این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
لشکر معاویه کارزار با شما را طالبند پس شما یا بر ذلت و خواری اقرار کرده شجاعت و شرافت را از دست بدهید یا آنکه شمشیر ها تانرا از خونهایشان سیراب کنید تا از آب سیراب شوید
پس مرگ در زندگی شماست اگه مغلوب شوید و زندگانی در مرگ شماست آنگاه که بر دشمن غالب آیید!
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
من ظاهر و باطن این امر را زیر و رو نمودم بحدیکه مرا از خواب بازداشت پس طاقت نیاوردم مگر بجنگیدن با ایشان!،(که پیمان شکستن )یا انکار آنچه محمد ص آورده است(قرآن) پس علاج جنگیدن بر من آسانتر بود از علاج عذاب الهی و مرگهای دنیا بر من آسانتر است از مرگها ی قیامت
علی ع نهج البلاغه
سلام به همه عزیزانم
استاد عزیزم وقتی امشب داشتم این قسمت از باورهای علی ع رو میخوندم
که اونم وقتی دیدم تو فایل باورهای توحیدی علی ع گفتید کسی که علی ع رو قبول داره باید باورهاش مثه اون باشه
و به قول معروف با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه یه عمر الکی هی علی علی کردم یه بار نرفتم ببینم چه باوری داشته که شده علی و اصلا چراااا من قبل تولدم انتخابش کردم و با اون فایل های توحیدی علی منو ترغیب کردین به خوندن نهج البلاغه
امشب دقیقه رسیدم به این دو قسمت وقتی خوندم دیدم این گفته ها این دیدگاه چققققققدر برام اشناس دقییییییقا دیدگاه استاد منم همینه و خدارو شکر کر م و تحسنتون کردم بخاطر اینکه اییییینقدر قشششششنگ علی گونه توحید رو درک کردین و عمل میکنید
چقدر قشنگ درک کردین این توحیدی عمل کردن و باج ندادن و تا پای جون وایسادن برای اینکه نخوای بترسی و قدرت رو به غیر از خدا به کس دیگه بدی حتی اگه اون شخص قمه داشته باشه یعنییییی به تمام معنا علی گونه رفتار کردن
میخوام بگم خیلی هارو دیدم که واسه علی ع عزاداری میکنن و مشکی میپوشن و هزااااار تا ادا اطوار دیگه ولی هییییییچ کدومشون حتی نمیدونن علی ع به خاطر اییییین حد از توحید علی شد
ولی شما ممکنه هیییییچ کدوم از این بازیا رو نکنی چون درک کردی فزت و رب الکعبه علی رو
چققققدر قشنگ درک کردی خدا به مشکی پوشیدن و عزاداری واسه علی کار نداره به علی گونه توحیدی عمل کردن کار داره
وااااقعا من فققققققط بعد از خوندن این نوشته اولین کسی که اومد جلو چشمم شما بودی
استاد ممنونم ازت که بهم یاد میدی باج ندادن و سواری ندادن به کسی حتی اگه پای جونم در میون باشه اصصصصصل توحیده اصصصصصل علی گونه رفتار کردنه
استاد عزیزم چققققدر قشنگ بهم یاد میدی یا بکش یا کشته میشی ولی باج نده سواری نده از ترس چون وقتی بترسی یعنی قدرت رو به کسی غیر از خدا یی دادی که برگییییی بدون اذنش نمیریزه وهیییییچ جنبنده ای نیست روی زمین مگر اینکه تحت سیطره رب هست شرک ورزیدی و نتیجه شرک هم که معلومه پس ادم بهتره با عزت و شجاعت بمیره ولی شرک نورزه چون توحیدی مرده
چققققققدر من عااااااشق باورهای توحیدیتم که درک کردی همین باج ندادن به یه پیک موتوری با باج ندادن علی ع با مخالفانش یکیه و فرقی نمی کنه روبروت کی باشه چه لشکر معاویه باشه یا یه پیک موتوری یا هرررر زورگیر دیگه ای و این ترس با شرک واست یکیه
چقدر قشنگ بهم یاد میدی ترس و باج دادن و سواری دادن و شرک رو باهم یکی کنم و اهرم رنج و لذت باهاش بسازم
چقدر همیشه فکر میکردم خوب میشد تو زمان علی ع بودم و میدیمش ولی الان با خوندن نهج البلاغه چه شباهت هایی دارم میبینم و من دارم ت. زمان خودم میبینم مردی با اون جنس از ایمان و توحید و شجاعت و جسارت رو
خدارو بییییییینهایت سپاسگزارم بخاطر توحیییدی ترین استاد دنیا
استاد سبک مورد علاقه منم مثل شما درباره طبیعت همینه یجای سرسبببززز😍😍👌👌
من علیرضا هستم میخوام بهترین…نه نه نهههه من میخوام ارزشمند باشم تا موفق…👌👌👌👌👌
_بریم برای تراوشات مغز من از فایل؟!
_آقا بزززن بریم😍👌😍:
آینده و گذشته ای وجود نداره؛همه چیز زمان حاله!!!دقت کردی که زمان حال همیشس!!!!همیشه ما تو زمان حالییییمممم!!!!هر لحظه الان عه!!هررررلحظه زمان حاله و این زمان حال تکرار میشه.ما تو هررر لحظه فقط به همون لحظه دسترسی داریم!!!نه به گذشته نه به آینده!!!همینو بسسسسس.لحظه حال همیشه داره تکرارررر میشه همیشههههه!!انگار کلا ی تک ثانیه داریم بنام لحظه حال هممممش همونه هممممش همونه!!!هممممش همون تکرار میشه!!!این تکرار حالا چی بود؟؟؟😉 تکرار فکرکنم ترجمه فارسی کلمه Frequency=فرکانس هستش تو فارسی میگن بسامد،تکرار و اینا به فرکانس!!! تو درس فیزیک که میخوندم می گفتن بسامد. پس فرکانس ینی لحظه،دم ینی لحظه سرررررررر همینه که استاد میگگگگگه هرررررلحظه باید تا آخر عمر روی فرکانس هامون کار کنیم بخوایم پیشرفت کنیم .
چرا حالا بکس؟ چون تو جهان هم لحظه وجود داره تکرار، فرکانس همممش تو ی لحظس جهان لحظه حال ی وضعیت هست پس جهان مادی هم تا لحظه وجود همممش رو به پیشرفته و ما ازونجا که هم جنس جهانیم ازین جهانیم در این جهانیم و زبان مراوده داریم باهاش که میشه همون فرکانس،لحظه،بسامد،دم ، پس ما هم اگه بخوایم به دنیا به چشم مقصد نگاه کنیم و بعد حالا هرچقدر هم تلاش متوقف بشیم و فکر کنیم ناخوآگاه اینجا مقصد ماست نه گذرگاه جهان چناااان سیلی و توگوشی میزنه که یااا بلند شی از نوع خودتو گسترش و پیشرفت بدی یا اگه نه حذفت می کنه که گند نزنی به پیشرفت و گسترش جهان!!!این نوع عملکرد جهان نشون میده کاممملا متقن و محکم و استوار که اینجا مقصد ما نیست و پایان کار ما نیست که بمیریم و تمام با این تفکر ما از الان مرده ایم پ پژمرده نیاز نیست بمیریم واقعا تا مرده حساب بیاییم پس چون جهان اصلااااا طبق ساختارش نمیذاره ما اینجا رو مقصد خودمون و منزلگاه خودمون کنیم و بچسبیم بهش این خودش به خودی خود و خود به خودی وجود عوالم پس از مرگ مثل عالم قبر و قیامت رو نشون میده البته برزخ استدلال قرآنی نداره!!!!!!!!همونطوری که قبل ورود به این دنیا در عالم رحم بودیم و از مقایسه ابعاد اون دنیای ۹ماهه با این جهان هستی با این کیهان و گیتی عظظظظیم متوجه نسبت و کوچکی همین دنیا نسبت به عالم قیامت(به پا شدن)هم میشیم!!!مثلا درمورد قانون منم مثل استاد وقتی اولین بار شنیدم احساس نکردم چیز جدیدیه!!!احساس آشنایی میکردم😳👌احساس میکردم روح من اینارو میدونسته انگار فقط داره به یاد میاره اینارو انگار قبل تولدم در جهانی دیگر بودم و روحم میدونسته اینارو😐😕😳😳😯😯👌👌✌✌ اللله اکبرررر.خود همین هم وجود روح رو و روحانی بودن مارو ثابت می کنه!!!!!چون من که مغزم اینقدر واضح و تاییدکننده و آشکارا چیزی نمیدونست از قانون پس چرا احساس کردم اینارو میدونستم؟؟!! و فققققط فقققط دارم به یاد میارم!!!!!؟؟😳جواب در یک کلمس:روح👻👻👻!!!
زمان حال همون آینده دیروز بود!!!
زمان آینده همون حال الانه که قراره فردا تجربش کنیم در قالبِ ذهنی ِ فردا!!!!!!!انگار این دیروز و فردا آینده و گذشته یچیز پوچ و من درآوردی ذهن ماست و زمان حال فقط در قالب این ذهن زمان گرا داره به حرکت واحد و ثابت خودش ادامه میده!!!انگار زمان حال تک لحظه ِ حال یچیز خلل ناپذیره!!!😳😳که قاطی بازی کثیف گذشته آینده نمیشه!!!!انگار ی حجابی و حفاظی سپری دورش هست که قاطی گذشته آینده نمیشه!!!مثل ی یک گوی که داره از رو یک زمین گل آلود هی و هی قل میخوره اما ی هاله ای از نور دورشه نمیذاره گل آلود بشه!!!!!!!!!!!نمیدونم چقدرررر این حرفهامو درک میکنید دوستان!!! چون خودمم اولین بار اینهارو دارم دریافت میکنم بخاطر همین برام صقیله!!!! الان فیزیک دان ها هم دریافتن که زمانی وجود نداره در نظام کائنات و ساخته ذهن بشره .فکر کنم همین راز زمان حال رو اگه بفهمیم دیگه ماهم میتونیم این باور رو پیدا کنیم که مثل نوح ۹۰۰ سال عمر کنیم و نیاز به دستکاری ژنها برای جلوگیری از ارسال پیام پیری نیست!!!!فکر کنم وقتی ما میمیریم زمان برما نمیگذره و به قالب بی زمانی میرسیم که حین روز قیامت همونی بودیم که هستیم چون دیگه روح بعد مرگ تو قالب جهان مادی نیست که بخواد زمانی ازش بگذره و بخواد پیر یا جوان بشه.یاد اون داستان سوره بقره افتادم که مردی با خری از بیابانی میگذشت و خرابه های یک شهر باستانی رو دید و گفت خدایا چطور مردگان را زنده میکنی؟؟؟ و اون مرد خودش خرش آب و غذاش بخواب رفت بعد مدتی بیدار شد و فکر کرد نصف روزی خواب بوده اما خدا گفت فکر کنم ۱۰۰سال تو خواب بودی و خودش نه پیر شده بود نه خرش مرده بود نه غذا و آبش طوری شون شده بود.اما بنظر تون چرا؟چون بنظرم خدا اون مرد رو چون درخواست و فرکانس درخواستش خیییلی خالص بود به قالب بی زمانی رسوند و خر و غذاشو و اصحاب کهف هم همینطوری.فکر کنم خواب شبانه روزی خودمون هم همین داستانه و به بی زمانی میرسیم چون هیییچی احساس نمیکنیم ازون موقع که خواب بودیم ازون حواس پنج گانه و فکر کنم به بی زمانی میرسیم منتهی به چندسال و صدسال نمیکشه دیگه مثل اصحاب کهف بقول آهنگ بیلی آیلیش: وقتی خوابیم به کجا میریم؟؟؟!!!!!😯😳✌
تازه میفهمم وقتی استاد میگه وقتی که آرامش داریم جواب ها به ما گفته میشه؛چون: ۱.مغز درحالت استرس و ترس و اضطراب اون کارایی خوب خودشو نداره که ایده ها بهش خطور کنن و اصلاااا کلا با این احساسات کللل سیستم بدن بهم میریزه سیستم ایمنی ضعیف میشه و این غیرطبیعی عه که با وجوداتصال درونی ما به منبع باوجود فراوانی باوجود قدرت ذاتی ما برای حا مسائل و قدرت سیستم درونی غیر طبیعیه که ما نگران چیزی باشیم!!!۲.وقتی آرام نیستیم جواب ها بما گفته نمیشه چراااا که بهترین جواب ها همون الهام و حس درونی و الله هستش که وقتی آرام نیستیم ینی صدای نجوای ذهن بلنده و نمی ذاره ما ندای وااااضح و آشکارای روحمون رو بشنویم!!!!!!!ینی قومی آرام نیستی در مدار راه حل نیستی و نمیرسی بهش انگار دنبال یک آدم مثلآ دوستت توی یک کوچه دیگه ای!!!!!خب نمیابی اون رو.اما اگه زاویه دید رو عوض کنی به طرزی که بهت آرامش بده اونوقته کهههه وارد مدار راه حل میشی وارد همون کوچه!!!!!!
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور.
💡💫Omarkhayam💫💡
فکر نکن پشتکار بالا باعث موفقیتت میشه!!!پشتکار زیاد فایده نداره اگر افکار و باورها همون باشه!!!!!………خیییییلی تکون دهنده و چاره سازه شدیداااااااا این مسأله.مممممن مصداق بارز همین موضوعم من تو پارکی که با مربیم تمرین میکردم اون قسمت چمنی که من تمرین میکردم کلاااااا خاک شدددددد ینی خاک کلا از حجم فشاری که من بهش آوردم از شدددت انگیزه مقددددس من کلا خاک شد سبز بود کامل شد قهوه ای.ده برابرررررر ظرفیت وجودیم وقت گذاشتم اما باور های شدیداااااا محدود کننده اما بدون عزت و اعتماد به نفس من خودم خودمو قبول نداشششششتم آخه چطور میتونستم موفق بشششششممممم؟؟؟!!!😳😳😳😳😳وقتی خودم خودمو قبول نداشتم چطور ی تیمی ی مربی ای میخواست منو قبول کنه بقول استاد هممون این جمله رو شنیدیم که از تو حرکت از خدا برکت.کیییی اینو گفته؟؟؟!!!!!هر حرکتی منجر به نتیجه نمیشه تنها حرکتی منجر به نتیجه میشه که حاوی ایمان به نتیجه و افکار و باورهای صحیح باششششهههههههههههههه آقااااااااا؛تموم شد و رفت.به همین سادگی!!!تمام!!خیلی سادس.
من دیگه بعد اون تمرین ها آخخخخه شما نمیدونید من چه کردم تو دمای ۴۰درجه تو دمای زیر صفر تو برف و بارون و گرما بخدااااا چنااااان تمرین میکردم که کریس رونالدو از لحاظ بدنی تمرین میکرد انقدر انگیزه داشتم که اگه میگفتن درخت کاج اون پارکو با دست قطع کن از شدت انگیزه اینکار رو میکردم!!!!…..😳😳اینکه میگم از لحاظ بدنی در حد رونالدو بُلُف نیستاااااا!!!اصلا من بلف زن نیستم و نبودم تو زندگی متنفرررم اصلا ازین کار واقعا در اون حد بود فقط کیفیت تمرین اون و ذههههن ذهنش فرق میکرد که خب این دوتا فقط که گفتم همه چیزه!!!مربیم میگفت این تمرین ها که بهت میدم در حد بهههترین تیمهای دنیاست!!!!اول فکر میکردم داره دیگه کمی اغراق میکنه ولی یک شب یک حرکت بهم یاد داد دیدم همون شب تیوی نشون داد بازی چلسی رو دیدم گلر حریف همون حرکت که مربی من یاد داد رو داره اجرا می کنه😳😳😳👌👌👌یا پنالتی ای که بیرانوند از رونالدو گرفت دقیقااااا با همون شگردی گرفت که مربی من سال قبل بهم یاد داده بود.من با ایییین سطح کلاس تمرینات موفق نشششدم😳👌👌نه که شایستش نباشم بلکککه چون من باور های شدیداااا مخالف خواسته و عزت نفسی ویران شده داشتم!!!😳😳 ودیگه مهممم نبودکه من چقدددر تلاش داشتم چقدددر پشتکار داشتم!!!! میدونید مربی من چی ازم پرسید؟! گفت علیرضا تو تمرین هات یکیه با بههههترین گلرهای جهان فرق تو و اونا چیه پس؟؟ گفتم چی؟! گفت تکرار!!!تمرین بیشتر!!!! منظورش همون تکامل بودش!!!!!و از ذهنیت هم گفت!!!ینی بهترین درس عالم و چکییییده کللللل قوانین رو بهم گفت:ذهنیت(فرکانس)،تکامل!!!!
استاد هم گفت از کیروش هم پرسیدن فرق بین بازیکن های ایرانی و اروپائی چیه ؟ گفت فقط ذهنیت ها!!!!زیدان هم تو همه ی مصاحبه ها به دو کلمه ذهنیت و باور تاکید داره.پس اگه افکار و باورهامون درست نباشه هرررچی تلاش کنیم فایده نداررره!! مثل اینکه ما مسیری رو بریم که منتهی میشه به کوچه ۴ ولی ما انتظار داشته باشیم برسیم به کوچه ۶خب ما تا آخخخخخر عممممرر یا هزااااارسال هم اون مسیر رو بریم می رسیم به همونجاااااا!!!!!این خیییلی واضح و مفهوم و سادس!!!!!بههههترین مثال همین مثال طلوع و غروب خورشیده.👍👌این جمله انیشتین روکه اولین بار ازدهن استاد شنیدم زندگگگیم دگگگرگون شد😳👌.
اگه میخوای برنده بازی بشی قوانین بازی رو یاد بگیر😳😳😳😐😐😕😕😯😯👌👌👌خدایااااااا کیههه این انیشتین خداااا؛الله اکبررر اصلا نمیخوام بتش کنما نهههههه.ولی همین چند جمله هممممین چند جمله رو از انیشتین درک کنیمشون و بهشون عممممل کنیم زندگی مون دگرگون میشه که هیییچ میشیم جزو بزززززززرگتریییین افراد تاریییییخخخخ😕😐😳😳👌👌و عمل به اینا عزززت نفس میخواد.احساس اینکه تو ارزش و لیاقتشو داری و از پسش برمیای رو میخواد واااای خدا چقققدر مهمه این عزت نفس😯😯😯😳😳👌👌این از عزت نفس میاد عزت نفس ینی دگگگگرگونی محض اصلا واژه دگرگونی از این کلمه گرفته شده.عزت نفس کلاغ رو عقاب،چلاق رو قهرمان دو،قزل آلا رو کوسه،ژیان رو بوگاتی و لاکپشت رو چیتا میکنه.گدا رو پادشاه میکنه!!!تحووووول تحوووول محضضضض!!!😳😳😳
عملگراااایی از عزت نفس میاد عملگرایییییی مححححض😳😳😳👌👌✌✌…
«سعی نکن انسان موفقی شوی سعی کن انسان ارزشمندی شوی»
آخخخخخخه ی انسااااان چقققققدددر میتونه توحیدی باشهههه؟؟؟😳😳😳😳😯😯😱😱😱😱😨😨😨😨😨😳😳😳 آخخخخخه مگگگه میشه ی دانشمند اینقدررررر توحیدی باششششه؟؟؟!!!😳😳😳 اصلااا چرا این آدم انقددددر توحیدیییهههه؟؟؟!!!😨😳😳 چططور انقدررر توحیدی عهههههه؟؟؟؟!!!!!😳😳😳😳😳 من مغغغزم داره سوت میکشه!!!! این جمله رو تو فایل شنیدم خواستم جااااااامه بدرم و به دشت و بیابون بززززنم😳😱🙏💟و برم به عممممق این جمله فکر کنممم!!!این جمله تا مغغغغز استخوانم فرووو رفتتت .جملش ی پوسته داره ی مغز!!!🗣👁🕵بیییی نهایت عمققققق داره این جمله امشب دیوانه شدم دیوانه متلاششششی شدم اصلا!!!آخه ی آدم چققققدر میتونه پررررررر باشه معلومهههه چرا دوبار طلاق گرفته ککککی میتونه خب این آدم رو درک کنه هاااان؟؟؟!!!
«البته یادم باشه منم خودم هیییچی از انیشتین کم ندااارم💪💪🔥🔥»
RESPECT🙏💟احترام🙏💟
به احترام این فرد توحیدی باید کلاه از سر برداشت اسستاد تو فایل ؛فقط روی خدا حساب کن»گفتا این فرد چقققددر توحیدیه ها!!!!اون موقع فهمیدیم ولی الان با پوست و گوشت و استخوان درکش کردم!!!😳😳😳👌👌👌چقددد این جمله عمققق داره😳😳👌👌🗣👁🕵 خدااااا.
«با اختلاف توحیدی ترین🔥👌 جمله ای که تو عمرم شنیدم؛۲۰جلسه کلاس عزت نفس و زندگی و آرامش و لذت و عزت و خوشبختی نهفته بود تو این جمله.آگاهی کل کیهان خداوند خلاصه شده بود تو این جمله🔥💪💡🙏💟»
گفتید افکاری که به جهان ارسال میکنید اتفاقات رو بوجود میاره!!مادر من عاشق سریاله من بشششدت ورودی هامو کنترل میکنم اما از دستم در رفت از فیلمی شنیدم که وقتی اتفاق بدی افتاد گفت شاید حکمتی داره!!!منم بیشششتر متنفر شدم ازین فیلم ها و سریالهای پوچ و اراجیف گفتم باااید بیشتر قرآن رو بخونم باااید محکمتر رو ورودی هام کار کنم بااااید راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو بخخخرم!! باید نشنووم این چرت و پرت هارو که الان رسیدم به همین جمله شما که بالا نوشتم😍😍😍😍 شکککککر😘😍👌✌🔥💪🙏💟
چششم استاد اینجا تعهد میدم که برنامه ثابتم رو درباره قرآن ادامه بدم.😘😉🙏💟
استاد میگه هررچقددر کمک کنی مردم شادتر،موفق تر،متوکل تر بشن خودت اینجوری میشی!!!بعله موافقم چون:
«بهترین راه یادگرفتن آموزش به دیگرانه».
چون وقتی میخوای یاد بدی اوووج تمرکزت به موضوع همون موقس چون از تمممااام پتانسیل های وجودت استفاده میکنی از تمام قدرت توجهت،منطقت،فکرت،کلامت واااای این فرکانس کلام محششره بقول انجیل از کلام تو برتو حکم میشود.👌💟
اقرا بسم ربک الذی خلق👌💟
و برای آموزش گاها مینویسی که قدرتش محششره از الهام حس خلاصههه تمام وجودت کمک می گیری تماااام وجودت!!! و این محشششرررره برای آموزش خودت😳😳😳👌👌 پووووف محششره.🔥🔥🔥✌✌💪💪چون اینجوری تمااام توجهت رو مواردیه که میگی پس گسترش شون میدی تو زندگیت….👌
سلام فرزانه جان عزیز شبت به خیر و خوشی.😜بقول مریم جان ما به فرکانس های دیگران دسترسی نداریم.فرکانس ما سازندس حتی مهمتر از کامنتمون.حسی که اون کامنت داره فرکانسی که داره مهمه.اینجا که من این پیام رو نوشتم مدتی بود که داشتم رو روزشمار تحول زندگی من رو خیلی محکککم کار میکردم چون بایک تضادی حس کردم که ایمان واقعی ندارم به خداوند و ضمنا باید درکمم از قانون بیشتر شه و بااااز یک دور خیلللللی خفن روی خودم کارکنم.و دیگه رها کردم دوره عزت نفس رو حال آنکه خداشناسی در خودشناسیه.هرکس که خود را شناخت خدای خود را نیز شناخت.من عرف نفسه فقط عرف ربه!!!و عزت نفس کلا قانون فرار هستن و انسان هم از مایه نسیان و فراموشی آفریده شده و من نیاز به تایید طلبی پیدا کردم باز😉.کم کم حساس شدم که استاد لایک کنه جوری بنویسم استاد لایک کنه.😉بهرحاااال استاد بیشتر از هرکسی تو دنیا توی سایت درک داره از قانون پس اگه لایک کنه دارم مسیر مو درست میرم😉👌. بعله این شرکی بود که من ورزیدم چرا از خدا نخواستم تاییدم کنه؟؟!! و هدایتم کنه که مسیرمو چک کنم و ببینیم درسته یا باید اصلاح مسیر کنم؟😉👌بعله من اشتباه کردم اما به تک تک اشتباهاتم افتخار میکنم و به خودم چون لازم بودن.😘😍😜😍😍😍👌👌👍👍💪💪💪💪🔥🔥🔥و منم تعجب کردم که لایک نشد از خدا خواستم بگه خدا چندروز شاید اصلا یکی دو روز بعد استاد در یک فایلی گفتن من حتتتتتتی لایک هایی که به بچها میدم تو سایت براساس اون حس درونیس براساس اون هدایتس!!!و گفتن گاها دیدم ی کامنتی خیلی محشششششره ولی اون حس میگه نده.و من جواب سوال مو گرفتم.
دوستم کامنت من،اثر من،ایده من،محصول و همهههه چیز زندگی من و هرچه که مربوط به منه اگر همراه با احساس ارزش درونی نباشد بهترین چیززززز در دنیا هم باشد فایده ندارد چون ما خودمون رو قبول نداشتیم.چون فرکانس بی ارزشی و تایید طلبی دادیم.دوستم منو تو مهمیم نه چیزی که ارائه میدیم فرمانی منو توعه که سازندس.
استاد عزیزم کل این فایل رو انگار خدا با زبون شما به من گفت تا نجواهاى ذهن من خاموش بشه و اییییقدر ور ور نکنه
و وااااااقعا هنگم از این همزمانى ها که فایلى که خیلى وقت پیش شما ضبط کردى کلى بعد تو سایت میاد بعد همونم من چند روز بعد میبنم دقیقا در زمااااان مناسب خدایا ازت بینهایت سپاسگزارم که همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب هستم
چند روز بود من خیلى تمرکزم رو کامنت گذاشتن بود و تا اونجا که میشنیدم و مقاومت نداشتم مینوشتم کارى که واقعا منو لعلک ترضى میکنه
خب من ایمان دارم که از دیدن فایل هاى شما هدایت هاىی با توجه به تجربیات و درک خودم بهم گفته میشه و من دست خدا میشم بنویسم تا هم خودم لذت ببرم هم بقیه استفاده کنن و کلا این نوشتن انگار زکات آگاهیهامه
استاد شما تو قدم ها گفتین که به الهاماتتون از چند جهت حمله میکنین تا متوجه بشین درسته
خب منم دقیقا همین کارو در مورد نوشته هام میکنم که بفهمم آیا این همون الهامات الهى و شهودمه که میتونه به خودم و بقین کمک کنه یا از ذهن منطقیم نشأت گرفته
خب از خدا هدایت میخوام هربار مینویسم میگم خدایا بهم نشون بده اینا از الهامات تو بوده به دست استاد یا کامنت عزیزان
هربار شما کامنت رو لایک کردین خوشششحال که این لایک خداس یعنی درست بوده هربار کامنت عزیزانم رو دیدم خوشششحال که اره دقیقاااا خودش بوده بارها شده شما لایک نکردی اما همون کامنت رو عزیزانم برام پاسخ فرستادن و خدا بهم گفته فکر نکن من تاییدم رو فقط با دست استاد برات میفرستم
حتی شده کامنتى که شما فقط منتشرش کردى و دیدگاه قرآنى بوده و فایو استار هم ندادی اما من اییییینان داشتم اونو خودم ننوشتم و ذهنم رو کنترل کردم وقتى نجوا ها گفته نه این دیدگاهت چرت و پرت بوده و تو هم مثه اونایی که تو قلبشون مرض بوده دنبال تاویل آیاتى و الهام نبوده و الکى وقتت رو تلف کردى انقدر استباه بوده ببین وان استار هم نگرفتى و من بهش گفتم اشکال نداره جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا اگه این نوشته از طرف خدا باشه و میتونه به بقیه کمک کنه و درست باشه خودش راهش رو پیدا میکنه اگه درست نیست و له بقیه کمک نمیکنه همون بهتر خونده نشه وظییفه من اینه بنویسم و دقیییییییقا همون کامنت بعد اینکه ذهنم رو کنترل کردم دقیقاااااااااا همون کامنت رو که فقط منتشر شد و لایک که هیچ فایو استار هم نگرفت بهترین و بیشترین بازخورد رو از بفیه دستان خدا تو این سایت گرفتم و خدا بهم گفت نفیس این الهامات از طرف من بوده و درست بوده
برگردم به چندتا کامنتى که نوشتم و دقیقا حس و حالش همون حس و حال دریافت الهامات بود و حتی یکیش وقتی تا صبح بیدار موندم و نوشتم و صبح خوابیدم ظهر بیدار شدم خدا واسم نشونه اش رو فرستاد که درست بوده اون احساسم اون دیدگاهم ولى بازم هى روز شمارى میکردم و انتظار که ببینم نظر استاد چیه و بازخورد بچه ها رو ببینم و و هدایت رو مجججججججبور کرده بودم از طریق لایک استاد و یا پاسخ عزیزانم بهم بگه درسته ولى از چهارتا یکیش لایک شد و اون احساس پشیمونى و سرزنش دوباره اومد که ببین حتما اشتباه بوده کاش ننوشه بودى و نجواهاااا زر زرشون شروع شد که نه بابا چیه هی میری مینویسى و وقتت رو تلف میکنى وقتت رو بذار رو کتاب آموزشى که دارى مینویسى اون واست پول داره اون و ول کردى و ازش میزنى میایی اینجا مینویسى که چى
ولى هرچى ور ور کنه من که میدونم کار اصلى رو اینجا دارم انجام میدم من که مییییفهمم چطور خواب و خوراک ندارم و عاشق اینم اینجا بنویسم و جسارت خودم رو تحسین کنم که رفتم تو دل ترسم من که میدونم دارم از هدایت تبعیت میکنم و براى اینکه مثه نویسنده هایی چون دبى فوردها و باربارا دی آنجلس ها فلورانس اسکااول شین شدنها باید اینجورى تکاملم رو طی کنم فااارغ از اینکه کسی تایید میکنه کسی لایک میکنه اصلا منتشر میشه من فقط باید بنویسم و ایمانم رو نشون بدم من باید این دندون لق کمالگرایی و بکنم بندازم دور این کفش نوک تیز و پاشنه ٣٠ سانتى رو بذارم کنار و راحت تر راه برم راحت تر تکاملم رو طى کنم
من بایییید رو عزت نفس و حذف نظر بقیه کار کنم
این ترس،از قضاوت در من اییییینقدر رنج اورو مزخرف هست که وقتی من علاقه خودم به خیاطی و ترکببش با نویسندگی و اموزش نوشتم ذهنم میگفت الان بقیه میگن این همه کار میخواد،بکنه هم طراح لباس بشه هم بنویسه و اصول تمرکز لیزری رو یه تخصص رو اصلا رعایت نمیکنه ولی امروز خدا با یه سخنرانی از یه فرد،موفق گفت به این مور افراد میگن چند پتانسیلی یعنی چندتا عشق،دارن و دوست دارن و از هر چندتاش،لذت میبرن و من جزو اون افرادم و دلیل نداره بخوام بخاطر عششششششق به هنر طراحی و خیاطی لباس بخوام میل به نوشتن کتاب های انگیزشی رو بذارم کنار و این ویژگی فوق العاده منه که همه ندارن
استاد عزیزم با این فایل خدا بهم گفت نگران اشتباه کردن نباشم از زبون مریم جون نقطه ضعفم رو بهم گفت که اره منم میخواستم بقیه و استادم وقتى میخونن نگن این چیه نوشته و قضاوتم کنن اره منم صدبار کامنتمو بررسى میکنم و صدبار ادیتش میکنم درسته یه جاهایی که غلط املایی دارم درست نمیکنم چون میخوام رو قضاوت بقیه کار کنم و استیکر رو حذف کردم چون میخواستم رو اصل تمرکز کنم و حاشیه رو بذارم کنار و نخوام از نظر بقیه اون کامنت زیبا دیده بشه درسته دیگه اگه لازم نبود اگه ایه ای مینوشتم عدد ایه و اسم سوره اش رو نمینوشتم چون میخواستم رو این که نخوام ثابت کنم نوشته ام رو که درست هست و تو قران اومده کار کنم
ولى همش چک میکردم که کی تایید میشه چرا لایک نخورد کی منتشر میشه چرا نشونه نیومد که درسته با اینکه هزااااار تا نشونه خدا واسم میفرستاد ولى نجواى ذهن من اونارو واسم کمرنگ میکرد
من شده بودم مثه دوران دانشگاه و تحویل پروژه که فقققققط باید استاد نمره رو میداد و تایید میکرد تا من بفهمم درسته حتى نجواها اون پاسخ بچه ها رو واسم کم رنگ میکرد میگفت نه استاد که لایک نکرد
من باید یاد بگیرم مثه کافران نباشم که وقتی رحمتى از جانب پروردگارشان دریافت میکنن خوشحال میشن اگر اونو به خاطر فرکانس هاى خودم دریافت نکردم ناامید بشم اون فرکانس مخرب همین کمالگرایی منه همین مجبور کردن هدایته منه
تو این چند روز خیلیییییى داشتم رو همین موارد کار میکردم میگفتم از استادت یاااااد بگیر فایل میذاره میگه من اصصصلا واسم مهم نیست شما حرف منو قبول میکنین یا نمیکنید من یه درکى دارم میام اونو با بقیه به اشتراک میذارم حالا شما خوشت بیاد خوشت نیاد مهم نیست من کارم رو انجام میدم تو هم کارت رو انجام بده فققققط وقتى حست خوبه بنووووویس
حالا چرا لایک شما پاشنه اشیلم بود چون خودم کامنت های لایک شده رو فقط میخوندم اما خدا با دستاش بهم میگفت که فرقی نمیکنه لایک بخوره یا نه
از ابراهیم عزیز یاد بگیر با اینکه استاد لایکش کرد و بعد لایک ها حذف شد ولى نوششششششت و تو خودت چقدر لذت بردی از نوشته هاش تو هم فقط بنویس
مقاله هاى مریم جون مگه لایک شده اما نوشته و در زمان مناسب افراد هدایت میشن و میخونن تو فقط بنویس
تو فقط ایمانت رو نشون بده مثه استاد که با یه شاگرد دوره اش رو برگزار کرد و ایمانش رو نشون داد تو فقط بنویس و ایمانت رو نشون بده لایک و پاسخ بچه ها که هیچ حتى اگه منتشر نشد بنویس مثه وقتى که هنوز تو ترسهات بودى و تو دفتر مینوشتى فقط دوست داشتى بنویسی مثه همین الان که هر ایه میخونى یه هدایتى میاد برات تو نوت گوشیت مینویسى
اصلا مگه نمیگى اینا رو خدا میگه من نویسنده ام پس تو چیکار دارى به تایید بقیه و خوندن بقیه که بخواى خوشحال بشی درسته یا نا امید بشى که نادرست بوده حتما تو به وظیفه ات عمل کن و از مسیر لذت ببر مگه علی ع مولانا و حافظ و… دنبال این بودن ببینن کی خوند و کی نخوند نهج البلاغه و مثنوی معنوی و. که هی میری چک میکنی و این فرکانس مخرب روزشماری و انتظارا و هزار تا فرکانس مخرب دیگه رو میفرستی
اصلا مگه نمیخواى نویسنده قهارى بشى بنویس و تایپ ده انگشتى رو تمرین کن اینجورى بنویس و تایپ ده انگشتى رو تمرین کن چون شاید لازم باشه همین کتاب اموزشیت رو هم خودت تایپ کنى اینجورى تکاملت رووطى کن کی گفته حتتتتما باید درست بنویسى اصلا مگه از اول حرف زدن رو شروع کردى همه مثه بلبل حرف زدى اصلا مگه اون سخنران حرفه اى از اول اییینقد قشتک صحبت میکرده نمونه اش بابام خیلیییییییی قشنگ صحبت میکنه مخصوصا تو جمع خب تکاملش رو طى کرده انقددددر تو جلسات ادارى و مدیران بوده که این رسمى حرف زدن و ادبى حرف زدن و با عزت نفس تو جمع حرف زدن تو وجودش رفته با ما که بچه هاشیم انگار داره با یه مقام بلند مرتبه صحبت میکنه خب از شکم مامانش که اینجورى حرف نمیزده تکاملش رو طى کرده
همون باربارا دی آنجلس تو کتاب عزت نفسش نوشته بود من اگه بقیه بگن نوشته هات افتضاحه ناراحت نمیشم فقط سعى میکنم بهترش کنم مهم نیست که بقیه چه نظرى دارن و عزت نفسم رو به نتیجه وابسته نمیکنم
وقتى با این باورها دلم اروم شد هدایت شدم به دیدن این فایل و من چققققققد بیشتر سپاسگزارش شدم که بهم گفت
بنویس و هدایت رو مجبور نکن که فقققط با لایک استادت و پاسخ بچه ها نشونه هام رو برات بفرستم دست منو نبند و خودت رو وابسته نکن به تایید کسى و برات مهم نباشه بقیه چه واکنشى نشون میدن
بنویس و از اشتباه کردن نتتتتتتترس حتى اگه هیییییچکس نخوند تایپ کن و تایپت رو خوب کن و به خودت آسون بگیر و مثه همیشه خودت اولین لایک کننده خودت باش چون فقط کافیه خودت لعلک ترضى باشى
استاد عزیزم خدا با این فایل از زبون شما دوتا از کامنت هاى من و لایک کرد و گفت نفیسم درست بود چون دققققققیقا توى یکیش مثال کلاغ که خدا براى هدایت قایبل فرستاد نوشته بودم که خدا گفته بود و تو اون یکی مثال هدایت نوح که خدا بهش گفت هر وقت اب از تنور زد بالا و من اینجورى این نشونه رو از کلام شما برداشت کردم و نجوا میگفت بنویس کدوم کامنت اما من نمیخوام ثابت کنم حرفم رو به کسی
بنویس و تحسین کن که جسارت هات شبیه استادت بوده که با همین نوشتن رو بزرگترین ترست پا گذاشتى و مثه استادت با اینکه ممنوع شده بود برات بنویسى ولى تو ایییینقدر این تجربه نوشتن رو دوست داشتى که رفتى تو دلش با تمااااام نجواها و مثه استادت از اینکه کمیته انضباطی پدرش رو در بیاره نترسید تو هم از اینکه کسى پدرت رو در بیاره نترسیدى و هربار نجوا اومد که همسرت بفهمه خط قرمزش رو رد کردى پدرت رو در بیاره تو هم هرررررر روز با کلمه دربیاره اون نجوا رو خفه میکنى و برات مههههم نیست چه اتفاقیى میوفته هرآنچه مرا نکشد قویترم میکند و به قول استاد فعلا که نفهمیده
بنویس و این حد از هم فرکانسى با جسارت هاى استادت رو تحسین کن که قانون چقدر دقیق کار میکنه افراد هم فرکانس رو جذب هم میکنه و تحسین کن خودت رو بخاطرتجربه همه اون کنجکاوى هاى یواشکى که فقط مردای جسور و متوکلی مثه استادت این کارو کردن و تو با اینکه یه دختر بودی همییییشه از این جسارت هاى یواشکى و کنجکاوى ها میکردى و به هیییچ کس باج ندادى که بخواد محدودت کنه
بنویس و خودت رو تحسین کن که مثه استادت از زور و قدرت هیییییچ کس نترسیدى و بخاطر ترس باج بدى و از نوشتن دست بکشى تو براى نوشتن اییین حد از جسارت رو نشون دادى پس مهم نباشه تایید و لایک و فایو استار و حتی منتشر شدنش
خدایا ازت بییییینهات سپاسگذارم استاد دقییییقا همون کانتى که لایک کردى تو قدم ها پیدا کردن دوتا از شاه ترمزهام در مورد مهاجرت بود وقتیى دوباره خوندمش اومدم این فایل رو دیدم و شما زبون خدا شدی و برام از خاطره شاگردتون که به آروزش رسیده بود گفتى و چقققققققدر نشونه قشششششنگى بود و من اشک سپاسگزارى ریختم که اینقققدر قسنگ خدا باهم صحبت میکنه و بشارت پیش از رحمتشش رو بهم میده
و از نشانه هاى خدا این است که بادها را بشارتگرانى پیش از رحمتش فرستاد و از آسمان آبى پاک نازل کردیم
من فققققط میخوام بنویسم و ایمانم رو نشون بدم و تکاملم رو طى کنم تایپ ده انگشتى رو یاد بگیرم و دییییییگه هدایت رو مجبور نکنم و اجازه بدم از بییییینهایت طریق نشونه هاش رو برام بفرسته از اشتباه کردن نترسم به کسى به خاطر زور و بازو و قدرت و ارتباطاتش تو همه ارگانها باج ندم و نترسم و رشششششششد کنم و لذت ببرم و خودم خودمو لایک کنم و اعتماد به نفسم رو به نتیجه گره نزنم و دندون لق کمالگرایی رو بکنم بندااااااازم دووووووور
من بسیار سپاسگزار خداوندم هستم که منو به مدار شما هدایت کرده
و سپاسگزار شما هستم که زندگی منو با آموزش هاتون متحول و دگرگون کردین ، خدایا شکرت
با توجه به اینکه هیچ انسانی کامل نیست و با توجه به خصوصیات مثبت شما کا همیشه تحسین میکنم ولی من در این فایل دو مورد از شما دیدم که سوال برانگیز بود یکی جنگیدن با موتور سوار بعد از اینکه روی خودتون کار کرده بودین
و دوم برخوردتون با مریم خانوم در دقیقه ۳۲ ، که بنظرم جالب نبود
اگه میشه در این مورد توضیح بدین بازم ازتون سپاسگزارم و در پناه حق باشید
استاد عزیز واسه من یک سوالی پیشی اومد ، الان مثلا یک دختری که قدش 160 هست و وزنش 60 چجوری میتونه مثل شما باشه تو این شرایط؟
خب هنری نیست که کسی با قد و هیکل شما تو این شرایط از پس خودش بربیاد ، و بعد بیاد از خودش تعریف کنه ، در واقع اگه این اسمش شجاعت و ایمانه اون دختری که مثال زدم باید چکار کنه؟
یعنی ذهنش رو باید چجوری آروم کنه که اگه تو این شرایط قرار گرفتم چکار کنم؟
وقتی شما این نوع مثال هارو میزنید باور بدی رو به بقیه میدید
یجوریه که انگار هرکی از لحاظ فیزیکی قوی باشه میتونه با ایمان باشه ، اتفاقا هر مثالی از افراد با ایمان تاریخ هست همین ویژگی رو داشتن ، مثل اما علی
خب این یعنی چی؟
مگه قانون عمل نمیکنه؟
پس چرا باید یکی که فرکانسش رو هم تنظیم میکنه توسط پیک موتوری تهدید بشه؟ و اگه زور و بازو داشته باشه میشه با ایمان و اگه یک دختر کوچیک باشه میشه بی ایمان؟
استاد یعنی تمام راه های با ایمان شدن اینه که هروقت کسی تهدیدت کرد زورآزمایی کنی تا ایمانت معلوم بشه؟
خب اون دختری که قدش 160 هست چکار میتونه کنه؟
آیا شما این باورو نمیرسونید که حتما باید زور و بازو نشون بدی تا با ایمان باشی؟
اصلا برفرض با استفاده از قانون آدم تو این شرایط قرار نگیره ، ولی این حالت وقتی رخ میده که آدم نگران این موضوع نباشه
یکی مثل شما نگران دعوا نیست تقریبقا و ذهنش رو کنترل میکنه و آرامش داره و به همین دلیل فرکانسش خوبه
ولی کسی که اهل دعوا و درگیری نبوده هیچوقت و یا مثل اون دختر اصلا تواناییش رو نداره چجوری میتونه ذهنش رو تو این مورد کنترل کنه که فرکانسش خوب باشه که در شرایط بد قرار نگیره؟
واقعا چه جوابی دارید واسه این سوال؟؟؟؟
اینجوری که مشخصه هرکی زور وبازوش رو داشته باشه با ایمانه
حالا از از خیلیا که تو این سایت هستن میپرسی با نگاه عاقل اندر سفیه و فاز دانایی میگن که تو باید توکلت به خدا باشه ، و دقیقا کسایی هستن که هیچی ندارن تو زندگیشون و به جایی هم نرسیدن و حتی تنهایی هم نمیتونن تا سر کوچه برن از ترس
واقعا چرا اکثرا حرفای خوب بلدن تو این سایت ولی نتایجشون خیلی ضعیفه؟
چرا هیچکس فکر نمیکنه به این موضوع؟
خب عزیزم تویی که همه چی رو میدونی و آدم متوکلی هستی باید به ثروت ها رسیده بودی
پس چرا هیچی نداری؟ ولی هنوزم داری خودتو گول میزنی و فکر میکنی آدم با ایمانی هستی…همشونم میگن ما تکاملمون رو طی نکردیم ، عزیزم تو 6 ساله تو این سایت عضوی و داری کامنت میزاری ، بازم حرف از تکامل میزنی؟؟؟
استاد شما چرا جواب این جور سوالارو نمیدید؟
الان شما فکر کن اون دختر با اون ویژگی هایی که گفتم توسط یک موتوری تهدید بشه یا بهش قمه نشون بدن…بازم پیشنهاد شما اینه که درگیر بشی؟
آیا شما اگه قد و هیکل ایشون رو داشتی هم درگیر میشدی تو این صحنه؟
من نمیدونم کی این کامنتارو تایید میکنه ولی من این سوال رو ده بار تو کامنتا پرسیدم و هیچوقت تو هیچ فایل یا محصولی بهشون جواب داده نشد
خب استاد عزیز کسی که بخواد نترسه از این شرایط باید ذهنش با دلایل منطقی آروم بشه
شما میتونی بگی که من زورم زیاده پس خیالم راحته
ولی اون دختری که قدش 160 و کل وزنش 60 کیلو هم نمیشه چی بگه به ذهنش؟؟؟
دو نفر مرد جلوی همچین دختری رو بگیرن بازم باید بگه که من درگیر میشم؟؟
درسته استاد کسی که به این موارد توجه نکنه براش پیش نمیاد ، ولی چجوری میتونه توجه نکنه و آروم باشه؟؟
با همین چیزایی که گفتم ، شما میتونی توجه نکنی و برات مهم نباشه چون زور و بازوشو داری ولی اون دختر چجوری توجه نکنه بهش؟
گیریم توجه نکنه به این موضوع ، آیا نه ذهنش یه نگرانی نمیمونه که اگه من یموقعی تو این شرایط قرار گرفتم چکار کنم؟؟/
استاد حرفای تکراری رو نمیخواد واسه اعضای این سایت بزنید ، اگه کسی اهل نتیجه گرفتن باشه با همینا نتیجه میگیره ، دلایل نتیجه نگرفتن خیلیا باورایی شبیه مثالیه که زدم
و شده یه شاه ترمز و هیچوقت هم نمیزاره نتیجه بگیرن و هیچوقت هم توسط شما آموزش داده نمیشه
همیشه میگفتید کسی که ایمان داشته باشه اصلا تو این شرایط دعوا و درگیری قرار نمیگیره ، ولی کاملا نقض میشه این موضوع ، چون هم شما قرار گرفتی ، هم حضرت ابراهیمش ، هم حضرت علیش
ولی اونا میتونستن این موضوع رو هندل کنن تو ذهنشون و آروم بشن چون گنده و قوی بودن ، ولی کسایی که این ویژگی جسمی رو ندارن چی؟
مگه ممکنه کسی بتونه خیلی عاااااالی ذهنش رو مدیریت کنه که این مسائل براش پیش نیاد؟؟
واسه همه پیش میاد…چون هیچ انسانی نمیتونه همیشه فرکانس خوب داشته باشه
حتی حضرت ابراهیمشم انقدر نتونست ایمان داشته باشه که بهش کاری نداشته باشن و آخر سر گرفتنش و کت و کولش رو بستن و پرتابش کردن تو آتیش
این مثالی که زدم خییییییییییلیا پاشنه آشیلشونه و خودشونم نمیدونن و مطلع نیستن ازش و هنوزم دارن خودشونو گول میزنن و میگن دلیل نتیجه نگرفتن ما طی نکردن تکامله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد شما چرا جوابی ندارین به این موضوع؟
من داشت ذهنم قانع میشد با این باور که اگه فرکانسمون درست باشه اصلا در شرایطش قرار نمیگریم ، ولی میبینم نه اصلا اینجوری نیست
چرا؟
چون هیچکس نمیتونه فرکانسش رو کامل خوب نگه داره ، اونکه حضرت ابراهمیش بود دیدیم که چطوری در شرایطش قرار نگرفت و ننداختنش تو آتیش!!!!!!!!!! و شمارو هم دیدیم که چجوری در شرایطش قرار نگرفتید!!!!!!!!!!! به همین دلیل حتما این شرایط واسه همه پیش میاد ، یعنی یا به نتیجه ای نمیرسن چون این ترمز رو دارن ، یا اگرم برسن حتما این شرایط براشون پیش میاد ، و برای خیلیا پیش اومده ولی بخاطر اینکه قد و هیکل خوبی نداشتن نتونستن “با ایمان” باشن و فرصت اینو از دست دادن که بیان خاطره ی بزن بزنشون رو برای بقیه تعریف کنن و برای خدا بنده با ایمان بشن..
حتی این قانونی که اینهمه ازش صحبت میکنید هم در نهایت نمیتونه تضمین کننده چیزی باشه
همه چیز احتماله
اینجوری که شما قانون رو تعریف میکنید همه چیز احتمال داره اتفاق بیفته و هیچ تضمینی نیست و در نهایت اگه فرکانس یه دختری هم خوب باشه ممکنه یجا خفتش کنن و چون ناتوانه از دفاع کردن از خودش نمیتونه آدم نترسی باشه و نمیتونه با ایمان باشه و نمیتونه با تعریف داستاناش جلب توجه کنه
بعضیا هم میان میگن ما دختریم یا خانوم هستیم و این شرایط برامون پیش نیومده ، جواب اینه که آره ممکنه این شرایط برات پیش نیومده باشه ولی به هیچ نتیجه ای هم نرسیدی تو زندگیت ، در مقایسه با افراد با ایمان که خیلی توحیدی هستن و خیلی بزن بهادر هستن تو به هیچی نرسیدی ، یعنی این ترمز نذاشته به چیزی برسی اونوقت خوشحالی که من تو این شرایط قرار نگرفتم؟؟؟!!!!!
نمیدونم والا استاد
یا شما قانون رو درست توضیح نمیدید و خیلی میپیچونیدش ، یا این قانون در نهایت وابسته به عوامل بیرونیه
و بازم عدالتی در کار نیست..چرا؟…..چون که همه نمیتونن ذهنشون رو کامل کنترل کنن وبه همین دلیل این شرایط براشون پیش میاد یا تررررس زیادی از این دارن که این شرایط براشون پیش بیاد و همین ترس باعث میشه به هیچی نرسن و نتونن ذهنشون رو کنترل کنن ، ولی امام علی ها و عباسمنش ها تونستن ، چون که بالاخره زور داشتن
اوکی اگه خدا محافظ آدمه پس چرا امثال ابراهیم تو شرایطش قرار گرفتن؟؟؟؟
خب چرا؟؟؟؟؟
مگه نمیگید اگه فرکانست بیشتر اوقات خوب باشه اصلا اون فرکانس منفی کوتاه مدت تاثیر نداره؟؟؟؟؟؟
چرا پس خلیل الله و رفیق خدا و برترین انسان تاریخ این بود نتیجش؟؟؟؟
که بگیرن دست و پاشو ببندن و پرتش کنن تو آتیش؟
مثلا تو شرایطش قرار نگرفت؟
مثلا مدااااار ها نذاشتن تو شرایط بد قرار بگیره؟؟؟؟؟
چرا امثال عباسمنش تو شرایطش قرار گرفته؟؟؟؟
مگه مدار ها نیستن که میگن هرکسی تو هرمداری باشه با همجنس خودش برخورد میکنه ؟؟؟؟؟؟؟
چیه این پس؟؟؟؟؟؟
بازم بیام توجه نکنم؟؟؟؟
من توجه نکنم بازم ته ذهنم نگرانشم هستم کههههههههه
آقا این چه قانونیه که آخرش بازم هیچ تضمین و آرامشی نمیده؟(البته به آدمای گنده میده)
من نمیدونم استاد یا این خدا واقعا عدالت نداره یا شما بد قانون رو توضیح میدید و گیج میکنید همرو
من دوسااااااااااااااله دارم به این موضوع از هر زاویه ای نگاه میکنم صدتا سوالم پرسیدم ، تماااااام محصولات شمارم گوش دادم ولی هیچ جواب قانع کننده ای که به آدم آرامش بده وجود نداشته!!!!!!!!!!!!!!!
مگه تو کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم نگفتید که این قوانین آرامش میدن؟
منظورتون این بود این قوانین برای شما و افراد گنده مثل امام علی آرامش میده فقط؟؟؟؟؟
این جوری که معلومه این قانون هیچ تضمینی نداده در مورد هیچ چیزی و همه چیز بر پایه احتمالاته ،
آره دیگه تو احساستم خوب باشه بازم ممکنه دو نفر پیدا بشن و خفتت کنن ولی تو باید با ایمااااااان باشی و نترسی و بزنی پدرشون رو دربیاری!!!! واگه توانش رو نداشتی تو بی ایمانی و باید پدرت دربیاد و بری جهنم!!!!!!!
منطق این قانونی که شما توضیح میدید هیچ گونه تضمینی نداره ، که بگه 2+2=4
این قانونی که توضیحش میدید اینو میگه که 2+2=اکثر اوقات 4
در واقع نمیشه اسمش رو قانون گذاشت اصلا!!!!!
استاد شما فکر کردید به این موضوع که اگه این قد و هیکل رو هم نداشتید بازم میتونستید نترسید؟؟
و بازم این آدم با ایمان بودید؟
آیا عباسمنش اگه این قد و هیکل رو نداشت بازم میتونست بگه من با ایمانم و خط قرمزم ترسه و اگه کسی بهم قمه نشون بده درگیر میشم؟؟؟
آیا استاد عباسمنش اگه قدش 160 بود و وزنش 60 بود بازم میتونست “نترسه” و 15 نفر رو بزنه؟؟؟؟
میتوسنتی استاد؟؟؟
مثل اینه که بروسلی بیاد بگه من با ایمانم و از دعوا نمیترسم!!!!!
خیلی خیلی زحمت کشیدی که نمیترسی!!!!!
اگه راست میگی یه دختری با قد و هیکل کوچیک باش و از دعوا و این اتفاقات نترس!!!
از خداهم بارها این سوال رو پرسیدم ولی مثل اینکه خداهم نمیدونه چی باید بگه!
والا دیگه آدم اینهمه باید منتظر یه جواب قانع کننده بمونه؟؟
و مستاصل بشه؟؟
من هیچوقت فکر نمیکردم به این نقطه برسم که نتونم برای این سوالم جواب پیدا کنم که بمن آرامش واقعی بده و خیالم رو راحت کنه
واقعا فکر نمیکردم که به این نقطه برسم
حتی قانون خداهم نمیتونه تضمین بده به آدم!
استاد شمایی که باورات خوبه و خدا به سوالاتتون جواب میده میشه ازش بپرسید جواب سوال من چیه؟
به من که جوابی نداده ، شایدم واقعا این قانون و این نتایج برای آدمای بزن بهادره… واقعا من دیگه خسته شدم از اینکه این خدای به ظاهر عادل به من نتونسته جواب قانع کننده و آرامش دهنده بده
اوناییم که تو این سایت دارن به قول خودشون کار میکنن رو خودشون ، نتایج خیلی خیلی خیلی کمی گرفتن و دارن روزانه با نوشتن کامنت های فدایت شوم تو این سایت دلشون رو خوش میکنن ، همیشه سوالم این بود اگه این آدما واقعا طبق گفته های خودشون اینهمه میدونن و اینهمه احساس خوب دارن و اینهمه توجهشون رو نکات مثبته ، یک بار من منتظر بودم یکیشون بیاد بگه من اندازه عباسمنش نتیجه گرفتم…همشون فقط تو کامنتا آدمای متوکلی هستن ، و حرفای قشنگ بلدن ، اگه در عمل بود و واقعا ذهنشون مدیریت شده بود نتیجه های عظیم داشتن
اما این تناقض داره میگه که خیلیا دارن نقش بازی میکنن و خودشون رو گول میزنن
اما من نمیتونم خودمو گول بزنم ، من چیزی که هست رو میگم
استاد عباسمنش عزیز
اینجانب این سوال رو دارم و صدها بارم از خدا و چندین بارم از شما پرسیدم ولی هیچ جوابی نبود ، این قوانینی که دارید توضیح میدید هم جوابی درستی نداره براش و جوابش اینه که تو احساست رو خوب کن احتمال زیاد نتیجه خوب میگیری و ایشالا نیتجه بد نمیگری!!!!!!! و اگه نتیجه بد گرفتی و مثلا یک دختر خانوم بودی و خفتت کردن دیگه کاری از دست ما برنمیاد ، میتونی با همین قوانین زندگیتو بساز ، اگه نمیتونی هم دیگه به ما ربطی نداره همینه دیگه……….
خیلی بهتر بود که با اسم واقعی و عکس واقعی خود در سایت حضور داشته باشید که قصد از پرسیدن سوالتون هم احساس واقعی بودن بدهد.
دوست عزیز به جای اینکه از دختر 6٠ کیلو با ١6٠ سانتی متر قد و حضرت ابراهیم و حضرت علی و …. مثال بزنید از خودتان و مسائلی که برای شخص شما اتفاق افتاده و نحوه نگرش و عملکرد خود برای حل اون مسایل مثال بزنید. همونطور که استاد از خودش و دیدگاهش و نحوه برخورد با مسائل زندگیش مثال میزند. مطمئنا این روش به دریافت پاسخ سوالات شما توسط خداوند بی نهایت کمک خواهد کرد.
قصد نادرستی از کامنتم نداشتم که بخوام بترسم و مخفی کاری کنم ، اسم من امیرحسین ادیبی هستش (تو قسمت پروفایل شخصی نوشتم) و این اسمی که غیرواقعی هست اسم نمایشی منه ولی اسم واقعی من تو پروفایل شخصیم درج شده ، شمارمم گذاشتم تو پروفایلم ، همچنین جیمیلیم رو ، عکسمم همینه
واقعا عجیب و خنده داره که شما بی محابا همچین قضاوتی میکنید! و ادعای غیرواقعی بودن میکنید ، من اگه قصد بدی داشتم صد بار این سوال رو نمیپرسیدم ، کافیه به سوال های عقل کل و کامنت های من مراجعه کنید
در ضمن شما گفتید که فقط از خودت مثال بزن ، باید بگم که من وقتی سوالی رو مطرح میکنم حتما مسئله خودم بوده و سوال شده برام و نمیام مسائلی که بهش برخورد نکردم رو مطرح کنم ، چندین بار هم تو عقل کل همین سوال رو پرسیدم و تو کامنتا هم پرسیدم
پس این مسئله خود منه اول از همه و بیکار نیستم که بیام مسائل الکی رو عنوان کنم
بعد شما که میگی بجای مثال زدن از حضرت ابراهیم و امام علی فقط از خودت مثال بزن ، آیا استاد عباسمنش از حضرت ابراهیم و حضرت علی مثال نزده؟؟؟؟
بنظر من جواب شماست که ۱۰۰ درصد غیرواقعی و نادرسته و از روی بدبینی نوشته شده
منم سوالم رو از استاد عباسمنش پرسیدم نه کسایی که دارن روی سایت کار میکن و یا مدیرهای فنی ، طبق گفته استاد ایشون خودشون کامنت هارو میخونن و من از ایشون سوال کردم نه از کس دیگه ای
با تمام احترامی که برای استاد عزیز و دوستانم قائلم من هم تقریبا با نظر آقای خاص موافقم…با اینکه نتایج بیشماری از این مسیر گرفتم و دارم میگیرم که حتی نمیشه بیانشون کرد….. بارها شده که از خودم پرسیدم طبق قانون و عمل و ایمان من فلان و فلان مساله دیگر نباید اتفاق بیوفتد یا فلان اتفاق باید بیوفتد و به این نتیجه رسیدم که قانون به قول آقای خاص همیشه هم ۲به اضافه ۲ نیس که بشه چهار اکثر قریب به اتفاق مواقع میشه ولی همیشه نه…و وقتی در زندگی افراد موفق نگاه کردم دیدم که با وجود باورهای واقعا خوبشون اتفاقات عجیبی رو تجربه کردند و یک نتیجه کوچک که بهش رسیدم این بوده که اگر همیشه زندگیشون خوب و یکنواخت بود دیگه چیزی نبود که سکوی پرتابشون میشد و بی انگیزه میشدن و حتی شاید مثل خیلیا به حدی میرسیدن که خود کشی میکردن از بی انگیزگی برای زندگی
به هر حال من فکر میکنم باز هم ایمان داشتن و عمل کردن به این مسیر زندگی رو برامون آرامشبخشتر میکنه …
به نظرم این امتحان و آزمایشی که در قرآن اومده ی حکمتی داره و صد در صد به فرکانس بر نمیگرده واقعا خدا گاهی آزمایش میکنه بعضیارو میدونم این با عدل خدا سازگار نیست اما اینم میدونم خیلی چیزا هست که ما انسانها نمیدونیم و شاید هرگز کسی اونا رو کشف نکنه…
سلام آقای ادیبی عزیز.همین حالا بود که درحال نوشتن همچین ترسی بودم که به کامنت شما هدایت شدم.وقتی ۸سالم بود بنابه شرایطم خودم رو مسئول مراقبت و درواقع محافظت از خواهر و برادرم میدیدم،توی یک شهر جدید،نمیدونم چه ایمانی داشتم که مقابل ده ها پسر می ایستادم و میزدمشون،ولی توی تمام اون مدت هیچ کس به من آسیبی نزد و به خدا قسم که از من میترسیدن!اگر خدا از من محافظت نمیکرد پس کی بود؟چرا یک دختر ۸ساله ۲۰ و چندکیلویی انقدر ترسناک شده بود؟بارها و بارها توی شرایط های خاصی قرار گرفتم اما باز هم برام اتفاقی نیفتاده،اما هنوز هم این ترس با منه و با توجه به نتایجی که این مدت از عدم اتفاق افتادن این ترس بزرگ، یعنی تجاوز، گرفتم،فقط داره بی ایمانیه من رو بهم نشون میده،اگر کسی اتفاقی براش میفته صددرصد یه گوشه ی ذهنش قبلا بهش فکر کرده،این رو هم یادآوری کنم که از زمانی که یادم میاد من و تمام کسانی که میشناختم با این باور که دختر ضعیفه و هرلحظه ممکنه مورد آسیب قرار بگیره بزرگ شدیم.این باور بیمار حتی از زمانی که هنوز به دنیا هم نیومدیم و از شکم مادر به ما زنها در حال تزریق بوده و جسم و روحمون رو پر کرده،به نظرشما این زمان برای تکرار فرکانس احساس ناامنی کافی نیست؟عمومی ترین باور بیمار اینه که زمانی که یک خانم باردار میشه خبردادن دختردار شدنش نمیگم در همه ولی در بیشتر افراد موجب این احساس شده که چرا پسر نشده؟بنظر شما چرا پسر میخوان؟چون بنظرشون پسرها قوی هستن و باعث ماندگاریه اسمشون میشن ولی دختره ضعیف و شکننده هستن!بنظر شما این باور مثل سم به اون بچه منتقل نمیشه؟سمی که در بزرگسالی یواش یواش خودشو بروز میده.به شکلای مختلف که خودتون بهتر از من میدونید.من اصلا نمیخوام از استاد طرفداری کنم و فقط دارم نتیجه ی خودم رو میگم.چه بسا مردهایی که مورد داشتن و بعد از مدتی خودشون به من گفتن که ما به تو ایمان داریم که آدم درستی هستی که اگه نبودی ما هم اینطور رفتار نمیکردیم.بعد از این همه سال من یه باور قدیمی رو پیدا کردم که تمام این سالها دست و پا شکسته دنبال خودم میکشونمش!اینکه من انقدر صادق هستم که طرف مقابلم هم بعداز دیدن من حتی اگرقصدی هم داشته باشه درنهایت میفهمه که بی فایدست.اگر دنبال جوابیم باید اول آروم بشیم و بعد صددرصد به جواب هدایت میشیم.اگر از هرکسی که مشکلی براش پیش اومده بپرسی حتما به این جواب میرسی که قبلا بهش فکر کرده!اگر لطف خدا نبود حداقل خود من یکی تا حالا هزاران بار توی مشکلاتی که خودم باعثش بودم حل شده بودم.بنظر من اتفاقاتی که رخ میدن حاصل اصرار ما به اون اتفاقات یا همون توجه مکرره حتی به صورت ناخودآگاه! در پناه خدای مهربان باشید.
سلام دوست عزیز، من هرچقدر فکر کردم متوجه منظورتون نشدم، منظورتون اینه که دختری که قدش160سانته و وزنش 60 کوتاه و ضعیفه از لحاظ جسمی یا تپل؟، من قدم همینه وزنمم حدودا ،58،59، 60متغیره،یعنی دقیقا همین کیسی هستم که شما مثال زدی، اما هیچ وقت هیچکسی جرعت نکرده نزدیکم بشه چون از لحاظ ذهنی وقتی شده آرومی به چیزای حاشیه ای مثل این موارد فکر نکنی، رفتارت هم ناخودآگاه با ثبات و پر از قدرته و حتی کسایی که از لحاظ جسمی ازت قوی تر باشن تسلیمت میشن ناخودآگاه ی ترسی تو دلشون ایجاد میشه که نیان سمتت، من خودم اینو تجربه کردم که وقتی فرکانسم منفی بود قبلا خواستم با یک دختری دشمنی کنم حالا سر ی مسائلی خواستم حرصش بدم یا درگیر بشیم ولی اولا وقتی بهم توجهی نکرده دیدم دارم وقتمو تلف میکنم اون هیچی واسش مهم نیست دوما از قدرت نگاهش و رفتارش قشنگ ی ترسی تو وجودت ایجاد میشه که سمت این نری، خودم شده نصف شب تو یک محیطی باشم که خب مثلا چند تا پسر لات و مست با موتور مزاحم شن ولی وقتی حتی نگاهشونم نکردم اونا بیخیال شدن و رفتن به همین راحتی، شده با دوستم باشیم و اونو آزار بدن اما همین جدیت منو که دیدن جرعت نکردن نزدیکم بشن
من خودم ی مدت کم رزمی کار کردم و با اینکه دخترم حتی اگر چنین اتفاقاتی که شما میگید برام رخ بده میدونم که از پس خودم بر میام، ولی واقعا اینا ربطی به زور بازو نداره وقتی من حالم خوبه تمرکزم روی نکات مثبته اصلا چنین چیزایی چنین ادمایی رو جذب نمیکنم تو مسیرم قرار نمیگیرن، امیدوارم جوابم مفید بوده باشه
خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی و یکی یه دونه خیلی ممنونم به خاطر نکته سنجی و ریزبینی و حساسیتی که دارین برای به نتیجه رسیدن از سوال ها ، فایل رو داشتم گوش می کردم به جایی رسیده بود که در مورد سرزنش خودمون داشتین صحبت می کردین ، فایل رو استپ کردم و داشتم خودم رو بررسی می کردم دیدم آدمی نیستم خودمو زیاد سرزنش کنم ولی این نگرانی رو هم دارم که اشتباه نکنم جالبه شما اون موقع در مورد نگرانی از اشتباه صحبتی نکرده بودین . همین طور داشتم به افکارم ادامه می دادم و اشتباهاتم رو بررسی می کردم و نحوه برخوردم رو با افکارم که در مورد یک مسیله ای به این نتیجه رسیدم که نباید نگران از اشتباه کردن باشم و باز ادامه دادم افکارم رو و به این نتیجه رسیدم که نباید نگران سرزنش دیگران از اشتباهاتم باشم و این جمله توی ذهنم یک تیک بزرگ خورد و به یکی از جملات طلایی توی ذهنم تبدیل شد و به یک اطمینان و یک خودشناسی و اعتماد به خودم رسیدم ، و بعد فایل رو پلی کردم اصلا باورم نمی شد ادامه فایل شما داشتین انگار افکار منو بررسی می کردین ، شما دقیقا سوال منو از استاد بینظیرم پرسیدین که من زیاد خودمو سرزنش نمی کنم ولی نگران این هستم که اشتباه نکنم و استاد گفتن که این برمی گرده به اینکه شما نگران سرزنش دیگران هستی ، دقیقا همون موردی که من بهش رسیده بودم و به خودم گفته بودم که نگران سرزنش دیگران نباشم از این به بعد و این رو هم اضافه کنم که نگران سرزنش هیچ کس حتی عزیزانم حتی فرزندم هم نباشم و چقد به آرامش خاطر رسیدم با این نتیجه گیری ، می تونم بگم بیشتر از یک سال بود در مورد موضوعی فکرم مشغول بود و هر چندگاهی نجواهایی میومد سراغم که با هیچ منطق و استدلالی نمی تونستم خاموششون کنم ولی الان با این جمله که نباید نگران سرزنش هیچ کس باشم خیلی راحت شدم . سعادت این دنیا و آخرت رو برای استاد برای شما و دوستان عباسمنشی ام خواهانم.
سلام به بهترین استاد دنیا و خانم شایسته عزیز و مهربان
حدود یک سال و خورده که عضو سایت هستم و بدون اقراق باید بگم اینجا بهترین جا هم از نظر آموختن مطالب ،هم از نظر درک کردن و شناخت خداوند و هم انسانی دیگر شدن و جدا شدن از بدنه جامعه و خود واقعی شدن هست.
اینها رو منی میگم که از سال ۸۲ که با این مباحث آشنا شدم و داشتم روی خودم کار میکردم ولی با استادی آشنا شده بودم که کلا مباحث رو خیلی کلی صحبت میکرد و علاوه بر گوش کردن بیشتر اوقات از سی دی های آموزشی ایشون تهران هم می رفتم و در سمینارهاش شرکت میکردم ولی به اندازه ده درصد تغییر کرده بودم که بعد از ۱۴سال با استاد دیگه ای که تازه شروع کرده بود و یه دوره آموزشی چند ماهه داشت ،خریداری کردم و مباحث موفقیت رو خیلی بهتر از استاد قبلی توضیح میداد و حدود یکسال هم دوره آموزشی ایشون همیشه گوش میدادم که رسیدم به استاد عباسمنش که وقتی اوایل فایل های رایگان استاد و گوش میدادم انگار خیلی سال بود که دنبال همچین مطالبی بودم که حرفهای استاد قشنگ بر چهار ستون بدن من نشست و همه آموزشهای قبلی رو و کتابهای موفقیت قبلی و گذاشتم کنار و شروع کردم به گوش دادن مطالب استاد و بعد از چند ماه عضو سایت شدم و دوره دوازده قدم و دوره عزت نفس و دوره روانشناسی ثروت ۱و دوره رویاهایی که رویا نیستند خریدم و شبانه روز دارم این دوره ها رو گوش میکنم و مرور میکنم و نتیجه فقط با استاد بودن و دوره کردن به مطالب ایشون این شد که اگر چه از سن خیلی پایین نماز می خوندم و در مراسمات مذهبی شرکت داشتم ولی نمی دونستم چرا ؟حالا می تونم بفهمم که چگونه خدای خودم و پرستش کنم و شکر گزارش باشم ،نه کورکورانه مثل قبل بلکه از روی دلیل و بفهمم که خدا کیه و یا چیه (بیزارم از آن کهنه خدایی که داشتم ؛مرا هر دم تازه خدایی دیگر آید )و بحث مالی که خییلی درگیرش بودم خدارو شکر بهتر شده و ایمان دارم که هر چه بیشتر کار کنم بهتر بهتر هم میشه و تغییر کردن شخصیتم و در صلح بودن و دوست داشتن خودم و رابطه خیلی بهتر با همسر و فرزندم و خیلی موارد دیگر..
استاد عزیز هر آنچه که شما در دوره ها صحبت می کنید الحق و الانصاف بهترین آموزش و درست ترین روش برای تغییر شخصیت هر فردی می تواند باشد اگر اینو همیشه می گید که باید حتما تکامل و طی کنید دقیقا همینه ،اگر میگید هدایت میشد درسته، اگر میگید که حتما کامنت بچه ها رو بخونید درست میگید خودم اوایل همیشه می گفتم کی حوصله داره کامنت بخونه ولی الان بیشتر کامنت ها رو می خونم .اینکه برای اولین بار شروع کردم به نوشتن کامنت دلیلش این که همیشه برام سوال بود که چرا در قرآن خدا خودش به موسی به شکل آتش نشان داد از چند نفر پرسیدم و جواب نگرفتم و حتی در سمینار از استاد اولم هم پرسیدم ولی جوابی نداد ولی امروز جوابم در صحبتهای شما گرفتم اینکه خدا هر کسی و یا پیامبری رو به شکل های متفاوت هدایت میکنه و با گرفتن این جواب سوالم و خیلی سوالات دیگه خواستم از شما تشکر کنم و شکر گزار خداوندی باشم که همیشه و همه را هدایت میکنه فارق از هر دین و مذهب .
استاد عباسمنش بزرگوار دیدن این کلیپ تو خونه ام , الان میدان ولیعصر ,کوچه که سالها پیش باشما تند خوانی رو گذروندم خیلی حالم رو خوب کرد , خدا رو سپاسگزارم که خانم شایسته رو بدون محدودیت با شما دیدم , حس عالی بود ,
اینکه تکاملتون رو طی کردید من با تمام استخوانهام درک کردم . وزندگی الانتون نوش جون … الهی همیشه سالم و برقرار باشید . زندگی تون همیشه پارادایسی …….
خدا رو سپاسگزارم بخاطر وجود شما که کمک می کنه به رشد جهان هستی …
خدایا شکرت برای هدایتم به این مسیر که ١٠٠ قسمت از زندگی در بهشت رو همراه خود بهشتیان تجربه کردم با خوشحالی شون خوشحال شدم و با خنده هاشون از ته دل خندیدم و تجارب بسیار فوق العاده ای رو بدست آوردم خیلی زیاد یاد گرفتم در لحظه زندگی کردن رو و لذت بردن از آنچه که همین لحظه دارمش
خدایا هزاران مرتبه شکرت
استاد به نظرم این فایل هم در ادامه فایل های مصاحبه با شما میتونه قرار بگیره هر چند سوال های بسیار جون داری پرسیده میشه و چه جواب هایی خدای من
خیلی آموزنده بود این فایل برام
به صورت سوال جوابی مینویسم تا یکبار دیگه تکرار بشه برا خودم
شما گفتین در جایی که من هدایت رو مجبور نمیکنم ینی چی این جمله؟
✅ ینی من منطق رو قاطی هدایت نمیکنم تا میبینم پرنده رو سر یکی از اون مسیرهایی که مردد هستم میگم همینه همین نشونه ست برام دیگه نمیگم نوع پرنده باید فلان پرنده میبود
✅هدایت خداوند خیلی پرسنال و شخصیه و برای همین نمیشه استاندارد سازیش کرد و آموزشش داد
مثلا برای قابیل یکجور برای نوح جور دیگری برای ابراهیم و محمد و مرسی هم هر کدام جور دیگری برای هر کس متفاوته و این هست که قلب گواهی میده و زبان نشانه ها برای اون فرد واضح میشه
همینه که ما هم نباید تقلید کورکورانه کنیم از استاد که چون فلان جا استاد گفتن نشانه شون این بوده پس برای همه همینه
نه شخصیه قلبیه متفاوته برای هر کسی
سوال دوم : تو زندگیتون احساس عجز کردین ؟
✅آره با قاطعیت هم استاد گفتن
ولی توی عجز نموندم
وقتی تردید داری احساس عجز داری وقتی ترس از آینده نامعلوم داری احساس عجز داری ولی این احساس عجزه اینطور نبوده که شاک بشم و فریز بشم کمک میکنم به خودم با منطق و شهود آوردن و از خدا هدایت خواستن و مرور پرونده های موفقیت آمیز گذشته م
نمیشه که کسی در زندگی هیچ مساله ای نداشته باشه مهم اینه که چطور اون احساس رو به احساس بهتر تبدیل کنیم
سوال سوم : تا حالا خودتون رو سرزنش کردین ؟ آره
احساس پشیمونی از انتخاب هاتون داشتین ؟ کم
✅مقدارش بسیار کم بوده در حد یک دقیقه و تو احساس بد نموندم من به خودم آسون میگیرم
حس سرزنش کردن خودم رو ندارم و چه خوب و در صلحانه با خودتون صحبت میکنین استاد و میگین بارها شده اشتباه کردم ولی خودم رو سرزنش نکردم و نگران اشتباه کردن نیستم و خودمو اذیت نمیکنم و این نشان از اعتماد به نفس فوق العاده شما داره تحسینتون میکنم استاد عزیزم
✅واکنش دیگران از کنترل ما خارجه ولی عکس العمل خودمون در برابر اون واکنش دست خود ماست
چقدر درس داشت این جمله برای منی که کمال گرام و نگران واکنش دیگران
سوال چهارم : شما چطور اینقد جسورین؟
✅برای من انجام ندادن اون جسارت درد بیشتری داره حاضرم بمیرم ولی نترسم
من ترس رو نمی پذیرم
سواری نمیدم
از قدرت کسی نمی ترسم
خدای من چه جملاتی چه ایمانی پشتشه چو توحیدی
الله اکبر 😭😭😭😭
ترس جسارت رو بیدار میکنه
شما از همون اولش تو مسیر بودین استاد
یه بچه که شش سالشه و تنهایی با دوچرخه میره اطراف قم 😳😳😳😳نه کوچه خودشون نه محله خودشون نه خیابونای اطراف ، اطراف شهر😳😳😳😳😳
بچه ای که تو راهنمایی که همه عین موش می ترسن از مدیر و ناظم چنین جسارتی رو داره که میره نامه برمیداره و مهر مدرسه رو میزنه و بچه ها رو میبره یه شهر دیگه بازدید کارخونه های مختلف باور کنید اینجوری بودم موقع شنیدنش😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳
خوب همین بچه که نتیجه های خوب میگیره از این نترس بودنش در ١۵ سالگیش حریف یه لشکر میشه و همه رو لت و پار میکنه ترس نداره ازشون که خودش یک نفر هست و بی سلاح و بقیه مسلح تا دندان 😂😂😂عاشقتممممم استاد
همین بچه بزرگتر میشه میره دانشگاه و اردوهای مختلط دختر پسری رو راه میندازه میرن اینور اونور و کیف میکنه و نگران نیست اصلا
همین بچه بزرگ میشه دست خالی مهاجرت میکنه تهران
همین بچه بزرگتر میشه بدون اینکه اقامت جایی داشته باشه دفاتر کار میلیاردیشو تعطیل میکنه میزنه به جاده و همه کشورا از روسیه و مالزی و تایلند بگیر تا کشورای اطراف ایران و بعدش اروپا رو لذت میبره و با تور نمیره خودش ماشین رنت میکنه و میگرده میره بدنه جامعه رو میبینه ناشناخته هایی که همه کسانی که با تور میرن محرومن از دیدنش و غذاهای خوشمزه تست میکنه و زیبایی هایی میبینه که کسی ندیده
همین بچه بزرگتر میشه و با همین جسارتش ویزای امریکا رو میگیره و وارد این کشور رویایی میشه و جوری زندگی میکنه که پادشاه ها هم اینطور زندگی نمیکنن چون پادشاه ها هم نگران اداره اقلیم خودشونن ولی ایشون آزادی زمانی و مکانی و مالی و همجوره آزاده و فقط لذت میبره از زندگیش
واقعا پشت اینهمه ثروت و نعمت این جسارت هاست
حالا ما ترسایی داریم تو زندگیامون که خنده داره واقعا و قدم برنداشتیم به خاطرشون
و چه شعار بی نظیری که هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت
و شما تکاملتون رو طی کردین و چجورم از شش سالگی که خودتون تعریف کردین و به نظر زودتر از اون
چون بچه شش ساله یهو نمیره خارج شهر
حتما از قبل ترش این سیر تکاملی شروع شده
واقعا تحسین برانگیزه
واقعا شما رو با سلول به سلول تنم تحسین میکنم و ازتون یاد میگیرم
و خدا رو شاکرم با شما آشنا شدم و زندگیم رو به اندازه ای که عمل کردم به آموزه هاتون تونستم تغییر بدم
خدایا شکرت واقعا
خدایا شکرت
خدایا تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
لشکر معاویه کارزار با شما را طالبند پس شما یا بر ذلت و خواری اقرار کرده شجاعت و شرافت را از دست بدهید یا آنکه شمشیر ها تانرا از خونهایشان سیراب کنید تا از آب سیراب شوید
پس مرگ در زندگی شماست اگه مغلوب شوید و زندگانی در مرگ شماست آنگاه که بر دشمن غالب آیید!
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
من ظاهر و باطن این امر را زیر و رو نمودم بحدیکه مرا از خواب بازداشت پس طاقت نیاوردم مگر بجنگیدن با ایشان!،(که پیمان شکستن )یا انکار آنچه محمد ص آورده است(قرآن) پس علاج جنگیدن بر من آسانتر بود از علاج عذاب الهی و مرگهای دنیا بر من آسانتر است از مرگها ی قیامت
علی ع نهج البلاغه
سلام به همه عزیزانم
استاد عزیزم وقتی امشب داشتم این قسمت از باورهای علی ع رو میخوندم
که اونم وقتی دیدم تو فایل باورهای توحیدی علی ع گفتید کسی که علی ع رو قبول داره باید باورهاش مثه اون باشه
و به قول معروف با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه یه عمر الکی هی علی علی کردم یه بار نرفتم ببینم چه باوری داشته که شده علی و اصلا چراااا من قبل تولدم انتخابش کردم و با اون فایل های توحیدی علی منو ترغیب کردین به خوندن نهج البلاغه
امشب دقیقه رسیدم به این دو قسمت وقتی خوندم دیدم این گفته ها این دیدگاه چققققققدر برام اشناس دقییییییقا دیدگاه استاد منم همینه و خدارو شکر کر م و تحسنتون کردم بخاطر اینکه اییییینقدر قشششششنگ علی گونه توحید رو درک کردین و عمل میکنید
چقدر قشنگ درک کردین این توحیدی عمل کردن و باج ندادن و تا پای جون وایسادن برای اینکه نخوای بترسی و قدرت رو به غیر از خدا به کس دیگه بدی حتی اگه اون شخص قمه داشته باشه یعنییییی به تمام معنا علی گونه رفتار کردن
میخوام بگم خیلی هارو دیدم که واسه علی ع عزاداری میکنن و مشکی میپوشن و هزااااار تا ادا اطوار دیگه ولی هییییییچ کدومشون حتی نمیدونن علی ع به خاطر اییییین حد از توحید علی شد
ولی شما ممکنه هیییییچ کدوم از این بازیا رو نکنی چون درک کردی فزت و رب الکعبه علی رو
چققققدر قشنگ درک کردی خدا به مشکی پوشیدن و عزاداری واسه علی کار نداره به علی گونه توحیدی عمل کردن کار داره
وااااقعا من فققققققط بعد از خوندن این نوشته اولین کسی که اومد جلو چشمم شما بودی
استاد ممنونم ازت که بهم یاد میدی باج ندادن و سواری ندادن به کسی حتی اگه پای جونم در میون باشه اصصصصصل توحیده اصصصصصل علی گونه رفتار کردنه
استاد عزیزم چققققدر قشنگ بهم یاد میدی یا بکش یا کشته میشی ولی باج نده سواری نده از ترس چون وقتی بترسی یعنی قدرت رو به کسی غیر از خدا یی دادی که برگییییی بدون اذنش نمیریزه وهیییییچ جنبنده ای نیست روی زمین مگر اینکه تحت سیطره رب هست شرک ورزیدی و نتیجه شرک هم که معلومه پس ادم بهتره با عزت و شجاعت بمیره ولی شرک نورزه چون توحیدی مرده
چققققققدر من عااااااشق باورهای توحیدیتم که درک کردی همین باج ندادن به یه پیک موتوری با باج ندادن علی ع با مخالفانش یکیه و فرقی نمی کنه روبروت کی باشه چه لشکر معاویه باشه یا یه پیک موتوری یا هرررر زورگیر دیگه ای و این ترس با شرک واست یکیه
چقدر قشنگ بهم یاد میدی ترس و باج دادن و سواری دادن و شرک رو باهم یکی کنم و اهرم رنج و لذت باهاش بسازم
چقدر همیشه فکر میکردم خوب میشد تو زمان علی ع بودم و میدیمش ولی الان با خوندن نهج البلاغه چه شباهت هایی دارم میبینم و من دارم ت. زمان خودم میبینم مردی با اون جنس از ایمان و توحید و شجاعت و جسارت رو
خدارو بییییییینهایت سپاسگزارم بخاطر توحیییدی ترین استاد دنیا
تقدیم با عشششششق
سلام چه طبیعت قشنگی😍😍😍
استاد سبک مورد علاقه منم مثل شما درباره طبیعت همینه یجای سرسبببززز😍😍👌👌
من علیرضا هستم میخوام بهترین…نه نه نهههه من میخوام ارزشمند باشم تا موفق…👌👌👌👌👌
_بریم برای تراوشات مغز من از فایل؟!
_آقا بزززن بریم😍👌😍:
آینده و گذشته ای وجود نداره؛همه چیز زمان حاله!!!دقت کردی که زمان حال همیشس!!!!همیشه ما تو زمان حالییییمممم!!!!هر لحظه الان عه!!هررررلحظه زمان حاله و این زمان حال تکرار میشه.ما تو هررر لحظه فقط به همون لحظه دسترسی داریم!!!نه به گذشته نه به آینده!!!همینو بسسسسس.لحظه حال همیشه داره تکرارررر میشه همیشههههه!!انگار کلا ی تک ثانیه داریم بنام لحظه حال هممممش همونه هممممش همونه!!!هممممش همون تکرار میشه!!!این تکرار حالا چی بود؟؟؟😉 تکرار فکرکنم ترجمه فارسی کلمه Frequency=فرکانس هستش تو فارسی میگن بسامد،تکرار و اینا به فرکانس!!! تو درس فیزیک که میخوندم می گفتن بسامد. پس فرکانس ینی لحظه،دم ینی لحظه سرررررررر همینه که استاد میگگگگگه هرررررلحظه باید تا آخر عمر روی فرکانس هامون کار کنیم بخوایم پیشرفت کنیم .
چرا حالا بکس؟ چون تو جهان هم لحظه وجود داره تکرار، فرکانس همممش تو ی لحظس جهان لحظه حال ی وضعیت هست پس جهان مادی هم تا لحظه وجود همممش رو به پیشرفته و ما ازونجا که هم جنس جهانیم ازین جهانیم در این جهانیم و زبان مراوده داریم باهاش که میشه همون فرکانس،لحظه،بسامد،دم ، پس ما هم اگه بخوایم به دنیا به چشم مقصد نگاه کنیم و بعد حالا هرچقدر هم تلاش متوقف بشیم و فکر کنیم ناخوآگاه اینجا مقصد ماست نه گذرگاه جهان چناااان سیلی و توگوشی میزنه که یااا بلند شی از نوع خودتو گسترش و پیشرفت بدی یا اگه نه حذفت می کنه که گند نزنی به پیشرفت و گسترش جهان!!!این نوع عملکرد جهان نشون میده کاممملا متقن و محکم و استوار که اینجا مقصد ما نیست و پایان کار ما نیست که بمیریم و تمام با این تفکر ما از الان مرده ایم پ پژمرده نیاز نیست بمیریم واقعا تا مرده حساب بیاییم پس چون جهان اصلااااا طبق ساختارش نمیذاره ما اینجا رو مقصد خودمون و منزلگاه خودمون کنیم و بچسبیم بهش این خودش به خودی خود و خود به خودی وجود عوالم پس از مرگ مثل عالم قبر و قیامت رو نشون میده البته برزخ استدلال قرآنی نداره!!!!!!!!همونطوری که قبل ورود به این دنیا در عالم رحم بودیم و از مقایسه ابعاد اون دنیای ۹ماهه با این جهان هستی با این کیهان و گیتی عظظظظیم متوجه نسبت و کوچکی همین دنیا نسبت به عالم قیامت(به پا شدن)هم میشیم!!!مثلا درمورد قانون منم مثل استاد وقتی اولین بار شنیدم احساس نکردم چیز جدیدیه!!!احساس آشنایی میکردم😳👌احساس میکردم روح من اینارو میدونسته انگار فقط داره به یاد میاره اینارو انگار قبل تولدم در جهانی دیگر بودم و روحم میدونسته اینارو😐😕😳😳😯😯👌👌✌✌ اللله اکبرررر.خود همین هم وجود روح رو و روحانی بودن مارو ثابت می کنه!!!!!چون من که مغزم اینقدر واضح و تاییدکننده و آشکارا چیزی نمیدونست از قانون پس چرا احساس کردم اینارو میدونستم؟؟!! و فققققط فقققط دارم به یاد میارم!!!!!؟؟😳جواب در یک کلمس:روح👻👻👻!!!
زمان حال همون آینده دیروز بود!!!
زمان آینده همون حال الانه که قراره فردا تجربش کنیم در قالبِ ذهنی ِ فردا!!!!!!!انگار این دیروز و فردا آینده و گذشته یچیز پوچ و من درآوردی ذهن ماست و زمان حال فقط در قالب این ذهن زمان گرا داره به حرکت واحد و ثابت خودش ادامه میده!!!انگار زمان حال تک لحظه ِ حال یچیز خلل ناپذیره!!!😳😳که قاطی بازی کثیف گذشته آینده نمیشه!!!!انگار ی حجابی و حفاظی سپری دورش هست که قاطی گذشته آینده نمیشه!!!مثل ی یک گوی که داره از رو یک زمین گل آلود هی و هی قل میخوره اما ی هاله ای از نور دورشه نمیذاره گل آلود بشه!!!!!!!!!!!نمیدونم چقدرررر این حرفهامو درک میکنید دوستان!!! چون خودمم اولین بار اینهارو دارم دریافت میکنم بخاطر همین برام صقیله!!!! الان فیزیک دان ها هم دریافتن که زمانی وجود نداره در نظام کائنات و ساخته ذهن بشره .فکر کنم همین راز زمان حال رو اگه بفهمیم دیگه ماهم میتونیم این باور رو پیدا کنیم که مثل نوح ۹۰۰ سال عمر کنیم و نیاز به دستکاری ژنها برای جلوگیری از ارسال پیام پیری نیست!!!!فکر کنم وقتی ما میمیریم زمان برما نمیگذره و به قالب بی زمانی میرسیم که حین روز قیامت همونی بودیم که هستیم چون دیگه روح بعد مرگ تو قالب جهان مادی نیست که بخواد زمانی ازش بگذره و بخواد پیر یا جوان بشه.یاد اون داستان سوره بقره افتادم که مردی با خری از بیابانی میگذشت و خرابه های یک شهر باستانی رو دید و گفت خدایا چطور مردگان را زنده میکنی؟؟؟ و اون مرد خودش خرش آب و غذاش بخواب رفت بعد مدتی بیدار شد و فکر کرد نصف روزی خواب بوده اما خدا گفت فکر کنم ۱۰۰سال تو خواب بودی و خودش نه پیر شده بود نه خرش مرده بود نه غذا و آبش طوری شون شده بود.اما بنظر تون چرا؟چون بنظرم خدا اون مرد رو چون درخواست و فرکانس درخواستش خیییلی خالص بود به قالب بی زمانی رسوند و خر و غذاشو و اصحاب کهف هم همینطوری.فکر کنم خواب شبانه روزی خودمون هم همین داستانه و به بی زمانی میرسیم چون هیییچی احساس نمیکنیم ازون موقع که خواب بودیم ازون حواس پنج گانه و فکر کنم به بی زمانی میرسیم منتهی به چندسال و صدسال نمیکشه دیگه مثل اصحاب کهف بقول آهنگ بیلی آیلیش: وقتی خوابیم به کجا میریم؟؟؟!!!!!😯😳✌
تازه میفهمم وقتی استاد میگه وقتی که آرامش داریم جواب ها به ما گفته میشه؛چون: ۱.مغز درحالت استرس و ترس و اضطراب اون کارایی خوب خودشو نداره که ایده ها بهش خطور کنن و اصلاااا کلا با این احساسات کللل سیستم بدن بهم میریزه سیستم ایمنی ضعیف میشه و این غیرطبیعی عه که با وجوداتصال درونی ما به منبع باوجود فراوانی باوجود قدرت ذاتی ما برای حا مسائل و قدرت سیستم درونی غیر طبیعیه که ما نگران چیزی باشیم!!!۲.وقتی آرام نیستیم جواب ها بما گفته نمیشه چراااا که بهترین جواب ها همون الهام و حس درونی و الله هستش که وقتی آرام نیستیم ینی صدای نجوای ذهن بلنده و نمی ذاره ما ندای وااااضح و آشکارای روحمون رو بشنویم!!!!!!!ینی قومی آرام نیستی در مدار راه حل نیستی و نمیرسی بهش انگار دنبال یک آدم مثلآ دوستت توی یک کوچه دیگه ای!!!!!خب نمیابی اون رو.اما اگه زاویه دید رو عوض کنی به طرزی که بهت آرامش بده اونوقته کهههه وارد مدار راه حل میشی وارد همون کوچه!!!!!!
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور.
💡💫Omarkhayam💫💡
فکر نکن پشتکار بالا باعث موفقیتت میشه!!!پشتکار زیاد فایده نداره اگر افکار و باورها همون باشه!!!!!………خیییییلی تکون دهنده و چاره سازه شدیداااااااا این مسأله.مممممن مصداق بارز همین موضوعم من تو پارکی که با مربیم تمرین میکردم اون قسمت چمنی که من تمرین میکردم کلاااااا خاک شدددددد ینی خاک کلا از حجم فشاری که من بهش آوردم از شدددت انگیزه مقددددس من کلا خاک شد سبز بود کامل شد قهوه ای.ده برابرررررر ظرفیت وجودیم وقت گذاشتم اما باور های شدیداااااا محدود کننده اما بدون عزت و اعتماد به نفس من خودم خودمو قبول نداشششششتم آخه چطور میتونستم موفق بشششششممممم؟؟؟!!!😳😳😳😳😳وقتی خودم خودمو قبول نداشتم چطور ی تیمی ی مربی ای میخواست منو قبول کنه بقول استاد هممون این جمله رو شنیدیم که از تو حرکت از خدا برکت.کیییی اینو گفته؟؟؟!!!!!هر حرکتی منجر به نتیجه نمیشه تنها حرکتی منجر به نتیجه میشه که حاوی ایمان به نتیجه و افکار و باورهای صحیح باششششهههههههههههههه آقااااااااا؛تموم شد و رفت.به همین سادگی!!!تمام!!خیلی سادس.
من دیگه بعد اون تمرین ها آخخخخه شما نمیدونید من چه کردم تو دمای ۴۰درجه تو دمای زیر صفر تو برف و بارون و گرما بخدااااا چنااااان تمرین میکردم که کریس رونالدو از لحاظ بدنی تمرین میکرد انقدر انگیزه داشتم که اگه میگفتن درخت کاج اون پارکو با دست قطع کن از شدت انگیزه اینکار رو میکردم!!!!…..😳😳اینکه میگم از لحاظ بدنی در حد رونالدو بُلُف نیستاااااا!!!اصلا من بلف زن نیستم و نبودم تو زندگی متنفرررم اصلا ازین کار واقعا در اون حد بود فقط کیفیت تمرین اون و ذههههن ذهنش فرق میکرد که خب این دوتا فقط که گفتم همه چیزه!!!مربیم میگفت این تمرین ها که بهت میدم در حد بهههترین تیمهای دنیاست!!!!اول فکر میکردم داره دیگه کمی اغراق میکنه ولی یک شب یک حرکت بهم یاد داد دیدم همون شب تیوی نشون داد بازی چلسی رو دیدم گلر حریف همون حرکت که مربی من یاد داد رو داره اجرا می کنه😳😳😳👌👌👌یا پنالتی ای که بیرانوند از رونالدو گرفت دقیقااااا با همون شگردی گرفت که مربی من سال قبل بهم یاد داده بود.من با ایییین سطح کلاس تمرینات موفق نشششدم😳👌👌نه که شایستش نباشم بلکککه چون من باور های شدیداااا مخالف خواسته و عزت نفسی ویران شده داشتم!!!😳😳 ودیگه مهممم نبودکه من چقدددر تلاش داشتم چقدددر پشتکار داشتم!!!! میدونید مربی من چی ازم پرسید؟! گفت علیرضا تو تمرین هات یکیه با بههههترین گلرهای جهان فرق تو و اونا چیه پس؟؟ گفتم چی؟! گفت تکرار!!!تمرین بیشتر!!!! منظورش همون تکامل بودش!!!!!و از ذهنیت هم گفت!!!ینی بهترین درس عالم و چکییییده کللللل قوانین رو بهم گفت:ذهنیت(فرکانس)،تکامل!!!!
استاد هم گفت از کیروش هم پرسیدن فرق بین بازیکن های ایرانی و اروپائی چیه ؟ گفت فقط ذهنیت ها!!!!زیدان هم تو همه ی مصاحبه ها به دو کلمه ذهنیت و باور تاکید داره.پس اگه افکار و باورهامون درست نباشه هرررچی تلاش کنیم فایده نداررره!! مثل اینکه ما مسیری رو بریم که منتهی میشه به کوچه ۴ ولی ما انتظار داشته باشیم برسیم به کوچه ۶خب ما تا آخخخخخر عممممرر یا هزااااارسال هم اون مسیر رو بریم می رسیم به همونجاااااا!!!!!این خیییلی واضح و مفهوم و سادس!!!!!بههههترین مثال همین مثال طلوع و غروب خورشیده.👍👌این جمله انیشتین روکه اولین بار ازدهن استاد شنیدم زندگگگیم دگگگرگون شد😳👌.
اگه میخوای برنده بازی بشی قوانین بازی رو یاد بگیر😳😳😳😐😐😕😕😯😯👌👌👌خدایااااااا کیههه این انیشتین خداااا؛الله اکبررر اصلا نمیخوام بتش کنما نهههههه.ولی همین چند جمله هممممین چند جمله رو از انیشتین درک کنیمشون و بهشون عممممل کنیم زندگی مون دگرگون میشه که هیییچ میشیم جزو بزززززززرگتریییین افراد تاریییییخخخخ😕😐😳😳👌👌و عمل به اینا عزززت نفس میخواد.احساس اینکه تو ارزش و لیاقتشو داری و از پسش برمیای رو میخواد واااای خدا چقققدر مهمه این عزت نفس😯😯😯😳😳👌👌این از عزت نفس میاد عزت نفس ینی دگگگگرگونی محض اصلا واژه دگرگونی از این کلمه گرفته شده.عزت نفس کلاغ رو عقاب،چلاق رو قهرمان دو،قزل آلا رو کوسه،ژیان رو بوگاتی و لاکپشت رو چیتا میکنه.گدا رو پادشاه میکنه!!!تحووووول تحوووول محضضضض!!!😳😳😳
عملگراااایی از عزت نفس میاد عملگرایییییی مححححض😳😳😳👌👌✌✌…
«سعی نکن انسان موفقی شوی سعی کن انسان ارزشمندی شوی»
آخخخخخخه ی انسااااان چقققققدددر میتونه توحیدی باشهههه؟؟؟😳😳😳😳😯😯😱😱😱😱😨😨😨😨😨😳😳😳 آخخخخخه مگگگه میشه ی دانشمند اینقدررررر توحیدی باششششه؟؟؟!!!😳😳😳 اصلااا چرا این آدم انقددددر توحیدیییهههه؟؟؟!!!😨😳😳 چططور انقدررر توحیدی عهههههه؟؟؟؟!!!!!😳😳😳😳😳 من مغغغزم داره سوت میکشه!!!! این جمله رو تو فایل شنیدم خواستم جااااااامه بدرم و به دشت و بیابون بززززنم😳😱🙏💟و برم به عممممق این جمله فکر کنممم!!!این جمله تا مغغغغز استخوانم فرووو رفتتت .جملش ی پوسته داره ی مغز!!!🗣👁🕵بیییی نهایت عمققققق داره این جمله امشب دیوانه شدم دیوانه متلاششششی شدم اصلا!!!آخه ی آدم چققققدر میتونه پررررررر باشه معلومهههه چرا دوبار طلاق گرفته ککککی میتونه خب این آدم رو درک کنه هاااان؟؟؟!!!
«البته یادم باشه منم خودم هیییچی از انیشتین کم ندااارم💪💪🔥🔥»
RESPECT🙏💟احترام🙏💟
به احترام این فرد توحیدی باید کلاه از سر برداشت اسستاد تو فایل ؛فقط روی خدا حساب کن»گفتا این فرد چقققددر توحیدیه ها!!!!اون موقع فهمیدیم ولی الان با پوست و گوشت و استخوان درکش کردم!!!😳😳😳👌👌👌چقددد این جمله عمققق داره😳😳👌👌🗣👁🕵 خدااااا.
«با اختلاف توحیدی ترین🔥👌 جمله ای که تو عمرم شنیدم؛۲۰جلسه کلاس عزت نفس و زندگی و آرامش و لذت و عزت و خوشبختی نهفته بود تو این جمله.آگاهی کل کیهان خداوند خلاصه شده بود تو این جمله🔥💪💡🙏💟»
فققط میخوانم سکوت کنم نمیخوام بگم دیگه دربارش!!!!🙏💟😘
گفتید افکاری که به جهان ارسال میکنید اتفاقات رو بوجود میاره!!مادر من عاشق سریاله من بشششدت ورودی هامو کنترل میکنم اما از دستم در رفت از فیلمی شنیدم که وقتی اتفاق بدی افتاد گفت شاید حکمتی داره!!!منم بیشششتر متنفر شدم ازین فیلم ها و سریالهای پوچ و اراجیف گفتم باااید بیشتر قرآن رو بخونم باااید محکمتر رو ورودی هام کار کنم بااااید راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو بخخخرم!! باید نشنووم این چرت و پرت هارو که الان رسیدم به همین جمله شما که بالا نوشتم😍😍😍😍 شکککککر😘😍👌✌🔥💪🙏💟
چششم استاد اینجا تعهد میدم که برنامه ثابتم رو درباره قرآن ادامه بدم.😘😉🙏💟
استاد میگه هررچقددر کمک کنی مردم شادتر،موفق تر،متوکل تر بشن خودت اینجوری میشی!!!بعله موافقم چون:
«بهترین راه یادگرفتن آموزش به دیگرانه».
چون وقتی میخوای یاد بدی اوووج تمرکزت به موضوع همون موقس چون از تمممااام پتانسیل های وجودت استفاده میکنی از تمام قدرت توجهت،منطقت،فکرت،کلامت واااای این فرکانس کلام محششره بقول انجیل از کلام تو برتو حکم میشود.👌💟
اقرا بسم ربک الذی خلق👌💟
و برای آموزش گاها مینویسی که قدرتش محششره از الهام حس خلاصههه تمام وجودت کمک می گیری تماااام وجودت!!! و این محشششرررره برای آموزش خودت😳😳😳👌👌 پووووف محششره.🔥🔥🔥✌✌💪💪چون اینجوری تمااام توجهت رو مواردیه که میگی پس گسترش شون میدی تو زندگیت….👌
آقای برزگر زاده
دوست هم فرکانسی
سلام
کامنتت فوق العاده بود خیلی شیوا و رسا و زیبا خیلی لذت بردم و خیلی تعجب کردم ک استاد چجور این کامنت رو لایک نکردن ولی در کل خاستم تشکر کنم
هر کجای این کره خاکی هستید خوش بدرخشید
سلام فرزانه جان عزیز شبت به خیر و خوشی.😜بقول مریم جان ما به فرکانس های دیگران دسترسی نداریم.فرکانس ما سازندس حتی مهمتر از کامنتمون.حسی که اون کامنت داره فرکانسی که داره مهمه.اینجا که من این پیام رو نوشتم مدتی بود که داشتم رو روزشمار تحول زندگی من رو خیلی محکککم کار میکردم چون بایک تضادی حس کردم که ایمان واقعی ندارم به خداوند و ضمنا باید درکمم از قانون بیشتر شه و بااااز یک دور خیلللللی خفن روی خودم کارکنم.و دیگه رها کردم دوره عزت نفس رو حال آنکه خداشناسی در خودشناسیه.هرکس که خود را شناخت خدای خود را نیز شناخت.من عرف نفسه فقط عرف ربه!!!و عزت نفس کلا قانون فرار هستن و انسان هم از مایه نسیان و فراموشی آفریده شده و من نیاز به تایید طلبی پیدا کردم باز😉.کم کم حساس شدم که استاد لایک کنه جوری بنویسم استاد لایک کنه.😉بهرحاااال استاد بیشتر از هرکسی تو دنیا توی سایت درک داره از قانون پس اگه لایک کنه دارم مسیر مو درست میرم😉👌. بعله این شرکی بود که من ورزیدم چرا از خدا نخواستم تاییدم کنه؟؟!! و هدایتم کنه که مسیرمو چک کنم و ببینیم درسته یا باید اصلاح مسیر کنم؟😉👌بعله من اشتباه کردم اما به تک تک اشتباهاتم افتخار میکنم و به خودم چون لازم بودن.😘😍😜😍😍😍👌👌👍👍💪💪💪💪🔥🔥🔥و منم تعجب کردم که لایک نشد از خدا خواستم بگه خدا چندروز شاید اصلا یکی دو روز بعد استاد در یک فایلی گفتن من حتتتتتتی لایک هایی که به بچها میدم تو سایت براساس اون حس درونیس براساس اون هدایتس!!!و گفتن گاها دیدم ی کامنتی خیلی محشششششره ولی اون حس میگه نده.و من جواب سوال مو گرفتم.
دوستم کامنت من،اثر من،ایده من،محصول و همهههه چیز زندگی من و هرچه که مربوط به منه اگر همراه با احساس ارزش درونی نباشد بهترین چیززززز در دنیا هم باشد فایده ندارد چون ما خودمون رو قبول نداشتیم.چون فرکانس بی ارزشی و تایید طلبی دادیم.دوستم منو تو مهمیم نه چیزی که ارائه میدیم فرمانی منو توعه که سازندس.
هرچه گفتند و سرودند تو آنی تو خود جان جهانی.😉♥
سلام مجدد
بعله کاملا صحیح و متین پاسخ دادید
چقدر شگفت زده شدم از جوابتون
بازم ممنون ک پاسخ دادید
بسم الله الرحمن
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته
من ی چند روزی هست که یک سوالی برام پیش اومده و ذهنم رو درگیر کرده.
شما از یک طرف میگین که با تغییر باورهاتون به خواسته هاتون رسیدین و از یک طرف میگین که از وقتی خدارو باور کردم به خواسته هام رسیدم.
و از یک طرف میگین که خودتون زندگی خودتونو خلق کردین و از طرف دیگه میگین که هرچی دارین رو خدا بهتون داده .
و فکر کنم که این سوالی که برام پیش اومده بخاطر باور های غلط خودمه و تعجب آوره ولی هرچی فکر کردم رابطه باور وخداوند رو با هم متوجه نشدم.
اگه میشه درموردش یکم بیشتر توضیح بدین چون واقعا گیج شدم و میترسم که دچار شرک شده باشم.
باتشکر 🙏
و یارى مؤ منان حقى بر عهده ماست
سلام به همه عزیزانم
من هدایت رو مجبور نمیکنم
استاد عزیزم کل این فایل رو انگار خدا با زبون شما به من گفت تا نجواهاى ذهن من خاموش بشه و اییییقدر ور ور نکنه
و وااااااقعا هنگم از این همزمانى ها که فایلى که خیلى وقت پیش شما ضبط کردى کلى بعد تو سایت میاد بعد همونم من چند روز بعد میبنم دقیقا در زمااااان مناسب خدایا ازت بینهایت سپاسگزارم که همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب هستم
چند روز بود من خیلى تمرکزم رو کامنت گذاشتن بود و تا اونجا که میشنیدم و مقاومت نداشتم مینوشتم کارى که واقعا منو لعلک ترضى میکنه
خب من ایمان دارم که از دیدن فایل هاى شما هدایت هاىی با توجه به تجربیات و درک خودم بهم گفته میشه و من دست خدا میشم بنویسم تا هم خودم لذت ببرم هم بقیه استفاده کنن و کلا این نوشتن انگار زکات آگاهیهامه
استاد شما تو قدم ها گفتین که به الهاماتتون از چند جهت حمله میکنین تا متوجه بشین درسته
خب منم دقیقا همین کارو در مورد نوشته هام میکنم که بفهمم آیا این همون الهامات الهى و شهودمه که میتونه به خودم و بقین کمک کنه یا از ذهن منطقیم نشأت گرفته
خب از خدا هدایت میخوام هربار مینویسم میگم خدایا بهم نشون بده اینا از الهامات تو بوده به دست استاد یا کامنت عزیزان
هربار شما کامنت رو لایک کردین خوشششحال که این لایک خداس یعنی درست بوده هربار کامنت عزیزانم رو دیدم خوشششحال که اره دقیقاااا خودش بوده بارها شده شما لایک نکردی اما همون کامنت رو عزیزانم برام پاسخ فرستادن و خدا بهم گفته فکر نکن من تاییدم رو فقط با دست استاد برات میفرستم
حتی شده کامنتى که شما فقط منتشرش کردى و دیدگاه قرآنى بوده و فایو استار هم ندادی اما من اییییینان داشتم اونو خودم ننوشتم و ذهنم رو کنترل کردم وقتى نجوا ها گفته نه این دیدگاهت چرت و پرت بوده و تو هم مثه اونایی که تو قلبشون مرض بوده دنبال تاویل آیاتى و الهام نبوده و الکى وقتت رو تلف کردى انقدر استباه بوده ببین وان استار هم نگرفتى و من بهش گفتم اشکال نداره جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا اگه این نوشته از طرف خدا باشه و میتونه به بقیه کمک کنه و درست باشه خودش راهش رو پیدا میکنه اگه درست نیست و له بقیه کمک نمیکنه همون بهتر خونده نشه وظییفه من اینه بنویسم و دقیییییییقا همون کامنت بعد اینکه ذهنم رو کنترل کردم دقیقاااااااااا همون کامنت رو که فقط منتشر شد و لایک که هیچ فایو استار هم نگرفت بهترین و بیشترین بازخورد رو از بفیه دستان خدا تو این سایت گرفتم و خدا بهم گفت نفیس این الهامات از طرف من بوده و درست بوده
برگردم به چندتا کامنتى که نوشتم و دقیقا حس و حالش همون حس و حال دریافت الهامات بود و حتی یکیش وقتی تا صبح بیدار موندم و نوشتم و صبح خوابیدم ظهر بیدار شدم خدا واسم نشونه اش رو فرستاد که درست بوده اون احساسم اون دیدگاهم ولى بازم هى روز شمارى میکردم و انتظار که ببینم نظر استاد چیه و بازخورد بچه ها رو ببینم و و هدایت رو مجججججججبور کرده بودم از طریق لایک استاد و یا پاسخ عزیزانم بهم بگه درسته ولى از چهارتا یکیش لایک شد و اون احساس پشیمونى و سرزنش دوباره اومد که ببین حتما اشتباه بوده کاش ننوشه بودى و نجواهاااا زر زرشون شروع شد که نه بابا چیه هی میری مینویسى و وقتت رو تلف میکنى وقتت رو بذار رو کتاب آموزشى که دارى مینویسى اون واست پول داره اون و ول کردى و ازش میزنى میایی اینجا مینویسى که چى
ولى هرچى ور ور کنه من که میدونم کار اصلى رو اینجا دارم انجام میدم من که مییییفهمم چطور خواب و خوراک ندارم و عاشق اینم اینجا بنویسم و جسارت خودم رو تحسین کنم که رفتم تو دل ترسم من که میدونم دارم از هدایت تبعیت میکنم و براى اینکه مثه نویسنده هایی چون دبى فوردها و باربارا دی آنجلس ها فلورانس اسکااول شین شدنها باید اینجورى تکاملم رو طی کنم فااارغ از اینکه کسی تایید میکنه کسی لایک میکنه اصلا منتشر میشه من فقط باید بنویسم و ایمانم رو نشون بدم من باید این دندون لق کمالگرایی و بکنم بندازم دور این کفش نوک تیز و پاشنه ٣٠ سانتى رو بذارم کنار و راحت تر راه برم راحت تر تکاملم رو طى کنم
من بایییید رو عزت نفس و حذف نظر بقیه کار کنم
این ترس،از قضاوت در من اییییینقدر رنج اورو مزخرف هست که وقتی من علاقه خودم به خیاطی و ترکببش با نویسندگی و اموزش نوشتم ذهنم میگفت الان بقیه میگن این همه کار میخواد،بکنه هم طراح لباس بشه هم بنویسه و اصول تمرکز لیزری رو یه تخصص رو اصلا رعایت نمیکنه ولی امروز خدا با یه سخنرانی از یه فرد،موفق گفت به این مور افراد میگن چند پتانسیلی یعنی چندتا عشق،دارن و دوست دارن و از هر چندتاش،لذت میبرن و من جزو اون افرادم و دلیل نداره بخوام بخاطر عششششششق به هنر طراحی و خیاطی لباس بخوام میل به نوشتن کتاب های انگیزشی رو بذارم کنار و این ویژگی فوق العاده منه که همه ندارن
استاد عزیزم با این فایل خدا بهم گفت نگران اشتباه کردن نباشم از زبون مریم جون نقطه ضعفم رو بهم گفت که اره منم میخواستم بقیه و استادم وقتى میخونن نگن این چیه نوشته و قضاوتم کنن اره منم صدبار کامنتمو بررسى میکنم و صدبار ادیتش میکنم درسته یه جاهایی که غلط املایی دارم درست نمیکنم چون میخوام رو قضاوت بقیه کار کنم و استیکر رو حذف کردم چون میخواستم رو اصل تمرکز کنم و حاشیه رو بذارم کنار و نخوام از نظر بقیه اون کامنت زیبا دیده بشه درسته دیگه اگه لازم نبود اگه ایه ای مینوشتم عدد ایه و اسم سوره اش رو نمینوشتم چون میخواستم رو این که نخوام ثابت کنم نوشته ام رو که درست هست و تو قران اومده کار کنم
ولى همش چک میکردم که کی تایید میشه چرا لایک نخورد کی منتشر میشه چرا نشونه نیومد که درسته با اینکه هزااااار تا نشونه خدا واسم میفرستاد ولى نجواى ذهن من اونارو واسم کمرنگ میکرد
من شده بودم مثه دوران دانشگاه و تحویل پروژه که فقققققط باید استاد نمره رو میداد و تایید میکرد تا من بفهمم درسته حتى نجواها اون پاسخ بچه ها رو واسم کم رنگ میکرد میگفت نه استاد که لایک نکرد
من باید یاد بگیرم مثه کافران نباشم که وقتی رحمتى از جانب پروردگارشان دریافت میکنن خوشحال میشن اگر اونو به خاطر فرکانس هاى خودم دریافت نکردم ناامید بشم اون فرکانس مخرب همین کمالگرایی منه همین مجبور کردن هدایته منه
تو این چند روز خیلیییییى داشتم رو همین موارد کار میکردم میگفتم از استادت یاااااد بگیر فایل میذاره میگه من اصصصلا واسم مهم نیست شما حرف منو قبول میکنین یا نمیکنید من یه درکى دارم میام اونو با بقیه به اشتراک میذارم حالا شما خوشت بیاد خوشت نیاد مهم نیست من کارم رو انجام میدم تو هم کارت رو انجام بده فققققط وقتى حست خوبه بنووووویس
حالا چرا لایک شما پاشنه اشیلم بود چون خودم کامنت های لایک شده رو فقط میخوندم اما خدا با دستاش بهم میگفت که فرقی نمیکنه لایک بخوره یا نه
از ابراهیم عزیز یاد بگیر با اینکه استاد لایکش کرد و بعد لایک ها حذف شد ولى نوششششششت و تو خودت چقدر لذت بردی از نوشته هاش تو هم فقط بنویس
مقاله هاى مریم جون مگه لایک شده اما نوشته و در زمان مناسب افراد هدایت میشن و میخونن تو فقط بنویس
تو فقط ایمانت رو نشون بده مثه استاد که با یه شاگرد دوره اش رو برگزار کرد و ایمانش رو نشون داد تو فقط بنویس و ایمانت رو نشون بده لایک و پاسخ بچه ها که هیچ حتى اگه منتشر نشد بنویس مثه وقتى که هنوز تو ترسهات بودى و تو دفتر مینوشتى فقط دوست داشتى بنویسی مثه همین الان که هر ایه میخونى یه هدایتى میاد برات تو نوت گوشیت مینویسى
اصلا مگه نمیگى اینا رو خدا میگه من نویسنده ام پس تو چیکار دارى به تایید بقیه و خوندن بقیه که بخواى خوشحال بشی درسته یا نا امید بشى که نادرست بوده حتما تو به وظیفه ات عمل کن و از مسیر لذت ببر مگه علی ع مولانا و حافظ و… دنبال این بودن ببینن کی خوند و کی نخوند نهج البلاغه و مثنوی معنوی و. که هی میری چک میکنی و این فرکانس مخرب روزشماری و انتظارا و هزار تا فرکانس مخرب دیگه رو میفرستی
اصلا مگه نمیخواى نویسنده قهارى بشى بنویس و تایپ ده انگشتى رو تمرین کن اینجورى بنویس و تایپ ده انگشتى رو تمرین کن چون شاید لازم باشه همین کتاب اموزشیت رو هم خودت تایپ کنى اینجورى تکاملت رووطى کن کی گفته حتتتتما باید درست بنویسى اصلا مگه از اول حرف زدن رو شروع کردى همه مثه بلبل حرف زدى اصلا مگه اون سخنران حرفه اى از اول اییینقد قشتک صحبت میکرده نمونه اش بابام خیلیییییییی قشنگ صحبت میکنه مخصوصا تو جمع خب تکاملش رو طى کرده انقددددر تو جلسات ادارى و مدیران بوده که این رسمى حرف زدن و ادبى حرف زدن و با عزت نفس تو جمع حرف زدن تو وجودش رفته با ما که بچه هاشیم انگار داره با یه مقام بلند مرتبه صحبت میکنه خب از شکم مامانش که اینجورى حرف نمیزده تکاملش رو طى کرده
همون باربارا دی آنجلس تو کتاب عزت نفسش نوشته بود من اگه بقیه بگن نوشته هات افتضاحه ناراحت نمیشم فقط سعى میکنم بهترش کنم مهم نیست که بقیه چه نظرى دارن و عزت نفسم رو به نتیجه وابسته نمیکنم
وقتى با این باورها دلم اروم شد هدایت شدم به دیدن این فایل و من چققققققد بیشتر سپاسگزارش شدم که بهم گفت
بنویس و هدایت رو مجبور نکن که فقققط با لایک استادت و پاسخ بچه ها نشونه هام رو برات بفرستم دست منو نبند و خودت رو وابسته نکن به تایید کسى و برات مهم نباشه بقیه چه واکنشى نشون میدن
بنویس و از اشتباه کردن نتتتتتتترس حتى اگه هیییییچکس نخوند تایپ کن و تایپت رو خوب کن و به خودت آسون بگیر و مثه همیشه خودت اولین لایک کننده خودت باش چون فقط کافیه خودت لعلک ترضى باشى
استاد عزیزم خدا با این فایل از زبون شما دوتا از کامنت هاى من و لایک کرد و گفت نفیسم درست بود چون دققققققیقا توى یکیش مثال کلاغ که خدا براى هدایت قایبل فرستاد نوشته بودم که خدا گفته بود و تو اون یکی مثال هدایت نوح که خدا بهش گفت هر وقت اب از تنور زد بالا و من اینجورى این نشونه رو از کلام شما برداشت کردم و نجوا میگفت بنویس کدوم کامنت اما من نمیخوام ثابت کنم حرفم رو به کسی
بنویس و تحسین کن که جسارت هات شبیه استادت بوده که با همین نوشتن رو بزرگترین ترست پا گذاشتى و مثه استادت با اینکه ممنوع شده بود برات بنویسى ولى تو ایییینقدر این تجربه نوشتن رو دوست داشتى که رفتى تو دلش با تمااااام نجواها و مثه استادت از اینکه کمیته انضباطی پدرش رو در بیاره نترسید تو هم از اینکه کسى پدرت رو در بیاره نترسیدى و هربار نجوا اومد که همسرت بفهمه خط قرمزش رو رد کردى پدرت رو در بیاره تو هم هرررررر روز با کلمه دربیاره اون نجوا رو خفه میکنى و برات مههههم نیست چه اتفاقیى میوفته هرآنچه مرا نکشد قویترم میکند و به قول استاد فعلا که نفهمیده
بنویس و این حد از هم فرکانسى با جسارت هاى استادت رو تحسین کن که قانون چقدر دقیق کار میکنه افراد هم فرکانس رو جذب هم میکنه و تحسین کن خودت رو بخاطرتجربه همه اون کنجکاوى هاى یواشکى که فقط مردای جسور و متوکلی مثه استادت این کارو کردن و تو با اینکه یه دختر بودی همییییشه از این جسارت هاى یواشکى و کنجکاوى ها میکردى و به هیییچ کس باج ندادى که بخواد محدودت کنه
بنویس و خودت رو تحسین کن که مثه استادت از زور و قدرت هیییییچ کس نترسیدى و بخاطر ترس باج بدى و از نوشتن دست بکشى تو براى نوشتن اییین حد از جسارت رو نشون دادى پس مهم نباشه تایید و لایک و فایو استار و حتی منتشر شدنش
خدایا ازت بییییینهات سپاسگذارم استاد دقییییقا همون کانتى که لایک کردى تو قدم ها پیدا کردن دوتا از شاه ترمزهام در مورد مهاجرت بود وقتیى دوباره خوندمش اومدم این فایل رو دیدم و شما زبون خدا شدی و برام از خاطره شاگردتون که به آروزش رسیده بود گفتى و چقققققققدر نشونه قشششششنگى بود و من اشک سپاسگزارى ریختم که اینقققدر قسنگ خدا باهم صحبت میکنه و بشارت پیش از رحمتشش رو بهم میده
و از نشانه هاى خدا این است که بادها را بشارتگرانى پیش از رحمتش فرستاد و از آسمان آبى پاک نازل کردیم
من فققققط میخوام بنویسم و ایمانم رو نشون بدم و تکاملم رو طى کنم تایپ ده انگشتى رو یاد بگیرم و دییییییگه هدایت رو مجبور نکنم و اجازه بدم از بییییینهایت طریق نشونه هاش رو برام بفرسته از اشتباه کردن نترسم به کسى به خاطر زور و بازو و قدرت و ارتباطاتش تو همه ارگانها باج ندم و نترسم و رشششششششد کنم و لذت ببرم و خودم خودمو لایک کنم و اعتماد به نفسم رو به نتیجه گره نزنم و دندون لق کمالگرایی رو بکنم بندااااااازم دووووووور
بنام خدای هدایتگر و وهاب
سلام استاد عزیزم و مریم خانوم مهربان
من بسیار سپاسگزار خداوندم هستم که منو به مدار شما هدایت کرده
و سپاسگزار شما هستم که زندگی منو با آموزش هاتون متحول و دگرگون کردین ، خدایا شکرت
با توجه به اینکه هیچ انسانی کامل نیست و با توجه به خصوصیات مثبت شما کا همیشه تحسین میکنم ولی من در این فایل دو مورد از شما دیدم که سوال برانگیز بود یکی جنگیدن با موتور سوار بعد از اینکه روی خودتون کار کرده بودین
و دوم برخوردتون با مریم خانوم در دقیقه ۳۲ ، که بنظرم جالب نبود
اگه میشه در این مورد توضیح بدین بازم ازتون سپاسگزارم و در پناه حق باشید
سلام
استاد عزیز واسه من یک سوالی پیشی اومد ، الان مثلا یک دختری که قدش 160 هست و وزنش 60 چجوری میتونه مثل شما باشه تو این شرایط؟
خب هنری نیست که کسی با قد و هیکل شما تو این شرایط از پس خودش بربیاد ، و بعد بیاد از خودش تعریف کنه ، در واقع اگه این اسمش شجاعت و ایمانه اون دختری که مثال زدم باید چکار کنه؟
یعنی ذهنش رو باید چجوری آروم کنه که اگه تو این شرایط قرار گرفتم چکار کنم؟
وقتی شما این نوع مثال هارو میزنید باور بدی رو به بقیه میدید
یجوریه که انگار هرکی از لحاظ فیزیکی قوی باشه میتونه با ایمان باشه ، اتفاقا هر مثالی از افراد با ایمان تاریخ هست همین ویژگی رو داشتن ، مثل اما علی
خب این یعنی چی؟
مگه قانون عمل نمیکنه؟
پس چرا باید یکی که فرکانسش رو هم تنظیم میکنه توسط پیک موتوری تهدید بشه؟ و اگه زور و بازو داشته باشه میشه با ایمان و اگه یک دختر کوچیک باشه میشه بی ایمان؟
استاد یعنی تمام راه های با ایمان شدن اینه که هروقت کسی تهدیدت کرد زورآزمایی کنی تا ایمانت معلوم بشه؟
خب اون دختری که قدش 160 هست چکار میتونه کنه؟
آیا شما این باورو نمیرسونید که حتما باید زور و بازو نشون بدی تا با ایمان باشی؟
اصلا برفرض با استفاده از قانون آدم تو این شرایط قرار نگیره ، ولی این حالت وقتی رخ میده که آدم نگران این موضوع نباشه
یکی مثل شما نگران دعوا نیست تقریبقا و ذهنش رو کنترل میکنه و آرامش داره و به همین دلیل فرکانسش خوبه
ولی کسی که اهل دعوا و درگیری نبوده هیچوقت و یا مثل اون دختر اصلا تواناییش رو نداره چجوری میتونه ذهنش رو تو این مورد کنترل کنه که فرکانسش خوب باشه که در شرایط بد قرار نگیره؟
واقعا چه جوابی دارید واسه این سوال؟؟؟؟
اینجوری که مشخصه هرکی زور وبازوش رو داشته باشه با ایمانه
حالا از از خیلیا که تو این سایت هستن میپرسی با نگاه عاقل اندر سفیه و فاز دانایی میگن که تو باید توکلت به خدا باشه ، و دقیقا کسایی هستن که هیچی ندارن تو زندگیشون و به جایی هم نرسیدن و حتی تنهایی هم نمیتونن تا سر کوچه برن از ترس
واقعا چرا اکثرا حرفای خوب بلدن تو این سایت ولی نتایجشون خیلی ضعیفه؟
چرا هیچکس فکر نمیکنه به این موضوع؟
خب عزیزم تویی که همه چی رو میدونی و آدم متوکلی هستی باید به ثروت ها رسیده بودی
پس چرا هیچی نداری؟ ولی هنوزم داری خودتو گول میزنی و فکر میکنی آدم با ایمانی هستی…همشونم میگن ما تکاملمون رو طی نکردیم ، عزیزم تو 6 ساله تو این سایت عضوی و داری کامنت میزاری ، بازم حرف از تکامل میزنی؟؟؟
استاد شما چرا جواب این جور سوالارو نمیدید؟
الان شما فکر کن اون دختر با اون ویژگی هایی که گفتم توسط یک موتوری تهدید بشه یا بهش قمه نشون بدن…بازم پیشنهاد شما اینه که درگیر بشی؟
آیا شما اگه قد و هیکل ایشون رو داشتی هم درگیر میشدی تو این صحنه؟
من نمیدونم کی این کامنتارو تایید میکنه ولی من این سوال رو ده بار تو کامنتا پرسیدم و هیچوقت تو هیچ فایل یا محصولی بهشون جواب داده نشد
خب استاد عزیز کسی که بخواد نترسه از این شرایط باید ذهنش با دلایل منطقی آروم بشه
شما میتونی بگی که من زورم زیاده پس خیالم راحته
ولی اون دختری که قدش 160 و کل وزنش 60 کیلو هم نمیشه چی بگه به ذهنش؟؟؟
دو نفر مرد جلوی همچین دختری رو بگیرن بازم باید بگه که من درگیر میشم؟؟
درسته استاد کسی که به این موارد توجه نکنه براش پیش نمیاد ، ولی چجوری میتونه توجه نکنه و آروم باشه؟؟
با همین چیزایی که گفتم ، شما میتونی توجه نکنی و برات مهم نباشه چون زور و بازوشو داری ولی اون دختر چجوری توجه نکنه بهش؟
گیریم توجه نکنه به این موضوع ، آیا نه ذهنش یه نگرانی نمیمونه که اگه من یموقعی تو این شرایط قرار گرفتم چکار کنم؟؟/
استاد حرفای تکراری رو نمیخواد واسه اعضای این سایت بزنید ، اگه کسی اهل نتیجه گرفتن باشه با همینا نتیجه میگیره ، دلایل نتیجه نگرفتن خیلیا باورایی شبیه مثالیه که زدم
و شده یه شاه ترمز و هیچوقت هم نمیزاره نتیجه بگیرن و هیچوقت هم توسط شما آموزش داده نمیشه
همیشه میگفتید کسی که ایمان داشته باشه اصلا تو این شرایط دعوا و درگیری قرار نمیگیره ، ولی کاملا نقض میشه این موضوع ، چون هم شما قرار گرفتی ، هم حضرت ابراهیمش ، هم حضرت علیش
ولی اونا میتونستن این موضوع رو هندل کنن تو ذهنشون و آروم بشن چون گنده و قوی بودن ، ولی کسایی که این ویژگی جسمی رو ندارن چی؟
مگه ممکنه کسی بتونه خیلی عاااااالی ذهنش رو مدیریت کنه که این مسائل براش پیش نیاد؟؟
واسه همه پیش میاد…چون هیچ انسانی نمیتونه همیشه فرکانس خوب داشته باشه
حتی حضرت ابراهیمشم انقدر نتونست ایمان داشته باشه که بهش کاری نداشته باشن و آخر سر گرفتنش و کت و کولش رو بستن و پرتابش کردن تو آتیش
این مثالی که زدم خییییییییییلیا پاشنه آشیلشونه و خودشونم نمیدونن و مطلع نیستن ازش و هنوزم دارن خودشونو گول میزنن و میگن دلیل نتیجه نگرفتن ما طی نکردن تکامله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد شما چرا جوابی ندارین به این موضوع؟
من داشت ذهنم قانع میشد با این باور که اگه فرکانسمون درست باشه اصلا در شرایطش قرار نمیگریم ، ولی میبینم نه اصلا اینجوری نیست
چرا؟
چون هیچکس نمیتونه فرکانسش رو کامل خوب نگه داره ، اونکه حضرت ابراهمیش بود دیدیم که چطوری در شرایطش قرار نگرفت و ننداختنش تو آتیش!!!!!!!!!! و شمارو هم دیدیم که چجوری در شرایطش قرار نگرفتید!!!!!!!!!!! به همین دلیل حتما این شرایط واسه همه پیش میاد ، یعنی یا به نتیجه ای نمیرسن چون این ترمز رو دارن ، یا اگرم برسن حتما این شرایط براشون پیش میاد ، و برای خیلیا پیش اومده ولی بخاطر اینکه قد و هیکل خوبی نداشتن نتونستن “با ایمان” باشن و فرصت اینو از دست دادن که بیان خاطره ی بزن بزنشون رو برای بقیه تعریف کنن و برای خدا بنده با ایمان بشن..
حتی این قانونی که اینهمه ازش صحبت میکنید هم در نهایت نمیتونه تضمین کننده چیزی باشه
همه چیز احتماله
اینجوری که شما قانون رو تعریف میکنید همه چیز احتمال داره اتفاق بیفته و هیچ تضمینی نیست و در نهایت اگه فرکانس یه دختری هم خوب باشه ممکنه یجا خفتش کنن و چون ناتوانه از دفاع کردن از خودش نمیتونه آدم نترسی باشه و نمیتونه با ایمان باشه و نمیتونه با تعریف داستاناش جلب توجه کنه
بعضیا هم میان میگن ما دختریم یا خانوم هستیم و این شرایط برامون پیش نیومده ، جواب اینه که آره ممکنه این شرایط برات پیش نیومده باشه ولی به هیچ نتیجه ای هم نرسیدی تو زندگیت ، در مقایسه با افراد با ایمان که خیلی توحیدی هستن و خیلی بزن بهادر هستن تو به هیچی نرسیدی ، یعنی این ترمز نذاشته به چیزی برسی اونوقت خوشحالی که من تو این شرایط قرار نگرفتم؟؟؟!!!!!
نمیدونم والا استاد
یا شما قانون رو درست توضیح نمیدید و خیلی میپیچونیدش ، یا این قانون در نهایت وابسته به عوامل بیرونیه
و بازم عدالتی در کار نیست..چرا؟…..چون که همه نمیتونن ذهنشون رو کامل کنترل کنن وبه همین دلیل این شرایط براشون پیش میاد یا تررررس زیادی از این دارن که این شرایط براشون پیش بیاد و همین ترس باعث میشه به هیچی نرسن و نتونن ذهنشون رو کنترل کنن ، ولی امام علی ها و عباسمنش ها تونستن ، چون که بالاخره زور داشتن
اوکی اگه خدا محافظ آدمه پس چرا امثال ابراهیم تو شرایطش قرار گرفتن؟؟؟؟
خب چرا؟؟؟؟؟
مگه نمیگید اگه فرکانست بیشتر اوقات خوب باشه اصلا اون فرکانس منفی کوتاه مدت تاثیر نداره؟؟؟؟؟؟
چرا پس خلیل الله و رفیق خدا و برترین انسان تاریخ این بود نتیجش؟؟؟؟
که بگیرن دست و پاشو ببندن و پرتش کنن تو آتیش؟
مثلا تو شرایطش قرار نگرفت؟
مثلا مدااااار ها نذاشتن تو شرایط بد قرار بگیره؟؟؟؟؟
چرا امثال عباسمنش تو شرایطش قرار گرفته؟؟؟؟
مگه مدار ها نیستن که میگن هرکسی تو هرمداری باشه با همجنس خودش برخورد میکنه ؟؟؟؟؟؟؟
چیه این پس؟؟؟؟؟؟
بازم بیام توجه نکنم؟؟؟؟
من توجه نکنم بازم ته ذهنم نگرانشم هستم کههههههههه
آقا این چه قانونیه که آخرش بازم هیچ تضمین و آرامشی نمیده؟(البته به آدمای گنده میده)
من نمیدونم استاد یا این خدا واقعا عدالت نداره یا شما بد قانون رو توضیح میدید و گیج میکنید همرو
من دوسااااااااااااااله دارم به این موضوع از هر زاویه ای نگاه میکنم صدتا سوالم پرسیدم ، تماااااام محصولات شمارم گوش دادم ولی هیچ جواب قانع کننده ای که به آدم آرامش بده وجود نداشته!!!!!!!!!!!!!!!
مگه تو کتاب چگونه فکر خدارا بخوانیم نگفتید که این قوانین آرامش میدن؟
منظورتون این بود این قوانین برای شما و افراد گنده مثل امام علی آرامش میده فقط؟؟؟؟؟
این جوری که معلومه این قانون هیچ تضمینی نداده در مورد هیچ چیزی و همه چیز بر پایه احتمالاته ،
آره دیگه تو احساستم خوب باشه بازم ممکنه دو نفر پیدا بشن و خفتت کنن ولی تو باید با ایمااااااان باشی و نترسی و بزنی پدرشون رو دربیاری!!!! واگه توانش رو نداشتی تو بی ایمانی و باید پدرت دربیاد و بری جهنم!!!!!!!
منطق این قانونی که شما توضیح میدید هیچ گونه تضمینی نداره ، که بگه 2+2=4
این قانونی که توضیحش میدید اینو میگه که 2+2=اکثر اوقات 4
در واقع نمیشه اسمش رو قانون گذاشت اصلا!!!!!
استاد شما فکر کردید به این موضوع که اگه این قد و هیکل رو هم نداشتید بازم میتونستید نترسید؟؟
و بازم این آدم با ایمان بودید؟
آیا عباسمنش اگه این قد و هیکل رو نداشت بازم میتونست بگه من با ایمانم و خط قرمزم ترسه و اگه کسی بهم قمه نشون بده درگیر میشم؟؟؟
آیا استاد عباسمنش اگه قدش 160 بود و وزنش 60 بود بازم میتونست “نترسه” و 15 نفر رو بزنه؟؟؟؟
میتوسنتی استاد؟؟؟
مثل اینه که بروسلی بیاد بگه من با ایمانم و از دعوا نمیترسم!!!!!
خیلی خیلی زحمت کشیدی که نمیترسی!!!!!
اگه راست میگی یه دختری با قد و هیکل کوچیک باش و از دعوا و این اتفاقات نترس!!!
از خداهم بارها این سوال رو پرسیدم ولی مثل اینکه خداهم نمیدونه چی باید بگه!
والا دیگه آدم اینهمه باید منتظر یه جواب قانع کننده بمونه؟؟
و مستاصل بشه؟؟
من هیچوقت فکر نمیکردم به این نقطه برسم که نتونم برای این سوالم جواب پیدا کنم که بمن آرامش واقعی بده و خیالم رو راحت کنه
واقعا فکر نمیکردم که به این نقطه برسم
حتی قانون خداهم نمیتونه تضمین بده به آدم!
استاد شمایی که باورات خوبه و خدا به سوالاتتون جواب میده میشه ازش بپرسید جواب سوال من چیه؟
به من که جوابی نداده ، شایدم واقعا این قانون و این نتایج برای آدمای بزن بهادره… واقعا من دیگه خسته شدم از اینکه این خدای به ظاهر عادل به من نتونسته جواب قانع کننده و آرامش دهنده بده
اوناییم که تو این سایت دارن به قول خودشون کار میکنن رو خودشون ، نتایج خیلی خیلی خیلی کمی گرفتن و دارن روزانه با نوشتن کامنت های فدایت شوم تو این سایت دلشون رو خوش میکنن ، همیشه سوالم این بود اگه این آدما واقعا طبق گفته های خودشون اینهمه میدونن و اینهمه احساس خوب دارن و اینهمه توجهشون رو نکات مثبته ، یک بار من منتظر بودم یکیشون بیاد بگه من اندازه عباسمنش نتیجه گرفتم…همشون فقط تو کامنتا آدمای متوکلی هستن ، و حرفای قشنگ بلدن ، اگه در عمل بود و واقعا ذهنشون مدیریت شده بود نتیجه های عظیم داشتن
اما این تناقض داره میگه که خیلیا دارن نقش بازی میکنن و خودشون رو گول میزنن
اما من نمیتونم خودمو گول بزنم ، من چیزی که هست رو میگم
استاد عباسمنش عزیز
اینجانب این سوال رو دارم و صدها بارم از خدا و چندین بارم از شما پرسیدم ولی هیچ جوابی نبود ، این قوانینی که دارید توضیح میدید هم جوابی درستی نداره براش و جوابش اینه که تو احساست رو خوب کن احتمال زیاد نتیجه خوب میگیری و ایشالا نیتجه بد نمیگری!!!!!!! و اگه نتیجه بد گرفتی و مثلا یک دختر خانوم بودی و خفتت کردن دیگه کاری از دست ما برنمیاد ، میتونی با همین قوانین زندگیتو بساز ، اگه نمیتونی هم دیگه به ما ربطی نداره همینه دیگه……….
26/11/2020
خیلی بهتر بود که با اسم واقعی و عکس واقعی خود در سایت حضور داشته باشید که قصد از پرسیدن سوالتون هم احساس واقعی بودن بدهد.
دوست عزیز به جای اینکه از دختر 6٠ کیلو با ١6٠ سانتی متر قد و حضرت ابراهیم و حضرت علی و …. مثال بزنید از خودتان و مسائلی که برای شخص شما اتفاق افتاده و نحوه نگرش و عملکرد خود برای حل اون مسایل مثال بزنید. همونطور که استاد از خودش و دیدگاهش و نحوه برخورد با مسائل زندگیش مثال میزند. مطمئنا این روش به دریافت پاسخ سوالات شما توسط خداوند بی نهایت کمک خواهد کرد.
موفق باشید.
قصد نادرستی از کامنتم نداشتم که بخوام بترسم و مخفی کاری کنم ، اسم من امیرحسین ادیبی هستش (تو قسمت پروفایل شخصی نوشتم) و این اسمی که غیرواقعی هست اسم نمایشی منه ولی اسم واقعی من تو پروفایل شخصیم درج شده ، شمارمم گذاشتم تو پروفایلم ، همچنین جیمیلیم رو ، عکسمم همینه
واقعا عجیب و خنده داره که شما بی محابا همچین قضاوتی میکنید! و ادعای غیرواقعی بودن میکنید ، من اگه قصد بدی داشتم صد بار این سوال رو نمیپرسیدم ، کافیه به سوال های عقل کل و کامنت های من مراجعه کنید
در ضمن شما گفتید که فقط از خودت مثال بزن ، باید بگم که من وقتی سوالی رو مطرح میکنم حتما مسئله خودم بوده و سوال شده برام و نمیام مسائلی که بهش برخورد نکردم رو مطرح کنم ، چندین بار هم تو عقل کل همین سوال رو پرسیدم و تو کامنتا هم پرسیدم
پس این مسئله خود منه اول از همه و بیکار نیستم که بیام مسائل الکی رو عنوان کنم
بعد شما که میگی بجای مثال زدن از حضرت ابراهیم و امام علی فقط از خودت مثال بزن ، آیا استاد عباسمنش از حضرت ابراهیم و حضرت علی مثال نزده؟؟؟؟
بنظر من جواب شماست که ۱۰۰ درصد غیرواقعی و نادرسته و از روی بدبینی نوشته شده
منم سوالم رو از استاد عباسمنش پرسیدم نه کسایی که دارن روی سایت کار میکن و یا مدیرهای فنی ، طبق گفته استاد ایشون خودشون کامنت هارو میخونن و من از ایشون سوال کردم نه از کس دیگه ای
اگر امکانش هست سوال منو به ایشون برسونید
متشکرم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان
با تمام احترامی که برای استاد عزیز و دوستانم قائلم من هم تقریبا با نظر آقای خاص موافقم…با اینکه نتایج بیشماری از این مسیر گرفتم و دارم میگیرم که حتی نمیشه بیانشون کرد….. بارها شده که از خودم پرسیدم طبق قانون و عمل و ایمان من فلان و فلان مساله دیگر نباید اتفاق بیوفتد یا فلان اتفاق باید بیوفتد و به این نتیجه رسیدم که قانون به قول آقای خاص همیشه هم ۲به اضافه ۲ نیس که بشه چهار اکثر قریب به اتفاق مواقع میشه ولی همیشه نه…و وقتی در زندگی افراد موفق نگاه کردم دیدم که با وجود باورهای واقعا خوبشون اتفاقات عجیبی رو تجربه کردند و یک نتیجه کوچک که بهش رسیدم این بوده که اگر همیشه زندگیشون خوب و یکنواخت بود دیگه چیزی نبود که سکوی پرتابشون میشد و بی انگیزه میشدن و حتی شاید مثل خیلیا به حدی میرسیدن که خود کشی میکردن از بی انگیزگی برای زندگی
به هر حال من فکر میکنم باز هم ایمان داشتن و عمل کردن به این مسیر زندگی رو برامون آرامشبخشتر میکنه …
به نظرم این امتحان و آزمایشی که در قرآن اومده ی حکمتی داره و صد در صد به فرکانس بر نمیگرده واقعا خدا گاهی آزمایش میکنه بعضیارو میدونم این با عدل خدا سازگار نیست اما اینم میدونم خیلی چیزا هست که ما انسانها نمیدونیم و شاید هرگز کسی اونا رو کشف نکنه…
سلام آقای ادیبی عزیز.همین حالا بود که درحال نوشتن همچین ترسی بودم که به کامنت شما هدایت شدم.وقتی ۸سالم بود بنابه شرایطم خودم رو مسئول مراقبت و درواقع محافظت از خواهر و برادرم میدیدم،توی یک شهر جدید،نمیدونم چه ایمانی داشتم که مقابل ده ها پسر می ایستادم و میزدمشون،ولی توی تمام اون مدت هیچ کس به من آسیبی نزد و به خدا قسم که از من میترسیدن!اگر خدا از من محافظت نمیکرد پس کی بود؟چرا یک دختر ۸ساله ۲۰ و چندکیلویی انقدر ترسناک شده بود؟بارها و بارها توی شرایط های خاصی قرار گرفتم اما باز هم برام اتفاقی نیفتاده،اما هنوز هم این ترس با منه و با توجه به نتایجی که این مدت از عدم اتفاق افتادن این ترس بزرگ، یعنی تجاوز، گرفتم،فقط داره بی ایمانیه من رو بهم نشون میده،اگر کسی اتفاقی براش میفته صددرصد یه گوشه ی ذهنش قبلا بهش فکر کرده،این رو هم یادآوری کنم که از زمانی که یادم میاد من و تمام کسانی که میشناختم با این باور که دختر ضعیفه و هرلحظه ممکنه مورد آسیب قرار بگیره بزرگ شدیم.این باور بیمار حتی از زمانی که هنوز به دنیا هم نیومدیم و از شکم مادر به ما زنها در حال تزریق بوده و جسم و روحمون رو پر کرده،به نظرشما این زمان برای تکرار فرکانس احساس ناامنی کافی نیست؟عمومی ترین باور بیمار اینه که زمانی که یک خانم باردار میشه خبردادن دختردار شدنش نمیگم در همه ولی در بیشتر افراد موجب این احساس شده که چرا پسر نشده؟بنظر شما چرا پسر میخوان؟چون بنظرشون پسرها قوی هستن و باعث ماندگاریه اسمشون میشن ولی دختره ضعیف و شکننده هستن!بنظر شما این باور مثل سم به اون بچه منتقل نمیشه؟سمی که در بزرگسالی یواش یواش خودشو بروز میده.به شکلای مختلف که خودتون بهتر از من میدونید.من اصلا نمیخوام از استاد طرفداری کنم و فقط دارم نتیجه ی خودم رو میگم.چه بسا مردهایی که مورد داشتن و بعد از مدتی خودشون به من گفتن که ما به تو ایمان داریم که آدم درستی هستی که اگه نبودی ما هم اینطور رفتار نمیکردیم.بعد از این همه سال من یه باور قدیمی رو پیدا کردم که تمام این سالها دست و پا شکسته دنبال خودم میکشونمش!اینکه من انقدر صادق هستم که طرف مقابلم هم بعداز دیدن من حتی اگرقصدی هم داشته باشه درنهایت میفهمه که بی فایدست.اگر دنبال جوابیم باید اول آروم بشیم و بعد صددرصد به جواب هدایت میشیم.اگر از هرکسی که مشکلی براش پیش اومده بپرسی حتما به این جواب میرسی که قبلا بهش فکر کرده!اگر لطف خدا نبود حداقل خود من یکی تا حالا هزاران بار توی مشکلاتی که خودم باعثش بودم حل شده بودم.بنظر من اتفاقاتی که رخ میدن حاصل اصرار ما به اون اتفاقات یا همون توجه مکرره حتی به صورت ناخودآگاه! در پناه خدای مهربان باشید.
سلام دوست عزیز، من هرچقدر فکر کردم متوجه منظورتون نشدم، منظورتون اینه که دختری که قدش160سانته و وزنش 60 کوتاه و ضعیفه از لحاظ جسمی یا تپل؟، من قدم همینه وزنمم حدودا ،58،59، 60متغیره،یعنی دقیقا همین کیسی هستم که شما مثال زدی، اما هیچ وقت هیچکسی جرعت نکرده نزدیکم بشه چون از لحاظ ذهنی وقتی شده آرومی به چیزای حاشیه ای مثل این موارد فکر نکنی، رفتارت هم ناخودآگاه با ثبات و پر از قدرته و حتی کسایی که از لحاظ جسمی ازت قوی تر باشن تسلیمت میشن ناخودآگاه ی ترسی تو دلشون ایجاد میشه که نیان سمتت، من خودم اینو تجربه کردم که وقتی فرکانسم منفی بود قبلا خواستم با یک دختری دشمنی کنم حالا سر ی مسائلی خواستم حرصش بدم یا درگیر بشیم ولی اولا وقتی بهم توجهی نکرده دیدم دارم وقتمو تلف میکنم اون هیچی واسش مهم نیست دوما از قدرت نگاهش و رفتارش قشنگ ی ترسی تو وجودت ایجاد میشه که سمت این نری، خودم شده نصف شب تو یک محیطی باشم که خب مثلا چند تا پسر لات و مست با موتور مزاحم شن ولی وقتی حتی نگاهشونم نکردم اونا بیخیال شدن و رفتن به همین راحتی، شده با دوستم باشیم و اونو آزار بدن اما همین جدیت منو که دیدن جرعت نکردن نزدیکم بشن
من خودم ی مدت کم رزمی کار کردم و با اینکه دخترم حتی اگر چنین اتفاقاتی که شما میگید برام رخ بده میدونم که از پس خودم بر میام، ولی واقعا اینا ربطی به زور بازو نداره وقتی من حالم خوبه تمرکزم روی نکات مثبته اصلا چنین چیزایی چنین ادمایی رو جذب نمیکنم تو مسیرم قرار نمیگیرن، امیدوارم جوابم مفید بوده باشه
سلام
ممنون از اینکه تجربتون رو باهام مشترک شدین
جواب شما درسته
من باید خیلی خیلی بیشتر روی خودم کار کنم و قانون رو یاد خودم بیارم
اون وقتی که این کامنت رو گذاشتم شرایط روحی دیگه ای داشتم
بخاطر باورهای ضعیفم بوده که الان کمی بهترش کردم
ممنونم از شما
درود بر همه دوستان صمیمی عباسمنشی ام
خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی و یکی یه دونه خیلی ممنونم به خاطر نکته سنجی و ریزبینی و حساسیتی که دارین برای به نتیجه رسیدن از سوال ها ، فایل رو داشتم گوش می کردم به جایی رسیده بود که در مورد سرزنش خودمون داشتین صحبت می کردین ، فایل رو استپ کردم و داشتم خودم رو بررسی می کردم دیدم آدمی نیستم خودمو زیاد سرزنش کنم ولی این نگرانی رو هم دارم که اشتباه نکنم جالبه شما اون موقع در مورد نگرانی از اشتباه صحبتی نکرده بودین . همین طور داشتم به افکارم ادامه می دادم و اشتباهاتم رو بررسی می کردم و نحوه برخوردم رو با افکارم که در مورد یک مسیله ای به این نتیجه رسیدم که نباید نگران از اشتباه کردن باشم و باز ادامه دادم افکارم رو و به این نتیجه رسیدم که نباید نگران سرزنش دیگران از اشتباهاتم باشم و این جمله توی ذهنم یک تیک بزرگ خورد و به یکی از جملات طلایی توی ذهنم تبدیل شد و به یک اطمینان و یک خودشناسی و اعتماد به خودم رسیدم ، و بعد فایل رو پلی کردم اصلا باورم نمی شد ادامه فایل شما داشتین انگار افکار منو بررسی می کردین ، شما دقیقا سوال منو از استاد بینظیرم پرسیدین که من زیاد خودمو سرزنش نمی کنم ولی نگران این هستم که اشتباه نکنم و استاد گفتن که این برمی گرده به اینکه شما نگران سرزنش دیگران هستی ، دقیقا همون موردی که من بهش رسیده بودم و به خودم گفته بودم که نگران سرزنش دیگران نباشم از این به بعد و این رو هم اضافه کنم که نگران سرزنش هیچ کس حتی عزیزانم حتی فرزندم هم نباشم و چقد به آرامش خاطر رسیدم با این نتیجه گیری ، می تونم بگم بیشتر از یک سال بود در مورد موضوعی فکرم مشغول بود و هر چندگاهی نجواهایی میومد سراغم که با هیچ منطق و استدلالی نمی تونستم خاموششون کنم ولی الان با این جمله که نباید نگران سرزنش هیچ کس باشم خیلی راحت شدم . سعادت این دنیا و آخرت رو برای استاد برای شما و دوستان عباسمنشی ام خواهانم.
آ
بنام خدایی که مرا خالق آفرید
سلام به بهترین استاد دنیا و خانم شایسته عزیز و مهربان
حدود یک سال و خورده که عضو سایت هستم و بدون اقراق باید بگم اینجا بهترین جا هم از نظر آموختن مطالب ،هم از نظر درک کردن و شناخت خداوند و هم انسانی دیگر شدن و جدا شدن از بدنه جامعه و خود واقعی شدن هست.
اینها رو منی میگم که از سال ۸۲ که با این مباحث آشنا شدم و داشتم روی خودم کار میکردم ولی با استادی آشنا شده بودم که کلا مباحث رو خیلی کلی صحبت میکرد و علاوه بر گوش کردن بیشتر اوقات از سی دی های آموزشی ایشون تهران هم می رفتم و در سمینارهاش شرکت میکردم ولی به اندازه ده درصد تغییر کرده بودم که بعد از ۱۴سال با استاد دیگه ای که تازه شروع کرده بود و یه دوره آموزشی چند ماهه داشت ،خریداری کردم و مباحث موفقیت رو خیلی بهتر از استاد قبلی توضیح میداد و حدود یکسال هم دوره آموزشی ایشون همیشه گوش میدادم که رسیدم به استاد عباسمنش که وقتی اوایل فایل های رایگان استاد و گوش میدادم انگار خیلی سال بود که دنبال همچین مطالبی بودم که حرفهای استاد قشنگ بر چهار ستون بدن من نشست و همه آموزشهای قبلی رو و کتابهای موفقیت قبلی و گذاشتم کنار و شروع کردم به گوش دادن مطالب استاد و بعد از چند ماه عضو سایت شدم و دوره دوازده قدم و دوره عزت نفس و دوره روانشناسی ثروت ۱و دوره رویاهایی که رویا نیستند خریدم و شبانه روز دارم این دوره ها رو گوش میکنم و مرور میکنم و نتیجه فقط با استاد بودن و دوره کردن به مطالب ایشون این شد که اگر چه از سن خیلی پایین نماز می خوندم و در مراسمات مذهبی شرکت داشتم ولی نمی دونستم چرا ؟حالا می تونم بفهمم که چگونه خدای خودم و پرستش کنم و شکر گزارش باشم ،نه کورکورانه مثل قبل بلکه از روی دلیل و بفهمم که خدا کیه و یا چیه (بیزارم از آن کهنه خدایی که داشتم ؛مرا هر دم تازه خدایی دیگر آید )و بحث مالی که خییلی درگیرش بودم خدارو شکر بهتر شده و ایمان دارم که هر چه بیشتر کار کنم بهتر بهتر هم میشه و تغییر کردن شخصیتم و در صلح بودن و دوست داشتن خودم و رابطه خیلی بهتر با همسر و فرزندم و خیلی موارد دیگر..
استاد عزیز هر آنچه که شما در دوره ها صحبت می کنید الحق و الانصاف بهترین آموزش و درست ترین روش برای تغییر شخصیت هر فردی می تواند باشد اگر اینو همیشه می گید که باید حتما تکامل و طی کنید دقیقا همینه ،اگر میگید هدایت میشد درسته، اگر میگید که حتما کامنت بچه ها رو بخونید درست میگید خودم اوایل همیشه می گفتم کی حوصله داره کامنت بخونه ولی الان بیشتر کامنت ها رو می خونم .اینکه برای اولین بار شروع کردم به نوشتن کامنت دلیلش این که همیشه برام سوال بود که چرا در قرآن خدا خودش به موسی به شکل آتش نشان داد از چند نفر پرسیدم و جواب نگرفتم و حتی در سمینار از استاد اولم هم پرسیدم ولی جوابی نداد ولی امروز جوابم در صحبتهای شما گرفتم اینکه خدا هر کسی و یا پیامبری رو به شکل های متفاوت هدایت میکنه و با گرفتن این جواب سوالم و خیلی سوالات دیگه خواستم از شما تشکر کنم و شکر گزار خداوندی باشم که همیشه و همه را هدایت میکنه فارق از هر دین و مذهب .
با سپاس فراوان 🙏🙏🙏🌺🌺🌺
بنام خداوند بخشنده مهربان
استاد عباسمنش بزرگوار دیدن این کلیپ تو خونه ام , الان میدان ولیعصر ,کوچه که سالها پیش باشما تند خوانی رو گذروندم خیلی حالم رو خوب کرد , خدا رو سپاسگزارم که خانم شایسته رو بدون محدودیت با شما دیدم , حس عالی بود ,
اینکه تکاملتون رو طی کردید من با تمام استخوانهام درک کردم . وزندگی الانتون نوش جون … الهی همیشه سالم و برقرار باشید . زندگی تون همیشه پارادایسی …….
خدا رو سپاسگزارم بخاطر وجود شما که کمک می کنه به رشد جهان هستی …
چه عالی پس شما استاد می شناسید از عمق جان درک میکنید معنای تکامل،
به نام یگانه پروردگار جهانیان
سلام به استاد عزیزم و مریم عزیز
خدایا شکرت برای هدایتم به این مسیر که ١٠٠ قسمت از زندگی در بهشت رو همراه خود بهشتیان تجربه کردم با خوشحالی شون خوشحال شدم و با خنده هاشون از ته دل خندیدم و تجارب بسیار فوق العاده ای رو بدست آوردم خیلی زیاد یاد گرفتم در لحظه زندگی کردن رو و لذت بردن از آنچه که همین لحظه دارمش
خدایا هزاران مرتبه شکرت
استاد به نظرم این فایل هم در ادامه فایل های مصاحبه با شما میتونه قرار بگیره هر چند سوال های بسیار جون داری پرسیده میشه و چه جواب هایی خدای من
خیلی آموزنده بود این فایل برام
به صورت سوال جوابی مینویسم تا یکبار دیگه تکرار بشه برا خودم
شما گفتین در جایی که من هدایت رو مجبور نمیکنم ینی چی این جمله؟
✅ ینی من منطق رو قاطی هدایت نمیکنم تا میبینم پرنده رو سر یکی از اون مسیرهایی که مردد هستم میگم همینه همین نشونه ست برام دیگه نمیگم نوع پرنده باید فلان پرنده میبود
✅هدایت خداوند خیلی پرسنال و شخصیه و برای همین نمیشه استاندارد سازیش کرد و آموزشش داد
مثلا برای قابیل یکجور برای نوح جور دیگری برای ابراهیم و محمد و مرسی هم هر کدام جور دیگری برای هر کس متفاوته و این هست که قلب گواهی میده و زبان نشانه ها برای اون فرد واضح میشه
همینه که ما هم نباید تقلید کورکورانه کنیم از استاد که چون فلان جا استاد گفتن نشانه شون این بوده پس برای همه همینه
نه شخصیه قلبیه متفاوته برای هر کسی
سوال دوم : تو زندگیتون احساس عجز کردین ؟
✅آره با قاطعیت هم استاد گفتن
ولی توی عجز نموندم
وقتی تردید داری احساس عجز داری وقتی ترس از آینده نامعلوم داری احساس عجز داری ولی این احساس عجزه اینطور نبوده که شاک بشم و فریز بشم کمک میکنم به خودم با منطق و شهود آوردن و از خدا هدایت خواستن و مرور پرونده های موفقیت آمیز گذشته م
نمیشه که کسی در زندگی هیچ مساله ای نداشته باشه مهم اینه که چطور اون احساس رو به احساس بهتر تبدیل کنیم
سوال سوم : تا حالا خودتون رو سرزنش کردین ؟ آره
احساس پشیمونی از انتخاب هاتون داشتین ؟ کم
✅مقدارش بسیار کم بوده در حد یک دقیقه و تو احساس بد نموندم من به خودم آسون میگیرم
حس سرزنش کردن خودم رو ندارم و چه خوب و در صلحانه با خودتون صحبت میکنین استاد و میگین بارها شده اشتباه کردم ولی خودم رو سرزنش نکردم و نگران اشتباه کردن نیستم و خودمو اذیت نمیکنم و این نشان از اعتماد به نفس فوق العاده شما داره تحسینتون میکنم استاد عزیزم
✅واکنش دیگران از کنترل ما خارجه ولی عکس العمل خودمون در برابر اون واکنش دست خود ماست
چقدر درس داشت این جمله برای منی که کمال گرام و نگران واکنش دیگران
سوال چهارم : شما چطور اینقد جسورین؟
✅برای من انجام ندادن اون جسارت درد بیشتری داره حاضرم بمیرم ولی نترسم
من ترس رو نمی پذیرم
سواری نمیدم
از قدرت کسی نمی ترسم
خدای من چه جملاتی چه ایمانی پشتشه چو توحیدی
الله اکبر 😭😭😭😭
ترس جسارت رو بیدار میکنه
شما از همون اولش تو مسیر بودین استاد
یه بچه که شش سالشه و تنهایی با دوچرخه میره اطراف قم 😳😳😳😳نه کوچه خودشون نه محله خودشون نه خیابونای اطراف ، اطراف شهر😳😳😳😳😳
بچه ای که تو راهنمایی که همه عین موش می ترسن از مدیر و ناظم چنین جسارتی رو داره که میره نامه برمیداره و مهر مدرسه رو میزنه و بچه ها رو میبره یه شهر دیگه بازدید کارخونه های مختلف باور کنید اینجوری بودم موقع شنیدنش😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳
خوب همین بچه که نتیجه های خوب میگیره از این نترس بودنش در ١۵ سالگیش حریف یه لشکر میشه و همه رو لت و پار میکنه ترس نداره ازشون که خودش یک نفر هست و بی سلاح و بقیه مسلح تا دندان 😂😂😂عاشقتممممم استاد
همین بچه بزرگتر میشه میره دانشگاه و اردوهای مختلط دختر پسری رو راه میندازه میرن اینور اونور و کیف میکنه و نگران نیست اصلا
همین بچه بزرگ میشه دست خالی مهاجرت میکنه تهران
همین بچه بزرگتر میشه بدون اینکه اقامت جایی داشته باشه دفاتر کار میلیاردیشو تعطیل میکنه میزنه به جاده و همه کشورا از روسیه و مالزی و تایلند بگیر تا کشورای اطراف ایران و بعدش اروپا رو لذت میبره و با تور نمیره خودش ماشین رنت میکنه و میگرده میره بدنه جامعه رو میبینه ناشناخته هایی که همه کسانی که با تور میرن محرومن از دیدنش و غذاهای خوشمزه تست میکنه و زیبایی هایی میبینه که کسی ندیده
همین بچه بزرگتر میشه و با همین جسارتش ویزای امریکا رو میگیره و وارد این کشور رویایی میشه و جوری زندگی میکنه که پادشاه ها هم اینطور زندگی نمیکنن چون پادشاه ها هم نگران اداره اقلیم خودشونن ولی ایشون آزادی زمانی و مکانی و مالی و همجوره آزاده و فقط لذت میبره از زندگیش
واقعا پشت اینهمه ثروت و نعمت این جسارت هاست
حالا ما ترسایی داریم تو زندگیامون که خنده داره واقعا و قدم برنداشتیم به خاطرشون
و چه شعار بی نظیری که هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت
و شما تکاملتون رو طی کردین و چجورم از شش سالگی که خودتون تعریف کردین و به نظر زودتر از اون
چون بچه شش ساله یهو نمیره خارج شهر
حتما از قبل ترش این سیر تکاملی شروع شده
واقعا تحسین برانگیزه
واقعا شما رو با سلول به سلول تنم تحسین میکنم و ازتون یاد میگیرم
و خدا رو شاکرم با شما آشنا شدم و زندگیم رو به اندازه ای که عمل کردم به آموزه هاتون تونستم تغییر بدم
خدایا شکرت واقعا
خدایا شکرت
خدایا تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
منو به راه راست هدایت فرما
راه کسانی که به اونها نعمت وثروت دادی
الهی آمین