این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-11.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-10-22 05:15:292023-03-26 07:57:47الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 3
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من قبلنا شخصی بودم که اگر کسی از من انتقاد بیجایی میکرد سریع عصبانی میشدم و واکنش نشان میدادم و با طرف دعوای لفظی کوچیکی میکردم
اما الان وارد فرکانسی شدم که اگر کسی به هر دلیلی ازمن انتقاد بیجایی بکند من اصلا توجه نمیکنم و با عمل به همه ثابت میکنم که حرفای اون شخص درباره من درست نبود
من در شغلم همیشه اولین نفری هستم که شروع بکار میکنم و یک روز ریئسم در جمع همه کارمندان گفت فرح همیشه نفر اوله که کارشو شروع میکنه
در این میان یکی از همکارانم برگشت و گفت
آره اول نفر شروع میکنه اما زودتر از همه هم دست از کار میکشه
رئیسم برگشت و گفت نه اینطور نیست
و واقعا حرف های اون همکارم درباره من درست نبود
من وقتی حرف این همکارمو شنیدم هیچی نگفتم حتی نگاش هم نکردم و سریع رفتم که کارمو شروع کنم
اینکه چطور تونستم خودمو کنترل کنم و جوابشو ندم به خاطر همین آموزش های استاد بود
من قبلا در این کارم کمی کند بودم و کاری که انجام میدادم 5 ساعت طول میکشد اما اون روز من تونستم توی کمتر از سه ساعت کارمو تمام کنم و رئیسم خیلی شگفت زده شد و اون روز گفت میتونی زودتر بری خونه چون کارتو زود تمام کردی و باورتون نمیشه از اون روز به بعد سرعت انجام کارهایم خیلی زیاد شده طوری که در دو ساعت و نیم من کارو تمام میکنم
کاری که قبلا در 5 ساعت یا 6 ساعت تمام میکردم
حرف اون همکارم باعث شد که من در کارم رشد کنم
وقتی اون همکارم از من انتقاد بیجا و دروغینی کرد من اصلا ناراحت نشدم و حتی حرفش باعث شد سرعت انجام کارهایم بصورت خیلی عالی بالا ببرم
میخوام اینو بگم که اگر در هر مسئله ای شکستی خوردین یا کسی خواست با حرفاش شما رو ناراحت کنه شما با عمل به آموزه های استاد به خودتون و دیگران ثابت کنید که میتونید موفق باشید و بهترین باشید
وقتی هدایت شدم به این فایل ، اولین چیزی که به ذهنم رسید ،این بودکه چرا این فایل؟
خیلی وقت بود که این فایل را گوش نکرده بودم و یه جورایی مطالبش از یادم رفته بود.
وقتی شروع کردم به گوش دادن تازه حکمت ،اینکه چرا هدایت شدم به این فایل را فهمیدم
اولین درسی که از این هدایت گرفتم این است که :
در برابر هدایت الهی تسلیم باشم و اعتراضی نکنم . فقط تسلیم باشم.
چقدر هدایت خداوند مطابقت داره با آن لحظه از شرایط من که دارم تجربه میکنم.
این روزها دارم سعی میکنم برای هدفی که گذاشتم برای خودم ، قدم به قدم ایده ها را پیش ببرم و انجام بدم .
خدا با هدایت این فایل در این لحطه ، قدم بعدی را به من گفت :
که باید یاد بگیری به تحسین کردن.
باید شروع کنی به تغییر شخصیت خودت که فقط زیبایی، فراوانی، مثبت ها ، موفقیتها، نعمتها را ببینی و تحسین کنی ، واین شخصیت تحسین کردن ، تورا به موفقیت میرساند.
یکی از مواردی که باید روی آن حسابی کار کنم کنترل کانون توجه ام هست .
اینکه چطور بتونم توجه و تمرکزام را بزارم روی تحسین کردن . روی نعمتها، روی نکات مثبت زندگی ام .
با گوش کردن بخش اول این فایل حجت بر من تمام شد که باید شروع کنم به تربیت کردن ذهنم.
باید بتوانم در هرچیزی خوبی ها ، زیبایی ها را ببینم.
باید سعی کنم همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینم.
وقتی که من توجه میکنم به نکات مثبت همسرم فرزندم خانواده ام ، رفتار جهان با من تغییر میکند و باعث میشود تا من سپاسگزارتر باشم .
این توجه مثبت من باعث میشه اتفاقات بهتری را تجربه به کنم.
استاد عزیزم ، مریم جان شایسته و همه ی دوستانم در این سایت الهی سلام
قبل از هر صحبتی ابتدا بی نهایت ، بی نهایت سپاسگزارم از این دو تا فایل فوق العاده که از نظر من هیچ قیمتی نمیشه روش گذاشت درسهایی که این چند روز گرفتم و به شناختی که از خودم رسیدم اصلا قابل مقایسه با این چند سالی که عضو سایت بودم نسیت !
انگار من اینهمه سال خواب بودم استاد چند روزی هست که خیلی حالم خوبه و من خوشحال ترین آدم روی زمینم خیلی دوستتون دارم خیلی خدا می دونه که الان چه حالی دارم قلبم پر از هیجانه و چشمام پر از اشک و آماده ی جاری شدن ! من ۱۳ صفحه خلاصه ی این دو قسمت رو نوشتم ساعتها گوش دادم استپ کردم و بهشون فکر کردم بارها و بارها این چند روز گوش کردم و گوش کردم و ترمز پیدا کردم پاشنه آشیل پیدا کردم . می خواستم خلاصه رو بیام به عنوان کامنت بنویسم ولی شما گفتید از نتایجتون بگید منم از خودم میگم که یادم بمونه.
استاد جان چند وقتی هست که اصلا اوضاع خوب پیش نمیره البته برای من و برای کسب و کارم از نظر مالی و من که بر خلاف همیشه خیلی آروم بودم به خاطر طعنه و کنایه های دیگران بهم ریختم ! چند وقت پیش یه جمله از یکی از نزدیک ترین آدمهای زندگیم شنیدم که خیلی اشکم رو در آورد گفت تو از مثبت اندیشی نتیجه بگیر من بهت دخیل می بندم ! بر خلاف همیشه فقط سکوت کردم و اشک ریختم ! همون لحظه رفتم دوش گرفتم و از خدا کمک و هدایت خواستم .
همون شب قبل از خواب داشتم می گفتم خدایا کجای کارم اشتباهه ؟ من که چند ماهه دارم خیلی بیشتر از قبل روی خودم کار می کنم من که اینهمه نتیجه ی خوب گرفتم خدامو شناختم از جهل رها شدم خیلی صبور تر شدم ( قبلا اینقدر آدم عصبانی بودم شاید باورتون نشه ولی در زمان عصبانیت خودمو میزدم ) خیلی آروم تر شدم سردردهام خیلی خیلی کم شده منی که هر ماه چند روزش از سردرد گریه میکردم الان ماههاست که دیگه دارو مصرف نمی کنم ! چندین ساله که تلوزیون نگاه نمی کنم در مورد مسائل منفی حرف نمیزنم از کانالها و گروهها لفت دادم که تمرکزم روی خودم باشه .من که بعد از ازدواج ۱۲ سال خونه داری کردم و نرفتم دنبال علائقم اما چند ساله که دانشگاهمو رفتم درسمو خوندم رفتم دوره تربیت مدرس و شدم یه مدرس کشوری که چندین شهر ایران توی مدارس و دانشگاهها و موسسه ها برنامه و کلاس برگزار کردم افرادی که الان با من در ارتباطند از بهترینها هستند کلی دوره مجازی برگزار کردم از صفر تونستم در آمد کسب کنم . چرا هیچکس حتی نزدیکترینها به من کارم رو به رسمیت نمی شناسن و میگن این کارا سیاه کردن دفتره ؟ اون شب خیلی از این حرفها به خدا زدم و همش میگفتم یه راهی نشونم بده کمک کن کسب و کارم رشد کنه . کمک کن دوباره به در آمد برسم . توی همین حال و هوا داشت خوابم میبرد که انگار یه نفر در درونم یه جمله گفت انگار من تهی بودم مغزم مثل یه تالار خالی بود و فقط این جمله بود و خیلی سریع هم رفت !
جمله این بود : آدمی به دنیا نمی آید که به اغنا برسد به دنیا می آید که به ارتقا برسد . تو رختخوابم نشستم و درکش برام سخت بود که یعنی چی ؟ یعنی من نباید به دنبال رشد کسب و کارم باشم یعنی نباید به دنبال کسب در آمد باشم ؟ جمله رو یادداشت کردم و می خواستم بخوابم که یه چیز دیگه گفت ! گفت همون طور که رضا عطار روشن و مرضیه تونستن تو هم می تونی !
و یه ایده به ذهنم رسید که چطور از قانون تو کارم استفاده کنم . خدا می دونه که چقدر هیجان زده بودم و همون ساعت که دو نیم نصف شب بود شروع کردم به نوشتن سرفصلها رو بهم گفت همه رو نوشتم تا می خواستم بخوابم دوباره یه چیزی دیگه می گفت و من دوباره می نوشتم تا ساعت پنج و نیم صبح بیدار بودم و می نوشتم .
از فردای اون روز تمام دوره های سالهای قبل رو که کلی براشون زحمت کشیده بودم و پسرم خیلی حرفه ای برام ادیت کرده بود و دوباره آپدیتشون کرده بودم رو حذف کردم و تصمیم گرفتم همه رو با استفاده از قانون آپدیت کنم .
بعد از چند روز تعلل بلاخره قدم عملی برداشتم و جلسه ی اول رو ضبط کردم خیلی عالی بود و کلی هیجان داشتم و از همسرم خواستم پوستر جدید برام طراحی کنه بدون نوشتن تخصص و رزومه و کلی جزئیات که قبلا فکر میکردم خیلی مهم هستند مثلا قبلا کلی می نوشتم دارای مدرک بین المللی از فلان و بسار و … توی پیج و کانال خودم اطلاع رسانی کردم و سمت خودم رو انجام دادم . دو هفته مهلت ثبت نام گذاشتم .
چند ماهی بود که حتی یه نفر هم نمی اومد بپرسه چی به چیه ؟ اینبار هم چند روز به همین منوال گذشت فقط یه نفر پرسید و اونم به ثبت نام ختم نشد ولی من خدا رو شکر کردم و مثل قبل سعی نکردم هر طور شده متقاعدش کنم ثبت نام کنه ! همه چی رو سپردم به خودش .
تا اینکه نجواها دوباره شروع شد و من داشتم با منطق دهن ذهنم رو می بستم که این دو تا فایل رو شما گذاشتید روی سایت و من دقیقا مثل اون حریف جاشوا که اول ویدیو نشون دادید که از شدت مشتی که بهش خورده بود گیج و منگ شده بود انگار یه مشت محکم خوردم من فهمیدم که این ویژگیهایی که شما بهش اشاره کردید با من فرسنگها فاصله داره من اقیانوسی بودم به عمق یه سانتیمتر ! من قبل از ارتقا به دنبال استغنا بودم !
یه جمله ای که بهش اشاره کردید و خیلی منو تکون داد این جمله بود که چند صفحه همین یه جمله رو نوشتم : به خداوند اعتماد کن و نگران نتیجه نباش ! نگران حرف مردم نباش !
من که همیشه ادعام میشد اصلا حرف مردم برام مهم نیست با حرف اطرافیانم بهم ریخته بودم و خودم غافل بودم که این شتابزدگی برای گرفتن نتیجه برای اینه که خودم رو به بقیه ثابت کنم .
گفتید سمت خودت رو انجام بده و نگران نباش تمرکزت روی شکست نباشه که شکست می خوری . من تازه فهمیدم که سمت خودم رو انجام دادم ولی نگران نتیجه بودم ! و دلیل نتایج کم رنگ همین نگرانی از نگرفتن نتیجه و سرکوفت خوردن از نزدیکانم بود و خودم نمیدونستم . من از قانون دم میزدم ولی به قول پسرم قانون رو چپکی فهمیده بودم !
خدایا من به تو اعتماد می کنم و قول میدم که حواسم به خودم باشه قول میدم که نگاهم به دیگران نباشه قول میدم که فقط رو خودم کار کنم .
قول میدم استانداردهامو بالا ببرم قول میدم مهارتهامو افزایش بدم . خدایا کمکم کن که فقط و فقط تو رو تنها منبع قدرت بدونم .
قول میدم اصول رو رعایت کنم و سراغ جزئیات نرم قول میدم اصل رو فراموش نکنم و در مسیر درست حرکت کنم و به بیراهه نرم .
استاد عزیزم نمی دونید این دو تا فایل چقدر برای من ارزشمند بودند و چه خار و خاشاکهایی رو از زمین ذهنم بیرون کشید چه سنگهای بزرگ و سنگینی در زمین ذهنم بود که اجازه نمیداد باورهام ریشه دار بشه و من به کمک شما این چند روز اخیر دارم سنگها رو بیرون میکشم .
خدایا شکرت که هوامو داری و هر لحظه دستمو میگیری و به مسیر برمیگردونی . خدایا شکرت که اینقدر به من نزدیکی و با من حرف میزنی .
سپاسگزارم استاد جان و دوستان عزیزی که با کامنتهای ارزشمندشون پازل آگاهی هامو تکمیل می کنند و از دوست عزیزی که زحمت زیر نویس رو کشیدند قدردانی می کنم .
باسلام خدمت استاد عزیزم ومریم جون زیبا ومهربآن وهمه دوستای گلم خداروشاکرم که درمیان شماها خوبان هستم واین لطف خداونده که من را ب این مسیر زیبا ودراین سایت بهشتی هدایت کرده خدایاشکرت ..
استاد این فایل خیلی عالی بود وانگار من منتظرش بودم ونشانه ی امروز من بود خیلی نکات وجملات تاثیرگذاری داشت ک توی قلبم نفوذ کرد وحالمو بهتر وبهترکرد..
درمورد هم پا گفتید من یک گروهی تشکیل دادم ک با کمک قانون این دوستان رو جذب کردم وگروه زدم ودوست داشتم وفکر میکردم که باید چندنفر باشیم حرف بزنیم من بهتر پیشرفت کنم یکماه این گروه بود بعد دیدم اونا هیچی نمیگن ومن فقط وقت میذارم ومینویسم براشون ازین ور وقت نمیارم روی قدم ها کار کنم باخودم فکر کردم گفتم این چ کاریه اخه داره انرژی وتمرکز من جای دیگه ای میره سریع بدون خبردادن ب بقیه پاکش کردم گفتم خدایا هرچی ک نشتی انرژی میاره تا بتونم برش میدارم از جلو راهم من دراین یکسال ک باشماهستم همه ی ادمهای منفی از زندگیم حذف شدن فقط دوسه نفر ک خیلی بهم نزدیکن موندن که من رابطم باهاشون هفته ای دوسه بار بود ک الان بشدت کمش کردم ماهی یبار ک با فایلهای شما این اتفاق افتاد وهرروز ب خودم میگم شده ماهی یبار باید بتونه بشه 3ماه یبار دیدن این دوستان هروقت ب من گفتن خبری ازت نیست فقط میگم بیکار نمیشم ولبخند میزنم ..وسکوت..چون ادماییی هستن توی این فضاها نیستن یکیشون هم من اشناش کردم که خودشم کنجکاو شد بخاطر نتایجم ارامشم درامدمون وروابطم بهش گفتم فایلهای شمارو گوش کنه ک یکمدت بهم خبر میداد بهترشدم وفلان
حالا اون روز من 40روز تعهد کردم باهیچکس درارتباط نباشم تمرکزی رو یک موضوع کارکنم این بنده خدا رو دیدم خیلی اتفاقی وشروع کرد اره اینجوره وفلانه میگی چکار کنم من بهش گفتم مشکل تو نیست مشکل شوهرته باید خودش حلش کنه برعکس گذشته ک همش میگفتم بیا فلان فایلو گوش کن یک لحطه ب خودم گفتم بابا مگه تو کم وقت گذاشتی براش ول کن بعد اصلا درمورد این مساعل باهاش حرف نزدم که تو باید رو خودت کارکنی وفلان …
در دوره 12قدم هم درمورد نظر مردم توضیح دادید خیلی ب من کمک کرد من علنا برای مردم زندگی میکردم حتی احساساتم گریه خنده لباسام حتی میگفتم نکنه فلانی بفهمه ساعت فلان بیدارشدم
الان من ب اون ادما حتی زنگ هم نمیزنم چ برسه چیزی بخام بگم ..
استاد برای هدفی ک دارم 40روز تعهد کردم ونزدیک ب اتمام 40روزم شده همه کارهاش انجام شده همه قدمهارو انجام دادم فقط دوست دارم نتیجه ی اخری رو بیام بذارم توی سایت انشالله بزودی میام میذارم البته من ب خودم گفتم هزار بار این خبر خوب ک ب من رسید چون نشانه هاش فراوان دیدم خیلی نزدیکم بهش اولین کار اینه که این خوشحالی بزرگ رو باشما ب اشتراک بذارم
سوال خبرنگار : ایا الان به خودت میگی که من به اندازه کافی خوب نبودم و به زمان نیاز دارم که از این شکست عبور کنم ؟
پاسخ :آدمی نیستم که خودمو از تو بخورم
دقیقا یاد دوره ی عزت نفس افتادم اون جلسه ای که راجب سرزنش کردن خود میگین
واقعا با اون قسمت یاد گرفتم برای اشتباهات کوچک و بزرگم خود خوری نکنم
خودخوری کردن به شدت انرژی و اعتماد به نفس ادم رو پایین میاره
وقتی میتونیم فکرو کلاممون رو به جای اینکه بگیم اشتباه کردم » بگیم درس یاد گرفتم ، بگیم تلاش بیشتری میکنم ، بگیم ادامه میدم و از اینجایی که هستم بهتر میشم
وقتی اینقدر کنترل ذهن با کنترل کلاممون راحته پس چرا اینکارو نکنیم ؟
چرا ادم متفاوتی نباشیم ؟
چرا از جنبه های مثبت نگاهش نکنیم ؟
– این یه فرصت و لطف بزرگیه
این دقیقا همونجایی هست که ادم های موفق رو از ناموفق و شکست خورده جدا میکنه
این دقیقا دیدگاهی هست که سطح ادم ها رو جدا میکنه
اینکه اتفاقات به ظاهر فقط به ظاهر نامناسب رو لطف بزرگ میدونن
نه بلای اسمانی
نه دوست نداشتن خدا
نه بی عرضه بودن خودش
بلکه فرصت میدونن
لطف بزرگ میدونن
یه نعمت میدونن و واقعا هم اینطور هست
استاد ممنونم از این دو تا فایل بی نظیر درس های زیادی دارن که باعث موفقیت و انرژی بالایی میشن
مدت ها بود که دوست داشتم درمود یکی از مواردی که ذهنمو کنترل کردم بگم براتون
آذر ماه پارسال بود که من رفته بودماز دانشگاه انصراف بدم اما چون مشمول سربازی بودم باید این کارو قبل از شهریور میکردم اما نمیدونستم خلاصه بگم که من اولش خیلی بهم ریختم و میترسیدم که منو به زور ببرن سربازی و من همیشه میگم که سربازی نمیرم ، حالا این که واسه من شده بود مشکل من باید تو شهریور نامه اصراف میدادماما ندادم بعد از این که بهم ریختم دنیا یه آن برام انگار وایستاد همه جا سکوت شد و یه حس به شدت قوی کفت محمد حلا وقتشه که ذهنت رو کنترل کنی … حالا وقتشه عمل کنی به آموزه های استادات….
وووووو من اووومدم عمل کردم، اولش خیلی سخت بود اما با قدرت کلام ذهنمو تو دستام گرفتم تا آروم بشم و بعدش برم پیش اون مسول تا باهاش صحبت کنم ببینم میشه کاری کرد یا نه
اومدم درمود درخت هایی که اونجا بود حرف زدم با خودم درمود ابر ها و خنکی هوایی که بود …. استاد آروم شده بودم واقعا
و وقتی رفتم پیش اون بنده خدا گفت کاری نمیشه کرد و باید بری سربازی اما من اصرار کردم و آروم بودم و زیر لبم میگفت خدا که تا حالامنو رها نکرده بازم نمیکنه …..
یهو گفت باید با مدیر جرف بزنی مدیر هم شنبه میاد و من رفتم تا شنبه……
استاد اولیل بارری باد که حس میکدم دارم به قانون عمل میکنم و خیلی خوشحال بودم تما اون آخر هفته که ذهن نجوا گر من شروع میکرد به استرس دادن من یه عبارت سپاس گزاری واسه خودم ساخته بودم که بهم حس خوب میداد اونو تکرار میکردم ،میگفتم خدایا شکرت که کارای انصراف از دانشگاهم حل شد… همین..
با این جمله و احساس خوب نسبی که داشتم شنبه رفتم پیش اون مدیر و اولش گفتن مدیر امروز نمیاد برو فردا منم یکم پکر شدم اما گفتم حتما خیرتی هست و یه حسی منو نگه داشت توی طبقه مدیر گفت صبر کن من صبر کردم داشتم از منظره بیرون لذت میبردم واسه خودم دیدیم نیم ساعت گذشت ویهو مدیر اومد…. استادد باورررم نمیشد
خلاصه رفتم داخل و به مدیر توضیح دادم داستان و خودش اودمد گفت واست یه متن درست میکنیم که مثلا اون تاریخ تو این بیماریه رو گرفته بودی و نتونستی بیای و اوکی بشه
واااای خدا من چی میشنیدم آخه؟؟؟؟
مدیر خودش واسه من نامه درست کنه؟؟؟؟؟
خودش بیاد بگه بگم کجابرم که کارم زودتر اوکی بشه؟؟؟؟
شت باور کردنی نبود….
دیوانه و عاشق خدا شده بودم و هزاران مرتبه خدارو شکر میکردماز این همه لطف محبت خدا
دیوانه شدمه بودم که با کنترل ذهنم تونستم چی کارر بکنم ، کاری بکنم که خوده مدیر آموزشی دانشگاه بیاد واسم کارامو بکنه و همون روز من نامه انصرافم از دانشگاه آماده شد و تمووووم و من تازه داشت دستم میومد که قضی هچقدر ذهنه…
هرچند که بعد ها فراموش کردم اما اوودم اینو اینجا ثبت کنم که هم یادآوری بشه برام هم رد پا بزارم و دوستان استفاده کنن
اتفاقات دیگه ای هم هست از اون وقت به بعد خیلی جا ها تونستم ذهنمو کنترل کنم و میام میگم…
تمرین تحسین کردن موفقیتهای دیگران وتوجه به زیبایی ها
روزاول:
من ساکن شمال هستم.
امروز هوا خیلی خنک وبارانیه . بااینکه در گرمترین ماه سال قرار داریم ولی اینجا چند روزه که بارونه خوبی داره میباره و هوا ابری و خنک و سرسبزی و زیبایی همه جا رو گرفته . خدایا برای این هوای سالم و این باران فراوانی و نسیم خنک از تو بی نهایت سپاسگزارم.
تحسین می کنم دختر خانم 15 ساله ای که تونسته در همین سن کم خواندگی کنه وصدای خیلی خوبی هم داره و اولین تجربه اش هم با استاد موسیقی ایران علیرضا عصار بوده. اینکه یه خانمی بتونه در همین سن وسال کم یه تجربه عالی داشته باشه که درکنار یه آدم موفق در آواز و ساز وموسیقی کشور( علیرضا عصار) دریک استیج قرار بگیره برای من خیلی قابل تحسینه.
وقتی من داشتم به خوانندگی این دختر خانم نگاه میکردم خیلی کیف کردم و مدام میگفتم آفرین. اینکه بتونی در سن کم در کنار بزرگان موسیقی قراربگیری نشون میده که این آدم یه جور دیگه فکر میکنه و باورهای خوبی داره که تونسته این همه خودشو رشد بده.
یک خانم از دوستان دور من هستن که بااینکه خانه دارن و شغل و تحصیلات و تخصص خاصی نداره ولی ثروت خوبی برای خودش ساخته و همیشه هم این آدم در حال رشده . یعنی همیشه خبرهای موفقیت های مالی این آدم به گوشم میرسه . من خیلی این آدم تحسین میکنم چون پولهایی که ساخته و سرمایه گذاری هایی که انجام داده از طرف همسرش هست .
همیشه به خودم میگم نمی دونم چه جوری ولی آنقدر باورهای خوبی داره که این همه پول از طریق همسرش دریافت میکنه و آزادی مالی داره و سفرهای لوکس میره و خریدهای لوکس میکنه و ملکهای خوبی هم در ایران و ترکیه داره.
من توانایی پول ساختن این آدم خیلی تحسین میکنم .
یکی از آدمهایی که من همیشه تحسین میکنم پژمان جمشیدی هست.
این آدم همیشه در حال پول ساختن هست . در یک مصاحبه ای شنیدم که گفت :
یک بار به دلیلی تمام پولهایم را ازدست دادم و صفر شدم ( این تو همین زمان بازیگریش اتفاق افتاده) ولی من دوباره شروع کردم و ادامه دادم و هر نقشی هم بهش پیشنهاد میشه میرفت و دوباره تلاش کردو ادامه داد و پولهای زیادی ساخت و حتی در حوزه تبلیغات هم این آدم داره پول میسازه .
همیشه به خودم میگم چند نفر میتونند چنین ذهنیت داشته باشند که در برابر این دست از تضادها از بین نرند و ادامه بدن
تازه با انگیزه تر و متعهدتر عمل کنند و اجازه نمیدن هر تضادی آنها رو نابود کنه.
من کنترل ذهن این آدم را تحسین میکنم چون قبلا هم توسط یک عده از اهالی سینما مسخره شده بود ولی او توجه نکرد و به مسیرش ادامه داد.
مثل همیشه حرف هاتون عالی و بسیار با ارزش بود. واقعا که کنترل ذهن کار راحتی نیست و به همون مقدار که موفق میشیم ذهنمونو کنترل کنیم نتیجه میگیریم. استاد من از چیزی که بهش عمل کردم و ازش نتیجه گرفتم بخوام بگم، موفقیت من در زمینه ورزشه. من الان 36 سالمه و یک سال و نیمه که شروع کردم به ورزش کردن. و باورش برای خیلی ها شاید سخت باشه اما واقعیت اینه که من الآن توی رشته ورزشی خودم یکی از بهترین های ایران هستم. انقدر خوب پیشرفت کردم که وقتی به خیلی ها از موفقیتم میگم باورشون نمیشه. خودم هم تا همین یکی دو سال پیش باورم نمیشد که یه روزی به جایی که الآن هستم برسم. رمز موفقیت رو هم از شما یاد گرفتم. همون قوانینی که به خوبی به ما آموزش میدید: تکامل، علاقه، انگیزه، لذت بردن از مسیر، استمرار، ایمان، توجه به نکات مثبت و … موفقیت من توی ورزش به واسطه همین آموزش های شما بوده. من الآن انگیزه فوق العاده زیادی برای ورزش کردن دارم. و یکی از مهمترین عواملی که باعث به وجود اومدن این انگیزه شده، اینه که من تا همین دو سال و چند ماه پیش یک معتاد قرصی بودم که کنج خونه مینشستم و جز گذروندن عمر کار دیگه ای نداشتم. اگه یه روز قرص بهم نمیرسید حالم بد میشد. و به هیچ عنوان باور نداشتم که بتونم یه روزی از شر قرص خوردن راحت بشم. کار هر روزم مصرف قرص های روانگردان و قلیون کشیدن بود. اما بلاخره به لطف خدا و آموزش های شما به نقطه تسلیم رسیدم و اون موقع بود که موفق به ترک شدم. حالا بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس جوونی میکنم. احساس میکنم مثل یه نوجوون پونزده ساله انگیزه دارم. و همچنان توی رشته ورزشی خودم که کوهنوردی سرعتی هست دارم پیشرفت میکنم. همین دیروز که جمعه بود رفته بودم یکی از مسیر های کوهنوردی. جمعه ها مسیر شلوغه. وقتی توی مسیر های شلوغ میرم حتی یک نفر رو هم نمیبینم که نزدیک من بتونه بشه، چه برسه به اینکه پا به پای من بتونه بیاد. من با اختلاف زیاد از همه جلو میزنم! استاد اگه الان یه نفر زندگی منو ببینه شاید خیلی براش جالب نباشه چون هنوز از نظر مالی پیشرفت چندانی نکردم و هنوز روابطم خیلی خوب نشده. اما من خودم میدونم که از کجا اومدم. قبلا چی بودم و الآن چی شدم. این روزها خیلی احساس سپاسگزاری میکنم. احساسی که قبلا چیزی ازش نمیدونستم. من از مدار منفی هزار درجه زیر صفر اومدم بالای صفر و این یعنی معجزه. استاد یه مقدار تردید داشتم که اینارو بگم. چون اولش گفتم تعریف از خود کار درستی نیست. اما یادم اومد که شما توی دوره عزت نفس گفتید که باید از خودمون تعریف کنیم. حتی آگهی بازرگانی واسه خودمون بنویسیم. همچنان دارم با انگیزه به ورزش ادامه میدم. و میدونم که هنوز خیلی کارها هست که باید توی زندگیم انجام بدم. امیدوارم که بتونم ذهنمو کنترل کنم تا باز هم به موفقیت های بیشتری برسم.
اول باید بگم که با تمام حرفاتون انگار کل علف های هرز ذهنم به وسعت زیاد شخم زره شد با یک ابزار مناسب و حرص شد.
یعنی من هیچی نگفته و شما منو نشناخته چیزایی گفتی که اصلا ذهن من آچمز شد.یعنی در چند جنبه حرص شد.البته عمل کردن هم صد درصد نیازه اما باید بگم که اتفاقا بعد قسمت قبل این فایل یکسری تضاد هایی از نظر کلاس هایی که شرکت میکنم ،زمان بندیشون ، برنامه روزانه،تمرکزم و ….پیش اومد که کمی برامسخت شد اما سعی کردم که خیلی توجه نکنم و کمتر از قبل حرص بخورم تا یواش یواش بهتر بشه.
اما اگر روند بزرگتری رو بخوام بگم اینه که من از زمان شروع پاندمی با عدم کنترل ذهن درمورد این تضاد و توجه بهش تصاد هدی بیشتری وارد زندگیم شد و طوری که در یکسال ۳تضاد روابط پیش اومد و یک تضاد مالی و بازهم کنترل نکردم تا کلا برمتو فرع اما زمانی که شروع کردمروی خودم کارکردن و یادآوری کردم به خودم که مسیر اصل مسیر درسته خرد خرد حالم بهتر شد و تونستم با کار روی باروهام و اینکه کانون توجهمو عوض و گذشته رو درس بگیرم و توجه نکنم خرد خرد بهتر شد و تونستمبه آنچه میخوام بیشتر فکر کنم و حالمو کمی بهتر کنم.
کمی بعد از اینکه تا حدودی حالم بهتر شد فرصت مهاجرت بود که یکی از تضاد ها درش اتفاق افتاد اما بازهم خرد خرد با ایجاد این نگاه که من میخوام این مسئلرو حل کنم وروی خودم کارکنم تا بهتر بشم بازهم شروع کردم و بخصوص به شدت روی عزت نفسم کار کردم و تا حدودی برتوحید تا نگاهمو کمی توحیدی تر کنم اما بازهم نشت انرژی زیادی داستم تا کقتی که هدایت شدم به آخرین لایو و یک فایل از قبل که متوجه این شدم که هنوزم نیازه به سمت اصل بیام و دور شدم از اصل.با تمام اینکه سخت بود که اوایل دست از فرعیات بردارم لما با ایمان به اینکه نتیجه میدهد حرکت کردم و یواش یواش کانون توجهمم نسبت به قبل بهتر و حالم زمان های بیشتری خوب شد و ذهنی آرامتر گرفتمکه تونست آنجه میخوام رو بهتر و راحت تر با باورهام برام خلق کنه.
اما حالایی که حرف میزنم خیلی بهترم و البته هنوز در پروسه در اصل بودن و کمترکردن فرعیات که البته ادامه هفته های قبله و به همون شکل که حالمنسبت به هفته های قبل بهتر شده باز هم بهتر و بهتر میشه و البته باید بگم که از تمامتضاد ها کلی یادگرفتمو اون هم بهترین معلم های من بودن.یادگرفتم که خودمبا خودم باشم و حرکت کنمو دنبال کسی نباشم.
یادگرفتمعجله نکنم و اول بی قید وشرط خودمو دوست داشته باشم تا از ظرف وجودی خودم به دیگران بریزم.
یادگرفتمکه روی خودمکارکنم و دنبال حاشیه و چرایی نباشم و به هدایت خدا ایمان داشته باشم.
و یادگرفتم که کنترل ذهن کنم هرچند سخت باشه اما بتونم مدیریت کنم تا نتایج خوب بگیرم.
من با کمیکارکردن روی خودم بسیار بسیار نتیجه گرفتم و البته بخصوص از نظر عزت نفس که روی خودم از طریق مقالات سایت و فایل های دانلودی کارکردم و کمی رو توحیدم خیلی معجزه طور روابط اجتماعی بی سابقه و وسیعی ساختم.مسائل گذسته رو پروندشونو بستم و زندگی زیباتری ساختم برای خودم.
بازهمهربار دارن با تکامل لیشتر و بیشتر روی خودم کار میکنم و خدا میدونه که منی که با یکذره کارکردن نتایج زیادی روی خودم مثل ارامش،روابط خوب،خلق شرایط دلخواه و…رو گرفتم با ادامه روندمو بهترکارکردن و بیشتر عمل کردنم چطور زندگی عالی تر و معجزه طور تری رو برای خودم خلق میکنم.
سپاسگذارم استاد عزیزم از فایل خوبی که واقعا دگرگون کرد منو و ذهنمو.😍
سلام خدمت آقای عباسمنش و دوستان همسفرم
من یک تجربه دارم درباره عمل به آموزشی های استاد
من قبلنا شخصی بودم که اگر کسی از من انتقاد بیجایی میکرد سریع عصبانی میشدم و واکنش نشان میدادم و با طرف دعوای لفظی کوچیکی میکردم
اما الان وارد فرکانسی شدم که اگر کسی به هر دلیلی ازمن انتقاد بیجایی بکند من اصلا توجه نمیکنم و با عمل به همه ثابت میکنم که حرفای اون شخص درباره من درست نبود
من در شغلم همیشه اولین نفری هستم که شروع بکار میکنم و یک روز ریئسم در جمع همه کارمندان گفت فرح همیشه نفر اوله که کارشو شروع میکنه
در این میان یکی از همکارانم برگشت و گفت
آره اول نفر شروع میکنه اما زودتر از همه هم دست از کار میکشه
رئیسم برگشت و گفت نه اینطور نیست
و واقعا حرف های اون همکارم درباره من درست نبود
من وقتی حرف این همکارمو شنیدم هیچی نگفتم حتی نگاش هم نکردم و سریع رفتم که کارمو شروع کنم
اینکه چطور تونستم خودمو کنترل کنم و جوابشو ندم به خاطر همین آموزش های استاد بود
من قبلا در این کارم کمی کند بودم و کاری که انجام میدادم 5 ساعت طول میکشد اما اون روز من تونستم توی کمتر از سه ساعت کارمو تمام کنم و رئیسم خیلی شگفت زده شد و اون روز گفت میتونی زودتر بری خونه چون کارتو زود تمام کردی و باورتون نمیشه از اون روز به بعد سرعت انجام کارهایم خیلی زیاد شده طوری که در دو ساعت و نیم من کارو تمام میکنم
کاری که قبلا در 5 ساعت یا 6 ساعت تمام میکردم
حرف اون همکارم باعث شد که من در کارم رشد کنم
وقتی اون همکارم از من انتقاد بیجا و دروغینی کرد من اصلا ناراحت نشدم و حتی حرفش باعث شد سرعت انجام کارهایم بصورت خیلی عالی بالا ببرم
میخوام اینو بگم که اگر در هر مسئله ای شکستی خوردین یا کسی خواست با حرفاش شما رو ناراحت کنه شما با عمل به آموزه های استاد به خودتون و دیگران ثابت کنید که میتونید موفق باشید و بهترین باشید
بنام خدا
سلام
وقتی هدایت شدم به این فایل ، اولین چیزی که به ذهنم رسید ،این بودکه چرا این فایل؟
خیلی وقت بود که این فایل را گوش نکرده بودم و یه جورایی مطالبش از یادم رفته بود.
وقتی شروع کردم به گوش دادن تازه حکمت ،اینکه چرا هدایت شدم به این فایل را فهمیدم
اولین درسی که از این هدایت گرفتم این است که :
در برابر هدایت الهی تسلیم باشم و اعتراضی نکنم . فقط تسلیم باشم.
چقدر هدایت خداوند مطابقت داره با آن لحظه از شرایط من که دارم تجربه میکنم.
این روزها دارم سعی میکنم برای هدفی که گذاشتم برای خودم ، قدم به قدم ایده ها را پیش ببرم و انجام بدم .
خدا با هدایت این فایل در این لحطه ، قدم بعدی را به من گفت :
که باید یاد بگیری به تحسین کردن.
باید شروع کنی به تغییر شخصیت خودت که فقط زیبایی، فراوانی، مثبت ها ، موفقیتها، نعمتها را ببینی و تحسین کنی ، واین شخصیت تحسین کردن ، تورا به موفقیت میرساند.
یکی از مواردی که باید روی آن حسابی کار کنم کنترل کانون توجه ام هست .
اینکه چطور بتونم توجه و تمرکزام را بزارم روی تحسین کردن . روی نعمتها، روی نکات مثبت زندگی ام .
با گوش کردن بخش اول این فایل حجت بر من تمام شد که باید شروع کنم به تربیت کردن ذهنم.
باید بتوانم در هرچیزی خوبی ها ، زیبایی ها را ببینم.
باید سعی کنم همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینم.
وقتی که من توجه میکنم به نکات مثبت همسرم فرزندم خانواده ام ، رفتار جهان با من تغییر میکند و باعث میشود تا من سپاسگزارتر باشم .
این توجه مثبت من باعث میشه اتفاقات بهتری را تجربه به کنم.
پیش بسوی اقدامات عملی در جهت رشد شخصیتم.
در پناه الله
به نام خداوند بخشنده و مهربان
استاد عزیزم ، مریم جان شایسته و همه ی دوستانم در این سایت الهی سلام
قبل از هر صحبتی ابتدا بی نهایت ، بی نهایت سپاسگزارم از این دو تا فایل فوق العاده که از نظر من هیچ قیمتی نمیشه روش گذاشت درسهایی که این چند روز گرفتم و به شناختی که از خودم رسیدم اصلا قابل مقایسه با این چند سالی که عضو سایت بودم نسیت !
انگار من اینهمه سال خواب بودم استاد چند روزی هست که خیلی حالم خوبه و من خوشحال ترین آدم روی زمینم خیلی دوستتون دارم خیلی خدا می دونه که الان چه حالی دارم قلبم پر از هیجانه و چشمام پر از اشک و آماده ی جاری شدن ! من ۱۳ صفحه خلاصه ی این دو قسمت رو نوشتم ساعتها گوش دادم استپ کردم و بهشون فکر کردم بارها و بارها این چند روز گوش کردم و گوش کردم و ترمز پیدا کردم پاشنه آشیل پیدا کردم . می خواستم خلاصه رو بیام به عنوان کامنت بنویسم ولی شما گفتید از نتایجتون بگید منم از خودم میگم که یادم بمونه.
استاد جان چند وقتی هست که اصلا اوضاع خوب پیش نمیره البته برای من و برای کسب و کارم از نظر مالی و من که بر خلاف همیشه خیلی آروم بودم به خاطر طعنه و کنایه های دیگران بهم ریختم ! چند وقت پیش یه جمله از یکی از نزدیک ترین آدمهای زندگیم شنیدم که خیلی اشکم رو در آورد گفت تو از مثبت اندیشی نتیجه بگیر من بهت دخیل می بندم ! بر خلاف همیشه فقط سکوت کردم و اشک ریختم ! همون لحظه رفتم دوش گرفتم و از خدا کمک و هدایت خواستم .
همون شب قبل از خواب داشتم می گفتم خدایا کجای کارم اشتباهه ؟ من که چند ماهه دارم خیلی بیشتر از قبل روی خودم کار می کنم من که اینهمه نتیجه ی خوب گرفتم خدامو شناختم از جهل رها شدم خیلی صبور تر شدم ( قبلا اینقدر آدم عصبانی بودم شاید باورتون نشه ولی در زمان عصبانیت خودمو میزدم ) خیلی آروم تر شدم سردردهام خیلی خیلی کم شده منی که هر ماه چند روزش از سردرد گریه میکردم الان ماههاست که دیگه دارو مصرف نمی کنم ! چندین ساله که تلوزیون نگاه نمی کنم در مورد مسائل منفی حرف نمیزنم از کانالها و گروهها لفت دادم که تمرکزم روی خودم باشه .من که بعد از ازدواج ۱۲ سال خونه داری کردم و نرفتم دنبال علائقم اما چند ساله که دانشگاهمو رفتم درسمو خوندم رفتم دوره تربیت مدرس و شدم یه مدرس کشوری که چندین شهر ایران توی مدارس و دانشگاهها و موسسه ها برنامه و کلاس برگزار کردم افرادی که الان با من در ارتباطند از بهترینها هستند کلی دوره مجازی برگزار کردم از صفر تونستم در آمد کسب کنم . چرا هیچکس حتی نزدیکترینها به من کارم رو به رسمیت نمی شناسن و میگن این کارا سیاه کردن دفتره ؟ اون شب خیلی از این حرفها به خدا زدم و همش میگفتم یه راهی نشونم بده کمک کن کسب و کارم رشد کنه . کمک کن دوباره به در آمد برسم . توی همین حال و هوا داشت خوابم میبرد که انگار یه نفر در درونم یه جمله گفت انگار من تهی بودم مغزم مثل یه تالار خالی بود و فقط این جمله بود و خیلی سریع هم رفت !
جمله این بود : آدمی به دنیا نمی آید که به اغنا برسد به دنیا می آید که به ارتقا برسد . تو رختخوابم نشستم و درکش برام سخت بود که یعنی چی ؟ یعنی من نباید به دنبال رشد کسب و کارم باشم یعنی نباید به دنبال کسب در آمد باشم ؟ جمله رو یادداشت کردم و می خواستم بخوابم که یه چیز دیگه گفت ! گفت همون طور که رضا عطار روشن و مرضیه تونستن تو هم می تونی !
و یه ایده به ذهنم رسید که چطور از قانون تو کارم استفاده کنم . خدا می دونه که چقدر هیجان زده بودم و همون ساعت که دو نیم نصف شب بود شروع کردم به نوشتن سرفصلها رو بهم گفت همه رو نوشتم تا می خواستم بخوابم دوباره یه چیزی دیگه می گفت و من دوباره می نوشتم تا ساعت پنج و نیم صبح بیدار بودم و می نوشتم .
از فردای اون روز تمام دوره های سالهای قبل رو که کلی براشون زحمت کشیده بودم و پسرم خیلی حرفه ای برام ادیت کرده بود و دوباره آپدیتشون کرده بودم رو حذف کردم و تصمیم گرفتم همه رو با استفاده از قانون آپدیت کنم .
بعد از چند روز تعلل بلاخره قدم عملی برداشتم و جلسه ی اول رو ضبط کردم خیلی عالی بود و کلی هیجان داشتم و از همسرم خواستم پوستر جدید برام طراحی کنه بدون نوشتن تخصص و رزومه و کلی جزئیات که قبلا فکر میکردم خیلی مهم هستند مثلا قبلا کلی می نوشتم دارای مدرک بین المللی از فلان و بسار و … توی پیج و کانال خودم اطلاع رسانی کردم و سمت خودم رو انجام دادم . دو هفته مهلت ثبت نام گذاشتم .
چند ماهی بود که حتی یه نفر هم نمی اومد بپرسه چی به چیه ؟ اینبار هم چند روز به همین منوال گذشت فقط یه نفر پرسید و اونم به ثبت نام ختم نشد ولی من خدا رو شکر کردم و مثل قبل سعی نکردم هر طور شده متقاعدش کنم ثبت نام کنه ! همه چی رو سپردم به خودش .
تا اینکه نجواها دوباره شروع شد و من داشتم با منطق دهن ذهنم رو می بستم که این دو تا فایل رو شما گذاشتید روی سایت و من دقیقا مثل اون حریف جاشوا که اول ویدیو نشون دادید که از شدت مشتی که بهش خورده بود گیج و منگ شده بود انگار یه مشت محکم خوردم من فهمیدم که این ویژگیهایی که شما بهش اشاره کردید با من فرسنگها فاصله داره من اقیانوسی بودم به عمق یه سانتیمتر ! من قبل از ارتقا به دنبال استغنا بودم !
یه جمله ای که بهش اشاره کردید و خیلی منو تکون داد این جمله بود که چند صفحه همین یه جمله رو نوشتم : به خداوند اعتماد کن و نگران نتیجه نباش ! نگران حرف مردم نباش !
من که همیشه ادعام میشد اصلا حرف مردم برام مهم نیست با حرف اطرافیانم بهم ریخته بودم و خودم غافل بودم که این شتابزدگی برای گرفتن نتیجه برای اینه که خودم رو به بقیه ثابت کنم .
گفتید سمت خودت رو انجام بده و نگران نباش تمرکزت روی شکست نباشه که شکست می خوری . من تازه فهمیدم که سمت خودم رو انجام دادم ولی نگران نتیجه بودم ! و دلیل نتایج کم رنگ همین نگرانی از نگرفتن نتیجه و سرکوفت خوردن از نزدیکانم بود و خودم نمیدونستم . من از قانون دم میزدم ولی به قول پسرم قانون رو چپکی فهمیده بودم !
خدایا من به تو اعتماد می کنم و قول میدم که حواسم به خودم باشه قول میدم که نگاهم به دیگران نباشه قول میدم که فقط رو خودم کار کنم .
قول میدم استانداردهامو بالا ببرم قول میدم مهارتهامو افزایش بدم . خدایا کمکم کن که فقط و فقط تو رو تنها منبع قدرت بدونم .
قول میدم اصول رو رعایت کنم و سراغ جزئیات نرم قول میدم اصل رو فراموش نکنم و در مسیر درست حرکت کنم و به بیراهه نرم .
استاد عزیزم نمی دونید این دو تا فایل چقدر برای من ارزشمند بودند و چه خار و خاشاکهایی رو از زمین ذهنم بیرون کشید چه سنگهای بزرگ و سنگینی در زمین ذهنم بود که اجازه نمیداد باورهام ریشه دار بشه و من به کمک شما این چند روز اخیر دارم سنگها رو بیرون میکشم .
خدایا شکرت که هوامو داری و هر لحظه دستمو میگیری و به مسیر برمیگردونی . خدایا شکرت که اینقدر به من نزدیکی و با من حرف میزنی .
سپاسگزارم استاد جان و دوستان عزیزی که با کامنتهای ارزشمندشون پازل آگاهی هامو تکمیل می کنند و از دوست عزیزی که زحمت زیر نویس رو کشیدند قدردانی می کنم .
همه تونو دوست دارم و به خدای بزرگ می سپارمتون .
به زودی آمریکا می بینمتون .
باسلام خدمت استاد عزیزم ومریم جون زیبا ومهربآن وهمه دوستای گلم خداروشاکرم که درمیان شماها خوبان هستم واین لطف خداونده که من را ب این مسیر زیبا ودراین سایت بهشتی هدایت کرده خدایاشکرت ..
استاد این فایل خیلی عالی بود وانگار من منتظرش بودم ونشانه ی امروز من بود خیلی نکات وجملات تاثیرگذاری داشت ک توی قلبم نفوذ کرد وحالمو بهتر وبهترکرد..
درمورد هم پا گفتید من یک گروهی تشکیل دادم ک با کمک قانون این دوستان رو جذب کردم وگروه زدم ودوست داشتم وفکر میکردم که باید چندنفر باشیم حرف بزنیم من بهتر پیشرفت کنم یکماه این گروه بود بعد دیدم اونا هیچی نمیگن ومن فقط وقت میذارم ومینویسم براشون ازین ور وقت نمیارم روی قدم ها کار کنم باخودم فکر کردم گفتم این چ کاریه اخه داره انرژی وتمرکز من جای دیگه ای میره سریع بدون خبردادن ب بقیه پاکش کردم گفتم خدایا هرچی ک نشتی انرژی میاره تا بتونم برش میدارم از جلو راهم من دراین یکسال ک باشماهستم همه ی ادمهای منفی از زندگیم حذف شدن فقط دوسه نفر ک خیلی بهم نزدیکن موندن که من رابطم باهاشون هفته ای دوسه بار بود ک الان بشدت کمش کردم ماهی یبار ک با فایلهای شما این اتفاق افتاد وهرروز ب خودم میگم شده ماهی یبار باید بتونه بشه 3ماه یبار دیدن این دوستان هروقت ب من گفتن خبری ازت نیست فقط میگم بیکار نمیشم ولبخند میزنم ..وسکوت..چون ادماییی هستن توی این فضاها نیستن یکیشون هم من اشناش کردم که خودشم کنجکاو شد بخاطر نتایجم ارامشم درامدمون وروابطم بهش گفتم فایلهای شمارو گوش کنه ک یکمدت بهم خبر میداد بهترشدم وفلان
حالا اون روز من 40روز تعهد کردم باهیچکس درارتباط نباشم تمرکزی رو یک موضوع کارکنم این بنده خدا رو دیدم خیلی اتفاقی وشروع کرد اره اینجوره وفلانه میگی چکار کنم من بهش گفتم مشکل تو نیست مشکل شوهرته باید خودش حلش کنه برعکس گذشته ک همش میگفتم بیا فلان فایلو گوش کن یک لحطه ب خودم گفتم بابا مگه تو کم وقت گذاشتی براش ول کن بعد اصلا درمورد این مساعل باهاش حرف نزدم که تو باید رو خودت کارکنی وفلان …
در دوره 12قدم هم درمورد نظر مردم توضیح دادید خیلی ب من کمک کرد من علنا برای مردم زندگی میکردم حتی احساساتم گریه خنده لباسام حتی میگفتم نکنه فلانی بفهمه ساعت فلان بیدارشدم
الان من ب اون ادما حتی زنگ هم نمیزنم چ برسه چیزی بخام بگم ..
استاد برای هدفی ک دارم 40روز تعهد کردم ونزدیک ب اتمام 40روزم شده همه کارهاش انجام شده همه قدمهارو انجام دادم فقط دوست دارم نتیجه ی اخری رو بیام بذارم توی سایت انشالله بزودی میام میذارم البته من ب خودم گفتم هزار بار این خبر خوب ک ب من رسید چون نشانه هاش فراوان دیدم خیلی نزدیکم بهش اولین کار اینه که این خوشحالی بزرگ رو باشما ب اشتراک بذارم
خیلی متشکرم دوستون دارم
سلام
درس های دو دقیقه اول این فایل چیا هستن ؟
سوال خبرنگار : ایا الان به خودت میگی که من به اندازه کافی خوب نبودم و به زمان نیاز دارم که از این شکست عبور کنم ؟
پاسخ :آدمی نیستم که خودمو از تو بخورم
دقیقا یاد دوره ی عزت نفس افتادم اون جلسه ای که راجب سرزنش کردن خود میگین
واقعا با اون قسمت یاد گرفتم برای اشتباهات کوچک و بزرگم خود خوری نکنم
خودخوری کردن به شدت انرژی و اعتماد به نفس ادم رو پایین میاره
وقتی میتونیم فکرو کلاممون رو به جای اینکه بگیم اشتباه کردم » بگیم درس یاد گرفتم ، بگیم تلاش بیشتری میکنم ، بگیم ادامه میدم و از اینجایی که هستم بهتر میشم
وقتی اینقدر کنترل ذهن با کنترل کلاممون راحته پس چرا اینکارو نکنیم ؟
چرا ادم متفاوتی نباشیم ؟
چرا از جنبه های مثبت نگاهش نکنیم ؟
– این یه فرصت و لطف بزرگیه
این دقیقا همونجایی هست که ادم های موفق رو از ناموفق و شکست خورده جدا میکنه
این دقیقا دیدگاهی هست که سطح ادم ها رو جدا میکنه
اینکه اتفاقات به ظاهر فقط به ظاهر نامناسب رو لطف بزرگ میدونن
نه بلای اسمانی
نه دوست نداشتن خدا
نه بی عرضه بودن خودش
بلکه فرصت میدونن
لطف بزرگ میدونن
یه نعمت میدونن و واقعا هم اینطور هست
استاد ممنونم از این دو تا فایل بی نظیر درس های زیادی دارن که باعث موفقیت و انرژی بالایی میشن
سلام استاد عزیزم
مدت ها بود که دوست داشتم درمود یکی از مواردی که ذهنمو کنترل کردم بگم براتون
آذر ماه پارسال بود که من رفته بودماز دانشگاه انصراف بدم اما چون مشمول سربازی بودم باید این کارو قبل از شهریور میکردم اما نمیدونستم خلاصه بگم که من اولش خیلی بهم ریختم و میترسیدم که منو به زور ببرن سربازی و من همیشه میگم که سربازی نمیرم ، حالا این که واسه من شده بود مشکل من باید تو شهریور نامه اصراف میدادماما ندادم بعد از این که بهم ریختم دنیا یه آن برام انگار وایستاد همه جا سکوت شد و یه حس به شدت قوی کفت محمد حلا وقتشه که ذهنت رو کنترل کنی … حالا وقتشه عمل کنی به آموزه های استادات….
وووووو من اووومدم عمل کردم، اولش خیلی سخت بود اما با قدرت کلام ذهنمو تو دستام گرفتم تا آروم بشم و بعدش برم پیش اون مسول تا باهاش صحبت کنم ببینم میشه کاری کرد یا نه
اومدم درمود درخت هایی که اونجا بود حرف زدم با خودم درمود ابر ها و خنکی هوایی که بود …. استاد آروم شده بودم واقعا
و وقتی رفتم پیش اون بنده خدا گفت کاری نمیشه کرد و باید بری سربازی اما من اصرار کردم و آروم بودم و زیر لبم میگفت خدا که تا حالامنو رها نکرده بازم نمیکنه …..
یهو گفت باید با مدیر جرف بزنی مدیر هم شنبه میاد و من رفتم تا شنبه……
استاد اولیل بارری باد که حس میکدم دارم به قانون عمل میکنم و خیلی خوشحال بودم تما اون آخر هفته که ذهن نجوا گر من شروع میکرد به استرس دادن من یه عبارت سپاس گزاری واسه خودم ساخته بودم که بهم حس خوب میداد اونو تکرار میکردم ،میگفتم خدایا شکرت که کارای انصراف از دانشگاهم حل شد… همین..
با این جمله و احساس خوب نسبی که داشتم شنبه رفتم پیش اون مدیر و اولش گفتن مدیر امروز نمیاد برو فردا منم یکم پکر شدم اما گفتم حتما خیرتی هست و یه حسی منو نگه داشت توی طبقه مدیر گفت صبر کن من صبر کردم داشتم از منظره بیرون لذت میبردم واسه خودم دیدیم نیم ساعت گذشت ویهو مدیر اومد…. استادد باورررم نمیشد
خلاصه رفتم داخل و به مدیر توضیح دادم داستان و خودش اودمد گفت واست یه متن درست میکنیم که مثلا اون تاریخ تو این بیماریه رو گرفته بودی و نتونستی بیای و اوکی بشه
واااای خدا من چی میشنیدم آخه؟؟؟؟
مدیر خودش واسه من نامه درست کنه؟؟؟؟؟
خودش بیاد بگه بگم کجابرم که کارم زودتر اوکی بشه؟؟؟؟
شت باور کردنی نبود….
دیوانه و عاشق خدا شده بودم و هزاران مرتبه خدارو شکر میکردماز این همه لطف محبت خدا
دیوانه شدمه بودم که با کنترل ذهنم تونستم چی کارر بکنم ، کاری بکنم که خوده مدیر آموزشی دانشگاه بیاد واسم کارامو بکنه و همون روز من نامه انصرافم از دانشگاه آماده شد و تمووووم و من تازه داشت دستم میومد که قضی هچقدر ذهنه…
هرچند که بعد ها فراموش کردم اما اوودم اینو اینجا ثبت کنم که هم یادآوری بشه برام هم رد پا بزارم و دوستان استفاده کنن
اتفاقات دیگه ای هم هست از اون وقت به بعد خیلی جا ها تونستم ذهنمو کنترل کنم و میام میگم…
استاد عاشقتونم به امید دیدارتون توی ایران وآمریکا
بنام خدا
سلام
تمرین تحسین کردن موفقیتهای دیگران وتوجه به زیبایی ها
روزاول:
من ساکن شمال هستم.
امروز هوا خیلی خنک وبارانیه . بااینکه در گرمترین ماه سال قرار داریم ولی اینجا چند روزه که بارونه خوبی داره میباره و هوا ابری و خنک و سرسبزی و زیبایی همه جا رو گرفته . خدایا برای این هوای سالم و این باران فراوانی و نسیم خنک از تو بی نهایت سپاسگزارم.
تحسین می کنم دختر خانم 15 ساله ای که تونسته در همین سن کم خواندگی کنه وصدای خیلی خوبی هم داره و اولین تجربه اش هم با استاد موسیقی ایران علیرضا عصار بوده. اینکه یه خانمی بتونه در همین سن وسال کم یه تجربه عالی داشته باشه که درکنار یه آدم موفق در آواز و ساز وموسیقی کشور( علیرضا عصار) دریک استیج قرار بگیره برای من خیلی قابل تحسینه.
وقتی من داشتم به خوانندگی این دختر خانم نگاه میکردم خیلی کیف کردم و مدام میگفتم آفرین. اینکه بتونی در سن کم در کنار بزرگان موسیقی قراربگیری نشون میده که این آدم یه جور دیگه فکر میکنه و باورهای خوبی داره که تونسته این همه خودشو رشد بده.
یک خانم از دوستان دور من هستن که بااینکه خانه دارن و شغل و تحصیلات و تخصص خاصی نداره ولی ثروت خوبی برای خودش ساخته و همیشه هم این آدم در حال رشده . یعنی همیشه خبرهای موفقیت های مالی این آدم به گوشم میرسه . من خیلی این آدم تحسین میکنم چون پولهایی که ساخته و سرمایه گذاری هایی که انجام داده از طرف همسرش هست .
همیشه به خودم میگم نمی دونم چه جوری ولی آنقدر باورهای خوبی داره که این همه پول از طریق همسرش دریافت میکنه و آزادی مالی داره و سفرهای لوکس میره و خریدهای لوکس میکنه و ملکهای خوبی هم در ایران و ترکیه داره.
من توانایی پول ساختن این آدم خیلی تحسین میکنم .
یکی از آدمهایی که من همیشه تحسین میکنم پژمان جمشیدی هست.
این آدم همیشه در حال پول ساختن هست . در یک مصاحبه ای شنیدم که گفت :
یک بار به دلیلی تمام پولهایم را ازدست دادم و صفر شدم ( این تو همین زمان بازیگریش اتفاق افتاده) ولی من دوباره شروع کردم و ادامه دادم و هر نقشی هم بهش پیشنهاد میشه میرفت و دوباره تلاش کردو ادامه داد و پولهای زیادی ساخت و حتی در حوزه تبلیغات هم این آدم داره پول میسازه .
همیشه به خودم میگم چند نفر میتونند چنین ذهنیت داشته باشند که در برابر این دست از تضادها از بین نرند و ادامه بدن
تازه با انگیزه تر و متعهدتر عمل کنند و اجازه نمیدن هر تضادی آنها رو نابود کنه.
من کنترل ذهن این آدم را تحسین میکنم چون قبلا هم توسط یک عده از اهالی سینما مسخره شده بود ولی او توجه نکرد و به مسیرش ادامه داد.
درپناه الله یکتا
سلام استاد عزیز و دوست داشتنی.
مثل همیشه حرف هاتون عالی و بسیار با ارزش بود. واقعا که کنترل ذهن کار راحتی نیست و به همون مقدار که موفق میشیم ذهنمونو کنترل کنیم نتیجه میگیریم. استاد من از چیزی که بهش عمل کردم و ازش نتیجه گرفتم بخوام بگم، موفقیت من در زمینه ورزشه. من الان 36 سالمه و یک سال و نیمه که شروع کردم به ورزش کردن. و باورش برای خیلی ها شاید سخت باشه اما واقعیت اینه که من الآن توی رشته ورزشی خودم یکی از بهترین های ایران هستم. انقدر خوب پیشرفت کردم که وقتی به خیلی ها از موفقیتم میگم باورشون نمیشه. خودم هم تا همین یکی دو سال پیش باورم نمیشد که یه روزی به جایی که الآن هستم برسم. رمز موفقیت رو هم از شما یاد گرفتم. همون قوانینی که به خوبی به ما آموزش میدید: تکامل، علاقه، انگیزه، لذت بردن از مسیر، استمرار، ایمان، توجه به نکات مثبت و … موفقیت من توی ورزش به واسطه همین آموزش های شما بوده. من الآن انگیزه فوق العاده زیادی برای ورزش کردن دارم. و یکی از مهمترین عواملی که باعث به وجود اومدن این انگیزه شده، اینه که من تا همین دو سال و چند ماه پیش یک معتاد قرصی بودم که کنج خونه مینشستم و جز گذروندن عمر کار دیگه ای نداشتم. اگه یه روز قرص بهم نمیرسید حالم بد میشد. و به هیچ عنوان باور نداشتم که بتونم یه روزی از شر قرص خوردن راحت بشم. کار هر روزم مصرف قرص های روانگردان و قلیون کشیدن بود. اما بلاخره به لطف خدا و آموزش های شما به نقطه تسلیم رسیدم و اون موقع بود که موفق به ترک شدم. حالا بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس جوونی میکنم. احساس میکنم مثل یه نوجوون پونزده ساله انگیزه دارم. و همچنان توی رشته ورزشی خودم که کوهنوردی سرعتی هست دارم پیشرفت میکنم. همین دیروز که جمعه بود رفته بودم یکی از مسیر های کوهنوردی. جمعه ها مسیر شلوغه. وقتی توی مسیر های شلوغ میرم حتی یک نفر رو هم نمیبینم که نزدیک من بتونه بشه، چه برسه به اینکه پا به پای من بتونه بیاد. من با اختلاف زیاد از همه جلو میزنم! استاد اگه الان یه نفر زندگی منو ببینه شاید خیلی براش جالب نباشه چون هنوز از نظر مالی پیشرفت چندانی نکردم و هنوز روابطم خیلی خوب نشده. اما من خودم میدونم که از کجا اومدم. قبلا چی بودم و الآن چی شدم. این روزها خیلی احساس سپاسگزاری میکنم. احساسی که قبلا چیزی ازش نمیدونستم. من از مدار منفی هزار درجه زیر صفر اومدم بالای صفر و این یعنی معجزه. استاد یه مقدار تردید داشتم که اینارو بگم. چون اولش گفتم تعریف از خود کار درستی نیست. اما یادم اومد که شما توی دوره عزت نفس گفتید که باید از خودمون تعریف کنیم. حتی آگهی بازرگانی واسه خودمون بنویسیم. همچنان دارم با انگیزه به ورزش ادامه میدم. و میدونم که هنوز خیلی کارها هست که باید توی زندگیم انجام بدم. امیدوارم که بتونم ذهنمو کنترل کنم تا باز هم به موفقیت های بیشتری برسم.
براتون آرامش، شادی و موفقیت آرزو دارم.
بنام رب هادی خدای آسانی ها
سلام ب استاد عزیزم و دوستان جانم
روز 59
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این فایل و آگاهی های ارزشمندش ک بهم رزق دادی
جاشوعا چ شخصیت توحیدی قشنگی داره
چقد خوب داره از قانون استفاده میکنه
تمرکز میزاره رو زیبایی ها و داشته هاش و از افکار منفی ونجواها اعراض میکنه
چ آرامش عجیبی داشت خییلی قابل تحسینه
قابل ستایشه واقعا
ببین کسی داره این حرفها رو میزنه ک بارها اون ور قضیه بوده سمت برنده
والان ی تجربه ی متفاوت و داره تجربه میکنه
و اولین چیزی ک میگه اینه ک
این شکست برای من ی فرصته
فرصتی ک باعث میشه من خودم و بهبود بدم و درسم و یاد بگیرم و رشد کنم
تحسبن کردن یا همون صدق بالحسنی
مارو آسان میکنه برای آسانی ها
دیدن زیباییها و نقاط قوت آدم ها مارو هم هدایت میکنه ب سمت مرکز توجهمون و دیدن زیبایی های بیشتر
چ دیدگاه قشنگی دارین استاد
شما گفتین من میتونم 10هاساعت درمورد نکات مثبت شخصیت هایی صحبت کنم ک خییلی از ما و تاریخ اونا رو دیکتاتور معرفی میکنه
کسی مث هیتلر
محمدرضا پهلوی
و شخصیت هایی ک من درگذشته عاشقشون بودم و هنوز هم تحسینشون میکنم
کسی مث امام خمینی
امام خامنه ای
احمدی نژاد
الان ک فک میکنم چرا من کلمه ی امام و پیشوند خمینی میارم و میاوردم همیشه
و همین طور آقای خامنه ای
چون تو ذهنم قدرت میدادم بهشون
چون فک میکردم خدا اینارو برای ما پیشوا و امام زمانمون قرار داده تا ب ماحکومت کنن تا مارو هدایت کنن
و فک میکردم من نمیتونم مسیر درست رو
دیدگاه درست رو روش زندگی درست رو بدون اینها انتخاب و ادامه بدم
فک میکردم صراط مستقیم یعنی هرچیه ک اینا میگن
همون قضیه ی واسطه بودن بین من و خداوند و راهنما و پیشوا بودن اونا
خدای من
چرا من فک میکردم ک احمدی نژاد بهترین رئیس جمهور ایران بوده؟
چون میدیم بیشتر داره برای قشر فقیر جامعه تلاش میکنه
و هدفش اینه ک با تقسیم پول نفت بین مردم ،یارانه و.. عدالت و ایجاد کنه
درصورتی ک قانون خداوند میگه هرکس نتیجه ی فرکانس خودشو میبینه
تمام اتفاقات و نتایج زندگی ما ب واسطه ی افکار و باورهای ماست
غنی یکی از اسما خداست
و خداوند خودش ثروته و جهان هرروز درحال گسترش و ایجاد فرصتها و موقعبت های جدید برای خلق ثروته
هرروز روشهای جدید و راحتتری برای پول ساختن ایجاد میشه
روز ب روز امکانات بیشتر میشه
ثروت بینهایته مث اکسیژن فراوانه
کسی ک خدا رو باور داره باید باور داشته باشه ک همین خدایی ک کیهان رو خلق کرده و داره مدیریتش میکنه
میتونه تورو ب هرخواسته ای دبگه برسونه
میتونه تو رو غنی و پر کنه و از فضل بی پایانش بر تو ببخشه
خدایی ک خودش و با صفت بخشنده ی مهربان معرفی میکنه
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام الله هی ک رحمان و رحیم است
رحمان یعنی بخشندگی عام ب کل موجودات و رحیم ک ویژه ی بنده های خاص خودش هست
رحمت خداوند بینهایته مث باران رحمتش ک همیشه درحال باریدنه
من اگه دریافتش نکردم و نمیکنم تقصیر خودمه چون ظرفم ب اندازه یک فنجون کوچیکه
خدایا تنها تورا بندگی میکنم وتنها از تو یاری میخوام من رو ب راه راست هدایت کن راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی ن کسانی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
خدایا منو ببخش بخاطر اینکه یک عمر قدرت و دادم دست بقیه تو زندگیم
منو ببخش بخاطر شرک های درونم
وجودم و پاک کن قلبم و ب نور ایمان ومعرفتت روشن کن وسعادتمند در دنیا وآخرت قرارم بده
خدایا هرآنچه دارم مال توست
از تو بهم رسیده من هیچی از خودم ندارم
تویی مالک همه چیز هرآنچه درآسمانها وزمینه
خدایا تو برام کافی هستی
تو بهترین حامی وبهترین هادی وبهترین نگهبان منی
هیچ برگی بدون اذنت از درخت نمی افته
همه چی تحت سیطره مالکیت و فرمانروایی توعه
من و تسلیم فرمان خودت قرار بده
و تسلیم بمیران امین
الهی صدهزار بارشکرت عاشقتم
1417
به نام خدای مهربان
سلام استاد خوبم.
اول باید بگم که با تمام حرفاتون انگار کل علف های هرز ذهنم به وسعت زیاد شخم زره شد با یک ابزار مناسب و حرص شد.
یعنی من هیچی نگفته و شما منو نشناخته چیزایی گفتی که اصلا ذهن من آچمز شد.یعنی در چند جنبه حرص شد.البته عمل کردن هم صد درصد نیازه اما باید بگم که اتفاقا بعد قسمت قبل این فایل یکسری تضاد هایی از نظر کلاس هایی که شرکت میکنم ،زمان بندیشون ، برنامه روزانه،تمرکزم و ….پیش اومد که کمی برامسخت شد اما سعی کردم که خیلی توجه نکنم و کمتر از قبل حرص بخورم تا یواش یواش بهتر بشه.
اما اگر روند بزرگتری رو بخوام بگم اینه که من از زمان شروع پاندمی با عدم کنترل ذهن درمورد این تضاد و توجه بهش تصاد هدی بیشتری وارد زندگیم شد و طوری که در یکسال ۳تضاد روابط پیش اومد و یک تضاد مالی و بازهم کنترل نکردم تا کلا برمتو فرع اما زمانی که شروع کردمروی خودم کارکردن و یادآوری کردم به خودم که مسیر اصل مسیر درسته خرد خرد حالم بهتر شد و تونستم با کار روی باروهام و اینکه کانون توجهمو عوض و گذشته رو درس بگیرم و توجه نکنم خرد خرد بهتر شد و تونستمبه آنچه میخوام بیشتر فکر کنم و حالمو کمی بهتر کنم.
کمی بعد از اینکه تا حدودی حالم بهتر شد فرصت مهاجرت بود که یکی از تضاد ها درش اتفاق افتاد اما بازهم خرد خرد با ایجاد این نگاه که من میخوام این مسئلرو حل کنم وروی خودم کارکنم تا بهتر بشم بازهم شروع کردم و بخصوص به شدت روی عزت نفسم کار کردم و تا حدودی برتوحید تا نگاهمو کمی توحیدی تر کنم اما بازهم نشت انرژی زیادی داستم تا کقتی که هدایت شدم به آخرین لایو و یک فایل از قبل که متوجه این شدم که هنوزم نیازه به سمت اصل بیام و دور شدم از اصل.با تمام اینکه سخت بود که اوایل دست از فرعیات بردارم لما با ایمان به اینکه نتیجه میدهد حرکت کردم و یواش یواش کانون توجهمم نسبت به قبل بهتر و حالم زمان های بیشتری خوب شد و ذهنی آرامتر گرفتمکه تونست آنجه میخوام رو بهتر و راحت تر با باورهام برام خلق کنه.
اما حالایی که حرف میزنم خیلی بهترم و البته هنوز در پروسه در اصل بودن و کمترکردن فرعیات که البته ادامه هفته های قبله و به همون شکل که حالمنسبت به هفته های قبل بهتر شده باز هم بهتر و بهتر میشه و البته باید بگم که از تمامتضاد ها کلی یادگرفتمو اون هم بهترین معلم های من بودن.یادگرفتم که خودمبا خودم باشم و حرکت کنمو دنبال کسی نباشم.
یادگرفتمعجله نکنم و اول بی قید وشرط خودمو دوست داشته باشم تا از ظرف وجودی خودم به دیگران بریزم.
یادگرفتمکه روی خودمکارکنم و دنبال حاشیه و چرایی نباشم و به هدایت خدا ایمان داشته باشم.
و یادگرفتم که کنترل ذهن کنم هرچند سخت باشه اما بتونم مدیریت کنم تا نتایج خوب بگیرم.
من با کمیکارکردن روی خودم بسیار بسیار نتیجه گرفتم و البته بخصوص از نظر عزت نفس که روی خودم از طریق مقالات سایت و فایل های دانلودی کارکردم و کمی رو توحیدم خیلی معجزه طور روابط اجتماعی بی سابقه و وسیعی ساختم.مسائل گذسته رو پروندشونو بستم و زندگی زیباتری ساختم برای خودم.
بازهمهربار دارن با تکامل لیشتر و بیشتر روی خودم کار میکنم و خدا میدونه که منی که با یکذره کارکردن نتایج زیادی روی خودم مثل ارامش،روابط خوب،خلق شرایط دلخواه و…رو گرفتم با ادامه روندمو بهترکارکردن و بیشتر عمل کردنم چطور زندگی عالی تر و معجزه طور تری رو برای خودم خلق میکنم.
سپاسگذارم استاد عزیزم از فایل خوبی که واقعا دگرگون کرد منو و ذهنمو.😍