توانایی کنترل ذهن - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1141 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شهرام طلائی گفته:
    مدت عضویت: 3015 روز

    استاد عزیزم شما بهترین معلم و الگو در تمام مدت زندگی من هستید .با اینکه من دیر با شما وگروهتان آشنا شدم ولی بازم خداروشکر میکنم که بالاخره کسی پیدا شد تا مسیر درست رو به من نشون بده. و من فکر میکنم بزرگترین علتی که باعث شده حرف های شما نسبت به بقیه اساتید قدرت بیشتری داشته باشه این است که حرف های شما از عمق قلب شما وبا عشق همراه است واین ، حس خیلی خوبی به مخاطب میده .خیلی دوستتون دارم وبرای شما وتیمتون بهترین ها رو آرزو میکم . در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    شادى سماع گفته:
    مدت عضویت: 2822 روز

    سلام استاد و سلام دوستان عزیزم من با حرفهاى استاد چند ماهى هست که زندگى میکنم و درس یاد میگیرم سالهاس قانون رو به لطف خدا میشناسم اما با درسهاى استاد به جرات میگم با توضیحات استاد خیلى بهتر متوجه شدم. من حافظه خوبى دارم براى همین به محض شنیدن در مورد قانون توجه به خواسته ها و بى توجهى و دورى کردن از ناخواسته ها به یاد داستانى از کتاب سینوهه که چند سال پیش خوندمش افتادم. این کتاب رو چندیدن سال پیش پیداش کردن از زیر خاک و ترجمه شده. توى داستان فکر میکنم توى جلد دوم کتاب (چون کتاب الان با من نیست نمیتونم دقیق بگم کدوم صفحه)سینوهه براى رساندن دخترى که دوستش داره به جزیره اى بنام کرت سفر میکنه وقتى به جزیره میرسه با دنیایى متفاوت از تمام شهرایى که رفته روبرو میشه در اون شهر، ادمها خیلى خوش اندام مرتب و تمیز و خوشحال و شاد هستن. وقتى میرسن سینوهه متوجه میشه که توى سالهایى که اون دختر دزدیده شده بوده کسى حالى از اون دختر نمیگرفته چون نمیخواسته که بشنوه مریضه یا گم شده و همچنین مردم از هر تصویرى که دوست نداشتن ببینن سرشونو میگردوندن و به طرف دیگه نگاه میکردن کسى به سر مزار مرده ها نمیرفت هیچوقت و هر کى ازونجا به اجبار مجبور بود رد بشه به سمت مخالف نگاه میکرد تا حتى قبرها رو نبینه. هر شب دور هم جمع میشدن و مهمانى هاى شادى بر پا بوده. به گفته سینوهه در حالى که همه جا مردم از صحرا و جنگل بعنوان توالت استفاده میکردن ساکنان جزیره کرت حمام و دستشویى هایى داشتن که جوى ابهاى گرم و سرد در انها جارى بوده و همچنین جعبه اى داشتن که صداى موسیقى از اون بیرون میومده که سینوهه هیچ وقت ندیده بوده البته که توى داستان قسمتهایى هست که همین مردم جزیره کرت توش قسمتهایى از قانون رو درست درک نکرده بودن اما به نظر شخصى من تا حدودى از قانون خبر داشتند و این به نظر من خیلى جالب اومد خیلى وقته میخوام این داستان رو براتون بنویسم و عجیبه که دیشب خواب کتاب سینوهه رو دیدم و الان دارم این مطلب رو راجع به کتابى که بیش از ١٠ سال پیش خوندم مینویسم البته راستش رو بخواهید از وقتى که هر روز شکر گذارى هاى روزانه ام را مینویسم دیگه خیلى از اتفاقات اینجورى برام عجیب نیست… تمرینها رو جدى بگیرید گول سادگى این تمرینها رو نخورید هر کدوم از اونها اگر تبدیل به عادت بشه از جهاتى براى همیشه زندگى شمارو تغییر میده (البته که منم مثل خیلى از شماها چون فقط چند ماهه که تمرینها رو شروع کردم تغییرات فرکانسیم زیاده متاسفانه و گاهى اصلا قادر به کنترل ذهنم نیستم اما عاشقانه دوست دارم که اینکارو انجام بدم و بجاى نجواى شیطان مدام حرفهاى خداى مهربونمو بشنوم?و ایمانم تبدیل به عمل بشه به لطف خدا چى از این بهتر اصلا???)دوستون دارم و از تهه دل براى دوست و دشمنم عشق و سعادت و سلامتى و فراوانى درخواست میکنم???

    بیاید همه براى هم دعا کنیم که ایمانمان تبدیل به عمل بشه و راحت با ترسهامون مقابله کنیم و به اسایش شیرین بعد از شکست ترسهامون برسیم که احساسش بى نظیره???( بطور مخصوص هم براى من دعا کنید لطفا???)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مصیب پارسا گفته:
    مدت عضویت: 3024 روز

    سلام خسته نباشین خدمت استاد

    و خانواده بزرگم

    خیلی خوشحالم ک در کنار هم هستیم

    خیلی سپاسگزار خداوندم ک بخشی از زندگیم در کنار هم بودن با چنین جمعی هست

    هرچی ب زندگیم دقت میکنم ب معجزه هایی ک توسط خودم خلق شده

    و میشه بیشتر نزدیک میشم

    و رسالتم رو بهتر میفهمم

    خیلی اتفاقی فهمیدم ک مدرسه ای توی روستای کم جمعیت سیستم گرمایشی قدیمی (نفتی) داره

    وقتی شنیدم تصمیم گرفتم کاری کنم

    و همون موقع با دوستام در مجازی صحبت کردم و ازشون کمک خواستم

    ب لطف خدا همه استقبال کردن

    الان کلی ثروت مادی و معنوی جمع کردیم

    ک شنبه ب امید خدا کار مدرسه استارت زده میشه

    و ن تنها سیستم گرمایش درست میشه

    بلک کلاس نقاشی میکنیم درو پنجره رو عوض میکنیم

    وسایل بازی و اموزش برا بچه ها میگیریم

    و کلی کارای دیگ

    ک انقد خوشحالم از این موضوع ک حد نداره و خدا میدونه چ شور اشتیاقی دارم برا انجام این کار

    راندا برن تو کتاب قدرت گفته هیچ چیزی بالا تر از بخشش و کمک ب بقیه نیست

    واقعا درک میکنم این حرفشو

    چ لذتی داره کمک ب خلق خدا

    سپاسگزارم از خدا ک توفیق کمک ب بقیه انسان ها روبهم داده

    و سپاسگزار از شما استاد عزیز ک چشمم رو باز کردین ک از نعمت ها و فرصتهای خدا با دقت بیشتری دیدن و استفاده کنم

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مسعود نوریان گفته:
    مدت عضویت: 2452 روز

    تو ذهنتون یه چراغ راهنما رو تصور کنید که روی اون دوربین مدار بسته نصب شده و یه قانون داره و اونم اینکه وقتی چراغ قرمزه هر وسیله نقلیه ای رد شد یه عکس بگیره و جریمه اش کنه. و اصلا براش مهم نیست که اون وسیله نقلیه موتوره ماشینه کامیونه و یا هر چیزه دیگه ای این چراغ فقط قانون خودش رو میفهمه. از چراغ قرمز رد شدی جریمه میشه بدون هیچ خطایی. اصلا هم مهم نیست اون راننده چه شغل،جنسیت و یا منصبی داره و یا اینکه مدل ماشینش چیه.

    جهان هم داره به این صورت کار میکنه یعنی اصلا براش مهم نیست که تو کی هستی و چه اتفاقاتی رو تجربه کردی و یا داری تجربه می کنی . این جهان فقط قانون خودش رو میفهمه و اونم اینکه هر فرکانسی بفرستی از همون جنس برات میفرسته واسش مهم نیست که فرکانسه مثبته یا منفی، خوبه یا بد، زشته یا زیبا . اینو اگه درکش کنیم که قانون اینه تو هر لحظه توجه می کنیم که داریم به چه چیزی فکر می کنیم و فرکانس ارسال می کنیم و اگاهانه توجه مون رو میبریم به سمت خواسته هامون. چون این قانون رو یاد گرفتیم که توجه ما اتفاقات رو رقم میزنیم . هر چقدر درکمون رو نسبت به این موضوع بیشتر کنیم بیشتر میفهمیم که باید تو هر لحظه توجه کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2885 روز

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    ممنونم به خاطر خانه بینظیر که دارم واقع در بهترین ودلبازترین منطقه ونا حیه ای بسیار خوش آب و هوا و خنک که همیشه نسیم فرح بخشی در حال وزیدن است

    ممنونم به خاطر سه اتاق خواب بزرگ وبسیار جادار و زیبایی که در خانه ام دارم

    سپاسگزارم به خاطر سالن بسیار با شکوه و فوق العاده ای که خانه ام دارد با پرده های سلطنتی بسیار شکیل و زیبا

    ممنونم به خاطر مبلمان قشنگ و فوق العاده ای که دارم

    ممنونم به خاطر سرویس نهار خوری قشنگی که دارم وبا مبلمانم کاملا ست هستند و همگی بسیار تمیز و زیبا هستند

    ممنونم که در خانه ام آرامش و امنیت دارم

    ممنونم که کمد لباس و جا و مکان دارم

    ممنونم که عزت وابرو دارم

    ممنون و سپاسگزارم که شهرم مردمان فوق العاده عالی واحترام گذار و همراهی دارد

    ممنونم که در کنار خانواده ام به راحتی و آرامش زندگی می کنم

    ممنونم که دختر زیبایم در کنارم هست

    ممنونم که همسر همراهی دارم

    سپاسگزارم که سرویس رفت و آمد راحت و عالی و احترام گذاری دارم

    ممنونم که به راحتی و عزتمندانه سر کارم می روم و به راحت ترین کار و کمترین شیفت ها هدایت شدم

    ممنونم که گفته هایم قانون شده

    ممنونم که همواره با منی

    سپاسگزارم که قدرت خرید دارم

    ممنونم که درآمد دارم

    ممنونم که روز به روز حالم بهتر و روزیم فراوان تر شده

    خدای خوبم فقط خودت از عهده شکر خودت برمیایی

    ولی به اندازه ظرفیت فعلی ذهنم می تونم ازت سپاسگزاری کنم

    الحمدلله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    محسن زارع گفته:
    مدت عضویت: 3152 روز

    سلام استاد گلم

    من این حرفهایی رو که میزنید خیلی قبول دارم اما تا وقتی تو فایل قبلی در مورد فانوس دریایی چیزی نگفته بودین درک درست راهکاری نداشتم اره دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور باید سعی کرد هر چه قدر از مسیر از راه دور شدیم باز به فانوس نگاه کنیم و به مسیر برگردیم باید سعی کرد تو هر چیزی هرکاری یه نقطه مرجع داشته باشیم که بهش برگردیم نیمه پر لیوان قسمت مثبت قضیه رو دید جالبه من همیشه تو چیزای مثبت هم دنبال نکات منفی بودم دیگه خودتون حساب نکات منفی رو بکنین اقا اقا من مهندسم تو مهندسی نقطه تنظیم مهمه اما من در مورد زندگی خودم رعایتش نمیکردم مرسی تشکر خدای مهربونم که منو با استاد اشنا کردی همیشه اشتباه برداشت کردم امروز داشت سریال مریم مقدس رو نشون میداد زکریا اومد مریم گفت این میوه ها از کجا میاد ؟ مریم گفت خداوند به هر کس بخواهد بی حساب می بخشد بابا این بخواهده یعنی من بخوام یعنی هر چی که من بگم نه اینکه اون بخواهد الان همینجور دارم اشک میریزم سپاس خدا بخاطر وارد کردن استاد تو زندگیم یلدا تون مبارک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    به نام خداوندهدایتگر

    سلام

    امیدوارم حالتون عالی باشه

    تقوایعنی کنترل ذهن

    چندروزه درموردکسب وکارم به یک مسعله ای برخوردم ویکم حالم خوب نبودوگفتم بزاربزنم به سوی نشانه وببینم پاسخ چیه وبه این فایل هدایت شدم

    فهمیدم که به خواسته هام چسبیدم وبایدرهاباشم

    وایمان به غیب داشته باشم ونگران اینده نباشم که چی پیش میادوبزارم خداجونم منوهدایت کنه به بهترین جاومنوببره وبه گذشته فکرنکنم

    هروقت فکرمنفی به ذهنم رسیدحواس خودم روبادیدن یاصحبت کردن درموردخواسته هام پرت کنم وبتونم ذهنم روکنترل کنم

    جمله طلایی استادکه میگن ازهمون جایی که هستی شغلی که داری زندگی که داری دنبال نکاث مثبت اون باش وبه احساس خوب برس وکم کم به شرایط بهترادم های بهترودرامدبهتروشغل بهترهدایت میشی

    همه چی احساس خوب =اتفاقات خوبه وموندن دراین احساس خوب

    اگه بایک اتفاق به ظاهربدحالت خیلی بدمیشه وبه هم میریزی یعنی توهنوزایمان نداری به خداونگرانی وبایدتواون لحظه ذهنت روکنترل کنی واین کارروهمه ادم هانمیتونن درست انجام بدم برای همین هم هست که همه موفق نیستندثروتمندنیستندسلامت نیستندچون نتونستندذهنشون روکنترل کنند

    بایدحس کنی که ثروتمندی مثلابری توخیابون های بالاشهروماشین هاوخونه های لوکس روببینی وتحسین کنی وبه خودت بگی اگه ایناتونستن منم میتونم ومالک های اون هاروتحسین کنی وبه احساس بهتربرسی ومن این کاررواکثراانجام میدم وحالم خیلی بهترمیشه وبااین کاردارم ارتعاش وفرکانس ثروت روبه جهان هستی ارسال میکنم ودرمدارثروت ونعمت های بیشترقرارمیگیرم

    ((شماتبدیل به ان چیزی میشوی که به ان فکرمیکنی))

    خداوندروزی به غیرحساب روبه ماوعده داده وقتی ماتقواداشته باشیم (کنترل ذهن)

    من میتونم زندگیموخلق کنم وقتی میدونم که باتوجه به هرچیزی اونوواردزندگیم میکنم

    پس بیام به خواسته هام توجه کنم صحبت کنم بنویسم وفکرکنم وتجسم کنم

    باسپاسگزاری به احساس بهتربرسم بادیدن نعمت های الان خودم

    چون شکرنعمت نعمتت افزون کند

    کفرنعمت ازکفت بیرون کند

    خداروشکرکه 2سالونیمه که تلویزیون واخباررواززندگیم حذف کردم

    فضای مجازی روبه حداقل رسوندم ودرصورت نیازاستفاده میکنم اونم استفاده درست مثلا درپیج اینستابیام یک پیج کاری وکسب وکارداشته باشیم یابیام پیج های مربوط به طبیعت وریبایی هاروفالوکنم

    یکی ازفامیلامون که بسیارثروتمنده میگه یکی ازعلت های موفقیت من این هست که من همیشه ازخدازیادمیخوام وهمش درموردخواسته هام باخداصحبت میکنم واین فردهمیشه حالش خوبه

    وقتی احساست خوبه خداوندبه قلبت الهام میکنه وبهت ایده میده وتوبایداین ایده هارواجراکنی وعمل کنی اون وقت هست که ایمان داری به خداوندوبه غیب ایمان داری ومیدونی که قدم اول روبرداری خداوندقدم های بعدی روبهت میگه

    اینوهمیشه به خودمون بگیم که(هراتفاقی به نفع منه)

    شادوموفق باشیدوپرازاحساس خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4073 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته شایسته و همه عزیزانی که در مسیر اهدافشون حرکت می کنن.

    کنترل ذهن، در ظاهر یه مفهوم ساده اس که شاید اجرای اون هم ساده به نظر می رسه. سال ها صحبت های استاد عباس منش رو می شنیدم و شاهد تاکیداتی که ایشون بر موضوع کنترل ذهن داشتن بودم. اون اولا که کلا فایل ها برام حکم مسکن رو داشت. همین!

    بعد از مدتی که یکم بهتر قانون رو درک کردم، (که در تجربه زندگی خودم ازش به نام انقلاب دوم زندگی خودم نام می برم)، با بالا رفتن مدارم، کنترل ذهن رو در کنترل ورودی های ذهن دیدم. سعی کردم یه سری چیزارو آروم آروم از زندگیم حذف کنم. اخبار، تلویزیون،‌ سیاست، فایل ها و برنامه های مذهبی، دوستان نامناسب و رفتارهای اشتباهی نظیر سیگار کشیدن در این بازه زمانی از زندگی من خارج شد. کل کاری که من برای کنترل ذهنم انجام میدادم، همین بود که اجازه ندم چیز اشتباهی آگاهانه وارد ذهنم بشه. و دیگه هیچ کار دیگه ای نمی کردم. البته که همین اتفاق هم منجر به رشد در زندگی من شده بود و به لطف خدا در این شرایط بود که من به استقلال مالی در حد خودم رسیدم. البته در این حد که هزینه های خودمو پوشش بدم و بخشی از هزینه های خونه رو هم پرداخت کنم. اما خب، خیلی از چیزهایی که مستقیما با کنترل ذهن مرتبط بود، هم چنان در من جریان داشت. از عصبانیت، از بحث کردن های بی فایده و بی دلیل، از نگرانی در مورد اتفاقاتی که ممکنه در آینده رخ بده، از فکر های بیهوده در مورد گذشته و اتفاقاتی که در زمان های خاصی از زندگیم افتاده بود. این چیزا توی ذهنم بود. در واقع من در این دوره، کنترل ذهن رو با «کنترل ورودی های ذهن» اشتباه گرفته بودم.

    رفته رفته اتفاقاتی در زندگیم افتاد که من مجبور شدم یه تغییرات اساسی در زندگیم ایجاد کنم. شرایط مالی رو به وخامت گذاشته بود و من نیاز داشتم که تغییر کنم. گفتم بیام و یه بار دیگه به آموزه های استاد عباس منش از دید متفاوت نگاه کنم. سعی کردم جدیت بیشتری رو در گوش دادن به فایل ها، خوندن کتاب های استاد و کارکردن روی دوره های ایشون داشته باشم. و واقعا با جدیت بیشتری این کارارو انجام میدادم. همین موضوع باعث شده بود که در زمان نه چندان زیادی، نتایج فوق العاده ای رو بگیرم. در چیزی کمتر از 5 ماه، پولی که داشتم، بیشتر از 1500 برابر شد. درهای نعمت خداوند از آسمان و زمین به روی من باز شد و من نتایج خوبی گرفتم. این دوره که برای من به انقلاب سوم معروفه، دوره ای بود که در اون هیچ چیزی نسبت به شنیدن فایل ها و کار روی باورها ارجحیت نداشت. سعی کردم بهتر از قبل باشم و انصافا نتایج هم خیلی بیشتر از قبل شد. اما باز نسبت به گفتگوهای ذهنی خودم کنترلی نداشتم. اجازه میدادم این کبوتر آزاد ذهن به هرکجایی که دلش میخواد پرواز کنه. و همین باعث میشد که گاهی از مسیر قانون خارج بشم.

    و الان در انقلاب چهارم زندگیم هستم. در یک نبرد همه جانبه با ذهن خودم. جوری که به قول استاد در جلسه اول قدم اول دوره 12 قدم، دارم سعی می کنم تک تک افکار و گفتگوهای ذهنیمو مانیتور کنم. هر زمانی که حس می کنم چیزی وارد ذهنم شده که در راستای خواسته هام نیست و احساسمو بد می کنه، با تمام وجود سعی می کنم اون چیز رو در همون حالتی که هست رهاش کنم و تمرکزمو بذارم روی چیز دیگه. توجهمو به چیز دیگه ای معطوف کنم. البته که من در این زمینه هنوز یک تازه کارم. و باید بسیار بیشتر تلاش کنم تا مهارت کنترل ذهن رو تا حد مناسبی به دست بیارم. اما می دونم خیر دنیا و آخرت من در کنترل ذهنه. با کنترل ذهنه که میشه به هر چیزی که میخوام برسم.

    از خدای بزرگم می خوام که در این مسیر یار و یاور من باشه و بهم کمک کنه که در زمینه کار روی ذهنم، هر لحظه بهتر از قبل باشم. از استاد عباس منش عزیزم بخاطر این آموزه های فوق العاده سپاسگزاری می کنم. شکرت ای خدای من بخاطر حضور همچین استاد بی نظیری…

    در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.

    خدانگهدار

    1402/7/13

    21:26

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2028 روز

      بنام خدای مهربان و بخشنده

      سلام ب شما دوست عزیز

      آقا مسعود گل چقد عالی روند رشد وتکامل تون و توضیح دادین

      خداروصدهزاررر بارشکر بابت انقلاب های زیبای زندگیتون

      سپاسگزارم بخاطر اینکه برای من روشن کردین ک تو کدوم مرحله ام

      من تو مرحله ای ام ک تازه متوجه شدم کنترل ذهن با کنترل ورودی های ذهن

      دو کار واقعا متفاوته

      منم دقیقا مث شما فک میکردم با حذف تلویزیون

      فیلم وسریال

      اخبار

      شبکه های اجتماعی

      دیگه کنترل ذهنمو انجام دادم درصورتی ک گفتگوهای ذهنی من ن تنها کمتر نشد بلکه زیادم شد

      چون قانون ومیدونستم ک چرا بعضی اتفاق های ناجالب میفته تو زندگی اطرافیانم

      چ افکاری دارن وکلا تمرکزم روبقیه بود و از ذهن خودم

      و گفتگوهای ذهنیم غافل شدم

      تا اینکه تو روزشمار تحول زندگیم تو یکی از فایل ها

      ی آگاهی توذهنم خییلی بلدشد

      اینکه ما با فرکانس یا همون گفتگوهای ذهنیمون ک درهر لحظه ب جهان ارسال میکنیم اتفاقات وشرایط زندگیمونو رقم میزنیم

      تازه متوجه شدم چرااا هی دارم درجا میزنم

      واینکه خداروشکر کردم بابت فهمیدنش

      سپاسگزارم بابت کامنت ارزشمندی ک از خودت ب جا گذاشتی نمیدونی چقدددد ایمان منو قوی تر کرد ب ادامه مسیر

      اینکه من با ادامه دادن و کارکردن رو باورهام هرسری

      مدارم تغییر میکنه وبالاتر میره

      و ب همون نسبت اتفاقات شرایط نعمت وثروت وارد زندگیم میشه

      حس خییلی خوبی دارم و ایمان دارم ب زودی اتفاق های قشنگی برام میفته

      مرسی از حضورتون:))

      درپناه رب العالمین ان شاالله هرروز موفق تر شادتر ثروتمندتر وسالم تر باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        مسعود محمدی گفته:
        مدت عضویت: 4073 روز

        و خدایی که در این نزدیکی است…

        سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته شایسته و بقیه دوستان. و یک سلام ویژه خدمت دوست هم مدار خودم خانوم لرستانی عزیز…

        با دیدن پاسخ پرمهرتون به کامنت خودم خیلی خوشحال شدم. حس خیلی فوق العاده ایه که ببینی کامنتی که تو گذاشتی باعث شده حتی به اندازه یه اپسیلون، قانون رو در ذهن یه نفر دیگه که هم مدار توئه یاداوری کنه. همونطور که خود من با خوندن کامنت دوستان دیگه خیلی مواقع متحول میشم. خداروشکر واقعا.

        این روزا توی سلف تاک هام، فقط دارم در مورد کنترل ذهن صحبت می کنم. به حدی این موضوع مهمه که حس می کنم هرچی بیشتر در موردش حرف می زنم، کمتر می فهممش. همه چیز زندگی در کنترل ذهن خلاصه میشه. وای از اون روزی که بتونم بفهمم این کار چه قدرتی داره. و من اگه بتونم ذهنمو کنترل کنم، دیگه هیچ حسرتی در این دنیا به این بزرگی برام نمیمونه. هرچیزی رو که اراده کنم می تونم داشته باشم.

        البته که این کنترل ذهن اصلا کار ساده ای نیست. توی حدیثی میگن پیامبر و اصحاب از جنگ بدر برمیگشتن، اصحاب خوشحال بودن که در این جنگ تونستن به نتیجه برسن و پیروز بشن. پیامبر بهشون گفت این جهاد اصغر بود که تونستین در اون به پیروزی برسین. اصل پیروزی و سعادت شما زمانیه که در جهاد اکبر به پیروزی دست پیدا کنین. اصحاب پرسیدن جهاد اکبر با کیه؟ و پیامبر فرمودن با خودتون!

        اون قدیم ترا که فقط حرف های استاد رو می شنیدم یا به قول خودم در انقلاب اول خودم بودم، می شنیدم که استاد میگفتن کنترل ذهن کار سختیه. با همون فهم اندک می گفتم یعنی چی کار سختیه؟ خب یه تلویزیونه که خاموش می کنیم. یه دوست و رفیقه که میذاریمش کنار و یه اینستاس که دیگه نمیریم توش. واقعا چقدر استاد همه چیو سخت می کنه؟!!!!

        اما حالا که دارم در یک سفر درونی سعی می کنم هر بار حواسم جمع باشه که دارم به چی فکر می کنم و چه فرکانسی رو با ذهنم می فرستم، با وجود این که حواسم هست، یهو به خودم میام و می بینم رفتم توی یه جای دیگه که اصلا خواسته من نیست. اما مثلا یه دقیقه اس که الان رفتم اونجا. اون موقع تعجب می کنم که چرا نمی تونم این ذهن رو یه جا نگهش دارم. و بعد کلام استاد یادم میاد که می گفتن باباجان من! کنترل ذهن کار سختیه.

        هر چند این کنترل ذهن کار سختیه. ولی انصافا به قول استاد از بیل زدن کار راحت تریه. و نتایجی که ایجاد می کنه می ارزه که انسان به خاطرش کل زندگیش رو صرف کنه. دقیقا مثل استاد که نتایج فوق العاده ای رو در تمام زمینه ها کسب کردن. خود من یه کوچولو فقط تونستم بهتر بشم. فقط یه اپسیلون بهتر شدم اونم فقط در این زمینه که بتونم بعضی مواقع ذهنم رو از روی اون چیزی که نمی خوام بردارم و بذارم روی چیزی که میخوام. در همین حد فقط! اما خانوم لرستانی باورتون نمیشه. وقتی که تصمیم گرفتم روی ذهنم دقیق تر کار کنم یه مبلغ کمی پول برام مونده بود. الان بعد از دقیقا 5 ماه، بیشتر از 1500 برابر اون پول رو ساختم. البته من که نساختم. خدا برای من ساخت. لطف خدا بود که کمکم کرد یه ذره بهتر روی ذهنم کار کنم. در زمینه کارم، دانش آموزان خیلی خوب و حرف گوش کنی بهم مراجعه کردن و ازم خواستن کمکشون کنم. (من مشاور تحصیلی هستم) در زمینه روابط، سلامتی، آرامش و معنویت هیچوقت اینقدر عالی نبودم. همه اینا به لطف کنترل ذهنه. خداروشکر واقعا بخاطر این نعمت فوق العاده که کمکم کرد کنترل ذهن رو یه ذره بشناسم و سعی کنم روش کار کنم.

        چیزی که امروز در سلف تاکم داشتم در موردش صحبت می کردم این بود که الان نباید پاپس بکشم! الان تازه وقتشه که باید تشنه تر بشم. در گذشته خودم خیلی این اتفاق می افتاد که تا یه ذره نتیجه ایجاد میشد، من فکر می کردم کار تمومه و شل می شدم. اما الان باید تشنه تر بشم. مثل استاد که میگن من برای این آموزه ها تشنه ام! و هر بار روی خودشون کار می کنن. دقیقا عین همون چیزی که در فایل «دلیل نتایج پایدار» در موردش صحبت کردن. وای که اون فایل چه فایلی بود. معجزه کرد در زندگی من…

        خانوم لرستانی عزیز، خیلی ممنونم که به کامنت من پاسخ دادین و باعث شدین من این موضوعات رو دوباره به یاد بیارم. خیلی ممنونم از روح بزرگتون که اینقدر خوب دارین عشق رو در دنیا پراکنده می کنین. خیلی دوست دارم نتایجی که با کنترل ذهن به دست میارین رو بخونم. براتون از درگاه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، آرزوی موفقیت و سربلندی و شادکامی دارم. خدانگهدار

        1402/7/18

        19:24

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          زکیه لرستانی گفته:
          مدت عضویت: 2028 روز

          بنام الله یکتا رب هدایتگرم

          سلام ودرود ب شما دوست ارزشمندم

          چقد این نقطه ی آبی شما قلب منو روشن کرد

          خداروسپاسگزارم بابت وجود ارزشمند دوستانی چون شما

          آقا مسعود عزیز

          خییلی خییلی ازتون سپاسگزارم ک سخاوتمندانه از تجارب ارزشمند خودتون گفتین

          قانون و مبحث ارزشمند کنترل ذهن و خیلی بهتر توذهنم جا انداختین واین حدیث ارزشمند

          توی حدیثی میگن پیامبر و اصحاب از جنگ بدر برمیگشتن، اصحاب خوشحال بودن که در این جنگ تونستن به نتیجه برسن و پیروز بشن. پیامبر بهشون گفت این جهاد اصغر بود که تونستین در اون به پیروزی برسین. اصل پیروزی و سعادت شما زمانیه که در جهاد اکبر به پیروزی دست پیدا کنین. اصحاب پرسیدن جهاد اکبر با کیه؟ و پیامبر فرمودن با خودتون!

          خداروصدهزار بارشکر بابت نتایج عالی ک از کنترل ذهن گرفتین از صمیم قلبم

          بهترین تبریک میگم و تحسینتون میکنم

          واینکه بسیار بسیار ازتون ممنونم و سپاسگزارم ک وقت ارزشمندتون و گذاشتین وباعشق برام از نتایج و تجربه هاتون گفتین

          خیییلی خوشحال شدم:))

          ان شاالله همیشه شاد و موفق باشین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1206 روز

    به نام خدای مهربانم به‌ نام خدای هدایتگرم خدایا من در برابر قدرتت تسلیمم من ناتوانم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد ممنونم بابت این فایل ارزشمند

    که خیلی مهمه در زندگی این کنترل ذهن

    اگر توانایشو داشته باشیم و از پسه نجواها بر بیایم زندگیه سراسر آرامش و خوشبختی و سلامتی خواهیم داشت

    در شرایط سخت این کنترل ذهن هم خیلی سخت می‌شود اما از تواناییمون باید استفاده کنیم و عجولانه تصمیم‌ نگیریم و به چیزهای فکر کنیم که یکم حالمون رو خوب میکنه یا درباره چیزهایی صحبت کنیم که یکم به ما آرامش میده و حواسمون از اون موضوع پرت میشه

    و با کنترل کردن ذهن بهترین اتفاقات و خبرها رو برای خودمون خلق میکنیم چون خداوند به ما قدرت خلق کنندگی داده و خدا رو بی نهایت شکر میگویم سپاسگزارش هستم و با کنترل ذهن زندگی ایده آل رو میسازیم

    و برای داشتن و بدست آوردن احساسه خوب باید دیدگاه مثبت و توحیدی به هر چیز و هر کسی داشته باشیم و این بهترین کلید خوشبختیست

    استاد بی نهایت ممنونم که با کمک آموزهای شما و قدرت و لطف خداوند دارم هر روز تلاش میکنم از دیروزم بهتر بشم اونم یکم و همین ذره ذره ها تبدیل می‌شود به ثروت و فراوانی و خوشبختی

    و پله پله بالا میروم

    من تا پارسال اگر از فرزندان و همسرم چیزی می‌شنیدم و باب میل من نبود زود ناراحت میشدم و میزدم زیر گریه و به دنبال راه حل نبودم یعنی فرار میکردم

    و این الگو شده بود برای من تکراری هر دفعه مدلش عوض میشد

    و امسال و بهتر بگم تو همین دو ماه اخیر فهمیدم و ترمزها رو دارم یکی یکی پیدا میکنم

    الان اگه چیزی و یا حرفی ازشون میشنوم دیگه بهم نمیریزم و گریه نمیکنم میرم طبقه پایین خونمون می‌نشینم و با خودم فکر میکنم کجای کارم و فکر من ایراد داشت که اینا همچنین برخوردی با من داشتن و میپذیرم و سعی میکنم دیگه تکرار نکنم و خودم مسولیت صد در صد اتفاقات و رفتارهای اطرافیانم نسبت به خودم را می‌پذیرم سریع کنترل ذهن و آرامش و در مومنتوم مثبت قرار میدهم خودم و احساسم را

    و خیلی الان راضیم و خدا رو شکر میکنم

    و همسرم و فرزندانم رو همانطور که هستن دوستشون دارم و میپذیرم من کسی رو نمیتونم تغییر بدهم فقط باید خودمو تغییر بدهم شرایط بیرونی خود بخود تغییر می‌کند این قانون جهان ست

    استاد دوستتون دادم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    آذر کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2814 روز

    سلام استاد عزیز و دوستداشتنی و اعضا محترم این خانواده صمیمی. مثل همیشه صحبتهایتان از دل برمی امد و بر دل من نشست در نهایت خلوص و سادگی در کلام و رفتارتون. خوش به حالتون استاد که به این درجه از آگاهی و انسانیت رسیدید . آرزو میکنم من و همه کسانیکه در این مسیرن .به درجه آگاهی و خلوص شما برسیم که اگه برسیم همین برایمان کافی است . زندگی سراسر معجزه است ما از پیرامونمون غافل شدیم ودر خود مانده ایم. میوه های روی درختا معجزه ان . مزه توی میوه ها از کجا اومده . طعمشون رنگشون بافتشون انواع طعمها ترشی یا شیرینی از کجا اومده توی میوه؟ اگه تنه درخت یا شاخه رو بشکافی هیچ اثری از اون مزه نیست معجزست. رنگ، پوست میوه ، طعم میوه ؟؟؟ از کجاست . این معجزه نیست ؟علفهای کنار جاده هر کدومش با طرحی متفاوت با عطری خاص انگار با قیچی یکی برگاشونو دوربری کرده . این معجزه نیست؟ چرا مدام بهشون توجه نمیکنیم چرا ؟…چرا وقتی یکی در موردمون حرف میزنه ساعتها بهش فکر میکنیم اما روی گفته های خدا وقت نمیذاریم و تعقل نمیکنیم . چرا؟؟ چرا حرف مردم برامون مهمتر از حرف خدا شده . این همه نشانه هست توی طبیعت اگه وقت بزاریمو ذهنمونو توی اون نشونه ها غرق کنیم دیگه حرفای دیگران برامون بی اهمیت میشه چرا وقتی ی ماشین میبینیم با آخرین سرعت میره و خیلی مدرنه و مصرف سوختش کمه متعجب میشیم به به چه چه میکنیم ولی زمین سالهاست با سرعتی فوق العاده بدون سوخت توی فضا میگرده در حالیکه هیچ حرکتی رو احساس نمیکنیم آب از آب تکون نمیخوره . چرا تعجب نمیکنیم ؟چرا برامون عادی شده . اینقدر نشونه هست دور و برمون که غافل شدیم از همشون بیخبر شدیم …باید ذهنمونو هر ثانیه بذاریم روی این نشونه ها . همه اتفاقات زندگیمونو با این چیزای طبیعی که دور و برمون هست بسنجیم . ساخت ی ربات برامون خیلی تعجب برانگیزه در حالیکه به این مورچه ها نگاه نمیکنیم که با اون پاهای ظریفشون چطوری راه میرن غذا جمع میکنن خونه میسازن اینا معجزه نیست؟ خدایا سپاسگزارم .من را ببخش بخاطر همه لحظاتی که از تو غافل بودم و چشمم به روی آفرینش تو بسته بود و به آفرینش بنده هات چشم دوخته بودم و تحسینشون میکردم . حمد مخصوص توست خدا . تمام ثانیه های زندگیمو با هدایت خودت رقم بزن طوریکه من متوجه شم و سپاسگزارت باشم و غرق لذت . که این لذت بالاترین لذته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      رئوف گفته:
      مدت عضویت: 2761 روز

      سلام عزیزم

      چقدر کامنتتون قشنگ و تاثیرگذار بود

      خیلی خیلی لذت بردم و البته درس گرفتم‌

      آره اطراف ما پر از معجزه های خداوندِ

      پر از معجزه های قشنگ و رنگارنگ

      اطراف ما پر از زیباییه

      ولی ما نمی دیدیمشون . چشمامون به دیدن زیبایی ها عادت نداشت

      من این کامنت رو نوشتم تو دفترم تا صبح ها که از خواب بیدار میشم اونو بخونم تا بهم یادآوری بشه

      سپااااس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      داریوش گفته:
      مدت عضویت: 3472 روز

      سلام دوست بسیار خوبم

      عالی

      فوق العاده نوشتید و از قدرتها و نعمات و زیبایی های خداوند چقدر قدرشناسانه صحبت کردید

      تبریک میگم بخاطر این نگاه توحیدی که دارید

      افرینننننن

      شاد و خوشبخت و ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: