این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این بحثی که درباره شجاعت فرمودید که اگر کسی اسلحه بکشه براتون هزار تومن هم بهش نمیدید چون باج دادن مساوی است با ترس یاد همسایمون افتادم که همین چند وقت پیش فوت کرد چون با چاقو زدنش وقتی مقاومت کرد برای موبایلش و من اون موقع این آیه قرآن تو ذهنم اومد که بارها خودتون فرمودید که (اگر مجبور بودید به خدا توهین کنید انجام بدید) و با صحبت های که اینجا فرمودید احساس نمیکنید یکم زیاده روی کردید؟ حتی حضرت علی هم جای که باید سکوت میکرد نشست تو خونه و ابوبکر، عمر و عثمان سال ها حکومت کردند و جای که باید شجاعت نشون میداد رفت در بستر پیامبر خوابید
شما فکر میکنی که همسایتون کشته شده اما کسی که به جهان بعد از مرگ اعتقاد داره و بندگی خداوندش رو میکنه که به کسی باج نمیده… تو فکر میکنی که همسایتون کشته شده و تو جای اون نیستی که بفهمی،شاید درد داشت اما لذت برد از اینکه به کسی باج نداد و مُرد و این کم از شهادت نیست،کسی که به غیر خدا باج نمیده قطعا جایگاهش بهشته…
کیا میچسبند به جونشون،کسی که فکر میکنه جهان فقط همین دنیاست
حضرت علی اگر در اون زمان در خانه نشست نه بخاطر ترس از جونش بود(اولیا خدا که ترسی ندارند) بلکه به خاطر اینکه در اون برهه اگر میخواست قیام کنه کل اسلام به خطر میافتاد…
قرار نیست که همه مثل هم باشند یک نفر دوست داره نترسه و باج نده،حتی اگر بکشنش و یک نفر حاضره به همه سواری و باج بده اما زنده بمونه مثل فایل ابوموسی که استاد گذاشته و به نظرم اون لحظه هایی که ما میریم در دل ترسهامون رو زندگی کردیم وگرنه که زندگی همین روزمرگی هایی هست که هر روز داره با سرعت فقط باعث کهولت سنمون میشه….
اینا رو به خودم میگم و هیچ ادعایی هم ندارم و از خدا میخوام که مرگم رو فی سبیل الله قرار بده و طوری باشه که با شجاعت بمیرم و نه در بستر بیماری باشم و پیر بشم و بمیرم…
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم وقتی که ما ایمان داشته باشیم که نیروی فراتر از نیروی بشری هم وجود دارد که هر لحظه ما را هدایت میکند هدایت خداوند برای هر بشری مخصوص اون شرایط واون شخص میباشد
وقتی به این باور برسیم که خداوند مارا هدایت میکند این ایمان باعث حرکت میشود
هدایت یک موضوع شخصی است وایمان داشته باشیم که همیشه هدایت می شویم
احساس بد ونگرانی بعضی اوقات به سراغ ما میآید مهم این است که در اون لحظه نمانیم
واز اون مرحله زود بگذریم
مهم این است ما بر دل ناشناخته برویم وبر ترسهای خودمان غلبه کنیم وقتی که این کار را انجام بدهیم هر روز در حال بهتر زندگی کردن قرار میگیریم
بنام الله،روزشمار تحول زندگی من روز نهم، دارم اگاهانه وبا تمرکز زیاد روی باورام وورودی هام کار میکنم امروز این فایل پیام هدایتی من بود، ممنونم از استاد عزیژ ومریم جان که این فایل رو تهیه کردن، طبق همیشه سوالات اگاهانه عاجز شدن وپاسخ استاد که خیلی محکم وصادقانه جواب داد، سخت گرفتن برای خود، وصلح با خود که من تو این زمینه خودمو زیاد اذیت نمیکنم قبلاً شاید خودمو خودزنی نمیکردم ولی مدام به خودم نهیب میزدم امروز با خودم کمتر درگیرم، به نظرم اشتباهات تجربه س، واگر از خدا هدایت بخام کمتر دچار اشتباه میشم،من به خاطر کمال گرایی بیش ازحد نگران اشتباه کردن بودم، اون داستانی از جسارت که استاد تعریف کرد تا باج نده برای من اتفاق افتاده خیلی جاها یا باید باج میدادم یا قید یه چیزی رو میزدم همون جا گفتم هرکار دوست داری بکن من سر حرفم هستم، این جسارت برای من از این نیرو نشات گرفته که دوست نداشتم بعدا با خودم بگم چرا فلان کارو نکردم، من یک جایی مشغول کار بودم که مسول نگهداری ازیه بچه بودم وبهش زبان انگلیسی یاد میدادم من کلاس داشتم اون روز وقبلش گفته بودم من نیستم فرداش خانوم زنگ زد که امروز تافلان ساعت خودتو برسون من گفتم من اومدم شهرمون وکلاس دارم واینکه اون کار خیلی عالی بود یه کار عالی باشه درامد خوب تایم کم من گفتم نمیتونم بیام گفت اگر نیای فردا بیا تسویه کن من همونجا گفتم نیاز نیست بیام شماره حساب میدم بزن برام خدا حافظ یادمه خیلی از اطرافیانم تا مدتها بهم گفتن اشتباه کردی یا مثال های زیاد، ولی جسارت وریسک بهم شهامت میداد، ودر نهایت داستان هایی که استاد از تجربیاتش میگه خیلی شیرین وپراز نکته بود استاد عاشقتم مریم جان ممنونم
نکته برجسته این قسمت برای من باعث شد که قانون تکامل رو بهتر درک کنم و اهرم رنج و لذت رو درست تر بفهمم
در مورد هدایت، استاد گفتن هدایت برای اون فردی که بهش گفته میشه قابل درکه و میفهمدش و مثال برای ابراهیم گوسفند فرستاده شد و زبان نشانه ها براش معنی داشته . من اوایل فکر میکردم هدایت یعنی صحبت کردن خدا با انسان ولی خودم اینطوری هست که هر بار متفاوته و از طریقی که من میفهمم به من فهمونده میشه.
برای من بشخصه هدایت وقتی برام میاد که رها باشم از تجربه های ذهنی ، از ترس ها و … کلا ذهنم خالی باشه و توضیحش سخته چون هر دفعه متفاوته.
تو این قسمت استاد گفتن ، اره عجز زیاد در زندگیش داشته ولی تو این احساس نمونده
و عجز و ناتوانی از تردید و ترس میاد و استاد اینو با مثال منطقی برای ذهنشون رفعش میکنه.
موضوع مهم اینه که داخل این حس نمونیم.
هنر تبدیل اون احساس ناخوشایند به احساس خوبه.
من قبلا خیلی احساس عجز داشتم چون رها نبودم اما الان خیلی بهتر از قبل هستم چون درگیرش نمیشم و سعی میکنم به خدا بسپارم و این برام ارامش داشته.
در مورد احساس سرزنش و پشیمانی استاد میگه سعی میکنم به قضیه طوری نگاه کنم که بهم احساس خوب بده. و به خودشون سخت نمیگیرن و اسون میگیره به خودشون .
مثال اشتباه پدافند رو زدن که هواپیما را زده و میگه اگه جای اون شخص باشم درس میگیرم و خودمو سرزنش نمیکنم
این خیلی مثال سنگینی بود که تا این حد انسان نباید خودشو سرزنش کنه .
و برای استاد این از تصمیمات از پیش تعیین شده ، از تجربه هایی که در زندگی داشته، میاد.
ادم هایی که سخت نمیگیرن و اشتباه نمیکنن چون خیلی نگران اشتباه کردن نیستن.
اگر نگران موضوعی باشی سرت میاد.
سرزنش دیگران مهم نیست اینکه ما چه برخوردی با خودمون داریم مهمه.
و ما باید سرزنش دیگران را نادیده بگیریم
جسارت از اهرم رنج و لذت میاد یعنی انجام ندادنش رنج داره و استاد نمیتونه ترس و باج رو تحمل کنه و از دید بقیه نترس هستن. و برای انجامش انگیزه داره.
برای استاد ترس از مرگ بدتره و جسارت در خدمت کنجکاوی قرار گرفته، برای مثال سفر به اروپا با ماشین اجاره ای که از دید ما جسارته ولی برای خودشون لذت کشف ناشناخته هاست.
بهترین مثال قانون تکامل هست که استاد روند تکاملی رسیدن به این جایگاه رو گفتن و چراغ تو ذهنم روشن کردن.
و استاد به خطرات و مشکلات فکر نمیکنه ، مشکلی پیش بیاد همونجا حلش میکنیم .و هر اتفاقی تولد یک خواسته اس و جزو تکامل هست .
خیلی دید بزرگی داره استاد به زندگی ، واقعا خیلی قانون رو خوب شناختن و هماهنگ کردن خودشون رو با جهان و حرکت کردن و الان شدن عباسمنشی که الگوی خیلی هاست
سپاسگزارم خیلی درسهای زیادی گرفتم و این که چقد بیشتر خودم رو شناختم چقد شخصیتم شبیه استاد هست خدای من من هم داشتن ترس منو خیلی خیلی اذیتم میکنه حاضر بمیرم اما نترسم و این که به دیگران سخت گیرم اما واسه خودم نه اما اینجا که خانم شایسته گفتن این ترس رو دارم که اشتباه نکنم که از کمالگرایی میاد من هم دقیقا این پاشنه اشیلم هست و این که میخوام بی عیب باشم همیشه و نظر دیگران رو برام مهم میکنه به طور ناخود اگاه خدایاشکرت بابت این درسهای عالی سپاسگزارم از شما عزیزا در پناه خدا شاد ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید دوستون دارم
خدایا من هرآنچه دارم از توست. من میدونم که تو هستی و من حمایت میکنی همیشه حمایتم کردی..
خدایا یادم روزای سال 91.92 که یک دادگاه ملکی داشتم و طرفم مطمن بود انقد آشنا دارد که براحتی میتوند خانه از من بگیرد و شکستم بدهد. اونموقع استاد نمیشناختم اما همش میگفتم خدایا من که بجز تو کسی ندارم کمکم کن و نمیدونم چرا اما آروم بودم که حق با من هست و خدا هست و همه چیز بنفع من میشود.و البته شد . خدایا اونموقع ها خیلی توحیدی بودم به زبان نمی آوردم که خدا برام درست میکند یعنی میترسیدم مسخره کنند یا بهم بگویند تو هم مثل این مذهبی هستی.الان راحتر از تو حرف میزنم.راحتر میگم من جز خدا کسی ندارم. الان با افتخار میگم من یکی دارم همیشه هوام دارد. شاید باورتون نشود اما در محل کارم رئیس و روسام فکر میکنند من به اون بالاها ارتباط دارم که کارهام حتی با وجود کارشکنی اونها درست میشود. من میدونم تو هم میدونی من تو را دارم و هرکسی تو را دارد کافی هست. آیه معروف قرآن میگه آیا خدا برای بنده کافی نیست؟
کافی هست حتما کافی هست . خدایا من تو را دارم هیچی نمیخام .فقط همیشه بمون. همیشه .
امروز یک مشکلی پیش اومد من رفتم سازمان مرکزی. دم در ورود یهو یک خانم اومد سمت معاون اداری و صداش کرد . من دیدمش و مشکلم گفتم. واسه دیدن این معاون باید وقت بگیری و کلی داستان. اما خدا برام جورش کرد یهو دیدم همان لحظه گفتم خدایا ممنون چطور تونستی من به این لحظه هدایت کنی. انقد حالم خوب شد و از خدا در دلم تشکر کردم که نگو. خدایا من هر لحظه منتظر معجزه هستم .مشکل گقتم و بلافاصله دستور داد. نمیدونم چی میشه اما حتما خیر هست. کاری که خدا درست کند حتما به صلاح من هست. ممنونم خدا
خداروشکر میکنم با شما عزیزانم تو اینمسیر همسفر هستم.
خداروشکر. خداروشکر. خداروشکر.
چقدر عالیییییی واقعا.
چه نکات خوبی داشت این فایل.
همین تجربه کردن واقعا بینظیره. واقعا بینظیره.
استاد شخصا انسانی بودم که تو حدود سن 25 الی 26 سالگی شروع کردم به تجربه کردن، البته نه به اندازه شما.
ولی به صورت تکاملی خوب پیش رفتم.
نکته مهم برای من تو این فایل این هست که این ایمان و این در صلح بودن با خود و مخصوصا این اهرم رنج و لذت چقدر کاربرد داره. چقدر میتونه کمک کنه به زندگی بهتر، به اینکه تمام اون شرایطی که میخواهی را تجربه کنی. بری بگردی و لذت ببری. بری بگردی و تجربه کنی. بشناسی، ببینی.
تو دل مسیر این نگاه که اگر هم به مسئله ای برخورد کنم باعث رشد من میشود واقعا میتونه کمک کنه انسان رشد بسزایی داشته باشد.
خیلی عالی بود این فایل برام. اگر یادم بمونه و هر چند وقت فقط همین یک فایل را گوش بدهم، باعث میشه حرکت کنم، باعث میشه راحت تر برم تو دل ناشناخته ها، باعث میشه لذت ببرم از مسیر. باعث میشه به اونچه میخواهم برسم.
خیلی عالیه.
و استاد در انتهای این فایل اون احساس عالی، اون احساس زیبا، اون احساس لذت از تجربه هایی که داشتید؛ واقعا بینظیر بود برام.
واقعا عشق کردم، واقعا لذت بردم.
خداروشکر واقعا خداروشکر.
استاد متاسفانه کیفیت تجربه هایی که میتونم بکنم را گره زدم به اون پولی که میتونم هزینه کنم. یعنی میخوام بهترین تجربه ها را داشته باشم، در صورتی که میدونم باید لذت ببرم.
برنامه هامو عوض میکنم و میرم تو دل ناشناخته ها.
هر چند وقت یکبار این حس بهم میگه برو تجربه کن، تا شروع بشه.
راستی استاد، چند روز پیش یه تعهدی دادم و اینبار پای تعهدم موندم.
دیروز یک نشانه بسیار قدرتمند خداوند بهم نشان داد.
ان شاءالله بتونم در اینمسیر همینطور عالی پیش برم و این ایمان، این احساس خوب، این قدرت تجربه کردن را بیشتر و بیشتر و بیشتر در وجودم نهادینه کنم و لذت ببرم.
عاشقتونم استاد عزیزم.
عاشقتونم مریم خانم. اصلا این احساس عشق بین شما دو نفر آدمو عاشق میکنه.
خیلی باحالید. دمتون گرم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
دوسه شب پیش یک خوابی دیدم که شما سوار یک شیر بودید .بعد بهتون گفتم چطور شما سوار این شیر هستید شاید ما خیلی راحت توی سریال زندگی در بهشت می بینیم شما رو ولی این کار راحتی نیست.شما به من گفتید هر روز یک قدم برو تو دل ترسهات. فرداش که بیدار شدم ذهنم مشغول بود که حالا باید چی کار کنم تو دل کدوم ترسم باید برم بعد گفتم استاد توی دوازده قدم یک فایلی در این مورد داشت ولی یادم نمیومد ولی خیلی هدایتی زدم روی فایل 4 قدم 4 و اونو گوش کردم دقیقا همین بود و فهمیدم که باید حالا یک برنامه ای رو که برای کارم بهش نیاز داشتم و دنبال کسی می گشتم که برام ردیفش کنه خودم باید برم تو دلش ویدئو آموزشی ببینم در موردش و خودم یادش بگیرم.و شروع کردم و چقدر بهم قدرت و اعتماد به نفس داد.
وامروز هم که این نشانه روزانه ام بود که فهمیدم اگر می خوام مسیر شمارو بیام باید اهرم رنج ولذت رو بنویسم و توی ذهنم جایگاه این اهرم رو درست کنم.
واقعا بهترین و زیباترین ولذت بخش ترین نتیجه ای که از حرکت در این مسیر می گیریم تغییر شخصیتمونه.
خدایا سپاسگزارم به خاطر هدایت های لحظه به لحظه ات.به خاطر حمایت های لحظه به لحظه ات.
استاد عزیز ومریم جان مهربان بینهایت سپاسگزارم ازتون به خاطر این فایل های دانلودی که هر روز برای هر مسئله ای فایلی هست که جوابگوی نیاز اون روزمون باشه.سپاس.
تازه میشه همون 4 دی چون دیشب گوش دادم اومدم کامنت بزارم که وقت نشد و کامنتمو امروز گذاشتم
خدایا شکرت
اینقدر دارم اروم اروم قدم برمیدارم و عجله رو از زندگیم حذف کردم و تمرکز لیزری گذاشتم که بوضوح تمام تغییرات و نتایج در لحظه به لحظه زندگیم مشاهده میکنم اصلا یوقتا گریم میگیره از درک توحید تو زندگیم
چقدر مریم جان با جان و دل دارن گوش میدن مخصوصا بخش صحبتهای مربوط به هدایت رو
و در ادامه زبان نشانه ها که برای هر فردی مشخص هست
اینروزها خیلی حواسم و بیشتر جمع میکنم که نشانه ها حتی ریزترینش هم تو زندگیم مشاهده کنم و تاییدش کنم
و چقدررر داستان های قرآنی الهام بخش هستن برای ما چقدر تو قرآن داستان های توحیدی هست و ما چسبیده بودیم به روایت های دیگه بحث اصلا سر چیز دیگه بوده و اونو هرسال بلد کردیم
چرا از ابراهیم که اینقدر موحد بوده اینهمه صحبتی فیلمی داستانی سر زبان ها نبوده؟ چون اصل و فرع برای ما جابجا شده
اینکه شما جواب ها رو کلی نمیگید و همرو خیلی بیشتر باز میکنید این هم نشان از پرفکت بودن شما داره
مثلا مریم جان میپرسن احساس عجز کردین و شما توضیح میدین آره ولی نموندم تو اون احساس مریم جان : چرا؟؟
نگفتین بخاطر نگاه توحیدی
اصلش همین بود ولی شما برامون از جنبه دیگه ای بازش کردین
چقدر انسان جسور و نترس جذاب هست چقدر شجاعت جنسش، رنگش قشنگ و توحیدی هست ……
یه تغییر بزرگ در خودم که معجزه کامنت گذاشتن اینو بهم فهموند
تو کامنت قبلی نوشته بودم منم همیشه سعی میکنم جوری رفتار کنم که اشتباه نشه که دیگران سرزنشم نکنن و یه بخش کمالگرایی بود
ولی الان خیلی وقته این ویژگی در من نیست چون نه نگرانم دیگران سرزنشم کنن و نه اونقدری دیگه اشتباهات منو اذیت میکنن حتی یادمه قدم هایی که برش برداشتم از قصد میپذیرفتم سرزنش دیگران و یعنی خیلی خونسرد اگه اشتباهی پیش میومد میگفتم اره قبول دارم اشتباه کردم و حالا اگه در برخورد با دیگران بود کاملا آگاهانه عذرخواهی میکردم تا غرور بیجا از این مورد و در خودم حذف کنم و اگه اشتباه از سمت خودم بود میگفتم اره میدونم اشتباه بود ولی ناراحتش نیستم و باعث شد تجربه کسب کنم اینا بمرور باعث شد نه از اشتباه خودم نگران باشم و نه در مورد دیگران اشتباهی خیلی زیاد تکرار میشد که انجام بدم خیلی بندرت پیش میومد یا میاد قبول دارم اصلا آسون نبوده ولی چون پاشنه آشیلم نبوده اونقدر برام زجرآور و تکرار پذیر نبوده خدایا شکرت که این تغییر بزرگ و یادم اومد مرسی از سوال مریم جانم جواب هوشمندانه استاد عزیزم
ادامه فایل
اون قسمتی که از تک نفره همه رو زدین فهمیدم فیلم هندی ها بقول خودمون خالی بندی نیست و همچین چیزی واقعیت داره :))) شوخی میکنم اما اون کامنتی که دوستمون گذاشته میگفت یه فیلم هندی بود بازیگره گفت اگه اولین نفرتون دستش بمن بخوره اونو میکشم منم اون فیلم و دیدم حتی بازیگرشم میشناسم :))) ولی اون فیلم بود و برای فروش و صحنه های اکشن اینجوری بود و دیالوگ های از پیش تعیین شده ولی میخواد پیامی رو بهمون بگه که جسارت و شجاعت همیشه از هوش سرشار میاد و آدم و قوی تر حتی در فرکانس و زور بازو نشون میده برای همین وقتی که فرکانس نترسیدن میفرستی در مقابل مثلا یه سگ و مثال میزنیم که ترس و زود متوجه میشن
سگ وقتی فرکانس شجاعت و جسارت و در درون ما حس میکنه خودش میخواد سر تعظیم فرود بیاره برای همین صدا و حرکاتش تغییر میکنه و حتی ممکنه همونجا جلوی پاهاات بشینه چون اون قدرت اصلی که خداوند از روح خودش دمیده رو در ما حس میکنه انگاری
در مورد موضوع بعدی که راجع به سفر گفتین
واقعا خیلی درسته اینکه تو تمدن و فرهنگ یه کشور و نمیتونی از شهرهای توریستی ش بفهمی مثلا بقول شما فرق توریست که سفرش به اصفهان و شیراز و حتی جاهای دیدنی تهران باشه تا اینکه همون توریست بره سمت شمال و گیلان و گلستان و روستاهای اون اطراف که یه عالمه مردمان خونگرم و با عشق داره حتی خود شیراز با وجود اینکه شهر توریستی هست ولی کافیه تو شهرش بچرخی بسیار مردم مهمان نوازی داره خود همون اصفهان شهرهای کوچیکترش و حتی تهران دیگه جنوب که اصلا نگم براشون :)))
مثلا من ترکیه رفتم ولی تابحال پامو بخش اروپایی و خیابان استقلال و تکسیم و اینا نزاشتم چون یکی از دوستان نزدیکم که فامیل دورمون هم محسوب میشه خونشون تو قسمت آسیایی و یه محله خیلی خوب استانبول هست برای همین همیشه تو ذهنم کشور ترکیه خصوصا استانبول و اون محل یکی از بهتریناست چون انگار حال و هواش فرق داره اینو از زبون کسایی که برای سفر به بخش اروپایی میرن میشه فهمید البته که بازم فرق هست بین دیدگاه آدمها و برخورد اشخاص باهاشون
سلام استاد عزیز
این بحثی که درباره شجاعت فرمودید که اگر کسی اسلحه بکشه براتون هزار تومن هم بهش نمیدید چون باج دادن مساوی است با ترس یاد همسایمون افتادم که همین چند وقت پیش فوت کرد چون با چاقو زدنش وقتی مقاومت کرد برای موبایلش و من اون موقع این آیه قرآن تو ذهنم اومد که بارها خودتون فرمودید که (اگر مجبور بودید به خدا توهین کنید انجام بدید) و با صحبت های که اینجا فرمودید احساس نمیکنید یکم زیاده روی کردید؟ حتی حضرت علی هم جای که باید سکوت میکرد نشست تو خونه و ابوبکر، عمر و عثمان سال ها حکومت کردند و جای که باید شجاعت نشون میداد رفت در بستر پیامبر خوابید
ممنون میشم یه توضیحی بفرمایید
به نام الله یکتا
امام حسین فرمود:مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلته…
شما فکر میکنی که همسایتون کشته شده اما کسی که به جهان بعد از مرگ اعتقاد داره و بندگی خداوندش رو میکنه که به کسی باج نمیده… تو فکر میکنی که همسایتون کشته شده و تو جای اون نیستی که بفهمی،شاید درد داشت اما لذت برد از اینکه به کسی باج نداد و مُرد و این کم از شهادت نیست،کسی که به غیر خدا باج نمیده قطعا جایگاهش بهشته…
کیا میچسبند به جونشون،کسی که فکر میکنه جهان فقط همین دنیاست
حضرت علی اگر در اون زمان در خانه نشست نه بخاطر ترس از جونش بود(اولیا خدا که ترسی ندارند) بلکه به خاطر اینکه در اون برهه اگر میخواست قیام کنه کل اسلام به خطر میافتاد…
قرار نیست که همه مثل هم باشند یک نفر دوست داره نترسه و باج نده،حتی اگر بکشنش و یک نفر حاضره به همه سواری و باج بده اما زنده بمونه مثل فایل ابوموسی که استاد گذاشته و به نظرم اون لحظه هایی که ما میریم در دل ترسهامون رو زندگی کردیم وگرنه که زندگی همین روزمرگی هایی هست که هر روز داره با سرعت فقط باعث کهولت سنمون میشه….
اینا رو به خودم میگم و هیچ ادعایی هم ندارم و از خدا میخوام که مرگم رو فی سبیل الله قرار بده و طوری باشه که با شجاعت بمیرم و نه در بستر بیماری باشم و پیر بشم و بمیرم…
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ودوستان همقدم وقتی که ما ایمان داشته باشیم که نیروی فراتر از نیروی بشری هم وجود دارد که هر لحظه ما را هدایت میکند هدایت خداوند برای هر بشری مخصوص اون شرایط واون شخص میباشد
وقتی به این باور برسیم که خداوند مارا هدایت میکند این ایمان باعث حرکت میشود
هدایت یک موضوع شخصی است وایمان داشته باشیم که همیشه هدایت می شویم
احساس بد ونگرانی بعضی اوقات به سراغ ما میآید مهم این است که در اون لحظه نمانیم
واز اون مرحله زود بگذریم
مهم این است ما بر دل ناشناخته برویم وبر ترسهای خودمان غلبه کنیم وقتی که این کار را انجام بدهیم هر روز در حال بهتر زندگی کردن قرار میگیریم
بنام الله،روزشمار تحول زندگی من روز نهم، دارم اگاهانه وبا تمرکز زیاد روی باورام وورودی هام کار میکنم امروز این فایل پیام هدایتی من بود، ممنونم از استاد عزیژ ومریم جان که این فایل رو تهیه کردن، طبق همیشه سوالات اگاهانه عاجز شدن وپاسخ استاد که خیلی محکم وصادقانه جواب داد، سخت گرفتن برای خود، وصلح با خود که من تو این زمینه خودمو زیاد اذیت نمیکنم قبلاً شاید خودمو خودزنی نمیکردم ولی مدام به خودم نهیب میزدم امروز با خودم کمتر درگیرم، به نظرم اشتباهات تجربه س، واگر از خدا هدایت بخام کمتر دچار اشتباه میشم،من به خاطر کمال گرایی بیش ازحد نگران اشتباه کردن بودم، اون داستانی از جسارت که استاد تعریف کرد تا باج نده برای من اتفاق افتاده خیلی جاها یا باید باج میدادم یا قید یه چیزی رو میزدم همون جا گفتم هرکار دوست داری بکن من سر حرفم هستم، این جسارت برای من از این نیرو نشات گرفته که دوست نداشتم بعدا با خودم بگم چرا فلان کارو نکردم، من یک جایی مشغول کار بودم که مسول نگهداری ازیه بچه بودم وبهش زبان انگلیسی یاد میدادم من کلاس داشتم اون روز وقبلش گفته بودم من نیستم فرداش خانوم زنگ زد که امروز تافلان ساعت خودتو برسون من گفتم من اومدم شهرمون وکلاس دارم واینکه اون کار خیلی عالی بود یه کار عالی باشه درامد خوب تایم کم من گفتم نمیتونم بیام گفت اگر نیای فردا بیا تسویه کن من همونجا گفتم نیاز نیست بیام شماره حساب میدم بزن برام خدا حافظ یادمه خیلی از اطرافیانم تا مدتها بهم گفتن اشتباه کردی یا مثال های زیاد، ولی جسارت وریسک بهم شهامت میداد، ودر نهایت داستان هایی که استاد از تجربیاتش میگه خیلی شیرین وپراز نکته بود استاد عاشقتم مریم جان ممنونم
به نام پروردگار الغفور الرحیم
نکته برجسته این قسمت برای من باعث شد که قانون تکامل رو بهتر درک کنم و اهرم رنج و لذت رو درست تر بفهمم
در مورد هدایت، استاد گفتن هدایت برای اون فردی که بهش گفته میشه قابل درکه و میفهمدش و مثال برای ابراهیم گوسفند فرستاده شد و زبان نشانه ها براش معنی داشته . من اوایل فکر میکردم هدایت یعنی صحبت کردن خدا با انسان ولی خودم اینطوری هست که هر بار متفاوته و از طریقی که من میفهمم به من فهمونده میشه.
برای من بشخصه هدایت وقتی برام میاد که رها باشم از تجربه های ذهنی ، از ترس ها و … کلا ذهنم خالی باشه و توضیحش سخته چون هر دفعه متفاوته.
تو این قسمت استاد گفتن ، اره عجز زیاد در زندگیش داشته ولی تو این احساس نمونده
و عجز و ناتوانی از تردید و ترس میاد و استاد اینو با مثال منطقی برای ذهنشون رفعش میکنه.
موضوع مهم اینه که داخل این حس نمونیم.
هنر تبدیل اون احساس ناخوشایند به احساس خوبه.
من قبلا خیلی احساس عجز داشتم چون رها نبودم اما الان خیلی بهتر از قبل هستم چون درگیرش نمیشم و سعی میکنم به خدا بسپارم و این برام ارامش داشته.
در مورد احساس سرزنش و پشیمانی استاد میگه سعی میکنم به قضیه طوری نگاه کنم که بهم احساس خوب بده. و به خودشون سخت نمیگیرن و اسون میگیره به خودشون .
مثال اشتباه پدافند رو زدن که هواپیما را زده و میگه اگه جای اون شخص باشم درس میگیرم و خودمو سرزنش نمیکنم
این خیلی مثال سنگینی بود که تا این حد انسان نباید خودشو سرزنش کنه .
و برای استاد این از تصمیمات از پیش تعیین شده ، از تجربه هایی که در زندگی داشته، میاد.
ادم هایی که سخت نمیگیرن و اشتباه نمیکنن چون خیلی نگران اشتباه کردن نیستن.
اگر نگران موضوعی باشی سرت میاد.
سرزنش دیگران مهم نیست اینکه ما چه برخوردی با خودمون داریم مهمه.
و ما باید سرزنش دیگران را نادیده بگیریم
جسارت از اهرم رنج و لذت میاد یعنی انجام ندادنش رنج داره و استاد نمیتونه ترس و باج رو تحمل کنه و از دید بقیه نترس هستن. و برای انجامش انگیزه داره.
برای استاد ترس از مرگ بدتره و جسارت در خدمت کنجکاوی قرار گرفته، برای مثال سفر به اروپا با ماشین اجاره ای که از دید ما جسارته ولی برای خودشون لذت کشف ناشناخته هاست.
بهترین مثال قانون تکامل هست که استاد روند تکاملی رسیدن به این جایگاه رو گفتن و چراغ تو ذهنم روشن کردن.
و استاد به خطرات و مشکلات فکر نمیکنه ، مشکلی پیش بیاد همونجا حلش میکنیم .و هر اتفاقی تولد یک خواسته اس و جزو تکامل هست .
خیلی دید بزرگی داره استاد به زندگی ، واقعا خیلی قانون رو خوب شناختن و هماهنگ کردن خودشون رو با جهان و حرکت کردن و الان شدن عباسمنشی که الگوی خیلی هاست
به نام خدای مهربان خداوندا هر چه دارم از ان توست
سپاسگزارم خیلی درسهای زیادی گرفتم و این که چقد بیشتر خودم رو شناختم چقد شخصیتم شبیه استاد هست خدای من من هم داشتن ترس منو خیلی خیلی اذیتم میکنه حاضر بمیرم اما نترسم و این که به دیگران سخت گیرم اما واسه خودم نه اما اینجا که خانم شایسته گفتن این ترس رو دارم که اشتباه نکنم که از کمالگرایی میاد من هم دقیقا این پاشنه اشیلم هست و این که میخوام بی عیب باشم همیشه و نظر دیگران رو برام مهم میکنه به طور ناخود اگاه خدایاشکرت بابت این درسهای عالی سپاسگزارم از شما عزیزا در پناه خدا شاد ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید دوستون دارم
سلام به همه سلام به استاد توحیدی و مریم عزیزم
خدایا من هرآنچه دارم از توست. من میدونم که تو هستی و من حمایت میکنی همیشه حمایتم کردی..
خدایا یادم روزای سال 91.92 که یک دادگاه ملکی داشتم و طرفم مطمن بود انقد آشنا دارد که براحتی میتوند خانه از من بگیرد و شکستم بدهد. اونموقع استاد نمیشناختم اما همش میگفتم خدایا من که بجز تو کسی ندارم کمکم کن و نمیدونم چرا اما آروم بودم که حق با من هست و خدا هست و همه چیز بنفع من میشود.و البته شد . خدایا اونموقع ها خیلی توحیدی بودم به زبان نمی آوردم که خدا برام درست میکند یعنی میترسیدم مسخره کنند یا بهم بگویند تو هم مثل این مذهبی هستی.الان راحتر از تو حرف میزنم.راحتر میگم من جز خدا کسی ندارم. الان با افتخار میگم من یکی دارم همیشه هوام دارد. شاید باورتون نشود اما در محل کارم رئیس و روسام فکر میکنند من به اون بالاها ارتباط دارم که کارهام حتی با وجود کارشکنی اونها درست میشود. من میدونم تو هم میدونی من تو را دارم و هرکسی تو را دارد کافی هست. آیه معروف قرآن میگه آیا خدا برای بنده کافی نیست؟
کافی هست حتما کافی هست . خدایا من تو را دارم هیچی نمیخام .فقط همیشه بمون. همیشه .
امروز یک مشکلی پیش اومد من رفتم سازمان مرکزی. دم در ورود یهو یک خانم اومد سمت معاون اداری و صداش کرد . من دیدمش و مشکلم گفتم. واسه دیدن این معاون باید وقت بگیری و کلی داستان. اما خدا برام جورش کرد یهو دیدم همان لحظه گفتم خدایا ممنون چطور تونستی من به این لحظه هدایت کنی. انقد حالم خوب شد و از خدا در دلم تشکر کردم که نگو. خدایا من هر لحظه منتظر معجزه هستم .مشکل گقتم و بلافاصله دستور داد. نمیدونم چی میشه اما حتما خیر هست. کاری که خدا درست کند حتما به صلاح من هست. ممنونم خدا
سلام استادان عزیزم.
خداروشکر میکنم با شما عزیزانم تو اینمسیر همسفر هستم.
خداروشکر. خداروشکر. خداروشکر.
چقدر عالیییییی واقعا.
چه نکات خوبی داشت این فایل.
همین تجربه کردن واقعا بینظیره. واقعا بینظیره.
استاد شخصا انسانی بودم که تو حدود سن 25 الی 26 سالگی شروع کردم به تجربه کردن، البته نه به اندازه شما.
ولی به صورت تکاملی خوب پیش رفتم.
نکته مهم برای من تو این فایل این هست که این ایمان و این در صلح بودن با خود و مخصوصا این اهرم رنج و لذت چقدر کاربرد داره. چقدر میتونه کمک کنه به زندگی بهتر، به اینکه تمام اون شرایطی که میخواهی را تجربه کنی. بری بگردی و لذت ببری. بری بگردی و تجربه کنی. بشناسی، ببینی.
تو دل مسیر این نگاه که اگر هم به مسئله ای برخورد کنم باعث رشد من میشود واقعا میتونه کمک کنه انسان رشد بسزایی داشته باشد.
خیلی عالی بود این فایل برام. اگر یادم بمونه و هر چند وقت فقط همین یک فایل را گوش بدهم، باعث میشه حرکت کنم، باعث میشه راحت تر برم تو دل ناشناخته ها، باعث میشه لذت ببرم از مسیر. باعث میشه به اونچه میخواهم برسم.
خیلی عالیه.
و استاد در انتهای این فایل اون احساس عالی، اون احساس زیبا، اون احساس لذت از تجربه هایی که داشتید؛ واقعا بینظیر بود برام.
واقعا عشق کردم، واقعا لذت بردم.
خداروشکر واقعا خداروشکر.
استاد متاسفانه کیفیت تجربه هایی که میتونم بکنم را گره زدم به اون پولی که میتونم هزینه کنم. یعنی میخوام بهترین تجربه ها را داشته باشم، در صورتی که میدونم باید لذت ببرم.
برنامه هامو عوض میکنم و میرم تو دل ناشناخته ها.
هر چند وقت یکبار این حس بهم میگه برو تجربه کن، تا شروع بشه.
راستی استاد، چند روز پیش یه تعهدی دادم و اینبار پای تعهدم موندم.
دیروز یک نشانه بسیار قدرتمند خداوند بهم نشان داد.
ان شاءالله بتونم در اینمسیر همینطور عالی پیش برم و این ایمان، این احساس خوب، این قدرت تجربه کردن را بیشتر و بیشتر و بیشتر در وجودم نهادینه کنم و لذت ببرم.
عاشقتونم استاد عزیزم.
عاشقتونم مریم خانم. اصلا این احساس عشق بین شما دو نفر آدمو عاشق میکنه.
خیلی باحالید. دمتون گرم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام استاد جان.
این فایل نشانه امروز من بود.
دوسه شب پیش یک خوابی دیدم که شما سوار یک شیر بودید .بعد بهتون گفتم چطور شما سوار این شیر هستید شاید ما خیلی راحت توی سریال زندگی در بهشت می بینیم شما رو ولی این کار راحتی نیست.شما به من گفتید هر روز یک قدم برو تو دل ترسهات. فرداش که بیدار شدم ذهنم مشغول بود که حالا باید چی کار کنم تو دل کدوم ترسم باید برم بعد گفتم استاد توی دوازده قدم یک فایلی در این مورد داشت ولی یادم نمیومد ولی خیلی هدایتی زدم روی فایل 4 قدم 4 و اونو گوش کردم دقیقا همین بود و فهمیدم که باید حالا یک برنامه ای رو که برای کارم بهش نیاز داشتم و دنبال کسی می گشتم که برام ردیفش کنه خودم باید برم تو دلش ویدئو آموزشی ببینم در موردش و خودم یادش بگیرم.و شروع کردم و چقدر بهم قدرت و اعتماد به نفس داد.
وامروز هم که این نشانه روزانه ام بود که فهمیدم اگر می خوام مسیر شمارو بیام باید اهرم رنج ولذت رو بنویسم و توی ذهنم جایگاه این اهرم رو درست کنم.
واقعا بهترین و زیباترین ولذت بخش ترین نتیجه ای که از حرکت در این مسیر می گیریم تغییر شخصیتمونه.
خدایا سپاسگزارم به خاطر هدایت های لحظه به لحظه ات.به خاطر حمایت های لحظه به لحظه ات.
استاد عزیز ومریم جان مهربان بینهایت سپاسگزارم ازتون به خاطر این فایل های دانلودی که هر روز برای هر مسئله ای فایلی هست که جوابگوی نیاز اون روزمون باشه.سپاس.
سلامی بهشتی
خیلی خیلی همزمانی باحالی بوجود اومد
دیدگاه اولم برای این فایل دقیقا 4 دی سال 1400 بود
و این دیدگاه و برداشت های جدیدم در 5 دی سال 1403
تازه میشه همون 4 دی چون دیشب گوش دادم اومدم کامنت بزارم که وقت نشد و کامنتمو امروز گذاشتم
خدایا شکرت
اینقدر دارم اروم اروم قدم برمیدارم و عجله رو از زندگیم حذف کردم و تمرکز لیزری گذاشتم که بوضوح تمام تغییرات و نتایج در لحظه به لحظه زندگیم مشاهده میکنم اصلا یوقتا گریم میگیره از درک توحید تو زندگیم
چقدر مریم جان با جان و دل دارن گوش میدن مخصوصا بخش صحبتهای مربوط به هدایت رو
و در ادامه زبان نشانه ها که برای هر فردی مشخص هست
اینروزها خیلی حواسم و بیشتر جمع میکنم که نشانه ها حتی ریزترینش هم تو زندگیم مشاهده کنم و تاییدش کنم
و چقدررر داستان های قرآنی الهام بخش هستن برای ما چقدر تو قرآن داستان های توحیدی هست و ما چسبیده بودیم به روایت های دیگه بحث اصلا سر چیز دیگه بوده و اونو هرسال بلد کردیم
چرا از ابراهیم که اینقدر موحد بوده اینهمه صحبتی فیلمی داستانی سر زبان ها نبوده؟ چون اصل و فرع برای ما جابجا شده
اینکه شما جواب ها رو کلی نمیگید و همرو خیلی بیشتر باز میکنید این هم نشان از پرفکت بودن شما داره
مثلا مریم جان میپرسن احساس عجز کردین و شما توضیح میدین آره ولی نموندم تو اون احساس مریم جان : چرا؟؟
نگفتین بخاطر نگاه توحیدی
اصلش همین بود ولی شما برامون از جنبه دیگه ای بازش کردین
چقدر انسان جسور و نترس جذاب هست چقدر شجاعت جنسش، رنگش قشنگ و توحیدی هست ……
یه تغییر بزرگ در خودم که معجزه کامنت گذاشتن اینو بهم فهموند
تو کامنت قبلی نوشته بودم منم همیشه سعی میکنم جوری رفتار کنم که اشتباه نشه که دیگران سرزنشم نکنن و یه بخش کمالگرایی بود
ولی الان خیلی وقته این ویژگی در من نیست چون نه نگرانم دیگران سرزنشم کنن و نه اونقدری دیگه اشتباهات منو اذیت میکنن حتی یادمه قدم هایی که برش برداشتم از قصد میپذیرفتم سرزنش دیگران و یعنی خیلی خونسرد اگه اشتباهی پیش میومد میگفتم اره قبول دارم اشتباه کردم و حالا اگه در برخورد با دیگران بود کاملا آگاهانه عذرخواهی میکردم تا غرور بیجا از این مورد و در خودم حذف کنم و اگه اشتباه از سمت خودم بود میگفتم اره میدونم اشتباه بود ولی ناراحتش نیستم و باعث شد تجربه کسب کنم اینا بمرور باعث شد نه از اشتباه خودم نگران باشم و نه در مورد دیگران اشتباهی خیلی زیاد تکرار میشد که انجام بدم خیلی بندرت پیش میومد یا میاد قبول دارم اصلا آسون نبوده ولی چون پاشنه آشیلم نبوده اونقدر برام زجرآور و تکرار پذیر نبوده خدایا شکرت که این تغییر بزرگ و یادم اومد مرسی از سوال مریم جانم جواب هوشمندانه استاد عزیزم
ادامه فایل
اون قسمتی که از تک نفره همه رو زدین فهمیدم فیلم هندی ها بقول خودمون خالی بندی نیست و همچین چیزی واقعیت داره :))) شوخی میکنم اما اون کامنتی که دوستمون گذاشته میگفت یه فیلم هندی بود بازیگره گفت اگه اولین نفرتون دستش بمن بخوره اونو میکشم منم اون فیلم و دیدم حتی بازیگرشم میشناسم :))) ولی اون فیلم بود و برای فروش و صحنه های اکشن اینجوری بود و دیالوگ های از پیش تعیین شده ولی میخواد پیامی رو بهمون بگه که جسارت و شجاعت همیشه از هوش سرشار میاد و آدم و قوی تر حتی در فرکانس و زور بازو نشون میده برای همین وقتی که فرکانس نترسیدن میفرستی در مقابل مثلا یه سگ و مثال میزنیم که ترس و زود متوجه میشن
سگ وقتی فرکانس شجاعت و جسارت و در درون ما حس میکنه خودش میخواد سر تعظیم فرود بیاره برای همین صدا و حرکاتش تغییر میکنه و حتی ممکنه همونجا جلوی پاهاات بشینه چون اون قدرت اصلی که خداوند از روح خودش دمیده رو در ما حس میکنه انگاری
در مورد موضوع بعدی که راجع به سفر گفتین
واقعا خیلی درسته اینکه تو تمدن و فرهنگ یه کشور و نمیتونی از شهرهای توریستی ش بفهمی مثلا بقول شما فرق توریست که سفرش به اصفهان و شیراز و حتی جاهای دیدنی تهران باشه تا اینکه همون توریست بره سمت شمال و گیلان و گلستان و روستاهای اون اطراف که یه عالمه مردمان خونگرم و با عشق داره حتی خود شیراز با وجود اینکه شهر توریستی هست ولی کافیه تو شهرش بچرخی بسیار مردم مهمان نوازی داره خود همون اصفهان شهرهای کوچیکترش و حتی تهران دیگه جنوب که اصلا نگم براشون :)))
مثلا من ترکیه رفتم ولی تابحال پامو بخش اروپایی و خیابان استقلال و تکسیم و اینا نزاشتم چون یکی از دوستان نزدیکم که فامیل دورمون هم محسوب میشه خونشون تو قسمت آسیایی و یه محله خیلی خوب استانبول هست برای همین همیشه تو ذهنم کشور ترکیه خصوصا استانبول و اون محل یکی از بهتریناست چون انگار حال و هواش فرق داره اینو از زبون کسایی که برای سفر به بخش اروپایی میرن میشه فهمید البته که بازم فرق هست بین دیدگاه آدمها و برخورد اشخاص باهاشون
چقدر حرف میزنم جدیدا :)))
یه فایل عالی و بینظیر سوال جواب های اللهی
ممنونم از مریم جان عزیزم
و ممنونم از استاد فوق العادم
خدایا شکرت دوسستتون دارم کلی
اینکه هدایت را مجبور نمیکنیم
مثلا می شه گفت این که: اگر مثلا من فلان نشونه را ببینم فلان کار را میکنم و اگر نبینم نمیکنم؟
این درسته؟
یعنی من نیاید شکل هدایت را مشخص کنم؟
باید بزارم هدایت به دلم الهام بشه و با توجه به احساسم این هدایت را در نظر بگیرم ؟
آیا اینکه خودم چهارچوب بزارم و بگم که نشانه فلان کار اینه که فلان شخص به من زنگ بزنه؟ آیا این اشتباه؟ استاد لطفا جواب این سوال من را بدین
من منظورم اینه که من مدل هدایت را اگر تعیین کنم این اشتباه؟
خوب من میتونم یه جوری تعیین کنم که برای شرایط و فکر خودم قابل درک باشه