توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 148


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1959 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا قصابزاده گفته:
    مدت عضویت: 759 روز

    به نام خدا

    سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عرض ادب خدمت خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر

    این فایل نشانه امروز من هست که همین بخش ( نشانه امروز من ) باعث شده که حضور خدا رو بیشتر و با ایمان بالا متوجه بشم.

    من امروز برای انجام کاری از خدا خواستم که با نشانه ها هدایتم کنه، که این فایل برام روشن کرد که خداوند من رو به مسیر درست و سرتاسر خیر و برکت هدایت میکنه .

    ولی من باید سمت خودم رو درست کنم و اون هم چیزی نیست جز ایمان و اعتماد صد در صد به خداوند و شرک نورزیدن.

    استاد توی فایل گفتین رسالت شما ترویج یکتاپرستی هست.

    من علیرضا قصابزاده میتونم بگم که من خدای واقعی رو با شما شناختم، من تا چهار سال پیش اصلا نه به خدا و نه به هیچ کس دیگه اعتقاد نداشتم و در تمام ثانیه های زندگی یک مشرک تمام و کمال بودم.

    طبق قانون خداوند بخاطر شرک و باورهای اشتباهم همیشه تو درودیوار بودم، همیشه دلواپس بودم، همیشه نگران آینده بودم، همیشه در ترس و وحشت به سر میبردم ولی با همه بدوبیراهی که به خدا میگفتم باز هم خدا من رو با نشانه ها و دستانش به مسیر هدایت میکرد ولی امان از دست آدم نفهم (خودم)

    من در شرایطی به شما هدایت شدم که از نظر مالی هیچ پولی نداشتم که هیچ، حتی بدهکار هم بودم، استاد خدایی که برای من ساخته بودن خدایی بود بی نهایت سختگیر که با کارهایی من کرده بودم باید من رو هم در این دنیا هم در آخرت به شدید ترین شکل مورد عذاب قرار میداد .

    خدا یه روز من رو ناخواسته به یکی از فایلهای شما داخل اینستاگرام هدایت کرد که چکیده اون فایل این بود که اگر هرچقدر هم انسان بدی بودی برگرد، من با شنیدن این جمله انقلابی در وجودم به پا شد که علیرضا این خدایی که الان دربارش شنیدی واقعی تره و با عقل بیشتر جور درمیاد.

    خلاصه از اون روز به نوعی من خدای خودم رو پیدا کردم و با فایلهای بعدی که از شما گوش میکردم این خدا برام روز به روز عزیز تر میشد و شد همه چیزم، هر جا که بودم چه بیرون چه در خلوت با خدای خودم حرف میزدم، باهاش مشورت می کردم ، ازش تشکر میکردم و نشانه میخواستم و خدا هم جواب میداد.

    استاد الان هرروز که از خانه میخوام بیام بیرون اول با خدا حرف میزنم و تمام امورم رو به اون میسپارم و همیشه هم روزم به بهترین شکل ممکن سپری می شه. این خدایی که من الان دارم من رو به جاهایی رسونده که دو سال پیش برام غیر قابل دسترس بود و با عقل منطقی خودم میگفتم دیگه نمیشه کاری بکنم و تا آخر عمر باید به همین شکل سپری کنم، ولی خداوند با بی نهایت دست و هدایت من رو به جایی رسوند که شاید از نظر خیلی ها چیزی نباشه ولی برای من علیرضا آرزو بود و من به عینه معجزه ها رو دیدم و با خیلی از اونها اشکها ریختم.

    استاد از شما بی نهایت ممنونم و امیدوارم که تا روز مرگم بتونم به این روند ادامه بدم و با شما و دوستان این سایت همراه باشم.

    درپناه خداوند باشید

    تا اینکه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 45 رای:
  2. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 864 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی

    چیزی که تمام عمر بهش قدرت دادم پدرم هست

    از بچگی تایید پدر حکم دوست داشتنی بودن ،خوب بودن و ارزشمند بودن رو داشت برام (شرک بزرگ و عمیق)

    و حتی پول پدرم که چون با زحمت بدست می اومد فکر می کردم پدر مهمه ،پدر ارزشمنده ،من مهم نیستم و حتی اونقدر پدرم تو ذهنم بزرگ و قوی بود که از خدا پول نمیخواستم

    و همیشه ترس از گفتن این که مسئله ای تو زندگی مون هست یا نه

    چون از پدرم می ترسیم، چون از ناراحت شدنش می ترسیم

    از عصبانی شدنش از غصه خوردنش می ترسیم

    ما بچه ها به پدرم خیلی قدرت دادیم

    و الان در زندگی شخصی خودم به همسرم قدرت دادم

    بعضی موقع ها که عصبانی می شه ازش می ترسم

    ازطرفی از پدرم و مادرم هم می ترسم بهشون بگم مثلا همسرم ادم تندی هست

    همسرم قدرت داره تو ذهنم

    پدرم قدرت داره

    مادرم قدرت داره

    گرونی و اوضاع دولت بعضی موقع ها تو حرفام که می زنم قدرت دارن تو ذهنم

    نظر مردم برام مهمه و قدرت داره تو ذهنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  3. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    به نام خداوند مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته

    ی تشکر ویژه از شما بابت به روز رسانی فایل ها عاشقونم

    به قول استاد هیچکس یا صفر مطلق نیست یا یک

    ما مابین اینیم میتونیم به 1 نزدیک بشیم

    میتونیم به صفر نزدیک

    من خودم یکی از وابستگی هام همسرم هست که میدونم کار اشتباهی هست

    الان در این زمان که شرایط کشور بهم ریخته هست و همه منتظرن ببینن نتیجه ایران و امریکا چی میشه. این همون شرک محسوب میشه و هر کی رو میبینی دم به شکایت و گله میزنن و اینا برن و اونا بیان و فلان

    من تو همین شرایط نسبت به قبلا بیشتر در امدم رفته بالا چرا چون ی مدت هست تمرکز کردن به سپاسگزاری کردن و شب و صبح سپاسگزاری میکنم بابت هرچیزی که میبینم که دارم از بالشت زیر سرم تا خونه ای که هستم و چقدر ارامش خاصی دارم و چقدر نعمت های فراوانی به سمت من هدایت میشه

    شرک رو منم دارم ولی تنها راه حلش اینه که سپاسگزاری کنم و فایل های استاد رو گوش بدم و ذهنم رو از قبل و باور های محدود کننده کمرنگ ترش کنم خداوند هدایت میکنه واقعا هدایت میکنه. فقط باید یادم باشه که اخر شب اعتبارشو بدم به خداوند و صبح هم از خداوند بخوام

    من تازه یک هزارم و ی درصد این رو دارم کار میکنم که نتایج رو دارم میبینم

    ی سری بدهکاری هایی که داشتم پرداخت شدن خرج خونه کاهش پیدا کرده وسایل هایی برام درست میشه با قیمت های مناسب اینا نعمت های خداوند هست

    هر چه سپاسگزار تر باشیم خداوند ظرفمون رو بزرگتر میکنه در خواست هامو از کسی میکنم که نمیمیره و تمام اختیارات و منبع ثروت و نعمت و سلامتی همه دست اونه

    کلید خوشبختی دست منه و اجابت کننده درخواست های من خداونده. چقدر دلت گرم میشه وقتی میگی دادمش به خودش. و خودش ردیفش میکنه خودش برام درستش میکنه

    خدا برام در زمان معین میده

    خدایا سپاسگزارم بابت نعمت سلامتی و عشقی که دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  4. -
    نیایش گفته:
    مدت عضویت: 547 روز

    سلام به روی ماهتون سلام به پیامبر این زمان ما و مریم خانوم زیبا و گل

    و دوستان خانواده عباسمنش

    استاد سایت شما واقعا بی نظیرهههه هرچی بگم کم گفتم و همیشه در حال بهبوده

    و خدا چقد هدایتگره چقد بیننده است و چقد شنواست و همه جا هست من دارم اینو با پوست استخون درک میکنم با اتفاقات عالی تو زندگیم

    الهی شکرت بابت این زندگی محشر

    من چند روز پیش سلسله فایل های بی نظیر توحید عملی رو شروع کردم و به حرف حسم گوش کردم و اینو برای بار هزارم گوش کردم اما باز یه جمله جدید شنیدم و هربار این اتفاق بی نظیر میوفته

    من اصلا سری قبلی نشنیدم که استاد بگه از توحید شروع کن اما این سری شنیدم و دارم باور هایی می‌سازم که منجر به عمل بشه

    و حالا این بروز رسانی رو دیدم و یه تمرین عالی که یه همزمانی شد با شروع دوره برای من

    این زندگی با قوانین واقعا لذت بخشه و برای من زندگی مثل یه تفریحه و همیشه در حال سفر و تجربه اتفاقات عالیم

    الهی شکرت بابت این فرصت فوق العاده که تونستم بنویسم

    الهی شکرت که نت هست و میتونم تو سایت فعالیت کنم

    زندگی فوق العاده است

    به قول استاد ✨️🪷

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  5. -
    رضا برومند گفته:
    مدت عضویت: 1359 روز

    درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز

    این فایل و‌کلا فایل های توحیدی نقطه عطف زمدگی هر انسان

    من با توجه به تضادی که توی زندگیم بهش برخوردم جدایی از همسرم و اینکه تمام مهریه رو اجرا گذاشت شرایط ذهنی و فشار نجوا ها اوایل بسیار شدت داشت که اوضاع برات خراب میشه و…. اما تمام تمرکز و فایل ها رو‌ی توحید گذاشتم و همه رو با تمام وجود گوش میدادم اما رفته رفته احساسم و اعتمادم بیشتر شد نسبت به قبل و ارامتر شدم چون با توافق به اینکه همه ی انچه توی زندگی هست برای همسرم باشه و مهریه رو ببخشه اما خوب سر توافق نموندن ایشون و اجرا گذاشتن و با توجه به کار کردن روی فایل های توحید و بیشتر شدن اعتمادم به خداوند اتفاقاتی افتاد که دادن مهریه به هر بیست و دو ماه یکبار طول بکشه و چیزی که میدانم اینه که همون نجوا ها البته بسیار کمتر باز به ذهنم خطور میکند و ریشه کن نشده و باید بیشتر و بیشتر کار کنم روش و خودمو بیشتر به این جریان خیر بسپارم

    چون اعتماد به خداوند و اون حس ارامشی که به وجود میاد کار رو انجام میده اتش رو گلستان میکند

    به قول استاد اتش الکی بر ابراهیم گلستان نشد بها داد بهاش هم کنترل ذهن و اعتماد به خداست

    مورد دیگه ای که در کار بهش برخوردم در مورد همکاران هستن که با توجه به ورودی هایی که از اطرافم وارد میشه این فکر شرک الود به ذهنم خطور میکنه که ممکنه همکارم کارم رو خراب کنه اما همون لحظه میگم قدرت از ان خداست خدا داره رهبری میکنه کارهارو و امیدوارم که ریشه کن بشه این افکار چون چند ثانیه هم توی اون فکر موندن هم نباید باشه واقعا

    سپاسگذارم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    پیمان و سامان گفته:
    مدت عضویت: 1914 روز

    سلام خدمت دوستان عزیز و استاد عزیزم

    امروز به صورت هدایتی به این فایل هدایت شدم همین که وارد سایت شدم یه حسی بهم گفت که فایل رو باز کنم و این فایل رو نگاه کنم

    من با توجه به اینکه در کار املاک هستم هر موقع در وقت کمیسیون گرفتن شماره کارت به طرف دادم

    هی بهش فکر کردم که چرا دیر فرستاد و واقعا در ذهنم چشم انتظار بودم که باید اون پولو بده و خلاصه پول رو از او میخاستم که اگر نده بی پول میمانم خدا شاهده اون طرف پول رو هی عقب انداخته و هی امروز فردا کرده ‌…الان که فکر میکنم من قدرت رو از خدا گرفتم و به اون طرف دادم

    درسته اون طرف کمسیون میده ولی من باید در ذهنم اون طرف دستی از خدا بدون که از اون طریق به من پول می‌رسونه ….خود آدم می‌دونه که واقعا قدرت رو به خدا داده یا به غیر از خدا واقعا می‌دونه

    یا یک معامله انجام دادیم و قرار داد نوشتیم طرف معامله گفت که شیرینی بهت میدم منم توی دلم هی میگفتم خدارو شکر اگه بده پول اینو میدم پول اونو میدم خلاصه اون طرف رو در ذهنم بزرگ کردم هی چشم انتظار اون پول بودم در ذهنم چیز دیگری نبود با اینکه شماره کارت بهش دادم ولی خدا شاهده همین الانم اون پول نداده ..چون من خودم می‌دونم که در ذهنم اون طرف رو بزرگ کردم و بهش قدرت دادم

    با اینکه من خیلی خدا خدا میکنم و خداییش خدا رو جور دیگه ای باور کردم انصافا نسبت به قبل زمین و آسمان فرق کردم ولی این شرک های ریز رو دارم و قدرت رو به عوامل بیرونی میدم

    البته در جاهای مختلف شرک نسبت به خدا فرق می‌کنه چون استاد میگه کسی که فکر می‌کنه خدا رو باور کرده و پول نداره یا خدارو باور نکرده یا باورهای اشتباهی در مورد پول و خدا داره

    این شرک بیشتر در مورد پول در من وجود داره و همش به دستای اینو و اون نگاه میکنم

    که باید این رو تغییر بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3013 روز

    بنام خدای وهاب

    سلام

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    وقتی داشتم زباله ها را میبردم بیرون متوجه شدم که کیسه زباله تموم شده .

    رفتم فروشگاه تا یه بسته بگیرم هرچه

    قفسه ها را گشتم مدلی که میخواستم ندیدم

    داشتم همون چیزی که بود را میگرفتم ( چون عقلم گفت کیسه زباله نداری هرچیه بخر) ولی یه لحظه به خودم گفتم نه ، وقتی که مدلی که میخوام نیست یعنی این یه نشانه است از طرف خدا . به ندای قبلم گوش دادم و منطق ذهنم خاموش کردم و از فروشگاه زدم بیرون .

    نتیجه چی شد؟ کیسه زباله ای که میخواستم رایگان خلق کردم .

    خدایا شکرت

    خدایا هر خیری از تو به من برسد من فقیرم .

    خدایا پناهم تویی .

    الهی شکر برای رزق به غیر الحسابت .

    تو مسیر چشمم افتاد به نوشته ای که پشت یه ماشین نوشته شده بود.

    حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ

    خدایا شکرت .

    این هم از نشانه های خدا وند .

    وقتی روی خدا حسای میکنی چرخ زندگیت روانتر میشه .

    من روی قدرت بی نهایت حساب میکنم

    این باور باید هر لحظه به خودم یادآور بشم .

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  8. -
    رضیه امین گفته:
    مدت عضویت: 678 روز

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان شایسته

    من در این چند مدت آشنایی با شما و گوش دادن به فایل محصولات و دانلودی در قلبم مطمین بودم که درست است و از سردرگمی بیرون اومدم ولی بین شنیدن و درک کردن و عمل کردن راه زیادی است متوجه شدم که خود این امر هم تکامل میخواد همه چیز حتی باور سازی هم تکامل میخواد من با رضیه دو سال پیش خیلی متفاوت هستم ولی به رضیه عمل گرا هم خیلی فاصله دارم

    در کشف قوانین زندگی شما گفتید سعی کنید ترمزهایتان را از ریشه پیدا کنید و ریشه عمقی آن را درست کنید من همان لحظه در ذهنم این جمله روشن شد ریشه تمام باورهای محدود کننده و ترمزهای زندگی باورهای توحیدی است هر جا که ترمزی هست ریشه و شاکله آن ترمز لایه لایه که بررسی کنی به بحث توحید میرسی

    به قول خودتان در12 قدم-قدم اول جلسه 6)

    توحید همه چیز است

    باورهای شرک آمیز من

    قدرت دست همسرم هست از نظر تصمیم گیری از نظر هزینه و ثروت از نظر پیشرفت و موفقیت شغلی خودم اگر او حمایت کند اگر او همکاری کند اگر او هزینه کند اگر او رضایت بدهد اگر او بخواهد دست مادر همسرم لاست اگر کمتر دخالت کند (او در زندگی و رابطه عاطفی من و همسرم تاثیر دارد)باور فوق اشتباه

    دست فرزندانم است اگر آنها آرام و سازگار باشند اگر آنها بیمار نشوند آگر بزرگتر و مستقل تر بشوند.. اگر کمک داشتم برای بچه ها و

    در دید وسیع تر اگر در ایران نبودم اگر این جمهوری اسلامی حاکم نبود اگر جنگ نبود اگر آمریکا حمله نکنه و …قدرت دست فرزندم همسرم حکومت فعلی و آمریکا ااست

    لیست شرکهای من بودن که دارم روشون کار میکنم سعی میکنم

    در ذهنم ارزشی که به قدرت انسان ها در موفقیت و پیشرفت خودم میدهم کم کنم و ارزش قدرت خدا را زیاد کنم (قدم 1-جلسه 6)

    هیچ جیز در عالم نیست جز آنکه منبع و خزینه آن نزد ما خواهد بود(حجر 21)شما نمیتوانید منبع ساخته و جاری سازید(22)

    منبع و خزینه همه چیز دست رب است

    منبع آگاهی-منبع ثروت-منبع موفقیت همه در اوست نه همسر فرزند آرمریکا جمهوری اسلمی

    در حرف آسان و در عمل مشکل دوست دارم بیشتر عمل کنم تا حرف بزنم توحید بدون عمل حرف مفت است

    تمام حرفهاتون دیگه در ذهنم مرور میشه و بر زبانم جاری ولی حس میکنم اون طور که باید عمل نکردم اون طور که میدانستم و آگاه بودم عمل گرا نبودم

    خدایا خودت کمکم کن اهل عمل باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 733 روز

    به نام خدای مهربان.

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.

    مارا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    سلااامی سرشار از عشق به شما استادان عزیزم و دوستان هم مسیر چند روزی در مسافرت بودم و فرصت نداشتم بیام اما به لطف خدای مهربان دوباره اومدم تا ادامه بدم این مسیر زیبا و توحیدی و الهی رو و چقدررر خوشحالم از اینکه وارد شدم و صفحه اول با این فایل توحیدی روبه رو شدم و با اینکه قبلا چندین و چند بار گوشش دادم باز برام تازگی داشت باز من رو به فکر فرو برد تا بیام دوباره نگاه کنم به جای جای زندگیم و ببینم کجاها به انسان ها قدرت دادم و شرک ورزیدم و از خداوند دور شدم و بیام دوباره با ساخت باور های درست راجب خداوند بتونم توحیدی تر عمل کنم و قدرت رو فقط و فقط به خداوند بدم و از او بخواهم که هدایتم کند.

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    همین الان به خیلی چیزا توی ذهنم قدرت دادم

    به مدیر قدرت دادم

    به شرایط مملکت قدرت دادم

    به دلار قدرت دادم

    به استعداد قدرت دادم

    به ژنتیک قدرت دادم

    ووووو

    اما به لطف الله مهربان درصد این قدرت ها با گوش دادن به همین فایل ها خیلی خیلی کمتر شده ولی از اونجایی که ما موجوداتی بین صفر و یک هستیم هنوز بینهایت جا داره برای اینکه بتونم‌ توحیدی تر عمل کنم و قدرت رو فقط و فقط به خداوند بدم و بتونم در برابر نجواهای شیطانی کنترل ذهن داشته باشم و از خداوند بخوام که هدایتم کنه و دستم رو بگیره.

    از اونجایی که ما انسان ها فراموشکار هستیم باید دائما این مباحث رو با خودمون تکرار کنیم باید مداوم حواسمون رو جمع کنیم که داریم قدرت رو به کی میدیم چون اگه حواسمون نباشه یهو به خودمون میایم و میبینیم که هم رنگ جماعت شدیم و قدرت رو از خداوند گرفتیم و دادیم به هرکسی غیر از خداوند و زندگی رو برای خودمون سخت کردیم.

    من تصمیم دارم به یاد بیارم جاهایی رو که قدرت رو دادم به خداوند و چقدر زیبا برام چید.

    تصمیم دارم به این فایل ها به صورت مداوم گوش بدم تا همش بهم یادآوری بشه.

    تصمیم دارم هرآنچه که میخواهم رو از خداوند بخواهم.

    تصمیم دارم انسان هارو بت نکنم توی ذهن خودم و به انسان ها وابسته نشم بلکه به خداوند وابسته بشم.

    تصمیم دارم شرایط رو دلار رو عاملی برای موفقیت یا عدم موفقیت ندونم و این باور رو تکرار کنم که فارغ از اینکه چه اتفاقی در جهان داره میده اگر من بتونم به آنچه که میخوام توجه کنم من نتایجی متفاوت از بقیه میگیرم فارغ از اینکه جهان داره به چه سمتی حرکت میکنه.

    قدرت فقط و فقط در دست خداوندی است که آسمان ها و زمین رو و هرآنچه که ما بین این دو هست رو آفریده و داره کنترل میکنه و وقتی بتونیم وصل بشیم به این منبع قدرت و نعمت و ثروت بی پایان زندگی ما در تمامی جنبه ها تغیر میکنه.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    نفیسه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1864 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و احترام به دوستانم و استاد عزیزم

    این فایل برای من کاملا نمود هدایت خداونده

    اینکه خداوند عاشقانه تر از من میخواد که من به خواسته هام برسم و منو هدایت میکنه .

    از این بابت میگم هدایته که من تازه دوره احساس لیاقت رو شروع کردم و تا جلسه 8رفتم ، امروز بعد از گوش دادن جلسه 8متوجه شدم حجم اطلاعات و آگاهی ها اینقدر زیاد شده که من نمیتونم هضمش کنم و یه جورایی متوجه نمیشم و یا مباحث قبلی هنوز برام نهادینه نشده و فراموش میکنم و یه ندایی و یه حسی بهم میگفت داری تند تند جلسات رو میری جلو

    .برای همین تصمیم گرفتم فعلا جلوتر نرم وبیام جلسات قبلی رو بازبینی کنم و در عمل بیشتر اجرا کنم . چون اطلاعات بیشتر باعث سردرگمی من میشه و این رفتار که تند تند جلسات رو ببینم از ماجرای کمالگرایی من نشات میگیره که شما توی جلسه 8در موردش صحبت کردید . من امروز صبح جلسه رو گوش دادم و همین امروزم یه قدم برای این جلسه برداشتم و آهسته تر پیش میرم و انجام میدم ،امروز یک کلیپ در مورد علایقم و کاری که دوست دارم انجامش بدم برداشتم و چقدر خوشحال شدم چون قبلش هم فایل توضیحات تکمیلی جلسه 8رو دیدم به خودم افتخار کردم ، امروز دوباره یه ماجرا اتفاق افتاد که من طبق جلسه 3 تمرینش رو انجام دادم ویکی از نزدیکانم از من خواسته ایی داشت که من ردش کردم و نپذیرفتم و پشت تلفن متوجه شدم که طرفم ناراحت شد و همونجا لحنش عوض شد ،ولی انگار یه نیرویی از درونم داشت اعلام مخالفت میکرد و من اراده نداشتم . خب بابت این تغییرم هم خوشحال شدم و میدونم که دیگه اون طرف این درخواست ها رو از من نمیکنه ،چون علت اینکه این درخواست رو کرد این بود که چند وقت پیش هم شبیه این درخواست رو کرد و من قبول کردم چون احساس لیاقت پایینی داشتم ولی الان بعد از گوش دادن به دوره من اینو انجامش دادم و نه گفتم در صورتی که میدونستم طرفم ناراحت میشه . به قول استاد کسی که میخواد ناراحت بشه و بره ،بهتره که نباشه و اینکه بخواد با دست گذاشتن روی احساسات من اینکارو انجام بده .

    امروز که این جلسه رو دوباره گذاشتید و با سوالهای جادویی که میپرسید و دیدن اینکه تاکید بر دوره احساس لیاقت داشت دوباره زنگوله دل من به صدا در اومد که نفیسه ببین چه همزمانی ……..

    اینکه تو استپ کنی و بخوای دوباره دوره رو شروع کنی و این فایل …..

    استاد من اصلا به خاطر شروع دوباره و خوندن مطالب جلسه 1وارد سایت شدم…… اووووه خدای من ……

    چه عجیب که من پنجره های توی گوگل رو چند ساعت پیش بستم در صورتی که توی صفحه احساس لیاقت بودم و میتونستم این بنر رو نبینم .چون صفحه ها رو بستم از اول وارد سایت شدم و دیدم این فایل به روز رسانی شده ….. خدایا شکرت که هدایت آدم رو میخکوب میکنه ،اصلا اگر این نوشتن کامنت ها نبود من نمیفهمیدم که این خودش چه هدایتی هست !!!!!

    خدایا ممنونم 🙏

    یکی از عواملی که تا حالا بهش فکر نکرده بودم و همین حالا اومد وجود دخترم هست که من بهش قدرت میدم . شاید خنده دار باشه که چطور میشه آدم به یک فردی مه کوچکتر از خودته و یه جورایی مثل موم توی دستته بتونه قدرت رو از تو بگیره .

    راستش من به خاطر دخترم که یکم مشکلات اختلال اتیسم داره مجبور شدم کارایی رو انجام بدم که باعث شد از خیلی از خواسته هام بزنم ،از شهری که دوسش داشتم اومدم شهر قبلی ام که این به اندازه یک بمب توی زندگیم منو ترکوند . خب نگهداری و هندل کردن یه بچه که شرایط نرمال نداره یکم سخته و من چون سالها ازش دور بودم توان مدیریت رو نداشتم اعتراف میکنم الان یک سال گذشته و شاید من تازه به اندازه 20درصد تونستم تغییر ایجاد کنم و خودمو با شرایط وفق بدم . و این مساله که من نمیتونم هیچ حرکتی بزنم و دوباره شروع کنم منو بسیار مستاصل میکنه . این مساله چیزی هست که من باوری نسبت به تغییرش ندارم و اصلا نمیتونم کنترلش کنم . اما چند تا تغییر خوب توی من به وجود آورده که اولیش اینه خیلی آروم تر شدم ، من آدمی بودم که هر مسئله ایی میتونست منو از کوره در ببره و با عصبانیت باهاش برخورد کنم ولی من به خاطر دخترم مجبور شدم این عادتو کنار بذارم و الان خیلی آروم تر شدم و سعی میکنم زندگی رو سخت نگیرم و با مسائل احتمالی منطقی تر برخورد کنم و ناراحت میشم ولی اون عصبانیت های داد و بیداد ندارم .

    من تونستم عشق ورزی و ایجاد احساس خوب رو در خودم ایجاد کنم و واقعا با دخترم حال کنم و رابطه مون مثل مادر دختری نیست و من کاملا سعی میکنم باهاش دوست باشم .

    ولی چیزی که منو مستاصل میکنه و توانمو میگیره اینه که باید همش کنارش باشم و تمرکز منو میگیره و یه جورایی منو خموده کرده ،منی که یه زمانی با فراق بال به شهری دیگه مهاجرت کردم و برای خودم بودم ،هر کاری که دوست داشتم انجام میدادم ،با هر کی دوست داشتم دوست میشدم ،هر جا دلم میخواست تا هر موقع میرفتم ،تنها ،با دوستام و…. ولی الان بار مسئولیت یه نفر دیگه رو روی دوشم احساس میکنم . باور اینکه من مسئول این بچم چون توانایی هاش محدود تره و نیاز به کمک داره منو بسیار تحت تاثیر خودش قرار میده . البته که خانواده (پدر و مادرم )هستن ولی خب اونا هم با شرایط و ضوابط خودشون پیش میرن و اگر بیشتر از یه حدی دخترم باهاشون باشه با رفتارهاشون منو تحت فشار میذارن ،از طرفی هم دخترم از پدرش اصلا خوشش نمیاد و نمیخواد با اون باشه ، و من موندم و یک سد ذهنی که وجود این بچه جلوی موفقیت های منو میگیره . یه عالمه اتفاق افتاده این باور رو تثبیت کرده و من یه جورای ناتوان شدم از تغییرش …..مثل این میمونه روحم پرواز میخواد ولی من پام با یه زنجیر بسته شده ،دلم هزاران تغییر میخواد ولی این باور اینقدر محکمه که نمیتونم حریفش بشم

    استاد یه توضیحی در مورد این مسئله دادن که من توی جلسات آینده میرسم ولی چون فعلا میخوام روی درک جلسات کار کنم نمیدونم کی بهش میرسم .

    تنها ایده برای اینکه هدایت بشم و این باور برداشته بشه ،اینه که باور کنم میشه ولی نمیدونم چطوری و سعی میکنم با قرار دادن خودم در حالت بهتر و احساس بهتر نذارم این باور قوی مومنتوم بگیره و اجازه میدم که هدایت بشم .

    از دوستان عزیزم میخوام اگر پیشنهادی دارن یا الگویی دارن بهم بگن تا بتونم اونو به عنوان هدایت ببینم و عمل کنم

    ممنونم از استاد بینظیرم ،دوستان عزیزم و خانم شایسته گل .

    در پناه حق سربلند و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      حسین و نرگس گفته:
      مدت عضویت: 2033 روز

      سلام به شما خواهر گرامی

      دختر گلتون رو ببوسید، این موهبت الهی رو، بزارید یه موضوعی رو بهتون بگم…

      احساس لیاقت یعنی وصل نکردن خوشبختی به عوامل بیرونی

      وقتی این شد

      اولا ما در هر شرایطی هستیم احساس خوشبختی داریم

      ثانیا چون احساس خوشبختی داریم، شرایط کاملا مطابق علایق ما پیش می‌ره

      دخترتون رو با همین شرایط بپذیرید

      و تسلیم بشید

      و مقاومت رو که نشانه وصل کردن ارزشمندی و خوشبختی به الگوهای ذهنی و عوامل بیرونی رها کنید

      این وقتی شد، یعنی ما تسلیم شدیم

      یعنی اسلام آوردیم

      آنگاه هدایت میشیم به حقیقت ایمان

      خداوند دستهاشو میفرستم

      و گشایش حاصل میشه

      من الان نزدیک چهار ساله که هیچ سفر تفریحی نرفتم

      در خانه بیشتر کارم کمک به همسرم در نگهداری فرزندانمه

      و حتی نمیتونم به فیلیمو کامل با گوشی ببینم!!

      هیچ تفریحی، تاکید میکنم، مطلقا هیچ تفریحی

      حتی فرصت کار کردن با فایل‌های استاد به سختی حاصل میشه

      اما به لطف خدا آرامشی دارم که می‌تونم بین همه آدم های که میبینم تقسیم کنم

      صد البته من در جایگاه شما نیستم و قدرت صبر و تسلیم در شرایط شما رو ندارم

      اما راه همینه

      در پس تسلیم

      و رها شدن

      آرامش بی قید و شرطی هست

      که از منبع هستی سرچشمه میگیره

      و این آرامش با خودش همه چیز رو خواهد آورد

      و عشق بی بدیل نسبت به فرزندتان

      از قلب الهیتون جوشش پیدا خواهد کرد، نه از ذهنی که خودش رو مسئول می‌دونه

      و من یتق الله یجعل به مخرجا و یرزقه من حیث با یحتسب

      برای خودم و شما از درگاه الهی توفیق روز افزون مسئلت میکنم خواهر گرامی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهسا 🌙پیریان گفته:
      مدت عضویت: 925 روز

      به نام خدای هدایتگرم ب سمت بهترینها ب آسانی و با لذت در کمال عزت

      سلااام ب دوست توحیدی خودم نفیسه جان

      من هم ب لطف و مهربونی خدا یه پسر فوقالعاده دارم و درکت کردم

      وقتی داشتم کامنتت رو میخوندم یاد قدم هفت جلسه ی 4 افتادم

      استاد میگفت من دوست داشتم آزادانه سفر کنم هرجایی ک دلم میخاد و هیچ محدودیتی نداشته باشم

      اما مایک هم باید مدرسه میرفت و نمیتونستم با نگرانی برم سفر

      این خواسته درونم بود و میدونستم ب سمتش هدایت میشم

      میدونستم یه راهی هست

      و بعد توضیح میدن چقدر ب سادگی و زیبایی ب سمت مدرسه ای هدایت میشه مایک ک همونجا خوابگاه داره و یه مدرسه ی خفنِ و چقدر مایک اونجا رو دوست داره و استاد هم ب خواسته اش میرسه و با آرامش میره سفر ”

      همونجوری ک گفتی نفیسه جان بدون ک میشه

      چجوریشو بیخیال

      ذهن ما بیخیالش نمیشه اما باید تمام تلاشمون رو بکنیم و بهش بگیم : خدایی ک این کیهان رو داره مدیریت میکنه

      خدایی ک همواره ب تمام نیازها داره پاسخ میده

      روزی یه مورچه رو بهش میرسونه

      همون خدا حواسش ب تو و بچه ات و خواسته هات هست

      خودش درستش میکنه

      خدا خودش توی قرآن میگه

      شما هیچ مسئولیتی در مقابل فرزندانتون ندارید

      اوناهم همینطور

      ما مسئول هیچکس نیستیم

      ما فقط مسئول خودمونیم

      و همیشه اینجور موقع ها ب خودم میگم ” خدا به یک اندازه ب همههههههه ی ما نزدیکه”

      اون بچه قبل از اینکه بچه ی تو باشه، مالِ خداست بنده ی خداست

      خدا خودش حواسش بهش هست و بیشتر از ما عاشقشه و هواشو داره

      خواسته هاتو ،دختر قشنگتو همه رو بسپار بخدا

      چجوریشو ب موقعش بهت میگه

      کار ما توکل کردنِ

      عاشقتم بهترین هاااا سهمت باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 881 روز

      با سلام نفیسه جان

      من دو فرزند دارم که سالم هستن

      اما باز همان باور و قدرت دادن ب بچه ها ک میتونن جلو رشد و موفقیت من را بگیرن هست

      من بااین دو فرزند از بسیار مسائل و چالش گذر کردم و حل کردم

      هیچکس باورش نمیشد من با یک کودک 1 ساله و 8 ساله برم سر کلاس

      و مدرک بگیرم و چقدررررررررر. مهارت یاد بگیرم

      هیچکس باورش نمیشد من بااین دو فرزند شروع ب کار کنم و کنارشون یک کارگاه خونگی راه بندازم و حتی مشتری هام بیان باوجود این بچه ها

      اما همه این ها اتفاق افتاده و نتیجه گرفته ام

      اما این چ دردیه ک دوباره ذهن میگه الان ماه روزه داره میات روزه هستی با دو بچه چطور میتونی کسب وکارت رو مدیریت کنی

      بچه ها ناآرامی میکنن و هرچی درمورد این موضوع حرف بزنم یا کسی حرفی بزنه پیشم شدت سرصداهاشون بیشتر میشه و ذهنم بیشتر میگه ببین چطورن بابا نمیشه بااین بچه هات

      اصلا احساس میکنم موضوع روابط تو کسب وکار موضوع مهمیه و همش برمیگرده ب باورهای توحیدی

      همش فکر می‌کنیم شخصی فردی مادرشوهری بچه ای میتونی توی کسب وکار من خلل ایجاد کنه

      چون این فرد پرخاشگره

      چون این فرد راه نمیات

      چون این فرد حسوده

      ازین قبیل مسائل و باورها

      احساس میکنم تشنه هستم برای کار کردن رو خدای درونم

      احساس میکنم خدای درونم توی این موضوع قدرتش ضعیف شده

      بخاطر شرک های خودم

      واقعا من ب هر خیری از سمتت بهم برسه فقیرم خدایا کمکم کن ک اگه کمکم نکنی از گمراهان خواهم بود

      خدا منو شما و همه بندگانش رو هدایت کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: