توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2344 روز

    بنام خداوند وهاب من

    سپاس و حمد خدایی را که هدایت بندگانش بر اوست و سپاس خداوند یکتا و معبود جهانیان را. سپاس خداوند روزی رسان را. سپاس و حمد خداوندی را که پس از خلقت جهان بر هدایت آن مشغول شد.

    خدایا شکرت!

    سلام خدمت استاد عزیز و اعضای خانواده صمیمی و دوست داشتنی عباسمنش.

    خداوند رو شاکرم که فرصت داد تا بتونم از آگاهی‌های جهان هستی به مقدار درک و فهمم بهره مند شوم. خداوند رو سپاسگذارم که پس از پاک کردن من، نعمتش را بر من تمام کرد.

    استاد عزیزم این فایل درحالی بدستم رسید و یا بهتره بگم زمانی در مدارش قرار گرفتم که خداوند تجربه‌ای مشابه به من داد و درست بهم فهموند موقع رانندگی آرام باش!

    موقعی این فایل بدستم رسید که در دوراهی زندگی مسیری رو انتخاب کردم که حرف دلم در آن بود و این بار با این آگاهی‌ها از خداوند طلب هدایت بیشتری میکنم. این فایل زمانی بدستم رسید که چندشب پیش خداوند بهم گفت بشین و روی خودت با تمرکز بالاتر کار کن و تقلا نکن! بشین و کار کن و فکر نکن که میدوونی!

    استاد امروز صبح نگاهی به سال‌های گذشته انداختم و همه آنچه که میدانم و در آن چیزی آموختم را از آن خداوند دانستم. از اینکه دستمان را گرفت و عنوان کرد که گنج واقعی خودتان هستید اگر گوش کنید….واقعا سپاسگذاری‌هایم را عمیق‌تر و عمیقتر کرد.

    از تقلا کردن دست کشیدم و هربار با خوندن تجمسات بچه‌ها و راحت انجام شدن کارها به دست قدرت الهی به وجد میام. از اینکه یادگرفتم حرکت کنم و زندگی رو ابدی نبینم، واقعا سپاسگذارم. از اینکه اینقدر رشد کرده و بزرگ شدم واقعا سپاسگذار خداوندم.

    زندگی رو ابدی نمیبینم، حداقل سعی میکنم نبینمش و با خودم و دنیای اطرافم مهربان‌تر باشم. سعی میکنم با خودم دوست باشم…سعی میکنم گره‌ها و ترمزهای کودکی‌ام رو پیدا و حل‌شون کنم. چرا که بزرگترین کار زندگی من بودن در کنار خودم و ساخت خود بهتر منه. تعلیم و تربیت خودم هست. خداوندگار عالم رو سپاسگذارم که هربار ظرف وجودی‌ام رو بزرگ و بزرگ و بزرگتر میکنه. برای دریافت نعمت‌های بیشتر. خداوند رو سپاسگذارم که از طریق افراد شناس و ناشناس به من نعمت فراوان داد و راحتم کرد برای راحتی‌ها.

    دوره 12 قدم و جلسات قدم 2 و 3 شاهکاره استاد.

    به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    امیر قره قاشلو گفته:
    مدت عضویت: 1131 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان عزیزم

    دیروز قرآن رو باز کردم و خب هر وقت قرآن رو باز میکنم هدایت میشم به یک آیه زیبا و باز کردم کمی خوندم و یک چند تا برگه رو گرفتم و شاید مثلاً 50 صفحه رد کردم یکدفعه و همینطوری حواسم به گوشیم هم بود یکدفعه دیم نوشته ولىٰکن حس کردم همین آیه ای هست که استاد گفت ولی گفتم مگه چند بار اومده این آیه که بیاد برام و خوندم و دیدم همین آیست من این فایل رو بارها دیدم ولی کامنت نداشتم الان هم در یک مکان رؤیایی به نام بالای پشت بوم هستم و کل شهر رو میبینم و دور شهر که با کوه های سر به فلک کشیده محاصره شده رو هم میبینم.

    همون موقع که آیه رو دیدم اشک از چشمام جاری شد.

    یعنی شنیدم و دیدم و حس کردم که خدا بهم میگه:

    امیر نگران نباش

    می‌رسی

    از هیچ کس و هیچ چیز نترس

    تو فقط به من توکل کن همه چیز درست میشه

    تو فقط من رو ببین تو فقط به من بگو

    تو مبین اندر درختی یا به چاه

    تو مرا بین که منم مفتاح راه

    اتفاقات خیلی خیلی عجیبی بعد از تسلیم شدنم در برابر خدا افتاد در دو شب یک کامپیوتر و یک دوچرخه برایم آورد.

    دیدم همه دارن به من عشق میورزن

    همه به من احترام می‌زارم

    افرادی که بد رفتاری میکردم با من حالا عاشقانه به سمتم میان.

    پسری بودم که همواره در مدرسه

    در خونه

    در کوچه

    در روستا

    همیشه مسخره میشدم

    همیشه

    بارها و بارها توسط مادرم سرزنش های وحشتناک می‌دیدم هر اشتباهم بارها بر سرم کوبیده میشد و من خودم همواره خودم رو مسخره میکردم یادم میاد زنبور چشمم رو نیش زد و باد کرد و گفتم من دیگه از خونه در نمیام دیگه خودمو دوست نداشتم و این ریشه توی وجود من رفته و هست و لباسم پاره بشه انگار دیگه خودم رو دوست ندارم

    و خب الان به فضل خدا چنان بهبود پیدا کردم که به کار های ماه قبل وقتی فکر میکنم خندم میگیره و میگم این چه حرفی بود من زدم.

    یعنی کاملا میفهمم که یک مسیر درست رو دارم با قدرت میرم

    و خب همیشه خودم رو پوش میکنم که این سرعت رو بیشتر کنم 50 بار یا بیشتر فایل هدفی متفاوت رو دیدم 20 بار یا بیشتر فایل توحید 11 رو دیدم

    که واقعا انگار فایل هدفی متفاوت تشنه اش میشم و احساس نیاز پیدا میکنم بهش دوستانی که دیدن می‌دونن فایل فوق العاده ایست.

    امیدوارم دوستان سایت ببخشند دیگه کلمات نامناسبی که استفاده کردم.

    یک اتفاقی که دو هفته قبل افتاد این بود که ما نشسته بودیم ساعت 11 شب در مکانی که افراد اونجا سیگار میکشم و خب یکی از دوستان با ما بود رفتیم تا سیگارشو بکشه.

    من نشسته بودم و گوشی دستم بود اومدم از دوستم عکس بگیرم در شب چراغ قوه گوشی روشن شد و چهره دوستم افتاد و همون لحظه ناگهان دیدم 4 نفر با چاقو چماق یک متری ما هستن و خب من خدا شاهده نترسیدم یعنی نشسته بودم تکون نخوردم و خب همون لحظه فلش گوشی من روشن شد و گفتن که نه این ها اون افرادی که دنبالشون بودن نیستم (ما رو می‌گفت)

    و خب من دیگه گفتم خدایا هیچکس جز تو قادر نیست.

    و بسیار خوش شانسی های مختلف در زمینه های مختلف بسیار که میگم یعنی خیلی زیاد از وقتی کار ها رو سپردم به خدا به قول شما استاد گل

    شما هم امیدوارم من رو ببخشید برای کامنت های کم توان و نامناسبی که فرستادم.

    عاشقتونم انشالله بعد از خوندم این کامنت بهترین شام زندگیتون رو بخورید️

    خداحافظ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    فرشته اسلامی گفته:
    مدت عضویت: 803 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به همه دوستان عزیزم و استاد عزیز و خانم شایسته زیبا.

    دقیقا حق با شماست استاد من خودم به شخصه هر جایی منم منم کردم اخرش متوجه شدم نتیجه کارها خراب شده اما از وقتی شما این فایل رو گذاشتید و من گوشش دادم با گوش قلبم حالا متوجه میشم که هر جا کارهام خراب میشد سرچشمه اش کجا بود من در شروع کار اصلا نام خدا رو به زبون نمیاوردم و اصلا هم ازش کمک نمیخواستم فقط برای هر کاری که تازه و برای اولین بار میخواستم انجام بدم کلی خدا رو صدا میزدم که کمکم کنه اما بعد از اینکه دستم راه میفتاد توی اون کار دیگه کلا بلدم بلدم میکردم و اصلا از خدا کمک نمیخواستم اما حالا با عمل کردن به گفته های استاد در این فایل البته تقریبا در هر کاری به محض اینکه بخوام کارم رو شروع کنم از خداوند کمک میخوام وقتی میخوام چایی دم کنم از خدا میخوام که خدایا کمکم کن یه چایی خوشرنگ و خوش طعم درست کنم وقتی میخوام غذا درست کنم ازش کمک میخوام و جالب اینجاست که من قبلنا قبل و حین انجام اشپزی مخصوصا برای مهمون کلی استرس داشتم که وای نکنه غذام خراب بشه نکنه شفته بشه نکنه نکنه نکنه و خیلی نگرانی های دیگه داشتم اما حالا نسبت به قبل خیلی خیالم راحته انگار یه نیرویی تو وجودم هست مثل یک سراشپز بالا سرم یه بهم راهنمایی میده تقریبا اصلا استرس خراب شدن غذا رو ندارم اونقدر که خیالم راحته و نتیجه هم تقریبا همیشه غذاهام خوب میشه انصافا .

    استاد درست میگن ما اگه زرنگ باشیم باید خدارو تو صدرصد زندگیم بهش اجازه بدیم که وارد بشه وارد بشه و کمکمون کنه این به نفع ماست اینجوری یه حس خیال راحتی همیشگی داریم و فقط کارمون میشه لذت بردن و لذت بردن .

    ای خدای خوب من که از رگ گردن به من نزدیکتری گوش به فرمانم و به سوی تو میشتابم کمکم کن خدایا در هر لحظه از زندگیم خدایا من هیچی بلد نیستم تو دانایی تو عالمی تو توانایی تو سمیعی تو بصیری کمکم کن به من یاد بده حتی کارهایی رو که فکر میکردم بلدم ….

    خدایا خودت تور گاید من باش این سفر رو توضیح بده برام من میخوام دستت رو بگیرم و تو راهو نشونم بدی من بهتر از تو کسیو نمیشناسم تنها تویی کمک کننده خدای من.

    ای خدای من که همیشه مواظبمی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    مرا به راه راست هدایت کن خدایا شاخکامو تیز کن که تا خواستم یه ذره از مسیر حوشبختی و سعادت دور بشم سریع برگردم

    ای لایق و سزاوار پرستش .

    در پناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2238 روز

    امروز به شدت به توحید عملی نیاز داشتم

    بعد از اینکه توز دوراهی طلاق یا ادامه زندگی گیر افتادم که همسرم مطرح کرده بود

    قفل شده بودم نمیدونستم چیکار کنم

    فقط اینو فهمیده بودم که باید مهریمو بده و توافقی جدابشیم

    اما بازهم مردد بودم میگفتم نکنه باعث بشه بیشتر اذیت بشم

    نکنه نده و به خاطر منداشتن پول با من بمونه

    اما یه ندایی توی قلبم میگه خداوند کمکت میکنه به راحت ترین شکل ممکن جدا بشی

    نه بدون مهریه که حق توهست

    قانون خداونده

    تو باید عزتمندانه جدا بشی

    الحمدو الله همسرت خیلیم بد نیست بشین توی خونت و شکر زندگیت رو بجا بیاور

    این فایل توحید عملی که اومد

    فهمیدم که چقدر نیاز دارم که توی مسیر صبر کردن و شکرگزاری و توکل بمونم

    و عجله نکنم تند تند نخوام مسئله تموم بشه

    فهمیدم که این مسئله بخاطر این هست تا به خودم و خداوند نشون بوم که چقدر میتونم صبر کنم و خلق کنم با ذهنم

    من یه زندگی آروم

    با احترام

    با عشق رو خلق میکنم

    چه بمونم توی این رابطه چه برم

    من پول فراوانی و عزتمندی رو خلق میکنم به کمک خداوند و توکل میکنم به خودش میسپارم به خودش

    و اینطوری آرامش تمام وجودمو میگیره

    من از خداوند میخوام تابهم کمک کنه که کدوم مسیرو برم تا عزتمندی و رابطه خوب رو خلق کنم

    از همه دنیا متشکرم

    و از هیچکس کینه به دل نمیگیرم

    چون همه اینا کار خداونده

    همه اینا مشیت خداونده

    من از پشت اتفاقات خبر ندارم

    اما هر اتفاقی که افتاده به نفعم هست

    یک سوال قدرتمند کننده

    تا آخر شب

    چه خوبی هایی افراد در حقم کردن

    مثلا پدرم

    مادرم

    خواهرم

    خواهرشوهرم

    خیلییی با احترام باهام برخورد کردن

    و پدرم گفت هرمشکلی داشته باشی من خودم کمکت میکنم بهم پول داد هرچی نیاز داشتم برام خرید گفت نگران نباش حتی بهم گفت من خودم پول میدم برید پیش مشاور

    با همسرم خیلی با احترام صحبت کرد

    مادرم خیلی با محبت و عشق با من و با همسرم رفتار کرد

    خواهرشوهرم هم با من و با همسرم صحبت کرد خیلی منطقی هستن ایشون

    شکرخدا سلامتم به راحتی میخوابم بیدار میشم مطالعه میکنم

    غذای سالم و کافی دارم

    همسرم بازهم مراقبم هست و هیچ آسیبی بهم نمیزنه حتی محبت میکنه

    و حاظد هست هر اتفاقی که میخواد بیوفته با آرامش بیوتفه

    اینا همش لطف خداونده

    چه خیرهایی همسرم بهم رسونده و داره میرسونه

    همیشه مرتب هست توی خونه

    هیچوقت نمیزاره من بدون پول بمونم همیشه منو حمایت میکنه

    مایحتاج خونه رو به طور کامل میخره و حواسش به من هست

    که ناراحت نشم گریه نکنم در آرامش و راحتی باشم

    حواسش هست تا احساس تنهایی نکنم

    بهم احترام میزاره

    بهم اعتماد داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    🌹شقایق 🌹 گفته:
    مدت عضویت: 2700 روز

    “خشوع در برابر خداوند”

    وقتی که یک کاری رو برای اولین بار انجام میدیدم خودمون رو کاربلد نمیدونیم ،خودمون رو نیازمند این میبینیم که به یاری خداوند نیاز داریم ، ولی وقتی کمی راه میوفتیم توی اون کار خبره میشیم دیکه خودمون رو عقل کل مبدونیم و احساس میکنیم که نیازی به کمک و مشورت خداوند نداریم.

    در صورتیکه ما همیشه به کمک خداوندی که کل مسیر رو میدونه نیاز داریم.

    اینکه ما چقدر میتونیم هدایت خداوند را دریافت کنیم به عوامل زیر بستگی دارد:

    1) چقدر باور داریم که نیرویی که کل جهان رو مدیریت میکنه میتوووونه ما رو هم هدایت میکنه

    2) چقدر باور داریم که ما لیااااقت هدایت از طرف خداوند رو داریم.

    +بپذیریم که ما در مقابل خداوند هیچ چیزییی نمیدونیم، در برابر هرچیزی نه فقط کارهای گنده بلکه حتی در غذا درست کردن.

    +انقدر تو هرچیزی باید از خداوند کمک بگیریم تا این بشه جزوی از زندگیمون

    +ما باید فقیییر باشیم به کمک خداوند

    +ایاک نعبد و ایاک نسنعین ورد زبونمون باشه

    +خشوع خودمون نسبت به خداوند رو نشون بدیم

    و در یک کلام ما همواره و در هر لحظه و در هر کاری، به یاد خداوند باشیم، خشوع در دل و زبان باید همیشه با ما باشد در نهایت، به خاطر این که خداوند خود تنها منبع قدرت، علم و هدایت است، باید همیشه در برابر او فروتن و نیازمند باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3275 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَاباً فَسُقْنَاهُ إِلَی بَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ

    و خداوند است که بادها را فرستاد تا ابر را برانگیزاند، پس آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم، و به وسیله ى آن زمین را بعد از مردنش زنده نمودیم. رستاخیز نیز چنین است.

    سلام ودرود فراوان به استاد عزیزم به استاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت بخاطر یه فرصت دیگه واجازه یه صلاه دیگه

    خدایا شکرت بخاطر وفور نعمت وفراوانی ای که در زندگی ام جاری است

    خدایا شکرت بخاطر نعمتهای ریز ودرشتی که به من عطا کردی وازت میخوام قدرت وتوان سپاسگزاری نعمتهایت را به من بدهی

    خدایا شکرت که امروز هم در این مسیر توحیدی واین مکان الهی حضور دارم

    خدایا شکرت بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم

    خدایا شکرت بخاطر احساس خوب وآرامشی که دارم که همه بخاطر حضور تو در زندگی ام هست

    خدایا شکرت بخاطر وجود خودت ،بخاطراینکه رحمانی ،رحیمی ،توابی،وهابی ….

    دقیقاً استاد هرچه در مورد این مسائل صحبت کنیم بازم انگار اولین بار هست که می‌شنویم برای ماهاییکه تا قبل از این خدایی را می‌شناختیم که اگر گناهی مرتکب بشیم سخت مجازات میشیم چیزی از بخشندگی ،از عطوفت ومهربانی اش به ما نگفته بودند ،تازه با بودن در این مسیر لذت با خدا بودن را چشیدیم ،انگار تازه داریم درک می‌کنیم با خدا بودن چه آرامشی دارد وداشتن خودش وحضور خودش در زندگی مان بالاترین نعمت هست

    این روزها هر چه به زندگی ام نگاه میکنم پرشده از هدایت های خداوند است

    وچقدر این تواضع وخشوع در برابر خداوند ما را آسان می‌کند برای آسانیها

    دارم یاد میگیرم برای هرکاری از خودش هدایت بخوام واعتماد کنم ، اگر قراره جایی بریم میگم خودت هدایتمون کن در زمان مناسب در مکان مناسب باشیم

    چقدر این اعتماد کردن ،اینکه بپذیریم ما هیچی نیستیم واز خودش هدایت بخواهیم به ما احساس آرامش وآسودگی خیال می‌دهد

    هفته قبل با همسرم می رفتیم یزد این موقعه سال گرد وخاک خیلی زیاد هست وقتی از خونه آمدیم بیرون باد شدیدی بودگفتم خدایا چی میخوای بگی بهم اگر نباید بریم خودت بهم بگو تقریباً نزدیک دانشگاه آزاد میبد بقدری آسمان قرمز وسیاه شد که حتی جرأت نمیکردی نگاه کنیم به خودم گفتم الخیر فی ماوقع ودیدم همسرم خیلی آرام هست گفتم خدایا سپردم به خودت ،یه حسی دردرونم گفت مشکلی نیست خداوند همواره محافظ وحامی شما است وجالب بود هر قسمتی که ما بودیم همین که از اون منطقه میگذشتیم آن قسمت آسمان قرمز وسیاه می‌شد وما آرام آرام بودیم چون میدونستم اگر نباید بریم خودش هدایتمون می‌کند وخداروشکر بسلامت رسیدیم وبه راحتی کارمان را انجام دادیم وبرگشتیم

    یه مورد دیگه ،یه روز همسرم بدون برنامه خاصی گفت پایه ای دوروزه بریم اصفهان گفتم باشه گفت پس سریع آماده شو ،من وسایل ضروری را برداشتم گفتم بریم همین که رسیدیم به اولین میدان شهرمون دیدم همسرم دور زد گفتم چی شد چرا برگشتی ،گفت نمیدونم حسم گفت نریم شما چی میگی گفتم اگر حست میگه قطعا خیره نمیریم برگشتیم خونه شب که رفتیم بیرون یه دفعه دیدیم چراغهای ماشین خاموش شد وهمسرم گفت فیوزها سوخته وزنگ مکانیک زد گفت صبح بیار فیوزها را تعویض کنم همان لحظه همسرم گفت هیچ وقت حسم دروغ نمیگم ومن گفتم خدایا شکرت خودت هدایتمون کردی که نریم چون تو بر همه امور آگاهیِ

    مواردی هم بوده با اینکه نشانه ها آمده که از اون مسیر نریم وما رفتیم وبعد متوجه شدیم که یا مسیر را اشتباه آمدیم ویا به آن مکانی که مدنظرمون بود به موقعه نرسیدیم ولی در آن مواقع هم گفتیم ما اشتباه کردیم وتویی که آگاه به امور هستی بازم در آن مواقع ما لطف وبخشش خداوند را دیدیم ونتیجه آن با پذیرفتن عجز اینکه ما هیچی نمیدونیم میشه گفت تقریباً همانی شد که می‌خواستیم

    خدایا شکرت…شکرت…شکرت

    من لایق دریافت هدایت خداوند هستم

    خدایا من هیچی نیستم وبه هر خیری از جانب تو فقیرم

    خدایا تنها تو را مپرستم وتنها از تو یاری می‌جویم

    خدایا مرا به راه راست هدایت کن ،به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ،نه غضب شدگان ونه گمراهان

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سیده سعیده موسوی گفته:
      مدت عضویت: 753 روز

      به نام رب العالمین جهان

      سلام دوست عزیزم فهیمه جان

      خدایا شکرت برای این سایت الهی و داشتن دوستان الهی.

      بله عزیزم همه ما لایق هدایت های خداوند قادر مطلق هستیم

      چقدر از دعاهایی که اول کامنت هایت می نویسی انرژی می گیرم

      خدایا شکرت به خاطر وجود خودت

      که همواره با منی و در هر لحظه هوامو داری و من چقدر قربون صدقه اش میرم

      من قبلاً خیلی حواسم به هدایت های خدا نبود

      ولی حالا در هر لحظه حتی برای انجام کوچکترین کارها ازش هدایت می‌خوام

      قبلاً فکر می کردم برای کارهای بزرگ هدایتم می کنه

      اما الان در لحظه به یادشم اونم هوامو داره

      برات آرزوی

      سلامتی و سربلندی و حس و حال خوب دارم

      راستی دیگه خواستی بیای یزد بدون اینجا هم دوستی داری که از دیدنت خوشحال میشه عزیزم.

      به امید دیدار در زمان و مکان مناسب.

      در پناه نور و عشق خدا باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فهیمه زارع گفته:
        مدت عضویت: 3275 روز

        بنام خدای مهربان

        سلام ودرود خداوند به قلب پاکت

        سپاسگزار وجود نازنینت هستم وممنونم که برام نوشتی

        خیلی جالبه دیروز من از صبح که بیدار شدم البته کاری که هرروز انجام می‌دهم ولی دیروز انگار جنسش فرق داشت وقتی تمرین ستاره قطبی را نوشتم بخدا گفتم امروز روی دوش تو میشینم ولذت میبرم که تو چطوری کارها را برام انجام میدی ومرا به آسانی، آسان میکنی برای آسانیها

        ظهر حسم گفت امروز از یکی از دوستان بهشتی ایت پیام داری ولی من جدی نگرفتم گفتم نه ولی وقتی غروب آمدم سایت دیدگاه پرمهر شما را دیدم شگفت زده شدم

        استاد درست می‌فرمایند که خداوند همواره داره مارا هدایت میکند فقط ما باید باور کنیم

        سیده جان قطعاً خودت تجربه کردی که کارهایی که با هدایت خداوند انجام شود چقدر شیرین ولذت بخش هست

        دوستت دارم به امید دیدار شما دوست عزیزم در زمان ومکان مناسب

        در پناه الله یکتا شاد ،سلامت وثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سمیه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 836 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز، و خانم شایسته مهربون

    من اولین بار هست که دارم کامنت میذارم ولی بیشتر از یک ساله که عضو سایت هستم.

    امروز داشتم تو دفترم مینوشتم که خدایا من واقعا نمیدونم چیکار باید بکنم بخ خاطر شرایطی که الان توش هستم داشتم مینوشتم خدایا تو فقط میدونی که من باید تو هر لحظه چیکار بکنم، کلی نوشتم که خدایا مالک همه چیز تو هستی تو صاحب همه چیز هستی، تو سرپرست و ولی و صاحب اختیار من هستی وقتی تو سرپرست من هستی پس تو مسئول همه چیز من هستی مگه خودت نگفتی الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور خدایا من دوست دارم به تو ایمان داشته باشم و تو هم باید سرپرست من باشی.

    بعد از اینکه اینها رو تو دفترم نوشتم اومدم تو سایت کلمه توحید رو سرچ کردم، این فایل اومد چقدر حرفهای شما استاد ربط داشت به تمام چیزهایی که تو دفترم نوشتم. تمام این مواردی که شما گفتین دقیقا برای من هم همینطور هست من موقعی که رانندگی میکنم و احساس میکنم که خیلی حرفه ای شدم همون لحظه به خودم میگم ساکت باش بذار خدا هدایتت کنه تو هیچی نیستی در مقابل خدا، اتفاقا وقتی این

    حرف رو به خودم میزنم میبینم چقدر بهتر و حرفه ای تر و با احتیاط تر و حواس جمع تر رانندگی میکنم. دقیقا همینطوره که

    شما میگید استاد انگار ی حسی تو قلبم بهم میگه به من گوش

    کن نه به خودت، خودت هیچی نمیدونی، بارها پیش اومده که

    تو کسب و کاری که دارم وقتی خودم رفتم جلو و گفتم من

    میدونم، اینقدر کارها سخت پیش رفته ولی وقتی یادم اومده

    که خدایا تو همه کاره ای من اصلا نمیدونم چیکار باید بکنم تو

    میدونی بهترین کار چیه، همون لحظه خدا وارد عمل میشه و

    اوضاع رو اینقدر خوب و رَوون پیش برده که پیش خودم گفتم

    تو چرا از اول کار رو به خدا نمیسپری، همیشه به خودم میگم در مقابل خدا تو فقط باید نقش ناظر رو داشته باشی و کار رو

    بدی خدا انجام بده، وقتی با این دید رفتم جلو کارها به سادگی

    و خیلی قدرتمندانه انجام میشه، وقتی قدرت رو از خدا میگیرم

    و میدم به خودم یا به یکی دیگه یا به ی چیز دیگه و یا به ی شرایط بیرونی، همه چی خسته کننده و پردردسر میشه ولی وقتی قدرت رو میدم به خدا و میگم خدایا من هیچی نمیدونم،

    تو تمام کارم رو انجام بده همون لحظه صدای خدا رو تو قلبم

    میشنوم که میگه چشم، چرا اینقدر خودت رو خسته کردی از

    اول بذار من کارت رو انجام بدم دیگه.

    واقعا بالاترین درصد علت به دردسر افتادن آدمها شرکه، قدرت

    رو از خدای رحمان بگیری و بدی به خودت یا بدی به هر کی یا هر چی غیر خدا.

    خدا روی این موضوع خیلی حساسه، دلیلش هم اینه که ما

    اصلا اینجا هستیم فقط برای همین موضوع، ما اینجا هستیم

    برای اینکه موحد باشیم برای اینکه یکتا پرست باشیم. وقتی من

    میگم خودم بلدم یعنی اینکه به خدا میگم خدایا تو قدرت

    نداری و خودم رو شریک خدا قرار میدم. خدا هم میگه مگه

    نمیگی قدرت داری برو ببینم چیکار میتونی بکنی و تو میری کلی دردسر میکشی و اذیت میشی و آخرش میفهمی که خدایا من اشتباه کردم من هیچ قدرتی ندارم تمام قدرت از آن توئه، و

    به قول شما استاد عباسمنش عزیز، همیشه باید، این آیه ایمان

    و یکتا پرستی تو هر کاری یادمون باشه که ایاک نعبد و ایاک

    نستعین، تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم و در

    ادامه، خدای رحمان میگه وقتی تنها من رو پرستش کردی و

    تنها از من یاری خواستی حالا وظیفه من اینه که تو رو به راه

    راست هدایت کنم و به تو نعمت بدم.

    اگه فقط همین رو از قرآن متوجه بشیم و تو زندگی روزمرمون

    به کار ببندیم خیر دنیا و آخرت نصیبمون میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    میلاد شوشتری گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    استاد عزیزم سلام

    در خصوص آگاهی این فایل پس از تقریبا 10 بار که گوش دادم ، دقیقا درک میکنم که هر وقت مغرور شدم چقدر سریع با کله خوردم به سنگ و متلاشی شدم .

    باورتون میشه منم همین تجربه شما رو داشتم برای ورود به دانشگاه ، هیچ پولی نبود ولی من در عین معجزه لیسانس رو در دانشگاه آزاد گرفتم و هر بار از یه جایی پولش جور می‌شد ، قانون رو بلد نبودم ولی مثل صحبتهای شما در این فایل با خدا بی واسطه حرف میزدم ، باورتون نمیشه در طول این 4 سال شاید 4 مرتبه از مادرم پول نگرفتم ولی خدا از طریق متعدد دستانش برام جور می کرد.

    سر کار رفتم ، سربازی رو برام حل کرد باز از طریق دستانش بهم خبر داد از چه مسیری و کی وارد بشم و راحت انجام شد ، چون فقط از خودش خواسته بودم .

    اوضاع که بهتر شد و شرایط مالی پیشرفت کرد ، هر جا مغرور شدم شرایط رو از دست دادم ، پیمانکار بودم و فکر کردم من هستم که دارم این کارهای بزرگ رو میکنم از علم خودمه مثل داستان قارون در قرآن و رفتم توی مسیر سرازیری شکست .

    توی کار ملک و بازسازی و … هر روز دنبال یه چیزی می رفتم ، یه روز باغ و ویلا ، یه روز زمین های حاشیه ، یه روز آپارتمان و هر روز احساس می کردم دارم عقب تر میافتم ، می دونین چرا ؟

    چون روی عقل خودم حساب می کردم و خسته و درمانده بودم تا اینکه یه روز دست برداشتم و از خدا هدایت خواستم و از این شغل آمدم بیرون و هدایت شدم به تهران یه پست مدیریتی توی یه شرکت خصوصی ، داستانش رو توی کامنتهای قبلی گفتم ،

    اونجا جون گرفتم ، قوی شدم ، آخه شغل مورد علاقه من بود ولی باز وقتی اوضاع بهتر شد گفتم از علم خودم بهتر شده اوضاع ، همیشه شکر خدا میکردم و اعتبارش رو به خدا میدادم ولی شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه در دل تاریکی شب مخفی و پنهان هست .

    ما باید فقط روی خدا حساب کنیم

    ما باید به عجز و ناتوانی خودمون در تمامی موارد در مقابل خداوند با تک تک سلول های بدنمون قلب و روحمون اعتراف کنیم

    ما باید تمامی امور رو به رب العالمین بسپاریم با عشق

    ما باید اعتراف کنیم که هیچی نم دونیم در مقابل آگاهی برتر

    ما باید اعتراف کنیم هر جا روی آدما حساب کردیم پشت ما رو خالی کردن

    به قول یه بزرگی :

    بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

    ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

    به خودم میگم ، آخه چقدر باید چک بخوری از بابت این حساب کردن روی وعده و وعید های مردم

    خدا که هست ، بهترین رفیقی که هیچ وقت خلف وعده نداره ، اتفاقا قدرتمندترینه ، ثروتمندترینه ، آگاهترینه ، با معرفترینه ، همیشه هست و دوست داره تو در تمامی ابعاد زندگی موفق و شاد باشی تا بهش نزدیکتر بشی ، لذت بیشتری ببری ، با کیفیت تر عبادت و پرستشش کنی

    خدایا من و همه دوستان و عزیزانمون رو به راه راست راه آسون راه توحید و یکتاپرستی راه نعمت و ثروت و آگاهای و عمل به قوانین بدون تغییرت هدایت کن

    تو‌بی منت میدی ، تو در ازای این هدایت و حمایت از ما هیچی نمیخوای ، بدهکارت نیستیم و این خوبه این مسیر درسته

    خدایا آیا میشه عاشقت نباشم

    خودت میدونی سه ماه هست توی تضاد هستم و طبق دستورت دارم کنترل ذهن میکنم و خودت وعده دادی : و من یتق الله = یجعل له مخرجا + و یرزقه من حیث لا یحتسب پس آخرش خوشه این ظاهر داستانه من عبور میکنم چون ایمان دارم ، تو از جایی که من فکرش رو‌نمیکنم بهم رزق و روزی ، هدایت ، نعمت و روشنی مسیر میدی .

    چقدر توی این تضاد بزرگ شدم رشد کردم اصلن یه آدم دیگری هستم ، قدرتمند تر و آماده تر برای یه اتفاق بزرگ‌تر و پر خیر و برکت تر

    دمت گرم

    واقعا آرام جان منی

    استاد خیلی فایل بینظیری بود

    عاشق چند دقیقه آخرشم هستم با اون ترانه بینظیر در خصوص صفات خداوند و مکانی که توسط حضرت ابراهیم بنا نهاده شده که خلیل الله بود

    موحد بود و مشرک نبود

    از خدا میخوام کمکم کنه در مسیر توحید تکاملم رو طی کنم و با دوستی با اون به هر آنچه میخوام در دنیا و آخرت میرسم

    ربنا آتنا فی دنیا حسنه و فی الاخره حسنه

    فقط با توحید میسر می‌شود و لا غیر

    مشکل 99 درصد مردم جهان شرکه

    من خیلی چک و لقد خوردم تا اومدم توی مدار توحید

    خدا میدونه فایل فقط روی خداوند حساب کن رو نیت کردم 40 روز ببینم و گوش بدم و علاوه بر برنامه دوره ها هر روز از فایلهای توحیدی سایت استفاده کنم

    ایمان دارم زندگیم در تمام ابعاد متحول میشه به سمت هم جهت شدن با مسیر خیر و خوشبختی خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    آرمان احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2824 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و خانوم شایسته عزیز

    و خدمت خانواده گروه تحقیقاتی عباس منش

    داشتم مصاحبه با استاد قسمت 29رو گوش میدادم

    یه خاطره ای یادم افتاد که خیلی برای خودم جالب بود

    موقع ای که سن و سالم پایین بود ، و ماشین نداشتم داشتم میومدم زنجان و اومدم یه جا گذری وایسادم یه جا که تو شهرستان ما طارم توریستی هستش و آخرهفته ها از مرکز استان میان برای تفریح

    روز جمعه هم بود ، اونجایی که من وایساده بودم خیلی کم تاکسیا سوار میکنن همینطوریش که تاکسی در طول هفته کم هست و جمعه کمتر از بقیه روزاست و باشن هم اونجا وسط مسیره باید خیلی شانس بیاره آدم که سوارش کنن

    خلاصه که احتمال تاکسی گیر اومدن اونجا کمه

    منو یه شاسی بلند سوار کرد رو صندلی های عقب پسرشون دراز کشیده بود و خواب بود ولی با این حال منو سوار کردن و رسوندن زنجان

    خیلی چیز بزرگی نبود

    ولی نتیجه گیری که تو ذهنم اتفاق افتاد اینکه کافیه که اراده کنی و قدم برداری خدا برات طوری میچینه که بیای مثلا به یکی که تو این فازا نیست تعریف کنی قطعا میگه که دروغه

    و خداوند کار کوچیک و بزرگ براش فرقی نداره

    انجامش میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    افسانه عرب گفته:
    مدت عضویت: 1294 روز

    سلام وقت بخیر

    تقریبا یکسالی میشه کامنت نزاشته بودم و الان که تقریبا دو هفته هست که اومدم فایل های توحیدی رو گوش میدم . هدایت شدم به این فایل و به من گفته شد که کامنت بزارم و از نشانه هایی این مدت بزارم و بگم هر وقت تسلیم خدا باشیم ، خودش به راحت ترین شکل و به بهترین مسیر ما را هدایت خواهد کرد .

    من از خدا، خالق جهان که قدرت مند ترین هست ممنونم که مرا دوباره به این مسیر هدایت کرد .

    فهمیدم وقتی بی چون و چرا تسلیم خدا باشی و به غیر از اون ، از کسی توقعی نداشته باشی ، قشنگ غیر ممکن رو ممکن میکنه .

    خدا میشه بهترین دوست و همدم

    میشه همونی که همیشه منتظرش بودی یه کاری برات بکنه و ازش تشکر کنی

    میشه همونی که مشتاقه تا بشنوه فقط چی نیاز داری

    از خدا ممنونم که همیشه بهترین ها را برام چیده ، کنار گذاشته

    صبح ها به قول استاد اجازه میدم به خدا که منو به سمت خوشبختی ، راحتی ، ارامش ، حس خوب ، ثروت ، راه های سلامتی هدایت کنه

    صبح ها در ستاره قطبی از خدا می خوام که تا اخر شب از مسبر هدایتش دور نشم و تسلیمم در برابر خودش

    امیدوارم توحیدی بمانیم و به سمت ارامش و نور و حقیقت بریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: