این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/05/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-05-05 08:48:182024-12-22 08:25:54سریال زندگی در بهشت | قسمت 13
364نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم…خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسیم که این کامنتو میخونن
فکرشو بکن، توی پرادایس، در میان درختان سبز، زیر آسمان آبی، کنار دریاچه، بالای چمنای فسفری، در میان دو درخت، دراز بکشی، تاب بخوری و بخوابی…آخ آخ که دلم خواست
«خوابش یک خواب شیرینیه بچه ها، حتما امتحان کنید»
برای جمع کردن همک هم چه ایده خفنی دادن، حتی میشه وقتی دراز کشیدی نوشیدنیتو داخلش بذاری تا نریزه.
با درک کردن قوانین هر چیز، میتونیم زندگی راحت تری داشته باشیم و به درک بهتری از جهان اطرافمون برسیم؛
قبلا توی ذهنم علم رو در تضاد با خداوند و توحید میدونستم!
بس که داستانای مذهبی مسخره شنیده بودم که با علم در تضاد بود و میگفتن این کار خداست! نباید توش دخالت کنیم!
اما الان میفهمم که همه چیز این جهان توسط قوانینی اداره میشه که توسط همون خدا وضع شده؛ هر اختراعی که ما انجام دادیم، بواسطه درک همین قوانینه
با درک قوانین فیزیک، تونستیم کلی وسیله اختراع کنیم و زندگیمونو راحت تر کنیم
و ایده این کور گره، خیلی جالب و خفنه، هرچی بیشتر فشار بهش بیاد، سفت تر میشه.
خیلی جالبه برای یادگیری قوانین فیزیک و شیمی و… مدرسه و دانشگاه میریم اما برای درک قوانین جهان…
برای درک قوانین جهان باید خودت بخوایش، مثل مدرسه نیست که بزور ببرنت! باید خودت بخوای و وقتی بخوای، خداوند هدایتت می کنه، بازم مثل مدرسه و دانشگاه نیست که برای محدودیت های جغرافیایی نتونی بهش دسترسی داشته باشی و توی شهرتون نباشه! هر جایی که باشی اون خداونده که هدایتت می کنه
و باعث افتخارمه که بگم توی تنها دانشگاه آموزش قوانین جهان، تحصیل می کنم و روز به روز به این دانشگاه و مطالبش علاقه مند تر میشم.
و درس این فایل:
برای لذت بردن، نیاز به هزینه بالا نیست؛ با یک چیز ساده میشه لذت زیادی برد
منم امیدوارم بتونم از همین نعمت هایی که الان دارم نهایت لذتو ببرم، نعمتایی که روزی آرزوی داشتنشونو، داشتم و الان دارمشون
تعهد روز چهارم تمرکز روی نکات مثبت ، زیبایی ها و فراوانی – ٩ بهمن ١4٠٣
امروز روز مبعث پیامبر هست و بعثت برای من شخصا همیشه یادآور قانون تکامل هست ، اونجایی که استاد توی یکی از دوره ها میگن : محمد چهل سال بندگی کرد ، چهل سااااال محمد امین بود
و این فایل فوق العاده نشانه امروز من بود
الهی صد هزاااار مرتبه شکرت
اول از اجیب الدعوه الداع اذا دعان بودن الله بگم که :
من اونجایی که استاد و مریم جان داشتن درباره اون کار صحبت میکردن یه لحظه از ذهنم رد شد که خدایا من رو هدایت کن به اون فایل و خواستم بعدا برم ببینم تو کدوم فایل های دیگ زندگی در بهشت هست
که بک دقیقه بعدش دیدم اون قسمت فایل رو که من دوست داشتم ببینم رو گذاشتین داخل همین فایل ویدیویی و الله اکبر از سریع الاجابه بودن الله یکتا جایی که هییییچ مقاومتی نداری
تو درخواست میکنی و الله در جا مهر تایید میزنه و پاسخ میده
بابت این همزمانی فوق العاده سپاسگزار الله یکتا ، استاد عزیزم و مریم جانم که انقدر قشنگ فیلم میگیرن و تدوین میکنن هستم
از زیبایی های پارادایس هر چی بگم کمه
هر بار میبینمش زیبایی های بیشتر و بیشتری به چشمم میاد
از میلیون ها برگی که روی درختان هست
تا میلیارد ها برگی که ریختن روی زمین و خشک شدند یا تازه هستن
تا هزاران درخت سر به فلک کشیده چند ده یا شاید چند صد ساله
تا دریاچه ای که آرامش الهی داره
تا آسمان فوق العاده زیبا و بلوری
تا کلبه ای که من عاشقانه دوستش دارم چون تماما چوب أست و چوب برای من یادآور سر سبزی و طبیعت و زیبایی
تا عشق ناب شما دو نفر که خود خود خودتون هستید و فیلم بازی نمیکنید
تا خنده های دوست داشتنی مریم جان
تا خدایی که تمام این زیبایی ها رو خلق کرده
شاکر الله یکتا هستم که از روزی که ازش درخواست کردم که نشانه های بیشتر و بیشتری از فراوانی رو به من نشون بده تا من بتونم باور فراوانی رو بیشتر و بیشتر در وجودم قوی کنم و باور کنم ، من رو در مدار تماشاخانه این ویدیو ها قرار داد و به قلبم الهام کرد که یه تعهد ٣٠ روزه بده و هست از روز برو در مورد نمود فراوانی که خودم بهت الهام میکنم توی جلسه ١٣ روانشناسی ثروت ١ که شروع مبحث فراوانی هست بنویس
و سپاسگزار خداوند هستم که تا به الان من رو در این مسیر با هدایت و لطف خودش ثابت قدم نگه داشته
استاد عزیزم و مریم جان عزیزم من عاااشقانه دوستتون دارم
خداوند به همه ابعاد وجودی و زندگی تون برکت به غیر حساب عطا کنه
امروز که یکم به خاطر حس طبیعت دوستی م و عدم تفاهم باهمسرم به مشکل برخوردم و به دوستم تماس گرفتم و گفتم و بهم گفت مقصر خودتی تو برای خدا شریک قائل شدی تا وقتی از بنده میخوای همراه تو بشه همینه تو باید از خدا بخوای و خودش با کسی که همفرکانس تو هست برات جور میکنه
خدایا کمکم کن تنها از تو یاری بجویم تا قدرت و معجزه ت رو بهم نشون بدی
اومدم سایت و نشونه خواستم و این طوری استاد رو در محل خونه خودش درحال حس خوب دیدم و البته دوستم گفت تو همینجایی که هستی حس ت رو خوب کن خدا خودش در جواب حس خوبت اتفاق خوب که کسی که باهاش همفرکانس قرار میده رو نشونم داد باید برم تو حیاط خونه خودم با داشته هام حالم رو خوب کنم و از خدا بخوام بیشتر و بیشتر برام برسونه و اینبار وقتی دست از شرک قرار دادن و خدایی کردن کشیدم اینبار خودش رو نشون میده
خداجونی عاشقتم که هربار بیشتر و بیشتر منو به خودت هدایت میکنی
خداجونی ببخش که هربار میگم خدایا شکرت ولی در عمل به جای درخواست از خودت از بنده درخواست میکنم و اینطوری قلب و دلم رو آتش میزنه
خدایا از تو خوشبختی و حال خوب و دیدن نقطه به نقطه جهان هستی رو میخوام.خدایا از تو خوشگذرونی سفر خرید ثروت عزت میخوام.
امروزمو با این فایل زیبا آغاز میکنم و برای تغییر بنیادین و تجدید میثاق با خودم گام برمیدارم….
به قول استاد هر تغییری اتفاق بیوفتع به نفع ماست
واقعیتی وجود نداره و این ماییم که با باور هامون واقعیت هارو به نفع و خواسته خودمون میکنیم……
مهم نیست ظاهر قضیه چیه ما باید در لحظه احساسمون خوب نگه داریم…….
خدایاشکرت…..
این فایله نشانه روز من بود و من جوابمو گرفتم…..
تا وقتی خدا هست هیچ کسی و هیچ چیزی نمیتونه به ما گزندی برسونه……
مثه همین مار ،،،،،وقتی حست خوبه وقتی تو مدار درستی،،،،وقتی روی خودت کار میکنی،،،،هیچ اتفاق ناجالبی نیست اگرم باشه اون تضاده و قراره تورو به خواستت برسونه…….
این جور مواقع باید ذهنمونو کنترل کنیم ……
چی بگم از این حجم زیبایی……
هوا بهشتی
فضا بهشتی
یه مکان بهشتی با این دریاچه زیبا و درختای فراوان
استاد و مریم جون دو عدد عشق ،که حالشون کنار هم خوبه و لذت میبرن…….
به هم عشق میدن و بدون اینکه وابسته هم باشن ….
عاشقتم استاد با این جمله طلایی که قانون همیشه جواب میده…..قانون برای همههههه چیز جواب میده…..
صدای جیرجیرک های تو لحظه های اخر منو برد به سمت روزهای زیبای تابستونی
من هیچ وقت نمی دونستم این بزرگ شدنم تو یه طبیعت بزرگ و سرسبز چه نعمت بزرگیه
از بچگی به ما یاد داده بودن نداشته هامون و ببینیم غصه بخوریم
ما 4 تا بچه بودیم و تو 2 تا اطاق و 2 تا ایوون بزرگ شدیم من همیشه ناراحت بودم و ارزوم بود خونه اطاق داشته باشم
ولی هیچ موقع این محوطه 2 هزار متری که داشتیم با درخت و سبزه و جوجه و تاب و مرغ و خروس که از بچگی عاشقشون بودم رو نمیدیدم و یه کوچه کوچیک پشت خونمون که همیشه فوتبال بازی میکردیم
همه بچه های همسایه و فامیل از خداشون بود بیان خونه ما و تو حیاط بازی کنیم
خلاصه تو حیاط پلاس بودیم همیشه و بازی هامون بیرون بود
اینم یه نعمت بود چون واسه تحرک و بازی های همون موقع الان من یه دختر ورزشکار و پر تحرک و پر نشاط و پر ذوق شوق هستم
البته از بچگی غصه خونه رو می خوردم و همیشه تو فکر خونه های فامیل و همسایه هامون بودم ……
حالا چه اتفاقی افتاد
من به محض اینکه رفتم دانشگاه سال بعد به هر قیمتی شد خونه اجازه کردم اصلا خانواده هم خبرنداشتم سر خود با مخالفت همه
یعنی من تو چند سال چند تا خونه عوض کردم اخرش شد 3 خوابه و خلاصه اخر ماجرا
کم کم دیدم حالم داره بد میشه چون من عادت داشتم همیشه بیرون باشم
عاشق شهر و عاشق بیرون بودن هم بودم
کمکم شخصیتم داشت به سمت افسردگی میرفت
واقعا الان هم تعجب میکنم چطور مردم تو آپارتمان زندگی میکنن اونم با داشتن بچه …….
ولی تصور بدی از روستا و محوطه داشتن داشتم چون به دلیل عدم امکانات ما همیشه از حیاط دچار مشکل میشدیم
بازون میومد همه جا آب میگرفت
مرغ و خروسا بد مدیریت مادرم همیشه ناراحت بود
پدرم وظایف بیرون و حیاط رو انجام نمیداد و همیشه درگیر بود چون برای یه زن سخته کارهای یه حیاط بزرگ رو انجام بده و این کار برای مردها مناسب تر و راحت تره
خلاصه من که خبر از قانون نداشتم تو ذهنم ساخته بودم فقط آپارتمان یا حیاط موزاییک
حتی خواهرهام هم الان همچین خونه هایی خلق کردن با اینکه تو یه طبیعت بزرگ ، بزرگ شدن
ولی من خیلی خوشبخت بودم چون بعد دیدن زیاد سریال زندگی در بهشت و اطلاع از قانون یه هو اصلا نفهمیدم ترمز چیه از کجاست خودش رفت و من الان عاشق خونه حیاط دار بزرگ اونم با حیاط چمن و درخت شدم
چیزی کخ از بچگی عاشقش بودن ولی به دلیل ترمز ها نمی تونستم خلقش کنم
ولی وقتی نگاه تغییر پیدا میکنه ترمز ها میرم و تو از سمت مثبت به اون قضیه نگاه میکنی و باعث میشی جذبش کنی
و الان دیگه تو تصورات ذهنی ام این نیست که ازدواج کردم تو آپارتمان محبوس میشن تو شهر هستم و ….
الان ناخودآگاه خودم و بچه هام و همسرم رو تو یه خونه بزرگ با یه محوطه بزرگ چمن و درخت و رودخونه میبینم ……. و مطمئنم همین هم خلق میشع
چرا مطمئنم ؟ چون دفعه قبل که اونطوری تصور کردم خلق شد پس اینم میشه
و اصله دیگه حتی نمی تونم تصور زندگی بدون داشتن محوطه بزرگ کنم
البته خدا رو شکر جایی زندگی میکنیم که مثلا میشع با یه قیمت خیلی پایین یه زمین مسکونی + باغی خرید که قسمت مسکونی خونه ساخته بشه قسمت باغی یا زراعی حیاط بشه و من به آرزوم برسم …..
با استفاده ازین قضیه مفهوم ترمز و رفع ترمز کامل برام جا افتاد
حالا زیبایی های اینجا
وقتی به حیاط بزرگ چمن داری ( البته استاد مثل من جایی بزرگ نشد که این همه زمین باشه طبیعت باشه ولی چون از نظرش مثبت بود هی تصورش کرد و اخر بهش هدایت شد ….)
یعنی ما یه نعمت هایی داریم خودمون نمی دونیم چقد این نعمت ارزشمنده تا وقتی که یه انسانی رو میبینم که سال ها اون نعمت رو نداشته و الان داره با عشق و از زاویه کاملا مثبت به اون نعمت نگاه میکنه ……
دلیل همه ترمز های ما اینه که ما از زاویه منفی به اون نعمت نگاه میکنیم و خبر نداریم فرکانس داره ارسال میشه ….
الان عاشق این ملک بزرگم …. قبلا ترمز داشتم کی می خواد تمیز کنه وای نمی خوام …… جای پرت هست نمی خوام …… انقد الگو دیدم همه رو شست و برد
واقعا عاشق زندگی تو همچین جاهایی هستم ولی با خونه بزرگ تر و خونه از جنس سنگ یه خونه مجکم با یه ملک رویایی …… با امکانات عالی و نزدیک شهر ….. البته تو شهر ما تو شهر هم همچین ملک هایی پیدا میشه
ملک هایی که رودخونه از تو محوطه اونا رد میشه
البته که دریاچه نداریم ولی تا بی نهایت رودخونه های بزرگ و کوچیک داریم کخ خیلی هاشون از تو خونه یا کنار خونه ها رد میشن
اصلا از بچگی عاشق خونه همسایه بودم چون یه رودخونه کوچیک از کنارش رد میشد عشق میکردم
خونه عموم هم یه رود خونه کوچیک داشت که از پشتش رد میشد وقتی دختر عموم پنجره اطاقشو باز میکرد رودخونه تو دلش بود
البته الان طبیعت و شهر رو با هم می خوام چون عاشق تکنولوژی و شهر نشینی و امکانات و زندگی در جریان هستم
و از خدا می خوام منو هدایت کنه
واقعا از ته دلم عاشقش هستم بدون هیچ نکرانی که نرسم چون می دونم چیزی کخ عمیقا عاشقش باشی ترس و تردید راهی نداره نفوذ کنه
استاد عزیزم و مریم جان بی نظیر سپاسگزارم برای نشر این همه زیبایی و عشق و آرامش
چقدر خندیدم و چقدر حالم عالی شد
و از همه مهمتر کامنت برگزیده ای که به عنوان متن گذاشتید من رو به فکر فرو برد که این دوستمون چقدر عالی روی خودش کار کرده که هر تکه این فایل براش یک درسه و تمام ثانیه به ثانیه رو تحلیل کردن و این برای من این آگاهی رو داشت که با دقت بیشتر روی فایل هام تمرکز کنم و زیبایی های بیشتری رو پیدا کنم
خدایا شکرت برای این درختان تنومند سربه فلک کشیده و سبز
خدایا شکرت برای این فضای بکر و پر از آرامش
خدایا شکرت برای این ننوی خوشرنگ و جذاب
آره درسته استاد کنار رودخونه تمپا که چند بار فیلم گرفتین از اینا زیاد وصله به درختای نخل اونجا
خدایا شکرت چقدر رابطه ی شما دو عزیز قشنگ و پر از عشق چقدر شما خودتون هستین و چقدر الگوی قشنگی برای ما
خدایا شکرت اون ماجرای مار ختم به خیر شده
لحظه های آخر همچنان دهانش باز بود فک کنم تهدیدتون میکرد چقدرم پر رو بود انگار طلبکار بود یادش رفته اون به قلمرو شما اومده خخخخ
من نسبت به مار خنثی بودم نه میترسیدم نه جرات نزدیک شدن بهش داشتم ولی هیچوقت ذهنیت منفی نداشتم چون شبکه مستند زیاد میدیدم مستندهایی که نیش مارها رو میگرفتن به روش خاصی و چقدر خاصیت داره برای صنعت داروسازی یه جوری تو ذهنم یه
مخلوق مفید خدا بود و چون شنیده بودم اگه دم مار لگد نکنی یا اذیتش نکنی کاری بهت نداره دید منفی نداشتم تااینکه یکبار رفتیم یه دشتی پر از علف و طبیعت قشنگی ماه خرداد بود و این ماه مارها فصل جفتگیریشون یه حالت خشم وبرانگیختی دارند
اونجا پر از سوراخ بود پاتو میزاشتی میرفت تو سوراخ
ما اصلا نمیدونستم اینجا قلمرو مارهاست
سفره ی صبحونه نون بربری تازه و همه چی گذاشتم یه صدای فش فش عجیبی از پشت سرم اومد تا برگشتم در نزدیکترین فاصله یه مار نه بنفش نه سیاه ترکیبی از این دو رنگ ،رو بدنش هم دایره های بزرگ، خیلی زیبا و فریبنده واقعا مار خوش وخط خال اسم قشنگی بود براش، خیلی خیلی بزرگ و قطور برگشت داشت میرفت تا چشم کار میکرد طول بی زبون بود
خیلی بزرگوارنه دیده بود من رو لونه اش نشستم برگشت و رفت ما هم سریع بلند شدیم و از خونه اش دور شدیم مزاحمش نشیم بیشتر
دیگه بعد اون قضیه کلا از مارها نمیترسم دیدم کلا مثبت شد به این مخلوق زیبا و کمی ترسناک
به نام خداوند زیبایی به نام خداوند راحتی به نام خداوند رزاق به نام خداوند وهاب به نام خداوند فتاح به نام خداوند روزی دهنده بسیار بخشنده کار گشا و فاتح و پیروز
سلااااااام بر عشق سلااااام بر شادی سلاااااام بر زیبایی سلااااااام بر سکوت سلاااااام بر خوشمزگی سلااااااام بر شجاعت سلااااااام بر ایمان سلاااااام بر جنگل زیبای خدا سلاااااام بر کلبه عشق سلااااام بر جمع دونفره باعشق سلااااام بر گهواره آویزان سلااااام بر ننو سلاااااام بر کودکی سلاااااام بزرگ سالی شاد سلااااااام بر آزادی مالی سلاااااام بر آزادی زمانی آزادی مکانی که بدون هیچ محدویت زمانی و مکانی داره پول درمیاره و آزادانه زندگی میکنه در جای آزاااااد در کشور مستمروآزاد ایالات خود مختار ایالت قدرتمندی که خداباور هستن نه مشرک و سلاااااام بر همه سلام های زیبا که در این تشویر مشهود و واضح میباشد
سلااااااام بر جویندگان نور
امروز جمع شدیم اینجا از سال 99تا امروز تا درس تحسین زیبایی های دبگر و پاس کنیم تا دریافتش کنیم من این روابط عاشقانه و رویایی تونو تحسین میکنم استاد یخورده شما اون دوربین و اگه خسته نمیشی دست بگیر مریم جان و یه تاپ بده اینقد با ذوق و شوق داره هم فیلم میگیره هم تاپت میده خخخخخ
دمتون گرررررم که چقد خودتون هستین بقول آفرین عزیز اینقد راحت و رها هستین که خدا با دستاش ترو گرفت از ایران برد جایی که بیشتر لایقشی اونجایی که اکثر آدماش بیشتر شبیه ات هستن دقیقا همینطوره وبا خوندن این کامنت دوستم گفتم منم اگه دلم میخواد یه جای آزاد زندگی کنم اگه دلم میخواد دربین بهترین ها باشم اول خودم باید در اون حد باشم تا جهان با دستان قدرتمندش براحتی منو جابجا کنه ببره بندازه وسط بهشت و آدمای بهشتی یا همینجارو برام به بهشت تبدیل میکنه اون دیگه دست خداست چون اون هست که از بد و خوب ما آگاه از شر و خیر ما آگاهه الاهی شکر رررررت
چقد این جنگل زیباست چقد این درختارو دوست دارم که اینجوری با فاصله کنار هم ایستادن و چقد سطح انرژی طبیعت خدا بالا و آرامبخشه که حتی تماشایش از پشت مانیتور به آدم حس آرامش میده و امااااااااا الفراااااار مار اینقدی و چیجوری جرات کردی در بیست سانتی اش قرار گرفتی خدا رحم کرد چقد خطری و رفت بالای درخت من بودم فرار میکردم اونجا رو میفروختم الفرار خخخخخ میگفتم الان ازاون بالا میپره دور گردنم استاد عجب شکاری کردی و چقد این مار بزرگ بودااااا خیلی بزرگ بود وحشتناک بود البته قبلنا خیلیییی از مار میترسیدم ولی با کشتنشون خیلی وقته موافق نیستم ولی این مار خیلی وحشتناک بزرگ بود و خطری باید از محیط امنتون دور میشد و من خداروشکر از وقتی توحیدی تر شدم خیلی از ترسام کمتر شد و همش با این حرف خودمو آروم میکنم که چرا میترسی تا خدا نخواد هیچ گزندی از هیچ جا بهت نمیرسه مگر اینکه با ترست قدرت خدا رو ازش بگیری بدی به حیوون با جن هر هر انسی با این حرف آروم میشم و میگم اگه خدا هم بخواد گزندی بهم برسه در امن ترین جای دنیا هم باشم اون آسیبه میرسه ولی خدا هرگز گزند نمیخواد و هرچه از دوست آید آن حتما خوش هست و برای ما خوبه پس این ترسه که به شیطان قدرت میده اذیتمون کنه از هر طریقی و خداروشکرررررر که کمتر از این چیزا میترسم الان بیشترین ترسم از تاریکی و تنهایی و جن هستش که بفکر تخریب و منهدم کردنش هستم فقط کمک خدارو میطلبم ووسخت محتاجش هستم .
چه شکاری کردی استاد خیلی گنده بود اون لحظه که دیدیش چه حالی شدی استااااااد که یهو دست به تفنگ شدی و منهدمش ساختی تا اینا هرگز هوس نزدیک شدن به عباسمتش و نکنن استاد دمتگرم عجب حالی میکنی همه چی مهیاست برای تفریحات همه روزه ات و این لطف ثروته این شکوه ثروته این از شکوهه پول که بهترین ثروت دنیاست خداروشکرررررر که همه این ابزارها در دنیا دارند بوسیله پول ساخته میشوند اینه انرژی برتره خدا که هر جا وارد بشه راحتی و آسانی و بهمراه داره و هرجا کمبود این انرژی باشه سختی و دشواری و ناهنجاری و تنش بیداد میکنه جنایت بیداد میکنه خدایا من فقیری را نمیخوام برنامه فقر را در من از همه جوانب درونم پاکش کن تا با نور ثروت دنیامو نورافشانی کنم و به تماشای جهانم بنشینم الهی شکررررررر که من ثروت را فضیلت میدانم که من ثروت را شکوهمند میدانم الهی شکرررررت
خدایا برای درس امروزم برای شجاعت برای لذت برای آزادی شکرررررر
من میخام توی زندگی در بهشت باشم واروم اروم درسامو بشنوم درک کنم وعمل کنم حرفه ای بشم
منم به امید رب اولین فایلمو سفرنامه گزاشتم توکل به رب ومیدونم از هدایتش بی نصیب نیستم وکلی لذت داشت برام وتوجه به زیبایی ها بود
وقتی با عشق طرحی زیبا میزنی ودوباره تدوین وپخش طرح زیبا حالت خوبه دیگه داری ایده میدی حرکت میکمی توجهتم به زیبایی دیگه
وبرایم توی کامنتا خوندم
توی فایل هم جهت با رب میگه سپاسگزاری بالاترین فرکانس به رب
والبته من هیچی مثل سفرنامه نمیتونه حسم خوب کنه یا زندگی در بهشت قشنگ میفهمم چقد حال میده ولی هنوز انرژی سپاسگزاریو کامنتو نفهمیدم حالا همشون خوبن دیگه رب جونی خودش هدایتم میکنه خیالت راحت چون حالت خوبه وبه رب وصلی
@@@@
دختر دمت گرم میخام اینجا ازت تعریف کنم
ما رفته بودیم یه تالا ب سرسبز خوشگل وبعد یه رودخونه زیبا ویه قایقم توش من کنکاو شدم رفتم قایق زیر نظر بگیرم از این منظره رویایی که مثل بهشت استاده لدت ببرم وبعد یه صدایی شنیدم قشنگ کناره پام چند سانتی مار بود انگار زنگی بود یه صدایی خاص
ومن با کمال ارامش شجاعت رفتم برای خانواده تعریف کردن
ومن قبله اشناییم چقد عادتهام مثل استاد داشتم شجاعت کنکاو شاد شکرت برای عادت های الهیم
یک روز دیگر در پرادایس زیبا
سلام به استاد عزیزم…خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسیم که این کامنتو میخونن
فکرشو بکن، توی پرادایس، در میان درختان سبز، زیر آسمان آبی، کنار دریاچه، بالای چمنای فسفری، در میان دو درخت، دراز بکشی، تاب بخوری و بخوابی…آخ آخ که دلم خواست
«خوابش یک خواب شیرینیه بچه ها، حتما امتحان کنید»
برای جمع کردن همک هم چه ایده خفنی دادن، حتی میشه وقتی دراز کشیدی نوشیدنیتو داخلش بذاری تا نریزه.
با درک کردن قوانین هر چیز، میتونیم زندگی راحت تری داشته باشیم و به درک بهتری از جهان اطرافمون برسیم؛
قبلا توی ذهنم علم رو در تضاد با خداوند و توحید میدونستم!
بس که داستانای مذهبی مسخره شنیده بودم که با علم در تضاد بود و میگفتن این کار خداست! نباید توش دخالت کنیم!
اما الان میفهمم که همه چیز این جهان توسط قوانینی اداره میشه که توسط همون خدا وضع شده؛ هر اختراعی که ما انجام دادیم، بواسطه درک همین قوانینه
با درک قوانین فیزیک، تونستیم کلی وسیله اختراع کنیم و زندگیمونو راحت تر کنیم
و ایده این کور گره، خیلی جالب و خفنه، هرچی بیشتر فشار بهش بیاد، سفت تر میشه.
خیلی جالبه برای یادگیری قوانین فیزیک و شیمی و… مدرسه و دانشگاه میریم اما برای درک قوانین جهان…
برای درک قوانین جهان باید خودت بخوایش، مثل مدرسه نیست که بزور ببرنت! باید خودت بخوای و وقتی بخوای، خداوند هدایتت می کنه، بازم مثل مدرسه و دانشگاه نیست که برای محدودیت های جغرافیایی نتونی بهش دسترسی داشته باشی و توی شهرتون نباشه! هر جایی که باشی اون خداونده که هدایتت می کنه
و باعث افتخارمه که بگم توی تنها دانشگاه آموزش قوانین جهان، تحصیل می کنم و روز به روز به این دانشگاه و مطالبش علاقه مند تر میشم.
و درس این فایل:
برای لذت بردن، نیاز به هزینه بالا نیست؛ با یک چیز ساده میشه لذت زیادی برد
منم امیدوارم بتونم از همین نعمت هایی که الان دارم نهایت لذتو ببرم، نعمتایی که روزی آرزوی داشتنشونو، داشتم و الان دارمشون
خداروشکر
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام و هزاران سلام
تعهد روز چهارم تمرکز روی نکات مثبت ، زیبایی ها و فراوانی – ٩ بهمن ١4٠٣
امروز روز مبعث پیامبر هست و بعثت برای من شخصا همیشه یادآور قانون تکامل هست ، اونجایی که استاد توی یکی از دوره ها میگن : محمد چهل سال بندگی کرد ، چهل سااااال محمد امین بود
و این فایل فوق العاده نشانه امروز من بود
الهی صد هزاااار مرتبه شکرت
اول از اجیب الدعوه الداع اذا دعان بودن الله بگم که :
من اونجایی که استاد و مریم جان داشتن درباره اون کار صحبت میکردن یه لحظه از ذهنم رد شد که خدایا من رو هدایت کن به اون فایل و خواستم بعدا برم ببینم تو کدوم فایل های دیگ زندگی در بهشت هست
که بک دقیقه بعدش دیدم اون قسمت فایل رو که من دوست داشتم ببینم رو گذاشتین داخل همین فایل ویدیویی و الله اکبر از سریع الاجابه بودن الله یکتا جایی که هییییچ مقاومتی نداری
تو درخواست میکنی و الله در جا مهر تایید میزنه و پاسخ میده
بابت این همزمانی فوق العاده سپاسگزار الله یکتا ، استاد عزیزم و مریم جانم که انقدر قشنگ فیلم میگیرن و تدوین میکنن هستم
از زیبایی های پارادایس هر چی بگم کمه
هر بار میبینمش زیبایی های بیشتر و بیشتری به چشمم میاد
از میلیون ها برگی که روی درختان هست
تا میلیارد ها برگی که ریختن روی زمین و خشک شدند یا تازه هستن
تا هزاران درخت سر به فلک کشیده چند ده یا شاید چند صد ساله
تا دریاچه ای که آرامش الهی داره
تا آسمان فوق العاده زیبا و بلوری
تا کلبه ای که من عاشقانه دوستش دارم چون تماما چوب أست و چوب برای من یادآور سر سبزی و طبیعت و زیبایی
تا عشق ناب شما دو نفر که خود خود خودتون هستید و فیلم بازی نمیکنید
تا خنده های دوست داشتنی مریم جان
تا خدایی که تمام این زیبایی ها رو خلق کرده
شاکر الله یکتا هستم که از روزی که ازش درخواست کردم که نشانه های بیشتر و بیشتری از فراوانی رو به من نشون بده تا من بتونم باور فراوانی رو بیشتر و بیشتر در وجودم قوی کنم و باور کنم ، من رو در مدار تماشاخانه این ویدیو ها قرار داد و به قلبم الهام کرد که یه تعهد ٣٠ روزه بده و هست از روز برو در مورد نمود فراوانی که خودم بهت الهام میکنم توی جلسه ١٣ روانشناسی ثروت ١ که شروع مبحث فراوانی هست بنویس
و سپاسگزار خداوند هستم که تا به الان من رو در این مسیر با هدایت و لطف خودش ثابت قدم نگه داشته
استاد عزیزم و مریم جان عزیزم من عاااشقانه دوستتون دارم
خداوند به همه ابعاد وجودی و زندگی تون برکت به غیر حساب عطا کنه
عاشقتونم عااااااشق
سلام و درود
امروز که یکم به خاطر حس طبیعت دوستی م و عدم تفاهم باهمسرم به مشکل برخوردم و به دوستم تماس گرفتم و گفتم و بهم گفت مقصر خودتی تو برای خدا شریک قائل شدی تا وقتی از بنده میخوای همراه تو بشه همینه تو باید از خدا بخوای و خودش با کسی که همفرکانس تو هست برات جور میکنه
خدایا کمکم کن تنها از تو یاری بجویم تا قدرت و معجزه ت رو بهم نشون بدی
اومدم سایت و نشونه خواستم و این طوری استاد رو در محل خونه خودش درحال حس خوب دیدم و البته دوستم گفت تو همینجایی که هستی حس ت رو خوب کن خدا خودش در جواب حس خوبت اتفاق خوب که کسی که باهاش همفرکانس قرار میده رو نشونم داد باید برم تو حیاط خونه خودم با داشته هام حالم رو خوب کنم و از خدا بخوام بیشتر و بیشتر برام برسونه و اینبار وقتی دست از شرک قرار دادن و خدایی کردن کشیدم اینبار خودش رو نشون میده
خداجونی عاشقتم که هربار بیشتر و بیشتر منو به خودت هدایت میکنی
خداجونی ببخش که هربار میگم خدایا شکرت ولی در عمل به جای درخواست از خودت از بنده درخواست میکنم و اینطوری قلب و دلم رو آتش میزنه
خدایا از تو خوشبختی و حال خوب و دیدن نقطه به نقطه جهان هستی رو میخوام.خدایا از تو خوشگذرونی سفر خرید ثروت عزت میخوام.
عاشقتم که…..
الهی به امید تو
امروزمو با این فایل زیبا آغاز میکنم و برای تغییر بنیادین و تجدید میثاق با خودم گام برمیدارم….
به قول استاد هر تغییری اتفاق بیوفتع به نفع ماست
واقعیتی وجود نداره و این ماییم که با باور هامون واقعیت هارو به نفع و خواسته خودمون میکنیم……
مهم نیست ظاهر قضیه چیه ما باید در لحظه احساسمون خوب نگه داریم…….
خدایاشکرت…..
این فایله نشانه روز من بود و من جوابمو گرفتم…..
تا وقتی خدا هست هیچ کسی و هیچ چیزی نمیتونه به ما گزندی برسونه……
مثه همین مار ،،،،،وقتی حست خوبه وقتی تو مدار درستی،،،،وقتی روی خودت کار میکنی،،،،هیچ اتفاق ناجالبی نیست اگرم باشه اون تضاده و قراره تورو به خواستت برسونه…….
این جور مواقع باید ذهنمونو کنترل کنیم ……
چی بگم از این حجم زیبایی……
هوا بهشتی
فضا بهشتی
یه مکان بهشتی با این دریاچه زیبا و درختای فراوان
استاد و مریم جون دو عدد عشق ،که حالشون کنار هم خوبه و لذت میبرن…….
به هم عشق میدن و بدون اینکه وابسته هم باشن ….
عاشقتم استاد با این جمله طلایی که قانون همیشه جواب میده…..قانون برای همههههه چیز جواب میده…..
خدایاشکرت ،،،،،،که با وجود تو آرومم و حال خوبه
شکرت میدونم هر اتفاقی بیوفته به نفع منه…..
خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم.
بنام خدای زیبایی ها
سلام به دوستان عزیز
صدای جیرجیرک های تو لحظه های اخر منو برد به سمت روزهای زیبای تابستونی
من هیچ وقت نمی دونستم این بزرگ شدنم تو یه طبیعت بزرگ و سرسبز چه نعمت بزرگیه
از بچگی به ما یاد داده بودن نداشته هامون و ببینیم غصه بخوریم
ما 4 تا بچه بودیم و تو 2 تا اطاق و 2 تا ایوون بزرگ شدیم من همیشه ناراحت بودم و ارزوم بود خونه اطاق داشته باشم
ولی هیچ موقع این محوطه 2 هزار متری که داشتیم با درخت و سبزه و جوجه و تاب و مرغ و خروس که از بچگی عاشقشون بودم رو نمیدیدم و یه کوچه کوچیک پشت خونمون که همیشه فوتبال بازی میکردیم
همه بچه های همسایه و فامیل از خداشون بود بیان خونه ما و تو حیاط بازی کنیم
خلاصه تو حیاط پلاس بودیم همیشه و بازی هامون بیرون بود
اینم یه نعمت بود چون واسه تحرک و بازی های همون موقع الان من یه دختر ورزشکار و پر تحرک و پر نشاط و پر ذوق شوق هستم
البته از بچگی غصه خونه رو می خوردم و همیشه تو فکر خونه های فامیل و همسایه هامون بودم ……
حالا چه اتفاقی افتاد
من به محض اینکه رفتم دانشگاه سال بعد به هر قیمتی شد خونه اجازه کردم اصلا خانواده هم خبرنداشتم سر خود با مخالفت همه
یعنی من تو چند سال چند تا خونه عوض کردم اخرش شد 3 خوابه و خلاصه اخر ماجرا
کم کم دیدم حالم داره بد میشه چون من عادت داشتم همیشه بیرون باشم
عاشق شهر و عاشق بیرون بودن هم بودم
کمکم شخصیتم داشت به سمت افسردگی میرفت
واقعا الان هم تعجب میکنم چطور مردم تو آپارتمان زندگی میکنن اونم با داشتن بچه …….
ولی تصور بدی از روستا و محوطه داشتن داشتم چون به دلیل عدم امکانات ما همیشه از حیاط دچار مشکل میشدیم
بازون میومد همه جا آب میگرفت
مرغ و خروسا بد مدیریت مادرم همیشه ناراحت بود
پدرم وظایف بیرون و حیاط رو انجام نمیداد و همیشه درگیر بود چون برای یه زن سخته کارهای یه حیاط بزرگ رو انجام بده و این کار برای مردها مناسب تر و راحت تره
خلاصه من که خبر از قانون نداشتم تو ذهنم ساخته بودم فقط آپارتمان یا حیاط موزاییک
حتی خواهرهام هم الان همچین خونه هایی خلق کردن با اینکه تو یه طبیعت بزرگ ، بزرگ شدن
ولی من خیلی خوشبخت بودم چون بعد دیدن زیاد سریال زندگی در بهشت و اطلاع از قانون یه هو اصلا نفهمیدم ترمز چیه از کجاست خودش رفت و من الان عاشق خونه حیاط دار بزرگ اونم با حیاط چمن و درخت شدم
چیزی کخ از بچگی عاشقش بودن ولی به دلیل ترمز ها نمی تونستم خلقش کنم
ولی وقتی نگاه تغییر پیدا میکنه ترمز ها میرم و تو از سمت مثبت به اون قضیه نگاه میکنی و باعث میشی جذبش کنی
و الان دیگه تو تصورات ذهنی ام این نیست که ازدواج کردم تو آپارتمان محبوس میشن تو شهر هستم و ….
الان ناخودآگاه خودم و بچه هام و همسرم رو تو یه خونه بزرگ با یه محوطه بزرگ چمن و درخت و رودخونه میبینم ……. و مطمئنم همین هم خلق میشع
چرا مطمئنم ؟ چون دفعه قبل که اونطوری تصور کردم خلق شد پس اینم میشه
و اصله دیگه حتی نمی تونم تصور زندگی بدون داشتن محوطه بزرگ کنم
البته خدا رو شکر جایی زندگی میکنیم که مثلا میشع با یه قیمت خیلی پایین یه زمین مسکونی + باغی خرید که قسمت مسکونی خونه ساخته بشه قسمت باغی یا زراعی حیاط بشه و من به آرزوم برسم …..
با استفاده ازین قضیه مفهوم ترمز و رفع ترمز کامل برام جا افتاد
حالا زیبایی های اینجا
وقتی به حیاط بزرگ چمن داری ( البته استاد مثل من جایی بزرگ نشد که این همه زمین باشه طبیعت باشه ولی چون از نظرش مثبت بود هی تصورش کرد و اخر بهش هدایت شد ….)
یعنی ما یه نعمت هایی داریم خودمون نمی دونیم چقد این نعمت ارزشمنده تا وقتی که یه انسانی رو میبینم که سال ها اون نعمت رو نداشته و الان داره با عشق و از زاویه کاملا مثبت به اون نعمت نگاه میکنه ……
دلیل همه ترمز های ما اینه که ما از زاویه منفی به اون نعمت نگاه میکنیم و خبر نداریم فرکانس داره ارسال میشه ….
الان عاشق این ملک بزرگم …. قبلا ترمز داشتم کی می خواد تمیز کنه وای نمی خوام …… جای پرت هست نمی خوام …… انقد الگو دیدم همه رو شست و برد
واقعا عاشق زندگی تو همچین جاهایی هستم ولی با خونه بزرگ تر و خونه از جنس سنگ یه خونه مجکم با یه ملک رویایی …… با امکانات عالی و نزدیک شهر ….. البته تو شهر ما تو شهر هم همچین ملک هایی پیدا میشه
ملک هایی که رودخونه از تو محوطه اونا رد میشه
البته که دریاچه نداریم ولی تا بی نهایت رودخونه های بزرگ و کوچیک داریم کخ خیلی هاشون از تو خونه یا کنار خونه ها رد میشن
اصلا از بچگی عاشق خونه همسایه بودم چون یه رودخونه کوچیک از کنارش رد میشد عشق میکردم
خونه عموم هم یه رود خونه کوچیک داشت که از پشتش رد میشد وقتی دختر عموم پنجره اطاقشو باز میکرد رودخونه تو دلش بود
البته الان طبیعت و شهر رو با هم می خوام چون عاشق تکنولوژی و شهر نشینی و امکانات و زندگی در جریان هستم
و از خدا می خوام منو هدایت کنه
واقعا از ته دلم عاشقش هستم بدون هیچ نکرانی که نرسم چون می دونم چیزی کخ عمیقا عاشقش باشی ترس و تردید راهی نداره نفوذ کنه
عشق واقعی همه راه ها رو خودش باز میکنه
به نام الله یکتا
امروز نشانه من این فایل بود
استاد عزیزم و مریم جان بی نظیر سپاسگزارم برای نشر این همه زیبایی و عشق و آرامش
چقدر خندیدم و چقدر حالم عالی شد
و از همه مهمتر کامنت برگزیده ای که به عنوان متن گذاشتید من رو به فکر فرو برد که این دوستمون چقدر عالی روی خودش کار کرده که هر تکه این فایل براش یک درسه و تمام ثانیه به ثانیه رو تحلیل کردن و این برای من این آگاهی رو داشت که با دقت بیشتر روی فایل هام تمرکز کنم و زیبایی های بیشتری رو پیدا کنم
به نام خالق این بهشت زیبا
سلام بر ساکنان پرادایس زیبا
قسمت 13 سریال زندگی در بهشت
خدایا شکرت بازم اجازه دادی یکبار دیگه این بهشت رویایی ببینم
خدایا شکرت برای این درختان تنومند سربه فلک کشیده و سبز
خدایا شکرت برای این فضای بکر و پر از آرامش
خدایا شکرت برای این ننوی خوشرنگ و جذاب
آره درسته استاد کنار رودخونه تمپا که چند بار فیلم گرفتین از اینا زیاد وصله به درختای نخل اونجا
خدایا شکرت چقدر رابطه ی شما دو عزیز قشنگ و پر از عشق چقدر شما خودتون هستین و چقدر الگوی قشنگی برای ما
خدایا شکرت اون ماجرای مار ختم به خیر شده
لحظه های آخر همچنان دهانش باز بود فک کنم تهدیدتون میکرد چقدرم پر رو بود انگار طلبکار بود یادش رفته اون به قلمرو شما اومده خخخخ
من نسبت به مار خنثی بودم نه میترسیدم نه جرات نزدیک شدن بهش داشتم ولی هیچوقت ذهنیت منفی نداشتم چون شبکه مستند زیاد میدیدم مستندهایی که نیش مارها رو میگرفتن به روش خاصی و چقدر خاصیت داره برای صنعت داروسازی یه جوری تو ذهنم یه
مخلوق مفید خدا بود و چون شنیده بودم اگه دم مار لگد نکنی یا اذیتش نکنی کاری بهت نداره دید منفی نداشتم تااینکه یکبار رفتیم یه دشتی پر از علف و طبیعت قشنگی ماه خرداد بود و این ماه مارها فصل جفتگیریشون یه حالت خشم وبرانگیختی دارند
اونجا پر از سوراخ بود پاتو میزاشتی میرفت تو سوراخ
ما اصلا نمیدونستم اینجا قلمرو مارهاست
سفره ی صبحونه نون بربری تازه و همه چی گذاشتم یه صدای فش فش عجیبی از پشت سرم اومد تا برگشتم در نزدیکترین فاصله یه مار نه بنفش نه سیاه ترکیبی از این دو رنگ ،رو بدنش هم دایره های بزرگ، خیلی زیبا و فریبنده واقعا مار خوش وخط خال اسم قشنگی بود براش، خیلی خیلی بزرگ و قطور برگشت داشت میرفت تا چشم کار میکرد طول بی زبون بود
خیلی بزرگوارنه دیده بود من رو لونه اش نشستم برگشت و رفت ما هم سریع بلند شدیم و از خونه اش دور شدیم مزاحمش نشیم بیشتر
دیگه بعد اون قضیه کلا از مارها نمیترسم دیدم کلا مثبت شد به این مخلوق زیبا و کمی ترسناک
به نام خداوند زیبایی به نام خداوند راحتی به نام خداوند رزاق به نام خداوند وهاب به نام خداوند فتاح به نام خداوند روزی دهنده بسیار بخشنده کار گشا و فاتح و پیروز
سلااااااام بر عشق سلااااام بر شادی سلاااااام بر زیبایی سلااااااام بر سکوت سلاااااام بر خوشمزگی سلااااااام بر شجاعت سلااااااام بر ایمان سلاااااام بر جنگل زیبای خدا سلاااااام بر کلبه عشق سلااااام بر جمع دونفره باعشق سلااااام بر گهواره آویزان سلااااام بر ننو سلاااااام بر کودکی سلاااااام بزرگ سالی شاد سلااااااام بر آزادی مالی سلاااااام بر آزادی زمانی آزادی مکانی که بدون هیچ محدویت زمانی و مکانی داره پول درمیاره و آزادانه زندگی میکنه در جای آزاااااد در کشور مستمروآزاد ایالات خود مختار ایالت قدرتمندی که خداباور هستن نه مشرک و سلاااااام بر همه سلام های زیبا که در این تشویر مشهود و واضح میباشد
سلااااااام بر جویندگان نور
امروز جمع شدیم اینجا از سال 99تا امروز تا درس تحسین زیبایی های دبگر و پاس کنیم تا دریافتش کنیم من این روابط عاشقانه و رویایی تونو تحسین میکنم استاد یخورده شما اون دوربین و اگه خسته نمیشی دست بگیر مریم جان و یه تاپ بده اینقد با ذوق و شوق داره هم فیلم میگیره هم تاپت میده خخخخخ
دمتون گرررررم که چقد خودتون هستین بقول آفرین عزیز اینقد راحت و رها هستین که خدا با دستاش ترو گرفت از ایران برد جایی که بیشتر لایقشی اونجایی که اکثر آدماش بیشتر شبیه ات هستن دقیقا همینطوره وبا خوندن این کامنت دوستم گفتم منم اگه دلم میخواد یه جای آزاد زندگی کنم اگه دلم میخواد دربین بهترین ها باشم اول خودم باید در اون حد باشم تا جهان با دستان قدرتمندش براحتی منو جابجا کنه ببره بندازه وسط بهشت و آدمای بهشتی یا همینجارو برام به بهشت تبدیل میکنه اون دیگه دست خداست چون اون هست که از بد و خوب ما آگاه از شر و خیر ما آگاهه الاهی شکر رررررت
چقد این جنگل زیباست چقد این درختارو دوست دارم که اینجوری با فاصله کنار هم ایستادن و چقد سطح انرژی طبیعت خدا بالا و آرامبخشه که حتی تماشایش از پشت مانیتور به آدم حس آرامش میده و امااااااااا الفراااااار مار اینقدی و چیجوری جرات کردی در بیست سانتی اش قرار گرفتی خدا رحم کرد چقد خطری و رفت بالای درخت من بودم فرار میکردم اونجا رو میفروختم الفرار خخخخخ میگفتم الان ازاون بالا میپره دور گردنم استاد عجب شکاری کردی و چقد این مار بزرگ بودااااا خیلی بزرگ بود وحشتناک بود البته قبلنا خیلیییی از مار میترسیدم ولی با کشتنشون خیلی وقته موافق نیستم ولی این مار خیلی وحشتناک بزرگ بود و خطری باید از محیط امنتون دور میشد و من خداروشکر از وقتی توحیدی تر شدم خیلی از ترسام کمتر شد و همش با این حرف خودمو آروم میکنم که چرا میترسی تا خدا نخواد هیچ گزندی از هیچ جا بهت نمیرسه مگر اینکه با ترست قدرت خدا رو ازش بگیری بدی به حیوون با جن هر هر انسی با این حرف آروم میشم و میگم اگه خدا هم بخواد گزندی بهم برسه در امن ترین جای دنیا هم باشم اون آسیبه میرسه ولی خدا هرگز گزند نمیخواد و هرچه از دوست آید آن حتما خوش هست و برای ما خوبه پس این ترسه که به شیطان قدرت میده اذیتمون کنه از هر طریقی و خداروشکرررررر که کمتر از این چیزا میترسم الان بیشترین ترسم از تاریکی و تنهایی و جن هستش که بفکر تخریب و منهدم کردنش هستم فقط کمک خدارو میطلبم ووسخت محتاجش هستم .
چه شکاری کردی استاد خیلی گنده بود اون لحظه که دیدیش چه حالی شدی استااااااد که یهو دست به تفنگ شدی و منهدمش ساختی تا اینا هرگز هوس نزدیک شدن به عباسمتش و نکنن استاد دمتگرم عجب حالی میکنی همه چی مهیاست برای تفریحات همه روزه ات و این لطف ثروته این شکوه ثروته این از شکوهه پول که بهترین ثروت دنیاست خداروشکرررررر که همه این ابزارها در دنیا دارند بوسیله پول ساخته میشوند اینه انرژی برتره خدا که هر جا وارد بشه راحتی و آسانی و بهمراه داره و هرجا کمبود این انرژی باشه سختی و دشواری و ناهنجاری و تنش بیداد میکنه جنایت بیداد میکنه خدایا من فقیری را نمیخوام برنامه فقر را در من از همه جوانب درونم پاکش کن تا با نور ثروت دنیامو نورافشانی کنم و به تماشای جهانم بنشینم الهی شکررررررر که من ثروت را فضیلت میدانم که من ثروت را شکوهمند میدانم الهی شکرررررت
خدایا برای درس امروزم برای شجاعت برای لذت برای آزادی شکرررررر
دوستتان دارم
به نام خداوندبخشنده ی مهربان
سلام
خدایاشکرت برای دیدن زیبایی های این سریال
خدایاسکرت چقد خوب بوداین قسمت
با کوچکترین چیزهامیشه لذت برداگرسپاسگزارباشی
به به چه طبیعتی وای خدای من چقد لذت بشه زیرسایه درخت تواین جنگل روی این چمنابشینی یا توی ننو تاب بخوری چقدرلذت بخشه
چقددیدن عشقوابرازعلاقه وتوجه واحترام شمابه هم لذت بخشه
چقد حال خانم شایسته اینجاخوبه وقتی صدای نفسش اومد انگار یه ارامشی توقلبش بوداون لحظه
افرین افرین ماشالااا واقعا تحسین برانگیزشجاعت استاد ک ازهیچی نمیترسه چقد قویه و چقد برترسهاش غلبه میکنه این ینی قدرت روفقط خدامیدونه واین چه نعمت بزرگیه توحیدداشتن واین بهشت وعشق و نعمتهانتیجه ی توحیده
نوش جانتون
به نام تنها فرمانروا هدایتگر هستی
شکرت برای یه فایله دیگه وکلی حس خوب دیگه
واقعا چجوری سفرنامه با عشق بی نهایتش منو خودش حل میکنه یه ارامشی میده
مثل بدن کوفته ای که از ورزشی سنگین خستس وبا دوش گرم ماساژ از پزیرایی بشه
یه حس رفرش تازه گی برام میاره این زندگی در بهشت خداروشکر صبحا از خاب بیدار میشم خودمو غرق درش میکنم خیلی لدت بخشه شکرت
ودیگه استاد جونی چه رابطه قشنگ پر از عشق راحتی واحترام ترکیبی جادویی دارید
وایی استاد خوب حال با نهایته توان به خودت لذت میبخشی ننو اسموتی ماساژ هر چی دلت میخاد اسوده میفهمی وکلی لذت میبری شکرت
برای این قلبای مهربون عاشق
وشکرت به خاطر خاطره استاد ودانشجوهایی که با عشقون توی حمک میخابن واین استاد عزیزم با عشقش توی این بهشت اسوده رها چه حالی میکنه
استاد واقعنی دیگه بهشتگه دریاچه صدای پرندگان ازادی مالی
من میخام توی زندگی در بهشت باشم واروم اروم درسامو بشنوم درک کنم وعمل کنم حرفه ای بشم
منم به امید رب اولین فایلمو سفرنامه گزاشتم توکل به رب ومیدونم از هدایتش بی نصیب نیستم وکلی لذت داشت برام وتوجه به زیبایی ها بود
وقتی با عشق طرحی زیبا میزنی ودوباره تدوین وپخش طرح زیبا حالت خوبه دیگه داری ایده میدی حرکت میکمی توجهتم به زیبایی دیگه
وبرایم توی کامنتا خوندم
توی فایل هم جهت با رب میگه سپاسگزاری بالاترین فرکانس به رب
والبته من هیچی مثل سفرنامه نمیتونه حسم خوب کنه یا زندگی در بهشت قشنگ میفهمم چقد حال میده ولی هنوز انرژی سپاسگزاریو کامنتو نفهمیدم حالا همشون خوبن دیگه رب جونی خودش هدایتم میکنه خیالت راحت چون حالت خوبه وبه رب وصلی
@@@@
دختر دمت گرم میخام اینجا ازت تعریف کنم
ما رفته بودیم یه تالا ب سرسبز خوشگل وبعد یه رودخونه زیبا ویه قایقم توش من کنکاو شدم رفتم قایق زیر نظر بگیرم از این منظره رویایی که مثل بهشت استاده لدت ببرم وبعد یه صدایی شنیدم قشنگ کناره پام چند سانتی مار بود انگار زنگی بود یه صدایی خاص
ومن با کمال ارامش شجاعت رفتم برای خانواده تعریف کردن
ومن قبله اشناییم چقد عادتهام مثل استاد داشتم شجاعت کنکاو شاد شکرت برای عادت های الهیم