توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Hourisaadat گفته:
    مدت عضویت: 2440 روز

    سلام و درود

    خدایا شکرت هفته گذشته یعنی بعد از تعطیلات عید من رفتم دانشگاه برای کارهای گرفتن مدرک و کارهای اداری و طبق معمول کمی معطلی داره همیشه…

    من با خودم گفتم خب دختر تو با این حد محدود از ذهنت و باورهات نه تونستی به کار دلخواهت برسی نه ماشین خریدی نه خونه نه پول نه همسر نداری هیچ کدومو…

    خب حالا یه امروزو بیا بیخیال عقلت شو نتایجشو دیدی

    یه امروز بگو خدا من ذهنمو میزارم کنار تو بهم بگو

    عقل و منطق من همه دانش های ما اگاهی ما روی کره زمین کل علم ها مثل یه قطره است در برابر اقیانوس اگاهی تو

    و رفتم جلو و کارای مدرکم ب طرز ناباوری حل شد و برام خود ب خود کارها عالی پیش رفت و اساتیدم خودشون نامه هایی ب بخش های مختلف دانشگاه مینوشتند که به راحتی کارهام حل شد خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    الناز کشانی گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    سلام استاد خدا قوت من چندسالی هست که دارم سایت شمارو دنبال میکنم و دوره کشف قوانین رو به لطف الله تهیه کردم و بسیار زیاد در تغییر باورها به من و به خصوص به پسر 11 سالم کمک کرد این دوره کشف قوانین و از این بابت از شما ممنون و سپاسگزارم، امروز اتفاقی متوجه شدم دوره توحید عملی به صورت رایگان روی سایت قرار دارد و رفتم همین جلسه ی 11 رو دیدم اما سوالی که همیشه و همیشه ذهن من رو درگیر میکنه اینه که شما همیشه گفتید ما با باورهامون همه چیز رو میسازیم اما داخل این جلسه فرمودین؛ من توجه میکنم ببینم خدا به چه سمتی هدایتم میکنه و گوش میدم و میشنوم که یه صدایی بهم میگه الان برو یا نه، اون چیزی که من این جلسه متوجه شدم درست یا غلط اینه که در نهایت موضوعات از قبل تعیین شده هستند و ما با انتخاب هامون به سمت خیر و خوشی و یا ناخواسته هامون هدایت میشیم و خدا میدونه که چی برای بهتره و ما نمیدونیم و باید گوش بدیم ببینیم در مورد خواسته یا موضوعی که داریم نظر خدا چیه، که این نوع نگرش البته خیلی زیاد شبیه به آموزش هایی هست که از بچگی دیدم ولی در دوره کشف قوانین شما میگید بی قید و شرط شما میتونید به هر خواسته ای که دارید برسید و با تغییر باورها و با کد نویسی آموزش دادید که چطور بتونیم هر مسیری که مدنظرمون هست رو شروع ادامه و به نتیجه برسونیم سوال من اینه بالاخره این ما هستیم که میتونیم موضوع مورد نظرمون رو با یه پایانِ خوش تبدیل کنیم یا اون فرد خداست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      سارا مرادی همت گفته:
      مدت عضویت: 1361 روز

      بنام خدایی که در تمام ذرات حضور داره

      سلام به روی ماهت الناز عزیز

      چرا خودت و خدا را دو عامل جدا از هم میدونی ؟؟

      اتفاقا امروز برای یکی از دوستان در عقل کل پاسخ همین سوال و نوشتم و همون و براتون اینجا مینویسم

      در روزگاران قدیم ی استادی بود که شاگردی داشت که هم عجول بود هم لوچ،

      یعنی هر چیزی رو دو تا میدید

      ی روز استادش بهش میگه برو از توی پستو ی شیشه عسل بیار

      شاگرد میره و دست خالی برمیگرده و میگه

      اونجا دوتا شیشه عسل بود و من نمی‌دونم کدوم و براتون بیارم

      استاد با توجه به شناختی که از شاگردش داشته میگه برو یکی و بشکن و یکی و بیار

      شاگرد میره و یکی از شیشه ها رو میشکنه

      بعد میبینه هر دو شیشه شکسته شد

      الناز جان

      باید مشکل لوچ بودن خودمون و اصلاح کنیم تا خودمون و خدا رو یکی ببینیم

      رسم دل نیست با یک دل ، دو دل برداشتن

      یا ز جانان ، یا ز جان باید که دل برداشتن

      البته این فهم و درک منه از خداوند و خودم

      خاشع بودن در برابر نیرویی که هر لحظه داره بهت راه و نشون میده

      همون نیرویی که به نوزاد چند ساعته مسیر مکیدن سینه مادرش و یاد میده

      مگه خداوند نمیگه الله نور سماوات و الارض ؟؟؟

      خب پس همه چی خودشِ

      من خدا هستم ، شما خدایی ، پسر 11 ساله شما هم خداست

      منتهی هر کسی به اندازه قدرت درک و فهمش از این خدای درونش میتونه بهرمند بشه

      در واقع نیروی خالق ،درون ِ خود ماست

      تو کد و مینویسی و نیروی درونت اجراش میکنه

      درکی که من از خداوند دارم اینه

      من میخوام و خدا اجابتش میکنه

      تو هر لحظه با کد هایی که مینویسی

      مسیر اجابت و تغییر میدی

      امروز صبح کد مینویسی که فلان پول بیاد تو حسابت

      خدا هم در جا اجراش میکنه و دستور شما میره تو مرحله اجرا

      بعد حدود ساعت 10 صبح ، داری با خودت فکر میکنی حالا این پول که درخواست دادم اگه نشه ، یا اینکه از کجا قرار جور بشه

      با همین افکار سریع مرحله اجرا رو متوقف میکنی

      بعدش فکر میکنی خدا نخواسته یا تو و خدا جدا از هم هستین

      اگه ایمان داشته باشیم هر خواسته یی که داریم همون لحظه اجابت میشه ، دیگه نگران رسیدن به خواسته هامون نیستیم

      اگه آنلاین خرید کرده باشین این پروسه رو بهتر درک میکنید

      خرید میکنی ، پولم پرداخت کردی اما هنوز جنسی که خریدی بدستت نرسیده

      تو خرید کردی پولم دادی اما ی پروسه یی داره تا محصول بدستت برسه

      دیگه وقتی خرید کردی ، نگران نمیشی که اگه محصول نرسی اگه وسط راه همه چی بهم بخوره یا هزارتا اگه و اما

      باید با همین قدرت درخواست بدیم و مطمئن باشیم اجابت شده

      ایشالا که آسون بشی برای دریافت تک تک خواسته هات عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
      • -
        الناز کشانی گفته:
        مدت عضویت: 1542 روز

        سلام و درود سارای عزیزم

        چقدر کامل و عالی توضیح دادی ممنونم ازت از وقتی که گذاشتی و بهترین کلماتت رو برام تایپ کردی چندین بار پاسخت رو خوندم و مشکلم رو متوجه شدم من هنوز صدای خدارو واضح نمیشنوم و شک میکنم که این صدای خدا بوده یا توهم من و اگر میتونستم صدای خدارو بهتر بشنوم و تشخیص بدم شاید مسیرها بهتر برام باز میشدن ممنونتم که انرژی خوبت رو باهام تقسیم کردی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    به نام خدایی که رحمان و رحیم ست به نام خدایی که رزاق و وهاب ست به نام خدایی که منو خالق آفریده تا زندگیم رو هر طوری میخوام اداره کنم حالا چه خوب و چه بد اگر ایمان بهش داشته باشیم دستاشو میفرسته و در مسیر درست قدم برمی‌داریم و هدایتمون میکنه

    و من خدا رو شکر میکنم که در این مسیر زیبا هستم و هدایتم میکنه

    سلام به استاد عزیزم سلام به دوستان هم مدارم

    استادم از زمانی که این فایل رو دارم گوش میدم و هر روز چندین بار آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین رو تکرار میکنم اونم قلبی نه از روی لق لق دهان چقدر انرژی میگیرم چقدر حس میکنم کارهام روان‌تر انجام میشه چقدر حس میکنم به خداوند نزدیک تر شدم و جالب اینه که صبح به محضی که چشمانم باز میکنم این آیه میاد تو ذهنم

    و چقدر شیرینه نزدیک شدن به خدای عزیزم خدای قدرتمندم

    استاد عزیزم با گفتن این آیه هر روز

    به قول فرمایشات شما دیگه کمتر مغرور میشیم دیگه به حواشی نمی‌پردازیم دیگه نگران نیستیم و قدرت خدا رو درک میکنیم هر بار که با ایمان قلبی این آیه رو میگیم توکلمون بیشتر میشه هر بار که نتیجه خوبی رو از این ایمانم میبینم

    یه پله ایمانم بالاتر میره و تغییر رو در همه جوانب زندگیم میبینم

    و خیلی خوشحالم که شاگرد همچین استاد توحیدی هستم استاد عزیزم من با آموزش‌های شما دارم هر روز به خدا نزدیک تر میشم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    استادم‌ممنونتم یه خواهشی دارم لطف کنین فایلهای توحید عملی رو را ادامه بدین ما خیلی هنوز نیاز داریم

    در پناه حق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    خدیجه کبیریان نوید گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    سلام استاد نازنینم، شکروجودتون مخلوق هدایتگر و صدای خدای مهربانم، که اینقدر خوشحال میشم می‌بینمتون و صداتون رو می‌شنوم و انرژی دیگه ای میگیرم عجب فایل نابی بود این فایل جدید مخصوصا قسمت‌های آخر کلیپ اشکم رو درآورد خیلی بهش احتیاج داشتم و واقعا چند ساعت قبل از دیدنش یه هدایت خواستم از خدا راجع به موضوعی که ذهنم رو درگیر کرده بود بعد یه چرت کوتاه زدم که ذهنم آروم بشه و پاشم کارهام رو بکنم و بعد بیدار شدن وارد سایت شدم و فایل جدید رو پلی کردم و دیدم همون چیزهاییه که من باید می‌شنیدم چقدر لذتبخشه این موضوع عرضه و تقاضا هر چی خالصانه ازش بخوای سریع برات نشونه می‌فرسته و استاد من بارها به این قضیه توکل و منیت و غرور رسیدم مثلا حال جسمیم اوکی نبوده یا اصلا تو مود مهمون نبودم یه دفعه علی رغم میل باطنیم قرار شده یه تعدادمهمون بیان خونمون اول واقعیت ناراحت شدم غر زدم ولی بعدش سریع به خودم برگشتم و گفتم خدایا به خودت میسپارم این مهمونی رو کمکم کن عالی راش بندازم و واقعا به طور معجزه آسا کارهای اون مهمونی انجام شده و مهمونا اومدن و کلی بهشون خوش گذشته خودمم انرژی گرفتم و حتی یه سری خبرهای خوب تو اون شب یا اون روز بهم داده شده یا اینکه برام هدایایی آوردن که خودم اصلا فکرش رو نمی کردم

    یا اینکه یه روز تعطیل عصر رفتیم بیرون که برای دخترام خرید کنیم قبل رفتن من به خدا گفتم خدایا هدایتمون کن به جایی عالی که بتونیم خریدهای عالی داشته باشیم همه مغازه ها تعطیل بودن ولی من به همسرم گفتم این کوچه رو تا انتها بریم اگه هیچ‌مغازه ای ندیدیم برمیگردیم اتفاقا وسطای اون کوچه یه مغازه باز بود که گفت برای مشتری خاصش باز کرده تو اون ساعت و روزهای دیگه نمیومده و انصافا آقای محترم، خوش رو و با شخصیتی بود و کلی لباسهای عالی با کیفیت و زیبا برای بچه ها ازش خریدیم و الان هم جز مشتریانشون هستیم و یه مورد دیگه ای هم بگم استاد من همیشه برای کارهام میگم خدایا خودت کمک کن اگه خیره بشه و اگه خیری توش نیست اتفاق نیفته، و در راستای انجامش هم که قدم برمیدارم میگم الهی به امید تو و خدایا به خودت سپردم خودت بگو چیکار کنم و میرم و نتایج هم عالی میشه، وتو خیلی از جاها نیروی توکل رو امتحان کردم و ازش معجزات فوق العاده دیدم که اگه بخوام موردی بگم زیادن و خیلی‌ها هم الان یادم نمیان و در مورد غرور هم بگم درسته دقیقا هر جا که فکر میکنی خیلی عالی هستی و ضعفی نداری اتفاقا همون لحظه نتیجه ی عکسش رو میبینی مثلا من در مورد آشپزی وقتی غره شدم و گفتم من فلان غذا رو از همه عالیتر انجام میدم دقیقا همون غذام خراب یا بی کیفیت شده یا مثلا موردی بوده که گفتم فلانی تورفتارش فلان ضعف داره و من ندارم و خیلی خوبم بعد اتفاقی خودم تو اون وضعیت قرار گرفتم و ناخواسته تقریباً همون رفتار رو داشتم وسریع دکمه پوز ذهنم رو زدم فیلم رو زدم عقب دیدم این همونی که در موردش منم منم میکردم و برای خودم هم پیش اومد و درس گرفتم هر جا توکل کردمو به خودش سپردم خودش هم عالی پیش بردش ولی هر جا احساس غرور و خود برتر بینی کردم سریع به قول خودتون استاد چکش رو‌خوردم

    و در آخر هم باز به رسم ارادت، ادب و احترام ازتون صمیمانه سپاسگزارم که اینقدر خوبید و اینقدر دوست داشتنی ، خوش انرژی و پر از اگاهی و الگوی صددر صدی برای تایید ذهنی ما که با خدا باش پادشاهی کن ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      سلام و درود بر خدیجه خانم گل و عزیز

      کامنتون بهم لدت داد و یاداوری بسیااار عالی برام داشت یه ضرب المثل هست ما مازندرانی ها میگیم (خنه نزن کسون شر شونه ته وچونه) یعنی کسی و خنده نزن قضاوت نکنش مسخره نکنش که دقیقا همون سر بچهات میاد چون بچه عزیز وصل به بچه شد درصورتی هرکسی جواب ارتعاش خودشو میگیره و اینجا اون قسمت کامنتتون که گفتی هرجا منم منم کردم و طرف مقابل و قضاوت کردم دقیقا بعد مدتی تو شرایطش قرار گرفتم و دقیقا همونطور رفتار ازم سر زد خیلی یاداوری عالی بود برام توبه میکنم توبه میکنم چون خیلی وقتا این رفتار و داشتم و یوقتایی هنوز دارم اعصبانی میشم از کارکرد کسی کارشو زیر سوال میبرم که اشتباهه اشتباه اشتباهه خاایا کمکم کن الان یکهفته هست روزه قضاوت و غیبت دارم میگیرم هر روز و چقد قشنگ بوقتش ذهنم آلارم میده روش بسیار عالیه زیبا جواب میده مطمعنم روز بروز قویتر میشم با این روزه و خدارو شکرررررر که اینو انداخت تو کله ام و الانم بوسیله شما بهم یاداوری داد مجیدی حواست باشه نگی بهت نگفتممممم از امروز تلاشم بیشتر کنترل زبان چون با کنترل زبان ذهن رو میشه راحتتر کنترل کرد البته دوتا مکمل هم هستن

      ممنونم خواهر گلم خدیجه خانم عزیز بابت آگاهی نابی که بهمون تزریق کردی سپااااااااااس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        خدیجه کبیریان نوید گفته:
        مدت عضویت: 1513 روز

        سلام به شما دوست هم فرکانسی آقا مجید بزرگوار شکر وجودتون ببخشید با تاخیر ازتون بابت حس خوبی که به کامنت من داشتید سپاسگزاری میکنم چون واقعاً کامنت شما رو ندیده بودم انشالله همیشه توکلمون به خدا باشه و اینقدر به منبع اصلی قدرت جهان وصل باشیم که صداش رو بشنویم راستی چند وقتیه من این ذکر رو یاد گرفتم از یه انسان آگاه که به صورت مانترا تکرار میکنم خیلی خوبه

        من هیچم همه چیز تویی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مجید بختیارپور عمران گفته:
          مدت عضویت: 1270 روز

          سلام درود بر خواهر گلم

          اتفاقا دیر جواب ندادید و به موقع بود چون هم روزه ام فراموش شد هم لازم بود یکبار دیگه بهم توجه داده بشه امروز به این یاداوری نیاز داشتم و هبچ کار خدا بی حکمت نیست ممنونم ازتون که تلنگری بهم زدین تا بیداربشم و اینکه چه مانترای زیبایی رو یاداوری کردین عالییییییی و بی نظیره نوشتم تا تکرارش کنم ممنونم بازم برای وسیله پاک الهی شدنت برای بیداریم ممنونم هم از شما هم اون خدایی که نشان دهنده مسیر خوبی هاست…

          من هیچم و همه چیز تویی

          یاربّ یاربّ یاربّ…..

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فرهاد مصلی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2244 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام بر استاد عزیزم

    انا علینا للهدی هدایت همواره بر عهده ماست

    وقتی ما تسلیم میشیم می ریم توی لحظه حال شخصی در لحظه حال است تمرکز داره شخصی تمرکز داره الهامات دریافت میکنه

    وقتی منم منم میکنیم و غرور بی جا داریم افکارمان ناخودآگاه یا در گذشته ایم یا در آینده کسی در گذشته و آینده باشه تمرکز نداره کسی تمرکز نداره اتفاقات ناجالب براش می افتد

    اتفاقات خوشایند زمانی رخ می دهد که ما تمرکز داریم

    اتفاقات ناخوشایند زمانی رخ می دهد که ما تمرکز نداریم

    خدایا مرا در زمان و مکان مناسب قرار بده

    من‌تسلیم محض خداوند هستم خداوند مرا به راه حل مساله هدایت می کند

    برگی بدون اذن خداوند نمی افتد

    خداوند با من صحبت میکند

    خداوند حامی من است

    من لایق هم صحبتی با خداوند هستم

    خداوند چیزی برای ما انتخاب نمی کند

    استاد عزیزم عاشقتتتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      سلام و درود بر داش فرهاد عزیز و دوست داشتنی

      مرسی به این کامنت خلاصه و بسیاااار آگاهی دهنده و مفید برای من واقعا میگن عاقل رو یک اشاره بس هست حکم مارو داره اینجا همه عزیزان ف میگیم همه میرن فرح آباد مفرح باشیم همگی باهم

      عزیزم تو کامنتت گفتی با منم منم کردنمون میریم تو گذشته یا آینده و از حال خارج میشیم حال کجاست همونجایی که خداوند با تمام نعمتهایش در انتظار ماست حالا ما کجاییم با غرور با قضاوت کردن با غیبت کردن با دروغ گفتن با خیانت کردن با ریا کردن با دزدی کردن با حرص و طمع به مال و ناموس مردم داشتن داریم در گذشته یا آینده سیر میکنیم که گذشته یعنی غم و ناراحتی و آینده یعنی ترس و نگرانی و این میشود که میگیم چرا من چرا برام نمیشه چرا من که آدم خوبی هستم مشکلاتم بیشتر بخاطر اینهاست که دین همه رو با مثالهای فهم اونموقع مردم رد کرده که دمه اسلام گررررررم چیحوری خواسته به اونموقع مردم که ارتعاش و حال بودن و نمیفهمیدن آگاه کنه که اگه غیبت کردی یعنی گوشت برادرت که مرده را داری میخوری ببین چقد خطریه این کار و یا دروغگو دشمن خداست چقد زیبا اینارو بما فهموند ولی ما با وجود اینهمه آگاهی ما که میگم یعنی خودمممم هنوز هنوزه درگیر کارهای غلطیم که خداروشکر چند وقته تصمیم گرفته روزه قضاوت و غیبت و حرص وطمع بگیرم هر روزم ذهن الهی ام داره بهم یاداوری میکنه که حواست باشه جلوی زبانتو بگیر تو روزه ای و خوشحالم این پیام و خوندم از طرف شما تا دوباره یاداوری بشه به من تا بیام اینارو برای حودم اینجا زیر کامنت زیبای شما بنویسم تا ردپا بشه برای خودم و اونایی که لازمش دارند ،

      دوست من فرهاد جان فرهاد کوه شکن متشکررررم برای یاداوری عالی که بهم دادی که با انجام اینکار از حال خارج میشیم و از الان بهتر و بیشتر سر روزه گرفتنم پافشاری میکنم آخشششش چقد حالم خوب شد با خوندن و نوشتن این آگاهیی فهمیدن اینکه از حال نباید خارج شویم و دم دین و پیامبران و خدایمون گرم که در چه لفافه هایی بما میفهمونه که از حال خارج نشین کارهایی انجام ندین تا از نعمتهایم دور نمونیم

      خداجونم از هر خیری از طرف تو بما برسه رو همه ما فقیرررر رررریم همه محتاااااااااجیم مارو هدایت کن

      آمیییییین

      دوست من سپااااااس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    راحله عنایت کجابادی گفته:
    مدت عضویت: 1265 روز

    بنام الله هدایتگر خودم با سلام خدمت استاد بی‌نظیر وتوحیدی عزیزم میخواستم در مورد هدایت عالی امروزم بنویسم امروز از اول صبح به خداوند توکل کردم کارها به طرز جادویی عالی پیش میره الان حدود دو سه ماه بود با مدرسه رفتن وبیدار کردن دخترم به مسئله خورده بودم واقعا عاجز شده بود کلا زندگیم به هم خورده بود وهر راهی که بلد بودم رفته بودم در صورت ی که خداوند هزاران بار به من گفته بود تسلیم شو ولی آنقدر ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود نمی توانستم تسلیم شوم کلا از استرس شبها نمی خوابیدم تا اینکه دو روز پیش با فایل عزت نفس که گوش کردم گفتم من دیگه دارم خودم از بین میرم هر چی میخواد بشه بشه وبه خدا گفتم اگه تصمیمم درسته باید امشب بخوابم چنان خواب راحتی داشتم که نگو بعد از خودش نشانه خواستم نشانه این بود که با عشق رفتار کن من با عشق وبدون ترس دخترم را صدا کردم معجزه وار خودش آمدو ‌کارهاشو انجام داد وانگار غم دنیا رو ازم گرفتن وازصبح دارم شکرگزاری میکنم وبه این باور رسیدم که خداوند هست که مرا وخانواده ام رانجات داد ومیخوام بگم خداجونم حالا بگو چه جوری برات جبران کنم در پناه الله یگانه شاد ودر آرامش باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4081 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…

    و باز هم توحید عملی 11… توحید عملی 11…

    اصلا انگار خودش یه دوره است. یه دوره پرمحتوا که چکیده همه محتواهای توحیدی عالم رو در خودش داره. انگار کل قرآن رو میشه در این فایل خلاصه کرد. همش همینه: بشین کنار و بذار خدا برات مدیریت کنه. همین!

    به قول حضرت حافظ:

    میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

    تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز

    وقتی به زندگیم نگاه می کنم، می بینم از ماست که بر ماست… اینکه هنوز شاید با جایی که در نظرم هست فاصله دارم، علتش فقط یه چیزه. اونم این که کم اعتماد کردم به خدا… کم کار کردم روی ذهنم… همین و بس!

    یه جاهایی بوده توی زندگیم که به خاطر برخورد با تضاد، بعد از این که همه دورامو زدم و دیدم چاره ای ندارم، با گردن شکسته اومدم پیش رب و گفتم:

    «خدای قشنگم؟! دورت بگردم! میشه راهم بدی پیشت؟ بدجوری خوردم به خِنِسی!»

    و جواب شنیدم:

    «من همیشه باهات بودم مسعود! تو ازم دوری می کردی… هیچوقت تنهات نذاشتم… هیچوقت نبوده که حواسم بهت نباشه… من بودم. تو نبودی! الانم از تو خوشحال ترم که برگشتی. خوش اومدی… بیا تو آغوشم!»

    و اون موقع هی این شعر سعدی بزرگ توی ذهنم تکرار می شد:

    دوست نزدیکتر از من به من است

    وینت مشکل که من از وی دورم

    چه کنم با که توان گفت که او

    در کنار من و من مهجورم

    همین که میرفتم تو آغوش خدا و سعی می کردم ذهنمو کنترل کنم از شرکی که خدای عزیزم منو ازش منع کرده، اصلا انگار زندگیم از این رو به اون رو میشد. انگار یه دستی میومد و کارارو برام مدیریت می کرد. دستی که دست خدا بود. بالاتر از همه دست ها…

    و من درآمد 5 برابری رو در مدت بسیار کوتاهی تجربه کردم. رشد کسب و کارمو دیدم. دانش آموزانی که از نقاط مختلف ایران تماس میگرفتن و میخواستن من مشاوره شونو قبول کنم رو دیدم. 40 برابر شدن فالوورا توی اینستاگرام در مدت بسیار کوتاهی رو دیدم. رابطه عاطفی فوق العاده ای که داغون بود رو دیدم که چطور عالیش کرد! اونم با اینکه پارتنرم همکارمم بشه. یعنی هم رابطه عاطفیمو عالی کرد و هم پارتنرمو همکارم کرد که کارهایی رو داره به لطف خدا برام انجام میده که عمرا خودم از پسش برنمیومدم… و کلی معجزه دیگه که جای صحبت بسیار داره…

    اما امان از فراموشکاری من… که فراموش کردم همه چیز خدا بود… همه چیزهایی که بهم داده شد از خدا بود. و خدا بود…

    فراموش کردم و کم کار شدم. درگیر بازی دنیا شدم و باز از خدا دور شدم… و درگیر آتش شدم… آتشی در وجودم که آرامش رو ازم گرفت…

    دقیقا شدم مصداق این آیه:

    وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِّنْهُ نَسِیَ مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّیُضِلَّ عَن سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ﴿8﴾ (سوره مبارک زمر)

    و چون به انسان آسیبى رسد پروردگارش را در حالى که به سوى او بازگشت‏ کننده است مى‏ خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند آن [مصیبتى] را که در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا میکرد فراموش مى ‏نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‏ دهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند بگو به کفرت اندکى برخوردار شو که تو از اهل آتشى (8)

    مصداق واقعی این آیه من بودم… منی که یادم رفت خدا همه چیو بهم داده و برای خدا همتایانی قرار دادم. همون نعمت هایی که خدا بهم داده بود،‌برام تبدیل به خدا شد… و بعد اهل آتش شدم… آتشی که وجودم رو در اختیار گرفت…

    اما باز برمیگردم به درگاه رب…

    چشم امیدم به رحمت و مهربانیشه. به این که باز که بخونمش منو اجابت می کنه. ادعونی استجب لکم…

    امید دارم که توبه منو می پذیره. خودش گفته:

    إِنَّ اللّه َ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ

    توابین مگه از وزن فعالین نیست؟! مگه معنیش بسیار توبه کنندگان نمیشه؟!

    خب منم بسیار توبه کننده ام. هی توبه می کنم و هی فراموش می کنم. میدونم که خدا عاشق منه…

    منتظرمه که برگردم به آغوشش و باز زندگیمو پر از معجزه کنه… و کاش آدم فراموشکاری نباشم این بار…

    مثل استاد عباس منش باشم. که هیچوقت فراموش نکرد همه چیز از خداست. و در این مسیر همیشه به جلو رفت…

    و کاش یاد بگیرم همه چیو به خدا بسپارم… مثل همین کامنتی که گفتم خدایا بگو تا بنویسم.

    و چیزایی گفت که از خودم نبود. اصلا جنس این کامنتم با کامنت های قبلی فرق داشت!

    مسعود جان! عزیز من! یادت بمونه که قدم خواستی برداری، بگو خدایا تو برای من قدم بردار… بعد ببین چه قدمی برات برمیداره…

    این کامنت از من با چشمانی خیس از تماشای قدرت الهی به یادگار بمونه. در این سکوت مست کننده شب. برای وقتی که برگردم و ببینم معجزات از این جایی شروع شد که دوباره به درگاه رب خودم توبه کردم و سعی کردم همیشه یاد خودم بیارم که همه چیز از آن خداست… همه چیز

    1403/3/21

    02:24

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    راحیل زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1864 روز

    سلام استاد عزیزم..

    فایل های توحید عملی همیشه برای من یه حس متفاوتی از بقیه فایل ها داشته الان نزدیک به یکسال شاید بیشتر هست که گوششون میدم چون هر بار من رو رها از هر چیزی و وابسته تر به خدا میکنه.. فکر میکنم یکسال پیش بود که مثل یک دوره شروع کردم از قسمت اول گوش دادن و نت برداری کردن و هر روز یکیشونو گوش میکردم و وقتی هر ده تا تمام شد اون هایی که میدونستم نیازمه رو سیو کردم قسمت 5 و 10 رو و الان به مدت یکسال هست که هر هفته چندبار گوششون میدم..

    و اما این قسمت یادمه اون روزی که شما این فایل رو گزاشتید من گوش کردم حتی دانلودش کرده بودم اما فراموش کرده بودم!

    دو روز پیش اومدم سراغ فایل های دانلودی و این فایل رو دیدم و گفتم بزنم گوشش بدم و یادم رفته بودکه من این فایل رو قبلا گوش دادم راستش برام یک نشانه بود خیلی نیاز داشتم بهش..

    خیلی مثال دارم از مباحثی که توی این فایل گفته شد..

    مثلا سوال اولی که پرسیدید همین چند ماه پیش بود که من نیاز داشتم که پولی برای من از آمریکا transfer بشه ایران خب قبلا اینکار رو چندین بار از طریق یه کمپانی انجام داده بودیم خیلی راحت و آسون اما اینسری اتفاقی که افتاد بهمون گفتن که دیگه از آمریکا اینکارو نمیکنن و فقط از کانادا انجام میدن..

    میخوام بگم وقتی رو مغزت حساب میکنی چقدر میتونه همه چیز رو عقب بندازه و سخت تر و دیر تر جواب بده تازه اگر جواب بده!

    مغز من گفت که خب به دختر داییت بگو به دوستت که کاناداس بگو که اونا کمکت کنن برات انجام بدن از این طریق بعد از یک هفته به نتیجه ای نرسیدم..کلی کمپانی های دیگه

    بهم‌ معرفی کردن و باز هم جواب نداد که نداد..

    من یه دوستی داشتم که ایشون کانادا بودن و عموش هم آمریکا زندگی میکرد حتی به ایشون هم گفتم و جالب این بود که جفتشون ایران بودن و دسترسی به اکانت های اونجا نداشتن..

    بهم گفتن اکانت باز کن و پول رو از طریق تتر جا به جا بکن شاید باورتون نشه من اکانت هم‌باز کردم اما باز هم نتونستیم اینکار رو انجام بدیم..تمام این هایی که گفتم طی یک ماه اتفاق افتاد و هی این پروسه عقب میوفتاد و دقیقا به یک مرحله ای رسیده بودم که حس میکردم گیر کردم stuck شدم و نمیدونسم باید چیکار کنم!

    رها کردم دیگه برام مهم نبود کی چی میگه یه روز صبح که بیدار شدم قشنگ به مرحله تسلیم رسیده بودم کلی با خدا حرف زدم و گفتم خداجونم من نمیدونم دیگه هم نمیتونم تو میدونی خودتم هدایتم میکنی مغز من فقط میگفت دوست و آشنا ولی هیچ کدوم جواب نبودن من میخوام از آسون ترین راه هداستم بکنی شاید باورتون نشه وسط روز بود اومدم شروع کنم به ورزش کردن یه حسی بهم گفت گوشیتو بردار برو توی تلگرامت برو تو گروه حمل بار آمریکابه ایران هیچ ایده ای نداشتم چرا فقط انجامش دادم یه شری وسیله بود که باید برام میوردن ایران گروه رو چک کردم اون تایم یادمه 10 November بود خیلی ناخودآگاه گروه زدم رفت بالا رفت بالا نمیدونستم چرادارم اینکارو میکنم در حدی که پیام ها رسیده بود اول October، یهو رو یک پیامی که انگلیسی هم تایپ شده بود قفل شدم حسم گفت بزن روش بهش پیام بده که وسیله هاتو برات بیاره همین الان که دارم تایپ میکنم اون حس رو یادمه که وقتی پروفایل اون شخص رو دیدم دیدم زده جا به جایی پول از آمریکا به ایران اشکم جاری شده بود که خدایا من با عقل خودم اگر هزار سالم میشد نمیتونسم همچین چیزی رو پیدا کنم من میخاستم پیام بدم برای اوردن وسایلم اما تو همه چیزو باهم برام اوکی کردی!!!

    و همون شد که فرداش پول به راحتی توی حسابم بود قشنگ اینی که میگه خدا همه رو باهم برات درست میکنه از جایی که گمان نمیکنی رو حس کردم که نه تنها وسیله هام رو بلکه پولی که دو ماه خودمو به درو دیوار زده بودم رو برام اوکی کرد!

    واقعا اینکه بهش اجازه بدیم چرخ زندگی رو برامون روان تر از همیشه میکنه..

    و اما سوال دوم این فایل

    به راحتی میتونم نقش خداوند رو و اجازه دادن بهش رو توی راحت و آسون انجام شدن کار ها ببینم من شناگرم و توی تایمی که میخاستم مدرک نجات غریقم رو بگیرم یادمه هیچ کس باورش نمیشد که چطور تو دو ماه به راحتی رکورد اوردی و مدرکتو گرفتی یادمه صبح ها که بیدار میشدم قبل از اینکه برم استخر میگفتم خدایا من نمیدونم چطور تو بهم بگو چه تکنیکی کمکم میکنه تو سرعتمو ببر بالا تو عضلاتمو قوی کن تو تو آب منو هل بده که سریع تر شنا کنم و حتی همین الان وقتی بهش فکر میکنم میفهمم که همش خودش بود از قلب مدرس ها که نرم میشد از توانی که بهم میداد که با یه بدن ظریف و لاغر اونجوری شنا کنم خودش تکنیکمو درست میکرد و واقعا به راحتی برام رقم خورد و اتفاقا همون موقع توی دورمون یکی از بچه ها با عضلات قوی هیکل درشت یکی از بچه های بهترین تیم های شنا بود کلی مدال و مسابقه یادمه همیشه رو خودش و حرفه ای بودنش حساب میکرد و منم منم میکرد و همون غرور و تکبری که استاد تو این فایل ازش حرف میزنن رو داشت به شدت هم زیاد و همون شخص در آخر دو بار امتحانش رو رد شد و قبولش نمیکردن!

    این فایل رو هر چقدر گوش کنم کمه تا آخر عمر اگر روی این موضوع کار کنیم کمه و اما اگر بتونیم خدارو هدایت رو اول و در بالاترین درجه تو هر کاری قرار بدیم مثل آب خوردن هر چیزی که بخایم برامون اتفاق میوفته!

    امیدوارم که بتونیم به این آگاهی ها هر روز بیشتر و بیشتر عمل کنیم و جاده ی هموار زندگی رو آسون و راحت طی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1478 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    وقتی که من حال خوب داشته باشم

    وقتی که من شاد و سرحال باشم

    احساس لیاقت و ارزشمندی دارم

    می توانم روی احساس لیاقت و ارزشمندی خودم کار کنم

    خودم را شایسته بدانم

    خدای خودم را همیشه شاهد بر اعمال خودم بدانم و او را کمک ویاری رسان خودم بدانم

    از او کمک بگیرم او بی هیچ منتی به من کمک می کند و حال من را خوب می کند

    بهترین اتفاقات را برای من رقم می زند

    همیشه حال خوب خودم را

    موفقیت های خودم را

    دستاورد های خودم را

    همه و همه را به او منشا بدانم و بدانم که دستهای او همیشه در کار است تا من به راحتی و آسانی در همه امور زندگی خودم موفق و شاد باشم

    این بزرگترین کاری است که همیشه و همیشه باید در همه مراحل زندگی خودم انجام بدهم

    چه نکته عالی در این فایل یاد گرفتم

    من همه چیز را نمی دانم

    بلکه از خدای خودم این را بپرسم که تو به من کمک کن

    تو هوای من را داشته باش

    تو به من بگو

    چقدر این مهم و لازم است

    نکته

    من هیچ نمی دانم

    این ندانستن من را به جلو هدایت می کند

    این نداستن به من کمک می کند تا بهتر بتوانم از مسیر و هدایت های خودم بهره ببرم

    نکته ای دیگر

    وقتی که می گویم من هیچ نمی دانم

    هیچ بلد نیستم بی شک به این ندانستن من پاسخ داده می شود و جواب سوال های خودم را دریافت خواهم کرد

    این خیلی عالی و فوق العاده است

    همه چیز برای من از زمانی به خوبی پیش رفت که دست در دستهای خدای خودم دادم و روند امور زندگی خودم را به او می سپارم

    این واقعا زیبا و عالی و دوست داشتنی است

    کمک می خواهم از او او به من کمک می کند

    وقتی که من می دانم و بلد هستم دیگر چه لزوم دارد که به من کمک بشود

    چه لزوم دارد که بخواهد دستهای من گرفته بشود

    خوب این یک نکته است

    از او هدایت می خواهم و او به من هدایت خواهد کرد

    بیایم از امروز این هدایت خواستن را در زندگی خودم به کار بگیرم و در نهایت نتایج آنرا در زندگی روزمره خودم ببینم

    این ویژه گی خیلی اوقات در زندگی به داد من رسیده است مخصوصا از زمانی که در مغازه خودم و در کسب و کار خودم این توکل را به مرور در حال قوی تر کردن هستم و در نهایت واقعا نتایج خوب و مثبت آنرا در حال دیدن و مشاهده کردن هستم

    وقتی که یک قدرت وجود دارد که کارهای من را انجام می دهد دیگر چه لزوم دارد که من بخواهم زیادی زحمت بکشم

    زحمت های من برای خداوند و در نهایت لذت بردن ها از آن من

    این قول و قرار من و خدای من از امروز است که بین او و خودم آنرا نوشته ام

    من هم به او توکل می کنم

    الهی به امید تو

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    سجاد ن گفته:
    مدت عضویت: 4030 روز

    به نام خداوند مهربان و توانا

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و کلیه دوستان عزیز

    روز همگی بخیر این قسمت توحید عملی 11هم مثل بقیه توحید عملی عالی و تاثیری گذار بود از خدای مهربان بسیار سپاسگزارم که منو هدایت کرد به سایت ارزشمند و از استاد عزیزم سپاسگزارم که به ما یاد آوری می‌کنه که روی خودمون حساب نکنیم و همیشه روی هدایت خدا حساب کنیم و باید باور کنیم این هدایت را و باور کنیم و باور کنیم این هدایت را و به خودمون مغرور نشویم و منم منم نکنیم از زندگی لذت ببریم برای خودم هم پیش آمده که وقتی از توحید فاصله گرفتم و مغرور شدم و روی عقل خودم حساب کردم بدجور زمین خوردم و برعکس استاد ازتون مچکرم انشاالله که همیشه سالم و تندرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: