگر من تغییر کنم اتفاقات زندگیم نیز تغییر خواهد کرد
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین
سلام به استاد عزیزم مریم جان وهمه دوستان گرامی
گام نهم
ترمز بزرگ من همین کمال گرایی هست که نمیزاره قدم هام را تکاملی طی کنم
من برای هدفهام قدم برمیدارم وبا شور وشوق هم شروع می کنم ولی امان از کمالگرایی که من را از ادامه مسیر منصرف میکنه ونجواها شروع میشه که تو نمیتونی تو فلان کار را نمیتونی انجام بدی چون هنوز کامل نیستی تو تنهایی نمیتونی تو خیلی از بقیه عقب هستی سنت رفته بالا سرمایه کافی نداری بچه ات کوچیکه وهر موقع بخواهی نمیتونی کارات را جلو ببری
وهمینطور نجوا پشت نجوا وهمین باعث احساس بدم میشه ومن را از ادامه کار منصرف میکنه
من باید باورهای مناسب را جایگزین کنم وهرروز روشون کار کنم چون واقعا این کمالگرایی داره جلو پیشرفت وموفقیت من را می گیره
یه باور عمیق دیگه ای که پیدا کردم که توی خانواده ای ما از بچگی گفته شده اینه که مردم همه گرگ هستند وما خانواده ای مظلوم و صادقی هستیم واز پسشون برنمی آییم یعنی در واقع همیشه جامعه ومردم برای ما خطر محسوب میشده و بهمون گفته شده بود که ما ضعیف هستیم یکی دیگه اینکه ما چون خانم هستم ضعیفیم وکار بیرون ما را از پا در میاره ما باید فقط توی خونه وبه کارهای خونه وبچه هامون برسیم وگرنه زود فرسوده میشیم واین وظیفه ای مرد خونه است که هزینه های ما رابده من کلا در ظاهر مخالف این حرفها بودم وهنیشه هم مخالفتم را اعلام می کردم
یه سری از کارها را تونستم انجام بدم ولی هر چی جلو میرم بیشتر به این موضوع پی میبرم که من ترس از مردم دارم وهمین هم من را از حرکت باز میکنه با اینکه فکر می کردم من این را باور ندارم
حتی وقتی برام مشتری میومدیا قبول نمی کردم ویا اگه قبول هم می کردم با کلی ترس و نجواهمراه بود
وهمین هم باعث میشد که من همیشه کارهام را نیمه رها کنم
من همیشه توی کلاس های برای افزایش مهارتم شرکت می کردم همه می گفتن کارت فوقالعاده است وخیلی تمیز انجام میدی ولی به خاطر نداشتن عزت نفس خودم قبول نمی کردم
گام نهم (شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز)
سلام سلام به استاد عزیزم که عمل کردن به قوانین واقعا یه الگوی به تمام معناست و قطعا که استاد در ابتدای کارش آروم آروم شروع کرده و رسیده به اینجا ،و سلام گرم آتیشی به مریم جااان عزیزم که چقدر خوبه هر گام تکمیل کننده گام های بعدی و اینجا مریم جان به بهترین مورد اشاره میکنه که اول کار ما گرفتار این موضوع نشیم و این کمال گرایی که چقدر من از این خصوصیت ضربه دیدم ،یجوری واقعا تو کامنت گذاشتن هم اذیت میکنه،قبلا حتی یجوری بود هر وقت میخواستم کامنت بزارم ذهنممیگفت نه الان بزار روان کامل بره بالا و یه کامنت ذهن پرکن بزار و این کشیده میشد تو زندگی شخصی و شغلی ،که البته با کار کردن روی فایل ها تا حدودی تونستم رفع کنم ولی به قول استاد این باورهای محدود کننده مثل علف هرز میمونن درسته ساقه اشون میبری ولی ریشه اشون هنوز هست و باید همیشه در حال هرس کردن علف های هرز باشی، این باور کمال گرایی هم مثل علف های هرز چسبیده به هم چسبیده به باورهایی من، هراز گاهی از تو خاک بیرون میاد جلو پیشرفت منو میگیره، این فایل دقیقا بهم یادآور شد که حواسم به ریشه کمال گرایی باسه، حواسم باشه باید آهسته آهسته و قدم به قدم باید برم جلو و کارامو انجام بدم ،نخوام یک شبه یا بدون نقص باشه.
استاد جان وقتی داشتی راجع به درخت ها و پیچک ها صحبت میکردی یاد باغمون تو دهات افتادم وقتی با بابا می رفتیم برای هرس کردن علف ها هرز ،میدیدم چجوری پیچک ها چسبیدن به این درخت های انگور ،و نزاشتن درخت ها بار بدن و بابا با داسی که داشت همه رو هرس میکرد ولی دوباره برای سال بعد وقت هرس کردن که میشد می رفتیم میدیدم اینپیچک ها مثل سال قبل تنیده شدن دور این درخت های مو ،و چقدر الان متوجه میشم که کار کردن روی باورها دقیقا مثل همین هرس کردن ها میمونه و استاد عزیزم مرسی بابت اینکه این فایل هارو تدوین میکنی و چقدر قشنگ از طبیعت الهام میگری برای درک بهتر ماها .
خداروشکر میکنم قوانین برای جهان هستی گذاشته و با طبیعتش هم ما رو متوجه قوانینش میکنه،مادامی که روی خودت کار کنی ،آهسته و آهسته ولی پیوسته و مداوم میتونی از دریای بی کران نعمت الهی بهره مند شی ولی اگه بخوای یکدفعه ای مثلا یه باوری رو از ریشه بکنی که دیگه نباشه و بعد بری سراغ باور بعدی ،نمیشه ،کامل اینو درک کردم هر وقت مداوم کار کردن رو داشتیم تونستیم نتایج رو براساس قدم هایی که برداشتیم ببینیم و به محض اینکه دست از کار کردن کشیدیم دوباره باورهای محدود کننده کار خودشون کردن ،این دیگه تو زندگی ما خیلی مشهود شده و قشنگ میفهمم از کجا داره آب میخوره ، و دوباره به محض کار کردن روی خودمون نتایج دوباره خودشون نشون دادن ، در همه زمینه ها هم این روند مشهوده،از لحاظ مالی ،سلامتی،معنوی ،همه رو تجربه کردم
استاد جااان مممنونم بابت تک تک فایل هایی که زحمت میکشی برامون مهیا میکنی و مریم جان از شماهم تشکر میکنم بابت این خانه تکانی درست و درمون که باید تو این قسمت از خانه تکانی علف های هرز ذهنمون رو هرس کنیم و با یک ذهن تمییز و رویایی مثل جاده ای که استاد زحمت کشیدن به جلسه بعدی بریم .
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، بابت آگاهی های قسمت 9 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، آگاهی هایی که ازین فایل دریافت کردم رو براتون مینویسم، باورهای محدود کننده مثل علف های هرز به هم متصل هستند و باید آن ها را از ریشه قطع کنیم، ما باید کارهای به ظاهر سخت و ترسناک رو قسمت بندی کنیم و هر دفعه یک قسمت را انجام بدهیم،سپس حس قدرت، حس موفقیت در ما ایجاد و اعتماد بنفس ما بالا میرود و قسمت های بعدی را با سرعت بیشتر و راحتتر انجام میدهیم، ما باید یک قدم فراتر از محدودیت ذهنمون برداریم و بعد از موفقیت، قدم بعدی را برداریم چون که وقتی قدم اول برداریم قدم بعدی مشخص میشود و توانایی انجامش را داریم و مقاومت های ذهنمون کمتر و باورهای ما قوی تر میشود، برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید قدم های کوچک را مستمر ادامه بدیم، خودمون با مسیر کسی مقایسه نکنیم بلکه با قدم های قبلیمون مقایسه کنیم، خودمون تحسین کنیم، خداوند مهربان همیشه به شکل های مختلف به ما الهامات را میفرستد اون از ما بیشتر میخواهد موفق شویم و از زندگی لذت ببریم
بنام خداوند وهابم که بی حد و حساب به من میبخشد و مرا به گام نهم و آگاهی ودرک بهتر قانون جهان هستی هدایت کرد خدایاشکرت.
سلام خانم شایسته عزیزم و استاد مهربانم
چقدر استاد با کارهای که انجام میدن به من این درک و فهم رو میدن
که خوشبختی به نشستن و کار نکردن نیست
خوشبختی از ترسیدن سختی کار نیست
خوشبختی یعنی افتادن در مسیر
خوشبختی یعنی توکل و یک قدم برداشتن است
خوشبختی یعنی آسان کردن کارها و قطعه قطعه کردن آنهاست که جهان هم آسانت میکند برای آسانی و قدم های بعدی و بعدتر را برایت آسان میکند.
خدایاشکرت
من از زمانی که یادم میاد تا به امروز درگیر بیماری کمالگرایی بودم که الان میشه گفت کمی درمان شده ام و از این بیماری ضربه های بسیاری بدی را خوردم و همینطور که خانم شایسته در دوره حل مسائل کمکم کرد که از بهبود گرایی استفاده کنم باعث شد قدم به قدم کارهای را انجام بدهم و موفقیت های خوبی هم کسب کردم اما در همین مسیر بهبود گرایی نجواهای بیماری کمالگرایی بسیار آزار دهنده بود و کنتر ذهن لازم بود که به اندازه ی که سعی کردم ذهنم دا کنترل کنم نتایج قشنگی هم گرفتم شکر خداوند این راه ادامه داره که برای انجام هر کاری شروع کنم اون کار رو قسمت بندی کنم .
و اما امروز صبح خدا بامن داشت حرف میزد وقتی که میگفتم خدایا من هر آنچه دارم از آن توست و من اجازه میدهم که تو کار ها را برایم انجام بدهی و تسلیم هستم و تو کارها را برایم انجام بده و ثروت و نعمت ها را وارد زندگیم کن خدا بصورت خیلی واضح بهم گفت که تو تسلیم نیستی تو اجازه نمیدی تو مقاومت داری و همش داری کارهای رو انجام میدی و در عمل برای من تعین تکلیف های داری که از این طریق یا از اون طریق به من بده رها نیستی مثل فردی هستی که میخواهد یک رابطه عاشقانه و عالی را تجربه کند و تعین میکند که حتما با این فرد باشد و دقیقا من در کار و دریافت ثروت دارم این رفتار را انجام میدم و پام محکم رو ترمزه و مقاومت دارم برای دریافت ثروت و همش دارم به چطور و چگونگی ورود ثروت فکر میکنم و تصویر انتهایی که خدا به من ثروت و نعمت و آرامش و استقلال داده را نمی بینم من باید اصل داستان رو از خدا بخوام و دست خداوند را برای دادن ثروت و نعمت را باز بزارم .
خدایا شکرت برای درک بهتر قانون و شناخت بهتری که از خودم داشتم و من در حال رشد و پیشرفتم و این عالیه .
ممنونم خانم شایسته عزیزم واقعا داری ذهنم رو خونه تکونی میکنی با این فایل ها و گام ها خیلی عالی و زیباست سپاسگزارم دوستتون دارم.
وقتی یک کاری میخواییم انجام بدیم باید به بخش های کوچک تقسیم کرد تا ذهن قبول کنه و انرژی آزاد کنه تا انجامش بده
وقتی کاری رو انجام میدی ک به ظاهر سخت هست و کم کم انجام میشه احساس موفقیت میکنیم و به توانایی هامون ایمان میاریم و احساس قدرت میکنیم…
افکار منفی و علف های هرز مثل هم هستن ..یه شاخه حذف میشه اما در یه سمت دیگه به یه شاخه دیگه وصل و باید اون هم قطع شه تا محیط پاک شه..افکار هم به همین صورت هستن باورهای منفی هم همینطور هست ..وقتی رو خودمون کار میکنیم هی باورهای منفی پیدا میشن اونو اصلاح میکنیم بعد هی باور دیگه پیدا میشه تا کم کم ذهن آماده دریافت نعمت های بیشتر شه
موفقیت زمانی به وجود میاد ک پشتکار داشته باشیم..امیدوار باشیم استمرار داشته باشیم تا موفقیت به وجود بیاد
مسیری ک حرکت میکنیم اولش ک شروع کردیم قدم بعدی گفته میشه بهمون و به صورت تکاملی مسیر زیباتر و راحت تر میشه برامون
موفقیت اولش آهسته آهسته هست ولی بعدش به تصاعد برخورد میکنیم و رشد صورت میگیره
ما نباید خودمون با کسی که زمان زیادی داره کار میکنه مقایسه کنیم باید امروزمون با دیروزمون مقایسه کنیم
به نام نامی دوست که هرچه دارم از اوست
سلام به اهل بهشت
باور های محدود کننده و علف های هرز مثل هم هستن و اونقدر باورهای محدود ما به هم متصل هستن که تا یک باور رو درست میکنی یکی دیگه هست تا اونم درست کنی و همینجوری ادامه پیدا میکنه تا نتیجه بزرگه به وجود میاد
ادم یک کاری رو که شروع میکنه اولاش خیلی براش سخته اما به مرور زمان کم کم که نتایج میان دلش گرم میشه که مسیر مسیر درسته و ادامه میده تا به اون اتفاق بزرگه برسه ما باید از دایره محدودیت هامون بیاییم یک ذره بالاتر و چقدر اعتماد به نفسمون بیشتر میشه بعد قدم های بعدی رو محکم تر برمیداریم و به این شکل انسان پیشرفت میکنه وقدم های بعدی رو محکم تر برمیداره بعد به خودت میگی دیدی تونستم و نتیجه رو که میبینه چقدر حالش خوب میشه و نتیجش همون پشتکار ادامه دادن ناامید نشدن و پاکسازی کردن ذهن میشه نتیجه های عالی که باعث لذت بردن خودت میشه
وقتی ادم کاری هم بخواد شروع کنه واین هم قانون داره که
نباید کل پروژه رو باهم شروع کنه یعنی باید قطعه قطعه کنه اون پروژه رو مثلاً اگه استاد میخواست همون روز اول فکر کنه که کل محوطه رو تا اخر و یک روزه تمام کنه که چون ذهن براش رنج اوره همونجا میگفت اوه ولکن بابا ولی استاد از کم شروع کردند به پاکسازی و هرروز مدت زمان و مکان اون محوطه رو نیم فوت و هرروز هی بیشترش میکردند تا جایی که هم ذهن وهم بدن هردو اماده بودند و فشار به هیچ چیزی هم نمیومد واین تکامله
و همینجوریه که انسان تساعدی رشد میکنه و موفقیت با گام بلند رشد نمیکنه موفقیت با گام های کوچک رشد میکنه اولش اهسته هست بعد که ادامه میدی متعهد میشی و قدم هارو برمیداری و هی حرکت میکنی و سرعت رشدت بیشترو بیشترو بیشتر میشه
مقایسه
کسانی هستن که الان فردی که20ساله به موفقیت رسیده رو میبینن و مداوم خودشون رو با اون فرد مقایسه میکنه و مدام میگه ببین طرف این و داره ثروت داره اینقدر شهرت و توانایی داره بعد میگه من که نمیتونم مثل این فرد بشم و احساس بی ارزشی میکنه ولی اون فرد نمیاد گذشته فردی که به موفقیت رسیده رو نگاه کنه ببین از چی شروع کرده و اونم روزی مثل تو بوده واز صفر شروع کرده اما قدم هارو برداشته اشتیاق داشته ایمان و باور داشته که میتونه و خودش رو با خودش مقایسه میکرده نه کسی دیگه
خوشبختی به معنی این نیست جایی بشینی و هیچ کاری نکنی نه به خدا نیست خوشبختی یعنی حرکت کردن و از دل حرکت کردنت نتیجه ها میان کسی که این فکر رو میکنه هنوز به این موفقیته نرسیده حرکت کردن و مولد بودن ادم رو زنده نگه میداره و پیشرفت میکنه ادم
ادم زمانی از موضوعی صحبت میکنه که نتایج اون به صورت پایدار در زندگی اش جاری باشه
بنام خداوند بخشنده و مهربان
درود بر استاد عزیز و خانم شایسته و خانواده بزرگ عباس منش
این فایل من بیاد چگونگی کوهنوردی و لذت موفقیت رسید به هدفی داشتم انداخت
روزی که شروع کردم به کوه نوردی کم ترین شیب سربالای ها هم برام بسیار سخت بود یادم اولین باری که پای دامنه کوه ایستادم و هدف قله توچال بود من چندین هفته مداوم حرکت کردم به سمت قله هفته اول تا پلنگچال هفته دوم بالاتر از پلنگ چال و چند هفته رفتم برگشتن تا اینکه توانستم با استمرار بر کارم و هدفم به قله توچال برسم در این میان در هر جلسه افکار منفی منو یک لحضه هم رها نکرد و البته من هم ذهنم رها نکردم و با امید و موفقیت هفته قبل که پیشروی خوبی داشتم ذهنم تشویق به رسید به ارتفاع بیشتر از هفته قبل میکردم
مورد دوم که شما فرمودین اگر در قدمهای اول شروع هر مسیر آدم بخواد آخر مسیر رو ببینه قطعا خیلی دور و خسته کننده به نظر میادش و من از دیگران که تجربه بیشتری داشتند آموخته بودم که فقط باید دو الهی سه متر جلوتر از پام رو ببینم هدم قله هست ولی نگاهم باید جلوی بام باشه و هدفهای برگ با قدمهای کوچک و استمرار در تکرار و تلاش به قله توچال بعد از هشت ساعت در جلسه هفتم رسیدم و با همین تکنیک به قله زیبای دماوند هم قدم گذاشتم و به لطف خدا که با شما استاد عزیز آشنا شدم این نگرش در تمام ابعاد زندگی من بکار گرفته شد و به موفقیت های خیلی خوبی در زندگی رسیده ام
خدارو هزار آن با شکر گذار هستم که من رو با شما استاد بزرگ و مهربان آشنا کرد
بنام خدایی مهربان
سلام به استااد عزیزم خانم شایسته دوستداشتنی و دوستان هم فرکانسیم
گام نهم از آگاهی های ناب دوره خانه تکانی ذهن
باور های محدود کننده مانند همین علف های هرز اند و بیهوده اند که در ذهن ما قرار دارند و زمان و نیرو کار دارند که پاک شوند . منم بعضا که کار های گذشته خودم را انجام میدهم بخودم میگم میبینی هنوز راه داری که باید بری و پاکسازی کنی ذهنت را .
انجام کار های به ظاهر مشکل باعث میشود که اعتماد به نفس پیدا کنیم ، به توانایی های خود ببالیم و مطمئن شویم در حقیقت برای ما احساس قدرت میدهد و باعث میشود که به خود افتخار کنیم .
در اول کار ها مشکل به نظر میرسد اما وقتیکه در دل کار میریم میبینیم که ما از عهده اش میبرایم و هیچ کاری نیست که نتوانیم انجامش بدهیم اما وقتیکه انجامش میدهیم، میفهمیم که توانایی ما بیشتر ازینهاست و نتیجه اش چقدر لذتبخش است اینکه بگویی مت توانستم .
در واقعیتش زمانیکه حرکت میکنیم در مسیر راه ها گفته میشود، همه چیز گفته میشود مثل اینکه استاد حرکت کرد و بعدا دستکش و وسایل کندن کاری نیاز پیدا کردند که تمامش مربوط قانون تکامل میشود.
درختها شبیه باور های منفی و نادرست یکی به دیگر وصل میشود و کندن شان کاری ساده نیست .
اهداف که ما برای خود ما تعیین کردیم باید به قسمتهای جداگانه تقسیم اش کنیم نه اینکه در اول کار بیحد بالای خودما فشار بیاریم قدم به قدم به شکل تکاملی ، و بعدا قدم های بعدی گفته میشود و خود شخص هم در مسیر قوی میشود .
پس از قضیه تکامل میدانیم که مقایسه کردن درست نیست به یک دلیل ساده چون حال بد به همراه دارد .
بعضی کار ها را آدم ذاتا دوست دارد و ربطی به پول ندارد مثل اینکه مه فکر میکنم که در آینده پولدار شوم هم پیاده روی خواهد کردم چون حس خوبی به من میدهد ، چون لذت میبرم و ربطی به پول ندارد .
از طبیعت خیلی قوانین خداوند را میآموزیم که باید عملی کنیم و شاید این هم یکی از اشکالی باشد که خداوند از آن طریق میخواهد که قوانین خویش را بیان کند .
خدایا شکرت بابت اینهمه زیبایی های که پارادایس دارد
خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی که در این فایل بود
در پناه خدایی رحیم و رحمان باشید
مینویسم تا ردپایی باشه از این روزهایی که خدا برام فرستاده تا ایمانم رو بهش بیشتر و بیشتر کنم
توی هر کاری تکامل طی نشه محکوم به شکسته، چون قانون موفقیت قانون مدارهاست، تو باید مدار به مدار، پله به پله، قدم به قدم، اندک اندک در مسیر موفقیت جلو بری، چون وقتی قدم اول رو برمیداری تازه در جریان قدم اول قدمهای بعدی بهت الهام میشه.ولی وقتی بدون طی تکامل یهو از مدار یک بپری به مدار صد چون هنوز از نظر درونی و نظام باورها اندازه ی بلندیِ مدار صدم رشد نکردی محکوم میشی به سقوط، و اره خیلی دررد داره این سقوط
اگه دارم روزهای سختی رو میگذرونم باید در طی این مسیر تا اتمام این سختی ها ( که البته هر بار به یه شکل دیگه ای ما با چالشها برخورد خواهیم کرد) از الان به مسیر پر فراز و نشیب که باید طی بشه نباید نگاه کنم بلکه فقط کارهایی که لازمه در طی هفته جاری یا ماه جاری صورت بگیره روش تمرکز میکنم، از الان استرس ماه بعد رو نمیگیرم، چون اگر قدم اول اگر قدم ماه اول رو بتونم بردارم قدم های بعدی رو راحتتر میتونم طی کنم پس من فعلا تمرکزم رو میزارم روی چالشهای ماه اول.
نسبت به ماه قبل ترسم کمتر شده، نگرانیم کمتر شده، و این ب معنی اینه که قدرت خدارو کمی بیشتر از قبل باور کردم. نسبت به ماه قبل کمتر پدرم رو مقصر میدونم و کمی بیشتر بهش حق میدم و این یعنی من هرماه بهتر از ماه قبل دارم پیش میرم
ادامه میدم با صبر و امید به نتایج خوب چرا که به گفته ی استاد عزیزم اگر من تغییر کنم اتفاقات زندگیم نیز تغییر خواهد کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا صراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین
سلام به استاد عزیزم مریم جان وهمه دوستان گرامی
گام نهم
ترمز بزرگ من همین کمال گرایی هست که نمیزاره قدم هام را تکاملی طی کنم
من برای هدفهام قدم برمیدارم وبا شور وشوق هم شروع می کنم ولی امان از کمالگرایی که من را از ادامه مسیر منصرف میکنه ونجواها شروع میشه که تو نمیتونی تو فلان کار را نمیتونی انجام بدی چون هنوز کامل نیستی تو تنهایی نمیتونی تو خیلی از بقیه عقب هستی سنت رفته بالا سرمایه کافی نداری بچه ات کوچیکه وهر موقع بخواهی نمیتونی کارات را جلو ببری
وهمینطور نجوا پشت نجوا وهمین باعث احساس بدم میشه ومن را از ادامه کار منصرف میکنه
من باید باورهای مناسب را جایگزین کنم وهرروز روشون کار کنم چون واقعا این کمالگرایی داره جلو پیشرفت وموفقیت من را می گیره
یه باور عمیق دیگه ای که پیدا کردم که توی خانواده ای ما از بچگی گفته شده اینه که مردم همه گرگ هستند وما خانواده ای مظلوم و صادقی هستیم واز پسشون برنمی آییم یعنی در واقع همیشه جامعه ومردم برای ما خطر محسوب میشده و بهمون گفته شده بود که ما ضعیف هستیم یکی دیگه اینکه ما چون خانم هستم ضعیفیم وکار بیرون ما را از پا در میاره ما باید فقط توی خونه وبه کارهای خونه وبچه هامون برسیم وگرنه زود فرسوده میشیم واین وظیفه ای مرد خونه است که هزینه های ما رابده من کلا در ظاهر مخالف این حرفها بودم وهنیشه هم مخالفتم را اعلام می کردم
یه سری از کارها را تونستم انجام بدم ولی هر چی جلو میرم بیشتر به این موضوع پی میبرم که من ترس از مردم دارم وهمین هم من را از حرکت باز میکنه با اینکه فکر می کردم من این را باور ندارم
حتی وقتی برام مشتری میومدیا قبول نمی کردم ویا اگه قبول هم می کردم با کلی ترس و نجواهمراه بود
وهمین هم باعث میشد که من همیشه کارهام را نیمه رها کنم
من همیشه توی کلاس های برای افزایش مهارتم شرکت می کردم همه می گفتن کارت فوقالعاده است وخیلی تمیز انجام میدی ولی به خاطر نداشتن عزت نفس خودم قبول نمی کردم
در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام خدایی که طبیعت به این زیبایی رو آفریده
گام نهم (شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز)
سلام سلام به استاد عزیزم که عمل کردن به قوانین واقعا یه الگوی به تمام معناست و قطعا که استاد در ابتدای کارش آروم آروم شروع کرده و رسیده به اینجا ،و سلام گرم آتیشی به مریم جااان عزیزم که چقدر خوبه هر گام تکمیل کننده گام های بعدی و اینجا مریم جان به بهترین مورد اشاره میکنه که اول کار ما گرفتار این موضوع نشیم و این کمال گرایی که چقدر من از این خصوصیت ضربه دیدم ،یجوری واقعا تو کامنت گذاشتن هم اذیت میکنه،قبلا حتی یجوری بود هر وقت میخواستم کامنت بزارم ذهنممیگفت نه الان بزار روان کامل بره بالا و یه کامنت ذهن پرکن بزار و این کشیده میشد تو زندگی شخصی و شغلی ،که البته با کار کردن روی فایل ها تا حدودی تونستم رفع کنم ولی به قول استاد این باورهای محدود کننده مثل علف هرز میمونن درسته ساقه اشون میبری ولی ریشه اشون هنوز هست و باید همیشه در حال هرس کردن علف های هرز باشی، این باور کمال گرایی هم مثل علف های هرز چسبیده به هم چسبیده به باورهایی من، هراز گاهی از تو خاک بیرون میاد جلو پیشرفت منو میگیره، این فایل دقیقا بهم یادآور شد که حواسم به ریشه کمال گرایی باسه، حواسم باشه باید آهسته آهسته و قدم به قدم باید برم جلو و کارامو انجام بدم ،نخوام یک شبه یا بدون نقص باشه.
استاد جان وقتی داشتی راجع به درخت ها و پیچک ها صحبت میکردی یاد باغمون تو دهات افتادم وقتی با بابا می رفتیم برای هرس کردن علف ها هرز ،میدیدم چجوری پیچک ها چسبیدن به این درخت های انگور ،و نزاشتن درخت ها بار بدن و بابا با داسی که داشت همه رو هرس میکرد ولی دوباره برای سال بعد وقت هرس کردن که میشد می رفتیم میدیدم اینپیچک ها مثل سال قبل تنیده شدن دور این درخت های مو ،و چقدر الان متوجه میشم که کار کردن روی باورها دقیقا مثل همین هرس کردن ها میمونه و استاد عزیزم مرسی بابت اینکه این فایل هارو تدوین میکنی و چقدر قشنگ از طبیعت الهام میگری برای درک بهتر ماها .
خداروشکر میکنم قوانین برای جهان هستی گذاشته و با طبیعتش هم ما رو متوجه قوانینش میکنه،مادامی که روی خودت کار کنی ،آهسته و آهسته ولی پیوسته و مداوم میتونی از دریای بی کران نعمت الهی بهره مند شی ولی اگه بخوای یکدفعه ای مثلا یه باوری رو از ریشه بکنی که دیگه نباشه و بعد بری سراغ باور بعدی ،نمیشه ،کامل اینو درک کردم هر وقت مداوم کار کردن رو داشتیم تونستیم نتایج رو براساس قدم هایی که برداشتیم ببینیم و به محض اینکه دست از کار کردن کشیدیم دوباره باورهای محدود کننده کار خودشون کردن ،این دیگه تو زندگی ما خیلی مشهود شده و قشنگ میفهمم از کجا داره آب میخوره ، و دوباره به محض کار کردن روی خودمون نتایج دوباره خودشون نشون دادن ، در همه زمینه ها هم این روند مشهوده،از لحاظ مالی ،سلامتی،معنوی ،همه رو تجربه کردم
استاد جااان مممنونم بابت تک تک فایل هایی که زحمت میکشی برامون مهیا میکنی و مریم جان از شماهم تشکر میکنم بابت این خانه تکانی درست و درمون که باید تو این قسمت از خانه تکانی علف های هرز ذهنمون رو هرس کنیم و با یک ذهن تمییز و رویایی مثل جاده ای که استاد زحمت کشیدن به جلسه بعدی بریم .
پیش به سوی گام بعدی
مریم جان و استاد عزیزم عاااشق دوتانوووووونم هستم
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، بابت آگاهی های قسمت 9 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، آگاهی هایی که ازین فایل دریافت کردم رو براتون مینویسم، باورهای محدود کننده مثل علف های هرز به هم متصل هستند و باید آن ها را از ریشه قطع کنیم، ما باید کارهای به ظاهر سخت و ترسناک رو قسمت بندی کنیم و هر دفعه یک قسمت را انجام بدهیم،سپس حس قدرت، حس موفقیت در ما ایجاد و اعتماد بنفس ما بالا میرود و قسمت های بعدی را با سرعت بیشتر و راحتتر انجام میدهیم، ما باید یک قدم فراتر از محدودیت ذهنمون برداریم و بعد از موفقیت، قدم بعدی را برداریم چون که وقتی قدم اول برداریم قدم بعدی مشخص میشود و توانایی انجامش را داریم و مقاومت های ذهنمون کمتر و باورهای ما قوی تر میشود، برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید قدم های کوچک را مستمر ادامه بدیم، خودمون با مسیر کسی مقایسه نکنیم بلکه با قدم های قبلیمون مقایسه کنیم، خودمون تحسین کنیم، خداوند مهربان همیشه به شکل های مختلف به ما الهامات را میفرستد اون از ما بیشتر میخواهد موفق شویم و از زندگی لذت ببریم
بسیار عالی وتاثیرگذار
متشکرم
بنام خداوند وهابم که بی حد و حساب به من میبخشد و مرا به گام نهم و آگاهی ودرک بهتر قانون جهان هستی هدایت کرد خدایاشکرت.
سلام خانم شایسته عزیزم و استاد مهربانم
چقدر استاد با کارهای که انجام میدن به من این درک و فهم رو میدن
که خوشبختی به نشستن و کار نکردن نیست
خوشبختی از ترسیدن سختی کار نیست
خوشبختی یعنی افتادن در مسیر
خوشبختی یعنی توکل و یک قدم برداشتن است
خوشبختی یعنی آسان کردن کارها و قطعه قطعه کردن آنهاست که جهان هم آسانت میکند برای آسانی و قدم های بعدی و بعدتر را برایت آسان میکند.
خدایاشکرت
من از زمانی که یادم میاد تا به امروز درگیر بیماری کمالگرایی بودم که الان میشه گفت کمی درمان شده ام و از این بیماری ضربه های بسیاری بدی را خوردم و همینطور که خانم شایسته در دوره حل مسائل کمکم کرد که از بهبود گرایی استفاده کنم باعث شد قدم به قدم کارهای را انجام بدهم و موفقیت های خوبی هم کسب کردم اما در همین مسیر بهبود گرایی نجواهای بیماری کمالگرایی بسیار آزار دهنده بود و کنتر ذهن لازم بود که به اندازه ی که سعی کردم ذهنم دا کنترل کنم نتایج قشنگی هم گرفتم شکر خداوند این راه ادامه داره که برای انجام هر کاری شروع کنم اون کار رو قسمت بندی کنم .
و اما امروز صبح خدا بامن داشت حرف میزد وقتی که میگفتم خدایا من هر آنچه دارم از آن توست و من اجازه میدهم که تو کار ها را برایم انجام بدهی و تسلیم هستم و تو کارها را برایم انجام بده و ثروت و نعمت ها را وارد زندگیم کن خدا بصورت خیلی واضح بهم گفت که تو تسلیم نیستی تو اجازه نمیدی تو مقاومت داری و همش داری کارهای رو انجام میدی و در عمل برای من تعین تکلیف های داری که از این طریق یا از اون طریق به من بده رها نیستی مثل فردی هستی که میخواهد یک رابطه عاشقانه و عالی را تجربه کند و تعین میکند که حتما با این فرد باشد و دقیقا من در کار و دریافت ثروت دارم این رفتار را انجام میدم و پام محکم رو ترمزه و مقاومت دارم برای دریافت ثروت و همش دارم به چطور و چگونگی ورود ثروت فکر میکنم و تصویر انتهایی که خدا به من ثروت و نعمت و آرامش و استقلال داده را نمی بینم من باید اصل داستان رو از خدا بخوام و دست خداوند را برای دادن ثروت و نعمت را باز بزارم .
خدایا شکرت برای درک بهتر قانون و شناخت بهتری که از خودم داشتم و من در حال رشد و پیشرفتم و این عالیه .
ممنونم خانم شایسته عزیزم واقعا داری ذهنم رو خونه تکونی میکنی با این فایل ها و گام ها خیلی عالی و زیباست سپاسگزارم دوستتون دارم.
سلام استاد عزیزم دوستان هم مسیرم وقتتون بخیر
آگاهی فایل نهم
ارتباط بین علف های هرز و باورهای محدود کننده
وقتی یک کاری میخواییم انجام بدیم باید به بخش های کوچک تقسیم کرد تا ذهن قبول کنه و انرژی آزاد کنه تا انجامش بده
وقتی کاری رو انجام میدی ک به ظاهر سخت هست و کم کم انجام میشه احساس موفقیت میکنیم و به توانایی هامون ایمان میاریم و احساس قدرت میکنیم…
افکار منفی و علف های هرز مثل هم هستن ..یه شاخه حذف میشه اما در یه سمت دیگه به یه شاخه دیگه وصل و باید اون هم قطع شه تا محیط پاک شه..افکار هم به همین صورت هستن باورهای منفی هم همینطور هست ..وقتی رو خودمون کار میکنیم هی باورهای منفی پیدا میشن اونو اصلاح میکنیم بعد هی باور دیگه پیدا میشه تا کم کم ذهن آماده دریافت نعمت های بیشتر شه
موفقیت زمانی به وجود میاد ک پشتکار داشته باشیم..امیدوار باشیم استمرار داشته باشیم تا موفقیت به وجود بیاد
مسیری ک حرکت میکنیم اولش ک شروع کردیم قدم بعدی گفته میشه بهمون و به صورت تکاملی مسیر زیباتر و راحت تر میشه برامون
موفقیت اولش آهسته آهسته هست ولی بعدش به تصاعد برخورد میکنیم و رشد صورت میگیره
ما نباید خودمون با کسی که زمان زیادی داره کار میکنه مقایسه کنیم باید امروزمون با دیروزمون مقایسه کنیم
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و شکرگزار