این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-51.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-10 03:37:382024-11-08 05:09:47live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مدیتیشن یعنی ذهن را آزاد و رها کردن و به چیز خاصی فکر نکردن
وقتی با خدا صحبت میکنید و آرامش دارید در حال مدیتیشن هستید
وقتی چشمهاتون را بستید و حالتون خوبه دارید مدیتیشن میکنید
وقتی آرام هستید دارید مدیتیشن می کنید
خداوند از طریق الهامات که جایگاه اونها قلب هست با انسان ها صحبت میکنه
الهامات چیزهایی هستند که به آرامش،حال خوب ،رهایی میدن.وقتی ما نیروی منبع در ارتباط هستیم ریتم ضربان قلب و تنفس از نظم خاصی برخوردار هست،اتفاقات به نفع ما رخ میده،انسانها رفتار متفاوتی با ما دارن
توانایی کنترل ذهن یعنی زمان هایی که احساس و حالمون بد هست ما بتونیم به شرایط و اتفاقات زیبا و نعمت های زندگی فکر کنیم و سپاسگزار باشیم اگر چه اون نعمت ها به ظاهر و چشم ما کوچک به نظر برسن آدم اگه قدر یک ریال را بدونه قدر یک میلیارد را هم میدونه
مدیتیشن یه حالت یا روش خاصی نداره،وقتی انسان با هر روشی بتونه حال خودشا خوب کنه و خوب نگه داره داره مدیتیشن میکنه حتی با نگاه کردن به یک درخت
دلیل تمام بیماری ها فشار ذهنی ،استرس ،نگرانی ،اضطراب هست
ذهن آرام ما همان گونه که میتواند سلامت ما را تضمین کنه و از خیلی از بیماری ما را مصون نگه داره،به همان شکل ذهن متشنج هم میتونه عامل بیماری باشه
اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى داشتید براى شما بیان مى کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است (15)
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه هاى سلامت رهنمون مى شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى برد و به راهى راست هدایتشان مى کند (16)
کلیدهای هماهنگ با قانون جهان خداوند
تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی یعنی تقوا الهی پیشه کردن
عاشق کاری که به آن علاقه دارم باشم
تمرکز بر نکات مثبت
احساس خوب اتفاقات خوب
دلیل داشتن برای انجام کار هایم
کار کردن پیوسته برای بهبود شخصیتم
آرام بودن رها بودن
شجاع و جسور بودن
رفتن در دل ترسها
مقاومت کمتر داشتن
مجری هدایت های خداوند بودن
خدا یا شکرررررررررت که مرا به این همه آگاهی در یک زمان و مکان و موقعیت عالی هدایت کردی
وقتی دنبال اصل هستی و استمرار داری که هر روز با کار کردن و تمرین کردن و زمان گذاشتن برای شناخت بیشتر خودت استوار باشی
لاجرم هدایت میشوی با قلبی بازتر با آرامشی بیشتر. با اعتماد و توکل و ایمان به خداوند
در قدم برداشتن شجاعتر میشویم
خدایا شکرت که بر اساس تعهد هر روزم پاداشهای خوبی متناسب با ایمانم با باورم با کار کردن به اندازه ای که ذهنم را کنترل کنم پاداش الهی دریافت میکنم
خدایا شکرت که هر روز ایمانم و نتایجم را بهتر و قوی تر میکنی
و تکاملی با هم و شریک شدن در لذت ها بیشتر هماهنگ شده ام
خدا یا شکرررررررررت که مرا لایق دریافت الهامات و نعمتهای الهی کردهای
خدایا شکرت که من را لایق بندگی کردن دانسته ای
استاد بینهایت سپاسگزارم
که با شما هم فرکانس بودم و خداوند دقیق دستم را گذاشت تو دست شما و گفت این پیامبر زمانت هست
کلامش را وحی منزل بدان و در مسیری که رفته قدم بگذار و جای پایش را تعقیب کن
و قلبم را باز گذاشت و آرامم کرد تا بهتر بفهمم و بهتر درک کنم کلامت را
و با قرآن کلام حق مرا در هر لحظه هدایت میکند به سر راست ترین مسیر الهی
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
استاد
خیلی آرامتر شده ام
تغییر زاویه دید م به اتفاقات بهتر شده
سعی میکنم در یه اتفاق به ظاهر ناجالب تمرکزم را بر روی نکات مثبت بزارم
تا ذهنم را کنترل کنم و ورودی مناسب به روح و جسم و افکارم و روانم بدهم
به اندازه ای که موفق شده ام نتیجه هم گرفته ام بلطف خداوند
و این نتایج هر بار ایمانم را قوی تر میکند که مسیرم درسته و با قدرت بیشتری ادامه میدهم
و هر بار با تمرین کردن و تقریباً به یک ثبات فرکانسی رسیدن ام
که هر چقدر کنترل ذهن داشته باشم
مسیرم هموارتر و زیباتر میشود
استاد وقتی میگین که شما روی خودتون کار کنید جهان بقیه کارها را انجام میدهد بخدا که برجانم نشسته
از آنجایی که من و همسرم روی خودمان کار میکنیم و نمیخواهیم در جمع ها قرار بگیریم و ورودی مناسب تر داشته باشیم
دیشب جایی دعوت بودیم به همراه خانواده همسرم
وقتی مادر شوهرم گفت با هم بریم به مهمانی
من چون فیلتر گذاشتم روی ذهنم که حتی نخواهم مکالمات دیگران را درباره قضاوت و توهین و تمسخر و تحقیر کردن کسی بشنوم و مایه خنده و سرگرمی آدمها هستند
بلطف خداوند
اصلا جهان این اجازه رو به ما ندادکه حتی هم مسیر افراد جامعه باشیم
با همسرم که تلفنی پرسیدم ما هم باید بریم
و بگفته مادر شوهرم که شنیده بودم کت همسرت گفته ما هم میایم
فقط گفت نه کنسله من کار دارم و شب هم با بچه ها باشگاه داریم و نمیتونیم بریم
بخدا که فقط میگفتم خدایا شکرت
این کاره خودته
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت همه کاره ام هستی
و من واقعا لذت بردم از اینکه نتایج را لمس میکنم در همین حد و بخودم افتخار کردم
که فرکانسهای من داره جواب میده
من تعهد داده ام که ورودی های ذهنم را کنترل کنم و تمرکزم را روی بهبود خودم بهبود شخصیتم بزارم
زمانم را برای خودم ارزش مند میدونم تا نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی را بیشتر دریافت کنم
تا آرامش الهی را دریافت کنم
و از اینکه در جمع های دیگران نبودم واقعا راضی و خوشحال وخرسندم
چون نشستم و سریال زندگی در بهشت و فایلهای دوره 12قدم را گوش دادم و لذت بردم از هدایت های الهی که من را همواره در بهترین زمان و بهترین شرایط و بهترین مکان قرار داده
خدا یا شکرررررررررت
استاد بلطف خداوند در کارهای هنری مشغول هستم و از انجامشون لذت میبرم
چندتا کار سفارش داشتم و ایده اومد برام که چندتاشون رو بدم به خواهر زاده ام که برام انجام بدهد
این ایده زمانی بود که داشتم قدم پنجم جلسه ششم را نکته برداری میکردم و این ایده بهم الهام شد
و منم گفتم چشم
حالا تا قبلش داشتم مقاومت میکردم که نه اگه من عاشق کارم هستم خودم باید انجامشون بدم
و چون فیلتر از کامنت های بچهها خیلی تاثیر گذار بوده برام خونده بودم
مقاومت کمتر شد
چند وقتی بود برای اینکه چندتا سفارش داشتم و نمیدونستم با این کارها باید از کجا شروع کنم
و کلاس آموزشی که مکمل همین کارهای هنری هست میرفتم و نصف روزم رو اونجا هستم
و باید روی دوره ها و تمریناتم هم تمرکز داشته باشم
بلطف خداوند برای جلوگیری از پراکندگی ذهنم
این ایده بهم الهام شد و
منم همون لحظه با خواهر زاده ام تماس گرفتم و پیشنهاد م را دادم و اونم با عشق قبول کرد
و دیشب وسایل را آماده کردم و براش فرستادم
تا خودپ با تمرکز بیشتری روی خودم کار کنم و
بتونم بقیه سفارشات رو با آرامش بیشتری
انجام بدهم و لذت ببرم
و کلی انرژی آزاد شد برام
از اینکه فکرم از روی حجم زیاد کار ها برداشته شد
خدا یا شکرررررررررت
من تسلیمم میخواهم مجری هدایت های ناب الهی ات باشم
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
استاد بلطف خداوند. آموزش های عالی شما یاد گرفته ام که تمرکزم را از روی منفی های دیگران بردارم و بزارم روی نکات مثبت حتی بقول شما یک درصد و این مورد را تا جایی که سعی کرده ام موفق شده ام و بخدا همون لحظه نشانه های الهی برام واضح تر شده
و از اینکه بایت نکات مثبت جهان اطرافم سپاسگزار بوده ام
خداوند در ها را باز کرده و نشانه های درست را متوجه شده ام
و باید در این اصل به ثبات فرکانسی عالی تر برسم
خدایا شکرت
“ثروت”، نتیجه طبیعی احساس لیاقت داشتن درباره کاری است که انجام می دهی و باورهای قدرتمند کننده ای نیز درباره ثروت ساخته ای؛
برای هر کاری که انجام می دهی، از خودت بپرس که چرا این کار را به این شکل انجام می دهم تا از دلیل رفتارهایت آگاه باشی؛
زندگی آگاهانه یعنی: آگاهی از دلایل پشت هر رفتار و عملکرد؛
ریشه های سلامتی جسمانی؛
رابطه ذهن هماهنگ و جسم سالم؛
اهرم رنج و لذت برای ساختن “تعهد مستمر” درباره انجام کار درست؛
قوانین خداوند برای خوشبختی ساده است. پس این قوانین ساده را با تلاش برای پیدا کردن تکنیک، پیچیده نکن؛
توانایی تشخیص اصل از فرع ؛
پرورش جسارت درونی؛
همکاری با خداوند؛
رفتار و عملکرد م باید هماهنگ با قانون باید
نمیشه که من طلوع خورشید را بخواهم ببینم بعد به سمت غرب بروم
وقتی کاری میخواهم انجام بدهم باید دلیل محکمی برای انجامش داشته باشم
با این باور که خداوند تمام اسرار نهان و آشکار را میداند
پس اگه اندیشه هایم نیک باشد احساس خوب دارم آرامش دارم و برعکسش هم هست
خدایا شکرت که در سلامتی کامل هستم
و فایلهای آرامش در پرتوی آگاهی بسیار بسیار کمک کننده هستند
که جسم من بزرگترین داروخانه جهان است
خودش اگر من خودم را قاطی ماجرا نکنم خودش را بهبود میدهد خودش مسائلش را حل میکند.
استاد این روزها چون در خواستم کرده بودم تا بیشتر در لحظه زندگی کنم و در زمان حال لذت ببرم و رها از گذشته و آینده باشم
خیلی نشانه های درست الهی را میبینم
که آرامشم بیشتر شده قلبم باز تر شده
در لحظه زندگی کردن در طول روز برام قابل لمس تر شده در حین انجام هر کاری بیشتر لذت میبرم
بخدا دیشب هنگام اتمام کارهای هنری قشنگ لمسش کردم
چون آرام بودم و لذت میبردم و در لحظه بودم
و هر بار از بودن در لحظه لذت میبرم به معنای واقعی و همین تمرینات مستمر باعث کاری شدن هدایت ها بر من میشود
وقتی آرام تر هستم راحتر الهامات را دریافت میکنم چون الهامات هر لحظه هست من باید در مدار درک آنها باشم و هر چقدر پیشروی میکنم برام ملموس تر شده با کنترل ذهنم و رهاتر شدنم با تغییر زاویه دید م به اتفاقات
با دیدن زیبایی ها و نکات مثبت و شکر گذاری
و در احساس خوب ماندگار تر شدن قلبم هم باز تر شده خدایا شکرت
استاد این جملتون خیلی برام ارزش مند بود که وقتی بخواهم حتی یه کاری که میدونم بار منفی دارد و بخواهم امتحانش هم بکنم یعنی من ضعف دارم
حالا چه مواد باشه
چه یه حرف بیخود و دروغ و تهمت و قضاوت و یه حرف به ظاهر شوخی باشه که اگه خودپ نمیپسندم برای خودم
برای دیگران هم نپسندم
در این حد هم نشان میدهد که من ضعف دارم
خدایا شکرت که مرا بخودشناسی بهتری امروز از خودم هدایت کردی
تا بیشتر به رفتارم و عملکرد م دقت کنم
که ببینم آیا این کاری این حرف و رفتاری که الان داشتم از روی ترس و شرک بود یا درست و الهی در مسیر توحید ی بود
خدا یا شکرررررررررت
خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم را برخودت واجب کرده ای
خدایا شکرت که مرا ارزشمندآفریدی
من پاره ای از وجود پاک خداوند هستم
من لایتناهی هستم
وقتی فعلا نمیدانم عشق و علاقه ام در چیست
پس از مسیری که الان در آن هستم لذت ببرم
و کار درست و با کیفیت انجام بدهم
همین الان که بلطف خداوند در مسیر هنرهای دستی هستم خیلی لذت میبرم و عاشق انجامش هستم پس سعی میکنم در کارو صادقانه و عاشقانه و درست و با کیفیت کار انجام دهم تا خداوند هر لحظه مرا به انسان های درست به مسیرهای بهتر و زیباتر و ثروت ساز تر هدایت کند
چون همه شغل ها یک پتانسیل پولسازی دارند
فقط عشق و علاقه است که ما را در مسیر درست هدایت میکند
هدف لذت بردن از زندگی است
وقتی باورهای ثروت سازم را درست و قدرتمند تر در وجودم کنم اونوقت ثروت بسراغم میآید
رزق بدنبالم میدود
معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است
هر چقدر ثرکتمدتر نزد خدا محبوبتر
خداوند منشأ و منبع اصلی نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی است
و من هم جانشین خوب خدا در زمین هستم
پس خداوند از من مشتاق تر است که ثروتمند شوم
چون از خداوند از طریق من خودش را تجربه میکند
پس من لایق ثروتمند شدن هستم
من لایق آزادی و رهایی هستم
هم خدا را میخواهم هم خرما را
میخواهم هم عشقم هم زندگی ام هم تفریح و هم لذت و هم کنار عزیزانم بودن و هم ثروت ساختن را همه با هم داشته باشم.
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات و انسان و شرایط و اوضاع وسیله ای برای رساندن موهبت های الهی به من
خدایا شکرت که من همواره در میان افراد درست روابط درست و موقعیت های عالی هستم
خدایا شکرت که هر لحظه هدایت مرا بر خودت واجب کرده ای
من آماده ام من اجازه میدهم که تو مرا هدایت کنی
من لایق دریافت هدایت های خداوند هستم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
من این رد پام رو تو جلسه 3 عشق و مودت گذاشتم ولی یه حسی بهم میگفت تو فایلای رایگان هم بذارم
نمیدونستم کجا
گفتم خودت بگو خدا
یهویی دیدم من این روز رو عجیب با خدا هماهنگ بودم دائم در حال لبخند و عشق بودم
نوشتم هماهنگی این فایل اومد
تو هیچی نیستی طیبه
هیچی
هیچیِ هیچی
نه فقط تو ،هیچی نیستی، بلکه همه انسان های جهان هستی هم هیچی نیستن
این خداست که قدرتمنده و نیرومند ترین ربّ و صاحب اختیارِ هم تو ، و هم تمام انسان های جهان هستی
هیچ کس ، هیچ قدرتی نداره ، وقتی خدا بخواد برای تو کاری انجام بده ، حتی اگر بالاترین مقام هم باشه ، گوش به فرمان تو و خواسته هات میشه و چشم میگه
چون خدا داره کارهای تو رو انجام میده
اینجا نکته ریز مطلبه طیبه
گرفتی که ؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا با توجه به باورهای تو بود که دیروز و امروز کاراتو انجام داد
یکم بیشتر فکر کن
چرا توی این 6 ماه هیچ ابلاغیه ای برات نیومد از دادگاه ؟؟؟؟؟
که برای ادامه روند شکایت تابلو نقاشیت پیگیری کنی ؟
قشنگ به اتفاقات امروز دقت کن
و همه این اتفاقات فقط وصل میشه به یه چیز
اینکه خداست قدرتمند ترین و خداست که به هموار ترین شکل ممکن با توجه به باورهای تو به تو پاسخ میده
طیبه جان ،عشق دلم ، تو باورم بکن ،من هرچی که تو بگی انجام میدم
هرچی
تو تسلیمم باش ، تو به من بسپار و یاد بگیر،تو منو قدرت بدون ، نه فقط یک بار ،بلکه هر ثانیه ،از هر آنچه که باید رها باشی و هر لحظه بگذری از اینکه تو چی میخوای ، تا من برات همه چی بشم
طیبه جان دقت کردی ؟؟؟
اینو هر روز و هر لحظه و ثانیه به خودت بگو
تو هیچی نیستی طیبه
هیچی
فقیری
ضعیفی
ناتوانی
هیچی نیستی
حتی یه نقطه ،نقطه چیه ، تو یه ذره هم نیستی در برابر این همه عظمت خدا
پس قشنگ دقت کن و پیام رو بگیر طیبه
این رو باید هر روز به خودت بگی
سلام ، دیروز که رفتم کلانتری و دادسرای تجریش، که روند شکایتم رو رسیدگی کنن یه جریانشو ننوشتم
نمیخواستم بنویسم و حتی رد پای امروز رو هم تعلل کردم برای نوشتنش و امروز 16 دی هست
یعنی 4 روز بعد نوشتم
ولی حس کردم باید بنویسم تا یادم باشه که ،هیچی نیستم و حتی آدما هم هیچی نیستن و بزرگشون نکنم و شرک نورزم
امروز که قرار بود برم کلانتری ،که دیروز دیر رسیدم و مسئولی که قرار بود آدرس کسانی رو که هیچ نشونی ازشون نداشتم و نمیرفتن کلانتری تا روند شکایتم پیش بره و خسارت تابلومو ازشون بگیرم ، میخواستم برم کلانتری
صبح بیدار شدم و تمرین ستاره قطبیم رو نوشتم
تو دفترم نوشتم که وقتی رفتم کلانتری ، آدرس اون دو نفر ، رو میز هست و من حتی تصورم کردم ، که آدرس رو میزه
و خوشحالی شو کردم و میدیدم که خدا داره کارای منو انجام میده و پلیسا گوش به فرمان من شدن و برای من کارهامو انجام میدن
من با ذوقی عجیب این جریانو تجسم کردم و نوشته های دیگه رو هم نوشتم و رفتم تجریش
حالا یه چیزی یادم اومد از دیروز
قبل اذان من چون گوشی دستم نبود حرفامو تو گوگل درایوم مینویسم برای خدا اما دفترچه داشتم تو کیفم برداشتم و شروع کردم به نوشتن
و تجسم میکردم
اولش داشتم به خدا فکر میکردم و چشمم دنبال نشونه از دوست داشتن خدا بود به من ، که دیدم انگشتر یه خانم شکل بی نهایته و خندیدم و دفترچه مو برداشتم و شروع کردم به نوشتن
بی نهایت عشقت رو در این دادسرا به من نشون دادی ربّ من ، الان داشتم میگفتم که همه انسان ها نور خدای ماچ ماجی من هستن که دیدم تو انگشت یه خانم انگشتر بی نهایت هست و نور عشقت رو دیدم
نورت رو به من هدیه دادی
میدونم که اینا همه هیچ کاره هستن ،و تویی که داری همه کارهای من رو به هموارترین شکل ممکن انجام میدی بی نهایت ازت سپاسگزارم
حتی اسم منو بلند و واضح صدا میزنه و به سرعت کارهای من رو انجام میده و به نفع من رسیدگی و کارهای من هموار و به سرعت انجام میشه
خدای من سپاسگزارم ازت ماچ به کله ماهت
انقدر قلبم آرومه که میرم و برای تو با صدایی که تو برای من عطا کردی برای تو حرف میزنم
ربّ من قلبم رو برای همواری بیشتر در کارهام باز کن و هرلحظه بغلم کن ماچ ماچی ترین ربّ من خیلی دوستت دارم
خب خدا جونم تو میگی که من چیکار کنم و دست منو بگیر من آماده ام که هرچی که تو گفتی به اذن تو به زبونم جاری بشه
من هرلحظه تو رو در تمام لحظاتم حس میکنم
بی نهایت ازت سپاسگزارم ربّ من
راستی دستام سرد شدن از گرمای عشقت به من ببخش و دستمو پر از عشقت کن ربّ من دستای بی نهایت بزرگ و طلای و نورانیت رو به من بده
من این جملات رو تو دادسرا توی دفترچه ام نوشتم و داشتم میخندیدم
چند باری متوجه شدم آدما یه جوری نگاهم میکنن ،اما برام مهم نبود ، تو حال خودم بودم و با خدا صحبت میکردم و میخندیدم
دیروز که من موقع اذان دادسرا بودم ، قرآن رو خوند ، سوره زلزال بود حس کردم پیامی برای من داره ولی متوجهش نشدم
اما الان که دازم مینویسم رفتم سوره زلزال رو خوندم معنی آیات رو ، اینجوری درک کردم که
با توجه به پیام خدا برای امروز من ، که گفت تو هیچی نیستی و این باید هر لحظه یادت باشه
باید سعی کنی هماهنگ بشی با روح که جزء کسانی باشی که تو آیه 7 گفته
فَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهٍ خَیۡرࣰا یَرَهُۥ
پس هر کس به قدر ذره اى کار نیک کرده باشد آن را خواهد دید
اذان ظهر رو میگفت ، من تو دلم گفتم خدا میخوام باهات صحبت کنم، نوبتم نشده صبر کن برم ببینم اگه زیاد طول میکشه من برم نمازمو بخونم و باهم صحبت کنیم و دوباره برگردم
(وای خدای من
این جمله مو که دوباره خوندم خندم گرفت
من چقدر با خدا دوست تر شدم
وای ببین طیبه
چشمام پر اشک شد
به خدا گفتم صبر کن برم ببینم اگه زیاد طول میکشه من بیام باهات حرف بزنم و نمازمو بخونم
خدایا شکرت )
وقتی رفتم به منشی بازپرس بگم ، گفت که نه جایی نرو ، الان صدات میزنیم
اومدم نشستم و چشمامو بستم
گفتم اشکالی نداره ، مگه نمیگی هرجا باشه میشه باهم صحبت کنیم چشمامو میبندم و سوره حمد رو با معنی میخونم
واجب نیست که حتما باید وایستم و یه جای خاص این سوره رو بخونم
هرجایی باشه میشه خوند
نشستم رو به روی اتاق بازپرس و چشمامو بستم و بسم الله الرحمن الرحیم که گفتم داشتم با عشق با خدا صحبت میکردم
الحمد الله ربّ العالمین که یهویی صدام زدن گفتن بیا داخل
رفتم و کارامو که انجام دادن برگشتم سوار مترو بشم ، تو راه گفتم من نمازمو نخوندم برم تجریش بخونم
اما ببین کار خدا رو
چقدر آخه مشتاق تر از منه
وقتی این اشتیاقش رو میبینم که دوست داره بنده اش باهاش صحبت کنه در هر حالی ، میگم ببین طیبه
چقدر ساده بود با خدا صحبت کردن و تو سختش کرده بودی تو این همه سال
چقدر ساده هست همه چی
این همه تو کم کاری کردی ،اما خدا ببین چقدر مشتاقه و داره دلبری میکنه
چون یه اتفاق بی نهایت عجیب و جالب افتاد
من با عشق داشتم کل مسیرمو با خدا کیف میکردم و حواسم به هیچی نبود و همینجوری مثل دیوانه ها صحبت میکردم و میخندیدم
اصلا نفهمدیدم من دارم میرم سمت خط کهریزک
وقتی سوار شدم و نشستم ، میخواستم چشمامومثل همیشه ببندم و تا تجریش لذت ببرم از گوش دادن به فایل ها و با خدا صحبت کنم
که یه صدایی یهویی از دلم گفت داری اشتباه میری
تعجب کردم ، از خانم کناریم که نشسته بود پرسیدم، داره میره تجریش؟؟
گفت نه دختر میره کهریزک اشتباه سوار شدی
بر خلاف همیشه که اگر اشتباه سوار میشدم میگفتم چرا و …. و خودمو سرزنش میکردم
اینبار که تقریبا یک سال شده که هر موقع اشتباهی پیش اومده برم گفتم حتما یه دلیلی داشته
خندیدم و بلند شدم و رفتم پیاده شدم فقط میخندیدم
انگار منتظر بودم که دلیل این توجه نکردنم رو بدونم
همینجور داشتم میرفتم از پله برقی تا خط عوض کنم و برم سمت تجریش ، سرمو چرخوندم تا ببینم تابلو به سمت تجریش کدوم سمت راه رو هست ، دیدم نماز خونه بین دو تا خط هست
اولش گفتم من وضو ندارم خدا
آبم ندارم وضو بگیرم
حس کردم اشکالی نداره
گفتم من و تو که این حرفارو باهم نداریم
میرم تیمم میکنم
تو مسیر منو تغییر دادی تا من اشتباهی بیام این ایستگاه تا باهم صحبت کنیم
لبخند زدم و رفتم از روی دیوارای مرمری مترو تیمم کردم و نمازمو خوندم
قبل اینکه برم نجوای ذهنم میگفت حالا نماز میخونی ،اگر بری نماز بخونی وقت اداری کلانتری میگذره و باید فردا دوباره بری تجریش
اما گوش ندادم به حرفش ،گفتم اصلا مهم نیست ،خدا منو با عشق آورده اینجا ،مسیرمو تغییر داده ،جوری مدیریتم کرده که بیام اینجا باهاش صحبت کنم
بعد من برم کلانتری دنبال کارام ؟؟؟
نه نمیرم ، اول باید با ربّ خودم صحبت کنم و رفتم و تا جایی که سعیمو کردم با توجه نمازمو خوندم
این روزا دارم تمرین میکنم تو هر کاری که انجام میدم با تمرکز انجامش بدم
وقتی نمازمو خوندم رفتم و وقت اداری گذشته بود و پلیس امضا زد و تایید کرد که آدرسو بهم بدن وگفت فردا بیا ، منم برگشتم
که تو رد پای 11 دی نوشتم که برف رو گوله کردم و کلی کیف کردم با خدا تو مسیر
من از امروز صبح فقط داشتم فایل جلسه سوم عشق و مودت رو گوش میدادم انقدر ذوق داشتم
فقط میخندیدم
چون هماهنگی ذهن با روح رو داشتم یاد میگرفتم
خدایا شکرت
حتی امروز سعی داشتم تمام تمرکزم رو روی فایلی که گوش میدم بذارم و خداروشکر 50 درصد موفق عمل کردم
وقتی حاضر شدم تا برم کلانتری
یهویی یادم اومد دیروز گوشیمو گرفتن ،هم تو دادگاه، هم تو کلانتری ، بدون گوشی باید برم داخل
با خودم گفتم بذار کتاب عشق خدا رو ببرم تا وقت انتظارش بخونم
خیلی وقت بود ادامه کتاب رو که تو مصلی امام خمینی تو نمایشگاه کتاب، خدا هدایتی بهم هدیه داد ، نخونده بودم
انگار زمان ادامه دادن کتاب از صفحه ای که مونده بود ،امروز بود زمانش
من رفتم و تا خود تجریش سعی کردم آگاهانه تمرکز بذارم تو گوش دادن به فایل جلسه 3 عشق و مودت
وقتی رسیدم تجریش، پیاده یه مسیری رو باید تا کلانتری میرفتم
مسیر به قدری زیبا و بهشتی بود و درختای چنار بلند و تنومندی بودن که هم محو تماشاشون میشدم و هم گوش میدادم تا جایی که میتونستم با تمرکز ،
وقتی رسیدم گوشیمو تحویل دادم و رفتم داخل به پلیسی که دیروز برگه منو گرفته بود، و گفته بود بمونه پیش من فردا بیا کاراشو انجام بدم ،اما من قبول نمیکردم میگفتم نه از دادسرا بازپرس گفته که باید برگه دست خودت باشه
چون دیروز تو دادسرا بهم گفتن تو دروغ میگی که 6 ماه پیش رفتی کلانتری ، از کلانتری گفتن این خانم نیومده
(میدونستم که باورای محدود خودم سبب این اتفاق بود و تاخیر داشت ،چون من هنوز باورای مربوط به این موضوع رو زیاد تکرار نکرده بودم تو این مدت و دوباره الگوی تکرار شونده رخ داده بود این بار به یه شکل دیگه )
و منم از خودم دفاع کردم و سریع گفتم کی گفته من نرفتم
با چند تا نشونه که دست نوشته داشتم از پلیس نشونشون دادم که اینم مدرکمه که من اون تاریخ رفتم
و به سبب اون نمیخواستم برگه مو به پلیس بدم و میگفت تو به من که درجه دارم اعتماد نداری ؟
عجب آدمی هستی
و امروز که بهش سلام دادم گفت برگه ای به من ندادی
هیچ عکس العملی نشون ندادم خندیدم گفتم دست خودتونه
الان من آدرس میخوام
نمیدونم به شوخی گفت حرفشو یا به جدی
وقتی قیمت تابلومو پرسید، گفت چی کشیدی که انقدر قیمتشه
274 میلیون
گفتم این قیمتیه که من رو تابلوم گذاشتم ،دادگاه باید کارشناس بیاره قیمت بذارن روی نقاشی ذهنی من
وقتی شنید گفت، من تا آخر کارت خودم خسارتشو بگیرم چقدر به من میدی ؟ گفت و خندید گفت نصف نصف
من نمیتونم آدرسی بهت بدم
حتی اینم گفت که الان پرونده تو دست منه خیلی راحت میتونم بگم آدرسی یافت نشد و پرونده ات بسته بشه
منم خندیدم
تو دلم گفتم تو که هیچی نیستی قدرت دست خدای من هست ،ربّ من
تو کی هستی که بگی من
و بهش گفتم شما وظیفه دارین آدرس پیدا کنید و خیلیم راحته برای شما و بازپرس گفته و اینم برگه امضای بازپرس و بهم بدین آدرسو
همین که اینو شنید گفت آره و اینم میتونم بنویسم برای بازپرس که ما هیچ گونه آدرسی از این افرادی که شکایت کردی پیدا نکردیم
دوباره خندیدم
انگار همه چی برام عین یه بازی شده ، جدی نگرفتم، تو دلم گفتم ،من که میدونم همه کارای منو خدا انجام داده
من صبح به وضوح روی میز آدرس رو دیدم
حتی ذوقشم کردم
بعدشم باورای هم جهت با خواسته شم دارم ،چون تو این مدت دیگه باورم شده که خدا داره کارای منو انجام میده
البته به اندازه ای که در هر جنبه از زندگیم باور کردم نتیجه گرفتم
من تو دل خودم داشتم این حرفارو میگفتم
برگشت گفت تابلوت حتما گرون قیمته که اینا فرار کردن و هیچ آدرسی ندارن
باید به منم پول بدی و بازم خندید
نمیدونم شاید به شوخی میگفت ببینه من چی میگم
منم گفتم بله ارزشمنده ولی گفتن باید کاشناس قیمت بده ،همینجوری صحبت میکردم گفت من چی میگم ،تو چی میگی ولش کن تو چقدر ساده ای
چون ساده ای کاراتو انجام میدم
منم تو دلم گفتم تو کار منو انجام نمیدی که ،خدا داره کارای منو انجام میده
خودتم اگر نخوای انجام بدی ، به هیچ عنوان نمیتونی باب میلت رفتار کنی ،چون اراده ای بالاتر از اراده شمای پلیس هست که به راحتی برای من کارامو انجام میده ،حالا از دست تو انجام بشه یا از دست یه پلیس دیگه
و تو اون دقیقه ها من مدام داشتم تو دلم قوانین رو تکرار میکردم که طیبه آروم باش و هماهنگ باش با خدا
خودش اولین روزی که رفتی شکایت کنی ،بهت گفت ولسوف یعتیک ربک فترضی
راضیت میکنه ،خودش گفت
و بارها این آیه رو تو این مدت نشونه داده و آیه ای که خدا وکیل تو هست
و من توی این 10 ماه هر بار درس هایی که باید از این جریان میگرفتم رو گرفتم
دیگه حس نگرانی قبل رو ندارم خیلی آروم تر شدم
همه اش احساس میکنم دارم رشد میکنم و به همه اتفاقا به چشم درسی نگاه میکنم که قراره ظرفمو رشد و بزرگش کنه
این برای من لذت بخشه و خدا خودش کارامو انجام میده ،فقط من تنها کاری که باید انجام بدم باورای هم جهت با خواسته ام رو باید هی تکرار کنم و مهم تر اینکه رها باشم و بذارم خدا انجام بده به هموار ترین شکل ممکن
خدایا شکرت
وقتی رفت تا آدرسو پیدا کنه ،من شروع کردم به خوندن کتاب عشق خدا ، البته صبح که میومدم از پارک کنار خونه مون داشتم رد میشدم و لذت میبردم ، یهویی چشمم افتاد به دوتا درخت ،که از شاخ و برگاش یه چیزایی شبیه لوبیا اما بزرگتر اندازه 30 سانت آویزون بود از درخت
رفتم یکیشو بکنم دیدم یکیش افتاده زمین ،برداشتم
به قدری ضخیم و زیبا بود که برداشتم و محو تماشای گیاه شکل لوبیا بودم که خشک شده بود
وقتی کتابو باز کردم بخونم به اون گیاه لوبیایی هم نگاه میکردم
چقدر عجیب بود
من امروز فایل جلسه سه عشق و مودت رو گوش میدادم و استاد مثال مادر و فرزند رو زد و حتی درمورد اینکه هماهنگ بشی با روح میگفت
دقیقا تو کتاب عشق خدا تو صفحاتی که میخوندم مثال مادر و فرزند رو به یه شکل دیگه میگفت
و از عبادتی نوشته بود که منظور از جملاتش ،مثل جملات استاد در این فایل بود
که میگفت باید لذت ببری از نماز خوندن ،لذت ببری از مسیر زندگی و هم صحبتی با خدا
و استاد همیشه میگن باید رها باشی هر لحظه و هماهنگ باشی با روح
چقدر هماهنگ بود با آگاهی های دوره عشق و مودت
من بارها میخواستم ادامه کتاب رو از صفحه 48 بخونم
اما نمیشد
الان متوجه شدم چرا نمیشد من ادامه کتاب رو بخونم
زمان دریافت آگاهیاش با جلسه سوم دوره عشق و مودت بود
دقیقا مثال مادر و فرزند رو که استاد میگفت رو نوشته بود
اونجا بود که تو کلانتری فقط متحیر بودم از این همه هم زمانی
خدایا شکرت
حالا یه چیز خیلی شگفت تر
پلیسی که کارامو انجام میداد انقدر راحت و مودب و با احترام کارامو انجام داد که کلی کیف میکردم
انقدر زیبا ،انقدر با احترام صحبت میکرد که من کیف میکردم و میدونم که همه اش کار خدای من بوده ،همه اش هماهنگی ذهنم با روحم بوده که این همه احترام میدیدم
ازم پرسید فامیلیت چیه
گفتم مزرعه لی
گفت یعنی چی
گفتم ما فامیل بروسلی هستیم لی
خندید گفتم لی یعنی دارا بودن و به ترکی یعنی مزرعه دار
چقدر جالب بود من همیشه از پلیسا میترسیدم اما با یه پلیس اولین بار بود بدون هیچ ترسی صحبت میکردم
باورام داشت تغییر میکرد و دارم یاد میگیرم که هماهنگی بین ذهن و روحم رو یاد بگیرم که نشونه هاشو میدیدم
خدایا شکرت
نمیدونم چجوری این همه محبتت رو سپاسگزاری کنم
وقتی کارم انجام شد و آدرس روی میز بود
یهویی من صبح رو یادم اومد ،وای خدایا ، من اون تصویر رو داشتم تو واقعیت میدیدم
آدرس اون دو نفری که تابلومو پاره کرده بودن ،رو به روم بود ، روی میز
و من دو تا دستامو محکم مشت کردم و ذوق کردم و گفتم خدایا شکرت من اینو صبح دیدم
من این صحنه رو دیدم
این دومین بار بود ،نه صبر کن ،من این صحنه رو تا بیام برسم تجریش بارها دیدمش
بارها ذوق کردنمو احساس کردم در لحظه پایانی ،که آدرس رو میزه و من دارم میبینمش
بارها شکر کردم
ولی تو دنیای واقعی اولین باره
و من بی نهایت حس خوب داشتم از اینکه تمرین ستاره قطبی داره جواب میده
خدایا شکرت
همه اش میخندیدم ،برگشتم به چند نفر نگاه کنم دیدم خرما و شیرینی گذاشتن
صبحانه نخورده بودم رفتم بردارم ، از کیفم نایلون برداشتم چند تا خرما برداشتم و دو تا شیرینی که به خواهر زاده ام ببرم
چون خودم چند هفته شده که شیرینی و شکر رو حذف کردم
و سعی میکنم تا جایی که میتونم نخورم
وقتی برگشتم بهم گفت برو کپی بگیر از این برگه ها
وقتی رسیدم جلو پنجره ای که کپی میگرفتن
چشمم افتاد به یه نوشته
نوشته بود 9 ماه مانده
و تاریخ نوشته بود
تاریخی که نوشته بود توجهمو جلب نکرد اما نوشته 9 ماه مانده توجهمو جلب کرد
پرسیدم 9 ماه تا چی مونده خدا؟؟؟
سریع شمردم از تاریخ 12 گفتم بهمن میشه یک ماه و از بهمن شماردم
با اینکه نمیدونم چیه اما میدونم که خیر هست هرچی که باشه
چون مهر ماه برای من ، یادآور روزی بود که خواسته عشق سبب شد سال 1401، مهر ماه شروع به تغییر کردم
یادآور روزی بود که یه سال بعدش 1402 ،هفتم مهر ماه من در این سایت پر از آگاهی شروع کردم هر روز گوش دادم به فایلای استاد عباس منش
چی قرار بود رخ بده ،حس میکنم خدا یه شگفتانه و هدیه قراره بهم بده
هرچی خیر هست و از خدا به من برسه من به خیرش محتاجم
خوشحال شدم و گفتم میدونم همه چیز به نفع منه ،همه کارهامو انجام میدی به هموار ترین شکل ممکن
و سپاسگزاری کردم
وقتی همه کارام انجام شد پاکتی بهم داد تا ببرم دادسرا تحویل بدم و منتظر باشم تا ابلاغیه بیاد
تشکر کردم و گفت الان که میری کارات حل شد شیرینی میاریا؟ خندیدم گفت شیرینی بیار گفتم چشم شیرینی میارم
بعد از خرماها برداشتم و خوردم و رفتم
چقدر ترس های من تبدیل به شجاعت شده
خدایا شکرت
من قبلا تا پلیس میدیدم شدیدا دست و پام میلزید و تپش قلب میگرفتم ،چون بچه که بودم یه جریانی تو مسافرت رخ داده بود که خواهرم گل میچید میداد نگه میداشتم پلیس اومد گفت چرا چیدی …. از اون موقع ترس داشتم از پلیسا
اما به لطف خدا من دیگه هیچ ترسی از پلیسا ندارم
این روزا هم که خیلی آروم تر شدم
وقتی راه افتادم و اومدم بیرون کلانتری ،بلند گفتم ربّ من سپاسگزارم
عمیقا داشتم میخندیدم و تو بهشتی که پر بود از درختای زیبا ،قدم برمیداشتم و قدم به قدم خدا با عدد 74 تو پلاک ماشینا و جاهای دیگه بهم نشونه میدادکه طیبه کنارتم
طیبه مراقبتم
طیبه عشق دلم دوستت دارم
طیبه هواتو دارم
طیبه عشق و حال کن و لذت ببر از مسیر
تا خود مترو پیاده رفتم و لذت میبردم و مثل دیوونه ها میخندیدم و صحبت میکردم
چقدر خوشحالم که حتی دیگه توجهی به مردم ندارم که یه وقت خنده منو ببینن بگن دیوونه هست
طیبه دو سال پیش کجا و طیبه الان کجا
هرچی پیش میرم دیگه طیبه دو سال پیشو نمیشناسم
من دیوونه خدایی شدم که داره هر لحظه برای من برای عشقش دلبری میکنه
وقتی رفتم و رسیدم خونه
رفتم نون باگت و همبرگر گوشت گرفتم آوردم با عشق برای خودم درست کردم و خوردم
چقدر لذت بخش بود
جدیدا سعی دارم وقتی غذا هم میخورم تمرکز بذارم فقط روی غذا خوردن و گلبول های سفیدم و کد های سلامتی که دارن میرن گلبول های سفیدمو بغل کنن و یه انفجار عظیم نور عشقِ خدا به کل بدن ارسال بشه و سلامتی کد بندی بشه
چقدر قشنگ میبینم این حس عشق کد سلامتی و گلبول های سفیدمو
حتی رقص و عشق و حال و بالا پایین پریدناشونم میبینم که از شدت عشق لپای گلبولای سفید قرمز و صورتی شدن
وای چقدر میخندنن
از این میگم میخمدن که من دارم الان میخندم
چون حاصل عشقی که دریافت کردن و دارن میخندن ،انقدر عظیم بوده که سبب لبخند عمیق همین لحظه من شده
پس تجسم ها به سرعت داره رخ میده
و کد های سلامتی کد بندی میشن به سرعت نور ربّ من
خدایا شکرت
بعد از ظهرخواهرم بعد از هفته ها اومد خونه مون
نمیخواست بیاد داخل ،گفتم بیاین یکم بشینین میرین
همین که اومدن سریع از یخچال همبرگرارو برداشتم و سه تاشو کنار گذاشتم که بهشون بدم
اولش نجوای ذهنم گفت بهشون نده گرفتی خوردی این چند تا رو نگه دار بعدا میخوری
اما گفتم نه ذهن من ساکت باش من دوست دارم سه تاشو بدم به خواهرم و خواهر زاده ام
عجیب تر اینکه رفتار خواهرم جالب تر شده بود و همچنین رفتار خودم
از وقتی دوره عشق و مودت رو خریدم و تا جلسه سه گوش دادم رفتار برادرم که فردای اون روز به کل تغییر کرد
خواهرمو ندیده بودم ،تو فکرم این بود که من چون با خواهرم هیچ وقت جوردر نمیومدم میخواستم رفتار خواهرمو ببینم
و امروز که دیدمشون ، نمیدونم همه اش آرامش ازش میگرفتم ،یه حس خاصی بود و خوشحال بودم که داره جواب میده تمرینات دوره عشق و مودت
و من تمرین کردم که مثل خدا باشم اینکه هماهنگ باشم با روحم تا خود به خود همه چی رخ بده
من چقدر عاشق این جمله شدم
وقتی میگم حس آرامش عجیبی بهم میده
و میخندم
خدایا شکرت
امروز من بی نهایت پر بود از ربّ ماچ ماچی من در لحظات زندگیم
باهم قدم زدیم
باهم حرفای عاشقانه زدیم
بهم گفت دوستت دارم
من گفتم عشق دلم ربّ ماچ ماچی من منم دویتت دارم
بهم گفت کاراتو به ساده ترین ،به هموار ترین شکل انجام میدم به تکرار باورات ادامه بده و نشونه هاش رو هرلحظه ببین
باهم خندیدم و لذت بردیم
منو تو نور عظیمش با عشق بغل کرد و روی شونه هاش نشوند
و کلی زیبایی های دیگه
که امروز لذت بخش ترین روزم در این بهشت خدا بود
بهشت چه جای قشنگیه
همیشه فکر میکردم بهشت یه جاییه که هیچ وقت نمیتونم ببینمش
اما من دیگه چند وقته دارم هر روز تو بهشت خدا قدم برمیدارم
بهشتی که پر از انسان های خوب و مودب هستن و با احترام
بهشتی که پر از پرنده های باحاله و حیوانات زیبا
بهشتی که پر از حس خوب و عشقه
بهشتی که حتی آب و هواشم انقدر ملایم هست که دیگه تو سردترین روز ها هم سوز هوارو حس نمیکنم
حتی اتاقمم هوای بهشتی پیدا کرده
من تا زمستون و پاییز پارسال
از مهر ماه تا اسفند ماه کنار پنجره اتاقم کلی بالش و چیزای پشمی میذاشتم که سرما به اتاقم نیاد
چون خونه مون شرقی غریبه ،اتاقم ، تابستونا شدیدا گرم میشه و زمستونا شدیدا سرد
امسال به طرز شگفت انگیزی من فقط با یه پتوی مسافرتی شبا میخوابم و گاهی اوقات پتوی پشم گوسفند رو میکشم روم
چند روزیه که در تعجبم با اینکه از کنار دیوار باد سردی میاد اما هیچ اثری روی بدنم نداره
وقتی ریز تر شدم و به دلیلش فکر کردم
دیدم آره یه دلیل داره
وقتی من تجسم میکنم و چشمامو قبل خواب میبندم و میبینم خدا بی نهایت دستان عظیمش رو میاره کنار تخت خوابم تا من رو ببره روی شونه هاش بنشونه و حتی شبا من تجسم میکنم و قشنگ میبینم که روی شونه هتی پر نور خدا جامو میندازم و رو نور نرم و گرمش میخوابم و انقدر گرمه که پر از عشقه
و من بدون پتو رو شونه هاش تا صبح میخوابم
من این تجسم رو از روزی که تمرین ستاره قطبی رو شروع کردم انجام میدم
جوری شده که با چشمای بازم میتونم ببینم
به قدری واضح میبینمش که وقتی تجسم میکنم اصلا حواسم به دمای بیرون نیست
وای خدای من
تو چقدر خوبی ربّ من
من که اصلا تو اتاقم نیستم که بخوام سردم بشه
الان که دارم مینویسم عمیقا گریه میکنم
و عمیقا گرمای خاصی تو قلبم حس میکنم
خدای شکرت
من هر شب رو شونه های خدام
من تو این جهان هستی نیستم که از دیوار کنار تختم و از پنجره سرما رو حس کنم
خدایا شکرت
هر روزی که میگذره بهشت رو دارم بیشتر حس میکنم
خدایا شکرت
که امروز انسان هایی شدی برای من ، که به من در همواری کارهام از طرف تو کمک کردن و دستی بشن از دستان تو
سپاسگزارم از اینکه به راحتی آدرس رو روی میز گذاشتی
سپاسگزارم از اینکه انقدر برای تو ارزشمندم که داری هر لحظه هدایتم میکنی ، انقدر ریز هدایتم میکنی که کمکم میکنی تا دریافت کنم و شاخکام تیز باشه
و بی نهایت سپاسگزارم به خاطر همه چی
به خاطر این اشک مر از عشقی که از سر شوق عشق و لبخند حاری میشه و لبخند رضایت به لب دارم
شکرت
تو بی نهایت بی نظیری ربّ من
بی نهایت شکرت بی نهایت سپاسگزارم از بی نهایت عشق بودنت ربّ من
ماچ به کله نورانیت
ماچ به نور عظیمت
ماچ به بزرگی و عظمتت
ماچ به قدرتمندی و تنها ربّ ماچ ماچی خودم
خیلی دوستت دارم خیلی میخوامت
مرسی که هستی و قلبمو آروم میکنی
برای تک تکتون ،برای استاد عزیز و مریم جان شایسته ،برای همکارانتون الهی که نور خدا به شکل ،ثروت و نعمت و فراوانی و عشق و شادی و سلامتی و آرامش در زندگیتون جاری باشه
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی بهت تبریک میگم چقدر قانون رو خوب درک کردی و خوب اجرا میکنی کامنت شما عالی پر قدرت باتجربه های خوب پر انرژی وفوق العاده است دوستان خوب وثابت قدم مثل شما در این سایت الهی نعمتی هستند که ما در هر لحظه احساس مون رو خوب و چیزهای زیادی میتوانیم از شما یاد بگیرم امیدوارم همیشه مثل ستاره های آسمان بدرخشی ونتایج خوبی را دریافت کنیدو ما هم لذت ببریم از نتایج خوبت
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
استاد خیلی عالیه که برای سلامتیتون تصمیم به تغذیه ی گیاهی گرفتید
اما کنسروها دارای مواد نگهدارنده و افزودنیهایی هستند که بتونن ماه ها قابل خوردن باشن
در واقع ضررشون بیش از نفعشونه
مواد تازه خیلی بهتر و بدون ضررتر هستن
درباره گیاه خواری من چند سال قبل انجام دادم
ولی پس از مدتی دچار ریزش موی زیاد و کمبود مواد معدنی شدم
بدن ما به گوشت هم خیلی نیاز داره
و من پس از اون دیگه هیچوقت سراغ چنین رژیم هایی نرفتم
افرادی که چنین رژیمایی دارن خیلی باید مراقب میزان مواد بدنشون باشن
معمولا کمبود ویتامین ب ۱۲ پیدا می کنند افراد گیاه خوار که خطرناک هست برای بدن و مغز
روایت هم هست که البته صحتش رو صد در صد که نمیدونم ولی بیشتر از ۴۰ روز نباید خوردن گوشت ترک بشه و درسته لوبیا و حبوبات پروتئین دارن ولی جایگزین گوشت نمیشن
موادی مثل کینوا ، جوی دو سر ، برنج قهوه ای هم دارای مواد خوبی هستن برای گیاه خوارها
و افراد گیاه خوار باید بیش از افراد عادی از میوه ها سبزیجات و … استفاده کنن تا کمبودهای بدن جبران بشه
اما در نهایت توصیه من بعنوان کسی که تجربه کرده اینه از همه نعمتهای خداوند استفاده کنیم ولی بصورت درست و اصولی
که بدنمون از هر لحاظ تامین بشه
برای یک دوره پاکسازی بدن از سموم ،خوبه مثلا یکی دو ماه ، خام گیاه خواری ، اما برای طولانی مدت ،
بدن دچار کمبود مواد معدنی پروتئینی خواهد شد
استاد بزرگم ، من میبینم خیلی از دوستان و اعضا یک تصور اشتباهی دارن که دوست داشتم اینجا بهش اشاره کنم
من قبل از شما ، هم اساتید دیگری داشتم و منم این تصور اشتباه را قبلا داشتم
فکر میکردم که هر کاری استادم میگه و انجام میده منم باید پیرو او باشم
و تازه بعضی افراد هم یه حرف اشتباهی میزدند که بیشتر ما رو به اشتباه مینداخت
میگفتن که خضر ع استادِ موسی ع بود و گفت باید هر کاری من میکنم تو هیچی نگی و نپرسی و بیای با من …
و حالا شما هم باید در رابطه با استادتون مثل موسی و خضر باشید
که این تصور متاسفانه در زندگیم منو دچار اشتباهات وحشتناکی کرد که هنوزم چوبشو میخورم.
ولی بعدها هر چه جلوتر رفتم و استادهای مختلف را دیدم
دیدم که اصلا نباید هر چه او گفت و هر کار کرد من بپذیرم
بلکه خدا هم بمن عقل داده و هم قرآن داده که خط کش و میزان ماست و هم هدایتم میکنه که این هدایت شخصی واقعا بمن خیلی زیاد بیش از حد کمک کرده تو زندگیم .
و اصلا نباید پیرو هیچکسی باشم .
زیاد سوال میشه چرا استاد اینکارو کرد چرا اونکارو کرد
تو این لایو گفتید من برای هر کاری که میکنم دلیل دارم
خوب جواب به همه سوالات دوستان اینه : استاد با شیوه خودشون حالا هر چه هست طرز فکر ، هدایت ، عقل و منطق ، شیوه های نتیجه گیری و ….
به این طرز فکر و سبک شخصی رسیدن
اما تو یک انسان متفاوت هستی و تو میتونی خودت از خداوند هدایت بخواهی که در هر مساله چه کاری درست تره …
الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
۱۸ زمر
قرار نیست هرچه شنیدیم . تبعیت کنیم
قرار است همه سخنان را بشنویم بعد تفکر کنیم بعد با قران بسنجیم بعد از خداوند هدایت بخواهیم و بعد بهترین سخن را پیروی کنیم
من هم با همه ارادتی که به شما دارم و بسیار بسیار از شما آگاهی آموختم و همچنین از اساتید قبلیم
اما در هر مساله خودم مراحل بالا رو طی می کنم
و پیشنهادم به همه دوستان اینه ،برای اینکه بیهوده ذهنشون درگیر چراییِ خیلی مسائل نشه
هیچ وقت از کسی بت نسازن و به هر کسی حق بدن که جوری که خودش فکر کرده درسته زندگی کنه
چون بالاتر از خدا که نداریم
خدا انسانها رو ازاد گذاشته به شیوه ای که فکر کردن درسته و خوبه زندگی کنن و در نهایت خودشونم مسئولیت صد در صدی عواقب اعمال و افکار و تصمیماتشونو به عهده بگیرن که نتیجه هرچی شد چه دنیا چه اخرت پای خودشونه
ما امدیم که بیاموزیم و رشد کنیم و گذر کنیم … نه اینکه مقلد باشیم صرفا
سلامی به زیبایی خداوند تقدیم به استاد گلم و دوستان هم فرکانسیم و خانم شایسته ب حق گرامی
متشکرم انسان بزرگ ک هر وقت حالت خوبه میای جلو دوربین و حال خوبت رو با ما شریک میشی.💖
استاد متشکرم ازت ک اینقد خوب با لایو هاتون با سریال زندگی دربهشت و محصولاتتون باعث میشید ک ما بخایم و بهمون بربخوره ک ثروتمند و سعادتمند بشیم..
بله دقیقا همینه استاد جانم زندگی لذت بردن از لحظه است نه دنبال پول بودن و روزشماری کردن و انتظار کشیدن برای فلان اتفاق یا چیز خاص..
زندگی یعنی اینکه الان اومدم سایت ببینم استاد لایو گذاشته و از چهره زیبا و پیرن و کلاه زیبا لذت ببرم..لذت ببرم از اینکه شب تمپا چقد فوق العادس..
استاد اونجایی ک حرف از اسکله شهید رجایی شد ی لحظه بغضم گرفت..بازم برام یاداوری شد حسن ببین این بشر از راننده تاکسی بودن و زندگی در یک خونه سیمانی در بندرعباس الان کجاس😍❤😍❤💖💖
این بشر یه ادمیه مث خودت فقط تونسته ذهنشو کنترل کنه فقط تونسته در لحظه زندگی کنه و مقاومتش هاش کمتر کنه و باورهای عالی بسازه و ارام ارام چرخ زندگیش روغن کاری بشه و هی پیشرفت کنه هی ب هدفی برسه انگیزه بگیره برا هدف بعدی و هی هدف بعدی و الان ک خداروشکر همه چییییز توزندگیش داره..فقط به واسطه ساختن باور های خوب و عالی..چون کل اتفاقات کل اتفاقات زندگیمونو ما با باورهامون میسازیم پس اگ بخایم باورهامون عوض کنیم باید ذهنمون رو کنترل کنیم باید تقوا داشته باشیم..
استاد با این لایو خدا از زبان شما بهم یاداوری کردو گفت ک ارام باشم خونسرد باشم بیخیال باشم از لحظه ام لذت ببرم..و یاد اوری کرد ک خوشبختی رسیدن ب ی نقطه خاص نیس زندگی لذت بردن از هر لحظه است..چون وقتی اینجوری باشیم دست خدارو برای هدایت باز میذاریم و بقول شما ایده ای بهمون میده ک نتیجش خییییلی بزرگتر از کساییه ک کاریی رو بصورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی را دریافت نمیکنند..
میخام بهم بربخوره ک فقیر و ضعیف باشم میخام بهم بربخوره ک نتونسم تقوا داشته باشم..میخام از تک تک لحظه هام لذت ببرم و باورهای عالی بسازم مقاومت هام کم کنم پامو از رو ترمز های زیادی ک دارم بردارم تا ماشینی ک با برخورد ب تضادم گاز خورده حرکت کنه و پیش بره تا بتونیم چیزهای دلخواهمون رو خلق کنیم..😉😉
بله استاد جان من دقیقا همینه تمام مشکل ما اینه ک نمیتونیم این چیزایی ک از گذشتگان شنیدیم و رها کنیم و پا در مسیر جدیدبا باورهای جدید بذاریم..ما نمیتونیم با باورهای محدود کننده ای ک از پدران ما ب ارث رسیده نتایج جدیدبگیریم.بلکه با باورهای جدید نتیجه متفاوت میگیریم😍😍
بله استاد عشق من مارایت الی جمیلا تمام باور های عالی حضرت زینب رو میرسونه ک چقد با دیدمتفاوت ب قضیه نگاه کرده و امام حسینی ک ب ارزوش رسیده وگرنه میتونس مث برادر بزرگش امام حسن بیعت کنه..باید نگاهمون رو از گذشتگان ک منطق نداره و دلیل خاصیم نداره و هیچ کمکی ب ما نمیکنه برداریم و وارد مسیر صدق بالحسنی بشیم..
دقیقا همینطوره استاد جان من باید دنبال چیزی باشیم ک بهش علاقع داریم بعد مسیر جدید تو دل کار گفته میشه و ب سمتی هدایت میشیم ک عاشق اون شغلیم و خلاقیم و ذوق و شوق داریم در اون کار🌻🌻
هرتضادی در جهان باعث پیشرفت و گسترش میشه مث بیماری..بقول استاد خدامیدونه ک چقدر علم پزشکی پیشرفت کنه چقد بدن ما مقاوم تر بشه در برابر بیماری ها..ما فقط باید اروم باشیم و نگران نباشیم تا بدنمون کارش رو انجام بده این موضوع در مورد همه چیز صدق میکنه چون همهههههههه چیز ب کنترل ذهن برمیگرده💖☺💖☺
پس بیایم با کنترل ذهنمون و تمرکز ;;اگاهانه;; روی نکات مثبت و کنترل ورودی ها و ساختن باورهایی قدرتمند کننده در مسیرجدیدی حرکت کنیم ک همه چیز بصورت طبیعی وارد زندگیمون بشه دقیقا مث استاد😘😘
خدایاشکرت بخاطر حضور من در این سایت الهی و بودن در کنار استاد گرانقدرم و بچه های عزیزم ک هدفمون ساختن باور های عالیه تا سعادت دنیا و اخرت نصیبمون بشه همونطور ک نصیب استاد و هرکس ک از قانون استفاده کنه شده💖💖
از خانم شایسته گراااامی بی نهایت سپاسگزارم بابت وقتی ک میذارن و باااعششششق بخش دانلودی سایت رو نظم میبخشن خداااااقوت💖💖💖💖
در پناه الله وهاب شادباشید و ثروتمند در دنیا و اخرت.😍😍😍
خداروشکر ک من بااین کامنتم دستی شدم از دستان بی نهایت خدا برای یاداوری نکته ب شما…فقط خداکنه این حرفا ب حرف نباشه چون ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است..
متشکرم ک ب کامنتم پاسخ دادید❤❤❤
بهترین ها رو برای شما و برای همه دوستان ارزو دارم..😍😍مطمعنم اگر ماهم از قانون ب درستی و اونجوری ک استاد میگه عمل کنیم لاجرم خوشبختی دنیا و سعادت نصیبمون خواهد شد…شهسواری عزیز یادمون نره ک اگ استاد تونسته پس منو توام و بقیه دوستانم حتما میتونیم.💖💖💖💖💖فقط و فقط باید مقاومت هامون رو کم کنیم فقط باید ترمز هارو بشناسیم و اونارو برطرف کنیم تا نعمت ها بصورت کاملا طبیعی وارد زندگیمون بشن..چون جهان با برخورد ب اولین تضاد خاسته مارو میفهمه..
🍁 ما میخواهیم از باورهای غلط ذهن و باورهای قدیمیه گذشتگانمون رها بشویم یا واقعاً جدی نیستیم؟!
، باید متعهدانه روی خودمان کار کنیم .
یعنی باید بهاصطلاح با خودموت خلوتی بکنیم، ببینیم که واقعاً میخواهیم زندگیمون تغییر کنه؟ میخواهیم از باورهای محدود کننده آزاد بشویم؟
برای این کار باید اول اعتراف کنیم که فکرها و باورهای ما، سرتاسرِ ما را پر از درد کرده، نه دیگران .
این قبول و اعتراف، خیلی مهم است که ما بتوانیم روی خودمان کار کنیم،وخودمون رو مسئول شرایط و اتفاقات زندگیمون بدونیم،
وبعد با دقت و تمرکز ،مثله نوزادی که به این دنیا میاد،و فقط یه مدت به دنیای اطرافش گوش میکنه،وذهنش خالیه از هر تعریفی از اتفاقات و تجربه ها و…ما هم،به صحبت های استاد بدون قضاوت گوش کنیم،و تمرینات و عمل کنیم،همونطور که استاد چندبار گفتند این حرف ها رو وحی منزل بدونیم،وبعد نتیجه ها خودش ثابت میکنند که این جهان چه سیستمه باقانون و منظمی هست که توسط خداوند به درستی و عدالت اداره میشه،و این اختیار و به ما داده تا زندگیمون رو هرجور که دوست داریم خلق کنیم،
ومهم ترین چیزی که به دست میاریم آرامش درونی ،آزادی،وانگیزه هست،که مارو در مسیر رسیدن به اهدافمون حرکت میده،
خداروشکر میکنم که هدایت شدم به این سایت،و اینقدر این آگاهی ها نامحدود هستند که،هرروز که میگذره،بیشتر میدونم،که هیچی نمیدونم،همه چیز خداست،و جواب همه ی سوالات و میده،چون خودش بهترین راهنماست،بهترین راهگشاست،
وفقط میخواد ما ایمان بیاریم و بهش اعتماد کنیم،احساسمون با شکرگذاری وتوجه به زیبایی ها بهتر باشه.
جایگاه ما اینجاست،که باور بسازیم و خلق کنیم و خداوند بزرگ این بستر و این فضا رو برای ما آماده کرده،سفره ای که پهنشده و هرکس هراندازه که میخواد میتونه استفاده کنه و به شرط قانون بهره ببره.
خدایا شکرت
وچقدر این لایو کوتاه و مفید بودو استاد چقدر مفصل سوالات رو پاسخ میداد،
من عاشق سبک شخصی ایشون هستم که برای خودشون زندگی میکنند،هر جور که راحت هستند، و حرف مردم و نظر مردم،براشون مهم نیست و نیازی به تایید و توجه دیگران ندارند
واین از عزت نفس بالای ایشون هست.
وخداوند به ایشون پاداش داده،چون خدارو باور دارند،چون به قانون عمل میکنند،چون شاد هستند،نگاه زیبا دارند،توکل دارند،رها هستند،
شجاعت دارند،اعراض میکنند از ناخاسته ها،وبه شدت به خط قرمزهاشون پایبند هستند.
وبی شک این حاصله خیلی تلاش وکنترل ذهن هست،وشناخت بهتر قوانین،و ادامه دادن به سمت بهتر شدن شرایط،تا بی نهایت..
استاد عزیزم سپاسگذارم از اینکه انرژی خوبتون و به ما هم انتقال دادین،
خانم شایسته ی عزیز،سپاسگذارم از تغییرات عالی که در فایلها،در حال انجام دادن هستید
وسپاسگذارم از دوستانی که با کامنتهاشون واقعا در قلبم جرقه ای روشن میکنند.
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که امروز و هرروز دربست منتظر منه تا ازش هدایت بخوام و به طرفه العینی پاسخ رو واضح میفرسته. این خدایی که من جدیداً بعد از 38 سال زندگی از نو دارم می شناسم خداییه که قبلا خونده بودم ولی تو ذهنم حک نشده بود، حسش نکرده بودم «فإذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب. اُجیب دعوَه الدّاع إذا دعان». شاید باورتون نشه حتی بارها باهاش گریه هم کرده بودم. انگار روحم می دونست که این آیه فوق العاده رفیع و عظیم الشأنه. خیلی عاشقانه است. خیلی جلادهنده است ولی واسه ذهنم منطقی نشده بود. چشمم هنوز نمودهای عینیش رو تشخیص نداده بود.
ما تو فیزیک می بینیم که نور مرئی فقط درصد بسیار کوچیکی از امواج الکترومغناطیس رو تشکیل میده. بازه بسیار کوچکی از طیف وسیع فرکانسهایی که وجود داره. ولی متاسفانه تا چیزی در محدوده نور مرئی قرار نگیره باورش نمی کنیم.
بنده خدا اون گرمای آتیش هم جزء امواج مادون قرمزه پس انرژیش هست. بمب اتمی امواج گاما تولید میکنه که هر جسمی رو پودر میکنه. حتما باید دستت تو آتیش بسوزه یا اشعه لیزر سوراخت کنه یا با بمب اتم خاکستر بشی که بفهمی هست؟
قبول کن وقتی چهارتا دانشمند بهت میگن طیف انرژی فراتر از این حرفاست که با چشمت بتونی ببینی یا با گوشت بشنوی.
قبول کن وقتی خدا بهت میگه من همیشه بغل گوشت حتی نزدیکتر از رگ گردنت هستم. صداتو می شنوم. تمام آنچه درون سینه ات میگذره درک می کنم.
اینا رو که میگم با خودمم.
عمری قرآن خوندی چی فهمیدی ازش؟ درس خوندی فیزیک خوندی چرا ربطش ندادی به مفاهیم زندگیت؟ چی نزدیگتر از فیزیک به زندگی و روح و قوانین جهان هستی؟
الهی شکر. الهی بی نهایت شکرت که به واسطه استاد عزیزم داره چشم و گوشم باز میشه. داره درکم نسبت به همه چیز واضحتر و آسانتر میشه.
امروز با خودم گفتم نکنه من هدف درستی رو در 12 قدم امسالم ست نکردم و نکنه معلوم نیست به کجا قراره برسم؟
آخه تنظیم ساعت خواب و ورزش منظم که به نظر زیادی ساده و پیش پا افتاده میاد. با خودم گفته بودم این دوتا رو درست کنی هدف های شغلی و مالیت خودبخود هم بهت گفته میشه هم توش پیشرفت میکنی تا آخر سال. ولی امروز شک کردم نکنه زیادی به خودم ساده گرفتم؟
توکل کردم و قرآن رو باز کردم. گفتم بهم بگو و میدونم که دقیق بهم میگی در مورد علاقه ام که اصلا چی هست و باید برای تبدیل علاقه ام به فعالیت اقتصادی و کسب درآمد چکار کنم.
من اینگونه ترجمه کردم: هر نفسی به اندازه آنچه که کسب کرده باشد پاداش دریافت می کند. یعنی نفست رو پرورش بده آگاهیهات رو بالا ببر تا خودت بهبود شخصیتی پیدا کنی نه اینکه دعا کنی یا کار و تلاش کنی یا منِ خدا تعیین کنم چقدر بهت پاداش بدم. هرچقدر خودت رو بیشتر بسازی پاداش بیشتری دریافت میکنی.
که این دقیقا آموزه های استاد هم هست. استاد دقیقا همیشه میگن به اندازه ای که روی خودت کار می کنی نتایج میاد.
هدایت شدم بعد از قرآن به این فایل که نشانه امروزم بود. دقیقا دیدم استاد در جواب سوالی که کسی پرسید نمیدونم علاقه ام چیه گفتن تو حالا شروع کن هرچیزی رو که کمی دوستش داری. بعد که تکاملت رو طی کردی توی راه بهت گفته میشه. انگار استاد تو چشمای من نگاه کرد و اینو به شخص من گفت. انقدر دقیق و واضح. الهی شکرت!
و این دقیقا کاریه که داشتم انجام می دادم. دارم کارهایی انجام میدم که دوستشون دارم ولی شیفته و دیوانه شون نیستم و دارم پول هم میسازم ولی هی ته دلم میگم نه این اونی نیست که تا آخر عمرم بخوام انجامش بدم. الان متوجه شدم که فعلا همین فرمون برو جلو و هی نگرانش نباش. بعدها بهت گفته میشه چکار کن.
حتی یه سوال دیگه ام هم جواب داده شد. یکی پرسید دوتا علاقه دارم چکار کنم استاد جواب دادن ترکیبشون کن و خلاقیت به خرج بده و از خلاقیتت پول بیشتری بساز. الله اکبر دیگه داشتم روی ابرا پرواز می کردم. حتی تا ظهر یکی دو تا ایده هم به ذهنم رسید.
برگردیم به آیه. خدا میگه به کسی ظلم نمیشه و خدا سریع حساب و کتاب میکنه و پاداش رو میده. تاخیری توش نیست. حتی میگه الیوم یعنی همین امروز پاداشت رو دریافت می کنی. الله اکبر از اینهمه دقت و عدل. یعنی وقتی خودت نخواستی و نجنبیدی پس پاداشی هم در کار نیست. اونی که بهتر عمل کرده طبق عدل خداوند همین امروز داره پاداشش رو دریافت میکنه.
همون حرفی که استاد میزنن که به محض این که پات رو از رو ترمز برداری ماشین به جلو حرکت خواهد کرد بلافاصله.
من متوجه شدم که سعیده جان فعلا خودت رو بساز و در مسیر بهت گفته میشه قدمهای عملیت رو در چه جهتی برداری که نتیجه اش بشه پاداش. غصه نخور نگران هم نباش. 38 سالته که باشه. هیچوقت برای شروع دیر نیست.شاید قراره الگویی بشی واسه کسایی که از این سن میخوان شروع کنن. قرآن هم تایید کرد که هدفت درسته و واسه الانت مناسبه.
حالا بماند که آگاهیهای بسیار عالی دیگه هم در فایل لایو استاد بود که یادداشتشون کردم و با خودم هی تکرار کردم. مثلا در مورد سلامتی. یا عزت نفس و دوست داشتن خودم.
و آنان را از روز نزدیک بیم ده، آن گاه که [از شدت ترس] جان ها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربانی و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد!
اولا که ستمکار رو با غم و اندوه و همچنین ترس در یک جمله کنار هم آورده. اینها بقول ادبیاتیها آرایه ادبی مراعات النظیر دارند با هم. مکمل و معرف هم هستند. علت و معلول هم هستند.بعد هم اینکه گفته اگر ستمکار باشی چون خودت این شرایط رو واسه خودت خلق کردی هیچکس توانایی شفاعت تو رو نداره. حتی پیامبر هم نمیتونه شفیع امتش باشه. هیچ دوست مهربانی هم نخواهند داشت. آخه کدوم آدم احمقی میاد خودش رو بندازه تو فرکانس بدبختی توی ستمکار که شبیه تو بشه. نه کسی کنارت میمونه و نه کسی شفاعتش پذیرفته میشه. این اصل اصل مطلبی هست که استاد همیشه میگن ما مسئول و تنها مسئول زندگی خودمون هستیم.
الهی شکرت بابت انتخاب استاد خوبم. استاد سید محمد عرشیانفر شنیدم جایی گفتن یکی از نشانه های عزت نفس بالا اینه که استادت بهترین استاد باشه. از هر کسی آموزش نگیری. با اینکه ایشون رو هم دوست دارم و قبولشون دارم ولی انتخاب اول و آخرم بعنوان استاد راهنمای زندگی بعد از قرآن استاد عباسمنش هستن. چون به نحوی ساده و سلیس و واضح مفاهیم عمیق قرآن رو بیان می کنن (به علت درک عمیق خودشون از قرآن) که نمیتونی نفهمی. مگر اینکه در قلبت مرضی باشه به قول قرآن.
این بود تجربه امروز من از اعتماد به نشانه ام. در اینجا انشای من به پایان رسید.
صحبت هایی که اینجا میشه چقدرررررررررر متفاوته و چقدررررررررر اصله
بیشتر به این درک رسیدم که دلیل بدبختی و خوشبختی انسان بستگی به مشرک بودن یا توحیدی بودنش داره
امروز تجربه ای رو دیدم از یک شخصی که توی ذهنم خیلی محترم بود و هست اما این رفتاری که نشون داد از خودش خیلی …..
اینکه قدرت رو داد به رییس فلان بخش و دست پاچه میرف اینور و اونور ، پیش خودم گفتم رضا قضاوت نکن تو که درون این شخص نیستی ،شاید این رفتارش فقط برای ادای احترام و ادب و رسم مهمان نوازیه ،
گفتم خدایا منو ببخش که قضاوت کردم و بعدش از فکرش اومدم بیرون ، یه چند دیقه نگذشته بود که اومد یه مشورتی از من گرف و یه جمله ای گف که فهمیدم نه قضاوتم اشتباه نبوده ، صد البته که اصن درست نیس قضاوت کنیم کسی رو ،اما برای درک بهتر قانون و دلیل نتایج خوب و بد هر شخص رو از روی این رفتارها خیلی بهتر متوجه میشیم و کمک میکنه به درک قانون .
اومدم بعدش یه نفس کشیدم و موهای تنم سیخ شد از این شررررررکی که دیدم و گفتم خدایا شاید یه سری جاها یه شرکهایی صددرصد توی وجودم هست ،اما اینکه قدرت رو از تو بگیرم و بدم به یکی دیگه به صورت واضح ،هرررررررگز
استاد همون حرفی که میزنی ، اینکه اگر به این نیت رابطه برقرار میکنید که این شخص ممکنه یه جایی به دردتون بخوره ، این خوده خوده خوده شرکه
الهی صد هزار مرتبه شکرت که با تمام وجودم سعی میکنم که در مسیر توحید حرکت کنم
الهی صد هزار مرتبه شکرت که انسانهای نازنین
مثل فرشته هایی از سمت تو دارن همه کار برام میکنن
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت رزق و برکتی که توی زندگیم جاری ساختی
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت روابط سرشار از عشق با عزیزانم
کل داستان همینه
سپاس گزاری بلدی ؟؟؟
اره بلدم یه نکته کلیدی دیگه بگو!!!!!!!!!!!!!
کدوم نکته ی کلیدی ؟؟؟
چی و بلدی ؟؟؟
سپاس گزاری و بلدم !!! ععععععع افرین
حالا چقد داری تمرینش میکنی ؟؟؟
رضا چقد داری تمرین میکنی سپاس گزاری رو ؟؟؟
چقدر بابت داشته هات سپاس گزاری
چقدر از اینکه خداوند داره کارهارو انجام میده و واقعا داره همه کس میشه برای تو همه کار میشه برای تو چقدر سپاس گزاری ؟؟؟
بله به اندازه ای که سپاس گزاری خداوند داره این کارهارو برات انجام میده
از خودم همیشه میپرسم که الان که یه یه هفته ای هست که توی شرایطی هستی که میخواستی و یه پیشنهاد کاری خوب در حوزه علاقه مندیت اومد و شرایط اماده سازی برای مسابقه از دل هیچ و ….. و با شخص نازنینی که همکاری و داری کار میکنی و راضی هستی از این شرایط و این فرد نازنین ، اگر که این فرد همین الان با تو قطع همکاری کنه ،چه حسی داری ؟؟؟؟
به خداوندی خدا استاد درونم یک قدرتی بیداره و جوابی که داذم به این سوال این بود که صددرصد خداوند برنامه بهتری برام داره ، جوابم به این سوال حتی یک درصد حتی یک ضره نگرانی توش نیست ، حتی یک ضره ،
چون من از اول مسیر رو درست اومدم ، این و اون کیلو چند ؟؟؟
من مگه از خدا نخواستم ؟؟؟
مگه خدا همه ی این کارهارو برام انجام نداد ؟؟
مگه من بیخیال مسابقه برای دوره پیش رو نشده بودم و به اصرار این شخص نازنین که همه کار داره میکنه تا برسم به مسابقه دوباره برنگشتم ؟؟؟
ایا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟؟؟
ایا این حس قدرت ایا این اشکایی که از سره عشق به پروردگار جاریه با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
این طرز تفکر درست و توحیدی با چه چیزی قابل مقایسست
اینکه خداوند داره هر لحظه توی گوشت میگه که از تک تک لحظاتت لذت ببر ، رمز اینه
با چه چیزی قابل مقایسس این گفتگوی درونی که سرشار از ارامشه
این قوت و قدرتی که خداوند به من عطا میکنه برای انجام کارهام و مسئولیت هام اونم با عشق و با روحیه سپاس گزاری با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
اینکه خداوند اسانم کرده برای اسانی ها با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
اینکه من جزو عده ی قلیلی هستم که محرم این اسرار شدم با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
پروردگار تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
بله ثروت نتیجه ی طبیعی عشقه
ثروت نتیجه ی طبیعی طب تکامله
ثروت نتیجه ی طبیعی کار کردن روی باورهاس و باورها به محض یک درصد تغییر ، شرایط زندگی یک درصد تغییر میکنه
ثروت خوده خداونده
همه چیز انرژیه و انرژی خوده خوده خداونده
مگر از زندگی چه میخواهی که در خدایی خدا یافت نمیشود ؟؟؟
اون مشتریه
اون حال خوبه
اون عشقه
اون امیده
اون شوروشوقه
اون تعهد و اراده برای انجام کارهاست
اون انگیزه و اشتیاقه
اون مالک اسمانها و زمینه و من جانشین اون
اون همه چیزه
چرا من باهاش حرف نزنم ؟؟؟؟
چرا بهش وابسته نشم تا از هر وابستگی که بهم ضربه میزنه منو جدا نکنه؟؟؟
من تنها اومدم و تنها به سوی اون برمیگردم
چرا هر لحظه ازاد و رها نباشم ؟؟؟
چرا تمام وقتمو باهاش عسق بازی نکنم ؟؟؟
اومدم توی این دنیا که چیو درست کنم ؟؟؟
چی خرابه ؟؟؟
چی سره جاش نیست ؟؟؟
مسئولیت کی جز خودم با منه؟؟؟
به غیر از تجربه ی عشق چه کاری توی این دنیا دارم ؟؟؟؟
خدایا منو تسلیم و پاک و صالح و موحد بپذیر و در بهشت ابدی با دوستانت داخل گردان
خدایا بهترین هارو دردنیا و اخرت نصیب من کن که تمام بهترین ها برای توست و تو دست و دل باز و بخشنده خارج از فهم محدود من
خدایا قلبم رو همواره باز و پذیرای دریافت این اگاهی ها گردان و کمک کن تا عمل گرا باشم به این قوانین
خداوندا هدایتم کن همواره به راه انان که به انان نعمت دادی نه کسانی که برانان غضب نمودی و نه گمراهان
خداوندا من بدون تو در کنترل ذهنم عاجز و ناتوانم ای قدرتمند و توانا به انجام هر کاری تو کمکم کن
خداوندا یادت رو همواره و در هر لحظه در دلم جاری کن و منو خودت به خودت نزدیکتر گردان
خداوندا کمک کن تا با تمام وجودم شرکخای وجودم رو پیدا کنم و به سمت توحید حرکت کنم و خودم رو از قید و بندهای شرک رها کنم
خداوندا تنهااااااا تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
به نام خدا
سلام
مدیتیشن یعنی ذهن را آزاد و رها کردن و به چیز خاصی فکر نکردن
وقتی با خدا صحبت میکنید و آرامش دارید در حال مدیتیشن هستید
وقتی چشمهاتون را بستید و حالتون خوبه دارید مدیتیشن میکنید
وقتی آرام هستید دارید مدیتیشن می کنید
خداوند از طریق الهامات که جایگاه اونها قلب هست با انسان ها صحبت میکنه
الهامات چیزهایی هستند که به آرامش،حال خوب ،رهایی میدن.وقتی ما نیروی منبع در ارتباط هستیم ریتم ضربان قلب و تنفس از نظم خاصی برخوردار هست،اتفاقات به نفع ما رخ میده،انسانها رفتار متفاوتی با ما دارن
توانایی کنترل ذهن یعنی زمان هایی که احساس و حالمون بد هست ما بتونیم به شرایط و اتفاقات زیبا و نعمت های زندگی فکر کنیم و سپاسگزار باشیم اگر چه اون نعمت ها به ظاهر و چشم ما کوچک به نظر برسن آدم اگه قدر یک ریال را بدونه قدر یک میلیارد را هم میدونه
مدیتیشن یه حالت یا روش خاصی نداره،وقتی انسان با هر روشی بتونه حال خودشا خوب کنه و خوب نگه داره داره مدیتیشن میکنه حتی با نگاه کردن به یک درخت
دلیل تمام بیماری ها فشار ذهنی ،استرس ،نگرانی ،اضطراب هست
ذهن آرام ما همان گونه که میتواند سلامت ما را تضمین کنه و از خیلی از بیماری ما را مصون نگه داره،به همان شکل ذهن متشنج هم میتونه عامل بیماری باشه
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
گام پانزدهم
مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
سوره مائده
أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ ﴿15﴾
اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى داشتید براى شما بیان مى کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است (15)
یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿16﴾
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه هاى سلامت رهنمون مى شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى برد و به راهى راست هدایتشان مى کند (16)
کلیدهای هماهنگ با قانون جهان خداوند
تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید
کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی یعنی تقوا الهی پیشه کردن
عاشق کاری که به آن علاقه دارم باشم
تمرکز بر نکات مثبت
احساس خوب اتفاقات خوب
دلیل داشتن برای انجام کار هایم
کار کردن پیوسته برای بهبود شخصیتم
آرام بودن رها بودن
شجاع و جسور بودن
رفتن در دل ترسها
مقاومت کمتر داشتن
مجری هدایت های خداوند بودن
خدا یا شکرررررررررت که مرا به این همه آگاهی در یک زمان و مکان و موقعیت عالی هدایت کردی
وقتی دنبال اصل هستی و استمرار داری که هر روز با کار کردن و تمرین کردن و زمان گذاشتن برای شناخت بیشتر خودت استوار باشی
لاجرم هدایت میشوی با قلبی بازتر با آرامشی بیشتر. با اعتماد و توکل و ایمان به خداوند
در قدم برداشتن شجاعتر میشویم
خدایا شکرت که بر اساس تعهد هر روزم پاداشهای خوبی متناسب با ایمانم با باورم با کار کردن به اندازه ای که ذهنم را کنترل کنم پاداش الهی دریافت میکنم
خدایا شکرت که هر روز ایمانم و نتایجم را بهتر و قوی تر میکنی
و تکاملی با هم و شریک شدن در لذت ها بیشتر هماهنگ شده ام
خدا یا شکرررررررررت که مرا لایق دریافت الهامات و نعمتهای الهی کردهای
خدایا شکرت که من را لایق بندگی کردن دانسته ای
استاد بینهایت سپاسگزارم
که با شما هم فرکانس بودم و خداوند دقیق دستم را گذاشت تو دست شما و گفت این پیامبر زمانت هست
کلامش را وحی منزل بدان و در مسیری که رفته قدم بگذار و جای پایش را تعقیب کن
و قلبم را باز گذاشت و آرامم کرد تا بهتر بفهمم و بهتر درک کنم کلامت را
و با قرآن کلام حق مرا در هر لحظه هدایت میکند به سر راست ترین مسیر الهی
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
استاد
خیلی آرامتر شده ام
تغییر زاویه دید م به اتفاقات بهتر شده
سعی میکنم در یه اتفاق به ظاهر ناجالب تمرکزم را بر روی نکات مثبت بزارم
تا ذهنم را کنترل کنم و ورودی مناسب به روح و جسم و افکارم و روانم بدهم
به اندازه ای که موفق شده ام نتیجه هم گرفته ام بلطف خداوند
و این نتایج هر بار ایمانم را قوی تر میکند که مسیرم درسته و با قدرت بیشتری ادامه میدهم
و هر بار با تمرین کردن و تقریباً به یک ثبات فرکانسی رسیدن ام
که هر چقدر کنترل ذهن داشته باشم
مسیرم هموارتر و زیباتر میشود
استاد وقتی میگین که شما روی خودتون کار کنید جهان بقیه کارها را انجام میدهد بخدا که برجانم نشسته
از آنجایی که من و همسرم روی خودمان کار میکنیم و نمیخواهیم در جمع ها قرار بگیریم و ورودی مناسب تر داشته باشیم
دیشب جایی دعوت بودیم به همراه خانواده همسرم
وقتی مادر شوهرم گفت با هم بریم به مهمانی
من چون فیلتر گذاشتم روی ذهنم که حتی نخواهم مکالمات دیگران را درباره قضاوت و توهین و تمسخر و تحقیر کردن کسی بشنوم و مایه خنده و سرگرمی آدمها هستند
بلطف خداوند
اصلا جهان این اجازه رو به ما ندادکه حتی هم مسیر افراد جامعه باشیم
با همسرم که تلفنی پرسیدم ما هم باید بریم
و بگفته مادر شوهرم که شنیده بودم کت همسرت گفته ما هم میایم
فقط گفت نه کنسله من کار دارم و شب هم با بچه ها باشگاه داریم و نمیتونیم بریم
بخدا که فقط میگفتم خدایا شکرت
این کاره خودته
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت همه کاره ام هستی
و من واقعا لذت بردم از اینکه نتایج را لمس میکنم در همین حد و بخودم افتخار کردم
که فرکانسهای من داره جواب میده
من تعهد داده ام که ورودی های ذهنم را کنترل کنم و تمرکزم را روی بهبود خودم بهبود شخصیتم بزارم
زمانم را برای خودم ارزش مند میدونم تا نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی را بیشتر دریافت کنم
تا آرامش الهی را دریافت کنم
و از اینکه در جمع های دیگران نبودم واقعا راضی و خوشحال وخرسندم
چون نشستم و سریال زندگی در بهشت و فایلهای دوره 12قدم را گوش دادم و لذت بردم از هدایت های الهی که من را همواره در بهترین زمان و بهترین شرایط و بهترین مکان قرار داده
خدا یا شکرررررررررت
استاد بلطف خداوند در کارهای هنری مشغول هستم و از انجامشون لذت میبرم
چندتا کار سفارش داشتم و ایده اومد برام که چندتاشون رو بدم به خواهر زاده ام که برام انجام بدهد
این ایده زمانی بود که داشتم قدم پنجم جلسه ششم را نکته برداری میکردم و این ایده بهم الهام شد
و منم گفتم چشم
حالا تا قبلش داشتم مقاومت میکردم که نه اگه من عاشق کارم هستم خودم باید انجامشون بدم
و چون فیلتر از کامنت های بچهها خیلی تاثیر گذار بوده برام خونده بودم
مقاومت کمتر شد
چند وقتی بود برای اینکه چندتا سفارش داشتم و نمیدونستم با این کارها باید از کجا شروع کنم
و کلاس آموزشی که مکمل همین کارهای هنری هست میرفتم و نصف روزم رو اونجا هستم
و باید روی دوره ها و تمریناتم هم تمرکز داشته باشم
بلطف خداوند برای جلوگیری از پراکندگی ذهنم
این ایده بهم الهام شد و
منم همون لحظه با خواهر زاده ام تماس گرفتم و پیشنهاد م را دادم و اونم با عشق قبول کرد
و دیشب وسایل را آماده کردم و براش فرستادم
تا خودپ با تمرکز بیشتری روی خودم کار کنم و
بتونم بقیه سفارشات رو با آرامش بیشتری
انجام بدهم و لذت ببرم
و کلی انرژی آزاد شد برام
از اینکه فکرم از روی حجم زیاد کار ها برداشته شد
خدا یا شکرررررررررت
من تسلیمم میخواهم مجری هدایت های ناب الهی ات باشم
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
استاد بلطف خداوند. آموزش های عالی شما یاد گرفته ام که تمرکزم را از روی منفی های دیگران بردارم و بزارم روی نکات مثبت حتی بقول شما یک درصد و این مورد را تا جایی که سعی کرده ام موفق شده ام و بخدا همون لحظه نشانه های الهی برام واضح تر شده
و از اینکه بایت نکات مثبت جهان اطرافم سپاسگزار بوده ام
خداوند در ها را باز کرده و نشانه های درست را متوجه شده ام
و باید در این اصل به ثبات فرکانسی عالی تر برسم
خدایا شکرت
“ثروت”، نتیجه طبیعی احساس لیاقت داشتن درباره کاری است که انجام می دهی و باورهای قدرتمند کننده ای نیز درباره ثروت ساخته ای؛
برای هر کاری که انجام می دهی، از خودت بپرس که چرا این کار را به این شکل انجام می دهم تا از دلیل رفتارهایت آگاه باشی؛
زندگی آگاهانه یعنی: آگاهی از دلایل پشت هر رفتار و عملکرد؛
ریشه های سلامتی جسمانی؛
رابطه ذهن هماهنگ و جسم سالم؛
اهرم رنج و لذت برای ساختن “تعهد مستمر” درباره انجام کار درست؛
قوانین خداوند برای خوشبختی ساده است. پس این قوانین ساده را با تلاش برای پیدا کردن تکنیک، پیچیده نکن؛
توانایی تشخیص اصل از فرع ؛
پرورش جسارت درونی؛
همکاری با خداوند؛
رفتار و عملکرد م باید هماهنگ با قانون باید
نمیشه که من طلوع خورشید را بخواهم ببینم بعد به سمت غرب بروم
وقتی کاری میخواهم انجام بدهم باید دلیل محکمی برای انجامش داشته باشم
با این باور که خداوند تمام اسرار نهان و آشکار را میداند
پس اگه اندیشه هایم نیک باشد احساس خوب دارم آرامش دارم و برعکسش هم هست
خدایا شکرت که در سلامتی کامل هستم
و فایلهای آرامش در پرتوی آگاهی بسیار بسیار کمک کننده هستند
که جسم من بزرگترین داروخانه جهان است
خودش اگر من خودم را قاطی ماجرا نکنم خودش را بهبود میدهد خودش مسائلش را حل میکند.
استاد این روزها چون در خواستم کرده بودم تا بیشتر در لحظه زندگی کنم و در زمان حال لذت ببرم و رها از گذشته و آینده باشم
خیلی نشانه های درست الهی را میبینم
که آرامشم بیشتر شده قلبم باز تر شده
در لحظه زندگی کردن در طول روز برام قابل لمس تر شده در حین انجام هر کاری بیشتر لذت میبرم
بخدا دیشب هنگام اتمام کارهای هنری قشنگ لمسش کردم
چون آرام بودم و لذت میبردم و در لحظه بودم
و هر بار از بودن در لحظه لذت میبرم به معنای واقعی و همین تمرینات مستمر باعث کاری شدن هدایت ها بر من میشود
وقتی آرام تر هستم راحتر الهامات را دریافت میکنم چون الهامات هر لحظه هست من باید در مدار درک آنها باشم و هر چقدر پیشروی میکنم برام ملموس تر شده با کنترل ذهنم و رهاتر شدنم با تغییر زاویه دید م به اتفاقات
با دیدن زیبایی ها و نکات مثبت و شکر گذاری
و در احساس خوب ماندگار تر شدن قلبم هم باز تر شده خدایا شکرت
استاد این جملتون خیلی برام ارزش مند بود که وقتی بخواهم حتی یه کاری که میدونم بار منفی دارد و بخواهم امتحانش هم بکنم یعنی من ضعف دارم
حالا چه مواد باشه
چه یه حرف بیخود و دروغ و تهمت و قضاوت و یه حرف به ظاهر شوخی باشه که اگه خودپ نمیپسندم برای خودم
برای دیگران هم نپسندم
در این حد هم نشان میدهد که من ضعف دارم
خدایا شکرت که مرا بخودشناسی بهتری امروز از خودم هدایت کردی
تا بیشتر به رفتارم و عملکرد م دقت کنم
که ببینم آیا این کاری این حرف و رفتاری که الان داشتم از روی ترس و شرک بود یا درست و الهی در مسیر توحید ی بود
خدا یا شکرررررررررت
خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم را برخودت واجب کرده ای
خدایا شکرت که مرا ارزشمندآفریدی
من پاره ای از وجود پاک خداوند هستم
من لایتناهی هستم
وقتی فعلا نمیدانم عشق و علاقه ام در چیست
پس از مسیری که الان در آن هستم لذت ببرم
و کار درست و با کیفیت انجام بدهم
همین الان که بلطف خداوند در مسیر هنرهای دستی هستم خیلی لذت میبرم و عاشق انجامش هستم پس سعی میکنم در کارو صادقانه و عاشقانه و درست و با کیفیت کار انجام دهم تا خداوند هر لحظه مرا به انسان های درست به مسیرهای بهتر و زیباتر و ثروت ساز تر هدایت کند
چون همه شغل ها یک پتانسیل پولسازی دارند
فقط عشق و علاقه است که ما را در مسیر درست هدایت میکند
هدف لذت بردن از زندگی است
وقتی باورهای ثروت سازم را درست و قدرتمند تر در وجودم کنم اونوقت ثروت بسراغم میآید
رزق بدنبالم میدود
معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است
هر چقدر ثرکتمدتر نزد خدا محبوبتر
خداوند منشأ و منبع اصلی نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی است
و من هم جانشین خوب خدا در زمین هستم
پس خداوند از من مشتاق تر است که ثروتمند شوم
چون از خداوند از طریق من خودش را تجربه میکند
پس من لایق ثروتمند شدن هستم
من لایق آزادی و رهایی هستم
هم خدا را میخواهم هم خرما را
میخواهم هم عشقم هم زندگی ام هم تفریح و هم لذت و هم کنار عزیزانم بودن و هم ثروت ساختن را همه با هم داشته باشم.
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
خدایا شکرت که تمام اتفاقات و انسان و شرایط و اوضاع وسیله ای برای رساندن موهبت های الهی به من
خدایا شکرت که من همواره در میان افراد درست روابط درست و موقعیت های عالی هستم
خدایا شکرت که هر لحظه هدایت مرا بر خودت واجب کرده ای
من آماده ام من اجازه میدهم که تو مرا هدایت کنی
من لایق دریافت هدایت های خداوند هستم
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 12 دی رو با عشق مینویسم
من این رد پام رو تو جلسه 3 عشق و مودت گذاشتم ولی یه حسی بهم میگفت تو فایلای رایگان هم بذارم
نمیدونستم کجا
گفتم خودت بگو خدا
یهویی دیدم من این روز رو عجیب با خدا هماهنگ بودم دائم در حال لبخند و عشق بودم
نوشتم هماهنگی این فایل اومد
تو هیچی نیستی طیبه
هیچی
هیچیِ هیچی
نه فقط تو ،هیچی نیستی، بلکه همه انسان های جهان هستی هم هیچی نیستن
این خداست که قدرتمنده و نیرومند ترین ربّ و صاحب اختیارِ هم تو ، و هم تمام انسان های جهان هستی
هیچ کس ، هیچ قدرتی نداره ، وقتی خدا بخواد برای تو کاری انجام بده ، حتی اگر بالاترین مقام هم باشه ، گوش به فرمان تو و خواسته هات میشه و چشم میگه
چون خدا داره کارهای تو رو انجام میده
اینجا نکته ریز مطلبه طیبه
گرفتی که ؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا با توجه به باورهای تو بود که دیروز و امروز کاراتو انجام داد
یکم بیشتر فکر کن
چرا توی این 6 ماه هیچ ابلاغیه ای برات نیومد از دادگاه ؟؟؟؟؟
که برای ادامه روند شکایت تابلو نقاشیت پیگیری کنی ؟
قشنگ به اتفاقات امروز دقت کن
و همه این اتفاقات فقط وصل میشه به یه چیز
اینکه خداست قدرتمند ترین و خداست که به هموار ترین شکل ممکن با توجه به باورهای تو به تو پاسخ میده
طیبه جان ،عشق دلم ، تو باورم بکن ،من هرچی که تو بگی انجام میدم
هرچی
تو تسلیمم باش ، تو به من بسپار و یاد بگیر،تو منو قدرت بدون ، نه فقط یک بار ،بلکه هر ثانیه ،از هر آنچه که باید رها باشی و هر لحظه بگذری از اینکه تو چی میخوای ، تا من برات همه چی بشم
طیبه جان دقت کردی ؟؟؟
اینو هر روز و هر لحظه و ثانیه به خودت بگو
تو هیچی نیستی طیبه
هیچی
فقیری
ضعیفی
ناتوانی
هیچی نیستی
حتی یه نقطه ،نقطه چیه ، تو یه ذره هم نیستی در برابر این همه عظمت خدا
پس قشنگ دقت کن و پیام رو بگیر طیبه
این رو باید هر روز به خودت بگی
سلام ، دیروز که رفتم کلانتری و دادسرای تجریش، که روند شکایتم رو رسیدگی کنن یه جریانشو ننوشتم
نمیخواستم بنویسم و حتی رد پای امروز رو هم تعلل کردم برای نوشتنش و امروز 16 دی هست
یعنی 4 روز بعد نوشتم
ولی حس کردم باید بنویسم تا یادم باشه که ،هیچی نیستم و حتی آدما هم هیچی نیستن و بزرگشون نکنم و شرک نورزم
امروز که قرار بود برم کلانتری ،که دیروز دیر رسیدم و مسئولی که قرار بود آدرس کسانی رو که هیچ نشونی ازشون نداشتم و نمیرفتن کلانتری تا روند شکایتم پیش بره و خسارت تابلومو ازشون بگیرم ، میخواستم برم کلانتری
صبح بیدار شدم و تمرین ستاره قطبیم رو نوشتم
تو دفترم نوشتم که وقتی رفتم کلانتری ، آدرس اون دو نفر ، رو میز هست و من حتی تصورم کردم ، که آدرس رو میزه
و خوشحالی شو کردم و میدیدم که خدا داره کارای منو انجام میده و پلیسا گوش به فرمان من شدن و برای من کارهامو انجام میدن
من با ذوقی عجیب این جریانو تجسم کردم و نوشته های دیگه رو هم نوشتم و رفتم تجریش
حالا یه چیزی یادم اومد از دیروز
قبل اذان من چون گوشی دستم نبود حرفامو تو گوگل درایوم مینویسم برای خدا اما دفترچه داشتم تو کیفم برداشتم و شروع کردم به نوشتن
و تجسم میکردم
اولش داشتم به خدا فکر میکردم و چشمم دنبال نشونه از دوست داشتن خدا بود به من ، که دیدم انگشتر یه خانم شکل بی نهایته و خندیدم و دفترچه مو برداشتم و شروع کردم به نوشتن
بی نهایت عشقت رو در این دادسرا به من نشون دادی ربّ من ، الان داشتم میگفتم که همه انسان ها نور خدای ماچ ماجی من هستن که دیدم تو انگشت یه خانم انگشتر بی نهایت هست و نور عشقت رو دیدم
نورت رو به من هدیه دادی
میدونم که اینا همه هیچ کاره هستن ،و تویی که داری همه کارهای من رو به هموارترین شکل ممکن انجام میدی بی نهایت ازت سپاسگزارم
حتی اسم منو بلند و واضح صدا میزنه و به سرعت کارهای من رو انجام میده و به نفع من رسیدگی و کارهای من هموار و به سرعت انجام میشه
خدای من سپاسگزارم ازت ماچ به کله ماهت
انقدر قلبم آرومه که میرم و برای تو با صدایی که تو برای من عطا کردی برای تو حرف میزنم
ربّ من قلبم رو برای همواری بیشتر در کارهام باز کن و هرلحظه بغلم کن ماچ ماچی ترین ربّ من خیلی دوستت دارم
خب خدا جونم تو میگی که من چیکار کنم و دست منو بگیر من آماده ام که هرچی که تو گفتی به اذن تو به زبونم جاری بشه
من هرلحظه تو رو در تمام لحظاتم حس میکنم
بی نهایت ازت سپاسگزارم ربّ من
راستی دستام سرد شدن از گرمای عشقت به من ببخش و دستمو پر از عشقت کن ربّ من دستای بی نهایت بزرگ و طلای و نورانیت رو به من بده
من این جملات رو تو دادسرا توی دفترچه ام نوشتم و داشتم میخندیدم
چند باری متوجه شدم آدما یه جوری نگاهم میکنن ،اما برام مهم نبود ، تو حال خودم بودم و با خدا صحبت میکردم و میخندیدم
دیروز که من موقع اذان دادسرا بودم ، قرآن رو خوند ، سوره زلزال بود حس کردم پیامی برای من داره ولی متوجهش نشدم
اما الان که دازم مینویسم رفتم سوره زلزال رو خوندم معنی آیات رو ، اینجوری درک کردم که
با توجه به پیام خدا برای امروز من ، که گفت تو هیچی نیستی و این باید هر لحظه یادت باشه
باید سعی کنی هماهنگ بشی با روح که جزء کسانی باشی که تو آیه 7 گفته
فَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهٍ خَیۡرࣰا یَرَهُۥ
پس هر کس به قدر ذره اى کار نیک کرده باشد آن را خواهد دید
اذان ظهر رو میگفت ، من تو دلم گفتم خدا میخوام باهات صحبت کنم، نوبتم نشده صبر کن برم ببینم اگه زیاد طول میکشه من برم نمازمو بخونم و باهم صحبت کنیم و دوباره برگردم
(وای خدای من
این جمله مو که دوباره خوندم خندم گرفت
من چقدر با خدا دوست تر شدم
وای ببین طیبه
چشمام پر اشک شد
به خدا گفتم صبر کن برم ببینم اگه زیاد طول میکشه من بیام باهات حرف بزنم و نمازمو بخونم
خدایا شکرت )
وقتی رفتم به منشی بازپرس بگم ، گفت که نه جایی نرو ، الان صدات میزنیم
اومدم نشستم و چشمامو بستم
گفتم اشکالی نداره ، مگه نمیگی هرجا باشه میشه باهم صحبت کنیم چشمامو میبندم و سوره حمد رو با معنی میخونم
واجب نیست که حتما باید وایستم و یه جای خاص این سوره رو بخونم
هرجایی باشه میشه خوند
نشستم رو به روی اتاق بازپرس و چشمامو بستم و بسم الله الرحمن الرحیم که گفتم داشتم با عشق با خدا صحبت میکردم
الحمد الله ربّ العالمین که یهویی صدام زدن گفتن بیا داخل
رفتم و کارامو که انجام دادن برگشتم سوار مترو بشم ، تو راه گفتم من نمازمو نخوندم برم تجریش بخونم
اما ببین کار خدا رو
چقدر آخه مشتاق تر از منه
وقتی این اشتیاقش رو میبینم که دوست داره بنده اش باهاش صحبت کنه در هر حالی ، میگم ببین طیبه
چقدر ساده بود با خدا صحبت کردن و تو سختش کرده بودی تو این همه سال
چقدر ساده هست همه چی
این همه تو کم کاری کردی ،اما خدا ببین چقدر مشتاقه و داره دلبری میکنه
چون یه اتفاق بی نهایت عجیب و جالب افتاد
من با عشق داشتم کل مسیرمو با خدا کیف میکردم و حواسم به هیچی نبود و همینجوری مثل دیوانه ها صحبت میکردم و میخندیدم
اصلا نفهمدیدم من دارم میرم سمت خط کهریزک
وقتی سوار شدم و نشستم ، میخواستم چشمامومثل همیشه ببندم و تا تجریش لذت ببرم از گوش دادن به فایل ها و با خدا صحبت کنم
که یه صدایی یهویی از دلم گفت داری اشتباه میری
تعجب کردم ، از خانم کناریم که نشسته بود پرسیدم، داره میره تجریش؟؟
گفت نه دختر میره کهریزک اشتباه سوار شدی
بر خلاف همیشه که اگر اشتباه سوار میشدم میگفتم چرا و …. و خودمو سرزنش میکردم
اینبار که تقریبا یک سال شده که هر موقع اشتباهی پیش اومده برم گفتم حتما یه دلیلی داشته
خندیدم و بلند شدم و رفتم پیاده شدم فقط میخندیدم
انگار منتظر بودم که دلیل این توجه نکردنم رو بدونم
همینجور داشتم میرفتم از پله برقی تا خط عوض کنم و برم سمت تجریش ، سرمو چرخوندم تا ببینم تابلو به سمت تجریش کدوم سمت راه رو هست ، دیدم نماز خونه بین دو تا خط هست
اولش گفتم من وضو ندارم خدا
آبم ندارم وضو بگیرم
حس کردم اشکالی نداره
گفتم من و تو که این حرفارو باهم نداریم
میرم تیمم میکنم
تو مسیر منو تغییر دادی تا من اشتباهی بیام این ایستگاه تا باهم صحبت کنیم
لبخند زدم و رفتم از روی دیوارای مرمری مترو تیمم کردم و نمازمو خوندم
قبل اینکه برم نجوای ذهنم میگفت حالا نماز میخونی ،اگر بری نماز بخونی وقت اداری کلانتری میگذره و باید فردا دوباره بری تجریش
اما گوش ندادم به حرفش ،گفتم اصلا مهم نیست ،خدا منو با عشق آورده اینجا ،مسیرمو تغییر داده ،جوری مدیریتم کرده که بیام اینجا باهاش صحبت کنم
بعد من برم کلانتری دنبال کارام ؟؟؟
نه نمیرم ، اول باید با ربّ خودم صحبت کنم و رفتم و تا جایی که سعیمو کردم با توجه نمازمو خوندم
این روزا دارم تمرین میکنم تو هر کاری که انجام میدم با تمرکز انجامش بدم
وقتی نمازمو خوندم رفتم و وقت اداری گذشته بود و پلیس امضا زد و تایید کرد که آدرسو بهم بدن وگفت فردا بیا ، منم برگشتم
که تو رد پای 11 دی نوشتم که برف رو گوله کردم و کلی کیف کردم با خدا تو مسیر
من از امروز صبح فقط داشتم فایل جلسه سوم عشق و مودت رو گوش میدادم انقدر ذوق داشتم
فقط میخندیدم
چون هماهنگی ذهن با روح رو داشتم یاد میگرفتم
خدایا شکرت
حتی امروز سعی داشتم تمام تمرکزم رو روی فایلی که گوش میدم بذارم و خداروشکر 50 درصد موفق عمل کردم
وقتی حاضر شدم تا برم کلانتری
یهویی یادم اومد دیروز گوشیمو گرفتن ،هم تو دادگاه، هم تو کلانتری ، بدون گوشی باید برم داخل
با خودم گفتم بذار کتاب عشق خدا رو ببرم تا وقت انتظارش بخونم
خیلی وقت بود ادامه کتاب رو که تو مصلی امام خمینی تو نمایشگاه کتاب، خدا هدایتی بهم هدیه داد ، نخونده بودم
انگار زمان ادامه دادن کتاب از صفحه ای که مونده بود ،امروز بود زمانش
من رفتم و تا خود تجریش سعی کردم آگاهانه تمرکز بذارم تو گوش دادن به فایل جلسه 3 عشق و مودت
وقتی رسیدم تجریش، پیاده یه مسیری رو باید تا کلانتری میرفتم
مسیر به قدری زیبا و بهشتی بود و درختای چنار بلند و تنومندی بودن که هم محو تماشاشون میشدم و هم گوش میدادم تا جایی که میتونستم با تمرکز ،
وقتی رسیدم گوشیمو تحویل دادم و رفتم داخل به پلیسی که دیروز برگه منو گرفته بود، و گفته بود بمونه پیش من فردا بیا کاراشو انجام بدم ،اما من قبول نمیکردم میگفتم نه از دادسرا بازپرس گفته که باید برگه دست خودت باشه
چون دیروز تو دادسرا بهم گفتن تو دروغ میگی که 6 ماه پیش رفتی کلانتری ، از کلانتری گفتن این خانم نیومده
(میدونستم که باورای محدود خودم سبب این اتفاق بود و تاخیر داشت ،چون من هنوز باورای مربوط به این موضوع رو زیاد تکرار نکرده بودم تو این مدت و دوباره الگوی تکرار شونده رخ داده بود این بار به یه شکل دیگه )
و منم از خودم دفاع کردم و سریع گفتم کی گفته من نرفتم
با چند تا نشونه که دست نوشته داشتم از پلیس نشونشون دادم که اینم مدرکمه که من اون تاریخ رفتم
و به سبب اون نمیخواستم برگه مو به پلیس بدم و میگفت تو به من که درجه دارم اعتماد نداری ؟
عجب آدمی هستی
و امروز که بهش سلام دادم گفت برگه ای به من ندادی
هیچ عکس العملی نشون ندادم خندیدم گفتم دست خودتونه
الان من آدرس میخوام
نمیدونم به شوخی گفت حرفشو یا به جدی
وقتی قیمت تابلومو پرسید، گفت چی کشیدی که انقدر قیمتشه
274 میلیون
گفتم این قیمتیه که من رو تابلوم گذاشتم ،دادگاه باید کارشناس بیاره قیمت بذارن روی نقاشی ذهنی من
وقتی شنید گفت، من تا آخر کارت خودم خسارتشو بگیرم چقدر به من میدی ؟ گفت و خندید گفت نصف نصف
من نمیتونم آدرسی بهت بدم
حتی اینم گفت که الان پرونده تو دست منه خیلی راحت میتونم بگم آدرسی یافت نشد و پرونده ات بسته بشه
منم خندیدم
تو دلم گفتم تو که هیچی نیستی قدرت دست خدای من هست ،ربّ من
تو کی هستی که بگی من
و بهش گفتم شما وظیفه دارین آدرس پیدا کنید و خیلیم راحته برای شما و بازپرس گفته و اینم برگه امضای بازپرس و بهم بدین آدرسو
همین که اینو شنید گفت آره و اینم میتونم بنویسم برای بازپرس که ما هیچ گونه آدرسی از این افرادی که شکایت کردی پیدا نکردیم
دوباره خندیدم
انگار همه چی برام عین یه بازی شده ، جدی نگرفتم، تو دلم گفتم ،من که میدونم همه کارای منو خدا انجام داده
من صبح به وضوح روی میز آدرس رو دیدم
حتی ذوقشم کردم
بعدشم باورای هم جهت با خواسته شم دارم ،چون تو این مدت دیگه باورم شده که خدا داره کارای منو انجام میده
البته به اندازه ای که در هر جنبه از زندگیم باور کردم نتیجه گرفتم
من تو دل خودم داشتم این حرفارو میگفتم
برگشت گفت تابلوت حتما گرون قیمته که اینا فرار کردن و هیچ آدرسی ندارن
باید به منم پول بدی و بازم خندید
نمیدونم شاید به شوخی میگفت ببینه من چی میگم
منم گفتم بله ارزشمنده ولی گفتن باید کاشناس قیمت بده ،همینجوری صحبت میکردم گفت من چی میگم ،تو چی میگی ولش کن تو چقدر ساده ای
چون ساده ای کاراتو انجام میدم
منم تو دلم گفتم تو کار منو انجام نمیدی که ،خدا داره کارای منو انجام میده
خودتم اگر نخوای انجام بدی ، به هیچ عنوان نمیتونی باب میلت رفتار کنی ،چون اراده ای بالاتر از اراده شمای پلیس هست که به راحتی برای من کارامو انجام میده ،حالا از دست تو انجام بشه یا از دست یه پلیس دیگه
و تو اون دقیقه ها من مدام داشتم تو دلم قوانین رو تکرار میکردم که طیبه آروم باش و هماهنگ باش با خدا
خودش اولین روزی که رفتی شکایت کنی ،بهت گفت ولسوف یعتیک ربک فترضی
راضیت میکنه ،خودش گفت
و بارها این آیه رو تو این مدت نشونه داده و آیه ای که خدا وکیل تو هست
و من توی این 10 ماه هر بار درس هایی که باید از این جریان میگرفتم رو گرفتم
دیگه حس نگرانی قبل رو ندارم خیلی آروم تر شدم
همه اش احساس میکنم دارم رشد میکنم و به همه اتفاقا به چشم درسی نگاه میکنم که قراره ظرفمو رشد و بزرگش کنه
این برای من لذت بخشه و خدا خودش کارامو انجام میده ،فقط من تنها کاری که باید انجام بدم باورای هم جهت با خواسته ام رو باید هی تکرار کنم و مهم تر اینکه رها باشم و بذارم خدا انجام بده به هموار ترین شکل ممکن
خدایا شکرت
وقتی رفت تا آدرسو پیدا کنه ،من شروع کردم به خوندن کتاب عشق خدا ، البته صبح که میومدم از پارک کنار خونه مون داشتم رد میشدم و لذت میبردم ، یهویی چشمم افتاد به دوتا درخت ،که از شاخ و برگاش یه چیزایی شبیه لوبیا اما بزرگتر اندازه 30 سانت آویزون بود از درخت
رفتم یکیشو بکنم دیدم یکیش افتاده زمین ،برداشتم
به قدری ضخیم و زیبا بود که برداشتم و محو تماشای گیاه شکل لوبیا بودم که خشک شده بود
وقتی کتابو باز کردم بخونم به اون گیاه لوبیایی هم نگاه میکردم
چقدر عجیب بود
من امروز فایل جلسه سه عشق و مودت رو گوش میدادم و استاد مثال مادر و فرزند رو زد و حتی درمورد اینکه هماهنگ بشی با روح میگفت
دقیقا تو کتاب عشق خدا تو صفحاتی که میخوندم مثال مادر و فرزند رو به یه شکل دیگه میگفت
و از عبادتی نوشته بود که منظور از جملاتش ،مثل جملات استاد در این فایل بود
که میگفت باید لذت ببری از نماز خوندن ،لذت ببری از مسیر زندگی و هم صحبتی با خدا
و استاد همیشه میگن باید رها باشی هر لحظه و هماهنگ باشی با روح
چقدر هماهنگ بود با آگاهی های دوره عشق و مودت
من بارها میخواستم ادامه کتاب رو از صفحه 48 بخونم
اما نمیشد
الان متوجه شدم چرا نمیشد من ادامه کتاب رو بخونم
زمان دریافت آگاهیاش با جلسه سوم دوره عشق و مودت بود
دقیقا مثال مادر و فرزند رو که استاد میگفت رو نوشته بود
اونجا بود که تو کلانتری فقط متحیر بودم از این همه هم زمانی
خدایا شکرت
حالا یه چیز خیلی شگفت تر
پلیسی که کارامو انجام میداد انقدر راحت و مودب و با احترام کارامو انجام داد که کلی کیف میکردم
انقدر زیبا ،انقدر با احترام صحبت میکرد که من کیف میکردم و میدونم که همه اش کار خدای من بوده ،همه اش هماهنگی ذهنم با روحم بوده که این همه احترام میدیدم
ازم پرسید فامیلیت چیه
گفتم مزرعه لی
گفت یعنی چی
گفتم ما فامیل بروسلی هستیم لی
خندید گفتم لی یعنی دارا بودن و به ترکی یعنی مزرعه دار
چقدر جالب بود من همیشه از پلیسا میترسیدم اما با یه پلیس اولین بار بود بدون هیچ ترسی صحبت میکردم
باورام داشت تغییر میکرد و دارم یاد میگیرم که هماهنگی بین ذهن و روحم رو یاد بگیرم که نشونه هاشو میدیدم
خدایا شکرت
نمیدونم چجوری این همه محبتت رو سپاسگزاری کنم
وقتی کارم انجام شد و آدرس روی میز بود
یهویی من صبح رو یادم اومد ،وای خدایا ، من اون تصویر رو داشتم تو واقعیت میدیدم
آدرس اون دو نفری که تابلومو پاره کرده بودن ،رو به روم بود ، روی میز
و من دو تا دستامو محکم مشت کردم و ذوق کردم و گفتم خدایا شکرت من اینو صبح دیدم
من این صحنه رو دیدم
این دومین بار بود ،نه صبر کن ،من این صحنه رو تا بیام برسم تجریش بارها دیدمش
بارها ذوق کردنمو احساس کردم در لحظه پایانی ،که آدرس رو میزه و من دارم میبینمش
بارها شکر کردم
ولی تو دنیای واقعی اولین باره
و من بی نهایت حس خوب داشتم از اینکه تمرین ستاره قطبی داره جواب میده
خدایا شکرت
همه اش میخندیدم ،برگشتم به چند نفر نگاه کنم دیدم خرما و شیرینی گذاشتن
صبحانه نخورده بودم رفتم بردارم ، از کیفم نایلون برداشتم چند تا خرما برداشتم و دو تا شیرینی که به خواهر زاده ام ببرم
چون خودم چند هفته شده که شیرینی و شکر رو حذف کردم
و سعی میکنم تا جایی که میتونم نخورم
وقتی برگشتم بهم گفت برو کپی بگیر از این برگه ها
وقتی رسیدم جلو پنجره ای که کپی میگرفتن
چشمم افتاد به یه نوشته
نوشته بود 9 ماه مانده
و تاریخ نوشته بود
تاریخی که نوشته بود توجهمو جلب نکرد اما نوشته 9 ماه مانده توجهمو جلب کرد
پرسیدم 9 ماه تا چی مونده خدا؟؟؟
سریع شمردم از تاریخ 12 گفتم بهمن میشه یک ماه و از بهمن شماردم
،بهمن اسفند،فروردین،اردیبهشت،خرداد،تیر،مرداد،شهریو،،مهر
12 مهر
تا 12 مهر چی قراره رخ بده
تعجب کردم
مهر؟؟؟؟!!!
مهر چی هدیه دااری برای من ، خدا ؟؟؟؟
یه حس خوبی داشتم
با اینکه نمیدونم چیه اما میدونم که خیر هست هرچی که باشه
چون مهر ماه برای من ، یادآور روزی بود که خواسته عشق سبب شد سال 1401، مهر ماه شروع به تغییر کردم
یادآور روزی بود که یه سال بعدش 1402 ،هفتم مهر ماه من در این سایت پر از آگاهی شروع کردم هر روز گوش دادم به فایلای استاد عباس منش
چی قرار بود رخ بده ،حس میکنم خدا یه شگفتانه و هدیه قراره بهم بده
هرچی خیر هست و از خدا به من برسه من به خیرش محتاجم
خوشحال شدم و گفتم میدونم همه چیز به نفع منه ،همه کارهامو انجام میدی به هموار ترین شکل ممکن
و سپاسگزاری کردم
وقتی همه کارام انجام شد پاکتی بهم داد تا ببرم دادسرا تحویل بدم و منتظر باشم تا ابلاغیه بیاد
تشکر کردم و گفت الان که میری کارات حل شد شیرینی میاریا؟ خندیدم گفت شیرینی بیار گفتم چشم شیرینی میارم
بعد از خرماها برداشتم و خوردم و رفتم
چقدر ترس های من تبدیل به شجاعت شده
خدایا شکرت
من قبلا تا پلیس میدیدم شدیدا دست و پام میلزید و تپش قلب میگرفتم ،چون بچه که بودم یه جریانی تو مسافرت رخ داده بود که خواهرم گل میچید میداد نگه میداشتم پلیس اومد گفت چرا چیدی …. از اون موقع ترس داشتم از پلیسا
اما به لطف خدا من دیگه هیچ ترسی از پلیسا ندارم
این روزا هم که خیلی آروم تر شدم
وقتی راه افتادم و اومدم بیرون کلانتری ،بلند گفتم ربّ من سپاسگزارم
عمیقا داشتم میخندیدم و تو بهشتی که پر بود از درختای زیبا ،قدم برمیداشتم و قدم به قدم خدا با عدد 74 تو پلاک ماشینا و جاهای دیگه بهم نشونه میدادکه طیبه کنارتم
طیبه مراقبتم
طیبه عشق دلم دوستت دارم
طیبه هواتو دارم
طیبه عشق و حال کن و لذت ببر از مسیر
تا خود مترو پیاده رفتم و لذت میبردم و مثل دیوونه ها میخندیدم و صحبت میکردم
چقدر خوشحالم که حتی دیگه توجهی به مردم ندارم که یه وقت خنده منو ببینن بگن دیوونه هست
طیبه دو سال پیش کجا و طیبه الان کجا
هرچی پیش میرم دیگه طیبه دو سال پیشو نمیشناسم
من دیوونه خدایی شدم که داره هر لحظه برای من برای عشقش دلبری میکنه
وقتی رفتم و رسیدم خونه
رفتم نون باگت و همبرگر گوشت گرفتم آوردم با عشق برای خودم درست کردم و خوردم
چقدر لذت بخش بود
جدیدا سعی دارم وقتی غذا هم میخورم تمرکز بذارم فقط روی غذا خوردن و گلبول های سفیدم و کد های سلامتی که دارن میرن گلبول های سفیدمو بغل کنن و یه انفجار عظیم نور عشقِ خدا به کل بدن ارسال بشه و سلامتی کد بندی بشه
چقدر قشنگ میبینم این حس عشق کد سلامتی و گلبول های سفیدمو
حتی رقص و عشق و حال و بالا پایین پریدناشونم میبینم که از شدت عشق لپای گلبولای سفید قرمز و صورتی شدن
وای چقدر میخندنن
از این میگم میخمدن که من دارم الان میخندم
چون حاصل عشقی که دریافت کردن و دارن میخندن ،انقدر عظیم بوده که سبب لبخند عمیق همین لحظه من شده
پس تجسم ها به سرعت داره رخ میده
و کد های سلامتی کد بندی میشن به سرعت نور ربّ من
خدایا شکرت
بعد از ظهرخواهرم بعد از هفته ها اومد خونه مون
نمیخواست بیاد داخل ،گفتم بیاین یکم بشینین میرین
همین که اومدن سریع از یخچال همبرگرارو برداشتم و سه تاشو کنار گذاشتم که بهشون بدم
اولش نجوای ذهنم گفت بهشون نده گرفتی خوردی این چند تا رو نگه دار بعدا میخوری
اما گفتم نه ذهن من ساکت باش من دوست دارم سه تاشو بدم به خواهرم و خواهر زاده ام
عجیب تر اینکه رفتار خواهرم جالب تر شده بود و همچنین رفتار خودم
از وقتی دوره عشق و مودت رو خریدم و تا جلسه سه گوش دادم رفتار برادرم که فردای اون روز به کل تغییر کرد
خواهرمو ندیده بودم ،تو فکرم این بود که من چون با خواهرم هیچ وقت جوردر نمیومدم میخواستم رفتار خواهرمو ببینم
و امروز که دیدمشون ، نمیدونم همه اش آرامش ازش میگرفتم ،یه حس خاصی بود و خوشحال بودم که داره جواب میده تمرینات دوره عشق و مودت
و من تمرین کردم که مثل خدا باشم اینکه هماهنگ باشم با روحم تا خود به خود همه چی رخ بده
من چقدر عاشق این جمله شدم
وقتی میگم حس آرامش عجیبی بهم میده
و میخندم
خدایا شکرت
امروز من بی نهایت پر بود از ربّ ماچ ماچی من در لحظات زندگیم
باهم قدم زدیم
باهم حرفای عاشقانه زدیم
بهم گفت دوستت دارم
من گفتم عشق دلم ربّ ماچ ماچی من منم دویتت دارم
بهم گفت کاراتو به ساده ترین ،به هموار ترین شکل انجام میدم به تکرار باورات ادامه بده و نشونه هاش رو هرلحظه ببین
باهم خندیدم و لذت بردیم
منو تو نور عظیمش با عشق بغل کرد و روی شونه هاش نشوند
و کلی زیبایی های دیگه
که امروز لذت بخش ترین روزم در این بهشت خدا بود
بهشت چه جای قشنگیه
همیشه فکر میکردم بهشت یه جاییه که هیچ وقت نمیتونم ببینمش
اما من دیگه چند وقته دارم هر روز تو بهشت خدا قدم برمیدارم
بهشتی که پر از انسان های خوب و مودب هستن و با احترام
بهشتی که پر از پرنده های باحاله و حیوانات زیبا
بهشتی که پر از حس خوب و عشقه
بهشتی که حتی آب و هواشم انقدر ملایم هست که دیگه تو سردترین روز ها هم سوز هوارو حس نمیکنم
حتی اتاقمم هوای بهشتی پیدا کرده
من تا زمستون و پاییز پارسال
از مهر ماه تا اسفند ماه کنار پنجره اتاقم کلی بالش و چیزای پشمی میذاشتم که سرما به اتاقم نیاد
چون خونه مون شرقی غریبه ،اتاقم ، تابستونا شدیدا گرم میشه و زمستونا شدیدا سرد
امسال به طرز شگفت انگیزی من فقط با یه پتوی مسافرتی شبا میخوابم و گاهی اوقات پتوی پشم گوسفند رو میکشم روم
چند روزیه که در تعجبم با اینکه از کنار دیوار باد سردی میاد اما هیچ اثری روی بدنم نداره
وقتی ریز تر شدم و به دلیلش فکر کردم
دیدم آره یه دلیل داره
وقتی من تجسم میکنم و چشمامو قبل خواب میبندم و میبینم خدا بی نهایت دستان عظیمش رو میاره کنار تخت خوابم تا من رو ببره روی شونه هاش بنشونه و حتی شبا من تجسم میکنم و قشنگ میبینم که روی شونه هتی پر نور خدا جامو میندازم و رو نور نرم و گرمش میخوابم و انقدر گرمه که پر از عشقه
و من بدون پتو رو شونه هاش تا صبح میخوابم
من این تجسم رو از روزی که تمرین ستاره قطبی رو شروع کردم انجام میدم
جوری شده که با چشمای بازم میتونم ببینم
به قدری واضح میبینمش که وقتی تجسم میکنم اصلا حواسم به دمای بیرون نیست
وای خدای من
تو چقدر خوبی ربّ من
من که اصلا تو اتاقم نیستم که بخوام سردم بشه
الان که دارم مینویسم عمیقا گریه میکنم
و عمیقا گرمای خاصی تو قلبم حس میکنم
خدای شکرت
من هر شب رو شونه های خدام
من تو این جهان هستی نیستم که از دیوار کنار تختم و از پنجره سرما رو حس کنم
خدایا شکرت
هر روزی که میگذره بهشت رو دارم بیشتر حس میکنم
خدایا شکرت
که امروز انسان هایی شدی برای من ، که به من در همواری کارهام از طرف تو کمک کردن و دستی بشن از دستان تو
سپاسگزارم از اینکه به راحتی آدرس رو روی میز گذاشتی
سپاسگزارم از اینکه انقدر برای تو ارزشمندم که داری هر لحظه هدایتم میکنی ، انقدر ریز هدایتم میکنی که کمکم میکنی تا دریافت کنم و شاخکام تیز باشه
و بی نهایت سپاسگزارم به خاطر همه چی
به خاطر این اشک مر از عشقی که از سر شوق عشق و لبخند حاری میشه و لبخند رضایت به لب دارم
شکرت
تو بی نهایت بی نظیری ربّ من
بی نهایت شکرت بی نهایت سپاسگزارم از بی نهایت عشق بودنت ربّ من
ماچ به کله نورانیت
ماچ به نور عظیمت
ماچ به بزرگی و عظمتت
ماچ به قدرتمندی و تنها ربّ ماچ ماچی خودم
خیلی دوستت دارم خیلی میخوامت
مرسی که هستی و قلبمو آروم میکنی
برای تک تکتون ،برای استاد عزیز و مریم جان شایسته ،برای همکارانتون الهی که نور خدا به شکل ،ثروت و نعمت و فراوانی و عشق و شادی و سلامتی و آرامش در زندگیتون جاری باشه
خدایا شکرت
دوستتون دارم
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم طیبه دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی بهت تبریک میگم چقدر قانون رو خوب درک کردی و خوب اجرا میکنی کامنت شما عالی پر قدرت باتجربه های خوب پر انرژی وفوق العاده است دوستان خوب وثابت قدم مثل شما در این سایت الهی نعمتی هستند که ما در هر لحظه احساس مون رو خوب و چیزهای زیادی میتوانیم از شما یاد بگیرم امیدوارم همیشه مثل ستاره های آسمان بدرخشی ونتایج خوبی را دریافت کنیدو ما هم لذت ببریم از نتایج خوبت
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام
ببخشید
به نظرتون فایلها روی سایت طوری بزارین که تنظیمات کیفیت را بشه خودمون بزاریم بهتر نیست؟؟
مثل یوتیوب و سایتهای که این قابلیت تنظیم دستی کیفیت درحال مشاهده دارند
اگه اینطور بشه خیلی جذاب تر میشه
و راحتی و آزادی عمل بیشتر میشه
آفرین، چه خوب گفتی…
اتفاقا من می خواستم بگم اون روش قبلی که با دو تا کیفیت متفاوت میذاشتن خوب بود
دیدم شما نظر بهتری دادین
همین که یک فایل باشه و برای دانلود و یا تماشا، بشه کیفیتش رو تنظیم کرد، خیلی بهتره.
این فایلو دیدم حجمش بالاس و کیفیت متوسط هم نداره، فقط فایل صوتیش رو گوش دادم.
ولی اگر کیفیتش قابل تنظیم می بود و با حجم پایین تر قابل دانلود بود، حتما ویدئوشو دانلود می کردم.
سلام استاد وقتتون بخیر و سلامت باشید
لایو با موضوعات و نکات خوب ، سپاسگزارم
استاد خیلی عالیه که برای سلامتیتون تصمیم به تغذیه ی گیاهی گرفتید
اما کنسروها دارای مواد نگهدارنده و افزودنیهایی هستند که بتونن ماه ها قابل خوردن باشن
در واقع ضررشون بیش از نفعشونه
مواد تازه خیلی بهتر و بدون ضررتر هستن
درباره گیاه خواری من چند سال قبل انجام دادم
ولی پس از مدتی دچار ریزش موی زیاد و کمبود مواد معدنی شدم
بدن ما به گوشت هم خیلی نیاز داره
و من پس از اون دیگه هیچوقت سراغ چنین رژیم هایی نرفتم
افرادی که چنین رژیمایی دارن خیلی باید مراقب میزان مواد بدنشون باشن
معمولا کمبود ویتامین ب ۱۲ پیدا می کنند افراد گیاه خوار که خطرناک هست برای بدن و مغز
روایت هم هست که البته صحتش رو صد در صد که نمیدونم ولی بیشتر از ۴۰ روز نباید خوردن گوشت ترک بشه و درسته لوبیا و حبوبات پروتئین دارن ولی جایگزین گوشت نمیشن
موادی مثل کینوا ، جوی دو سر ، برنج قهوه ای هم دارای مواد خوبی هستن برای گیاه خوارها
و افراد گیاه خوار باید بیش از افراد عادی از میوه ها سبزیجات و … استفاده کنن تا کمبودهای بدن جبران بشه
اما در نهایت توصیه من بعنوان کسی که تجربه کرده اینه از همه نعمتهای خداوند استفاده کنیم ولی بصورت درست و اصولی
که بدنمون از هر لحاظ تامین بشه
برای یک دوره پاکسازی بدن از سموم ،خوبه مثلا یکی دو ماه ، خام گیاه خواری ، اما برای طولانی مدت ،
بدن دچار کمبود مواد معدنی پروتئینی خواهد شد
استاد بزرگم ، من میبینم خیلی از دوستان و اعضا یک تصور اشتباهی دارن که دوست داشتم اینجا بهش اشاره کنم
من قبل از شما ، هم اساتید دیگری داشتم و منم این تصور اشتباه را قبلا داشتم
فکر میکردم که هر کاری استادم میگه و انجام میده منم باید پیرو او باشم
و تازه بعضی افراد هم یه حرف اشتباهی میزدند که بیشتر ما رو به اشتباه مینداخت
میگفتن که خضر ع استادِ موسی ع بود و گفت باید هر کاری من میکنم تو هیچی نگی و نپرسی و بیای با من …
و حالا شما هم باید در رابطه با استادتون مثل موسی و خضر باشید
که این تصور متاسفانه در زندگیم منو دچار اشتباهات وحشتناکی کرد که هنوزم چوبشو میخورم.
ولی بعدها هر چه جلوتر رفتم و استادهای مختلف را دیدم
دیدم که اصلا نباید هر چه او گفت و هر کار کرد من بپذیرم
بلکه خدا هم بمن عقل داده و هم قرآن داده که خط کش و میزان ماست و هم هدایتم میکنه که این هدایت شخصی واقعا بمن خیلی زیاد بیش از حد کمک کرده تو زندگیم .
و اصلا نباید پیرو هیچکسی باشم .
زیاد سوال میشه چرا استاد اینکارو کرد چرا اونکارو کرد
تو این لایو گفتید من برای هر کاری که میکنم دلیل دارم
خوب جواب به همه سوالات دوستان اینه : استاد با شیوه خودشون حالا هر چه هست طرز فکر ، هدایت ، عقل و منطق ، شیوه های نتیجه گیری و ….
به این طرز فکر و سبک شخصی رسیدن
اما تو یک انسان متفاوت هستی و تو میتونی خودت از خداوند هدایت بخواهی که در هر مساله چه کاری درست تره …
الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
۱۸ زمر
قرار نیست هرچه شنیدیم . تبعیت کنیم
قرار است همه سخنان را بشنویم بعد تفکر کنیم بعد با قران بسنجیم بعد از خداوند هدایت بخواهیم و بعد بهترین سخن را پیروی کنیم
من هم با همه ارادتی که به شما دارم و بسیار بسیار از شما آگاهی آموختم و همچنین از اساتید قبلیم
اما در هر مساله خودم مراحل بالا رو طی می کنم
و پیشنهادم به همه دوستان اینه ،برای اینکه بیهوده ذهنشون درگیر چراییِ خیلی مسائل نشه
هیچ وقت از کسی بت نسازن و به هر کسی حق بدن که جوری که خودش فکر کرده درسته زندگی کنه
چون بالاتر از خدا که نداریم
خدا انسانها رو ازاد گذاشته به شیوه ای که فکر کردن درسته و خوبه زندگی کنن و در نهایت خودشونم مسئولیت صد در صدی عواقب اعمال و افکار و تصمیماتشونو به عهده بگیرن که نتیجه هرچی شد چه دنیا چه اخرت پای خودشونه
ما امدیم که بیاموزیم و رشد کنیم و گذر کنیم … نه اینکه مقلد باشیم صرفا
از همه نکات و اگاهی های خوبتون سپاسگزارم استاد
در پناه حق باشید
سلامی به زیبایی خداوند تقدیم به استاد گلم و دوستان هم فرکانسیم و خانم شایسته ب حق گرامی
متشکرم انسان بزرگ ک هر وقت حالت خوبه میای جلو دوربین و حال خوبت رو با ما شریک میشی.💖
استاد متشکرم ازت ک اینقد خوب با لایو هاتون با سریال زندگی دربهشت و محصولاتتون باعث میشید ک ما بخایم و بهمون بربخوره ک ثروتمند و سعادتمند بشیم..
بله دقیقا همینه استاد جانم زندگی لذت بردن از لحظه است نه دنبال پول بودن و روزشماری کردن و انتظار کشیدن برای فلان اتفاق یا چیز خاص..
زندگی یعنی اینکه الان اومدم سایت ببینم استاد لایو گذاشته و از چهره زیبا و پیرن و کلاه زیبا لذت ببرم..لذت ببرم از اینکه شب تمپا چقد فوق العادس..
استاد اونجایی ک حرف از اسکله شهید رجایی شد ی لحظه بغضم گرفت..بازم برام یاداوری شد حسن ببین این بشر از راننده تاکسی بودن و زندگی در یک خونه سیمانی در بندرعباس الان کجاس😍❤😍❤💖💖
این بشر یه ادمیه مث خودت فقط تونسته ذهنشو کنترل کنه فقط تونسته در لحظه زندگی کنه و مقاومتش هاش کمتر کنه و باورهای عالی بسازه و ارام ارام چرخ زندگیش روغن کاری بشه و هی پیشرفت کنه هی ب هدفی برسه انگیزه بگیره برا هدف بعدی و هی هدف بعدی و الان ک خداروشکر همه چییییز توزندگیش داره..فقط به واسطه ساختن باور های خوب و عالی..چون کل اتفاقات کل اتفاقات زندگیمونو ما با باورهامون میسازیم پس اگ بخایم باورهامون عوض کنیم باید ذهنمون رو کنترل کنیم باید تقوا داشته باشیم..
استاد با این لایو خدا از زبان شما بهم یاداوری کردو گفت ک ارام باشم خونسرد باشم بیخیال باشم از لحظه ام لذت ببرم..و یاد اوری کرد ک خوشبختی رسیدن ب ی نقطه خاص نیس زندگی لذت بردن از هر لحظه است..چون وقتی اینجوری باشیم دست خدارو برای هدایت باز میذاریم و بقول شما ایده ای بهمون میده ک نتیجش خییییلی بزرگتر از کساییه ک کاریی رو بصورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی را دریافت نمیکنند..
میخام بهم بربخوره ک فقیر و ضعیف باشم میخام بهم بربخوره ک نتونسم تقوا داشته باشم..میخام از تک تک لحظه هام لذت ببرم و باورهای عالی بسازم مقاومت هام کم کنم پامو از رو ترمز های زیادی ک دارم بردارم تا ماشینی ک با برخورد ب تضادم گاز خورده حرکت کنه و پیش بره تا بتونیم چیزهای دلخواهمون رو خلق کنیم..😉😉
بله استاد جان من دقیقا همینه تمام مشکل ما اینه ک نمیتونیم این چیزایی ک از گذشتگان شنیدیم و رها کنیم و پا در مسیر جدیدبا باورهای جدید بذاریم..ما نمیتونیم با باورهای محدود کننده ای ک از پدران ما ب ارث رسیده نتایج جدیدبگیریم.بلکه با باورهای جدید نتیجه متفاوت میگیریم😍😍
بله استاد عشق من مارایت الی جمیلا تمام باور های عالی حضرت زینب رو میرسونه ک چقد با دیدمتفاوت ب قضیه نگاه کرده و امام حسینی ک ب ارزوش رسیده وگرنه میتونس مث برادر بزرگش امام حسن بیعت کنه..باید نگاهمون رو از گذشتگان ک منطق نداره و دلیل خاصیم نداره و هیچ کمکی ب ما نمیکنه برداریم و وارد مسیر صدق بالحسنی بشیم..
دقیقا همینطوره استاد جان من باید دنبال چیزی باشیم ک بهش علاقع داریم بعد مسیر جدید تو دل کار گفته میشه و ب سمتی هدایت میشیم ک عاشق اون شغلیم و خلاقیم و ذوق و شوق داریم در اون کار🌻🌻
هرتضادی در جهان باعث پیشرفت و گسترش میشه مث بیماری..بقول استاد خدامیدونه ک چقدر علم پزشکی پیشرفت کنه چقد بدن ما مقاوم تر بشه در برابر بیماری ها..ما فقط باید اروم باشیم و نگران نباشیم تا بدنمون کارش رو انجام بده این موضوع در مورد همه چیز صدق میکنه چون همهههههههه چیز ب کنترل ذهن برمیگرده💖☺💖☺
پس بیایم با کنترل ذهنمون و تمرکز ;;اگاهانه;; روی نکات مثبت و کنترل ورودی ها و ساختن باورهایی قدرتمند کننده در مسیرجدیدی حرکت کنیم ک همه چیز بصورت طبیعی وارد زندگیمون بشه دقیقا مث استاد😘😘
خدایاشکرت بخاطر حضور من در این سایت الهی و بودن در کنار استاد گرانقدرم و بچه های عزیزم ک هدفمون ساختن باور های عالیه تا سعادت دنیا و اخرت نصیبمون بشه همونطور ک نصیب استاد و هرکس ک از قانون استفاده کنه شده💖💖
از خانم شایسته گراااامی بی نهایت سپاسگزارم بابت وقتی ک میذارن و باااعششششق بخش دانلودی سایت رو نظم میبخشن خداااااقوت💖💖💖💖
در پناه الله وهاب شادباشید و ثروتمند در دنیا و اخرت.😍😍😍
سلام به برادر عزیزم
از کامنت بسیار قشنگتون ممنونم
واقعا چه زیبا گفتین ،،خوشبختی رسیدن به یه نقطه ی خاص نیست ، زندگی لذت بردن از همین لحظه است ….
واقعا همینه ☝
در پناهش شاد و سالم باشی
سلام دوست همفرکانسی من
خداروشکر ک من بااین کامنتم دستی شدم از دستان بی نهایت خدا برای یاداوری نکته ب شما…فقط خداکنه این حرفا ب حرف نباشه چون ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است..
متشکرم ک ب کامنتم پاسخ دادید❤❤❤
بهترین ها رو برای شما و برای همه دوستان ارزو دارم..😍😍مطمعنم اگر ماهم از قانون ب درستی و اونجوری ک استاد میگه عمل کنیم لاجرم خوشبختی دنیا و سعادت نصیبمون خواهد شد…شهسواری عزیز یادمون نره ک اگ استاد تونسته پس منو توام و بقیه دوستانم حتما میتونیم.💖💖💖💖💖فقط و فقط باید مقاومت هامون رو کم کنیم فقط باید ترمز هارو بشناسیم و اونارو برطرف کنیم تا نعمت ها بصورت کاملا طبیعی وارد زندگیمون بشن..چون جهان با برخورد ب اولین تضاد خاسته مارو میفهمه..
.شاد باشی و ثروتمند.
ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﺭﺣﻤﺘﺶ ﺑﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺵ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ.
سوره لقمان،
وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ الشَّیْطَانُ یَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِیرِ
ﻭ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﻨﻴﺪ ، ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻴﻢ ] ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻳﻢ ، ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ . ﺁﻳﺎ [ ﻛﻮﺭﻛﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ] ﻭ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺑﻪ ﻋﺬﺍﺏ ﻓﺮﻭﺯﺍﻥ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﺪ ؟
🍁 ما میخواهیم از باورهای غلط ذهن و باورهای قدیمیه گذشتگانمون رها بشویم یا واقعاً جدی نیستیم؟!
، باید متعهدانه روی خودمان کار کنیم .
یعنی باید بهاصطلاح با خودموت خلوتی بکنیم، ببینیم که واقعاً میخواهیم زندگیمون تغییر کنه؟ میخواهیم از باورهای محدود کننده آزاد بشویم؟
برای این کار باید اول اعتراف کنیم که فکرها و باورهای ما، سرتاسرِ ما را پر از درد کرده، نه دیگران .
این قبول و اعتراف، خیلی مهم است که ما بتوانیم روی خودمان کار کنیم،وخودمون رو مسئول شرایط و اتفاقات زندگیمون بدونیم،
وبعد با دقت و تمرکز ،مثله نوزادی که به این دنیا میاد،و فقط یه مدت به دنیای اطرافش گوش میکنه،وذهنش خالیه از هر تعریفی از اتفاقات و تجربه ها و…ما هم،به صحبت های استاد بدون قضاوت گوش کنیم،و تمرینات و عمل کنیم،همونطور که استاد چندبار گفتند این حرف ها رو وحی منزل بدونیم،وبعد نتیجه ها خودش ثابت میکنند که این جهان چه سیستمه باقانون و منظمی هست که توسط خداوند به درستی و عدالت اداره میشه،و این اختیار و به ما داده تا زندگیمون رو هرجور که دوست داریم خلق کنیم،
ومهم ترین چیزی که به دست میاریم آرامش درونی ،آزادی،وانگیزه هست،که مارو در مسیر رسیدن به اهدافمون حرکت میده،
خداروشکر میکنم که هدایت شدم به این سایت،و اینقدر این آگاهی ها نامحدود هستند که،هرروز که میگذره،بیشتر میدونم،که هیچی نمیدونم،همه چیز خداست،و جواب همه ی سوالات و میده،چون خودش بهترین راهنماست،بهترین راهگشاست،
وفقط میخواد ما ایمان بیاریم و بهش اعتماد کنیم،احساسمون با شکرگذاری وتوجه به زیبایی ها بهتر باشه.
جایگاه ما اینجاست،که باور بسازیم و خلق کنیم و خداوند بزرگ این بستر و این فضا رو برای ما آماده کرده،سفره ای که پهنشده و هرکس هراندازه که میخواد میتونه استفاده کنه و به شرط قانون بهره ببره.
خدایا شکرت
وچقدر این لایو کوتاه و مفید بودو استاد چقدر مفصل سوالات رو پاسخ میداد،
من عاشق سبک شخصی ایشون هستم که برای خودشون زندگی میکنند،هر جور که راحت هستند، و حرف مردم و نظر مردم،براشون مهم نیست و نیازی به تایید و توجه دیگران ندارند
واین از عزت نفس بالای ایشون هست.
وخداوند به ایشون پاداش داده،چون خدارو باور دارند،چون به قانون عمل میکنند،چون شاد هستند،نگاه زیبا دارند،توکل دارند،رها هستند،
شجاعت دارند،اعراض میکنند از ناخاسته ها،وبه شدت به خط قرمزهاشون پایبند هستند.
وبی شک این حاصله خیلی تلاش وکنترل ذهن هست،وشناخت بهتر قوانین،و ادامه دادن به سمت بهتر شدن شرایط،تا بی نهایت..
استاد عزیزم سپاسگذارم از اینکه انرژی خوبتون و به ما هم انتقال دادین،
خانم شایسته ی عزیز،سپاسگذارم از تغییرات عالی که در فایلها،در حال انجام دادن هستید
وسپاسگذارم از دوستانی که با کامنتهاشون واقعا در قلبم جرقه ای روشن میکنند.
ودر انتها،
با خدا باش و پادشاهی کن👑
الهی و ربی من لی غیرک
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که امروز و هرروز دربست منتظر منه تا ازش هدایت بخوام و به طرفه العینی پاسخ رو واضح میفرسته. این خدایی که من جدیداً بعد از 38 سال زندگی از نو دارم می شناسم خداییه که قبلا خونده بودم ولی تو ذهنم حک نشده بود، حسش نکرده بودم «فإذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب. اُجیب دعوَه الدّاع إذا دعان». شاید باورتون نشه حتی بارها باهاش گریه هم کرده بودم. انگار روحم می دونست که این آیه فوق العاده رفیع و عظیم الشأنه. خیلی عاشقانه است. خیلی جلادهنده است ولی واسه ذهنم منطقی نشده بود. چشمم هنوز نمودهای عینیش رو تشخیص نداده بود.
ما تو فیزیک می بینیم که نور مرئی فقط درصد بسیار کوچیکی از امواج الکترومغناطیس رو تشکیل میده. بازه بسیار کوچکی از طیف وسیع فرکانسهایی که وجود داره. ولی متاسفانه تا چیزی در محدوده نور مرئی قرار نگیره باورش نمی کنیم.
بنده خدا اون گرمای آتیش هم جزء امواج مادون قرمزه پس انرژیش هست. بمب اتمی امواج گاما تولید میکنه که هر جسمی رو پودر میکنه. حتما باید دستت تو آتیش بسوزه یا اشعه لیزر سوراخت کنه یا با بمب اتم خاکستر بشی که بفهمی هست؟
قبول کن وقتی چهارتا دانشمند بهت میگن طیف انرژی فراتر از این حرفاست که با چشمت بتونی ببینی یا با گوشت بشنوی.
قبول کن وقتی خدا بهت میگه من همیشه بغل گوشت حتی نزدیکتر از رگ گردنت هستم. صداتو می شنوم. تمام آنچه درون سینه ات میگذره درک می کنم.
اینا رو که میگم با خودمم.
عمری قرآن خوندی چی فهمیدی ازش؟ درس خوندی فیزیک خوندی چرا ربطش ندادی به مفاهیم زندگیت؟ چی نزدیگتر از فیزیک به زندگی و روح و قوانین جهان هستی؟
الهی شکر. الهی بی نهایت شکرت که به واسطه استاد عزیزم داره چشم و گوشم باز میشه. داره درکم نسبت به همه چیز واضحتر و آسانتر میشه.
امروز با خودم گفتم نکنه من هدف درستی رو در 12 قدم امسالم ست نکردم و نکنه معلوم نیست به کجا قراره برسم؟
آخه تنظیم ساعت خواب و ورزش منظم که به نظر زیادی ساده و پیش پا افتاده میاد. با خودم گفته بودم این دوتا رو درست کنی هدف های شغلی و مالیت خودبخود هم بهت گفته میشه هم توش پیشرفت میکنی تا آخر سال. ولی امروز شک کردم نکنه زیادی به خودم ساده گرفتم؟
توکل کردم و قرآن رو باز کردم. گفتم بهم بگو و میدونم که دقیق بهم میگی در مورد علاقه ام که اصلا چی هست و باید برای تبدیل علاقه ام به فعالیت اقتصادی و کسب درآمد چکار کنم.
ببین چی اومد: سوره غافر آیات 17 و 18 تا 33
الْیَوْمَ تُجْزَىٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ ۚ لَا ظُلْمَ الْیَوْمَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿١٧﴾
من اینگونه ترجمه کردم: هر نفسی به اندازه آنچه که کسب کرده باشد پاداش دریافت می کند. یعنی نفست رو پرورش بده آگاهیهات رو بالا ببر تا خودت بهبود شخصیتی پیدا کنی نه اینکه دعا کنی یا کار و تلاش کنی یا منِ خدا تعیین کنم چقدر بهت پاداش بدم. هرچقدر خودت رو بیشتر بسازی پاداش بیشتری دریافت میکنی.
که این دقیقا آموزه های استاد هم هست. استاد دقیقا همیشه میگن به اندازه ای که روی خودت کار می کنی نتایج میاد.
هدایت شدم بعد از قرآن به این فایل که نشانه امروزم بود. دقیقا دیدم استاد در جواب سوالی که کسی پرسید نمیدونم علاقه ام چیه گفتن تو حالا شروع کن هرچیزی رو که کمی دوستش داری. بعد که تکاملت رو طی کردی توی راه بهت گفته میشه. انگار استاد تو چشمای من نگاه کرد و اینو به شخص من گفت. انقدر دقیق و واضح. الهی شکرت!
و این دقیقا کاریه که داشتم انجام می دادم. دارم کارهایی انجام میدم که دوستشون دارم ولی شیفته و دیوانه شون نیستم و دارم پول هم میسازم ولی هی ته دلم میگم نه این اونی نیست که تا آخر عمرم بخوام انجامش بدم. الان متوجه شدم که فعلا همین فرمون برو جلو و هی نگرانش نباش. بعدها بهت گفته میشه چکار کن.
حتی یه سوال دیگه ام هم جواب داده شد. یکی پرسید دوتا علاقه دارم چکار کنم استاد جواب دادن ترکیبشون کن و خلاقیت به خرج بده و از خلاقیتت پول بیشتری بساز. الله اکبر دیگه داشتم روی ابرا پرواز می کردم. حتی تا ظهر یکی دو تا ایده هم به ذهنم رسید.
برگردیم به آیه. خدا میگه به کسی ظلم نمیشه و خدا سریع حساب و کتاب میکنه و پاداش رو میده. تاخیری توش نیست. حتی میگه الیوم یعنی همین امروز پاداشت رو دریافت می کنی. الله اکبر از اینهمه دقت و عدل. یعنی وقتی خودت نخواستی و نجنبیدی پس پاداشی هم در کار نیست. اونی که بهتر عمل کرده طبق عدل خداوند همین امروز داره پاداشش رو دریافت میکنه.
همون حرفی که استاد میزنن که به محض این که پات رو از رو ترمز برداری ماشین به جلو حرکت خواهد کرد بلافاصله.
من متوجه شدم که سعیده جان فعلا خودت رو بساز و در مسیر بهت گفته میشه قدمهای عملیت رو در چه جهتی برداری که نتیجه اش بشه پاداش. غصه نخور نگران هم نباش. 38 سالته که باشه. هیچوقت برای شروع دیر نیست.شاید قراره الگویی بشی واسه کسایی که از این سن میخوان شروع کنن. قرآن هم تایید کرد که هدفت درسته و واسه الانت مناسبه.
حالا بماند که آگاهیهای بسیار عالی دیگه هم در فایل لایو استاد بود که یادداشتشون کردم و با خودم هی تکرار کردم. مثلا در مورد سلامتی. یا عزت نفس و دوست داشتن خودم.
آیه 18 می فرماید
وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَهِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ کَاظِمِینَ ۚ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ یُطَاعُ ﴿١٨﴾
و آنان را از روز نزدیک بیم ده، آن گاه که [از شدت ترس] جان ها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربانی و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد!
اولا که ستمکار رو با غم و اندوه و همچنین ترس در یک جمله کنار هم آورده. اینها بقول ادبیاتیها آرایه ادبی مراعات النظیر دارند با هم. مکمل و معرف هم هستند. علت و معلول هم هستند.بعد هم اینکه گفته اگر ستمکار باشی چون خودت این شرایط رو واسه خودت خلق کردی هیچکس توانایی شفاعت تو رو نداره. حتی پیامبر هم نمیتونه شفیع امتش باشه. هیچ دوست مهربانی هم نخواهند داشت. آخه کدوم آدم احمقی میاد خودش رو بندازه تو فرکانس بدبختی توی ستمکار که شبیه تو بشه. نه کسی کنارت میمونه و نه کسی شفاعتش پذیرفته میشه. این اصل اصل مطلبی هست که استاد همیشه میگن ما مسئول و تنها مسئول زندگی خودمون هستیم.
الهی شکرت بابت انتخاب استاد خوبم. استاد سید محمد عرشیانفر شنیدم جایی گفتن یکی از نشانه های عزت نفس بالا اینه که استادت بهترین استاد باشه. از هر کسی آموزش نگیری. با اینکه ایشون رو هم دوست دارم و قبولشون دارم ولی انتخاب اول و آخرم بعنوان استاد راهنمای زندگی بعد از قرآن استاد عباسمنش هستن. چون به نحوی ساده و سلیس و واضح مفاهیم عمیق قرآن رو بیان می کنن (به علت درک عمیق خودشون از قرآن) که نمیتونی نفهمی. مگر اینکه در قلبت مرضی باشه به قول قرآن.
این بود تجربه امروز من از اعتماد به نشانه ام. در اینجا انشای من به پایان رسید.
به نام خدای مهربانم .
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر با این پروژه فوق العاده و همه دوستان همفرکانسی در این سایت بهشتی .
روز پانزدهم
الهی شکرت
در خصوص کنترل زهنمون واقعا هر چی صحبت بشه بازم جای کار داره چون همش تکرار این اصل که در ما اون تمرکز
ایمان را زنده نگه میداره هر چی را بتونم زنده نگه دارم همین کنترل کانون توجه همش مراقبت از روحمون همانطور
که به خوردنمون این همه وسواسیم به غزای روحمون هم باید همواره خوراک بدیم اونم به صورت مداوم و همیشه
خوراک زهن مهمتر از خوراک جسمه واقعا وقتی فکرت به هم ریخته باشه با همین بی توجهی هر چیزی را به خوردش
بدیم خروجی افتضاح میشه افکار پیوسته منفی ادم را فلج میکنه انگاری دیگه نمیتونی حرکت کنی تورو نگه میداره
در احساس بد و اگر نتونی بیرون بیای خیلی اوضاع بدتر میشه به قول استاد عزیزم افتضاحتر میشه برات
شورو شوق و اشتیاق به هدف با اهرم خیلی خوب کار میکنه باعث زنده شدن مسیر میشه که بتونی حرکت داشته
باشی که اکثر اهداف خواسته هامون از تداشته هامون هست که خودش در ما انگیزه سوخت حرکتی به وجود میاره
با تضادهامون حالا اون تضادها اگر در مسیر درست باشیم نعمت میشه اگر در مسیر نادرست باشیم برای بدبختی
یک موضوعی که برام خیلی واضح شد استادم در مورد اینکه اگر در مسیر درست باشی ادمهایی دستانی میان که تورو
در مسیر بالاتر ببرنت کمکت میشن و اگر در مسیر نادرست برعکسش میشه خیلی این مهمه که یادمون باشه
اگر ادمها شرایط به ضرر و یا نفع ما میان تو مسیرمون شاخکامون تیز بشه که تو کدوم مسیر هستیم که بتونیم
اصلاح مسیر کنیم احساسمون که دیگه فانوس راهمون هست که کدوم وری داریم میریم خدارو شکر برای این
اگاهی ها
باید همیشه با خودم مقایسه کنم به یک روز قبلم یک ماه یک سال قبلم مقایسه کنم خودم رو تا دچار رقابت
با دیگران نشم و تمرکزم را بیشتر به سمت کارم که در ان حالم خوبه عشقمه خسته نمیشم انجام بدم حالا منی که
هم به فروش املاک علاقه دارم به ساخت هم علاقه دارم ترکیب این دو فکر میکنم خیلی عالی میشه بیشتر منو به
وجد میاره چون هر دوش را دوست دارم کلا من تو یک چند مسیر شغلی بودم یهو ناخوداگاه افتادم تو املاک
و اینم کلی تکامل داشت از مسیر سایتم که قبلا با برادرم شراکتی کار میکردم یک روزی بهم گفت همه کاره منم دارم
کارهای سایت انجام میدم تو هیچی نمیفهمی از مارکتینگ و انلاین و اینا منم همون شب گفتم پاکش کن دیگه
نمیخام با شجاعت این کارو انجام دادم یکم استرس بود ولی انگار ایمانه میچربید به این کارم که با هدایت خودش
سایت شخصی دارم همه کارها صفر تاصد دست خودم هست همه ایده های سایتم هدایت بوده و هست کلا
خودش اسم سایت برام انتخاب کرد الهامات میومد من محتوا تولید میکردم و الان خدارو شکر صفحه اول گوگل جزو
سه چهارتای اولم در منطقه خودم این اگر شجاعت تو دل ترس رفتن نبود هنوزم باید خودمو سرزنش میکردم
که چرا سایت نداری خودت رییس نیستی تو کارتو ازین حرفها این تجربه من بود در مورد شجاعت تو دل ترس
رفتنها یکم خدارو شکر از قبل بهترم بهترم میشم اینم تکامل داره خوب خیلی هست این شجاعتها که بعدش الان
در چهارچوب قانون قرار میدی میفهمی که چقدر درها باز شدن وقتی اقدام کردی من یادمه با پاهای تو گچ
خودم رانندگی کردم از شمال تا تهران جلسه گزاشتم برای قرارداد باعث شد اون جلسه دو بار انجام بشه که دو بار با
همون شرایط گچ و اینا از رانندگی تا نوشتن قرارداد انجام داد خدا جسارتشو به وجود اورد برام من فقط حرکت
کردم اون قراداد ویلایی بود در زمان خودش برکت و نعمت خوبی داشت برام اصلا یک بینگ بنگی بود یادم
میاد خودم کیف میکنم تازه اون زمان کمی از این مباحث میدونستم با یک استاد دیگه بودم که از طریق خندیدین
تکنیک رسدین به حال خوب کار کردم فقط قانون احساس خوب اتفاقات خوب قشنگ خودش را نشون داد که
جسارت حرکت شجاعت باعث نتیجه میشه خدا کارها را انجام میده
در مورد عزا داری منم چند سالی است که دور شدم وقتی که درک عمیق کردم انگار قول و زنجیرها ازم باز شد نفس
راحت کشیدم چون درکش کردم چه مزخرفاتی به ما خوروندن من همیشه از اول محرم تا خود روز عاشورا همش
اهنگهای شاد گوش میدم اصلا این شده جزو شخصیت من همسرم هم اوایلمقاومت داشت در این روزها ولی
با استمرار من عادی کردن قضیه فقط دید شنید اونم همراه شد باور کرد اینا چرندیات هست من
کلا نماز و یک سری کارهایی که مسلمانا انجام میدن را کلا گزاشتم کنار و فقط به یکتا پرستی روز اوردم
به سبک خودم با خدای خودم عشق بازی میکنم خدارو شکر استاد را خدا فرستاد مارو از این جهلی که
درش بودیم بیرون اورد خدا تورو برای من و ما همه نگه داره از جنس شما زیاد بشن در جهان تا جهل
شرک پاک بشه جهان شادتر زیباتر بشه هر روز
الهی شکرت یک روز دیگه تونستم با لطف و مرحکتش بنویسم
تا روز بعدی خدا نگهدارتون
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این جمع بهشتی
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این دنیای متفاوت
این چند روزه باز بیشتر به این درک رسیدم که
این جمع و این اگاهی ها و این طرز تفکر و این
صحبت هایی که اینجا میشه چقدرررررررررر متفاوته و چقدررررررررر اصله
بیشتر به این درک رسیدم که دلیل بدبختی و خوشبختی انسان بستگی به مشرک بودن یا توحیدی بودنش داره
امروز تجربه ای رو دیدم از یک شخصی که توی ذهنم خیلی محترم بود و هست اما این رفتاری که نشون داد از خودش خیلی …..
اینکه قدرت رو داد به رییس فلان بخش و دست پاچه میرف اینور و اونور ، پیش خودم گفتم رضا قضاوت نکن تو که درون این شخص نیستی ،شاید این رفتارش فقط برای ادای احترام و ادب و رسم مهمان نوازیه ،
گفتم خدایا منو ببخش که قضاوت کردم و بعدش از فکرش اومدم بیرون ، یه چند دیقه نگذشته بود که اومد یه مشورتی از من گرف و یه جمله ای گف که فهمیدم نه قضاوتم اشتباه نبوده ، صد البته که اصن درست نیس قضاوت کنیم کسی رو ،اما برای درک بهتر قانون و دلیل نتایج خوب و بد هر شخص رو از روی این رفتارها خیلی بهتر متوجه میشیم و کمک میکنه به درک قانون .
اومدم بعدش یه نفس کشیدم و موهای تنم سیخ شد از این شررررررکی که دیدم و گفتم خدایا شاید یه سری جاها یه شرکهایی صددرصد توی وجودم هست ،اما اینکه قدرت رو از تو بگیرم و بدم به یکی دیگه به صورت واضح ،هرررررررگز
استاد همون حرفی که میزنی ، اینکه اگر به این نیت رابطه برقرار میکنید که این شخص ممکنه یه جایی به دردتون بخوره ، این خوده خوده خوده شرکه
الهی صد هزار مرتبه شکرت که با تمام وجودم سعی میکنم که در مسیر توحید حرکت کنم
الهی صد هزار مرتبه شکرت که انسانهای نازنین
مثل فرشته هایی از سمت تو دارن همه کار برام میکنن
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت رزق و برکتی که توی زندگیم جاری ساختی
الهی صد هزار مرتبه شکرت بابت روابط سرشار از عشق با عزیزانم
کل داستان همینه
سپاس گزاری بلدی ؟؟؟
اره بلدم یه نکته کلیدی دیگه بگو!!!!!!!!!!!!!
کدوم نکته ی کلیدی ؟؟؟
چی و بلدی ؟؟؟
سپاس گزاری و بلدم !!! ععععععع افرین
حالا چقد داری تمرینش میکنی ؟؟؟
رضا چقد داری تمرین میکنی سپاس گزاری رو ؟؟؟
چقدر بابت داشته هات سپاس گزاری
چقدر از اینکه خداوند داره کارهارو انجام میده و واقعا داره همه کس میشه برای تو همه کار میشه برای تو چقدر سپاس گزاری ؟؟؟
بله به اندازه ای که سپاس گزاری خداوند داره این کارهارو برات انجام میده
از خودم همیشه میپرسم که الان که یه یه هفته ای هست که توی شرایطی هستی که میخواستی و یه پیشنهاد کاری خوب در حوزه علاقه مندیت اومد و شرایط اماده سازی برای مسابقه از دل هیچ و ….. و با شخص نازنینی که همکاری و داری کار میکنی و راضی هستی از این شرایط و این فرد نازنین ، اگر که این فرد همین الان با تو قطع همکاری کنه ،چه حسی داری ؟؟؟؟
به خداوندی خدا استاد درونم یک قدرتی بیداره و جوابی که داذم به این سوال این بود که صددرصد خداوند برنامه بهتری برام داره ، جوابم به این سوال حتی یک درصد حتی یک ضره نگرانی توش نیست ، حتی یک ضره ،
چون من از اول مسیر رو درست اومدم ، این و اون کیلو چند ؟؟؟
من مگه از خدا نخواستم ؟؟؟
مگه خدا همه ی این کارهارو برام انجام نداد ؟؟
مگه من بیخیال مسابقه برای دوره پیش رو نشده بودم و به اصرار این شخص نازنین که همه کار داره میکنه تا برسم به مسابقه دوباره برنگشتم ؟؟؟
ایا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟؟؟
ایا این حس قدرت ایا این اشکایی که از سره عشق به پروردگار جاریه با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
این طرز تفکر درست و توحیدی با چه چیزی قابل مقایسست
اینکه خداوند داره هر لحظه توی گوشت میگه که از تک تک لحظاتت لذت ببر ، رمز اینه
با چه چیزی قابل مقایسس این گفتگوی درونی که سرشار از ارامشه
این قوت و قدرتی که خداوند به من عطا میکنه برای انجام کارهام و مسئولیت هام اونم با عشق و با روحیه سپاس گزاری با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
اینکه خداوند اسانم کرده برای اسانی ها با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
اینکه من جزو عده ی قلیلی هستم که محرم این اسرار شدم با چه چیزی قابل مقایسس؟؟؟
پروردگار تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
بله ثروت نتیجه ی طبیعی عشقه
ثروت نتیجه ی طبیعی طب تکامله
ثروت نتیجه ی طبیعی کار کردن روی باورهاس و باورها به محض یک درصد تغییر ، شرایط زندگی یک درصد تغییر میکنه
ثروت خوده خداونده
همه چیز انرژیه و انرژی خوده خوده خداونده
مگر از زندگی چه میخواهی که در خدایی خدا یافت نمیشود ؟؟؟
اون مشتریه
اون حال خوبه
اون عشقه
اون امیده
اون شوروشوقه
اون تعهد و اراده برای انجام کارهاست
اون انگیزه و اشتیاقه
اون مالک اسمانها و زمینه و من جانشین اون
اون همه چیزه
چرا من باهاش حرف نزنم ؟؟؟؟
چرا بهش وابسته نشم تا از هر وابستگی که بهم ضربه میزنه منو جدا نکنه؟؟؟
من تنها اومدم و تنها به سوی اون برمیگردم
چرا هر لحظه ازاد و رها نباشم ؟؟؟
چرا تمام وقتمو باهاش عسق بازی نکنم ؟؟؟
اومدم توی این دنیا که چیو درست کنم ؟؟؟
چی خرابه ؟؟؟
چی سره جاش نیست ؟؟؟
مسئولیت کی جز خودم با منه؟؟؟
به غیر از تجربه ی عشق چه کاری توی این دنیا دارم ؟؟؟؟
خدایا منو تسلیم و پاک و صالح و موحد بپذیر و در بهشت ابدی با دوستانت داخل گردان
خدایا بهترین هارو دردنیا و اخرت نصیب من کن که تمام بهترین ها برای توست و تو دست و دل باز و بخشنده خارج از فهم محدود من
خدایا قلبم رو همواره باز و پذیرای دریافت این اگاهی ها گردان و کمک کن تا عمل گرا باشم به این قوانین
خداوندا هدایتم کن همواره به راه انان که به انان نعمت دادی نه کسانی که برانان غضب نمودی و نه گمراهان
خداوندا من بدون تو در کنترل ذهنم عاجز و ناتوانم ای قدرتمند و توانا به انجام هر کاری تو کمکم کن
خداوندا یادت رو همواره و در هر لحظه در دلم جاری کن و منو خودت به خودت نزدیکتر گردان
خداوندا کمک کن تا با تمام وجودم شرکخای وجودم رو پیدا کنم و به سمت توحید حرکت کنم و خودم رو از قید و بندهای شرک رها کنم
خداوندا تنهااااااا تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .