سریال زندگی در بهشت | قسمت 6 - صفحه 38

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

475 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مینا علیپور گفته:
    مدت عضویت: 540 روز

    سلام به همگی

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم شایسته جانم

    ممنون برای ضبط این لحظه های قشنگ از پارادیس و صحبتهای عالیتون

    استاد چقدر اون قسمت آخر صحبتاتون به جان دلم نشست (بماند که چقدر از دیدن اینهمه زیبایی طبیعت بکر لذت بردم)

    همون که در مورد قطع کردن شاخه های اضافی گفتید اینکه تمرکزمون رو بذاریم روی هدف اصلی

    وای وای وای اون قسمت که گفتید بخاطر حرف مردم که مثلاً کسب و کار بزرگی که دارم نگهش دارم یا بخاطر اینکه کارمندم بی نون نشه، نمیایم شاخه های اضافی رو قطع کنیم، بریزیم دور این چرندیاتو

    اینکه گفتید اگه زمینی یا حالا هرچیزی داره اذیتم می‌کنه میفروشم و …

    خواستم بگم من مدتیه با خودم میگفتم باید یه سری وسایلمو بفروشم حتی وسایلی که نو هستن و یکبار هم استفاده شون نکردم

    تو زمانهای مختلف این فکرو داشتم اما هربار میگفتم نه ولش کن بعدا باید گرونتر بخرم یا شاید بعد پشیمون شدم یا فعلا که من مسیر مشخصی ندارم الکی اینارو نفروشم.

    این یکماه اخیر درگیر اسباب‌کشی هستیم و من دست تنها کلی وسایل رو بسته بندی کردم

    تو یه شرایط خیلی پر‌ تنش که دوست ندارم بازش کنم

    نتیجه ش شد یه گردن درد فوق‌العاده شدید که از قبل بخاطر خیاطی آسیب دیده بود

    اما اینبار بخاطر اسباب کشی و دست تنها بودنم شدتش انقدر زیاد بود که یه هفته ست درگیرشم و بیشتر توی تختم هستم حتی الان.

    نمیتونم فعالیت خاصی انجام بدم حتی گوشی زیاد دست گرفتن، یا یه لیوان آب خوردن هم بهم فشار میاره

    بماند که چه درد شدیدی توی سر و گردن و کتفم داره.

    البته امروز خداروشکر خیلی بهترم

    این موضوع باعث شد من تصمیمم جدی بشه برای فروش وسایلم چون احساس میکردم این اسباب دیگه مانع من هستن

    چون ازشون که نمیتونم فعلا استفاده کنم یه سریاش برای جهیزیه خریداری شده

    یه سریاش وسایل و ابزارهای مربوط به هنرهای مختلفی که بلدم.

    خلاصه چون از زندگی کنار پدر مادرم رضایت ندارم و پر از تنش هستیم و خط فکری متفاوتی داریم

    این بار با اطمینان بیشتری هدایت شدم که تمام این وسایلی که با عشق هم خریده بودمشون بفروشم

    و هروقت که زمان مناسب رسید و شرایط مستقل زندگی کردن یا ازدواج برام فراهم شد اونموقع دوباره میخرم و الان که هیچ خبری نیست و حتی با هیچکس هیچ نوع رابطه عاطفی ندارم

    نگه داشتن اینا فقط مانعم شده چون من همیشه دوست داشتم و دارم که مستقل از خانواده زندگی کنم

    درواقع این وسایل هم به همین نیت خریده بودم نه به نیت ازدواج

    این یکماه اخیر بیشتر از قبل این حس میاد سراغم که دوباره برم تهران و اونجا مشغول به کار بشم باز

    بااینکه زندگی توی خوابگاه شاید خوشایند نباشه

    اما من قبلا این شانس رو داشتم که توی اولین خوابگاهی که رفتم دوستای خوب داشتم و امنیت هم داشت بااینکه لاکچری هم نبود اما خداروشکر هیچوقت مشکل خاصی پیش نیومد.

    چون همیشه این باور و حس رو داشتم که من در هاله ای از نور الهی هستم و هرکجا که برم آدمها و موقعیت های خوب برام پیش میاد توی اون بازه زمانی که تهران بودم همینطور هم پیش رفت.

    اما چک و سیلی هایی که این مدت از دنیا خوردم فقط بهم اینو گفته که تو باید بری سمت رویاهات و رویای تو هیچوقت تو این شهر کوچیک و پیش آدمهایی که از لحاظ فکری و رفتاری باهات هماهنگ نیستن شکل نمیگیره.

    تو آدم اینجا نیستی و باید بری هرچقدر هم سخت باشه بازم باید این کارو کنی ولی اینبار با درسها و تجربه های بیشتری قدم برمیداری.

    تو بازم باید برگردی تهران اما اینبار قویتر از قبل.

    صحبتهای آخرتون برای من مهر تایید بیشتری بود

    که آره دختر ببین استاد هم دارن همینو میگم

    با اطمینان به این هدایت عمل کن وسایلتو بفروش و خودتو از این فکر که اگه من برم پس وسایلام چی میشن (اونم ما که هر سه سال تقریبا اسباب کشی داریم) رها کن.

    دیدم باید خودمو آزاد کنم و تعلقاتمو کم کنم و سبکبالتر پیش برم.

    منتظرم گردنم خوب بشه و برم سراغ وسایلم ازشون عکس بگیرم بذارم توی یه کانال تلگرامی یا اینستاگرام بفروشمشون

    و بعد برم سمت تهران

    اونجا ایستگاه اول من خواهد بود و مقصد نهایی جای دیگست که می‌دونم برای اونم توی زمان مناسبش هدایت میشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 203 روز

    سلام به همگی دوستانم

    بخصوص استاد و مریم جان

    اول از همه از زیبایی ها بگم بعد بریم دنبال نکات

    نمی‌دونم چرا سیر نمیشم از دیدن رابطتون

    از دیدن اون برکه زیبا

    از دیدن اون خونه تمیز

    از دیدن این همکاری

    از دیدن اون همه درخت

    از دیدن اون سایه ای ک درخت روی آب انداخته

    از دیدن اون نم نم بارون روی آب

    از دیدن این همه امکانات کارآمد و راحت کننده کار ها و..

    اصلا مو ب تنم سیخ میشه

    و درمورد نکته آخر ویدیو شاخ و برگ های اضافی رو قطع کن بره

    من خودم تو کافه بودم و خب توی کافه بحث پیش میومد

    و اکثرا توجه روی چیزای ناجالب می‌رفت

    رو اینکه چرا فلانی داد زد

    این چ اخلاقیه و..

    از ی جایی ب بعد من نتونستم تحمل کنم و زدم بیرون با وجود قسط گوشیم زدم بیرون

    و اومدم کار خودمو راه انداختم +. یه کار ک ی درآمد فعلا داشته باشم ک‌موقته

    و ی حاشیه دیگه ای هست من تازه 2هفتس کارامو استارت زدم و از اونجایی ک در گذشته هیچ مسیری نبوده ک به یه سرانجام برسونم و با دیدن اولین ثابت بودن مسیر یا صفر بودنش میگفتم ای بابا اینم نمیشه

    ب درد اینجا نمی‌خوریم

    الان هم همون مسیر ذهنی شکل میگیره

    ک ویدیو گذاشتی چرا انقد کم لایک کردن

    چرا انقد کم کامنت

    تو ک‌13تا ویدیو گذاشتی چرا سابسکرایب هات کمه پس

    و من بعضی موقع ها حواسم نباشه درگیرش میشم

    و موضوع اینه واقعا مهم نیست

    تعداد واقعا مهم نیست

    کی دیده کی ندیده چند نفر دیدن

    مهم اینه من لذت ببرم

    و یادمه ی خانمی می‌گفت تو اون چیزی ک میخوای رو بساز ،مخاطبت خودش خودتو پیدا می‌کنه

    و عجلم نکن

    منتها تو زندگی ما ها از بچگی این شتاب و عجله بوده برای هر چیزی

    اصلا لذت نمیبردیم از کار و مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    خدایاشکرت

    خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر این همه زیبایی

    واقعا مدتی هست همه چی مثل قبلا برام خیلی راحت جفت و جور میشه

    البته منم خیلی خوب دارم روی افکارم و ورودی هام کار میکنم

    و اما اومدم از زیبایی هایی که این جلسه به چشمم خورد بنویسم تا بیشتر لذت ببرم

    البته قبلش بگم من از سرکار اومدم کاری که عاشقشم و باید بگم ادم وقتی تکرار و تمرین میکنه همه چی براش راحتر میشه

    من خودم این شغل رو دوست داشتم اما خیلی اذیتم میکرد خسته میشدم

    اما حالا خیلی تغییر کردم ازش لذت میبرم عاشقشم

    کمی خستم ولی قلبم انرژی داره

    خدایاشکرت

    من آخر های فایل رو خیلی دوست داشتم چون استاد داشتن درخت ها رو مرتب میکردن و یکسری توضیحاتی دادن واقعا من لذت برم من همیشه از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا لذت میبرم یک موج مثبت قلبی رو‌ بهت منتقل می‌کنه

    ادم ممکنه از هرس درختا ناراحت بشه اما وقتی شاخه های درخت رو میزنی باعث رشد و پیشرفت اون میشی

    استاد خیلی خیلی سپاسگزارم ازتون

    خدایا خیلی خیلی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2082 روز

    بسم االله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته جانم و دوستای نازنینم

    روز و روزگارتون خرم و سرشار از نیکی و شادی باشه

    خدا رو  هزاران بار شکر برای این فایل پر از برکت و زیبایی و آگاهی..

    بخشی از زیباییها و فراوونی و درسهایی که تو این قسمت دیدم

    باز هم استاد جانم و استاد مریم جانم با عاشقتم و عشقم گفتن هاشون و ابراز محبتشون به همدیگه

    باز هم بهبود های  قدم به قدم و مستمر از جمله تعویض لامپ..

    استفاده از ابزارهای  فراوون حرفه ای و کاربردی

    از جمله دریل شارژی و آچار فرانسه و آهنربای خفن و نربون دو قسمتی چرخدار که میشه ارتفاعش رو کم  یا زیاد کنیم و.و.و….

    توضیحات عالی مریم بانو جانم و استاد جانم که بینهایت استفاده کردم

    ایجانم ای جان به مریم جانم چه جورابهای بامزه  و رنگی رنگی پاش کرده!

    ایجان دریاچه بسیار زیبا و بارونی که قطره قطره روش میریزه  و انبوه درختان پیرامونش و انعکاس بینظیرشون توی دریاچه که نماد فراوونی و نعمت و و بزرگ شدن ظرف وجودمونه!

    و آسمون زیبا با ابرهای فراوونش..که خداوند به زیبایی هر چه تمامتر نقاشی اش کرده..

    تشخیص اصل از فرع و قطع کردن شاخ و برگ های اضافی

    تحسین میکنم  همه این زیباییها و فراوونی ها رو..

    نوش جونتون باشه این همه نعمت و برکت و فراوونی..

    استاد جانم و مریم بانو جانم

    منم از شما دو عزیز دلم یاد گرفتم و چند ساله که هرچند روز یکبار  همسرم رو می بوسم و بهش میگم دوسش دارم..

    چند بار  لامپ اتاقهارو  عوض کردم

    چند ساله پرده ها رو که میخوام بزارم تو ماشین شسته بشه خودم از جاپرده ای درمیارم  و دوباره نصبشون می کنم، و البته که همسرجانم هم خیلی با من همکاری میکنه، خدا رو صدهزار مرتبه شکر..  

    و دوسال پیش که با همسرجان رفته بودیم خرید شبیه همین نردبون رو خریدیم..

    دریل شارژی رو  هم دخترام  چند سال پیش به دیجی کالا سفارش داده بودن  بعنوان هدیه روز پدر که اون هم یکی از زیباترین هدیه ها بود و من  همسرجانم خیلی خوشحال شدیم

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر که چند سال پیش با نوه ام علیرضا جان  که هنوز ایران بود دوسه ماه بازی دسته چک فراوونی رو انجام میدادیم و از ای بِی و آمازون  آنلاین خرید می کردیم..

    و در یکی از سفرهام به امریکا، توسط دخترم سمیه جان به آمازون ایرپاد اپل سفارش دادم و بسته اش  رو که پشت در گذاشته بودن و به سمیه جان اطلاع داده بودن رفتم برداشتم، و اون بسته آمازون  رو   بعنوان یادگاری با خودم آوردم ایران

    که البته دختر مهربونم نزاشت من حساب کنم و خودش بهاشو پرداخت کرد..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر من خیلی از این زیباییها و ابزارهای حرفه ای و کاربردی گوناگون  رو تو سفرهام به کانادا و امریکا تو  خونه دخترام و خونه دوستاشون دیدم 

    و همینطور  وقتی که با دخترم سمیه جان و همسرش و نوه ام تینا جا  همراه با هدیه دوست   هم دانشگاهی سمیه جان در دانشگاه تهران و همسرش..

    یه سفر سه روزه رفتیم و یک ویلای چوبی دو روزه رو شریکی ایر بی اند بی کرده بودن

    ما تو اون سفر کلی زیبایی دیدیم،

    مثل تماشای غروب بینظیر خورشیدگرفته تا بالا رفتن

    از تپه های نرم و  شنی  sleeping  bear dunes که چند ساعت طول کشید، و بالاش یه دریاچه خیلی بزرگی داشت تا آهوهایی که کنار جاده بودن و  با چشمای برّاقشون توی تاریکی بما زل زده بودن و تماشا می کردن،

    و نیمه شب بود که رسیدیم و بعد از جابجایی وسائلمون خوابیدیم..

    صبح که شد من از پنجره اتاق بیرون رو نگاه کردم و

    واااای خداجانم که با چه صحنه ای رؤیایی و دقیقاً شبیه پارادایس روبرو شدم، و سر از پا نشناخته بسمت دریاچه رفتم که یه عالمه ماهی در اندازه های مختلف توش وجود داشت.. و قایق سقفدار دونفره ی پدالی هم داشت..

    و یک روزش رو از صبح تا عصر با کشتی رفتیم جزیره مکینا آیلند که هیچ ماشینی توش وجود نداشت و وسیله نقلیه اش فقط دوچرخه و درشکه بود…

    و در خونه باغ طالقانمون که خداوند از فضل و کَرَمِش بما بخشیده، و من اسمش رو گذاشتم پارادایس کوچک من،خیلی شبیه به این منظره ها  رو  تو خونه مون و تو کوچه پس کوچه ها وخیابونها و توی جاده دیدم..

    و مشابه همین ابزارها رو دارم

    که بیشترش رو دخترام بمن هدیه دادن..

    استاد جانم و مریم بانو جانم  نوش جانتون باشه بهشتی که خودتون خلقش کردین با همه زیباییهاش و فراوونیهاش..

    الهی که خداوند بیشتر و بهترش رو بشما عطا کنه…

    بینهایت از هردوی شما سپاسگزارم

    خدا رو هزاران بار شکر برای وجود ارزشمندتون و نعمت حضورتون تو زندگیم..

    خدا رو هزاران بار شکر که با شما در قسمت ششم همراه شدم

    عاشقتونم و بهترینهای هردو جهان رو  از  رب العالمین جان براتون درخواست می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  5. -
    سحر دیزجانی گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    بنام خداوندی که هر آنچه دارم از اوست

    خدایا شکرت برای بودن در این بهشت زیبا با اساتید گرانقدر که همراه با زندگی کردنشون به ما هم هزاران نکته رو آموزش میدن

    سلام به همه‌ی دوستان عزیزم

    درس امروز :قطعه کردن شاخه های اضافی

    استاد الحق و انصاف شما برازنده استادی هستین ، چقدر عالی قانون رو درک کردین ، اره واقعا تا آدم های اضافی حذف نشن ، تا کارهای اضافی از بین نرن ، تا تمرکز نباشه و حواس پرتی ها کنار نره ،هیچ پیشرفتی صورت نمیگیره ، حتی تو مسائل معمولی ، برای خود من هم بارها اتفاق افتاده ، وقتی هم میخوام آشپزی کنم بعد حواسم جای دیگه هم هست یا دارم همزمان با یک نفر حرف میزنم ، متوجه میشم مثل همیشه غذا عالی نشده

    دیگه ببین تو مسائل مهم تر مثل کسب و کار یا رشد شخصیتی باید خیلی شاخ و برگهای اضافی رو قطع کرد

    استاد بی نهایت ازتون بابت این نکات عالی سپاسگزارم

    مریم جون از شما هم همین طور

    این قسمت هم آسان شدن کارها با ابزار های عالی در پاردایس زیبا همراه بود ، نردبان کاربردی و انواع آچارها و کمک همیشگی مریم بانو

    خدایاشکرت برای نوشتن یک کامنت دیگر

    خدایاشکرت برای یک قدم به جلورفتن

    خدایا شکرت برای دیدن زیبایی های پارادایس ، درختان سرسبز و دریاچه آرام با قطره های باران که زیبایی ای رو بی نهایت کرده بود

    چه لذتی داره بعد از کار کردن پاهاتو بزنی تو آب

    خدایاشکرت بخاطر آرامش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    پرندخت اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1504 روز

    ریحانه خواهر پرندخت

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و همه‌ی بچه‌های سایت

    استاد عزیزم چقدر خوبه که با دیدن هر کلیپ شما همش این صدا در ذهنم ایجاد میشه که فقط ادامه بده ادامه بده ادامه بده استمرار داشته باش

    هر کلیپی که ازتون میبینم و با زمان الانتون مقایسه میکنم که چقدر جوانتر و خوشتیپ تر شدید

    یادمه دوره 12 قدم رو که گرفتم تو همون قدم اول شما هدف گذاشته بودید که انرژیتون زیاد بشه و لاغر بشید گفتید که تا پایان دوره بهش می‌رسید اما تا پایان دوره شما فقط افزایش انرژی داشتید و وزنتون خیلی کم نشد اما ناامید نشدید و ادامه دادید و ادامه دادید و این افزایش انرژی رو انگیزه دادید به خودتون و این رو بعنوان یه نتیجه بزرگ در نظر گرفتید و الان این نتیجتون که دیگه جا برای حرف نزاشته برای شما فکر میکنم 5 سال طول کشید که به این علم و آگاهی برسید اما برای ما بصورت یک دوره در اومده که 6 ماهه تازه از همون ماه اول نتیجه تو دستمونه

    اینکه اون نردبون رو دیدم که چقدر مجهز و کارآمدتر و جمع و جورتره یاد چهارپایه بزرگ چوبی قدیمی خودمون افتادم و همون لحظه به این فکر کردم که اگه من مثلا یک کارگاه تولید چهارپایه قدیمی داشتم شاید به این فکر میکردم که میگفتم ای بابا مگه مردم چقدر چهارپایه می‌خوان یکی گرفتن برای 100 سال عمر می‌کنه هر مشتری فقط یکبار میاد اما اگه ما مدام کار و محصولمون رو ارتقا بدیم و هی پیشرفت بدیم محصولمون هی بفروش میرسه

    اونجا که گفتید قطع کن قطع کن شاخه و برگ اضافی رو قطع کن تمرکزتون رو جای الکی نزارید این حرفتون خیلی پیام داشت خیلی واقعا ما چقدر تمرکزمون رو جاهای الکی میزاریم

    چقدر الکی به خیلی چیزها میچسبیم و خودمون رو از مسیر دور می‌کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1925 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    ششمین روز همراهی من در زندگی در بهشت

    چقدرررررر هر بار که پارادایس را میبینم از صمیم قلبم زیبایی هاش رو تحسین میکنم

    چقدر فراوانی ش رو تحسین میکتم

    حقیقتن مثل نقاشی های باب راس عزیز میمونه که استاد جلسه 2 قدم 1 یه ویدیو ازش نسون دادن و ستاره قطبی رو به اوت تشبیه کردن

    اول یه نکته جالب بگم

    امروز من در ستاره قطبی م از الله خواستم که بارون بفرسته ، اینجا بارون نیومد ولی من قطره های بارون روی دریاچه و هوای ابری رویایی رو داخل پارادایس دیدم و نهایت لذت رو بردم

    چقدر مریم جان قشنگ درباره قدم های کوچک اما پیوسته برای بهبود خودمون و شخصیت مون صحبت میکنن

    اینکه از صمیم قلب سپاسگزار هررررر قدم کوچیکی که برمیداریم ، هررررر بهبود کوچکی که انجام میدیم باشیم و بهش توجه کنیم تا طبق قانون توجه به سمت همون هدایت بشیم

    استاد مت بهد از یک سال و نیم تازه به ذره دارم قوانین رو درک میکنم و نمیدونید چه کیفی دارم میکنم و چه لذتی دارم از زندگیم میبرم…..

    به قول شاعر :

    همه چی آرومه

    من چقدر خوشبختم

    ابن چقدر خوبه که

    تو( الله یکتای من) کنارم ( کنارم که نه در قلبم ) هستی

    چقدر ابزاری که استاد داره حرفه ای و خفنه…. ماسالله به این همه ثروت و برکت و فراوانی

    مریم جان عزیزم من عاااااشق جوراب های خاص شما هستم ، بی نظیرن و رنگی رنگی همونطوری که من دوست دارم

    و باز هم مثل هر قسمت رابطه جادویی و فوق عاشقانه شما رو تحسین میکنم

    و استاد چقدررررر قشنگ مفهوم رها کردن و قطع کردن با ایمان رو بیان میکنید

    برای من این صحبت ها به جورایی یادآور جلسه قرآنی قدم 5 با مفهوم

    عَسی‌ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی‌ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّـهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (216)

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 565 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    خدای قشنگم ،خدای شفافم هزاران بار سپاسگزارت هستم که اینقدر واضح و شیوا از زبان استاد ما رو راهنمایی میکنی من یک پراید داشتم که مدام رو مخم بود بخاطر یکسری مسائل و اینکه دلم یه 206 SD صفر میخاست و اون پراید رو فروختم که همه گفتن اشتباه کردی و دیگه نمیتونی همونم بخری ولی ایمان دارم وقتی تمرکزم رو ازش برداشتم هم ذهنم آرام شد و می دانم با کردن روی خودم قطعا ماشین دلخواهم رو میخرم در زمان مناسب و مکان مناسب و یک ملکی هم دارم که برام دردسر شده و بقول استاد اونم میفروشم که تمرکزم رو بزارم روی هدفم و رشدم و پیشرفتم وقتی من یکبار اینارو تونستم خلق کنم پس هزاران بار دیگه هم‌میتونم خلق کنم از اون بهترشو چون من دارم خودمو با جریان خدا و رشد جهان همسو میکنم و خدا را سپاس میگویم برای دیدن اون قطره های باران رحمت الهی اون طبیعت سرسبز بهشتی و اون روابط عاشقانه استاد و مریم خانم

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ......... گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    به نام خدای مهربان سلام بعددوستان عزیزم استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز

    پیام مهم این قسمت از زندگی در بهشت

    شجاعت داشته باش جسارت داشته باش آدمای اضافی رو حذف کن حواشی رو بزار کنار

    خیلی برات مهم باشه تمرکزتو کجا میزاری

    حواست باشه حواشی انرژی تو رو می گیرن و تو رو منحرف می کنن از رشد و صعود به تعالی و کمال

    واقعا دمتون گرم چه رابطه ی فوق العاده ای دارین ان شاءالله همیشه لباتون خندون باشه خوش بگذرونین و لذت ببرین چون هدف همینه

    براتون آرزوی خوشبختی و سلامتی و سعادت و ثروت بیشتر دارم در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 826 روز

    به نام خدایی که نام و یادش موجب آرامش قلبهاست

    به نام خدای مهربان

    به نام خدای که من،تو و همه ما بدون او هیچیم

    خدایا ،ای مهربانترین مهربانان من به یاد تو ، به نور تو ،به عشق تو به توجه تو سعخت محتاجم و تو خودت بهتر از همه میدونی که من زندگی رو فقط با تو میخوام انگار با بودن تو کنارم سالمم ، ثروتمندم ، خوشبختم و همه چی رو باهم دارم خودت کمکم کن ایمان و اعتمادم روز به روز بهت قوی و قویتر بشه …

    سلام و هزاران درود خدمت همه شما عزیزانم

    من هم مثل بقیه دانشجوها این قسمت رو و الخصوص بخش‌های پایانی سریالُ خیلی دوست داشتم و انگار اون آگاهی ها فاصله ذهن و روح من رو کم و کمتر کرد و وقتی برگشتم متن های انتخابی فایل رو خوندم رفته رفته یه نور خاصی رو در قلبم احساس کردم و دقیقا باز شدن قلبم رو دیدم و بازهم کامنت آقای نظری بسیار بی نظیر بود و با توجه به محتوای کامنت ایشون من هم تصمیم گرفتم در راستای هدف اصلیم برگردم و کامنتهای 2 ماه پیشم تا حالا رو هر شب چند تا بخونم تا یادم نره پله های اول رو حرفهای خودم رو و این رو یه الهام از جانب خداوند دونستم

    و اینکه تعهد دادن صرفا فقط نوشتن و امضا دادن نیست یا باید تعهد ندیم یا اگر تعهدی میدیم مثل مرد پاش وایستیم و اونجاست دیگه اصلا لازم نیست ما کاری انجام بدیم! حتی الگو و مثال و تمرینات هم خوده خوده الله برامون جور میکنه! اما کی؟! وقتی که بخوایم ! وقتی که متعهد بشیم در تصمیمون به تغییر! اما چه طوری؟! وقتی که در عمل نشون بدیم متعهدیم وگرنه امضا و نامه و تعهد نامه فقط گول زدنه اگه اجرا نشه

    باید عمل بشه

    یک بار برای همیشه این تعهد رو در قلبمون به خودمون بگیم تا خداوند نشون بده ورودت به مسیر به صورت متعهدانه یعنی چی! خودش همه کارا رو میکنه! همه کارا رو … هر چی لازم باشه جور میکنه در این مسیر! تمرینت رو میده، الگو و مثال رو نشونت میده، پاداشت رو به صورت لذت در همون ثانیه اول کار میده و هر چه بیشتر پیش بری، نعمتاش رو در تمام جوانب زندگی نثارت میکنه!

    عجب قسمت آموزنده ای خدای من

    پر از نکات زیبا انگار یه تلنگر برای من بود

    میخوام‌ اعتراف کنم اونقدری که برای انجام کار افراد دیگه تمرکز دارم ،برای کار خودم اینطور نیستم

    قطع کن!! قطعش کن!! قطعش کن!! اونجایی رو که باعث میشه تمرکزت از رو هدفت برداشته بشه باید تمرکزمُ به لطف الله از حواشی بردارم

    یک صدای زیبا شبیه بهشت این حرفها رو تو این فایل گفت و من یادداشتش کردم(خانم شایسته خیلیدوستتون دارم) : برای من کار کردن روی خودم یه فرایند داعمیه که برای بهبود شرایط کنونیم انجام میدم

    مهم نیست این بهبودهایی که دارم انجام میدم چقدر کوچولو باشه

    چون وقتی که ادامه دار باشند در طی زمان منُ به نقطه ای کاملا متفاوت با شرایط الانم میبره و یه شخصیت کاملا متفاوت و رشد داده شده در وجودم می‌سازه

    برای همینه که حتی کوچکترین بهبودهایی که تو پرادایس انجام میدیم اینقدر ما رو ذوق زده میکنه حتی یه تغییر مثل عوض کردن لامپ حتی یه مسئله ساده در حد عوض کردن یه سرپیچ اینقدر ما رو ذوق زده میکنه

    خیلی وقتها تو زندگی باید نگاه کنیم چه چیزهایی ما رو مشغول میکنه نکنه مساعل بیهوده شاخ و برگهای بیهوده است داریم مشغولش میشیم و ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه!! و این میتونه تو همه چی باشه؟!

    برای قطع کردن شاخ و برگهای اضافی شجاعت داشته باشین

    باید مرور کنیم که تمرکزمون رو کجاها میزاریم

    و اما نکات مثبتی که من در این قسمت دیدم و یادداشتش کردم :

    باز هم تمیزی و برق زدن محیط خدایِ من

    جوراب‌هایِ خوشگل خانم شایسته

    نردبون، ابزار کارآ چقدر قشنگه خدایا منم از این نردبون ها میخوااااام واقعا عینه همینو باید بخری برام خدایا

    دریاچه ی همچون آینه ، آسمون دودی رنگ دلربا

    هوای عالی که من از کیلومترها فاصله حسش کردم

    آچار فرانسه حرفه ای

    و ای جانم صدای مراقبه ،صدای آرامبخش خانوم شایسته

    اهن ربای هیولا

    به‌به بارون نم نم گفتم حس میکنم هوا عالیه

    به به چقدر تمیز و براق شدن سرلامپا

    باز هم بازی با آب ،خدای من چقدر دلچسبه

    تحسین میکنم سایت ابر قدرت آمازون رو

    باز هم ابزار مناسب قیچی که عینه کره میبره

    جمله های زیبای استاد گلوی خدا.

    با هرس کردن کمکم میکنیم به رشد ، خیلی موقع ها هست آدم یه سری چیزها رو از دست میده !بعد فکر میکنه از دست داده و خیلی ناراحت میشه مثل این درخته” فکر کنه الان شاخه های منو میزنن

    چقدر بد و….ولی خیلی از این دست دادن‌ها باعث رشد آدم میشه ،باعث میشه انرژیشو بزاره رو چیزهای دیگه

    باید شاخ و برگهای اضافی رو زد

    هر چیزی که بخواد تمرکز من رو از اون هدف دور کنه میزنمش قطع میکنم و اونوقته که رشد میکنم

    این قست از سریال بسیار آموزنده و از خداوند میخوام همه ما رو در راه خودش نگه داره در راه بندگان صالح خودش که بنده ش باشیم عبدش باشیم که بهمون افتخار کنه که یادمون نره مهم ترین رابطه زندگیم ما رابطه خودمون با خدای خودمونه …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: