توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    بنام خدا

    امروز سایت رو باز کردم دیدم رو تیتر اول اومده توحید عملى قسمت ١

    یاد گذشته افتادم که شروعم با توحید عملى بود و احساس کردم نیاز هست دوباره از اول این قسمت ها رو شروع کنم

    وقتى به فایل گوش دادم و کامنت بچه ها رو خوندم دیدم من اتفاقا اصلا هسچ موقع منتظر کمک کسى هم نبودم و دلیلش هم این بود از بچگى بقیه اعضا خانواده به همدیگه بی احترامى میکردن همدیگه رو تهدید میکردن واسه اینکه من این کار و واست کردم و … یا رو هم منت میزاشتن یا چاپلوسى ( که متنفرم ازین کار ) میکردن و احساس میکردم نهایتا این کار ها یعنى شخصیت و هویت خودشون رو می فروختن به بهای اندک و به خودشون خیانت میکردن

    خب با دیدن این الگوها همچین منطق و رابطه ای تو ذهنم شکل گرفت و کلا مخصوصا توی کار استفاده از اشنا بازى و ../ اصلا هر چیز تو این مایه ها که ربط نداره به لیاقت و شخصیت و قدرت و مهارت فرد متنفر بودم و سریع اونحا رو ترک میکردم

    واسه این ویژگى یادم نمیاد خودمو تو موقعیتى گیر داده باشم که باعث بشه از کسى بترسم یا کسى رو تو ذهنم بزرگ کنم ( البته بیشتر تو زمینه کارى و مالى )

    البته موهبت این کار هم برمىگرده به تضاد … تضادى که خیر شد واسم

    از بچگى برعکس بقیه خواهر برادرهام هیج موقع نه پاچه خوارج پدر مادر میکردم نه خواهر برادرم رو میفروختم و گزارش میدادم ، نه واسه جلب رضایت اون ها کارى می کردم که دوست نداشتم خب اینا رو مغایر با ازادى درونى یک انسان و حرمت انسان می دونستم و هرگز هم کسى رو در جایگاه قرار ندادم

    چون پیامد هاشو بع جسم خودم دیدم مهمترین بى احترامى هست کوچک کردن هست چه مستقیم چه غیر مستقیم

    و وقتى تو این تضاد بودم چون تقریبا روحیه سرکشى پیدا کرده بودم ( چون قوانین نانوشته خانواده من بر اساس منطق و اخلاق نبود ) باالطبع تنها شدم و همین تنهایی باعث شد بفهمم نه بابا اصلا وقتى یه فرد تصمیم بگیره یه کارى کنه ، خدا راه و بهش نشون میده چه افراد دیگه موافق و مخالف باشن چه بهش کمک بکنن چه نکنن ….. و اینطور از بچگى جوانه توحید در درونم شکل گرفت

    یعنى همون تضاد تبعیض پدر مادر بین من و بقیه بچه ها باعث رشد و تقویت توحید و ایمان و قدرت درونى در درونم شد

    خب. ولى احساس میکنم یک مدل دیگه شرک دارم

    مثلا بعد چند بار شکست میگم همه چى تصادفیه یا خدا برام نمی خواد

    درسته چشم امید به دیگران ندارم ولى عوضش شرک به این صورت سراغم میاد که نیاز به تصحیح داره یعنى من الان پیداش کردم یه قدم خوبى برداشتم واسش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 91 روز

    به نام مالک هر آنچه که هست💚

    سلام به استاد عباس منش عزیز و استاد مریم جان

    استاد عزیزم واقعاً کلام شما پر از صداقت و هدایت الهی هست، هر فایلی از شما دیدم و شنیدم یک درصد هم به غیر واقعی بودنش شک نکردم، همین کلام شیوا شما و تفهیم بیشتر این فایلها به قلم مریم جان نازنین چراغ راه من هستند، بی نهایت ممنونم ازتون….

    من سال پبش وارد سایت شدم و یکسری هدف ها رو که خیلی وقت بود میخواستم تیک بزنیم به یاری پروردگارم تیک زدیم، که همشون در ارتباط با وسایل خونه بودند و با هزینه همسرم تامین شدند …

    تازه داشتم باورهام رو روی روزی رسان بودن خداوند و باورهای قدرتمند کننده دیگه، قوی میکردم که مصادف شد با گرونی های چند ماهه اخیر، ولی بازم من چون تو خونه بودم و روی باورهام کار میکردم و مستقیماً با خرید و فروش کالا در ارتباط نبودم اصلاً خودم رو نباختم و با ورود هر نعمت به زندگیمون شکرگزاری میکردم و بازم نعمت و برکت وارد زندگیمون میشد و من همین نتایج رو برای خودم بولد میکردم که ما با هر قیمتی قدرت خرید داریم و فقط باید فرکانس هام رو روی فرکانس های خوب تنظیم کنم….

    خلاصه گذشت تا دیروز که ما رفتیم دو تا فروشگاه و تو هر دو فروشگاه دیدم قیمت ها به نسبت بازم بالا رفته و ما برای چند قلم وسیله پول زیادی پرداخت کردیم، این اتفاق خیلی همسرم رو بهم ریخت، من هم واقعاً ناراحت شدم و انتظارش رو نداشتم…

    امروز که داشتم با خودم فکر میکردم، دیدم باورهای من درباره خداوند مخصوصاً درباره ی موارد مالی هنوز خیلی مشکل دارند،و قدرت هنوز در دستان عوامل بیرونی هست…

    با اینکه بارها خدای عزیزم همزمانی های فوق العاده ای برام بوجود آورده ، بارها از طریق دست هاش برام نعمت فرستاده ولی انگار هنوز باورهام خیلی تغییر نکردند، که البته طبیعی هم هست این موضوع چون من هنوز تکاملم رو کامل طی نکردم…

    حقیقتاً نداشتن آزادی مالی خیلی برام گرون تموم شد و فقط در طول مسیر به خودم میگفتم من و خانوادم لیاقت آزادی مالی رو داریم…

    چند روز قبل تو دفتر شکرگزاریم به خودم تعهد داده بودم که خداوند هر کاری که بگه رو من انجام بدم، روز بعدش نشانه دوره 12 قدم اومد، منم تصمیم گرفتم فعلاً قدم اول رو بخرم و تمارینش رو حتماً انجام بدم، فکر کنم این اولین قدم برای اعتماد به خداوند و ربّانیتش باشه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 609 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    صادقانه میگم من همسرمو همیشه در جایگاه خدا قرار میدم و قدرت رو میدم به اون.

    اونه که نقش اساسی داره در حال خوب یا بد من.

    من اینو میدونم که نباید به کسی غیر از خدا قدرت بدم ،ولی اعتراف میکنم که در رابطه با همسرم نمیتونم.

    در رابطه با بقیه ی افراد خوب میتونم ذهنمو کنترل کنم و قدرت ندم بهشون ،ولی با همسرم نمیتونم…

    خیلی هم دارم زور میزنم که این عادت اشتباه رو ترک کنم ولی نمیتونم نمیتونم…

    همش میگم رفتار اونه که باعث میشه حال من بد بشه .اون مقصره…

    مدام به خودم میگم این منم که این رفتار همسرمو برانگیخته میکنم ،با باورهای اشتباهم . هر چی تو زندگیم اتفاق میفته مقصر صد در صد ش خودمم.ولی در عمل عاجزم.

    یه تضادی چند روزه برام پیش اومده تو رابطم با همسرم،بعد از کلی کلنجار رفتن با خودمو همسرم، دیگه خسته شدم .بریدم. گفتم خدایا منننن نمیتونم .از عهده ی من خارجه.من نمیتونم این مسئله رو حل کنم .خودت درست کن .سپردم به خودت.منو ازین امتحان سربلند بیرون کن.

    گفتم این چالش اومده تا منو بزرگ کنه . رشد بده.عوض اینکه بیام درسمو بگیرم ازش و اونو یه پله کنم برای رشدم، خودمو توش گیر انداختم، مثل یه باتلاق که هر چه بیشتر دست و پا برنم ،بیشتر فرو میرم.

    اینها رو الان که به خودم میگم ، دو ساعت دیگه باز یادم میشه و میخوام باز فرو برم تو اون باتلاق ،که سربع باز به خودم یاداوری میکنم که این تضاد اومده منو رشد بده، یادم باشه این یه امتحانه ،و من اگه ازین ازمون سربلند بیرون بیام خدا میدونه چه پاداشهایی خدا بهم میده . قدرت من ارامش منه، من باید اراام باشم چون خدایی دارم که پشتمه. بسپر به خودش که رب العالمینه.اون‌کسی که رفتارش منو اذیت میکنه رو خدا افریده و تحت سلطه ی خداست ،این منم که تعیین میکنم چجوری با من رفتار کنه .ولی اعتراف میکنم که نمیدونم خودم باید چه باورهایی داشته باشم که اون طرف با من رفتار خوبی داشته باشه .اینم میدونم که باید خودمو دوست داشته باشم .برای خودم ارزش قایل باشم و ازین حرفا .ولی دقیقا نمیدونم چجوری؟!

    چجوری خودم‌ دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قایل باشم؟

    واقعا عمل کردن به اگاهی ها ،یه اراده ی اهنین میخواد .با یه بشکن ادم یادش میره هر چه تا الان یاد گرفته.

    با این تضاد بیشتر درک کردم که مواظب ورودی هام باشم سفت و سخت.چون ورودی ها یی که داشتم باعث بوجود اومدن این مسیله شد تو زندگیم.

    بیشتر پذیرفتم که به نازیبایی ها توجه نکنم . به همون یه ذره احساس خوبم وسعت بدم ،و همونو هی تکرار کنم تو ذهنم .

    الان به لطف خدا بعد از چند روز جنگ سخت و روح فرسا با خودم ، یه ذره به ارامش رسیدم،واز خدا میخوام که همین یه ذره رو‌به وسعتِ بزرگیش ،وسعت بده ، و ازین چالش منو سربلند بیرورن بیاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 433 روز

    سلام از یک سحرگاه بارانی

    دیروز که فایل توحید عملی رو گوش دادم اومدم یک باور پنهان و شرک آلودی که داشتم و تا حدودی قبلا بهش پی برده بودم ولی عمیق و منطقی باهاش روبرو نشدم رو کالبدشکافی کردم که اینجا مینویسم تا شاید بقیه دوستان هم بهش فکر کنند و ببینند که شرک چطوری رسوخ میکنه به ظرافت وارد زندگیهامون:

    از کودکیم به کرات میدیدم که بابام همیشه از یک سری افراد تو فامیل خیلی حساب میبره یا ازشون میترسه و ما رو هم نصیحت میکرد که نباید پا بزارین رو دم چنین افرادی که اینها رو اگر باهاشون خوب تا نکنین چنین می کنند و چنان..‌

    همیشه روی همین ترس، می دیدم که اونها در راس مجالس و محافل ما هستند و بسیار باهاشون محترمانه رفتار میشه و گلِ هر چیزی باونها داده میشه.

    و انقدر اینها تو ذهن خانواده من بزرگ بودن که حتی وقتی رابطه ای به طلاق ختم شد گفتن اینها مقصرن و اینها زهر خودشون رو ریختن و …

    و این نطریه تو کل فامیل هم بود نه تنها بابام و جوری که وقتی میخواستن تصمیمی بگیرن میگفتن به اینها نگیم که اینها دو به هم زنی میکنند.

    و این انقدر رو مغز و ذهن من بود که چرا ما انقدر بزرگ و موثر نباشیم ؟!

    نتیجه چنین افکاری این شد که منم تبدیل شدم به آدمی که باید به جایگاهی برسم که آدما رو من حساب باز کنند و حرفم برو داشته باشه و تلاش کردم و شاغل شدم تو جاهایی که تو نگاه عام خیلی بزرگ بود و اون خلا ناکافی بودنم تو وجودم بود و میگفتم تو معیارهام برای ازدواج این قطعا باید باشه که طرف جایگاه اجتماعی بالایی داشته باشه معتقد بودم که ما که انسانهای مهم و تعیین کننده ای نیستیم و کسی هم که از ما حساب نمیبره حداقل از طریق همسر آینده ام دیگران روی من حساب کنند(نه که دقیقا اینارو بگم الان نیت پشت اون خواسته ام رو کشف کردم (^o^) ) و به دنبال این جذب آدمایی میشدم که جایگاه اجتماعی بالایی داشتن ولی …

    اون آدما جایگاه اجتماعی خوبی داشتن و من چون اونها رو بالاتر و بهتر از خودم میدیدم بخاطر احساس عدم لیاقت انقدر اونها رو بت میکردم و ارزشمندتر میدونستم که ذهنی باونها میچسبیدم و در یک شرک پنهان قرار میگرفتم احتمالا آدمایی که احساس لیاقت کمتری دارند پتانسیل شرک هم در اونها بالا باشه…

    احساس نالایقی داشتم>>( آدمای که یه لول از نظر شغلی از من بالاتر بودن رو ارزشمندتر از خودم میدیدم)== با خودم میگفتم این آدم رو نباید از دست بدم و میچسبیدم به دستان خدا (یعنی همان شرک )

    این سیکل معیوب بارها بارها تکرار شد و پس گردنی که چه عرض کنم با کله هم میرفتم تو باقالی ها اما دست بردار نبودم که…

    این روزها هم که نگم چقدر از چپ و راست ترس از شرایط اقتصادی و بالارفتن قیمتها تو پوست و خون و گوشت آدمها فرو رفته و تو هر محیطی قرار میگیرم چنین ترسی حاکمه… گاهی باخودم میگم بیام پولم رو فلان چیز بخرم که گرون بشه و … بعدا نمیتونی بخری ولی همونجا میگم استپ اگر باور داری که خداوند هست که رزق رو میده پس از روی ترس کمبود نخر چون وقتی آرامش نداری و تصمیمی بگیری بقول استاد اون حرفا رو شیطان بهت میگه.

    امید است که با این منطقها و ساختن باور درست بتونم ریشه این شرک رو بخشکانم و این لطف خداوند رو ممنونم و همچنین از استاد و خانم شایسته که این فایل رو گذاشتین تا من بشینم و باگ ذهنم رو پیدا کنم و رفعش کنم.

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    عبدالله سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 379 روز

    سلام به همه دوستان هم فرکانسیم

    سپاس گزارم که باز می خواهم در این سایت الهی یه کمنت بگزارم در پاسخ به این سوال

    همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا

    من در حدود همین چند روز که گذشت، من قدرت را داده بودم به اشخاص که از مقامی خوبی در جامعه برخوردار بودن مثل رئیسان مکاتب و یا مدیران و ترس داشتم از صحبت کردن همراه شان برای دریافت کار اما یک روزی بر ترس هایم غلبه کردم و به حرف قلبم گوش کردم و حرکت کردم

    و توانستم با 30 لیسه خصوصی پیشنهاد همکاری در تدریس بتم در حالی که من توانایی تنها یک سی وی دادن را برای یک لیسه نداشتم چه برسد که من همراه 30 رئیس صحبت کنم

    و این خیلی احساس خوبی برایم داد چون من خیلی ترس داشتم حتی نمی توانستم بحش فکر کنم و موقع که فکر میکردم ناراحت میشدم

    من در این تجربه فهمیدم که باید احساس خود را خوب کنیم بعد حرف های قلبمان میاد و به حرف قلب خودمان گوش کنیم تا بتوانیم بر ترس هایمان غلبه کنیم چون تا روزی که من به حرف های ذهنم گوش کردم بدون نگرانی و ترس بیشتر برایم دیگر چیزی نیاورد.

    و همچنان من در ذهنم یه قدرت را به پدرم دادم یعنی فکر میکنم بدون پدرم نمی توانم.

    و از این پس می خواهم موقع که ترس سراغم آمد هر چه زود تر خود را به خدا بسپارم و حرکت کنم به طرف ترسم چون تا در آب نپری از آب ترس داری برای شنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    علی بهره ور گفته:
    مدت عضویت: 3525 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته پرتلاش و همه دوستان توحیدی

    واقعا اینکه توحید همه چیز است اصل است درش هیچ شکی نباید کرد و در تمام این قسمت ها و دوره ها و فایل های استاد که داریم کار میکنیم نباید از این اصل بنیادی غافل بشیم چرا دلیلش با تجربه خودم میگم

    من بعد از گرفتن نتایج فوق العاده با استفاده از فایل های استاد یک مدت کوتاهی فاصله افتاد البته فاصله به این صورت که من فایل ها ی استاد رو هر روز امکان نداشت گوش نکنم فاصله از لحاظ اون شور و شوق اون شعف اون انگیزه درونی

    من روی فایل های استاد به زعم خودم گوش میکردم خوب میدونستم توحید و یکتاپرستی یعنی همه چیز خدا برات میاره و جهان رو در اختیارت قرار میده و هرچی بخای میشه ولی خوب من اکتفا کرده بودم به چند تا فایل های توحیدی 1 تا 6 که بصورت کات شده هر روز و اون جاهای مهمش که بود رو گوش میدادم اتفاقات بازهم در درونش بود ولی اون ثبات فرکانسی اون حال درونی خوب کم شده بود …

    حتی من اومدم روی دوره عزت نفس بصورت تمرکزی کار میکردم و عزت و اعتماد بنفسم فوق العاده بالا رفته بود ولی نمی دونستم چرا با این که من عزت نفسم بالا رفته دیگران از نتایجم بهره میبرن چرا همه چیز برام برعکس میشد با اینکه با خیال خودم دارم روی دوره عزت نفس کار میکنم…

    یک جورایی شرایط جالب نبود شده بودم سختی برای سختی ها واقعا به معنای واقعی

    میرفتیم مسابقات شنا تلاشمو میکردم مقام قهرماین هم میاووردم تیمی ولی نوبت که به من میرسید در مسابقات داور از من خطا میگزفت در صورتی که تمام زحمات و هماهنکی رو من انجام میدادم ولی …

    روی عزت نفس کار میکردم واقعا به معنای واقعی ولی دیگران از من فاصله میگرفتن …خیلی جالبه با شگاه بدنسازی میرفتم خیل ی عالی تمرین میکردم وزنه های خیلی خوبی میزدم ولی به شیپ و استایل و حجم عضلاتم نکاه میکردم میدیدم هیچ تغییری نکردم…

    در کارم تلاش زیادی می کردم ولی نمی دونم چرا چیزی یاد نمی گرفتم واقعا میگم ها..

    به قول استاد در این فایل”اگه روابط خوبی نداری هم باورهات در مورد روابط ایراد داره و هم در مورد خدا اگه ثروت مند نیستی هم باورهات در مورد ثروت ایراد داره هم در مورد خدا…” اینجا بود که فهمیدم ای وای به من به خیال خودم روی توحید کار میکردم ولی اون حس و اون حال توحید در من نبود…میشه گفت غرور بود…

    خدا رو فراموش کرده بودم …

    اون خدا در کنارم نبود یعنی بود ها من باورش نداشتم من فراموشش کرده بودم من برای مورد تایید قرار گرفتن دیگران روی عزت نفس خودم کار می کردم که این خود شرکه…

    موفقیت ها میاد ولی به نام یکی دیگه موفقیت ها میاد ولی برکت نداره البته به سختی

    زندگی میکنی و لذت نمیبری چرا چون دستت تو دست خدا نیست.

    استخر میری ولی حال نمکنی

    شکرگزاری می کنی ولی اون حال واقعی خوب اتفاق نمیفته

    همه چی توحیده همه چی توحیده …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 65

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم

    و سلام به همراهان این مسیر الهی

    آخ آخ دقیقا بحثی که من عاشقشم یکتا پرستی توحید توکل

    و چقدر شیرینه این مسیری که آدم برای رسیدن به خواسته های مادیش پای خدارو میکشونه وسط و ی آن به خودش میاد میبینه که خدای من به خدایی رسیده که حتی یک ساعت داشتنش به دنیایی از اون خواسته های مادی می ارزه و کماکان به تمام اون خواسته های مادیش هم به راحتی و با لذت میرسه

    خدای همیشه مهربونم خدای دوست داشتنی ام روزی که من پامو تو این سایت گذاشتم همه چی میخواستم الاتو

    دنیا دنیا ارزو رویا داشتم الاتو

    خدای خوبم رفیق فاب همیشگی من

    بعد از گذشت دوسال و بهتره بگم بعد از گذشت 9 ماه که تعهدی دارم رو فایل و دوره ها پیش میرم هرچند تقریبا تعهد 30 درصد من به دنیایی از داشته ها رسیدم به آرامشی رسیدم به ی پکیج عالی از زندگیم رسیدم که اصلا قابل مقایسه با ی سال پیش من نیست و با تمام این همه خواسته که بهش رسیدم این بودن با خدا این خلوت کردن با خدا این عشق بازی با خدارو حتی ی ساعتشو حاضر نیستم با تمام داشته های دنیا عوض کنم

    استاد عزیزم شما دست خدا شدین تا این مسیر الهی تا این رفاقت تا این عشق بازی مقدس رو به من هدیه بدین

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    ragheb گفته:
    مدت عضویت: 800 روز

    سلام به استاد عزیزم

    خیلی ممنونم بابت این فایل قشنگتون

    من امروز به این فایل زیبا هدایت شدم.خیلی لذت برم

    موضوع توحید واقعا موضوع قشنگی هست و باید این موضوع رو تمرین کنیم برای همیشه.

    من در حال حاضر منتظر نماینده شهرستان خودم هستم که کاری برام کند وارد شرکت نفت بشم. ولی با این فایل زیبا که دیدم تصمیم گرفتم شرک رو کنارم بذارم و توحید رو در تمام جنبه های زندگیم پررنگ کنم.و همیشه تمرین کنم و توحید اصل و اساس زندگیم قرار بدهم.استاد عزیزم خیلی ممنونم بابت این فایل قشنگتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 953 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز دوازدهم از تعهد 40 روزه ام

    دیشب صدای خیلی بلندی شنیدم باید فایلهای توحیدی رو گوش بدی

    امروز درخواست هایی از خدا داشتم و با حال خوب خاستم

    اتفاقاتی افتاد یدفه ذوق کردم

    چون تا نزدیک ظهر ساعت 1 خبری از تیک خوردن خاسته هام نبود

    بعدش تو دلم گفتم شاید خیریتی داره

    و طولی نکشید ک دوتا خاسته هام تیک خورد

    و سپاسگذارم از خدا وسیله جدیدی تو کارم اضافه کرد و خوشحالم کرد خدایا شکرت برای همه چیز

    هرانچه دارم از خداست و

    من بدون خدا هیچکاری ازم بر نمیات

    خدا عزت نفس من رو بالا برد

    خدا افراد خوب دورم جمع کرد

    خدا بهم قوت قلب داد

    خدا بهم کار داد درامد داد

    خدایا کمکم کن ک من ب هر خیری از سمتت بهم برسه فقیرم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    امیرحسین راد گفته:
    مدت عضویت: 3549 روز

    سلام بر استاد گرانقدر و موحد جناب عباس منش عزیز و دوست داشتنی

    من همیشه دوست داشتم یه شخصیت بروز و موحدی داشته باشم به دور از باورها و عقاید اشتباه و متعصبانه برخی از گذشتگان

    صحبت های سخنرانان مختلفی رو گوش کردم اما کاملا به دلم نمیچسبید.

    همیشه دنبال حقیقت جهان هستی بودم.

    و بلاخره تصمیم گرفتم که به دور از باور ها و عقاید قبلی بشینم

    کل کتاب قران کریم رو از اول تا اخر با معنی بخونم تا متوجه حقیقت بشم.

    شروع کردم به خوندن اما منظور برخی از آیات رو درست متوجه نمیشدم.

    تا این که یه فایلی از اینترنت دانلود کردم به نام قانون جذب در قران که از شما بود

    این فایل خیلی روم تاثیر مثبت داشت و بعدش تو سایتتون ثبت نام کردم

    و کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو تهیه کردم

    و فایل خدا را بهتر بشناسیم رو دیدم و نگاه سیستمی به خداوند رو کاملا درک کردم

    و بعدش فایل چشم زخم و نامه 31 نهج البلاغه که خیلی عالی بودن

    بعد از این آگاهی های ناب که از صحبتاتون گرفتم

    درکم نصبت به خداوند خیلی قویتر شد و تونستم آیات قرآن کریم رو

    خیلی بهتر درک کنم و زندگیم به لطف خداوند خیلی متحول شد

    خیلی خوشحالم که خداوند شما رو سر راهم قرار داد

    و بسیار سپاسگذارم از شما که راه حق و صحیح هر چیزی رو بی ریاح

    در اختیار همگان قرار میدید.

    عااااااشق خدایی هستم که همواره با ما هست و از رگ گردن به ما نزدیکتره

    خدایی که مشتاقانه منتظر توبه بندشه و هر لحظه که بخوایم برگردیم از همون لحظه

    فرکانسمون عوض میشه و دستان هدایتگر خداوند ما رو به مسیر حق و درستی

    هدایت میکنه

    واقعا چه حس قدرت و ارامشی داره وقتی میدونی خداوند تمام قدرت رو در دست خودت داده

    و خودت خالق شرایط زندگی خودتی و خداوند همیشه هواتو داره

    و من این جمله رو با تمام وجودم درک کردم

    {فرو افتادن در مقابل خدا تنها راه برخواستن است}

    در نهایت از استاد عزیزم کمال تشکر و قدر دانی رو دارم

    و برای شما و همکاران محترمتون و اعضای عزیز این سایت و برای تمام هستی آرزوی

    سلامتی خوشبختی ارامش نشاط و ثروت و سعادت در دنیا و اخرتو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: