اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر خوب که این فایل رو گوش دادم چون بعد از دیدن این فایل تونستم برم و کار هایی رو که باید انجام می دادم و هعی به بعد موکول می کردم رو رفتم و انجام دادم و الان چقدر احساس خوبی دارم, احساس آرامش و راحتی خیلی زیادی دارم کلی تجربه بدست آوردم و چیز های جدید یاد گرفتم و کاری هم که مدت ها بود که کند پیش می رفت الان داره دیگه به حرکت در می یاد و همه چیز رو به راه می شه, خدا رو شکر.
اولش که رفتم سراغ کار, اون خیلی بزرگ و شلوغ و پیچیده به نظر می اومدم ولی وقتی وارد اش شدم به قدری همه چیز راحت و آسون پیش رفت که باعث شد که بفهمم چقدر کار ها لذت بخش پیش می ره وقتی صحبت های ذهن رو نادیده می گیری و فقط شروع می کنی.
این تجربه به من یاد داد که بیشتر به حرف قلبم گوش کنم.
وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم هر چیزی که تا الان به دست آوردم، فقط به خاطر تکاملم توی اون مسیر بوده. من حتی اگه بخوام هم، اصلا آدمی نیستم که بتونم یک چیز یهویی و یه شبه رو بپذیرم و درموردش عمل کنم. همه چیز باید خیلی قانونمند و قدم به قدم پیش بره.
الان که به خودم نگاه میکنم،
میبینم چقدر توی تئاتر بزرگتر شدم. از وقتی که شروع کنم، قدم به قدم نمایشنامه خوندم، فیلم دیدم، تمرین کردم، بازخورد گرفتم و اصلاح کردم، یه سری اصطلاحات جدید یاد گرفتم، و همهی اینا درنهایت منو رسونده به اینجا. و میرسونه به هرجایی که بخوام.
یا توی تحصیل، من هیچوقت نمیتونستم اینجا باشم اگه اون قدم های قبلی رو برنداشته بودم. اگه درمورد کتابا اطلاعات به دست نیاورده بودم، نخونده بودم، تکاملی پیش نرفته بودم.
ما باید برای خواستهمون ارزش قائل باشیم و به خاطر اون خواسته، یه سری کارها رو انجام ندیم. یعنی چقدر حاضریم بقیهی چیزها رو قربانی کنیم برای خواستهمون!؟ چقدر حاضریم بها بپردازیم!؟
استاد همیشه میگه : برای رسیدن به خواسته، شما همیشه باید یک سری کارهای روتین رو انجام بدید، و یک سری کارها رو انجام ندید. که گاهی حتی کارهایی که ما نباید انجام بدیم مهمتر هستن تا کارهایی که باید انجام بدیم.
من، حدیث، اینجا متعهد میشم که برای خودم ارزش قائل باشم و برای خواستهی فعلیم ارزش قائل باشم و سعی کنم که تمرکزم رو به دست بیارم و ذهنم رو مرتب کنم و حالم رو خوب نگه دارم و روتینی رو بسازم که هر روز منو یه قدم به چیزی که میخوام نزدیکتر کنه.
من چون دانلود کرده بودم چند تا از فایل هارو اون ترتیب گوش دادنه از دستم در رفته و طبق شماره بندی ای ک گوشیم و دانلود ها انجام دادم این میشه روز سومم ک فایل نهمه
این افکار از کجا میاد از گذشته خانواده جامعه و.. که همینجوری بدون فیلتر وارد شده و هیچ نظارتی هم روش نبوده و حواسمون نبوده ک علف های هرزی رو داریم وارد ذهن میکنیم
و دقیقا مثل چیدن و از بین بردن این علف های هرز یه مدت زمان میخواد استمرار میخواد عملگرایی میخواد تقسیم و کوچک کردن حجم بزرگ رو میخواد تا کم کم اینا پاک بشن
و یادمون باشه این جهان نجوا های منفی رو همیشه داره اون علف های هرز همیشه ریشش هست چون اصلا جذابیت کار به اینه
که باعث بشه ما مثل عقاب حواسمون به سرزمین وجودمون باشه و همیشه آبیاریش کنیم سم پاشیش کنیم
وگرنه اگر پاکش کنیم هم و نرسیم بهش بعد از یه مدت دوباره سروکلشون پیدا میشه
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی.
سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام در این سایت الهی.
گام نهم شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز
خدارو شکر که امروز هدایت شدم به این فایل بسیار زیبا و اگاهی دهنده و خدارو شکر به تعهدم دارم عمل میکنم.
نکات کلیدی این فایل و نکته برداری هام.
ما باورهای محدود کننده مون شباهت زیادی دارن به علفهای هرز که توی ذهن ما پرن.
ما قدم اول که میخواهیم برای کاری انجام بدهیم خیلی پیچیده و سخت برامون مسیر، ولی وقتی که قدم اول رو بر میداریم با موفقیت در برداشتن قدم اول وقتی که کار تموم میشه اون احساس توانایی احساس اعتماد به نفس بهمون کمک میکنه که قدم بعدی رو محکم تر برداریم.
باورهامون قوی تر میشه به توانایی هامون بیشتر ایمان میاریم، مخصوصا کاری که اولش خیلی برامون سخت و ترسناک باشه وقتی که انجام میشه خیلی خیلی احساس قدرت میکنی، احساسی که ادم از انجام کارهای جدید، انجام کارهای به ظاهر سخت بدست میاره اون اعتماد به نفس که بدست میاره خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو راحت تر انجام بده.
وقتی که ادم کارهارو انجام میده و یه موفقیتی کسب میکنه موفقیت موفقیت میاره
ما همیشه باید از دایره محدودیتهامون بریم بالاتر یه قدم بالاتر، بعد که اون قدم رو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر راحت بود چقدر امکان پذیر بود، چقدر میشد زودتر این کارو انجام داد، چقدر اعتماد به نفسمون میره بالا.
بعدش میریم قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم.
به این شکل انسان پیشرفت میکنه.
وقتی که ادم کاری رو شروع میکنه، اولا نباید کل پروژه رو بگه با هم میخوام شروع کنم، بیاد قطعه قطعه کنه وقتی قطعه قطعه میکنی کار رو مراحل اول رو برمیداری هی مراحل بعدی سرعتش میره بالاتر و موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه
اولش اهسته هست بعد که ادامه میدی بعد که متعهدی بعد که قدم هارو برمیداری بعد که حرکت میکنی هی سرعت رشد بیشتر و بیشتر میشه.
ادم ها کارهارو که میخوان انجام بدن فکر میکنن که همون اول باید همه کارهارو انجام بدن، نگاه نمیکنن که هیچ کس به این شکل موفق نشده.
قدم به قدم وقتی قدم اول رو برمیداری خیلی چیزها هست که تو قدم بعدی به ادم گفته میشه و کلا ادم قوی تر میشه شاید تو قدم اول سخت باشه ولی به نسبت که پیشرفت میکنی باورهات قوی تر میشه.
خیلی از افراد اینها رو رعایت نمیکنن اول اینکه خودشونو مقایسه میکنن با کسی که 15 سال 20 سال یه مسیری رو رفته بعد نگاه میکنن طرف اینو داره این موفقیت کسب کرده اینقدر ثروت داره این اعتبار رو داره، بعد میگن من کجا اون کجا نمیدونن که اون طرفم هم یه روزی مثل الان تو بوده فقط قدم هارو با اشتیاق برداشته با ایمان و باوری که داشته حرکت کرده اولشم نتایج خیلی بزرگی نگرفته اروم اروم الان بعد 20 سال نتایجش بزرگتر شده.
ما نباید خودمون رو مقایسه کنیم با الان اون فرد، باید بدونیم که اون چه مسیری رو طی کرده.
خیلی از ادمها خوشبختی تو ذهنشون اینه که بیوفتن یه گوشه ای هیچ کاری نکنن، این خوشبختی نیست.
ادم با حرکت کردن با مولد بودن با خلق کردن که رشد میکنه و باعث زنده بودن ادم میشه.
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای این توجه و تمرکزی که به شدت سعیم بر اینه که به زیبایی ها به نعمت ها توجه کنم. و دارم نتایج این پروژه خانه تکانی ذهن به صورت تکاملی میبینم.
استاد ازتون بینهایت سپاس گزارم که این اگاهی هارو رایگان در اختیار ما میگذارید.
مریم خانم عزیز از شما تشکر میکنم برای تدوین و بارگزاری این پروژه اللهی.
از شما دوستان هم که تجربه ها و درکتون رو از فایل ها کامنت میزارین تا فایل ها راحت تر درک بشن سپاس گزارم.
من چند وقت از تعهدی که به خودم دادم که هر روز یک گام رو گوش بدم، کامنت بخوانم و کامنت بزارم دور شدم
نمی خواهم بهونه بیارم ولی اون قدر حالم بد بود که نمی توانستم مریضی امانم بریده بود ، درد داشتم معده و روده و سر درد که دلیل همه این درد ها رو هم از ذهنم می دونم
ذهنی که نتوانستم کنترلش کنم مثل خوره افتاد به جونم افسرده ام کرد و منو از کار انداخت
من زیاد از این شاخه به اون شاخه پریدن ام و همین الان هم توی ذهنم چندتا شاخه مختلف در جریانه که نمی توانم روی یکیش تمرکز کنم
دچار کمال گرایی هم هستم یعنی خودم بر علیه خودم هم هستم
کمال گرایی یعنی نبرد درونی برای طی نکردن تکامل و تقلایی دائم اما بی نتیجه برای ثابت کردن خود ارزشمندی است به دیگران و گرفتن تایید دیگران
این مورد رو هم توی خودم زیاد دیدم اصلا از 8 سال پیش هر کاری کردم برای گرفتن تایید دیگران بود که نتیجه اش الان صفر مالی شدنم، بی انگیزه شدنم و اصلا نمی دونم چی می خواهم و چه باید بکنم
برنامه های هم سعی میکنم بریزم ولی باز هیچ کاری براش نمی کنم با خودم میگم اگه نشه چی
میدونم که باید کارم به قدم های کوچیک تقسیم کنم ولی درون وجودم یه حسی مانع از شروع میشه
صبح 5 بیدار میشم ولی هیچ انگیزه برای خارج شدن از رخت خواب ندارم
کمال گرایی همواره یک قدم از شما جلوتره
دقیقا این چیزیه که نمیزاره حتی شروع کنم مثل یه غول افتاده روم و اصلا اجازه شروع نمیده همین روز ها باید شاخش بشکنم
میدونم که با کمال گرایی چه ظلم بزرگی به خودم کردم باید سعی کنم از کمال گرایی گذر کنم
خدایا کمک ام کن
پیشنهاد کمال گرایی همیشه این است که سنگ بزرگ اول بردار و این باعث میشه من اصلا قدم اول بر ندارم
قانون … یک مسیر ناهموار و نا شاد هرگز به نتیجه ای شاد و راضی کننده ختم نمی شود
متاسفانه هیچ چیز بهم حال نامیده و از چیزی لذت نمی برم نمیدونم هم دقیقا چی کار باید بکنم تا از زندگی لذت ببرم
چه جور میتوانم مسیری پیدا کنم که ازش لذت ببرم
چیزی که صبح از رخت خواب منو جدا کنه به حرکت وا داره و از قدم برداشتن داخلش حس شعف داشته باشم .
اصل، لذت بردن از مسیر رشد است.
فعلا که هیچ کاری بهم لذت نامیده و واقعا نمی فهمم زندگی رو همین امروز اصلا دلم نمی خواست از خواب بیدار بشم
اصل ، دیدن نشانه های هدایت و دریافت ایده های الهام شده است
واقعا نمی دونم چی درسته و کدوم مسیر باید برم چون اصلا نمی دونم چی می خواهم از زندگی قبلاً پر بودم از خواسته ولی الان اصلا انگیز ه ای ندارم
تازه ترس از آینده هم دارم
چاره کار برداشتن قدم های کوچک است
نمیدونم واقعا به کدوم سمت قدم بردارم
شباهت های زیادی بین علف های هرز و باور های محدود کننده وجود دارد.
در شدم از باور های محدود کننده که اجازه شروع هم بهم نمیدن تا می خواهم استارت بزنم پر از نه و نمیشه میشه ذهنم
باور های منفی مانند علف هرز به یکدیگر متصل هستند.
با دست یابی به خواسته های کوچک اعتماد به نفس و خود باوری ما برای تحقق خواسته های بزرگتر بیشتر می شود.
از امروز شروع می کنم
2 تا کار باید استارت بزنم
یک زبان انگلیسی بخوانم روزی چند صفحه
باشگاه بدنسازی باید برم ثبت نام کنم
موفقیت باعث موفقیت می شود
قبلاً که زندگی به کامم بود تجربه اش داشتم
و آدم های زیادی هم دیدم که رو درو برد هستند
هر روز سعی کنیم بر ترس های بیشتری غلبه کرده و پا از محدوده امن فراتر بگذاریم برای تحقق اهداف
یه هدفی میدا توی ذهنم بعدش باورهام بهش حمله می کنن که این نمیشه، این سخته ،
تنها یک هدف رو انتخاب کنید.
شاید یکی از سخت ترین کار ها همین باشه مخصوصا برای من که کلی کار نیمه تموم و رها شده دارم هی میاد داخل ذهنم که اینو ادامه بده اونو ادامه بده و باز برمیگردم به اون حس و حال بلاتکلیفی
واقعا نمیدونم کدوم مسیر باید برم فعلا
چی درسته و چی غلط
شاید همین که الان این جا هستم و دارم این متن می نویسم در مسیر هستم
شاید همین که امروز یهو دوباره وارد شدم و متن نوشتم در مسیر هستم
شاید لازم بود چند وقت از نوشتن دور باشم
نمی دونم دقیقا چی می خواهم از زندگی و چی کار باید بکنم
خدا ذهنم ام پر از باور های محدود کننده است کمک ام کن
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین
سلام به استاد عزیزم مریم جان وهمه دوستان گرامی
گام نهم
ترمز بزرگ من همین کمال گرایی هست که نمیزاره قدم هام را تکاملی طی کنم
من برای هدفهام قدم برمیدارم وبا شور وشوق هم شروع می کنم ولی امان از کمالگرایی که من را از ادامه مسیر منصرف میکنه ونجواها شروع میشه که تو نمیتونی تو فلان کار را نمیتونی انجام بدی چون هنوز کامل نیستی تو تنهایی نمیتونی تو خیلی از بقیه عقب هستی سنت رفته بالا سرمایه کافی نداری بچه ات کوچیکه وهر موقع بخواهی نمیتونی کارات را جلو ببری
وهمینطور نجوا پشت نجوا وهمین باعث احساس بدم میشه ومن را از ادامه کار منصرف میکنه
من باید باورهای مناسب را جایگزین کنم وهرروز روشون کار کنم چون واقعا این کمالگرایی داره جلو پیشرفت وموفقیت من را می گیره
یه باور عمیق دیگه ای که پیدا کردم که توی خانواده ای ما از بچگی گفته شده اینه که مردم همه گرگ هستند وما خانواده ای مظلوم و صادقی هستیم واز پسشون برنمی آییم یعنی در واقع همیشه جامعه ومردم برای ما خطر محسوب میشده و بهمون گفته شده بود که ما ضعیف هستیم یکی دیگه اینکه ما چون خانم هستم ضعیفیم وکار بیرون ما را از پا در میاره ما باید فقط توی خونه وبه کارهای خونه وبچه هامون برسیم وگرنه زود فرسوده میشیم واین وظیفه ای مرد خونه است که هزینه های ما رابده من کلا در ظاهر مخالف این حرفها بودم وهنیشه هم مخالفتم را اعلام می کردم
یه سری از کارها را تونستم انجام بدم ولی هر چی جلو میرم بیشتر به این موضوع پی میبرم که من ترس از مردم دارم وهمین هم من را از حرکت باز میکنه با اینکه فکر می کردم من این را باور ندارم
حتی وقتی برام مشتری میومدیا قبول نمی کردم ویا اگه قبول هم می کردم با کلی ترس و نجواهای بود
وهمین هم باعث میشد که من همیشه کارهام را نیمه رها کنم
من همیشه توی کلاس های برای افزایش مهارتم شرکت می کردم همه می گفتن کارت فوقالعاده است وخیلی تمیز انجام میدی ولی به خاطر نداشتن عزت نفس خودم قبول نمی کردم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستان عزیزی که در این مسیر انرژی گذاشتن تا این اگاهی ها با کیفیت بی نظیر به دست ما برسه
استادجان از روزی که به خودم تعهد دادم تا این 28 گام را پیگیری کنم و استفاده کنم هر روز حالم داره قلبا بهتر و بهتر میشه کیفیت برنامه هایی که برای خودم گذاشتم خیلی عالی داره جلو میره انگیزم خیلی خوب شده انرژی عالی شده من پیرو این فایل علف هرزی که سالها منو اذیت میکرد این بود که تو نمیتونی تو ذهنت نمیکشه تو از پسش برنمیای روی یک سری موضوعات یکیش همین تعهدم هست دومیش خوندن زبان هست که به هر شکلی شده باید هر روز زمان بزارم و پیگیری کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجود شما و اموزشهای بی نظیرتون
گام 9 از پروزه خانه تکانی ذهن: موضوع برداشتن قدم های کوچیک اما مستمر یکی از بهترین مطالب این گام بود.
اقای عطاروشن هم در فایل نتایجشون، در مورد نحوه پرداخت بدهی هاشون گفتن که با تکه تکه کردن مبلغ بدهی تونستن تمام بدهی رو پرداخت کنن و ارامش خاطر پیدا کنن.
برای هر هدفی و هر اقدامی، برای هر موفقیتی قطعه قطعه کردن مسیر جواب میده و به محض برداشتن قدم اول،درها باز میشه و قدم بعدی گفته میشه و راه اسان تر میشه.
فقط کافیه که قدم اول رو برداریم و به الهامات عمل کنیم.
مهمه که در ابتدای کار به نتیجه کار فکر نکنیم و بتونیم با کمک خدا و کنترل ذهن قدم کوچیک اول رو برداریم و قطعا که خدا هم کمک میکنه.
در ابتدای این پروژه هم خانم شایسته گفتند که روش کار این پروژه از دوره ی شیوه حل مسائل نشات گرفته که قدم های کوچیک اما مستمر هست که باید هر روزه روی گام ها کار کرد و صورت مستمر پیش رفت.
برای این گام، مطالب دوره شیوه حل مسائل زندگی که در مورد کمالگرایی هست و خیلییی به مطالب این گام مرتبطه رو خوندم.فوق العاده بود و ریشه تمام حرکت نکردن ها همین کمالگرایی. کمالگرایی که باعث میشه قدم های کوچیک به چشم نیاد و اصلا قدمی برای همون قدم های کوچیک اول برداشته نشه. در مقابل استاد راجب حرکت کردن و برداشتن قدم های کوچیک میگه که باعث موفقیت میشه.
حتما حتما مطالب دوره شیوه حل مسائل رو که در ابتدای این فایل هست، بخونید :)
خداروشکر این جلسه رو هم تونستم گوش کنم درسهای این جلسه قدم به قدم کارها رو شروع کنم و اینکه خودم کارهای خودم رو انجام بدم اینکه علفهای هرز مثل افکار منفی و باورهای مخرب هستن که آروم آروم با قطع کردنشون راه باز میشه
و همیشه یه قدم خارج از محدوده امن برداریم همین یه قدم باعث میشه ترسمون کم بشه و اقدام کنیم ممنونم از همه دوستان
سلام به همه ی دوستان عزیز
چقدر خوب که این فایل رو گوش دادم چون بعد از دیدن این فایل تونستم برم و کار هایی رو که باید انجام می دادم و هعی به بعد موکول می کردم رو رفتم و انجام دادم و الان چقدر احساس خوبی دارم, احساس آرامش و راحتی خیلی زیادی دارم کلی تجربه بدست آوردم و چیز های جدید یاد گرفتم و کاری هم که مدت ها بود که کند پیش می رفت الان داره دیگه به حرکت در می یاد و همه چیز رو به راه می شه, خدا رو شکر.
اولش که رفتم سراغ کار, اون خیلی بزرگ و شلوغ و پیچیده به نظر می اومدم ولی وقتی وارد اش شدم به قدری همه چیز راحت و آسون پیش رفت که باعث شد که بفهمم چقدر کار ها لذت بخش پیش می ره وقتی صحبت های ذهن رو نادیده می گیری و فقط شروع می کنی.
این تجربه به من یاد داد که بیشتر به حرف قلبم گوش کنم.
خدایا شکرت
شما رو به خدای بزرگ می سپارم
– گام نهم پروژه خانه تکانی ذهن –
به نام خدای آرامش
وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم هر چیزی که تا الان به دست آوردم، فقط به خاطر تکاملم توی اون مسیر بوده. من حتی اگه بخوام هم، اصلا آدمی نیستم که بتونم یک چیز یهویی و یه شبه رو بپذیرم و درموردش عمل کنم. همه چیز باید خیلی قانونمند و قدم به قدم پیش بره.
الان که به خودم نگاه میکنم،
میبینم چقدر توی تئاتر بزرگتر شدم. از وقتی که شروع کنم، قدم به قدم نمایشنامه خوندم، فیلم دیدم، تمرین کردم، بازخورد گرفتم و اصلاح کردم، یه سری اصطلاحات جدید یاد گرفتم، و همهی اینا درنهایت منو رسونده به اینجا. و میرسونه به هرجایی که بخوام.
یا توی تحصیل، من هیچوقت نمیتونستم اینجا باشم اگه اون قدم های قبلی رو برنداشته بودم. اگه درمورد کتابا اطلاعات به دست نیاورده بودم، نخونده بودم، تکاملی پیش نرفته بودم.
ما باید برای خواستهمون ارزش قائل باشیم و به خاطر اون خواسته، یه سری کارها رو انجام ندیم. یعنی چقدر حاضریم بقیهی چیزها رو قربانی کنیم برای خواستهمون!؟ چقدر حاضریم بها بپردازیم!؟
استاد همیشه میگه : برای رسیدن به خواسته، شما همیشه باید یک سری کارهای روتین رو انجام بدید، و یک سری کارها رو انجام ندید. که گاهی حتی کارهایی که ما نباید انجام بدیم مهمتر هستن تا کارهایی که باید انجام بدیم.
من، حدیث، اینجا متعهد میشم که برای خودم ارزش قائل باشم و برای خواستهی فعلیم ارزش قائل باشم و سعی کنم که تمرکزم رو به دست بیارم و ذهنم رو مرتب کنم و حالم رو خوب نگه دارم و روتینی رو بسازم که هر روز منو یه قدم به چیزی که میخوام نزدیکتر کنه.
خدایا شکرت
خدایا شکرت که تو در درون منی.
شکرت که تو رو دارم.
خدایا شکرت که حالم باهات خوبه.
که احساس میکنم به من نزدیکی.
جایی درست در قلب من :)
سلام به همگی دوستان
امیدوارم که عالی باشید
من چون دانلود کرده بودم چند تا از فایل هارو اون ترتیب گوش دادنه از دستم در رفته و طبق شماره بندی ای ک گوشیم و دانلود ها انجام دادم این میشه روز سومم ک فایل نهمه
چقد استاد قشنگ توضیح میده شباهت هجوم افکار منفی رو توی ذهن
چقدر افکار منفی جلوی مارو میگیرن چقدر مارو محدود میکنن
این افکار از کجا میاد از گذشته خانواده جامعه و.. که همینجوری بدون فیلتر وارد شده و هیچ نظارتی هم روش نبوده و حواسمون نبوده ک علف های هرزی رو داریم وارد ذهن میکنیم
و دقیقا مثل چیدن و از بین بردن این علف های هرز یه مدت زمان میخواد استمرار میخواد عملگرایی میخواد تقسیم و کوچک کردن حجم بزرگ رو میخواد تا کم کم اینا پاک بشن
و یادمون باشه این جهان نجوا های منفی رو همیشه داره اون علف های هرز همیشه ریشش هست چون اصلا جذابیت کار به اینه
که باعث بشه ما مثل عقاب حواسمون به سرزمین وجودمون باشه و همیشه آبیاریش کنیم سم پاشیش کنیم
وگرنه اگر پاکش کنیم هم و نرسیم بهش بعد از یه مدت دوباره سروکلشون پیدا میشه
خدایا شکرت ک خودم میتونم زندگیمو خلق کنم
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی.
سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام در این سایت الهی.
گام نهم شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز
خدارو شکر که امروز هدایت شدم به این فایل بسیار زیبا و اگاهی دهنده و خدارو شکر به تعهدم دارم عمل میکنم.
نکات کلیدی این فایل و نکته برداری هام.
ما باورهای محدود کننده مون شباهت زیادی دارن به علفهای هرز که توی ذهن ما پرن.
ما قدم اول که میخواهیم برای کاری انجام بدهیم خیلی پیچیده و سخت برامون مسیر، ولی وقتی که قدم اول رو بر میداریم با موفقیت در برداشتن قدم اول وقتی که کار تموم میشه اون احساس توانایی احساس اعتماد به نفس بهمون کمک میکنه که قدم بعدی رو محکم تر برداریم.
باورهامون قوی تر میشه به توانایی هامون بیشتر ایمان میاریم، مخصوصا کاری که اولش خیلی برامون سخت و ترسناک باشه وقتی که انجام میشه خیلی خیلی احساس قدرت میکنی، احساسی که ادم از انجام کارهای جدید، انجام کارهای به ظاهر سخت بدست میاره اون اعتماد به نفس که بدست میاره خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو راحت تر انجام بده.
وقتی که ادم کارهارو انجام میده و یه موفقیتی کسب میکنه موفقیت موفقیت میاره
ما همیشه باید از دایره محدودیتهامون بریم بالاتر یه قدم بالاتر، بعد که اون قدم رو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر راحت بود چقدر امکان پذیر بود، چقدر میشد زودتر این کارو انجام داد، چقدر اعتماد به نفسمون میره بالا.
بعدش میریم قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم.
به این شکل انسان پیشرفت میکنه.
وقتی که ادم کاری رو شروع میکنه، اولا نباید کل پروژه رو بگه با هم میخوام شروع کنم، بیاد قطعه قطعه کنه وقتی قطعه قطعه میکنی کار رو مراحل اول رو برمیداری هی مراحل بعدی سرعتش میره بالاتر و موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه
اولش اهسته هست بعد که ادامه میدی بعد که متعهدی بعد که قدم هارو برمیداری بعد که حرکت میکنی هی سرعت رشد بیشتر و بیشتر میشه.
ادم ها کارهارو که میخوان انجام بدن فکر میکنن که همون اول باید همه کارهارو انجام بدن، نگاه نمیکنن که هیچ کس به این شکل موفق نشده.
قدم به قدم وقتی قدم اول رو برمیداری خیلی چیزها هست که تو قدم بعدی به ادم گفته میشه و کلا ادم قوی تر میشه شاید تو قدم اول سخت باشه ولی به نسبت که پیشرفت میکنی باورهات قوی تر میشه.
خیلی از افراد اینها رو رعایت نمیکنن اول اینکه خودشونو مقایسه میکنن با کسی که 15 سال 20 سال یه مسیری رو رفته بعد نگاه میکنن طرف اینو داره این موفقیت کسب کرده اینقدر ثروت داره این اعتبار رو داره، بعد میگن من کجا اون کجا نمیدونن که اون طرفم هم یه روزی مثل الان تو بوده فقط قدم هارو با اشتیاق برداشته با ایمان و باوری که داشته حرکت کرده اولشم نتایج خیلی بزرگی نگرفته اروم اروم الان بعد 20 سال نتایجش بزرگتر شده.
ما نباید خودمون رو مقایسه کنیم با الان اون فرد، باید بدونیم که اون چه مسیری رو طی کرده.
خیلی از ادمها خوشبختی تو ذهنشون اینه که بیوفتن یه گوشه ای هیچ کاری نکنن، این خوشبختی نیست.
ادم با حرکت کردن با مولد بودن با خلق کردن که رشد میکنه و باعث زنده بودن ادم میشه.
خدارو صد هزار مرتبه شکر برای این توجه و تمرکزی که به شدت سعیم بر اینه که به زیبایی ها به نعمت ها توجه کنم. و دارم نتایج این پروژه خانه تکانی ذهن به صورت تکاملی میبینم.
استاد ازتون بینهایت سپاس گزارم که این اگاهی هارو رایگان در اختیار ما میگذارید.
مریم خانم عزیز از شما تشکر میکنم برای تدوین و بارگزاری این پروژه اللهی.
از شما دوستان هم که تجربه ها و درکتون رو از فایل ها کامنت میزارین تا فایل ها راحت تر درک بشن سپاس گزارم.
در پناه الله مهربان شاد باشید.
یا حق.
درود به هم مسیر ها
گام 9
من چند وقت از تعهدی که به خودم دادم که هر روز یک گام رو گوش بدم، کامنت بخوانم و کامنت بزارم دور شدم
نمی خواهم بهونه بیارم ولی اون قدر حالم بد بود که نمی توانستم مریضی امانم بریده بود ، درد داشتم معده و روده و سر درد که دلیل همه این درد ها رو هم از ذهنم می دونم
ذهنی که نتوانستم کنترلش کنم مثل خوره افتاد به جونم افسرده ام کرد و منو از کار انداخت
من زیاد از این شاخه به اون شاخه پریدن ام و همین الان هم توی ذهنم چندتا شاخه مختلف در جریانه که نمی توانم روی یکیش تمرکز کنم
دچار کمال گرایی هم هستم یعنی خودم بر علیه خودم هم هستم
کمال گرایی یعنی نبرد درونی برای طی نکردن تکامل و تقلایی دائم اما بی نتیجه برای ثابت کردن خود ارزشمندی است به دیگران و گرفتن تایید دیگران
این مورد رو هم توی خودم زیاد دیدم اصلا از 8 سال پیش هر کاری کردم برای گرفتن تایید دیگران بود که نتیجه اش الان صفر مالی شدنم، بی انگیزه شدنم و اصلا نمی دونم چی می خواهم و چه باید بکنم
برنامه های هم سعی میکنم بریزم ولی باز هیچ کاری براش نمی کنم با خودم میگم اگه نشه چی
میدونم که باید کارم به قدم های کوچیک تقسیم کنم ولی درون وجودم یه حسی مانع از شروع میشه
صبح 5 بیدار میشم ولی هیچ انگیزه برای خارج شدن از رخت خواب ندارم
کمال گرایی همواره یک قدم از شما جلوتره
دقیقا این چیزیه که نمیزاره حتی شروع کنم مثل یه غول افتاده روم و اصلا اجازه شروع نمیده همین روز ها باید شاخش بشکنم
میدونم که با کمال گرایی چه ظلم بزرگی به خودم کردم باید سعی کنم از کمال گرایی گذر کنم
خدایا کمک ام کن
پیشنهاد کمال گرایی همیشه این است که سنگ بزرگ اول بردار و این باعث میشه من اصلا قدم اول بر ندارم
قانون … یک مسیر ناهموار و نا شاد هرگز به نتیجه ای شاد و راضی کننده ختم نمی شود
متاسفانه هیچ چیز بهم حال نامیده و از چیزی لذت نمی برم نمیدونم هم دقیقا چی کار باید بکنم تا از زندگی لذت ببرم
چه جور میتوانم مسیری پیدا کنم که ازش لذت ببرم
چیزی که صبح از رخت خواب منو جدا کنه به حرکت وا داره و از قدم برداشتن داخلش حس شعف داشته باشم .
اصل، لذت بردن از مسیر رشد است.
فعلا که هیچ کاری بهم لذت نامیده و واقعا نمی فهمم زندگی رو همین امروز اصلا دلم نمی خواست از خواب بیدار بشم
اصل ، دیدن نشانه های هدایت و دریافت ایده های الهام شده است
واقعا نمی دونم چی درسته و کدوم مسیر باید برم چون اصلا نمی دونم چی می خواهم از زندگی قبلاً پر بودم از خواسته ولی الان اصلا انگیز ه ای ندارم
تازه ترس از آینده هم دارم
چاره کار برداشتن قدم های کوچک است
نمیدونم واقعا به کدوم سمت قدم بردارم
شباهت های زیادی بین علف های هرز و باور های محدود کننده وجود دارد.
در شدم از باور های محدود کننده که اجازه شروع هم بهم نمیدن تا می خواهم استارت بزنم پر از نه و نمیشه میشه ذهنم
باور های منفی مانند علف هرز به یکدیگر متصل هستند.
با دست یابی به خواسته های کوچک اعتماد به نفس و خود باوری ما برای تحقق خواسته های بزرگتر بیشتر می شود.
از امروز شروع می کنم
2 تا کار باید استارت بزنم
یک زبان انگلیسی بخوانم روزی چند صفحه
باشگاه بدنسازی باید برم ثبت نام کنم
موفقیت باعث موفقیت می شود
قبلاً که زندگی به کامم بود تجربه اش داشتم
و آدم های زیادی هم دیدم که رو درو برد هستند
هر روز سعی کنیم بر ترس های بیشتری غلبه کرده و پا از محدوده امن فراتر بگذاریم برای تحقق اهداف
یه هدفی میدا توی ذهنم بعدش باورهام بهش حمله می کنن که این نمیشه، این سخته ،
تنها یک هدف رو انتخاب کنید.
شاید یکی از سخت ترین کار ها همین باشه مخصوصا برای من که کلی کار نیمه تموم و رها شده دارم هی میاد داخل ذهنم که اینو ادامه بده اونو ادامه بده و باز برمیگردم به اون حس و حال بلاتکلیفی
واقعا نمیدونم کدوم مسیر باید برم فعلا
چی درسته و چی غلط
شاید همین که الان این جا هستم و دارم این متن می نویسم در مسیر هستم
شاید همین که امروز یهو دوباره وارد شدم و متن نوشتم در مسیر هستم
شاید لازم بود چند وقت از نوشتن دور باشم
نمی دونم دقیقا چی می خواهم از زندگی و چی کار باید بکنم
خدا ذهنم ام پر از باور های محدود کننده است کمک ام کن
خدا من پر شدم از کمال گرایی کمک ام کن
خدایا خودت مسیر بهم نشون بده
خدا کمک ام کن انگیزه زندگیم پیدا کنم
خدایا کمک ام کن آرزو قشنگ پیدا کنم
خدایا کمک ام کن قدم های کوچیک ام بردارم
خدایا شکرت بابت معده و روده دردم که بهتر شده
خدایا بهم اراده بده
خدایا من خیلی به کمکت نیاز دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا صراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین
سلام به استاد عزیزم مریم جان وهمه دوستان گرامی
گام نهم
ترمز بزرگ من همین کمال گرایی هست که نمیزاره قدم هام را تکاملی طی کنم
من برای هدفهام قدم برمیدارم وبا شور وشوق هم شروع می کنم ولی امان از کمالگرایی که من را از ادامه مسیر منصرف میکنه ونجواها شروع میشه که تو نمیتونی تو فلان کار را نمیتونی انجام بدی چون هنوز کامل نیستی تو تنهایی نمیتونی تو خیلی از بقیه عقب هستی سنت رفته بالا سرمایه کافی نداری بچه ات کوچیکه وهر موقع بخواهی نمیتونی کارات را جلو ببری
وهمینطور نجوا پشت نجوا وهمین باعث احساس بدم میشه ومن را از ادامه کار منصرف میکنه
من باید باورهای مناسب را جایگزین کنم وهرروز روشون کار کنم چون واقعا این کمالگرایی داره جلو پیشرفت وموفقیت من را می گیره
یه باور عمیق دیگه ای که پیدا کردم که توی خانواده ای ما از بچگی گفته شده اینه که مردم همه گرگ هستند وما خانواده ای مظلوم و صادقی هستیم واز پسشون برنمی آییم یعنی در واقع همیشه جامعه ومردم برای ما خطر محسوب میشده و بهمون گفته شده بود که ما ضعیف هستیم یکی دیگه اینکه ما چون خانم هستم ضعیفیم وکار بیرون ما را از پا در میاره ما باید فقط توی خونه وبه کارهای خونه وبچه هامون برسیم وگرنه زود فرسوده میشیم واین وظیفه ای مرد خونه است که هزینه های ما رابده من کلا در ظاهر مخالف این حرفها بودم وهنیشه هم مخالفتم را اعلام می کردم
یه سری از کارها را تونستم انجام بدم ولی هر چی جلو میرم بیشتر به این موضوع پی میبرم که من ترس از مردم دارم وهمین هم من را از حرکت باز میکنه با اینکه فکر می کردم من این را باور ندارم
حتی وقتی برام مشتری میومدیا قبول نمی کردم ویا اگه قبول هم می کردم با کلی ترس و نجواهای بود
وهمین هم باعث میشد که من همیشه کارهام را نیمه رها کنم
من همیشه توی کلاس های برای افزایش مهارتم شرکت می کردم همه می گفتن کارت فوقالعاده است وخیلی تمیز انجام میدی ولی به خاطر نداشتن عزت نفس خودم قبول نمی کردم
در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام خدایی یکتا
سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی
گام 9
خیلی خوشحالم که تونستم تا این قدم راهم بردارم
دراین فایل چقدر زیبا استاد توضیع دادن علف های
هرز که ریشه دارن مثلی افکار منفی که ما فک
میکنیم اونا رو تموم کردیم و بازم هم تویی ذهن ما
جا دارن به خاطر همین هم است که باعث میشه از
مسیر جا بمونیم ازخدا میخوام همه ای اون علفهای
هرز رو از ریشه بردارم و مسیر برام هموار تر بشه
وعاشق کارکردن باشیم بعضی واقعن کارکردن یه
ظلم میبینن وخیلی براشون عذاب آوره
سپاس از استاد عزیزم به امید موفقیت های هرچی
بیشتر تون استاد عزیزم
خدایا شکرت که تورا دارم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستان عزیزی که در این مسیر انرژی گذاشتن تا این اگاهی ها با کیفیت بی نظیر به دست ما برسه
استادجان از روزی که به خودم تعهد دادم تا این 28 گام را پیگیری کنم و استفاده کنم هر روز حالم داره قلبا بهتر و بهتر میشه کیفیت برنامه هایی که برای خودم گذاشتم خیلی عالی داره جلو میره انگیزم خیلی خوب شده انرژی عالی شده من پیرو این فایل علف هرزی که سالها منو اذیت میکرد این بود که تو نمیتونی تو ذهنت نمیکشه تو از پسش برنمیای روی یک سری موضوعات یکیش همین تعهدم هست دومیش خوندن زبان هست که به هر شکلی شده باید هر روز زمان بزارم و پیگیری کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجود شما و اموزشهای بی نظیرتون
سلام به همه ی دوستان عزیز
گام 9 از پروزه خانه تکانی ذهن: موضوع برداشتن قدم های کوچیک اما مستمر یکی از بهترین مطالب این گام بود.
اقای عطاروشن هم در فایل نتایجشون، در مورد نحوه پرداخت بدهی هاشون گفتن که با تکه تکه کردن مبلغ بدهی تونستن تمام بدهی رو پرداخت کنن و ارامش خاطر پیدا کنن.
برای هر هدفی و هر اقدامی، برای هر موفقیتی قطعه قطعه کردن مسیر جواب میده و به محض برداشتن قدم اول،درها باز میشه و قدم بعدی گفته میشه و راه اسان تر میشه.
فقط کافیه که قدم اول رو برداریم و به الهامات عمل کنیم.
مهمه که در ابتدای کار به نتیجه کار فکر نکنیم و بتونیم با کمک خدا و کنترل ذهن قدم کوچیک اول رو برداریم و قطعا که خدا هم کمک میکنه.
در ابتدای این پروژه هم خانم شایسته گفتند که روش کار این پروژه از دوره ی شیوه حل مسائل نشات گرفته که قدم های کوچیک اما مستمر هست که باید هر روزه روی گام ها کار کرد و صورت مستمر پیش رفت.
برای این گام، مطالب دوره شیوه حل مسائل زندگی که در مورد کمالگرایی هست و خیلییی به مطالب این گام مرتبطه رو خوندم.فوق العاده بود و ریشه تمام حرکت نکردن ها همین کمالگرایی. کمالگرایی که باعث میشه قدم های کوچیک به چشم نیاد و اصلا قدمی برای همون قدم های کوچیک اول برداشته نشه. در مقابل استاد راجب حرکت کردن و برداشتن قدم های کوچیک میگه که باعث موفقیت میشه.
حتما حتما مطالب دوره شیوه حل مسائل رو که در ابتدای این فایل هست، بخونید :)
خداروشکر این جلسه رو هم تونستم گوش کنم درسهای این جلسه قدم به قدم کارها رو شروع کنم و اینکه خودم کارهای خودم رو انجام بدم اینکه علفهای هرز مثل افکار منفی و باورهای مخرب هستن که آروم آروم با قطع کردنشون راه باز میشه
و همیشه یه قدم خارج از محدوده امن برداریم همین یه قدم باعث میشه ترسمون کم بشه و اقدام کنیم ممنونم از همه دوستان