اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یکی ازبزرگترین شرک هایی مانع ورود استقلال مالی درزندگیم شده اینه که من همش به پدرم وابسته هستم ازاون انتظار دارم خیلی سخته یه عمر اینطوری زندگی کردی حالابخوای نگاه توحیدی جایگزینش کنی امامیشه اروم اروم تکاملی همونطور که درموردمسائل ریزودرشت زندگیم هدایت شدم به راحتی به همین راحتی هم میشه این هم میشود
خدایاشکرت من نوشتم تونوتیبوک گوشیم که استقلال مالی میخوام وازخداطلب هدایت کردم که خدایا ذهنمو بازکن باورهاموقوی کن پاشنه اشیلمو بگو خداهن داره همین کارمیکنه که داره بهم میگه چرا نمیتونی خودت استقلال مالی داشته باشی چون همش چشم امیدت به یه نفردیگست تاوقتی که این نگاه داری طبیعی که این اتفاق نیوفته بیاروی من حساب کن بیا روی کسی حساب کن همه چی اونه اول واخر ظاهروباطن پدرومادروپول سلامتی و…هرچی داری نداری همش اونه
نگاهت فقط به یه دست نباشه همین باعث شده که پول واردزندگیم نشه نتونم ازمهارت هام پول بسازم
حالاکه دوباره بهم اصل یاداوری کردی وراهنمام شدی بایدتمرکزی روی توحیدولیاقت کارکنم تا هدایت بشم به سمت خواسته هام …
حتی یکی دیگه ازخواسته هام این بود خب من چندتاخواسته همزمان میخوام وقتی پرسیدم کدوم اول هدایتم کرد که کدوم تنرکزبرازم ویه ارامشی درونم بهم گفت نگران اون بقیشون نباش هدایت میشی بزای اون ها نگرانی ندارم میدونم که اوناهم درزمان مناسبش میان .
نمیدونم چه پلنی داره ولی یه ارامشی درونم گذاشته که اون نگرانی قبلی ندارم اینومیفهمم واحساس میکنم همه جی داره دست به دست هم میده تابه خواسته هام ازمسیرهموارولذت بخش برسه
قبلا هم که به یه سری خواسته هام رسیدم یه چیزی متوجه شدم که مسیر لذت بخش ترازخودنتیجه بود اون حال خوب واون هدایت ها ازهمه چی لذت بخش تربود ومن همینودوباره میخوام وازهمین لحظه احساس میکنم تواین مسیرم
چرااین حقیقت برام ملموس ترشده چون قبل وبعدشو دیدم درمسائل کاریم دیدم وقتی درگیرنتیجه بودم چقدرمسیرسخت وطولانی وکندپیش میرفت وبعدش که تسلیم شدم گذاشتم هدایتم کنه چقدرلذت برد شیریتی اون لحطه اون حال خوب باعث شده که برام همواری ولذت مسیرمهم ترازخودنتیجه باشه
چقدرهمه چی به طور عجیبی پیوستگی داره درک اتفاقات دلیل به وجوداومدنشون هدایت ها باورها همه چی به هم وصل وچطوردارن اتفاقات زندگیمو شکل میدن هم درجهت مثبتش هم منفی
یکی ازلدت های مسیر درک وپیوستگی این اتفاقات هست مبهوت میشی ازقدرت خدا ازهدایت هاش که چطورهمه چی مثل پازل کنارهم میزاره وداره جفت وجورمیکنه ولی تومتوجه نیستی ولی اون داره درهرلحظه این کارمیکنه .
سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من ،،
تنها تنها تنها خالق زندگی خودم ، خودم افکارم باورهام و فرکانسم هستم ،،
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که دوباره فرصتی بهم دادی تا بنویسم برای اول خودم و دوم دوستان عزیزم
سلام و درود به تک تک دوستان گل گلاب خودم
چقدر حس خوبیه بعد از مدتها دارم کامنت میزارم تو این سایت مقدس محبوب خداوند
بچه ها چقدر این حقیقت واضح و روشن توی زندگی ماها هست که داشته هامونو چون همیشه بودن ندیدیم
خیلی مهمه ها ، ببین تک تک ماها منو شما همیشه فقط داریم به نداشته هامون تمرکز میکنیم
اگه فلان چیزو داشتم
اگه فلان میشد
حالا ی حقیقت دیگه همیشه داره توی ذهن من گفته میشه همین لحظه دقیقاً همین الان بشین فکر کن دقیقاً داری چیزایی رو تجربه میکنی که درست چند وقت پیش داشتی آرزوشون میکردی الله اکبر
ینی امکان ندارن کشی بتونه ادعا کنه که نخواسته
نکته بعدی اینه که باید مدام داشته هامونو مرور کنیم
واقعاً خیلی مهمه شکرگذار داشته هامون باشیم
ینی همین حال به نحو احسنت دریابیم
صد در صد چیزی که داریم و استفاده کنیم و ازش لذت ببریم
این حس خودش دنیا حس خوب واسمون به ارمغان میاره
مثلاً چند وقت منتظر بودی وسیله نقلیه بخری
الان که خریدی بیشترین لذت و ازش ببر
یاد بیار وقتایی که میگفتی اگه ماشین داشتم فلان میکردم فلان جا میرفتم خوب برو دیگه
یا مثلاً اگه درآمدم آنقدر بشه فلان کارو میکردم
الان نگاه کن ببین چقدره .
بپرس از خودت
تعجب میکنی که چقدر از خواسته ها و آرزو های قابلیت الان داری زندگی شوند میکنی
امروز 26/11/1404 دقیقاً روز تولد چمه دارم اینو به یادگار مینویسم
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که ظرف دریافتم از باران ثروت الهی ات را هزار برابر کردی
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که فوج فوج انسان های شریف و ثروتمند خودت را سر راه من قرار میدهی تا به راحتی و عزتمندانه از من خرید میکنند
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که پولی که از حسابم خارج شد هزار برابرش به حسابم برگشته
به نکته خیلی خیلی جالب اشاره کردین ،اینکه ما داشته هامونو نمیبینیم در صورتی که روزی ارزوی ما این بوده که این نعمت ها رو داشته باشیم ،این همه نعمت و فراوانی برامون بدیهی شده و حالا قدردان این داشته ها نیستیم
امروز صبح طبق معمول کامپیوتر رو روشن کردم و سریال زندگی در بهشت رو نگاه کنم ،موس رو گذاشتم گفتم خداوندا هدایتم کن انچه که باید ببینم
میدونین برام کدوم قسمت اومد ….؟؟؟ قسمت 180 سریال زندگی در بهشت
استاد تو تمپا بود ،از فروشگاه خرید کرده بودن ،اومدن داخل ماشین که به سمت خونه بیاد ،دوربین رو گذاشتن روبه روی خودش …
دقیقا در مورد همین موضوعی که نوشتین صحبت کردن
خیلی خیلی برام جالب و آموزنده بود
انگار بعد از این همه سال تازه داشتم چیزهای جدیدی می شنیدم
اومدم کامنت بخونم شما هم از این موضوع صحبت کردین
اگه فرصت کردین این قسمت از سریال رو ببینین …
برای من یه نشونه بود که خداوند هدایتم کرد
از خداوند میخواهم همیشه تو این مسیر ثابت قدم بمونم ، و همیشه توحیدی فکر کنم و توحیدی عمل کنم
سلام استاد عزیز و بزرگوار .واقعا زبانم قاصر است از سپاسگزاری از خدا و شما که این فایل بی نظیر رو به ما هدیه می دید ..فقط خواستم رد پای توحید رو در یه فروشنده غریب در شهرمون که واقعا الان همه می شناسنش وواقعا موفقه این آقا یه جمله قشنگ برا خودش به عنوان اسم گذاشته توی تلگرام که واقعا ارامش بخشه و اونم اینه(کار خوبه خدا درست کنه) و کافیه یه سر به مغازش بزنی تا فراوانی رو اونجا ببینی و باور توحید رو تایید کنی….استاد عزیزم خیلی دوست دارم.به میکاییل عزیز لطف کنید بگید که شما رو از طرف من ببوسه…موفق باشین….
واقعا دگرگون شدم چند روزی بود که هی در فکرم می آمد که استاد در کدام فایلشون از آتش سوزی محل کارشون صحبت کردند که من نشنیدم و خلاصه دو سه ساعتی بود که از چه راهی اینو بفهمم گفتم زنگ بزنم به خانم فرهادی عزیزم بعد گفتم نه روز تعطیله و درست نیست گفتم از دوستای توی سایت بپرسم دوباره گفتم اصلا از خدا می پرسم خدا خودت بهم بگو ، و دقیقا فایل را که بخواهم دانلود کنم چند ساعت طول کشید همیشه دانلود سریالها برایم راحت نیست فکر کنم چون سایت شلوغه، و دقیقا در این سایت خدا با استفاده ازاستاد مهربون جواب را داد، خدایا تو چقدر ماهی خدایا شکرت خدایا دوست دارم.
خدایا را شکر که شما سلامت هستید و جان سالم بدر بردید یکی از خوبیهای این مورد این است بسیار آدمها را در راه درست هدایت کردید و باعث خیر بسیار زیادی شدید نمونه اش من نمونه اش الگوهای مرجع که در قسمت فایلهای رایگان است و دیگر نمونه اش این همه دوستان هستند که برای شما دیدگاه می فرستند.
استاد گرامی من حقیقتا در این سایت بود که خدا را شناختم من مادری بسیار مذهبی دارم و یعنی مذهبی که چی بگم نگم بهتره … … از کوچکی همش در مجالس تاسوعا عاشورا و … بودم و فقط گریه و زاری ، واقعا شما خدا را به من شناخسوندید شما به من فهموندید که خدا چیست خدا کیست و شما بودید که خیلی خیلی چیزا را از شما یاد گرفتم شما بودید که به من قران را یاد دادید که الان طوری هستم که یک روز حتی یک آیه از قران را نخوانم حالم از لحاظ روحی خوب نیست و همش با قران و خدا زندگی می کنم .
این فایل تقریبا دوروز طول کشید تا کمی درک کنم تا بتونم به درونم برگردم
تا حس داشته باشم به فرامین استاد
بخاطر فاصله ی فرکانسی خیلی زیاد با توحیدو خدا بود
توی همین سفرنامه،من با قران دوس شدم و از روزی ک دوس شدم تا به امروز ک روز 23امه،دوبار قرانو باز کردم
اولین بار،با ی شادی خوندمو انگار بعد از سالها دوستمو دیدمو ذوق رسیدن به دوستم،خیلی نمیذاشت از وجود دوستم لذت ببرم
اما امروززز
امان از امروز استاد…
انقدر زیباااااا و شیوا خدا باهام حرف زد
همینطوری قرانو باز کردم ،قبلش گفتم خدا بیا باهم حرف بزنیم
مثل همون دوست ،که دیگ حالا میخواستم ببینم چیکارا میکرده چی بهش گذشته و خلاصه هم نشینی با ی دوست …..
چرا سوره انبیاا؟؟
من شروع کردم به خوندم
سه بار!
باورم نمیشد
انقد شیوا!؟؟؟ انقد راحت؟؟
بعد مثال هایی ک من بفهمم خدا چقدر داره میگه: ندای من ،فقط منم ک میتونم کمکت کنم و تا اخرین لحظه ی زندگیت منم ک بهت هی دارم میگم توکلت بمن باشه،حواست پرته کسی نشه ،قدرتو ب کسی نده،حاشیه ها رو بزار کنار،خالص باش باهام…
من تا اخرین لحظه ی زندگیت همش حواسم بهت هست ک بگم اما توییی ک اگه زندگی پر از سلامتی و ارامش وثروت میخوای باید بیای ،ک اگه نیای،خودت در هلاکت میمیری
با اون همه مثال توی این سوره ی قران،انگار خدا داشت بهم ، قدم به قدم یادم میداد
همه ی این درک،بخاطر پیش زمینه ای بود ک از اگاهی های شما داشتم استاد!
پیامبر زمانه هستین استاد!
شمام دقیقا مثل همین مثالهایی ک توی این سوره بود،اگاهی دادین
فقط باید معنیشو خوندو اون حس الان من درک بشه!
حالا دیگ،قران لاب لای کتابو دفترامه،بدونه اینک فک کنم گناهه ک وضو ندارمو هزارتا باوری ک نمیذاشت توی این سی سال اینجوری درک کنم خدارو….
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض میکنند. (1)
این مردم غافل را هیچ پند و موعظهی تازهای از جانب پروردگارشان نیاید جز آنکه آن پند را شنیده و باز به بازی دنیا و لهو و لعب عمر میگذرانند. (2)
دلهاشان به لهو و بازیچهی دنیا متوجه است و مردم ستمکار پنهان و آهسته با یکدیگر میگویند: آیا این شخص جز آن است که بشری مانند شماست؟ چرا شما که مردمی بصیر و دانا هستید سحر او را میپذیرید؟ (3)
پیامبر گفت: خدای من هر حرفی که خلق در آسمان و زمین گویند همه را میداند، که او خدای شنوا و داناست. (4)
بلکه این مردم (غافل نادان) گفتند که سخنان قرآن خواب و خیالی بیاساس است، بلکه این کلمات را خود فرابافته بلکه شاعر بزرگی است و گر نه باید مانند پیغمبران گذشته آیت و معجزهای برای ما بیاورد. (5)
پیش از اهل مکه هم ما اهل هر شهری که ایمان (به خدا و روز قیامت) نیاوردند همه را هلاک کردیم آیا اهل مکه ایمان خواهند آورد؟ (6)
و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آنها (هم مانند تو) وحی میفرستادیم شما اگر خود نمیدانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید. (7)
و ما پیغمبران را (چون فرشته) بدون بدن دنیوی قرار ندادیم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا هم همیشه زنده نماندند. (8)
آنگاه ما به وعدهای که به آنها دادیم وفا کردیم و آنان را با هر که خواستیم (از شر دشمنان) نجات دادیم و مسرفان ظالم را هلاک گردانیدیم. (9)
همانا ما به سوی شما امت کتابی که مایهی شرافت و عزت شماست فرستادیم، آیا نباید در این کتاب بزرگ تعقل کرده و حقایق آن را فهم کنید؟ (10)
و چه بسیار مردم ستمگری در شهر و دیارها بودند که ما آنها را درهم شکسته و هلاک ساختیم و قومی دیگر به جای آنها بیافریدیم. (11)
پس هنگامی که آن ستمکاران عذاب ما را به چشم مشاهده کردند از آن دیار رو به فرار نهادند. (12)
(در آن حال به آنها خطاب شد که) مگریزید و رو به کامرانیها و خانههای خود آرید (و به اصلاح فسادکاری خویش بپردازید) که روزی ممکن است از آن بازخواست شوید. (13)
ظالمان به حسرت و ندامت گفتند: وای بر ما که سخت ستمکار بودیم. (14)
و پیوسته همین گفتار (حسرت بار) بر زبانشان بود تا آنکه ما همه را طعمهی شمشیر مرگ و خاموش هلاکت ساختیم. (15)
و ما آسمان و زمین و آنچه را که بین زمین و آسمان است به بازیچه نیافریدیم. (16)
اگر میخواستیم جهان را به بازی گرفته و کاری بیهوده انجام دهیم میکردیم. (17)
بلکه ما همیشه حق را بر باطل غالب و فیروز میگردانیم تا باطل را محو و نابود سازد و باطل بیدرنگ نابود میشود، و وای بر شما که خدا را به وصف کار باطل و بازیچه متّصف میگردانید. (18)
و هر چه در آسمآنها و زمین است همه ملک خداست، و فرشتگان و ارواح قدسی که در پیشگاه حضرتش مقربند هیچ گاه از بندگیش گردنکشی و سرپیچی نکنند و (از عبادتی که به شوق و رغبت میکنند) هرگز خسته و ملول نشوند. (19)
همه به شب و روز بیآنکه هیچ سستی کنند به تسبیح و ستایش او مشغولند. (20)
مگر این مردم (مشرک نادان) خدایانی از همین زمین برگرفتهاند که جان آفرین باشند؟ (21)
اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایانی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه مییافت، پس (از نظم ثابت عالم) بدانید که پادشاه ملک وجود خدای یکتاست و از توصیف و اوهام مشرکان پاک و منزه است. (22)
و او بر هر چه میکند بازخواست نشود ولی خلق از کردارشان بازخواست میشوند. (23)
آیا خدا را رها کرده و خدایان باطل بیاثر را برگرفتند؟ بگو: برهانتان چیست؟ بیاورید. این ذکر (خدای یکتا و دعوت به توحید، سخن من و عالمان) امت من است و همه انبیاء و دانشمندان پیش از من، اما بیشتر این مشرکان به حق دانا نیستند که از آن اعراض میکنند. (24)
و ما هیچ رسولی را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه به او وحی کردیم که به جز من خدایی نیست، پس مرا به یکتایی پرستش کنید و بس. (25)
و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است، (حاشا) خدا پاک و منزه از آن است، بلکه (کسانی را که مشرکان فرزند خدا پنداشتند از فرشتگان و مسیح و عزیر) همه بندگان گرامی و مقرب خدا هستند. (26)
که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند. (27)
هر چه آنان از ازل کرده و تا ابد میکنند همه را خدا میداند و هرگز از احدی جز آن کسی که خدا از او راضی است شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف (قهر) خدا هراسانند. (28)
و هر کس از آنها بگوید که من خدای عالمم دون خدای به حق، ما او را به آتش دوزخ کیفر خواهیم کرد، که سرکشان و ستمکاران را البته چنین مجازات میکنیم. (29)
آیا کافران ندیدند که آسمآنها و زمین بسته بود ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیز زندهای را آفریدیم؟ پس چرا باز (مردم طبیعت و مادهپرست) به خدا ایمان نمیآورند؟ (30)
و در روی زمین کوههای استوار قرار دادیم تا خلق را از اضطراب زمین حفظ کند، و نیز راهها در کوه و جادههای پهناور در زمین برای هدایت و راهیابی مردم مقرر فرمودیم. (31)
و آسمان را سقفی محفوظ و طاقی محکم آفریدیم، و این کافران از مشاهدهی آیات آن اعراض میکنند. (32)
و اوست خدایی که شب و روز و خورشید و ماه را بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر میکنند. (33)
و ما به هیچ کس پیش از تو عمر ابد ندادیم (تا به تو دهیم) آیا اگر تو بمیری آنان ابداً به دنیا زنده مانند؟! (34)
هر نفسی مرگ را میچشد، و ما شما را به بد و نیک و خیرات و شرور عالم مبتلا کنیم تا شما را بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوی ما بازگردانده میشوید. (35)
و کافران هنگام ملاقات تو، تو را جز به استهزاء نگرفته (و گویند) آیا این شخص است که بتان را که خدایان شما هستند (به اهانت و بدی) یاد میکند؟ و (ای رسول ما بدان که) محققاً آنها به ذکر خدای مهربان (و کتاب و آیات او) کافر هستند. (36)
آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتابکار است، (ای مردم) ما آیات (قدرت و حکمت بالغه) خود را به زودی به شما مینمایانیم (و شما را عذاب میکنیم) پس تعجیل مدارید. (37)
و کافران میگویند: این وعده قیامت اگر راست میگویید کی خواهد بود؟ (38)
اگر کافران بدانند وقتی که آتش دوزخ هر طرف از پیش روی و پشت سر به آنها احاطه میکند که نه خود دفع آن توانند و نه از سوی کسی یاری شوند (آن وقت از قیامت آگاه میشوند و دیگر درخواست عذاب نکنند). (39)
بلکه واقعهی مرگ و قیامت ناگهانی فرا رسد و آنها را مبهوت و حیران کند که نه قدرت بر رد آن داشته و نه بر تأخیر آن مهلتی توانند یافت. (40)
و همانا به رسولان پیش از تو نیز بسیار تمسخر و استهزاء شد تا آنکه کیفر آن استهزاء به آن استهزا کنندگان احاطه کرد. (41)
بگو: کیست که شما را در شب و روز از (قهر) خدای مهربان محافظت میکند؟ بلکه این مردم از یاد خدای خود اعراض میکنند. (42)
آیا برای این مشرکان غیر ما خدایانی هست که بتوانند عذاب ما را از اینان منع کنند در صورتی که نه آن خدایان قدرت بر دفاع از خود دارند و نه آنها از سوی ما همراهی و حمایت شوند؟ (43)
بلکه تنها ماییم که این مردم و پدران پیشینشان را متمتّع (به نعمتهای دنیا) کردیم تا آنکه عمر دراز کردند، آیا مردم نمیبینند که ماییم که اراده کنیم و زمین (و اهلش) را از هر طرف (به مرگ و فنا) میکاهیم، آیا این خلق (عاجز بر ما) غلبه توانند کرد؟ (44)
بگو که من شما را به وحی خدا (از عذابش) میترسانم ولی گوش کر هنگام وعظ و اندرز، سخن و دعوت حق را نمیشنود. (45)
و اگر از جانب خدای تو بر این کافران شمّهای از عذاب فرا رسد در آن حال (به حسرت و پشیمانی) خواهند گفت: ای وای بر ما که مردم ستمکاری بودیم. (46)
و ما ترازوهای عدل را به روز قیامت خواهیم نهاد و هیچ ستمی به هیچ نفسی نخواهد شد و اگر عملی به قدر دانهی خردلی باشد در حساب آریم و تنها علم ما برای حسابگری کفایت خواهد کرد. (47)
و همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازندهی میان حق و باطل و روشنیبخش (دلها) و یادآور متقیان است. (48)
متقیان همآنهایی هستند که از خدای خود در نهان میترسند و از ساعت قیامت و روز جزا سخت هراسانند. (49)
و این قرآن کتابی است با اندرز و تذکر و برکت بسیار که ما آن را فرستادیم، آیا شما آن را انکار خواهید کرد؟ (50)
و همانا ما پیش از این ابراهیم را کاملاً به رشد و کمال خود رسانیدیم (تا بیرق توحید و خداپرستی را در عالم برافرازد) و ما به شایستگی او بر این مقام دانا بودیم. (51)
هنگامی که با پدرش (یعنی عمویش) و با قومش گفت: این مجسمههای بیروح و بتهای بیاثر چیست که شما به خدایی میپرستید و بر آن عمری متوقف شدهاید؟ (52)
آنها ابراهیم را پاسخ دادند که ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافتهایم (و ما پیروی آنها خواهیم کرد). (53)
ابراهیم گفت: همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهی بوده و هستید. (54)
قوم به ابراهیم گفتند: آیا تو (بر علیه شرک و اثبات توحید) حرف حق و حجت قاطعی برای ما آوردهای یا سخنی به بازیچه و هزل میرانی؟ (55)
ابراهیم پاسخ داد که خدای شما همان خدایی است که آفریننده آسمانها و زمین است و من بر این سخن به یقین گواهی میدهم. (56)
و به خدا قسم که من این بتهای شما را چارهای کنم (و با هر تدبیری توانم درهم میشکنم) بعد از آنکه شما (برای تفرج و رسوم عید به صحرا روید و از بتخانه) روی گردانید. (57)
(در آن موقع به بتخانه شد) و همهی بتها را درهم شکست به جز بت بزرگ آنها را تا (در مقام شکایت) به او رجوع کنند. (58)
قوم ابراهیم گفتند: کسی که چنین کاری با خدایان ما کرده همانا بسیار ستمکار است. (59)
(آنان که لعن بتان را از ابراهیم شنیده بودند) گفتند که ما جوانی ابراهیم نام را شنیدهایم که بتان را (به بدی و زشتی) یاد میکرد. (60)
قوم گفتند: او را حاضر سازید در حضور جماعت تا بر این کار او گواهی دهند. (61)
به او گفتند: ای ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟ (62)
ابراهیم (در مقام احتجاج) گفت: بلکه این کار را بزرگ آنها کرده است، شما از این بتان سؤال کنید اگر سخن میگویند. (63)
آن گاه با خود فکر کردند و با هم گفتند: البته شما ستمکارید (که این بتان عاجز و بیاثر را میپرستید نه ابراهیم که آنها را درهم شکسته است). (64)
و سپس همه سر به زیر شدند و گفتند: تو میدانی که این بتان را نطق و گویایی نیست. (65)
ابراهیم گفت: پس چرا خدا را (که هر نفعی به دست اوست) رها کرده و بتهایی را میپرستید که هیچ نفع و ضرری برای شما ندارند؟ (66)
اف بر شما و بر آنچه به جز خدای یکتا میپرستید، آیا شما عقل خود را هیچ کار نمیبندید؟ (67)
قوم گفتند: ابراهیم را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید اگر (بر رضای خدایان) کاری خواهید کرد. (68)
(پس آن قوم آتشی سخت افروختند و ابراهیم را در آن افکندند) ما خطاب کردیم که ای آتش سرد و سالم برای ابراهیم باش (آتش به خطاب خدا گل و ریحان گردید). (69)
و قوم در مقام کید و کینهی او برآمدند و ما (کیدشان را باطل کرده) آنها را به سختترین زیان و حسرت انداختیم. (70)
و ما ابراهیم را با (برادرزادهاش) لوط (از شر نمرودیان) برهانیدیم و به (شام) سرزمینی که مایهی برکت جهانیان قرار دادیم آنها را بفرستادیم. (71)
و به او اسحاق و افزون بر آن (فرزندزادهاش) یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته (مقام نبوت) گردانیدیم. (72)
و آنان را پیشوای مردم ساختیم تا (خلق را) به امر ما هدایت کنند و هر کار نیکو را (از انواع عبادات و خیرات) و خصوص اقامه نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم و آنها هم به عبادت ما پرداختند. (73)
و لوط را هم مقام حکمفرمایی (و یا حکمت و نبوت) و علم عطا نمودیم و او را از شهری که اهلش به اعمال زشت (و کار پلید لواط) میپرداختند نجات دادیم که آنها بسیار بدکار و فاسق مردمی بودند. (74)
و او را در رحمت خود داخل کردیم زیرا که از مردم بسیار صالح و نیکوکار به شمار بود. (75)
و (یاد کن حکایت) نوح را که پیش از این (خدا را به یاری خود) خواند، ما هم او را پاسخ دادیم و او و اهل بیتش (و گرویدگانش) را از اندوه و بلای سخت (طوفان) نجات دادیم. (76)
و او را بر دفع آن قومی که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم، که آن قوم بسیار بدکار (و کافر) بودند و ما همهی آنها را یکسر (به طوفان) غرق کردیم. (77)
و (یاد کن احوال) داود و سلیمان را وقتی که دربارهی گوسفندان بیشبانی که در مزرعی چریدند (و آن را تباه کردند) قضاوت مینمودند (که از شیرشان صاحب زرع به قدر زراعتش استفاده کند) و ما بر حکم آنها گواه بودیم. (78)
و ما آن قضاوت را به سلیمان به وحی آموختیم و به هر یک (از سلیمان و داود) مقام حکمفرمایی و دانش عطا کردیم و کوهها و مرغان را مسخر داود گردانیدیم که با (آهنگ تسبیح و نغمه) او تسبیح میکردند، و ما این معجزات را از او پدید آوردیم. (79)
و ما به داود صنعت زره ساختن برای شما آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدیگر محفوظ دارد، آیا شکر به جای میآورید؟ (80)
و باد تند سیر صرصر را ما مسخر سلیمان گردانیدیم که به امر او بدان سرزمین (سرزمین شامات) که با برکت برای جهانیان کردیم حرکت میکرد، و ما به همه امور عالم داناییم. (81)
و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا برای او غواصی کنند و یا به کارهای دیگر در دستگاه او بپردازند، و ما نگهبان دیوان (برای حفظ ملک سلیمان) بودیم. (82)
و (یاد کن حال) ایوب را وقتی که پروردگار خود را خواند که مرا بیماری و رنج سخت رسیده و تو (بر بندگانت) از همه مهربانان عالم مهربانتری. (83)
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش را برطرف ساختیم و اهل و فرزندانش را (که از او گرفته بودیم) با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا هم لطف و رحمتی در حق او کرده باشیم و هم اهل عبادت متذکر (لطف و احسان ما) شوند. (84)
و (نیز یاد آر حال) اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که همه بندگان صابر ما بودند. (85)
و ما آنها را به رحمت (خاص) خود درآوردیم، زیرا آنان از نیکان عالم به شمار بودند. (86)
و (یاد آر حال) ذوالنون (یعنی یونس) را هنگامی که (از میان قوم خود) غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمیافکنیم (تا آنکه به ظلمات دریا و شکم ماهی در شب تار گرفتار شد) آن گاه در آن ظلمتها فریاد کرد که خدایی به جز ذات یکتای تو نیست، تو (از شریک و هر عیب و آلایش) پاک و منزهی و من از ستمکاران بودم (که بر نفس خود ستم کردم). (87)
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را هم این گونه نجات میدهیم. (88)
و (یاد آر حال) زکریا را هنگامی که خدای خود را ندا کرد که بار الها، مرا یک تن و تنها وامگذار (و به من فرزندی که وارث من باشد عطا فرما) که تو بهترین وارث اهل عالم هستی. (89)
ما هم دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم و جفتش را (که نازا بود) برای او شایسته (همسری و قابل ولادت) گردانیدیم، زیرا آنها در کارهای خیر تعجیل میکردند و در حال بیم و امید ما را میخواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند. (90)
و (یاد کن حال) آن زن (یعنی مریم) را که دامنش را پاکیزه نگاه داشت و ما در آن از روح خود بدمیدیم و او را با فرزندش (عیسی) معجز و آیتی بزرگ برای اهل عالم قرار دادیم. (91)
این طریقه شما آیین یگانه (و پاک اسلام) است و من یکتا پروردگار و آفریننده شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنید. (92)
و امت (با این سفارش) باز در کار دین، بین خود تفرقه و اختلاف انداختند (و ملت واحد را پریشان و متفرق ساختند ولی) باز رجوع همه به سوی ما خواهد بود. (93)
پس هر کس اعمالش نیکو و دارای ایمان است سعیش (در راه دین) ضایع نخواهد شد و ما آن را کاملاً مینویسیم. (94)
و اهل دیاری را که ما هلاک گردانیم دیگر زندگانی بر آنها حرام است و هرگز (به دنیا یا به ایمان) باز نخواهند گشت. (95)
تا روزی که راه یأجوج و مأجوج باز شود و آنان از هر جانب (پست و) بلند زمین شتابان درآیند (که روز قیامت یا قیام ولی عصر علیه السّلام مقصود است). (96)
و وعده (ثواب و عقاب) حق بسیار نزدیک شود و ناگهان چشم کافران از حیرت بیحرکت فرو ماند (و فریاد کنند) ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم بلکه سخت به راه ستمکاری شتافتیم. (97)
(و به آن کافران خطاب شود) البته شما و آنچه غیر خدا میپرستید امروز همه آتش افروز دوزخید و در آن آتش وارد میشوید. (98)
اگر این بتان (که شما میپرستید) به راستی خدایان بودند به دوزخ نمیشدند در صورتی که (شما و بتانتان) همه در آتش مخلد خواهید بود. (99)
آن کافران را در دوزخ زفیر و ناله بسیار دردناکی است و در آن جا هیچ سخنی (که مایه امید و نشاط شود) نخواهند شنید. (100)
و البته (مؤمنان) آنان که توفیق و وعده نیکوی ما (در سرنوشت ازلی) بر آنها سبقت یافته از آن دوزخ به دور خواهند بود. (101)
آنها هرگز آواز جهنم را نخواهند شنید و به آنچه مشتاق و مایل آنند تا ابد متنعّمند. (102)
و هیچگاه فزع اکبر و هنگامهی بزرگ قیامت آنها را محزون نخواهد ساخت و با آنان فرشتگان (رحمت) ملاقات کنند (و گویند) این است آن روز (سعادت) شما که در دنیا به شما وعده میدادند. (103)
روزی که آسمآنها را مانند طومار در هم پیچیم و به حال اول که آفریدیم باز برگردانیم، این وعده ماست که البته انجام خواهیم داد. (104)
و ما بعد از تورات در زبور (داود) نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد. (105)
بیشک در این قرآن برای اهل عبادت مایهی وصول به مقصد حق نهفته است. (106)
و (ای رسول) ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی. (107)
بگو که بر من به یقین و درست این وحی میرسد که خدای شما خدایی است یکتا، پس آیا شما تسلیم (امر او) خواهید شد؟ (108)
و چنانچه کافران (از حق) رو گردانیدند به آنان بگو: من (بر حسب وظیفه رسالت) شما را یکسان آگاه کردم و دیگر نمیدانم که آن وعده روز سخت قیامت که به شما دادند دور یا نزدیک خواهد بود. (109)
همانا خدا به همهی سخنان آشکار و اندیشههای پنهان شما آگاه است. (110)
و خود ندانم شاید این (تأخیر عذاب) برای شما امتحانی باشد و تمتّعی (در دنیا) تا به هنگامی (که مرگ فرا رسد). (111)
رسول گفت: الها، تو به حق (میان ما) حکم کن، و پروردگار ما همان خدای مهربان است و بر ابطال آنچه شما بر خلاف حق میگویید تنها از او یاری باید خواست. (112)
در رابطهبا موضوع ثروت،من هم تازه شروع به ساخت باورهای جدید کردم
و چون در این قسمت،ترمزهای زیادی دارم نسبت به بقیه باورها،خودم رو ملزم کردم ک وقت زیادی بزارم برای تکرار باورهای جدید
ورودی ها،هرچند گذرا ،خیلی ریزو سریع زهرشون رو میریزنو میرن
هم صحبتی با بقیه،اینستا و فضای مجازی ،فیلم های به ظاهر خنده دار…
واقعا با تمام وجودم ،دارم مراقبت میکنم
چون به شدت به دلیل خانوادم و دیدگاهشون،یک انسانه به شدت نگران برای اینده،باور کمبود ک فرصت ها محدودن و سریع باید رو هوا گرفت،یا یه سری مسایل شانسی هستن،یا باید زحمت زیادو سختی کشید یا حتما باید کاره خیلی خاصی انجام دادو دیر یا زود بیدارو سرکار رفتو خلاصه خیلی باگ ها دارم
که هنوز در قدم های اول وشناسایی و فیلتر کردن هستم
و با هر فایل،چه رایگانچه اونهایی که خرید کردم ،دارم ریزو ریزتر میشم در خودم
ممنونم که با کامنتتون باعث شدین ،یکبار دیگه ترمزامو مرور کنم و بیاد بیارم که این ها،ترمزن ،نه بدیهیای زندگیم
ممنون بابت دیدگاه تاثیر گذارت منم عین تو دو سه روزیه فوکس کردم روی این فایل ارزشمند و کامنتارو خوندم متن خوده فایل و خوندم تا قلبم روشن بشه و بتونم اگاهی های این فایل و درک کنم
چقد زیبا و خالصانه نوشتی و برامون وقت گذاشتی معنی این سوره ارزشمند روم رو نوشتی راستش من تا نصفش خوندم باقیشم ذخیر کردم بخونم .چقد به من توی باز شدن نگاهم به رب و یجوری مکمل شد برام تا این فایل استادو بیشتر درک کنم
تحسینت میکنم که خدای درون خودتو پیدا کردی
منم در تلاشم تا با خدای درونم بیشتر ارتباط بگیرم
با ارزوی بهترین ها و سلامتی و ثروت برای تو دوست عزیز
این چند روز همش تو فکر این بودم که چجوری ایمانم رو قوی کنم چجوری یه یقین برسم چحوری تسلیم باشم… تسلیم واقعی …چون این اواخر یه بار تو یه موضوعی تسلیم بودم و نمیدونیین چقدرررر لذذذت بخش بود…چقدر تجربه عحیب و شیرینی بود …چقدر بهم چسبید
من میدونم که در حال طی کردن تکاملم هستم
من میدونم که نباید نگران این باشم که ایمانم به اندازه کافی قوی نیست
چون میبینم که هرروز باور هام داره قوی تر میشه
هرروز نشونه ها و ایده ها بیشتر میشه….
هرروز مسیر روشنتر میشه…ذهنم منظم تر شده
میدونم که دارم چیکار میکنم میدونم که باید چیکار کنم
امروز هدایت شدم به فایل های توحید عملی
باخودم گفتم من قبلا بارها این فایل ها رو گوش دادم …ولی صدایی در درونم گفت الان مدارت با اون موقع متفاوته!
الان دوباره گوش بده …مطمنن چیزایی جدیدی رو درک میکنی
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما که دوره توحید عملی رو رایگان روی سایت قرار دادین
دریافت های جدیدی که از این فایل داشتم:
اونجایی کا گفتین اون آقا دنبال کارگر بود و شما قبول کردین حتما پیش خودتون گفتین این آقا دست خداست که من رو به خواسته هام برسونه…
ولی در ادامه دیدین که نه اوضاع اصلا خوب پیش نرفت و همون آقا جلوی پاتون سنگ مینداخت و حقوقتونم نمیداد
اینجاست که مسیر هدایت مشخص میشه اینجاست که معنی این حرفتون که همیشه میگین قدم به قدم مسیر بهتون گفته میشه
اینجاست که از دل تضادها نعمت ها به وجود میان
ممکن بود پیش خودتون بگین ای بابا این چه الهامی بود …اوضاع که بدتر شد
ولی در ادامه دیدین که همین اتفاق چه تاثیر بزرگی توی زندگیتون داشت
هدایتی که باید از این فایل دریافت میکردم این بود
باید ادامه بدم …خداوند منبع خیره …پس هر اتفاقی که برای من بیوفته خیره
نیروی حاکم بر جهان نیروی خیره
خداوند میخواد من آگاهی و معنویت و ثروت و سلامتی و سعادت و خوشبختی رو تجربه کنم
پس همینها رو تجربه میکنم
سپاسگزارم از وجود نازنین شمایی که پیامم رو خوندیدن
من بچه بودم هشت سالم بود به دنبال تضادایی که برام پیش اومده بود همیشه یه سری سوالا داشتم از این جهان ازین خداوند …
اون موقع میرفتم مدرسه همیشه با دوستم صحبت میکردیم و میگفتیم که خدا ناعادله ..
چرا یکی ثروتمنده یکی نون شبشو نداره؟
چرا یکی خانواده خوبی داره یکی نداره ؟
یکی سلامته یکی بیماره ..
و ….
از بچگی روحیه ی خودشناسی جهان شناسی و خداشناسی داشتم … دوست داشتم بدونم چی به چیه توی این دنیا …
از 8 سالگی علاقه داشتم به قرآن خوندن و همیشه میخوندم تا الان شاید بالای 30 بار قرآنو به عربی ختم کردم …
بزرگ شدم 4 سال بعدش 12 سالم بود و هدایت شدم به سمت فیلم راز … برام جالب بود ولی نمیتونستم ازش استفاده کنم و توی زندگیم ازش نتیجه بگیرم …
برادر بزرگترم یکبار سلسله ای از فایلای یکی از اساتید دیگه رو برام اوردن و من گوش دادم و باز هم گذشت … من به این مطالب موفقیت علاقه داشتم به مطالب انگیزشی … به ادمای موفق از بچگی دنبال پیشرفت بودم خداوند دست منو محکم گرفته بودو قدم قدم منو توی مسیر اورد …
توی تلگرام کلی ویس گوش میدادم در مورد قانون جذب از اساتید مختلف من جمله استاد عباسمنش .
من وقتی اومدم دبیرستان شدیدا بر این باور بودم که من از قرآن معنی فارسیش هیچی نمیفهمم و حتی تلاشی هم براش نمیکردم یه مدت دنبال تفسیر قرآن بودم .
گذشت و گذشت
وارد سایتتون شدم … و الان بسیار خوشحالم ..
من یک ماههه به صورت جدی شروع کردم دنبال کردن و عمل کردن به مطالبتونو …
استاد همه ما به نوعی واسه چیزهای مادی اومدیم سراغ این سایت یکی دنبال پول بود یکی روابط یکی شهرت میخواست…..هرکدوممون دنبال هرچیزی غیر از خدا بودیم
خودمن یک انسان بی خدای کافر بودم که تا بحث خدا میشد دهنم به ناسزا و فوش باز میشد و کفر و شرک و هرچیز نادرستی که فکرشو کنید
وحتی وقتی اولش با شما آشنا شدم فقط صداتونو میشنیدم و میگفتم خوب اینم یه آخونده و به خودش میگه استاد موفقیت و وقتی دیدم نههه شما یه آدمی با یه شلوارک وسط آمریکاییو و این حرفا رو میزنی گفتم خوب اوکی اینم مثل بقیه به اسم خدا میخواد پول دربیاره و بچاپه
کلا اولش هیچ جوره به خرجم نمیرفت که اصلا بشینم گوش بدم ببینم چی دارین میگین
که البته همه این دیدگاه های منفی به خاطر اونهمه استاد و کتابهای موفقیتی بود که دنبالش رفته بودم و نتیجه ای برام نداشتن
اما اما اما استاد شما فرق داشتین و دارین با همشون چون من بعد از یه مدتی که از مقاومتم کم شد و ادامه دادم به گوش دادن فایلهاتون دیگه ثانیه ای نتونستم رها کنم فهمیدم که این آدم فرق داره این حرفها از جایی دیگه میاد منبع دیگه ای داره واسه پول و شهرت نیست این آدم حقیقتیو میگه که قلبم میپذیره
استاد شما اول از همه خدارو به ما شناسوندی چیزی که حداقل من ازش فراری بودم دستمو گزاشتی تو دستش منو عاشق و دیوانش کردی چنان ولوله ای در وجود من به جریان انداختی که دیگه لحظه ای بدون وجودش نمیتونم سر کنم تمام لحظات زندگی منو پر کرده
استاد شمامنبع آرامشو بهمون نشون دادین منبع خیر منبع عشق ثروت نعمت…..هر آنچه که بخواهیم شما اصلو بهمون گفتین شما مارو عاشق و دیوانه خداوند کردین کاری کردین که ما با چشم دلمون خداوندو ببینیم و درکش کنیم احساسش کنیم
ما میگیم پول شما میگی توحید میگیم روابط میگی توحید میگیم سلامتی میگی توحید چون واقعا هم سرمنشا هرچیز خداوند
تو تکیه کن به خدا ببین پشتتو خالی میکنهههههه
به خدا که به هرکسی تکیه کردم و روش حساب کردم منو زد زمین درواقع خودمم خودمو زدم زمین ولی خداونده که همیشه دروازه رحمتش پذیرای منه و پشتمو داره پشتیبان منه هیچوقت پشتمو خالی نمیکنه تنها یار ویاور منه تنها رفیق منه تنها همدم و همراه منه
این روزها تو یه تنهاییه لذت بخشم که خودمم و خدای خودم و عشق بی قید و شرط خداوند
واقعا هرکسی با خدا باشه خدا پرش میکنی خدا اونقدر سرشار از عشق الهیش میکنه که بی نیاز میشه فقط باید اجازه بدی بیاد تو زندگیت باید از جلو راهش بری کنار تا تو وجودت جریان پیدا کنه
خدایا شکرت که در اعماق وجودم احساست میکنم و در شب و روزم جاری هستی
خداروشکر که عمرم به سر نرسید و تونستم رب حقیقی رو بشناسم و عاشقت بشم
خدایا شکرت که توانایی دیدن شکوه و جمالتو دارم و به هرجا بنگرم تنها تو بینم
همونطور که خودت میگی به هرسو رو کنید رو به خداست که تمام جهان ملک خداست
چند روز بود که موضوعی فکرم رو خیلی مشغول کرده بود و هرچی فایل گوش میکردم انگار روی من تاثیر نداشت
نشستم دربارش فکر کردم تا ریشه این احساس بد رو پیدا کنم
یه جور عصبانیت و خشم در مورد اینکه نمیتونم خواسته بچه هام رو برآورده کنم و تقصیر رو به گردن همسرم میانداختم و رفتارم با اون هم بد میشد
میدونستم اشتباهه اما هیچی پیدا نمیکردم که منو کمک کنه تا از این وضعیت بیام بیرون
دفعه پیش که الان یادم نمیاد برای چه موضوعی حالم اینطوری گرفته بود هدایت شدم به فایل های توحیدی و همه رو گوش دادم و فهمیدم که فکر میکردم که آدم با ایمانی هستم و همش به خاطر باورهای شرک آلود و قدرت دادن به نیروهای غیر خدایی حالم بده میشه
اون فایل ها خیلی کمکم کردن و چقدر حالم خوب بود و چقدر سپردن همه چیز به خداوند زندگی رو برام راحتتر کرده بود
برای همین اومدم از اول فایلهای توحید عملی رو گوش بدم
الان فهمیدم که باور اینکه من و همسرم باید هرچه زودتر شرایطی که بچه ها میخوان رو فراهم کنیم و گرنه اونها فرصت نوجوانیشون به هدر میره برای داشتن تجربه های جدید و باور کمبود حالم رو بد میکنه
یاد زندگی شما افتادم که چقدر خوشبخت و شاد هستید با اینکه کودکی ناجالبی داشتین
چون به چگونگی انجام اینکارها فکر میکنم و با توانایی های محدود الآنم میخوام قضیه رو حل کنم و فعلا نمیتونم حالم بده شده
فکر کردم من خدای بچه هام هستم
فراموش کرده بودم که اونها هم بنده خداوند هستن و خداوند مسوولیت اونها رو داره و مدتی با ما هستن و خودش از طریق ما داره به اونها روزی میده و ما دستان خداوند هستیم برای اونها
باید از خود خداوند کمک بخوام برای این موضوع
باید ایمان داشته باشم که خداوند قدرت انجام تمام کارهایی که از توان من خارج هستن رو داره
خداوند با بینهایت دستان خودش میتونه ما رو به خواستمون برسونه
فقط باید سمت خودم رو انجام بدم و به قول شما با خداوند تقسیم کار کنم
الان این جملات بهم آرامشی میده که از خوشحالی اشک تو چشمام جمع شده
خدایا سپاسگزارم برای هدایتهات
برای راههایی که نشونم دادی تا حالم بهتر بشه
تا به سوی تو برگردم
خدای من سپاسگزارم که با ما حرف میزنی و بهمون میگی که الان باید چه کاری انجام بدیم
کاری که میتونم انجام بدم تجسم خواستم و توجه کردن و حس کردن حال خوب لحظه ای هست که دارم اون خواسته رو تجربه میکنم چطور و چگونگیش رو به خداوند میسپارم و برای انجامش از خداوند هدایت طلب میکنم
تو بهتر از من میدونی که چی برای بچهها م خوبه
خودت هدایتمون کن
خدایا من رو آسان کن برای آسانیها
سپاسگزار خداوندم و سپاسگزار شما هستم که یکی از دستان هدایتگر خداوند بر روی زمین هستید.
به نام خدای هدایتگر
یکی ازبزرگترین شرک هایی مانع ورود استقلال مالی درزندگیم شده اینه که من همش به پدرم وابسته هستم ازاون انتظار دارم خیلی سخته یه عمر اینطوری زندگی کردی حالابخوای نگاه توحیدی جایگزینش کنی امامیشه اروم اروم تکاملی همونطور که درموردمسائل ریزودرشت زندگیم هدایت شدم به راحتی به همین راحتی هم میشه این هم میشود
خدایاشکرت من نوشتم تونوتیبوک گوشیم که استقلال مالی میخوام وازخداطلب هدایت کردم که خدایا ذهنمو بازکن باورهاموقوی کن پاشنه اشیلمو بگو خداهن داره همین کارمیکنه که داره بهم میگه چرا نمیتونی خودت استقلال مالی داشته باشی چون همش چشم امیدت به یه نفردیگست تاوقتی که این نگاه داری طبیعی که این اتفاق نیوفته بیاروی من حساب کن بیا روی کسی حساب کن همه چی اونه اول واخر ظاهروباطن پدرومادروپول سلامتی و…هرچی داری نداری همش اونه
نگاهت فقط به یه دست نباشه همین باعث شده که پول واردزندگیم نشه نتونم ازمهارت هام پول بسازم
حالاکه دوباره بهم اصل یاداوری کردی وراهنمام شدی بایدتمرکزی روی توحیدولیاقت کارکنم تا هدایت بشم به سمت خواسته هام …
حتی یکی دیگه ازخواسته هام این بود خب من چندتاخواسته همزمان میخوام وقتی پرسیدم کدوم اول هدایتم کرد که کدوم تنرکزبرازم ویه ارامشی درونم بهم گفت نگران اون بقیشون نباش هدایت میشی بزای اون ها نگرانی ندارم میدونم که اوناهم درزمان مناسبش میان .
نمیدونم چه پلنی داره ولی یه ارامشی درونم گذاشته که اون نگرانی قبلی ندارم اینومیفهمم واحساس میکنم همه جی داره دست به دست هم میده تابه خواسته هام ازمسیرهموارولذت بخش برسه
قبلا هم که به یه سری خواسته هام رسیدم یه چیزی متوجه شدم که مسیر لذت بخش ترازخودنتیجه بود اون حال خوب واون هدایت ها ازهمه چی لذت بخش تربود ومن همینودوباره میخوام وازهمین لحظه احساس میکنم تواین مسیرم
چرااین حقیقت برام ملموس ترشده چون قبل وبعدشو دیدم درمسائل کاریم دیدم وقتی درگیرنتیجه بودم چقدرمسیرسخت وطولانی وکندپیش میرفت وبعدش که تسلیم شدم گذاشتم هدایتم کنه چقدرلذت برد شیریتی اون لحطه اون حال خوب باعث شده که برام همواری ولذت مسیرمهم ترازخودنتیجه باشه
چقدرهمه چی به طور عجیبی پیوستگی داره درک اتفاقات دلیل به وجوداومدنشون هدایت ها باورها همه چی به هم وصل وچطوردارن اتفاقات زندگیمو شکل میدن هم درجهت مثبتش هم منفی
یکی ازلدت های مسیر درک وپیوستگی این اتفاقات هست مبهوت میشی ازقدرت خدا ازهدایت هاش که چطورهمه چی مثل پازل کنارهم میزاره وداره جفت وجورمیکنه ولی تومتوجه نیستی ولی اون داره درهرلحظه این کارمیکنه .
سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من ،،
تنها تنها تنها خالق زندگی خودم ، خودم افکارم باورهام و فرکانسم هستم ،،
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که دوباره فرصتی بهم دادی تا بنویسم برای اول خودم و دوم دوستان عزیزم
سلام و درود به تک تک دوستان گل گلاب خودم
چقدر حس خوبیه بعد از مدتها دارم کامنت میزارم تو این سایت مقدس محبوب خداوند
بچه ها چقدر این حقیقت واضح و روشن توی زندگی ماها هست که داشته هامونو چون همیشه بودن ندیدیم
خیلی مهمه ها ، ببین تک تک ماها منو شما همیشه فقط داریم به نداشته هامون تمرکز میکنیم
اگه فلان چیزو داشتم
اگه فلان میشد
حالا ی حقیقت دیگه همیشه داره توی ذهن من گفته میشه همین لحظه دقیقاً همین الان بشین فکر کن دقیقاً داری چیزایی رو تجربه میکنی که درست چند وقت پیش داشتی آرزوشون میکردی الله اکبر
ینی امکان ندارن کشی بتونه ادعا کنه که نخواسته
نکته بعدی اینه که باید مدام داشته هامونو مرور کنیم
واقعاً خیلی مهمه شکرگذار داشته هامون باشیم
ینی همین حال به نحو احسنت دریابیم
صد در صد چیزی که داریم و استفاده کنیم و ازش لذت ببریم
این حس خودش دنیا حس خوب واسمون به ارمغان میاره
مثلاً چند وقت منتظر بودی وسیله نقلیه بخری
الان که خریدی بیشترین لذت و ازش ببر
یاد بیار وقتایی که میگفتی اگه ماشین داشتم فلان میکردم فلان جا میرفتم خوب برو دیگه
یا مثلاً اگه درآمدم آنقدر بشه فلان کارو میکردم
الان نگاه کن ببین چقدره .
بپرس از خودت
تعجب میکنی که چقدر از خواسته ها و آرزو های قابلیت الان داری زندگی شوند میکنی
امروز 26/11/1404 دقیقاً روز تولد چمه دارم اینو به یادگار مینویسم
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که ظرف دریافتم از باران ثروت الهی ات را هزار برابر کردی
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که فوج فوج انسان های شریف و ثروتمند خودت را سر راه من قرار میدهی تا به راحتی و عزتمندانه از من خرید میکنند
خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که پولی که از حسابم خارج شد هزار برابرش به حسابم برگشته
سلام اقای موسوی خداقوت
به نکته خیلی خیلی جالب اشاره کردین ،اینکه ما داشته هامونو نمیبینیم در صورتی که روزی ارزوی ما این بوده که این نعمت ها رو داشته باشیم ،این همه نعمت و فراوانی برامون بدیهی شده و حالا قدردان این داشته ها نیستیم
امروز صبح طبق معمول کامپیوتر رو روشن کردم و سریال زندگی در بهشت رو نگاه کنم ،موس رو گذاشتم گفتم خداوندا هدایتم کن انچه که باید ببینم
میدونین برام کدوم قسمت اومد ….؟؟؟ قسمت 180 سریال زندگی در بهشت
استاد تو تمپا بود ،از فروشگاه خرید کرده بودن ،اومدن داخل ماشین که به سمت خونه بیاد ،دوربین رو گذاشتن روبه روی خودش …
دقیقا در مورد همین موضوعی که نوشتین صحبت کردن
خیلی خیلی برام جالب و آموزنده بود
انگار بعد از این همه سال تازه داشتم چیزهای جدیدی می شنیدم
اومدم کامنت بخونم شما هم از این موضوع صحبت کردین
اگه فرصت کردین این قسمت از سریال رو ببینین …
برای من یه نشونه بود که خداوند هدایتم کرد
از خداوند میخواهم همیشه تو این مسیر ثابت قدم بمونم ، و همیشه توحیدی فکر کنم و توحیدی عمل کنم
سلام استاد عزیز و بزرگوار .واقعا زبانم قاصر است از سپاسگزاری از خدا و شما که این فایل بی نظیر رو به ما هدیه می دید ..فقط خواستم رد پای توحید رو در یه فروشنده غریب در شهرمون که واقعا الان همه می شناسنش وواقعا موفقه این آقا یه جمله قشنگ برا خودش به عنوان اسم گذاشته توی تلگرام که واقعا ارامش بخشه و اونم اینه(کار خوبه خدا درست کنه) و کافیه یه سر به مغازش بزنی تا فراوانی رو اونجا ببینی و باور توحید رو تایید کنی….استاد عزیزم خیلی دوست دارم.به میکاییل عزیز لطف کنید بگید که شما رو از طرف من ببوسه…موفق باشین….
سلام
تشکر از این قسمت سریال قشنگتون
واقعا دگرگون شدم چند روزی بود که هی در فکرم می آمد که استاد در کدام فایلشون از آتش سوزی محل کارشون صحبت کردند که من نشنیدم و خلاصه دو سه ساعتی بود که از چه راهی اینو بفهمم گفتم زنگ بزنم به خانم فرهادی عزیزم بعد گفتم نه روز تعطیله و درست نیست گفتم از دوستای توی سایت بپرسم دوباره گفتم اصلا از خدا می پرسم خدا خودت بهم بگو ، و دقیقا فایل را که بخواهم دانلود کنم چند ساعت طول کشید همیشه دانلود سریالها برایم راحت نیست فکر کنم چون سایت شلوغه، و دقیقا در این سایت خدا با استفاده ازاستاد مهربون جواب را داد، خدایا تو چقدر ماهی خدایا شکرت خدایا دوست دارم.
خدایا را شکر که شما سلامت هستید و جان سالم بدر بردید یکی از خوبیهای این مورد این است بسیار آدمها را در راه درست هدایت کردید و باعث خیر بسیار زیادی شدید نمونه اش من نمونه اش الگوهای مرجع که در قسمت فایلهای رایگان است و دیگر نمونه اش این همه دوستان هستند که برای شما دیدگاه می فرستند.
استاد گرامی من حقیقتا در این سایت بود که خدا را شناختم من مادری بسیار مذهبی دارم و یعنی مذهبی که چی بگم نگم بهتره … … از کوچکی همش در مجالس تاسوعا عاشورا و … بودم و فقط گریه و زاری ، واقعا شما خدا را به من شناخسوندید شما به من فهموندید که خدا چیست خدا کیست و شما بودید که خیلی خیلی چیزا را از شما یاد گرفتم شما بودید که به من قران را یاد دادید که الان طوری هستم که یک روز حتی یک آیه از قران را نخوانم حالم از لحاظ روحی خوب نیست و همش با قران و خدا زندگی می کنم .
بسیار فایلی با احساس و عالی بود .
استاد منتظر فایل قرانی شماهستمممممممممممممممممممممم.
در پناه اله یکتا شاد سلامت ثروتمند باشید.
سلام و درود به شما
دیگه از مصاحبهاتون توی سایت نمیگذارید و یا بصورت خیلی خلاصه میگید
لطفا سوالاتی که میپرسید رو بگید چون افرادی مثل من هم هستند که میخوان مصاحبه ها رو شروع کنن ولی سوالات خوبی ندارند
سلام
چشم
من یکسره در حال مصاحبه هستم و شاید در هر ٢ سوال باشه
بانو راد اکبری ارجمند
درود بر شما
خبر های خوب موفقیت امیز شمت باعث افتخار است
پایا باشید
سلام
متشکرم
باسلام خدمت استاد ومریم خانم شایسته!
روز بیستوسوم و تعهد من!
این فایل تقریبا دوروز طول کشید تا کمی درک کنم تا بتونم به درونم برگردم
تا حس داشته باشم به فرامین استاد
بخاطر فاصله ی فرکانسی خیلی زیاد با توحیدو خدا بود
توی همین سفرنامه،من با قران دوس شدم و از روزی ک دوس شدم تا به امروز ک روز 23امه،دوبار قرانو باز کردم
اولین بار،با ی شادی خوندمو انگار بعد از سالها دوستمو دیدمو ذوق رسیدن به دوستم،خیلی نمیذاشت از وجود دوستم لذت ببرم
اما امروززز
امان از امروز استاد…
انقدر زیباااااا و شیوا خدا باهام حرف زد
همینطوری قرانو باز کردم ،قبلش گفتم خدا بیا باهم حرف بزنیم
مثل همون دوست ،که دیگ حالا میخواستم ببینم چیکارا میکرده چی بهش گذشته و خلاصه هم نشینی با ی دوست …..
چرا سوره انبیاا؟؟
من شروع کردم به خوندم
سه بار!
باورم نمیشد
انقد شیوا!؟؟؟ انقد راحت؟؟
بعد مثال هایی ک من بفهمم خدا چقدر داره میگه: ندای من ،فقط منم ک میتونم کمکت کنم و تا اخرین لحظه ی زندگیت منم ک بهت هی دارم میگم توکلت بمن باشه،حواست پرته کسی نشه ،قدرتو ب کسی نده،حاشیه ها رو بزار کنار،خالص باش باهام…
من تا اخرین لحظه ی زندگیت همش حواسم بهت هست ک بگم اما توییی ک اگه زندگی پر از سلامتی و ارامش وثروت میخوای باید بیای ،ک اگه نیای،خودت در هلاکت میمیری
با اون همه مثال توی این سوره ی قران،انگار خدا داشت بهم ، قدم به قدم یادم میداد
همه ی این درک،بخاطر پیش زمینه ای بود ک از اگاهی های شما داشتم استاد!
پیامبر زمانه هستین استاد!
شمام دقیقا مثل همین مثالهایی ک توی این سوره بود،اگاهی دادین
فقط باید معنیشو خوندو اون حس الان من درک بشه!
حالا دیگ،قران لاب لای کتابو دفترامه،بدونه اینک فک کنم گناهه ک وضو ندارمو هزارتا باوری ک نمیذاشت توی این سی سال اینجوری درک کنم خدارو….
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض میکنند. (1)
این مردم غافل را هیچ پند و موعظهی تازهای از جانب پروردگارشان نیاید جز آنکه آن پند را شنیده و باز به بازی دنیا و لهو و لعب عمر میگذرانند. (2)
دلهاشان به لهو و بازیچهی دنیا متوجه است و مردم ستمکار پنهان و آهسته با یکدیگر میگویند: آیا این شخص جز آن است که بشری مانند شماست؟ چرا شما که مردمی بصیر و دانا هستید سحر او را میپذیرید؟ (3)
پیامبر گفت: خدای من هر حرفی که خلق در آسمان و زمین گویند همه را میداند، که او خدای شنوا و داناست. (4)
بلکه این مردم (غافل نادان) گفتند که سخنان قرآن خواب و خیالی بیاساس است، بلکه این کلمات را خود فرابافته بلکه شاعر بزرگی است و گر نه باید مانند پیغمبران گذشته آیت و معجزهای برای ما بیاورد. (5)
پیش از اهل مکه هم ما اهل هر شهری که ایمان (به خدا و روز قیامت) نیاوردند همه را هلاک کردیم آیا اهل مکه ایمان خواهند آورد؟ (6)
و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آنها (هم مانند تو) وحی میفرستادیم شما اگر خود نمیدانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید. (7)
و ما پیغمبران را (چون فرشته) بدون بدن دنیوی قرار ندادیم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا هم همیشه زنده نماندند. (8)
آنگاه ما به وعدهای که به آنها دادیم وفا کردیم و آنان را با هر که خواستیم (از شر دشمنان) نجات دادیم و مسرفان ظالم را هلاک گردانیدیم. (9)
همانا ما به سوی شما امت کتابی که مایهی شرافت و عزت شماست فرستادیم، آیا نباید در این کتاب بزرگ تعقل کرده و حقایق آن را فهم کنید؟ (10)
و چه بسیار مردم ستمگری در شهر و دیارها بودند که ما آنها را درهم شکسته و هلاک ساختیم و قومی دیگر به جای آنها بیافریدیم. (11)
پس هنگامی که آن ستمکاران عذاب ما را به چشم مشاهده کردند از آن دیار رو به فرار نهادند. (12)
(در آن حال به آنها خطاب شد که) مگریزید و رو به کامرانیها و خانههای خود آرید (و به اصلاح فسادکاری خویش بپردازید) که روزی ممکن است از آن بازخواست شوید. (13)
ظالمان به حسرت و ندامت گفتند: وای بر ما که سخت ستمکار بودیم. (14)
و پیوسته همین گفتار (حسرت بار) بر زبانشان بود تا آنکه ما همه را طعمهی شمشیر مرگ و خاموش هلاکت ساختیم. (15)
و ما آسمان و زمین و آنچه را که بین زمین و آسمان است به بازیچه نیافریدیم. (16)
اگر میخواستیم جهان را به بازی گرفته و کاری بیهوده انجام دهیم میکردیم. (17)
بلکه ما همیشه حق را بر باطل غالب و فیروز میگردانیم تا باطل را محو و نابود سازد و باطل بیدرنگ نابود میشود، و وای بر شما که خدا را به وصف کار باطل و بازیچه متّصف میگردانید. (18)
و هر چه در آسمآنها و زمین است همه ملک خداست، و فرشتگان و ارواح قدسی که در پیشگاه حضرتش مقربند هیچ گاه از بندگیش گردنکشی و سرپیچی نکنند و (از عبادتی که به شوق و رغبت میکنند) هرگز خسته و ملول نشوند. (19)
همه به شب و روز بیآنکه هیچ سستی کنند به تسبیح و ستایش او مشغولند. (20)
مگر این مردم (مشرک نادان) خدایانی از همین زمین برگرفتهاند که جان آفرین باشند؟ (21)
اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایانی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه مییافت، پس (از نظم ثابت عالم) بدانید که پادشاه ملک وجود خدای یکتاست و از توصیف و اوهام مشرکان پاک و منزه است. (22)
و او بر هر چه میکند بازخواست نشود ولی خلق از کردارشان بازخواست میشوند. (23)
آیا خدا را رها کرده و خدایان باطل بیاثر را برگرفتند؟ بگو: برهانتان چیست؟ بیاورید. این ذکر (خدای یکتا و دعوت به توحید، سخن من و عالمان) امت من است و همه انبیاء و دانشمندان پیش از من، اما بیشتر این مشرکان به حق دانا نیستند که از آن اعراض میکنند. (24)
و ما هیچ رسولی را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه به او وحی کردیم که به جز من خدایی نیست، پس مرا به یکتایی پرستش کنید و بس. (25)
و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است، (حاشا) خدا پاک و منزه از آن است، بلکه (کسانی را که مشرکان فرزند خدا پنداشتند از فرشتگان و مسیح و عزیر) همه بندگان گرامی و مقرب خدا هستند. (26)
که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند. (27)
هر چه آنان از ازل کرده و تا ابد میکنند همه را خدا میداند و هرگز از احدی جز آن کسی که خدا از او راضی است شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف (قهر) خدا هراسانند. (28)
و هر کس از آنها بگوید که من خدای عالمم دون خدای به حق، ما او را به آتش دوزخ کیفر خواهیم کرد، که سرکشان و ستمکاران را البته چنین مجازات میکنیم. (29)
آیا کافران ندیدند که آسمآنها و زمین بسته بود ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیز زندهای را آفریدیم؟ پس چرا باز (مردم طبیعت و مادهپرست) به خدا ایمان نمیآورند؟ (30)
و در روی زمین کوههای استوار قرار دادیم تا خلق را از اضطراب زمین حفظ کند، و نیز راهها در کوه و جادههای پهناور در زمین برای هدایت و راهیابی مردم مقرر فرمودیم. (31)
و آسمان را سقفی محفوظ و طاقی محکم آفریدیم، و این کافران از مشاهدهی آیات آن اعراض میکنند. (32)
و اوست خدایی که شب و روز و خورشید و ماه را بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر میکنند. (33)
و ما به هیچ کس پیش از تو عمر ابد ندادیم (تا به تو دهیم) آیا اگر تو بمیری آنان ابداً به دنیا زنده مانند؟! (34)
هر نفسی مرگ را میچشد، و ما شما را به بد و نیک و خیرات و شرور عالم مبتلا کنیم تا شما را بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوی ما بازگردانده میشوید. (35)
و کافران هنگام ملاقات تو، تو را جز به استهزاء نگرفته (و گویند) آیا این شخص است که بتان را که خدایان شما هستند (به اهانت و بدی) یاد میکند؟ و (ای رسول ما بدان که) محققاً آنها به ذکر خدای مهربان (و کتاب و آیات او) کافر هستند. (36)
آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتابکار است، (ای مردم) ما آیات (قدرت و حکمت بالغه) خود را به زودی به شما مینمایانیم (و شما را عذاب میکنیم) پس تعجیل مدارید. (37)
و کافران میگویند: این وعده قیامت اگر راست میگویید کی خواهد بود؟ (38)
اگر کافران بدانند وقتی که آتش دوزخ هر طرف از پیش روی و پشت سر به آنها احاطه میکند که نه خود دفع آن توانند و نه از سوی کسی یاری شوند (آن وقت از قیامت آگاه میشوند و دیگر درخواست عذاب نکنند). (39)
بلکه واقعهی مرگ و قیامت ناگهانی فرا رسد و آنها را مبهوت و حیران کند که نه قدرت بر رد آن داشته و نه بر تأخیر آن مهلتی توانند یافت. (40)
و همانا به رسولان پیش از تو نیز بسیار تمسخر و استهزاء شد تا آنکه کیفر آن استهزاء به آن استهزا کنندگان احاطه کرد. (41)
بگو: کیست که شما را در شب و روز از (قهر) خدای مهربان محافظت میکند؟ بلکه این مردم از یاد خدای خود اعراض میکنند. (42)
آیا برای این مشرکان غیر ما خدایانی هست که بتوانند عذاب ما را از اینان منع کنند در صورتی که نه آن خدایان قدرت بر دفاع از خود دارند و نه آنها از سوی ما همراهی و حمایت شوند؟ (43)
بلکه تنها ماییم که این مردم و پدران پیشینشان را متمتّع (به نعمتهای دنیا) کردیم تا آنکه عمر دراز کردند، آیا مردم نمیبینند که ماییم که اراده کنیم و زمین (و اهلش) را از هر طرف (به مرگ و فنا) میکاهیم، آیا این خلق (عاجز بر ما) غلبه توانند کرد؟ (44)
بگو که من شما را به وحی خدا (از عذابش) میترسانم ولی گوش کر هنگام وعظ و اندرز، سخن و دعوت حق را نمیشنود. (45)
و اگر از جانب خدای تو بر این کافران شمّهای از عذاب فرا رسد در آن حال (به حسرت و پشیمانی) خواهند گفت: ای وای بر ما که مردم ستمکاری بودیم. (46)
و ما ترازوهای عدل را به روز قیامت خواهیم نهاد و هیچ ستمی به هیچ نفسی نخواهد شد و اگر عملی به قدر دانهی خردلی باشد در حساب آریم و تنها علم ما برای حسابگری کفایت خواهد کرد. (47)
و همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازندهی میان حق و باطل و روشنیبخش (دلها) و یادآور متقیان است. (48)
متقیان همآنهایی هستند که از خدای خود در نهان میترسند و از ساعت قیامت و روز جزا سخت هراسانند. (49)
و این قرآن کتابی است با اندرز و تذکر و برکت بسیار که ما آن را فرستادیم، آیا شما آن را انکار خواهید کرد؟ (50)
و همانا ما پیش از این ابراهیم را کاملاً به رشد و کمال خود رسانیدیم (تا بیرق توحید و خداپرستی را در عالم برافرازد) و ما به شایستگی او بر این مقام دانا بودیم. (51)
هنگامی که با پدرش (یعنی عمویش) و با قومش گفت: این مجسمههای بیروح و بتهای بیاثر چیست که شما به خدایی میپرستید و بر آن عمری متوقف شدهاید؟ (52)
آنها ابراهیم را پاسخ دادند که ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافتهایم (و ما پیروی آنها خواهیم کرد). (53)
ابراهیم گفت: همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهی بوده و هستید. (54)
قوم به ابراهیم گفتند: آیا تو (بر علیه شرک و اثبات توحید) حرف حق و حجت قاطعی برای ما آوردهای یا سخنی به بازیچه و هزل میرانی؟ (55)
ابراهیم پاسخ داد که خدای شما همان خدایی است که آفریننده آسمانها و زمین است و من بر این سخن به یقین گواهی میدهم. (56)
و به خدا قسم که من این بتهای شما را چارهای کنم (و با هر تدبیری توانم درهم میشکنم) بعد از آنکه شما (برای تفرج و رسوم عید به صحرا روید و از بتخانه) روی گردانید. (57)
(در آن موقع به بتخانه شد) و همهی بتها را درهم شکست به جز بت بزرگ آنها را تا (در مقام شکایت) به او رجوع کنند. (58)
قوم ابراهیم گفتند: کسی که چنین کاری با خدایان ما کرده همانا بسیار ستمکار است. (59)
(آنان که لعن بتان را از ابراهیم شنیده بودند) گفتند که ما جوانی ابراهیم نام را شنیدهایم که بتان را (به بدی و زشتی) یاد میکرد. (60)
قوم گفتند: او را حاضر سازید در حضور جماعت تا بر این کار او گواهی دهند. (61)
به او گفتند: ای ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟ (62)
ابراهیم (در مقام احتجاج) گفت: بلکه این کار را بزرگ آنها کرده است، شما از این بتان سؤال کنید اگر سخن میگویند. (63)
آن گاه با خود فکر کردند و با هم گفتند: البته شما ستمکارید (که این بتان عاجز و بیاثر را میپرستید نه ابراهیم که آنها را درهم شکسته است). (64)
و سپس همه سر به زیر شدند و گفتند: تو میدانی که این بتان را نطق و گویایی نیست. (65)
ابراهیم گفت: پس چرا خدا را (که هر نفعی به دست اوست) رها کرده و بتهایی را میپرستید که هیچ نفع و ضرری برای شما ندارند؟ (66)
اف بر شما و بر آنچه به جز خدای یکتا میپرستید، آیا شما عقل خود را هیچ کار نمیبندید؟ (67)
قوم گفتند: ابراهیم را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید اگر (بر رضای خدایان) کاری خواهید کرد. (68)
(پس آن قوم آتشی سخت افروختند و ابراهیم را در آن افکندند) ما خطاب کردیم که ای آتش سرد و سالم برای ابراهیم باش (آتش به خطاب خدا گل و ریحان گردید). (69)
و قوم در مقام کید و کینهی او برآمدند و ما (کیدشان را باطل کرده) آنها را به سختترین زیان و حسرت انداختیم. (70)
و ما ابراهیم را با (برادرزادهاش) لوط (از شر نمرودیان) برهانیدیم و به (شام) سرزمینی که مایهی برکت جهانیان قرار دادیم آنها را بفرستادیم. (71)
و به او اسحاق و افزون بر آن (فرزندزادهاش) یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته (مقام نبوت) گردانیدیم. (72)
و آنان را پیشوای مردم ساختیم تا (خلق را) به امر ما هدایت کنند و هر کار نیکو را (از انواع عبادات و خیرات) و خصوص اقامه نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم و آنها هم به عبادت ما پرداختند. (73)
و لوط را هم مقام حکمفرمایی (و یا حکمت و نبوت) و علم عطا نمودیم و او را از شهری که اهلش به اعمال زشت (و کار پلید لواط) میپرداختند نجات دادیم که آنها بسیار بدکار و فاسق مردمی بودند. (74)
و او را در رحمت خود داخل کردیم زیرا که از مردم بسیار صالح و نیکوکار به شمار بود. (75)
و (یاد کن حکایت) نوح را که پیش از این (خدا را به یاری خود) خواند، ما هم او را پاسخ دادیم و او و اهل بیتش (و گرویدگانش) را از اندوه و بلای سخت (طوفان) نجات دادیم. (76)
و او را بر دفع آن قومی که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم، که آن قوم بسیار بدکار (و کافر) بودند و ما همهی آنها را یکسر (به طوفان) غرق کردیم. (77)
و (یاد کن احوال) داود و سلیمان را وقتی که دربارهی گوسفندان بیشبانی که در مزرعی چریدند (و آن را تباه کردند) قضاوت مینمودند (که از شیرشان صاحب زرع به قدر زراعتش استفاده کند) و ما بر حکم آنها گواه بودیم. (78)
و ما آن قضاوت را به سلیمان به وحی آموختیم و به هر یک (از سلیمان و داود) مقام حکمفرمایی و دانش عطا کردیم و کوهها و مرغان را مسخر داود گردانیدیم که با (آهنگ تسبیح و نغمه) او تسبیح میکردند، و ما این معجزات را از او پدید آوردیم. (79)
و ما به داود صنعت زره ساختن برای شما آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدیگر محفوظ دارد، آیا شکر به جای میآورید؟ (80)
و باد تند سیر صرصر را ما مسخر سلیمان گردانیدیم که به امر او بدان سرزمین (سرزمین شامات) که با برکت برای جهانیان کردیم حرکت میکرد، و ما به همه امور عالم داناییم. (81)
و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا برای او غواصی کنند و یا به کارهای دیگر در دستگاه او بپردازند، و ما نگهبان دیوان (برای حفظ ملک سلیمان) بودیم. (82)
و (یاد کن حال) ایوب را وقتی که پروردگار خود را خواند که مرا بیماری و رنج سخت رسیده و تو (بر بندگانت) از همه مهربانان عالم مهربانتری. (83)
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش را برطرف ساختیم و اهل و فرزندانش را (که از او گرفته بودیم) با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا هم لطف و رحمتی در حق او کرده باشیم و هم اهل عبادت متذکر (لطف و احسان ما) شوند. (84)
و (نیز یاد آر حال) اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که همه بندگان صابر ما بودند. (85)
و ما آنها را به رحمت (خاص) خود درآوردیم، زیرا آنان از نیکان عالم به شمار بودند. (86)
و (یاد آر حال) ذوالنون (یعنی یونس) را هنگامی که (از میان قوم خود) غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمیافکنیم (تا آنکه به ظلمات دریا و شکم ماهی در شب تار گرفتار شد) آن گاه در آن ظلمتها فریاد کرد که خدایی به جز ذات یکتای تو نیست، تو (از شریک و هر عیب و آلایش) پاک و منزهی و من از ستمکاران بودم (که بر نفس خود ستم کردم). (87)
پس ما دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را هم این گونه نجات میدهیم. (88)
و (یاد آر حال) زکریا را هنگامی که خدای خود را ندا کرد که بار الها، مرا یک تن و تنها وامگذار (و به من فرزندی که وارث من باشد عطا فرما) که تو بهترین وارث اهل عالم هستی. (89)
ما هم دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم و جفتش را (که نازا بود) برای او شایسته (همسری و قابل ولادت) گردانیدیم، زیرا آنها در کارهای خیر تعجیل میکردند و در حال بیم و امید ما را میخواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند. (90)
و (یاد کن حال) آن زن (یعنی مریم) را که دامنش را پاکیزه نگاه داشت و ما در آن از روح خود بدمیدیم و او را با فرزندش (عیسی) معجز و آیتی بزرگ برای اهل عالم قرار دادیم. (91)
این طریقه شما آیین یگانه (و پاک اسلام) است و من یکتا پروردگار و آفریننده شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنید. (92)
و امت (با این سفارش) باز در کار دین، بین خود تفرقه و اختلاف انداختند (و ملت واحد را پریشان و متفرق ساختند ولی) باز رجوع همه به سوی ما خواهد بود. (93)
پس هر کس اعمالش نیکو و دارای ایمان است سعیش (در راه دین) ضایع نخواهد شد و ما آن را کاملاً مینویسیم. (94)
و اهل دیاری را که ما هلاک گردانیم دیگر زندگانی بر آنها حرام است و هرگز (به دنیا یا به ایمان) باز نخواهند گشت. (95)
تا روزی که راه یأجوج و مأجوج باز شود و آنان از هر جانب (پست و) بلند زمین شتابان درآیند (که روز قیامت یا قیام ولی عصر علیه السّلام مقصود است). (96)
و وعده (ثواب و عقاب) حق بسیار نزدیک شود و ناگهان چشم کافران از حیرت بیحرکت فرو ماند (و فریاد کنند) ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم بلکه سخت به راه ستمکاری شتافتیم. (97)
(و به آن کافران خطاب شود) البته شما و آنچه غیر خدا میپرستید امروز همه آتش افروز دوزخید و در آن آتش وارد میشوید. (98)
اگر این بتان (که شما میپرستید) به راستی خدایان بودند به دوزخ نمیشدند در صورتی که (شما و بتانتان) همه در آتش مخلد خواهید بود. (99)
آن کافران را در دوزخ زفیر و ناله بسیار دردناکی است و در آن جا هیچ سخنی (که مایه امید و نشاط شود) نخواهند شنید. (100)
و البته (مؤمنان) آنان که توفیق و وعده نیکوی ما (در سرنوشت ازلی) بر آنها سبقت یافته از آن دوزخ به دور خواهند بود. (101)
آنها هرگز آواز جهنم را نخواهند شنید و به آنچه مشتاق و مایل آنند تا ابد متنعّمند. (102)
و هیچگاه فزع اکبر و هنگامهی بزرگ قیامت آنها را محزون نخواهد ساخت و با آنان فرشتگان (رحمت) ملاقات کنند (و گویند) این است آن روز (سعادت) شما که در دنیا به شما وعده میدادند. (103)
روزی که آسمآنها را مانند طومار در هم پیچیم و به حال اول که آفریدیم باز برگردانیم، این وعده ماست که البته انجام خواهیم داد. (104)
و ما بعد از تورات در زبور (داود) نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد. (105)
بیشک در این قرآن برای اهل عبادت مایهی وصول به مقصد حق نهفته است. (106)
و (ای رسول) ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی. (107)
بگو که بر من به یقین و درست این وحی میرسد که خدای شما خدایی است یکتا، پس آیا شما تسلیم (امر او) خواهید شد؟ (108)
و چنانچه کافران (از حق) رو گردانیدند به آنان بگو: من (بر حسب وظیفه رسالت) شما را یکسان آگاه کردم و دیگر نمیدانم که آن وعده روز سخت قیامت که به شما دادند دور یا نزدیک خواهد بود. (109)
همانا خدا به همهی سخنان آشکار و اندیشههای پنهان شما آگاه است. (110)
و خود ندانم شاید این (تأخیر عذاب) برای شما امتحانی باشد و تمتّعی (در دنیا) تا به هنگامی (که مرگ فرا رسد). (111)
رسول گفت: الها، تو به حق (میان ما) حکم کن، و پروردگار ما همان خدای مهربان است و بر ابطال آنچه شما بر خلاف حق میگویید تنها از او یاری باید خواست. (112)
سلام ندا جان
چقدر روان نوشتی و چه خوب سوره را نوشتی خواندم و عالی بود
زمان زیادی است با استاد هستم ولی متعهد نه از خدا خواستم بخاطر تضاد مالی که مرتب پیش میاد هدایتم کنه و
چند روز بود که توحید عملی به ذهن من میومد یا نشانه آن را گوش دادم و کامنتها را که خوندم به شما رسیدم عالی بود بینهایت سپاسگزارم
ازتون
میدونم اگه ثروت ندارم بخاطر باور های خودم ولی نمیدونم کدوم باور خدا خیلی چیزها رو بهم داده ولی ثروت سخت میاد
از خدا میخواهم راهنماییم کنه تا بتونم راحت به درآمد آسان و فراوان برسم
خدایا مرا به راه راست راه کسانی که هدایت کردی نعمت دادی ثروت و آرامش مالی دادی هدایت کن نه گمراهان و بدهکاران و مغضوب شدگان
شاد و موفق و ثروتمند باشید
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیزم
خیلی ممنونم که کامنت منو مطالعه کردین
در رابطهبا موضوع ثروت،من هم تازه شروع به ساخت باورهای جدید کردم
و چون در این قسمت،ترمزهای زیادی دارم نسبت به بقیه باورها،خودم رو ملزم کردم ک وقت زیادی بزارم برای تکرار باورهای جدید
ورودی ها،هرچند گذرا ،خیلی ریزو سریع زهرشون رو میریزنو میرن
هم صحبتی با بقیه،اینستا و فضای مجازی ،فیلم های به ظاهر خنده دار…
واقعا با تمام وجودم ،دارم مراقبت میکنم
چون به شدت به دلیل خانوادم و دیدگاهشون،یک انسانه به شدت نگران برای اینده،باور کمبود ک فرصت ها محدودن و سریع باید رو هوا گرفت،یا یه سری مسایل شانسی هستن،یا باید زحمت زیادو سختی کشید یا حتما باید کاره خیلی خاصی انجام دادو دیر یا زود بیدارو سرکار رفتو خلاصه خیلی باگ ها دارم
که هنوز در قدم های اول وشناسایی و فیلتر کردن هستم
و با هر فایل،چه رایگانچه اونهایی که خرید کردم ،دارم ریزو ریزتر میشم در خودم
ممنونم که با کامنتتون باعث شدین ،یکبار دیگه ترمزامو مرور کنم و بیاد بیارم که این ها،ترمزن ،نه بدیهیای زندگیم
امیدوارم خیلی زیاد نتایج مالی چشمگیر ببینیم از شما زیبای زیبا
سلام به دوست خوبم ندا خانم عزیز
ممنون بابت دیدگاه تاثیر گذارت منم عین تو دو سه روزیه فوکس کردم روی این فایل ارزشمند و کامنتارو خوندم متن خوده فایل و خوندم تا قلبم روشن بشه و بتونم اگاهی های این فایل و درک کنم
چقد زیبا و خالصانه نوشتی و برامون وقت گذاشتی معنی این سوره ارزشمند روم رو نوشتی راستش من تا نصفش خوندم باقیشم ذخیر کردم بخونم .چقد به من توی باز شدن نگاهم به رب و یجوری مکمل شد برام تا این فایل استادو بیشتر درک کنم
تحسینت میکنم که خدای درون خودتو پیدا کردی
منم در تلاشم تا با خدای درونم بیشتر ارتباط بگیرم
با ارزوی بهترین ها و سلامتی و ثروت برای تو دوست عزیز
سلام خدمت شما
ممنونم از شما بابت وقتی که گزاشتین و کامنته منو مطالعه کردین
و باعث شدین دوباره برگردم و این فایلو ببینمو کامنتو درکی که کرده بودمو مرور کنم
بهتون پیشنهاد میکنم حتما سوره انبیا رو مطالعه کنین
چون کلی مثال هست ک خدا داره با اون مثالها،باورهایی ک داریم میسازیمو باورپذیرتر و راحتر نشون میده!
من بقیه قرانو نخوندم
ولی هدایتم به این سوره،توی قدم های اوله اشنایی و درک خدا،بی جهت نبود
چون پر از مثال های مختلف پیامبران و رفتارها و فرکانسهاشون و نتیجه هاشون بود
سلام به استاد عزیزم
سپاسگزار خداوند رحمتگرم
این چند روز همش تو فکر این بودم که چجوری ایمانم رو قوی کنم چجوری یه یقین برسم چحوری تسلیم باشم… تسلیم واقعی …چون این اواخر یه بار تو یه موضوعی تسلیم بودم و نمیدونیین چقدرررر لذذذت بخش بود…چقدر تجربه عحیب و شیرینی بود …چقدر بهم چسبید
من میدونم که در حال طی کردن تکاملم هستم
من میدونم که نباید نگران این باشم که ایمانم به اندازه کافی قوی نیست
چون میبینم که هرروز باور هام داره قوی تر میشه
هرروز نشونه ها و ایده ها بیشتر میشه….
هرروز مسیر روشنتر میشه…ذهنم منظم تر شده
میدونم که دارم چیکار میکنم میدونم که باید چیکار کنم
امروز هدایت شدم به فایل های توحید عملی
باخودم گفتم من قبلا بارها این فایل ها رو گوش دادم …ولی صدایی در درونم گفت الان مدارت با اون موقع متفاوته!
الان دوباره گوش بده …مطمنن چیزایی جدیدی رو درک میکنی
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما که دوره توحید عملی رو رایگان روی سایت قرار دادین
دریافت های جدیدی که از این فایل داشتم:
اونجایی کا گفتین اون آقا دنبال کارگر بود و شما قبول کردین حتما پیش خودتون گفتین این آقا دست خداست که من رو به خواسته هام برسونه…
ولی در ادامه دیدین که نه اوضاع اصلا خوب پیش نرفت و همون آقا جلوی پاتون سنگ مینداخت و حقوقتونم نمیداد
اینجاست که مسیر هدایت مشخص میشه اینجاست که معنی این حرفتون که همیشه میگین قدم به قدم مسیر بهتون گفته میشه
اینجاست که از دل تضادها نعمت ها به وجود میان
ممکن بود پیش خودتون بگین ای بابا این چه الهامی بود …اوضاع که بدتر شد
ولی در ادامه دیدین که همین اتفاق چه تاثیر بزرگی توی زندگیتون داشت
هدایتی که باید از این فایل دریافت میکردم این بود
باید ادامه بدم …خداوند منبع خیره …پس هر اتفاقی که برای من بیوفته خیره
نیروی حاکم بر جهان نیروی خیره
خداوند میخواد من آگاهی و معنویت و ثروت و سلامتی و سعادت و خوشبختی رو تجربه کنم
پس همینها رو تجربه میکنم
سپاسگزارم از وجود نازنین شمایی که پیامم رو خوندیدن
بسم الله نور .
سلام به استاد عزیزم مریم جان و تمام دوستان هم فرکانسی!
من فاطمه هستم 20 ساله اهل افغانستان متولد و بزرگ شده ایران !
وقتی به زندگیم نگاه میکنم ردپای هدایت خداوندو توی زندگیم میبینم ..
من بچه بودم هشت سالم بود به دنبال تضادایی که برام پیش اومده بود همیشه یه سری سوالا داشتم از این جهان ازین خداوند …
اون موقع میرفتم مدرسه همیشه با دوستم صحبت میکردیم و میگفتیم که خدا ناعادله ..
چرا یکی ثروتمنده یکی نون شبشو نداره؟
چرا یکی خانواده خوبی داره یکی نداره ؟
یکی سلامته یکی بیماره ..
و ….
از بچگی روحیه ی خودشناسی جهان شناسی و خداشناسی داشتم … دوست داشتم بدونم چی به چیه توی این دنیا …
از 8 سالگی علاقه داشتم به قرآن خوندن و همیشه میخوندم تا الان شاید بالای 30 بار قرآنو به عربی ختم کردم …
بزرگ شدم 4 سال بعدش 12 سالم بود و هدایت شدم به سمت فیلم راز … برام جالب بود ولی نمیتونستم ازش استفاده کنم و توی زندگیم ازش نتیجه بگیرم …
برادر بزرگترم یکبار سلسله ای از فایلای یکی از اساتید دیگه رو برام اوردن و من گوش دادم و باز هم گذشت … من به این مطالب موفقیت علاقه داشتم به مطالب انگیزشی … به ادمای موفق از بچگی دنبال پیشرفت بودم خداوند دست منو محکم گرفته بودو قدم قدم منو توی مسیر اورد …
توی تلگرام کلی ویس گوش میدادم در مورد قانون جذب از اساتید مختلف من جمله استاد عباسمنش .
من وقتی اومدم دبیرستان شدیدا بر این باور بودم که من از قرآن معنی فارسیش هیچی نمیفهمم و حتی تلاشی هم براش نمیکردم یه مدت دنبال تفسیر قرآن بودم .
گذشت و گذشت
وارد سایتتون شدم … و الان بسیار خوشحالم ..
من یک ماههه به صورت جدی شروع کردم دنبال کردن و عمل کردن به مطالبتونو …
خداروشکر نتیجه های کوچیک کوچیک دارم میگیرم …
و میخوام بگم که توحید یعنی همه چیزو خدادیدن
توحید یعنی باور داشته باشی هدایت میشی
توحید یعنی خداوند هرگز دستمونو ول نکرده
توحید یعنی تنها قدرت جهان ربه
تنها کسی که به ما نعمت میده خداونده …
باید خیلی کار کنم …
خداوند هممونو در این صراط مستقیم نگه داره …
ایشالا به عالیترینا برسیم .
سلام استاد عزیزم
استاد همه ما به نوعی واسه چیزهای مادی اومدیم سراغ این سایت یکی دنبال پول بود یکی روابط یکی شهرت میخواست…..هرکدوممون دنبال هرچیزی غیر از خدا بودیم
خودمن یک انسان بی خدای کافر بودم که تا بحث خدا میشد دهنم به ناسزا و فوش باز میشد و کفر و شرک و هرچیز نادرستی که فکرشو کنید
وحتی وقتی اولش با شما آشنا شدم فقط صداتونو میشنیدم و میگفتم خوب اینم یه آخونده و به خودش میگه استاد موفقیت و وقتی دیدم نههه شما یه آدمی با یه شلوارک وسط آمریکاییو و این حرفا رو میزنی گفتم خوب اوکی اینم مثل بقیه به اسم خدا میخواد پول دربیاره و بچاپه
کلا اولش هیچ جوره به خرجم نمیرفت که اصلا بشینم گوش بدم ببینم چی دارین میگین
که البته همه این دیدگاه های منفی به خاطر اونهمه استاد و کتابهای موفقیتی بود که دنبالش رفته بودم و نتیجه ای برام نداشتن
اما اما اما استاد شما فرق داشتین و دارین با همشون چون من بعد از یه مدتی که از مقاومتم کم شد و ادامه دادم به گوش دادن فایلهاتون دیگه ثانیه ای نتونستم رها کنم فهمیدم که این آدم فرق داره این حرفها از جایی دیگه میاد منبع دیگه ای داره واسه پول و شهرت نیست این آدم حقیقتیو میگه که قلبم میپذیره
استاد شما اول از همه خدارو به ما شناسوندی چیزی که حداقل من ازش فراری بودم دستمو گزاشتی تو دستش منو عاشق و دیوانش کردی چنان ولوله ای در وجود من به جریان انداختی که دیگه لحظه ای بدون وجودش نمیتونم سر کنم تمام لحظات زندگی منو پر کرده
استاد شمامنبع آرامشو بهمون نشون دادین منبع خیر منبع عشق ثروت نعمت…..هر آنچه که بخواهیم شما اصلو بهمون گفتین شما مارو عاشق و دیوانه خداوند کردین کاری کردین که ما با چشم دلمون خداوندو ببینیم و درکش کنیم احساسش کنیم
ما میگیم پول شما میگی توحید میگیم روابط میگی توحید میگیم سلامتی میگی توحید چون واقعا هم سرمنشا هرچیز خداوند
تو تکیه کن به خدا ببین پشتتو خالی میکنهههههه
به خدا که به هرکسی تکیه کردم و روش حساب کردم منو زد زمین درواقع خودمم خودمو زدم زمین ولی خداونده که همیشه دروازه رحمتش پذیرای منه و پشتمو داره پشتیبان منه هیچوقت پشتمو خالی نمیکنه تنها یار ویاور منه تنها رفیق منه تنها همدم و همراه منه
این روزها تو یه تنهاییه لذت بخشم که خودمم و خدای خودم و عشق بی قید و شرط خداوند
واقعا هرکسی با خدا باشه خدا پرش میکنی خدا اونقدر سرشار از عشق الهیش میکنه که بی نیاز میشه فقط باید اجازه بدی بیاد تو زندگیت باید از جلو راهش بری کنار تا تو وجودت جریان پیدا کنه
خدایا شکرت که در اعماق وجودم احساست میکنم و در شب و روزم جاری هستی
خداروشکر که عمرم به سر نرسید و تونستم رب حقیقی رو بشناسم و عاشقت بشم
خدایا شکرت که توانایی دیدن شکوه و جمالتو دارم و به هرجا بنگرم تنها تو بینم
همونطور که خودت میگی به هرسو رو کنید رو به خداست که تمام جهان ملک خداست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد فرزانه و ارزشمندم جناب عباسمنش عزیز و بانوی شایسته و لایق الهی مریم جان
و سلام به دوستان عزیز هدایت شده ام
الهی چون تو همراهی
و چون تو حمایت گری
جای هیچ اما و اگری برایم نیست.
چشم هایم را با آگاهی های نابی که بر قلب بنده ی عزیزت استادم الهام کردی دوباره شستم
و جور دیگری دیدم
آنقدر زیبایی هایت برایم پر رنگ تر شده
که در جای جایِ زندگیم و حتی در اتفاقات به ظاهر نادلخواهم فقط رد پای عشق و نور و دانش را میبینم.
خدای محبوبم، عشقت در تک تک نفس هایم و در تک تک ضربان های قلبم با عظمتی از جنس سرافرازی موج میزند.
ارباب من، مالک من، صاحب من چقدر خوشبختم که مصنوع دست توام
تو در من جاری و من با تو عظیمم
خدایا خودت میدانستی که بنده ات نسیان دارد و گاهی فراموش میکند که تورا دارد
و به همین دلیل گفتی
بنده ی نازنینم صد بار اگر توبه شکستی باز آ
خدایا آغوشت همیشه برای همه باز است
خطا از منو بخشش و عطا از توست.
خدای خوبم به ظاهر تورا می پرستم و به زبان حمد تورا میگویم ولی عشق و علاقه های ناب من در ناخودآگاه ذهنم برای غیر تو بوده
آنجا که برای فرزندم ترسیدم تورا ندیدم دلم لرزید
آنجا که نگران بی محبتی یار بودمو چشمم ترسید
آنجا که برای خورد و خوراک و خانه و مادیات دست و پا زدم و به فکر نبودم که تویی منبع خیر من
چه جاهایی که به ظاهر نماز خواندم و در واقع بی نماز بودم
چه جاهایی که به زبان ذکر تو گفتم و در دل هوایم هوای دیگری بود
خدای سراسر عشقم شرک های ظاهری و مخفی مرا ببخش
در تک تک لحظه های زندگی ام در نمازم وقتی باور میکنم تو در وجودم هستی
تو در لبخند های منی
تو در دست های نوازشگر منی
تو در امید و دلگرمی منی
تو الهه و عشق واقعی منی
عشق مادر و پدر و فرزند و همسر و دوست و هر فرد دیگری زمانی حقیقی است که ریشه در عشق تو داشته باشند
هر عشقی با تو خوش رنگ است و نوا میگیرد
و هر عشقی که رنگ و بوی تورا ندارد ختم به خیر نمیشود.
خدای عزیزم چقدر خوشحالم که میدانم مورد هدایت تو هستم
من و دوستان عزیزم هدایت شده ایم که کلامت را از زبان استاد شنیدیم.
خدایا حامی ام باش
هادی ام باش
الهی من آماده ام تا مغزم در مسیر قلبم بهترین باورها را بسازد
باوری از جنس یکتاپرستی ناب تا آنچنان ایمانی در وجودم ملکه شود که تورا همه جا حاضر و ناضر ببینم
و آنچنان به خود مقدسم حرمت بگذارم که به طور واقعی جهان را مسخرم گردانی
تا بتوانم بندگی ام را به جا آورم
و با شیطان نجواگر ذهنم روبرو شده و بر خودم مسلط شوم
تا زیبایی های خودم و جهان را بیشتر کنم
هر وقت برای تو می نویسم اشک و لبخندم بهم آمیخته میشود.
آنقدر معجزه ها از تو دیده ام که به یقین میدانم هر یک از بندگانت رسول تواند برای هدفی در عالم به شرط آنکه بدانند
احترام به خود را لازم دارند.
خدای عزیزم به حرمت خودت و به حرمت خودم و برای عشق به استاد نورانی ام نوشتم
تا رد پای عاشقانه ی خود را بگذارم
یادم می ماند که تو گفتی و من نوشتم.
سلام استاد جان
چند روز بود که موضوعی فکرم رو خیلی مشغول کرده بود و هرچی فایل گوش میکردم انگار روی من تاثیر نداشت
نشستم دربارش فکر کردم تا ریشه این احساس بد رو پیدا کنم
یه جور عصبانیت و خشم در مورد اینکه نمیتونم خواسته بچه هام رو برآورده کنم و تقصیر رو به گردن همسرم میانداختم و رفتارم با اون هم بد میشد
میدونستم اشتباهه اما هیچی پیدا نمیکردم که منو کمک کنه تا از این وضعیت بیام بیرون
دفعه پیش که الان یادم نمیاد برای چه موضوعی حالم اینطوری گرفته بود هدایت شدم به فایل های توحیدی و همه رو گوش دادم و فهمیدم که فکر میکردم که آدم با ایمانی هستم و همش به خاطر باورهای شرک آلود و قدرت دادن به نیروهای غیر خدایی حالم بده میشه
اون فایل ها خیلی کمکم کردن و چقدر حالم خوب بود و چقدر سپردن همه چیز به خداوند زندگی رو برام راحتتر کرده بود
برای همین اومدم از اول فایلهای توحید عملی رو گوش بدم
الان فهمیدم که باور اینکه من و همسرم باید هرچه زودتر شرایطی که بچه ها میخوان رو فراهم کنیم و گرنه اونها فرصت نوجوانیشون به هدر میره برای داشتن تجربه های جدید و باور کمبود حالم رو بد میکنه
یاد زندگی شما افتادم که چقدر خوشبخت و شاد هستید با اینکه کودکی ناجالبی داشتین
چون به چگونگی انجام اینکارها فکر میکنم و با توانایی های محدود الآنم میخوام قضیه رو حل کنم و فعلا نمیتونم حالم بده شده
فکر کردم من خدای بچه هام هستم
فراموش کرده بودم که اونها هم بنده خداوند هستن و خداوند مسوولیت اونها رو داره و مدتی با ما هستن و خودش از طریق ما داره به اونها روزی میده و ما دستان خداوند هستیم برای اونها
باید از خود خداوند کمک بخوام برای این موضوع
باید ایمان داشته باشم که خداوند قدرت انجام تمام کارهایی که از توان من خارج هستن رو داره
خداوند با بینهایت دستان خودش میتونه ما رو به خواستمون برسونه
فقط باید سمت خودم رو انجام بدم و به قول شما با خداوند تقسیم کار کنم
الان این جملات بهم آرامشی میده که از خوشحالی اشک تو چشمام جمع شده
خدایا سپاسگزارم برای هدایتهات
برای راههایی که نشونم دادی تا حالم بهتر بشه
تا به سوی تو برگردم
خدای من سپاسگزارم که با ما حرف میزنی و بهمون میگی که الان باید چه کاری انجام بدیم
کاری که میتونم انجام بدم تجسم خواستم و توجه کردن و حس کردن حال خوب لحظه ای هست که دارم اون خواسته رو تجربه میکنم چطور و چگونگیش رو به خداوند میسپارم و برای انجامش از خداوند هدایت طلب میکنم
تو بهتر از من میدونی که چی برای بچهها م خوبه
خودت هدایتمون کن
خدایا من رو آسان کن برای آسانیها
سپاسگزار خداوندم و سپاسگزار شما هستم که یکی از دستان هدایتگر خداوند بر روی زمین هستید.