پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 81


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    gold گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    بنام خدای مهربان،

    سلام به استادگلم ومریم بانوی عشقم وهمه دوستان گرامی خانواده صمیمی عباس منش،

    این فایل زیبا نشانه امروز است20ومهرماه 404،

    استاد واقعأ تحسین تون می کنم که این همه ساده وخودتون هستید ،

    انقدر روحانی وملکوتی بود فضای اونجا،واستاد پای بدون کفش وجوراب ،پاک ومعصومانه باشنهای سفید ونرم مثل آرد بازی می کرد،

    من خیلی خاک بازی وبوی خاک را دوست دارم

    انشالله خدا روزیم کنه همچین جایی را تجربه کنم ،

    اما از جواد عزیزوکامنت عالی ش سپاسگزارم از استادوهمگی بهشت نشینان سایت استادعباس منش سپاسگزارم برای بودمان در این جمع بزرگوار،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    درود

    روز صد و سی و دوم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز

    ولی استاد من اول فایل رو که دیدم کلی حالم خوش شد با این صحنه ی خاص و زیبا یک صحرا پر از شن های سفید و وقتی ایاک نعبد و ایاک نستعین رو به زبون آوردید اشک هام سرازیر شد یک حال خوش روحانی بهم دست داد که جای سپاسگزاری داره که اون حال رو واسم به وجود آوردید .

    هم تصویری دیدم و هو صوتی گوش کردم این فایل رو و یادداشت کردم

    تمام قسمت ها عالی بود در رابطه ما همزمانی یادمه پارسال زمستون همسرم صبح من رو برده بود آزمایشگاه برای آزمایش خون ، سوار ماشین که شدیم تا به امروز اتفاق نیافتاده بود که ماشین وسط خیابون بنزین تموم کنه ولی آنروز ماشین روشن نشد که برگردیم و تعجب کردیم و همسرم گفت یادم رفته بنزین بزنم یهو همون لحظه دیدم یک آقایی اون دست خیابان از یک کوچه اومد بیرون و یک تشت بزرگ آهنگی تو دستش بود انگار توش آب بود داشت میآورد کنار خیابون. همسرم گفت من برم ببینم که این مغازه های روبرو کسی می‌تونه واسم بنزین جور کنه رفت داخل یک گل فروشی اون دست خیابون، یهو دیدم از داخل گل فروشی با اون اون آقا در اومد و اون آقا داره به اون سمتی اشاره می‌کنه که اون آقایی که یک تشت باخودش آورده کنار خیابون و همسرم رفت سمت اونا و جالبه با همون آقا و اون تشت بزرگ اومدن این دست خیابان و گفت که این آقا بنزین از نمی‌دونم موتور یا ماشینش اضافه داشته میخواسته بریزه بره و اومدند با یک شیلنگ ریختن تو باک بنزین ماشین ما و واقعا من انگشت به دهان موندم که درست لحظه ای که ما بنزین تموم کردیم اون آقا بنزین رو آورد کنار خیابون .

    اصلا انگار برای ما مامور شده بود .

    در رابطه با یک جمله در پایان فایل که خیلی واسم تکان دهنده بود بگم که اونجا که گفتید خداوند اجابت می‌کنه درخواست ما رو اما درخواستی که ما با افکارمون به جهان ارسال میکنیم نه با کلامممون و نه با جنگ

    این جمله خیلی واسم جدید بود که با گفتن ما خداوند ما رو اجابت نمیکنه با افکارمون که به کدوم جهت هست هدایت میشیم .

    یعنی خداوند یک انسان نیست که باهاش حرف بزنیم و اون گوش کنه اون یک انرژی هست که افکار ما و انرژی ما رو دریافت می‌کنه .

    انگار یک دری به روی من باز شد و اما یک سوال عجیبی تو ذهنم گره خورد که اگر خداوندفقط افکارمارو دریافت می‌کنه پس چرا هر روز با کلامممون بهش میگیم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌خوام ، چرا زبانی باهاش حرف می‌زنیم باهاش قول و قرار میزاریم ؟ چه جوریه اگر کلامممون رو دریافت نمیکنه پس چطور باهاش پیامبران صحبت میکردند و ما صحبت میکنیم این واسم خیلی گنگ شد امیدوارم بتونم یک جوابی دریافت کنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    ● این بخش در مورد  باورهای محدود کننده مذهبی هست

    ● این بخش جایگزین دوره قرآنی هست

    ● این بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم نام داره

    ● پاشنه آشیل هممون باور محدود کننده مذهبی هست

    ● این باور محدود کننده مذهبی باعث شده نتونیم خدا و ثروت ، نتونیم آدم خوب بودن و ثروتمند بودن ،نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم نتونیم شادی و خدا رو کنارهم قرار بدیم نتونیم خودمونو مسئول زندگی خودمون بدونیم

    ● به اندازه ای که این باور رو اصلاح می‌کنیم نعمت ها وارد زندگیمون میشه

    ● ماموریت این بخش بنا کردن پی محکمی بنام توحید هست

    ● توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    ● توحید یعنی جریان هدایت هر لحظه جاریه و خیر و شر من هر لحظه داره بهم الهام میشه

    ● توحید یعنی اعتبار نعمت های زندگیم رو فقط به خدا بدم

    ● توحید یعنی مقصرِ نشدن های زندگیم رو باورام بدونم و عوامل بیرونی رو مقصر ندونم

    ● این بخش تشخیص اصل از فرع رو تو قرآن به ما میشناسونه

    ● از نظر من چگونه فکر خداوند رو بخوانیم منطق های قوی برای تغییر باورامون می‌سازه و ذهن خلع سلاح میشه

    ● ساختن باورها شباهت زیادی داره با ورزش کردن و ساختن ماهیچه ها

    ● کار کردن با این بخش باور فراوانی و احساس لیاقت رو تو وجودمون می‌سازه

    ● آگاهی های این بخش ترمز هایی رو از ذهنت حذف میکنه که باعث شده بود نتونی الهامات خداوند رو تو زندگیت بشناسی و دریافتشون کنی

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2524 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به شما استاد عباس منش عزیز خانم شایسته گرامی و تمامی دوستان ارزشمندم در این سایت فوق العاده

    دوست دارم اینجا تمرین همین فایل رو که نوشتن از اعتماد و پیروی از هدایت خداوند و رخ دادن پدیده همزمانی هست بنویسم.

    الان ساعت 10:30 دقیقه شبه جمعه است و از اونجایی که من خودم خونه تنها بودم حدود نیم ساعت پیش که خانواده‌ رسیدن خونه ، قاعدتاً جمعه شب بودن و اینکه خانواده تازه رسیده بودند حاکی از این بود که خب دیگه یکی دو ساعت دیگه می‌خوابیم و این آرامشی که الان هست از این هم بیشتر میشه.

    اما خدای درونم می‌گفت که پاشو لباس بپوش برو به بوستان ستایش (یکی از زیباترین بوستان های نزدیک خونه‌ی من) که انرژیش خیلی مثبت هست و دوسش داری ، خوب حقیقتش مقاومت داشتم برای بیرون اومدن از رختخواب گرم و نرم ، می‌گفتم چه کاریه همین جا تو رختخواب توی اتاق فایل می‌بینم کامنت می‌خونم ، و مثل دوتا کامنت فوق العاده قبلی که در زیر یکی از فایل‌های دیگه دانلودی قرار دادم ، اگر نیاز به کامنت نوشتن بود ، همین جا کامنت می‌نویسم. ولی بعد از اینکه چند بار خدای درونم با احساس قلبی و با یک نشانه واضح بیرونی بهم گفت که باید بری ، دیگه تسلیم شدم و گفتم چشم و گفتم میرم پایین ببینم نشونه‌ها چی میگن ، و پیش فرض ذهنیم هم این بود که خب میام پایین می‌بینم حیاط خلوته :)) سکوت هم برقراره :)) و میرم روی صندلی نزدیک باغچه انتهای حیاط که عادت دارم اونجا شب‌ها بشینم می‌نشینم و با عشق کارهام رو انجام میدم (فایل گوش دادن و کامنت نوشتن و کامنت خواندن هست)

    همین که از در آسانسور اومدم بیرون دیدم برامون مهمون اومده و دقیقاً ماشینش رو پشت ماشین پدرم توی پارکینگ پارک کرده و منم رفتم جلو با مهمون‌ها سلام علیک کردم و و الان که دارم کامنت می‌نویسم در واقع به صورت صوتی می‌گم و کیبورد وگل زحمت نوشتن رو می‌کشه :)) ، دقیقاً توی بوستان ستایش نشستم.

    خوب قاعدتاً اگر خونه می‌موندم ، با اومدن مهمون‌ها استراحت و سکوت و آرامش و کار کردن روی آگاهی‌ها کنسل بود :) !!

    این اتفاق زیبا یعنی پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی را دوست داشتم ثبت کنم ، سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    درود

    روز صد و ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد و خانم شایسته عزیز

    چقدر با این فایل معرفی دوره‌ی چگونه فکر خداوند را بخوانیم من روشن تر شدم برای بعضی از سوالاتی که در ذهنم داشتم درباره‌ی قرآن

    چند وقتی که قرآن میخونم واقعا در بیشتر آیه ها گیج میشدم که این آیه چی داره میگه مثلا جنگ ها ، سوزاندن در آتش جهنم و…‌ خیلی سوالات که گیج و مبهوت میکرد که ای کاش الان استاد بود و من می‌تونستم همه ی اینها رو بپرسم اما توی نوشته های این فایل گفته شده قرآن جواب سوالات تضادها و فرکانس های محمد در زمان خودش هست . یعنی محمد براساس شرایط زمان خودش سوالات خواسته های از خداوند داشته و با الهاماتی که دریافت کرده با توجه به شرایط اون زمان ، ما این آیه ها رو در قرآن میبینم و به قول استاد این آیات فرع هست و اصل چیزی ست که تغییر نمیکنه و دقیقا آدمهایی که با قرآن موضع گیری میکنند تو همین آیات گیر کردند . همش همین ها رو مثال میزنند و همین آیات حجاب، آیات جنگها ، بهشت و جهنم و… تکرار میکنند و ایراد می‌گیرند و واقعا نمی‌دونند که مسیر قرآن چیز دیگری ست . چقدر خوب شد که این فایل رو خوندم و فهمیدم که اصلا جریان چیه . خدایا ممنونم که من در مسیر این آگاهی قرار دادی وواقعا سوالاتی که سالها در ذهنم بود پاسخ داده شد. و اینکه قرآن خودش ادعایی برای تمام دوران ها نداره اما قوانین و هدایت هایی ( همان اصل) داره که برای همه ی دوران ها راهگشاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و دوازدهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروزم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم میدان توحید بابت آسمان صاف زیبا و هوای عالی و نور خورشید که چمن ها و درختان رو به رنگ فسفری کرده بود و بابت گلهای زرد زیبا و بازی فوتبال بچه ها و زمین زیبای فوتبال و درختان و چمن های بسیار زیبا و مجسمه زیبا سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم ناهار نذری که از مسجد آوردند و شام نذری عمم اینا آوردند

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم مادرم خربزه و سبزی و گردو و سیب زمینی و پیاز و خیار و ذرت خرید

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش و مشتری داشته باشم یه مشتری زنگ زد 5 بسته پودر زعفران سفارش داد یه مشتری هم زنگ زد 5 بسته سفارش داد نزدیک خونمونه بردم براشون و 100 تومن دریافت کردم خدایااااا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه شب عمم اینا اومدند و کلی خوش گذشت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم باران و نیلا هنرجوهام اومدند و عالی یاد گرفتند حرکت رقص رو

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    • این بخش جایگزین دوره قرآنی هست

    • باور محدود کننده مذهبی که پاشنه آشیل هممونه

    • ما مسئول خوشبختی خودمونیم

    • به انداره ای که این باور خدا رو اصلاح میکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و نعمت ها به طور طبیعی وارد زندگیمون میشه

    • توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    • توحید یعنی قدرت دادن فقط به خدا

    • بجای گلایه و مقصر دانستن دیگران باورای خودتو مقصر بدون

    • این بخش به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو بخونیم

    • این بخش باورهای محدود کنندمون رو تغییر میده با توضیح آیات قرآن منطق های قوی در مقابل باورهای محدود کنندمون میده تا ذهنمون خلع سلاح بشه

    • این بخش باور فراوانی و لیاقت رو در وجود ما می‌سازه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    بنام خالق وهدایتگرم

    درودبراستادعزیزم وبانوشایسته مهربان

    درودبرخانواده بزرگ وصمیمی عباسمنشی ها

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که امروز صبح راباصدای دلنوازت ازخواب بیدارم کردی وبه ادامه زندگی ام هدایتم کردی

    خدایاشکرت بابت نیروی هدایتگردرونم که بمن عطاکردی تابتوانم هدایت های زیبایت رادریافت بکنم وعمل بکنم

    چقدرلذت بخشه وقتی زندگیت باهدایتهای پروردگارت کنترل میشه ودیگه هیچگونه نگرانی درهیچ موردی نداری

    من ازوقیتی که درمسیرزیبای الهی قرارگرفتم وتسلیم پروردگارم شدم زندگیم هرروز رنگ زیباتری بخودمیگیرد وآرامشم به مراتب بهتر ازقبل میشود

    هدایت همیشه اون چیزی که ماخودمون انتظارشوداریم نیست

    هدایت به نوعی ارتباط مستقیم باخودخداست وداره باهات صحبت میکنه

    وقتی ازش بخواهی درموردموضوعی هدایتت بکنه براحتی هدایت میشی اما آیاما آنقدر به خداوند ایمان قلبی داریم که انجامش بدیم؟

    یاباشک وتردید میخواهیم درموردش تصمیم بگیریم

    ماطوری هستیم که برای انجام هرکاری باکلی آدم صحبت میکنیم ونظرشون رو میپرسی ویه جورایی دنبال تضمین میگردیم که باید اون کاری که میخواهیم انجامش بدیم موفقیت آمیزباشه

    اما هدایت پروردگار اینطورنیست وخداوند میگه توقدم اول روبردار من بقیه قدم هارو بهت نشون میدم واینجاست که باید ایمانتو نشون بدی وپابرروی ترسهات بگذاری وعمل بکنی

    جاهایی هست که اون هدایت برات میاد وبظاهر اصلا جالب نیست وحتی خیلیها بهت میگن انجامش نده ویا فلان جارو نرو اینجاست که توباید تسلیم بودنت رواثبات بکنی وایمانت را به خداوند نشون بدی وعمل بکنی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    .من سال گذشته باهدایت پروردگارم وبدن هیچگونه برنامه ای ازقبل راهی سفربه ترکیه شدم

    وهمزمانیها برام اتفاق افتاد

    منی که نه زبان بلدبودم ونه آشنایی داشتم ونه کاروخونه

    همراه باپسرم رفتیم وباهدایتهای خداوند حدودیکسال هم کارکردم وهم زندگی وکلی تجربیات شیرین کسب کردم وتازمانی که بازبا هدایت خود خداوند بهم گفته شدکه برگردایران

    والان باز یکساله درجزیره کیش هستم ومشغول کاروزندگی

    وبازاگربهم گفته بشه که راهی سفردیگری خواهم شدبه یک کشوردیگر

    من تسلیم شدم

    وایمانم راقوی کردم وبردوش خداوندسوارشدم وفقط لذت میبرم وبقیه اش روخداوند انجام میده

    من طرف خودم رودرست انجام میدم وبندگی اش رامیکنم وخداوندهم طرف خودش را انجام میدهد

    من هرروز صبح اول کارهایم راباخداوند تقسیم میکنم وقسمت سختش روبه خداوندمیسپارم واوهم باکمال میل ازمن میپذیره وانجامش میده

    وحتی برای من هم دستان مهربانش رومیفرسته تا مبادامن برای انجام کارهای سهم خودم اذیت بشوم

    واین است پروردگارمهربانم

    واین است ایمان قلبی بهش داشتم

    وقتی به خدا اعتمادبکنی دیگه شکی توش وجود نداره

    وقتیکه آرامش درونی پیداکردی بدونکه تسلیم شدنت درسته

    وقتیکه نه ترسی ونه نگرانیی درونت نداشتی بدونکه ایمان واعتمادت قلبیه نه ظاهری

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    استادواقعا لذت میبرم هرباراین فایل زیباتونو میبینم وجزئی ازدرخواستهام نوشتم مهاجرت به آمریکا را وخواهم اومد

    زیراکه طبق قوانین جهان هستی باید موقع خودش اتفاق بیفته تا هدایت بشم به آمریکا

    اما قلبم بهم میگه میشه

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    دوستان عزیزم ممنونم ازتون که وقت گذاشتیدودست نوشته ام راخواندید براتون بهترین ولذتبخش ترین هدایتها ونشانه های پروردگارم راخواستارم وامیدآنروزیکه به آرزوهاتون برسیدباهدایت خداوند

    استادعزیزم ومریم بانوشمابینظیرهستید دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 587 روز

    به نام رب العالمین فرمانروای کل عالم

    سلام بر استاد مهربونم و مریم خانم دوست داشتنی و دوستان عزیزم

    روز 132 =پیروی از هدایت الهی و پدیده ی همزمانی

    خدایاشکرت چقدر فضای بیرون روحانی و ملکوتی بود به قول استاد و چقدر این فایل هم تحت تاثیر اون فضا ملکوتی وروحانی شد مخصوصا با این آهنگ قشنگ محسن چاووشی عزیز در آخر فایل

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

    همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

    همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی

    همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

    همه غیبی تو بدانی ،همه عیبی تو بپوشی

    همه بیشی تو بکاهی،هم کمی تو فزایی

    نتوان وصف تو گفتن که تودر فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تودر وهم نیایی

    توزن وجفت نداری تو خور وخفت نداری

    احد بی زن وجفتی ،ملک کامروایی

    نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت

    توجلیل الجبروتی تو نصیرالامرایی

    توحکیمی تو عظیمی تو کریمی تورحیمی

    تونماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی

    بری از رنج وگدازی ،بری از دردو نیازی

    بری از بیم و امیدی، بری از چون وچرایی

    بری از خوردن وخفتن ،بری از شرک و شبیهی

    بری از صورت و رنگی،بری از عیب وخطایی

    نبُد این خلق و تو بودی ،نبود خلق و تو باشی

    نه بجنبی نه بگردی،نه بکاهی نه فزایی

    احد لیس کمثله، صمد له ضد

    لمن الملک توگویی که مرآن را تو سزایی

    لب ودندان سنایی همه توحید تو گوید

    مگر از آتش دوزخ بُودش روی رهایی

    خدایا شکرت چقدر این غزل زیبا بود

    خدایا شکرت چقدر این فایل عارفانه بود

    کلی مطلب داشت تو دفترم نوشتم ولی الان اشک نمیزاره چیزی ببینم

    خدایا ممنونم که منو لایق بودن در این سایت که منزلی از منازل سعادت و خوشبختی در دنیا وآخرت هست، قرار دادی

    خدایاشکرت اجازه ی دیدن این فضای قشنگ و روحانی و پراز سکوت بهم دیدی اوایل فایل هنوزکسی نبود چقدر آرامش و سکوت محض بود خدایا شکرت اجازه دادی آگاهی این فایل رو بشنوم و اون آهنگ روحانی ملکا رو بشنوم بعد مدتها

    خدایا شکرت همه چیز توحیده تا تسلیم نشیم تا خدا رو به عنوان تنها قدرت عالم( رب ) قبول نداشته باشیم وقتی فقط روی عقل و ذهن منطقی حساب ویژه باز میکنیم

    مهم نیست چقدر تلاش میکنیم

    مهم نیست چند سال منتظریم

    مهم نیست چقدر انتظار میکشیم

    آخرش خدا مثل من با یه امتحان سخت با یه سیلی محکم بهم میفهمونه تنها وتنها وتنها توحید هست که راهنمای زندگیه

    و شرک خانمان سوزه

    خدایا توفیق بده توحید رو درک کنیم

    خدایا کمک کن قلبم باز بشه برای دریافت الهامات تو

    خدایا هیاهو و سروصدای ذهنم( صدای شیطان ) رو تو ساکت کن تا صدای قلبم (صدای خدای درونم )رو واضح بشنوم

    خدایا این روزها بیشتر از هر زمانی به کمکت نیاز دارم در این امتحان شرک وتوحید کمکم کن راه درست پیدا کنم جایی که احساس خوب دارم همون راه درسته و این فایل یه نشونه ی قشنگ بود

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    ممنونم استاد عباسمنش

    ممنونم مریم خانم

    این فایل فوق العاده بود و بی نظیر انرژی اون فضا دریافت شد به صورت عجیبی

    خدا رو برای تمامی زیبایی های عالمش شکر

    واقعا فکر کردم برف رو زمین نشسته چقدر ماسه ی سفید جالبی خدایا عزیزمممممم چه چیزایی خلق کردی تو خلوت و سکوت و تنهاییت میلیون وشاید میلیاردها سال قبل

    پس حالا که لطف کردی و اجازه دادی به منم تا از لنز دوربین استاد این قشنگی هات ببینم بازم اجازه بده و بزرگی کن و من رو در فرکانس تماشای این زیبایی ها از نزدیک قرار بده

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    ابوالفضل عابدینی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم و دوستان عزیز

    آقا من یه تجربه ای رو بگم از اینکه وقتی تو مدار یکسری اتفاقات نباشیم حتی اگر خودمون هم بخواهیم نمیتونیم وارد اون تجربیات و اتفاقات بشویم

    پارسال بعد از عید بود که من سر کار بودم و چندتا از دوستام میخواستند یک سفر کوتاه بروند به کوهستان های اطراف شهرمون و خیلی یهویی شد

    خلاصه من سر کار بودم و اتفاقا اون روز کارمون زیاد بود و نمیتونستم بیام و اون روز بتن ریزی داشتیم خلاصه دوستان به من زنگ زدن و گفتند ، فلان ساعت میخوایم بریم و توهم بیا بعد من گفتم سر کارم الان ،بعد اونا گفتند حالا تا یک ساعت دیگه بیا و بریم خوش میگذره و جوجه اینا هم همه آماده هست

    بعد من دیدم الان اگر بخوام بروم فشار کار زیاده گفتم بزار یه نیم ساعت دیگه میرم

    بعد یه ساعت دوباره زنگ زدن گفتن نمیتونی بیای گفتم فکر نکنم بتونم بیام چون باید برم خونه و دوش بگیرم و یکمی طول میکشه خلاصه اونها گفتند پس ما دیگه میریم ،ایشالا دفعه بعد بیا گفتم باشه .

    اولش خیلی ناراحت شدم که نتونستم برم چون خیلی با بچها خوش میگذشت و خیلی بچهای فان و باحالی بودند

    بعد یهو انگار که یه چیزی درونم گفت ناراحت نباش حتما نباید میرفتی اگر قرار بود که بری یک زمانی بود که تو وقتت آزاد باشه

    خلاصه گذشت و شب که یکی از بچهارو دیدم گفتم ،اومدید چطور بود خوش گذشت؟

    اولین جمله ای که بهم گفت ،گفت خیلی خوب شد که نیومدی گفتم چرا بعد دیگه توضیح داد

    که سر یه شوخی اینا دعواشون میشه و تمام جوجه ها رو توی آب میریزن و کلا فضا به سمت ناراحتی و دعوا و بحث پیش میره که حتی یه جایی از مسیر دوتا از بچها پیاده می‌شوند از ماشین و یک مسافت طولانی رو پیاده می‌روند

    بعد همونجا به خودم گفتم ببین اگر تو مسیر درست باشی حتی اگر خودت هم بخوای جهان اجازه نمیده توی یکسری اتفاقات باشی و گفتم خدایا شکرت

    و چقدر این تجربه ایمان آدم رو قوی میکنه

    که هر اتفاقی بیوفته به نفع ماست.

    خیلی از این اتفاقات برام افتاده ولی این خیلی برام بزرگ بود و تو ذهنم مونده

    استاد جان نوش جونت این زندگی و این مسافرت ها

    دمتون گرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1097 روز

    سلااام خدای خوبم صبحت بخیر ‍سلااام چهارشنبه سلااام زندگی.

    خدایااا شکرت شکرت

    که امروز صبح، قبل از زنگ ساعت بیدار شدم اونم با یه دل آروم

    شکرت واسه خنکی نسیمی که توی حیاط صورتمو نوازش کرد انگار خودت دست کشیدی رو صورتم و گفتی: پاشووو وقت شروع یه روز قشنگه هااا

    شکرت واسه اون بخار نرم و خوش‌رنگی که از سماور بلند شد بوی چای که پیچید امید اومد تو دلم…

    شکررت واسه دلِ قرصم که مطمئنه امروز پر از برکته

    واسه اون مشتری‌هایی که هنوز نیومدن ولی دلم از حالا براشون دعا کرده

    واسه روزی‌ای که داره میاد بی‌صدا بی‌ادعا ولی با دلِ بزرگ…

    مرسی واسه دستگیره‌ای که همیشه هست تا دستم نسوزه

    واسه اون خودکارِ نیمه‌جوهر که هنوز داره مینویسه و باهاش شکرگزاریامو ثبت می‌کنم

    واسه اون دفترِ زیبا که جلدش یه گل کمرنگ داره و توش فقط عشق و نعمت نوشته‌م.

    مرسی واسه اون لیوان گاوی م که چای رو گرم نگه می‌داره

    واسه اون دمپایی روفرشی که پاهامو صبح زود نوازش می‌کنه

    واسه اون تیکه نون ته کیسه که نرم مونده بود و کیف کردم

    مرسی واسه سایه‌ی درخت گوشه‌ی حیاط که هیچ‌وقت از من دریغ نمی‌شه

    واسه اون شیطونیه شیرین بین دو تا گنجشکی که لای شاخه‌ها پچ‌پچ می‌کنن

    مرسی واسه نفس واسه حضور واسه حال خوب واسه خودِ خودت

    خدایاااا…

    مرسی که هنوز منو دوست داری

    حتی وقتی یادم می‌ره

    حتی وقتی شکر کوچیک‌ترین چیزارو نمی‌کنم

    تو باز می‌بخشی باز می‌فرستی باز می‌خندی…

    و هر کس تقوای الهی پیشه کند (با دل پاک و نیت روشن زندگی کنه)، خدا راهی برای بیرون رفت [از سختی‌ها] برایش قرار می‌دهد.

    و از جایی که حتی گمانش را نمی‌برد به او روزی می‌رساند.

    سوره طلاق، آیه 2 و 3

    خدا می‌گه اگه تقوا داشته باشی اگر کنترل ذهن داشته باشی یعنی با وجدان با انصاف با نیت پاک زندگی کنی

    من خودم درِ بسته رو واست باز می‌کنم…

    اونجایی که فکرشو نمی‌کنی از اونجا برات روزی می‌فرستم…

    نه فقط پول بلکه حالِ خوب آدم خوب موقعیت ناب مشتری درست‌حسابی دلِ بی‌دغدغه.. برکت پنهان.

    این آیه یه آرامش خاص داره

    من فقط باید نیتمو صاف نگه دارم بقیه‌ش با خداس

    پس پیش به سوی یه روز پر از خیر و برکت پر از روزی پر از کنترل ذهن و تقوا پر از حس خوووب ..یه کلااام پر از خداااااا

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: