دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/09/abasmanesh-8.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2018-09-30 05:33:522024-07-14 12:05:26دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام!شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
خدایا سپاسگزارتم که هرچی دارم ازآن توست وتوبرام دادی
سلام خدمت استادی عزیزم ومریم جون نازنین
خداراسپاسگزارم که دارم کمنت سفر نامه روزی60 ام را مینویسم
خدارابی نهایت سپاسگزارتم که خیلی یک آگاهی عالی وبینظری را کسب کردم
خداراسپاسگزارم که من در بهترین مدار برای کسب بهترین حرف ها بهترین کلمه ها وبهترین معلومات ها قرار گرفتم
البته من چند مدت قبل بود یکی بود احساس میکردم که خیلی بهش وابسته شدیم هرچند میگفتم این عشق که آز آن دریافت میکنم عشق خداست و میگفتم این فرد دستانی از دستایی خدا است برام ولی بازهم داشتم وابسته تر میشدم روی وعده هایش حساب باز میکردم وداشتم یک وعده های بخودم با حساب روی ان فرد میدادم که ایشان باعث رشدی شغلم میشه من با ایشان به جاهای خوبی میرسم ولی تهی دلم اینو هم داشتم که اگر نشد رفت ام مشکل نداره یک چیزی همیش احساس اینو داشتم که یک روزی میره ولی من آماده آن روز را هم داشتم ولی خیلی وقت نگذاشت که یک روزی باهام کات کرد ومنم با لبخند قبول کردم وگفتم اشکال نداره اینو من دستی از دستان خدا میدانستم دستی خدا بود وخدا تنها یک دانه دست نداره ولی بعد از رفتنش احساس وابسته گی را در وجودم احساس کردم بعدآ منم با خدا گفتم خدایا شکرت هرچی شد همون کاری خوبست و الان با دیدن این فایل من کاملآ متوجه شدم که اولآ شاید آمدن آن در زنده گی من نامناسب بوده شاید آمدنش در زندگی برایم مشکل ساز بود دومآ داشتم از خدا دور میشدم بجای خدا داشتم روی ایشان حساب باز میکردم وداشتم وابسته ایشان میشدم ولی الان خیلی خوشحالم که رفت تا من بخودم بیام و از مسیرم دور نشوم من باید فقط روی خدا حساب باز کنم وهرچی میخواهم از ان بخواهم نه از بنده آن و درضمن بمن این اتفاق یک درس بزرگ داد که بعدش به خودم گفتم اگر تو امروز بجای آن بنده خدا روی خدا هموقدر حساب باز میکردی با خدا انقدر وابسته تر میشدی ان وقتی که به ایشان میدادی به خدای آن میدادی امروز خدا هرگز رهایت نمیکرد هیچ که خیلی کارا را هم برات انجام میداد ولی تو اینجا روی بنده خدا حساب باز کردی و دیدی آخرش چی شد رهات کرد و هرکاری براش کردی نادیده گرفته شد ومنم بابت این اتفاقی پنداموزی زنده گیم واقعآ سپاسگزاری خدایم هستم
وسپاسگزاری استاد عباسمنش وخانم شایسته عزیزهم هستم که زحمت میکشن و حقیقت را د قالیب فایل به ما نشان میده
دوست تان دارم عاشقتم
خداجانم سپاسگزارتم دوستت دارم وعاشقتم
سلام استاد عزیز و مهربان
این روزها دوست دارم هیچ کاری انجام ندهم و فقط بشینم و فایلهای شما رو گوش کنم و زندگی را از اول بسازم از آجر اول و ستونها را محکم و استوار بسازم
ولی چاره ای نیست که در لابه لای زندگی به آموزشها هم گوش میدهم و سعی در به کار بستن آموزه های در زندگیم برای تغییر اساسی آن در همه جنبه ها دارم
استاد تحسین میکنم این محل زیبا و این ماشینهای زیبا و نظم زیبا و آرامش آن شهر ،اسمانش انگار آبی تر ،ماشین زیبای شما که دیگر آخرشه چه رنگ زیبایی داره انگار زنده هست ،استاد خودتون که عالی و پرانرژی هزاران درود و تحسین بر وجود مبارکتون
استاد آموزه های این فایل خیلی آگاهی دهنده هست، در حین زندگیم دارم کم کم درکش میکنم و در زندگی اطرافیان هم دیدم حالا زندگی خودم در کنار کارمندی قبل هم گفتم که کار خودم را راه انداختم والان خیلی خسته کننده و کارخودم سود و درآمد خاصی ندارد تصمیمهایی که براش گرفتم و قراره در عید نوروز انجام بدهم برای سال آینده ،کارکارمندی را بزارم کنار ،وتمرکزی روی کار خودم کار کنم و ثروت یک را به امید خدا بتونم عید نوروز بگیرم و تمرکزی کار کنم و نتیجه کارم را چندین برابر کنم و بیام از نتایج شگفت انگیزم براتون بگم و میخوام بگم مجبور نبودم کار دیگه راه بیاندازیم ولی راه انداختم خدا روشکر ،اطرافیان همه میگن حالا که داشتی سرکار میرفتی بعدا که تصمیم داشتی نری آنوقت راه اندازی میکردی ولی من سعی کردم قبل از اجبار بخواهم خودم آنچه که میدانم درسته انجام بدهم. و الان هم فشار هر دو کار تصمیم دارم کارمندی را بزارم کنار و با تمام توانم و انرژیم و آموزه های شما تمرکزی روی کار خودم کار کنم به امید خدای یکتا
استاد ولی جاهایی هم بودم که اجبار باعث شده یه تصمیم اساسی را بگیرم و این به همون موضوع برمیگرده که هر اتفاقی بیفته حتما خیریتی در آن هست و خیریت آن برمیگرده به نوع تفکر و باور و عملکردو تصمیم هر شخصی ،اگر شما به دزدیدن تاکسی به این شکل که نگاه میکردی ای بابا همه دارایی رو بردم و اعصاب خودتون و خانواده را بهم میریختین و اصلا تاکسی هم بزودی پیدا میشد و نهایتا به آن کار خودتون راننده تاکسی ادامه میدادید، پس چی باعث شد متفاوت عمل کنید که ببینید دزدیده شده چی راحت بری بخوابی مگه الکی و این از شما که روی خودتون در حال کار کردن روی باورتون و دیدگاه هاتون بودید برمیاد و تصمیم قطعی که گرفتین رو انجام دادیم
پس به خودم میگم هر وقت تونستی دیدگاه و نگاهت و عملکرد اینجوری مثل استادت بشه اونوقت بگو من شاگرد استادم پس تصمیم های اساسی زندگیت را بگیر به امید خدای مهربان
مثل استاد دست خالی پاشی بری تهران ،تو تا روستای خودت برو پس عمل کن بدان دستان خداوند برای یاریت میآیند
خداوند توحیدت را بر قلبمان جاری نما
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سپاس و ستایش مخصوص خداست
که مالک و صاحب اختیاره جهانیان است
که بخشنده و مهربان است
که مالک روز جزاست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام درود به استاد عزیزم سلام به رفیقی که هر روز باهاش دارم صمیمی تر میشم و کلامش هر روز بیشتر به قلبم نفوذ میکنه .
الله اکبر واقعا الخیر فی ما وقع امروز هدایت شدم به فایل های توحید عملی برای اینکه دوباره شروع کنم به دیدن این فایل های توحیدی اومدم تو اولین فایل صوتی که آپلود شده بود شعر پروین اعتصامی نام فایل مفهوم الخیر فی ما وقع بود ی بار گوش دادم و وقتی دوباره برای خلاصه نویسی میخواستم گوش بدم و نکته بردارم نمیدونم چرا اما توی دسته بندی های اون صفحه این فایل رو یهویی چشمم بهش خورد قلبم گفت برو تو این فایل گوش بده ببین چیه و خب شما رو دیدم با این ماشین زیبا که با لباس تون ست کرده بودید حرف هاتون به دلم نشست و قلبم گفت ادامه بدم وقتی گفتید هر اتفاقی به ظاهر بد به خودی خود هیچه و نتیجه مهمه و مستقیم به باور ها و درخواست هایی که داشتید ربط داره یادم از خودم افتاد دقیقا من تو سن 10 سالگی پدر مادرم از همدیگه جدا شدن خب اون زمان خیلی برام سخت بود منی که یک فرد وابسته بودم به خانواده همیشه به خدا میگفتم چرا من؟؟ چرا زندگی من چرا خانواده من و خب از لحاظ آزادی زمانی و مکانی خیلی آزاد شدم اون تاییم چون پدر مادرم رها کرده بودند همه چی رو و با پدر بزرگ مادر بزرگم بودم حتی از لحاظ مالی هم هیچ حمایتی نشدم اما خب کسی که همیشه از رگ گردن بهم نزدیک تر هست با هدایت دوستانی در زندگیم همیشه به مسیر درست هدایتم میکرد با اینکه اون تاییم شرایط هر کاری رو داشتم اما از بچه گی رگه هایی از توحید در وجودم بود و فقط اون منو مدیریت کرده تا الان که به مسیر نادرست نرم و سالم زندگی کنم همیشه میگم جدایی پدر و مادرم سبب خیرم بوده از اونجا به بعد من روی کسی حساب نکردم و روی پاهای خودم یاد گرفتم راه برم یک انسان مستقل بار اومدم باعث شد تا قدم هایی برای تغییر زندگیم بردارم برای رشد و پیشرفت و تغییر جهان خودم شاید باورتون نشه ولی اینقدر قشنگ هدایتم کرد که از ی جایی به بعد شده بودم یک الگو برای بچه های فامیل تکواندو کار هستم الان در مسیر رسیدن به تیم ملی دارم قدم برمیدارم و تلاش میکنم و در کنارش با دیدن فایل های دانلودی رایگان شما خداوند هدایتم کرد برای یک منبع درآمد به مربیگری و خلق ثروت از رشته ای که بهش علاقه مندم و عاشقش هستم بعد از کلی گارسونی کردن از انجام کار های فنی تا نصب پرده و از اون زمان تا الان از کار مورد علاقه ام پنج برابر درآمدم بیشتر شده با کلی آزادی زمانی بیشتر و اعتبار بیشتر و صاحب کسب کار خودم هستم.
وایـــی استــاد عـزیـزم همین الان وسط گوش دادن به حرفاتون بودم شما گفتید که تغییر زندگی آینده تون مثل یک گِل هست که با باورهاتون به هر شکلی میتونی درش بیارید ، گفتید منظورم از آینده 50سال آینده رو نمیگم گفتید منظورم از آینده دقیقا یــک دقیقه بعد هست که شما تصمیم میگیرید ، همون لحظه که اینو شندیم از کلام شما انگار باورم شد و همون لحظه به الله گفتم خدایا من ثروت میخوام
اســتاد توحیدی من ، من با شنیدن این حرف و گفتن خواستم به یک دقیقه نرسید وسط تماشای فایل بودم از یک جایی که حتی فکرش رو نمیکردم پول اومد تو حسابم موهای تنم سیخ شد از خوشحالی داشتم بال در میوردم هم بخاطر اون ورودی مالی که واریز شد و هم بخاطره اینکه به این سرعت از قانون نتیجه گرفتم و هم حرف های شما همون لحظه برام تأیید شد و ایمان رو در وجودم قوی تر کرد واقعا همه چیز رو باور های ماست که شکل میده و از صبح هدایت شده بودم به باور های ثروت آفرین توحیدی که تکرار میکردم .
بی نهایت سپاسگزار خداوندم برای وجودتون دوستون دارم استاد عزیزم پیشاپیش به شما و خانم شایسته عزیز شب یلدا رو تبریک میگم و در پناه الله یکتا شاد باشید سالم باشید خوشبخت باشید ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چگونه زمانی که می دانیم خالق شرایط زندگی خود هستیم رخ دادن اتفاقات بد را خیر بدانیم؟
در واقعیت:
-اتفاقات رخ داده شده در زندگی ما به واسطه ی باورها و فرکانس های ماست
-نتایج و اتفاقات مشخص کننده ی درستی یا نادرستی باورهای ماست
-اتفاقات به خودی خود خنثی و بی معنا هستند و بسته به باورهای ما می توانند به نفع یا ضرر مان باشند
-نتایج کمک کننده یا ضربه زننده ،به باورهای ما بازمی گردد
-هنگام رخ دادن اتفاقات به ظاهر نامناسب از خود سوال کنیم چگونه می توانیم تشخیص دهیم اتفاقات رخ داده شده به نفع یا ضرر ماست؟
-اتفاقات به ظاهر بد و نامناسب نتیجه ی درخواست های ما و در راستای تحقق اهدافمان است
-زمانی که بر روی باورهای خود کار کرده از خداوند درخواست هدایت می کنیم اتفاقات به ظاهر بد و نامناسب جواب درخواست ماست
-اتفاقات به خودی خود بی معنا هستند تعریف ما از اتفاقات در نهایت مشخص کننده ی نتیجه ی آن است
-زمانی که با اتفاقات نامناسب و ناجالب مواجه شدیم بررسی کنیم چگونه می توانیم از آنها در جهت دستیابی به اهداف خود بهره گیریم
-اتفاقات منفی رخ داده شده در راستای تحقق اهداف ماست
-قوانین جهان هستی را به درستی درک کنیم تا بتوانیم به چرایی رخ دادن اتفاقات به ظاهر نامناسب پی ببریم
-اگر قوانین جهان هستی را به درستی درک کنیم از رخ دادن اتفاقات بد و نامناسب نه تنها ناراحت بلکه خوشحال می شویم
-ما بر اتفاقات برچسب مثبت یا منفی می زنیم حتی اتفاقات مثبت و خوشایند هم می تواند برای ما نتایج نامناسب منفی و ناجالب در پی داشته باشد
-با داشتن باورهای مناسب اتفاقات نامناسب در نهایت به نفع ما تمام می شود
-با داشتن باورهای نامناسب اتفاقات مناسب در نهایت به ضرر ما تمام می شود
-ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم و جهان اتفاقاتی مشابه با باورها و فرکانس های کنونی ما را برایمان رقم می زند و ربطی به فرکانس ها و باورهای گذشته ی ما ندارد
-آینده ی ما ایستا مانند مجسمه ای از قبل ساخته شده و تقدیر از پیش رقم زده شده نیست بلکه در هر لحظه می توانیم آن را تغییر دهیم
-اتفاقات به ظاهر بد فضایی برای تحقق خواسته هایمان را برایمان فراهم می کند
-همه ی اتفاقات با تغییر باورها مثبت و امید بخش است حتی اگر ظاهری نامناسب و ناجالب داشته باشد
-اگر مدتی صبر کنیم نتایج مناسب و مثبت اتفاقات به ظاهر بد را در زندگی خود مشاهده می کنیم
-الزاما اینگونه نیست که با تغییر باورها اتفاقات نامناسب و ناجالب برای ما رخ دهد
-اتفاقات زندگی ما در هر لحظه قابل تغییر و دگرگونی است
-با تغییر باورها زندگی ما در تمام جنبه ها تغییر میابد
-سلامتی جسمی و روحی بزرگترین ثروت و نعمت ماست
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای مهربان و روزی رسان
درود و احترام
روز 60/ دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام!
اولا که سال نو رو به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان عزیز تبربک میگم و سالی پر از خیر و برکت و خوشی و سلامتی رو ثزوت رو براتون ارزومندم..
دوما خدا رو سپاسگزارم که کمکم کرد که متعهد بمونم و فصل دوم رو به اتمام برسونم ..
این قسمت با مفهوم الخیر فی ما وقع اشنا شدم که در واقع اتفاقات به ظاهر بد میتونه منبعی از خیر و برکت بشه،، زمانی که من بتونم با تغییر نگاهم به اون اتفاق به احساس خوب برسم و بگم حتما خیری توشه .. چزا که یک اتفاق به خودی خود معنا نداره بلکه ما ادم ها هستیم که به اون معنا میدیم.. اگر نگاهمون به اون اتفاق مثبت باشه پس خیر و خوشی برای مل رخ میدهد..
موضوع بعدی این که هیچ چیزی حتی برای یک ثانیه بعد هم برای من از قبل مقدر نشده ،، پس من میتونم با داشتن یک روند فکری همیشه مثبت و همیشه خوب ،، زندگیم رو همیشه به سمت بهبود هدایت کنم …
وقتی ما از یک شهر به سمت شهر دیگه ای حرکت میکتیم ،، موقعی که به شهر جدید نزدیک میشیم میتونین با چشم معمولی اون شهر رو از دور ببینیم چون بهش نزدیک شدیم،، مگر اینکه فرمون ماشین رو برگردونیم و دور بزنیم و از شهر دور بشیم !!
و به همین صورت زمانی که ما روی فکرمون و باورهامون کار میکتیم،، ارام ارام از یک مدار فرکانسی به سمت یک مدار فرکانسی دیگه حرکت میکنیم ، میتونیم با چشم فرکانسیمون اون مدار جدید زو ببینیم ،، و هر چقدر طرز فکرمون رو بهتر میکنیم اون مدار جدسد رو بهتر و شفاف تر با چشم ذهنمون یا بهتر بگم چشم فرکانسیمون میبینیم ،، چون مدار ها با چشم عادی دیده نمیشن و با چشم فرکانسی دیده میشن (( البته این اسمیه که خودم براش گذاشتم ،، اسم باحالی به نظر میاد ،، چشم فرکانسی )) ،،، مگر اینکه ما دیگه روی ذهنمون کار نکنیم و از مدار جدید ارام ارام دور بشیم !!
به همین دلیله ادم های موفق از قبل خوشون میدونن که قراره به فلان خواسته برسن ،، چون اونا از قبل با چشم فرکانسیشون خواستشون زو دیدن ،، به همین دلیل وقتی به خواسته میرسن کاملا براشون بدیهی و عادیه !! این اتفاق بزای هر کسی که روی باورهاش کار میکنه و بازی باورها رو میدونه رخ میده !!!
پس اتفاقات به ظاهر بد میتونه منبعی از خیر و برکت بشه اگر بتونم ذهنم ور کنترل کنم و ارام باشم..
البته کسی که روی باورهاش و ورودی های ذهنش کار نکنه مدام داره بلا سرش میاد ،، اونو که کلا کاری بهش نداریم… ولی یه موقع هست داری روی باورهات و ذهنت کار میکنی و یه اتفاق به ظاهر بد بزات میوفته،، اینجا اون اتفاقه میتونه منبعی از خیر و برکت بشه اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی !!
خب اینم از رد پای من از رو 60,, خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم ..
خدایا شکرت
سلام
در کنار نظر استاد، این موضوع هم در پاسخ به سوال دوستمون به ذهنم رسید: وقتی تازه شروع میکنی به کار کردن روی خودت و همون روز اول یه اتفاق برات میفته که تو اسمشو میذاری بد، بخاطر فرکانس های قبلیت هم هست. هنوز اونقدر احساس خوبتو قوی نکردی که کاملا یِر به یِر بشه و حتی بیشتر بشه تا اتفاق خوب برات بیفته. گاهی انقدر روزای قبل توی فرکانس ناخواسته بودی که امروز که شروع میکنی به ارسال فرکانس خواسته، تازه همپوشانی میکنه اون قبلیا رو. (با احتساب بدی ۱ و خوبی ۱۰) و برای همین روز یا روزهای اول اتفاقات چشمگیری نمیفته. اما وقتی ادامه میدی یواش یواش شروع میشه به روی دور افتادن. چون تعداد حس های خوبی که داری میفرستی بیشتر و عمیقتر میشه.
سپاسگزارم
به نام خدایی که ارامش دهنده ی قلب هاست. فایل های زیادی گوش دادم و کلی مطالب و نکته های مفید یاد گرفتم ازتون. چند وقتیه با یکی از همکارام صحبت میکنم راجب فایل هاتون و کم کم دارم با لطف و عنایت خدا کمکش میکنم قوانین الهی رو بفهمه و خدا هم نتیجه کمک منو با این فایل داد. چند ماهی میشه که دارم با گوش دادن به فایل هاتون رو خودم کار میکنم. نکته هاتونو یادداشت میکنم و تمریناتی که میگین انجام میدم. ذهنمو با نکات مثبت پر میکنم و خواسته هام رو با اون نکات بدست میارم ولی بعضی مواقع اول کار یه مشکلی پیش میومد برام قابل درک نبود ولی چون مطمئن بودم خدا واسم خیر و خوبی میخواد اروم میکردم خودمو . به خودم میگفتم حتما نکته مثبتی داخل این اتفاق به ظاهر بد نهفته ولی درکش نمیکردم ، تا اینکه این فایل رو امروز گوش دادم. وسط های فایل بود بی اختیار متوجه یه حس خاصی شدم ، اینکه خدا کنارم ایستاده و من نشستم رو مبل . دست نوازش داره رو سرم میکشه و بهم میگه حالا میبینی اون اتفاقات به ظاهر بد واسه چی بوده؟ واسه پیشرفت خودت بوده ، پیشرفتی که خودت خواستی ازم و منم موانع رو از مسیر پیشرفتت برداشتم. مدام تو گوشم زمزمه میکرد و منم بی اختیار داشتم اشک میریختم از ذوق نوازش و حرفاش. همزمان اون اتفاقات که درکشون برام نامفهوم بود از جلوی چشمام رد میشدن و یکی یکی قفل هاشون برام باز میشدن. مثلا میخواستم راجب کارم نکات جدید یادبگیرم میرفتم سرکار ، بعد چند ساعت یه مشکلی پیش میومد واسم بعد اون مشکل حل میشد یه نکته جدید یادمیگرفتم. بعد به خودم میگفتم من که فرکانسم مثبت بوده ، خواستم مثبت بوده بس چرا این مشکل پیش اومد؟ و خیلی اتفاقات دیگه که خودم تجربشون کردم و خودم درکشون میکنم .حالا میبینم این مشکلات باعث پیشرفتم بوده نه ترمز پیشرفتم.مثل همون قضیه تصادفم که اخرش باعث شد خدارو بهتر بشناسم ، با استاد و همکاران خوبش اشنا بشم اخه از خدا خواسته بودم خودش کمکم کنه بهتر بشناسمش و زندگیم تغییر کنه. الان قشنگ همه ی اون اتفاقات رو درک میکنم. کلی نکات جدید یادگرفتم اینکه خدا جواب خوبیم درحق اون همکارمو با این فایل بسیار بسیار خوب داد یا اون قفل هایی که برام بسته بودن با گوش دادن به این فایل برام باز شدن
سلام به استاد عزیزم و همه عزیزان
یه اتفاق این چنینی الان واسه من رخ داده: حدود یک ساله که رو خودم کار میکنم و تغییرات خوبی هم داشتم اما تو یه خونه خیلی قدیمی زندگی میکنم و حالمم خوبه اما از اونجا که توجهم رو زیبایی ها و پیشرفته ، این خونه قدیمی ناهماهنگ با فرکانس های جدیدم بود و سرانجام یک روز موزاییک های اتاق به طور جزیی با وزن یک انسان فرو رفت :) خلاصه ما مجبور شدیم حداقل بازسازی مختصری انجام بدیم. نکته جالبش اینجاست که من شاید 5دقیقه اول ترسیدم و ناراحت شدم اما چون قانون رو میدونستم آگاهانه دیدم رو مثبت کردم جوری که چند ساعت بعد از ذوقم که قراره تغییر خوبی کنیم فقط خدا رو شکر میکردم ! (خونه فرو رفته و نشست کرده اما من قند تو دلم آب شده بود :) )
خدا میدونه که چه اتفاقات خوبی قراره رخ بده…
برام جالب بود که الان که این اتقاق واسم افتاده ، این فایل هم به عنوان نشونم اومده…
خداروشکر که هر لحظه دارم از برنده شدن (خودمو نباختن) لذت میبرم و نتیجه میگیرم.
سلام . من کلا از اون دسته ادمایی نیستم که کامنت بزارم داخل سایت اصلا دست و دلم نمیره حتی یک سال هم داشتم از سایت استفاده میکردم اما عضو نبودم تا اینکه اینقدر ک سوال ذهنمو درگیر کرده بود اینقدر روز و شب بهش فکر میکردم که خدا دقیقا با همین فایل منو هدایت کرد اینقدری به وجد اومدم که سریع عضو شدم و خواستم کامنت بزارم من عکاسم و تازه فعالیتمو تو پیجم شروع کرده بودم هی سعی میکردم کمالگرایی رو بزارم کنار تا اینکه با 2000 تا فالور ویدو اخری که گذاشتم 70 کا ویو خورده 1 ماه بود افتاده بودم روی روال و خیلی خوشحال بودم من یک گوشی ایفون 13 پرومکس داشتم (کلا خیلی به گوشی وابسته ام ) این اپل ایدی اش 6 ماه پیش قفل شده بود و تقریبا هیچ برنامه ای روش نمیتونستم بریزم فقط بدرد عکاسیم میخورد هر موقعه میخواستم برای پیج ویدیو ادیت کنم نیاز به برنامه داشتم نمیتونستم دانلود کنم و خیلی اذیت میشدم تا اینکه یک دزد زحمت کشید و برد گوشی رو و من موندم روی هوا همش نجوا میکردم که خدایا من تازه افتاده بودم روی رول – خدایا چرا ندیدی منو که الان کلی تو خرجم – خدایا من که تازه استارت کارمو زده بودم چرا چرا چرا و کلی برای عکس هام گریه کردم پیجم فالور هاش ریخت و انگاری باز صفر شدم با کلی سختی رفتم باز گوشی خریدم ادامه ………………و چند روزه با شنیذن این ویس باز استارت زدمم
درس گرفتم استاد واقعا خدا هزاران نعمتشو به شما بده من الان سوال ذهنم برطرف شد فهمیدم که راه موفقیت من این بوده که گوشی 90 میلیونی ام که تقریبا کاربردی برام نداشت چون اپل ایدیش قفل شده بود باید دزدیده میشد تا من مسیر پیشرفت با گوشی جدید برام باز بشه من نتیجه دزدیده شدن را دارم به فال نیک میگیرم البته یکی از دلایل دیگرش هم این بود که چند روز قبلش گوشی مامانم دزدیده شده بود و هی به اون فکر میکردم ولی مطمنم فرکانس 2-3 روز نمیتونست اینقدر موثر باشه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز شصتم، روز شمار تحول زندگی من!
استاد عزیزم فقط خدا وشما می دونید و من میدونم که این فایلهای رایگانی که شما باعشق واز روی محبت توی این سایت گذاشتید چطور تونسته توی شرایطی که حس میکردم روی لبه تیغ دارم راه میرم وعرصه انقدر برمن تنگ وتاریک وسخت شده بود که فکر میکردم دیگه دووم نمیارم اینبار، کمکم کرد و منو از چه رنجها وچه دردها و چه غمهایی که نه میشد برای کسی بگی ونه اصلا قابل گفتن بود نجات داد،بله استادم این فایلهای شما میلیونها تومن ارزش دارن، چون هرکسی 6 ماه فقط 6 ماه شبانه روز فایلهای شمارو گوش کنه از مسیر جنگ به صلح ودوستی، از بیماری به شفاء وصحت واز گرفتاری به رهایی، از حسرتها به قدردانی واز کمبودها به نعمت ودارایی واز تنهایی به خدای بزرگ،از فقر به ثروت واز جهنم به بهشت میرسه…
استاد عزیزم من قبلا یعنی قبل آشنایی باشما زندگی رو سرنوشتی از پیش تعیین شده می دیدم یعنی باور کرده بودم که زندگی جبری مطلق هست،اما به لطف شما وآموزهای شما به این درک رسیدم وکم کم باور کردم وحالا به یقین رسیدم که هیچ جبری وجود نداشته ونداره..
هرچی بدی از سرم گذشت از نااگاهی وجهالت خودم بود، وهر خیر وخوبی از روی لطف ورحمت خداوند…
من همش تا یادمه گند زدم خدا جمعش کرد، من کم آوردم خدا حمایتم کرد، من خسته شدم بریدم اما خدا دستمو ول نکرد، من خوابیدم وغفلت زده بودم اما خداوند هوشیار وبیدار وآگاه به اموراتم همواره هدایتم کرد…
هربدی وشری وتضادی توی زندگیم اتفاق افتاد باعثش خودم بودم اما هروقت متوجه خطاها واشتباهاتم شدم واعتراف کردم که تسلیمم وعاجز در تغییر شرایطم،خداوند اون شروبدی رو ازم دفع کرد و پشت بندش ویا همراهش خیری اعظیم برای من توی زندگی قرار داد…
واقعا کسیکه همه ی اختیارات زندگیش رو به خداوند میده، کجا شر وبدی می بینه؟ غیر اینه که اگر تضادی هم پیش بیاد وقتی تو حالت خوبه ومتمرکز زیبایها هستی، برای رشد تو اومده ؟!
برای اینکه تو ازش عبور کنی، حلش کنی و به مرحله بالاتری از رشد شخصیتی خودت برسی وتجربه های قویتری برای حل مسائلت بدست بیاری…
الخیر فی ما وقع، باید صبور بود، واعتماد کرد، حتما خیر در آن است، حتما خداوند داره طبق خواست ومصلحت تو واطرافیانت وکسانیکه با اونها در ارتباطی هماهنگی ایجاد میکنه، تا هر کدوم پاداش صبوری و اعتماد خودشون رو بگیرند…
و اونکه اعتماد نمی کنه، عجوله، خودمحوره، اون شر براش تبدیل به بلایی جانسوز میشه…
خدارو شکر که خداوند دستمو گرفت وهدایتم کرد تا نادان از دنیا نرم…
خدارو شکر بابت شما ومریم جان و این مسیر توحیدی و یکتاپرستی وپر خیر وبرکت…
به نام خالق زیبایی ها
” روز 60 ام سفرنامه”
خدایا شکرت که 2 فصل از این سفرنامه رو طی کردم امروز 60 روزه که هرروز یه فایل رو گوش کردم
خدایا شکرت بابت این مسیر زیبا و آگاهی هایی که توی این مسیر دریافت میکنیم
هر اتفاقی که تو زندگیمون میوفته به ظاهر بد اونا بد نیستن در راستای خواسته ی ماست وقتی روی خودمون کار میکنیم اتفاقاتی که میوفته برای باز کردن راه و مسیر ماست مثبت نگاه کنیم و الخیر فی ماوقع رو ببینیم
حتی شرایطی که خیلی ترسناک بود با پندمیک و هیجا نمیرفتیم و فقط تو خونه بودیم
ولی برای ما یه نعمت شد که توی خونه خودمون نشستیم بیایم از تو خونه یه کسب و
کاری رو شروع کنیم و به درآمد برسیم
حتی زمانی که اینستاگرام فیلتر شد و نمیشد وارد پیج شد حتی فیلترشکنم روی گوشی نصب نمیشد باعث شد سمت سایت هدایت بشیم و بشینیم فایلا رو گوش کنیم زندگی در بهشت رو نگاه کنیم
خداروشکر چقد باعث شد حالمون بهتر بشه درصورتیکه همه اخبار رو دنبال میکردن و افسرده شده بودن ما وارد یه محیط ایزوله و با فرکانس عالی شدیم با هدایت خداوند خدایا شکرت بابت تمام نعمت هات و هدایتت در هرلحظه