این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-51.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-10 03:37:382024-11-08 05:09:47live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درشروع کسب وکار بایدببینیم به چی علاقه داریم و کاری رو شروع کنیم که احساس خستگی نکنیم یعنی کارو زندگیمون یکی بشه اینطور نباشه که به اجبار کاری رو شروع کنیم که فقط منتظر روزهای تعطیل باشیم و چون دیگران رو دیدیم که از این کار ثروت مند شدن فکرکنیم فقط راه ثروت مند شدن اینه که ماهم اون شغل رو داشته باشیم .پس نبایددرشروع نگاه کنیم ببینم چه شغلی بیشتر درامد داره بلکه ببینیم ما علاقمون توی چی هست. اون موقع هست که میتونی از علاقه ات پول بسازی. باور خوبی که من براخودم ساختم در کسب و کارم اینه که برای همه چی مشتری هست وتو هرچه ارزش کارتو بیشتر بدونی مشتری بیشتری هم سمتت میاد.
توی این مسیر باید روی هدایت های خداوند حساب باز کنیم و بدونیم که اگه ما بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و وعدهای شیطان که همان نگرانی ها و ترس ها و کمبودهاست رو بشناسیم و در عوض روی هدایت های خداوند توجه و تمرکز داشته باشیم کسب و کارما رشد میکندوبدانیم
خداوند همیشه سمت خودشو انجام میده و این ماهستیم که باید بتونیم سمت خودمون رو به درستی انجام دهیم.
خداروشکر من از کاری که ده سال شروع کردم کاملاراضیم و علاقه خاصی به کارم دارم.از اینکه دارم از علاقه ام پول میسازم لذت میبرم.
اوایل در کارم که قانون رو نمیدونستم وباورهای خوبی در مورد ثروت نداشتم فروش بالایی هم نداشتم و گاهی خیلی خسته میشدم و اما این سالها که با قوانین اشنا شدم و تمرکز رو روی خودم و کارم گذاشتم رشد بسیار عالی داشتم به لطف خدا و فایل های شما استاد عزیزم
کلیدی که توی این فایل من دریافت کردم این هست که عاشق کاری باشیم که داریم انجام میدیم وقتی عاشق اون کار باشیم با انرژی وجودمون یکی میشیم گذر زمان رو احساس نمیکنیم تشنگی و گشنگی رو نمیفهمیم و مطمئنا وقتی ارزشی رو خلق کنیم ثروت ها که یک نمودش پول و درآمد هست به دنبال ما میاد.
برای هر کاری که انجام می دهی، از خودت بپرس که چرا این کار را به این شکل انجام می دهم تا از دلیل رفتارهایت آگاه باشی؛
زندگی آگاهانه یعنی: آگاهی از دلایل پشت هر رفتار و عملکرد؛
قوانین خداوند برای خوشبختی ساده است. پس این قوانین ساده را با تلاش برای پیدا کردن تکنیک، پیچیده نکن؛
وقتی روی جریان هدایت حساب می کنی، زندگی ات هدفمند می شود زیرا یکی از مهم ترین دلایل هدف نداشتن آدمها این است که جریان هدایت و حساب کردن روی آن را از یاد برده اند. به همین نسبت نیز آنها امکان پذیری خواسته های خود را با امکانات کنونی خود و حساب کردن روی عقل انسانی خود می سنجند. در نتیجه، به محض اینکه خواستهای در وجودشان شکل می گیرد، به جای حساب کردن روی هدایت و برداشتن اولین قدم، درگیر «چگونگی» می شوند و از آنجا که نمی توانند «چگونگی» را از دل مهارت ها، توانایی ها یا امکانات آن لحظه خود بیرون بکشند، داشتن آن خواسته برایشان غیر ممکن به نظر می رسد و انگیزه های آنها در همان نقطه شروع، خاموش می شود.
حساب کردن روی هدایت، شامل همه ی موارد زندگی او می شود:
از کارهای روتین و معمولی روزانه تا موضوعات اساسی که ظاهرا عقبه ای از دانش، تخصص و مهارت را نیاز دارد؛
از انتخاب نوع غذای روزانه تا برنامه ریزی برای رشد کسب و کار؛
از انتخاب مسیر رفتن به سر کار تا شیوه های بازاریابی و جذب مشتری و…
هدف 12 قدم، ساختن شرایط دلخواه در زندگی آنهم از مسیر هموار است. به اندازه ای که دانشجو به آموزه های این دوره عمل می کند، “حساب کردن روی هدایت” در وجود او نهادینه می شود و مجری ایدهها و راهکارهایی می شود که بر اساس خواسته هایش به او الهام می شود یا به شیوه های مختلف به سمت آنها هدایت می شود. به همان میزان نیز، مسیر خلق خواسته هایش هموار می شود چون وقتی مجری هدایتهای خداوند می شوی، روی شانه های خداوند می نشینی و از مسیر رشد و بهبود شخصیت خود لذت می بری. سپس این رضایت درونی، به شکل روابط عالی، شغل مناسب، درآمد کافی، کسب و کار پر رونق، ایده های کارآمد، سلامتی جسم و روان و … مرتبا در زندگی شما هویدا می شود تا هر بار شما را به رضایت درونی بیشتر برساند. همکاری با خداوند یعنی پیروی از هدایت های الهی
خیلییییی این مطالب رو خوب تونستم درک کنم
من و همسرم توی قدم 7 دوره 12 قدم هستیم و دقیقا این نوشته ها برام آشنا بود
این روزا من و همسرم مادام در مورد اعتماد به خدا و هدایت خدا حرف میزنیم و اینکه حس میکنیم مادام روی شونه های خداییم و دریافت میکنم نعمت هاشو
الان که هدف از 12 قدم رو توی سرفصل خوندم فهمیدم اععععع پس اینطور باید پیش میرفت و اگه ما توی این حالتیم یعنی توی مسیر درستیم و ادامه بدیم
الهیییی شکرررت
استاد منم این حس رو دارم که ضعف هام و ترس هام بهم برمیخوره و با خودم میبندم
وقتی توی این گام در موردش گفتین بازم برام آشنا بود
چون میدونم و درک کردم که گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
من این جملات رو میفهمم دریافتش میکنم و دارم آگاهانه سعی میکنم توی عمل ازش استفاده کنم
سلام به همه ی خونواده ی عزیزم.استاد عشقم و خانم شایسته ی نفسم
توی ایام محرم هستیم.و ازونجاییکه دارم روی دوره های استاد عشقم و فایلهای رایگانشون و روی توحید و یکتا پرستی خودم کار میکنم تصمیم گرفتم این واقعه محرم و اقدام حسین بن علی رو هم توسط قوانین بدون تغییر خداوند (که برای تمامیه انسانهای قدیم و حال و اینده این قوانین بدون ذره ایی تغییرو تقلب هستند.)بررسی کنم.اینو از استاد عزیزم یاد گرفتم ک تمامیه مسائل و اتفاقات رو توسط سیستم جهان بسنجم.
دوستانی هم که احساس میکنن دارم ب ادیان اجدادشون توهین میکنم لطفا نخونن.چون این نظر شخصی منه و من با بررسی قانون به اینها رسیدم.
منم یکی مث تمام این ادمایی که مقید به حسین و ابولفضل وعزاداری ها و تمام این مسایل دینی مذهبی هستن،بودم.از عزاداری گرفته تا شرکت و کمک توی حسینیه ها و مساجد و شرکت در نذری پختن خانواده م وحتی نخندیدن بعنوان احترام ب این ایام عزاداری گرفته،تا شب بیداریهای شبهای قدرو قران سر گذاشتن و های های گریه کردن ها صرفا برای اینکه دل ائمه برام بسوزه و وساطت منو پیش خدا بکنن و گناهانم بخشوده بشه یا حاجت روا بشم.اره منم تا خرخره توی این عقاید مذهبی اجدادیم بودم.
اما از وقتی که (خداروشکر خداروشکر خداروصدهزارمرتبه شکر)با استاد عشقم اشنا شدم و قانون جهان خداوند رو فهمیدم و درک کردم دیگه هر چیزی رو با قانون بررسی میکنم وتوی قران دنبالش میرم.و الان هم میخام بت شکنی کنم بت خدایی به نام حسین بن علی رو که توسط خانواده ام و پدران و اجدادم برای من ساخته و تحمیل شده رو بشکنم.(اره حسین بن علی برام خدا شده بود و خواسته هامو بجای خداوندم ازون میخاستم.)شکستن باورهای بت پرستانه ایی که برای من و همه ی ما ایجاد شده:
مثلاباور گریه وعزاداری برای حسین بن علی گناهان رو پاک و دل هارو صاف و بهشتی میکنه. گریه و عزاداری در این ایام برابر با ۱۰ تا حج زیارت کردن است و هزاران داستان دیگه برای تشویق ب عزاداری و گریه.که این باور باعث میشد زمانهایی که در مساجد و عزاداری ها گریه ام نمیگرفت و گریه نمیکردم و حالم خوب بود حسم از خودم بد بشه.از خودم بدم بیاد که ببین راضیه تو چقدر گناهکاری و گناهانت زیاده که باعث سیاه و سنگ شدن قلبت شده که حتی نمیتونی یک قطره اشک بریزی.تو برده ی شیطان شدی که حالت خوبه و برای این غم بزرگ گریه نمیکنی!!!
یا باور اینکه به حسین و ابولفضل متوسل شو که خدا ببخشتت.و یا حاجتتو بهت بدن.یا شفا عنایت کنن.(وااای خدای من)این باور اجداد و پدرانمون که دیگه تتتتتته شرکه.شور شرک رو دراورده.اخرشه.
بست انداختن ب ضریح ها مث ضریح رضا در مشهدو بقیه ی ائمه و امامزاده ها وحتی نوادگانشون که توی ایران ماشالله پره ازین نوادگان و امامزاده ها(بابا من چی دارم میگم اینا که بماند ملت حتی میگردن قدمگاهها رو هم پیدامیکنن و ازون قدمگاه حاجت میخان، سلامتی میخان، بخشش میخان). شرکه واضح توی روز روشنه.
دستمال کشیدن به ضریح و سنگ و در و دیوار حرم ها و الم هایی که توی دسته ها میچرخونن برای متبرک شدن دستمال. بعد اون دستمال رو با خودشون همه جا میبرن که محافظشون باشه.(اااااااای دااااد ازین همه شرک).
اصلا کسی فک کرده که این گاو و گوسفند و شتری که نذر حسین و ابولفضل میکنن برای حاجت روا شدن حرام هستن؟این حیوانات نذری که به اسم و نیت کل ائمه مخصوصا حسین و ابولفضل قربانی میشن و باهاشون غذا نذری درست میشه طبق آیه ی قران ،ب نام غیر خدا قربانی شده حرامه گوشتشون.بری از هرکی بپرسی که اقا این قربونی برای چیه میگه نذر اقامون امام حسین.اون یکی میگه برای حاجت روا شدن از امام حسین اگه اقا قبول کنن،این یعنی قربانی ب نام غیرخدا و حرامه.خب اگه برای خدا میبود که توی روزای معمولی قربونی میکردن و به نیازمندان میدادن یا خودشون میخوردن و لذت این برکت خدا رو میبردن و شکرگذاربودن.
میان پیاده روی راه میندازن از ایران ب کربلا و بعد وقتی ازشون میپرسن چرا تصمیم به این کار گرفتن طرف میگه نذر کردم اگه اقامون امام حسین، قبول کنه.یا این جمله ی معروف که من غلام اقامم و من کنیز اقامون حسینم اگه منو ب غلامی و کنیزی قبول کنن.
اقااااا اینا شررررک مطلق هستش.
خب حالا همه اینا یکطرف میرم سراغ داستان کربلا وحسین و اتفاقاتش که با قانون خدا بررسیش کنم.
قانون جهان میگه هر اتفاقی توی زندگیت توسط فرکانسیه که ارسال کردی.طبق باورهاییه که تو داری.ما توانایی کاملی بر خلق زندگیمون داریم.جهان ساخته شده تا یک دستگاه مبدل باشه برای تبدیل فرکانسهای دریافت شده به اتفاقات و شرایط هم سنگ و هم اساس با باورهاو فرکانس وکانون توجه ما.اگه اساس فرکانس ارسالی ما کمبود باشه نتیجه ش اتفاقات و تجربیاتیه که به کمبود می انجامه.اگه فراوانی باشه نتیجه فراوانیه بیشتره ،اگه شادی و حس خوب و ارامش باشه اتفاقات ارامشبخش ترو شادی بیشتره.اگه نگرانی یا ترس یا نفرت باشه هم اتفاقات ناخوشایندی که نگرانی و ناراحتی و نفرت بیشتری داره برای ما رخ میده.سیستم خداوند آینه ی اعمال انسانهاست(باورها و فرکانس ارسالی و کانون توجه)وبه باورها و افکارشون واکنش و پاسخ میده.حالا اگه انسان در مدار درست باشه فقط خوبی و نعمت وفراوانی ونیکی و خیر وارد زندگیش میشه.و اگه درمدار درستی نباشه سختی و بدبختی و خیانت و بدی و دشمنی و کمبودمیبینه.پس طبق این قانون هیچکس هیچکس هیچکس نمیتونه به کسی ظلم و بدی کنه وبهش اسیب و صدمه بزنه و اونو در رنج و سختی قرار بده مگه اینکه خود اون شخص ب این چیزا توجه کرده باشه و فرکانسشو فرستاده باشه.
کسی نمیتونه بهمون ظلم کنه این خودمونیم که داریم به خودمون ظلم میکنیم با باورهامون، با بی ایمانیمون، با بی توکلیمون ،با ترس و نگرانیمون، خودمون رو توی مداری قرار میدیم که بلا سرمون بیاد.خداوند به پیامبربارها میگه در قران:چون تو وصلی به منبع(توکل به خدا)اونها هرگز نمی توانند به تو زیان برسانند. چون تو به خداوند ایمان داری هر بلایی که خواستند سر تو بیارند سر خودشون اومد.چون تو توی مدار اونها نیستی.(ایه۱۱۳ سوره نسا:اگر فضل و رحمت خدا شامل حالت نبود گروهی از آنها قصد داشتند گمراهت کنند اما جزخودشان راگمراه نکنند و هیچ زیانی به تو نرسدو…).کسی که توکلش به خداونده،خداوند راه گشای اون میشه حالا هر چقدرهم که بقیه تلاش کنن بهش ضرر و زیان برسونن.اون اگه باور داشته باشه به خداوند و اگه باورنکنه که دیگران میتونن بهش ظلم کنن اون ظلم هارو دریافت نمیکنه.هر جایی که ظالمی هست مظلومی هم هست. در نبود مظلوم ظالمی بوجود نمیاد.کسی که میبینید داره بهش ظلم میشه اون هم خداوند رو باور نکرده.کسی که داره بهش ظلم میشه به غیر خدا قدرت داده.درمورد داستان محرم هم خیلیا حسین و خانواده اش رو مظلوم میدونن که خب اگه امام حسین اینی که اینها روایت میکنن بوده باشه حسین و خونواده ش انسانهای ضعیف و بی ایمانی بودند که بهشون ظلم و خیانت شده.بعضیام میان میگن که امام حسین موفق بوده و پیروز شده با اینکارش و اسلامو قران رو زنده نگه داشته،اوکی فرضا این قبول، پس چرا عزا؟چرا ناله و گریه؟چرا دلسوزی و غم؟چرا برای پیروزشدن ،اینجور مراسم های عزاو نوحه و گریه؟که بازم بنظر من اسلام و قرانی که به یک آدم بند و وابسته باشه بسیار سست و ضعیف و پوشالیه اما همه ما خیلی خوب میدونیم که قران و اسلامی که در قران گفته شده (تسلیم خداوند بودن) بسیار قدرتمندو بدون تغییر و بی نیاز از هر بنده ایی است و خداخیلی عالییی از قرانش و اسلامش محافظت میکنه بی نیاز از هر حسین یا محمد یا هر انسان دیگری…
حالا،داستان کامل محرم رو(سفر حسین ب سمت کوفه و پاپس کشیدن مردم کوفه از بیعت کردن با حسین(خیانت) و ازونطرف هم محاصره شدن توسط لشکر دشمن. فرارتعداد زیادی از لشکریان خود حسین(خیانت) بصورت شبانه هرچندبا اجازه ی خود حسین و دیگه بعدشم شروع جنگ و قتل عام شدن توسط دشمن)همه ما خیلی خوب میدونیم.
طبق قانون بدون تغییر و بدون تقلب خداوند تمامیه این اتفاقات، فرکانس ارسال شده ی خود حسین بن علی و خونواده ش بوده.خودشون اینجور توجه و باور و فرکانسی رو ارسال کردن که اینجور توی سختی افتادن و برای به خداو آزادی رسیدن زززجر کشیدن و جونشون گرفته شد.یاد مثال استاد در قدم اول ۱۲قدم میوفتم که برای رسیدن به خواسته (حالا میخاد هرچی باشه،مالی،سلامتی،رابطه ی عاشقانه با خداوند،روابط با انسانها و غیره)مثال جاده هایی رو میزنن که یکیش آسفالت و مستقیم و در آرامش و زیبایی با شنیدن صدای زیبای پرندگان حرکت میکنی و به خواستت میرسی.یه مسیرهم پر صخره و سنگ و حیوانات درنده و تپه ها و کوههای سخت پیماوجود داره که باید جووونت دربیاد و زجر بکشی تا به خواستت برسی.از نظر من مسیر به خدا رسیدن،به آزادی رسیدن حسین بن علی از مسیر دومه بوده.چرا هیچکدوم از پیامبران(که بنظر من توحید و یکتاپرستی و خداشناسی در زندگینامه اونا (که در قران کامل و واضح اومده)خییییلی بیشتر گواهه،خیلی واضحتره،خیلی بیشتر قابل دیده)اینجور مسیری رو برای توحیدشون انتخاب نکردن؟!!!!!جالبتراینجاست که اصلا از حسینی که شیخا و آدمای الان ازش حرف میزنن و روایت میکنن اصلا توی قران نیومده چون خود خدا میدونسته برای آیندگان همین قرانش و خودش کافیه همونطور که انیشتین رو ،استاد عباس منش رو ،مابچه های سایت رو،ایلون ماسک رو،و خیلی انسانهای دیگه رو حتی ترامپ رو هم داره طبق فرکانسهاشون ب طرق مختلف هدایت میکنه ونیازی به فرستاده ی دیگه ایی نیست واسه همین به پیامبر و انسانها گفته حجت رو برای شما تمام و کامل کردم.آیا استاد عباس منش این مسیر توحیدویکتاپرستی رو اومد از قتل عام شدن حسین فراگرفت یا چسبید به قران و اصل قانون و توحید رو فهمید؟؟؟کدومش؟خود خدا برای هدایت انسانها کافیه،مثلا یکی مثل انیشتین درسته قران رو نمیشناخته اما خداوند اون رو هم به طرق متفاوتی هدایت کرده و به باورهای توحیدی خیلی خوبی رسونده.
اون بالاجایی که گفتم خداوندراه گشامیشه و نمیذاره بهت آسیب برسونن اگه بهش توکل کنی و ایمان داشته باشی،اصلا توی داستان سفر حسین بن علی به کوفه دیده نمیشه،اگه به خداوند ایمان و توکل میداشتن راهشون نه تنها باز میشد بلکه نیروهای کمکی خداوند از همه جا براشون میومدن، به جای سلاخی شدن. براشون از طرق بی نهایت خداوند،راه باز میشد.از دستان بی نهایت خداوند، براشون کمک میرسید.
اقا مگه خدای حسین بن علی و خونواده ش همون خدای حضرت محمد نیست که در جنگ، پرندگان و باران سنگ رو برای کمک به لشکریان حضرت محمد فرستاد.دقت کنین پرنده نه حتی انسان(دیگه تا این ححححد دستان بی نهایت خداوند وجود داره الله اکبر،دیگه شمافکرشو بکنین)!!!.
مگه خدای حسین بن علی همون خدای ابراهیم و اسماعیل نیست که برای ابراهیم آتش رو گلستان و برای رفع تشنگی اسماعیل(در نوزادیش)در بیابان چشمه آب شیرین جاری کرد؟!!!
خدای حسین بن علی همون خدای یوسف پیامبریه که وقتی به دوستش در زندان متوسل میشه برای آزادیش ،زندانش طولانی تر میشه(شرک) وزمانی که یوسف میفهمه خطاشو دست به توبه میبره و بلافاصله از زندان آزادو عزیز مصر میشه، اونم از چه دستی از دستان خدا؟؟؟خواب دیدن پادشاه مصر*،یعنی خدایی،این دست خدابرای آزادی یوسف رو داشته باشین.میخام بگم دستان خدا فقط آدما نیستن که!!!باد و خاک و آتش و انسان و حیوان و هرچیزی در جهان،برای ما دستان خداوند میشوند اگه ایمان و توکل داشته باشیم.(تازه بماند که چقد کائنان معبد برای خار و ضایع کردن و کشتن حضرت یوسف نقشه کشیدن اما وقتی توکل وتوسل فقط فقط به خداوند باشه حتی نمیتونن ذره ایی بهش نزدیک بشن و بهش صدمه بزنن و حتی نمیتونن به یک تار موش آسیب برسونن.و بیشتر هم خودشون رو ضایع و سرنگون کردن و هر بار مردم بیشتری به یکتاپرستی ایمان میاوردن)
اقا مگه نمیشدزمانی که حسین و خونواده ش توسط یزید تهدید شدن مثل حضرت محمد هدایت بشن به راه و مکان و مسیری که یزید حتی نتونه ببیندشون؟؟؟مثل هدایت حضرت محمد به غارو تنیده شدن تارعنکبوت و لونه ساختن پرنده دم غار.یا چرا راه دور میریم مثلا هدایت شدن استاد عباس منش به سفرو مکانی که از طوفانهایی مثل طوفان مایکل درامان بود تازه تفریح و لذت هم برد.نه تنها خودش بلکه اموالش هم دست خداوند امانت بود و صحیح و سالم وقتی برگشتن از سفر،خدابهشون تحویل داد.خب پس یعنی وقتی توی فرکانس درست و خوب باشی، در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میگیری.یا یادِ رفتن استاد از پاریس افتادم که میگفتن دقیقا زمانی که از پاریس رفتن پشت سرشون داعش به پاریس حمله کرده بود.خب این یعنی در زمان مناسب در مکان مناسب بودن.این همون محافظت خدواند از بندگان با ایمان و متوکلشه.مثالهای زیادی از استاد عباس منش هست (که دیگه روایت هم نیستن که بگیم اجهاف و تحریف و دستکاری شده (مثل روایات ائمه)بلکه واقعیتن به روشنی روز) که با توکل به خدا چققققد مسیرهای زیبا و آرامش بخش و لذت بخش وآسون رو توی زندگیش تجربه کردن.چقققد دستان خداوند از زمین و آسمون براش فرستاده شدن تا کارهاش راحتتر و با کیفیت تر انجام بشه.
اقا مگه نمیشد زمانی که تعداد زیادی از لشکریان حسین بن علی شبانه فرار کردن خداوند مثل کمک به پیامبر به حسین هم از دستان بیکرانش کمک میفرستاد؟
یا زمانی که آب رو به روشون بسته بودن!مگه نمیشدخداوند براشون چشمه و نهرجاری کنه؟بارون بفرسته؟
معلووومه که خدا میتونسته.خداوند قادر تواناست.اما تا درخواستی نباشه اجابتی هم نخواهد بود.تا توکلی نباشه پاسخی هم نخواهد بود.تا فرکانس درست ارسال نشه نتیجه ی درستی هم دریافت نمیشه.که نتیجه میگریم حسین بن علی تمام اتفاقاتی که براش رخ داده رو خودش خواسته،خودش فرکانسشو فرستاده.مسیر سخت و دشوار رو خودش میخواسته وگرنه همیشه خداوند بهترین و راحتترین و لذت بخش ترین مسیر رو برای بنده ی متوکلش ایجاد و الهام میکنه.
اقا اگه حسین بن علی جهاد هم کرده باشه خب سوال من اینه چرا توی همون جهادش از خدا کمک و الهام نگرفته؟چون همیشه الهامات خداوند به پیروزی و رشد و آرامش و خوشی ختم میشه نه به سلاخی شدن.مث پیامبر که تمام جنگهایی( دفاع کردن) که داشته با الهاماتی که خداوند بهش میکرده همه روپیروز شده بجز یک دونه رو اونم بخاطر اینکه افرادش به الهامی که به پیامبر شده بود عمل نکردن و اون جنگ رو شکست خوردن.(از نظر من جهاد،جنگیدن و خون و خونریزی نیست،جهاد واقعی کنترل افکارواحساسات و کنترل نجواهای شیطان در ذهنه.این سخترین جهاده که البته بهترین و فوق العاده ترین نتیجه رو برامون داره.حتما واسه همینه که استاد همیشه میگه ما باید جهادی اکبر برای تغییرباورها و زندگیمون انجام بدید.)
خلاصه که آقا چرا الکی برای فرکانس ارسالی یک نفر دیگه ما عزاداری میکنیم؟همونطور که خدا به پیامبر میگه تو وکیل و وصی کسی نیستی از حزن و اندوه برای اونها اعراض کن.چون اونا به خودشون دارن ستم میکنن و اگه تو اندوهگین بشی براشون و غصه بخوری به خودت ستم کردی.بنابراین برای من دیگه نه محرمی وجود داره و نه عزاداری و نه خدایی به اسم حسین بن علی،و روز و کارهامو طبق روالی که دوست دارم انجام میدم مثل موزیک گوش کردن در حین انجام کارهام،رقصیدن،ورزش و شادی و غیره…
سپاسگذارم از خداوندهدایتگرم و عاشقشم.و سپاسگذارم از شما استاد عزیزم که منو از خیلی از قفل و زنجیرهای باوری، اعتقادی و ذهنی با آموزش قانون دقیق جهان،آزاد و رها کردی و الان در حال پرواز هستم.سپاسگذارم که توحید و یکتاپرستی رو در قلب و ذهن و روح و زندگیم جاری کردی و شرک و کفر رو حذف کردی.همین که طبق سوره ی حمد، جزو هدایت شدگان به صراط مستقیم که به آنها نعمت داده شده و میشود، قرار گرفتم و دارم این راه روادامه میدم وخدام و توحید و توکل بهش رو بیشترپیداکردم و پیدامیکنم ازتون تشکرمیکنم.با آموزشهای شما استاد زندگیم گلستان شده.بهشت شده.لبریز از آرامش شده.مرسی استاد عشقم.
ازت ممنونم وخداروشاکرم که به کامنت شماهدایت شدم که متوجه وآگاه بشم که چراذهنم سختی کشیدن روپذیرفته تابتونم به بهشت برم ودلیلش روالان باخوندن کامنت شماخدابرقلبم واردکردکه دلیلش اینه که ازبچگی ماه محرم وعزاداری وگریه برای امام حسین که خیلی سختی کشیده والان جایگاهش دربهشت هست باعث شده بودناخودآگاه من هم بپذیره برای رفتن به بهشت تنهاراهش سختی کشیدنه وخداوندمهربون باهدایتم به کامنت شماوهمون لحظه دادن آگاهی بهم منومتوجه این باورمخرب درذهنم کرد خدایاصدهاهزارمرتبه شکرت هذامن فضل ربی
با سلام امیدوارم سانسور نشه: اول اینکه مگه قراره هرکی در راه اسلام کشته میشه اسمش تو قران بیاد. مگه اسم یاسر و عمار و سمیه اومد یا مگه اسم خدیجه که ثروتشو برای اسلام داد اومده. اینکه محیط شما امام حسین رو اینجوری براتونتعریف کرده تقصیر ایشونه. چرا فکر می کنید امام حسین زندگی سختی داشتن؟؟؟ فکر کنم دعای عرفه رو نخوندید. امام حسینی که به اون زیبایی با خدا حرف زدن و از نعمات سخن گفته بودن یعنی به ذهنشون نیومده از خدا درخواست معجزه کنن. کسی که به خدا می گه لم تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَهً دُونَ اُخرى وَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ
راضى نشدى اى معبود من که تنها از نعمتى برخوردار شوم و از دیگرى منع گردم بلکه روزیم دادى
نسبت به من تا اینکه تمام نعمتها را بر من کامل کردى و تمام رنجها و بلاها را از من دور ساختى
لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلى وَجُرْاءَتى عَلَیْکَ اَنْ دَلَلْتَنى اِلى ما یُقَرِّبُنى
باز هم نادانى و دلیرى من بر من جلوگیرت نشد از اینکه راهنماییم کردى بدانچه مرا به تو نزدیک کند
امام حسین خواستن یاد بدن اگر روزی قراره جلوی ظلم بایستید و از حق دفاع کنید، ممکنه از خون خودتون و خیلی چیزهای دیگه بگذرید و خود خواهرشون گفتن جز زیبایی ندیدن.
رزمنده های ایران هم میتونستن بگن خدایا برو بمبای شیمیایی صدامو از کار بنداز ما موحدیم میشینیم خونه ماشین بمب بر و بمب افکنو معجزه کن نابود بشن. یا خلبانهای شهید بگن خدایا من توخونه میشینم ابابیلو بفرست تو سر خلبانای صدام. یا غواصایی که دست بسته زنده بگور شدن گفتن خدا معجزه کن سربازای صدام تو لجناو شط آب خشک بشن همانطور که بر ابراهیم معجزه کردی. الانم بگیم برو ابابیلو بفرست رو سر دشمنان مرزی سربازا میشنن تو کیوسک.
خود آقای عباسمنش هم میگن برید زندگی امامان رو بخونید چون الگوی خوبی هستن. وگرنه یکعده هستن از حضرت علی خدا ساختن، دلیل بر این نیست که خود امام راضی باشن.
سلام و درود خداوند بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عزیزم …
بگذارید از تصمیم های دیروز بنویسم و نتایج دیروز …
من دیروز اینستاگرام رو حذف کردم به این دلیل که کنترلی بر ورودیهام از طریق این شبکه نداشتم …
معمولا اخر شبها میرفتم تو سایت و ویدیو میدیدم این اواخر به حدی رسیده بود که من 3 و یا حتی 4 صبح میخوابیدم و متاسفانه روزم ساعت 10-11 صبح شروع میشد و همیشه خودم رو قانع میکردم که مهدی بجاش از ظهر تا اخر شب زمان داری برای کارت و واقعا هم زمان میزاشتم تا 10 حتی 12 شب برای کارم …اما الان رو خدمتون عرض کنم از کمتر از 24 ساعتی که این شبکه اجتماعی رو حذف کردم …من الان 8 صبح هست و دارم کامنت روزم رو مینویسم …چرا روزهای گذشته نمیتونستم یه دلیل ساده با دیدن فایل های مختلف اینستاگرام خوابم می پرید و دیگه خوابم نمی برد…اما دیشب قبل از خواب زدم نشونه امروز من و فایل فراوانی استاد پلی شد و با اون فایل خوابیدم …من الان 3 ساعت زودتر از روزهای گذشتم بیدار شدم پس این یعنی موفقیت یعنی در مسیر درست قدم برداشتن و بهبود دادن خودم ،الان هر وقت میخوام طبق عادت برم اینستگرام نمیتونم چون اپش رو گوشیم نیست و همونجا قلبم بهم میگه برو یه دونه کامنت بخون تا عادت به سایت استاد کنی نه به چیز دیگه ای.
خدایا شکرت هدایتم کردی این تصمیم رو قاطعانه بگیرم نتیجش رو کمتر از 24 ساعت دیدم سپاسگزارتون استاد عزیزم و قدردان وجودتونم که این دوره فوق العاده خانه تکانی رو به ما هدیه دادین …
مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون:
کل کاری که ما باید انجام بدیم این هست که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و به چیزهایی توجه کنیم که احساس بهتری به ما بده به این شکل هدایت میشیم به افراد و شرایط و موقعیت هایی که مارو به خواسته هامون نزدیک و نزدیکتر میکنند…
شغلتون عشقتون باشه اون چیزی که عاشقشید و دوسش دارید اون چیزی که وقتی انجامش میدید احساس خستگی نمی کنید،اون چیزی که وقتی انجامش میدید خیلی خلاق هستین…اگر به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید و در این زمینه زندگیتون لذت بخش میشه ثروت تا دلت بخواد میاد…
اگر 99 درسته شرایط منفی هست باید یه جوری به اون 1 درصد توجه کنیم و ذهنمون رو مدیریت کنیم تا اون 1 درصد رو ببینه…بعد از این 1 درصد میشه 2 درصد و 3 درصد و ارام ارام زندگی از همه جهان زیبا و زیباتر میشه ..
در مورد عزاداری خرافات هست و اصلا اعتقادی نداریم وگرنه که امام حسین به خواستش رسیده و اون هم شهادت بوده …حضرت زینب که در همون جریان بوده ناراحت نشده و خوشحال بوده و میگفته من جز زیبایی چیزی ندیدم .خدایا شکرت برای این آگاهی سپاسگزارم استاد .
کنترل ذهن چیزی هست که هر چقدر کار می کنید هنوزم جا برای کار داره درسته بهتر از قبل میشیم ولی هنوز هم خیلی جا برای رشد بیشتر هست.
در مورد مدیتیشن وقتی حالت خوبه و داری به چیزهای خوب فکر میکنی یعنی داری مدیتیشن میکنی،مدیتیشن رو سخت نکنید یاد بگیرید همچیز رو ساده کنید .
هر جا احساس کنم ترسو شدم و جسارت ندارم بهم بر بخوره که اتفاقا اون کارو با جسارت و شجاعت انجام بدم تا ترس ها منو احاطه نکنن و همیشه به این شکل خودم رو به چالش میکشم .
در واقع این صحبت شما استاد عزیزم یعنی رقابت با خودمون داشته باشیم نه با بقیه . و به این شکل رشد و پیشرفت کنیم.
خداوند همه کار برای ما انجام میده بشرطی که باورهای درستی داشته باشیم …
اگر باورهای درستی داشته باشیم به ما یسری ایده ها گفته میشه که اون کارا یه کاری هست که به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارند انجام میدن تو رو پیش میبره.
در مورد الهامات تو یکاری باید انجام بدی ولی اون ایده الهامی که بهت گفته شده مثل این میمونه بقیه دارند با قاشق زمین رو میکنند ولی خدا بهت میگه با این لودر اونجا رو بکن ،و با یکبار با بیل لودر رفتن تو زمین به اندازه چند صد هزار تا قاشق میتونی خاکبرداری کنی.
خدا یک چیزی رو میگه خدا یه حسی رو بهت میگه که نتیجش خیلی بزرگتر از کارایی که بقیه بصورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درونشون دریافت نمیکنن.
استاد در مورد فارکس و بازارهای مالی گفتین.
استاد عزیزم من معامله گر فارکس هستم چرا هدایت شدم بخاطر اینکه من عاشق معامله گری هستم ازونجایی که پدر من هم عاشق معامله گری بود البته در ملک و املاک و در شهر خودش جز ثروتمندترین هاست ،علاقه وجودی من هم این بود که معامله گر بشم خب سالها پیش از خریدو فروش موبایل شروع شد و بعد خرید و فروش ماشین و گذشت تا اینکه با بازار بورس آشنا شدم و اینکه چقدر راحتر حتی بدون اینکه منتظر مشتری باشی سهامتو میفروشی و واقعا چقدر لذت بخشه …هدایت شدم تو بورس …استاد البته عرض کنم که واقعا منبع درستی در مورد این شغل مخصوصا در ایران نیست همه بدنبال حاشیه هستن نه مهارت این شغل ،مهارتی هم که 99 درصد اساتید این حوزه اموزش میدن پیش بینی و تحلیل هست که خود من سالها با این فرمون رفتم جلو و به هیچ کجا نرسیدم و آنچه هم که بدست اوردم از دست دادم …
تا اینکه روزهای سختی داشتم و درخواست قلبی از خدا کردم گفتم خدایا این شغل رو میزارم کنار با اینکه عاشقشم اگر هم راهی وجود داره پس هدایتم کنه …خدا شاهده استاد من 5 سال تو درو دیوار بودم خدا یک هفته بعد که دقیقا 7 ماه پیش بود هدایتم کرد به اون آدمی که مثل من عاشق معامله گری هست و هم سن خودم هست و 4 ساله مثل بنز نتیجه خلق کرده و البته شاگرد شما هم هست استاد سبحان صمدی این آدم استاد از نتیجه که نگم براتون تا دلتون بخواد پول ساخته درامد ماهیانه الانش حداقل 5 میلیارد هست و نمیدونید چه باورهای عالی ساخته و بارها بوده من سجده شکر رفتم استاد هدایت شدم به فردی که تاکید زیاد به تکامل داره و هدایت شدم به فردی که تبلیغ نمیکنه خدا براش تبلئغ میکنه بسیار با صداقت و درستکار و ثروتمند و مثل آب خوردن در یک دقیقه معامله میکنه و سودشو میگره و میاد بیرون وتمام و میره برای روز بعد . در صورتی که معامله گرانی داریم که صبح تا شب پای سیستم هستن تا یک معامله کنن .شما نمیدونید باورهای من جابجا شد .
استاد جان اگر ادم هایی هستن که به ورق بازی کردن علاقمند هستن صد درصد ادمهایی هستن که به این بازارهام علاقمندن. من الان الگو تریدر ثروتمندی دارم که خیلی وقت دنبالش بودم این داستانم براتون گفتم چون خیلی ادمها هستن که بازار مالی براشون عشقه مثل من. اسمش بد در رفته اون هم استاد چ ن با پول سروکار داره ما فکر میکنیم اشتباست سالها این شغل به من پولی نمیداد ولی من با لشق پاش بودم و انجامش میدادم، ولی در مسیر اشتباه این بازار بودم، باید در چهارچوب درست معامله گری و با قوانین درست معامله با استادی که نتیجه داره آشنا بشن و منتور محور پیش برن و صد درصد موفق میشن .
استاد صمدی 7 ماه هست به من اجازه 1 دلار وارد کردن در بازار رو نداده مگر اینکه خودش تاییدم کنه و به لطف الله استراتژی نویسیم رو نوشتم بکتست هام رو گرفتم ،پلن معاملاتی نوشتم و حالا بصورت دمو باید ترید کنم اگر ثبات رفتاری داشتم تایید میشم و اون وقت بصورت تکاملی باید حسابم رو شارژ کنم و پیش بسمت موفقیت بیشتر .این داستانی که گفتم خیلی مفصله و حتما در کامنتهام میگم که افرادی که مثل قبل من بودن با خوندن این کامنت هدایت بشن و عشقشون و عوض نکنن بلکه از مسیر درست از عشقشون استفاده کنن.
عاشقتم استاد شکرگزار خدام برای وجودتون عجب فایلی بود باعث شد بیام بنویسم و بنویسم شکر شکر شکر
کل کاری ک ما باید انجام بدیم و توش مهارت داشته باشیم کنترل ذهنمون هست و اگه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری بده ما هدایت میشیم به شرایط، افراد،و به موقعیت هایی ک ما راحتتر به خواستها مون نزدیک و نزدیک تر میکنه
و تا وقتی این مهارت رو تقویت نکنیم و نتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم زندگیون پر از مشکلات و بدبختیه پس مهمترین اصل اینه ک هر روز به خودمون ی تمرین بزاریم ک در شرایطی ک همه چی سخت پیش میره و بدهکاری اگه بتونم ذهنم رو کنترل کنم خداوند پاداش میده چون امتحانی هست ک اگر تو اون شرایطی ک خودت بوجود آوردی بتونم ذهنم رو کنترل کنیم و توی این امتحان قبول بشم ی پله میرم در مدار بالاتر ک خدا نعمتهای بیشتری میاره تو زندگیم
در مورد تغییر شغل:
باید از کاری ک انجام میدم باید عاشق اون کاری باشم ک انجام میدم و با عشق و با لذت انجامش میدم و در کل حالم خوبه و طبق قانون اگه احساست خوب باشه اتفاقات خوب پشت سر هم میفته و دنبال نتیجه و پول نباشم
چون ثروت لاجرم و طبیعی میاد تو زندگیم
وقتی از کاری ک انجام میدی و حست به اون کار خوب نیست و بزور داری انجامش میدی و هیچ خلاقیتی نداری و نمیری چندتا کتاب در مورد اون کار مطالعه کنی و داری تقلا میکنی زور میزنی ک به پول برسی ک بتونی مایحتاج زندگی و اجاره خونه رو پرداخت کنی باید فقط بدوی و میبینی ک هیچی نداری تو زندگیت از خدا هدایت بخواه ک راه علاقه ات رو بهت نشون بده و هوشیار باش به نشانهای ک میده و قدم بردار و با عشق شروع کن وقتی انجام میدی اگه شبانه روز انجام بدی اصلا خسته و گرسنه نمیشی اون موقع ثروت میاد داریم میبینیم ک بعضی دارن با عشق کاری که بهش علاقه دارن رو انجام میدن ساعت 3 نصف شب مغازه اش بازه و مشتری داره و میری نگاهش میکنی لبخند رو صورتشه
در مورد مدیتشن سوال پرسیده شد
اینکه اگر ی تایمی میزاری برای خودت سکوت میکنی داری مدیتشن میکنی
چون با زیاد صحبت کردن داری در مورد همه چیز غیبت و قضاوت رو همراه خودش میاره
اگه عادت کنیم بیشتر سکوت کنیم بهترین مدیتیشن هست ک با خودش آرامش میاره
فقط با صحبت کردن با خدا مدیتشن میکنیم چون وقتی خدا هم با من صحبت میکنه فول انرژی میشیم و هر لحظه حواسمون باشه به درون خودمون و مراقب باشیم ک هر رفتاری ک از روی عادت های قبلی انجام میدادیم و انجامش نمیدیم و کنترل ذهن میکنیم اینم خودش مدیتیشنه
و هدف از زندگی پول و خانه و ماشین نیست
هدف لذت بردن از زندگی هست وقتی دارم لذت میبرم و باورهام در مورد ثروت خوب باشه ثروت لاجرم و طبیعی میاد تو زندگیمون
کافیست ک بخدا وصل باشیم و باورهای توحیدی داشته باشیم
حتما دوره سلامتیو میخرم , خیلی مشتاقم بشنوم و عمل کنم.
من از بچگی عاشق نقاشی بودم و بصورت جدی دارم دنبال میکنم.و خداوند بمن گفت در خواب که دنبال چی باشم و تو چه زمینه ای فعالیت کنم.درخواست کردم و خیلی سپاسگزارم.
من محیط اطرافم بسیار منفی بود ولی هر لحظه سپاسگزاری کردم و محیطم تغییر کرد و خداوند به مسیر و مکان جدیدی هدایتم کرد.
سلام استاد عزیزم و مریم جان قشنگم ممنون از شما بابت این دوره فوق العاده
دلیل اینکه به خودم تعهد دادم و از خدای خودم کمک خواستم کامنت بنویسم برای هر فایلی که می شنوم این که از روزی که تصمیم گرفتم کامنت بنویسم ذهنمو راحت تر می تونم کنترل کنم چون وقتی جایی میرم و فایل می ببینم در ذهن خودم به صورت ذهنی توسایت کامنت می نویسم و در ذهن خودم می نویسم که هنگام نوشتن فیزیکی یاد بیارم هر آنچه که باید بنویسم
دیروز به لطف الله و تمرین ستاره قطبی به یه جایی هدایت شدم به محض ورد به اونجا داشتم تو ذهنم برای سایت کامنت می نوشتم
و این تعهد چقدر زیباست که توسایت کانت بنویسم چون ذهنم قابل کنترل تر است
دیروز رفته بودم معدن مس (مهر اصل) تبریز شهرستان اَهَر و چقدر این سفر برام پر معنا و مفهوم بود یک معدن عظیم و من طی چند ساعت که اونجا بودم واقعا به صورت ذهنی داشتم تو سایت کامنت می نوشتم و تمام این معنا و مفهوم به این ختم شد این همه عظمت این همه نیرو این همه کار فقط بخاطر یک چیز و اون اینکه انسان در آرامش، رفاه، سلامتی و شادی باشد و الحق که انسان لایق بهترین ها هست اینو طبیعت و روال زندگی داره نشون میده نعمتی که خدا تو اون معدن به صورن رایگان در اختیار انسان ها قرار داده
و این فایل واقعا مثل بقیه فایل ها فوق العاده بود در مورد سلامتی و همه مواردی که اشاره شده واقعا خودم به شخصه تجربه کردم وقتی ذهنم مشوش هست بدنم خیلی زود واکنش نشون میده ولی وقتی با خودم در صلح هستم حتی کسای که بیماری دران در کنارم هستن یا بغلم میکنن حتی یک ذره هم حالم خراب نمیشه چون ارتباطم با اصل وصل هست و اون اصل همه کارهای خوب رو برا من و بدنم انجام میده
سلام و درود دارم استاد عزیزم و سلام و درود به خانم شایسته محترم
اول اینکه خیلی تشکر میکنم تمام وجودم که این فایلها و این دورهها و این فایل لایو باعث میشه که ما ذهنمون رو مرتب کنیم و بهتر درک کنیم و بیشتر به اون اصل حرکت کنیم و از فرع دورتر بشیم و این تکامل ادامه داره
چقدر زیباست تغییر کوچیکی در وجودم دارم احساس میکنم
برداشت من از این فایل و میخوام صبر بکنم بریم با هم لذت ببریم
دوباره تکرار شد یکی از مهمترین و پرتکرارترین و پر استمرارترین ابزاراتی که از قانون باید اجرا بکنیم و اگر به اون عمل بکنیم و واقعاً متعهد باشیم درش کافیه فقط همون یک کار!!؟!!
اون کاری نیست جز کنترل ورودیهای ذهن
با آن کنترل ورودیهای ذهن چه تاثیری برای ما داره
ما میایم روی خودمون کار میکنیم باورسازی میکنیم باید مراقب باشیم که ذهن ما ورودیهای اضافی یا منفی نگیره در گامهای قبلی و فایلهای قبلی شنیدیم که خیلی تاکید شد که باید مراقب باشیم چون تمام زندگی ما را افکار ما رقم میزنه
دوباره مرور قانونی قانون چی میگه:
طبق قانون ابدی خداوند تمام اتفاقهای ما رو افکار و باورهای ما خلق میکند
خوب باورها و افکار ما تشکیل شده از چه چیزهایی هستند از ورودیها که شامل گفتار ما هستش از چیزهایی که توی دیدگان ما میاد و آن چیزی که در موردش صحبت میکنیم
پس باید مراقب باشیم این ورودیها مرتب و منظم و تمیزتر از قبل باشه طبق قانون یعنی مثبت باشه
پس میام تعهد میدم که من مراقب ورودیهای ذهنم هستم مراقب این هستم که تمرکزم و توجهم روی چه چیزهایی هستش
آقا حواسم به به کانون توجهم باشه نقطه سر خط
یک مورد رو توی پرانتز بگم اینجا که خیلی برای من خیلی مهم هستش که وقتی فایلی رو ما میبینیم مثل همین فایل لایو خود فایل یک برداشت بسیار جالبی داره و نکتههای کلیدی داره وقتی متنش رو میخونی ز یه سری برداشتها و نکات کلیدی اضافه بر اون که از فایل یاد میگیری بهت شسته رفته و تمیز تحویل میده یعنی انگار دو تا فایل داری نگاه میکنی و دو تا برداشت عالی و دو بسته از نکات مهم قوانین به تو گفته میشه و یادآوری میشه
که من نجا اول فایل رو توضیح میدم و خواستم یه تشکری بکنم از خود خانم شایسته عزیز که واقعاً زحمت میکشن و خود استاد عزیز که بسیار زیبا متن آرایی میکنند و طبق هدایت خداوند اون چیزی که باید گفته بشه گفته و نوشته میشه و ما برداشت عالی میکنیم که خدا را شکر من تمرکز خوبی بر این نوشتهها دارم
بریم سراغ ادامه فایل و برداشت زیبا از گفتههای استاد
سوالی که پرسیده بودن از استاد در مورد این بود که : ما چه کاری رو شروع بکنیم؟
پاسخ: بریم دنبال عشقتون چیزی که بهش علاقه دارید
عاشق کاری بشید هم خلاقیت توش دارید هم بهش علاقه دارید و خستگی در آن وجود ندارد وقتی عاشق کاری باشی در اون غربالگری میکنی
واقعا وقتی که توی کار علاقه داشته باشی هم زمان بیشتری براش میذاری هم داری زندگی میکنی و هم داری تفریح میکنی هم داری لذت میبری و کلاً ثروتم همراهش میاد به ثروت چقدر جالب اینجا من در مورد ثروت بگم که من در مسیرش هستم
در مسیر درست کارت باشی اون چیزی که بهش علاقه داری ثروت خود به خود خلق میشود و اینجا یه نکته خیلی زیبا داره حرف استاد
که در تمام کارها مهارتها و شغلهای جهان به یک اندازه یا بینهایت ثروت سازی و یا پتانسیل ثروت سازی وجود دارد نقطه سر خط
نباید نگران این باشیم که اگه کاری که عاشقش هستیم آیا توش پول هست یا نه پس این از باورهای مخرب من میاد که باید درستش کنم
اقرار میکنم و اعتراف میکنم اینجا که بسیار باورهای غلطی در مورد مالی دارم و به خیلی از شاخهها پریدم خیلی کارها انجام دادم اما جالب اینجاست که واقعاً درک کردم که وقتی باور نداشته باشیم یا باور درستی نداشته باشیم به اندازه باورهامون به ما رزق میرسه
چون خدا رزق و داده نقطه سر خط
و ما به یک اندازه و منبع اصلی متصل هستیم
ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم نقطه سر خط
پس اگر داریم تفکر اینو میکنیم که یه عامل بیرونی ا شغلمونو تغییر بدیم یعنی اون چیزی که دوستش داریمو بذاریم کنار بریم اون چیزی که فکر میکنیم توش پول هست این دیدگاه منطقیشو باید بیاد اما نه اینجا مشخص میشه که ذهن من از کمبود میاد باور کمبود دارم باید درستش کنم این باور رو و روی خودم کار بکنم باورهای مالیم را تغییر بدم نه چیز دیگهای از عوامل بیرونی رو
مثلاً خود من توی طراحی گرافیک خیلی علاقه دارم و عاشق دیزاین هستم حتی یک هدفی رو برای من خداوند هدایتی مشخص کرده که البته خیلی هدف بزرگیه ولی خب به صورت هدایتی هم اقدامهایی به من گفته ولی پشت گوش میندازم اما خیلی جالبه در اوایل میگفتم که نه مردم ایران به هنر اهمیتی نمیدن هنوزم باور غلطش در ذهن هست و ذهنها هست
وقتی که به ترتیب جلو اومدم و عاشق کارم شدم و حتی شغلم رو براش تلاش کردم متوجه یک چند تا الگو شدم در این کارم
مثال بزنم یک برندی در جهان هست که ایرانی هم هستش آقای منصوری یک آرتیست بسیار موفق هنرمند خداوند هدایتش کرده و اون به قلبش عمل کرده و الان جزئی از برندها و آرتیست کارها و آرتیست خودروهای جهانه و با برندهای خودروسازی جهان حرفی برای گفتن داره مشخص شد که من هم شخصیت هنری و استعدادم چیزی که از دست کم از این فرد نداره بلکه منحصر به فرد
تنها تفاوتی که هست باورهای مالی من هستش باورهای من به کسب و کارم هستش باورهای من به خودم هستش و اون احساس لیاقت هستش که باید تقویت بشه و اینو تکرار کنم که من لایق بهترینهام با استعدادم با کارم با چیزی که بهش علاقه دارم
به دنبال الگو باشیم البته اون هم بگم چقدر جالب که توی متن من خوندم وقتی که به هدایت گوش میدیم وقتی با خدا هماهنگ میشیم و هدایت قلبی گوش میدیم خداوند حتی برای ما هدف گذاری میکنه طبق علاقهمون ما را به جایی میبره به تضادهایی میبره که علاقمون رو مشخص میکنه برامون
چرا این کارو میکنه که ما بیدار بشیم که چیو میخوایم تو این عالم و استاد تو این فایلهایش گفته که این تضادها بودند که منو بیدار کردن خواستههای منو واضحتر کردن
واقعا این تضادها بودن که به من گفتن تو خالق آثار هنری در تمام ابعادی دست از پا خطاکار کنم و اگر دنبال علاقهام نرم باز تضاد شیرینی خواهم خورد که به علاقت رسیدگی کن! سر خط
در ابتدا بیایم روی خودمون کار کنیم کنترل ذهن کنیم گوش به هدایت بدیم هدایت حتی برای ما دف گذاری هم میکنه چون شما به علاقتون کشش دارید و اون قلب هم چیزی به غیر از خواستهها و علایق شما را نمیخواد
گفته استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل:
| شهامت این را داشته باشید که از ندای درون خود پیروی کنید ی درون شما قبلتر از شما میداند که میخواهید چه کسی شوید همه اتفاقهای خوب پس از این مرحله اتفاق میافتد|
استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل
و یا یه گفته دیگه قشنگی که داره میگه که
(سر و صدای نظرات دیگران ما را از هدایت صدای درونیتان دور کند!) استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل
پس بریم دنبال عشقمون و اون چیزی که باید تشکیل بشه تشکیل میشه و خود به خود خلق میشه هم ثروت هم هماهنگی همه عوامل خداوند ما را هدایت میکنه پس با خداوند یکی بشیم
درس مهم دیگهای که اینجا من یاد گرفتم توحیده هیچ قدرتی بالاتر از خداوند نیست و وقتی ما ینجا حالا اینجاش رو میخوام قشنگ کنم با متن فایل
( وقتی که انتظارتان را از دیگران بریدید شما گوش به فرمان هدایت درونتان میشوید )
(وقتی با ایدههای درونیتان هماهنگ شدید و به آنها عمل کردید این صدا قویتر میشود و حتی برای شما هدف گذاری میکند پس کافیست شروع کنید و کمال گرایی را کنار بگذارید و دست از چگونگی بردارید و فقط عمل کنید ایدهای که فقط کافیست بند کفشتان را سفت کنید)
چقدر زیباست اینجا که آدم مشخص میشه براش که این قلب سکان زندگیش این هدایت خداوند سکان زندگیش
وکیل پای یک زندگی ما خداونده پس با او مشورت کنیم تمرین کنیم کنترل ورودی کنیم مراقبه کنیم ذهن را آرام کنیم صدای آن وکیل آن مدیر بزرگ آن فرمانروا را میشنویم
و در مورد اعتقاداتی که استاد در مورد عاشورا و حالا محرم گفتن من کاری نیستم که بخوام در موردش صحبت کنم و زیباترین آنها را از حضرت زینب میگویم
اگر دید قانون داشته باشیم این حضرت فرمودند که
ما بالاتر از زیبایی چیزی ندیدیم
برای هر کاری که میکنیم باید دلیل داشته باشیم آن هم دلیل منطقی و هر چیزی را چشم بسته از گذشتگان خود قبول نکنیم ( بسیار حرف شسته رفتهای هستش و احترام به آگاهی ما میدهد)
و واقعاًم من از خداوند شاکرم که تو این لحظه در مورد این موضوع استاد اشاره کردند
چقدر جالب اینجا که ما در مسیر درست باشیم مام اتفاقهای خوب لاجرم برای ما اتفاق خواهد افتاد و مهم اینه که اینها رو تکرار بکنیم باورسازی بکنیم
من سپاسگزارم از خداوند یگانه که اجازه دادند برداشتی که از این فایل تونستم بگیرم در این گام بنویسم و صبر بکنم و شکی نیست دوباره خواهم خواند و دوباره برداشت جدید و مهم نسبت به مدارم
تمام وجود از استاد عزیز خانم شایسته محترم سپاسگزارم که برای این فایل زحمت کشیدند و برای خانه تکانی زندان به گام تلاش کردند خداوند را سپاسگزارم
عاشقتونم دوستتون دارم به خداوند یگانه میسپارمتون در دنیا و آخرت ثروتمند و سعادتمند باشید
تحسین میکنم شما رو که بی پرده اصل رو بیان میکنید وراه رو روشن میکنید نکاتی که از نظرم گذشت اینکه برای هر کاری که انجام میدهم دلیل ومنطق داشته باشم
من در مورد مسایل مذهبی خیلی گارد میگرفتم که نه حتما بوده و این مسائل مربوط به دین کاملا درسته غافل از اینکه اگر درست بود چرا اینقدر تو زندگیم مشکل داشتم چرا نتایج محسوس نبود و راه به جایی نبردم من در مورد بحث مذهب و دین فکر میکردم درسته واصلا شک هم به خودم راه نمیدادم وکنکاش وجستجویی در ذهنم نبود مثلاً عزاداری گریه ولباس مشکی وامام حسین این مسیر رو رفته ومن هم باید برای ایشون همیشه گریه کنم وغمگین باشم و..
وقتی دوره دوازده قدم شروع شد مخصوصا فایل های قرآنی که درونم رو شخم زد،توحید رو پیدا کردم که همه انسانها به یک اندازه به خداوند نزدیکند و هر کسی اختیار داره مسیر خودش رو انتخاب کنه و اجباری نیست دوست داشتم بیشترفکر کنم واون آیاتی از قرآن برام بولد شد که چرا راه گذشتگان رو دنبال میکنید وتعقل نمیکنید
دوست دارم من هم برای هر کاری که انجام میدهم دلیل ومنطقی پشتش باشه نه اینکه چون بقیه انجام میدهند پس درسته وما هم همون مسیر رو بریم
در مورد کانون توجه اهرم رنج ولذت خیلی کاربردیه وقتی که توجه ام به بدی ها وعیب ها بره مسیر زندگی سخت میشه پر از عیب میشم واگر ادامه داشته باشه بعد از چند سال یک آدم درب و داغون از لحاظ سلامتی ،عاطفی ذهنی ومالی خواهم بود افرادی که معترض اند دنبال درگیری وجنگ ودعوا هستند میخواهند دیگران رو ادب کنند یا سرجاشون بشونند اکثرا زندگی خوبی ندارند چون افکار خوبی ندارند و برعکس کسانی که سرشون به زندگی خود شون هست دنبال زیبایی ها ولذت ها وشادی ها هستند نعمت وثروت وآرامش براشون میباره انگار همیشه زندگیشان شادیه
حال واحساس بهتری دارند زندگی یک مسیر لذت بخشه وقتی من توجه کنم به زیبایی ها وخصلت های خوب توجه کنم به فراوانی نعمتها وآدم های خوب اطرافم وشکر گذار باشم زندگی روی خوشش رو به من نشون میده
سپاسگذار خداوندم که من رو در این مسیر آگاهی ها قرار داد
سلام براستادعزیزم ومریم جانم وتمام دوستان درسایت بهشتی.
رسیدیم به گام پانزدهم خانه تکانی ذهن:
درشروع کسب وکار بایدببینیم به چی علاقه داریم و کاری رو شروع کنیم که احساس خستگی نکنیم یعنی کارو زندگیمون یکی بشه اینطور نباشه که به اجبار کاری رو شروع کنیم که فقط منتظر روزهای تعطیل باشیم و چون دیگران رو دیدیم که از این کار ثروت مند شدن فکرکنیم فقط راه ثروت مند شدن اینه که ماهم اون شغل رو داشته باشیم .پس نبایددرشروع نگاه کنیم ببینم چه شغلی بیشتر درامد داره بلکه ببینیم ما علاقمون توی چی هست. اون موقع هست که میتونی از علاقه ات پول بسازی. باور خوبی که من براخودم ساختم در کسب و کارم اینه که برای همه چی مشتری هست وتو هرچه ارزش کارتو بیشتر بدونی مشتری بیشتری هم سمتت میاد.
توی این مسیر باید روی هدایت های خداوند حساب باز کنیم و بدونیم که اگه ما بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و وعدهای شیطان که همان نگرانی ها و ترس ها و کمبودهاست رو بشناسیم و در عوض روی هدایت های خداوند توجه و تمرکز داشته باشیم کسب و کارما رشد میکندوبدانیم
خداوند همیشه سمت خودشو انجام میده و این ماهستیم که باید بتونیم سمت خودمون رو به درستی انجام دهیم.
خداروشکر من از کاری که ده سال شروع کردم کاملاراضیم و علاقه خاصی به کارم دارم.از اینکه دارم از علاقه ام پول میسازم لذت میبرم.
اوایل در کارم که قانون رو نمیدونستم وباورهای خوبی در مورد ثروت نداشتم فروش بالایی هم نداشتم و گاهی خیلی خسته میشدم و اما این سالها که با قوانین اشنا شدم و تمرکز رو روی خودم و کارم گذاشتم رشد بسیار عالی داشتم به لطف خدا و فایل های شما استاد عزیزم
گام پانزدهم :
کلیدی که توی این فایل من دریافت کردم این هست که عاشق کاری باشیم که داریم انجام میدیم وقتی عاشق اون کار باشیم با انرژی وجودمون یکی میشیم گذر زمان رو احساس نمیکنیم تشنگی و گشنگی رو نمیفهمیم و مطمئنا وقتی ارزشی رو خلق کنیم ثروت ها که یک نمودش پول و درآمد هست به دنبال ما میاد.
و اون کار باید اینگونه توصیف شود.
کار :عشق مون باشه
عشق شادی ست
عشق آزادی ست
عشق آغاز آدمی زادیست
عشق آتش به سینه داشتن است
دم همت بر او گماشتن است
عشق شوری ز خود فزاینده است
زایش کهکشان زاینده ست
و چه زیباست این شعر ….
سلاااااام به همه عزیزانم و استادجان و مریم جانم
گام 15 پروژه خونه تکونی
آگاهی های دریافتی امروز من :
برای هر کاری که انجام می دهی، از خودت بپرس که چرا این کار را به این شکل انجام می دهم تا از دلیل رفتارهایت آگاه باشی؛
زندگی آگاهانه یعنی: آگاهی از دلایل پشت هر رفتار و عملکرد؛
قوانین خداوند برای خوشبختی ساده است. پس این قوانین ساده را با تلاش برای پیدا کردن تکنیک، پیچیده نکن؛
وقتی روی جریان هدایت حساب می کنی، زندگی ات هدفمند می شود زیرا یکی از مهم ترین دلایل هدف نداشتن آدمها این است که جریان هدایت و حساب کردن روی آن را از یاد برده اند. به همین نسبت نیز آنها امکان پذیری خواسته های خود را با امکانات کنونی خود و حساب کردن روی عقل انسانی خود می سنجند. در نتیجه، به محض اینکه خواستهای در وجودشان شکل می گیرد، به جای حساب کردن روی هدایت و برداشتن اولین قدم، درگیر «چگونگی» می شوند و از آنجا که نمی توانند «چگونگی» را از دل مهارت ها، توانایی ها یا امکانات آن لحظه خود بیرون بکشند، داشتن آن خواسته برایشان غیر ممکن به نظر می رسد و انگیزه های آنها در همان نقطه شروع، خاموش می شود.
حساب کردن روی هدایت، شامل همه ی موارد زندگی او می شود:
از کارهای روتین و معمولی روزانه تا موضوعات اساسی که ظاهرا عقبه ای از دانش، تخصص و مهارت را نیاز دارد؛
از انتخاب نوع غذای روزانه تا برنامه ریزی برای رشد کسب و کار؛
از انتخاب مسیر رفتن به سر کار تا شیوه های بازاریابی و جذب مشتری و…
هدف 12 قدم، ساختن شرایط دلخواه در زندگی آنهم از مسیر هموار است. به اندازه ای که دانشجو به آموزه های این دوره عمل می کند، “حساب کردن روی هدایت” در وجود او نهادینه می شود و مجری ایدهها و راهکارهایی می شود که بر اساس خواسته هایش به او الهام می شود یا به شیوه های مختلف به سمت آنها هدایت می شود. به همان میزان نیز، مسیر خلق خواسته هایش هموار می شود چون وقتی مجری هدایتهای خداوند می شوی، روی شانه های خداوند می نشینی و از مسیر رشد و بهبود شخصیت خود لذت می بری. سپس این رضایت درونی، به شکل روابط عالی، شغل مناسب، درآمد کافی، کسب و کار پر رونق، ایده های کارآمد، سلامتی جسم و روان و … مرتبا در زندگی شما هویدا می شود تا هر بار شما را به رضایت درونی بیشتر برساند. همکاری با خداوند یعنی پیروی از هدایت های الهی
خیلییییی این مطالب رو خوب تونستم درک کنم
من و همسرم توی قدم 7 دوره 12 قدم هستیم و دقیقا این نوشته ها برام آشنا بود
این روزا من و همسرم مادام در مورد اعتماد به خدا و هدایت خدا حرف میزنیم و اینکه حس میکنیم مادام روی شونه های خداییم و دریافت میکنم نعمت هاشو
الان که هدف از 12 قدم رو توی سرفصل خوندم فهمیدم اععععع پس اینطور باید پیش میرفت و اگه ما توی این حالتیم یعنی توی مسیر درستیم و ادامه بدیم
الهیییی شکرررت
استاد منم این حس رو دارم که ضعف هام و ترس هام بهم برمیخوره و با خودم میبندم
وقتی توی این گام در موردش گفتین بازم برام آشنا بود
چون میدونم و درک کردم که گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
من این جملات رو میفهمم دریافتش میکنم و دارم آگاهانه سعی میکنم توی عمل ازش استفاده کنم
خدارو صد هزار بار شکرررر
سلام به همه ی خونواده ی عزیزم.استاد عشقم و خانم شایسته ی نفسم
توی ایام محرم هستیم.و ازونجاییکه دارم روی دوره های استاد عشقم و فایلهای رایگانشون و روی توحید و یکتا پرستی خودم کار میکنم تصمیم گرفتم این واقعه محرم و اقدام حسین بن علی رو هم توسط قوانین بدون تغییر خداوند (که برای تمامیه انسانهای قدیم و حال و اینده این قوانین بدون ذره ایی تغییرو تقلب هستند.)بررسی کنم.اینو از استاد عزیزم یاد گرفتم ک تمامیه مسائل و اتفاقات رو توسط سیستم جهان بسنجم.
دوستانی هم که احساس میکنن دارم ب ادیان اجدادشون توهین میکنم لطفا نخونن.چون این نظر شخصی منه و من با بررسی قانون به اینها رسیدم.
منم یکی مث تمام این ادمایی که مقید به حسین و ابولفضل وعزاداری ها و تمام این مسایل دینی مذهبی هستن،بودم.از عزاداری گرفته تا شرکت و کمک توی حسینیه ها و مساجد و شرکت در نذری پختن خانواده م وحتی نخندیدن بعنوان احترام ب این ایام عزاداری گرفته،تا شب بیداریهای شبهای قدرو قران سر گذاشتن و های های گریه کردن ها صرفا برای اینکه دل ائمه برام بسوزه و وساطت منو پیش خدا بکنن و گناهانم بخشوده بشه یا حاجت روا بشم.اره منم تا خرخره توی این عقاید مذهبی اجدادیم بودم.
اما از وقتی که (خداروشکر خداروشکر خداروصدهزارمرتبه شکر)با استاد عشقم اشنا شدم و قانون جهان خداوند رو فهمیدم و درک کردم دیگه هر چیزی رو با قانون بررسی میکنم وتوی قران دنبالش میرم.و الان هم میخام بت شکنی کنم بت خدایی به نام حسین بن علی رو که توسط خانواده ام و پدران و اجدادم برای من ساخته و تحمیل شده رو بشکنم.(اره حسین بن علی برام خدا شده بود و خواسته هامو بجای خداوندم ازون میخاستم.)شکستن باورهای بت پرستانه ایی که برای من و همه ی ما ایجاد شده:
مثلاباور گریه وعزاداری برای حسین بن علی گناهان رو پاک و دل هارو صاف و بهشتی میکنه. گریه و عزاداری در این ایام برابر با ۱۰ تا حج زیارت کردن است و هزاران داستان دیگه برای تشویق ب عزاداری و گریه.که این باور باعث میشد زمانهایی که در مساجد و عزاداری ها گریه ام نمیگرفت و گریه نمیکردم و حالم خوب بود حسم از خودم بد بشه.از خودم بدم بیاد که ببین راضیه تو چقدر گناهکاری و گناهانت زیاده که باعث سیاه و سنگ شدن قلبت شده که حتی نمیتونی یک قطره اشک بریزی.تو برده ی شیطان شدی که حالت خوبه و برای این غم بزرگ گریه نمیکنی!!!
یا باور اینکه به حسین و ابولفضل متوسل شو که خدا ببخشتت.و یا حاجتتو بهت بدن.یا شفا عنایت کنن.(وااای خدای من)این باور اجداد و پدرانمون که دیگه تتتتتته شرکه.شور شرک رو دراورده.اخرشه.
بست انداختن ب ضریح ها مث ضریح رضا در مشهدو بقیه ی ائمه و امامزاده ها وحتی نوادگانشون که توی ایران ماشالله پره ازین نوادگان و امامزاده ها(بابا من چی دارم میگم اینا که بماند ملت حتی میگردن قدمگاهها رو هم پیدامیکنن و ازون قدمگاه حاجت میخان، سلامتی میخان، بخشش میخان). شرکه واضح توی روز روشنه.
دستمال کشیدن به ضریح و سنگ و در و دیوار حرم ها و الم هایی که توی دسته ها میچرخونن برای متبرک شدن دستمال. بعد اون دستمال رو با خودشون همه جا میبرن که محافظشون باشه.(اااااااای دااااد ازین همه شرک).
اصلا کسی فک کرده که این گاو و گوسفند و شتری که نذر حسین و ابولفضل میکنن برای حاجت روا شدن حرام هستن؟این حیوانات نذری که به اسم و نیت کل ائمه مخصوصا حسین و ابولفضل قربانی میشن و باهاشون غذا نذری درست میشه طبق آیه ی قران ،ب نام غیر خدا قربانی شده حرامه گوشتشون.بری از هرکی بپرسی که اقا این قربونی برای چیه میگه نذر اقامون امام حسین.اون یکی میگه برای حاجت روا شدن از امام حسین اگه اقا قبول کنن،این یعنی قربانی ب نام غیرخدا و حرامه.خب اگه برای خدا میبود که توی روزای معمولی قربونی میکردن و به نیازمندان میدادن یا خودشون میخوردن و لذت این برکت خدا رو میبردن و شکرگذاربودن.
میان پیاده روی راه میندازن از ایران ب کربلا و بعد وقتی ازشون میپرسن چرا تصمیم به این کار گرفتن طرف میگه نذر کردم اگه اقامون امام حسین، قبول کنه.یا این جمله ی معروف که من غلام اقامم و من کنیز اقامون حسینم اگه منو ب غلامی و کنیزی قبول کنن.
اقااااا اینا شررررک مطلق هستش.
خب حالا همه اینا یکطرف میرم سراغ داستان کربلا وحسین و اتفاقاتش که با قانون خدا بررسیش کنم.
قانون جهان میگه هر اتفاقی توی زندگیت توسط فرکانسیه که ارسال کردی.طبق باورهاییه که تو داری.ما توانایی کاملی بر خلق زندگیمون داریم.جهان ساخته شده تا یک دستگاه مبدل باشه برای تبدیل فرکانسهای دریافت شده به اتفاقات و شرایط هم سنگ و هم اساس با باورهاو فرکانس وکانون توجه ما.اگه اساس فرکانس ارسالی ما کمبود باشه نتیجه ش اتفاقات و تجربیاتیه که به کمبود می انجامه.اگه فراوانی باشه نتیجه فراوانیه بیشتره ،اگه شادی و حس خوب و ارامش باشه اتفاقات ارامشبخش ترو شادی بیشتره.اگه نگرانی یا ترس یا نفرت باشه هم اتفاقات ناخوشایندی که نگرانی و ناراحتی و نفرت بیشتری داره برای ما رخ میده.سیستم خداوند آینه ی اعمال انسانهاست(باورها و فرکانس ارسالی و کانون توجه)وبه باورها و افکارشون واکنش و پاسخ میده.حالا اگه انسان در مدار درست باشه فقط خوبی و نعمت وفراوانی ونیکی و خیر وارد زندگیش میشه.و اگه درمدار درستی نباشه سختی و بدبختی و خیانت و بدی و دشمنی و کمبودمیبینه.پس طبق این قانون هیچکس هیچکس هیچکس نمیتونه به کسی ظلم و بدی کنه وبهش اسیب و صدمه بزنه و اونو در رنج و سختی قرار بده مگه اینکه خود اون شخص ب این چیزا توجه کرده باشه و فرکانسشو فرستاده باشه.
کسی نمیتونه بهمون ظلم کنه این خودمونیم که داریم به خودمون ظلم میکنیم با باورهامون، با بی ایمانیمون، با بی توکلیمون ،با ترس و نگرانیمون، خودمون رو توی مداری قرار میدیم که بلا سرمون بیاد.خداوند به پیامبربارها میگه در قران:چون تو وصلی به منبع(توکل به خدا)اونها هرگز نمی توانند به تو زیان برسانند. چون تو به خداوند ایمان داری هر بلایی که خواستند سر تو بیارند سر خودشون اومد.چون تو توی مدار اونها نیستی.(ایه۱۱۳ سوره نسا:اگر فضل و رحمت خدا شامل حالت نبود گروهی از آنها قصد داشتند گمراهت کنند اما جزخودشان راگمراه نکنند و هیچ زیانی به تو نرسدو…).کسی که توکلش به خداونده،خداوند راه گشای اون میشه حالا هر چقدرهم که بقیه تلاش کنن بهش ضرر و زیان برسونن.اون اگه باور داشته باشه به خداوند و اگه باورنکنه که دیگران میتونن بهش ظلم کنن اون ظلم هارو دریافت نمیکنه.هر جایی که ظالمی هست مظلومی هم هست. در نبود مظلوم ظالمی بوجود نمیاد.کسی که میبینید داره بهش ظلم میشه اون هم خداوند رو باور نکرده.کسی که داره بهش ظلم میشه به غیر خدا قدرت داده.درمورد داستان محرم هم خیلیا حسین و خانواده اش رو مظلوم میدونن که خب اگه امام حسین اینی که اینها روایت میکنن بوده باشه حسین و خونواده ش انسانهای ضعیف و بی ایمانی بودند که بهشون ظلم و خیانت شده.بعضیام میان میگن که امام حسین موفق بوده و پیروز شده با اینکارش و اسلامو قران رو زنده نگه داشته،اوکی فرضا این قبول، پس چرا عزا؟چرا ناله و گریه؟چرا دلسوزی و غم؟چرا برای پیروزشدن ،اینجور مراسم های عزاو نوحه و گریه؟که بازم بنظر من اسلام و قرانی که به یک آدم بند و وابسته باشه بسیار سست و ضعیف و پوشالیه اما همه ما خیلی خوب میدونیم که قران و اسلامی که در قران گفته شده (تسلیم خداوند بودن) بسیار قدرتمندو بدون تغییر و بی نیاز از هر بنده ایی است و خداخیلی عالییی از قرانش و اسلامش محافظت میکنه بی نیاز از هر حسین یا محمد یا هر انسان دیگری…
حالا،داستان کامل محرم رو(سفر حسین ب سمت کوفه و پاپس کشیدن مردم کوفه از بیعت کردن با حسین(خیانت) و ازونطرف هم محاصره شدن توسط لشکر دشمن. فرارتعداد زیادی از لشکریان خود حسین(خیانت) بصورت شبانه هرچندبا اجازه ی خود حسین و دیگه بعدشم شروع جنگ و قتل عام شدن توسط دشمن)همه ما خیلی خوب میدونیم.
طبق قانون بدون تغییر و بدون تقلب خداوند تمامیه این اتفاقات، فرکانس ارسال شده ی خود حسین بن علی و خونواده ش بوده.خودشون اینجور توجه و باور و فرکانسی رو ارسال کردن که اینجور توی سختی افتادن و برای به خداو آزادی رسیدن زززجر کشیدن و جونشون گرفته شد.یاد مثال استاد در قدم اول ۱۲قدم میوفتم که برای رسیدن به خواسته (حالا میخاد هرچی باشه،مالی،سلامتی،رابطه ی عاشقانه با خداوند،روابط با انسانها و غیره)مثال جاده هایی رو میزنن که یکیش آسفالت و مستقیم و در آرامش و زیبایی با شنیدن صدای زیبای پرندگان حرکت میکنی و به خواستت میرسی.یه مسیرهم پر صخره و سنگ و حیوانات درنده و تپه ها و کوههای سخت پیماوجود داره که باید جووونت دربیاد و زجر بکشی تا به خواستت برسی.از نظر من مسیر به خدا رسیدن،به آزادی رسیدن حسین بن علی از مسیر دومه بوده.چرا هیچکدوم از پیامبران(که بنظر من توحید و یکتاپرستی و خداشناسی در زندگینامه اونا (که در قران کامل و واضح اومده)خییییلی بیشتر گواهه،خیلی واضحتره،خیلی بیشتر قابل دیده)اینجور مسیری رو برای توحیدشون انتخاب نکردن؟!!!!!جالبتراینجاست که اصلا از حسینی که شیخا و آدمای الان ازش حرف میزنن و روایت میکنن اصلا توی قران نیومده چون خود خدا میدونسته برای آیندگان همین قرانش و خودش کافیه همونطور که انیشتین رو ،استاد عباس منش رو ،مابچه های سایت رو،ایلون ماسک رو،و خیلی انسانهای دیگه رو حتی ترامپ رو هم داره طبق فرکانسهاشون ب طرق مختلف هدایت میکنه ونیازی به فرستاده ی دیگه ایی نیست واسه همین به پیامبر و انسانها گفته حجت رو برای شما تمام و کامل کردم.آیا استاد عباس منش این مسیر توحیدویکتاپرستی رو اومد از قتل عام شدن حسین فراگرفت یا چسبید به قران و اصل قانون و توحید رو فهمید؟؟؟کدومش؟خود خدا برای هدایت انسانها کافیه،مثلا یکی مثل انیشتین درسته قران رو نمیشناخته اما خداوند اون رو هم به طرق متفاوتی هدایت کرده و به باورهای توحیدی خیلی خوبی رسونده.
اون بالاجایی که گفتم خداوندراه گشامیشه و نمیذاره بهت آسیب برسونن اگه بهش توکل کنی و ایمان داشته باشی،اصلا توی داستان سفر حسین بن علی به کوفه دیده نمیشه،اگه به خداوند ایمان و توکل میداشتن راهشون نه تنها باز میشد بلکه نیروهای کمکی خداوند از همه جا براشون میومدن، به جای سلاخی شدن. براشون از طرق بی نهایت خداوند،راه باز میشد.از دستان بی نهایت خداوند، براشون کمک میرسید.
اقا مگه خدای حسین بن علی و خونواده ش همون خدای حضرت محمد نیست که در جنگ، پرندگان و باران سنگ رو برای کمک به لشکریان حضرت محمد فرستاد.دقت کنین پرنده نه حتی انسان(دیگه تا این ححححد دستان بی نهایت خداوند وجود داره الله اکبر،دیگه شمافکرشو بکنین)!!!.
مگه خدای حسین بن علی همون خدای ابراهیم و اسماعیل نیست که برای ابراهیم آتش رو گلستان و برای رفع تشنگی اسماعیل(در نوزادیش)در بیابان چشمه آب شیرین جاری کرد؟!!!
خدای حسین بن علی همون خدای یوسف پیامبریه که وقتی به دوستش در زندان متوسل میشه برای آزادیش ،زندانش طولانی تر میشه(شرک) وزمانی که یوسف میفهمه خطاشو دست به توبه میبره و بلافاصله از زندان آزادو عزیز مصر میشه، اونم از چه دستی از دستان خدا؟؟؟خواب دیدن پادشاه مصر*،یعنی خدایی،این دست خدابرای آزادی یوسف رو داشته باشین.میخام بگم دستان خدا فقط آدما نیستن که!!!باد و خاک و آتش و انسان و حیوان و هرچیزی در جهان،برای ما دستان خداوند میشوند اگه ایمان و توکل داشته باشیم.(تازه بماند که چقد کائنان معبد برای خار و ضایع کردن و کشتن حضرت یوسف نقشه کشیدن اما وقتی توکل وتوسل فقط فقط به خداوند باشه حتی نمیتونن ذره ایی بهش نزدیک بشن و بهش صدمه بزنن و حتی نمیتونن به یک تار موش آسیب برسونن.و بیشتر هم خودشون رو ضایع و سرنگون کردن و هر بار مردم بیشتری به یکتاپرستی ایمان میاوردن)
اقا مگه نمیشدزمانی که حسین و خونواده ش توسط یزید تهدید شدن مثل حضرت محمد هدایت بشن به راه و مکان و مسیری که یزید حتی نتونه ببیندشون؟؟؟مثل هدایت حضرت محمد به غارو تنیده شدن تارعنکبوت و لونه ساختن پرنده دم غار.یا چرا راه دور میریم مثلا هدایت شدن استاد عباس منش به سفرو مکانی که از طوفانهایی مثل طوفان مایکل درامان بود تازه تفریح و لذت هم برد.نه تنها خودش بلکه اموالش هم دست خداوند امانت بود و صحیح و سالم وقتی برگشتن از سفر،خدابهشون تحویل داد.خب پس یعنی وقتی توی فرکانس درست و خوب باشی، در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میگیری.یا یادِ رفتن استاد از پاریس افتادم که میگفتن دقیقا زمانی که از پاریس رفتن پشت سرشون داعش به پاریس حمله کرده بود.خب این یعنی در زمان مناسب در مکان مناسب بودن.این همون محافظت خدواند از بندگان با ایمان و متوکلشه.مثالهای زیادی از استاد عباس منش هست (که دیگه روایت هم نیستن که بگیم اجهاف و تحریف و دستکاری شده (مثل روایات ائمه)بلکه واقعیتن به روشنی روز) که با توکل به خدا چققققد مسیرهای زیبا و آرامش بخش و لذت بخش وآسون رو توی زندگیش تجربه کردن.چقققد دستان خداوند از زمین و آسمون براش فرستاده شدن تا کارهاش راحتتر و با کیفیت تر انجام بشه.
اقا مگه نمیشد زمانی که تعداد زیادی از لشکریان حسین بن علی شبانه فرار کردن خداوند مثل کمک به پیامبر به حسین هم از دستان بیکرانش کمک میفرستاد؟
یا زمانی که آب رو به روشون بسته بودن!مگه نمیشدخداوند براشون چشمه و نهرجاری کنه؟بارون بفرسته؟
معلووومه که خدا میتونسته.خداوند قادر تواناست.اما تا درخواستی نباشه اجابتی هم نخواهد بود.تا توکلی نباشه پاسخی هم نخواهد بود.تا فرکانس درست ارسال نشه نتیجه ی درستی هم دریافت نمیشه.که نتیجه میگریم حسین بن علی تمام اتفاقاتی که براش رخ داده رو خودش خواسته،خودش فرکانسشو فرستاده.مسیر سخت و دشوار رو خودش میخواسته وگرنه همیشه خداوند بهترین و راحتترین و لذت بخش ترین مسیر رو برای بنده ی متوکلش ایجاد و الهام میکنه.
اقا اگه حسین بن علی جهاد هم کرده باشه خب سوال من اینه چرا توی همون جهادش از خدا کمک و الهام نگرفته؟چون همیشه الهامات خداوند به پیروزی و رشد و آرامش و خوشی ختم میشه نه به سلاخی شدن.مث پیامبر که تمام جنگهایی( دفاع کردن) که داشته با الهاماتی که خداوند بهش میکرده همه روپیروز شده بجز یک دونه رو اونم بخاطر اینکه افرادش به الهامی که به پیامبر شده بود عمل نکردن و اون جنگ رو شکست خوردن.(از نظر من جهاد،جنگیدن و خون و خونریزی نیست،جهاد واقعی کنترل افکارواحساسات و کنترل نجواهای شیطان در ذهنه.این سخترین جهاده که البته بهترین و فوق العاده ترین نتیجه رو برامون داره.حتما واسه همینه که استاد همیشه میگه ما باید جهادی اکبر برای تغییرباورها و زندگیمون انجام بدید.)
خلاصه که آقا چرا الکی برای فرکانس ارسالی یک نفر دیگه ما عزاداری میکنیم؟همونطور که خدا به پیامبر میگه تو وکیل و وصی کسی نیستی از حزن و اندوه برای اونها اعراض کن.چون اونا به خودشون دارن ستم میکنن و اگه تو اندوهگین بشی براشون و غصه بخوری به خودت ستم کردی.بنابراین برای من دیگه نه محرمی وجود داره و نه عزاداری و نه خدایی به اسم حسین بن علی،و روز و کارهامو طبق روالی که دوست دارم انجام میدم مثل موزیک گوش کردن در حین انجام کارهام،رقصیدن،ورزش و شادی و غیره…
سپاسگذارم از خداوندهدایتگرم و عاشقشم.و سپاسگذارم از شما استاد عزیزم که منو از خیلی از قفل و زنجیرهای باوری، اعتقادی و ذهنی با آموزش قانون دقیق جهان،آزاد و رها کردی و الان در حال پرواز هستم.سپاسگذارم که توحید و یکتاپرستی رو در قلب و ذهن و روح و زندگیم جاری کردی و شرک و کفر رو حذف کردی.همین که طبق سوره ی حمد، جزو هدایت شدگان به صراط مستقیم که به آنها نعمت داده شده و میشود، قرار گرفتم و دارم این راه روادامه میدم وخدام و توحید و توکل بهش رو بیشترپیداکردم و پیدامیکنم ازتون تشکرمیکنم.با آموزشهای شما استاد زندگیم گلستان شده.بهشت شده.لبریز از آرامش شده.مرسی استاد عشقم.
سلام دوست خوبم
ازت ممنونم وخداروشاکرم که به کامنت شماهدایت شدم که متوجه وآگاه بشم که چراذهنم سختی کشیدن روپذیرفته تابتونم به بهشت برم ودلیلش روالان باخوندن کامنت شماخدابرقلبم واردکردکه دلیلش اینه که ازبچگی ماه محرم وعزاداری وگریه برای امام حسین که خیلی سختی کشیده والان جایگاهش دربهشت هست باعث شده بودناخودآگاه من هم بپذیره برای رفتن به بهشت تنهاراهش سختی کشیدنه وخداوندمهربون باهدایتم به کامنت شماوهمون لحظه دادن آگاهی بهم منومتوجه این باورمخرب درذهنم کرد خدایاصدهاهزارمرتبه شکرت هذامن فضل ربی
دوست خوبم سپاسگزارم
استادعباس منش عزیزم سعادت دنیاوآخرت نصیبتان باد
سلام بسیار عالی
چه زیبا توصیف کردین این واقعه رو
لذت بردم
با سلام امیدوارم سانسور نشه: اول اینکه مگه قراره هرکی در راه اسلام کشته میشه اسمش تو قران بیاد. مگه اسم یاسر و عمار و سمیه اومد یا مگه اسم خدیجه که ثروتشو برای اسلام داد اومده. اینکه محیط شما امام حسین رو اینجوری براتونتعریف کرده تقصیر ایشونه. چرا فکر می کنید امام حسین زندگی سختی داشتن؟؟؟ فکر کنم دعای عرفه رو نخوندید. امام حسینی که به اون زیبایی با خدا حرف زدن و از نعمات سخن گفته بودن یعنی به ذهنشون نیومده از خدا درخواست معجزه کنن. کسی که به خدا می گه لم تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَهً دُونَ اُخرى وَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ
راضى نشدى اى معبود من که تنها از نعمتى برخوردار شوم و از دیگرى منع گردم بلکه روزیم دادى
وَصُنُوفِ الرِّیاشِ بِمَنِّکَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ عَلَىَّ وَاِحْسانِکَ الْقَدیمِ
از انواع (نعمتهاى ) زندگى و اقسام لوازم کامرانى و این بواسطه آن نعمت بخشى بزرگ و بزرگترت بود بر من و آن احسان دیرینه ات بود
اِلَىَّ حَتّى اِذا اَتْمَمْتَ عَلَىَّ جَمیعَ النِّعَمِ وَصَرَفْتَ عَنّى کُلَّ النِّقَمِ
نسبت به من تا اینکه تمام نعمتها را بر من کامل کردى و تمام رنجها و بلاها را از من دور ساختى
لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلى وَجُرْاءَتى عَلَیْکَ اَنْ دَلَلْتَنى اِلى ما یُقَرِّبُنى
باز هم نادانى و دلیرى من بر من جلوگیرت نشد از اینکه راهنماییم کردى بدانچه مرا به تو نزدیک کند
امام حسین خواستن یاد بدن اگر روزی قراره جلوی ظلم بایستید و از حق دفاع کنید، ممکنه از خون خودتون و خیلی چیزهای دیگه بگذرید و خود خواهرشون گفتن جز زیبایی ندیدن.
رزمنده های ایران هم میتونستن بگن خدایا برو بمبای شیمیایی صدامو از کار بنداز ما موحدیم میشینیم خونه ماشین بمب بر و بمب افکنو معجزه کن نابود بشن. یا خلبانهای شهید بگن خدایا من توخونه میشینم ابابیلو بفرست تو سر خلبانای صدام. یا غواصایی که دست بسته زنده بگور شدن گفتن خدا معجزه کن سربازای صدام تو لجناو شط آب خشک بشن همانطور که بر ابراهیم معجزه کردی. الانم بگیم برو ابابیلو بفرست رو سر دشمنان مرزی سربازا میشنن تو کیوسک.
خود آقای عباسمنش هم میگن برید زندگی امامان رو بخونید چون الگوی خوبی هستن. وگرنه یکعده هستن از حضرت علی خدا ساختن، دلیل بر این نیست که خود امام راضی باشن.
سلام و درود خداوند بر استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام دوستان عزیزم …
بگذارید از تصمیم های دیروز بنویسم و نتایج دیروز …
من دیروز اینستاگرام رو حذف کردم به این دلیل که کنترلی بر ورودیهام از طریق این شبکه نداشتم …
معمولا اخر شبها میرفتم تو سایت و ویدیو میدیدم این اواخر به حدی رسیده بود که من 3 و یا حتی 4 صبح میخوابیدم و متاسفانه روزم ساعت 10-11 صبح شروع میشد و همیشه خودم رو قانع میکردم که مهدی بجاش از ظهر تا اخر شب زمان داری برای کارت و واقعا هم زمان میزاشتم تا 10 حتی 12 شب برای کارم …اما الان رو خدمتون عرض کنم از کمتر از 24 ساعتی که این شبکه اجتماعی رو حذف کردم …من الان 8 صبح هست و دارم کامنت روزم رو مینویسم …چرا روزهای گذشته نمیتونستم یه دلیل ساده با دیدن فایل های مختلف اینستاگرام خوابم می پرید و دیگه خوابم نمی برد…اما دیشب قبل از خواب زدم نشونه امروز من و فایل فراوانی استاد پلی شد و با اون فایل خوابیدم …من الان 3 ساعت زودتر از روزهای گذشتم بیدار شدم پس این یعنی موفقیت یعنی در مسیر درست قدم برداشتن و بهبود دادن خودم ،الان هر وقت میخوام طبق عادت برم اینستگرام نمیتونم چون اپش رو گوشیم نیست و همونجا قلبم بهم میگه برو یه دونه کامنت بخون تا عادت به سایت استاد کنی نه به چیز دیگه ای.
خدایا شکرت هدایتم کردی این تصمیم رو قاطعانه بگیرم نتیجش رو کمتر از 24 ساعت دیدم سپاسگزارتون استاد عزیزم و قدردان وجودتونم که این دوره فوق العاده خانه تکانی رو به ما هدیه دادین …
مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون:
کل کاری که ما باید انجام بدیم این هست که بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و به چیزهایی توجه کنیم که احساس بهتری به ما بده به این شکل هدایت میشیم به افراد و شرایط و موقعیت هایی که مارو به خواسته هامون نزدیک و نزدیکتر میکنند…
شغلتون عشقتون باشه اون چیزی که عاشقشید و دوسش دارید اون چیزی که وقتی انجامش میدید احساس خستگی نمی کنید،اون چیزی که وقتی انجامش میدید خیلی خلاق هستین…اگر به شغل به عنوان عشق نگاه کنید و تصمیم درست بگیرید و در این زمینه زندگیتون لذت بخش میشه ثروت تا دلت بخواد میاد…
اگر 99 درسته شرایط منفی هست باید یه جوری به اون 1 درصد توجه کنیم و ذهنمون رو مدیریت کنیم تا اون 1 درصد رو ببینه…بعد از این 1 درصد میشه 2 درصد و 3 درصد و ارام ارام زندگی از همه جهان زیبا و زیباتر میشه ..
در مورد عزاداری خرافات هست و اصلا اعتقادی نداریم وگرنه که امام حسین به خواستش رسیده و اون هم شهادت بوده …حضرت زینب که در همون جریان بوده ناراحت نشده و خوشحال بوده و میگفته من جز زیبایی چیزی ندیدم .خدایا شکرت برای این آگاهی سپاسگزارم استاد .
کنترل ذهن چیزی هست که هر چقدر کار می کنید هنوزم جا برای کار داره درسته بهتر از قبل میشیم ولی هنوز هم خیلی جا برای رشد بیشتر هست.
در مورد مدیتیشن وقتی حالت خوبه و داری به چیزهای خوب فکر میکنی یعنی داری مدیتیشن میکنی،مدیتیشن رو سخت نکنید یاد بگیرید همچیز رو ساده کنید .
هر جا احساس کنم ترسو شدم و جسارت ندارم بهم بر بخوره که اتفاقا اون کارو با جسارت و شجاعت انجام بدم تا ترس ها منو احاطه نکنن و همیشه به این شکل خودم رو به چالش میکشم .
در واقع این صحبت شما استاد عزیزم یعنی رقابت با خودمون داشته باشیم نه با بقیه . و به این شکل رشد و پیشرفت کنیم.
خداوند همه کار برای ما انجام میده بشرطی که باورهای درستی داشته باشیم …
اگر باورهای درستی داشته باشیم به ما یسری ایده ها گفته میشه که اون کارا یه کاری هست که به اندازه 100 تا کاری که بقیه دارند انجام میدن تو رو پیش میبره.
در مورد الهامات تو یکاری باید انجام بدی ولی اون ایده الهامی که بهت گفته شده مثل این میمونه بقیه دارند با قاشق زمین رو میکنند ولی خدا بهت میگه با این لودر اونجا رو بکن ،و با یکبار با بیل لودر رفتن تو زمین به اندازه چند صد هزار تا قاشق میتونی خاکبرداری کنی.
خدا یک چیزی رو میگه خدا یه حسی رو بهت میگه که نتیجش خیلی بزرگتر از کارایی که بقیه بصورت روزمره انجام میدن و هیچ هدایتی از درونشون دریافت نمیکنن.
استاد در مورد فارکس و بازارهای مالی گفتین.
استاد عزیزم من معامله گر فارکس هستم چرا هدایت شدم بخاطر اینکه من عاشق معامله گری هستم ازونجایی که پدر من هم عاشق معامله گری بود البته در ملک و املاک و در شهر خودش جز ثروتمندترین هاست ،علاقه وجودی من هم این بود که معامله گر بشم خب سالها پیش از خریدو فروش موبایل شروع شد و بعد خرید و فروش ماشین و گذشت تا اینکه با بازار بورس آشنا شدم و اینکه چقدر راحتر حتی بدون اینکه منتظر مشتری باشی سهامتو میفروشی و واقعا چقدر لذت بخشه …هدایت شدم تو بورس …استاد البته عرض کنم که واقعا منبع درستی در مورد این شغل مخصوصا در ایران نیست همه بدنبال حاشیه هستن نه مهارت این شغل ،مهارتی هم که 99 درصد اساتید این حوزه اموزش میدن پیش بینی و تحلیل هست که خود من سالها با این فرمون رفتم جلو و به هیچ کجا نرسیدم و آنچه هم که بدست اوردم از دست دادم …
تا اینکه روزهای سختی داشتم و درخواست قلبی از خدا کردم گفتم خدایا این شغل رو میزارم کنار با اینکه عاشقشم اگر هم راهی وجود داره پس هدایتم کنه …خدا شاهده استاد من 5 سال تو درو دیوار بودم خدا یک هفته بعد که دقیقا 7 ماه پیش بود هدایتم کرد به اون آدمی که مثل من عاشق معامله گری هست و هم سن خودم هست و 4 ساله مثل بنز نتیجه خلق کرده و البته شاگرد شما هم هست استاد سبحان صمدی این آدم استاد از نتیجه که نگم براتون تا دلتون بخواد پول ساخته درامد ماهیانه الانش حداقل 5 میلیارد هست و نمیدونید چه باورهای عالی ساخته و بارها بوده من سجده شکر رفتم استاد هدایت شدم به فردی که تاکید زیاد به تکامل داره و هدایت شدم به فردی که تبلیغ نمیکنه خدا براش تبلئغ میکنه بسیار با صداقت و درستکار و ثروتمند و مثل آب خوردن در یک دقیقه معامله میکنه و سودشو میگره و میاد بیرون وتمام و میره برای روز بعد . در صورتی که معامله گرانی داریم که صبح تا شب پای سیستم هستن تا یک معامله کنن .شما نمیدونید باورهای من جابجا شد .
استاد جان اگر ادم هایی هستن که به ورق بازی کردن علاقمند هستن صد درصد ادمهایی هستن که به این بازارهام علاقمندن. من الان الگو تریدر ثروتمندی دارم که خیلی وقت دنبالش بودم این داستانم براتون گفتم چون خیلی ادمها هستن که بازار مالی براشون عشقه مثل من. اسمش بد در رفته اون هم استاد چ ن با پول سروکار داره ما فکر میکنیم اشتباست سالها این شغل به من پولی نمیداد ولی من با لشق پاش بودم و انجامش میدادم، ولی در مسیر اشتباه این بازار بودم، باید در چهارچوب درست معامله گری و با قوانین درست معامله با استادی که نتیجه داره آشنا بشن و منتور محور پیش برن و صد درصد موفق میشن .
استاد صمدی 7 ماه هست به من اجازه 1 دلار وارد کردن در بازار رو نداده مگر اینکه خودش تاییدم کنه و به لطف الله استراتژی نویسیم رو نوشتم بکتست هام رو گرفتم ،پلن معاملاتی نوشتم و حالا بصورت دمو باید ترید کنم اگر ثبات رفتاری داشتم تایید میشم و اون وقت بصورت تکاملی باید حسابم رو شارژ کنم و پیش بسمت موفقیت بیشتر .این داستانی که گفتم خیلی مفصله و حتما در کامنتهام میگم که افرادی که مثل قبل من بودن با خوندن این کامنت هدایت بشن و عشقشون و عوض نکنن بلکه از مسیر درست از عشقشون استفاده کنن.
عاشقتم استاد شکرگزار خدام برای وجودتون عجب فایلی بود باعث شد بیام بنویسم و بنویسم شکر شکر شکر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز
پروژه خانه تکانی ذهن…گام پانزدهم
کانون توجه
کل کاری ک ما باید انجام بدیم و توش مهارت داشته باشیم کنترل ذهنمون هست و اگه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و به چیزهایی توجه کنیم که به ما احساس بهتری بده ما هدایت میشیم به شرایط، افراد،و به موقعیت هایی ک ما راحتتر به خواستها مون نزدیک و نزدیک تر میکنه
و تا وقتی این مهارت رو تقویت نکنیم و نتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم زندگیون پر از مشکلات و بدبختیه پس مهمترین اصل اینه ک هر روز به خودمون ی تمرین بزاریم ک در شرایطی ک همه چی سخت پیش میره و بدهکاری اگه بتونم ذهنم رو کنترل کنم خداوند پاداش میده چون امتحانی هست ک اگر تو اون شرایطی ک خودت بوجود آوردی بتونم ذهنم رو کنترل کنیم و توی این امتحان قبول بشم ی پله میرم در مدار بالاتر ک خدا نعمتهای بیشتری میاره تو زندگیم
در مورد تغییر شغل:
باید از کاری ک انجام میدم باید عاشق اون کاری باشم ک انجام میدم و با عشق و با لذت انجامش میدم و در کل حالم خوبه و طبق قانون اگه احساست خوب باشه اتفاقات خوب پشت سر هم میفته و دنبال نتیجه و پول نباشم
چون ثروت لاجرم و طبیعی میاد تو زندگیم
وقتی از کاری ک انجام میدی و حست به اون کار خوب نیست و بزور داری انجامش میدی و هیچ خلاقیتی نداری و نمیری چندتا کتاب در مورد اون کار مطالعه کنی و داری تقلا میکنی زور میزنی ک به پول برسی ک بتونی مایحتاج زندگی و اجاره خونه رو پرداخت کنی باید فقط بدوی و میبینی ک هیچی نداری تو زندگیت از خدا هدایت بخواه ک راه علاقه ات رو بهت نشون بده و هوشیار باش به نشانهای ک میده و قدم بردار و با عشق شروع کن وقتی انجام میدی اگه شبانه روز انجام بدی اصلا خسته و گرسنه نمیشی اون موقع ثروت میاد داریم میبینیم ک بعضی دارن با عشق کاری که بهش علاقه دارن رو انجام میدن ساعت 3 نصف شب مغازه اش بازه و مشتری داره و میری نگاهش میکنی لبخند رو صورتشه
در مورد مدیتشن سوال پرسیده شد
اینکه اگر ی تایمی میزاری برای خودت سکوت میکنی داری مدیتشن میکنی
چون با زیاد صحبت کردن داری در مورد همه چیز غیبت و قضاوت رو همراه خودش میاره
اگه عادت کنیم بیشتر سکوت کنیم بهترین مدیتیشن هست ک با خودش آرامش میاره
فقط با صحبت کردن با خدا مدیتشن میکنیم چون وقتی خدا هم با من صحبت میکنه فول انرژی میشیم و هر لحظه حواسمون باشه به درون خودمون و مراقب باشیم ک هر رفتاری ک از روی عادت های قبلی انجام میدادیم و انجامش نمیدیم و کنترل ذهن میکنیم اینم خودش مدیتیشنه
و هدف از زندگی پول و خانه و ماشین نیست
هدف لذت بردن از زندگی هست وقتی دارم لذت میبرم و باورهام در مورد ثروت خوب باشه ثروت لاجرم و طبیعی میاد تو زندگیمون
کافیست ک بخدا وصل باشیم و باورهای توحیدی داشته باشیم
در پناه خداوند رزاق و هدایتگرم باشین
با درود
حتما دوره سلامتیو میخرم , خیلی مشتاقم بشنوم و عمل کنم.
من از بچگی عاشق نقاشی بودم و بصورت جدی دارم دنبال میکنم.و خداوند بمن گفت در خواب که دنبال چی باشم و تو چه زمینه ای فعالیت کنم.درخواست کردم و خیلی سپاسگزارم.
من محیط اطرافم بسیار منفی بود ولی هر لحظه سپاسگزاری کردم و محیطم تغییر کرد و خداوند به مسیر و مکان جدیدی هدایتم کرد.
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم و مریم جان قشنگم ممنون از شما بابت این دوره فوق العاده
دلیل اینکه به خودم تعهد دادم و از خدای خودم کمک خواستم کامنت بنویسم برای هر فایلی که می شنوم این که از روزی که تصمیم گرفتم کامنت بنویسم ذهنمو راحت تر می تونم کنترل کنم چون وقتی جایی میرم و فایل می ببینم در ذهن خودم به صورت ذهنی توسایت کامنت می نویسم و در ذهن خودم می نویسم که هنگام نوشتن فیزیکی یاد بیارم هر آنچه که باید بنویسم
دیروز به لطف الله و تمرین ستاره قطبی به یه جایی هدایت شدم به محض ورد به اونجا داشتم تو ذهنم برای سایت کامنت می نوشتم
و این تعهد چقدر زیباست که توسایت کانت بنویسم چون ذهنم قابل کنترل تر است
دیروز رفته بودم معدن مس (مهر اصل) تبریز شهرستان اَهَر و چقدر این سفر برام پر معنا و مفهوم بود یک معدن عظیم و من طی چند ساعت که اونجا بودم واقعا به صورت ذهنی داشتم تو سایت کامنت می نوشتم و تمام این معنا و مفهوم به این ختم شد این همه عظمت این همه نیرو این همه کار فقط بخاطر یک چیز و اون اینکه انسان در آرامش، رفاه، سلامتی و شادی باشد و الحق که انسان لایق بهترین ها هست اینو طبیعت و روال زندگی داره نشون میده نعمتی که خدا تو اون معدن به صورن رایگان در اختیار انسان ها قرار داده
و این فایل واقعا مثل بقیه فایل ها فوق العاده بود در مورد سلامتی و همه مواردی که اشاره شده واقعا خودم به شخصه تجربه کردم وقتی ذهنم مشوش هست بدنم خیلی زود واکنش نشون میده ولی وقتی با خودم در صلح هستم حتی کسای که بیماری دران در کنارم هستن یا بغلم میکنن حتی یک ذره هم حالم خراب نمیشه چون ارتباطم با اصل وصل هست و اون اصل همه کارهای خوب رو برا من و بدنم انجام میده
سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم جان
عشق براتون
به نام خالق هستی
گام پانزدهم
از خانه تکانی ذعن گام به گام
سلام و درود دارم استاد عزیزم و سلام و درود به خانم شایسته محترم
اول اینکه خیلی تشکر میکنم تمام وجودم که این فایلها و این دورهها و این فایل لایو باعث میشه که ما ذهنمون رو مرتب کنیم و بهتر درک کنیم و بیشتر به اون اصل حرکت کنیم و از فرع دورتر بشیم و این تکامل ادامه داره
چقدر زیباست تغییر کوچیکی در وجودم دارم احساس میکنم
برداشت من از این فایل و میخوام صبر بکنم بریم با هم لذت ببریم
دوباره تکرار شد یکی از مهمترین و پرتکرارترین و پر استمرارترین ابزاراتی که از قانون باید اجرا بکنیم و اگر به اون عمل بکنیم و واقعاً متعهد باشیم درش کافیه فقط همون یک کار!!؟!!
اون کاری نیست جز کنترل ورودیهای ذهن
با آن کنترل ورودیهای ذهن چه تاثیری برای ما داره
ما میایم روی خودمون کار میکنیم باورسازی میکنیم باید مراقب باشیم که ذهن ما ورودیهای اضافی یا منفی نگیره در گامهای قبلی و فایلهای قبلی شنیدیم که خیلی تاکید شد که باید مراقب باشیم چون تمام زندگی ما را افکار ما رقم میزنه
دوباره مرور قانونی قانون چی میگه:
طبق قانون ابدی خداوند تمام اتفاقهای ما رو افکار و باورهای ما خلق میکند
خوب باورها و افکار ما تشکیل شده از چه چیزهایی هستند از ورودیها که شامل گفتار ما هستش از چیزهایی که توی دیدگان ما میاد و آن چیزی که در موردش صحبت میکنیم
پس باید مراقب باشیم این ورودیها مرتب و منظم و تمیزتر از قبل باشه طبق قانون یعنی مثبت باشه
پس میام تعهد میدم که من مراقب ورودیهای ذهنم هستم مراقب این هستم که تمرکزم و توجهم روی چه چیزهایی هستش
آقا حواسم به به کانون توجهم باشه نقطه سر خط
یک مورد رو توی پرانتز بگم اینجا که خیلی برای من خیلی مهم هستش که وقتی فایلی رو ما میبینیم مثل همین فایل لایو خود فایل یک برداشت بسیار جالبی داره و نکتههای کلیدی داره وقتی متنش رو میخونی ز یه سری برداشتها و نکات کلیدی اضافه بر اون که از فایل یاد میگیری بهت شسته رفته و تمیز تحویل میده یعنی انگار دو تا فایل داری نگاه میکنی و دو تا برداشت عالی و دو بسته از نکات مهم قوانین به تو گفته میشه و یادآوری میشه
که من نجا اول فایل رو توضیح میدم و خواستم یه تشکری بکنم از خود خانم شایسته عزیز که واقعاً زحمت میکشن و خود استاد عزیز که بسیار زیبا متن آرایی میکنند و طبق هدایت خداوند اون چیزی که باید گفته بشه گفته و نوشته میشه و ما برداشت عالی میکنیم که خدا را شکر من تمرکز خوبی بر این نوشتهها دارم
بریم سراغ ادامه فایل و برداشت زیبا از گفتههای استاد
سوالی که پرسیده بودن از استاد در مورد این بود که : ما چه کاری رو شروع بکنیم؟
پاسخ: بریم دنبال عشقتون چیزی که بهش علاقه دارید
عاشق کاری بشید هم خلاقیت توش دارید هم بهش علاقه دارید و خستگی در آن وجود ندارد وقتی عاشق کاری باشی در اون غربالگری میکنی
واقعا وقتی که توی کار علاقه داشته باشی هم زمان بیشتری براش میذاری هم داری زندگی میکنی و هم داری تفریح میکنی هم داری لذت میبری و کلاً ثروتم همراهش میاد به ثروت چقدر جالب اینجا من در مورد ثروت بگم که من در مسیرش هستم
در مسیر درست کارت باشی اون چیزی که بهش علاقه داری ثروت خود به خود خلق میشود و اینجا یه نکته خیلی زیبا داره حرف استاد
که در تمام کارها مهارتها و شغلهای جهان به یک اندازه یا بینهایت ثروت سازی و یا پتانسیل ثروت سازی وجود دارد نقطه سر خط
نباید نگران این باشیم که اگه کاری که عاشقش هستیم آیا توش پول هست یا نه پس این از باورهای مخرب من میاد که باید درستش کنم
اقرار میکنم و اعتراف میکنم اینجا که بسیار باورهای غلطی در مورد مالی دارم و به خیلی از شاخهها پریدم خیلی کارها انجام دادم اما جالب اینجاست که واقعاً درک کردم که وقتی باور نداشته باشیم یا باور درستی نداشته باشیم به اندازه باورهامون به ما رزق میرسه
چون خدا رزق و داده نقطه سر خط
و ما به یک اندازه و منبع اصلی متصل هستیم
ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم نقطه سر خط
پس اگر داریم تفکر اینو میکنیم که یه عامل بیرونی ا شغلمونو تغییر بدیم یعنی اون چیزی که دوستش داریمو بذاریم کنار بریم اون چیزی که فکر میکنیم توش پول هست این دیدگاه منطقیشو باید بیاد اما نه اینجا مشخص میشه که ذهن من از کمبود میاد باور کمبود دارم باید درستش کنم این باور رو و روی خودم کار بکنم باورهای مالیم را تغییر بدم نه چیز دیگهای از عوامل بیرونی رو
مثلاً خود من توی طراحی گرافیک خیلی علاقه دارم و عاشق دیزاین هستم حتی یک هدفی رو برای من خداوند هدایتی مشخص کرده که البته خیلی هدف بزرگیه ولی خب به صورت هدایتی هم اقدامهایی به من گفته ولی پشت گوش میندازم اما خیلی جالبه در اوایل میگفتم که نه مردم ایران به هنر اهمیتی نمیدن هنوزم باور غلطش در ذهن هست و ذهنها هست
وقتی که به ترتیب جلو اومدم و عاشق کارم شدم و حتی شغلم رو براش تلاش کردم متوجه یک چند تا الگو شدم در این کارم
مثال بزنم یک برندی در جهان هست که ایرانی هم هستش آقای منصوری یک آرتیست بسیار موفق هنرمند خداوند هدایتش کرده و اون به قلبش عمل کرده و الان جزئی از برندها و آرتیست کارها و آرتیست خودروهای جهانه و با برندهای خودروسازی جهان حرفی برای گفتن داره مشخص شد که من هم شخصیت هنری و استعدادم چیزی که از دست کم از این فرد نداره بلکه منحصر به فرد
تنها تفاوتی که هست باورهای مالی من هستش باورهای من به کسب و کارم هستش باورهای من به خودم هستش و اون احساس لیاقت هستش که باید تقویت بشه و اینو تکرار کنم که من لایق بهترینهام با استعدادم با کارم با چیزی که بهش علاقه دارم
به دنبال الگو باشیم البته اون هم بگم چقدر جالب که توی متن من خوندم وقتی که به هدایت گوش میدیم وقتی با خدا هماهنگ میشیم و هدایت قلبی گوش میدیم خداوند حتی برای ما هدف گذاری میکنه طبق علاقهمون ما را به جایی میبره به تضادهایی میبره که علاقمون رو مشخص میکنه برامون
چرا این کارو میکنه که ما بیدار بشیم که چیو میخوایم تو این عالم و استاد تو این فایلهایش گفته که این تضادها بودند که منو بیدار کردن خواستههای منو واضحتر کردن
واقعا این تضادها بودن که به من گفتن تو خالق آثار هنری در تمام ابعادی دست از پا خطاکار کنم و اگر دنبال علاقهام نرم باز تضاد شیرینی خواهم خورد که به علاقت رسیدگی کن! سر خط
در ابتدا بیایم روی خودمون کار کنیم کنترل ذهن کنیم گوش به هدایت بدیم هدایت حتی برای ما دف گذاری هم میکنه چون شما به علاقتون کشش دارید و اون قلب هم چیزی به غیر از خواستهها و علایق شما را نمیخواد
گفته استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل:
| شهامت این را داشته باشید که از ندای درون خود پیروی کنید ی درون شما قبلتر از شما میداند که میخواهید چه کسی شوید همه اتفاقهای خوب پس از این مرحله اتفاق میافتد|
استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل
و یا یه گفته دیگه قشنگی که داره میگه که
(سر و صدای نظرات دیگران ما را از هدایت صدای درونیتان دور کند!) استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل
پس بریم دنبال عشقمون و اون چیزی که باید تشکیل بشه تشکیل میشه و خود به خود خلق میشه هم ثروت هم هماهنگی همه عوامل خداوند ما را هدایت میکنه پس با خداوند یکی بشیم
درس مهم دیگهای که اینجا من یاد گرفتم توحیده هیچ قدرتی بالاتر از خداوند نیست و وقتی ما ینجا حالا اینجاش رو میخوام قشنگ کنم با متن فایل
( وقتی که انتظارتان را از دیگران بریدید شما گوش به فرمان هدایت درونتان میشوید )
(وقتی با ایدههای درونیتان هماهنگ شدید و به آنها عمل کردید این صدا قویتر میشود و حتی برای شما هدف گذاری میکند پس کافیست شروع کنید و کمال گرایی را کنار بگذارید و دست از چگونگی بردارید و فقط عمل کنید ایدهای که فقط کافیست بند کفشتان را سفت کنید)
چقدر زیباست اینجا که آدم مشخص میشه براش که این قلب سکان زندگیش این هدایت خداوند سکان زندگیش
وکیل پای یک زندگی ما خداونده پس با او مشورت کنیم تمرین کنیم کنترل ورودی کنیم مراقبه کنیم ذهن را آرام کنیم صدای آن وکیل آن مدیر بزرگ آن فرمانروا را میشنویم
و در مورد اعتقاداتی که استاد در مورد عاشورا و حالا محرم گفتن من کاری نیستم که بخوام در موردش صحبت کنم و زیباترین آنها را از حضرت زینب میگویم
اگر دید قانون داشته باشیم این حضرت فرمودند که
ما بالاتر از زیبایی چیزی ندیدیم
برای هر کاری که میکنیم باید دلیل داشته باشیم آن هم دلیل منطقی و هر چیزی را چشم بسته از گذشتگان خود قبول نکنیم ( بسیار حرف شسته رفتهای هستش و احترام به آگاهی ما میدهد)
و واقعاًم من از خداوند شاکرم که تو این لحظه در مورد این موضوع استاد اشاره کردند
چقدر جالب اینجا که ما در مسیر درست باشیم مام اتفاقهای خوب لاجرم برای ما اتفاق خواهد افتاد و مهم اینه که اینها رو تکرار بکنیم باورسازی بکنیم
من سپاسگزارم از خداوند یگانه که اجازه دادند برداشتی که از این فایل تونستم بگیرم در این گام بنویسم و صبر بکنم و شکی نیست دوباره خواهم خواند و دوباره برداشت جدید و مهم نسبت به مدارم
تمام وجود از استاد عزیز خانم شایسته محترم سپاسگزارم که برای این فایل زحمت کشیدند و برای خانه تکانی زندان به گام تلاش کردند خداوند را سپاسگزارم
عاشقتونم دوستتون دارم به خداوند یگانه میسپارمتون در دنیا و آخرت ثروتمند و سعادتمند باشید
گام پانزدهم
22 مهر 1403
علی وزیری وصال
بنام خدا
سلام به همه دوستان
گام پانزدهم خانه تکانی ذهن
تحسین میکنم شما رو که بی پرده اصل رو بیان میکنید وراه رو روشن میکنید نکاتی که از نظرم گذشت اینکه برای هر کاری که انجام میدهم دلیل ومنطق داشته باشم
من در مورد مسایل مذهبی خیلی گارد میگرفتم که نه حتما بوده و این مسائل مربوط به دین کاملا درسته غافل از اینکه اگر درست بود چرا اینقدر تو زندگیم مشکل داشتم چرا نتایج محسوس نبود و راه به جایی نبردم من در مورد بحث مذهب و دین فکر میکردم درسته واصلا شک هم به خودم راه نمیدادم وکنکاش وجستجویی در ذهنم نبود مثلاً عزاداری گریه ولباس مشکی وامام حسین این مسیر رو رفته ومن هم باید برای ایشون همیشه گریه کنم وغمگین باشم و..
وقتی دوره دوازده قدم شروع شد مخصوصا فایل های قرآنی که درونم رو شخم زد،توحید رو پیدا کردم که همه انسانها به یک اندازه به خداوند نزدیکند و هر کسی اختیار داره مسیر خودش رو انتخاب کنه و اجباری نیست دوست داشتم بیشترفکر کنم واون آیاتی از قرآن برام بولد شد که چرا راه گذشتگان رو دنبال میکنید وتعقل نمیکنید
دوست دارم من هم برای هر کاری که انجام میدهم دلیل ومنطقی پشتش باشه نه اینکه چون بقیه انجام میدهند پس درسته وما هم همون مسیر رو بریم
در مورد کانون توجه اهرم رنج ولذت خیلی کاربردیه وقتی که توجه ام به بدی ها وعیب ها بره مسیر زندگی سخت میشه پر از عیب میشم واگر ادامه داشته باشه بعد از چند سال یک آدم درب و داغون از لحاظ سلامتی ،عاطفی ذهنی ومالی خواهم بود افرادی که معترض اند دنبال درگیری وجنگ ودعوا هستند میخواهند دیگران رو ادب کنند یا سرجاشون بشونند اکثرا زندگی خوبی ندارند چون افکار خوبی ندارند و برعکس کسانی که سرشون به زندگی خود شون هست دنبال زیبایی ها ولذت ها وشادی ها هستند نعمت وثروت وآرامش براشون میباره انگار همیشه زندگیشان شادیه
حال واحساس بهتری دارند زندگی یک مسیر لذت بخشه وقتی من توجه کنم به زیبایی ها وخصلت های خوب توجه کنم به فراوانی نعمتها وآدم های خوب اطرافم وشکر گذار باشم زندگی روی خوشش رو به من نشون میده
سپاسگذار خداوندم که من رو در این مسیر آگاهی ها قرار داد