توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    mohammadb گفته:
    مدت عضویت: 4297 روز

    سلام به خانواده عزیز و دوست داشتنیم. خانواده ای که هیچ کدام از اعضای ان را تا به حال ندیده ام ولی دلم برای آنها پر میزند.

    در کل اهل نوشتن نیستم ولی امروز همان خدای درونم بهم گفت که برو بنویس و من هم که از امروز تصمیم گرفتم هرچه بیشتر مطیع امرشون باشم تا من به سوی سعادت راهنمایی کنه این کارو کردم و تا همین لحظه که این کلمات رو تایپ میکنم نمیدونم که در ادامه چی میخوام بنویسم و فقط منتظر به من الهام کنه و من بنویسم . بعله یه چیزی اومد. لا خوف علیهم و لاهم یحزنون این ایه قرآنی از زبون استاد خیلی زندگی منو تحت تاثیر قرار داد سعی کردم مومن باشه، ناراحت نباشم و نترسم شجاع باشم و امیدوار وقتی میدونستم و ارامش داشته باشم استاد با این آیه من به قران پیوند داد و درقران من ایه ای رو خوندم به این مضمون که (( من انسان رو از قطره ای اب پست و جهنده خلق کردم و به کمال رسوندم)) و من با خودم گفتم خدایی که منو از قطره ای پست و جهنده به این حد از کمال رسونده مطمینم که در اینده هم حافظ من هست و منو برای رسیدن به ارزوهام همراهی میکنه و من کافیه کخ دستامو تو دستای خدا بذارم و این به من ارامشی اعطا کرد که غیر قابل توصیف هست. خداوندا ازت ممنونم که منو با استاد اشنا کردی که اینقد زیبا منو دوباره به سمت تو برگردوند.

    امیدوارم روزی خانواده عزیزمو ببینم و در کنار هم از پیشرفتهایی که داشتیم برای همدیگه تعریف کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    آزاده ایلخانی گفته:
    مدت عضویت: 1148 روز

    سلام استاد خوب و مهربون

    و سلام به مریم جان عزیز و مهربون که همشهری من هستن

    من امشب تولدم هست

    و دوست داشتم اولین کامنت شب تولدم و در قسمت این فایل توحیدی باشه

    چون هرچی دارم از رب هست و دیگر هیچ

    ممنونم از خدای خوب و مهربون که شما عزیز رو در مسیر من قرار داد تا بتونم بهتر خودم و او را بشناسم

    خدارو هزار بار شکرررر

    من دیشب بهترین کادوی تولد زندگیمو خیلی راحت و آسون از خدای مهربانم دریافت کردم که در رابطه با کار بود

    انشالله هر زمان که موقع اش باشه فایل موفقیت هام رو براتون میفرستم و شما رو در این شادی شریک میکنم

    خیلی دوستتون دارم و براتون بهترین ها رو میخوام

    در پناه الله شاد.موفق.پیروز.ثروتمند باشید

    13401/12/22

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    زهرا زعفرانلویی گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    سلام استاد عزیزم

    وقتی که ادم روی خودش کار میکنه تا توحیدی باشه و کم کم توی مسیر بیاد، اولش با خودش و ذهنش میجنگه ولی وقتی ادامه بده و متعهد باشه و روی خودش کار بکنه،چیز هایی که باید رعایت بکنه رو‌مرور میکنه و ذهنش رو کنترل میکنه و قدرت رو فقط به خدای یگانه میده،اون وقته که احساس ارامش عجیبی میکنه،دیگه لازم نیست از کسی یا چیزی بترسی،دیگه اینده واضح و درخشانه و روابطت با کمک خدا عالی میشه و ثروت با قدرت خدا به راحتی وارد زندگیت میشه، دنیا برات جلوه دیگه ای پیدا میکنه و نعمت هایی ک همیشه اطرافت بوده و تو‌هیچ وقت ندیدیشون درخشان میشه

    وقتی برمیگردی به خودت و درون خودت و خدارو پیدا میکنی و قدرت رو فقط به اون میدی، اون وقته که احساس قدرت و خوشبختی میکنی و یک نفس راحت میکشی و با خودت میگی دیگه وقتشه که از زندگی لذت ببرم و دیگه جایی برای ترس و اظطراب نیست

    عاشقتونم این فایل ها معرکه هستن مثل شما که معرکه و جادویی هستید ممنونم که مسیر زندگی رو برامون اینقدر ساده و لذت بخش کردید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1524 روز

    به نام خدایی که تنها هدایتگر ماست

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم تو این سایت پر از شگفتی و سرشار از درک و حس وجود خدا

    روز شصت و پنجم از سفرنامه من هست

    که هر اگه هر روزم با فایل های توحیدی استاد شروع کنم مطمئنم اون روز خیلی بیشتر حواسم هست که تو تموم کارام فقط روی خدا حساب کنم و همه خواسته هامو از خودش بخوام

    استاد همونطور که تو یکی دیگه از فایل های توحیدی گفتید (شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه ای سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان هست)

    خداروشکر الان خیلی بهتر میتونم تو این قضیه مچ خودمو بگیرم تا همون لحظه به خودم یادآور بشم که اگه مثلا رو این آدم حساب کنی، اگه نگران بشی و.. حواست باشه که داری مشرک میشی داری از خدا دور میشی

    وقتی با کمک دوره ها میام رو رفتارهام و باورهام کار میکنم امکان نداره که بخشی از این ریشه یابی به باورهای توحیدی مربوط نشه!

    آخه مگه میشه خدایی رو که این سیستم بوجود آورده، این قوانین گذاشته، منکرش شد

    هر خواسته ای رو خیلی راحت بهمون میده

    این ذهن ماست که یه خواسته رو کوچیک میکنه یکیو بزرگ میکنه یکیو میگه سخت بدست میاد، که همه اینا باز برمیگرده با همون باورها، به همون ریشه هایی که باید درستشون کرد

    که حالا اگه باورهای توحیدی قوی تر بشه فکر میکنم خیلی راحت تر میشه باورهارو در مورد همه مسائل تغییر داد و از مسیر لذت برد

    بعضی از روزها که حس و حال خوبی ندارم میام تو سایت به خدا میگم تو نشونم بده که چطور حالمو بهتر کنم، و انقدر قشنگ هدایتم میکنه که نشونه اون روزم فقط میشه توجه به نکته های مثبت، به زیبایی ها، به هرچیزی که خدا رو بیشتر ببینم، انگار خودش داره بهم میگه که وقتی این همه زیبایی، نعمت، ثروت، سلامتی و… تو این دنیا برات گذاشتم چرا میخوای با حس بد روزتو خراب کنی!! ببین لذت ببر و روزتو هرطور که دوستداری بساز، فقط حالت خوب باشه تا قانون جهان برات کاراتو انجام بده؛

    این حس خدایی، این حس توحیدی خیلییی زیباست

    واقعا دلم میخواد با کمک شما استاد عزیز و این فایل هاتون، هر روز بهتر بشم و خدارو بیشتر حس کنم

    خیلی سپاسگزارم از اینکه راهنمای من و دوستان هستید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1231 روز

    سلام به خدای با عشق و حمایتگرم

    به استاد عزیزم آقای عباسمنش و مریم جان شایسته گلم و تمام دوستان هم فرکانسی خودم

    من فایل رو گوش ندادم هنوز و فقط محتوای تایپی رو خوندم

    فایل رو دانلود کردم که گوش بدم

    چقدر این یکتاپرستی هر چند کم هم که باشه باهاش یک آرامشی میاره که ترسی در وجودت طغیان نمیکنه

    یه تجربه بگم قراره مغازه پوشاکیم رو باز کنم و این مغازه از پدرمه و من قراره اجاره پرداخت کنم اطرافیانم به من گفتن به پدرت بگو اجاره کمتر ازت بگیره تو تعیین کن چقدر بگیره تو اینقدرها درآمدت نمیشه..برو التماسش کن..چاپلوسی کن و …..

    من میخوام یکتاپرست باشم و اینو تقویتش کنم

    میخوام قدرت رو بدم به پروردگارم…به یگانه مربی جهان

    میخوام قدرت رو به انسان ها ندم

    مگه روزی منو خداوند نمیتونه تامین کنه که من التماس کنم…مگه پروردگار من کم توانه و قدرت این رو نداره که درآمد منو بیشتر کنه….

    من اعتماد دارم

    روزی که چشمم رو از جیب شوهرم برداشتم و گفتم خدایا همینجور که به همسرم استقلال مالی دادی به منم بده چون تو عادلی و فرقی بین بنده هات نمیذاری

    چقدر راحت ورق برگشت و من همین روزها میرم دکور مغازمو بزنم همونطوری که خودم دوست دارم

    کلی لباس قشنگ خریدم و دلم قرصه اصلا خبری از غم و غصه و نگرانی نیست

    چون اون هدایت میکنه و حامی منه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1364 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خدایی که تنها وجود مطلق است و بقیه همه از او موجود شدند .

    خدای که برای بنده اش کافی است کافیه کافی بهبود شرط اینکه بنده باور کند

    اصل همه چیز توحید است

    دلم می خواهد دلم ذهنم از همه چی غیر خودش پاک بشود خانه تکانی بشود مثل روز اولی که دنیا اومدم پاک و متصل بودم همونطور بشوم دوست دارم هر لحظه متصل باشم این قدر وجودم خالی باشد که هرچی خدا تو ظرفم می ریزد دریافت کنم

    دوست دارم شفاف و واضح هدایت ها را بشنوم

    یک دل سیر هر روز بشینم باهم حرف بزنیم

    دلم می خواهد واقعا عاشقت بشوم ادا در نیاورم دلم می خواهد برام مهم نباشد بقیه چی فکر می کنن در موردم.

    میدونی خدا فقط وقتی واقعا حالمون خوبه که به تو وصلیم

    الان تازه فهمیدم حتی اون احساس خوب اون حال خوب را هم برای اینکه بیشتر به تو نزدیکم می خواهم.

    اما استاد هشدار دادند اگر فکر می کنی خدا را داری ولی ثروت یا سلامتی یا روابط خوب را تجربه نمی کنی باورهات یا در مورد خدا خرابه یا در اون یکی موارد .

    پس نمیشه خدا را داشت ولی نعمت ثروت های خدا را نداشت

    نمیشه خدا را داشت ولی نعمت سلامتی را نداشت

    نمیشه خدا را داشت ولی روابط عاشقانه با مخلوقات خدا نداشت .

    اول فایل استاد یک هینت بزرگ دادند که نشستند و از خدا پرسیدن ، خدایا قراره من چکار کنم؟

    خدایا من چکار کنم همه جوره تو را تو زندگیم داشته باشم ؟

    ﴿ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ﴾

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2204 روز

      سلام به نفیسه جان نازنینم.

      سال نو مبارک.

      ممنونم از پیامت برای تبریک سال نو.

      الان رسیدم به این کامنتت و این قسمت عین تلنگر هست برام:

      اگر فکر می کنی خدا را داری ولی ثروت یا سلامتی یا روابط خوب را تجربه نمی کنی باورهات یا در مورد خدا خرابه یا در اون یکی موارد .

      این کامنتت عین شهد و عسل بود.

      مرسی که وصل شدی و نوشتیش.

      الهی شکر که خوندمش.

      حسم میگه وقتی صلح درون ندارم، یعنی اتصالم با منبع قطع شده.

      اینطوری آرامش ندارم.

      رابطه خوب و ثروت و سلامتی هم دور میشه ازم.

      نیایشت با خدا خیلی دلچسب بود.

      منم همینایی که نوشتی رو میخوام:

      یک دل سیر هر روز بشینم باهم حرف بزنیم.

      دلم می خواهد واقعا عاشقت بشوم، ادا در نیاورم.

      دلم می خواهد برام مهم نباشه بقیه چی فکر می کنن در موردم.

      ماچ به رویِ ماهت.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        Nafis گفته:
        مدت عضویت: 1364 روز

        سلام و ماچ ماچ به روی بهشتی ات سمانه جان

        من هم ممنونم برای نقطه آبی الهی

        سمانه جانم میدونی ، مدتی پیش رفتیم اون پارکی که اولین عکس پروفایلم گذاشته بودم . این بار برخلاف همیشه از مسیر جاده کشی شده برای پیاده روی نرفتیم و مسیر تپه ای را انتخاب کردیم .

        دوست داشتم چند تا عکس بگیرم که یکی اش را برای پروفایلم بگذارم . جالبش اینجاست ، دو متر بالا می رفتیم منظره را نگاه می‌کردیم می گفتیم این خیلی عالیه از این بهتر نمی‌شود! عکس می گرفتیم دو باره دومتر بعدی می گفتیم این دیگر عالیه از این بهتر نمیشه! دوباره بالاتر میرفتیم و هر بار منظره ها زیباتر و جذاب تر بودن و ما هر بار فکر می کردیم دیگه از این زیباتر نمیشه!

        همون جا احساس کردم کار کردن روی احساس خوب و رو موج خدا سوار بودن همین طور است و این که استاد می گن کار کردن و بهتر شدن تو قوانین انتهایی ندارد را اونجا فهمیدم.

        البته من الان تو اجرای قوانین احساس اون کسی را دارم که تازه دارد یخش وا می رود . از بس که هول بودم و عجله داشتم کلاس اول را رد نکرده سر کلاس پنجم نشسته بودم. حالا با شنیدن فایل های رایگان دارد تازه یخم وا می شود (:

        واقعا دوست دارم یک روز به جایی برسم که این متنی را که نوشتم زندگی کنم . مثلا تو قسمت ادا در نیاوردن و نظر بقیه خیلی بیشتر باید کار کنمَ.

        اما همین نوشتن شنیدن خواندن کامنت ها و نقطه آبی خیلی به ذهن کمک می کند حواسش جمع بشود(:

        لپ های حافظ را ببوس

        پر از احساس خوب غرق نور و سرور و شادی باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 314 روز

    به نام خداوند وهاب

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم

    استاد عزیزم؛ اومدم که از خودم رد پا بجا بذارم.

    امروز صبح حس میکردم سطح توحیدم اومده پایین و داره نگاهم میره سمت ادمها به عنوان کسی که میتونند کاری بکنند برای من یا چیزی بدند بمن.

    لباس پوشیدم و رفتم بیرون. تو راه خونه های زیبای امریکاییها رو میدیدم که ازشون گلدونهای گل آویزون بودند و هی اگاهانه توجه میکردم تا هم فرکانس خداوند بشم. یکی از خونه ها کلی گلدون اویزون کرده بود؛ اونجا جلوی خونه ایستادم تا صلاتم بیشتر طول بکشه. شمردم. 25 گلدون جلوی خونش اویزون کرده بود. گفتم هر کدوم از این گلدونها اگر ده دلار هم باشند، صاحب این خونه برای دو هفته ای که این گلدونها زنده هستند 250 دلار داده که هم خودش توجه کنه به زیبایی ها و هم ادمهایی که از جلوی خونش رد میشند.

    بعد چند قدم اون طرف تر رسیدم به یه پارک. و دیگه تونسته بودم به حالت اتصال برسم. شروع کردم با خداوند صحبت کردن. اولش یه کم غر زدم. گفتم روح من میدونست محدودیتی نیست برای قدرت خلق کنندگی من. برای همین اومد ماشالله از دل همه تضادها شروع کرد زندگی دنیایی منو . گفتم بعضی وقتا خسته میشم از این همه باورهای محدود کننده. بعد گفتم حتما روح من یه چیزیو میدونسته.( این نکته اول رو به یاد داشته باشید)

    (حالا نکته دوم) بهش گفتم دلم میخواد تجربه کنم که تو برای من کافی هستی ولی نه از روی ناچاری. گفتم نمیخوام کسی باشم که دستش به گوشت نمیرسه، حالا میگه بو میده و خدای من برای من کافیه!!! گفتم من میخوام این احساس و ایمانی که تو برای من کافی هستی رو تجربه کنم.

    بعد خداوند بهم گفت”” یادته استاد عباسمنش گفته بود : بچه ها خط قرمزتون این باشه که ایده های دیگران رو کپی کنید. این بی احترامی به خدای درونتون هست؟”” گفتم اره یادمه. گفت تو این جمله رو بارها با خودت تکرار کردی. حالا این جمله رو با خودت تکرار کن:::”” رقابت بی احترامی به خدای درونته”” و یه جورایی بهم گفت (راستش کلمات دقیق خدای درونم رو یادم رفته) خدای درونت میتونه هر فرصتی رو “ایجاد” کنه. نیازی نیست سر اون چیزی که خلق شده رقابت کرد. تو به غیب ایمان داشته باش و اون چیزی که الان وجود نداره رو خلق کن. و اونجا خداوند به یادم آورد اون موضوعی که شما گفتید در خواب دیدین تو مسابقه ثروت هستید و دیگران معلول هستند!!!! اینجا بمن گفت رقابت این شکلیه. تو نباید بجنگی سر چیزی که وجود داره. باید خلق کنی چیزی که خودت دوست داری رو.

    استاد بعد این حرفها برگشتم خونه. کانال تلگرامی دارم که دیدگاه های خدای درونم رو که پیدا میکنم رو توش مینویسم. (که از شما تو دوره هم جهت با جریان خداوند یاد گرفتم). کانال رو باز کردم و این دیدگاه آرامش بخش که نیازی به رقابت در هیچ موردی وجود ندارد رو نوشتم. من خالقم و کار یک خالق خلق کردن هست نه رقابت کردن.

    استاد؛ وقتی نوشتم به خودم گفتم زهرا استاد میگه شالوده همه اموزشهای من توحیده. توحید رو یه کم که شل میکنی اینطور نگاهت میره سمت ادما و به قول شما میشم کسی که دنبال نون خرده های دست مردمه!! حالا تو مورد من ثروت نیست این نون خورده ها.

    خلاصه استاد اومدم صفحه فایلهای توحید عملی رو باز کردم. بعد به خودم گفتم برم تو لپتاپم فایلهای این دسته بندیو کامل دارم. بعد یه حسی گفت نه انلاین ببین. اومدم انلاین ببینم. برای اولین بار گفت بزن روی دکمه نشون دادن لیست فایلها و بهم گفت توحید عملی یک رو باز کن. بازش کردم شروع کردم متن این فایل رو خوندن.

    متعجب شدم استاد. در مورد چیه؟ در مورد اینکه خداوند برای بنده اس کافی است که صبح به خدا گفته بودم میخوام اینو تجربه کنم و بهش ایمان داشته باشم. پاسخ رو خداوند از طریق دستان مبارک شما اینطور نوشتند::::”””یکتاپرستی یعنی بدانی نیرویی مطلق، که بدون اجازه‌اش برگی از درخت نمی‌افتد، صاحب و رئیس ات است. اگر بتوانی تمام لحظات زندگی‌ات، به او اعتماد کنی و یکتاپرست بمانی، آنوقت همان می‌شود که خدا می‌گوید:

    آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟”””

    من تمام لحظات زندگیم رو باید براساس یکتاپرستی زندگی کنم. باید هر لحظه انتخاب کنم یکتاپرستی رو. یعنی باید باور توحیدم رو قوی کنم که بره تو ناخوداگاهم و تصمیماتم بر اساس توحید باشند. تا تجربه کنم سطحی از ایمان رو که میگه خداوند برای من کافی است. تا اینجا پاسخ نکته دوم بود.

    حالا در مورد پاسخ نکته اول هم شما اینطور نوشتین::::”””یکتاپرستی متعلق به یک مذهب خاص نیست. بلکه همان چیزی که یک روز به پشتوانه‌ی آن، تصمیم به ورود به کالبد جسمانی‌مان گرفتیم. ورود به جهانی که هیچ شناختی از آن نداشتیم اما می‌دانستیم قدرتی در وجود ما و با ماست که همه راه حل‌ها را می‌داند و حالا و برای همیشه، تنها کارمان این است که: به یادبیاوریم که باید عملا موحد باشیم.”””

    پس روح من میدونست که خالقه و روح که به چیزی شک نداره. اگاهی محضه. و میدونست که قدرتش برای خلق هرچیزی که بخواد صد درصد هست برای همین خواست از دل تضادها شروع کنه. حالا دیگه آرامم. چقدر نگاه های روحم آرامش بخش هستند. چقدر خوشحالم که بالاخره از شما دارم یاد میگیرم چطور فکر خدارو بخونم. استاد نمیدونید مدتها به این فکر میکردم که چرا استاد اسم کتابشونو گذاشتند چگونه فکر خدارو بخونیم و نمیدونستم اصلا باید چطور اینکارو بکنم. تا اینکه دوره هم جهت با جریان خداوند رو لانچ کردین. استاد با اختلاف بهترین دوره ای هست که من داشتم از هفت هشتا دوره ای که من تهیه کردم ازتون.

    بی نظیرید استادممممم

    دوستون دارم

    در پناه خدا باشید عزیزانمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    محمد سیرتی گفته:
    مدت عضویت: 445 روز

    به نام خداوند رحمان

    استاد این فایل مثل یه الهام از طرف خداوند بود برام

    وقتی نگاه میکنم به زندگیم تو این 17 سال زندگیم کلی اتفاقات بوده مثل شما برای من

    دماغم به شکل بدی شکست

    تصادف بد داشتم

    و….

    اما من از همه اونها صحیح و سالم در امان خداوند بودم و هستم خیلی خیلی تو فکر فرو رفتم با این فایل و بهم الهام داره میشه که حتما امری برای من مقدر شده که خداوند داره از من حفاظت میکنه.واقعا احساس شادی و خرسندی در من به وجود اومد چقدر این روز ها دارم بیشتر درک میکنم که خداوند چقدر حواسش به من بوده و هست نشونه هایی که میبینم درس هایی که میگییرم همشون در اون راه و اون امر مقدسی هست که برام مقدر کرده . قطعا هدایت من به سایت هم یکی از پایه های اون امر مقدس باشه.

    همه جوره احساس اعتماد به نفس دارم و همه جوره میدونم که{ خداوند همواره درحال هدایت منه} و منو به ثروت نعمت و فراوانی میرسونه .

    واقعا از این جایی که هستم دارم لذت میبرم چون یک اصل رو باور کردم به یک اصل رسیدم که هر {اتفاقی برام میوفته خوبه}

    خیلی دوست دارم برم توی کوه توی جنگل توی طبیعت و فقط خودمو رها کنم و با خدای خودم خلوت کنم.

    خدایا خیلی دوست دارم از کودکیم حافظ من بودی تا الان و از این به بعد هم تنها حافظ من و تنها دلیل من برای ثروتمند شدن هستی .

    الهی تورا شکرت ممنون از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      حسین جانقربان گفته:
      مدت عضویت: 1582 روز

      ب نام خداوند قدرتمند و باشکوه

      ب قول سوره طاها:

      { بدان ک خدای رحمان بر عرش مسلط است. بر تمام مخلوقاتش فرمانروایی دارد.آنچه در آسمان و زمین و میان آنهاست،حتی آنچه در زیر خاک هاست؛

      از آن خداوند است. چ ب صدای بلند سخن بگویید و چ مخفی کنید؛ بدان ک او بر اسرار نهان و حتی مخفی تر از آن آگاه است }

      سلام ب محمد جان عزیزم.سلام دوست فوق العادم ک تو مسیر خداوند داره روی خودش کار میکنه و هروز داره ب مدار خداوند و راه راست نزدیک و نزدیک تر میشه.

      روند رشد و پیشرفتت رو تحسین میکنم. چقدر عالی داری روی خودت کار میکنی. چقدر عالی داری وجودت رو بمباران میکنی با این آگاهی های الهی.

      با تمام وجودم تحسینت میکنم.

      بسیار زیاد دلم برای قلب مهربونت تنگ شده. دلم برای اون خنده های بامزت تنگ شده.

      انشالله ک هم مدار باشیمو بتونیم همدیگرو ملاقات بکنیم و ساعت ها درمورد قانون باهم صحبت کنیم و گپ بزنیم و و از اتفاقات عالی ک ثمره ی مسیر پروردگار هست باهم گفتگو کنیم.

      خیلی مشتاق دیدارت هستم و انشالله در بهترین زمان ببینیم همو و لذت ببریم از کنار هم بودن.

      نکته بعد اینکه ی تشکر ویژه ازت بکنم بابت کامنت عالیت ک چقدر خوندنش احساس عالی ب آدم میده و پر از آگاهی های نابه.

      چ باور های خوبی داری میسازی مخصوصا باور الخیر فی ما وقع( در هر اتفاق و واقعه ای خیریتی وجود داره)

      ینی هر اتفاقی برام میوفته خیره.

      خود من خیلی نیاز دارم ک بارها و بارها این باور رو تکرار کنم و در مواقع حساس زندگیم بتونم از زاویه نگاه کنم ک خیر ها و نکات مثبت رو ببینم و سپاسگزار الله هدایتگر باشم.

      یا ی باور دیگه ای ک عالی نوشتی اینه ک فالله خیر حافظا( خداوند بهتربن حافظه )

      اینکه پروردگار در هر لحظه داره از من محافظت میکنه.هواداره منه.

      همیشه با من بوده ، هست و خواهد بود.

      ب قول فایل” چند باور قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه” :

      + من خداوند رو بسیار تواب میدونم

      + خداوند مرا خلق کرده.ب درون من آگاهه

      + من قسمتی از خداوند هستم

      + من خداوند رو عاشق خودم میدونم.من عشق خداوند رو در وجودم درک کردم و میکنم.خداوند بنده هاشو دوست داره

      + خداوند منتظر این نیست ک من خطا کنم و بخواد یقه منو بگیر. خداوند از خطاهای من میگذره

      و ی باوری ک همیشه با خودم تکرار میکنم اینکه من عزیزکرده ی خداوندم.

      و اینکه محمد جان تحسینت میکنم ک انقدر داری توحیدی تر میشی.

      ممنون ب خاطر کامنت هات ک بوی توحید و احساس خوب میده

      ممنونم ک باما ب اشتراک میزاری و با اعتماد ب نفس از درک و آگاهی ک از فایل داشتی برامون مینویسی ک ماهم ب آگاهی های الهی مون اضافه بشه.آفرین

      دو سه روز پیش بود ک داشتم روز پنجم از پروژه روز شمار تحول زندگی رو کار میکردم فایلی ب نام : تغیر شخصیت ، جسارت میخواهد.

      (عجیب این فایل فوق العادس)

      ب یادم اومد ک خودم از کجا شروع ب تغیر کردم و هدایت پروردگار رو برای صراط مستقیم لبیک گفتم.

      اواخر سال 1400 بود

      ی چند ماهی بود ک تو سن 20 سالگی ی کسب و کاری استارت زده بودم ولی شرایط خوب پیش نرفته بود. تمام پس انداز هام در راه آموزش اون مهارت و هزینه های اون کسب و کار تموم شده بود. و اما دریغ از یک هزار تومان ورودی و درآمد. اوضاع داشت روز ب روز سخت تر میشد فقط هم ب خاطر باور های دربوداغونی ک داشتم.و البته ک نمیخواستم تکاملم رو طی کنم. ک این هم یکی از پاشنه آشیل هامه ک هنوزم ک هنوزه دارم چک و لگد هاشو میخورم. ولی ب مراتب کمتر.چون من خیلی بهتر شدم.

      یادمه ک چقدر حالم بد بود و همش ب خدا میگفتم بابا ی دری باز کن دیگ.

      وهمش آه و ناله شِکوِه و شکایت.

      چون ب هر دری میزدم ب امید اینکه باز میشه و شرایط تغیر میکنه ولی ….

      خنده داره واقعا اینکه آدم همون آدم با باور های محدود کننده گذشته باشه اما هی بخواد عوامل رو تغیر بده. خب صدرصد نتیجه فقط محدودیت بیشتره.

      اینکه تو همون آدمه قبلی با همون دیدگاه و نگرش و افکار و باور های قبلی باشی اما بخوای شرایط تغیر کنه فقط یک توهمه. تمام

      من هم ب خاطر تضاد ها و مشکلاتی ک تازه باهاش برخورد کرده بودم ب خاطر شرایطم شروع کرده بودم ب خوندن کتاب های موفقیت و خوندن زندگی نامه افراد موفق و اینکه اونها چ لایف استایلی دارن ک منم همون هارو اجرا کنم تا موفق بشم. بازم تغیر عوامل بیرونی. باید ببینی اونا چ نگرش و دیدگاهی نسبت ب جهان و خودشون دارن. ن اینکه فکر کنی دلیل موفقیتشون اینکه 5 صب از خواب بلند میشن

      ولی من نمیدونستم ک . من تازه داشتم تغیر میکردم.

      این تضاد ها ی جسارتی رو در من شکل داده بود ک آقا بسه دیگ. من میخوام تغیر کنم.

      اون تضاد های مالی بود و منم داشتم تو کسب و کاری ک راه انداخته بودم دستو پا میزدم اما این وسط داشتم آروم آروم تغیر میکردم. با کتاب ها و داستان موفقیت افراد موفق.

      تا اینکه خانواده رفتن مسافرت و من یکی از دوستای جدیدمو ک تازه باهاش آشنا شده بودم رو دعوت کردم خونمون.

      اون فهمیده بود ک من دارم تغیر میکنم

      بعد شام گف تو ک داری با مباحث موفقیت کار میکنی دوستداری ی کسی رو بهت معرفی کنم ک خودم چند وقته باهاش آشنا شدم و زندگیم خیلی زیباتر و پر از اتفاقات مثبت شده. اگ دوستداری تورو عضو سایتت کنم.

      دقیقا همون جمله ای ک من ب تو گفتم رو اون ب من گفت ک اگ دوسداشتی ادامه بده. اگر هم دوس نداشتی ک هیچ. هیچ اصراری نیس. اصلا از من نشنیده بگیر.

      منم گفتم اوکیه. و همینکه نشسته بودیم برام فایل گفتگو با دوستان قسمت 49 رو گذاشت.

      خلاصه بگم دوست عزیزم ی ساعت بعدش از خونمون رف اما من وقتی خوابیدم دیگ خورشید طلوع کرده بود.

      تا صب همینطور فایل میدیدم.همینطور فایل میدیم

      اصن روحم ، وجودم تشنه بود ب این آگاهی ها

      انگار ک اون روح من میدونست این آگاهی هارو. انگار ک انگار از قبل از تولد میدونستم این آگاهی هارو

      از همون اول فهمیدم ک این آگاهی ها اصله و غیر از این نیست.

      ب خدا از همون شب ب حقانیت این صحبتا ایمان داشتم. چون خیلی سریع ب روحم مینشست.

      چون پروردگارم رو پیدا کرده بودم.

      چون آرامش رو پیدا کرده بودم.

      انقدر آروم شده بودم ک خدا میدونه فقط

      خیلی شب قشنگی بود.

      دوسداشتم تمام کارو زندگیو درسو همه رو بزارم کنار و صب تا شب فقط تو سایت فایل گوش بدم.

      دیگ بعد از اون هدایت ها شروع شد تا اینجا ک الان هستم.

      ب قول قرآن : برماست ک هدایت کنیم

      اون همیشه داره هدایت میکنه. همیشه در رحمتش و لطفش و مهربانیش ب روی ما بازه. همیشع

      اما این ماییم ک مختاریم ب هدایت الله لبیک بگوییم یا ن.

      خدایا با تمام وجود ازت سپاسگزارم ک منو ب این راه راست ، راه کسانی ک ب آنها نعمت داده ای هدایت کردی.

      هممون شامل هدایت و رحمت خداوند شدیم.

      من

      تو

      تمام بچه های گل این سایت(ب قول یکی از بچه ها غار حرا )

      خود استاد جانم

      و این باید یکی از بزرگترین سپاسگزاری های ما باشه.

      انشالله قدردان این لطف و رحمت پروردگار باشیم.

      البته ک لطف الله فقط برا ما نیست.

      اون ذاتش پاک و مقدس و بخشنده و مهربانه. اون همواره در حال هدایت همه ی ماست

      و این ماییم ک انتخاب میکنیم ک ب راه زیبایی و درجهت مثبت هدایت بشیم و یا ن.

      ب قول خودش ما انسان رو مختار آفریدیم.

      تحسین میکنم خودم رو ک نخواستم مثل بقیه آدما و عموم مردم جهان زندگی کنم. این جسارت رو داشتم ک پیروی کنم از هدایت الله. آفرین ب من

      و

      تحسین میکنم تورو ک نخواستی مثل بقیه زندگی کنی. شروع کردی ب تغیر،

      ب پیروی کردن از هدایت الله. آفرین ب تو ک جسارت تغیر داشتی. نترسیدی از تغیر کردن. با کمال میل پذیرفتی. چون قلب و روح انسان میدونه ک این مسیر درسته. همون مسیریه ک ب خاطرش خلق شدیم.

      همون مسیریه ک اصن ب خاطرش خواستیم ب دنیا بیایم.

      اما توی این جهان انقد درگیر نجوای ذهن شدیم ک یادمون رفت هدف و خواستمون رو. یادمون رفت اصل چیه.

      انقد ک درگیر فرعیات شدیم

      نفهمیدیم ک داره قلبمون چی میگه.

      ولی خدارو شکر ک صداش رو شنیدیم و پیروی کردیم از الهامات قلبمون،از هدایت خداوند و از مسیری ک ب خاطرش خلق شدیم.

      خیلی خوشحالم ک خودم اینجام

      خیلی خوشحالم تو اینجایی

      خیلی خوشحالم ک این رفقای گلم رو تو سایت دارم

      خیلی خوشحالم ک نرفتم دور هامو بزنم و بعد برسم ب فرشته نازنینم استاد عباسمنش. همون اول کار هدایت شدم اینجا.

      ب خدا نمیخواستم انقدر بنویسم.فقط خواستم درمورد کامنت قشنگت ی چنتا جمله بگم و برم

      اما

      امان از هدایت.

      این جملات و نکات همینطور اومد و انرژی شد در دستانم ک این کامنت رو بنویسم.

      خیلی خیلی دوست دارم. و خیلی هم دوست دارم ببینمت و باهم کلی حرفای قشنگ بزنیم

      انشالله هرکجا هستی در پناه و مدار پروردگار باشی.

      آرزوی بهترین هارو برات دارم

      خدا نگهدارت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمد سیرتی گفته:
        مدت عضویت: 445 روز

        سلام بر دوست عزیز مهربان و هدایت شده من

        حسین جان باز هم شگفتا از این فرکانس ها شگفتا از این مدار ها

        میدونم که باورت میشه چون یه حسی بهم میگفت حسین میاد و یه کامنت برات میزاره

        خیلی خیلی خوشحال شدم کامنتت دیدم چون یه جورایی منتظرش بودم

        بار دیگه به این پی بردم که ما خالق زندگی خودمون هستیم بار دیگه به جریان فرکانس ها و مدار ها احساسات و افکار پی بردم .

        از کامنتت خیلی خیلی خوشحال شدم و چندین بار کامنتت رو خوندمم با خنده و لذت همرو خوندم و لذت بردم

        آگاهی هایی که گفتی دقیقا اگاهیی هایی بودن که این چند روز دارم روشون کار میکنم این یعنی تو مداری قرار گرفتم که آماده شنیدن این آگاهیی ها باشم.

        واقعا از وقتی شروع کردم به این پروسه زندگیم شده خوبی و خوبی” نعمت و نعمت ” واقعا معنی تغییر مدار رو درک کردم .

        مهم تر از همه وجود خدا وای از این بخش نگم برات چقدر وقتی وجود خدارو درک کردم بی نیاز شدم.هر لحظه احساس بکنم دارم خالی میشم میام تو سایت هرلحظه حس کنم نیاز به هدایت دارم میرم سراغ قرآن

        آدمایی که حذفشون برام سخت بود رو به راحتی آب خوردن کنار گزاشتم چون به نیرویی پی بردم که تا ابد برام کافیه .

        واقعا زیباست این احساس نزدیکی به خدا باور به اینکه {همه ما به یه اندازه به خدا دسترسی داریم} بهم کمک کرد با خدا صحبت کنم درد و دل کنم و شاد باشم دفترم پر شده از باور های خوب پر شده از نعمت های ریز و درست پر شده از شکرگذاری بابت کوچک ترین چیز ها.

        باور اینکه{خداوند همواره در حال هدایت منه} بهم کمک کرد خیلی اروم تر بشم باعث این شد که همه ایده هایی که از سمت خداوندم میاد رو بنویسم . انجامشون بدم.

        باور اینکه {خداوند منو لایق بی حد و نصاب ثروت میدونه} بهم کمک کرد تا احساس لیاقت بگیرم خدا خودش نشونه هاش رو برام فرستاد که واقعا به معنای واقعی کلمه معععجججزه بود برام

        باور اینکه {من خالق زندگی خودم هستم} بهم کمک کرد هر چیزی که میخوام رو با آرامش و بدون سختی بدست بیارم. و از مسیر رسیدن بهش لذت ببرم

        وو باورهایی که اگه تا صبح هم راجب نتایج و تاثیراتشون بنویسم کم نوشتم.

        یادم میاد اونموقع که نگاه میکردم ببینم عه جانقربان چی میبینه منم برم ببینم یکی از فایل هارو داشتی گوش میدادی رفتم تو گوگل سرچ کردم اما تو مدارش نبودم چیزی گیرم نیومد

        اما خداوند منو بدون اینکه زور بزنم منو به سایت از طریق خودت هدایت کرد تا نه به اون فایل و اون آگاهی بلکه به منبع اون اگاهی برسم خدایا شکرت ممنونم ازت .

        خلاصه که از وقتی دارم روی خودم کار میکنم واقعا روحم به قول استاد {لطیف} شده معنای {تسلیم بودن در مقابل رب } رو درک کردم همه چیز رو سپردم بهش …

        خیلی خیلی دوست دارم و به اون روز فکر میکنم که توی روف گاردن باما دوتایی با نتایجی که گرفتیم نشستیم و صحبت میکنیم و لذت میبریم من مشتاقانه منتظر اون روزم.

        الان هم به دور از هر موجودی اومدم روی باورهام کار کنم و ورودی های مثبت به خودم میدم شاید به گوشیم زنگ بزننن خاموش باشه اما قلب من روشنه و داره وجود خدارو حس میکنه و این بهترین لذته برام.

        ازت ممنونم بابت کامنتت و خوشحالم از این که جهان به افکار ما پاسخ میده

        همیشه این اصل همراه منه احساس خوب=اتفاقات خوب

        خدایا ممنونم ازت بابت این قوانین که ایجاد کردی

        درپناه حق تعالی باشی دوست دارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حبیب و ناهید گفته:
    مدت عضویت: 887 روز

    سلام.

    خدایا من هرآنچه دارم از آن توست.

    یه حس بهم گفت دفترم رو بزارم جلوم و شروع به نوشتن کنم.

    هیچ موضوع و ایده ای هم ندارم.

    فقط دارم مینویسم.

    در خانه تنها هستم و همه جا سکوت است.

    تنها صدایی که می آید صدای عشق است.

    صدای زندگی، صدای نور، صدای قدرتی فراتر از همه چیز.

    رقص درختان با موسیقی باد و آرامشی که حاکم بر قلبم است؛ نشان از زیبایی روزم را میدهد.

    هم فرکانس شدنم با صدای آواز گنجشک ها روی شاخه های درختان و هوای فوق العاده عالی، آرامشی را در وجودم احاطه کرده است که میتوانم محکم پا روی زمین گذاشته و تمام محدودیت ها را به فرصت تبدیل کنم و قدم بردارم.

    ذهنی که محدود به کمبود است را با فراوانی نعمت ها شستشو دهم.

    تکان های فرزندم در شکمم مرا هشیار و آگاه میکند که هیچ فکری ارزش این را ندارد که بخواهم به گذشته بروم و فرصت این لحظه های پر از نور و امید را از دست بدهم.

    همهٔ طبیعت و کائنات دست به دست هم داده اند که من شادی کنان در این لحظه از حضور گنجشک ها و مرغ ها و خروس ها و صدای هوهوی باد میان برگ و شاخه های درختان، رقصان زندگی ام را بسازم.

    پایان.

    در تاریخ 1404/6/22 گفته شد.

    امروز 1404/6/24 در این سایت الهی در مکان:فیروزآباد،ده بین مکتوب شد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    سبحان ترکمنی گفته:
    مدت عضویت: 403 روز

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ (مثلاً: اگر فکر می‌کنید “تا فلانی نباشد کارم راه نمی‌افتد”)

    چند دقیقه پیش میگفتم کاش یک دوستی چیزی داشتم باهم کسب و کارمون رو ادامه می‌دادیم و زودتر پیشرفت میکردیم

    این یک شرکت مخفی بود توی ذهنم الان

    رفیق بالاتر از خدا؟ که خود آگاهی و خود خرده خود ثروت و همه چیزه ؟ رفیق و شریک بالاتر از اون مگه هست؟

    پروردگار من خودت منو توی این مسیر ثابت قدم نگه دار

    قلبم رو باز و دلم رو ثابت

    خودت دستامو بگیر و ببر

    خودت الان داری بهم میگی سبحان توحید عملی رو گوش کن

    درمورد باور ما خالق شرایط زندگی خودمون هستیم که پاشنه آشیانه کار کن روی دوره 12 قدم کار کن

    مراقبه کن ، مدیتیشن کن ، با استاد مزدافر هم برو جلو

    این ایده ها از طرف توعه ، چون بهم احساس آرامش میده و عجله ای هم توش نیست

    خودت یاری کن منو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: