الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 5 - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

416 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 139

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم و

    سلام به همراهان این مسیر الهی

    استاد قشنگم فقط تنها شما میتونی به هر مبحث و فایلی به دید قانون نگاه کنین و بیاین برای ما حرف بزنین

    هر شخصی جز شما این مصاحبه رو میدید فوقش میگفت چند دقیقه با مسی حرف زدن و اتفاق خاصی نیفتاده

    در صورتی که خود شما هزاران نکته اساسی از این مصاحبه کشیدین بیرون

    و من انصافا حال میکنم وقتی میبینم به هر موضوعی فقط از زاویه قانون جهان هستی نگاه میکنین

    و چقدر کیف میکنم که شاگرد شمام

    و واقعا باعث افتخاره

    اینکه خبرنگار میگه به ما شانس دوباره بده

    یعنی چی؟؟

    یعنی این بشر چنان سرشار از انرژی مثبته که حتی دیدنش تو زمین بازی ادمو غرق حال خوب میکنه

    یعنی این بشر در جایگاهی هست که با اینکه هیچ سودی برای خبرنگار و تماشاگر نداره اما مردم حاضرن چند سال بعد هم تو زمین بازی وجود این ادم رو ببینن

    و اگه وقت میزارن فوتبال میبینن با اون فوتبال حال کرده باشن

    یعنی اینقدر القای انرزی این ادم در حد بالاست

    و مسی میگه نمیدونم

    یعنی توکل

    یعنی من کاری که لذت میبرم انجام میدم مابقیش به من نیست

    یعنی توکل

    یعنی گرچه این سن برای جام جهانی شاید جواب نده ولی من تلاش خودمو میکنم مابقیش با من نیست

    یعنی توکل

    شاید اون اعتقادی به اون حد که ما انتظار داریم نداشته باشه اما باورشو داره که تا ی حدی کنترل اوضاع دست خودشه مابقیشو ی قدرت بالاتر دیگه رقم میزنه

    یعنی صد خودشو میزاره و کاری به نتیجه نداره و میدونه که لاجرم اتفاقات عالی رخ میده

    اون فقط لذت حال براش مهمه و دیگه در قیدو بند و چارچوب زمان دیگری نیست

    و چون میخواد نتیج عالی بگیره داره از عشق و علاقه و لذتش حرف میزنه

    من مسیری رو میرم که برام سرشار از عشق چ لذت باشه و قطعا نتایج عالی هم پشتش هست

    که من دیگه چیزی رو پیشبینی نمیکنم

    اره درس خیلی قشنگ و با علمی

    لذت فقط حال

    زندگی در لحظه

    اصلا چرا وقت الانو بگیریم و بخوایم در اینده یا گذشته دور زندگی کنیم؟

    مگه زمان حال چشه خب؟

    این حرفارو فقط کسی میتونه بزنه که با قانون جهان هستی قطعا اشنایی داره حالا یا اگاهانه یا ناآگاهانه

    چون مسیر اصلی براش مهمه نه حاشیه ها

    چون میدونه فقط موندن تو مسیر اصلی هست که اونو به خواسته اش میرسونه نه موندن تو حاشیه

    دقیقا شرایط فعلی من که مسیر اصلی گم شده و دارم تو حاشیه ها دست و پا نرم میکنم

    خدایا هزاران بار شکرت

    و چقدر نیاز داشتم فایلی که گوش میدم فقط بخواد بهم تلنگر بزنه

    و استاد قشنگم وقتی میگین من خودمم همینم

    چقدر خجالت کشیدم

    من با این همه ادعام هنوز نتونستم خودم باشم

    و دیدم چقدر جاها دارم نقش بازی میکنم

    و واقعا از این خصوصیتم حالم به هم میخوره

    و چقدر در تلاشم این ترمز گنده رو از بین ببرم

    که نیازه برم دوره عزت نفس رو مجدد گوش بدم

    وای که چقدر نیاز هست رشد کنم

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    به نام خدای یکتا و بی همتا

    خدایی که قدرت جهان رو بر عهده‌ دارد خدایا تو کمکم کن

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و سلام به خانم شایسته عزیز و سلام به دوستان مهربانم

    از موقعی که با قوانین زیبا آشنا شدم تغییرات اساسی رو حس میکنم هم در وجودم هم در زندگیم

    و وقتی بر میگردم به عقب یعنی به چند ساله پیش خوب این روند تغییر رو میفهم و درک میکنم اونم از کجا میفهم از نتایج خوب و از آرامشم در بیشتر مسائل از رها بودنم و سپردن هر کاری به خداوند

    خب این یعنی رشد و پیشرفت حالا از نظر مالی هنوز جا داره که بیشتر روی خودم کار کنم اما در بیشتر جنبه های دیگه عالی شدم باورهای فراوانیم بهتر شده قدرت خداوند رو باور دارم و فقط روی خودش حساب باز کردم

    وقتی با قوانین زندگی میکنی همش آگاهانه قدم بر میداری چطوری صحبت کنی چطوری باور کنی به چه چیزها توجه کنی از ناخواسته ها دوری کنی شاید در بعضی مواقع لنگ بزنیم اما خوبیش اینکه که سریع بر میگردیم به مسیر و کنترل کردن ذهن بهتر شده و افسارشو بدست گرفتیم خدا رو هزاران هزار بار شکر میکنم که استاد عزیز رو سر راه من قرار داد تا مسیر درست رو پیدا کنم و فانوس راه من شد یه زندگی عالی با روابط عالی خدایا شکرت سپاسگزارتم

    استاد ممنونتم ای بنده زیبای خداوند که فانوس راه هزاران هزار نفر شدی اجرکم عندالله

    خدایا بهترینها رو نصیبشون کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    دیروز هدایت شدم که منی که دارم روی کسب و کارم و‌مهارت اختصاصی شغلیم و روانشناسی ثروت کار میکنم باید در کنارش روی خودم ذهنم قانون هم کار کنم و‌اون نقاطی که راحت تر از نقاط دیگه باعث انحراف من میشه باعث‌میشه شیطان نفوذ کنه بهم اون نقاطی که پشتش باور افکار و احساس خوبی نیست …. رو‌اون ها هم همچنان باید کار کنم ها

    و امروز نشانه ام رو زدم

    کل مطلبی که دییینگ تو گوشم صدا خورد

    بحث تمرکز عست

    راستش از دوره 12 قدم من یه تصویر سازی عمیقی از اوضاع 88 و کار استاد تو ذهنم ساختم

    اینکه گفته بود تنها کسی که سمینار و برنامه هاش به راه بود تو اون اوضاع و قوانینی که اجرا میشه برنامه های استاد بود …….

    این نشونه دهنده این باور قوی بود که عوامل بیرونی تاثیری تو زندکی ما ندارن تا کی ؟؟؟؟ تا وقتی که ما با توجه و افکارمون بهشون قدرت ندیم و تا وقتی که تمرکزمون با باورهای صحیح توحیدی و‌قدرتمند کننده روی خودمون و کسب و کار خودمون باشه و بدونیم‌ جز خودمون خدا و‌قوانین جهان عامل دیگه ای نمی تونه گریزی روی روند و نتیجه ما بزاره جز اینکه خودمون راه نفوذ و اجازه رو بهش بدیم ………..

    میوه ای که کرم زده میشه و خراب میشه از یک روزنه اجازه داده کرم به صورت نامحسوس واردش بشه …..

    درست مثل افکار ما اگه اون فکر ضعیف کننده محدود کننده زو بزاریم از طرف جامعه یا خودمون تو ذهنمون وارد بشه ممکنه بزرگ شه و نهایتا اون کرم ضعیف قدرت رو تو دستش بگیره و همه وجود ما کسب و کار ما رو خراب کنه

    ولی مثال استاد تو ذهنم حک شده …..

    اینجا هم بحث بحث ذهن ، کنترل ذهن ، و قدرت ذهنی و تمرکز هست

    اگه من انقد نگران ‌‌منتظر یه عامل از بیرون خودم‌باشم خب طبیعتا اون لحظه تمرکزم از خودم رشدم ‌وکسب و کارم ورداشته میشه و میره روی اینکه ببینم قراره چه اتفاقی بیوفته

    یعنی اون تایمی که من می تونم رو خودم‌کار کنم دود هوا میشه به جاش میزارم روی اینکه بیرون یه اتفاقی رو رقم بزنم‌که نتیجه اش دست من نیست

    در حالی که کار کردن رو خودم‌همه چیز دست منه

    اینجا لحظه ای هست که من باخت رو دادم

    هر لحظه ای که بخوام از روی خودم بردارم بزارم روی هر چیزی که تحت کنترلم نیست من باخت دادم …. ( اون چیز می تونه دیگران ، سنم ، هر عامل بیرونی هر عامل محدود کننده باشه ) در واقع اون لحظه من دچار شرک شدم

    یعنی قدرت دادم به هر آنچه که نباید میدادم و‌ از توحید فاصله گرفتم

    به نظرم توهین به خداست …. خدایی که جهان و انسان ها رو طوری خلق کرده که در نهایت عدالت به هر موجودی فضای یکسان و راه یکسان و امکانات یکسان برای رسیدن به کمال خودش داده …. توهینه اگر من لحظه ای غافل بشم که ازین موقعیتی که تو این دنیا دارم برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهام استفاده نکنم به جاش این انرژی این فرصت رو حروم کنم بزارم برای دیگران

    این انرژی ، عمر ، فرصت که به هر حال میگذره و داره میگذره

    می تونم هدرش بدم و می تونم ازش استفاده کنم

    هدر بدم به چه صورت ؟ برم درگیر تغییراتی شم که هیچ دست من نیست … اصلا به من چه ! دیگران دولت !!!!!!! من عرضه دارم خودم‌کار صحیح انجام بدم

    یا مثلا همین داوری ….. آدم اگر نگران این باشه که داوری قراره بر ضدش بشه یا به نفعش عملا اون لحظات منفعل میشه

    ولی اگر با خودش بگه انقد کارم رو‌عالی انجام‌میدم که به قول شما با اقتدار برنده شم‌اصلا به داوری کشیده نشه

    اصلا هیچ‌عامل بیرونی تاثیری روی نتیجه من نداره

    هر چقد قوی تر باشم چه ذهنی چه عملکردی نتیجه قوی تری هم میگیرم

    پس وظیفه من اینه که هر روز فقط روی ذهن و عملکرد خودم کار کنم و‌جهان بیرون من نشأت میگیره از همین جهان بهبود یافته و کنترل شده درونم

    نمی خواد نگران اتفاقات بیرونی باشم خنده داره وقتی اتفاقات بیرونی رو‌خودم‌خلق میکنم چرا باید اصلا دنبالش باشم !

    من باید دنبال اون‌چیزی باشم که باهاش اتفاقات بیرونی ام رو‌ خلق و‌ایجاد میکنم و اگر فرد کودن و خنگی باشم گول شیطان رو می خورم و میپرم میرم سمت عواملی که نتیجه عامل اصلیه

    بله بیرون نتیجه عوامل درونی هست

    من باید تمرکزم رو بزارم روی عاملی که نتیجه رو رقم میزنه

    نمیشه که بدون عامل نتیجه اتفاق بیوفته خود به خود ! بله نتیجه دست منه ولی به چه شکل ! از راه قانونش باید عمل کنم ‌وارد شم

    یه نکته دیگه هم واسم جالب اومد که گفتین من نمی تونم شبیه چیزی بشم که دیگران انتظار دارن

    من چیزی هستم ‌میشم که باید بشم ‌‌و درسته حالا این می تونه همون چیزی باشه که دیگران دوست دارن از من ببینن می تونه هم چیز ی باشه خلاف چیزی که دیگران انتظار دارن ‌‌تمایل دارن از من ببینن

    یاد سوره قلم می افتم اونجا خدا به حضرت محمد گفت

    کافران بسیار مایلند که تو‌با آنها مدارا کنی تا آنها هم به نفاق با تو مدارا و‌مداهنه کنن ….

    و‌تو‌نباید از اون ها اطلاعت کنی بلکه باید از خدا اطاعت کنی

    یعنی ما برای ایجاد شخصیت درست برای مسیر خودمون باید ببینیم طبق قوانین چی درسته

    نه اینکه چی بقیه دوست دارن

    بقیه افکار و سلایق متفاوتی دارن که برای پیشبرد کارهای ما اهمیتی نداره

    درجه اهمیت صفره حتی 1٪ هم نیست

    ولی اون مسیر صحیح الهی درجه اهمیتش 100 ٪ هست

    اینا همه ریشه کن کردن شرک و قدرت ندادن به هیچ عامل بیرونی اعم از انسان اتفاقات و ….. هست حتی سلیقه شخصی خودمون ………..!

    مثل امام علی که تو یه جنگی برای کشتن اون فردی که بهش توهین کرد یا تف ریخت رو صورتش نخواست غریزه انسانی و سلیقه شخصیش جای انجام رسوندم وظیفه الهیش رو بگیره اول خودش رو آروم کرد و با نیت رضایت خدا و انجام صحیحی کارش اون طرف رو کشت

    ما برای انجام وظایفمون تو زندگی و‌کسب و کارمون و هر جا به عنوان شهروند همسایه شاگرد استاد هر جایگاه باید اصل رو‌انجام صحیح وظیفه خودمون قرار بدیم نه توقعات دیگران از ما و نه سلیقه ها و افکار شخصی ما که این ها منحرف کننده هستن

    اون‌ چیزی که اصل هست توحید و رضایت خداست

    واقعا چقد عمیق بود …. و چقد وقتی داشتم می‌نوشتم مثال ها ‌‌افکار خودشون اومدن تا به اون نتیجه و‌مطلب ‌نکته اصلی برسم

    ‌ذهنم شفاف شه

    امیدوارم فردی که نیاز داره هم به این کامنت هدایت بشه و کمکی به فرد مناسب بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم…

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگرم…

    خداوندیکه هر روز مرا هدایت میکند بسمت خوبیها و سعادتمتدی دنیا و اخرت…

    خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم..

    خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن !….الهی امین یا ربالعالمین…

    همیشه از خودم میپرسیدم دلیل موفقعیت من چیه؟

    همیشه از خودم میپرسیدم که باید چکار کنم طعم زنده بودن و زندگی کردن را در دنیای مادی بچشم؟

    همیشه از خودم میپرسیدم چرا من هر کاری رو انجام میدم راضی نیستم؟

    همیشه از خودم میپرسیدم چرا بیشتر مردم اطرافم با وجود اینکه اون خاسته منو دارن راضی نیستند!؟

    همیشه از خودم میپرسیدم چه چیزیه که همه و همه ناشکر و ناسپاس هستند.اصلا دلیلش چیه!چجور من میتونم از بقیه نتیجه متفاوت بگیرم.چه چیزی وجود داره؟

    همیشه از خودم میپرسیدم.وجود من در این دنیای مادی چیه.که من فردی موفق و خوشحال نیستم.با وجودی که کار میکنم و زندگیمو تامین میکنم و خلاقیت دارم تو کارم و از هر چیزی که بخام میتونم بهتزین خودمو ارائه بدم…چراا درونی ،’خوشحال و راضی نیستم؟

    حقیقتا هیچ چیز تو زندگیم راضیم نمیکرد..برهه ایی بود برام..یه روز خوب دو روز بد..یه هفته عالی.یکماه ناجالب..همه چیز uuuبرام بود..

    هیچ چیز برام ماندنی نبود..

    هیچ چیز برام کیف نداشت…

    هیچ چیز برام ماندنی نبود..خوشحالیم برام ماندنی نبود…

    و زمان اینو بهم ثابت کرد..که بدونم چه چیزی در درونمه…که منو از خودم راضی نمیکنه…

    و دارم به اطرافم نگاه میکنم اونا هم مثل خودم هستند..فقط نقش و نگارها متفاوته…ولی همه به یه نقطعه از زندگی میرسن…

    نارضایتی!و تمام!…

    ……

    تا اینکه لطف خدا شامل حالم شد که بیام تو این بهشت جواب تمام سوالاتمو بگیرم…

    و اون وجود خود الهیم بود..وجود خود الهیم که دستنخورده یجا نشسته بود تا پیداش کنم..و دستشو بگیرم بیارم تو زندگیم…

    نمیگم خیلی خوبم..بقول دوستمون هر چقدر روی این عضله کار کنیم هنوز کمه…

    روی خود کار کردن..یعنی حذف باورهای گذشته..یعنی حذف هر چیزی که بهش اعتقاد داشتی باورش داشتی…

    خیلی سخته..بخای اونا رو آب کنی…

    تنها چیزی که میتونه مثل اسید کار کنه.زندگی توحیدی و باور کردن خداونده..خداوندی که جایگاهش با تمام باورهای گذشته که باور محدود کننده همون شیطان بوده……کاملا متفاوت میشه…که خودش خیلی نیاز به تمرکز بالا و ایمان و شجاعت قوی میخاد…

    و همین مسیر درست …مسیر لذت بردن از زندگی….مسیر هماهنگی با خداوند…مسیر افکار و باورها و روی خود کار کردن…و مسیر پیش بینی نکردن از اینده ایی که تو رو از همه چیز دور میکنه…مسیر جلب توجه برای دیده نشدن..مسیر غیبت تهمت قضاوت کردن و گذاشتن نشتی…برای حل مسایل خودت و دیگران همه اینها کتگوریهایی است که میتونه تو رو خوشبخت یا بدبخت کنه..

    استاد عزیزم به نکته خیلی زیبایی اشاره کردن..که بحث خوب بازی کردن نیست بحث کارهای فیزیکی در اون کار مورد علاقه ات نیست..من یه فردی بسیار ریز بیین و دقت نظر تو کارم هستم و همیشه بهترین خودمو توی تواناییام به مشتریام ارایه میدادم!…

    ولی

    ولی هیچ وقت..طعم این لذت کار کردن رو اون بهاشو نمیدیدم..اون بهاشو افراد برای من نمیپرداختن..بهمین خاطر انگیزه هام پایین میومد…بهمین خاطر کارهام اصلا احساس ذوق و شوق نبود…

    چرا؟…….چون شخصیتم باورام راجع به خودم.به اطرافم.به زندگیم.به همه چیز نادرست و غلط بود..بقول قرآن گمراه بودم…

    هدایت نیافته بودم…

    افرادی جذب میکردم که جز تحقیر بدو بدو چیز دیگری نبود…

    افرادی جذب میکردم که با من و کارهای نازنینم هماهنگ نبودن..

    چیشد کم کم نابود شد…کم کم تضادها خودشونو بهم نشون دادن تا بدونم درس زندگی خوب و موفقعیت امیز چیه!…..

    زندگی موفقعیتم را در این استانه محضر خداوند بوجود اوردم…

    و کم کم نشیتهام و باورهای قبلیم از بیین رفت و من سرپا شدم و حرکت کردم..

    و کلی اتفاق افتاد تا من به این درک برسم،’زندگی خیلی میتوته از این گسترده تر باشه…و من با تعقییر شخصیتم که واقعا ساعتها میتونم در موردش برای تک به تکش صحبت کنم..با لطف،خداوند درست شد و من تونستم با آرامش قدم بردارم..

    همه چیز و همه موفقعیتهای من در تمامی جنبه ها برمیگرده به شخصیت درونی من..!

    برمیگرده به هماهنگی من با خودم و خدای خودم ..همون در صلح بودن…

    دیروز یه تضاد بعد از گوش دادن این موضوع خداوند منو مورد امتحان قرار داد…دیدم اره هنوز این در صلح نبودن و خودتو وابسته به دیگران برای شادبودنم…دارم با خودم حمل میکنم..

    و شروع کردم از سوال پرسیدن بخودم…

    که چرا!فکر میکنی این اشخاص میتونن تو رو شاد کنن..

    و دیگر سوالها..دیدم هنوز نشتی دارم هنوز نیازمتدم برای بودن در کنار افرادی..که بودن من در کنارشون هیچ چیزی رو تعقییر نمیده..اخ ..اخ..که خیلی دریافتم …که هنوز وابسته ام به چیزهای پوچ و بی ارزش…

    خداوند را شاکرم..که خداوند این لطف و کرمش را بر سرم جاری نمود.تا به این درک برسم همه چیز خودشه!

    همه چیز خودشه!

    من هر چقدر شخصیتم رشد کند…بیشتر با خودم و خدای خودم در صلحم و از بودن در کنار خودم لذت میبرم..و بیشتر میدونم متکی بخدایی هستم ،’که تمام اسمانها و زمین از ان اوست…و من برای حفظ این توحید و این هماهنگی باید از تمام وجودم بکوشم…

    لذت بردن..همینه لذت بردن اینه که من خودمو دوستداشته باشم و عمیق بشم به درونم..که بدونم! من پاره تن خداوندم..و خداوند مرا افریده که جانشینش روی زمین باشم..و از هر چیزی که منو از خودش دور میکنه مبرا باشم.

    ..

    و نخام شاد بودنمو ،خوشبختیمو،’به پاشنه هایی مرتبط کنم که منو از وجود در صلح بودن با خودم دور کند..

    چون من یبار به دنیا آمده ام و یبار میمیرم..و بازگشتم بسوی خداست…

    و خداوند مرا هدایت میکند..خداوند دوستداره من ثروتمند شاد و خوشبخت باشم!

    و از تمام زندگیم لذت ببرم..

    و از بودن با خودم و خدای خودم در صلح باشم.

    و از تمام وجودم سپاسگزار خداوند باشم.و بتونم در مسیر کامیابی و خوشبختی و حال و احساس خوب قدم بردارم..

    چون همه جیز به احساس من برمیگرده…به احساس من برمیگرده…

    تا احساس من خوب نشه..هیچ اتفاقی درست و بجا نمیفته.و موفقعیتهای من مثل اب توی دره میره تموم میشه!

    من با مسیر درست و مسیر راست میتونم..زندگی خوبی رو.،’… زندگی موفقعیت امیزی در هر جنبه ایی از زندگی ام برای خودم بسازم…

    فقط همه چیز خلاصه میشه در شخصیت من…

    شخصیت مسی درسته..بهمین خاطر همه چیز براش درست کار میکنه.افراد شرایط موقعیتها در زندگی ایشون نقش بسیار خوبی دارند..

    موفقعیت.رشد شخصیت… رشد درونی.توانایی درونی.با خداوند و هدایتهاش هماهنگ شدن…

    و دور ریختن هر چیز کثافت و اشغال!…

    توی یه آب تمیزز و گورا…ماندن یه تکه آشغال چقدر میتونه احساسمونو برانگیخته کنه…

    دقیقا عمل به قوانین الهی هم حکم همین مصداق صحبته…

    که نمیشه اشغال و اب تمییز هماهنگی خوبی رو با هم ایجاد کنن..

    موفقعیتم همینه…من اون جواب سوالاتم در گذشته !…امروز،’ به همین پکیچ مرتبط میشه…شخصیت….بهبود شخصیت و کار کردن مداوم…!!!!!!!

    بهمین دلیل خداوند میگه افرادی که تقوا دارند…مدام دارند یه کار درست رو انجام میدن….

    پس این رشد شخصیت و روی خودمون کار کردن چیزیه که باید همیشه هر ثانیه هر لحظه بیاد داشته باشیمش.و بدونیم اصل داستان همینه…اصل خوشبختی در تمامی جنبه ها بهمین موضوع خیلی ساده برمیگرده…

    که همین نوضوع ساده یه باور قوی ای رو میطلبونه..

    که اون باور !….باور بخداوند و قوانین بدون تغییرش میباشد…که باید باهاش هماهنگ بشیم و روی شونهاش بشینیم و بخاییم که هدایت بشیم!به مسیر پویایی و احساس خوب ….

    الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿1﴾سوره محمد.

    کسانى که کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند [خدا] اعمال آنان را تباه خواهد کرد (1)

    وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ ﴿2﴾

    کسانی که ایمان اوردند و عمل صالح انجام دادند.و آنچه که به محمد نازل شده ،’که از سوی پروردگارشان حق و درست است مومن شده اند،گناهانشان را از انان محو کرده،و حال و کارشان را اصلاح کرد.

    انشالله که بتونیم در رشد شخصیتیمون..همیشه کار کنیم..و بدونیم قانون خداوند ساده هست.قانون خداوند فقط لذت بردن و احساس خوب می باشد.و ما باید برای به پا داشتن این لذتها همیشه استوار و محکم باشیم!.

    و نخاییم همرنگ جماعت باشیم!

    ..تا سعادتمند و خوشبخت در دنیا و آخرت زندگی کنیم و طعم بهشت را با تمام کمال بچشیم……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    AMIRALI گفته:
    مدت عضویت: 1645 روز

    سلام به همه دوستان هم فرکانسیم

    از این فایل یاد گرفتم که سعی کنم پشت سر کسی بدگویی نکنم و فقط نکات مثبت افراد رو بگم و ببینم

    این جز عادت های بد من هست که وقتی تو جمعی غیبت کسی میشه من هم با اون افراد همراهی میکنم امیدوارم بتونم تو این پاشنه آشیلم بهتر بشم و آگاهانه موقع غیبت کردن به قول استاد زیپ دهنم رو ببندم و تمرکزم فقط روی بهبود شخصیتم و پیشرفت خودم باشه و به هیچکس کاری نداشته باشم و خودم رو فقط با دیروزم مقایسه کنم نه با بقیه که وقتی خودم رو با کسایی که خیلی خیلی بهتر از من هستند مقایسه می‌کنم خیلی حالم بد میشه امیدوارم بتونم مثل آقای مسی ذهنیتم رو تغییر بدم من چندین سال پیش خیلی فوتبال رو پیگیری میکردم و طرفدار کریستیانو رونالدو بودم و الآنم هستم و از آقای مسی خیلی بدم میومد ولی وقتی این فایل رو گوش کردم چند وقت قبل به فوتبالش و البته شخصیت دوست داشتنی خیلی علاقه مند شدم

    سپاسگزارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    به نام خدای مهربان

    سپاس این کامنت فرصت طلایی امروز

    دمت گرم استاد خانم شایسته همواره سلامت وبدرخشی

    زهراخانم ودوستای عزیزتوحیدی دوستای صمیمی رب سلام

    قدمای طلایمو بگم

    طراحی باعشقه خودم هم برای دست گرمی طراحیم هم عشق به خودم خودمو کشیدم

    باورسازی برای ابیاری نهال زهرا شاد وتوحیدی کردم وگام ماهیانه امو گزاشتم و برام یاد اوریشونم جدید انگار یه فایل جدید

    کتاب فصل شش با این که قبلا خوندم ولی بازم جدیده عجیب من یادگیریم بالاس هر سری خوندم ازش چیزای خفن در اوردم خداروشکر

    نونه الگو افراد موفق چهارو پنج گوش کردم و نکته برداری وسعی به عمل کمی سخته تو حرفها دقت میکنم هی از جاهای مختلف میپره وحرفی نیس ولی گفتم خبرهای خوب چی داریم دوتا خبر خوب شنیدم وقلبن میخام تحسین کنم یکی ازداداشم ماشینشو عوض کرد اون یکی تو کارش بهبود داشته خدایا منبعش تو بودی شکرت از مهربون یورشد ما

    درس لیاقت درونی

    چقد خوبه کاری شیرین زبونیای بقیه نداشته باشیم خود واقعیمون خوده ارزشمندمون بشناسیم

    چقد خوبه گدای جلب توجه بقیه نباشیم

    چقد خوبه سپاسگزار باشیم توی زندگی

    تکامل بلد باشیم تکامل که راه هر کسی تکاملی خودمون مقایسه نکنیم عجله نکنیم

    لذت لحظه لحظه هامونو ببریم

    درسام اایناس

    حالا سعی میکنم حالا که راه طلایی کنترل زهن بلدم قپی نیام وحواسم به خودم ورفتارام باشه

    سعی کردم به بقیه اینکه قضاوتشون کنم پیگیری کارهاشون باشم توجه ام به خودم ایده قدم هایی که باید بردارم باشه

    سپاسگزاریم

    خداجون شکرت توی هر راهی راهنمایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 213 روز

    درود سلام بر شما استاد بزرگوار

    چقدر در این فایل نکته و درس بود سه بار گوش کردم و واقعا لذت بردم من درسهایی که از صحبتهای شیرین شما گرفتم زیاد بود اول بگم چقدر لذت بردم از فرکانس و مدار بالایی که دارید و میتوانی با درک بالا حتی از حرفهای کوچیک نکته برداری و تجربه کسب کنی

    چقدر خوب که انسان انقدر بخود شناسی رسبده باشه که بفهمه چ کارهایی باعث میشه از تمرکز روی خودش دور بشه و این توانایی دارید که خیلی راحت هدایت های خدا را درک کنید و نشونه ها رابگیرید

    من شما مریم جان تحسین میکنم برای این هداییتون به نشانه ها

    راستش استاد یک چیزیاز درونم از اول فایل بهم میگفت کامنت بزار

    ولی

    دوباره ذهنم میگفت نه چی میخوای بنویسی چطوری میتونی این حجم از درک استاد از نشونه ها برای خودت توصیف کنی

    ودر هر لحظه اخر که فایل تموم شد و بیرون اومد از سایت شروع بفکر کردن در مورد حرفای شما کردم

    و گفتم اشکالی نداره مرضیه تو میتونی از درسایی که خودت از این فایل گرفتی بنویس

    در همون حد خودت که درک کردی

    حتی اگر کوتاه باشد

    شاید

    یکنفر باشد که کامنت من براش مفید باشد و این شد که دیدم دارم تایپ میکنم

    استاد جان من درسی که گرفتم این بود

    1- حتی اگر به تواناهای خودت اطمینان داری باز نباید با اطمینان در مورد ایندت حرف بزنی چون هیچکس از یک لحظه خودش خبر نداره و انسان باید همه چیز را به خدا بسپارد

    و چقدر زیبا شما تونستید به پاشنه اشیل خودت پی ببرید و مسیرتون سریع عوض کردید که اراده قوی و خودشناسی شما میاد

    دوم اینکه تمام تمرکز فقط باید روی زندگی خودم بزار فارق از عوامل بیرونی من دنبال راهی باشم که به پیشرفت خودم کمک کنه

    که میتونم با جرت بگم الان هم که یکسری شرایط پیش اومد من اصلا توجه نکردم واقعا هیچ خبری از این داستان ندارم چون به خودم اجازه ندادم وردی نادرست داشته باشم

    تا بوده در تاریخ داستانها وجود دارد که ادماهای شاکی بقول شما همیشه شاکی است و از چیزی راضی نیست و همیشه یکنفر هست که مقصر که اون نتونسته خوشحال باشه خودش برای حال خودش حرکتی نمیزنه

    سوم اینکه هیچ انسانی با تمام موفقیت هایی که بدست اورده نباید به خودش مغرور بشه و فکر کن که همیشه برندس و چیزی جلوشو نمیتونه بگیره و افتخار موفقیتاش به خودش بده و نه بخدا

    من در مورد اون باخت بازی فکر مبکنم که انها برای خودشون پیش بیتی کردن که بردن و مغرور شد و ادامه به مبارزه ندادن و گول خوردند

    من تمام فایل های شما شنیدم که باید تا لحظه اخر که داریم زندگی میکنیم باید ادامه بدیم هیچوقت نباید بایستیم

    یک ادمی مثل مسی چرا موفق است ؟

    یکی از دلایلش همین اینکه به هنر و موفقیت هاش مغرور نشده از نظر خودش عشق به کارش داشته با اطمینان ادامه داد توقف نکرده

    چهارم اینکه بدون اینکه به حرفای دیگران توجه کنم اونطوری که دوست دارم زندگی کنم

    لباسی که دوست دارم حس خوب بهم میده بپوشم

    غذایی که دوست دارم بخورم

    جایی که حس بد بهم میده نرم و اصلا اهمیت ندم که پشت سرم چی میگی اصلا مهم نیست

    مهم حال و حس خوب منه که من خودم فقط میتونم به خودم بدم با افکار درست با وردیهای درست و من حتما زندگی خوبی برای خودم میسازم

    خیلی حس خوبی دارم که تونستم کامنت بزارم چون یکمروری شد برای خودم

    درپناه حق تعالی شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    سلام به تک تک خوبان

    بله استاد این خیلی دیدگاه خوبیه که نباید اجازه بدیم که معروف بودن مانع بعضی لذت ها بشه چون بالاخره ما یه انسانیم و دوست داریم همه لذتهای این دنیای مادی رو تجربه کنیم یاد یه موردی افتادم که دوست دارم تعریفش کنم …یکی دو سال پیش برادر زاده من با کسی ازدواج کرد که از فامیل های دورمون بودن و از فامیلای درجه یک نبودن خوب منم چون منشی مطب هستم و خیلی از دوستان فامیلا و آشناها میان مطبمون من بیشتر کسایی رو که توی مراسم عروسی برادر زادم بودن رو می شناختم خیلی برام جالب بود مثلا یه شخصیت های که من دیده بودمشون و اونجا توی عروسی بودن در نظر من یه جور دیگه ای به نظرم میومدن برداشت من در موردشون این بود که مثلا چون بیشترشون شغلشون رسمی و فرهنگی بودن اهل رقص و بزن بکوب و شادی نیستن اما توی عروسی دیدمشون کلی میرقصیدن و برای خودشون خوش بودن اما من مثلا توی طایفه مون اینجوری نیست بیشتر اونایی که کارمندن فرهنگی یا شغلای رسمی دارن رو اصلا ندیدم که عروسیا برقصن نمیدونم شاید واقعا دوست داشته باشن اما به نظرشون نه برای ما عیبه و ….

    و اون موقع بود که خیلی اون افراد رو تحسین کردم که هم چه آدمای خوبی هستن وقتی باهاشون رو در رو میشی چه قدر با شخصیت و سنگین و توی مراسماهم برای خودشون خوشن نه اینکه بگن نه مردم شاید نظرشون دربارمون عوض بشه اونا در مورد ما یه جور دیگه فکر میکنن و…. وبا این کار خودشونو محروم میکنن از خیلی از خوشیها و لذت ها .

    یه مورد جالب دیگه هم گفتین استاد اون جملات پایانی فایل اینکه وقتی خانما مشکل یا ناراحتی دارن دوست دارن طرفشون دوروبرش باشه ازش بپرسه باهاش حرف بزنه اما آقایان اینجوری نیستن …حالا من خیلی دیدم عکس این مساله رو که آقایان که دوست دارن در این شرایط در غار تنهایی خودشون باشن خانما خیلی با این نیت که بهش کمک کنن دور و برشون میرن هی میپرسن هی سئوال جواب میکنن یا اینکه وقتی خانمی ناراحته خیلی اهمیت نمیدن کاری باهاش ندارن و اون خانم هم خیلی ازین بابت غمگینتر میشه و همشو توی خودش می ریزه و تجمع این غصه و عقده ها نتیجه های بدی بوجود میاره .

    امیدوارم که با هدایت خداوند بتونیم راه درست رو پیدا کنیم و در کمال آرامش زندگیمونو پیش ببریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1182 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم

    روز 139

    خداوند را هزاران مرتبه شکر در این فایل خییلی نکات ارزشمندی گفته شده است و خییلی لذت بردم و هر بار این صحبت ها و این مصاحبه ها را از زبان استاد عزیزم می شنویم انگار انرژی بیشتری پیدا می کند قوی تر می شود و خییلی زیاد تاثیر می گذارد روی من خدایا شکرت

    منم می خواهم جز همان افرادی محدودی باشم که غیبت نکنم تهمت نزنم و در جمع اگر کسی نمی باشد نکات مثبت اش را بگویم نه این که بیایم و نکات منفی آنرا بگویم و خییلی سعی ام را کردم خدا را شکر و انشالله می توانم بهبود بیابم

    و این هم پاشنه آشیل من هم است که آینده را پیش بینی میکنم و از حالا به بعد می خواهم آگاهانه تصمیم بیگیرم که در لحظه زندگی کنم و از لحظات زندگی ام لذت ببرم خدایا شکرت

    خدای عزیزم مهربانم سپاسگزارم که همیشه مرا هدایت کردی و همیشه هدابتم می‌کنی خدایا شکرت بابت همه نعمت های که دادی خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 959 روز

    به نام خدای مهربانم

    با سلام به دوستانم و استاد عزیز ومریم جان

    من همیشه در محیط کارم جوری کار می‌کردم که دیگران همیشه راضی باشن .حتی گاهی با وجود خستگی زیاد سعی می‌کردم نارضایتی پیش نیاد.

    ولی با خوندن فایل های قشنگ استاد و کار کردن روی خودم ،دارم یاد میگیرم که از کار لذت ببرم و به دنبال راضی کردن دیگران نباشم .البته که هیچ وقت نمی‌توان همه رو راضی نگه داشت .

    حالا با استرس کمتر و فشار کمتر و دقت بیشتر کار میکنم و سعی میکنم تمجید یا انتقاد دیگران برایم مخم نباشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: