این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
عصر امروز یه حس ناب بهم دست داد، انگار دنیا یه جور دیگه برام خندید.
وقتی ساعت شش قرار بود برق بره منم داشتم آماده میشدم یه چای تازه دم کردم و با نون و پنیر و گوجه و خیار و یه زیر انداز و دفتر شکرگزاریم راهی دریاچه شدم.
همون غروب طلایی و نرمی که خورشید بهم هدیه داد کلی کیف کردم از سکوت و هوای خوب پارک و آب آرام دریاچه.
بعدش که ماه خونین و قشنگ خودش رو نشون داد، من از بزرگی خالقش انگار غرق شدم، اون لحظه فهمیدم چقدر دنیا و خدااا بزرگتر و زیباتره از اون چیزی که ما فکر میکنیم.
دفترم رو باز کردم و خواستهها و آرزوهام رو زیر اون آسمون پرستاره نوشتم
امیدوارم تا سال 1407 که دوباره این پدیده تکرار میشه، همهشون یکی یکی برام رخ بدن.
این حس شکرگزاری، این احساس آرامش و قدرت کلمات، یه گنجینهی بزرگه که همیشه تو قلبم میمونه.
خدایا شکررررت برای این همه زیبایی، برای نفسهایی که کشیدم برای امیدهایی که دارم.
به استاد عزیزم به بجه های عزیز و دوست داشتنی این سایت الهی
واقعا الهی است این سایت خصوصا کلید نشانه روز
تو چالشی که مدتی است درگیرشم و به لطف الهی و آموزشهای استاد عزیزم بخش عمده ای از اون رو دارم پشت سر میزارم دیشب با اینکه تو مهمونی بودم و دیدم فضا مناسب نیست برای چند لحظه چشمام رو بستم و همونجا وارد یه خلوت چند ثانیه ای با خدا شدم و ازش هدایت خواستم واسه مراحل قانونی که پیش رو دارم .
وقتی این نشونه اومد و توضیحات آناهید عزیزم رو خوندم برای چند لحظه اشک تو چشمام جاری شد خوندنم رو متوقف کردم تا بیام و تو خلوتم بشینم دوباره بخونم چقدر سریع و خوب جواب میده خداوند چقدر دقیق و درست جواب میده چقدر اگر بهش اجازه بدیم آسون میکنه راه رسید به خواسته هام رو نمیدونم و نمیتونم خیلی راحت بهش توضیح بدم اما همین دیشب که داشتم با همسرم راجع به قوانین با هم صحبت می کردیم هم گفتم من نمیتونم این رو توضیح بدم و یه چیزی قوی و قدرتمند هست که وقتی من بهش اجازه میدم وقتی درصد ایمانم رو بهش تو اون نقطه می برم بالا نمیدونید چه معجزه هایی برایم رقم میزنی .
واقعا وقتی به خدا اجازه میدی برات کارات رو انجام و به قول آناهید عزیز سکوت میکنم و فقط به حرف اون گوش میکنم اونوقت که درها به روت باز میشه تو این چند وقت اخیر اونقدر درهای ریز و درست بروم باز شده که قبلاً اصلا نسبت بهش آگاهی نداشتم و حتی نمیتونستم بهشون توجه کنم از سبز شدن یه چراغ قرمز دقیقا وقتی که من میرسم پشت اون چراغ تا رسیدن به پمپ بزنیم خلوت دقیقا زمانی که بهش نیاز داری تا شنیدن هدایت خداوند از گلو و زبان یکی از بندگانش که داشته با بنده دیگرش حرف میزنم مثل اتفاقی که برای آناهید عزیز افتاده و نوشته خودش شد برای من یه مسیر که در جریان قانونی به جای اینکه با غوغای درونی و ذهنی ام همراه بشم و بخوام با حساب و کتاب کردن و بررسی که اینکه چی بگم و چی نگم رها کنم و از لحظه ای که الان درش هستم و داشته های که خداوند بهم داده لذت ببرم و اون رو بسپارم به خداوند و قبل از اینکه به سکوت بیرونی برسم از درون سکوت رو برای خودم ایجاد کنم تا راحت تر بتونم در لحظه ای که مثل آناهید عزیز در تنگنا هستم و فکر میکنم باید از خودم دفاع کنم با سکوت خودم البته سکوتی که در اعماقش ایمان به خدا باشه و سپردن کارها به اون رو در خودش و همراه خودش داشته باشه منتظر انجام دادن اون کار توسط دستان خداوند بنشینم و آرامش را با ایمان به اون در خودم ایجاد کنم
استاد عزیز روزهای اول که میشنیدم شما میگین اینان بدون عمل حرف مفت است یه جور مقاومت چند گانه در درون من موج میزد که درست نمیتونم توضیحش بدم اما این رو میدونم که مقاومتی بود برای درک این موضوع ولی امروز دارم یا یه درک بهتر و خصوصا در مواقعی که به چالش خودساخته برخورد میکنم برای خودم تکرارش میکنم و میگم ببین ایمان باید اینجا خودش رو نشون بده اگر میگی ایمان داری و الان میترسی اگر میگی ایمان داری الان بهم میریزی و عصبی میشی اگر میگی ایمان داری و نمیتونی از اتفاق به ظاهر ناخواسته ای که باز همون رو هم خودم برای خودم ایجاد کردم درک مطلوب ایجاد کنم پس ایمان ندارم .
و وقتی این رو میگم قشنگ صدای ذهنم و درونم رو میشنوم که میگه خود بابا چکار کنم مگه اوضاع رو نمی بینی اونوقت میگم بهش من نمیدونم تو فقط باید آروم بگیری البته بعضی وقتا هم باهاش دعوام میشه قبلاً ها خیلی زودتر اون پیروز میشد اما به لطف الله و آموزشهای استاد عزیزم الان هم مقاومت من بیشتر و اون کمتر شده میدونم که هنوز راه دارم هنوز باید خیلی رو خودم کار کنم ولی همین که وقتی گفتگوهای ذهنیم شروع میشه تا به خودم میام میتونم فوکوس کنم روی چیزهایی که میخوام و ذهنم رو از هر چیزی که داره باهاش جنجال درست میکنه آزاد کنم
خدایا شکرت به خاطر تمام آنچه که از تو به هدیه دارم خدایا شکرت به خاطر اینکه به من راه اومدن تو سایت رو نشون دادی به من استاد عزیزم رو نشون دادی
خدایا شکرت به خاطر آناهید عزیز و به اشتراک گذاشتن این تجربه عالیش خدایا شکرت به خاطر این همه لطف و مهربانی خدایا شکرت
استاد عزیزم خانم شایسته عزیز از شما سپاسگزارم
از آناهید عزیزم سپاسگزارم به خاطر این کامنت زیبات و اینکه با ما اون رو به اشتراک گذاشتی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان عزیز
هدایت :
هدایت یه چیزی خیلی شخصی یعنی ممکنه که یه چیزی رو من ببینم و یک برداشت هدایت گونه ای از آن داشته باشم و شما همون رو ببینی و یک برداشت برعکسی از آن داشته باشید ولی قلب من گواهی میده که منظورش این بود، برای همین نمیشه در آموزش هام استاندارد سازی هدایت کنم.
در قرآن هم یک استاندارد خاص و مشخصی برای هدایت نیست. یعنی می خوام بگم یه چیزیه که قلب آدم گواهی میده.
زبان نشانه ها برای فردی که بهش گفته میشه ملموس ، قابل درک و آن می فهمدش. یه چیزیه که آن می فهمه ، آن لحظه ، آن آدم با آن ویژگی ها و با آن شرایط .
*مهمترین چیز اینکه ما باور داشته باشیم که هدایت میشیم.
احساس عجز:
اینکه احساس عجز کردم زیاد ولی اینکه تو احساس عجز بمونم نه.
یکی از زمانهایی که آدم احساس عجز میکنه ، احساس تردید، نمی دونه باید چکار کنه. یه موقع هست احساس ترس از یک آینده نامعلومی که باز هم سعی میکنم با امید دادن ، با مثال منطقی برای ذهنم آوردن که فلان مسئله هم در گذشته بوده و احساس عجز کردم و نگران شدم ولی حل شده، خیلی هم خوب حل شده. برای همین در احساس عجز نموندم.
احساس عجز به معنای مستعصل شدن ، احساس که شاک بشی و نتونی هیچ کاری کنی.
شده من احساس عجز کردم ولی تو آن احساس نموندم ، راهش رو پیدا کردم ، از خدا هدایت خواستم ، پرونده های موفقیت آمیز قدیمی رو در ذهنم مرور کردم.
هیچ کس نیست که بگه تو زندگی هیچ مسئله ای نداشتم ، هیچ ترس و غم و نگرانی و غصه و ناراحتی رو نداشتم ، هیچ کس نیست ، هیچ پیامبری هم نیست که بتونه این ادعا رو کنه. بنابراین آن اتفاق و آن احساس میاد اینکه آن احساس رو تبدیل کنیم به یک احساس بهتر این آن هنری که باید بتونیم انجامش بدیم .
سرزنش :
سرزنش هم بوده ولی به نسبت کم بوده ، من هم یک آدمی ام که یکسری اشتباه میکنم و بعد میگم ای کاش که نمیکردم ولی مقدارش کم بوده. زمان تو سرزنش موندن بسیار کم بوده. سعی کردم ذهنم رو آروم کنم . سعی کردم از زاویه ی دیگه ای به قضیه نگاه کنم که بمن احساس بهتری میده.
به خودم آسون میگیرم . به خودم سخت نمی گیرم.
شاید به این دلیل آن آدم هایی که به خودشون سخت نمی گیرند ، اشتباه نمی کنند چون خیلی نگران اشتباه کردن نیستند.
من نگران اشتباه کردن نیستم چون وقتی شما نگران یک موضوعی باشی سرت میاد ولی وقتی نگران نباشی سرت نمیاد.
*اینکه دیگران چه کار می کنند در توان ما نیست ، از کنترل ما خارج ، دیگران چه برخوردی با ما می کنند. اینکه ما چه واکنشی به آن برخورد نشون میدیم در کنترل ماست. ما باید بتونیم .
اینکه دیگران هم خیلی واکنش بدی داشتند یا ما رو سرزنش کردند یا هر چی ما باید بتونیم خودمون خودمون رو سرزنش نکنیم و کاری نداشته باشیم یعنی سعی کنیم یک جایی دیگران رو ایگنور کنیم.
جسارت:
این باز هم برمیگرده به اهرم رنج و لذت یعنی ممکنه آن چیزی که از نظر شما جسارت خیلی بالایی می خواد ، از نظر من انجام ندادن آن جسارت ، درد زیادی رو داشته باشه.
من حاضرم بمیرم برای اینکه نترسم . ترس از مرگ برای من بدتر ، در تعریف ذهنی من اگر کسی بخواد از من باج بگیره ، ترس هست .
بازهم سپاسگزار خداوند عزیزم هستم ک امشب هم توانستم ی،فایل جدید دیگ را نگاه کنم
چقدر ب این نتیجه رسیدم ک منم مثل مریم جان سرزنش دیگران و تایید دیگران هردوشون برام مهمه چقدر همیشه خصوصا وقتی دعوا میکنم ک خب زیاد دعوا میکنم و از کوره در میرم بعدش احساس گناه و ی جورای خودم سرزنش میکنم مثل امروز ک بادختر همسایه بحثم شد میتونستم منم سکوت کنم و چیزی نگم و دیگ ب توهین های ک کرد هم فکر نکنم ولی خب ی جورای دوس دارم همیشه از،خودم دفاع کنم دوس دارم همیشه جواب بدم بعد سرزنس،میکنم ک چرا جواب ندادم چرا این حرف نزدم میخام تایید کنم خودم ولی بنظرم اگ چیزی نمیگفتم بهتر بود چون ذهنم اروم تر بود چون باخودم درصلح بودم و خودم دوس داشتم و روزم خراب نمیکردم ک همیش،تو حالت عصبانیت باشم چند روز ک دارم سعی،میکنم وقتی ب تضاد برخورد کردم زیاد خودم اذیت نکنم و سریع افکارم تغییر بدم اما دوس دارم نترس بودن دوس دارم غلبه کردن بر تمام درس هام
خداجونم عاشقتم میخام بنویسم ک فردا روز جدید خداوند فردا هدیه اتفاق جدید حرف جدید ب گوشم میرسه و خیلی،شاد هستم دوستتون دارم
به نام خدای بخشنده مهربان.سلام براستادعزبزموخانم شایسته عزیز.وهمچنین به دوستان خوب سریال زندگی دربهشت خداوندراشاکرم که منوبه این سایت خوب هدایت کردازخانم شایسته عزیزومهربان ممنونم که بااون سوال های خوبی که ازاستادمهربان داشتن وماهم لذت بردیم ممنونم میشم که ازاین سوال هابیشتربشه تشکرمیکنم
سلام خدااا جونم شبت بخیر در چ حالی ؟؟؟
با نمایش ماه گرفتگی، قدرتت رو بما نشون دادیاااا
عصر امروز یه حس ناب بهم دست داد، انگار دنیا یه جور دیگه برام خندید.
وقتی ساعت شش قرار بود برق بره منم داشتم آماده میشدم یه چای تازه دم کردم و با نون و پنیر و گوجه و خیار و یه زیر انداز و دفتر شکرگزاریم راهی دریاچه شدم.
همون غروب طلایی و نرمی که خورشید بهم هدیه داد کلی کیف کردم از سکوت و هوای خوب پارک و آب آرام دریاچه.
بعدش که ماه خونین و قشنگ خودش رو نشون داد، من از بزرگی خالقش انگار غرق شدم، اون لحظه فهمیدم چقدر دنیا و خدااا بزرگتر و زیباتره از اون چیزی که ما فکر میکنیم.
دفترم رو باز کردم و خواستهها و آرزوهام رو زیر اون آسمون پرستاره نوشتم
امیدوارم تا سال 1407 که دوباره این پدیده تکرار میشه، همهشون یکی یکی برام رخ بدن.
این حس شکرگزاری، این احساس آرامش و قدرت کلمات، یه گنجینهی بزرگه که همیشه تو قلبم میمونه.
خدایا شکررررت برای این همه زیبایی، برای نفسهایی که کشیدم برای امیدهایی که دارم.
و حالا یه آیه زیبا از قرآن که با این حس هماهنگه:
للَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْقَمَرَ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا
(سوره نحل آیه 10)
خدااا تو این آیه بهم یادآوری میکنه که
ماه رو برای ما چراغ روشنایی قرار داده
یه نور لطیف و ملایم که تو شبهای تاریک دلامون میتابه
و خورشید رو چراغی پرقدرت که روزهامونو روشن میکنه.
اما اون ماه خونینی که دیدم یه چیز دیگه بود، نه فقط یه نور ساده،
یه ماه سرخ پر از راز و عظمت،
مثل یه جواهر کبود و آتشین که انگار داره قصههای کهن دنیا رو برای من نجوا میکنه.
اون سرخی ماه مثل قلبی بود که به تپش افتاده بود
یه لحظه که احساس میکنی داری به بزرگی خدا و خلقتش خیره میشی،
به این همه عظمت که هیچ وقت نمیتونیم اندازهشو بفهمیم
یه حس شکوه و احترام که اشک رو از چشمهات جاری میکنه و سرت ناخواسته به تعظیم و به سجده می افتی ..
چون میفهمی که ما چقدر کوچیکیم و خدا چقددددر بزرگ.
خدایاااا بابت همه جهان هستی ک برای من آفریدی و منو واسه خودت آفریدی هزاااران مرتبه فریاااد میزنم با تک تک سلولهای بدنم شکررررررررررت شکررررت شکررررت
شبت بخیر ای فرمانروای 200 تریلیون کهکشان شناخته شده تا به امروز ️
.
سلام .
به استاد عزیزم به بجه های عزیز و دوست داشتنی این سایت الهی
واقعا الهی است این سایت خصوصا کلید نشانه روز
تو چالشی که مدتی است درگیرشم و به لطف الهی و آموزشهای استاد عزیزم بخش عمده ای از اون رو دارم پشت سر میزارم دیشب با اینکه تو مهمونی بودم و دیدم فضا مناسب نیست برای چند لحظه چشمام رو بستم و همونجا وارد یه خلوت چند ثانیه ای با خدا شدم و ازش هدایت خواستم واسه مراحل قانونی که پیش رو دارم .
وقتی این نشونه اومد و توضیحات آناهید عزیزم رو خوندم برای چند لحظه اشک تو چشمام جاری شد خوندنم رو متوقف کردم تا بیام و تو خلوتم بشینم دوباره بخونم چقدر سریع و خوب جواب میده خداوند چقدر دقیق و درست جواب میده چقدر اگر بهش اجازه بدیم آسون میکنه راه رسید به خواسته هام رو نمیدونم و نمیتونم خیلی راحت بهش توضیح بدم اما همین دیشب که داشتم با همسرم راجع به قوانین با هم صحبت می کردیم هم گفتم من نمیتونم این رو توضیح بدم و یه چیزی قوی و قدرتمند هست که وقتی من بهش اجازه میدم وقتی درصد ایمانم رو بهش تو اون نقطه می برم بالا نمیدونید چه معجزه هایی برایم رقم میزنی .
واقعا وقتی به خدا اجازه میدی برات کارات رو انجام و به قول آناهید عزیز سکوت میکنم و فقط به حرف اون گوش میکنم اونوقت که درها به روت باز میشه تو این چند وقت اخیر اونقدر درهای ریز و درست بروم باز شده که قبلاً اصلا نسبت بهش آگاهی نداشتم و حتی نمیتونستم بهشون توجه کنم از سبز شدن یه چراغ قرمز دقیقا وقتی که من میرسم پشت اون چراغ تا رسیدن به پمپ بزنیم خلوت دقیقا زمانی که بهش نیاز داری تا شنیدن هدایت خداوند از گلو و زبان یکی از بندگانش که داشته با بنده دیگرش حرف میزنم مثل اتفاقی که برای آناهید عزیز افتاده و نوشته خودش شد برای من یه مسیر که در جریان قانونی به جای اینکه با غوغای درونی و ذهنی ام همراه بشم و بخوام با حساب و کتاب کردن و بررسی که اینکه چی بگم و چی نگم رها کنم و از لحظه ای که الان درش هستم و داشته های که خداوند بهم داده لذت ببرم و اون رو بسپارم به خداوند و قبل از اینکه به سکوت بیرونی برسم از درون سکوت رو برای خودم ایجاد کنم تا راحت تر بتونم در لحظه ای که مثل آناهید عزیز در تنگنا هستم و فکر میکنم باید از خودم دفاع کنم با سکوت خودم البته سکوتی که در اعماقش ایمان به خدا باشه و سپردن کارها به اون رو در خودش و همراه خودش داشته باشه منتظر انجام دادن اون کار توسط دستان خداوند بنشینم و آرامش را با ایمان به اون در خودم ایجاد کنم
استاد عزیز روزهای اول که میشنیدم شما میگین اینان بدون عمل حرف مفت است یه جور مقاومت چند گانه در درون من موج میزد که درست نمیتونم توضیحش بدم اما این رو میدونم که مقاومتی بود برای درک این موضوع ولی امروز دارم یا یه درک بهتر و خصوصا در مواقعی که به چالش خودساخته برخورد میکنم برای خودم تکرارش میکنم و میگم ببین ایمان باید اینجا خودش رو نشون بده اگر میگی ایمان داری و الان میترسی اگر میگی ایمان داری الان بهم میریزی و عصبی میشی اگر میگی ایمان داری و نمیتونی از اتفاق به ظاهر ناخواسته ای که باز همون رو هم خودم برای خودم ایجاد کردم درک مطلوب ایجاد کنم پس ایمان ندارم .
و وقتی این رو میگم قشنگ صدای ذهنم و درونم رو میشنوم که میگه خود بابا چکار کنم مگه اوضاع رو نمی بینی اونوقت میگم بهش من نمیدونم تو فقط باید آروم بگیری البته بعضی وقتا هم باهاش دعوام میشه قبلاً ها خیلی زودتر اون پیروز میشد اما به لطف الله و آموزشهای استاد عزیزم الان هم مقاومت من بیشتر و اون کمتر شده میدونم که هنوز راه دارم هنوز باید خیلی رو خودم کار کنم ولی همین که وقتی گفتگوهای ذهنیم شروع میشه تا به خودم میام میتونم فوکوس کنم روی چیزهایی که میخوام و ذهنم رو از هر چیزی که داره باهاش جنجال درست میکنه آزاد کنم
خدایا شکرت به خاطر تمام آنچه که از تو به هدیه دارم خدایا شکرت به خاطر اینکه به من راه اومدن تو سایت رو نشون دادی به من استاد عزیزم رو نشون دادی
خدایا شکرت به خاطر آناهید عزیز و به اشتراک گذاشتن این تجربه عالیش خدایا شکرت به خاطر این همه لطف و مهربانی خدایا شکرت
استاد عزیزم خانم شایسته عزیز از شما سپاسگزارم
از آناهید عزیزم سپاسگزارم به خاطر این کامنت زیبات و اینکه با ما اون رو به اشتراک گذاشتی
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان عزیز
هدایت :
هدایت یه چیزی خیلی شخصی یعنی ممکنه که یه چیزی رو من ببینم و یک برداشت هدایت گونه ای از آن داشته باشم و شما همون رو ببینی و یک برداشت برعکسی از آن داشته باشید ولی قلب من گواهی میده که منظورش این بود، برای همین نمیشه در آموزش هام استاندارد سازی هدایت کنم.
در قرآن هم یک استاندارد خاص و مشخصی برای هدایت نیست. یعنی می خوام بگم یه چیزیه که قلب آدم گواهی میده.
زبان نشانه ها برای فردی که بهش گفته میشه ملموس ، قابل درک و آن می فهمدش. یه چیزیه که آن می فهمه ، آن لحظه ، آن آدم با آن ویژگی ها و با آن شرایط .
*مهمترین چیز اینکه ما باور داشته باشیم که هدایت میشیم.
احساس عجز:
اینکه احساس عجز کردم زیاد ولی اینکه تو احساس عجز بمونم نه.
یکی از زمانهایی که آدم احساس عجز میکنه ، احساس تردید، نمی دونه باید چکار کنه. یه موقع هست احساس ترس از یک آینده نامعلومی که باز هم سعی میکنم با امید دادن ، با مثال منطقی برای ذهنم آوردن که فلان مسئله هم در گذشته بوده و احساس عجز کردم و نگران شدم ولی حل شده، خیلی هم خوب حل شده. برای همین در احساس عجز نموندم.
احساس عجز به معنای مستعصل شدن ، احساس که شاک بشی و نتونی هیچ کاری کنی.
شده من احساس عجز کردم ولی تو آن احساس نموندم ، راهش رو پیدا کردم ، از خدا هدایت خواستم ، پرونده های موفقیت آمیز قدیمی رو در ذهنم مرور کردم.
هیچ کس نیست که بگه تو زندگی هیچ مسئله ای نداشتم ، هیچ ترس و غم و نگرانی و غصه و ناراحتی رو نداشتم ، هیچ کس نیست ، هیچ پیامبری هم نیست که بتونه این ادعا رو کنه. بنابراین آن اتفاق و آن احساس میاد اینکه آن احساس رو تبدیل کنیم به یک احساس بهتر این آن هنری که باید بتونیم انجامش بدیم .
سرزنش :
سرزنش هم بوده ولی به نسبت کم بوده ، من هم یک آدمی ام که یکسری اشتباه میکنم و بعد میگم ای کاش که نمیکردم ولی مقدارش کم بوده. زمان تو سرزنش موندن بسیار کم بوده. سعی کردم ذهنم رو آروم کنم . سعی کردم از زاویه ی دیگه ای به قضیه نگاه کنم که بمن احساس بهتری میده.
به خودم آسون میگیرم . به خودم سخت نمی گیرم.
شاید به این دلیل آن آدم هایی که به خودشون سخت نمی گیرند ، اشتباه نمی کنند چون خیلی نگران اشتباه کردن نیستند.
من نگران اشتباه کردن نیستم چون وقتی شما نگران یک موضوعی باشی سرت میاد ولی وقتی نگران نباشی سرت نمیاد.
*اینکه دیگران چه کار می کنند در توان ما نیست ، از کنترل ما خارج ، دیگران چه برخوردی با ما می کنند. اینکه ما چه واکنشی به آن برخورد نشون میدیم در کنترل ماست. ما باید بتونیم .
اینکه دیگران هم خیلی واکنش بدی داشتند یا ما رو سرزنش کردند یا هر چی ما باید بتونیم خودمون خودمون رو سرزنش نکنیم و کاری نداشته باشیم یعنی سعی کنیم یک جایی دیگران رو ایگنور کنیم.
جسارت:
این باز هم برمیگرده به اهرم رنج و لذت یعنی ممکنه آن چیزی که از نظر شما جسارت خیلی بالایی می خواد ، از نظر من انجام ندادن آن جسارت ، درد زیادی رو داشته باشه.
من حاضرم بمیرم برای اینکه نترسم . ترس از مرگ برای من بدتر ، در تعریف ذهنی من اگر کسی بخواد از من باج بگیره ، ترس هست .
من نمی تونم ترس رو بپذیرم .
سپاس از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
در پناه حق
به نام او ک همه چیزاست
سلام ب خدای خوبم استادم خانوم شایسته عزیز
بازهم سپاسگزار خداوند عزیزم هستم ک امشب هم توانستم ی،فایل جدید دیگ را نگاه کنم
چقدر ب این نتیجه رسیدم ک منم مثل مریم جان سرزنش دیگران و تایید دیگران هردوشون برام مهمه چقدر همیشه خصوصا وقتی دعوا میکنم ک خب زیاد دعوا میکنم و از کوره در میرم بعدش احساس گناه و ی جورای خودم سرزنش میکنم مثل امروز ک بادختر همسایه بحثم شد میتونستم منم سکوت کنم و چیزی نگم و دیگ ب توهین های ک کرد هم فکر نکنم ولی خب ی جورای دوس دارم همیشه از،خودم دفاع کنم دوس دارم همیشه جواب بدم بعد سرزنس،میکنم ک چرا جواب ندادم چرا این حرف نزدم میخام تایید کنم خودم ولی بنظرم اگ چیزی نمیگفتم بهتر بود چون ذهنم اروم تر بود چون باخودم درصلح بودم و خودم دوس داشتم و روزم خراب نمیکردم ک همیش،تو حالت عصبانیت باشم چند روز ک دارم سعی،میکنم وقتی ب تضاد برخورد کردم زیاد خودم اذیت نکنم و سریع افکارم تغییر بدم اما دوس دارم نترس بودن دوس دارم غلبه کردن بر تمام درس هام
خداجونم عاشقتم میخام بنویسم ک فردا روز جدید خداوند فردا هدیه اتفاق جدید حرف جدید ب گوشم میرسه و خیلی،شاد هستم دوستتون دارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
من هدایت را مجبور نمی کنم به چه معناست؟
-به این معناست که اگر نشانه ای از هدایت خداوند دریافت کردیم ان را تفسیر و تعبیر نکنیم
-منطق خود را با هدایت های الهی ترکیب نکنیم
-هدایت های الهی منحصر به فردند و هر فرد متناسب با باورها و افکارش برداشت متفاوتی از آنها دارد
-هدایت استاندارد خاص ندارد
-هر یک از پیامبران هدایت های خداوند را به شیوه های متفاوت دریافت کرده اند
-قلب ما هدایت های خداوند را درک و دریافت می کند
-نشانه های الهی برای هر فرد قابل درک و فهم است
-تنها کافی است باور داشته باشیم از هزاران طریق توسط خداوند هدایت می شویم
تاکنون احساس عجز کرده اید؟
-احساس عجز بسیار زیاد اما ماندن در احساس عجز خیر
-ترس و تردید عامل اصلی احساس عجز است
-باور به هدایت شدن توسط خداوند مرور دستاوردها و موفقیت های گذشته باعث می شود در احساس عجز باقی نمانیم
-همه ی افراد احساس عجز را در زندگی خود تجربه کرده اما تنها افرادی که کنترل ذهن دارند می توانند در ان باقی نمانده و آن را به احساس بهتر تبدیل کنند
تاکنون خود را سرزنش کرده و از انتخابات خود احساس پشیمانی داشته اید؟
-بسیار کم خود را سرزنش می کنم
-به خود اسان می گیرم
-اغلب افراد به خود سخت گرفته و خود را به خاطر اشتباهاتشان بسیار سرزنش و تحقیر کرده یا به جسم خود آسیب وارد می کنند
-اینکه بتوانیم اشتباهات خود را ببخشیم و به خود اسان بگیریم باعث می شود اشتباهات دیگران را پذیرفته و به آنها آسان بگیریم
-به جای تحقیر و سرزنش خود هنگام اشتباهات از انها درس و تجربه بیاموزیم
-اگر نگران اشتباه کردن نباشیم اشتباهات کمتری را مرتکب می شویم
-ترس از اشتباه کردن ریشه در کمال گرایی و مهم بودن حرف مردم دارد
جسارت شما ریشه در چه باوری دارد؟
-ایجاد اهرم رنج و لذت مناسب باعث می شود جسارت زیادی برای انجام کارها داشته باشیم
-جسارت داشتن از دید ناظر بیرونی است
-با لذت بردن از انجام کارهایی که اغلب افراد از انجام آنها می ترسند یا احساس نگرانی دارند انجام آنها به هیچ وجه سخت و دشوار نیست
-ترس از مرگ بدتر است
-به هیچ وجه اجازه ندهیم افراد یا عوامل بیرونی ما را بترسانند
-به ترس های خود باج ندهیم
-اتفاقات نامناسب با داشتن باورهای مناسب به نفع ما تمام خواهد شد
خدایا شکرت
به نام خدای بخشنده مهربان.سلام براستادعزبزموخانم شایسته عزیز.وهمچنین به دوستان خوب سریال زندگی دربهشت خداوندراشاکرم که منوبه این سایت خوب هدایت کردازخانم شایسته عزیزومهربان ممنونم که بااون سوال های خوبی که ازاستادمهربان داشتن وماهم لذت بردیم ممنونم میشم که ازاین سوال هابیشتربشه تشکرمیکنم
مثل همیشه عالی.. خیلی ممنون
هنوز آنطور که باید و شاید نتونستم قوانین رو اون جوری که دوست دارم درک کنم ،به زودی با راه آشنا میشم
احتمالا هدایت رو مجبور نکردن یعنی وسواس نگیری ک تا شهودو تشخیص ندم حرکتی نمیکنم.همینکه ی حسی توی قلبم باشه من شهود میگیرمش.وسواس نمیگیرم ک اخه مطمین نیستم این شهود باشه یا حتما باید نشونه خاصی بم بده…..خیلیا بخاطر این وسواس گیر میکنن اخه
سلام استاد
سلام مریم جان
چه مصاحبه قشنگ و پرباری بین شما بود
من دوست داشتم خیلی زیاد
همیشه دلم میخواد کسانی اطرافم باشند که از قانون و استفاده اون حرف بزنن برام
اما کم هستند
این سریال و این مصاحبه این گفتگوها عالی هستند
خدایا چه زیبا شنیدم موضوع هدایت را
چقدر گم کرده راه هستم
چه خوب گفتید و از این توضیح عالی بینهایت سپاسگزارم
خدایا برای هر کسی فرق میکنه برای من زیبا با فرزندم فرق میکنه
خدایا شکرت
این یعنی دنیای همه آدمها فرق میکنه
حتی الان دارن میگن مردمک چشم هر انسانی منحصر به فرد هست
و هر انسانی دنیایی متفاوت از دیگری داره
خدایا بابت این آگاهی این نعمت و این همه نظم و قانون سپاسگزارم
استاد جرات و جسارتتون رو دوست دارم
ایول من همیشه از این مدل پسرها و این کارها خوشم میومد
و جسارت شما رو بهتون تبریک میگم
بی نهایت خاطراتتان عالی بود و بی نهایت تبریک
استاد ممنون از شما و فایلهای بینطیرتون
خدایا منو در مسیر درست در مسیر نعمت و ثروت و فراوانی هدایت کن
و چشم دلم را باز کن تا هدایتها را درک کنم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
شاد و موفق و ثروتمند پیروز باشید