توانایی کنترل ذهن - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1141 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد شکری گفته:
    مدت عضویت: 1752 روز

    سلام خدمت استادان عزیز و همچنین دوستان هم فرکانس

    چند سال پیش با یک دوستی که توی کار خودش در ایران موفقیت بسیار بالایی داره و حتی شعبات متعددی هم در خارج از کشور داره یه چندین روز باهاش همراهی داشتم یکی از بارزترین رفتارهای شخصیتیش که برای شخص من مشهود بود کنترل ذهنش بود و دیروز هم هدایت شدم به یک سایتی که در ارتباط با زندگینامه افراد موفق اطلاعات جمع آوری شده و در اختیار مخاطبانش قرار میده داشتم زندگی‌نامه یک سری‌هاشون رو که مطالعه می‌کردم دقیقاً مشهود بود که این افراد کنترل ذهن قوی از خودشون به نمایش گذاشتند یعنی تسلیم نشدند در برابر نجواهای ذهنیشون که خود من باید بیش از حد خودم زمان بزارم و بتونم این کنترل ذهن رو برای خودم توی زندگیم به ارمغان بیارم دقیقاً همون اوایل شروع سوره بقره هم ر ارتباط با کنترل ذهن آغاز می‌شه زمان‌هایی که خود من در زندگیم کنترل ذهن قوی داشتم دقیقاً توی همون شرایط اتفاقات فوق‌العاده و خارق‌العاده‌ای برای من رخ داده اتفاقاتی که سمشون رو می‌ذاریم معجزه و اگر من می‌خوام به جایگاه مناسبی در زندگی خودم برسم و بتونم تاثیرگذار باشم در جامعه و جهان یکی از بارزترین رفتارهای شخصیتی و درونی من باید کنترل ذهن باشه پس من باید روی این مبحث زمان بذارم بفهممش درکش کنم که این یک قانون است یادم میاد اشتم یه کاری رو انجام می‌دادم که خیلی علاقه شدیدی بهش داشتم و خیلی حالم رو از درون خوب می‌کرد و یادم هستش که من پولام تموم شده بود یادمه یه 10 هزار تومن توی جیب من بود موضوع برای سال 99 هست و این ذهن من به من گفتش که برو با این 10 هزار تومن برای خودت فقط لواش تهیه بکن که چندین روز بتونی باهاش زندگی بکنی نمیری اما کاری که من کردم با همون 10 هزار تومان رفتم هم یک بربری خریدم و هم یک خامه که 10 هزار تومان تموم شد جواهای ذهنم به این شکل میومدن که دیگه قراره از گرسنگی بمیری اما من به قدری داشتم از اون کاری که انجام می‌دادم لذت می‌بردم که جواب ذهنم رو اینگونه بهش می‌دادم که می‌گفتم اصلاً اشکالی نداره مهم این هست که با حال خوب می‌میرم مهم این هستش که اگر هم یه سریا اومدن بالای سرم دیدن که من از گرسنگی مردم می‌بینن که من در حال انجام کاری بودم که داشتم ازش لذت می‌بردم هر وقت که در طول روز این نجوا به سمت من میومد من می‌گفتم اصلاً مشکلی نداره من با حال خوب می‌میرم و اتفاقی که افتاد دقیقاً غروب همون روز خدای مهربان جواب مثبت رو به من داد و از طریق دستانش به من پول رسانی کرد دم هستش اون روز خیلی کنترل ذهن قوی از خودم به نمایش گذاشتم اصلاً به هیچ عنوان اجازه ورود به ذهنم نمی‌دادم فقط و فقط غرق اون کاری بودم که داشتم ازش لذت می‌بردم فقط و فقط اون موقع حال خوب برای من مهم بود و جوابش این شد که تا به اون روز من توی زندگی خودم یک همچین درآمدی نداشتم و خداوند جواب کنترل ذهن من رو با یک مبلغی جبران کرد که به راحت‌ترین حالت ممکن خواسته‌هایی که من داشتم برآورده شد نه تنها خواسته‌های من برآورده شد بلکه کلی هم از اون مبلغ برای من موند و حتی ماد من به خدای مهربان خیلی بیشتر شد و یادم هستش که با قدرت بسیار بالاتری من پول خرج می‌کردم چون می‌گفتم که خداوند باز هم جواب می‌دهد و از اونجایی که من خودم رو شناختم و شناسایی کردم من یک فردی هستم فراموشکار یعنی همین چیزهایی که اینجا یادداشت می‌کنم رو اگر تکرارش نکنم قطع به یقین خیلی زود من فراموش خواهم کرد و به این دلیل هستش که کامنت یادداشت می‌کنم که اثر داشتن کنترل ذهن توی زندگیم بیشتر بشه و بفهمم که باید کنترل ذهن داشته باشم در هر شرایطی حدوداً 15 روز پیش رفته بودم به یک پارکی که اونجا مشغول پیاده‌روی و ورزش شدم بعد از اینکه اومدم سمت ماشین دیدم که ماشین روشن نمی‌شه و و یادم میاد که حالم بسیار خوب بود و گفتم خدایا خودت اوکیش کن و با باتری ساز تماس گرفتم و بهش گفتم که یک همچین اتفاقی افتاده و ایشون یک سری راهنمایی‌ها کرد که بتونم ماشین رو روشن بکنم اما روشن نشدگفتش که باید ماشین رو فردا صبح بیاری مغازه در صورتی که ساعت تقریباً 10 شب بود و من می‌خواستم که ماشین رو ببرم خونه و اتفاقی که افتاد از یک سری از افرادی که اونجا بودن کمک خواستم که کلی روی ماشین زمان گذاشتیم که بتونیم ماشین رو روشن بکنیم اما نشد خیلی جالب بود برام اون دوستانی که اومده بودن کمک انگاری من بهترین دوستشون بودم یا حتی اومده بودن به برادر خودشون کمک بکنن خیلی تلاش کردن که ماشین رو روشن بکنن اما اتفاقی که افتاد نشد و در آخر متوجه شدیم که پمپ بنزین ماشین سوخته و خوب اون موقع هم مغازه‌ها باز نبودند که بتونیم مغزی پمپ بنزین تهیه بکنیم و گفتم که خدایا توکل به خودت خلاصه توی همون جایی که ماشین مشکل پیدا کرده بود ماشین رو گذاشتیم توی پارکینگ یک استخر و من کاملاً آروم بودم توی همون شرایط و جالبی داستان اینجاست که بعد از اینکه ماشین رو گذاشتیم توی پارکینگ اون استخر ن خواستم اسنپ بگیرم که اون دوستان گفتن نه ما شما رو می‌رسونیم به خونتون و خیلی برام جالب بود که خدای مهربان داره ارهای خودش رو انجام میده زمانی که من کنترل ذهن دارم و از کوره در نمیرم که چرا این اتفاق برای من رخ داده و جذابیت داستان باز هم ادامه‌دار بود که فردا صبح باتری ساز شاگردش رو ارسال کرد به سمت ماشین پمپ بنزین ماشین رو باز کرد و مغزی پمپ بنزین رو تعویض کرد و شاید جالب باشه که ایشون هیچ مبلغی بابت تعویض مغزی پمپ بنزین از من دریافت نکرد چون تقریباً 10 روزه پیشش مغزی پمپ بنزین رو من پیش خودم همین بنده خدا عوض کرده بودم می‌تونست که به من بگه باید پولش رو بپردازید و گفتش که کار ما ضمانت داره و ما رایگان کار شما رو انجام می‌دیم و من نتیجه این کار رو کنترل ذهن خودم می‌دونم می‌خوام به خودم بگم که اگر می‌خوام زندگی وبی داشته باشم آسان باشم برای آسانی‌ها باید از خودم کنترل ذهن به نمایش بزارم در سراسر زندگیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1634 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    امروز صبح حوالی ساعت 5 صبح، من داشتم استاد عباسمنش و خانم شایسته را خواب می دیدم که البته یکی از دوستان استاد هم بود و داخل ماشین اربی بودیم و قبل از استاد ما داخل ماشین رفتیم و نشستیم تا اینکه استاد آمد و احوالپرسی کردیم و شروع کرد به تدریس و من مطالب استاد عباسمنش را داخل یک سر رسید می نوشتم ، خیلی خواب خوبی بود ، البته شب قبل از خواب داشتم همین فایل را گوش می دادم تا اینکه خوابم برد. و فکر کنم با استاد و خانم شایسته هم فرکانس شده بودم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نبی گفته:
    مدت عضویت: 4230 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم

    جمله طلایی:اگر بتوانیم از جایی که هستیم لذت ببریم و بتوانیم در هر شرایطی ذهنمان را کنترل کنیم در این صورت به جهان نشان می دهیم که لیاقت جاهای بهتر را هم داریم.ممنون از استاد عزیزم به خاطر این فایلهای زیبا و پرمفهوم.در همین زمینه، قسمتی از یکی از نظرات سایت که دیروز مطالعه کردم را می گذارم که مطالعه آن خیلی به من در درک موضوع کنترل ذهن کمک کرد و گوش دادن به این فایل استاد رو برایم بسیار شیرین کرد:

    کسی که امروز، نمی‌تواند در پارک اطراف خانه‌اش قدم بزند و از دیدن درختان لذت ببرد، اگر سالها بعد در ونگن سوییس و در دامنه آلپ هم باشد، از آنجا دستاوردی جز چند سلفی نخواهد داشت. کسی که امروز، وقتی از خواب بیدار می‌شود، نرمش یا پیاده روی نمی‌کند. کسی که برای رفتن به نانوایی کوچه بالایی هم به دنبال سوییچ ماشین می‌گردد،‌ اگر روزی حیاط خانه‌اش باغی بزرگ باشد و اتاق خوابش هم به تردمیل مجهز باشد، نه در آن باغ قدم خواهد زد و نه بر روی آن تردمیل رو به باغ، خواهد دوید.

    در حقیقت ما باید با طی کردن تکامل خودمان، لیاقت خودمان برای دریافت ثروت بیشتر را به خدا و جهان ثابت کنیم و با این کار این فرکانس رو به جهان ارسال می کنیم که من ثروتمند و لایق هستم. در مورد بخشش هم داستان همین است.خداوند در چند آیه ابتدایی سوره بقره می فرماید: پرهیزکاران کسانی هستند که از آنچه روزی شان داده ایم به دیگران انفاق میکنند نگفته که پرهیزکاران کسانی هستند که بعد از اینکه ثروتمندشان کردیم به دیگران انفاق می کنند.

    بنابراین کسی که الان با همان بضاعت فعلی اش نمی تواند به دیگران کمک کند اگر با قول و قرارهای انفاق کردن هم به ثروت برسد نمی تواند به دیگران کمک کند. آیات زیر رو باهم ببینیم که خدا از خصوصیات پرهیزکاران و مومنان سخن میگوید و میگوید در هر زمانی و چه به صورت آشکار و پنهان انفاق میکنند

    الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿الأنفال: ٣﴾ / هم آنان که “نماز” را برپا می دارند و ازآنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند. (اشاره دارد به حضرت علی (ع) که در هنگام نماز انگشتر خود را به سائل بخشید)

    قُل لِّعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خِلَالٌ ﴿ابراهیم: ٣١﴾ / به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بر پا دارند، و از آنچه روزی آنان کرده ایم، “پنهان و آشکار” انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه پیوند دوستی و رفاقت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مسعود زندی گفته:
    مدت عضویت: 2721 روز

    سلام استاد عزیزم جناب آقای عباس منش

    بازم از خداوند سپاسگزارم که شما هستین.

    نمیدونم و در تعجب که هر موقع یه فایل میزارید، چقدر با وصف و حال من سازگاری داره.

    من تقریبا قوانین رو درک میکنم و همچنین درک میکنم که آینده ای وجود نداره که بخواهیم ازش بترسیم و ما خودمون خالق آینده خودمون هستیم

    این روزها ظاهرأ یه اتفاق خیلی سنگین و غیر مالی واسم افتاده که با دیدن این فایل خودم رو جم کردم و همین امشب رفتم و به آسمان نگاه کردم و دیدم چه قدرتی این بنای زیبا و عظیم رو با یک اراده خلق کرده و داره هدایت میکنه با خودم گفتم این مشکل من در برابر این قدرت هیچی نیست قطره ای از اقیانوس هم نیست.

    سپردم به خودش و ایمان دارم که به زیباترین شکل حلش میکنه. فقط بایستی تکامل رو فراموش نکنم.

    استا عزیزم از خداوند برایتان آرزوی طول عمر ، سلامتی ، شادی ، امنیت ، آرامش ، آسایش و ثروت رو خواهانم.

    به اندازه تعداد تک تک الکترون های جهان هستی از رب خودم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3383 روز

    سلااااااام استاد عزیزم، عزیزدلِ استاد، اقا میکائیل گل، خانم فرهادی نازنین، خانم شایسته مهربان و پشتیبانی فنی کاردرست سایت

    واقعا دم همتون گرم بخاطر تک تک زحماتی که میکشین و انرژی و عشقی که برای این کار میگذارین واین همه ادم رو به سمت این مسیر بی نهایت عالی هدایت میکنید از همه شما خوبان بسیار سپاسگزارم و البته هزاران بار از خدای بزرگم شکرگزارم که انسان های فوق العاده ای همچون شمارو خلق کرده تا چراغی در این جهان باشید و نور ایمان رو در قلب ما زنده کنید.

    انقد از دیدن این فایل لذت بردم که حد نداره اصن این منظره ها واقعا دیوانه کننده بود از زیبایی و قشنگی و سرسبزی. خدا ایشالا هر روز سعادت و خوشبختی و نعمت و ثروت و عشق و آرامش بیشتری بهتون بده استاد جان الحق که لایق رسیدن به این همه نعمت هستی چون واقعا کنترل کردن ذهن همت زیادی میخواد و خیلیا از پسش برنمیان دم شما گرم که تونستی در انجام این کار موفق باشی و به ما هم داری راهشو یاد میدی ایشالا که هممون بتونیم مثل شما اختیار ذهنمون رو در دست بگیریم.

    معنایی که از تقوا تو این فایل گفتید خیلی برام جالب بود حتما میرم ایه های تقوا رو میخونم تا بیشتر در مورد این موضوع بفهمم.

    قسمت 10 دوره کشف قوانین هم واقعا فوق العاد بود بخصوص بخش اخر که درمورد الهامات حرف زدین خیلی خوب بود مرســـــی واقعا کلمه به کلمه این حرفا بسیار ارزشمند بود خداروشکر تو فرکانسی هستم که میتونم این صحبت هارو بشنوم و هر روز بیشتر اگاه بشم امیدوارم خدا کمکم کنه بتونم این اگاهیارو در زندگیمم بکار بگیرم. ایات وحی رو هم میخوام دربیارم بخونم تا باورم تقویت بشه که خدا هر لحظه به من وحی میکنه و میگه چیکار کنم و چه مسیری رو برم.

    استاد لطفا درمورد کنترل خشمم یه فایل درست کنید خیلی دوست دارم تو این حوزه قوی تر بشم و تبدیل به ادمی بشم که تحت هر شرایطی ارامشم رو حفظ کنم و حتی اگر یکی بهم بدترین توهینارو کرد کاری کرد ک باعث ناراحتی بود یا رفتار خوبی نداشت، بتونم خونسرد و بیخیال باشم انگار که نه چیزی میبینم نه چیزی میشنوم و واکنش بدی نشون ندم بر احساساتم مسلط باشم.

    خانوده بزرگ عباسمنش همتونو دوست دارم الهی هرجایی هستید شاد و موفق و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مهدی سلمانی گفته:
    مدت عضویت: 3096 روز

    سلام دوستان و هم فرکانسی های عزیز

    و همچنین سلام مخصوص خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی که با این فایل های زیبا همیشه کنترل ذهن ما رو در دست میگیره و به سمت و سوی زیبایی هدایت میکنه.خیلی ممنون از بابت این همه آگاهی.

    حقیقتش داشتم در مورد فضل خداوند تحقیق میکردم که به شعر خیلی زیبایی از سعدی برخورد کردم.

    این شعر خیلی حال و احساس منو خوب کرد

    و ذهن منو بسمت خوبی هدایت کرد.

    چون میدونم شما دوستان در مدار زیبایی شناسی هستید و عاشق با متن و مفهوم این شعر خیلی عشق بازی میکنید.

    پس سعی کنید با توجه و آگاهی و حال و احساس خوب این شعر زیبا رو زمزمه کنید.

    خواهان بهترین ها و زیباترین ها برای تمامی دوستان گلم و استاد عزیزم هستم.

    فضل خدای را که تواند شمار کرد؟

    یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

    آن صانع قدیم که بر فرش کائنات

    چندین هزار صورت الوان نگار کرد

    ترکیب آسمان و طلوع ستارگان

    از بهر عبرت نظر هوشیار کرد

    بحر آفرید و بر و درختان و آدمی

    خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد

    الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت

    اسباب راحتی که نشاید شمار کرد

    آثار رحمتی که جهان سر به سر گرفت

    احمال منتی که فلک زیر بار کرد

    از چوب خشک میوه و در نی شکر نهاد

    وز قطره دانه‌ای درر شاهوار کرد

    مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت

    تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد

    اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب

    بستان میوه و چمن و لاله‌زار کرد

    این آب داد بیخ درختان تشنه را

    شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد

    چندین هزار منظر زیبا بیافرید

    تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد

    توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس

    هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

    شکر کدام فضل به جای آورد کسی؟

    حیران بماند هر که درین افتکار کرد

    گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید

    یا عقل ارجمند که با روح یار کرد

    لالست در دهان بلاغت زبان وصف

    از غایت کرم که نهان و آشکار کرد

    سر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟

    جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد

    بخشنده‌ای که سابقهٔ فضل و رحمتش

    ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد

    پرهیزگار باش که دادار آسمان

    فردوس جای مردم پرهیزگار کرد

    نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود

    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

    هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت

    دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد

    دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی

    جای نشست نیست بباید گذار کرد

    دارالقرار خانهٔ جاوید آدمیست

    این جای رفتنست و نشاید قرار کرد

    چند استخوان که هاون دوران روزگار

    خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد

    ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند

    عادل برفت و نام نکو یادگار کرد

    عیسی به عزلت از همه عالم کناره جست

    محبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد

    قارون ز دین برآمد و دنیا برو نماند

    بازی رکیک بود که موشی شکار کرد

    ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم

    کان تکیه باد بود که بر مستعار کرد

    بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست

    بی‌دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد

    وین گوی دولتست که بیرون نمی‌برد

    الا کسی که در ازلش بخت یار کرد

    بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج

    چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد

    او پادشاه و بنده و نیک و بد آفرید

    بدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد

    سعدی به هر نفس که برآورد چون سحر

    چون صبح در بسیط زمین انتشار کرد

    هر بنده‌ای که خاتم دولت به نام اوست

    در گوش دل نصیحت او گوشوار کرد

    بالا گرفت و دولت والا امید داشت

    هر شاعری که مدح ملوک دیار کرد

    شاید که التماس کند خلعت مزید

    سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    نسترن خان پور گفته:
    مدت عضویت: 2596 روز

    سلام به تمام اعضای بی نظیر سایت

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیززززززززززززز ????

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    امروز به اندازه یه سال معجزه رخ داد نسترن توی یه لحظه هایی چشام پر میشد میگفتم من چطور معجزه های امروز و بگم

    همین دیروز من توی اتاقم نشسته بودم و ته دلم گفتم کائنات خیلی وقته بارون نباریده دلم بارون میخواد

    امروز بعد از یه عالمه معجزه جهان میخواست معجزه های امروز و تکمیل کنه از صبح هوا گرفته بود و بارون نباریده بود عصر رفتم بیرون برای خرید توی ماشین نشسته بودم یه لحظه دیدم قطره های بارون از روی شیشه های ماشین میاد پایین من اون لحظه دیووونه شدم وقتی ماشین و نگه داشتن همون لحظه در و باز کردم و صورتم و گرفتم به طرف اسمون و یه اهنگی که توی قسمت ۵۹ و سفر نامه بود زمزمه میکردم « وقتی زیر بارونم اروم اروم میخونم خداروشکر خداروشکر ?» وقتی یه لحظه سکوت کردم صدای جیرجیرکی و شنیدم که داشت با من شکرگزاری میکرد چشام پر شده بود میخواستم پیاده شم وسط خیابون برقصم گاهی وقتا نمیشه یه حسایی و گفت وتوصیف کرد وقتی اومدم تا معجزه های امروز و بنویسم دیدم باید تا فردا بنویسم تا تموم بشن و مطمئنم یه چیزایی رو از قلم مینداختم واقعا همینطوره که اگه تمام درختان قلم بشن و تمام اب ها مرکب نمیتونی نعمت هارو بشماری یه حسی بهم گفت به جای اون کامنت بزارم من دیوووووونه میشم هر روز هر روز و هر روز

    واقعا استاد من هیچ جوری نمیتونم تشکر کنم از شما و جهان ولی برای شاد کردن خودم میگم خداروشکر خداروشکر ? واقعا سپاس گزارم خانم شایسته عزیززززززززززززز بخاطر تمام فایل های سفرنامه ای که برای ما میگیرین ????????????

    خدایا شکرت شکرت شکرت این فقط یه معجزه از تمام امروز بود ?????????????

    من تو را مانند سکوت دلنواز این اتاق دوست میدارم مانند تیک تاک ساعت روی دیوار دوست میدارم مانند لحاف کشیده شده روی من و مانند دو چشم خیره شده به صفحه ی گوشی دوست میدارم من تو را دوست میدارم مانند لبخند روی لبم و چشمان پر از شوقم و اشک روی گونه هایم من تو را دوست …..

    این متن برای چند سال پیشه که برای خودم نوشتم الان پیداش کردم خیلی بهم ارامش داد

    تا با تو قرین شده‌ست جانم

    هر جا که روم به گلستانم

    تا صورت تو قَرین دل شد

    بر خاک نیم بر آسمانم

    گر سایه مَن در این جهان است

    غم نیست که من در آن جهانم…

    اینم یه فایل هدایتی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ستاره اسمان گفته:
    مدت عضویت: 4184 روز

    سلام به همه ی دوستان مهربان و پرانگیزه ام.

    سلام بر استاد بی نظیرم،

    در زمستان سال 93 با این گروه اشنا شدم وقتی دنبال افزایش درامد بودم با فایل رایگان چگونه درامد خود را سه برابر کنیم .

    من در همان سال انتهای یک دفتر معمولی (ان موقع نمی دانستم یک دفتر شیک یعنی ارزش دادن به ارزوها و شخصیت خودم )شروع کردم به نوشتن ارزوهایم، البته خیلی هم امیدوارم به براورده شدن شان نداشتم فقط نوشتم چون استاد گفته بود و کتاب بسوی کامیابی انتونی هم همین پیشنهاد را داشت (کتاب انتونی را سال 85 خوانده بودم و من ان زمان دانشجو بودم و همین طوری چند تا ارزو نوشتم برخی اش هم حتی ارزو نبود همین طوری به ذهنم رسیده بود نوشته بودم یعنی فکر نکرده بودم به ان مثلا نوشته بودم گذراندن دوره خط ، گذراندن دوره سفره ارایی و ماشین و….)خلاصه بعد از گذشت سالها به طور اتفاقی به پیشنهاد یک استاد من به ثبت نام در دوره خط تشویق شدم .

    یک ماه از شروع دوره خوشنویسی می گذشت و من در نوشتن الف همچنان مشکل داشتم ، به استاد خطم گفتم من اهل هنر نیستم فکر می کنم مسیرم را اشتباه امده ام ، ایشان گفت خط ، هنری است که به تدریج خوب می شود باید کارکنی و حوصله بخرج دهی، بالاخره بعد ازیک ماه الف را کمی اموختم و بر غلتک افتادم (الان دوره ممتاز نستعلیق را تمام نموده ام مشغول کار به شکسته نستعلیق هستم ) مدتها بعد وقتی دفترم را باز کردم دیدم من نوشته بودم شرکت در دوره خط در حالی که من اصلا برای ان برنامه ریزی نکرده بودم .

    دستاورد دوم که دوره سفره ارایی هم رفتم (بیشتر از این توضیح نمیدهم)

    دستاورد سوم نوشته بودم دوست دارم در ارگان دولتی خاصی مشغول به کار شوم ، به طور معجزه اسا با اینکه این ارگان استخدام نیرو نداشت اما استخدام شدم به لطف خدا اولین حقوقم هم 100هزارتومان با انکه من در دفترم نوشته بودم فرق داشت.

    دستاورد چهارم ازادی و استقلال در زندگی بود که خب به نوع خاصی به لطف خدا انجام شد.

    دستاورد پنجم سپاسگزاری ام است که برای خودم نعمت بزرگی است.

    اما بعد از این دستاوردها میخواهم کمی از ترمزها و موانع بنویستم

    راستش من اول خیلی حرف های استاد را از ته دل نمی پذیرفتم نتایج خودش را می دیدم اما خیلی احساس واقعی بودن نمی کردم تا اینکه بطور اتفاقی در یک دانشگاهی که برای تدریس رفته بودم با خانمی که هم نام استاد بود اشنا شدم ، فامیلی ایشان مرا وادار کرد بپرسم ایا با استاد نسبت دارد بعد ایشان توضیح داد بله و من اصل ماجرای زندگی استاد را از ایشان پرسیدم که صد در صد تایید کرد و بعلاوه خیلی جزئیات دیگر که بازگو نمی کنم ، و این نشانه ای شد برای من که باورکنم راست می گوید و می توانم با راه رفتن پشت سر مسیر او موفق باشم .

    اما در رابطه با کنترل ورودی ها، راستش خیلی جدی نمی گرفتم ، اما شب گذشته یک لحظه یک موسیقی به ذهنم خطور کرد با این که سالهاست ان را گوش نکرده بودم و ان ترانه خانم مهستی بود که می خواند« به دلم افتاده در طالع من بی کسیه»

    و تازه فهمیدم چرا من در مورد ازدواج این قدر مشکل دارم و بزرگتریم ترمز من این بوده تمام این سالها اما من نمی شناختمش ، بلافاصله از خداوند تشکر کردم به خاطر لطفی که به من کردو من فهمیدم این مساله را باید اصلاح کنم .

    حالا این همه گفتم برای اینکه به دوستان بگویم با تمام وجود بپذیرید که موسیقی هایی که در کودکی حتی گوش کرده ایم اما مداوم تکرار کرده ایم می تواند ترمز های ما باشد که باید شناسایی گردد و در مورد ان مساله مجدد کد بنویسیم.

    در پناه خدای مهربان شاد و سلامت باشید .1400/04/03

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه مهاجر گفته:
    مدت عضویت: 3151 روز

    به نام خداوندی که قرآن را برای پندگیری آسان کرد

    سلام به استاد عزیزم و همه اعضای خانواده عزیزم

    توانایی کنترل ذهن

    هر کسی که میخواد موفق بشه باید از رزایل اخلاقی پاک بشه و به فضایل اخلاقی آراسته بشه و بعد خود خداوند هدایتگرش میشه.

    مدتی هست که دارم معنای تقوی در قرآن رو میخونم و سرچ میکنم و هر بار میخونمش بیشتر شیوا و آسان بودن قران رو درک میکنم و بیشتر میفهمم که خداوند حجت رو بر ما تمام کرده و جای هیچ بهانه ایی برای ما نذاشته.

    تقوی در معنای دوران جاهلیتش به معنای ایجاد مانع و حفاظی در برابر خود و چیزی که آزار میرساند هست و در معنای دیگه به معنی خود کنترل هست و پاداش های دنیوی مثل قدرت تشخیص حق از باطل ، رهایی و گشایش در زندگی و نزول برکت به زندگی فرد رو داره و در آخرت پاداش ها و سرانجام نیک و رهایی از عذاب از پاداش های اخروی تقواست.

    من وقتی برای اولین بار اینها رو خوندم تا چند روز تو این دنیا نبودم ! خیلی از گره های فکریم باز شد. خدایا شکرت

    خداوند یکی از صفات بهشتیان رو اینطور میگه که قلب بهشتیان عاری از از هر کینه هست.

    کنترل ذهن یعنی آگاهانه زندگی کردن . و چون ما سالهای سال غیرطبیعی زندگی کردیم حالا طبیعی زندگی کردن برام چالش برانگیزه والا قانون آسونه و عمل به قانون آسونتر.

    نگاه مثبت به هر شرایطی به هر شخصی به هر اتفاقی و سپاسگذار بودن و رسیدن به احساس خوب درونی یعنی کنترل ذهن . 

    این فایل خیلی ارزشمنده و مسیر موفقیت پایداره.

    خودِ من هنوز در رسیدن به احساس خوب درونی و موندن در این احساس خیلی نیاز به تمرین دارم ولی به همین اندازه که کار کردم نتایجش رو دیدم .

    هیچکس نمیتونه به جای ما رشد کنه ، کسی نمیتونه به جای ما کنترل ذهن کنه یا باور بسازه یا فکرمون رو کنترل کنه . فقط خودمون میتونیم که خودمونو خوشبخت کنیم یا بدبخت. و از این موضوع میشه برای رفع احساس گناه هم استفاده کرد چون هر کسی داره با افکار خودش و فرکانس های خودش داره زندگیش رو خلق میکنه .

    خدایا شکرت 

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: