پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» - صفحه 33

759 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1621 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم دراین سایت الهی

    سپاسگزارم از خداوند که در هر لحظه هدایتم میکنه که ثابت قدم باشم در این مسیر ،مسیری که میتونم خودم رو پیدا کنم و چقدر بهم کمک میکنه که بهتر قدم بردارم و انگیزه داشته باشم در جهت رشد و بهبود خودم متعهد بشم که هرروز این فایلها روببینم و برای خودم ردپا بزارم چون خیلی بهم کمک میکنه که توجهم روی این آگاهی‌ها باشه

    و هر چقدر در این سایت الهی باشم ذهنم کمتر نجوا داره و بیشتر خدا صحبت میکنه با من که با پروژه گام گام احساس کردم قشنگ یه لایه دیگه از شخصیتم اومد رو و الان این پروژه در کنار کار کردن روی دوره قانون سلامتی وکار کرد دوباره 12 قدم چه مکمل بینظیری قراره برام بشه دوست دارم حرکت کردن و قدم برداشتن همواره در درون من وجود دارد

    بهترین راه برای تحقق خواسته هایمان طی کردن تکامل و لذت بردن از مسیر تحقق اهدافمان است به دلیل طی کردن قانون تکامل و تغییر باورها مسیر را به درستی طی کرده و زندگی کرده ام خوشبختی را در هر مکانی تجربه کنیم تنها سعی کنیم باورهای خود را بهبود داده تا جهان ما را به مکان بهتر هدایت کند

    چون من بارها و بارها اعجاز نوشتن و انجام تمرینات اموزش های استاد عباسمنش تو زندگیم دیدم و به لطف خدا روزگارم تغییر و تحول خوبی گرفت و شرایطم در تمام جنبه ها فوقالعاده عالی و با قانون تکامل آرام آرام پیش می‌رود

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2058 روز

    سلام ودرود بر اساتید جان

    سپاسگزارم از اینکه تجربه های گرانبهاتون را با عشق وبه رایگان در اختیارم ن می‌گذارید تا ما هم بتونیم به یک مدار بالاتر بریم. چند وقتی بود که دلم میخواست مدار بالاتری را تجربه کنم همه چی روتین شده بود وفقط با فایل های توحیدی که استاد زحمتش را می‌کشیدند فرکانس هام را نزدیک فرکانس خداوند نگه می‌داشتم. اما یکوقت هایی هم نجواهای شیطان آرام آرام کار خودش را انجام می‌داد واحساسم را پایین می‌ کشوند که سریع به فایل های استاد رجوع میکردم دوباره به خودم یادآوری میکردم که زهرا حواست به کانون توجهت باشد. ببین افکارت از چه جنسی هستند محدود کننده یا قدرتمند کننده است. غم گذشته است یا ترس از آینده است. استاد گاهی خیلی برام سخت میشه وقتی میبینم که 53 سال باور شده که خوب بچه هامون باید ازدواج کنند وتشکیل خانواده بدهند والان شرایط باورها تغییر کرده هرکسی آزاده که هر طور دلش میخواد میتونه زندگی کنه ودیگه به پدر ومادر ربط نداره. گاهی ترس واندوه میاد اما دوباره کنترل ذهن میکنم از جا بر می‌خیزیم می‌گویم از سرراه خداوند کنار بروم بچه هام حق دارند که خودشون تصمیم بگیرند برای آینده شون. وهرطور که دلشون بخواد میتونند زندگی کنند. با این حال دوست داشتم که از مدار فقر بیرون بیام وبه مدارثروت راهیابم. انشالله با این پروژه اتفاق میفته. و البته خداوند وعده فزونی وپیشرفت داده. وبه حق هم که همینطوره وهرچه جلوتر میریم مسیر ها راحت تر هموارتر میشه. الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    اعظم پور هدایتی گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    سلام به استادومریم شایسته که شما عشق وخوبیها وشادیها ومربی معلم بینظیر پیام آور هستید

    سلام به خانم شایسته گلم بااین پروژه ای بینظیر که شروع کردیم

    ای ول استاد منم واقعا لذت میبرم بابت اینکه درمورد توحید که میگید وفقط رو خدا حساب باز کنیم وقدرت رواز آدمها بگیریم

    وبه ادمها ندیدم خیلی راحت و سریع پیشرفت میکنیم وبه خیلی از موفقعیتها میرسیم واصل هم همینجوریه من خودم قبل از اینکه قانون رو متوجه شده باشم خیلی قدرت به آدمها میدادم بیش از اندازه ویکسر هم ضربه می‌خوردم از دستشون والان خیلی خوب متوجه حرفهای استاد میشم چونکه همه این حرفها حرفهایی هستن که ما داریم باهاش زندگی میکنیم و واقعا کل قدرت و اختیار جهان دست خداهست و مدیریت میکنه همین مهاجرت شما استادکه همه چیز هماهنگ شده بود با مهاجرت شما و انگیزه تو قدم 12فایل 6هم گفتید که انگیز ازجایی شروع میشه که بگن تو نمیتونی این کارو انجام بدی واون شوروشوق شروع میشه واین شوروشوق ودرخواستی هست که شما داشتید شدوامکانپذیر بود ای ول استاد منم خیلی دلم میخواد از نقطه امنیتی بیام بیرون ووارد چالش بشم واز پسش بر بیام وتجربهای عالی یاد بگیرم وبه قول خودتون کشف کنم یه جریانی رو و تکامل درخواست واقعا جواب میده چونکه من درمورد هرکاری وقتی تکاملم رو گذروندم بهتر پیشرفت کردم ولی اگر تکاملم طی نشه .واقعا اذیت میشم. بخام یهو کاری انجام بدم وسری انجام بشه انشاالله من هم مثل گل و بلبل مهاجرت کنم مثل. پادشاه وبه هر جایی که میخام برم و درمورد اعتبارات تاکیدی درمورد مهاجرت به نظر من قانون رو بدونیم که هرچیز تکاملی طی بشه

    وافکار باور توجه خیلی خیلی مهم هست تو موفقعیت ما واگر ما کار میکنیم رو خودمون وتغیرمیکنیم وبا کارکردن ر وی خودمون هست واگرکار نکنیم رو خودمون دوباره به عقب برمیگردیم وقتی یکی میگه این کاری که من میخام انجام بدم ومیگه نمیشه میگم وقتی تمام قدرت دست خدا هست وخدا هست که مدیریت می‌کنه وتمام اختیار رو دردست داره چرا آدمها میگن نمیشه اتفاقا میشود چونکه خدا بهترینها رو برای بنده‌اش میخواهد پس میشود و امکان پذیر هست وقتی خدا میگه هرچه را بخواهی من بهت میدم چرا آدمها با قانونهای خودشون که میگذارند و میگه نه نمیشه اصلا چنین نیست میشود خدا میگه درخواست کن ومن به درخواست شما پاسخ میدهم خداجونم عاشقتم دوستت دارم درباره سال پیش خیلی خیلی هم تغییر کردم وهم پیشرفت کردم خداجونم شکرت استادزبال حال توشد واگاهیهای عالی رو بهم دادی علم بی‌نظیر رو بهم دادی واقعا من لیاقت بهترینها رو دارم واز همین موقعیتی که دارم هم خوشحالم

    وتمام باورهای نامناسب هم اگر درمورد مهاجرت داشته باشم رو خودم کار میکنم تا تغییرات عالی رو به دست بیارم خداجونم عاشقتم که تو مسیر عالی منو قرارم دادی وقانون اصل جهانتو بهم گفتی ومیتونم اگر دارم مسیررو اشتباه میرم چجوری درستش کنم وحالمو حسمو ارامشمو عالی وعالیتر کنم استاد عزیزم سپاسگزارم مریم خانم گلم سپاسگزارم دوستان گلم سپاسگزارم وقت میگذارید وکامت منو با عشق می‌خونید موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    الیاس و فاطمه سادات گفته:
    مدت عضویت: 1676 روز

    سلام سلام سلام به همه دوستان استاد عزیزم و مریم جان دقیق

    مریم جان چرا صوت گذاشتید،ویدئو میگرفتید که من خیلی دوسدارم بدونم موهاتون چقدی شده :)

    چه جالبه همزمانی این فایل ها با قدم به قدم ایمان و عمل صالح منو الیاس جان.

    ایشون همیشه طبق باورهای گذشتگانمون خودش رو مسئول خانواده میدونس و من هم دیگه واسم جا افتاده بود که همسرم همیشه باید در تلاش باشه تا نیازهای خانواده رو رفع کنه.

    تا زمانیکه بعد از تضادهای زیاد بااین سایت جواهر آشنا شدیم و بعد از 3 سال کار کردن روی خودمون و رسیدن به سلامتی و آرامش و عزت نفس و روابط عالی،بررسی کردیم که چرا نتایج مالی تغییرات اساسی نداشته و متوجه شدیم دیگه الیاس باید خودشو دوست داشته باشه.

    ایشون میگه 20 سال تو شغلی بودم که علاقه و هدف اصلی من نیست و تمرکزم رو میگیره چون تاحالا فکر میکردم راه درامدم جداس از راه علاقم.و از امروز ما مرحله به مرحله داریم مغازه و ابزار و اجناسشو کات میکنیم از زندگیمون.

    باغ پسته که براساس اجدادش در کنار کارهاشون بهش رسیدگی میکردن حالا دیگه میگه بسمه.کاری که علاقه ندارم و تمرکزمو میگیره و اذیت میشه دیگه نمیخوام.

    ما اهداف و خواسته هامونو واضح مینویسیم و هرشاخ و برگ اضافی که نمیذاره به خواستمون برسیم رو کات مکنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    رامین گفته:
    مدت عضویت: 1496 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز

    من یه سوالی داشتم حالا شاید این سوال برای اونایی که دوره های استادو گرفتن هم پیش بیاد خوب استاد تو فایل های دانلودی یجوری صحبت میکنن یجوری خوب توضیح میدن یا از زندگی خودشون میگن که ما هم میبینیم و دل ما هم میخواد که اون زندگی که استاد دارن ما هم داشته باشیم ولی دوره ها را که میگیری جلسه های اول دوم دوره ها خوبه همون حرفایی که توی فایل های دانلودی هم هست بعدش که میری جلسه های بعدی گوش میدی جلسه ها را استاد با حرفاش آدمو خیلی دلسرد میکنه مثلا میگه درسته من گفتم ثروت راحت به دست میاد ولی باید تکاملو طی کنی صبور باشی کنترل ذهن داشته باشی ولی تمریناتو زیاد واضح نمیگه که چکار کنیم چه تمرینی انجام بدیم خوب منی که دارم روی دوره ای که خریدم کار میکنم بعد کاری را که انجام میدم اصلا دوستش ندارم کلا با افکار من سازگار نیست خوب الان من چطور کنترل ذهن داشته باشم افکارم را چطور کنترل کنم دوستانی هم که تو لایو ها یا برنامه های شما از شما سوال میپرسن یا جواب نمیدن یا هم جواب بدین یجوری جواب میدین که آدم پشیمون میشه که چرا سوال پرسیدم خوب ما این دوره ها را از شما گرفتیم که بتونیم زندگیمون را تغییر بدیم مخصوصا از لحاظ مالی که من روانشناسی ثروت یک را گرفتم که هیچ نتیجه ای نگرفتم کارمو هم از دست دادم این دوره هم که تو فایل های دانلودی گوش میدادم شما میگفتین که کسی که میخواد از لحاظ مالی ثروتمند بشه دوره روانشناسی را خرید کنید‌‌.

    من از استاد و دوستان عزیزی که از دوره های استاد نتیجه گرفتن مخصوصا از دوره روانشناسی ثروت یک به من هم بگن گه تمریناتو چطور انجام دادن که نتیجه گرفتن من هم بتونم نتیجه بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 813 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَالضُّحَى

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى

    (1-3/ضحی)

    سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرده‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام …

    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●

    سلااااااام مرد بزرگ (امان از اشکهام امان از احساس خوبم ننوشته برای الگویی چون شما مزاحمم میشوند) مرد بزرگ ای کسی که الگویی هستی برای تمام دوران ها یعنی تمااااام دوران ها میخوام فریاد بکشم به همه بگم شما رو معرفی کنم

    دلم میخواد همه شما رو بشناسند اما من دختر حرف گوش کنیم و به حرف شما گوش میدم اگر کسی در مدار باشه میاد اینجا اگر روزی به نقطه ای رسیدم و التماسم کردن میگم سایت عباسمنش دات کام و تامام….

    میدونید من امروز شما رو یک الگوی تمام عیار برای خودم انتخاب کردم شاید بعد از 10 ماه عضویت گفتن این جمله کمی خندار و تعجب برانگیز باشه

    آره استاد من شما رو یک انسان خیلیییییییییی متفاوت میدونستم یعنی جوری که انگار میگفتم شما فرق داری ، ته فکرم این بود من یا حتی میگفتم خیلیا نمیتونن به گرد پای شما برسن اما امروز حال عجیبی احساس قدرت بیشتری دارم بزار برای آرزوی سال‌های بعد بنویسم چطور شده …

    ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●

    من از وقتی تو این مسیر الهی هستم به لطف خدا و اموزه های بی نظیر شما استاد عزیز پسرفت نداشتم…

    کلی بدهی پرداخت کردم

    قسط و وام ندارم

    ارتباطم با خداوند خیلی خوب شده

    رزق و روزی از هر طرف برام میباره

    رابطه عاطفیم با همسرم خیلی خوب شده

    شخصیتم تغییر پیدا کرده منی که قبل از شما با همه سرجنگ داشتم الان آرومم با هیشکی سر جنگ ندارم اروممم خیلی جاها شاکرم خیلی تلاش می‌کنم غیبت نکنم و اینها همه از فضل خداست

    و پیشرفت بوده و پیشرفت سود بود و سود ، اما راضی کننده نبوده ….

    در پی همین فکر بودم و کشوندم خداوند رو پای میز مذاکره گفتمش رب من میخوام باز ایمانم قوی تر بشه می‌خوام خوشبخت تر، موفق تر، ثروتمند تر، سالم تر بشم من حق طبیعیم رو ازت می‌خوام من بهشت رو هم این دنیا میخوام هم اون دنیا ….و هدایت شدم به سمت کتابی که در روز اول عضویت با همون هدیه استاد خریده بودم کتاب رویا هایی که رویا نیستند

    و (سکوت عظیمی تمام وجودم رو فرا گرفت الله اکبر) میتونم بگم عجب کتابی، ،عجب نگاهی، عجب تلاشی، عجب الگوی تمام عیاری استاد

    یعنی این کتاب پرفکت عاقاااااااا بی نظیررررر دنیا جمع بشه نمیتونه همچین آموزشی رو توی یه کتاب جمع کنه … در اثنای فصل اول کتاب، فیلم راز رو استاد همش نوشته بودن ، امروز با اینکه صبح خیلی خوابم میومد ولی گفتم باشع حالا تو خواب و بیداری بهش نگاه کنم اخه این رو استاد معرفی می‌کنن ببینم چیه ، استاد خدا شاهده من در کلمه به کلمه اون مستند شما رو دیدم میدونید چیه ؟؟؟؟

    من فکر میکردم شما ذاتا مادرزادی همینطور هستین که الان ما میبینم موفق شاد ثروتمند سالم و و و ، می‌شنیدم میگید روزی بوده که روغن نداشتین تو خونتون اما انگار یه صدایی از دور میگفت نه حالا شاید اونطوری هم نبوده(صدای ذهن) می‌شنیدم تو مسافرخانه های ناصر خسرو موندین اما انگار یه صدایی میگفت: نه اینطوریم نبوده شاید، باز همون صدا از دور میگفت شاید خداوند این فرد رو متفاوت آفریده اونو خیلی باهوش آفریده(همه این تفکرات باعث می‌شد که یه جاهایی خودمو توجیه کنم که حالا تو با استاد فرق داری بی خیال و ازاین حرفها :ترمز من بود:)اما جان دلم استاد بی نظیرم الگوی تمام عیار تمام دوران‌ها ،اونجایی که تو فصل اول کتاب رویاها داشتم میخوندم و دیدم نوشتین خیلیا مستند راز رو دیدن اما افراد کمی اجراش کردن افراد کمی عمل کردن شتابان رفتم دیدنش و فقط حیرت زده بودم بهم نخندید اونجا من فهمیدممم که شما از یه سیاره دیگه نیستی شما هم عین مایی اما تفاوت در ایمان شکست ناپذیر مونه در اراده پولادین در جهت رسیدن به هدف

    فارغ از غوغای جمع لذت بردن از زندگیه چقدر شما خوب اجرا کردین قوانین زندگی رو، چقدر ما خوشبختیم که جهان ما رو با فردی آشنا کرده که میگه نترس با من باش نمیزارم خطاهایی که من رفتم رو تو بری شما خیلی مهربونییی استااااااااد

    خیلی وقتا من شما رو تحسین میکنم اما امروز هر صدم ثانیه به شما افتخار کردم تحسینتون کردم از عمق قلب به همزمانی بودن خودم در این دنیای مادی با شما خیلی افتخار کردممممم وقتی تفاوت درکم از یک کتاب رو در زمانهای مختلف میبینم خیلی واضح میفهمم که مدارم فرق کرده که من درکم رفته بالاتر و یاد حرف شما میفتم که گفتین اگر فرضا این کناب رو الان کامل بخونید و بعد از مدتها دوباره بخونید چیزهایی را می‌فهمید که قسم می‌خورید تا بحال نخونده بودین تو اون کتاب ….

    امروز آگاهی به من نسبت به انرژی برتر جهان (خداوند )داده شد که من رو در نابترین احساس تا به الان برد (کافیه این احساس خوب رو تکرار کنم و خودم رو اون بالا بالاها ببینم )

    من در رکابتم استاد بزرگوارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1798 روز

    ” مهاجرت به مداربالاتر”

    بانام خداوند رحمان ورحیم

    سلام وهزاران درود بربزرگ بانوی توحیدی خانواده صمیمی عباسمنش

    سرکارخانم شایسته نازنین

    با نام و یاد ایزد دانا آغاز به سخن که می‌کنید

    کلمه‌ها به پرواز درمی‌آیند و بالا می‌روند و می‌پیوندند با کانون هرچه «کلمه طیبه» است.

    سخن بگویید تا چشم‌ها، از خواب ندانستن برخیزند،

    تا قدم‌های خشکیده توانی تازه بگیرند،

    تا حرف‌ها و گفته‌ها، مهمان‌مان کنند در لحظاتی چند.

    سخن بگویید تا حروف الفبا دانه دانه بر زمین باران‌ندیده جانمان ببارند

    و خوشه خوشه حدیث زندگی از وجودمان بروید.

    خانم شایسته نازنین چقدردلتنگتان هستیم روزها است انتظارمیکشیم تاچهره نورانی وصدای اسمانی شما واستادعزیزمون رادرپارادایس زیبا وبهشتی ببینیم اما انگاردراین انتظارحکمتی است که مادانشجویان ودلباختگان مکتب عباسمنش ازآن بی اطلاع هستیم

    انگارمدتی است شمادوفرشته نازنین جداازیکدیگر درحال انجام وظیفه سترگ ومهمی هستید برای رشدبیشتر و تعهدی که به خدواند رحمان داده ایدونتیجه آن درآینده نزدیک میلیونها انسان ازجمله دانشجویان خانواده عباسمنش راسیراب ترکنید

    وبه مرزخوشبختی وسعادت برسانید

    امروزهم طبق عادت همیشگی دراین چندسال اول صبح رفتم سایت تاشایدخبرتازه ای باشد.اما خبری نبود

    حول وهوش ساعت 11 حسی گفت مجددا برو سایت رفتم

    وای خدای من پروژه جدید

    ” پروژه مهاجرت به مداربالاتر”

    خانم شایسته نازنین بسیارتابسیارسپاسگزار شما نازنین واستادعباسمش عزیز هستیم

    شماها چه کردین باما؟

    5سال است که خداوند دوستم داشت ومنو به این مسیرالهی هدایت کرد وروز به روزمشتاق تر دراین مسیر گام برداشتم وشکرخدابه جرات میتونم بگم یه جورایی ازبدنه جامعه جداشدم انگاردرکره خاکی دیگری زندگی میکنم وحاظرنیستم حتی یک دقیقه به زمان قبل ازاشنایی بااستادبرگردم وحتی فکرکنم

    خدایاشکرت که دراین مسیرالهی هستم

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    دراینجا ازخداوند رحمان درخواست دارم که کمکم کند تا متعهد باشم که با پروژه جدید

    ” مهاجرت به مداربالاتر” همچون پروژه تاثیرگذار وفوق العاده ” خانه تکانی ذهن” همراه شوم وازاگاهی ها وبرکات این پروژه نیز بهرمندشوم

    خانم شایسته بزرگوارچقدرخوشحالم که صداتون شنیدم

    امیدوارم به زودی زود شما واستادنازنین رادرکناریکدیگر ملاقات کنیم

    درپناه الله یکتا شاد،سلامت وبرقرارباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2937 روز

    بنام خداوند مهربان و وهابم

    خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل

    سپاسگزارم از خداوند که در هر لحظه هدایتم میکنه که ثابت قدم باشم در این مسیر ،مسیری که میتونم خودم رو پیدا کنم و چقدر بهم کمک میکنه که بهتر قدم بردارم و انگیزه داشته باشم در جهت رشد و بهبود خودم

    سپاسگزارم استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز هستم که فایلهای مربوط به پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر رو دسته بندی کردین که ما بچه های سایت راحت تر بتونیم این فایلها رو ببینیم و خدا رو شکر میکنم

    و متعهد بشم که هرروز این فایلها روببینم و برای خودم ردپا بزارم چون خیلی بهم کمک میکنه که توجهم روی این آگاهی‌ها باشه و هر چقدر در این سایت الهی باشم ذهنم کمتر جفتک میزنه و بیشتر خدا صحبت میکنه

    یکماه پیش تصمیم گرفتم و متعهد شدم توی سایت باشم و فایل گوش بدم و کامنت میخونم و کامنت میزارم احساسم هر روز بهتر و بهتر میشه و آرامشم بیشتر شده و دیشب ی مشتری بهم زنگ زد وقتی داشتم باهاش حرف میزدم و فایل معرفی میکردم بهم گفت با شما صحبت میکنم آرامش گرفتم و کاش همه همکارای شما مثل شما بودن با اونا صحبت میکنم استرس میگیرم و چقدر خوشحال شدم که نشونه ایی بود و تاییدی بود ک این جمله رو از زبان خدا بشنوم ک مسیرم درسته و اون حال خوب و ذوقی که داشتم احساسم رو چندین برابر کرد

    و باید ادامه بدم چون این مسیر فقط لذت بردنه

    ایاک نعبد و ایاک نستعین ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 98 رای:
  9. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2120 روز

    سلام

    تبریک و خوشحالی و هیجان و یه عالمه حس های مختلف رو دارم تجربه میکنم چه شووود

    مریم جونم چقدر خوشگل کردی که این روند و چچقدر اون عکس با کلیدهای قانون که هرکدوم یه رنگ هستن به دل میشینه و روند و اکلیلی تر کرده ممنونم ازتون بانوی زیبا

    چه خوووب

    من که با پروژه گام گام احساس کردم قشنگ یه لایه دیگه از شخصیتم اومد رو و الان این پروژه در کنار کار کردن روی دوره قانون سلامتی چه مکمل بینظیری قراره برام بشه

    چون فایل های کلیدی توحید در عمل دیگه اخراش هست چه خوب که یه پروژه دیگه در دست اقدام هست

    بریم ب امید خدا شروع کنیم

    ممنونم ازتون یه عالمه مرسی که در کنار رشد خودتون به فکر ما هم هستین

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
    • -
      شادی مرادی گفته:
      مدت عضویت: 1632 روز

      سلام ب ندا جان

      امیدوارم هرجای این کره ی خاکی باشی

      حال دلت همیشه خوش و خرم باشه

      و خیروخوبی پیشه ی راهت باشه بانو

      ندا جان چقدررررر شبیه جورجینا خانم کریستین هستی

      چهرت فوق العاده آروم و مهربونه

      خداروشکر ک از قانون سلامتی استفاده کردی

      و قطعا نتایج خوبی حاصل شده

      امیدآن دارم ک در این مسیر الهی همواره در حال حرکت باشی

      و از آگاهی های مسیر استفاده کنی یک زندگیه فوق العاده برای خودت رقم بزنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        ندا گلی گفته:
        مدت عضویت: 2120 روز

        سلام عزیزم

        چه جالب دقت نکرده بودم به شباهتمون شاید هم تو این عکس شبیه ش هستم

        البته بهم میگن همیشه شبیه یکی هستی ولی نمیدونم کی :))

        ممنونم دوست من از تعریف و نگاه زیباتون

        اره خدا رو شکر تازه یک هفته هم نشده شروع کردم این دوره رو و خیلی ذوقش و دارم

        به امید خدا ممنون از دعای خوبتون شما هم کلی موفقیت های بیشتر کسب کنی مهربون

        قلب و گل های فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2213 روز

    بنام خدای مهربان

    سلامودرود به همه دوستان و عزیزانی که در حال خوندن این متن هستن.

    خوشحال و سپاسگزار خدا هستم که منو به این مسیر هدایت کرد.

    استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز؛ خیلی ممنونم که مسبب جاری شدن این اگاهی ها شدین و مسیر رشد و پیشرفت رو برای افراد مشتاقی مثه من به اشتراک گذاشتین.

    صبح که دستورالعمل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر دیدم ،حس شعفی تو وجودم بیدار شد و تمام وجودم گرایش پیدا کرد که توش شرکت کنم و به صورت متمرکز هر گام دنبال کنمو بیشتر از حد توانم متعهد به انجام تمریناتش باشم.

    یه حسی بهم میگه این پروژه همون کلید یا کاتالیزوری میتونه باشه که از ابتدای سال 1403 تا به الان دنبالش هستم.

    این تصمیم در حالی گرفته شد که دنبال جوابم در بازبینی بخش های مختلف قانون افرینش بودم + طبق گزارشی که در اخرین جلسه ثروت دو ثبت کردم ، نمیخواستم کامنتامو تو سایت آپلود کنم و مثه یه روح هر ساعت و هر روز بین فایل ها و دوره ها پرسه بزنم به امید اینکه خدا هدایتم کنه و فصل جدیدی تو زندگیم شروع بشه ،، کع، ، این دسته بندی برای اولین بار تو سایت تعریف شد و بهم الهام شد مهاجرت به مدار بالاتر از طریق شرکت تو این پروژه و گوش کردن مجدد فایلاش اتفاق میوفته…

    خب

    دلم میخاد یه سری حرفا و گزارش ها رو در امتداد قرار گرفتن در سینرژی این پروژه بنویسم و یه ردپا بذارم واسه اینده ای که میدونم برمیگردم به این متن تا ایمان و اطمینانم به ادامه مسیر تقویت بشه.

    چون من بارها و بارها اعجاز نوشتن و انجام تمرینات اموزش های استاد عباسمنش تو زندگیم دیدم و به لطف خدا روزگارم تغییر و تحول بزرگی گرفت و شرایطم در تمام جنبه ها فوقولاده عالی و باب میلم شد .

    .

    . چن روز پیش که مشغول دیدن لیست 107 ارزو، و دریم برد ارزو هام بودم، فهمیدم به خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون چیزایی که یه روز به چشم یه دستاورد رویایی و آخرت کامیابی نگاهشون میکردم، رسیدم و حتی از خیلی چیزاش پُر شدم و دیگه نمیخام داشته باشمشون.

    خدارو صدهزار مرتبه شکر.

    مجدد یه لیست از خواسته ها و دریم برد جدیدی واسه خودم طراحی کردم، اما اینبار استراتژی قبل نداشتم، بجای تردید یه جورایی حس اطمینان داشتم و گاهی که ذهنم میگفت ااااااین هدف که خیلی ماورایی و غیر ممکنه، بهش میگفتم همون خدایی که دفه قبل این همه نعمتو بهم داد، یکبار دیگه هم لطفشو شامل حالم میکنه به این اهداف هم میرسونتم…

    خب

    نمیدونم چرا یه کوچولو سختمه نوشتن این کامنت و گزارش.

    اما طبق صحبتای خانم شایسته اولین «نه» رو به همین حسی که شاید از ترس مانیتور شدن و مورد نقد دیگران قرار گرفتن شروع میکنم و کاری که حس میکنم درسته رو انجام میدم؛

    این داستان مهدی وثوق ازونجایی شروع میشه که شب سال نو1403 در حالی که داشت تو یکی از بهترین لحظاتی که ساخته بود زندگی میکرد تصمیم گرفت به مداری بالاتر بره و شرایطشو ازینی که هست، باب میل و بهتر کنه و تحول بنیادینی تو زندگیش رخ بده …

    .

    من به لطف خدا؛ قانون و بازی رو کما بیش فهمیدم و تصمیم گرفتم این تحول از شغلم شروع بشه و با شرکت در دوره روانشناسی ثروت 3 فونداسیون جدیدی رو بچینم…

    دوره رو خریدم و همون روزای اول یه سری تضاد ظاهر شد!!

    چیزایی که واقعا غیر طبیعی و به ظاهر بد بود.

    در کمال ناباوری مشغول پیدا کردن علت و حل ماجراهایی شدم که حتی فکرشو نمیکردم و کما کان فایلارو دنبال میکردم روزا گذشت و طبق زمان بندی اموزشیم ، جلسات دوره اخر تیرماه تموم شد.

    بلافاصله وارد دوره ثروت دو شدم و بازم گاهی تضاد، گاهی نشونه های رسیدن به هدفی که مشخص کردم ظاهر میشد…

    روزا گذشت و من اموزه ها رو دنبال و مطابقش هر تمرین یا ایده ای میومد اجرا میکردم و 31 شهریور ، دوره ثروت 2 تموم شد و طبق برنامه ریزی که کرده بودم از کاری یه روز ارزوم بود استعفا دادم و اون مسیری که خواسته جدیدم بود باید شروع میشد.

    خب اینجا کلی حرف هست که واقعا رد شدن و رها کردن اون شرایط و دستاوردها،،، جای تامل داشت که از بازگویی و یادداشتش تو این متن صرف نظر میکنم.

    1 مهرماه به عنوان جشن پایان دوره و گذر از نیم سال اول سال ، تنهایی رفتم جزیره هنگام.

    خیلی غذا و لوازم برده بودمو به خانواده گفتم این سفر معلوم نیست چقد طول بکشه و تا وقتی به جواب نرسم برنمیگردم.

    (قبلا معجزه این حرکتو دیده بودم و جوابها گرفتم ازین کار)

    تنها ، ته جزیره، جایی که خودم بودمو خدا ، چادر زده بودم و مشغول راز و نیاز و گوش کردن رندم فایلای استاد عباسمنش بودم و هربار میگفتم میخام فصل جدیدی تو زندگیم شروع بشه و گرنه من اماده هستم که این زندگی تموم و بمیرم.

    و هیچ الهامی بجز صبر کن و لذت ببر نمیشنیدم.

    صبح روز سوم بود که رفتم تو دریا شنا کردن و آب بازی، بعدش پام که به ساحل رسید سرم گیج رفت و انرژیم کم شد بحدی که رو ماسه خوابم برد تا موقع غروب خورشید که با بدن درد شدید بیدار شدم.

    ( همیشه ساعتها شنا میکردم و این اتفاق نادر بود)

    چون نمیخام توجهم بره رو ناخواسته ها ازش میگذرم و خلاصه کلام ، مرگمو دیدم.

    با دردی که هیچ وقت تجربه نکرده بودم.

    اون شب با گریه گفتم نمیخام اینجا و این شکلی رخ بده.

    خلاصه به طرز معجزه اسایی خدا کمکم کرد و ساعتای دو صبح تو بیمارستان قشم بودمو ریکاوری و…

    خب

    روزا گذشت.

    امروز 11.10.1403 هست و خداروشکر من سالم و زنده ام اما هنوز اون تصویر و درخواستی که هررررر اقدامی واسه تحققش انجام دادم ، رخ نداده…

    نه اینکه کنسل شده باشه. نع، در هاله ای از بلاتکلیفی قرار گرفته.

    هر اقدامی هم که انجام میدم بی نتیجه میشه و انگاری تو همین مدار قفل شدم.

    ناگفته نماند خدا رو صد هزار مرتبه شکر ازهمه لحاظ شرایطم عالیه تونستم مسیرو ادامه بدم و در این بین نعمت های مختلفی وارد زندگیم شده اماااااااا لطف و رحمت خدا که انتهایی نداره.

    من ازش بهتر ازینو خواستم …

    من اون تصویری که ساختمو میخام.

    چرا تو این مدار موندگار شدم؟؟؟؟؟؟؟؟

    میدونم و دیدم بهتر ازین هست…

    و چن وقتیه همچین سوالی تو مغزمه که :

    چطور ظرف وجودم را برای دریافت نعمت های بیشتر، بزرگتر کنم؟

    چطور به مدار بالاتر مهاجرت کنم تا با تجربه با کیفیت تری از زندگی، هم مدار بشم؟!

    .

    لازم به ذکر است طی این حدود 5سالی که با استاد عباسمنش همراه بودم هییییچ وقت اندازه این برهه از زمان متعهد به انجام تمرینات و مشتاق به تغییر و عمل به اگاهی ها نبودم.

    خدا شاهد هست که من تو این سه ماهی که ازون اتفاق عجیب جزیره هنگامم میگذره از هیچ تلاشی برای تغییر و تحقق هدفم چشم پوشی نکردم.

    انصافا هیچ روزی نبوده که از سایت و اموزش ها فاصله گرفته باشم و بلکه وقتی اوضاع مطابق برنامه پیش نرفت با ولع و تمرکز بیشتر برگشتم سراغ مرور اگاهی ها تا علت این ناهماهنگی پیدا کنم + مهم ترین اولویت و مبنای زندگیم براینکه مطابق اموزش های استاد عباسمنش پیش برم.

    خلاصه

    طی این مدت مثه یه ایدئولوگ، تو دفترم مرحله مرحله اقدامات و گزارشارو نوشتم ، مطمئنم بلاخره هدایت میشمو دلیل این وقفه رو میفهممو به مدار بالاتری هدایت میشم.

    اولین باره با همچین مسئله ای رو به رو میشم و میدونم این نوشتن ها کمکم میکنه که دیگه این مدار معیوب واسم تکرار نشه.

    با نیت اینکه طبق صحبت های خانم شایسته ثمره ی اتمام این پروژه، صعود به یک مدار بالاتر و احاطه شدن با نعمت های بیشتر و با کیفیت تر واسم باشه این مسیرو شروع میکنم. ..

    .

    ارادتمند

    مهدی وثوق

    الان از : جزیره زیبای قشم / ایران.

    +1720

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 64 رای:
    • -
      مریم عبدلی گفته:
      مدت عضویت: 1543 روز

      سلام دوست عزیزم

      خیلی خوشحالم که هدایت شدم به خوندن کامنت زیبای شما

      واقعا لذت بردم؛ سپاسگذارم

      وضعیت من هم مثل شماست؛ به زعم خودم دارم تمام تلاشم رو میکنم خیلی از دوره ها رو به لطف خدا خریدم و نتایج خوبی هم گرفتم و انصافا هم زمان زیادی هر روز برای اینکار میگذارم اما احساس میکنم قفل شدم رشد م متوقف شده !!!

      خیلی فکر کردم که چرا اینطوری شده و چیکار کنم که از این مرحله رد بشم؟

      دلم بیشتر بهم میگه صبر کن و از زندگیت لذت ببر!

      اما انگار من منتظر چیز دیگه ای هستم!

      انگار نمیتونم لذت ببرم انگار همیشه منتظرم

      امروز (22/10/1403) چون شرکت تعطیل بود با اینکه کمی بی انرژی بودم رفتم کوه نزدیک خونه و همون اوایلش نشستم و چایی رو که همراهم برده بودم رو خوردم و داشتم به همین مسائل که خدایا هدایتم کن که چیکار کنم فکر میکردم که یکدفعه یه گربه اومد دقیقا کنارم روی سکو!

      فهمیدم که دلش نوازش میخواد! نوازشش کردم (من کلا از گربه و سگ ها زیاد خوشم نمیاد به همین خاطر نوازششون نمیکنم)

      گربه که حسابی خوشش اومده بود کم کم اومد تو بغلم و من ترسیدم و بلند شدم

      بعدش فکر کردم چه احساس خوبی داشتم وقتی که داشتم نوازشش میکردم!!@@

      بعد انگار یه حسی بهم گفت مریم جان تو واقعا شاد نیستی!تو منتظر آینده نیامده ای!

      درسته تو خوب داری رو آموزش‌ها کار میکنی اما نکته مهم اینه که تو دلت شاد نیست!

      تو زندگی رو زندگی نمیکنی!

      راست می‌گفت من خیلی وقت بود که از ته دل نخندیده بودم!!!

      شاید این دلیل توقف ام شده بود مگه قانون اصلی این نیست که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب!

      امشب تصمیم دارم در این مورد برنامه ریزی کنم نمیدونم چطوری؟ اما باید اینکار رو بکنم

      و حتما هم به ایده شما عمل میکنم اینکه با پروژه مهاجرت به مدار بالاتر همراه بشم مطمئنأ تاثیر گذاره!

      مورد دوم در مورد اینکه حالتون بد شده یاد یه خاطره ای از خودم افتادم قصد قیاس کردن ندارم صرفا یاد اون خاطره افتادم که براتون بازگو میکنم

      سالها قبل زمانی که مادرم فوت کرد و من عاشق مادرم بودم! یادمه همیشه به خدا میگفتم خدایا من نمیخوام بدون مادرم زنده باشم! من میخوام بمیرم! همون اوایل یه شب خواب دیدم که عزراییل داره منو دنبال میکنه که منو بگیره! و من با وحشت فرار میکردم ترسیده بودم و با خودم ذکرهایی رو تکرار میکردم مثل لا الله الا الله و … که از خواب بیدار شدم و دیگه از خدا نخواستم که بمیرم.

      باز هم سپاسگزارم دوست عزیز از کامنت زیبایی که گذاشتید

      بهترین ها رو برات آرزو میکنم

      موفق و شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: