این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-27 08:25:372024-12-19 14:16:17سریال زندگی در بهشت | قسمت 6
475نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای هدایت گر به سمت خواسته هام به صورت آسان و کاملا طبیعی ..
سلام به دوستان کبوتر عاشق استاد عباس منش و مریم جان …
وسلام به همه ی دوستان عزیز ….
من هر وقت فضای این پرادایس را میبینم فقط فقط شکر گذاری میکنم بابت این همه زیبایی و فراوانی
استاد این ابزار های که من دارم میبینم همش نشانه ثروت هستند که آزادانه بدون دغدغه داشتن همه ابزاری خریدی و این باور ثروت داشتن را داره نشان میده …
به قول مریم جان این بهبود های کوچیک که همون قدم های کوچیک هستن برای ساختن یک شخصیت تکاملی …
یکی دیگه از نماد ثروت این شرکت سازنده این آهنربا هست که حل یک مسیئله چقدر داره ثروت تولید میکنه پس من یاد میگیرم. که باور ثروت و فراوانی در جهان بی نهایت هست و هر کسی بتونه یک مسئله را حل کنه براحتی میتونه ثروت بسازه …
از دیگر نشانه های باور فراوانی این فروش سایت آمازون هست که حتی پله هم داره میفروشه ….
یا این ایده به گردن باریک کن لامپ که چقدر ایده ی ساده یرهست و چون مسئله از دیگران حل میکنه آلان داره ثروت تولید میکنه ….
و نکته طلایی استاد ، تمرکز گذاشتن رو اصل نه رو فرع مثل این شاخه به درختان که باید هرس بشه تا درخت بزرگتر بشه و این قانون خداوند هست
به نام خداوند بی نهایت هدایتگر که منو آسون می کنه برای آسانی ها
سلام به همه دوستان گلم و استاد و مریم عزیزم
بازم یه قسمت دیگه از زندگی در بهشت: کارهای روزانه استاد و مریم جون. وای خدای من، شایسته رفته رو میز بیضوی، با اون جورابای خوشگلش، خیلی هم قشنگه، خود میز هم انگار مثل کاشی می مونه، خدایااا. بعد استاد با این نردبون خفن … واقعا عالیه، چقدر کار رو آسون کرده. نردبون دو لنگه رو بگیری، خودت بلند و کوتاهش کنی، واقعا فوق العاده ست. خدایا هزاران هزار بار شکرت. این چیزا به من ثابت میکنه که کارها روز به روز آسونتر میشن و زندگی هم روز به روز جذابتر و لذتبخشتر. بسم رب شهدا و صدیقین، بسم رب قاسم و جبارین … تکیهکلام استاد رو هم خیلی دوست دارم. و اینم خیلی قشنگه که استاد هر قدمی که میخواد برداره و هر کاری که می خواد انجام بده از خدا کمک میخواد و کارهاشو با خدا تقسیم می کنه و این زندگی استادو رونتر و لذتب بخشتر کرده. منم میخوام اینو سرلوحه زندگیم بذارم، چون باهاش خیلی کارها آسونتر میشه.
حالا یه سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در روشن کنه؟ وقتی شیروونیه، چی رو قراره روشن کنه؟ فکر کنم جوابش این باشه که اول لامپه رو زدن بالای در، بعد صاحب قبلی دیده اینجا یه خورده بیشتر میمونه یا بیشتر استفاده میشه، شیروونی رو زده تا آب بارون نزنه به داخل. البته این دیگه اگه خیلی منفی بین باشم وگرنه دقیق نمیدونم دلیل اصلیش چی بوده. ولی در کل چقدر ابزارهای استاد خفنه. مثلا اون آچار فرانسه حرفهای که تهش جغجغهایه و هم کار آچار فرانسه میکنه هم کار آچارهای گوشهدار … واقعا آدم می فهمه ثروت ساختن چقدر می تونه ساده باشه. یعنی فقط کافیه ایده رو تبدیل کنی به عمل. یه چیزی که قبلا دیگران ساختن، مثل همون آچار فرانسه ساده، تو یه ذره بهترش کن، یه ویژگی اضافه کن، می شه یه برند. ایده تو ثبت کن و ازش ثروت بساز. واقعا ثروت ساختن آسونه، زندگی آسونه، پول ساختن آسونه و همه چی آسونه. همین چراغ رو ببین، خراب نشده که هیچی، شاید 50 سال که سهله، 150 سال دیگه هم عمر کنه. جنس های قدیمی واقعا باکیفیت بودن. سنگینیشو میبینی، اصلا هنگ میکنی. آره استاد، باید هم ست باشه، 50 سال اونجا مونده، اونم تقریبا اکسید شده، قرار نیست الکی اینجوری باز بشه دیگه استاد جون. الان یادم افتاد که برای یه تکاسی والگای روسی چقدر هزینه می کردن، چقدر سنگین بود. همونو می گفتن که وقتی اوراق می شد الان سه تا تکاسی دیگه با آهن پارهاش می سازن.
بعد حرف خانم شایسته هم خیلی به دلم نشست، اینکه کار کردن روی خودمون یه فرایند دائمیه برای بهتر شدن شرایط کلی زندگی. مهم نیست بهبودها کوچیک باشن یا بزرگ! وقتی این روند بهبود رو ادامه بدی، با گذشت زمان میرسونتت به یه جای کاملا متفاوت و یه شخصیت کاملا متفاوت و رشدکرده توی وجود آدم م یسازه. برای همینه که حتی همین تغییر کوچیک، مثل عوض کردن سرپیچ، ببین چقدر استاد و مریم ذوق میکنن، چقدر حل مسئله براشون لذت بخشه!!!. دقیقا همون چیزیه که آخر فایل احساس لیاقت استاد روش تاکید داشت و الان من دارم از زبون خانم شایسته هم میشنوم.
واقعا یه ویلای سرسبز با آب دریاچه آینه ای و آروم، عکس دکلم روش افتاده، درختا و سایه هاشون رو آب… خدایا چقدر رویاییه، منم دوست دارم اینو تجربه کنم. و واقعا همکاری استاد و مریم رو خیلی دوست دارم، زندگی رو لذتبخش میکنه. استاد توی دوره عشق و مودت هم میگه چقدر خوبه آدم وقت داشته باشه با شریک زندگیش حرف بزنه، همکاری کنه، زمان داشته باشن کنار هم بگذرونن. اینه عشقه. و این عشق واقعا لذتبخشه. من الان دارم میبینم استاد و مریم جون چقدر وقت و زمان آزاد لازمه که آدم بتونه با هم کارای ریز و درشت خونه رو انجام بده، همزمان هم حرف بزنن، هم کار کنن، هم این فایل ها رو برای ما مستند کنن. واقعا جای سپاسگزاری داره استاد.
واو، اون آهنربای قدرتمند رو ببین … یه چکش سنگین رو برمیداره. 500 پوند هم الکی نیست، یعنی 250 کیلو رو از زمین بلند میکنه. واقعا چه قدرتی. ببین ایده ها چقدر زیاده، یه قلاب بنداز تو آب، هر چی فلز سنگین باشه میکشه بالا، انگار تایتانیک هم باشه میاره بیرون. کندنش هم قلق میخواد (مثل این که کم کردن مقاومت های ذهن قلق می خواد)، باید از یه جا یه ذره کجش کنی تا یه راه نفوذ کوچیک پیدا بشه و بتونی جداش کنی. چون اگه عمودی بچسبه، جدا کردنش تقریبا با دست غیرممکنه.
واقعا آزادی مالی چقدر خوبه. ثروت چقدر فوق العاده ست، چقدر معنویه. چیزی رو که دوست داری سفارش بدی، فرداش بیاد دم در. این نردبون دو لنگه فوق العاده رو داشته باشی، کارت راه بیفته. کسی که آزادی مالی داره، خیلی چیزها و کارها براش ساده تر و آسونتر و لذتبخشتر میشه. آزادی مالی، آزادی زمانی، آزادی مکانی استاد خوبمو من تحسین میکنم و دوستش دارم، خدا بهش بیشتر بده. حتما لیاقتشو داری استاد. حتی این نردبون تهش چرخم داره، خیلی راحت هرجا بخوای میبری. چه کندویی هم هست توی قاب لامپ!!! این طبیعت، تو هرجا حشرات نفوذ میکنن. وای چقدر قشنگ نم نم بارون میزنه رو دریاچه، یه نسیم خفن از اونور میاد، مریم و استاد دارن لذتشو میبرن، دمتون گرم. مریم جون هم که استاد نظافتن … واقعا دستت طلاست، قربونت برم.
بعد استاد رو ببین، هر وقت دلش بخواد میره پا میذاره تو آب و لذت میبره. این موجایی که ایجاد میشه یه حس خوب میده. منم دوست داشتم الان اونجا بودم کنار استاد. واقعا انرژیش مثبته، واقعا هم همینه، خدایا شکرت. و جوراب های خانم شایسته هم که محشره، جوراب برفی، دیزاینش کلی انرژی مثبت داره.
راستی منم مثل شما بودم استاد، قبلا نور زرد دوست نداشتم، نور سفید دوست داشتم. ولی اینجا تو کشورهای شمال اروپا چون آفتاب کمه، لامپ ها رو زرد و گرم میسازن که حس گرمای خورشید رو بده. منم اولش از نور سفید لامپ ها خوشم نمی اومد، ولی چند سال گذشت، عادت کردم، الان خودم هم لامپ زرد میخرم، نور گرم. نور سفید اینجا میگن نور سرد، نور زمستونی. میگن بیشتر مال کشوراییه که آفتاب زیاد دارن و از نظر روانی روی ذهن آدم یه جور دیگه تاثیر می ذاره خب دیگه. تازه هر روز هم محصولات متنوعتر میشن. قبلا اون لامپ های کمرباریک بود، الان الایدیهای پرنور اومده…. ولی نکته قشنگش اینه که راه حل همیشه هست. اون سرپیچ های خفن هم عمرشون بالاست، از جنس سرامیک یا پلاستیک خشک درست شدن، ضد نور خورشیدن که آفتاب خرابشون نکنه. نمیدونم آلومینیومی هست یا نه، ولی جنسش خیلی محکم به نظر میاد.
من از طرز فکر استاد خوشم میاد که میگه حتما همیشه یه راه حلی هست. یعنی یه نفر قبلتر به این مشکل خورده و یه راه حل ساخته. ایدهها هم که بی نهایتن. یکی با همین مبدل سرپیچ، ثروت ساخته. واقعا ثروت ساختن ساده ست. آمازون هم که دیگه… از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه. یه روزی جف بزوس اینو شروع کرد و تبدیلش کرد به یه مغازه خیلی بزرگ، یه جورایی مرکز جهان، همه هم میتونن بهش دسترسی داشته باشن. تو پولتو بده، به قول خانم شایسته، ما جنسو هر جا خواستی برات می فرستیم.
واقعا این طرز فکر استاد رو دوست دارم که همه چیز می تونه ساده باشه، در عین حال لذت بخش هم باشه، کارها با زمان کمتر و انرژی کمتر انجام بشه. طرز زندگی استاد هم خیلی قشنگه. مثلا براشون فرقی نداره کلید برق قدیمی شده یا جدید اومده. میگه همین کار میکنه، استفاده میکنیم. اگه یه جا مشکل پیش بیاد، اون وقت یه چیز نو میگیریم. این یعنی صرفهجویی تو وقت، انرژی، پول. یعنی آدم نگران حرف مردم نیست، نگران این نیست که چون یه جنس نو اومده بازار، باید همون جنسی که کار میکنه رو بندازه دور و یه چیز مدرن بخره که شاید از لحاظ کارکرد هم خیلی فرق نکنه و بعد از دو هفته هم عادی بشه دیگه. و واقعا چقدر خوبه آدم ابزار داشته باشه و خودش کاراشو انجام بده. توی ذهن استاد، تمیزکاری پرادایس با استاد و مریم جون یه لذت خاص داره.
بعد استاد میره شاخه های اضافی درختا رو می زنه و تازه درختا به خاطر این کار استاد در حقشون دعا هم میکنه، چه قشنگ. یادم افتاد قدیما ما اگه میخواستیم شاخه های درخت رو قطع کنیم، بعضیا میگفتن نه، این کارو نکن! درخت موجود زنده است، قطع نکن، احساس گناه میدادن که داری یه موجود زنده رو میکشی. بعضی از اون احساس های گناه الان دوباره یادم اومد. قبلا منم یه باور داشتم که توی فصل هایی که درخت سبزه و زنده است نباید شاخه هاشو بزنی، گناه داره. الان استاد رو میبینم، لذت میبرم که اصلا به خودش احساس گناه نمیده و واقعا من عاشق استادم. تازه استاد اینجوری نگاه میکنه که همین درخت هم دعا میکنه که خدا بهش فرصت داده توی پرادایس رشد کنه، جلوی خونه، و با دست های استاد شاخه های اضافیش قطع بشه و سبک بشه.
واقعا هم این هرس کردن به درخت کمک میکنه رشد کنه. خیلی وقت ها آدم توی زندگی یه چیزایی رو از دست میده و فکر میکنه بد شد و ناراحت میشه. مثل همین درخت، اگه بخوای تمثیلی نگاه کنی، شاید فکر کنه شاخه هامو زدن، بی عدالتیه. ولی خیلی از این از دست دادن ها باعث رشد آدم میشه. وقتی شاخه های اضافی رو می زنی، درخت انرژیش میره روی شاخ ههای درست و شروع میکنه قد کشیدن. الان این درخت اگه انرژیش رو بذاره روی شاخههای بی ارزش، رشدش کند میشه، به سمت بالا رفتن و کمال و تعالی کند میشه. در حالی که همین درخت توی پرادایس دی اکسیدکربن میگیره و اکسیژن میده و به گسترش جهان کمک میکنه.
پس وقتی ما شاخه های اضافی رو میزنید، یعنی یعنی سرب های سنگین که باعث میشه که پرواز نکینم رو می زنیم. آدم هم توی زندگی باید همین کارو بکنه، مثل کاری که شما میکنید استاد جون: اون چیزای اضافی رو قطع کنه و تمرکزشو بذاره روی هدف اصلی. استاد توی زندگیشون خیلی جاها همین کارو کردن. مثل اون زمان هایی که همسر قبلیشون به خاطر باورهاشون تمرکز استاد رو میگرفت و نمی ذاشت ایشون روی خواسته های بزرگتر تمرکز کنه. یا اون موقع که استاد میخواست مهاجرت کنه، ولی توی تهران و اصفهان و کرج شرکت ها پخش و پلا بود، اونها مثل شاخ و برگ اضافی بودن که ترمز درست میکردن و نمیذاشتن استاد بیاد آمریکا. درسته، دوست ها و کارمندهای خوبی بودن، ولی مثل شاخه های اضافه باعث میشدن رشد اتفاق نیفته. من فهمیدم وقتی استاد اونا رو کوتاه کرد، به هدف هاش نزدیکتر شد، متمرکزتر شد، سریعتر هم رسید.
برای همینه که استاد میگه: اگه یه ملکی براش دردسر بشه میفروشه. چون داره شاخ و برگ های اضافی رو میزنه. من از استاد شنیدم میگفت تا مجبور نشم چیزی رو نمیفروشم تا یه چیز دیگه بخرم. باور استاد اینه که لازم نیست چیزی رو بفروشم تا چیز دیگه بخرم. وقتی باورهای مالی من قوی بشه، میتونم اون چیز جدید رو نو و بهترینش رو بخرم. هدف استاد یه چیز دیگه است. هر چیزی که تمرکز استاد رو از هدف دور کنه، مثل همین شاخه مزاحم، قطعش میکنه. اون وقت شخصیت استاد هم مثل همین درخت رشد میکنه و میره به سمت بالا، به سمت نور خداوند. این قانون طبیعته، قانون خداونده. منم باید نگاه کنم ببینم توی زندگیم چه چیزهایی الکی مشغولم میکنه، نکنه یه سری شاخ و برگ بیهوده باشه که داره منو معطل میکنه و از هدف اصلیم دورم میکنه، اونا منو یه جا نگهداشتن و دارم درجا می زنم.
این حرف توی همه چی صدق میکنه. توی کار، توی کسب و کار. بعضی قسمتها واقعا مهمه و باید تمرکز بذاری روش، ولی ما گاهی تمرکز رو مساوی پخش میکنیم روی شاخ و برگ های اضافی. در صورتی که بعضی شاخه ها، همون شاخه های اصلی، همون بنیه و راس درختن و خیلی مهمن. توی کسب و کار هم همینه. نگاه میکنی میبینی تمرکزت رو گذاشتی روی چیزهایی که مهم نیست. بزن قطعش کن، مثل استاد. تمرکزتو بذار روی چیزهای اساسی، چیزهایی که پیشرفت مالی میاره. نیا به خاطر حرف مردم، به خاطر باورهای اشتباه، روی شاخ و برگ ها گیر کنی. ترمزها همینان: حرف مردم، اشتباهات گذشته، احساس گناه، اینکه مردم چی فکر میکنن. مثلا یه ترمز بزرگ اینه که مردم چی میگن، یا اینکه من کسب و کار گنده دارم ولی نمیخوام این کارمند از نون خوردن بیفته، یا اینکه بیام نقش ناجی بازی کنم که من مواظب باشم فلانی از نون خوردن نیفته. من که نمی تونم کار خدا رو انجام بدم!!
اینجا یادم افتاد وقتی زبان میخوندیم بحث میکردیم، میگفتن اگه ماشین های خودران بیاد، خیلی از راننده ها از نون خوردن میافتن، پس باید جلوی اتوماتیک شدن و رباتیک شدن رو بگیریم. اون موقع ها من خیلی چیزها رو نمیفهمیدم، الان میفهمم.
یا هزار تا دلیل دیگه. هر دلیلی که منو از حرکت به سمت بالا، رشد، خداوند بکشه پایین، اون ترمز منه. اونا رو باید قطع کنم. به قول استاد: بزن محمد، قطع کن، برو جلو. شجاعت داشته باش برای قطع کردن شاخ و برگ های اضافی. من وقتی زندگی استاد رو توی دوره ها میبینم، میبینم کل تمرکزش رو گذاشته روی هدف هاش. خیلی جاها شاخ و برگ اضافه رو قطع کرده. هر چی اساسی نیست، قطعش میکنه و قدمهاشو شجاعانه برمیداره.
حتی توی سایت هم استاد همین کارو کرده. یه جاهایی که مدیر فنی آقا ابراهیم میخواد گسترش بده، استاد میگه اصلا کاری به اینجا نداشته باش، برو روی چیزهای اصلی تمرکز کن. مثلا خیلی کاربرها میخواستن سایت امکان ویسچت داشته باشه یا ویدیو نتیجه های افراد رو بگذاریم. ولی این سایت رو سنگین میکنه. استاد با این قضیه موافقت نکرد، چون سایت رو سنگین میکنه و الکی بیخود و بیجهته. یا مثلا سایت فقط خوشگلتر بشه که چند نفر بهبه و چهچه کنن و بگن ماشالا چه مدیر فنی خوبی دارید، چه فایده؟ مهم اینه سایت سبک باشه و روی اصل ها تمرکز کنه. زندگی ما هم همینطوره.
منم باید هوشمندانه مراقب باشم تمرکزم رو کجا میذارم. روی اون چیزهایی که نباید تمرکز بذارم باید قطعشون کنم، یک بار برای همیشه. من خیلی شنیدم که میگن هر چیزی خار آید روزی به کار آید. آدم میره توی جاده یه پیچ و همون فکر فقیر کننده میاد سراغش. یعنی فکر کمبود: جهان کمه، باید جمع کنیم و جمع کنیم و جمع کنیم، شاید یه روزی به درد بخوره. من به خودم میگم محمد، این باورها رو قطع کن. این پیام خداست به من: قطع کن!!! اون چیزی که باید قطع بشه، همونیه که مجبور میشی تو آینده قطعش کنی، پس همین الان قطعش کن.
یادم میاد وقتی میخواستم مهاجرت کنم، بعضیا میگفتن کجا میری، خانواده اینجاست، دوستای قدیمی اینجان، آدم باید جایی باشه که خانواده باشه. ولی من به خاطر بعضی مسائل از افغانستان اومدم بیرون. چند سال بعدش اوضاع ترکید، ملت دنبال سوراخ موش بودن که فرار کنن تا از بی کاری از گرسنگی نمیرن. خدا همون موقع ها یه الهامی به من کرد، شرایطی درست شد که من از افغانستان برم بیرون. بعد چند سال، همونا که می خواستن مهاجرت کنن تازه اقدام کردن، تازه بیان اینجا زبان یاد بگیرن، تازه از صفر شروع کنن. من الان خیلی جلوتر از اونام. خدایا هزاران هزار بار شکرت.
من از خدا میخوام بهم شجاعت بده هر جا توی زندگیم شاخ و برگ اضافی بود، مثل استاد قطعش کنم. من شاگرد استادم، عاشق استادم هستم.
به نام خدایی که در هر لحظه با ما و در کنار ماست. خدایی که در جای جای این جهان هستی حضور داره و در حال اجابت خواسته های بندگانشه. خداوندی که با وضع قوانین ثابت و بی نقص کیهانی در حال هدایت و روزی رسانی به تمامی موجودات عالمه و هیچ نقصی در کارش و در اجرای این قوانین وجود نداره.
خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارتم که چنین مکانی در دنیا به راحتی در دسترس من قرار داره، سایت فوق العاده و پر از آگاهی استاد عباس منش که در جای جای این سایت و تک تک فایل ها میشه رد تو و قوانین تو رو پیدا کرد. سایتی که وقتی هر روز صبح از خواب بیدار میشم، وقتی با شور و اشتیاق موقع درست کردن یه صبحانه خوشمزه که خودت بهم الهام کردی که چی بخورم و موقع خوردن همون صبحانه خوشمزه میشینم پای آگاهی های این سایت و ازش درس هایی میگیرم که هیچ جای دیگه ای توی این دنیا بهش پرداخته نشده. سایتی که هر قدمش، هر آگاهیش بر پایه قوانین تو و بر پایه قرآنیه که تو نازل کردی و مشیت ثابت و بی نقص الهی رو میشه در اون یافت.
زیبایی های پارادایس؛ هر چی بیشتر با این سفر درونی استاد دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز همراه میشم، بیشتر احساس میکنم که خودم داخل پارادایس هستم. بین اون درختا توی اون مسیرهای زیبا قدم برمیدارم، شاخ و برگ های اضافی درختان ذهنم رو هرس میکنم، علف های هرز ذهنم رو میچینم و دانه های باورهایی قوی و توحیدی رو در ذهنم میکارم و هر روز و هر روز از اونها مراقبت میکنم. آبیاریشون میکنم و بهشون عشق میورزم و ایمان دارم که روزی که باورهام به اندازه کافی قدرتمند بشن، نتایج ظاهر میشن، اما فعلا تنها کار من مراقبت از این جوونه بیرون زده از خاکه. وظیفه من اینه که هر روز با حس خوب بهش عشق بدم و ازش مراقبت کنم تا روزی به ثوی ترین باورهای من تبدیل بشن که نتایج بزرگ جدیدی رو در زندگی من بوجود بیارن اما اون موقع هم کار من تموم نشده. حتی وقتی این باور قدرتمند باعث بشه که من بزرگترین نتایج رو بگیرم، اون موقع باید حواسم به شاخ و برگ های اضافی و علف های هرزی که مانع رشد و تعالی این باور من میشن رو بگیرم و اونها رو بدون شک و تردید بچینم تا من رو از مسیر اصلی خودم منحرف نکنن تا من رو درگیر فرعیات نکنن.
دقیقا حالا ک در جلسه ی آخر قدم هفت هستم و یسری شاخ و برگهای اضافی رو هرس کردم و قطع کردم ب این فایل برخورد کردم تا بهتر درک کنم “تمرکز اصل داستان ِ)
بقول استاد وقتی تمرکزت رو روی 2 تا موضوع میزاری اون تمرکز نصف نمیشه بلکه نابود میشه
حالا بهتر میفهمم چرا باید تمرکزم روی اصل باشه
انرژیم روی رشد خودم باشه ن حرکت کردن با اون شاخه های اضافی
اون چند دقیقه ی آخر فایل خودش یه دوره ی کامله و استاد واقعا ازتون ممنونم ک هرآنچه تو محصولات میگید توی فایل های هدیه هم هست ب شکل های مختلف تا بهتر و بهتر درک کنیم اصل موضوع رو …
نکته ی بعدی ک خیلی برام جذاب بود سرچ کردنتون توی آمازون برای سرپیچ کمرباریک بود
اینکه گفتید حتما ی راه حلی داره و با این نگاه هدایت شدید ب راه آسون و راحت و لذتبخش
و بقول خانم شایسته این بهبود های دائمی و هرروزه هرچند کوچک تو دراز مدت نشون میده ک ما هیچ ربطی ب این لحظه ی خودمون نداریم و من این رو تو سفربدور آمریکا تجربه کردم و حالا مصمم تر هرچند آرام اما پیوسته قدم هامو با عشق برمیدارم
نکات مثبت این فایل بازهم برام شور وشوق شما و عشق زیبایی ک تو روابط تون هست
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
سریال زندگی در بهشت قسمت 6
عشقم این جعبه قرمزه مال این دریل رو میدی
آره
سپاس
سپاس
به نظرت میتونم برم روی این
شیبش چه جوریه
به نظرم نردبون رو خیلی بیار بالاتر اون وقت کار خیلی راحتتر میشه
مواظب باش خودت
این میز به جایی وصل نیست
از وسطش برم نمیافتم
دست من نمیرسه بالا بیاری بالاتر میرسه من که جام امنه
با همینشم خیلی بالاست
به نظر من یه بار دیگه بیارش بالاتر
بسم رب شهدا و صدیقین
بسم رب قاسم جبارین
خدایا خودت کمکمون کن
سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در رو روشن کنه وقتی که روی شیروانی هست چی رو قراره روشن کنه عنکبوت و پشه و زنبورها قشنگ ببینن دارن چیکار میکنن برای اونهاست بیشتر
حالا ما نیاز داریم به چیز
به چی نیاز داریم
به اینکه اینو باز کنیم
آچار فرانسه میخوام
چه آچار فرانسه حرفهای هست
داری آچار فرانسه رو؟؟
خیلی حرفهای هست تا حالا ندیده بودمش خیلی حرفهایه
این یارو هم خیلی حرفهایه
ببین الان 50 ساله خدا میدونه این خونه حداقل 50 سال پیش ساخته شده ببین زیر بارون و فلان و اینا آخ نگفته
اوه مای گاد
چی شد
خیلی سفته
من سیم اینو میخوام
میخوام سیمش رو وگرنه
برای من کار کردن روی خودم یه فرایند دائمیه که برای بهبود شرایط کنونیم انجام میدم مهم نیست این بهبود که دارم انجام میدم چقدر کوچولو باشه
چون وقتی که ادامهدار میشن در طی زمان منو به نقطهای کاملاً متفاوت با شرایط الانم میبره و یه شخصیت کاملاً متفاوت و رشد داده شده توی وجودم میسازه
برای همینه که حتی کوچکترین بهبودهایی که ما توی پرودایس داریم انجام میدیم این قدر ما را ذوق زده میکنه
حتی یه تغییر لامپ یه عوض کردن سرپیچی
حل یک مسئله در حد عوض کردن یه سرپیچ اینقدر ما رو ذوق زده میکنه
عشقم اینو میگیری
اوهوم
فقط یه جور بگیر که آشغالش رو سرت نریزه اوه قشنگ کشیدم پایین
من با سبکی گرفتمش
نه بابا من میگم این امریکن آمریکاهه
بیا عشقم اینم هست سنگینه
پسر چقدر ابزار برای باز کردن
میدونی خطرش چیه
خطرش چیه
با آهنرباهه بازی میکردم چسبید به این کنده نمیشه
به موبایل
نه به این
نگاه میبینی این خودش نمیشه برش داریم اینقدر سنگینه
این آهنربائه نوشته بود 500 پوند یعنی 250 کیلو رو از زمین بلند میکنه
اگر راست میگی بلندش کن
این آهنربا نوشته بود به قلاب بزنید بندازید تو آب اسلحه یا هرچی که باشه تو آب میکشه بیرون در این حد کشتی برات میاره بیرون حتی
اگه راست میگی بکنش
دمت گرم
خوب کندیش
الان اینو بذار زمین بعد برش دار این خیلی سنگینه این چکشه
اوه این آره این چکشه خیلی سنگینه
بعد اینجا رو نگاه کن مثل ماست
ببین راهش اینه که بندازیش توی این کلاهه منم میخواستم این کارو بکنم ولی نتونستم اینجوریه راهش اینه
خیلی آهنرباه خوبه
بعد کل میخها رو از تو منطقه با این جمع کردم
آفرین
خب الان اینو میخوام کوچیک کنم ببرم اونور لامپهای دور و بر رو پخش کنیم
خوب فقط باورت میشه اینو تو سایت سفارش میدی آنلاین برات میاد
الان دو سوته آورد
نگاه کن اینجاست میشه قشنگ اینو میزنی قفل میشه چرخ هم داره میخوایم ببریمش اونور میزاریم رو چرخاش
شیرازی
آقا هر چقدر که اون آمریکایی اصله این چینی اصله
البته این چینیها هم که اینجا درست میشه باز بد نیست چون گارانتی دارن و همه شرکتهایی که وارد میکنن مسئولیت دارن نگاه توش چی درست کردن
اوه بزار یه زوم کنم
این کی بوده
حشره مشرهها همشون میرن این تو
ببین چقدر تمیز شدن
عاشقتم
آره سفید شدن
باورت میشه
نه
وایتکس زدی
آره عاشقتم
اینا رو همین الان نصب میکنم دمت گرم واقعاً ببین میبینی چه هوایی هست خدای من ببین تو رو خدا اینقدر انرژیش مثبته اینقدر انرژیش مثبته که حدو حساب نداره و این قطرههای بارون روی آب میخوره
آره
تو جوراب داریا
عاشقتم با اون جورابهات
جورابهای برفیان،
ببین باران بهاری در حال باریدنه
ببین این لامپ رو
مال اون بالاییه که اون بالاست
بعد اینا خب هم پرمصرفن هم که نورشون خیلی خوب نیست نورشون زرده کلاً من از نور زرد خوشم نمیاد از نور سفید بیشتر خوشم میاد بعد اومدم این لامپه رو وصل کنم به اون بعد دیدم این توش نمیره به خاطر اینکه این گردنش کلفته این گردنش نازکه
اولین کاری که کردم یه اره برداشتم جاشم هست شروع کردم به بریدن
فکر کردم پلاستیکیِ این جالامپی
الان یه اره میزاره قرررر میبرم میره پایین، بعد اینو میبندم
بعد دیدم نه بابا این اصلاً آلومینیومیه
اصلاً گفتم بابا خیلی وحشتناکه
نمیشه ببریش
بعد گفتم حتماً باید یه چیزی باشه یه راهی یه چاهی یه چیزی باید باشه و سرچ کردم آمازون و اینو پیدا کردم
این چیکار میکنه
این گردن رو باریک میکنه
ببین این گردن رو باریک میکنه
الان گردنش از اینم باریکتر شد
آره چه باحال
ببین این آمازون از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داره برات
میگه شما پولت رو بده من برات هرچی بخوای میفرستم
حالا ما میخواهیم این گردن باریک رو ببندیم اینجا
این همون جایی هست که گفتم بریدم بعد گفتم یه راه سادهتر هم باید باشه و این الان راه سادهترشه
خب عشقم چراغها رو میزنی
روشن شد؟
نه
همون که اون سری زدی روشن شد همون رو بزن
روشن شد
ببینم خب دیگه،
این درختها ما رو هم دعا میکنهها
آره بابا چه جورم
میگه دمت گرم شاخهها رو چیدی از من سبکم کردی که بتونم رشد کنم
در واقع با هرس کردنش داریم کمک میکنیم که رشد کنه
خیلی موقعها هست که آدم یه سری چیزها رو از دست میده بعد احساس میکنه از دست داده و خیلی ناراحت میشه
ولی خیلی از دست دادنها باعث رشد آدم میشه مثل همین که باعث رشد این درخت میشه
باعث میشه که انرژیش رو بذاره روی چیزای دیگه
این الان داره انرژیش رو میذاره روی شاخههای بیارزش که کمک هم نمیکنه و کند میکنه رشدش رو به سمت بالا به سمت تعالی به سمت خداوند به سمت کمال
ولی وقتی که اینا رو میزنه دیگه به اینا کار نداره تمرکز روی اینا نمیذاره بال و پر اضافی رو میزنه شاخ و برگه اضافی رو میزنه تمرکز میکنه رو هدف اصلیش
خیلی جاها من تو زندگیم این کارو کردم شاخ و برگهای اضافی رو زدم یکی از دلایلی که میگم اگه یه ملکی برای من دردسر داشته باشه میفروشمش به این دلیله که شاخ و برگهای اضافی رو میزنم برای اینکه هدف من یه چیز دیگه است و هر چیزی که بخواد تمرکز منو از هدف دور کنه مثل این میبرمش و اون وقت رشد میکنه
مثل این درختی که میخواد رشد کنه به سمت بالا
این قانون طبیعته قانون خداونده خیلی جاها تو زندگیمون باید نگاه کنیم چه چیزهایی الکی داره ما رو مشغول میکنه نکنه یه سری مسائل بیهوده شاخ و برگهای بیهوده هست مشغولش میشیم داره ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه حالا این میتونه تو همه چی باشه میتونه تو کسب و کار باشه تو کسب و کارتون یه سری قسمتها خیلی مهمه تمرکز بذارید روش
اما دارید تمرکزتون رو به صورت مساوی مثل این درخت تمرکزش رو به صورت مساوی پخش کرده بین شاخهها در صورتی که یه سری شاخهها خیلی مهمتره نگاه میکنی میبینی تمرکزتون رو توی کسب و کارتون یه جاهایی گذاشتید که اصلاً مهم نیست بزنید قطعش کنید قطعش کنید تمرکز رو روش نذارید بذارید رو چیزهای مهمتر رو چیزهای اساسی رو چیزهایی که پیشرفت اساسی براتون میاره،
نیایید به خاطر حرف مردم به خاطر باورهای اشتباه به خاطر حالا مردم فکر کنن من خیلی کسب و کار گندهای دارم یا به خاطر اینکه نمیخوام این کارمند از نون خوردن بیفته یا بینهایت دلیل مزخرف دیگه خودتون رو محدود کنید بزنید قطع کنید برید جلو شجاعت داشته باشید برای قطع کردن شاخ و برگهای اضافی من که سعی میکنم که همیشه اینجوری
یعنی همیشه هر چند وقت یک بار مرور میکنم کل تمرکزم رو که کجاها دارم میزارم خیلی مهمه که آدم تمرکزش رو کجا میذاره خیلی مهمه خیلی مهمه
اونجایی که تمرکزم رو میبینم دارم میذارم اصلاً اساسی نیست برمیدارم
با همین مدیر فنیمون من چقدر صحبت میکنم مثلاً یه جاهایی رو میخواد تو سایت گسترش بده بهش میگم اصلاً کاری به اینجا نداشته باش اینجا اصلاً مهم نیست تو سایت چیزای اساسی دیگهای تو سایت مهمه باید بریم تمرکزمون رو بزاریم روی اونها یعنی هر بار من دارم این حرف رو بهش میزنم مثلاً یه سری ایدهها داره برای گسترش یه قسمتهایی از سایت که اصلاً اساسی نیست اصلاً مهم نیست خوشگل میکنه یه چند نفر به به و چه چه میکنند و آفرین ماشالله عجب مدیر فنی خوبی دارید عجب سایت قشنگی دارید زیبایی دارید اینو دارید اونو دارید
هدف اصلی توی سایت جاهای دیگه است روی قسمتهای دیگه روی مسائل اصلی سایت تمرکز کن
اینم همینه
یعنی این کارها رو باید همیشه تو زندگیمون انجام بدیم که تمرکزمون رو کجا داریم میزاریم اون چیزهایی که نباید بزاریم رو باید قطعش کنیم قطع یک بار برای همیشه نه اینکه حالا هی اینو قطعش نکنیم هی بگیم حالا باشه هر چیزی که خار آید روزی به کار آید از این چرندیات قطع کن آقا قطعش کن این پیام خداونده به تو قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه اون چیزی که مجبور میشی در آینده قطعش کنی و خودت هم خوب میدونی که مجبور میشی له میشی زیر فشارهای جهان و آخر سر قطعش میکنی شجاعت داشته باش قطعش کن
عاشقتونم،
خدایا شکرت بابت شروع یک روز زیبای دیگه در بهشتمون
خدایا شکرت بابت وجود استاد عزیز و خانم شایسته و رابطه زیبا و عاشقانه بین این دو عزیز
خدایا شکرت بابت تمام وسایل و ابزارهامون که اینقدر کارها را برایمان راحت و آسون کرده
خدایا شکرت بابت کلبه چوبی زیبا و تمیز و با صفا که اینقدر انرژیش مثبته
خدایا شکرت بابت این دریاچه قشنگمون خدایا شکرت بابت این نردبون خوش رنگمون که در هر اندازه که بخواهیم بزرگ و کوچیک میشه
خدایا شکرت بابت لباسهای رنگی و شاد و قشنگ خانم شایسته
خدایا شکرت بابت آچار فرانسه حرفهایمون خدایا شکرت بابت تمام بهبودهای کوچیکی که داریم توی این بهشت زیبامون انجامش میدیم و خودمون لذتش رو میبریم
خدایا شکرت بابت آمازون ثروتمند که هر چیزی که بخواهیم میتونیم به راحتی سفارش بدیم
خدایا شکرت بابت باریدن این باران زیبای بهاریمون
خدایا شکرت بابت مواد شویندههامون که به راحتی ظروفمون رو باهاش تمیز و براق میکنیم
خدایا شکرت بابت این حس زیبایی که وقتی استاد پاهاش رو کرده توی آب و داره لذت میبره
خدایا شکرت که در مسیر درست قرار گرفتم خدایا شکرت که استاد گرانقدری اشنا شدم و الگوی زندگیم شد استادم در همه مشکلات استاد عزیز امشب حالم خیلی بد بود بابت یه سری مسایل با همسرم تپش قلب داشتم فشارم بالا بود انقدر بود حس میکردم به جنون برسم یه لحظه اومد تو ذهنم که برو فایل های استاد نگاه کن بجای تفکرات مخرب بعد دیدن 6قسمت از زندگی در بعش انقدر حالم خوبه که با دیدن فیلم های شما لبخند اومده رو لبم مررررسی مه هستید ️️️
به نام خدای هدایت گر به سمت خواسته هام به صورت آسان و کاملا طبیعی ..
سلام به دوستان کبوتر عاشق استاد عباس منش و مریم جان …
وسلام به همه ی دوستان عزیز ….
من هر وقت فضای این پرادایس را میبینم فقط فقط شکر گذاری میکنم بابت این همه زیبایی و فراوانی
استاد این ابزار های که من دارم میبینم همش نشانه ثروت هستند که آزادانه بدون دغدغه داشتن همه ابزاری خریدی و این باور ثروت داشتن را داره نشان میده …
به قول مریم جان این بهبود های کوچیک که همون قدم های کوچیک هستن برای ساختن یک شخصیت تکاملی …
یکی دیگه از نماد ثروت این شرکت سازنده این آهنربا هست که حل یک مسیئله چقدر داره ثروت تولید میکنه پس من یاد میگیرم. که باور ثروت و فراوانی در جهان بی نهایت هست و هر کسی بتونه یک مسئله را حل کنه براحتی میتونه ثروت بسازه …
از دیگر نشانه های باور فراوانی این فروش سایت آمازون هست که حتی پله هم داره میفروشه ….
یا این ایده به گردن باریک کن لامپ که چقدر ایده ی ساده یرهست و چون مسئله از دیگران حل میکنه آلان داره ثروت تولید میکنه ….
و نکته طلایی استاد ، تمرکز گذاشتن رو اصل نه رو فرع مثل این شاخه به درختان که باید هرس بشه تا درخت بزرگتر بشه و این قانون خداوند هست
به نام خداوند بی نهایت هدایتگر که منو آسون می کنه برای آسانی ها
سلام به همه دوستان گلم و استاد و مریم عزیزم
بازم یه قسمت دیگه از زندگی در بهشت: کارهای روزانه استاد و مریم جون. وای خدای من، شایسته رفته رو میز بیضوی، با اون جورابای خوشگلش، خیلی هم قشنگه، خود میز هم انگار مثل کاشی می مونه، خدایااا. بعد استاد با این نردبون خفن … واقعا عالیه، چقدر کار رو آسون کرده. نردبون دو لنگه رو بگیری، خودت بلند و کوتاهش کنی، واقعا فوق العاده ست. خدایا هزاران هزار بار شکرت. این چیزا به من ثابت میکنه که کارها روز به روز آسونتر میشن و زندگی هم روز به روز جذابتر و لذتبخشتر. بسم رب شهدا و صدیقین، بسم رب قاسم و جبارین … تکیهکلام استاد رو هم خیلی دوست دارم. و اینم خیلی قشنگه که استاد هر قدمی که میخواد برداره و هر کاری که می خواد انجام بده از خدا کمک میخواد و کارهاشو با خدا تقسیم می کنه و این زندگی استادو رونتر و لذتب بخشتر کرده. منم میخوام اینو سرلوحه زندگیم بذارم، چون باهاش خیلی کارها آسونتر میشه.
حالا یه سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در روشن کنه؟ وقتی شیروونیه، چی رو قراره روشن کنه؟ فکر کنم جوابش این باشه که اول لامپه رو زدن بالای در، بعد صاحب قبلی دیده اینجا یه خورده بیشتر میمونه یا بیشتر استفاده میشه، شیروونی رو زده تا آب بارون نزنه به داخل. البته این دیگه اگه خیلی منفی بین باشم وگرنه دقیق نمیدونم دلیل اصلیش چی بوده. ولی در کل چقدر ابزارهای استاد خفنه. مثلا اون آچار فرانسه حرفهای که تهش جغجغهایه و هم کار آچار فرانسه میکنه هم کار آچارهای گوشهدار … واقعا آدم می فهمه ثروت ساختن چقدر می تونه ساده باشه. یعنی فقط کافیه ایده رو تبدیل کنی به عمل. یه چیزی که قبلا دیگران ساختن، مثل همون آچار فرانسه ساده، تو یه ذره بهترش کن، یه ویژگی اضافه کن، می شه یه برند. ایده تو ثبت کن و ازش ثروت بساز. واقعا ثروت ساختن آسونه، زندگی آسونه، پول ساختن آسونه و همه چی آسونه. همین چراغ رو ببین، خراب نشده که هیچی، شاید 50 سال که سهله، 150 سال دیگه هم عمر کنه. جنس های قدیمی واقعا باکیفیت بودن. سنگینیشو میبینی، اصلا هنگ میکنی. آره استاد، باید هم ست باشه، 50 سال اونجا مونده، اونم تقریبا اکسید شده، قرار نیست الکی اینجوری باز بشه دیگه استاد جون. الان یادم افتاد که برای یه تکاسی والگای روسی چقدر هزینه می کردن، چقدر سنگین بود. همونو می گفتن که وقتی اوراق می شد الان سه تا تکاسی دیگه با آهن پارهاش می سازن.
بعد حرف خانم شایسته هم خیلی به دلم نشست، اینکه کار کردن روی خودمون یه فرایند دائمیه برای بهتر شدن شرایط کلی زندگی. مهم نیست بهبودها کوچیک باشن یا بزرگ! وقتی این روند بهبود رو ادامه بدی، با گذشت زمان میرسونتت به یه جای کاملا متفاوت و یه شخصیت کاملا متفاوت و رشدکرده توی وجود آدم م یسازه. برای همینه که حتی همین تغییر کوچیک، مثل عوض کردن سرپیچ، ببین چقدر استاد و مریم ذوق میکنن، چقدر حل مسئله براشون لذت بخشه!!!. دقیقا همون چیزیه که آخر فایل احساس لیاقت استاد روش تاکید داشت و الان من دارم از زبون خانم شایسته هم میشنوم.
واقعا یه ویلای سرسبز با آب دریاچه آینه ای و آروم، عکس دکلم روش افتاده، درختا و سایه هاشون رو آب… خدایا چقدر رویاییه، منم دوست دارم اینو تجربه کنم. و واقعا همکاری استاد و مریم رو خیلی دوست دارم، زندگی رو لذتبخش میکنه. استاد توی دوره عشق و مودت هم میگه چقدر خوبه آدم وقت داشته باشه با شریک زندگیش حرف بزنه، همکاری کنه، زمان داشته باشن کنار هم بگذرونن. اینه عشقه. و این عشق واقعا لذتبخشه. من الان دارم میبینم استاد و مریم جون چقدر وقت و زمان آزاد لازمه که آدم بتونه با هم کارای ریز و درشت خونه رو انجام بده، همزمان هم حرف بزنن، هم کار کنن، هم این فایل ها رو برای ما مستند کنن. واقعا جای سپاسگزاری داره استاد.
واو، اون آهنربای قدرتمند رو ببین … یه چکش سنگین رو برمیداره. 500 پوند هم الکی نیست، یعنی 250 کیلو رو از زمین بلند میکنه. واقعا چه قدرتی. ببین ایده ها چقدر زیاده، یه قلاب بنداز تو آب، هر چی فلز سنگین باشه میکشه بالا، انگار تایتانیک هم باشه میاره بیرون. کندنش هم قلق میخواد (مثل این که کم کردن مقاومت های ذهن قلق می خواد)، باید از یه جا یه ذره کجش کنی تا یه راه نفوذ کوچیک پیدا بشه و بتونی جداش کنی. چون اگه عمودی بچسبه، جدا کردنش تقریبا با دست غیرممکنه.
واقعا آزادی مالی چقدر خوبه. ثروت چقدر فوق العاده ست، چقدر معنویه. چیزی رو که دوست داری سفارش بدی، فرداش بیاد دم در. این نردبون دو لنگه فوق العاده رو داشته باشی، کارت راه بیفته. کسی که آزادی مالی داره، خیلی چیزها و کارها براش ساده تر و آسونتر و لذتبخشتر میشه. آزادی مالی، آزادی زمانی، آزادی مکانی استاد خوبمو من تحسین میکنم و دوستش دارم، خدا بهش بیشتر بده. حتما لیاقتشو داری استاد. حتی این نردبون تهش چرخم داره، خیلی راحت هرجا بخوای میبری. چه کندویی هم هست توی قاب لامپ!!! این طبیعت، تو هرجا حشرات نفوذ میکنن. وای چقدر قشنگ نم نم بارون میزنه رو دریاچه، یه نسیم خفن از اونور میاد، مریم و استاد دارن لذتشو میبرن، دمتون گرم. مریم جون هم که استاد نظافتن … واقعا دستت طلاست، قربونت برم.
بعد استاد رو ببین، هر وقت دلش بخواد میره پا میذاره تو آب و لذت میبره. این موجایی که ایجاد میشه یه حس خوب میده. منم دوست داشتم الان اونجا بودم کنار استاد. واقعا انرژیش مثبته، واقعا هم همینه، خدایا شکرت. و جوراب های خانم شایسته هم که محشره، جوراب برفی، دیزاینش کلی انرژی مثبت داره.
راستی منم مثل شما بودم استاد، قبلا نور زرد دوست نداشتم، نور سفید دوست داشتم. ولی اینجا تو کشورهای شمال اروپا چون آفتاب کمه، لامپ ها رو زرد و گرم میسازن که حس گرمای خورشید رو بده. منم اولش از نور سفید لامپ ها خوشم نمی اومد، ولی چند سال گذشت، عادت کردم، الان خودم هم لامپ زرد میخرم، نور گرم. نور سفید اینجا میگن نور سرد، نور زمستونی. میگن بیشتر مال کشوراییه که آفتاب زیاد دارن و از نظر روانی روی ذهن آدم یه جور دیگه تاثیر می ذاره خب دیگه. تازه هر روز هم محصولات متنوعتر میشن. قبلا اون لامپ های کمرباریک بود، الان الایدیهای پرنور اومده…. ولی نکته قشنگش اینه که راه حل همیشه هست. اون سرپیچ های خفن هم عمرشون بالاست، از جنس سرامیک یا پلاستیک خشک درست شدن، ضد نور خورشیدن که آفتاب خرابشون نکنه. نمیدونم آلومینیومی هست یا نه، ولی جنسش خیلی محکم به نظر میاد.
من از طرز فکر استاد خوشم میاد که میگه حتما همیشه یه راه حلی هست. یعنی یه نفر قبلتر به این مشکل خورده و یه راه حل ساخته. ایدهها هم که بی نهایتن. یکی با همین مبدل سرپیچ، ثروت ساخته. واقعا ثروت ساختن ساده ست. آمازون هم که دیگه… از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه. یه روزی جف بزوس اینو شروع کرد و تبدیلش کرد به یه مغازه خیلی بزرگ، یه جورایی مرکز جهان، همه هم میتونن بهش دسترسی داشته باشن. تو پولتو بده، به قول خانم شایسته، ما جنسو هر جا خواستی برات می فرستیم.
واقعا این طرز فکر استاد رو دوست دارم که همه چیز می تونه ساده باشه، در عین حال لذت بخش هم باشه، کارها با زمان کمتر و انرژی کمتر انجام بشه. طرز زندگی استاد هم خیلی قشنگه. مثلا براشون فرقی نداره کلید برق قدیمی شده یا جدید اومده. میگه همین کار میکنه، استفاده میکنیم. اگه یه جا مشکل پیش بیاد، اون وقت یه چیز نو میگیریم. این یعنی صرفهجویی تو وقت، انرژی، پول. یعنی آدم نگران حرف مردم نیست، نگران این نیست که چون یه جنس نو اومده بازار، باید همون جنسی که کار میکنه رو بندازه دور و یه چیز مدرن بخره که شاید از لحاظ کارکرد هم خیلی فرق نکنه و بعد از دو هفته هم عادی بشه دیگه. و واقعا چقدر خوبه آدم ابزار داشته باشه و خودش کاراشو انجام بده. توی ذهن استاد، تمیزکاری پرادایس با استاد و مریم جون یه لذت خاص داره.
بعد استاد میره شاخه های اضافی درختا رو می زنه و تازه درختا به خاطر این کار استاد در حقشون دعا هم میکنه، چه قشنگ. یادم افتاد قدیما ما اگه میخواستیم شاخه های درخت رو قطع کنیم، بعضیا میگفتن نه، این کارو نکن! درخت موجود زنده است، قطع نکن، احساس گناه میدادن که داری یه موجود زنده رو میکشی. بعضی از اون احساس های گناه الان دوباره یادم اومد. قبلا منم یه باور داشتم که توی فصل هایی که درخت سبزه و زنده است نباید شاخه هاشو بزنی، گناه داره. الان استاد رو میبینم، لذت میبرم که اصلا به خودش احساس گناه نمیده و واقعا من عاشق استادم. تازه استاد اینجوری نگاه میکنه که همین درخت هم دعا میکنه که خدا بهش فرصت داده توی پرادایس رشد کنه، جلوی خونه، و با دست های استاد شاخه های اضافیش قطع بشه و سبک بشه.
واقعا هم این هرس کردن به درخت کمک میکنه رشد کنه. خیلی وقت ها آدم توی زندگی یه چیزایی رو از دست میده و فکر میکنه بد شد و ناراحت میشه. مثل همین درخت، اگه بخوای تمثیلی نگاه کنی، شاید فکر کنه شاخه هامو زدن، بی عدالتیه. ولی خیلی از این از دست دادن ها باعث رشد آدم میشه. وقتی شاخه های اضافی رو می زنی، درخت انرژیش میره روی شاخ ههای درست و شروع میکنه قد کشیدن. الان این درخت اگه انرژیش رو بذاره روی شاخههای بی ارزش، رشدش کند میشه، به سمت بالا رفتن و کمال و تعالی کند میشه. در حالی که همین درخت توی پرادایس دی اکسیدکربن میگیره و اکسیژن میده و به گسترش جهان کمک میکنه.
پس وقتی ما شاخه های اضافی رو میزنید، یعنی یعنی سرب های سنگین که باعث میشه که پرواز نکینم رو می زنیم. آدم هم توی زندگی باید همین کارو بکنه، مثل کاری که شما میکنید استاد جون: اون چیزای اضافی رو قطع کنه و تمرکزشو بذاره روی هدف اصلی. استاد توی زندگیشون خیلی جاها همین کارو کردن. مثل اون زمان هایی که همسر قبلیشون به خاطر باورهاشون تمرکز استاد رو میگرفت و نمی ذاشت ایشون روی خواسته های بزرگتر تمرکز کنه. یا اون موقع که استاد میخواست مهاجرت کنه، ولی توی تهران و اصفهان و کرج شرکت ها پخش و پلا بود، اونها مثل شاخ و برگ اضافی بودن که ترمز درست میکردن و نمیذاشتن استاد بیاد آمریکا. درسته، دوست ها و کارمندهای خوبی بودن، ولی مثل شاخه های اضافه باعث میشدن رشد اتفاق نیفته. من فهمیدم وقتی استاد اونا رو کوتاه کرد، به هدف هاش نزدیکتر شد، متمرکزتر شد، سریعتر هم رسید.
برای همینه که استاد میگه: اگه یه ملکی براش دردسر بشه میفروشه. چون داره شاخ و برگ های اضافی رو میزنه. من از استاد شنیدم میگفت تا مجبور نشم چیزی رو نمیفروشم تا یه چیز دیگه بخرم. باور استاد اینه که لازم نیست چیزی رو بفروشم تا چیز دیگه بخرم. وقتی باورهای مالی من قوی بشه، میتونم اون چیز جدید رو نو و بهترینش رو بخرم. هدف استاد یه چیز دیگه است. هر چیزی که تمرکز استاد رو از هدف دور کنه، مثل همین شاخه مزاحم، قطعش میکنه. اون وقت شخصیت استاد هم مثل همین درخت رشد میکنه و میره به سمت بالا، به سمت نور خداوند. این قانون طبیعته، قانون خداونده. منم باید نگاه کنم ببینم توی زندگیم چه چیزهایی الکی مشغولم میکنه، نکنه یه سری شاخ و برگ بیهوده باشه که داره منو معطل میکنه و از هدف اصلیم دورم میکنه، اونا منو یه جا نگهداشتن و دارم درجا می زنم.
این حرف توی همه چی صدق میکنه. توی کار، توی کسب و کار. بعضی قسمتها واقعا مهمه و باید تمرکز بذاری روش، ولی ما گاهی تمرکز رو مساوی پخش میکنیم روی شاخ و برگ های اضافی. در صورتی که بعضی شاخه ها، همون شاخه های اصلی، همون بنیه و راس درختن و خیلی مهمن. توی کسب و کار هم همینه. نگاه میکنی میبینی تمرکزت رو گذاشتی روی چیزهایی که مهم نیست. بزن قطعش کن، مثل استاد. تمرکزتو بذار روی چیزهای اساسی، چیزهایی که پیشرفت مالی میاره. نیا به خاطر حرف مردم، به خاطر باورهای اشتباه، روی شاخ و برگ ها گیر کنی. ترمزها همینان: حرف مردم، اشتباهات گذشته، احساس گناه، اینکه مردم چی فکر میکنن. مثلا یه ترمز بزرگ اینه که مردم چی میگن، یا اینکه من کسب و کار گنده دارم ولی نمیخوام این کارمند از نون خوردن بیفته، یا اینکه بیام نقش ناجی بازی کنم که من مواظب باشم فلانی از نون خوردن نیفته. من که نمی تونم کار خدا رو انجام بدم!!
اینجا یادم افتاد وقتی زبان میخوندیم بحث میکردیم، میگفتن اگه ماشین های خودران بیاد، خیلی از راننده ها از نون خوردن میافتن، پس باید جلوی اتوماتیک شدن و رباتیک شدن رو بگیریم. اون موقع ها من خیلی چیزها رو نمیفهمیدم، الان میفهمم.
یا هزار تا دلیل دیگه. هر دلیلی که منو از حرکت به سمت بالا، رشد، خداوند بکشه پایین، اون ترمز منه. اونا رو باید قطع کنم. به قول استاد: بزن محمد، قطع کن، برو جلو. شجاعت داشته باش برای قطع کردن شاخ و برگ های اضافی. من وقتی زندگی استاد رو توی دوره ها میبینم، میبینم کل تمرکزش رو گذاشته روی هدف هاش. خیلی جاها شاخ و برگ اضافه رو قطع کرده. هر چی اساسی نیست، قطعش میکنه و قدمهاشو شجاعانه برمیداره.
حتی توی سایت هم استاد همین کارو کرده. یه جاهایی که مدیر فنی آقا ابراهیم میخواد گسترش بده، استاد میگه اصلا کاری به اینجا نداشته باش، برو روی چیزهای اصلی تمرکز کن. مثلا خیلی کاربرها میخواستن سایت امکان ویسچت داشته باشه یا ویدیو نتیجه های افراد رو بگذاریم. ولی این سایت رو سنگین میکنه. استاد با این قضیه موافقت نکرد، چون سایت رو سنگین میکنه و الکی بیخود و بیجهته. یا مثلا سایت فقط خوشگلتر بشه که چند نفر بهبه و چهچه کنن و بگن ماشالا چه مدیر فنی خوبی دارید، چه فایده؟ مهم اینه سایت سبک باشه و روی اصل ها تمرکز کنه. زندگی ما هم همینطوره.
منم باید هوشمندانه مراقب باشم تمرکزم رو کجا میذارم. روی اون چیزهایی که نباید تمرکز بذارم باید قطعشون کنم، یک بار برای همیشه. من خیلی شنیدم که میگن هر چیزی خار آید روزی به کار آید. آدم میره توی جاده یه پیچ و همون فکر فقیر کننده میاد سراغش. یعنی فکر کمبود: جهان کمه، باید جمع کنیم و جمع کنیم و جمع کنیم، شاید یه روزی به درد بخوره. من به خودم میگم محمد، این باورها رو قطع کن. این پیام خداست به من: قطع کن!!! اون چیزی که باید قطع بشه، همونیه که مجبور میشی تو آینده قطعش کنی، پس همین الان قطعش کن.
یادم میاد وقتی میخواستم مهاجرت کنم، بعضیا میگفتن کجا میری، خانواده اینجاست، دوستای قدیمی اینجان، آدم باید جایی باشه که خانواده باشه. ولی من به خاطر بعضی مسائل از افغانستان اومدم بیرون. چند سال بعدش اوضاع ترکید، ملت دنبال سوراخ موش بودن که فرار کنن تا از بی کاری از گرسنگی نمیرن. خدا همون موقع ها یه الهامی به من کرد، شرایطی درست شد که من از افغانستان برم بیرون. بعد چند سال، همونا که می خواستن مهاجرت کنن تازه اقدام کردن، تازه بیان اینجا زبان یاد بگیرن، تازه از صفر شروع کنن. من الان خیلی جلوتر از اونام. خدایا هزاران هزار بار شکرت.
من از خدا میخوام بهم شجاعت بده هر جا توی زندگیم شاخ و برگ اضافی بود، مثل استاد قطعش کنم. من شاگرد استادم، عاشق استادم هستم.
در پناه الله یکتا شاد و موفق و ثروتمند باشید
به نام خدای مهربان
به نام خدایی که در هر لحظه با ما و در کنار ماست. خدایی که در جای جای این جهان هستی حضور داره و در حال اجابت خواسته های بندگانشه. خداوندی که با وضع قوانین ثابت و بی نقص کیهانی در حال هدایت و روزی رسانی به تمامی موجودات عالمه و هیچ نقصی در کارش و در اجرای این قوانین وجود نداره.
خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارتم که چنین مکانی در دنیا به راحتی در دسترس من قرار داره، سایت فوق العاده و پر از آگاهی استاد عباس منش که در جای جای این سایت و تک تک فایل ها میشه رد تو و قوانین تو رو پیدا کرد. سایتی که وقتی هر روز صبح از خواب بیدار میشم، وقتی با شور و اشتیاق موقع درست کردن یه صبحانه خوشمزه که خودت بهم الهام کردی که چی بخورم و موقع خوردن همون صبحانه خوشمزه میشینم پای آگاهی های این سایت و ازش درس هایی میگیرم که هیچ جای دیگه ای توی این دنیا بهش پرداخته نشده. سایتی که هر قدمش، هر آگاهیش بر پایه قوانین تو و بر پایه قرآنیه که تو نازل کردی و مشیت ثابت و بی نقص الهی رو میشه در اون یافت.
زیبایی های پارادایس؛ هر چی بیشتر با این سفر درونی استاد دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز همراه میشم، بیشتر احساس میکنم که خودم داخل پارادایس هستم. بین اون درختا توی اون مسیرهای زیبا قدم برمیدارم، شاخ و برگ های اضافی درختان ذهنم رو هرس میکنم، علف های هرز ذهنم رو میچینم و دانه های باورهایی قوی و توحیدی رو در ذهنم میکارم و هر روز و هر روز از اونها مراقبت میکنم. آبیاریشون میکنم و بهشون عشق میورزم و ایمان دارم که روزی که باورهام به اندازه کافی قدرتمند بشن، نتایج ظاهر میشن، اما فعلا تنها کار من مراقبت از این جوونه بیرون زده از خاکه. وظیفه من اینه که هر روز با حس خوب بهش عشق بدم و ازش مراقبت کنم تا روزی به ثوی ترین باورهای من تبدیل بشن که نتایج بزرگ جدیدی رو در زندگی من بوجود بیارن اما اون موقع هم کار من تموم نشده. حتی وقتی این باور قدرتمند باعث بشه که من بزرگترین نتایج رو بگیرم، اون موقع باید حواسم به شاخ و برگ های اضافی و علف های هرزی که مانع رشد و تعالی این باور من میشن رو بگیرم و اونها رو بدون شک و تردید بچینم تا من رو از مسیر اصلی خودم منحرف نکنن تا من رو درگیر فرعیات نکنن.
به نام خالق زیبایی ها و فراوانی ها
سلام ب استاد عزیزم و مریم جان و تمام دوستان بهشتی
چقدر هربار این هم مداری برام جذابتر میشه
دقیقا حالا ک در جلسه ی آخر قدم هفت هستم و یسری شاخ و برگهای اضافی رو هرس کردم و قطع کردم ب این فایل برخورد کردم تا بهتر درک کنم “تمرکز اصل داستان ِ)
بقول استاد وقتی تمرکزت رو روی 2 تا موضوع میزاری اون تمرکز نصف نمیشه بلکه نابود میشه
حالا بهتر میفهمم چرا باید تمرکزم روی اصل باشه
انرژیم روی رشد خودم باشه ن حرکت کردن با اون شاخه های اضافی
اون چند دقیقه ی آخر فایل خودش یه دوره ی کامله و استاد واقعا ازتون ممنونم ک هرآنچه تو محصولات میگید توی فایل های هدیه هم هست ب شکل های مختلف تا بهتر و بهتر درک کنیم اصل موضوع رو …
نکته ی بعدی ک خیلی برام جذاب بود سرچ کردنتون توی آمازون برای سرپیچ کمرباریک بود
اینکه گفتید حتما ی راه حلی داره و با این نگاه هدایت شدید ب راه آسون و راحت و لذتبخش
و بقول خانم شایسته این بهبود های دائمی و هرروزه هرچند کوچک تو دراز مدت نشون میده ک ما هیچ ربطی ب این لحظه ی خودمون نداریم و من این رو تو سفربدور آمریکا تجربه کردم و حالا مصمم تر هرچند آرام اما پیوسته قدم هامو با عشق برمیدارم
نکات مثبت این فایل بازهم برام شور وشوق شما و عشق زیبایی ک تو روابط تون هست
بارون نم نم تو دریاچه ی زیبای پرادایس
خونه ی چوبی ک هرروز دارید آرام آرام زیباترش میکنید
و اون قیچی فوقالعاده هیولا ک شاخه های درخت رو هرس میکرد و تو همون نگاه اول بهم یاد داد
تمرکزت روی چیه؟
روی از دست دادن
یا رشد کردن و بدست آوردن چیزهای با ارزش تر؟!
و شجاعتی ک توی وجودتون هست رو تحسین میکنم
و به خدای خودم گفتم من شاخه هارو میزنم
باز کردن مسیر با تو
من اصل و میچسبم ،بقیه اش با تو
عاشقتونم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
سریال زندگی در بهشت قسمت 6
عشقم این جعبه قرمزه مال این دریل رو میدی
آره
سپاس
سپاس
به نظرت میتونم برم روی این
شیبش چه جوریه
به نظرم نردبون رو خیلی بیار بالاتر اون وقت کار خیلی راحتتر میشه
مواظب باش خودت
این میز به جایی وصل نیست
از وسطش برم نمیافتم
دست من نمیرسه بالا بیاری بالاتر میرسه من که جام امنه
با همینشم خیلی بالاست
به نظر من یه بار دیگه بیارش بالاتر
بسم رب شهدا و صدیقین
بسم رب قاسم جبارین
خدایا خودت کمکمون کن
سوالی که پیش میاد اینه که این لامپه قراره جلوی در رو روشن کنه وقتی که روی شیروانی هست چی رو قراره روشن کنه عنکبوت و پشه و زنبورها قشنگ ببینن دارن چیکار میکنن برای اونهاست بیشتر
حالا ما نیاز داریم به چیز
به چی نیاز داریم
به اینکه اینو باز کنیم
آچار فرانسه میخوام
چه آچار فرانسه حرفهای هست
داری آچار فرانسه رو؟؟
خیلی حرفهای هست تا حالا ندیده بودمش خیلی حرفهایه
این یارو هم خیلی حرفهایه
ببین الان 50 ساله خدا میدونه این خونه حداقل 50 سال پیش ساخته شده ببین زیر بارون و فلان و اینا آخ نگفته
اوه مای گاد
چی شد
خیلی سفته
من سیم اینو میخوام
میخوام سیمش رو وگرنه
برای من کار کردن روی خودم یه فرایند دائمیه که برای بهبود شرایط کنونیم انجام میدم مهم نیست این بهبود که دارم انجام میدم چقدر کوچولو باشه
چون وقتی که ادامهدار میشن در طی زمان منو به نقطهای کاملاً متفاوت با شرایط الانم میبره و یه شخصیت کاملاً متفاوت و رشد داده شده توی وجودم میسازه
برای همینه که حتی کوچکترین بهبودهایی که ما توی پرودایس داریم انجام میدیم این قدر ما را ذوق زده میکنه
حتی یه تغییر لامپ یه عوض کردن سرپیچی
حل یک مسئله در حد عوض کردن یه سرپیچ اینقدر ما رو ذوق زده میکنه
عشقم اینو میگیری
اوهوم
فقط یه جور بگیر که آشغالش رو سرت نریزه اوه قشنگ کشیدم پایین
من با سبکی گرفتمش
نه بابا من میگم این امریکن آمریکاهه
بیا عشقم اینم هست سنگینه
پسر چقدر ابزار برای باز کردن
میدونی خطرش چیه
خطرش چیه
با آهنرباهه بازی میکردم چسبید به این کنده نمیشه
به موبایل
نه به این
نگاه میبینی این خودش نمیشه برش داریم اینقدر سنگینه
این آهنربائه نوشته بود 500 پوند یعنی 250 کیلو رو از زمین بلند میکنه
اگر راست میگی بلندش کن
این آهنربا نوشته بود به قلاب بزنید بندازید تو آب اسلحه یا هرچی که باشه تو آب میکشه بیرون در این حد کشتی برات میاره بیرون حتی
اگه راست میگی بکنش
دمت گرم
خوب کندیش
الان اینو بذار زمین بعد برش دار این خیلی سنگینه این چکشه
اوه این آره این چکشه خیلی سنگینه
بعد اینجا رو نگاه کن مثل ماست
ببین راهش اینه که بندازیش توی این کلاهه منم میخواستم این کارو بکنم ولی نتونستم اینجوریه راهش اینه
خیلی آهنرباه خوبه
بعد کل میخها رو از تو منطقه با این جمع کردم
آفرین
خب الان اینو میخوام کوچیک کنم ببرم اونور لامپهای دور و بر رو پخش کنیم
خوب فقط باورت میشه اینو تو سایت سفارش میدی آنلاین برات میاد
الان دو سوته آورد
نگاه کن اینجاست میشه قشنگ اینو میزنی قفل میشه چرخ هم داره میخوایم ببریمش اونور میزاریم رو چرخاش
شیرازی
آقا هر چقدر که اون آمریکایی اصله این چینی اصله
البته این چینیها هم که اینجا درست میشه باز بد نیست چون گارانتی دارن و همه شرکتهایی که وارد میکنن مسئولیت دارن نگاه توش چی درست کردن
اوه بزار یه زوم کنم
این کی بوده
حشره مشرهها همشون میرن این تو
ببین چقدر تمیز شدن
عاشقتم
آره سفید شدن
باورت میشه
نه
وایتکس زدی
آره عاشقتم
اینا رو همین الان نصب میکنم دمت گرم واقعاً ببین میبینی چه هوایی هست خدای من ببین تو رو خدا اینقدر انرژیش مثبته اینقدر انرژیش مثبته که حدو حساب نداره و این قطرههای بارون روی آب میخوره
آره
تو جوراب داریا
عاشقتم با اون جورابهات
جورابهای برفیان،
ببین باران بهاری در حال باریدنه
ببین این لامپ رو
مال اون بالاییه که اون بالاست
بعد اینا خب هم پرمصرفن هم که نورشون خیلی خوب نیست نورشون زرده کلاً من از نور زرد خوشم نمیاد از نور سفید بیشتر خوشم میاد بعد اومدم این لامپه رو وصل کنم به اون بعد دیدم این توش نمیره به خاطر اینکه این گردنش کلفته این گردنش نازکه
اولین کاری که کردم یه اره برداشتم جاشم هست شروع کردم به بریدن
فکر کردم پلاستیکیِ این جالامپی
الان یه اره میزاره قرررر میبرم میره پایین، بعد اینو میبندم
بعد دیدم نه بابا این اصلاً آلومینیومیه
اصلاً گفتم بابا خیلی وحشتناکه
نمیشه ببریش
بعد گفتم حتماً باید یه چیزی باشه یه راهی یه چاهی یه چیزی باید باشه و سرچ کردم آمازون و اینو پیدا کردم
این چیکار میکنه
این گردن رو باریک میکنه
ببین این گردن رو باریک میکنه
الان گردنش از اینم باریکتر شد
آره چه باحال
ببین این آمازون از شیر مرغ تا جون آدمیزاد داره برات
میگه شما پولت رو بده من برات هرچی بخوای میفرستم
حالا ما میخواهیم این گردن باریک رو ببندیم اینجا
این همون جایی هست که گفتم بریدم بعد گفتم یه راه سادهتر هم باید باشه و این الان راه سادهترشه
خب عشقم چراغها رو میزنی
روشن شد؟
نه
همون که اون سری زدی روشن شد همون رو بزن
روشن شد
ببینم خب دیگه،
این درختها ما رو هم دعا میکنهها
آره بابا چه جورم
میگه دمت گرم شاخهها رو چیدی از من سبکم کردی که بتونم رشد کنم
در واقع با هرس کردنش داریم کمک میکنیم که رشد کنه
خیلی موقعها هست که آدم یه سری چیزها رو از دست میده بعد احساس میکنه از دست داده و خیلی ناراحت میشه
مثل این درخته
ممکنه الان فکر کنه دارن شاخههای منو میزنن چقدر بد چقدر فلان
ولی خیلی از دست دادنها باعث رشد آدم میشه مثل همین که باعث رشد این درخت میشه
باعث میشه که انرژیش رو بذاره روی چیزای دیگه
این الان داره انرژیش رو میذاره روی شاخههای بیارزش که کمک هم نمیکنه و کند میکنه رشدش رو به سمت بالا به سمت تعالی به سمت خداوند به سمت کمال
ولی وقتی که اینا رو میزنه دیگه به اینا کار نداره تمرکز روی اینا نمیذاره بال و پر اضافی رو میزنه شاخ و برگه اضافی رو میزنه تمرکز میکنه رو هدف اصلیش
خیلی جاها من تو زندگیم این کارو کردم شاخ و برگهای اضافی رو زدم یکی از دلایلی که میگم اگه یه ملکی برای من دردسر داشته باشه میفروشمش به این دلیله که شاخ و برگهای اضافی رو میزنم برای اینکه هدف من یه چیز دیگه است و هر چیزی که بخواد تمرکز منو از هدف دور کنه مثل این میبرمش و اون وقت رشد میکنه
مثل این درختی که میخواد رشد کنه به سمت بالا
این قانون طبیعته قانون خداونده خیلی جاها تو زندگیمون باید نگاه کنیم چه چیزهایی الکی داره ما رو مشغول میکنه نکنه یه سری مسائل بیهوده شاخ و برگهای بیهوده هست مشغولش میشیم داره ما رو از هدف اصلیمون دور میکنه حالا این میتونه تو همه چی باشه میتونه تو کسب و کار باشه تو کسب و کارتون یه سری قسمتها خیلی مهمه تمرکز بذارید روش
اما دارید تمرکزتون رو به صورت مساوی مثل این درخت تمرکزش رو به صورت مساوی پخش کرده بین شاخهها در صورتی که یه سری شاخهها خیلی مهمتره نگاه میکنی میبینی تمرکزتون رو توی کسب و کارتون یه جاهایی گذاشتید که اصلاً مهم نیست بزنید قطعش کنید قطعش کنید تمرکز رو روش نذارید بذارید رو چیزهای مهمتر رو چیزهای اساسی رو چیزهایی که پیشرفت اساسی براتون میاره،
نیایید به خاطر حرف مردم به خاطر باورهای اشتباه به خاطر حالا مردم فکر کنن من خیلی کسب و کار گندهای دارم یا به خاطر اینکه نمیخوام این کارمند از نون خوردن بیفته یا بینهایت دلیل مزخرف دیگه خودتون رو محدود کنید بزنید قطع کنید برید جلو شجاعت داشته باشید برای قطع کردن شاخ و برگهای اضافی من که سعی میکنم که همیشه اینجوری
یعنی همیشه هر چند وقت یک بار مرور میکنم کل تمرکزم رو که کجاها دارم میزارم خیلی مهمه که آدم تمرکزش رو کجا میذاره خیلی مهمه خیلی مهمه
اونجایی که تمرکزم رو میبینم دارم میذارم اصلاً اساسی نیست برمیدارم
با همین مدیر فنیمون من چقدر صحبت میکنم مثلاً یه جاهایی رو میخواد تو سایت گسترش بده بهش میگم اصلاً کاری به اینجا نداشته باش اینجا اصلاً مهم نیست تو سایت چیزای اساسی دیگهای تو سایت مهمه باید بریم تمرکزمون رو بزاریم روی اونها یعنی هر بار من دارم این حرف رو بهش میزنم مثلاً یه سری ایدهها داره برای گسترش یه قسمتهایی از سایت که اصلاً اساسی نیست اصلاً مهم نیست خوشگل میکنه یه چند نفر به به و چه چه میکنند و آفرین ماشالله عجب مدیر فنی خوبی دارید عجب سایت قشنگی دارید زیبایی دارید اینو دارید اونو دارید
هدف اصلی توی سایت جاهای دیگه است روی قسمتهای دیگه روی مسائل اصلی سایت تمرکز کن
اینم همینه
یعنی این کارها رو باید همیشه تو زندگیمون انجام بدیم که تمرکزمون رو کجا داریم میزاریم اون چیزهایی که نباید بزاریم رو باید قطعش کنیم قطع یک بار برای همیشه نه اینکه حالا هی اینو قطعش نکنیم هی بگیم حالا باشه هر چیزی که خار آید روزی به کار آید از این چرندیات قطع کن آقا قطعش کن این پیام خداونده به تو قطع کن اون چیزی که باید قطع بشه اون چیزی که مجبور میشی در آینده قطعش کنی و خودت هم خوب میدونی که مجبور میشی له میشی زیر فشارهای جهان و آخر سر قطعش میکنی شجاعت داشته باش قطعش کن
عاشقتونم،
خدایا شکرت بابت شروع یک روز زیبای دیگه در بهشتمون
خدایا شکرت بابت وجود استاد عزیز و خانم شایسته و رابطه زیبا و عاشقانه بین این دو عزیز
خدایا شکرت بابت تمام وسایل و ابزارهامون که اینقدر کارها را برایمان راحت و آسون کرده
خدایا شکرت بابت کلبه چوبی زیبا و تمیز و با صفا که اینقدر انرژیش مثبته
خدایا شکرت بابت این دریاچه قشنگمون خدایا شکرت بابت این نردبون خوش رنگمون که در هر اندازه که بخواهیم بزرگ و کوچیک میشه
خدایا شکرت بابت لباسهای رنگی و شاد و قشنگ خانم شایسته
خدایا شکرت بابت آچار فرانسه حرفهایمون خدایا شکرت بابت تمام بهبودهای کوچیکی که داریم توی این بهشت زیبامون انجامش میدیم و خودمون لذتش رو میبریم
خدایا شکرت بابت آمازون ثروتمند که هر چیزی که بخواهیم میتونیم به راحتی سفارش بدیم
خدایا شکرت بابت باریدن این باران زیبای بهاریمون
خدایا شکرت بابت مواد شویندههامون که به راحتی ظروفمون رو باهاش تمیز و براق میکنیم
خدایا شکرت بابت این حس زیبایی که وقتی استاد پاهاش رو کرده توی آب و داره لذت میبره
خدایا شکرت که در مسیر درست قرار گرفتم خدایا شکرت که استاد گرانقدری اشنا شدم و الگوی زندگیم شد استادم در همه مشکلات استاد عزیز امشب حالم خیلی بد بود بابت یه سری مسایل با همسرم تپش قلب داشتم فشارم بالا بود انقدر بود حس میکردم به جنون برسم یه لحظه اومد تو ذهنم که برو فایل های استاد نگاه کن بجای تفکرات مخرب بعد دیدن 6قسمت از زندگی در بعش انقدر حالم خوبه که با دیدن فیلم های شما لبخند اومده رو لبم مررررسی مه هستید ️️️