توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2684 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابوالفضل اشرفی گفته:
    مدت عضویت: 3086 روز

    با سلام و تشکر از استاد عزیزم و گروه تحقیقاتی عباسمنش و یک تشکری هم میکنم بابت عقل کل که واقعا به من آگاهی های زیادی داده و این از لطف پروردگار من است.

    سال 96 شروع یک زندگی خوب بود و من در این سال بسیاری از مشکلاتم رو حل کردم و این زمانی در زندگی من اتفاق افتاد که من فهمیدم فرمون زندگیم دست خودمه و مسؤلیت پذیر شدم.

    در سال 96 که سال ورود من به سایت و آشنایی با قوانین الهی بودمن به لطف خدا تونستم روابطم رو با خدا بهتر کنم و من این حس نزدیکی به خدا رو دوست دارم، یک حس آرامش که خیال منو از بابت ادامه ی زندگیم راحت کرده، حسیه که باعث میشه من ایمان داشته باشم که اختیار زندگیم دست خودمه و هر جوری که دوست دارم میتونم زندگی کنم، فهمیدم که میتونم هدف داشته باشم و این آگاهی برای من از رسیدن به هدف مهمتره، فهمیدم که طرز برخورد دیگران با من دست خودمه و اونجوری که دوست دارم و میپسندم با من رفتار کنند، فهمیدم که زندگی اون چیزی نبود که من فکر میکردم و تجربه میکردم و زندگی میتونه به دلخواه انسان باشه، فهمیدم که این دنیا قوانینی ثابت داره که من میتونم با پیروی کردن از این قوانین به هر چیزی که میخوام برسم، و یک موضوع بسیار مهم رو فهمیدم و این توحیده و من فهمیدم که شرک و توحید یعنی چی و از لحاظ معنوی بسیار پیشرفت کردم و به آرامش رسیدم و این تنها با پیروی کردن از این قوانین شروع شده و از این بابت که خدا منو به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت داده و نه گمراهان هدایت کرده سپاسگزارم، و من در سال96 تونستم به لطف خدا روابطم رو درست کنم و الان انسان های بسیار خوبی که مورد پسند من هستند در مسیر زندگی من قرار دارند، در سال96 باورهایی ساختم که باعث شده پیشنهاد های شغلی فوق العاده ای به من بشه نه اینکه من خودم با نگرانی برم دنبال کار و آخر سر پیدا نکنم یا ردم کنند، بله من تونستم باورهایی بسازم که باعث پیشرفت من می‌شوند، در سال96 تونستم روابطم با خونوادم رو درست کنم، در سال 96 تونستم اعتماد به نفسم رو بالا بیارم، در سال 96 تونستم به خودم ارزش بدم و فهمیدم که مهم ترین شخص زندگی من خودم هستم، در سال 96 تونستم به حرفه ی مورد علاقم برم و کسب تجربه کنم و الان به لطف خدا یک شغل با مزایای خوب بهم پیشنهاد شده که من میخوام در این شغل فعالیت کنم و این شغل دقیقا مزایایی داره که من دوست دارم، در سال 96 به لطف خدا تونستم آگاهی هایی رو به دست بیارم که در تمام جنبه های زندگیم برای من مفیده، و بابت تمام دستاورد هایم در سال 96 با فهمیدن و پیروی کردن از قوانین الهی از خداوند سپاسگزارم.

    و در این سال 97 میخوام به اهدافی که برای خودم انتخاب کردم برسم :

    1+میخوام به رشته ی مورد علاقه ی موسیقی بپردازم و در کمترین زمان آموزش ببینم و در این مسیر سناریو هایی نوشتم که باور منو نسبت به رسیدن به این هدفم بسیار قوی کرده و از این بابت از پروردگارم سپاسگزارم

    2+میخوام نصف و بیشتر ازمحصولات سایت رو خریداری کنم و با انجام تمرینات شون پیشرفت کنم

    3+میخوام گواهینامه هامو بگیرم و برای خودم یک ماشین 132 سفید رنگ صفر کیلومتر بخرم که خیلی وقته عاشقشم و میخوام که داشته باشم

    4+میخوام  در مورد قوانین الهی بیشتر بدونم و بهشون عمل کنم چراکه دانش به اندازه ی عمل است و این جمله ایست که از طریق خداوند به من رسیده

    5+میخوام از این به بعد روی خودم سرمایه گذاری کنم.

    در همین جا یک تشکر میکنم از استاد و گروه تحقیقاتی و کسانی که در عقل کل فعالیت می‌کنند مخصوصا از محصولات استاد که نتیجه گرفتم و بابتش سپاسگزار خداوند و شما هستم ای استاد نازنینم خیلی دوست دارم عاشقتم????????????????????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      ترانه تبریزی گفته:
      مدت عضویت: 3268 روز

      فروردین سال 93بعد از یک سری مسایل و مشکلاتی که برایم پیش اومد، با خودم نجوا میکردم که تنها کسی که میتونه کمکت کنه خودتی. هر چه اطرافیان میگفتند می شنیدم، بعضا ناراحت هم می شدم اما در خلوت همین را با خودم می گفتم و دایم با خودم میگفتم خدایا شکرت که خانواده ای دارم که مرا حمایت می کنند، و سعی میکنند که من ناراحت نشوم. اما خب تکرار شکر کردن برای بودنشان در کنارم عالی بود، در همین اوضاع احوالات بودم که یک موبایل بهم هدیه داده شد و من همچنان شکر میکردم.

      تا اینکه از طریق فیسبوک و بعدها تلگرام با کسانی آشنا شدم که من رو با خودم آشنا کردند، و بیشتر به این نتیجه رسیدم که همه چیز به خودم بستگی داره.

      فروردین سال 95 بعد از دوسال من تونستم که مساله ام رو حل کنم و خیلی خوشحال و سپاسگزار خداوندم که به من این قدرت رو داد تا به خواسته ام به بهترین نحو برسم.

      مهر 96 اتفاق زیبایی افتاد یکی سرکاری رفتم که دوستش دارم و اون تدریس کردنه اما خب حق التدریس. این خاطره برام دلچسب ترین خاطره هست. خداوند رو شکر می کنم و می دونم که اول راه هستم و برای رسیدن به بهترین در تدریس …

      قبلا در این سایت اومده بودم و عضو شده بودم ، خودم یادم نمیاد کی ؟؟ اما به طور کلی اسفند 96 من تازه با گروه تحقیقاتی عباسمنش آشنا شدم و بیشتر فایل های رایگان رو دانلود کردم و گوش کردم. کتاب”” چگونه فکر خدا رو بخوانیم “” رو خریدم. خیلی خیلی خدا رو شکر میکنم که با استاد عباسمنش و گروه خوبشون آشنا شدم. خدایا شکرت.

      با اینکه به نظر سر کارم اما خب چون حق التدریسم هنوز نمیتونم به رویاهایی که دارم بپردازم. برای سال 97 خیلی دوست دارم که روانشناسی ثروت 1 استاد رو خریداری کنم، و اونو مو به مو انجام بدم.

      بتوانم در این سال فارغ التحصیل بشم.

      میدونم راه حلها در خودم هست اما به دلایلی قابل رویت نیستند و خداوند رو بی نهایت شاکرم که من رو با استاد و گروه زیبای ایشان آشنا کرد.

      می دونم که

      شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

      ممنونم استاد که هستید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      عباس کشوری گفته:
      مدت عضویت: 3084 روز

      سلام.ابوالفضل جان امیدوارم که بخواستهای خوبت برسی وموفق مثل سال97بلکه بیشتربیشرفت کنی متن شمابسیارعالی ازطرف من دوستاره گرفتی موفق وسربلندباشی.ان شاءالله?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 3140 روز

    سلام ویژه به استاد و تبریک بهار و با سلام خدمت تمام دوستانی که وقت میگذراند و نظر مرا میخوانند

    اتفاقات خوب و عالی زیادی در سال 96 برای من افتاد ولی مهمترین، بزرگترین و با شکوه ترین اونها آشنایی من با استاد و هدایت شدنم به مسیر این آموزه ها بود که بارها و بارها در روزهای سخت و تلخ زندگی ام از ته دل این هدایت را از خداوند درخواست کرده بودم.

    خدا را شکر میکنم که در دفترم یک قسمتی را به اتفاقات خوبی که بعد از آشنایی من با قوانین جهان هستی افتاد اختصاص دادم و بیشتر آنها را نوشته ام. هر چند که روز به روز که میگذشت اینتقدر تعداد این اتفاقات زیاد بود که وقت نمیکردم همه آنها را بنویسم و به نوعی از بدیهیات زندگی ام شد.

    من از آبانماه سال 96 با استاد آشنا شدم و این اتفاقاتی که مینویسم مربوط به بعد از این زمان است. قبل از آن هم مطمئنم اگر فکر کنم اتفاقات خوب زیادی را به یاد می آورم ولی بقدری زندگی ام از نظر مالی و عاطفی و روانی نابسامان بود و در حال طی کردن جاده بسیار ناهموار زندگی بودم که ترجیح میدهم به آن فکر نکنم. از بعد از آبانماه زندگی من رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و هر روزم از روز قبل بهتر و امیدوار تر بود.

    1- برای پدر و مادرم دعوتنامه سه ماهه فرستادم که پیش ما به فرانسه بیایند. سفارت فرانسه بجای یک ویزای سه ماهه که انتظار ما هم بیشتر از آن نبود یک ویزای دو ساله به آنها دادند که دیگر نیازی نیست که برای هر بار آمدنشان ماهها در صف انتظار سفارت بمانند که ویزا بگیرند. آنها به فرانسه آمدند و این یک اتفاق فوق العاده برای من بود.

    2- در خانه ام به علت شرایط مالی نامناسبی که داشتم اتاق مناسبی را نمیتوانستم به مادر و پدرم بدهم ولی به لطف خدای مهربان بدون صرف هزینه خاصی و با همان امکاناتی که داشتم توانستم یک اتاق عالی و بسیار گرم و دوست داشتنی برایشان فراهم کنم بطوری که دخترم همیشه دلش میخواست در اتاق آنها باشد.

    3- خانه بزرگی دارم و تصمیم داشتم که قسمتهای مختلف آنرا که استفاده نمیکنم اجاره دهم. یاد مثال استاد درباره کنراد هیلتون افتادم که اتاق خانه خودش را مرتب کرد و اجاره داد. من هم به خودم گفتم اگر الان پول خرید وسیله برای تجهیز اتاقهای دیگر را ندارم اتاق خودم که هست. آنرا اجاره میدهم و خودم از جای دیگری استفاده میکنم. الان به لطف خدای مهربان از درآمد همان اتاق توانستم یک اتاق دیگر را هم تجهیز کنم.

    4- یک پروژه تحقیقاتی را دو سال بود که ارائه میکردم و جواب رد میگرفتم. پارسال همان پروژه با همان کیفیت و همان ویژگیها یکی از سه پروژه برتر شد و من برنده شدم. این باعث شد که درآمدم حدود شش برابر افزایش پیدا کند. این درست بعد از گوش کردن به فایلهای چگونه در یک سال درآمد خود را سه برابر کنیم اتفاق افتاد.

    5- مدتی بود که به ایران نیامده بودم و دلم میخواست شرایط طوری فراهم شود که مدتی در ایران زندگی کنم و در عین حال درآمدم را داشته باشم. با وجودیکه تازه پروژه ام را شروع کرده بودم و موانع زیادی وجود داشت توانستم یک ماموریت 45 روزه با حق ماموریت بسیار عالی بگیرم و بهار امسال را در ایران بگذرانم.

    6- مدتها قبل اتفاقی در خانه مان افتاده بود و ماهها بود که قرار بود از بیمه خسارت دریافت کنیم. آنقدر گذشته بود که یادمان رفته بود. یک روز صبح در حالی که در شرایط مالی بسیار بدی بودیم یک ایمیل دریافت کردم که این پول به حساب شما واریز شده. در آن زمان این پول ما را از یک اتفاق خیلی بد نجات داد. گفتم خدایا زندگی من به مو رسید ولی تو نگذاشتی پاره بشه.

    7- در چند مورد که مدتها مردد بودم و سالها بود که در موردشان نمیتوانستم تصمیم بگیرم، با استفاده از دوره عزت نفس، تصمیم گیری کردم و الان در حال پیش بردن یکی یکی آنها هستم.

    8- حدود سه سال پیش که ایران بودم کسب و کاری را با همسرم راه اندازی کرده بودیم که بسیار پررونق بود و تصمیم گرفتیم که وقتی از ایران میرویم افرادی مطمئن و خوب پیدا کنیم و کار را به آنها بسپاریم. به افراد زیادی فکر کردیم و پیشنهاد دادیم ولی نشد و سرمایه ما که خیلی هم زیاد بود یک گوشه مانده بود و خاک میخورد تا اینکه به طرز معجزه آسایی یک عده از افرادی که بسیار به من نزدیک بودند خودشان پیشنهاد همکاری دادند و من در همین سفر در اسفند ماه این کار را با آنها راه اندازی کردم.

    9- با مدیریت بسیار دقیق بر روی مسائل مالی زندگی ام توانستم بسیاری از هزینه های اضافی که هیچ سودی برای ما نداشت و فقط باعث شده بود ماهیانه مبالغ زیادی بپردازیم را حذف کنم.

    10- برای پرداخت بدهی هایم اقدام کردم و طبق برنامه و به امید خدا در حال پرداخت آنها یک به یک هستم.

    11- دو تا از خواهران بزرگترم برای زندگی به فرانسه آمدند و این برای من بسیار عالی بود.

    12- همسرم در سال گذشته در تحصیلاتش بسیار موفق عمل کرد.

    13- یک پروژه تحقیقاتی دیگر را به تنهایی آماده کرده و درخواست کردم و آنقدر قوی و عالی شد که مطمئنم پذیرفته میشود. جوابش را به امید خدا یک ماه دیگر میگیرم.

    14- دخترم روز به روز زیباتر و شیرین تر و دوست داشتنی تر میشود.

    15- در سفرم به ایران در هواپیما درخواست دو غذا کردم که با احترام زیادی برایم آورده شد  قدرت درخواست زندگی من را متحول کرد.

    16- من به دلیل ضعف چشم از رانندگی در شب بسیار میترسیدم ولی یک شب که مجبور شدم در شب یک راه طولانی را رانندگی کنم تصمیم گرفتم به این ترسم حمله کنم و نتیجه این بود که رانندگی در آن شب بخصوص، یکی از بهترین و شیرین ترین خاطرات من از جاده شد.

    17- کارفرمایم از طرف خودش یک اضافه حقوق عالی برایم در نظر گرفت.

    18- روزی در یک پارکینگ با ماشینی تصادف کردم و شماره ام را بر روی آن ماشین گذاشتم. وقتی برای همسرم واقعه را تعریف کردم گفت بدبخت شدیم. این فرانسوی ها خیلی بد قلق هستند. بر خلاف این پیشگویی همسرم، این آقا با من تماس گرفت و در ابتدا کمی تند صحبت کرد ولی وقتی آرامش مرا دید سریعا تغییر موضع داد و نهایتا این اتفاق که میتوانست هزینه سنگینی را از طرف بیمه برای ما ایجاد کند با پرداخت مبلغی ناچیز بصورت دستی حل شد.

    19- بر یک حساسیت پوستی بسیار شدید و ناراحت کننده توانستم غلبه کنم و خودم را از مصرف هر روزه داروهای سنگین رها کنم.

    20- یک پیشنهاد عالی (تخفیف 95 درصد) از طرف یک اپراتور موبایل داشتم که توانستم به مدت یک سال یک خط موبایل با تماس و اینترنت نامحدود با پرداخت مبلغی بسیار ناچیز داشته باشم.

    21- تهیه بسته های عزت نفس که اولین نیاز من در زندگی بود و زندگی مرا متحول کرد و پس از آن دوره عشق و مودت در روابط که در زمان تخفیف 40 درصدی به مناسبت تولد استاد تهیه اش کردم و در حال استفاده از آن هستم. همین طور تهیه سه جلسه از دوره قانون آفرینش.

    22- و هزاران هزار مورد دیگر مثل پیدا کردن جای پارک در شلوغترین مکانها که برایم از بدیهیات شده است.

    و حالا با این همه اتفاق عالی که مطمئنم خیلی بیشتر از اینهاست و من فراموش کرده ام، به امید خدای مهربان و کمک او برای ساختن باورهای بهتر و تغییر فرکانسها و مدارم، این اتفاقات خوب را در سال 97 میخواهم.

    1- داشتن سلامتی برای خودم، دخترم و همسرم. این مهمترین و بزرگترین نعمت دنیاست.

    2- پرداخت تمام بدهی هایم.

    3- تهیه بسته های روانشناسی ثروت 1، بسته روانشناسی ثروت 3 و دوره عملی دستیابی به رویاها و همچنین مابقی جلسات قانون آفرینش.

    2- فروش خانه و وسایل خانه ام در ایران با شرایط عالی و بسیار راحت و به افرادی مناسب.

    3- اجاره دادن کل خانه ام در فرانسه که در حومه پاریس است.

    4- خرید یک آپارتمان شیک و زیبا در بهترین نقطه پاریس و نزدیک به یکی از بهترین مدارس برای دخترم.

    5- خرید یک ماشین شیک و زیبا که انتخابم در حال حاضر مزدا cx5 است. شاید بعدا بهترش را بخواهم 

    6- یاد گرفتن یک نرم افزار آماری که برای کارم بسیار مهم است و مسلط شدن بی نهایت و عالی در آن.

    7- تولید یک برنامه آموزشی از همین نرم افزار که مورد نیاز بسیاری از همکاران خودم است به زبان فرانسه و شروع یک بیزنس در این حوزه.

    8- تبدیل شدن به بهترین در پروژه جدیدی که شروع کرده ام (رسیدن به دانش تخصصی که استاد فرموده اند).

    9- خرید یک ملک در شمال ایران.

    10- یک سفر یک یا دو ماهه به کانادا و ایالت های مختلف آمریکا.

    11- اجرا کردن یک ایده هنری که مدتهاست در ذهنم وجود دارد و تصمیم دارم با تهیه تجهیزاتش انشااله استارتش را در سال 97 بزنم و همچنین طراحی یک سایت برای معرفی آن.

    12- خرید یک آپارتمان بسیار شیک و زیبا در یکی از بهترین مناطق تهران و همین طور یک اتوموبیل برای خودم برای زمانهایی که به ایران میایم.

    13- خرید یک آپارتمان بزرگتر در همان منطقه تهران برای پدر و مادرم.

    14- رفتن به یک سفر بی نظیر و رویایی در تابستان امسال به اسپانیا و ایتالیا.

    15- رسیدن به یک رابطه خوب، عالی و بی نظیر با همسرم. در این مسیر هستم و به امید خداوند به آن میرسم.

    16- تسلط بیشتر و بیشتر به زبانهای فرانسه و انگلیسی.

    17- برنامه ریزی برای داشتن بهترین، عالی ترین و گرانقیمت ترین تفریحات برای آخر هفته های خودم و خانواده ام.

    18- کمتر شدن مشغله کاری ام و داشتن وقت بیشتر برای خانواده ام. برای صحبت کردن با آنها، تفریح کردن، پختن غذاهای خوشمزه و .

    19- رونق بخشیدن به همکاری که با دوستانم در ایران به راه انداختم (مورد 8 اتفاقات سال 96).

    20- خرید یک لپ تاپ Asus با مشخصات فنی بسیار بالا.

    21- هر روز و هر روز شادتر بودن و حس یک جریان الهی، معنوی و پر از آرامش در تمام جنبه های زندگی خودم و خانواده ام.

    استاد، بدترین باوری که در مورد ثروت در من وجود داشت این بود که ثروتمندان انسانهای خوبی نیستند و ثروت اصولا چیز خوبی نیست. ولی حالا با گذشت این مدت زمانی که روی باورهایم کار کرده ام، میبینم که این باور به طرز شگفت انگیزی در من کمرنگ و کمرنگ شده و این را بیشتر، از اهدافی که در سال 97 برای خودم طراحی کرده ام دریافته ام. شکستن باورهای قبلی و ایجاد باورهای جدید به جد کار دشواری است ولی به قول شما ارزشش را دارد. واقعا ارزشش را دارد. وقتی به زندگی ام نگاه میکنم که آرامش در آن وجود دارد و اینکه آرزوهایم دیگر مثل گذشته ای نه چندان دور، رویاهای دست نیافتنی نیستند، میفهمم که هیچ ارزشی بالاتر از اینکه سختی راه درک قوانین الهی را به خود هموار کنیم وجود ندارد.

    باز هم از شما بزرگوار سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  3. -
    فاطمه آملی گفته:
    مدت عضویت: 3438 روز

    سلام به استاد عزیزم وهمه همراهان عزیز استاد عزیز زمانی خداوند رحمان مرا با شما آشنا کرد که ماه رمضان 95 بود آنقدر غرق در بدهکاری بودم که شب و روز همسر و فرزندانم برآیم فقط یک درد سر محسوب میشدند زیرا که فکر میکردم که همه درد سر ها بخاطر آنها است بخاطر خرجهایی که برایشان کردم همیشه از شوهرم پیش همه خصوصاً بچه‌هام بدگویی میکردم یک شب آنقدر گریه کردم گفتم خدایا من گرفتار چهار صد میلیون بدهی هستم یا همین امشب منو ببر در پناه خودت یا اینکه یه را برام بگشا فردای آن روز خیلی اتفاقی جاریم بهم گفت تلگرام داری برات مطلبی بفرستم گفتم نه خودش برام نصب کرد وبهم یاد داد اگر خواستم مطلبی را پیدا کنم چطور سرچ کنم منم انگار یکی بهم گفت بزن چگونه پول دار شوم که سایت استاد به من معرفی شد وارد سایت شدم نمیدانم توضیح بدم یا نه چون خیلی طولانی هست ولی با شخصی آشنا شدم که ایشان در قم بودند ولوح اعظم درست میکردند مشکلم رابهش گفتم او به من گفت حاضری برای اینکه کارت درست بشه روزی دوساعت فایل گوش بدی گفتم بله فایلهای ثروت یک را برام فرستاد ولی گفت باید بدهی تو دادی پولشو به استاد بدی دیه شب وروز من فقط شده بود فایل گوش دادن ونوشتن مو به مو کارهایی که استاد گفته بود انجام میدادم اولین کاری که کردم همسرم را از ته قلبم بخشیدم و تخسیر تمام اشتباهاتم را به عهده گرفتم باورتان نمیشود منی که برای پاس شدن هر چکم خودم را به در ودیوار میزدم دیگه مثل آب خوردن چکام پاس میشد هر روز خوشحال تر بودم قدرت گرفته بودم آنقدر که به راحتی تعهد سه برابر شدن درآمدم رانوشتم وشروع کردم به جنس خریدن برای نوروز خدا شاهده بعد عید 96 وقتی حساب کتاب کردم دیدم از زمانی که یعنی از آبان 95 که اون تعهد را نوشتم تا عید من بیش از شش صد میلیون جنس فروختم اینقدر برامون تعجب آور بود که همسرم با پسرم سه بار دیگه حساب کردند خدایا نمیدانستم شکر کنم یا گریه

    …………

    بعدش دستیابی عملی به رویاها آمد فقط با سه روز نوشتن وسپاسگزاری در تخفیف خریدمش انگار خدا دستور جدید ادامه زندگیمو داده بود گوش دادم عمل کردم تعهد دوباره نوشتم این بار فروشم هفت برابر شد خدایا من چکار میکنم الان فقط فهمیدم زندگی یعنی اینکه من باید شکرگزار باشم شاد باشم انتقاد نکنم دلسوزی الکی نکنم تخسیر اشتباهاتم را به عهده بگیرم همه را ببخشم وبرایشان فقط خیر بخواهم فقط بااین چند کار من خوشبختی سلامتی آرامش ثروت بی نهایت را بدست میآورم وگرنه هرکاری کنم به هیچ کجا نخواهم رسید وهمه این دانستها را ازاینکه خداوند برادری همچون سید حسین عباس منش را سر راهم قرار داد همیشه دعاگویش هستم الان هم برای سال جدید ایده ای خداوند بهم الهام کرده که انشاءالله اجرایی کنم هم برای خودم هم برای تمام مردم روستایم کارآفرینی ومنبع درآمد بسیار عالی دارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    اسمعیل قلی پور گفته:
    مدت عضویت: 4219 روز

    سلام سال نو مبارک

    من سال 94 بسته روانشناسی ثروت 1 و 2 رو خریدم در اون سال با کمک باورهای استاد درامد کل سالانم از 32 میلیون در سال 95به 114 میلیون تومن رسید که تونستم سه نفر دیگه هم مشغول به کار کنم تو سیستمم

    سال 95 بسته رو فراموش کردم درامدم اومد روی 75 تومن سال 96 اومد روی 65 تومن ولی یک باور از بسته روانشناسی خیلی روی ذهنم بوده که خیلی روش کار کرده بودم اینکه بتونم ساعات کاریم رو کم کنم و در انتهای سال 96 تونستم ساعات کاریم رو به شدت کم کنم و عملا حدود بیست درصد هزینه های جاری که پرداخت می کردم برای انجام پروه ها بیشتر شد، این بهترین استراتژی و دستاورد سال 96 برای من بوده که تونستم درامدی خلق کنم که نیازی نبود روزانه بیشتر از یک ساعت یا حداکثر سه ساعت کارکنم در ضمن دفتری هم لازم نداشتم دیگه همزمان تونستم به صورت شراکتی یه دفتر توی تهران باز کنم و یه دفتر برای شغلم هم در یک شهر دیگه باز می کنم تا اردیبهشت سال 97 که این سه تا دستاورد مادی بوده

    نکته جالبی که می دونم براتون برجسته می شه اینه که هر بار به صورت جسته و گریخته من شروع می کردم تو سال 96 روی باورم کار کردن مثلا از روزی که شروع می کردم دقیقا سه روز بعد اتفاقات خوبی تو فروشم می افتاد فروشم با اهنگ قابل قبولی رشد می کرد اخرینش تو دی و بهمن بوده که من واقعا دیگه پولی نداشتم به کارمندام پرداخت کنم گفتم بزار از استاد کمک بگیرم این باور رو کار کردم به مدت دو هفته

    “درامد من هر روز داره بیشتر می شه”

    و تونستم حدود 6 میلیون فروش تو حدود ده روز کنم که خدا رو شکر پول همه کارمندام رو دادم درسته امسال از نظر مالی برای من سال سختی بود ولی نمی شه از درس هایی که از تضادهای به وجود اومده برام پیدا شد پرهیز کنم واقعا یاد گرفتم که امسال خیلی چیزها رو تغییر بدم و از همه مهمتر آموزه های بسته روانشناسی الان شغل اصلی من هست

    من الان مدیر دفتر نیستم من الان دیگه بخشی از مدیریت پروژه نیستم من فقط الان دانش آموز بسته های روانشناسی ثروت هستم و دقیقا با ضد باورم شروع کردم

    تو همه جا می گفتم درامد من هر روز داره کمتر می شه

    الان برعکسش رو ساختم درامد من هر روز داره بیشتر می شه دقیقا همون باوری که تونست من رو جلوی کارمندان سربلند کنه

    اتفاق معنوی خوب امسال این بود که یه دختر زیبا خدا به ما عطا کرد که شهریور به دنیا اومد

    تونستم یه ماشین یه کم بهتر از ماشین قبلیم بخرم که حداقل تو سرعت های بالا خوب جواب می ده و قدرت نسبتا خوبی داره

    ————-

    برای سال 97

    درامدم رو بتونم با استفاده از آموزه های روانشناسی ثروت 1 و 2 که سال 94 برام درامد 114 میلیونی داشت دوباره بالا ببرم هدف من اینه

    15 برابر کردن درامدم چون تقریبا من از وقتی این بسته رو خریدم تونستم نسبت به قبل از خرید بسته به راحتی چند برابرش کنم

    بتونم دو تا دفتر دیگه افتتاح کنم

    ساعات کاریم رو به یک ساعت فیکس در یک روز در میان برسونم

    یه ماشین جفت دیفرانسل خوب بخرم که قدرتش از اینی ک دارم بیشتر باشه

    یه خونه ویلایی بخرم که حیاط خوبی داشته باشه و دلباز باشه

    بتونم دو نفر دیگه رو استخدام کنم و ازشون تو کار خودم متخصص بسازم

    تجربه خودم از بسته:

    واقعا وقتی از بسته استفاده می کردم اصلا به عینه بهم ثابت می شد که داره کار می کنه مثلا یه مشتری داشتم سه سال پیش یکی بهم زنگ می زد می گفت فلانی شما رو به من معرفی کرده کار من رو هم انجام می دین در حالی که من اصلا طرف رو یادم نبوده چند بار برام این مساله پیش اومد

    فروش های عجیب و راحت و بدون دردسر مشتری های خوب و فهمیده

    وقتی شروع می کنید به کار کردن روی باروهاتون برای من از روز سوم درهایی از نعمت و فراوانی باز می شه که واقعا گاهی اینقدر زیاد می شد که اصلا یادم می رفت یا وقت نمی کردم روی تمریناتم متمرکز بشم ولی این بار این اشتباه رو نمی کنم هر چقدر هم بخاد مشتری بیاد من کاری که می کنم اینه

    به خودم فقط می گم من دانش آموز آموزه های ثروت استاد عباس منش هستم کارها رو همه رو کارمندا می تونن انجام بدن نیازی نیست من انجام بدم من وظیفه ام اینه که روی تمرینات استاد متمرکز بشم

    به امید خدا سال 97 سال قابل قبولی خواهد بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    مریم رضوی گفته:
    مدت عضویت: 3818 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان بی نظیرم…

    زمانی که شکست عاطفی بدی رو تو زندگیم تجربه کردم و خدارو بارها و بارها صدا زدم به شکل معجزه واری با سایت استاد آشنا شدم وحالا بعد مدتها که با استاد و این سایت دارم زندگی میکنم میفهمم که خداوند چقدر زیبا منو به بهترین مسیرها هدایت کرده…مسیری که مرحمی شد برای شکست عاطفی ام …و بعد اون تمام جنبه های زندگیم رو بهبود بخشید

    سال گذشته سال پرباری برای من بود..به لطف خدای مهربانم

    ?به مسافرتی رفتم که واقعا خداوند اونو برام برنامه ریزی کرد.به شما کشور سفری داشتم با 3 وعده غذا در درستوران و سویت که کلا فقط 70 هزار تومن برام تموم شد و کارکنان رستوران به شکلی از ما پذیرایی میکردند که

    شگفت اور بود بسیار خاص و متفاوت از بقیه…خدایا شکرت…سفری بود که هنوز هم مرور خاطره هاش بهم احساس خوبی میده

    ?تو سال 96 یه گوشی با امکانات عالی خریدم خیلی بهتر از چیزی که نوشته بودم و درخواستش رو داده بودم

    ?مهم تر از همه ارتباط عمیقی که با خداوند پیدا کردم به درک عمیق تری از خداوند ویکتا پرستی رسیدم به این درک رسیدم که با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن…تمام سوالاتم رو از خدا می پرسم.

    اگه نگرانم کاری یا چیزی رو فراموش کنم بخدا میگم بهم یاداوری کنه و تا حالا نشده بهش بسپرمو یادش بره…حس میکنم به یه نیرویی تکیه کردم که ورای همه چیزه و خیالم خیلی راحته

    ?از لحاظ شخصیتی رشد کردم،صبور تر با گذشت تر و مدیریت بیشتری بر احساست و واکنش هام دارم.احساس میکنم از خودم رضایت بیشتری دارم …خودم رو زودتر میبخشم و به خودم اولویت میدم.به لیاقت و ارزشمندی خودم پی بردم و این موضوع یکی از پاشنه های آشیل من بود

    ?روی موضوع حسادت کار میکنم و خیلی بهتر شدم، اطرافیانم رو تحسین میکنم چون میدونم منم به روزی به بهترینها دسترسی میکنم چون فرکانس نیت منه که به من بر میگرده

    ?غیبت نمیکنم،قضاوت نمیکنم،خودم در جایگاه دیگران قرار میدم و سعی میکنم جای کسی فکر نکنم.و زاویه دیدم تحت کنترل من باشه نه ذهنم.ادم خونسردتری شدم و این موضوع خیلی بهم کمک کرده

    ?خونه ای رو برای اجاره میخواستیم…برای خداوند نوشتم و سپاسگزاری کردم و از خدا خواستم خونه رو براحتی و با امکانات خوب پیدا کنیم البته با جزییات کامل نوشتم و خدارو شکر الان تو خونه ای هستم که براحتی و اسونی پیدا کردیم و خیلی ایده اله منه…خدارو شکر…

    ?توکلم به خداوند بیشتر شده و احساس خیلی خوبی رو با خداوند تجربه میکنم

    ?ارتباطم با همسرم خیلی بهتر شده و این خیلی بهم ارامش میده

    ?از سلامتی بهتری برخوردار شدم و فقط یه سرماخوردگی جزیی داشتم.خدایا شکرت

    ?بیشتر مواقع دیدگاهم مثبته و اگه تضادی هم پیش میاد سریعا الخیرو فی ما وقع در ذهنم تداعی میشه و دیدگاهم رو مثبت میکنه به موضوعات و اتفاقات

    ?با دوستان عالی ای آشنا شدم که تماما دیدگاه یکتا پرستی و مطابق قانون داشتند

    ?عزت نفسم بسیار بهتر شده.هر چند تا اخر عمر باید روی قانون و اعتماد به نفس کار کرد.

    ?الهی شکررر….خیلی نتایج اتفاق افتاده که من بیشتر کلیات رو عنوان کردم.و میدونم بزدوی نتایج بزرگی در انتظارمه

    اهداف سال 97 به لطف خداوند…

    ?شاد بودن و لذت بردن از زندگی در هر لحظه و داشتن احساس خوب

    ?رسیدن به یقین و اطمینان قلبی

    ?پیدا کردن رسالت زندگی ام و شروع کار مورد علاقم

    ?رسیدن به استقلال مالی،زمانی،و مکانی

    ?خرید ماشین 206 سفید براحتی و آسونی

    ?تمرکز بر روی دوره های ثروت

    ?اینکه سال 97 یکی از بهترین سالهای زندگیم باشه و به لطف خدا برای صحبت از موفقیت هام در اینده به این شکل صحبتم رو آغاز کنم…همه چیز از سال 97 شروع شد?

    ?متعهد بودن به تمام موارد قانون و ایجاد محیط ایزوله برای خودم

    ?حساب کردن روی خدا و حساب نکردن روی غیر خدا و شرک نورزیدن

    ?تهیه تمامی محصولاتی که استاد در سال 97 روی سایت قرار میدن از راههای مثبت و حکیمانه خداوند

    ?پیدا کردن سبک شخصی زندگیم و وفادار موندن به اون سبک

    ?تمرکز جامع کامل روی خواسته ها

    ?عشق ورزیدن بی قید و شرط به خداوند و تمامی خلایقش

    ?خونسردتر و ارام تر بودن…بی خیالی طی کردن

    ?انجام تمرینات بسته های ثروت به شکل جامع و کامل

    ???????

    الهی که حال دل همتون عالییییی باشه و سال 97 شروع و استارت تحول و تغییر و پیشرفت برای همتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 3852 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرانقدرم

    صبح که بیدار شدم دیدم یه ایمیل اومده که فایل جدیدی از استاد روی سایته. دانلود کردم و بعد از صبحانه رفتم تو پارک یچای خلوت نشستم فایل دیدم.

    راستش دیشب اتفاقی افتاد که بنظرم رسید این فایل یه نشونه بود از طرف خدا.

    اول از نتایج 96 بگم بعد برم سراغ درس شب گذشته.

    سال 96 یک سال فوق العاده بود. از اولش خوب بود و اتفاق های بزرگی برام افتاد. چالش های زیادی حل کردم و نسبت به اوایل سال دنیام خیلی بزرگتر شد. آدم پخته تری شدم.

    ما یه کسب و کار اینترنتی حدود دو سال قبل راه انداختیم و من که خیلی دوست داشتم واردات تجربه کنم سال قبل اتفاق افتاد و برای اولین بار این کار انجام دادیم. البته سرمایه اش مال خودمون نبود اما کل کار خودمون انجام دادیم. تو حوزه فروش کلی تجربه جدید بدست آوردیم. چالش های زیادی توش داشتیم که تونستیم به لطف خدا حلش کنیم. تونستم یه تیم خوب جمع کنم. سایت مون خیلی رشد کرد و موفقیت های زیادی کسب کردیم.

    برای سال 97 هم کلی ایده داشتم برای توسعه و اول سال همه اش نوشتم تا اینکه دیشب یه اتفاقی افتاد.

    برای چندمین بار کسی که دفتر کار در اختیار ما گذاشته بود و سرمایه مربوط به واردات تامین کرده بود گفت اگر من نباشم این کار به هیچ نتیجه ای نمیرسه.

    دیدم که انگار دیگه من روی خدا حساب نمی کنم دارم روی بنده خدا حساب میکنم. دارم اعتماد به نفسم از دست میدم

    تصمیم گرفتم کنار بکشم و از صفر شروع کنم. با همین چیزی که دارم. بدون دفتر کار و بدون هیچ تیمی

    اتا صبح تو خواب ذهنم درگیر این بود که چکار کنم. وقتی داشتم فایل نگاه می کردم یاد ایده ای افتادم که چندوقت قبل به ذهنم رسیده بود. تصمیم گرفتم درباره همون تحقیق کنم و شروع کنم.

    از دوستی که فایل ترکیبی توکل بخدا رو درست کرده خیلی ممنونم. تقریبا هر روز گوشش میکنم.

    بله نه روی پدر نه مادر نه برادر و خواهر نباید حساب کرد باید رووی خدای اونا حساب کرد.

    خدایا با توکل به خودت میخام امسال شروع کنم و به امید تو آخرسال میام خبر موفقیت هام باهاتون به اشتراک میزارم.

    سخته اما حتما خودش کمک میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3086 روز

      سلام دوست عزیز امیدوارم که حالت همیشه عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو بیشتر و بیشتر کرد و باور فقط روی خدا حساب کنم رو تقویت کرد و از اینکه دستی از دستان خدا شدید برای تقویت باورم سپاسگزارم

      و سپاسگزار خداوندم که دیدگاه شما برای من پیامی داشت

      ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سهند تبیانی گفته:
    مدت عضویت: 4173 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    خداوند رو سپاسگزارم که به من این لطف رو کرد که 4 امین سالی باشه که سالم رو با استفاده از آموزه های استاد عباس منش شروع و هدف گذاری می کنم و نشده که تو این 3 سال قبلی چیزی رو در دفتر اهدافم نوشته باشم و بهش نرسم و این ایمان هر سال بیشتر در وجود من تقویت می شه که امسال به هدف های بیشتری می رسم .

    سال 96 برای من سال متفاوتی بود به این دلیل که قرار بود از اردیبهشت ماه برم سربازی و یه جوری احساس می کردم امکان داره کمی از آموزه های استاد فاصله بگیرم ولی قضیه کاملاً برعکس شد و من خیلی عالی از این فرصت استفاده کردم . نوروز 96 شروع کردم به نوشتن یک سری باور و خلاصه نویسی دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها که در مدتی که تو آموزشی سربازی هستم مدام اونا رو تکرار کنم و اون 2 ماه که اکثراً همه ازش به نام سخت ترین دوره سربازی یاد می کنند شد بهترین روزهای زندگیم چون از صبح تا شب رو خودم کار می کردم و احساسم عالی بود و مدام باور خداوند قدرتمندترین فرمانروای جهان هست و هر چیزی رو که من باور کنم برام خلق می کنه رو تکرار می کردم و تو همون روزها معجزات عجیبی می دیدم . یه شب تو پادگان عجیب دلم هوس میوه کرده بود و گفتم 2-3 هفتس میوه نخوردم فردا که رفتم بیرون میوه بگیرم برا خودم ، باورتون نمی شه 10 دقیقه نگذشته بود که یکی از دوستام اومد گفت یکی از آشناها برام کلی میوه آورده کیفت رو بیار برات میوه بدم تا بقیه نبینن یا یک شب که نگهبان بودم و در طول روز خیلی خسته شده بودم گفتم خدایا من امشب رو نمی تونم وایستم و اون فردی که پاسبخش بود و باید من رو نصف شب بیدار می کرد خودش خواب بود و نفر که باید می رفتم به جاش به جای 2 ساعت 4 ساعت نگهبان وایستاده بود و من تا خود صبح خوابیدم و کلی ماجراهای دیگه ای که اتفاق افتاد برام . سال 95 من هدف گزاری کرده بودم که 96 رو برم تهران و من آموزشیم افتاد تهران و ادامه خدمتم هم قرار بود بمونم تهران ولی هدف هایی که داشتم به قول استاد باید تکاملشون طی میشد و در عین ناباوری بعد تقسیمات که افتادم تهران از اونجا من رو دوباره فرستادن تبریز اومدم جایی که 10 دقیقه با خونمون فاصله داره خدمت می کنم و کلی زمان آزاد دارم که از صبح تا ظهر کتاب می خونم و رو باورهام کار می کنم و مدتی نگذشته بود که باورهایی که در مورد خدا ساختم شروع به کار کردن و از جایی که واقعاً فکرش رو نمی کردم 8 ماه کسری خدمت گرفتم و به امید خدا اردیبهشت امسال سربازیم رو تموم می کنم.

    مورد بعدی که یکی از بزرگترین دستاوردهای امسالم محسوب می شه پیدا کردن و رفع کردن یه مساله تو زندگیم بود . من سال 94 که شروع کردم از بسته روانشناسی ثروت 1 استفاده کردم به درآمد و موفقیت های خیلی بزرگی رسیدم که برا هیچ کسی قابل باور نبود اما یه جای کار همیشه می لنگیدم و سریع از مسیر خارج می شدم . سال 96 هم دوباره رو باورهای ثروت کار می کردم و تا شهریور ماه تمرکزم رو باورهای ثروت بود و با اینکه سرباز بودم به درآمدهایی رسیدم ولی مشکل سرجاش بود تا اینکه بهم الهام شد من توی روابطم با افراد و مخصوصاً رابطه عاطفی ضعیفم و همین عامل همیشه احساسم رو بد می کنه و شروع کردم شبانه روزی روی این باورها کارکردن و دوره عشق و مودت رو کلاً نوشتم و مدام تکرار کردم و همچنین کتاب آیین دوستیابی رو. مدتی نگذشت که رابطه من توی پادگان با همه به طرز عجیبی تغییر کرد و نظامی ها که فکر کنم همه بدونن چه اخلاقی دارند رفتارشون فقط با من یه نفر کاملاً عوض شد جوری که هرچی ازشون می خواستم نه نمی گفتن و روابط عاطفیم که پاشنه آشیل من وابسته شدن به افراد بود رو تونستم بلاخره رفع کنم و به اون رابطه ای که با خدا می خواستم خیلی نزدیک شدم و از انسان ها رها شدم و اتفاق جالبی که افتاد این بود که نوروز امسال با یک نفر آشنا شدم که می تونم بگم شبیه معجزه هست و دقیقاً هر ویژگی رو که می خوام داره ولی فعلاً اقدامی نکردم و همه چیز رو به خدا واگذار کردم و امیدوارم سال 97 اتفاقهای بهتری در این مورد بیافته.

    مورد بعدی سلامتیم بود و بزرگترین اتفاق زندگیم توی سال 96 هست که بیماری رو که دکترها گفتن تا آخر عمر باید دارو بخوری تا خاموش نگهش داریم رو از اولین روز سال 96 مصرف دارو رو قطع کردم و با ایمان به خدا گفتم بدنم خودش خودش رو ترمیم می کنه و امسال کلاً حالم خوب بود و سلامتی کاملم رو بدست آوردم.

    یک مورد هم پیشنهاد یک کسب و کار عالی هست که تو آخرین روزهای سال 96 بهم شد و مشکلی رو که توی روابط حل کردم داره نتیجه می ده و امسال با قدرت روی این کسب و کار تمرکز می کنم .

    آخرین مورد هم رابطه خودم و خدای خودم بود که می تونم بگم امسال از هر زمان دیگه ای بهتر شد و چون زمان تنهایی زیادی داشتم و باهاش خلوت کردم احساس فوق العاده ای رو تجربه می کنم باهاش و جالبه که چند تا از صمیمی ترین دوستام هم رابطشون باهام قطع شد که باورهای نامناسبی داشتن و حضور خدا تو زندگیم خیلی پررنگتر شد و هر روز دارم الهامات جدید و عشق بیشتری رو در زندگیم تجربه می کنم .

    اهدافی که در سال 97 می خوام بهشون برسم :

    1- تقویت رابطه بین خودم و خدای خودم

    2-مهاجرت به امریکا

    3-ایجاد رابطه عاطفی سراسر عشق و بدون وابستگی

    4-آغاز کسب و کار شخصی خودم

    5-خریدن بسته روانشناسی ثروت 3

    امیدوارم سال 97 سال خوبی برای همه دوستان و خانواده صمیمی عباس منش باشه و هرکسی به هر هدفی که می خواد برسه و به قول استاد با رسیدن به اهدافمون کمک کنیم جهان جای بهتری برای زندگی کردن بشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      مهرداد مرادی نظیف گفته:
      مدت عضویت: 4123 روز

      سلام به دوست خوبم آقا سهند تبیانی

      من نظرات دوره جهان بینی توحیدی 1 از زمانی که شروع شده دارم میخونم و با بچه ها جلو میام ، خب نظرات شما هم خوندم و بسیار تاثیر گذار و ارزشمند بودن ، از موضوع وزن کم کردنتون و عدم رعایت تکامل تا کار کردن روی روابطتتون و موضوع سربازیتون و کاری که بعدش براتون فراهم شده و شرکت آشناتون که استاد بهشون پیشنهاد کرده بودید و مناطق شمال تهران رفتنتون تا صحبت کردن انگلیسی با اون آقای هندی و اینکه هم تفریح میکردن و هم کسب و کارشون داشتن تا پاور پوینتتون و ماشین GMC و….

      همه همه عالی و بسیار مفید بودن

      حالا آخرین نظرتون که در مورد پسر یکی از افراد خیلی معروف تو ایران بود که تو کار فرش هستن و از معروف ترین برندهای فرش ایران که من حدس زدم که شاید آقای عظیم زاده البته حدس هست ولی اصل موضوع بسیار بسیار بسیار عالی و ارزشمند بود

      واقعا خیلی لذت بردم خیلی زیاد

      چقدر زیبا رفتار کردن و چه باورهای قدرتمندی داشتن

      واقعاااااااا ازتون ممنونم که این احساس های خوب با بقیه تقسیم میکنید

      منتظر نتایج و تجربه های زیباتون هستم

      شاااااااد و سلاااامت و خندااان و سعادتمند و ثروتمند و پر از احساس خوب در آرامش خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سهند تبیانی گفته:
        مدت عضویت: 4173 روز

        سلام آقا مهرداد عزیز

        امیدوارم حالتون خوب باشه ، خیلی ممنون از محبت شما و اینکه خیلی خوشحال شدم که نظراتم انقدر براتون مفید بوده ، من هم از شما تشکر می کنم به خاطر کامنت های زیبایی که رو سایت میذارین و تجربیات و احساس خوبتون رو با ما شریک می شین. واقعیتش من امروز دیدم که شما این کامنت رو گذاشتین و خیلی عجیبه که ندیده بودم تا حالا. خیلی خیلی برام جالب بود چون من 2 روز پیش تونستم دوره روانشناسی ثروت 3 رو تهیه کنم و یادم افتاد اول امسال تو اهدافم نوشته بودم و خدا رو شکر کردم و اومدم دنبال اون کامنت بگردم و کامنت شما رو دیدم.

        در مورد قضیه فرش هم عرض کنم خدمتتون که پسر آقای عظیم زاده نبودن ولی در کل خیلی تجربه جالبی بود آشنایی با ایشون و اینکه واقعاً کنترل و مدیریت احساسات تو شرایط سخت معجزه می کنه .

        امیدوارم که هر چه زودتر شما رو تو جمع اتوبوس دوره جهان بینی توحیدی ببینم و منتظر نظرات فوق العاده خوبتون که خیلی احساس خوبی بهم میدن باشم و براتون بهترین ها رو از خداوند متعال آرزومندم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2973 روز

    سلام به همه دوستان و استاد عباس منش عزیز.

    این اولین روز عضویت من در سایت عباس منشه واین اولین نظریه که میدهم به همه شما دوستان سال خوب و خوشی را ارزومندم.

    سال 96 برای من سالی خیلی خوبی بود من تواین سال به موفقیت های زیادی دست پیدا کردم ازجمله این موفقیت ها به شرح زیره:

    من توی سال 96 معدل خیلی خوبی داشتم-به مدرسه نمونه دولتی قبول شدم-با استاد عباس منش اشنا شدم فایل های رایگانی که ایشان میگذاشتند ایشان رابطه ی من را با خدا خیلی خیلی بهتر کردندمن توی اوایل سال 96 اصلا رابطه ی خوبی با خدا نداشتم هی میگفتم چرا زندگی من اینطوریه چرا ما اینقدر فقیرم چرا….

    ولی بعد از اشنایی با ایشون زندگی من خیلی خوب شد و من در مدار خدای مهربان قرار گرفتم.

    توی سال 96 من توی رشته مورد علاقم(امنیت ونفوذ) پیشرفت های چشمگیری داشتم

    من توی این سال توی درس فیزیک پیشرفت چشم گیری داشتم خودمو از نمره 7 به نمره 17 رسوندم و الان فیزیک برای من خیلی اسون شده

    و خیلی موفقیت های دیگه از یادم رفتن.

    من میخوام توی سال جدید در حوزه امنیت و نفوذ زبان های برنامه نویسی python,roby,php,bash رو یاد بگیرم سیستم عامل لینوکس را مسلط شوم تمام محصولات سایت عباس منش رو بخرم میخواهم لپ تاپ مورد علاقه ام رو بخرم و زبان انگلیسی رو کامل یاد بگیرم

    سال خوبی رو برای دوستان ارزمندم در پناه خداوند یکا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    صدیقه صدیق گفته:
    مدت عضویت: 3036 روز

    سلام دوستان عزیزم و استاد عباس منش بینظیرم از خدای قشنگم میخوام که امسال سال بینظیری برای هممون باشه

    من مدت خیلی کوتاهیه که وارد جمع این خانواده مهربون شدم ولی از نیمه دوم سال 95 به لطف خدا وارد دوره قانون جذب یکی دیگر از اساتید بینظیر که این قوانین رو اموزش میدن شده بودم و تا حدودی با این قوانین آشنایی پیدا کرده بودم و به لطف خدا تو سال 96 اتفاقهای خوب زیادی برای من البته در سطح مدار خودم برام افتاد وقتی وارد اون دوره شدم در ذهنم خودم رو در چاه عمیق و تاریکی میدیدم افسردگی ناامیدی و … و به لطف خدای مهربونم که دستم روگرفت ماهها که میگذشت در ذهنم میدیم که دارم از چاه بیرون میام رسیدم به سطح زمین و از نردبونی که از زمین به اسمان وصل بود اهسته اهسته بالا رفتم و میرم

    اتفاقهای خوب من افزایش اعتماد به نفس از دست رفته م برقراری ارتباط مجدد با خدای خوبم که مرحله به مرحله اتفاق افتاد اول نماز ظهر و شبم اول وقت شد بعد برای نماز صبح بیدار شدم قران رو شروع کردم خوندن با معنی

    روابط بیرونم روز به روز بهتر شد بعد از چند سال که تعداد افراد مشخصی باهاشون درارتباط بودم تو این سال بلافاصله یه عالمه افراد جدید وارد زنگیم شدن که همشون بهم لطف و محبت داشتن ازم تعریف میکردن و البته منم یاد گرفتم عشق بورزم و افکار مثبت درباره هر انسانی که میبینم به ذهنم بیارم

    من خانه دار هستم و از نظر ثروتی ماهانه بین 1 تا 2 ملیون وارد حسابم میشه این درحالیه که قبلش به زور 300 هزار تومن وارد حسابم میشد خداروشکر

    یه سرویس طلا نقد و خیلی راحت خریدم یه گوشی ایفن روز و همینطور ماشین رو عوض کردیم به مدل خیلی بالاتر و خیای راحت به لطف خداو …

    یه بچه کوچیک دارم که تلاش میکنم تمام مدت طبق قوانین کیهانی باهاش رفتار کنم و این یه نعمت بینهایت بزرگه که خدا شامل حالم کرده و خیلی اتفاقهای خوب دیگه که گفتنش خیلی زمان میبره

    و نهایتا آشنایی با استاد عباس منش که میگن وقتی شاگرد آماده باشه استاد خودش میاد و البته استاد منم اومد چون بهش خیلی نیاز داشتم و دست قشنگ خدا برای من شدن

    بدو ورودم به سایت فایل باور خدارو دیدم که من رو منقلب کرد تازه احساس کردم من کل زندگیم داشتم به خدا شرک میورزیدم چون که دوستهای عزیزم من الان تو زندانی که خودم ساختم اسیرم و علارغم سالها تلاش و انجام راههای مختلف روز به روز اسیرتر شدم

    بدو ورودم به سایت ایمیلم مشکل داشت و نتونستم ثبت نامم رو کامل کنم ولی تو کانال تلگرام استاد دیدم که محصول حل مسیله رو با تخفیف گذاشتن

    منم از طریق خواهرم که به‌وتسطه ایشون با استاد آشنا شده بودم محصول رو خریدم که البته پولش رو خودم پرداخت کردم و چند روز کلی برای دیدن و فکر کردن وقت گذاشتم تازه فهمیدم این روند تکامل منه خداخوتسته بیام تو سایت استاد و بلافاصله استاد این محصول رو بذارن و من بخرم چون احساس کردم استاد این محصول رو برای من و امثال من ساختن

    چون منم با اینکه باورهام رو خیلی درست کرده بودم ولی روز به روز بیشتر غرق میشدم تو زندگی متاهلی که 10 سال از عمرش میگذشت و روز به روز بدتر میشد و من زندانی به معنای واقعی شدم

    الان که این متن رو مینوسم تو خونه زندانم اجازه رفتن پیش خانوادم رو ندارم و…

    و اهداف سال جدیدم اول رهایی از این زندان به اسونی و خیلی راحت و رفتن به سمت رویاهام با امید به خدای توانمند و قادرم که تنها نگهبان من و بچه م خداست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    بنام آفریدگار عشق…

    سالها بود که چشمان غم زده ام ساعت ها به دور دستها خیره میشد، چشمانم در جست و جوی خدایی بود که به فاصله یک خدا برایم دور بود … سنگینی حسرت در عمق جملاتم به وضوح حس میشد… ساعت روی دیوار زمزمه گر دقایقی بودند که هنوز زندگی نکرده بودم و وسعت خیابانهای شهر یادآور مسیرهای منتهی به اهدافی بود که تا بحال طی نکرده بودم… در سکوتم، بی قراریهایم را فریاد میزدم…هر از گاهی خوشبختی را در لابه لای کتابهای انگیزشی میجستم، چندی بعد سردرگم از راه های پیشنهادی نویسندگان، در گوشه ای بلاتکلیف می ماندم، و من بودم و آرزوهای دور و درازم…

    با این وجود میدانستم که حقیقتی است نهفته در من و خدایی وجود دارد که از رگ گردن به من نزدیک هست…

    با وجود اینکه من به تازگی و حدودا نزدیک به دو ماه هست که با جناب آقای عباسمنش و دوستان عزیز آشنا شدم، دستاورد سال 96 را بدست آوردن حس ناب آرامش در سرتاسر وجودم و باور خداوند به عنوان یگانه حمایتگر، تنها منبع مطلق خیر تا ابدیت میدونم …

    برای سال 97 برنامه ها و اهدافی دارم که قصد دارم با حمایت خداوند عملیشون کنم… با توجه به اینکه به تازگیا به این خانواده بزرگ ملحق شدم و تا بحال از از فایل های رایگان وکتاب رویاهایی که رویا نیستند بهره مند شدم، میخوام به لطف خداوند در سال جدید دوره های عزت نفس و عشق و مودت رو تهیه کنم ، تا بتونم روی عزت نفسم کار کنم ، و چون میخوام در این سال همراه و همدم زندگیم رو بدست بیارم میخوام از دوره عشق و مودت که حاوی رهنمود های استاد عزیز بهره مند شوم…

    با یاری خدا قصد دارم خودم را برای برگزاری نمایشگاه نقاشی انفرادیم آماده کنم …هدف دیگری که دارم این هست که در سال جدید درآمدم رو به سه برابر برسونم…

    در سال جدید برای استاد عزیز و خانواده بزرگمون سلامتی و لمس موفقیت رو خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: