پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 67 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد دهقان طزرجانی گفته:
    مدت عضویت: 3016 روز

    بنام او که هدایتگر است خیلی لذت بردم از دیدناین فایل دمتون گرم بیاکه من هنوز یادتم با آه سینه سوز یادتم

    شب یادتمو روز یادتم فدات شم یادتم فدات شم

    بیاکه جزتو یار ندارم صبر ندارم قرار ندارم

    به هیش کی جزتو کارندارم فدات شم ندارم فداتشم

    بیاکه دل آروم نمی شه غمم بیتو تموم نمی شه

    می خوامت اما روم نمی شه فدات شم نمی شه فدات شم

    تو مثله عمر من می مونی عشقمو تو چشمام میخونی

    من میدونمو تو می دونی فدات شم می دونی فدات شم

    همیشه اسمه تو مثله یه گل رویه لبامه

    همیشه شعره تو غصه ی توو شور صدامه

    امیده دیدنت باعث شادی روزامه

    تو رو توو خواب دیدن بهانه ی خواب شبامه

    بیاکه من هنوز یادتم باآح سینه سوز یادتم

    شب یادتمو روز یادتم فدات شم یادت فدات شم

    بیا که جزتو یار ندارم صبر ندارم قرار ندارم

    به هیشکی جز تو کار ندارم فدات شم ندارم فداتشم

    همیشه اسم تو مثل یه گل رویه لب هامه

    همیشه شعر تو غصه ی تو شوره صدامه

    امید دیدنت باعثه شادی روزامه

    تو رو توو خواب دیدن بهانه ی خواب شبامه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمد مهدی عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    به نام خدا

    چگونه فکر خدا را بخوانیم؟

    کتاب بسیار بسیار زیبا و تاثیر گذاری است که در صفحه های اول استاد گفتند :به دور از تعصبات و دین و مذهب بخوانید نتیجه میگیرید.

    قبل از مطالعه این کتاب و قبل از آشنایی با استاد عزیز خدا را مثل انسان خیلی بزرگ میدیدم که به بندگانش نگاه میکند و قلم دفتر در دستش تا ثواب و گناه های مارا بنویسد و پاداش آنها را در دنیای دیگر بدهد،حتی هنگام دعا کردن نه برای خواسته بلکه برای جلوگیری از بروز اتفاقات نامناسب به قعر آسمان ها و بالاها نگاه میکردم.

    خداوند سیستم است،خداوند قدرت است همه چی خدا هستش.

    خدایی که در درون من است و من را هدایت میکند به آنچه که من میخواهم،نه آنچه که او بخواهد.به آنچه توجه کنم ،بخواهمش درحال هدایت شدن به سمت آن هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1012 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    132. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    274 امین روز از عضویت من در این سایت پر از آگاهی

    چه جالب من دیروز دقیقا اومدم این فایل رو رد پا گذاشتم و در نظرم بود که رد پای روز 131 رو دو بار رد پامو بنویسم ولی یه حسی بهم گفت نه

    و برو تو فایلی بنویس که در مورد هدایت هست

    و اومدم و هدایت شدم این فایل از جستجوی سایت و نوشتم و اصلا فکر نمیکردم روز 132 از روز شمار تحول زندگی این فایل باشه

    دیشب یه حسی داشتما که بیام 132 رو بنویسم ولی نیومدم ، الان که میبینم خدا دقیقا دوباره هدایتی که کرد رو بهم گفت که ببین دیروز اگر باز میکردی روز شمار 132 رو این فایل بود

    ولی باز هدایتت کردم به همین فایل

    دقیقا به قول استاد ، در زمان مناسب در مکان مناسب رد پامو نوشتم که الان متوجه شدم رد پایی که دیروز برای این فایل گذاشتم در اصل اگر میرفتم روز شمار 132 همین فایل بود

    و خدا کاری کرد که من تو این فایل رد پامو بذارم وفرداش درک کنم همزمانی رو که به قول استاد عباس منش ، اگر قرار باشه جایی باشی که فرکانست با اونجا یکیه حتما میری اونجا و اگر نباید بری جهان کاری میکنه که نتونی بری اونجا

    و یا مثل الان من که دیروز خودم نرفتم روز شمار 132 بنویسم گفتم خدا تو بگو کجا بنویسم که شنیدم برو تو یه فایل هدایت بنویس

    و بعد اومدم اینجا

    این برای من درسی بود که طیبه حتی اگر خودت هم نخوای و مثلا بگی من فلان کارو نمیکنم هدایت میشی ،البته این در صورتی هست که درخواست هدایت کردی

    و هدایت شدی

    جالب بود برام امروز برام سوال بود که چجوری که استاد گفت اگر مدارت یکی نباشه نمیری جایی که باید بری یا اگر یکی باشه حتما میری و در زمان مناسب درمکان مناسب کاریو که باید انجام بدی انجام میدی طبق باورهات

    خداروشکر میکنم که کاری کرد تا درک کنم این موضوع رو

    امروز صبح تا شب من نقاشی میکشیدم مثل همیشه که با عشق صبح که بیدار میشم کار میکنم

    امروز روز دختر بود و قرار بود مادرم با خاله و دختر داییم برن پارک ،من خیلی دوست داشتم برم ولی مهم ترین چیز برام کشیدن نقاشی جدید برای فروش بود و نقاشیای هدیه استادمو تموم کنم و نرفتم و موندم خونه

    البته بین نقاشی کارای دیگه هم انجام میدادم مثلا کل بردم پشت بوم و ظرفاشو عوض کردم و گلدون دیگه کاشتم و دو بار رفتم ناهارمو و نزدیک غروب تخم مرغ آب پز بردم پشت بوم و با عشق و لذت خوردم و از خدا سپاسگزاری کردم

    و روز دختر هم بود بسیار بسیار حس خوبی داشتم

    من امروز دو تا از عکس استاد رنگ روغنم رو روی چوب قلب شکل کشیدم و فردا اگر خدا بخواد میبرم هدیه روز معلم رو

    امروز وقتی داشتم نقاشی میکشیدم متوجه شدم دارم به چیزایی که نمیخوام فکر میکنم از خدا کمک خواستم و یکم بعدش بهم گفته شد ضبط گوشیتو شروع کن و همینجور که داری نقاشی میکشی شروع کن به حرف زدم

    گفتم آخه من که گوشیم حافظه اش پره چجوری ضبط کنم و شنیدم که تو شروع کن تا با این کار با من بلند حرف بزنی و تمرکزت به من باشه و کنترل کنی ورودی ذهنت رو

    وقتی شروع کردم و حرف زدم بعد چند دقیقه قطع کردم ضبط رو و به صدای خودم گوش دادم که حین نقاشی کشیدن داشتم حرف میزدم

    تا حالا اینجوری دقت نکرده بودم وقتی حرفامو میشنیدم یه لحظه یاد حسابرسی افتادم که بعد از مرگ برای اعمالم میشه

    گفتم ببین طیبه مثل الان ،اونموقع یه فیلم از زندگیت رو میذارن که با سرعت بسیار بالا بهت نشون داده میشه و سعی کن که هر لحظه ات در خوب باشی و از مسیر لذت ببری

    بعد از ظهر رفتم بیرون تا دفتر چه های کوجیکی که به لوازم تحریری داده بودم درست کنن بگیرم برگشتنی تو راه گفتم که خدایا چی الان برای من خوبه

    از فایلای تصویری گوشیم که از اینستاگرام از استاد عباس منش و استاد الهه قمشه ای و فایلای دیگه داشتم ،گفتم خدا تو بگو و دستمو رو یکی گذاشتم دیدم صحبت های رونالدو هست بازش کردم دیدم در مورد بخشش میگفت که از وقتی بخشیده چندین برابرش براش اومده

    بعد دوباره گفتم خدا منظورت چیه ؟ چیکار باید انجام بدم

    بعدش دوباره انتخاب کردم و گفتم خدا تو بگو که از فایل استاد عباس منش بود که میگفتن در مورد وهاب و بخشندگی بی انتها که دعای حضرت سلیمان در قرآن بود

    خندیدم گفتم ببین دقیقا هر دو در مورد بخشندگی هست

    ولی من باید چیکار کنم چی رو ببخشم ؟؟ یا چه کاری باید انجام بدم تا منظور رو درک کنم

    استاد میگفت آخرش سطلتو باید بزرگ کنی

    اینجوری درک کردم که باید تلاشمو بیشتر کنم و کنترل کنم ورودی های ذهنم رو و اینکه توجه کنم به نکات مثبت بیشتر و سپاسگزار تر از هر لحظه ام باشم و مهم تر از همه ایمانم رو در عمل به خدا نشون بدم و سریع چشم بگم و ایمانم رو نشون بدم

    و سعی کنم بیشتر ببخشم تا بی نهایت بخشش خدا به من عطا بشه

    و اگر سرعت ببخشم به تلاش هام در جواب سریع تر از خدا دریافت میکنم

    از خدا میخوام که هر لحظه خودش هر آنچه که هست رو لازمه انجام بدم بهم یاد بده تا انجام بدم و الان سوال چند روزم اینه که چجوری باید شبا دیر بخوابم و صبحا زود بیدار بشم برای افزایش مهارت نقاشیم و تلاشم برای کنترل ورودی ها و پیشرفتم نسبت به روزهای قبل بیشتر بشه؟؟؟

    و هر آنچه که بهم میگه سعی کنم چشم بگم و انجام بدم تا بیشتر بشنوم الهاماتشو

    برای تک تک اعضای خانواده صمیمی عباس منش عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام و سعادت در دنیا و آخرت برای همه مون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1192 روز

    به نام یکتا خدای من

    خداوند را هزاران مرتبه شکر خدایا شکرت بابت همه چیز الهی شکرت

    روز 177

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان عزیزم خدایا شکرت

    آن زمان که همه در شبکه های اجتماعی توجه به نازیبایی ها میکردند شما به چیزی که می خواستین توجه میکردین به زیبایی ها توجه کردین و هدایت شدین به زیبایی ها

    چقدر به جا های هدایت شدین که واقعا هر بییننده بیبیند فکر می کند که این ها واقعی نیستند الهی شکرت

    و این پاداش خداوند به شما بود خدایا شکرت خدایاشکرت

    همین حالا هم خییلی از افراد می آییند در باره کمبود ها صحبت می کند و از همه می نالند به جز خودشان و این ها افرادی بودند که سال قبل می گفتن پارسال از امسال بهتر بود و همین حرف را امسال هم میزند

    من می خواهم مثل استاد عزیزم فکر کنم وهمیشه از زیبایی های بگم خدایا شکرت

    می خواهم از این به بعد این فکر را جایگزین کنم که درآمد همیشه رو به پیشرفت است من هر روز هدایت می شوم به ایده های جدید خداوند به طرز معجزه آسایی مرا هدایت میکند خدایا شکرت

    خداوند از من می خواهد بیشتر پول بسازم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1560 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    نکاتی که از فایل زیبای استاد دریافت کرده ایم:

    -همواره به جای تمرکز بر عوامل بیرونی تنها قدرت را به خداوند داده و از او درخواست هدایت توکل و یاری کنیم

    -با دریافت هدایت های الهی همواره در زمان مناسب در مکان مناسب قرار داریم

    -اهداف خود را بنویسیم بر روی خواسته های خود تمرکز کرده از خداوند طلب هدایت کنیم

    -از نعمت های خداوند سپاسگزار باشیم

    -با بودن در مسیر درست توجه به زیبایی ها تسلیم و سپاسگزار خداوند بودن مشمول هدایت الهی می شویم

    -همزمانی هایی که باعث هدایت ما به خواسته هایمان می شود را به یاد آورده و آنها را بنویسیم

    -خداوند همواره با زبان نشانه ها با ما صحبت می کند

    -با داشتن باورهای درست همواره به افراد شرایط موقعیت ها ایده های بهتر هدایت می شویم

    -خداوند همواره در حال هدایت ماست

    -خداوند از هزاران طریق ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند

    -هنگام مواجه شدن با تضادها و چالش ها تمرکز خود را بر خواسته ها قرار داده تا اتفاقات به ظاهر نامناسب به نفع ما تغییر یابد

    -با داشتن باورهای درست تنها با افراد شرایط موقعیت های هم مدار با خود برخورد داریم

    -اگر با محیط یا فضایی هم مدار نباشیم با بودن در مدار درست جهان به ما اجازه ی بودن در آن را نخواهد داد

    -زمانی که باورهایی متضاد با عموم جامعه داریم طبق قانون بدون تغییر خداوند از آنها دور و جدا می شویم

    -تفاوت و فاصله ی فرکانسی بین ما و دیگران باعث حذف و دور شدن آنها می شود

    -با داشتن باورهای نامناسب به افراد شرایط موقعیت های نامناسب هدایت می شویم

    -بر روی باورهای خود کار کنیم به زیباییها و خواسته های خود تمرکز کرده سپاسگزار نعمت های خداوند باشیم و اجازه دهیم خداوند و جهان ما را به افراد شرایط موقعیت ها و ایده های بهتر هدایت کند

    -اگر بر روی باورها و افکار خود کار می کنیم به هر مکانی هدایت شویم بهترین مکان و از هر مکانی دور شویم بدترین مکان برای ما بوده است

    -خداوند از بی نهایت طریق ما را به مسیر درست هدایت می کند تنها کافی است سمت خود را به درستی انجام دهیم

    -اغلب افراد دلیل موفقیت یا عدم موفقیت خود را به عوامل بیرونی نسبت داده در صورتی که باورها و افکار ما نتایج نهایی را برایمان رقم می زند

    -نیازی نیست برای تحقق اهداف خود بجنگیم زجر کشیده و تقلا کنیم با تغییر باورها به سمت خواسته ها و اهداف خود لاجرم هدایت می شویم

    -تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء حاصل کانون توجه ماست

    -سفرهای بدون برنامه و هدایتی درخواست از خداوند برای هدایت شدن در زمان مناسب به مکان مناسب سفرهای فوق العاده و جادویی هستند

    -برنامه های از پیش تعیین شده برای سفر باعث می شود اتفاقات به شکل مورد دلخواه پیش نرود

    -گوش به زنگ نشانه های خداوند باشیم تا جریان زندگی برای ما لذت بخش و روان گردد

    -وقتی تنها مقصد خود را مشخص کرده و از خداوند برای لذت بیشتر بردن طلب هدایت کنیم اتفاقات معجزه آسا برای ما رخ می دهد

    -ذهن خود را که حاصل ورودی هاست کنار گذاشته و تنها از قلب خود و هدایت های خداوند تبعیت کنیم

    -در تمام موارد تسلیم هدایت های خداوند باشیم و هر اتفاقی برای ما رخ داد خیریت را در برنامه ی خداوند ببینیم

    -باید از خداوند درخواست کنیم چشم گوش قلب ما را برای دریافت هدایت هایش گشوده کند

    -ذهن منطقی خود را کنار بگذاریم و اجازه دهیم خداوند ما را به مسیر درست هدایت کند

    -اعتبار و قدرت تنها از آن خداست

    -هر آن چیزی که در زندگی خود داریم تنها از آن خداست

    -در صورت ایمان آوردن به خداوند مشمول هدایت های او می شویم

    -اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوت الداع اذا دعان:

    خداوند همواره در حال اجابت درخواست های ماست

    -با ایمان به خداوند تمام کارها توسط او انجام می شود

    -تمام اتفاقات خیر تنها از جانب خداوند است

    -ذهن ما تنها حاصل ورودی هاست همواره خود را در برابر خداوند هیچ بدانیم و تسلیم هدایت های او باشیم

    -اصلا لازم نیست شرایط بیرونی خود را تغییر دهیم با داشتن افکار و باورهای مناسب لاجرم به موقعیت های بهتر هدایت می شویم

    -جنگیدن با شرایط نامناسب باعث جنگ بیشتر و در نهایت نابودی خواهد شد

    -با تمرکز بر زیبایی ها به زیبایی بیشتر و با تمرکز بر زشتی ها به زشتی های بیشتر هدایت می شویم

    -ورودی های ذهن خود را کنترل و مدیریت کرده تا مشمول هدایت های خداوند شویم

    -با دریافت ورودی مناسب خروجی مناسب دریافت می کنیم

    -درخواست ما با افکارمان به جهان هستی ارسال می شود

    -افراد هم فرکانس یکدیگر را جذب می کنند

    -زمانی که توجه ما بر نکات مثبت باشد فارغ از عوامل بیرونی و نامناسب بودن آن خداوند ما را به افراد شرایط موقعیت ها و ایده های بهتر هدایت می کند

    -به جای اصلاح جامعه باورها و افکار خود را تغییر دهیم

    -تمام پیامبران در زمان مناسب به مکان مناسب هدایت شدند

    -قدرت و اعتبار تنها از آن خداست از خداوند تقاضا کنیم همواره ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده شده هدایت کند

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    علیرضا شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و مریم خانم و دوستان گرامی

    امروز برای بار دوم این فایل رو دیدم

    با صحبت استاد از هدایت الله و همزمانی های بوجود امده در سفرشون این ایده آمد که بیایم و این کامنت رو بنویسم

    در حقیقت این کامنت رو برای خودم در این سایت به عنوان درپا بجا میگذارم تا عهدی که امروز بستم را هرگز فراموش نکنم و به عهدم وفا کنم.

    اگر الان درد دلم باز بشه راحت 40 صفحه مینویسم

    از اینکه در گذشته چقدر دویدم و روی خودم کار کردم برای اینکه هدایت الله را درک کنم بماند، اما در این مدت گذشته حدودا دو هفته ای میشد که در کنار تمرکز روی کارم یهو دلم هوای ماه رمضون رو کرد و یادم افتاد سال قبل ماه رمضون برام چقدر پر برکت بود و جهش خیلی خوبی به لحاظ معنوی کردم. این از ذهنم گشت و تمام.

    (جهشم مثل زمانهای تنهایی استاد بود که میگن این دوره های خلوت با خود و خدا عجیب آدم رو رشد میده و جامپ میکنه)

    ولی بعد از این فکر خدا ولم نکرد و اتفاقات و شرایطی پیش میامد که مشخصه اونه که داره میکشه

    من تمام تمرکزم روی کارم بود چون هدف اصلی امسالم کسب مهارت و پولسازی هست اما انگار خدا بیاد وسط کارهات یا هر وقت یکم آسوده تر هستی بگه ماه رمضون این کارم میتونی بکنیاااا و هی ایده میامد و چون جالب و کاربردی بودن توجه منو جلب میکرد مثلا میگفت تو که میخوای قران رو بخونی بیا 20 تا مورد پر کاربرد رو پیدا کن که درک اینها بتونه به مفهوم و درک انچه میخونی کمک کنه (مثلا انواع ترس مثل خوف و.. تا اتقوالله رو از خدا بترسید یا از خدا پروا کنید نخونی و درک بهتری پیدا کنی)

    خواسته های این اواخر اینها بود

    1- توانایی کسب ثروت به شکلی که مد نظرم بود

    2- برخورداری از هدایت الله به شکلی که من درک کنم

    3- قویتر و محکمتر شدن ارتباطم با خدا

    4- بزرگتر شدن ظرفم برای برخورداری از نعمتها

    و..

    و همگی به ساده ترین و لدتبخش ترین (حالت ممکن برای من)

    امروز صبح، شنبه، پنجم اذر 1401 در روز تولدم که ورود به 36 سالگی ام هست، حدود پنج و نیم صبح با اینکه دیر خوابیده بودم بیدارم کرد اهنگی در ذهنم پلی شده بود که برای من دارای معنی خاصی در آن لحظات بود و ایده یا ندایی میگفت پاشو دو رکعت نماز شکر بخون

    دلیلش این بود که خدا دو روز قبل راهی را نشانم داد و دری را باز کرد که دسترسی من را به بینهایت ثروت نامحدود باز میکنه منظورم از نامحدود دقیقا مانند اینکه تشنه جرعه ای اب باشی و به رودخانه برسی و این دو روز با فکر برخورداری از آن ثروت تمام حرص و طمع و زیاده خواهی در من رنگ باخت و هدف و خواسته ای جز او و رشد معنوی نماند

    پس منطقی بود که نماز شکر بخونم و در همین افکار بودم که خواب از سرم پرید خلاصه در حین وضو با خودم فکر کردم بهتره بعدش کمی قران بخونم و بعد تمرین نوشتن 4 سوال صبحم که معمولا میشه داستان تعریف کردن رو انجام بدم (نوشتن برام عملکرد ویژه ای داره)

    بعد از نماز شروع کردم به خوندن قران اخرای سوره مائده گفته بود

    یَوْمَ یَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ ﴿١٠٩﴾

    [از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می کند، و [به آنان] می فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابرِ دانشِ تو] هیچ دانشی نیست؛ یقیناً تویی که به نهان ها بسیار دانایی. (۱۰۹)

    110

    إِذْ قَالَ اللَّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَعَلَىٰ وَالِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلًا ۖ وَإِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَالتَّوْرَاهَ وَالْإِنْجِیلَ ۖ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی ۖ وَتُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِی ۖ وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِی ۖ وَإِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿١١٠﴾

    [یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان سالی [به وحی] سخن گفتی، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که به اذن من از گِل، مجسمه ای به شکل پرنده می ساختی، پس در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای زنده می شد، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا می‌دادی، و زمانی که مردگان را به اجازه من [زنده از گور] بیرون می آوردی، و آن گاه که [شرّ و آسیب] بنی اسرائیل را هنگامی که برای آنان دلایل روشن آوردی از تو بازداشتم، پس کسانی که از آنان کافر شدند، گفتند: این [دلایل و معجزات] جز افسونی آشکار نیست. (۱۱۰)

    111

    وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿١١١﴾

    و [یاد کنید] هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [در برابر خدا، فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم. (۱۱۱)

    112

    إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ ۖ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿١١٢﴾

    [و یاد کنید] زمانی که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می تواند برای ما سفره ای که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند؟! گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید. (۱۱۲)

    113

    قَالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَکُونَ عَلَیْهَا مِنَ الشَّاهِدِینَ ﴿١١٣﴾

    گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دل های ما آرامش یابد، و بدانیم که تو [در ادعای نبوتت] به ما راست گفته ای، و ما بر آن از گواهان باشیم. (۱۱۳)

    114

    قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِنْکَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿١١۴﴾

    عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفره ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانه ای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی. (۱۱۴)

    115

    قَالَ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُهَا عَلَیْکُمْ ۖ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿١١۵﴾

    خدا فرمود: من مسلماً آن را بر شما نازل می کنم، پس اگر کسی از شما بعد از آن کافر شود [و به انکار نبوّت عیسی و معجزه اش برخیزد] بی تردید او را عذابی خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم. (۱۱۵)

    اول وحی به حواریون توجهم رو جلب کرد و شروع کردم با دقت خوندن تا انتهای سوره و وقتی خودم را مخاطب ان آیات یافتم انگار با هر لحظه از تفکر بیشتر و بیشتر به عمق میرفتم نه اینکه قرآن را درک کنم منظورم اینه که با هر لحظه فکر و حلاجی کردن آن آیات در ذهنم جواب سوالهای بیشتر و بیشتری رو که داشتم میگرفتم و (راه من) برایم نمایان میشد

    از قلبم لحظه ای این گذشت که باید با خداوند عهدی ببندم که همه درخواستهایم را اجابت کند تنها به شرط ایمان

    آن لحظات ساعت 6 صبح پیامی به گوشیم اومد نیت کردم اگر متن خوبی بود یعنی ایده عهد بستن درست است و این نشانه ای برای تایید هست

    اخه چرا بیمه رازی ساعت 6 صبح پیامک تبریک تولد میده؟

    آن آیات اینقدر واضح با من حرف میزد و اینقدر نشانه داشت که جای تردیدی برای منه شکاک جا نگذاشت

    و من عهد بستم و اشک ریختم از شوق و از خودش یاری و هدایت خواستم تا ایمانم را محکم کنم تا پای عهدم بمانم

    (یاد زمانی افتادم که استاد هدفش را همیشه همراه خود داشت)

    و بعد وقتی شروع کردم به نوشتن توی دفترم تازه آرام گرفتم و شوک از اینکه در لحظات گذشته بر من چی گذشته که من نصف آن نشانه ها و هم زمانی ها رو هم اصلا متوجه نشده بودم و تازه میفهمم.

    پروردگارا این نوشته هم برای آنکه رد و نشانی باشد از عهدی که امروز بستیم و وسیله ای برای اثبات جدیت من بر انجامش و شهادت خوانندگان این متن

    استاد جان بینهایت سپاسگذارم

    سفر حسابی خوش بگذره بهتون

    الله حافظ و نگهدارتان

    به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    روز 105

    چگونه فکر خدا را بخوانیم

    راستش امروز وقتی بیشتر به این فایل فکر کردم دیدم ته دلم بارم نسبت به این جمله مقاومت دارم و فک میکردم این کار گناهه

    اصلا میگفتم یعنی چی که فکر خدا رو بخوانیم دقیقا حکایت همون صحبتی که استاد میکنن و میگن میگی همه ی حرفاتون قبول ولی این یکی رو دیگه نمیتونم قبول کنم برای من نسبت به این جمله پیش اومده بود ولی هیچ وقت بهش اهمیت نمی‌دادم و میگفتم باید قبول کنم این جمله رو چون استاد گفته

    ولی ته دلم راضی نمیشد و هی میگفتم این کار گناهه و چون برای منطقی نکرده بودم تو این چرخه معیوب گیر کرده بودم

    امروز حتی وقتی اولین بار این فایل رو دیدم جوابم رو نگرفتم بعد که اومدم نکاتش رو بنویسم همش تو ذهنم این درگیری بود که این کار گناه و فلان بعد گفتم خدایا خودت هدایتم کن بهتر بتونم این جمله رو درک کنم

    فایل هم برام تمام صفحه نمیشد و باید کوچیک می‌دیم بخاطر همین نوشته ها رو نمی‌دیدم و دوباره که فایل رو گوش کردم یه جمله ای شنیدم که مطمینم استان هزاران بار گفتنش ولی من در مدار شنیدنش حتی نبودم وقتی مریم جون گفت

    فکر خدا رو خوندن همون قوانین ثابت هست

    تا چند لحظه شوکه شدم گفتم اینو که چندین بار شنیده بودم ولی چرا دقت نکرده بودم

    فقط خدا رو شکر کردم اصلا کلا دیدم نسبت به این جمله تغییر کردم حالا واقعااا میخام فکر خدا رو بخونم و با استفاده از اون لذت ببرم از زندگیم

    اینکه من نگاه سیستمی به خدا داشته باشم و بدونم هر اتفاقی که توی زندگیم می‌افته بخاطر باورای خودمه و کسی رو مقصر ندونم و بدونم که خدا قوانینش اشتباه نمیکنه و دقیق بهم حس آرامش میده

    منتظر هدایت خداوند هستم برای تهیه این دوره با ارزش تا بتونم باور هامو تقویت کنم و زندگی بهتری رو تجربه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    سلام به اسناد گرامی وخانم مریم عزیز دلم

    استاد درباره ابنکه گفتید مردم فکرشون رو ایناست که همش چیزهای نا جالب ببینن. اتفاق نا جالب پیش میاد. اگه ذهنشون رو فراوانی وارامش سوق بدن چه از تو خونه. چه. از تو کشور. اتفاق های خوبی هم می افته. از بس مردم در باره گرانی صحبت. کردن. همین هم شد. اگر مردم اگاهی دا شتن به قدری که در باره چیزهای. منفی حرف می زنن مثبت می کفتن. واین راز پی می بردن. هیچ نا زیبایی نه در کشوربود نه. هیچ کحایی جهان عاشقانه دوستت دارم به خدای. مهربان و مهربان می سپارم با عشق تمام پست ها چندین بار گوش می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    میلاد خزائی گفته:
    مدت عضویت: 2535 روز

    خدایا شکرت

    سلام عرض ادب استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    من یه یک ماهی تقریبا میشه که هدایت دارم میشم به سمت زیبای ها نمی‌دونم هر فایلی گوش میدم از هدایت صحبت میشه انگار یه چیزی تو دلم میگه فقط بسپار به من و آرامش عجیبی پیدا کردم آرامشی که انگار از همچی هر چی آرزو دارم دارم انگار واقعا قابل توصیف نیست این حد از آرامش واقعا استاد میگفت قلبت انگار باز میشه واقعا تجریش دارم میکنم نمی‌دونم چی میخواد بشه ولی مطمعا هستم از بی نهایت راه ثروت شادی خوشبختی وارد زندگیم داره میشه

    خدایا شکرت خدایا سپاس گذارتم

    بابت جای هست که احساسمو میتونم بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3697 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    دوستان سلام

    سلامی به گرمی دلاتون به قشنگی این صبح پاییزی

    چگونه فکر خدارا بخوانیم در هر قدم کمک کرد تا بتونم سیم اتصالم به خداوند رو درست کنماتصالی ها رو برطرف کنم تمام این سالها که با مسائل مالی دست و چنجه نرم میکردم یا پدرو مادرم و بقیه رو مقصر اصلی شکستها در زندگی میدانستم.یه جای کار می لنگید.به خاطر باورهای محدود کننده ای که در ذهنم پرورش میدادم حتی قدمی برای کسب و کار خودم بر نمیدانشتم و اصلا خودم رو لایق نمیدونستم که صاحب کسب و کار خودم باشم.

    اما با شروع این دوره احساس لیاقتی به من داده شد و صدایی از دورن به من گفت: نداجان اگر میخای کسب و کارخودت رو شروع کنی که مثل استاد آزادی زمانی و مکانی داشته باشی قدم اول روبردار این کارهارو انجام بده و کسب و کار خودت رو اینجوری تقویت کن و جاذب مشتری های خوبی باش.

    آیه های هدایت به من کمک کرد برای رسیدن به خواسته ای دست و پا نزم عجله نکنم و اجازه بدم دستان خداوند منو حمایت کنه و جریانی از نعمت رو وارد زندگیم کنه??

    این دستها به شکلهای مختلفی وارد زندگی من میشن و کارها رو برام انجام میدن.در همه ی حوزه ها جز ثروت نتیجه گرفتم و ریشه ی باورهای ثروتم خیلی محکمن خیلی ترمز دارم که دارم برمیدارم یکی یکی و اونم در زندگیم جاری میشه⁦⁩⁦⁩

    احساس آرامشمو حفظ میکنم وقتی اقدام میکنم و نتیجه ای حاصل نمیشه میگم اشکالی نداره خدا داره قدمها رو میگه منم انجام میدم??

    ایده ها داره اجرا میشه و بی صبرانه منتظر نتایج هستم.

    به قول استاد تو مثل ابراهیم خدارو باور کن چاقو رو بردار خودش قدم بعدی رو بهت میگه اچن هدایتت میکنه⁦⁩⁦⁩

    بحث توحید از اون بحثهاییه که آدم مجنون میشه اشک تو چشممون جمع میشه حسی از درون میگه آره خودشه تو متعلق به منی تو از منی⁦⁩⁦⁩صداشو میشنوم خیلی صداش آرامش داره…..

    امیدوارم در قدم دوازده از نظر معنوی در نزدیک ترین به خداوند باشم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: